<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sayedmorteza Mir</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mir.sayedmorteza</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:38:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/10516/avatar/CPaJLD.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sayedmorteza Mir</title>
            <link>https://virgool.io/@mir.sayedmorteza</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اندیشی در آرمان‌های انقلاب اسلامی: بازگشت به اصول بنیادین</title>
                <link>https://virgool.io/@mir.sayedmorteza/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-amt1tx01jqfu</link>
                <description>سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، برای ما فرصتی است تا به خود بیاییم و در سایه‌ اندیشه‌ای که انقلاب بر اساس آن شکل گرفت، در آن بنگریم. انقلابی که فقط یک تحول سیاسی نبود، بلکه حرکت عظیمی بود در راه تحقق عدالت، آزادی، کرامت انسانی و حقوق شهروندی. تاریخ شهادت می‌دهد؛ مردم ایران با آن شور و شوق به میدان آمدند، نه برای برپایی حکومتی که فقط جای حکام را عوض کند یا به قول شهید بهشتی عمامه را به جای تاج بنشاند، بلکه برای بنا نهادن نظامی که در آن مردم صاحب اختیار باشند، برای برپایی حکومتی که در آن حق تعیین سرنوشتشان به رسمیت شناخته شود و حق مشارکت سیاسی‌ برایشان محقق گردد. ناگفته پیداست هر انقلابی اگر از آرمان‌های نخستین خود فاصله بگیرد، اگر حقوقی را که برای تحقق آن‌ها شکل گرفته بود نادیده بگیرد و اگر مردمی را که برایش فداکاری کردند از خود دور سازد، دچار سستی و فرسایش خواهد شد. انقلاب اسلامی 57 نیز همچون هر خیزش انسانی و اجتماعی، تنها زمانی به ثمر خواهد نشست که به اصولی که آن را برانگیخت، وفادار بماند. امروز، پس از گذشت سال‌ها از آن خیزش مردمی، باید از خود بپرسیم: آیا همه‌ی شهروندان، فارغ از گرایش فکری و اجتماعی‌شان، امکان مشارکت مؤثر در سرنوشت کشور را دارند؟ آیا آزادی‌های مشروع، آن‌گونه که در قانون اساسی آمده، در عمل نیز رعایت می‌شود؟ آیا عدالت اجتماعی به‌گونه‌ای محقق شده که همه‌ی مردم، به‌ویژه اقشار ضعیف‌تر، احساس امنیت و امید کنند؟ آیا حکومت، چنان‌که باید اسلامی شده است؟ما باید توجه داشته باشیم که اگر مردم در سال‌های دهه پنجاه به دنبال اسلامی شدن حکومت بوده‌اند؛ صرفا اضافه شدن پسوند اسلامی یا اجرای احکام عبادی و فردی را نمی‌خواستند. آنها به دنبال حکومتی بودند بر اساس ارزش‌های نبوی و علوی بنا شود. حکومتی که در آن آزادی، عدالت و کرامت انسانی در متن قرار بگیرد. مردم دهه پنجاه، از رهبران انقلاب اسلامی شنیده بودند این حدیث درخشان امیرالمؤمنین علی (ع) را که فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ عَنْ مَلَإٍ وَ إِذْنٍ إِنَّ هَذَا أَمْرُكُمْ‏ لَيْسَ لِأَحَدٍ فِيهِ حَقٌّ إِلَّا مَنْ أَمَّرْتُمْ.» «ای مردم حاضر و غایب، مسئله انتخاب حاکم حق شماست و كسی در آن حقی ندارد، مگر فردی كه شما او را حاكم كردید.» کلامی که روشن‌ترین گواه  بر جایگاه مردم در حاکمیت برمبنای آموزه‌های اسلامی است.بدون تردید، در این سال‌ها دستاوردهای مهمی در عرصه‌های مختلف داشته‌ایم، اما آرمان‌های بلند انقلاب ایجاب می‌کند که همواره وضعیت موجود را با معیارهای عدالت و حقوق ملت بسنجیم. انقلاب، همچون هر پدیده‌ی انسانی، نیازمند مراقبت، اصلاح و بازنگری دائمی است. وفاداری به آن، نه در حفظ شکل و ظاهر آن، بلکه در تحقق اهداف و ارزش‌هایش معنا پیدا می‌کند.واقعیت این است که  ما در برخی زمینه‌ها از مسیر اصلی انقلاب فاصله گرفته‌ایم. در برخی موارد، برداشت‌های محدود و سلیقه‌ای از مفاهیم اسلامی، موجب شده که حقوق اساسی مردم به‌طور کامل محقق نشود. گاهی به نام حفظ ارزش‌ها، آزادی‌های مشروع مردم نادیده گرفته شده و یا با مصلحت‌سنجی‌های نادرست، از اجرای عدالت چشم‌پوشی شده است .حالا که سال‌ها از آن روزهای پرشور گذشته است، می‌بینیم که مشارکت مردم در انتخابات به طور فزاینده‌ای کاهش یافته است؛ این یک زنگ خطر است. این وضعیت نشان‌دهنده این است که گویی مردم دیگر چندان به کارآمدی ساختارها و میزان تحقق خواسته‌هایشان امیدوار نیستند.اما مهم این است که هنوز می‌توان به تغییر امید داشت؛ چه بسا که در انتخابات اخیر، با روی کار آمدن دولتی که شعار تغییر را به دوش کشید، امیدی دوباره در دل‌ها به وجود آورد. این اتفاق گواهی است بر این که شاید هنوز دیر نشده باشد و با تقویت بسترهای گفت‌وگو و تعامل و شنیدن صدای مردم؛ می‌توان به بازگشت به آرمان‌های اولیه انقلاب امیدوار بود.حال که به نظر می‌رسد کشتیبان‌ را سیاست دیگر آمده است می‌توان امید داشت با تغییر در سیاست‌ها، مدیریت کشور به سمت اصلاحات تدریجی حرکت کند و خورشید روزهای درخشان انقلاب از پس کوه‌های سیاه ناامیدی سر برآورد. این راه، اگرچه دشوار است، اما با وحدت و یکپارچگی و آشتی ملی امکان پذیر خواهد بود.</description>
                <category>Sayedmorteza Mir</category>
                <author>Sayedmorteza Mir</author>
                <pubDate>Mon, 10 Feb 2025 14:51:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینجا یزد است؛ شهری که در آن دوشنبه‌ها روز رهایی است.</title>
                <link>https://virgool.io/@mir.sayedmorteza/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-dstsih0cjfrb</link>
                <description>یزد، شهر بادگیرها و خشت‌های قدیمی، اما زنده. شهری که بادگیرهایش رازهای کهن را در گوش نسیم می‌خوانند و کوچه‌های خشتی‌اش، حکایت مردمانی را روایت می‌کنند که قرن‌هاست در سایه‌ی مهر و مدارا زیسته‌اند، فارغ از دین و آیین و عقیده،  باهم خندیده‌اند،  در غم هم گریسته‌اند و با همه‌ی سختی‌ها، کنار هم مانده‌اند. شهری که در آن آجرها هم جان دارند، کوچه‌ها قصه می‌گویند و بادگیرها آواز مهر سر می‌دهند. شهری که دل‌های مردمانش به اندازه دیوارهای بلندش استوار و همدل ‌است. مدتی است که در این شهر، هر دوشنبه، رویداد مهمی برگزار می‌شود که اگر اهل تماشا باشی، می‌توانی در آن چهره‌ی واقعی انسانیت را ببینی. نه از پشت ویترین‌های مجلل، نه در قاب‌های پرزرق‌وبرق، بلکه در دستانی که بی‌منت گره‌ای را باز می‌کنند، در چشمانی که بی‌قضاوت به هم نگاه می‌کنند و در قدم‌هایی که تاریخ و انسانیت را در هم می‌آمیزند. دوشنبه‌هایی که دیگر دوشنبه‌های معمولی نیست. رنگ و بوی تازه‌ای به خود گرفته و با باقی روزهای هفته فرق می‌کند و به روزی تبدیل شده که در آن، گذشته و امروز، آزادی و محبت، عدالت و مهربانی، همگی در هم تنیده می‌شوند.مدتی است که مردم یزد هفته‌ای یک‌بار در دوشنبه‌هایی که به &quot;دوشنبه‌های رهایی&quot; شهره یافته است گرد هم می‌آیند. نه برای تماشای شکوه مسجد جامع، نه برای حیرت در برابر بادگیر عظیم باغ دولت آباد و نه برای قدم زدن در میدان امیرچخماق، بلکه برای دیدن آن بخش از تاریخ که نادیده گرفته شده است؛ بناهایی که به دست فراموشی سپرده شده‌اند، اما هنوز زنده‌اند. خانه‌ای که زمانی کودکی در آن خندیده، مسجدی که سال‌ها ندای توحید را در خود طنین انداخته، کاروانسرایی که شب‌های مسافران را به آرامش دعوت کرده و آب‌انباری که عطش رهگذران را فرو نشانده است. بناهای از یاد رفته‌ای که چشم‌ انتظار مردمانی هستند تا با روی خوش به دیدارشان بیایند؛ پا توی دالان‌های قدیمی‌شان بگذارند، عکسی یادگاری با نقاشی‌های رنگ و رو رفته‌شان بیاندازد و روح زندگی را توی اتاق‌های کوچک نیمه‌ویرانش بدمند. آنچه در این دوشنبه‌ها جان را به لرزه می‌اندازد، نه فقط دیدار با گذشته، که دیدار با مردمانی است که حقیقت ایمان را به نمایش می‌گذارند. مسلمان واقعی را اینجا باید یافت، در دل این کوچه‌ها، کنار کسانی که شاید ظاهرشان با معیارهای رایج دین‌داری همخوان نباشد، اما دستانشان همیشه در کار نیکی است. مردمانی که هر دوشنبه از خواب قیلوله و استراحت عصرگاهی‌شان می‌زنند تا به حکم آیه «وَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ» (ذاریات، ۱۹)  عمل کنند و حقی را که در امانت در اموالشان نهاده شده، بی‌منت و بی‌ریا به صاحبانش برسانند و تقوای واقعی و ایمان به خدا را به عرصه نمایش بگذارند که نه در ظاهر آدم‌ها، بلکه در مهربانی دل‌هایشان معنا پیدا می‌کند.کار خیری که  هرکس به اندازه‌ی وسعش در آن سهیم خواهد شد، یکی صد هزار تومان و یکی چند میلیون، بی آنکه کسی با خبر شود یا شاغولی برای سنجش کمی یا زیادی کمک در میان باشد. مهم، همان نیتی است که پشت این کارت کشیدن‌هاست. مهم، همان دل‌هایی است که بی‌هیچ چشم‌داشتی، برای آزادی یک نفر تپیده است. زیبایی اینجاست که درِ دوشنبه‌های رهایی به روی همه باز است. کسی قرار نیست از دین و ایمانت بپرسد. فرقی نمی‌کند آخوند باشی یا کرواتی، با حجاب باشی یا کم حجاب.  هیچ‌کس به دیگری خیره نمی‌شود، هیچ‌کس دیگری را در ذهنش قضاوت نمی‌کند. اینجا، آنچه مهم است، آزادی است. رهایی است. نه فقط رهاییِ آن زندانی که پشت میله‌ها، چشم به راه مهربانی مردمانش دوخته، بلکه رهایی خود ما از بندهایی که نادانسته به پای خود بسته‌ایم؛ بند قضاوت، بند جدایی، بند تفاوت‌هایی که هیچ‌وقت نباید به مرز تبدیل می‌شدند.و این همان پیام آغازین اسلام است. آزادی؛ حقی که هیچ انسانی نباید از آن محروم باشد. احترام به کرامت انسانی؛ مفهومی که در دل هر جامعه‌ی انسانی باید زنده بماند. در پس هر قدمی که در این کوچه‌ها برداشته می‌شود، یک نفر از بند نجات پیدا می‌کند. یک نفر که شاید تنها جرمش فقر بوده است. یک نفر که شاید در معامله‌ای نابرابر، در قراردادی ظالمانه، در لحظه‌ای از ندانم‌کاری، به نقطه‌ای رسیده که پشت میله‌ها، منتظر معجزه‌ای است.و معجزه، همین مردم‌اند. مردمی که از هر قشر و گروهی، کنار هم می‌ایستند تا عدالت را نه فقط در کتاب‌های قانون، بلکه در واقعیت زندگی، اجرا کنند. مردمی که می‌دانند عدالت، فقط روی کاغذ معنا ندارد. عدالت را باید در عمل دید، در آزادی یک انسان، در بخششی که گرهی را باز می‌کند، در شهری که قرن‌هاست با همین همزیستی، زنده مانده است و «دوشنبه‌های رهایی» امتداد همین همزیستی است. جایی که مردم، نه بر اساس دین و مذهب، نه بر اساس پوشش و ظاهر، بلکه بر اساس قلبشان کنار هم می‌ایستند.در دنیایی که آدم‌ها هر روز از هم دورتر می‌شوند، در شهری که دیوارها بلندتر و دل‌ها دورتر می‌شوند، در جامعه‌ای که گاه فراموش می‌کند که انسانیت بالاتر از هر مرزی است، «دوشنبه‌های رهایی» تلنگری است که هنوز هم می‌توان به هم نزدیک شد، هنوز هم می‌توان دل‌ها را از بندها آزاد کرد.اینجا، یزد است. شهری که در آن، نه فقط تاریخ، بلکه انسانیت نیز زنده است. شهری که در آن، دوشنبه‌ها، روز رهایی است.</description>
                <category>Sayedmorteza Mir</category>
                <author>Sayedmorteza Mir</author>
                <pubDate>Mon, 10 Feb 2025 14:39:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به فریاد این دیوار برسید</title>
                <link>https://virgool.io/@mir.sayedmorteza/%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF-szzgyyne2yg9</link>
                <description>#حسبی_اللهدر بحبوحه عزاداری‌ها و انتقام‌ سختمان بوئینگ ۷۳۷-۸۰۰ سقوط کرد و صدها نخبه و هموطنمان را از ما گرفت و دردی دیگر روی درهایمان گذاشت.غم بزرگی که با خبرهای بعدش ملتهب‌تر شد. درخبرها آمد قمار باز قرن مدعی شده است که ایران خود نخبگانش را به موشک بسته و پدافندش بد نشانه گرفته است. ادعای مضحکی که هر شنونده‌ای را به خنده آورد.اما مسئله این نیست!درد واکنش عده‌ای زیادی از ملت سرگردان در فضای مجازی است  به این خبر . سری به پیجهای خبری بزنید. کامنت‌ها را مرور کنید. با تعداد زیادی از کامنت‌ها مواجه می‌شوید که حرف دشمن را راست می‌پندارند و حرف دوست را دروغ. اما چرا؟در برهه‌ای از تاریخ ملت ما با #پدیده‌ای روبرو شد که چشم در لنز دوربین می‌کرد و دروغ را راست می‌نمود و راست را دروغ. و هیچکس دم برنمی‌آورد چرا که بحث، بحث امنیت ملی بود و اعتراض به پدیده‌ اقدام علیه امنیت ملی.نتیجه شد دیوار فرو ریخته‌ای از اعتماد ملت.بعد از آن نیز کارگزارانی بر سر کار آمدند که به جای قبول ضعف‌ها و سختی‌ها دست به دامن دروغ شدند و پتک برداشتند بر خرد و خاکشیر کردن بازمانده‌های آن دیوار..آری! دوستان نادان دست به دست دشمنان دانا دادند تا امروز راست‌ترین‌ها را باور نکنیم و جای جلاد و شهید را باهم اشتباهی بگیریم.اما چه باید کرد؟راه حل را می‌توان میان موعظه‌های رهبری پیدا کنیم که:(ملت را غریبه ندانید)همین!</description>
                <category>Sayedmorteza Mir</category>
                <author>Sayedmorteza Mir</author>
                <pubDate>Fri, 10 Jan 2020 18:26:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حالا نوبت دیپلماسی است.</title>
                <link>https://virgool.io/@mir.sayedmorteza/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%A8%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-kqnegbhlcfln</link>
                <description>.✅ حالا نوبت دیپلماسی است..یکی از روش‌های مهم و پرکاربرد دیپلماسی، (وادار کردن) است.در این روش کشوری با استفاده از قدرت زور و فشار دیپلماسی کشوری دیگر را وادار به تسلیم شدن می‌کند. مثلا در دوران باراک اوباما، آمریکا با تحریم‌ها و قطع‌نامه‌های ظالمانه ایران را وادار به مذاکره کرد. اما اینبار نوبت ایران است. آمریکا با اشتباه استراتژیکش در ترور شهید سلیمانی خود را در تله‌ای انداخت که ایران با پاسخ هوشمندانه و مقدرترانه نظامی‌اش از آن استفاده کرده و به قدرت دیپلماسی (وادار کردن) دست یافته است. ایران با حمله نظامی‌اش به پایگاه نظامی عین الاسد، دو پیام به جهان صادر کرد.پیام اولش به قدرت‌های نظامی جهان بود. ایران ثابت کرد اگر بحث از قدرت نظامی باشد می‌تواند قدرت نظامی اول جهان را ساقط کند.پیام دوم به خاورمیانه و کشورهای حوزه خلیج فارس بود تا به آنها بگوید تکیه به قدرت تسلیحاتی آمریکا روش مناسبی در مقابله با ایران نیست.و اما بعد از این قدرت نمایی نظامی ، نوبت به قدرت نمایی دیپلماسی است. ایران باید آمریکا را وادار به خروج از خاورمیانه کند و چون آمریکا حاضر به این امر نخواهد بود ایران باید با قدرت دیپلماسی و همراه کردن کشورهای منطقه با خود (اسلحه‌ات را نشان بده ولبخند بزن)  با آمریکا بر سر خاورمیانه معامله کرده و طرح پایان تحریم‌ها را روی میز بگذارد.کاری که از دست دیپلمات‌های قدرتمند ایران برخواهد آمد.</description>
                <category>Sayedmorteza Mir</category>
                <author>Sayedmorteza Mir</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jan 2020 11:39:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا شهید سپهبد سلیمانی با همه فرق می‌کرد.</title>
                <link>https://virgool.io/@mir.sayedmorteza/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D9%BE%D9%87%D8%A8%D8%AF-%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%82-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-hzj3qycueupe</link>
                <description>.این‌ روزها وقتی از دوستان، آشنایان و تمام کسانی که به سوگ شهید سلیمانی نشسته‌اند از چرایی اندوهشان می‌پرسم، پاسخی مشترک می‌شنوم که: (او با همه فرق می‌کرد)و  به راستی چرا او با همه فرق می‌کرد؟ مگر نه این است که او مانند بقیه، سرباز وطنی بود که به وظیفه‌اش عمل می‌کرد. پس چرا با همه فرق می‌کرد!پاسخ این سوال در حدیثی از امیرمونان است که:(انسان مقهور، انسانی است که دشمن بر او چیره شده است.) امام موسی صدر (سلمه الله) در تفسیر این حدیث می‌فرماید: انسان مقهور انسانی است که اراده‌ ندارد. و نه تنها دشمن که هرآنچه در اطراف اوست در او اثر می‌گذارد. او تسلیم است. جرئت حق‌گویی و راست‌گویی ندارد. شجاعت امر به معروف و نهی از منکر ندارد و از محیط خود می‌ترسد.آری سلیمانی مقهور نبود. او انسان زنده‌ای بود که مرگ پایان حیاتش نیست. او مغلوب محیط نبود و هیچ تاثیری از محیط نمی‌پذیرفت. بلکه بر محیط تاثیر می‌گذاشت و سازنده جامعه خویش بود.او آزادانه می‌اندیشید. آزادانه سخن می‌گفت و آزادانه عمل می‌کرد. او جناحی فکر نمی‌کرد. از گفتن حق هیچ ابایی نداشت. سوت و کف گروهی او را خشنود نمی‌کرد و تحقیر و تمسخر گروهی دیگر ناامیدش نمی‌ساخت. او برای مردم و کسب رضای خدا کار می‌کرد. حق می‌گفت حتی اگر به ضررش تمام شود. در میان خموشان بیدار و جلودار بیداران بود.باری؛ چنین انسانی نمی‌میرد حتی با موشک‌های آمریکایی. او زنده است و بر جامعه خود اثر می‌گذارد و آن را دگرگون می‌سازد همچنان که ملت ایران را دگرگون کرد . منتظر حماسه‌های بعدی‌اش باشیم..</description>
                <category>Sayedmorteza Mir</category>
                <author>Sayedmorteza Mir</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jan 2020 10:00:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>