<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mina Ghadimi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@minaghadimi94</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:19:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/82240/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mina Ghadimi</title>
            <link>https://virgool.io/@minaghadimi94</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: خودشناسی</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-zfwhqe1u6fvo</link>
                <description>چالش کتاب‌خوانی طاقچه برای تیرماه، کتابی که به شناخت بهتر خودتان کمک می‌کند، است. من برای این ماه کتاب خودشناسی آلن دوباتن، که از مجموعه کتاب‌های مدرسه‌ی زندگی یا The school of life است، را انتخاب کردم. من از این مجموعه، کتاب‌های در باب اعتماد به نفس و آرامش را قبلا مطالعه کرده بودم. در کل پیش‌فرضی که در مورد این کتاب‌ها دارم به این شکل است که معمولا کم حجم هستند و به بررسی مسئله از جنبه‌های مختلف میپردازند، ولی قطعا متناسب با کم حجم بودن، خیلی زیاد به بحث عمیق در مورد مسائل نمی‌پردازند. هنگام مطالعه‌ی کتاب‌های قبلی، برخی از مواردی که مطرح میشد خیلی ساده و بدیهی بودند، ولی خواندنشان در کتاب و ارتباطشان با مشکل یا موضوع اصلی به شکل گیری یک راه‌حل یا یک ایده در ذهنم کمک میکرد. البته در بین دو کتابی که گفتم، کتاب در باب اعتماد به نفس برایم مفیدتر و جذاب‌تر بود.کتاب خودشناسی با صحبت در مورد اهمیت شناخت خود و مغز و درون خودمان شروع میشود و به این موضوع می‌پردازد که حقیقتا شناخت خود از شناخت پدیده‌های پیچیده‌ی بیرونی و سیارات دشوارتر است. همچنین شکنندگی عاطفی را از جمله پیامدهای عدم شناخت خود مطرح می‌کند. درصورتی که تلاش کنیم از شناخت خود فرار کنیم، ممکن است احساسات و امیال سرکوب شده به شکل متفاوتی در زندگی ما ظهور پیدا کنند و به اثرگذاری خود ادامه دهند. به عنوان مثال کتاب از تبدیل جاه‌طلبی به اضطراب صحبت می‌کند.بخش بعدی کتاب به بررسی تعمق فلسفی می‌پردازد. برای انجام تعمق فلسفی نیاز است که به بررسی اضطراب‌ها، عصبانیت‌ها و هیجان‌ها بپردازیم. برای بررسی این موارد و چگونگی تفسیر آن‌ها راهکارهایی در کتاب مطرح شده است.بخش بعدی کتاب در مورد هویت عاطفی است. کتاب از هویت عاطفی به عنوان مهم‌ترین و گویاترین هویت یاد می‌کند. این هویت از چهار محور اصلی تشکیل شده است: عشق به خود، صداقت و راستی، ارتباط و توکل. یکی از نکته‌های مهم این بخش، اهمیت عشق به خویشتن است. در صورتی که فردی خودش را دوست نداشته باشد، احساسات بیرونی را نیز از سر لطف و یا دروغین در نظر میگیرد. البته عشق به خود با خودخواهی متفاوت است. در انتهای این بخش نیز یک پرسشنامه در مورد ارزیابی محورهای هویت عاطفی وجود دارد.بخش بعدی کتاب به بررسی روراستی و طفره‌روی می‌پردازد. انسان شکننده و نازک است و علاقه‌مند است تا از درد اجتناب کند. از این رو همواره عادت دروغ گفتن به خود در انسان وجود دارد. به طور کلی در چهار دسته افراد به دروغ گفتن به خود می‌پردازند: اولا، زمانی که باید بخشی از زندگی را تغییر دهند. دوما، زمانی که دوست دارند خودشان را خوب جلوه دهند (حتی در مقابل خود). سوما، زمانی که میخواهد به چیز دشواری دست یابند. و در نهايت، زمانی که به دليل پیش پاافتاده ای از کسی ناراحت شده و نمی‌توانند بیان کنند.دروغ به خود می‌تواند به شکل‌های اعتیاد ، سرخوشی، زودرنجی، یا بی‌ارزش کردن مسئله، عیب‌جوبی، حالت تدافعی  و یا ناامیدی انجام شود. همان‌طور که واضح است، دروغگویی عواقب بدی نیز به همراه دارد، برای مثال، از پیشرفت جلوگیری می‌کند، و یا فرد بدعنق و منزوی می‌شود.بخش بعدی کتاب در مورد قضاوت در باب خویشتن است. وجود یک قاضی عادل در درون می‌تواند اثر مثبتی در زندگی داشته باشد. اما در بسیاری از موارد ندای درون بسیار سخت‌گیر و عیب‌جو است. این ندا و قاضی می‌تواند در اثر وجود فردی منتقد و عیب‌جو در زندگی ما شکل گرفته باشد. از جهتی، شاید معتقد باشيم که انتقاد از خود باعث پیشرفت می‌شود. اما نبايد اثر خودتخریبی را نادیده بگیریم. در صورتی که خودمان محبتی نسبت به خود نداشته باشیم، محبت دیگران را نیز محبتی از سر لطف و یا اشتباه در نظر می‌گیریم. بخش نهایی کتاب در مورد شک‌گرایی عاطفی صحبت می‌کند. در این بخش در مورد اهمیت دانش به ندانستن اشاره می‌کند. یکی از موراد جالب در این بخش، اشاره به اثر جوانب فیزیکی و جسمی در احساسات است. در صورتی که برخی احساسات دلایل و منشا فیزیکی دارند، مغز دلایل غیر فیزیکی و احساسی برداشت می‌کند، که می‌تواند منجر به اتفاقات تلخ شود. بخش‌هایی از کتاب نکته‌های جالبی داشت، بخش‌هایی هم خیلی کلی و گنگ بود. در کل با توجه به حجم کتاب به نظر من کتاب با ارزش و مناسبی برای مطالعه است. https://virgool.io/d/zfwhqe1u6fvo/%C2%AB%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%C2%BB%D8%B1%D8%A7%D8%A7%D8%B2%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF  https://taaghche.com/book/82349 </description>
                <category>Mina Ghadimi</category>
                <author>Mina Ghadimi</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jul 2022 14:26:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه خرداد: چراغ سبزها</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%87%D8%A7-vifgnmcgs3tu</link>
                <description>موضوع چالش کتاب‌خواین طاقچه برای خرداد ماه، کتابی که تو را با سخت و آسان زندگی آدمی معروف همراه می‌کند است. من برای این ماه کتاب چراغ سبزها اثر متیو مک کانهی را انتخاب کردم. اما چرا؟در وبسایت طاقچه، در بخش معرفی چالش دو کتاب برای ماه خرداد معرفی شده بود، استالین و چراغ سبزها. کتاب استالین که مشخص هست که به معرفی زندگی چه کسی می‌پردازد. اما در مورد کتاب چراغ سبزها من توضیحات را انداختم و نمیدانم با کدام عقل و منطقی یک لحظه گفتم که : یک کتاب در مورد چگوارا! به به! شاید بپرسید که مگر ندیدم که نویسنده متو مک کانهی هست؟ و یا با دیدن عکس، متیو مک کانهی را نشناختم؟ متاسفانه من فیلم‌بین و بازیگرشناس نیستم! برای همین در کسری از ثانیه حس کردم که متیو مک کانهی چگوارا هست و دیگر هیچ چیزی در راستای اینکه آیا این حدس درست هست نخواندم. منتظر شنیدن قضاوت‌های شما در بخش نظرات هستم. بخش‌های اول کتاب، داستانی در مورد یک بچه و خانوادش هست، که خواندنی و شیرین بود. البته از یک جایی به بعد، وقتی که انتظارم برای ورود چگوارا به داستان به نتیجه‌ای نرسید، توضیحات کتاب را خوندم و دیدم که ای دل غافل! چگوارا کجا بود خواهر؟ دارم داستان زندگی یک بازیگر را میخوانم! اول تصمیم گرفتم که کتاب را ادامه ندهم چونکه من به دنبال خواندن داستان یک شخصیت قدیمی‌تر بودم. ولی بعد، با فکر کردن به اینکه این صفحات اول بدون هیچ پیش فرضی و یا حداقل بدون این پیش فرض درستی، برایم دوست داشتنی بودند، به خواندن کتاب ادامه دادم.کتاب در ابتدا با توضیحاتی از خانواده و زندگی و همینطور معنى چراغ سبز شروع می‌شود. چراغ سبز یعنی برو! به پیش! ادامه بده! متوقف نشو! ما عاشق چراغ سبزیم، چون توی مسیری که انتخاب کرده‌ایم دخالت نمی‌کند.این کتاب درباره‌ی این است که چطور در جهان نه‌ها، بله‌های بیشتری دریافت کنیم و چطور بفهمیم چه زمانی نه گفتن همان بله است.گمانم برای من اتفاقات زندگی متیو، تا وقتی که بازیگر شود و یا بازیگر شناخته شده‌ای شود، دوست داشتنی‌تر بود. برای مثال ماجرای سفر به استرالیا و زندگی با خانواده‌ای عجیب در آنجا. خانواده‌ای که هروقت متیو نظرش را در مورد چیزی میگفت، به او اخطار میدادند که نظرت را برای خودت نگه دار و نگو. و یا خانواده‌ای که با اینکه خیلی دور از سیدنی زندگی میکردند، همچنان خودشان را نزدیک به سیدنی توصیف می‌کردند.داستان تحصیل و کارکردن‌های متیو هم بخش‌های جالبی داشت. برای مثال، هم‌کلاسی‌ها به فیلم‌های معروف و پرطرفدار بدون تماشای آن‌ها، فیلم‌های آشغال می‌گفتند. چیزی در این بخش‌ها دیدم، فردی بود که سعی نکرد مثل بقیه باشد و در هر مرحله مسیری که خودش دوست داشت را پیمود.در ادامه، بازیگری متیو و سبکی که داشت هم جالب بود. خیلی به اینکه اگر این شخصیت واقعی بود، چه عادت‌هایی داشت، چه چیزهایی دوست داشت و چه سبکی زندگی میکرد، فکر میکرد و در نتیجه نقش‌هایی که بازی میکرد موفق بودند. البته در مرحله‌ای از بازیگری‌اش به عنوان مرد فیلم‌های کمدی رمانتیک شناخته شده بود که تلاش زیادی برای قبول نکردن نقش‌های جدید در این ژانر کرد. یک مورد جالب دیگر در این بخش، اثر کلاس‌های بازیگری بود. کلاس بازیگری و تمرین‌هایی که داشت باعث شد که کارهای قبلا برایش ساده بود، الان سخت و پیچیده شود. برای همین به این نتیجه رسید که تمامی چیزهایی که در کلاس بازیگری یاد گرفته است را کنار گذاشته و با سبک خودش پیش برود. در بخش‌های مختلف در مورد فیلم‌های مختلفی که بازی کرده است صحبت کرده است. البته واضح هست که من این فیلم‌ها را ندیده‌ام و حتی اسم تعداد زیادی را نشنیده‌ام. شاید کتاب برای کسی که فیلم‌های بیشتری تماشا می‌کند جذاب‌تر باشد.داستان رویاهای خیس متیو و سفر کردن برای رسیدن به چیزهایی که در رویاهای خیس دیده بود، برای من عجیب بودند. بخشی که از زن‌های فوق العاده‌ای که آشنا شده و وقت گذرانده است، به عنوان ایستگاه و نه مقصد صحبت می‌کند، حس خوبی به من نداد. در ادامه شعری که در مورد نیوارولئان، لو‌ئیزانا نوشت، خنجری بود در قلب من. چرا؟ چونکه اگر همه‌ی کارهای اداری خوب پیش میرفت باید دقیقا در این بازه‌ی زمانی در نیوارولئان، لو‌ئیزانا بودم، ولی نشد و در قبالش در کنار پنجره‌ای در خانه، شعری در وصف این آشفته بازار زیبا و بزرگ میخوندم.من این کتاب رو بدون تاکید روی تک تک جمله‌ها و یا فکر کردن زیاد خواندم. داستان جالبی بود، اگر این بازیگر را بشناسید و طرفدار فیلم‌هایش باشید، کتاب می‌تواند جالب‌تر باشد.کتاب چراغ سبزها نوشته‌ی متیو مک‌کانهی را از طاقچه دریافت کنید. https://virgool.io/p/vifgnmcgs3tu/%C2%AB%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%87%D8%A7%C2%BB%D8%B1%D8%A7%D8%A7%D8%B2%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF.  https://taaghche.com/book/90938 </description>
                <category>Mina Ghadimi</category>
                <author>Mina Ghadimi</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jun 2022 01:32:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: &quot;دوستت دارم&quot; امضای من است</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-er0regxc5fxs</link>
                <description>موضوع ماه اردیبهشت چالش کتاب‌خوانی طاقچه، شعر هست. من برای این ماه و موضوع، کتاب دوستت دارم امضای من است رو انتخاب کردم. کتاب بر حسب چیزی که در عنوان بيان شده، مجموعه از شورانگیزترین ترانه‌های نزار قبانی است. تا جایی که به یاد دارم، تا قبل از این چالش کتاب شعر دیگه‌ای رو به صورت کامل نخونده بودم. برای همین موقع انتخاب اینکه چه کتابی را بخونم، ترجیح دادم که کتاب انتخابی پرحجم نباشه. همینطور، از نزار قبانی تیکه شعرهای عاشقانه‌ای به عربی و یا فارسی خونده بودم. ولی بیشتر از اون آشنایی نداشتم. جوری که ویکی‌پدیا میگه، نزار قبانی دیپلمات، شاعر، نویسنده و ناشر سوری است. در مقدمه کتاب در مورد اشعار نزار و اینکه چه افرادی ترانه‌هاش رو خوندن مطالبی نوشته شده است. مگر شک داری که زیباترین زن جهان هستی؟و مهم‌ترین زن جهان؟آیا شک داری که وقتی تو را به دست آوردمکلید همه گنج‌های جهان به دستم افتاد؟آیا شک داری آن هنگام که دست تو را گرفتمسامان جهان به هم ریخت ؟شک داری روزی که به قلبم آمدیبزرگ‌ترین روز تاريخ استو آمدنتبهترین خبر جهانبخشی از شعر دوستت دارم امضای من استکتاب دوستت دارم امضای من است، به نسبت کتاب کم حجم است و چند مورد از شعرهای نزار قبانی در آن نوشته شده است. شعرهای کتاب عاشقانه و دل‌نشین بودند. البته شعر فال‌گیر دارای ریتم متفاوتی بود و با توجه به فضا و شاعر، خیلی نتوانستم با فال‌گیر ارتباط بگیرم. کولی نشست و خيره شدبا چشمای وحشت زدهگفت: پسرم... غصه نخوراین قصه رو خدا چیدههرکی به دین عاشقیبمیره اسمش شهیدهگفت که باید بجنگی و ...تمام دنیاس میدونتدارم میبینم پسرمیه دنیا غم تو فنجونتبخشی از شعر فالگیرالبته وقتی که شعر فال‌گیر رو به تنهایی میخونم، دوست داشتنی و دلنشین هست، ولی در کنار بقیه‌ی شعرهای کتاب خیلی متفاوت و عجیب به نظر می‌آید. بیشتر برای من حس شعر‌های فروغی رو می‌داد تا شعری از نزار قبانی. ولی دلیل این حس ریتم شعر و احتمالا ترجمه‌ی شعر هست.عشقت به من آموخت شب‌ها چگونه اندوه غربت‌زدگان را بزرگ می‌کنندبه من آموختچگونه بیروت را ببینممانند زنی سرکش و افسونگر زنی که هر شب زیباترین جامه‌هایش را می‌پوشدبدنش را عطر می‌زندو به ديدار ملوان‌ها و فرمانده‌ها می‌رودعشقت به من آموختگریه کنمبی آن‌که گریه کرده باشمبه من آموخت ... اندوه چگونه به خواب می‌رودمانند گداهایی که هر دو پایش را بریده‌اندو در گوشه‌ی خیابان‌های روشه و حمرا میخوابدبخشی از شعر عشقت به من آموختدر کل کتاب را دوست داشتم، البته حس میکنم که به نسبت کتاب‌های دیگری که از نزار قبانی موجود هست، میتواند کتاب ضعیف‌تری باشد. (این اولین کتابی هست که از نزار قبانی خواندم، برای همین این جمله خیلی منطقی نیست.) البته یک مورد مهم در خوندن کتاب شعر ترجمه شده، کیفیت ترجمه هم هست. مثلا اگر دانش عربی بیشتری داشتم، علاقه مند بودم که به شعرها به زبان اصلی هم نگاهی بکنم.کتاب «دوستت دارم امضای من است» را از طاقچه دریافت کنید. https://taaghche.com/book/61458/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA </description>
                <category>Mina Ghadimi</category>
                <author>Mina Ghadimi</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jun 2022 15:54:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: عادت‌های اتمی.</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-tdrkoclkksc1</link>
                <description>من برای چالش کتابخوانی طاقچه در ماه فروردین، عادت‌های اتمی رو انتخاب کردم. در ابتدای راه از حجم کتاب میترسیدم و نگران بودم که نتونم تموم کنم، مخصوصا به این دلیل که این کتاب مدت زمان زیادی در لیست کتابهایی که باید بخوانم بود و همیشه به دنبال یه زمان بسیار مناسب برای خوندن بودم. ولی این چالش من رو به وجد آورد که برم سراغش.همونطور که از عنوان کتاب مشخص هست، موضوع مورد عادت‌های کوچک یا همون اتمی هست. ابتدا در مورد اهمیت این عادت‌ها صحبت میکنه. برای مثال، وقتی که یه کاری به عادت تبدیل میشه مغز اون رو به صورت اتوماتیک انجام میده و دیگه در موردش فکر نمیکنه. درنتیجه، فرصت ایجاد میشه تا به بخش‌های مهم‌تر زمان بیشتری برای فکر کردن اختصاص بده. البته اشاره هم میکنه که یکی از مشکلاتی که میتونه در این فرایند رخ بده، افزایش خطا به دلیل بدون فکر انجام شدن هست، چونکه دیگه مغز برای انجام اون کار فعالیت خاصی رو انجام نمیده و انجامش به صورت اتوماتیک میتونه باعث خطا بشه. در مجموع هرچقدر عادت‌های خوبی بسازیم، به راحتی و بدون صرف انرژی میتونیم قدم‌های مثبتی در راستای هدف‌هایی که داریم برداریم. حالا چطوری باید عادت بسازیم؟برای ساخت عادت چهار قانون وجود داره: اول: واضحش کن. باید دقیقا بدونی که میخوای که چیکار بکنی و چرا بهش نیاز هست. دوم: جذابش کن. سوم: ساده‌اش کن. مثلا، وقتی میخوای ورزش بکنی، وسایل ورزش همیشه جلوی چشمت باشه. چهارم: لذت بخشش کن. برای کارها یه سری جایزه در نظر بگیر که بعد انجامشون حس خوبی داشته باشی. برای از بین بردن عادت‌های بد هم باید برعکس این قونین رو انجام داد. برای مثال، نبايد جذاب باشه، یا اینکه انجامش باید بسیار پیچیده باشه، مثلا تلویزیون رو از برق بکش تا هردفعه برای تماشاش مجبور باشی کار بیشتری انجام بدی.کتاب در لابه‌لای این قوانین و صحبت در مورد ساخت عادت‌های خوب و از بین بردن عادت‌های بد به نکات جالب متفاوتی اشاره میکنه. مثلا اینکه ژن در عملکردها و نتایج اثر داره و نمیشه که اثرش رو نادیده گرفت. اما به این هم اشاره میکنه که بهتر هست که جایی که توش بهتر هستیم رو پیدا بکنیم. مثلا، کسی که فیزیک مناسبی برای شنا داره و شناگر ماهری هست، اگه بخواد حتما دونده ماهری بشه، میتونه چالشهای فیزیکی بیشتری در مقایسه با شنا داشته باشه و مجبور باشه خیلی بیشتر تلاش بکنه. گاهی وقتا میشه به جای تلاش بیشتر در یک موقعیت، صورت مسئله‌ای رو پیدا کرد که با شرایط ما همخوانی بهتری داره.خوندن کتاب عادت‌های اتمی، بسیار روان و راحت پیش میره و به نظرم بهتره به جای خوندن خلاصه کتاب به سراغ کامل خوندن اون برین. من قبل از این کتاب، کتابهایی مثل کار عمیق، when و قدرت عادت رو هم خونده بودم. به نظرم کتاب عادت‌های اتمی هم‌راستا و مکمل این کتاب‌ها میتونه باشه. همچنین، روند کتاب و یا مطالب به نظرم تکراری نیستند و موقع خوندن خسته نمیشین و حوصلتون سر نمیره. البته نکاتی که میگه خیلی ساده هستند. الزاما قرار نیست که قوانین و یا جمله هایی ناشنیده و عجیب بگه. گاها به نکات خیلی ساده ای اشاره میکنه که در حال استفاده ازشون در زندگی هستین. اشاره به این نکات در جای مناسب در کتاب کمک میکنه که آگاهانه به سمت ساختن عادت‌های خوب و از بین بردن عادت‌های بد برین. کتاب رو میتونین از طاقچه تهیه و مطالعه کنین. من نسخه ای از کتاب رو با اسم خرده عادت‌ها خوندم ولی در واقع همون کتاب عادت‌های اتمی هست.«خرده‌ عادت ها» را از طاقچه دریافت کنید. https://taaghche.com/book/54774 </description>
                <category>Mina Ghadimi</category>
                <author>Mina Ghadimi</author>
                <pubDate>Tue, 26 Apr 2022 00:45:20 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>