<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میم باقری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mim70</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:37:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>میم باقری</title>
            <link>https://virgool.io/@mim70</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: اول شخص مفرد</title>
                <link>https://virgool.io/@mim70/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5-%D9%85%D9%81%D8%B1%D8%AF-rmgnbrdlcyne</link>
                <description>انتخاب من برای چالش این ماه طاقچه کتاب اول شخص مفرد نوشته هاروکی موراکامی است که در سال ۱۴۰۰ منتشر شده. نویسنده مشهور ژاپنی که جوایز بسیاری را در این حوزه از آن خود کرده است.این کتاب از هشت داستان کوتاه تشکیل شده که تمامی ان ها  از دید اول شخص روایت می شود. هفت راوی این مجموعه داستان مجهول اند و تنها نام یکی از انها یعنی هاروکی موراکامی مشخص است.از انجا که تا به حال کتابی از این نویسنده نخوانده بودم، با سبک اثارش اشنایی نداشتم و چند داستان اول در کنار روان بودن داستان ها، از اتفاقات عجیب و ناگهانی و بعضا غیر قابل باورش متعجب می شدم که چه طور می شود یک داستان کاملا غیر ممکن را جوری برای خواننده تعریف کنی که او را قویا به فکر واداری و قوه منطق و استدلالش را هم، هم زمان زیر سوال ببری! اکثر قریب به اتفاق داستان ها در فضای نوجوانی و جوانی می گذرند که امیال در ان سرکش هستند و با وجود سانسورهای مختلف، صحنه های +۱۸ از ارتباطات افراد، در ذهن تداعی می شود.در بسیاری از داستان ها به موسیقی، انواع و سیر تاریخی ان در دوران زندگی نویسنده پرداخته می شود  که نشان دهنده تسلط نویسنده در این حوزه است و اسامی و سبک های ذکر شده در ان، غریبگی من با این حوزه را مدام یاداور می شد.در جایی خواندم که منتقد نشریه‌ی نیویورک‎ تایمز درمورد این اثر می‎ ‎گوید: «در این مجموعه به نظر می‌رسد که موراکامی با خواننده احساس راحتی بیشتری می‌کند و اجازه می‌دهد که داستان‌ها حالتی اتوبیوگرافی و اعتراف‌گونه داشته باشند. موراکامی خواننده را با خود همراه می‌کند تا عجیب‌ترین لحظات زندگی را در کنارش تجربه کند و او را وادار به فکر کردن درباره‌ی موضوعاتی همچون زمان، هویت و ارتباط آن‌ها با یکدیگر نماید.» در ادامه تکه هایی از دو داستان را بریتان می اورمتکه اول:《می‌خواهم داستان زنی را برایتان تعریف کنم. فقط موضوع این است که درباره‌اش تقریباً هیچ نمی‌دانم؛ حتی اسمش را به یاد نمی‌آورم یا چهره‌اش را. شرط می‌بندم او هم مرا به‌خاطر نمی‌آورد.اولین بار که او را دیدم، دانشجوی سال دوم دانشکده بودم و حدس می‌زنم او هم بیست‌وپنج سالی داشت. هر دو نیمه‌وقت در جایی کار می‌کردیم. بنا نبود چنان اتفاقی بیفتد، ولی یک شب را باهم گذراندیم و بعد از آن هرگز یکدیگر را ندیدیم.نوزده سالم که بود، اصلاً از احوال درونی خودم آگاه نبودم، چه برسد به احوالِ درونی دیگران. با وجود این احساس می‌کردم از عملکرد غم و شادی سر درمی‌آورم. ولی آنچه هنوز از درکش عاجز بودم، وجود هزاران پدیده‌ای بود که در فاصلهٔ میان غم و شادی وجود داشت و اینکه چه رابطه‌ای بینشان برقرار است. بنابراین همواره مضطرب و درمانده بودم.》 تکه دوم:پرنده گفت: «مرگ همیشه مثل اجل معلق سر می رسد؛ و درعین حال سر وقت و با حوصله کارش را انجام می دهد؛ مانند عبارات زیبایی که به ذهنت خطور می کند. به آنی بند است، اما آنی ابدی. به گسترۀ کرانۀ شرقی تا کرانۀ غربی، و تا بی کرانگی شاید. در این ساحت مفهوم زمان  می شود. از این منظر ممکن است قبل از اینکه به پایان عمرت برسی، مرده باشی و مرگ حقیقی، زمان اضمحلال و فروپاشی است؛ لحظه ای که باقیمانده وجودت نیز به ناگاه و به تمامی محو می شود و به عدم بازمی گردد؛ و این بیان حال من بود.» https://taaghche.com/book/99114/%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5-%D9%85%D9%81%D8%B1%D8%AF </description>
                <category>میم باقری</category>
                <author>میم باقری</author>
                <pubDate>Sun, 20 Mar 2022 23:28:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: رابینسون کروزو</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%B3%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%88-m0wpepcksxxy</link>
                <description>یکی از پیشنهادهای طاقچه برای چالش بهمن ماه با عنوان کتابی که ماجراهایش در سفر رخ می دهد.این کتاب معروف ترین نوشته دانیل دِفو است که در سال ۱۷۱۹ چاپ شده و ملقب به پدر رمان انگلیسی است و خیلی ها ان را اغاز گر سبک کتاب های فانتزی می دانند.شخصیت اصلی کتاب که عنوان کتاب از او گرفته شده، در خانواده متوملی در بریتانیا به دنیا امده و بر خلاف خانواده که دوست دارند فرزندشان شغلی مانند وكالت را برگزیند و کنارشان بماند، سودای ماجراجویی و کشف ناشناخته ها را در سر می پروراند.پس از مدتی مخالفت با خانواده و بدون اطلاع آنان به عنوان خدمه کشتی عازم سفرهای دریایی می شود. سفر اول او با غرق شدن و نابودی کشتی پایان می یابد، اما او نا امید نشده و با کشتی دیگری عازم افریقا می شود و به دنیال ان سفرهای دریایی زیادی را پشت سر می گذارد و ثروتی را هم از راه تجارت دریایی به دست می اورد. در یکی لز سفرهایش عازم برزیل می شود و با خریدن زمین و پرداختن به کشاورزی برای مدتی در انجا ماندگار می شود.اما باز هم هوای ماجراجویی او را رها نمی کند و با یک کشتی عازم افریقا می شود. این بار کشتی ان ها دچار طوفان مهیبی می شود و همه همراهان او در دریا غرق می شوند. او مجبور می شود مدت نا مشخصی را در سرزمینی در ناکجا اباد و به تنهایی سپری کند.در طی اقامت در جزیره چندین بار تلاش هایی برای ساختن قایق انجام می دهد اما از انجا که هیچ اطلاعی از موقعیت جزیره ای که در ان گرفتار امده ندارد، اسودگی خود در دریاچه را رها نکرده و خطر نمی‌کند. او در جزیره به کشاورزی،  سبد بافی، سفال گری، دام پروری و ... می پردازد و چند خانه در نقاط مختلف و برای فصل های مختلف می سازد و از بقایای چند کشتی به گل نشسته طلاهای زیادی را ذخیره می کند که در این جزیره هیچ فایده ای برای او ندارند.پس از ۳۰ سال گذران زندگی در یک جزیره متروکه ، طی ماجرایی، جان فردی بومی را نجات داده و او را جمعه می نامد و پس از حدود سه سال زندگی با اطلاعات جدیدی از موقعیت جغرافیایی جزیره به دست می اورد. درهمین حین، یک کشتی انگلیسی ربوده شده، به ساحل جزیره نزدیک می شود. رابینسون و جمعه به یاری ناخدای کشتی می روند و با بازپس گیری کشتی، همراه انان به انگلیس باز می گردد. در انجا متوجه می شود که پدر و مادرش سال‌ها پیش مرده اند. بنابراین عازم برزیل می شود. در انجا هم همه دارایی خود را به پول تبدیل می کند و مجدد به خانه باز می گردد یعنی همان جزیره ای که سال ها در ان زندگی می‌کرد .من بارها از شخصيت اصلی شاکی شدم که چرا کاری برای رهایی از جزیره انجام نمی دهد و مگر می شود این حجم از بی خبری و تنهایی را ۳۰ سال تاب اورد! مگر می شود هیچ علقه ای به خانه و وطن و والدین نداشت ! مگر می شود به دنبال زندگی ارام نبود! اما مدام به خودم یاداوری می کردم که این کتاب حدود ۳۰۰ سال پیش نوشته و در زمان خودش شاهکاری به حساب می امده https://taaghche.com/book/29014 </description>
                <category>میم باقری</category>
                <author>میم باقری</author>
                <pubDate>Sat, 19 Feb 2022 22:57:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>