<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدجواد خادمیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mjkhonline</link>
        <description>مهندس نرم‌افزار و برنامه نویس ارشد نوبیتکس</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 17:06:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1469/avatar/DB0PZe.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدجواد خادمیان</title>
            <link>https://virgool.io/@mjkhonline</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اگر فکر می‌کنی هزینه آموزش زیاده، بی‌خیالی رو تست کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@mjkhonline/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%86-hwrxrrtyts6p</link>
                <description>If you think education is expensive, try ignorance. — Derek Bokیک لحظه روی این جمله تامل کنید؛ و ببینید چه فرصت‌هایی رو به خاطر دانش ناکافی از دست دادید.....واقعا اون روزی که دیگه یاد نمی‌گیریم، پایان رشد (مرگ) ماست. چطور می‌تونیم فرصت‌های جدیدی برای خودمون خلق کنیم وقتی هزینه آموزش رو نمی‌خوایم که بپردازیم.مغز ما به طور طبیعی برای پیشرفت ساخته نشده. بلکه سعی در بقای ما داره. یادگیری سخته و از مغز ما انرژی میگیره. برای همین هر بهونه‌ای میاره تا از آموزش دیدن طفره بره.ولی ما می‌دونیم که هزینه این بیخیالی خیلی بیشتر از هزینه یادگیریه!یادگیری می‌تونه یک نکته جدید در شغل تخصصی ما باشه. اما محدود به این مورد نیست. می‌تونید به کاری که هیچ ارتباطی به تخصص شما نداره اما به اون علاقه‌مند هستید، بپردازید. آموزش می‌تونه فراگیری 10 لغت جدید انگلیسی باشه. نحوه پختن یک غذای شمالی یا حتی تجربه حفظ تعادل در اسکی روی یخ باشه!Creativity is the sex between your ideas. — Anonymousچطور می‌تونیم ایده‌ها رو به هم پیوند بزنیم و خلاقیت ایجاد کنیم، زمانی که صرفا همیشه به یک موضوع پرداختیم؟ موضوعات جدید رو کشف و دنبال نکردیم و آموزش جدیدی ندیدیم!پس دوباره بهش فکر کن.&quot;If you think education is expensive, try ignorance.&quot;#خلاقیت</description>
                <category>محمدجواد خادمیان</category>
                <author>محمدجواد خادمیان</author>
                <pubDate>Fri, 09 Dec 2022 13:26:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا و امنیت سیستم</title>
                <link>https://virgool.io/@mjkhonline/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-vftgyv7irio8</link>
                <description>ریسک چیست!؟ خیلی از اوقات مردم ریسک رو به صورت ضمنی درست ارزیابی می کنن اما گاهی دچار خطا میشن.متخصصان حوزه امنیت سیستم های کامپیوتری ریسک رو به صورت زیر تعریف می کنن:Risk = Probability * Impactیعنی احتمال وقوع ضربدر تاثیرات و هزینه هایی که اون رخداد برای ما به وجود میاره. هزینه می تونه شامل زمانی باشه که از دست میره. خرابی ای باشه که به وجود میاره. تلاش ها و زحمت هایی باشه که به بار میاره.ما گاهی به اشتباه میگیم مثلا ریسک خرابی ترمز ماشین پایینه! در واقع داریم به اشتباه احتمال وقوع رو بیان می کنیم و مولفه دوم یعنی Impact رو نادیده می گیریم. هزینه خرابی ترمز ماشین می تونه مرگ! باشه. پس ریسک خرابی ترمز ماشین بالاست.کارشناسان امنیتی به همین شکل آنالیز ریسک انجام میدن. تهدید هایی که علیه دارایی های سازمان وجود داره رو شناسایی می کنن. احتمال و تاثیر اون رو ارزیابی می کنن و با توجه به اولویت بیشتر برای ریسک های بالاتر، راه مقابله ای برای اون تهدید در نظر می گیرن.برخی از مردم متاسفانه در رابطه با ریسک ویروس کرونا، صرفا احتمال مبتلا شدن به اون رو مورد توجه قرار میدن و هزینه اون که می تونه یک مریضی سخت یا حتی مرگ باشه رو لحاظ نمی کنن.امنیت 100% هرگز وجود نداره و نخواهد داشت. اما یک کارشناس امنیتی برای مقابله با یک خطر 5 راهکار کلی پیش رو داره:Stallings, William, et al. Computer security: principles and practice. Upper Saddle River, NJ, USA: Pearson Education, 2012.به نظر شما در حال حاضر برای مقابله با ویروس کرونا کدوم یک از راهکارهای بالا پیشنهاد میشه؟</description>
                <category>محمدجواد خادمیان</category>
                <author>محمدجواد خادمیان</author>
                <pubDate>Tue, 10 Mar 2020 14:53:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا BMW می خرید!؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mjkhonline/%DA%86%D8%B1%D8%A7-bmw-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%9F-cforzbvvpq8v</link>
                <description>در نوشته قبلیم گفته بودم که ماشین ما دچار اشکال شده بود و در واقع با گرفتن کلاچ، سیستم دنده به طور کامل خلاص نمی شد و در نتیجه دنده ها بسیار سخت و با صدا جا می افتادن. دنده عقب که میشه گفت در عمل از کار افتاده بود!بنا به دلایلی ماشین رو در یک سراشیبیِ تند پارک کرده بودم و رفتم. اونجا هم چندین کافه وجود داشت و ماشین های مختلفی می اومدن، پارک می کردن و می رفتن. زمانی که برگشتم با یک صحنه خیلی بدی مواجه شدم. یک 206 پشت من به صورت میلیمتری پارک کرده بود. و متاسفانه یک BMW فک کنم مدل   650i گرن‌کوپه جلوی من با فاصله کم پارک کرده بود.آقا واقعا چرا BMW می خرید؟؟اگر ماشینم سالم بود یا خیابون شیب تندی نداشت، مسئله ای نبود. راحت در می آوردم. حالا شما تصور کنید من با چه استرسی توی اون شرایط باید ماشین رو در می آوردم. با یک فرمون که در نمی اومد. دنده عقب هم که جا نمی رفت! یکم رفتم جلو و بعد محکم و با زور زدم دنده عقب. صدای سایشش رو حتما تا حالا شنیدید. حالا دیگه نگاه مردم هم بش اضافه شده بود. خیلی بد بود خدایی.البته خدا رو شکر بدون خون ریزی زودی در آوردمش. آخه راننده ناشی یا بدون اعتماد به نفسی نیستم. ولی تصور اینکه یه خط بیافته روش واقعا ترسناک بود.#لطفا_پراید_بخرید</description>
                <category>محمدجواد خادمیان</category>
                <author>محمدجواد خادمیان</author>
                <pubDate>Wed, 25 Oct 2017 23:33:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان یا تیزگوشان؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mjkhonline/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%DB%8C%D8%B2%DA%AF%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%9F-fygn1celf5t0</link>
                <description>من به دنبال مطالعه مطالبی درباره برنامه نویسی (به خصوص فریم ورک لاراول) از دوستان @dana و @taha به ویرگول اومدم و به سرعت جذب شدم. به همین خاطر می خواستم اولین پستم درباره برنامه نویسی باشه اما امروز یه کار جالب کردم که به فکرم رسید اون رو ویرگول کنم. (نمی دونم این اصطلاح مثل تویت کردن اینجا رایج هست یا نه؟)پدر دوست داشتنی من، از بچگی همیشه به من فیدبک خوبی می داد که من باهوشم، خلاقم و به دنبال یادگیری هستم. وقتی خیلی کوچیک بودم اسباب بازی محبوب من &quot;بسازیم&quot; بود. نمی دونم چی سرچ کنم که عکسش بیاد ولی چیز خیلی باحالی بود. پیچ و مهره داشت. آچار داشت. و صفحهاتی سوراخ سوراخ برای اتصال قطعات مختلف. از کلاس دوم، سوم دبستان هم به شدت جذب وسایل الکتریکی شدم. از درآوردن آرمیچر اسباب بازی ها و وصل کردنش به واکی تاکی و ساختنِ ماشینِ کنترل از راه دور :) تا خراب کردن سیستم بوق و راهنمای دوچرخه ام و استفاده در پروژه های دیگه :# حتی یک دفتر داشتم پر از ایده. بعد کم کم متاسفانه یا خوشبختانه جذب کامپیوتر شدم. هر آیکون جذاب و رنگارنگی رو من توی ویندوز امتحان می کردم. شما ببینید همین defragmenter ویندوز چه جذابیتی می تونه واسه بچه داشته باشه؟! بارها ویندوز پروندم. یک سری هم که داشتم فن پاور رو تمیز میکردم فراموش کردم فیش فن رو مجددا وصل کنم و از گرما مادربورد سوخت:/خلاصه کنجکاوی جزئی از ساختار مغزم شده بود تا اینکه وارد سمپاد (سازمان ملی پرورش استعداد های درخشان یا همون تیزهوشان) شدم. مارو باش! فک می کردیم قراره هر از گاهی ببرنمون سفرهای علمی در دل جنگل. قراره آزمایشگاه های مجهز در اختیارمون بذارن! تیزگوشان چیزی نیست جز نابود کردن نوجوونی، و تخریب روحیه، خلاقیت و استعداد بچه های بیچاره. شما در سمپاد فقط با یک معیار ارزش گذاری می شید: _نمره_البته من آدم تنبلی در درس خوندن نبودم. درک ریاضی قوی داشتم و با اینکه پدرم خودش دبیر ریاضی مدارس نمونه دولتی بود، ولی همیشه خود خوان بودم. اما بحران بلوغ و در کنار اون رفتن دوتا از دوستان صمیمیم از مدرسه، باعث شد افت تحصیلی پیدا کنم و از این سیستم ظالم طرد بشم. فشار مسئولان مدرسه به دانش آموزان فقط برای بالا بردن اعتبار با پز دادن آمار قبولی کنکور، آمار المپیادی ها و... بود. نتیجه دوران دبیرستان چیزی نبود جز کور کردن تمام ذوق های من. نابود کردن کامل خلاقیت من. و حتی تخریب توان فکر کردن من به مسائل ساده. سمپاد حتی باعث قبولی من در کنکور نشد و من با رتبه 19 هزار منطقه 1 از دبیرستان خارج شدم. یک سال پشت کنکور بودم و با روش خودخوانی خودم دروس دیفرانسیل و فیزیک پیش رو مطالعه کردم طوری که استاد هر دو درس شدم و به لطف همین دو، وارد دانشگاه صنعتی در رشته مورد علاقم یعنی IT شدم.دانشگاه دوران خیلی خوبی بود اما الان موضوع بحث من نیست. با این حال خلاقیت من همچنان خاموش مونده بود. هرچند به لطف برنامه نویسی این خلاقیت تا حدودی برگشت؛ اما محدود به همین حوزه بود.به نظر خودم، پدرم در تربیت من خوب عمل کرد. من نه عقده ای بار اومدم که احساس کمبود داشته باشم و نه انقدر در رفاه بودم که لوس و بی عرضه باشم. یکی از بهترین لطف هایی که به من کرد این بود که من رو می فرستاد دنبال کار های خودم. با اینکه کوچیک بودم می فرستادم تا کار های بانکی مثل پرداخت های مدرسه ام رو انجام بدم. حدود 16 سالم بود که سعی می کرد بم رانندگی یاد بده و...من الان دانشگاهم تموم شده. این روزها مشغول مطالعه ام. دوران دانشگاه هم فعال بودم. اما الان با سرعت خیلی بیشتری در حال یادگیری ام. این همه قصه براتون گفتم که در واقع راجب یادگیری حرف بزنم. یادگرفتن چیز های جدید خیلی حس خوبیه. هم بهتون اعتماد به نفس میده، همه شرایط کاری بهتری براتون به ارمغان میاره، هم حرفی برای گفتن در جمع دارید و هم خلاقیت و مغزتون رو به کار میندازه.چند روز بود دوباره ماشینمون درست کار نمی کرد و من رو عصبی کرده بود. چون بعضی تعمیرکار های اینجا  نه منصفن و نه تخصص دارن. کلی پول میگیرن و بعد دو روز دوباره خراب میشه! اینجا بود که تصمیم گرفتم دست به کار بشم. یک جست و جو در نت زدم و مشکلش رو پیدا کردم. و بعد باز جست و جو کردم تا نحوه رفع کردنش رو پیدا کنم. نهایتا رفتم سراغ ماشین، روغن مالی شدم، یکم اذیت شدم اما آخر تونستم خودِ خودم درستش کنم D: این یک یادگیری جدید بود و کلی اعتماد به نفس و حس خوب بم داد. اسم کاری که کردم دهن پر کنه؛ رگلاژ سیم کلاچ ولی خب سادست. به هر حال من، الآن، یک منِ آپگرید شدم.</description>
                <category>محمدجواد خادمیان</category>
                <author>محمدجواد خادمیان</author>
                <pubDate>Tue, 24 Oct 2017 20:56:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>