<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دختࢪ‌ماھ</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@minabmohamad08</link>
        <description>هر تیره شبی را ، سحری است ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:20:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2801851/avatar/sBbarq.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دختࢪ‌ماھ</title>
            <link>https://virgool.io/@minabmohamad08</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قانون ها را میشکنند!</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-zuihvr5vhvep</link>
                <description>آدم برای کسی که عاشقشه از همه چیش میگذره ، خط قرمز و قانون که چیزی نیست ...اگه طرف کاری که دوست نداره زو هم بکنه میگه فدای سرت چیکارت میتونم کنم تورو آخه من...الان یه عده میان میگن نهههه این اشتباههههه ، آدم باید خط قرمز داشته بااااشهههه ...نه آدم نباید برای کسی که دوستش داره حد و مرز و چهارچوب بزاره چون اون طرف هر کسی نیست ، آدم باید آنقدر بیشتر از چشاش و خودش به طرفش اعتماد داشته باشه بدونه بدون حد و مرز و قانون و خط قرمز ناراختش نمیکنهطرفم هم آنقدر باید دوستت داشته باشه و رابطتون عمیق باشه که اینا رو بدونه و رعایت کنهبرای من که اینجوری بوده و هست</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2026 23:41:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از رابطم چی یاد گرفتم :</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%85-%DA%86%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-jwntmarzlmav</link>
                <description>امشب یه سوالی به ذهنم زد که مثل بقیه سوالام ازت بپرسم و تو توی هر شرایطی حتی سر باز و شلدغی کارت بازم جوابمو مثل همیشه بدیخیلی دوست دارم جوابتو بشنوم خیلی ، حس میکنم قراره کلی خوشحال بشم ، مثل اون سوالی که ازت پرسیدم من چه چیزایی ازت می‌خوام و تو خیلی بهتر از خودم جواب دادی ...جواب دادی ، توجه کردن ، عشق دادن ، محبت کردن ، دروغ نگفتن ، درست و با احترام صحبت کردن توی هر موقعیتیتو دیگه پارتنرم نیستی ، تو شدی خود خود خود من ، یا حتی بیشتر از خود من ، تو خیلی بیشتر از خودم خودمو می‌شناسی و این خیلی خیلی خوبهبریم سراغ اینکه من ازت و از این رابطه خوشگلمون چی یاد گرفتم ...من از خودت قوی بودن رو یاد گرفتم ، من از تو لبخند زدن حتی توی سخت ترین اوضاع زو یاد گرفتم ، من ازت مهربونی کردن بدون قید و شرط رو یاد گرفتممن ازت خیلیییی چیزا یاد گرفتم ، وقتی تو بغلت بزرگ بشم یاد میگیرم .اما من از این رابطمون و کنارت بودم مهم ترین و فشنگ ترین چیز روی زمین زو یاد گرفتم .اونم عشق بود !چیز مهمی که زندگیم بهش گره خورده ، چون تو اون سمت ماجراییمن از تو عشق رو یاد گرفتم ، باهاش به قشنگ ترین صورت ممکن هم آشنا شدم ، فهمیدم چقدر می‌تونه واقعا مقدس باشه ... ، چقدر می‌تونه تو اوج اشتباه بودن و خستگی و درد زیبا باشه ، چقدر می‌تونه عمیق باشه ، چقدر بعضی جاهایش می‌تونه شبیه قصه ها و رمان ها باشه .فهمیدم می‌تونه پستی و بلندی داشته باشه اما حق جا زدن ؟! نههه نداریم .فهمیدم چقدر رویا پردازی می‌تونه باهات فشنگ باشهفهمیدم عشق اونقدرا هم که میگقتن زشت نیست ... ترسناک نیستآره ممکنه غمگین باشه گاهی اوقات اما اصل ماجرا که بودن کنار همه ، نه اصلا غم ندارع ، اصلا پشیمونی نداره ، بلکه هزارررر بار شکر گذاری داره.من از این رابطه یاد گرفتم که همیشه نباید قوی باشم و میتونم به وقتش و البته همیشه که غم داشتم بهت تکیه کنم.من از این رابطه فهمیدم که اره میشه یکی رو بیشتر از خودت دوست داشت ، میشه یکی دیگه اول و بیشتر از خودت اولویت باشه بدون اینکه اشتباه باشهفهمیدم چقدر آدم می‌تونه با فکر کردن به خدایی نکرده ، زبونم لال نبودن یکی ته دلش بترسه و اصلا نخواد فکر کنه .فهمیدم چقدر یه آدم می‌تونه فشنگ باشه ، چقدر ناناسی باشه ...فهمیدم که اره میشه بیشتر از کتابا عاشقی کردفهمیدم که اره میشه از دلتنگی گریه کردفهمیدم که اره میشه از لحظه هارو پرستیدفهمیدم که اره میشه بدون ترس از آینده و گذشته کنار یکی بودمن ازت خیلیییی چیزا یاد گرفتم همه کس و کارمخیلی چیزا .هیچی نمیتونم بگم جز اینکه اگه کفر نباشه خیلی می‌پرستمت ، خیلی عاشقتم و خیلی دوست دارم .نمی‌دونم این حسم رو چجوری توصیف کنم اما خیلی ازت ممنونم عمر منیکی دیگه اول و بیشتر از خودت اولویت باشه بدون اینکه اشتباه باشهفهمیدم چقدر آدم می‌تونه با فکر کردن به خدایی نکرده ، زبونم لال نبودن یکی ته دلش بترسه و اصلا نخواد فکر کنه .فهمیدم چقدر یه آدم می‌تونه فشنگ باشه ، چقدر ناناسی باشه ...فهمیدم که اره میشه بیشتر از کتابا عاشقی کردفهمیدم که اره میشه از دلتنگی گریه کردپسرکم :))))!🤍ندگی و تپش قلبم پسرکم :))))!🤍</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2026 23:39:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امشب !</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D8%A7%D9%85%D8%B4%D8%A8-zahrpbh5bth7</link>
                <description>امشب فهمیدم که تو ممکنه حالت بد باشه و مجبور باشی ادامه بدیمجبوری خسته باشی و درستو حفظ کنیمجبوری ذهنت درگیر باشه ، بخوای از همه مشکلات فرار کنی به خواب اما نشه ، چون باید گزارشکار بفرستیخودمم نمیدونم چمه ، میدونمااا ، اما چون راه حلی جز صبر کردن و دیدن سکوت کردن ندارع نتونی هیچ کاری کنی و فقط ناراختی بکشی .ولی امروز وسط این همه درگیری همین که برای هم وقت خالی کردیم و حتی چت کردیم ه‍م کافی بود ، همین که دیدی تو فکرم و باز دلم گرفته و وقتی شد گقتی بیا بغلم خیلیه...همین که با عملت بهم نشون میدی خواست بهم هست خیلی ارزش داره .همین که می‌دونم توی این حال بدم تنها نیستم و تو هستی که به غر غر هام گوش بدی برام خیلی خیلی زیاده .فقط میتونم بگم مرسی که هستی درد و درمون من ....</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jun 2026 01:40:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادم نمیره :)💕</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%87-mldlnkgeqold</link>
                <description>وقتی پیشتم دنیا اصلا یه جوری عجیب و غریبی برام قشنگه عمرم ...تمام لحظاتمون رو میپرستم و تک تکشون رو به یادم دارم .حتی اگه فراموشی بگیرم هم هیچ وقت یادم نمیره که چقدر باهام مهربونی و به فکرمی و نمی‌ذاری حتی دستم به قابلمه داغ نزدیک بشه !هیچ وقت اون دستات که دم به دقیقه موهامو نوازش میکرد و فراموش نمیکنم .هیچ وقت بوی توت فرنگی هایی که برام خریدی و به خاطرم رفتی گرفتی رو یادم نمیره گوجی موجی من .هیچ زمانی اون بوسه هایی که روی صورتم کاشتی رو از یادم نمی‌برم ؛.قسم میخورم نفسم !🤍قسم میخورم نفسم !🤍</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2026 12:30:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هستم تا تهش!</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%B4-milbvyjkrld3-milbvyjkrld3</link>
                <description>فقط امیدوارم ته این همه غم و درد و استرس و اشک و بغض و همه چی ...قشنگ باشه ، که اگه نباشه بعدش دیگه به همه چی شک میکنم ، بعدش نمیتونم به هیچی و هیچکس اعتماد کنم ، بعدش دیگه نمی‌دونم میتونم چیکار کنم ، می‌خوام چیکار کنم اصلاولی اینو می‌دونم اگه آینده درست نشه و پیشت نباشم دیگه بعدی نیست.اون موقع دیگه برام همه این دنیا و ادماش و همه چی قشنگ نیستتو نباشی هیچی قشنگ نیستنمی‌دونم ولی فهمیدم اگه آدم آنقدر مطمئن حرف بزنه خدا آنقدر میچرخونه که تو بدترین موقعیتش قرار بگیره ...همیشه اونطوری که فکر میکنیم نمیشه ...هیچی نمیشه ، ولی باید آینده اونقدر قشنگ که برنامه چیدیم بشه ، همه چیز رو تحمل میکنم تا بشه ، تا به قول خودت راحت دستتو بگیرم و تپ این خیابونا قدم بزنم ، بدون ترس ، بدون نگرانی از دیده شدندقیقا همون طوری که می‌خواستیم ، همه چیز رو ، خیلی چیزا رو دارم تحمل میکنم که همه اینا رو با تو تجربه کنم .هستم تا تهش ...+++قشنگ ترین گناه من :))))🤍++++قشنگ ترین گناه من</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2026 23:50:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باز دلم گرفت ....</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%84%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA-qctowmodz5so-qctowmodz5so</link>
                <description>باز می‌خوام بنویسم ...باز دلم گرفته .ولی می‌خوام قوی باشم و فکرای بیخودی نکنم ، امروز نبودی کلا پسرکم ، نشد چت کنیم با هم اما توی جمع دیدمت.دیدمت و دلم تنگ شد و دوباره غم و شک به دلم نشست ، با اینکه گفتی عاشقمی و مراقب خودم باشم و بهم گفتی مثل همیشه جیگرم ... اما دلم گرفته ...منم می‌خوام مثل تپ بی اهمیت باشم ، خودمو سرگرم کارای خودم کنم اما نمیشه .درس خوندم ، کلاسمو رفتم ، غذا درست کردم ، دورم از هر لحظه دیگه ای شلوغ تره اما دلم گرفته .چون امروز نبودی ، چون امروز کم بودی و کم گوجی موجیم کردی ، نمی‌دونم دردم چیه شاید اصلا مشکلم اینا نیست.حس میکنم خیلی دارم حساس میشم و دوباره اون همه تغییری که به خاطرش تلاش کردم داره هیچ میشه ، و اما من نمیزارم ، همه اینا به خاطر اینکه نبودی و کم بودی .همین و بس .مطمئنم باشی و می‌بودی همه چیز درست میشه :))))</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2026 23:50:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«اکنون»</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D8%A7%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86-ugvy7z4neich</link>
                <description>عمر کوتاهه و چیزی که از ما میمونه، همون حسها و لحظههاییه که واقعاً زندگی کردیم. خیلی وقتها درگیر گذشته و آینده میشیم و از حال غافل میمونیم.اما خوشبختی درست همینجاست؛ توی همین ثانیه، توی همین دم و بازدمی که الان داریم.بهتر نیست به جای ترس و دلمشغولی، از ثانیههایی که داریم، لذت ببریم؟ لحظههایی که بارها شنیدیم؛ باید قدرشون رو بدونیم اما کمتر جدی گرفتیم.این بار بیایم واقعاً عمل کنیم؛ برای رسیدن به آرامش، به جای عجله برای فردا یا حسرت دیروز، از همین &quot;اکنون&quot; لذت ببریم. حتی از سادهترین چیزها؛ مثل گرمای لیوانی که توی دستمونه یا تماشای پرواز یک پرنده در آسمون...</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Wed, 03 Sep 2025 21:49:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودتو دوست داشته باش !</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-iktjt9rgxmkn</link>
                <description>روز دوم . بسم چشمانش . ۱۹٫۱٫۱۴۰۴به خودت همیشه عشق بده ...تو زمانی که خودتو دوست داشته باشی میتونی دیگران رو هم دوست داشته باشی !تو وقتی چیزی رو تو دورن خودت داشته باشی میتونی اونو به دیگران هم بدی !طبیعت هم همینه ، به نظام خلقت فکر کن ، هر ویژگی که هر فردی توی این دنیا داره ، چه بد و چه خوب ...اونو از خالقش گرفته ، پس اون خالق باید اون ویژگی رو داشته باشه که بتونه اونو به دیگران هم بده .تو اگه خودتو دوست داشته باشی و خودت برای خودت اهمیت داشته باشی آدم جذابی میشی که دیگران برای صحبت یا ... جذبت میشن .اما اول خودتو دوست داشته باش نه دیگرانو‌ !مهم تر از خودت هیچ کسی وجود نداره.</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jun 2025 00:18:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عصبانی نشو!</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D8%B9%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D9%88-sujfigj9lyjt</link>
                <description>روز اول . بسم تعالی . ۱۸٫۱٫۱۴۰۴از دست آدمای بی ارزش ، حرفای مسخره ، کار های بی اهمیت و بی هدف ، داد و هوار های پوچ و تو خالی و خلاصه کار ها و رفتار هایی که باعث میشن تمرکزتو از دست بدی ، عصبانی نشو !اعضای خودتو بهم نریز !خودتو اذیت نکن !همیشه اولویتت خودت باش !همیشه بدون خودت ، بدنت ، و از همه مهم تر فکر و ذهن تو همیشه اولویت هست !وقتی اعصابت راحت باشه ، همیشه آرومی !پس میتونی به بهترین حالت ممکن در لحظه فکر کنی ، حرف بزنی و در نهایت بهترین تصمیم رو در لحظه بگیری و خیلی خوب عمل کنی .پس همیشه آروم باش و عصبی نشو !همیشه تمرکز داشته باش و آدم جذابی باش :)))</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jun 2025 00:11:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که...</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D9%85%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%85%DA%A9%D9%87-mrczehirjqqc</link>
                <description>³³.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که موقع تعریف کردنشم دارم درد میکشم اما آنقدر بچه پرو ام که به روم نمیارم³⁴.من چیزایی رو برات با خنده تعریف میکنم که برا هر ثانیش شب تا صب عذاب کشیدم!³⁵. من چیزایی رو برات با خنده تعریف میکنم که برا هر ثانیه‌ش گریه کردم!³⁶.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که بخاطرش آرزوی مرگ کردم!³⁷.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که به خاطرش نتونستم طعم اصلی زندگی رو بچشم³⁸.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که بخاطرش قید خیلی از چیزامو زدم!³⁹.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که به خاطرش نگاه های چندشی رو حس کردم⁴⁰من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که یه روزی همه چیزم بود اما الان شده یه درس عبرت⁴¹.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که به خودم قول دادم دیگه تکرارش نکنم!⁴².من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که به خاطرش چندین بار احساس ضعف کردم و از خودم بدم آمد⁴³.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که بابتش خیلی ذوق داشتم اما ذوقم کور شد⁴⁴.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که مرگ رو هزار بار با چشمای خودم بخاطرش دیدم!⁴⁵.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که به خاطرش خیلی هارو از زندگیم خط زدم⁴⁶.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که امیدوار بودم همش یه کابوس باشه!⁴⁷.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که یه روزی حتی فکر کردن درموردش هم تا مرز جنون منو میکشوند⁴⁸.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که حاضر بودم دست به هر کاری بزنما!ولی زودتر تموم شه!⁴⁹.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که دیگران با خندیدن به حال من برای هم تعریفش میکردن!⁵⁰.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که به خاطرش تو این سن کم خیلی چیزایی که حقم نبود رو تجربه کردم⁵¹.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که بخاطرش دچار سردرد،ریزش مو و ...شدم!⁵².من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که یه روزی عاشقشون بودم اما رفتن و از دست دادمشون⁵³.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که زندگیم از این رو به اون رو بخاطرش!⁵⁴من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که حتی یک ثانیه بدون نمی‌تونستم زندگی کنم⁵⁵.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که زندگی رنگیم بابتش سیا‌سفید شد!⁵⁶.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که بی تفاوتی و بی محبتی آدمی که یه روزی همه کسم بود رو دیدم⁵⁷.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که بخاطرش افسردگی که سهله،بدترین مشکلات روحی و روانی رو گرفتم!⁵⁸.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که به خاطرش آدم امنم رو از دست دادم</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Tue, 22 Apr 2025 18:31:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که...</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D9%85%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%85%DA%A9%D9%87-icdjleynt9wr</link>
                <description>¹ .من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که به خاطرش تو جوونی پیر شدم².من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که بخاطرش اینقدر بغض قورت دادم که هنوزم دارم لطمه میخورم ازش!³.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که کلی تلاش کردم نفهمی تا غرورم حفظ بشه و الان که تموم شده و گذشته با خنده برات میگم⁴.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که هنوزم دارم بخاطرش ضربه میخورم!⁵.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که خیلی از چیزامو بخاطرش از دست دادم!⁶.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که فکر کردن درموردش یه لحظه هم منو تنها نذاشت⁷.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که بخاطرش هزار تا درد و مرض گرفتم!⁸.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم که ، نتیجش شده این غم تو چشام⁹.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که بخاطرش به آخر خط رسیدم،ولی دوباره شروع کردم¹⁰.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که با درد کشیدن در موردش بزرگ شدم و قد کشیدم¹¹.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که بابتش لیتر لیتر گریه کردم!¹².من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که حتی با حرف زدن درموردش بغضم میگیره اما وسط بغض و گریه میخندم تا بگم این اشکا از خنده زیادیه¹³.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که هی به خودم درموردش میگفتم درست میشه اما نشد¹⁴.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که بخاطرش مُردم و زنده شدم!¹⁵.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که هنوزم با اینکه براشون درد کشیدم برام با ارزش هستن و بهشون احترام میزارم¹⁶.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که دلم میخواد دوباره متولد بشم و هرگز تجربه اش نکنم!¹⁷.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که اگه بهم بگن همه چیز بهت میدم اما فقط یک دقیقه برو به همون دوره و برای یک دقیقه دوباره تجربه کن ، میگم نمی‌خوام چون یک دقیقه برای دوباره زندگی کردن اون موقع خیلیه¹⁸.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که بخاطرش خیلی چیزا رو به جون خریدم!¹⁹.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که دردش حتی تا جسمم هم رسید²⁰.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که به ۳۶۵ روز بخاطرش اشک ریختم!²¹.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که به خاطرش چندین بار به قلبم گفتم خفه شو !²².من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که تو حتی فکر نمیکنی چقدر بخاطرش با خودم جنگیدم!²³.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که حتی خندیدن درموردش هم درد داره .²⁴.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که خودمو بخاطرش هزار بار کتک زدم!²⁵.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که به خاطرش از همه طرد شدم .²⁶.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که بخاطرش خیلی تحقیر شدم!²⁷.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که ذره ذره وجودم به خاطرش ترک برداشته و خورد و خاکشیر شده .²⁸.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که هزار بار بخاطرش مُردم و زنده شدم!²⁹.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که درد اونا حاصل این خنده و قوی شدنم هست .³⁰.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که بخاطرش یه شبم به اندازه هزار سال گذشت!³¹.من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم ، که بخاطرشون چه شب بیداری هایی که نکشیدم .³².من چیزایی رو با خنده برات تعریف میکنم،که تک تک سلولام بخاطرش زخم خوردن!</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Tue, 22 Apr 2025 18:29:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه تعداد روانی آبرومند</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%85%D9%86%D8%AF-kzt4yojf8cpz</link>
                <description>یه تعداد روانی آبرومند ...چقدر هممون سر این موضوع ضربه خوردیم و شب بیداری کشیدیم چقدر حالمون از مردمی که نمی‌دونیم کین بهم میخوره چقدر حرف مردم رو مهم تر از زندگی و آرامش و لذت خودمون کردن چرا نمی‌خوان بفهمن زندگی دو روزه و باید از تک تک لحظاتش نهایت لذت رو برد ؟یکی نیست بگه گور بابای مردم ، تف تو آبرویی که با حرف مردم میاد و می‌ره یکی نیست بگه آقا این آبرویی که دارید آنقدر براش تلاش میکنید و جون میکنید و دل می‌شکنید و خلاصه درموردش حرف مفت میزنید در نهایت قرارع برای شما چی شه ، آخرش چی ؟به خدا اگه از خودشونم بپرسی نمی‌دونن ، فقط دارن یه حرف چرت و پرت رو از مادربزرگ به مادر و از مادر به ما انتقال میدن ، انگار وظیفه خودشون میدونن که اعصاب و روان مارو بهم بزنن....یه حرف کوچولو هم با اون مردمی که نمی‌دونیم کین اما اسمشون و فکر و ذکرشون همیشه با ما هست :آقا سرتون رو از زندگی ما بکشید بیرون ، بچسبید به زندگی خودتون ، تمام تمرکز و حواستونو بدید به خانواده و بچه های خودتون تا هم شما بفهمید دارید چیکار میکنید هم ما ، هم شما راحت باشید هم ما راحت تر از شما ، آسوده زندگی کنیم و حداقل برای مدت کمی هم که شده طعم زندگی رو بچشیم به خدا اگه نباشید خیلی راحتیم خیلی ، پس نباشید .</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Tue, 15 Apr 2025 18:04:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خنده وسط گریه</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88%D8%B3%D8%B7-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%87-w3tuadru2hck</link>
                <description>وقتی وسط گریه میخندی خیلی حس باحالیه ، انگار حالت تو یه لحظه خوب میشه ، انگار همه غم هات یه دفعه پرواز میکنن و میرن به دور ترین جای ممکن . اون فردی که میخندوندتت میشه بهترین آدم زندگیت ، یه حس مهم بودن رو بهت میده ، یه حس با ارزش بودن .براتون از این آدما آروز میکنم که وسط گریه های زندگیتون بیان و رو لبتون خنده رو بکارن 🦋💚</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Mon, 07 Apr 2025 21:48:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با ارزش ترین دارایی</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-p4f8xbpsakou</link>
                <description>&#x27;بنظرم با ارزش ترین دارایی انسان داشتن ی آدم امنه که بشه ساعت ها باهاش درد و دل کرد و بهش پناه برد&#x27;️دقیقا ، کسی که بشه ساعت ها باهاش چرت و پرت بگی ، از هر دری صحبت کنی و بازم با ذوق و شوق بگه خب ... بقیش .. دیگه چی شد .. بازم بگو ...کسی که وقتی داری حرف میزنی اون ذوق تو نگاهش بیشتر به حرف بیارتت نه اینکه سردی لحنش ساکتت کنه کسی که کنارش خود واقعیت باشی بدون ترس از قضاوت شدن ، اون آدم امنه زندگیته ، هیچ وقت از دست نده اونو .</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Mon, 07 Apr 2025 21:39:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ولی قولش نه</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%82%D9%88%D9%84%D8%B4-%D9%86%D9%87-lvs3racjxm3i</link>
                <description>میدونید‌ضرب‌المثل؛ ‹سرش‌بره‌قولش‌نمیره›از‌کجا‌اومده؟ روی‌دستش&quot;پسرش&quot;رفت‌ولی‌قولش‌نه . . نیزه‌ها‌تا‌&quot;جگرش&quot;رفتولی‌قولش‌نه . . شیرمردی‌که‌در‌آن‌واقعه&quot;هفتاد‌و‌َدوبار&quot;دست‌غم‌بر&quot;کمرش&quot;رفتولی‌قولش‌نه . . •هرکجا‌مینگری؛ نام‌حسین‌است‌و‌حسین:) ای‌دمش‌گرم‌&quot;سرش&quot;رفت‌ولی‌قولش‌نه:)💔</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2024 18:34:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پس رفتم .</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D9%BE%D8%B3-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-jdld1koxeaji</link>
                <description>موندن‌به‌پایِ‌توفایده‌نداشت،رفتم!!!دیدی‌چه‌خوب‌ترک‌کردنت‌وبلدم(((:دلم‌میخواست‌بمونما،دلم‌میخواست‌دوست‌داشته‌باشم‌...امانفهمیدی!میخوام‌ازدورنگاه‌کنم‌ببینم‌اونایی‌که‌دورتوشلوغ‌کردنمثل‌ِمن‌پشتت‌هستن؟مثلِ‌من‌هواتودارن؟ولی‌به‌همون‌شلوغیِ‌دورت‌قسم‌که‌پشتت‌خالیه؛یه‌روزی‌به‌همه‌یِ‌‌حرفام‌میرسیا...اما‌قصه‌یِ‌من‌وتودیگه‌تموم‌شده .حالا‌یه‌زندگی‌ِجدید‌ساختم؛یه‌زندگیِ‌بدون‌تو؛کارما‌میگه:اونی‌که‌قدر‌داشتنتو‌ندونست‌،یه‌روزتوحسرت‌داشتنت‌میسوزه...اون‌روز‌دور‌نیست‌،ولی‌خیلی‌دیره .دختࢪ‌ماھ</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2024 19:18:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عاشقت شدم ...</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%AA-%D8%B4%D8%AF%D9%85-c4ie17zixieb</link>
                <description>روز اولی که باهات آشنا شدم، عاشق زیبایی‌ت شدم و بعدش به این پی بردم که روحت حتی از ظاهرت هم زیباتره.عاشق چشم‌هات شدم و بعد دنیای رنگ و وارنگ پشتش رو کشف کردم.عاشق سخت‌کوشی‌ت شدم و بعد آینده‌ای که داری براش تلاش می‌کنی رو دیدم.عاشق حرف زدنت شدم و بعد غرق افکار و رویاهای قشنگت شدم.عاشق خوش قول بودنت شدم و بعد دیدم که چقدر برای عملی کردنش از جون مایه می‌ذاری.عاشق قلب پاکت شدم و بعد فهمیدم که چقدر به عشق و مراقبت احتیاج دارهدختࢪ‌ماھ</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2024 19:16:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قول داده بود</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D9%82%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-uiwaraptajw8</link>
                <description>قول داده بود بمآندقول داده بود بیآید قول داده بود دستانم را بگیرد مرآ در آغوش بکشد.قول داده بود قدم به قدم کنارم راه بیاید قول داده بود خیال هایم را به واقعیت مُبدَل کنداو خیلی قول ها داده بود خدا بهتر میداند قسمت نشد یا نخواست که بشود:)دختࢪ‌ماھ</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2024 19:13:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میبینی ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%D9%85%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-yonamabmkh7g</link>
                <description>آنقدر نامت را میخوانمتا بند بند دلتدر لالایی چشمانم...به خواب  رودآنقدر دلت را مینویسمتا واژگان آبی احساستزمزمه ی دلم را فریاد زنند...آنقدر زلال نگاهت را میستایمتا آسمان چشمانتسهم مرا در آغوش دیدار کشد...میبینی!من تمام تو را آنقدر در آغوش دل گرفته امکه تنها با تو سیراب باران می شوم...اینجا بوته های نمناک عشقآنقدر تو را میخوانند...تا شکوفه باران شوندبه لمس دستانت...دختࢪ‌ماھ</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2024 21:27:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گریه کن درباری</title>
                <link>https://virgool.io/@minabmohamad08/%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-z1gzdbsx1p2n</link>
                <description>من ضرر کردم و تو معتمد بازاریبار ما را نخریدند…تو برمیداری؟!مثل طفلی که زمین خورده دویدم سویتآمدم گریه کنم، حوصله ام را داری؟داغ یک بوسه دو سال است به جانم ماندهبه همین گریه مگر تازه کنم دیداریپدرم گریه کنت بوده و آقا! من همبه جز از گریه برای تو ندارم کاریکربلایم ببری یا نبری خود دانیبند قلاده ما را به کسی نسپاری!غزلم در حد یک شاعر درباری نیستبنویسید مرا گریه کن درباری!</description>
                <category>دختࢪ‌ماھ</category>
                <author>دختࢪ‌ماھ</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2024 14:15:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>