<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میربها</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mirbaha</link>
        <description>می‌نویسم؛ پس هستم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 22:33:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/347637/avatar/mZtxUA.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میربها</title>
            <link>https://virgool.io/@mirbaha</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بد جای خوب و خوب جای بد – نقد و بررسی کتاب خوب‌های بد، بدهای خوب</title>
                <link>https://virgool.io/@mirbaha/%D8%A8%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-hnmbvwg3sfet</link>
                <description>خوب‌های بد، بدهای خوب نام کتابی به نویسندگی سومان چینانی هست. کتابی که انتشارات پرتقال چاپش کرده و ژانرش هم فانتزیه. به تازگی هم قراره که نتفلیکس از این کتاب یک اقتباس سینمایی هم بسازه، پس همراه من باشید تا بیشتر درباره این کتاب با هم صحبت کنیم.داستان کتاب این جوری شروع میشه که  اگه قرار باشه از شما شخصیتی برای قصه‌ها بسازن، به نظرتون در دسته خوب‌ها قرار می‌گیرین یا شرورها؟! سوفی و آگاتا به مدرسه‌ای فرستاده می‌شن که آدم بدها و آدم خوب‌های قصه‌ها را رو آونجا می‌سازن! اونها گمان می‌کنن که می‌دونن تو کدام دسته قرار می‌گیرن! امّا آیا واقعاً خوبی و بدی آدم‌ها رو میشه به همین راحتی تشخیص داد؟!گاهی آدم‌ها اون جوری که بنظر میان نیستن. همه‌ی آدم‌ها وجوه خوب و بدی دارن که در هر شرایط و موقعیتی ممکن یکی از اون‌ها را عیان کنن. برای همین هم شاید نشه اون‌ها رو صرفا تو دو دسته‌ی خوب و شرور تقسیم کرد.گاهی آدم‌ها اون جوری که بنظر میان نیستن.کتاب خوب‌های بد، بدهای خوب با اقتباس از داستان‌های معروفی مثل سیندرلا، سفید برفی، شاه آرتور و کلی داستان‌های فانتزی دیگه نوشته شده. کتاب در واقع یه سه گانه معروفه که تو ایران با اسم مدرسه افسانه‌ای به چاپ رسیده و نشر باژ اون رو منتشر کرده. اما نشر پرتقال هم اومده و تک تک این داستان رو منتشر کرده تا علاقمند‌ها برن و بخوننش.کتاب و داستانش درباره دنیای جادو و افسانه‌هاست، دنیایی که قبل‌تر اون رو تو آثاری مثل هری پاتر دیدیم. البته کتاب دنیایی خلق کرده و ادعا می‌کنه که همه داستان‌های قدیمی معروف از این دنیا نشات گرفته شدن. در واقع کتاب و آدم‌های داخل داستانش وارث‌ قصه‌های پریان و نوادگان جادوگرها هستن. همه این افراد جمع شدن تا دوباره دنیای افسانه‌ای جدیدی خلق کنن.آدم‌های داخل داستان طبق افسانه‌ها باید به دو دسته تقسیم بشن، خوب‌های مطلق و بدهای ابدی. حین این تقسیم‌بندی باید خودشون کشف کنن. در واقع قراره اونها نشون بدن که ظاهر زیبا قرار نیست درون زیبا هم به وجود بیاره یا بلعکس.آدم‌های داخل داستان طبق افسانه‌ها باید به دو دسته تقسیم بشن، خوب‌های مطلق و بدهای ابدی.کتاب خوب‌های بد، بدهای خوب می‌خواد مثل افسانه‌های کهن بگه که داخل وجود هر انسانی دو گرگ وجود داره. گرگی که ساکت و آرومه و به کسی صدمه نمی‌زنه و گرگی که همیشه عصبانی و به دنبال آسیب زدن به بقیه است. این دو تا گرگ همیشه در درون انسان در حال جنگ هستن و اونی برنده میشه که ما بیشتر بهش غذا بدیم.داستان کتاب درباره سوفی و آگاتاست، دو نوجوانی که به مدرسه‌ای میرن که افراد برای حضور در دنیای افسانه‌ها ‌تربیت می‌کنه. دخترها و پسرهای نوجوان به این مدرسه میان و بعد از گروه‌بندی به فراگیری مهارت و پرورش استعدادهاشون مشغول میشن.سومان چینانیاز سمتی این مدرسه رازهای عجیبی هم داره که کمتر کسی ازشون خبر داره. مثلا مدیر مدرسه که هیچ کس اون رو ندیده یا دانش آموزانی که بعد از اتمام درس هیچ وقت به خونه خودشون برنمی‌گردن. حالا دو شخصیت اصلی داستان باید ماجراجویی خودشون در این مدرسه عجیب شروع کنن. ماجراجویی که سوفی رو به سمت گروه بدی‌ها می‌فرسته و آگاتا رو به سمت خوبی‌ها. دو تا دوست حالا تبدیل به دو تا دشمن میشن.ماجرای کتاب هم بین اتفاقات این دو شخصیت تقسیم شده و خواننده همراه هر دو نفرات در دل داستان جلو میره. سوفی دلبسته جهان افسانه‌ها و زندگی پرنسس گونه است برعکس آگاتا که اعتقادی به دنیای افسانه‌ها نداره. تقابل این دو شخصیت و دیدگاهشون نسبت به جهان فانتزی و جادو یکی از نکات جالب درون داستان.برای همین شخصیت‌پردازی هوشمندانه شکل گرفته و مخاطب می‌تونه با انتخاب یکی از شخصیت‌ها وارد این دنیای فانتزی بشه. در واقع آنکه فکر می‌کنم هستم به آنکه واقعا هستم بدنه‌ی اصلی داستان را تشکیل می‌ده.کتاب خوب‌های بد، بدهای خوب نامزد جایزه کتاب کودکان Waterstones تو سال 2014 شده و نقدهای خوبی هم از منتقدان دریافت کرده که از نکات مثبت این کتاب.اگر کتاب خوب‌های بد، بدهای خوب رو خوندی حتما نظرت رو تو کامنت بگو تا به نوشته‌ام اضافه کنم. اگر هم نقدی که نوشتم رو دوست داشتی یا نظری داشتی حتما برام بنویس و اینکه خوشحال می‌شم نقدهای دیگه‌ای رو که نوشتم هم از طریق لینک زیر بخونی.لینک پروفایل که همه نوشته‌ها هستش : https://virgool.io/@mirbaha</description>
                <category>میربها</category>
                <author>میربها</author>
                <pubDate>Wed, 23 Dec 2020 09:58:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روح‌ها در کتابخانه - نقد و بررسی کتابخانه ارواح</title>
                <link>https://virgool.io/@mirbaha/%D8%B1%D9%88%D8%AD%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%AD-lqhheaytzpar</link>
                <description>ریچارد دنی در کتاب خودش دنیایی ترسناک برای مخاطب به تصویر کشیده. کتابی که اون نوشته با اسم کتابخانه ارواح توسط انتشارات پرتقال چاپ شده و قراره تو این مطلب درباره‌اش باهاتون صحبت کنم. پس همراه من باشید.داستان کتاب درباره سایمونِ که می‌تونه با مرده‌ها حرف بزنه. اون پدر و مادرش تو تصادف از دست داده و الان داره به عنوان یه کارمند تو آژانس ارواح گیری کار می‌کنه. کار اون اینه که از شر ارواح خلاص بشه و حالا قراره تو ماموریت جدیدش تو یه کتابخانه بره و ارواح اونجا رو از بین ببره.کتاب کتابخانه ارواح تو ژانر وحشت نوشته شده و در دو جلد به چاپ رسیده. جلد دوم کتاب کارناوال شوم نام داره که اونم انتشارات پرتقال چاپ کرده. داستان داخل یه کتابخانه در ماساچوست روایت میشه که اتفاقت عجیب غریبی داخلش رخ می‌ده. برای همین کتابدار این کتابخانه میاد سراغ سایمون و ازش می‌خواد روح‌ها رو از بین ببره.کتابخانه ارواح به نمادها توجه ویژه‌ای دارهکتابخانه ارواح به نمادها توجه ویژه‌ای داره. مثل همه داستان‌های ژانر وحشت که نمادهای ترسناکی مثل ستاره پنج پر داخل خودشون دارن. ستاره تاریخی چهارهزارساله قدمت داره و عموما نماد شیطان تصور میشه. استفاده از این نماد توسط نویسنده برای اینه که شوم بودن کتابخانه رو نشون مخاطب بده و بگه که اهریمن در این مکان وجود داره.سایمون که می‌تونه با مرده‌ها حرف بزنه وارد این کتابخانه میشه و تلاش می‌کنه تا راز پشت پرده این مکان کشف کنه. البته توانایی سایمون بیشتر از این که براش سود داشته باشه ضرر داشته. سایمون بعد از مرگ پدر و مادرش توسط عموش به سرپرستی گرفته می‌شه. عموی اون وقتی قدرت برادرزاده‌اش می‌بینه تصمیم می‌گیره که یه آژانس برای شکار ارواح تاسیس کنه.عموی سایمون البته از طریق برادرزاده و قدرتش تونسته کلی سود به جیب بزنه. سایمون هم به همین خاطر و این که دائم در سفره نتونسته دوستی پیدا کنه و تنهاست. برای همین تنها دوستش کتاب‌هاش هستن و برای همین علاقه‌مند شد که این ماموریت کتابخونه رو انجام بده.کتاب کتابخانه ارواح به ترس و اضطراب سایمون در جریان حضور در کتابخانه می‌پردازه و نشون میده که سایمون چطوری با ارواح داخل کتابخانه ارتباط می‌گیره. ولی ارواح به اون هشدار میدن از اونجا خارج بشه چون راز بزرگی در کتابخانه وجود داره. البته سایمون در این راه تنها نیست و دختری نوجوانی به نام جید هم اون رو کمک می‌کنه.کتاب در واقع نبرد بین ارواح خوب و بد رو به نمایش می‌گذارهکتاب در واقع نبرد بین ارواح خوب و بد رو به نمایش می‌گذاره و سایمون رو به عنوان یه ابرقهرمان نشون میده که به پیروزی در مقابل ارواح دست پیدا می‌کنه. مخاطب کتابخانه ارواح نوجوانان هستن و شخصیت اصلی داستان هم به عنوان یک ابرقهرمان معرفی میشه. مثل اثار مشهور دیگه در ژانر فانتزی و وحشت همچون هری پاتر.سایمون یه نوجوان 13 ساله است که کودکی سختی داشته و برخلاف روحیه شجاعش اتفاقات احساسی داخل زندگیش تجربه کرده. مواجه شدن سایمون با جید زندگی اون رو تغییر میده و اون از دیواری که به دور خودش کشیده خارج میشه و می‌تونه با بقیه ارتباط برقرار کنه.عموی سایمون به عنوان قیم سایمون رفتار خوبی باهاش نداره و اون رو به چشم یک ابزار می‌بینه. ابزاری که می‌تونه ازش استفاده کنه تا پول دربیاره. عموی سایمون برخلاف خانواده خودش توانایی ارتباط با ارواح نداره و برای همین به سایمون حسادت می‌کنه.ریچارد دنی
همین نکته نشون میده که اهمیت داستان درباره محبت و خانواده است، چون عموی سایمون به خاطر ترد شدن از سمت خانواده حس بدی داره. البته باید گفت که ورود به کتابخانه باعث میشه احساس بین سایمون و عموش تغییر کنه و اون‌ها بیشتر به هم نزدیک بشن، مثل یه پدر و پسر.نویسنده کتاب ریچارد دنی سعی کرده با استفاده از المان‌های ترسناک، فضایی ترسناک برای مخاطب‌ها ایجاد کنه و از همین طریق داستانش پیش ببره. برای همین در کتاب از تصاویر سیاه و سفید هم استفاده شده که بیشتر فضای ترس به مخاطب القا می‌کنه.اگر کتاب کتابخانه ارواح رو خوندی حتما نظرت رو تو کامنت بگو تا به نوشته‌ام اضافه کنم. اگر هم نقدی که نوشتم رو دوست داشتی یا نظری داشتی حتما برام بنویس و اینکه خوشحال می‌شم نقدهای دیگه‌ای رو که نوشتم هم از طریق لینک زیر بخونی.لینک پروفایل که همه نوشته‌ها هستش : https://virgool.io/@mirbaha</description>
                <category>میربها</category>
                <author>میربها</author>
                <pubDate>Tue, 17 Nov 2020 11:04:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ربات‌ها درد را احساس می‌کنند - نقد و بررسی کتاب کرکس</title>
                <link>https://virgool.io/@mirbaha/%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%DA%A9%D8%B3-jddu6nkxcqtt</link>
                <description>کتاب کرکس نوشته والتر باله و اروین کلس است که انتشارات هوپا اون چاپ کرده. ژانر کتاب علمی تخیلیه و درباره کارخونه ماشین‌سازی هست که فقط ماشین نمی‌سازه. بلکه محصولات عجیب و غریب دیگه‌ای هم داره. با من همراه باشید تا بیشتر درباره این کارخونه و محصولاتش صحبت کنیم.داستان کتاب درباره سه تا نوجوان نخبه است که به داخل این کارخانه وارد میشن. کارخونه قبلا ماشین تولید می‌کرده اما حالا که در معرض ورشکستگی قرار داره تلاش می‌کنه تا محصول جدیدی تولید کنه. محصولی که آینده انسان‌ها را تغییر میده، محصولی به نام ربات انسان نما.کتاب درباره این موضوع هست که فرق انسان‌ها با ربات‌ها چیه. چرا ربات‌ها از انسان‌ها برتر شدند و اصلا چرا ما ربات‌ها را ساختیم. ربات‌هایی که جایگزین ما انسان‌ها شدند و دارند شغل‌های ما رو مثل شغل پدرهای نوجوان‌های داستانمون ازشون می‌گیرند. در واقع کتاب نشون میده کارگرها دارند جایگزین ربات‌ها می‌شن و روزی می‌رسه که ربات‌ها همه کارها رو انجام بدن.برای این که بتونی تو زندگیت تصمیم بگیری، نیاز به انگیزه داری.پدر سیمون یکی از همین افرادی که به خاطر ربات‌ها خانه نشین شده. پدر سیمون هم به همین خاطر از ربات‌ها نفرت داره. اون حتی اجازه نمی‌ده سیمون در خانه ربات داشته باشه. اما سرنوشت کار دیگه‌ای انجام میده و سیمون به همراه دوستانش مجبور میشن وارد کارخانه ربات‌سازی بشن و به ماجراجویی بپردازند.برای این که بتونی تو زندگیت تصمیم بگیری، نیاز به انگیزه داری. اگه این انگیزه از سمت کسی باشه که شما براش ارزش زیادی قائل باشید قطعا انگیزه بیشتری خواهید داشت. بیشتر مخترعان و دانشمندها به همین خاطر تونستن کلی کارهای جالب انجام بدن.کتاب کرکس درباره ساخت ربات انسان نمایی هست که سه نوجوان داستان ما باهاش در ارتباط بودن. ربات داستان برای استفاده در آزمایش‌های تست خودرو ساخته شده. رباتی که به گفته سلی دانشمند کارخونه احساس درد نداره ولی با این حال این ربات تونسته یاد بگیره که احساس درد چیه.کتاب در بخش دیگه‌ای از مفاهیم که به ما ارائه میده درباره دوستی سخن می‌گه. این که دوستی می‌تونه هر چیز غیر ممکنی رو ممکن کنه. دوستی که بین سه کاراکتر نوجوان ما دیده میشه و اگر این دوستی نبود شاید اتفاقات داستان هم پیش نمی‌اومد. در واقع محور اصلی کل داستان کتاب، دوستی هست.کتاب می‌گه که دوستی ارتباط بین روح‌ها و قلب‌های افراده و دوستی به مدت زمانی که با همدیگه دوست هستید یا شباهت‌های شما بستگی نداره. دوستان شما بدون این که بدونید وارد زندگی شما می‌شن و تو زندگی شما تغییر ایجاد می‌کنن. برای همینه که دوستی بین این سه نوجوان داخل داستان می‌تونه برای مخاطب‌های کتاب خیلی جذاب باشه.دوستان شما بدون این که بدونید وارد زندگی شما می‌شن و تو زندگی شما تغییر ایجاد می‌کننبن نوجوانی که تازه به مدرسه سیمون و لیزا وارد شده، صاف و ساده است و به خاطر خراب شدن ربات سیمون با این دو نفر دوست میشه. اون یه راننده ماهره و البته کاراته هم بلده ولی همه فکر می‌کنند آدم عجیب غریبیه.والتر باله و اروین کلسلیزا کاراکتر بعدی داستان که پدرش در کارخانه کرکس کار می‌کنه. اون آدم مهربانیه و برای نجات دوستانش هر کاری انجام میده. سیمون ضلع سوم این تیمه سه نفره است که خیلی زودجوشه و تو ساختن ربات‌ها استعداد داره. پدر سیمون هم مثل پدر لیزا داخل کارخانه کرکس کار می‌کنه. ولی برخلاف پدر لیزا اون از کارش اخراج شده.کتاب کرکس در حدود 266 صفحه برای مخاطب تعریف میشه. البته نکته جالب کتاب اینه که تمام اتفاقات داستان در یک روز روایت میشه. یعنی کل داستانی که تو کتاب می‌خونیم برای اتفاقاتی که از صبح تا پایان روز برای کاراکترهای داستان رخ می‌ده.البته این زمان یک روزه در داستان باعث شده که نتونیم با کاراکترها همذات پنداری کنیم. در واقع ما چیز خاصی از کاراکترها متوجه نمی‌شیم یا بهتر بگم نمی‌توانیم آن‌ها را بشناسیم. گاهی حتی رفتارهای کاراکترها هم به خاطر عدم ارتباط درست ما با شخصیت‌ها کمی دور از ذهن به نظر میاد.اگر کتاب کرکس رو خوندی حتما نظرت رو تو کامنت بگو تا به نوشته‌ام اضافه کنم. اگر هم نقدی که نوشتم رو دوست داشتی یا نظری داشتی حتما برام بنویس و اینکه خوشحال می‌شم نقدهای دیگه‌ای رو که نوشتم هم از طریق لینک زیر بخونی.لینک پروفایل که همه نوشته‌ها هستش : https://virgool.io/@mirbaha</description>
                <category>میربها</category>
                <author>میربها</author>
                <pubDate>Wed, 11 Nov 2020 14:04:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر به لانه کبوترها - نقد و بررسی کتاب کبوترهای وحشی</title>
                <link>https://virgool.io/@mirbaha/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C-btxakycmrreq</link>
                <description>کتاب کبوترهای وحشی را ایمی تیمبرلیک نوشته. کتابی که تو سال 2014 دو جایزه معروف ادگار و نشان افتخار نیوبری کسب کرد. این کتاب داستانی ماجراجویی و البته معمایی داره و درباره جرجی شخصیت اصلی داستان که دنبال خواهر گمشده‌اش هست. با من همراه باشید تا بیشتر درباره این کتاب که انتشارات پرتقال چاپش کرده صحبت کنیم.گفتم که کتاب درباره داستان گم شدن خواهر جرجی هست. جرجی دختر سیزده ساله‌ای هست که علاقه زیادی به تیراندازی داره و بیشتر وقتش تو جنگل می‌گذرونه. البته حضورش در جنگل بیشتر به خاطر حیواناته، به خصوص کبوترها. خواهر جرجی یعنی آگاتا طی یک اتفاقی ناپدید میشه و خواهرش برای این که اون را پیدا کنه راهی یک سفر ماجراجویانه میشه.البته جرجی در این سفر تنها نیست، بیلی نامزد سابق خواهرش و همچنین قاطر چموشی اون را در این سفر همراهی می‌کنن. همراهی که با اتفاقات و تقابل‌های بامزه به خصوص بین جرجی و قاطر رخ می‌ده.کتاب کبوترهای وحشی داستان سفری برای رسیدن به دنیای بزرگسالی استسفر ماجراجویانه جرجی در واقع سفری به دنیای بزرگسالان هست. جرجی که دختر بچه‌ای با اخلاق‌های ناپسند هست در طی سفر خودش برای پیدا کردن خواهرش متوجه میشه که باید تغییر کنه. تغییری که باعث میشه اون بسیاری از اخلاق بدش کنار بزاره.او در این سفر یاد میگیره که باید تصمیم درست در زندگیش بگیره و در مواقع اضطراری کنترل خودش از دست نده. در واقع میشه گفت کتاب کبوترهای وحشی داستان نوجوان ترسویی هست که بعد از آغاز سفر تبدیل به نوجوانی شجاع میشه. کتاب هم می‌خواد به مخاطب نوجوان خودش همین درس را بده که باید شجاع باشید و در مقابل مشکلات زندگی بجنگید.کتاب کبوترهای وحشی شبیه به یک تراژدی بزرگه که تو کتاب‌های ژانر فانتزی زیاد دیده میشه. از سمتی رابطه بین جرجی و خواهرش رابطه عجیبیه، جرجی به خاطر علاقه بیش از اندازه‌اش به خواهرش دوست داره اون برای خودش نگه داره. برای همین تلاش می‌کنه افراد کنار خواهرش از اون دور کنه.خصوصیات رفتاری جرجی همه آدم‌های اطرافش می‌رنجونه اما گم شدن خواهر باعث میشه کم کم جرجی به بلوغ رفتاری برسه. بلوغ رفتاری که در روند داستان می‌تونیم اون رو کم کم از سمت این شخصیت حس کنیم و خودمون هم با اون به بلوغ برسیم.کتاب می‌خواد به مخاطب یاد بده که باید در زندگی شجاع بودایمی تیمبرلیککتاب با زبان ساده و البته استدلال‌های کودکانه شخصیت‌ها حوادث داستان جلو می‌بره. همین قضیه باعث شده وقتی کتاب دستتون می‌گیرید دیگه کنار نذاریدش زمین تا وقتی که تمومش کنید. توصیفات نویسنده یعنی ایمی تیمبرلیک از طبیعت و سفر ماجراجویانه گروه کوچک جرجی به قدری خوب هست که انگار خود مخاطب هم همراه این گروه کوچک به سفر ماجراجویانه میره.درباره نویسنده کتاب باید بگم که اهل آمریکا هست. اون کتاب کبوترهای وحشی رو بر اساس داستان واقعی که در دوران کودکیش رخ داده نوشته. داستان اصلی در سال 1981 در محل زندگی این نویسنده رخ میده و بعد‌ها ایمی تیمبرلیک اون تبدیل به کتاب می‌کنه و انتشارات پرتقال هم این کتاب ترجمه کرده تا ما از خوندنش لذت ببریم.کتاب کبوترهای وحشی می تونه تجربه خوبی برای شما باشه تا با دنیای عجیب و غریب نوجوانی آشنا بشید و یاد بگیرید در زندگی شجاع باشید. البته شجاعتی که باعث میشه به بلوغ رفتاری برسید و دیگه اون نوجوان لجباز نباشید. انگار که وارد دنیای بزرگسالی میشید.اگر کتاب کبوترهای وحشی رو خوندی حتما نظرت رو تو کامنت بگو تا به نوشته‌ام اضافه کنم. اگر هم نقدی که نوشتم رو دوست داشتی یا نظری داشتی حتما برام بنویس و اینکه خوشحال می‌شم نقدهای دیگه‌ای رو که نوشتم هم از طریق لینک زیر بخونی.لینک پروفایل که همه نوشته‌ها هستش : https://virgool.io/@mirbaha</description>
                <category>میربها</category>
                <author>میربها</author>
                <pubDate>Mon, 09 Nov 2020 09:56:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فلسفه با طعم کتاب داستان – نقد و بررسی کتاب دنیای سوفی</title>
                <link>https://virgool.io/@mirbaha/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D9%81%DB%8C-rg7kxicukqrp</link>
                <description>دنیای سوفی کتاب مشهوریه که توسط یوستین گردر نوشته شده و بیشتر از اون که رمان داستانی باشه انگار یک کتاب فلسفیه. کتابی که قراره به ما فلسفه یاد بده، پس همراه من باشید تا درباره این کتاب و نکات داخلش بیشتر با هم دیگه صحبت کنیم.دنیای سوفی را یوسین گردر نوشته. این اثر داستان سوفی دختری را می‌گه که در آستانه پانزده سالگی قرار گرفته. سوفی روزی نامه‌‌ای بدون تمبر که تنها روی آن نوشته: سوفی آموندسن، شماره ۳ کوچه کلوور! را دریافت می‌کنه. سوفی بدون اون که بدونه فرستنده کیه نامه را باز می‌کنه و با این پرسش رو به رو میشه: &quot;تو کیستی؟&quot;. این آغاز دنیایی که سوفی در آن گره‌‌های ذهنی خودش را یکی پس از دیگری باز می‌کنه.دنیای سوفی به مخاطب درباره فلسفه زندگی یاد میده. کتاب سعی می‌کنه با پرسیدن سوالات بنیادی و پاسخ دادن به این سوالات خواننده را به دنیای فلسفه بکشونه. کتاب میگه &quot;واژه هیچوقت در فلسفه معنا ندارد.&quot; به عبارت دیگر میشه گفت ناممکن نداریم و همه چیز در دنیای فلسفه امکان پذیر است. کتاب، فلسفه را با زبان خودش برای مخاطب میگه و اعلام می‌کنه دنیای فلسفه یعنی شک کردن به همه چیز.کتاب میگه&quot;واژه هیچوقت در فلسفه معنا ندارد.&quot;اثر فلسفه را عنصری بنیادی در همه چیز می‌دونه. فلسفه را به ماده حلالی تشبیه می‌کنه که در همه چیز غرق شده و جدا کردن آن تقریبا غیرممکنه. دنیای سوفی میگه فلسفه را نمی‌‌توان همچون علم طبقه‌بندی کرد و برای آن مرزی قائل شد.شخصیت کتاب یعنی سوفی به عنوان یک نوجوان معرفی میشه که به دنبال پاسخ به پرسش‌‌های خودش است. در واقع نویسنده با نشان دادن سوفی در دوران نوجوانی می‌خواد بگه، این دوران می‌تونه برای نوجوان‌ها بسیار مهم باشه. کتاب با اشاره به جمله مشهور دکارت، این سخنش یعنی&quot;من فکر می ‌کنم، پس هستم.&quot; به عنوان بن مایه داستان انتخاب می‌کنه.کتاب با وارد کردن دنیای موازی و مباحث فلسفی فضایی را برای کاراکترهای خودش خلق کرده تا اون‌ها را در مقابل پرسش‌های فلسفی قرار بده. در واقع نویسنده با وارد کردن عنصر فانتزی و در بخش‌هایی علمی تخیلی به کتابش ما را در مقابل دنیایی جدید قرار داده. مثل آینه‌‌ای که سوفی به هیلده میده که به نظریه دنیاهای موازی اشاره کرده. از سمتی سوفی شخصیتی است که مخاطب از طریق اون می‌تونه جواب سوالاتش را از نویسنده بگیره.کتاب دنیای سوفی محتوایی در رابطه با حقوق زنان هم داره. کتاب به اعدام المپیس د گیوس در انقلاب فرانسه اشاره کرده، فردی که به علت دفاعیه‌‌اش در مورد زنان به مرگ محکوم شد. همین علتی است که موضوع زنان و حقوق آن‌‌ها در کتاب به عنوان یکی از درونمایه‌‌های داستان مطرح شده.یوسین گردر به خوبی تونسته مباحث فلسفی را در متن کتابش به سادگی بیان کنه.یوسین گردرمطالب فلسفه همه پسند نیستن و مخاطب عام ندارن. برای همین یوسین گردر به خوبی تونسته مباحث فلسفی را در متن کتابش به سادگی بیان کنه. دقیقا مثل یک معلم فلسفه که در کلاس خودش برای دانش آموزانش درس فلسفه میده. اما در عین حال که فلسفه درس میده، از شخصیت‌‌های داستانش هم ساده نمی‌گذره و این کاراکترها را در طی داستان به خوبی پرورش میده.سوفی دختری پانزده ساله است که سوالات زیادی در زندگیش داره. سوفی یه حکیم و دانشمند در سن خودشه که به دنبال جواب سوالاتش می‌گرده. در واقع سوفی توانایی خوبی برای حل مسائل بزرگ داره و داخل کتاب هم این خصوصیتش نشون داده میشه. آلبرتو معلم فلسفه سوفی است که از طریق نامه با اون در ارتباطه.هویت این معلم ناشناسه و ابتدا با نامه‌هاش با سوفی ارتباط برقرار می‌کنه و بعدش شروع به آموزش دادن سوفی می‌کنه. هیلده در واقع همزاد سوفی در دنیای موازی است که داخل کتاب وجود داره. تنها تفاوت هیلده با سوفی اینه که هیلده عینک به چشم می‌زنه.اگر کتاب دنیای سوفی رو خوندی حتما نظرت رو تو کامنت بگو تا به نوشته‌ام اضافه کنم. اگر هم نقدی که نوشتم رو دوست داشتی یا نظری داشتی حتما برام بنویس و اینکه خوشحال می‌شم نقدهای دیگه‌ای رو که نوشتم هم از طریق لینک زیر بخونی.لینک پروفایل که همه نوشته‌ها هستش : https://virgool.io/@mirbaha</description>
                <category>میربها</category>
                <author>میربها</author>
                <pubDate>Sun, 01 Nov 2020 16:00:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در انتظار مرگ باشید – نقد و بررسی کتاب داس مرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@mirbaha/%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%B1%DA%AF-ol7t5b3vfjxm</link>
                <description>کتاب داس مرگ یکی از کتاب‌های پرفروش انتشارات پرتقال است که دنیایی فانتزی و ترسناک برای مخاطبان نوجوان بازگو می‌کنه. کتاب توسط نیل شوستِرمن نوشته شده و قراره تو نوشته زیر کمی بیشتر درباره این کتاب و داستانش صحبت کنم، پس همراه من باشید.داستان کتاب درباره دو نوجوانه که انتخاب شدن تا برای کنترل جمعیت ساکنان زمین بعضی از افراد را زنده نگه دارن و بعضی‌ها را از بین ببرن. کتاب داستانی جنایی و البته ترسناک داره و سعی می‌کنه مفاهیمی مثل مرگ و زندگی، ارزش دوستی و فداکاری را به مخاطب یاد بده. اثر تلاش می‌کنه خواننده را با این موضوع اشنا کنه که حیات فیزیکی ما محدود است و همین محدودیت به زندگی افراد معنا می‌ده.کتاب داس مرگ این موضوع را مطرح می‌کنه که درسته که انسان به دنبال جاودانگی می‌گرده ولی این جاودانگی خودش باعث از بین رفتن آرامش آدم میشه. در واقع انسان جاودان امید نداره و طعم زندگی را متوجه نمیشه. برای این که فرد جاودان مفهوم زمان را از دست میده و متوجه زمانی که داره در اطرافش می‌گذره نمیشه. از سمتی نویسنده این مفهوم یعنی معنی مرگ را مدل دیگه‌ای بازگو می‌کنه. مرگ و مسئله کنترل جمعیت در آینده آخرزمانی زمین از نکات دیگه‌ای است که داخل کتاب قابل تامل.کتاب داس مرگ این موضوع را مطرح می‌کنه که درسته که انسان به دنبال جاودانگی می‌گرده ولی این جاودانگی خودش باعث از بین رفتن آرامش آدم میشه.داستان این را می‌گه که انسان به واسطه تکنولوژی لذت زندگی را از دست داده. انسان‌‌ها جاودانه شدن و هر آن چه که می‌خواستن به دست آوردن. اما حتی در همین دوران زندگی جاودانه هم باعث نشده تا اخلاق ناپسند انسانی از بین بره. در واقع میل به شهوت، قدرت و شکست ناپذیری خصایصی است که انسان‌‌های درون کتاب هنوز اون‌ها رو دارن.کتاب داس مرگ بر روی دو شخصیت خودش یعنی سیترا و روئن تمرکز می‌کنه که در کنار استادان خودشون در حال آموزش دیدن هستن. گذشت زمان و تمرین‌های زیاد، شخصیت این نوجوان را شکل میده و کتاب هم به آرامی این رشد شخصیت را به مخاطب کتاب نشون میده. البته اتفاقی بد باعث میشه سرنوشت این دو شخصیت از هم جدا بشه. سرنوشتی که باعث میشه این دو دوست تبدیل به دو دشمن بشن.روئن شخصیتی است که در یک خانواده پر جمعیت متولد شده. اون تو خانه و مدرسه مورد بی‌توجهی قرار می‌گیره تا این که با یکی از داس‌ها ملاقات می‌کنه. از سمت دیگه سیترا بچه بزرگ خانواده است که همراه برادر کوچیکترش و والدینش زندگی می‌کنه. زندگی سیترا هم مثل روئن با برخورد با داس‌ها متفاوت میشه. داس فارادی کسی است که روئن و سیترا را انتخاب می‌کنه تا به عنوان کارآموز به اون‌ها آموزش بده. اون فردی است که در کار خودش حرفه‌ای و اصول اخلاقی خاصی هم داره.در واقع نشان میده با این که این افراد به وظیفه خودشون عمل می‌کنن ولی همچنان دچار تردید‌های بسیاری هستن.داستان شخصیت افرادی که انتخاب شدن تا به عنوان داس خدمت کنن را بررسی می‌کنه. در واقع نشان میده با این که این افراد به وظیفه خودشون عمل می‌کنن ولی همچنان دچار تردید‌های بسیاری هستن. تردیدهایی که با کابوس‌‌های شبانه همراهه و تلاش برای پایان دادن به رنج انسان‌‌ها، اون‌ها رو در عذاب قرار میده. تقابل داس‌‌های قدیمی که سعی در نجات بشر دارن هم در مقابل داس‌های جوان که تنها به دنبال لذت کشتن هستن هم از نکته‌های جذاب کتاب است.به طور مثال داستان در مقابل روئن چالش‌هایی قرار میده تا روئن زندگی کردن به عنوان یک داس یا یک انسان را انتخاب کنه. در واقع این چالش اصلی است که به داستان جذابیت میده.نیل شوستِرمناز سمت دیگه نیل شوستِرمن نویسنده کتاب نقدی به تکنولوژی انسانی هم وارد می‌کنه، تکنولوژی که به وسیله یک هوش مصنوعی، انسان‌ها را به صلح ابدی رسانده. صلحی که بهای پرداختنش اون بوده که انسان‌ها تبدیل به برده شدن، برده‌هایی که در اختیار تکنولوژی هستن. البته باید گفتش که روایت‌های داستان خشن است و همین دلیل بسیار خوبیه که درباره قرارگیری این کتاب در میان کتاب‌‌های مناسب برای گروه سنی نوجوان (+12) تجدید نظر بشه.اگر کتاب داس مرگ رو خوندی حتما نظرت رو تو کامنت بگو تا به نوشته‌ام اضافه کنم. اگر هم نقدی که نوشتم رو دوست داشتی یا نظری داشتی حتما برام بنویس و اینکه خوشحال می‌شم نقدهای دیگه‌ای رو که نوشتم هم از طریق لینک زیر بخونی.لینک پروفایل که همه نوشته‌ها هستش : https://virgool.io/@mirbaha</description>
                <category>میربها</category>
                <author>میربها</author>
                <pubDate>Sun, 01 Nov 2020 15:59:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من هزار سال سن دارم – نقد و بررسی کتاب پسر هزار ساله</title>
                <link>https://virgool.io/@mirbaha/%D9%85%D9%86-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-p7gfedncqxva</link>
                <description>پسر هزار ساله کتابیه که توسط انتشارات پرتقال به چاپ رسونده. کتاب در حوزه کودک و نوجوان که جزو کتاب‌های پرفروش به حساب میاد و توسط  راس ولفورد نوشته شده. قراره تو مطلب پایین کمی درباره این کتاب و مفاهیم داخلش صحبت کنیم، پس با من همراه باشید.کتاب پسر هزار ساله درباره دغدغه‌های الفی مانک یازده ساله با هم سن و سال‌‌های خودشه. چرا که اون هزار سال عمر کرده و سنش در یازده سالگی متوقف شده و در حال فرار از دنیای اطراف خودش است. بعد از یک آتش ‌سوزی بزرگ که دنیای الفی را نابود می‌کنه، اون وادار میشه با جهان اطراف خودش سازگار بشه.کتاب سعی داره مباحث و مفاهیم دنیای بزرگسالان را از زبان یه نوجوان سیزده ساله بگه و تلاش داره سیاست‌‌های دنیای بزرگسالان را نقد کنه. ایدن شخصیت کتاب درباره سیاست می‌گه: &quot;هر وقت کسی اسم دولت را می‌‌آورد تا جایی که من می‌‌دانم بحث قرار نیست به جایی برسد.&quot; ایدن و رفتار اون در طول داستان سعی داره به مخاطب بگه که دنیای بزرگسالان پیچیده و همراه با کلی رفتارهای متناقض است.کتاب سعی داره مباحث و مفاهیم دنیای بزرگسالان را از زبان یه نوجوان سیزده ساله بگهکتاب از زبان شخصیت‌‌هاش به دنبال اونه که بگه جهان ناممکن وجود ندارد و نباید اگر مطلبی را نفهمیدیم بگیم این مطلب وجود نداره. از سمت دیگر عمر ابدی و جاودان در کتاب زیبا تصویر‌سازی شده ولی این تصویرسازی همراه با درد است. درسته که همگی به دنبال جاودانه شدن هستیم اما جاودانه ماندن اونم در دنیای افراد فانی چیزی جز درد به همراه نخواهد داشت. کتاب در واقع می ‌گه زندگی ما با تجربیاتی پیوند می‌‌خوره که اگر زمان را متوقف کنیم هیچ ‌وقت اون‌ها را درک نخواهیم کرد. پس بهتره به جای خط زدن یا حبس زمان کوتاه زیستن، از تک تک ثانیه‌های اون به بهترین نحو ممکن، لذت ببریم.کتاب زندگی الفی و مادرش را داخل جامعه نشون میده و میگه که چرا اون‌ها مجبور بودن تو تمام زندگیشون از بقیه مخفی بشن. در کنار این دلیل اثر این رو هم میگه که حتی اگر عمر طولانی داشته باشیم ولی بازم نیاز به دوست خواهیم داشت. برای این که نداشتن دوست، جزو بزرگترین دردهای زندگی است که الفی با اون مواجهه شده. اگه شما حتی کمترین زمان را برای زندگی داشته باشید، با وجود دوستانتون می‌تونید از اون زمان لذت کافی ببرید. بنابراین هیچ چیزی به اندازه دوست ارزشمند نیست.کتاب در طول داستانی که برای ما تعریف می‌کنه رابطه بین الفی و ایدن را هم به ما نشون میده. دو تا کاراکتر نوجوانی که یکیشون پسری جاودانه است ولی دوستی نداره ولی اون یکی پسری است فانی ولی دوستان زیاد داره. در واقع کتاب سعی می‌کنه دنیای نوجوانان و روابطه‌ای که نوجوان‌ها با هم دارند را بررسی کند. البته این بررسی در بعضی قسمت‌‌های کتاب به بیراهه می‌ره و پرداختن به جزئیات زیاد مخاطب سردرگم می‌‌کنه.نداشتن دوست، جزو بزرگترین دردهای زندگی است.تغییر راوی در داستان بارها بدون هشدار رخ میده که این خود باعث میشه خواننده در بعضی از قسمت‌‌ها سردرگم بشه. البته نویسنده سعی کرده در انتهای هر فصل با ارائه جمله‌ای کوتاه از اون چیزی که قراره در ادامه داستان باشه سرنخ‌هایی به ما بده. سرنخ‌هایی که ما را ترغیب می‌کنه تا کتاب و داستان شخصیت‌هاش را دنبال کنیم.راس ولفوردالفی پسری یازده ساله است با چشم‌های روشن و موهای بور. اون لهجه خاصی داره که بقیه متوجه صحبت‌هاش نمی‌شن. الفی در سن یازده سالگی اشتباهی انجام میده که باعث میشه دیگه سنش بالا نره. اون آدم تنهایی است و دلش می‌خواد مثل بقیه آدم‌های اطرافش بتونه بزرگ بشه. اون به کتاب علاقه داره و کتاب‌های چارلز دیکنز مطالعه می‌کنه. اون تجربه جدیدی از زندگی را وقتی با ایدن مواجهه می‌شه تجربه می‌کنه.ایدن مثل الفی پسر یازده ساله است که به تازگی همسایه الفی شده. خانواده ایدن مشکل مالی دارند و ایدن به همین خاطر شخصیت مسئولانه‌‌ای داره. ایدن آدم مهربانی است و به دوستانش کمک می‌‌کنه، البته درسته که باهوش نیست ولی سعی داره دوستانش متوجه این قضیه نشن.اگر کتاب پسر هزار ساله رو خوندی حتما نظرت رو تو کامنت بگو تا به نوشته‌ام اضافه کنم. اگر هم نقدی که نوشتم رو دوست داشتی یا نظری داشتی حتما برام بنویس و اینکه خوشحال می‌شم نقدهای دیگه‌ای رو که نوشتم هم از طریق لینک زیر بخونی.لینک پروفایل که همه نوشته‌ها هستش : https://virgool.io/@mirbaha</description>
                <category>میربها</category>
                <author>میربها</author>
                <pubDate>Sun, 01 Nov 2020 15:55:38 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>