<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mina sohrabi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mina.sohrabi31310</link>
        <description>در دایره عشق اگر باران بلا می بارد! عاشق ان است که از دایره بیرون نرود!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:41:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/137618/avatar/tSxwFE.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>mina sohrabi</title>
            <link>https://virgool.io/@mina.sohrabi31310</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آدم‌های خوب با كتاب‌خواندن خوب‌تر می‌شوند و آدم‌های بد، بدتر!</title>
                <link>https://virgool.io/@mina.sohrabi31310/%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%A7-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%AA%D8%B1-vfqzu3sjwuua</link>
                <description> کتاب و کتابخوانی از زوایای دیگرنویسنده: پویان بوترابی معمولا آدم‌های خوب با كتاب‌خواندن خوب‌تر می‌شوند و آدم‌های بد، بدتر. يک قاتل يا سارق اگر اهل مطالعه باشد به‌ندرت ردی از خود باقی می‌گذارد ...با ارتقای آگاهی، حتا ديكتاتورها ديرتر به سقوط  می‌رسند... و آزادی‌خواهان زودتر به آزادی.اما تاجایی كه حافظه‌ام ياری می‌کند، كتاب هرگز نتوانسته يک ديكتاتور را آزادی‌خواه كند... مطالعه، مسير را عوض نمی‌کند، به مسير كيفيت می‌دهد...در كشورهایی كه سرشت مردمش با خرافات و عقده‌های تاريخی و اضطراب‌های‌ موروثی٬ خو گرفته...گاهی حتا نسخه‌ای از يک كتاب می‌تواند خطرساز باشدمثل خوددرمانی‌ یک بيمار با نسخه‌ی‌ بيماری ديگر...درصد كمی از مردم كتاب می‌خوانند و درصد كمتری‌ كتاب را درست می‌خوانند... شاعرانی را ميشناسم كه خودكاربه‌دست، مثل دانش‌آموزی در شب امتحان، تندتند کتاب‌ها را می‌‌خوانند و گوشه‌ای‌ هم نكات مهم را می‌نويسند اما فقط برای تقلب.فيلم هم خودكاربه‌دست می‌بینند، تا ديالوگ‌های زيبا را عينا در ترانه و شعرشان به‌كار ببرند...عده‌ای ويکی‌پديا برا‌ی‌شان كافی‌ست. با حفظ‌كردن اسم نويسنده‌ها و خواندن چکیده‌ی داستان‌ها ، بين اقوام و دوستان‌شان، از متفكرين محسوب می‌شوند.اما كتاب‌خوان های جدی، آدم‌هایی عميقاًتنها هستند. هرشب روی دست‌های تكيده‌ی آنها به‌جای‌ موی معشوق، كتابی باز است... عطر &quot; او&quot; را از واژه ها می‌شنوند... رويا می‌سازند.. و با بوی كاغذها به‌خواب می‌روند...بهتر می‌شد اگر یک‌هفته قبل‌ از &quot;هفته‌ی کتاب‌خوانی&quot;، هفته‌ی &quot; چگونگی و چراییِ كتاب‌خوانی &quot; نام‌گذاری می‌شد.. كه يادبگيريم هركتاب را پنجره‌ای ببينيم برای ورود به‌ جهانی‌تازه...نه خانه‌ای برای ورودِ يواشكی و دستبردزدن ...در بهترين ‌حالت‌ ممكن، كتاب‌خوانی كه تامل و تعمق ندارد، &quot;حمال تفكر ديگران است&quot;&quot; ايجاد فرهنگ مطالعه &quot; تعبيری مضحک است در جامعه‌ای كه از يک‌طرف اغلب، آدم‌های ضدفرهنگ، بی‌ادب و بی‌سواد، متوليان فرهنگی‌اند و از یک‌طرف، فرهنگ‌سازان فیک و جعلی، غالب‌اند...۳ بند از حيات ١٩سالگی‌م، كه تصويری از هم‌زيستیِ انقلاب و تواضع ماست؛  اين‌همه‌سال پرسه‌زديم/ تو كوچه‌های انقلابگفتيم همين غنيمته/ پيدا ميشه چارتا كتابپوستر &quot; صادق &quot; و همون/ جمله‌ی معروف زيرِ اونرو هم ميشن هزارتومن/ با افستِ سه‌قطره‌خون...ژست ترک‌خورده‌ی ما/ رو شيشه‌ی مغازه‌هاهمينجوری خيره‌شديم/ به چشمای چه‌گوارا ...-اين‌روزها احتمالا اينجورپوسترها و كتاب‌های چاپ افست هم ناياب شده... از اين‌ها كه بگذريم ... از جنبه‌ی دیگر؛ به‌نظر من مطالعه‌ی زياد غالبا برای اين است كه تو جای خالی &quot;او&quot; را نبيني... لذت خواندنِ مثلا شعر و فلسفه بی او اصالت ندارد.لذتش برای محتوايش نيست. برای آن است كه فراموش‌كردنِ او را آسان می‌كند. فراموش‌كردنِ هرگزنبودنش يا حالانبودنش... فرقي نميكند..-می‌شود بجای &quot;او&quot; بگوييم &quot;آن&quot;.اين &quot; آن&quot; هرچيزی هركسي يا هرحسي می‌تواند باشد كه جای خالی‌اش همه‌ی زندگی‌مان را گرفته. با نگاهی لاكانی ؛ عمر ما صرف پيداكردن گم‌شده‌ای می‌شود كه هرگز نمی‌یابیم‌اش ... كه با آن به‌تكامل برسيم... تكامل و يگانگی‌ای كه روزی در رحمِ مادر تجربه‌کرده‌ايم...نه‌فقط در‌ خواندن، در نوشتن هم قصه همين است؛ &quot;او&quot; نباشد و من بنويسم و نوشته‌هايم برای ديگران خاطره شود؟! می‌خواهم نشود...با قبول اين نگاه؛ که ما می‌خوانيم تا لذت ببريم و به‌درک برسيم، خواندن یک‌رُمان ۵۰۰صفحه‌ای بيشتر كيف می‌دهد يا یک‌بوسه‌ی ۵دقيقه‌ای از لب‌های &quot;او&quot;؟ كدام از اين دوفعل، درک درست‌تر و گزارش دقيق‌تری‌ از حقيقتِ زندگی به‌ ما می‌دهد؟ نه اشتباه نكن! مغز من در نيازهای‌اولیه‌ی‌جسمی، درجا نميزند!آناتومی‌ِعاطفی من به‌حدی‌ خوش‌تراش و زيباست كه‌ ابتدا و انتهایش، شکل تمنای اوست..من به‌دنيا آمده‌ام كه او را ببينم و بروم .‌‌‌.. ولاغير!اگر او باشد و قهوه و ميز كنار پنجره هم باشد آن‌وقت می‌توانم بگويم به‌به چه‌ شعر دلچسبی چه كتاب باحالی... تازه اگر بوسه‌هايش مجال خواندن بدهد.. بی &quot;او&quot;، شعر حافظ هم -حتا با صدا و دكلمه‌ی خودِ آن‌حضرت- تنها كاربرد تسكين‌دهندگي دارد. اگر او كنارم باشد، آن‌وقت می‌توانم فيلم‌های‌هنری جهان را بی‌توقع تماشا كنم... وگرنه مفهومی‌ترين و هنری‌ترين فيلم، زندگی خودم بوده كه هر دقيقه‌اش ده‌بار ناظران را به‌خواب‌می‌برد‌‌... &quot;انسان مثل درخت است، هرچه برافراشته‌تر و پربارتر می‌شود ريشه‌هایش بيشتر در كثافت و لجن فرو می‌رود.&quot;اين‌‌ گفته‌ی‌ نيچه وقتی از ذهنم عبور ميكند، تنم ميلرزد؛ كتاب را ميبندم و نگاه ميكنم به پاهايم!</description>
                <category>mina sohrabi</category>
                <author>mina sohrabi</author>
                <pubDate>Wed, 19 Feb 2020 15:29:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی 10 کتاب که شاید نخوانده باشید!</title>
                <link>https://virgool.io/@mina.sohrabi31310/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-10-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-malduxwjsqo8</link>
                <description>1.کتاب &quot;و من دوستت دارم&quot;فردریک بکمن دیگر مشهورتر و محبوب‌تر از آن است که نیاز به معرفی داشته باشد. میلیون‌ها نفر در دنیا رمان اول او، مردی به نام اوه و رمان خلاقانه شهر خرس را خوانده‌اند و شیفته‌اش شده‌اند. حالا بار دیگر این نویسنده سوئدی بارمانی کوتاه آمده است: و من دوستت دارم که نام دیگر آن معامله زندگی است. او یک‌بار دیگر هم ذوق خود را در این سبک هم آزموده است. این کتاب، داستانی کوتاه است درباره آنچه درازای نجات یک زندگی، باید قربانی کنیم. اگرنه آینده، که گذشته هم مهم باشد، اگرنه تنها جایی که می‌رویم، بلکه ردپایی هم که بجا می‌گذاریم اهمیت داشته باشد، اگر مجبور باشیم همه داروندارمان را بگذاریم؛ خود را فدای چه کسی خواهیم کرد؟ نشر نون اولین ناشر ایرانی است که مجموعه کامل آثار بکمن را به مخاطبان فارسی‌زبان ارائه کرده است.2.کتاب &quot;برتری خفیف&quot;گزیده ای از کتاب: می خواهم به خاطر وجودم در این دنیا، جهان بهتری داشته باشیم. می خواهم که زندگی، شغل و خانواده ام معنا و هدفی داشته باشند. اگر زندگی شخص دیگری را بهتر نمی کنید، وقتتان را هدر می دهید. فقط با کمک به بهتر ساختن زندگی دیگران است که زندگی شما بهتر می شود.3.کتاب&quot; تخت خوابت را مرتب کن&quot;هیچ‌یک از ما از لحظات دردناک زندگی در امان نیستیم. مثل آن قایق پارویی کوچک که اساس تمرینات دوره‌ی نیروی دریایی ما بود، لازم است که همه‌ی ما گروهی از افراد خوب و درست را برای رسیدن به مقصد زندگی در کنار خود داشته باشیم. شما به‌تنهایی از پسِ پارو زدن برنمی‌آیید. کسی را پیدا کنید تا زندگی خود را با آن قسمت کنید. تا جایی که امکان دارد دوست پیدا کنید و هرگز فراموش نکنید که موفقیت شما در گرو دیگران است.4.کتاب&quot; حکایت دولت و فرزانگی مارک فیشر&quot;گزیده ای از کتاب را با هم میخوانیم: آنچه بیشتر مردم یا دست کم افراد ناموفق از آن بی خبرند این است که زندگی دقیقا به ما همان چیزی را می‌دهد که می‌خواهیم.هر چیزی که برایت پیش می‌آید،محصول اندیشه‌های توست.پس اگر می‌خواهی زندگیت را عوض کنی،باید از عوض کردن اندیشه‌هایت آغاز کنی !5.کتاب &quot;همان خواهم شد که تو می‌خواهی&quot;کتاب همان خواهم شد که تو می‌خواهی اثر مایندی مجیا، داستان پرفراز و نشیب و هیجان‌انگیز آدم‌هایی است که از کشف رابطه‌ها و برملا شدن رابطه‌های‌شان غافلگیر می‌شوند. این اثر لقب بهترین داستان معمایی از نگاه وال استریت ژورنال را از آن خود کرده است.همان خواهم شد که تو می‌خواهی (Everything you want me to be)، یک سال از زندگی جاه‌طلبانه و خطرناک دختری نوجوان را به تصویر می‌کشد. ماجرا در مینسوتای آمریکا می‌گذرد و هر شخصیت، ماجرا را از نگاه خودش دنبال می‌کند.6.کتاب&quot; مثل خون در رگ های من&quot;یداىِ خوبِ نازنینم !مدت‌هاست که برایت چیزى ننوشته‌ام ...!زندگى مجال نمى‌دهد : غمِ نان !با وجود اینخودت بهتر مى‌دانى،نفسى که مى‌کشم تو هستى؛ خونى که در رگ‌هایم مى‌دَود و حرارتى که نمى‌گذارد یخ کنم ...!امروز بیشتر از دیروز دوستت مى‌دارم و فردا بیشتر از امروز ...و این،ضعفِ من نیست،قدرتِ توست ...!7.کتاب&quot; کافه پیانو&quot;راستش را بخواهید؛ کفش یکی از آن معدود چیزهایی ست که شخصیتِ آدم را لو می دهد و اگر خیلی دلتان می خواهد بفهمید کی چه کاره است، اول به کفش هایش نگاه کنید. چون پیش می آید لباسِ تن آدم مال دوستش باشد. یعنی طرف رفته باشد پیش دوستش و بهش گفته باشد یک قرار مهم دارد و باید آدم متشخصی به نظر برسد. چیز آبرومندی هم ندارد که تنش کند. این است که لطف کند و لباس هایش را به بهش قرض بدهد. اما کمتر پیش می آید دل آدم رضایت بدهد کفش کس دیگری را بپوشد یا بدهد کفشش را یکی دیگر پایش کند. این است که کفشِ پای هر کسی قطعا مال خودِ آدم است نه مال هیچ کس دیگر و این است که اگر بخواهید می توانید از روی کفشِ آدم ها بفهمید طرف چه وضع و حالی دارد!8.کتاب &quot;هنر خوب زندگی کردن&quot;در کتاب هنر خوب زندگی کردن، با پنجاه و دو میان بُر ذهنی آشنا می‏شوید تا با کمک آن‏ها تصمیمات بهتر و هوشمندانه ‏تری بگیرید. شناخت این ابزارها شاید نتواند یک زندگی خوب را برای‏تان تضمین کند، اما مسیرتان را برای رسیدن به آن هموارتر می‏کنند.9.کتاب &quot;مشکلات را شکلات کنید&quot;در کتاب «مشکلات را شکلات کنید» نویسنده سعی کرده ابعاد مختلف مشکلات را برای خوانندگان روشن کند و با بیان داستان ها و سرگذشت های اغلب واقعی و تمثیلی اراده انسان را در رویارویی با مشکلات افزایش دهد و به آنها یادآوری کند که زندگی تماما یک فرصت است . عنوان کتاب که برگرفته از معمایی تکراری و قدیمی ست، به طور کاملاً مناسبی با داستان های آورده شده در کتاب هماهنگی دارد.10.کتاب &quot;چهل نامه کوتاه به همسرم&quot;خوشبختى را نمى‌توان وام گرفت !خوشبختى را نمى‌توان براى لحظه‌ايى نيز به عاريت خواست. خوشبختى را نمى‌توان دزديد ، نمى‌توان خريد ، نمى‌توان تكدى كرد ...بر سر سفره‌ى خوشبختىِ ديگران، همچو يك ناخوانده مهمان، حريصانه و شكم پرورانه نمى‌توان نشست، و لقمه‌اى نمى‌توان برداشت كه گلوگير نباشد و گرسنگى را مٌضاعَف نكند !پرنده ى سعادتِ ديگران را نمى‌توان به دام انداخت، به خانه‌ى خويش آورد و در قفسى محبوس كرد - به اميدِ باطلى، به خيال خامى ...گمان مى‌كنم خوشبختى، تنها چيزىست در جهان كه فقط با دست هاى طاهر كسى كه به راستى خواهانِ آن است ساخته مى‌شود، و از پىِ انديشيدنى طاهرانه می‌آید ...شما منو خیلی خوشحال میکنید وقتی این پست رو با دوستانتون به اشتراک بگذاریدو از همه مهم تر اینکه اگر  کتاب خوبی سراغ دارید همینجا معرفیش کنید تا همه ازش بهره ببریم. </description>
                <category>mina sohrabi</category>
                <author>mina sohrabi</author>
                <pubDate>Wed, 19 Feb 2020 15:14:02 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>