<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد جواد محبی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mjmohebi</link>
        <description>محمد جواد محبی...نویسنده کتاب ناخودآگاه ثروتمند. اگر دوست دارید مطالب جذابی در مورد ناخودآگاه ببینید، حتما اینستاگرام من را فالو کنید</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 03:20:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/11626/avatar/6PWNQN.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد جواد محبی</title>
            <link>https://virgool.io/@mjmohebi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا به قطب‌نما نیاز داریم نه نقشه</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%85%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-uh7y5bsm70bo</link>
                <description>من و شما یک کشتی هستیم که قرار هست از بندرعباس حرکت کند.دوست داریم یک جای دیگر برویم اما مجبورمان می‌کنند که باید به دوبی بروی...از آنجا بار جدیدی را برداشته و از طریق کانال سوئز به مدیترانه رفته و این بار را به آمستردام برسانی.ولی ما از آن کشتی‌هایی هستیم که دوست نداریم مجبورمان کنند. به خاطر همین هست که این سفر برای ما لذت‌بخش نیست. چون در حال کشتی‌رانی روی نقشه یک نفر دیگر هستیم.ما دوست داریم که به دریا بزنیم....نه البته دریای طوفانی....نه به شکلی که سوخت و غذای ما تمام شود...نه...اما دوست داریم مسیر خودمان را برویم.و این ذات انسان است.آیا همه ما باید به مسیر خودمان برویم؟نه....کسی باید دنبال مسیر خودش برود که از این مسیر فعلی خسته شده است...مثلا:زندگی او خاکستری نیست اما مثل قبلا رنگی رنگی هم نیستفکر می‌کند که مقدار معنا در زندگی او کم شده و با اینکه دوست ندارد شغلش را عوض کند اما خواستار داشتن زندگی هدفمند‌تری استانگار که قسمتی از زندگی او گیر کرده....چرخ زندگی او خوب نمی‌چرخد با اینکه خیلی تلاش می‌کندبرخی از اوقات آرزو می‌کند که کاش کار دیگری می‌کردمکمی تا حدودی به دیگران حسادت می‌کنداحساس می‌کند که در مسیر فعلی یک زندگی جذاب و خوب در انتظار او نیست و می‌ترسد که گرفتار 5 حسرت دم مرگ شوداگر یکی از گزینه‌های بالا در مورد شما صدق می‌کند باید به رفتن به مسیر خودتان به شکل جدی‌تری فکر کنیدچطور می‌توان این مسیر را پیدا کرد؟با داشتن قطب‌نمامساله همیشه این هست که ما دنبال نقشه هستیم...ولی نقشه چیزی است که قبلا فرد دیگری آن را کشیده در صورتی که زندگی همه ما منحصر بفرد است.بنابراین ما به قطب‌نما نیاز داریم....قطب‌نمایی که ما را روی صراط مستقیم نگه دارد...واین مسیر ما را به دوبی و آمستردام نمی‌رساند....بلکه به جزیره اختصاصی خودمان می‌رساند که شاید از دید دیگران خیلی جذاب و عالی نباشد....اما بهترین مکان برای اقامت ماستچطور با متد تفکر طراحی می‌توان این قطب نما را ساخت؟ما یک ورکشاپ داریم....که در اون به شما ایده و ابزار می‌دهیم و چارچوبی که این طراحی زندگی را برای خودتان انجام دهید.یک ورکشاپ 90 روزه که البته دو روز اول آن حضوری و در یک اکوکمپ کویری اطراف نطنز است چون اعتقاد داریم که یک گروه همدل....شانس موفقیت شما را بسیار بیشتر خواهد کرد....دستاورد شما با شرکت در این ورکشاپ چیه؟اول به شما کمک می‌کنیم (توسط کوچ حرفه‌ای) که چطور مساله درستی را برای حل کردن انتخاب کنید به این معنا که دیگر وقت و انرژی خودتان را صرف کاری نکنید که قادر به حل آن نیستید و در نتیجه انرژی بیشتری برای تمرکز روی کاری داشته باشید که تاثیر بیشتری دارید. مثلا در زندگی شغلی....به شما نشان می‌دهیم که در همین شرایط روی چه قسمتی تمرکز کنید تا اولین قدم را برای بهبود شرایط شغلی برداریددوم به شما کمک می‌کنیم با یک نقشه ذهنی (به شکل حضوری و با راهنمایی) تا ایده خودتان برای اقدام را مشخص کنید...به این معنا که چطور می‌توانید کاری که مشغولیت و لذت و انرژی بیشتری به شما می‌دهد را به عنوان یک امکان بالقوه کاری تبدیل کنید (بالقوه)سوم به شما کمک می کنیم تا با یک تمرین ساده...قطب‌نمای زندگی خودتان را بسازید و این قطب‌نمای معتبر را همیشه همراه داشته باشید و یاد بگیرید که چطور از آن استفاده کنید و چون زندگی شما مرکب شده تصمیم‌های شماست کیفیت تصمیم‌ها و انتخاب‌های شما را بالا می‌برد و اتفاقا چون از همراهی یک گروه و قبیله همدل و مربی‌های همیشگی هم استفاده می‌کنید...کار برای شما خیلی ساده‌تر خواهد بودچهارم جایی هست که میزان ریسک شما به شدت کاهش پیدا می‌کند و جایی که شما بی‌گدار به آب نمی‌زنید...قرار نیست شغل خودتان را با اولین ایده عوض کنید....با متد ارائه شده...نمونه می‌سازید و نمونه را امتحان کرده و اگر جواب داد آن را گسترش خواهید داددر واقع دستاورد شما بعد از 90 روز این است که هر صبح و هر هفته دقیقا می‌دانید که بادبان کشتی خودتان را باید به کدام طرف هماهنگ کنید....و هر بار که کشتی شما در گل گیر کرد (که کشتی همه گیر می‌کند) دقیقا می‌دانید که چطور از گل خارج شده و به آن زندگی مطلوب و دلخواه نزدیک‌تر شوید.چقدر این موضوع برای شما جذاب است؟اگر خواهان کسب اطلاعات بیشتری هستید از اینستاگرام من بازدید کنید و اینجا را کلیک کنید.</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Mon, 20 Dec 2021 11:33:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش مدرسان زرد در قانون جذب در برابر نقش مدرسان زرد در تحقیقات علمی</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-lnhqbpqocoul</link>
                <description>انسان ماشینی است که طبق انتظار عمل می‌کند.این جمله را بی اف اسکینر…یکی از بزرگترین روانشناس‌های قرن بیستم گفت. و ما می‌دانیم که حرف او کاملا اشتباه است چون با وجود اینکه اکثر افراد هر جامعه توسط رسانه و دولت و اینترنت و…..هیپنوتیزم شده و طبق انتظار عمل می‌کنند، افراد زیادی خلاف این موضوع را اثبات می‌کنند.حالا موضوع چیست؟موضوع این است که طی چندین دهه….اسکینر چنان تسلطی بر روانشناسی دنیا داشت که کسی جرات نداشت مخالف او حرف بزند. تا اینکه از دهه ۶۰ میلادی و با شروع پایه‌های علوم شناختی، نظریات انجیل گونه او زیر سوال رفت.نیمچه مقدمه شماره ۱- در علم روانشناسی این اثبات شده…عبارت بالا یکی از (معذرت می‌خواهم) احمقانه‌ترین حرفهایی است که زده می‌شود. در دنیای به شدت متغیر امروز اثبات در علوم تجربی مثل فیزیک و شیمی هم دیگر اعتبار گذشته را ندارند چه برسد به اثبات در علمی که با ذهن و روان بسیار پیچیده انسان سر و کار دارد.من با رویکرد علمی به موضوعات روانشناسی موافقم اما این تحقیقات چیزی را اثبات نمی‌کند. مثلا بامیستر تحقیقات بسیار زیادی روی محدود بودن اراده انسان کرده و حجم تحقیقات مستقیم و غیرمستقیم او روی این نظریه بسیار زیاد است….اما چند سال بعد کلیه نظریات او با انجام تحقیقات متفاوتی زیر سوال رفت. (هر چند که من نظریه بامیستر را بیشتر می‌پسندم)حرف من این است که نباید هر چیزی را با برچسب تحقیقات علمی و اثبات شده بررسی کرد چون دانش ما در این زمینه بسیار محدود است.نیمچه مقدمه شماره ۲ – اگر ارتعاش تو با آن لامبورگینی قرمز هم فرکانس باشد…با عبارت بالا هم مشکل دارم.البته به شکلی که متاسفانه رایج شده است. به این شکل که انگار اگر من صبح خودم را با آن چه می‌خواهم هم ارتعاش کنم….و بعد از آن به اداره رفته و کارهای روزمره را انجام دهم…به زودی این موجود هم فرکانس وارد زندگی من خواهد شد.این تفسیر بسیار سطحی و بسیار دروغین و البته کاملا ناکارآمد از قانون جذب است و شاید توسط کسانی به منظور تخریب متافیزیک ترویج داده می‌شود وگرنه من چنین چیزی را در کتابهای جو ویتالی و استر هیکس و وین دایر و ….ندیدم.وظیفه ما در زندگی، دستیابی به سیستمی برای ایجاد نتایج تکراری استفرض کنید که دوربین موبایل شما به دلایلی خوب کار نمی‌کند و عکسهای تار می‌گیرد.شما چندین وبسایت را جستجو کرده و انواع و اقسام راهکارها را امتحان کرده و در نهایت دوربین موبایل شما درست می‌شود.این موضوع را فراموش می‌کنید تا اینکه ۴ ماه بعد دوباره با همین مساله روبرو می‌شوید. کلا فراموش کرده‌اید که دفعه قبل چه کار کرده‌اید و باید تمام کارها را از اول انجام دهید.زندگی ما هم به همین شکل است.خیلی از نتایج و دستاوردهای ما در زندگی به شکل اتفاقی (ظاهرا) رخ داده است….مثلا در هنگام مراسم ازدواج از جایی که فکرش را نمی‌کردیم پولی جور شده یا در اثر توصیه یکی از دوستان به شکل شانسی در فلان شرکت استخدام شدیم یا مثلا به شکل شانسی ارز دیجیتال خریده و قیمت آن چندین برابر شد.اما این شیوه زندگی به دلیل اینکه نمی‌تواند نتایج تکراری برای ما ایجاد کند، به هیچ دردی نمی‌خورد. چون همیشه باید از اول چرخ را اختراع کنیم.اینجا طرفداران رویکرد علمی پا به میان گذاشته و می‌گویند که به دلیل اتفاقی بودن نتایج در اثر مراقبه یا تصویرسازی یا قانون جذب، شما باید رویکرد درستی داشته باشید. باید یک مکانیزم گام به گام را طی کنید.اما کار به این آسانی نیست….که اگر به همین آسانی بود نه هزار نفر و نه صد نفر….حداقل ۱۰ نفر می‌بایست قادر باشند با شیوه کاملا مشخص سرمایه‌گذاری وارن بافت سوپر میلیاردر شده باشند….اما حتی یک نفر هم موفق به این کار نشده است.چرا؟…چون هر کس مسیر منحصر بفرد خودش را دارد.مهم‌ترین وظیفه ما در زندگی ساخت یک مدل ذهنی شخصی و رو به تکامل استمدل ذهنی موتور تصمیم‌گیری و انتخابهای ماست. هر نتیجه‌ای در زندگی هم حاصل مرکب شده انتخابهای ماست. بنابراین مدل ذهنی نقشی حیاتی در زندگی ما و ایجاد نتایج دارند.اما مساله اینجاست که این مدل ذهنی ریشه در ناخودآگاه دارد. مثلا ممکن است من خودم را انسان ریسک‌پذیری بدانم چون از بانجی جامپینگ نمی‌ترسم یا ۳ بار تا الان شرکت عوض کرده‌ام اما داستان کاملا برعکس باشد.به همین دلیل است که بارها نوشته‌ام که ناخودآگاه، سوپر کامپیوتر خلق نتایج در زندگی است.وبه همین دلیل است که برخی از آموزه‌هایی که در مورد قانون جذب وجود دارد، برای موفقیت و رسیدن ما در زندگی بسیار کارآمد و حیاتی هستند و کاملا احمقانه است که با گرفتن ژست روشنفکری، قانون جذب را به خرافات پیوند بزنیم.به قول اسکینر….انسانها ماشینهایی هستند که طبق انتظار عمل می‌کنند و این موضوع قطعا روی بسیاری از تحقیقاتی که به آنها برچسب علمی می‌زنیم اثر گذاشته است.نظر شما در این مورد چیه؟چقدر با قانون جذب یا تحقیقات علمی موافق یا مخالف هستید؟</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Mon, 08 Nov 2021 13:28:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور با روش گلوله برفی کردن ترس‌ها، به وحشی‌ترین رویاهای خودتان برسید</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DA%AF%D9%84%D9%88%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF-hk4il5loritk</link>
                <description>تا حالا شده که کل پس‌انداز خودتان را برداشته و با آن به یک سفر خارجی بروید؟من سالها قبل (قبل از تولد این وبسایت) دو بار این کار را در دو سال متوالی کردم…می‌دانید چرا؟به خاطر اینکه خودم را لایق و سزاوار این سفر می‌دانستم….(اینکه این موضوع از لحاظ مدیریت پول در زندگی شخصی چه جایگاهی دارد موضوعی است که قبلا راجع به آن صحبت کرده‌ام اما الان صحبت من در مورد چیز دیگری است)لیاقت….آیا تا به حال به تحقق اهداف ریز و درشت خودتان فکر کردید؟مثلا چرا در این منطقه خانه خریدید یا اجاره کردید؟ یا چرا پارسال ماشین خودتان را نو کردید؟ یا چرا فرزند شما به فلان مدرسه می‌رود یا چرا آیفون ۱۲ پرو مکس خریده‌اید؟بله…خیلی از این موارد نیاز به ابزاری به نام پول دارد اما قبل از آن، یک اتفاق در ذهن شما رخ داده….شما خودتان را لایق و سزاوار این هدف دانسته و آن را مال خودتان می‌دانید.چرا؟طبیعتا به این دلیل که باور دارید که منابع فعلی شما برای رسیدن به این اهداف کافی است.البته منظور من صرفا منابع مالی نیست. سزاوار دانستن خودمان نقش مهمتری دارد و به همین دلیل است که خیلی از افراد ممکن است وام گرفته و مثلا آیفون ۱۲ بخرند یا وام گرفته و اتومبیل گرانقیمت بخرند….یا قرض کنند و به مسافرت خارج از کشور بروند. قبلازتجربههرچیزیدردنیایفیزیکی،بایدخودمانراشایستهداشتنآنبدانیموحالتما(افکار،گفتاروکردار)مانندکسیباشدکهقبلاآنراداریدوبعدازاینوضعیتفعلیبهآنوضعیتمطلوبمنبسطشویم.بله….دقیقامنبسطشویم. در واقع برای اینکه من هدفهای خودم را تجربه کنم باید هم در آگاهی، هم در افکار، هم در اقدام، هم در گفتار….منبسط شوم.انبساط (Expansion) ما را از زون راحتی فعلی به یک زون راحتی جدید منتقل می‌کنددقت کردید؟ما قرار نیست خودمان را در ناراحتی مدام قرار دهیم.اگر مثلا زون راحتی فعلی ما ۲۰۶ است باید خودمان را در زون راحتی هیوندا I20 قرار دهیم. قطعا زون راحتی جدید نیاز به این دارد که ما از زون راحتی قبلی بیرون بیاییم و این موجب ناراحتی خواهد شد ولی موقتی است.تا اینجا صحبت جدیدی نکردم….درسته؟اما الان می‌خواهم در مورد تکنیک قدرتمندی به نام گلوله‌ برفی ترس‌ها صحبت کنم. که به شکل قدرتمندی این انبساط را برای ما انجام خواهد داد.چطور ترسهای خودمان را گلوله برفی کنیم؟۹۰ درصد افرادی که این مطلب را می‌خوانند این کار را انجام نخواهند داد….شما جزئی از آنها نباشید.همین الان چهار پنج هدف خودتان از از کوتاه مدت تا بلندمدت بنویسید. اهدافی که برای خود شخص شما مهم هستند نه کارهایی که دیگران از شما می‌خواهند.حالا…یک فهرست از ترسهای خودتان تهیه کنید.منظورم ترس از بانجی جامپینگ نیست….منظور ترسهایی است که وقتی به این اهداف فکر می‌کنید به سراغ شما می‌آیند.مثلا:می‌ترسم بدون اینکه چیزی بخرم از یک فروشگاه لاکچری شمال شهر بازدید کنممی‌ترسم وارد نمایشگاه اتومبیلهای خارجی شوم و در مورد قیمت سوال کنممی‌ترسم احساساتم را ابراز کنممی‌ترسم در اینستاگرام بلاگری کنم (ترس خودم ?)می‌ترسم در یک دوره آموزشی شرکت کنممی‌ترسم برای کار پاره وقت اقدام کنممی‌ترسم فلان تجهیزات برای کارم را بخرممی‌ترسم به مشتری تلفن بزنم….با سه باور زیر آنها را محک بزنیدبه هر کدام از ترسهای خودتان نگاه کنید و ببینید که هر کدام از باورهای زیر چه نقشی در این ترسهای شما دارند.باور داشتن / نداشتن به فراوانیباور داشتن / نداشتن به لایق بودن خودتانباور داشتن / نداشتن به اینکه از طرف خدا و سیستم هدایتگر درونی هدایت می‌شویداین کار را انجام بدهیداگر روبروی تمام ترسهای اثر هر کدام از باورهای بالا را بنویسید، شرط می‌بندم که عامل و باور اصلی که در بیشتر ترسهای شما تکرار شده….باور نداشتن به لیاقت و سزاواری است….باور نمی‌کنید؟ کافی است امتحان کنیدو اقدام نهایی….جهش در نتایجاکنون این ترسهای را از کم به زیاد مرتب کنید.مثلا ترس شماره ۱ چیزی است که با کمی فشار انجام می‌دهید و ترس آخر چیزی است که عمرا حاضر به انجام آن نخواهید بود…..حالا…یک برنامه برای خودتان طراحی کرده و از همین امروز، از ترس شماره ۱ شروع کنید….هر چیزی که هست آن را انجام دهید و پس از راحت شدن در انجام آن به سراغ دومی بروید….این کار را به قصد رشد و با نیت مثبت انجام دهید نه اینکه مجبور به انجام کاری هستید.این کار یک معجزه در زندگی شما خواهد ساخت.اگر تمایل دارید تا در یک دوره رایگان تلگرامی ناخودآگاه خودتان را برنامه‌ریزی کنید روی این لینک کلیک کرده و وارد این ربات هوشمند شوید</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Nov 2021 12:55:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه ناموفق من در فشرده کردن زمان به روش گرنت کاردون (و ۳ درس مهم)</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B4%D8%B1%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DA%AF%D8%B1%D9%86%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%88-%DB%B3-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%85%D9%87%D9%85-xcvlchl8063k</link>
                <description>تابستان ۹۶ بود که بالاخره نامه استعفای خودم را نوشتم و با شرکت تسویه کردم و تصمیم گرفتم که به دنبال کاری بروم که دوست دارم. یعنی نوشتن…یاد گرفتن و یاد دادن….در آن مقطع تمرکز من روی آموزش سرمایه‌گذاری به زبان ساده و کاربردی بود و چند کارگاه حضوری در تهران برگزار کردم….اما کار من به خوبی پیش نمی‌رفت (که فکر می‌کردم یکی از دلایل آن خیال راحتم بابت پول و پس‌انداز خوبم بود اما بعدا فهمیدم که داستان از طرز فکرم است که می‌ترسیدم با قدرت خودم را تبلیغ کنم)خلاصه….مثل همیشه در زندگی دست به دامان کتاب شدم….این اختراع عجیب و قدرتمند بشری که فشرده زندگی و دانش برترین انسانهای زمین را در قالب دویست سیصد صفحه و با مبلغی بسیار کم در اختیار ما قرار می‌دهند….و…ناگهان کتاب قانون ده برابری گرنت کاردون چشمم را گرفت.البته قبلا هم این کتاب را دیده بودم ولی فکر می‌کردم که از آن داستانهای موفقیت زرد است ولی وقتی که در یوتیوب سرگذشت او را از زبان خودش شنیدم…تصمیم گرفتم که این کتاب را بخوانم….خلاصه کتاب قانون ۱۰ برابر در ۳ جمله کاربردی!۱# دلیل نرسیدن افراد به اهدافشان، هدف‌گذاری به سبک متوسط‌ هاست….و برای رسیدن به هدف باید اهدافی را ۱۰ برابر بزرگتر از آن چیزی که باور داری قابل دستیابی است تعیین کنی۲# برای رسیدن به این هدف باید ۱۰ برابر بیشتر از آنچه فکر می‌کنید برای رسیدن به هدف لازم است انجام دهید۳# غول ترس از زمان تعذیه می‌کند. هر چقدر که به آن زمان بیشتری بدهید این غول قوی‌تر شده و کل زندگی شما را در برخواهد گرفت.فکر کنیم که این ۳ جمله نیاز به توضیح اضافی ندارند اما….حتما در شما هم مقاومت بزرگی ایجاد کرده‌اند درسته؟ هدفدهبرابرییعنیاینکهاگرهدفشماقبلارسیدنبهدرآمد۳۰میلیوندرماهبوده….الانبایدهدفخودتانرارسیدنبهدرآمد۳۰۰میلیوندرماهقراردهید و علیرغم متن متقاعد کننده کتاب و شور و شوقی که برای من ایجاد کرد….متاسفانه دلیل مقاومت ذهنم را در برابر آن کشف نکرده و این روش را فراموش کردم.چرا بر خلاف ظاهر، هدف ۱۰ برابری بسیار منطقی است (و اشتباه من کجا بود؟)در همان سال من هدف ۱۰ برابری خودم را نوشتم.اما هر بار که به آن نگاه می‌کردم….با خودم می‌گفتم که آخر چطور ممکن هست؟ در سال ۹۶ حقوق من در شرکتی که کار می‌کردم تقریبا ۱۰ میلیون تومان در ماه بود…که قبل از جهش تورمی حقوق خوبی محسوب می‌شد و مثلا با یک ماه حقوق، می‌توانستم یک سفر ۳ نفره خوب به آنتالیا بروم…..اما….رسیدن به درآمد ۱۰۰ میلیون در ماه؟و ذهن من شروع به توجیه کردکه همه رشدها به تدریج هستند و تو باید به شیوه سود مرکب فکر کنی و اگر هم هدف تو رسیدن به درآمد ۱۰۰ میلیون در ماه است باید ابتدا بتوانی همین درآمد ۱۰ میلیونی را در کسب و کار جدید تثبیت کنی و… تمام حرفهایی که خیلی خیلی منطقی بودند و آنقدر پذیرفته بودم که فراموش کردم که گرنت کاردون گفته بود….ترس با خوردن زمان قوی‌تر می‌شود.اشتباه من در اشتباه گرفتن طرز فکر و شکل رسیدن بودیعنی چی؟من هدف ۱۰۰ میلیونی را به عنوان نقطه‌ای برای رسیدن می‌دیدم….که چطور به این درآمد برسم (این مشکل بزرگ ما پس از تعیین اهداف است که ذهن مدام با پرسیدن چطور، ته دل ما را خالی می‌کند)در صورتی که هدف ۱۰ برابری یک مایندست و طرز فکر است.دقت کنید…. کسیکههدفخودشرارسیدنبهدرآمد۵۰۰میلیوندرماهتعیینمی‌کندباکسیکههدفخودشرارسیدنبهدرآمد۵۰میلیوندرماهتعیینمی‌کند….ازلحاظمایندستی….وطرزفکری….تفاوتعظیمساختاریدارند. متوجه شدید؟فرض کنید که به هر دلیلی ۳ ماه دیگر نیاز به ۵۰ میلیون تومان پول دارید و تهیه این پول برای شما بازی مرگ و زندگی است….حالا فرض کنید که ۳ ماه دیگر با همین شرایط به ۵۰۰ میلیون تومان پول نیاز دارید.در این دو حالت…طرز فکر و شیوه نگاه کردن شما به فرصت‌ها و شکل اقدام و همه چیز و همه چیز متفاوت خواهد بود.کسی که قرار است ۵۰۰ میلیون تومان را جور کند، نوع نگاه دیگری به دنیا و فرصت‌ها دارد و این اشتباه من بود که متوجه نشدم این موضوع بیشتر از اینکه یک شیوه هدفگذاری باشد یک شیوه نگرش هست.اگر در موقعیت اضطراری نباشیم چی؟و اینجا داستان اصلی ما شروع می‌شود.ما انسانها معمولا در شرایط اضطراری نیستیم….و ذهن ما هم اصلا دوست ندارد که پیوسته در حال تنش و اضطراب برای رسیدن به هدفی باشد که معلوم نیست ارزش رسیدن دارد یا نه.بنابراین باید چه کار کنیم؟به هدف ۱۰ برابری فرصت رشد و تکامل بدهیممنظورم چیه؟فرض کنید که درآمد فعلی شما ۱۵ میلیون تومان هست….اگر بخواهیم طبق فرمول گرنت کاردون پیش برویم باید این ۳ کار را به این شکل انجام دهیم….هدف من رسیدن به درآمد ۱۵۰ میلیون تومان در ماه است چون …..(هر چه می‌توانیم اینجا دلیل بیاوریم….که ۱۵۰ میلیون در ماه یا ۱.۸ میلیارد تومان در سال چه کارهایی می‌تواند برای ما انجام دهد؟ چه اهدافی را محقق می‌کند؟ چرا برای ما مهم است؟)به هیچ وجه و به هیچ وجه به چگونگی رسیدن به این درآمد فکر نکنید….فقط این سوال را از خود بپرسید که فردی که ۱۵۰ میلیون تومان در ماه درآمد دارد….چه طرز فکری دارد؟ چه کارهایی می‌کند؟ و چه احساسی دارد؟ مثلا کسی که ۱۵۰ میلیون در ماه درآمد دارد حتما از اهرم‌های خوبی در زندگی استفاده می‌کند….حتما از قانون ۲۰-۸۰ استفاده می‌کند….حتما زمانی که روی آن ۲۰ درصد کار می‌کند به شدت متمرکز است….حتما پیوسته از خودش می‌پرسد که چطور این کار را سریع‌تر و آسان‌تر انجام دهم….حتما پیوسته در سطح بالایی از انرژی است….حتما شکرگزاری و قرار گرفتن در یک حالت ارتعاشی مثبت جز شخصیت اوست…..وفهرست کارهایی که باید انجام دهد را می‌نویسیم….(با استفاده از قسمت قبل) و ۱۰ برابر بیشتر از آنچه که باور می‌کنیم لازم است، روی آن ۲۰ درصد مهم متمرکز می‌شویم….به نظر شما این فرمول فوق‌العاده نیست؟آیا حاضرید همین امروز این کار را انجام بدهید؟ یا اگر نه….به نظر شما مانع پیش روی شما چیست؟</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Tue, 02 Nov 2021 10:35:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا چسباندن برچسب بی ام و روی سمند جواب نمی‌دهد (نقدی بر تلقین و وانمود کردن)</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%86%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%86%D8%B3%D8%A8-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D9%84%D9%82%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-k12de9r2qz05</link>
                <description>اگر واقعا خواستار این هستی که میلیاردر شوی، مثل آنها رفتار کن، مثل آنها لباس بپوش، مثل آنها حرف بزن….کتابهایی که آنها می‌خوانند را بخوان.این توصیه‌ای است که یک منطق بسیار قوی دارد اما منطقی نیست?***اگر به اینستاگرام دقت کنید، صفحاتی که با عبارتهای تاکیدی مثبت و تلقین وجود دارند هم خیلی پرطرفدار هستند و هم کامنت‌های زیادی می‌گیرند ولی شرط می‌بندم که در بهترین حالت کمتر از ۱۰ درصد افرادی که این صفحات را دنبال می‌کنند، به اهداف جاه‌طلبانه خودشان می‌رسند، که در هر صورت می‌رسیدند….حتی اگر دنبال کننده این صفحات نبودند.چرا وانمود کردن به شکلی که مرسوم است، غیر منطقی است و منجر به نتیجه نخواهد شد؟ابتدا ببینیم که هدف از این کار چیست؟هدف این است که ما به مرور و با تلقین کردن و وانمود کردن، ناخودآگاه خودمان را با باورهای جدید برنامه‌ریزی کنیم درسته؟واین کار (یعنی برنامه‌ریزی ناخودآگاه) مهمترین کار برای رسیدن به نتیجه استپس اگر مهمترین است چه اشکالی در وانمود کردن وجود دارد؟اولین اشتباه نادیده گرفتن خود درونی ماستبه نظر من عدالت خداوندی به این معنا هست که هر انسانی حداقل یک راه پیش روی خودش دارد که مختص خودش هست و او را به همه چیز می‌رساند (همه چیزی که برای سعادت مادی و غیرمادی لازم دارد)و این سیستم هوشمند خداوندی، یک سیستم هدایتگر درونی در ما قرار داده که به شکل پیوسته، نظر خودش را در مورد افکار، گفتار و رفتار ما نشان می‌دهد.چطور؟با احساسات…..وانمود کردن به کسی که نیستیم و الگو گرفتن از دیگران (هر چقدر هم که انسان خوب و درست و موفقی باشند) منجر به ارسال این پیام به سیستم هدایتگر درونی ما شده که تو نمی‌دانی و بیا و از این فرد تقلید کن.سیستم هدایتگر درونی ما بسیار مغرور هست (و حق هم دارد چون همه چیز را می‌داند) و بنابراین با احساس منفی پاسخ ما (پاسخ ذهن) را می‌دهد.بنابراین….اگر این وانمود کردن منجر به یک احساس بد درونی در شما می‌شود، به سرعت آن را ترک کنید و به خودتان برگردید. و اگر احساس منفی ندارید….آن را ادامه دهید.به عبارت دیگر اگر از چسباندن برچسب بی ام و روی سمند خودتان خوشحال هستید و حس خوبی دارید آن را ادامه دهید اما اگر این کار موجب بروز یک حس عدم لیاقت و کفایت در شما می‌شود، این کار را ترک کنید. زود.وانمود کردن موجب القای سندروم ایمپاستر یا سندروم متقلب در ما می‌شودسندروم ایمپاستر یعنی اینکه در خلوت خودمان فکر می‌کنیم که شایسته این جایگاهی که داریم نیستیم. و معمولا گریبان افراد موفق را می‌گیرد.خواستم در مورد این موضوع بیشتر بنویسم و بعد با یک مقاله خیلی خوب در این زمینه برخوردم که می‌توانید آن را با کلیک روی این لینک بخوانیدو نکته منفی دیگر این کار هم این است که امکان رشد واقعی ما را متوقف می‌کندبه قول آقای زیلاند تحقق هر هدفی در دنیا ناشی از دو نیت استنیت درونی که آرزوی من را به هدف تبدیل کرده و من را گام به گام به جلو می‌بردنیت بیرونی که دنیا به کار می‌برد تا با مکانیزمی که اصلا برای ما شناخته شده نیست، هدف ما را محقق کنداگر نیت درونی ما کار نکند….یعنی هر صبح قصد رشد و حرکت نداشته باشیم، بعید است به جایی برسیم.اما وانمود کردن این موضوع را به ما القا می‌کند که صرف وانمود کردن می‌تواند ما را وارد باشگاه ثروتمندها یا باشگاه کسانی که رابطه عالی دارند یا باشگاه افراد با تناسب اندام کند.به عبارت دیگر ما را در انتظار یک پرش کوانتومی نگه می‌دارد.من به پرش کوانتومی (آن چیزی که به یک رشد سریع در زمان کوتاه معروف است) اعتقاد دارم ولی چون اختیار آن در دست من نیست، ترجیح می‌دهم که روی انتخاب‌ها و تصمیم‌های روزانه خودم متمرکز شوم و زندگی خودم را مرکب کنم تا اگر جهش کوانتومی رخ داد….رشد من چندین برابر شود. مانندفردیکههرماهپولخودشرابهروشسرمایه‌گذارباهوشسرمایه‌گذاریکردهومرکبمی‌کندواگرپدیده‌ایمانندجهشقیمتطلاوشاخصبورسرخداد،داراییاوچندینوچندبرابرمی‌شود راه حل جایگزین چیست؟۱# استراتژی خودمان را بر اساس رشد پیوسته بگذاریم…..نه پرش کوانتومیشما این استراتژی را دارید؟به عبارت دیگر آیا هر روز یک کار انجام می‌دهید که شما را یک قدم به خواسته خودتان نزدیک‌تر می‌کند؟۲# احساس خودمان را به رسمیت شناخته و سعی نکنیم تا آن را عوض کنیمبدترین کار دنیا این است که وقتی که حال خوبی نداریم (ناراحتی، خشم، حرص، احساس کمبود، احساس ناامیدی….) سعی کنیم به زور، آن را عوض کنیم. مثلا سعی کنیم تا یک فیلم کمدی ببینیم.اولین گام در این کار به رسمیت شناختن احساس است. احساس منفی مهم‌ترین نشانه ما در زندگی است که افکار یا گفتار یا رفتار ما آن چیزی نیست که سیستم هدایتگر درونی می‌خواهد.بنابراین احساس را قبول می‌کنیم….نسبت به فکر یا حرف یا کار خودمان آگاه می‌شویم…..و بعد آن فکر یا گفتار یا رفتار را عوض می‌کنیم.بنابراین….وانمود کردن را باید با احساس لیاقت درونی خودمان ترکیب کنیم نه آن ارزشها و استانداردهایی که از بیرون به ما القا می‌شود.۳# شکرگزاری موثر را به یک روتین روزانه تبدیل کنیمیکی از بهترین روشها برای تلقین موثر، شکرگزاری است. در مقاله بعدی در این مورد بیشتر خواهم نوشتنظر شما در مورد این مقاله چیه؟چقدر با آن موافق هستید؟اگر نظر خودتان را در قسمت پایین بنویسید…خیلی از شما متشکر خواهم شد و حتما پاسخ شما را خواهم داد</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Mon, 01 Nov 2021 10:09:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور بزرگترین اهداف خودمان را دانلود کنیم!!</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-hljdnsxhomjd</link>
                <description>اگر مهارت دانلود خواسته‌ها را به دست آوریم...عجب زندگی شگفت‌آوری خواهیم داشتداستان از اینجا شروع شد که صبح بعد از مراقبه صبحگاهی متوجه شدم که رسیور از دیشب روشن مانده است.کنترل را پیدا کردم و دکمه پاور را زدم تا خاموش شود اما باتری کنترل کمی ضعیف شده بود. مجبور شدم کمی به آن ضربه بزنم تا کار کرده و رسیور را خاموش کند.نمی‌دانم به خاطر اینکه ساعت ۵:۳۰ صبح بود این اتفاق برای من افتاد یا اینکه قرار بود این مقاله را برای شما بنویسم.با خودم گفتم شگفت آور نیست؟اینکه با فشردن یک دکمه، دستگاهی که از ما دور است دقیقا همان کاری را انجام می‌دهد که قصد کرده‌ایم؟وقلم و کاغذی برداشته و شروع به نوشتن کردم و ابتدا از این داستان چند درس جالب گرفتم….۱# درس اول: زمانی که دکمه کنترل فشرده نشود، هیچ اتفاقی نمی‌افتدچشم بسته غیب گفتم؟?نه….فرض کنید که کنترل دست یک کودک یک ساله افتاده باشد و پیوسته تمام دکمه‌ها را با هم فشار دهد. چه اتفاقی می‌افتد؟ پیوسته کانال‌ها عوض شده و صدا کم و زیاد شده و خاموش روشن شده و شاید هم به زودی کلا از کار بیفتد.و این ذهن ماست.ذهن ما پیوسته و پیوسته در حال ارسال انرژی‌های مختلفی به دنیاست….قسمت عمده آنها فکر هستند اما این تولید امواج توسط حرفهای ما و کارهایی که می‌کنیم و حتی نوع نگاه و لحن صدا…..انجام می‌شود.۲# درس دوم: زمانی که کنترل باتری ندارد یا باتری آن ضعیف است کار نمی‌کنداگر خودمان را مثل این کنترل در نظر بگیریم….باتری ما کجاست؟یا اصلا باتری ضعیف چطور کار می‌کند؟وقتی که باتری کنترلی ضعیف می‌شود ما پیوسته دکمه‌های زیادی را فشار می‌دهیم (دقت کردین؟) و ناگهان به شکل شانسی، برخی از آن دکمه‌ها کار کرده و کارهایی می‌کند که احتمالا مطلوب ما نیست.در زندگی شخص هم همین داستان وجود دارد.باتری…تمایل ما به رشد و تکامل است. انرژی درونی که پیوسته می‌جوشد و به سبب آن قادر هستیم به خواسته‌ها و آرزوها و آن آپارتمان ۴ خوابه و آن لکسوس شاسی بلند مشکی فکر کنیم.پس…اگر چیزی نمی‌خواهید….یا انگیزه‌ای برای رشد ندارید، انرژی شما کم شده که در مطالب دیگری در این مورد صحبت خواهم کرد.چطور اتومبیل دلخواه من وارد زندگی من می‌شود؟ (بسیار مهم)فرض کنید که قصد دارید که یک فیلم جدید فوق‌العاده را با کیفیت ۸k دانلود کرده و روی تلویزیون جدید خودتان ببینید.چه کار می‌کنید؟۱# تهیه یک اینترنت پرسرعت با حجم کافی۲# جستجو در گوگل برای پیدا کردن وبسایتی که امکان دانلود را فراهم می‌کند۳# اقدام به دانلود این فایل حجیم (مثلا ۱۵ گیگ)۴# کنسل کردن سایر فعالیت‌هایی که پهنای باند را مصرف می‌کند. مثلا دانلود یک فایل دیگر۵# صبر کردن۶# مشغول کردن خود با یک کار دیگر….مثلا خواندن کتاب یا دیدن تلویزیون یا حتی خوابیدن۷# اتمام دانلود….و تماشای فیلم۸# یا ناقص ماندن دانلود و استفاده از یک وبسایت معتبر برای دانلود فیلماگر فایل شما ناقص دانلود شود….امکان استفاده از آن وجود ندارد و برای این هدف باید تمام ۸ مرحله بالا به درستی انجام شود.دنیای واقعی، اینترنتی بی‌نهایت است اما تقریبا همان کارکرد را داردهر چیزی که فکرش را بکنید در این دنیا وجود دارد و روز به روز هم چیزهای جدیدی وارد آن می‌شود.وظیفه ما این است که اول بدانیم از این دنیا چه می‌خواهیم و سپس راه و روش دانلود کردن از این دنیا را یاد بگیریم که اتفاقا کار سختی است اگر بتوانیم به صدای درونی خودمان گوش کنیم.برای دانلود ما به اینترنت با سرعت بالا نیاز داریم….که داریم و خدادادی به ما داده شده است و پهنای باند بسیار بالایی هم داریم.این موضوع به شکل پیش‌فرض در ما قرار داده شده است.اما…از مرحله دوم وظیفه ما شروع می‌شود. https://virgool.io/p/hljdnsxhomjd/%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D9%87%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84%DA%86%D9%87%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85%D8%8C%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%8C%D8%A8%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%B7%D8%A7%D8%A8%D9%82%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%82%D9%87%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA.%D8%A8%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D9%87%D8%B4%DA%A9%D9%84%DB%8C%DA%A9%D9%87%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A2%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%8C%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85%DA%A9%D9%87%D8%AF%D8%B1%D8%B9%DB%8C%D9%86%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%AA%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA. بعد از اینکه خواسته خودمان را مشخص کردیم، دو نکته مهم را باید در نظر بگیریماول اینکه خودمان را شایسته آن بدانیم….و مثلا نگوییم که خیلی حجم اینترنت می‌برد و من فیلم ۸k نمی‌خواهم و همین فیلم‌های عادی را می‌بینمدوم اینکه باور کنیم که اینترنت ما نامحدود است و هر چقدر که دانلود کنیم، چیزی از آن کم نمی‌شود.و در نهایت خوابیدن، بهترین کار در زمان دانلود فیلم استدقت کردید وقتی که فیلم یا فایل حجیمی را در انتهای شب برای دانلود گذاشته و سپس می‌خوابید، دانلود کار خودش را انجام می‌دهد؟در این حالت کافی است به آرامی خوابیده….و صبح بلند شده و فایل دانلود شده خودتان را دریافت کنید.و این گام بسیار مهم رها کردن استاگر در هنگام دانلود فیلم، مدام سرعت دانلود را بررسی کنیم….مدام به دنبال وبسایتی با سرعت بهتر باشیم، مدام نقد و بررسی دیگران در مورد بهترین وبسایت برای دانلود این فیلم را بخوانیم….دانلود را متوقف کرده و سراغ وبسایت دیگری برویمچندین تب را باز کرده و پهنای باند را مصرف کنیمشک کنیم که آیا این همان فیلم دلخواه ماست یا نه….و خلاصه هر درگیری ذهنی که برای خودمان درست کنیم….تنها زمان دانلود فیلم را کش داده‌ایم و این موضوع می‌تواند آنقدر برای ما فرسایشی شود، که کلا دانلود این فیلم را بی‌خیال شویم.حالا با توضیحات بالا، آیا آماده دانلود زندگی دلخواه خودتان هستید؟نظرتان در مورد سیستم بالا چیه؟در بخش نظرات حتما نظرات خودتان را بنویسید چون خیلی کامل به شما پاسخ خواهم داد.ضمنا نسخه‌های تصویری و تفسیری از این مقالات هم در صفحه اینستاگرام من وجود دارد که در صورت تمایل می‌توانید با کلیک روی این لینک، وارد صفحه شده و آن را فالو کنید.</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Oct 2021 10:09:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیچ چیز نبود جز لطف خدا...</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AC%D8%B2-%D9%84%D8%B7%D9%81-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-nxmx2ovlru4g</link>
                <description>چند سال پیش فرصتی دست داد و در سخنرانی دکتر مهدی صفایی شرکت کردم.یک آدم خیلی موفق.هم نتایج فوق‌العاده‌ای در ورزش و کسب و کار گرفته و هم اینکه انسان دوست‌داشتنی و با انرژی مثبت زیاد هست.در هنگام سخنرانی جمله‌ای گفت که من قبلا از دیگران هم شنیده بودم و همیشه نسبت به آن حساسیت داشتم و گارد می‌گرفتم و این بار هم همین جمله را از آقای صفایی شنیدم.جمله چی بود؟هر چی که من دارم و به هر جایی رسیدم از لطف خداست!اشتباه نکنید....من انسان خداناباوری نیستم و اتفاقا خیلی هم به خدای بزرگ و بخشنده اعتقاد دارم.گارد من در مورد این جمله به این دلیل بود که انگار رازی در موفقیت را از چشم من می‌پوشاند. انگار که تلاش و کوشش زیاد مهم نیست، انگار وارد زمینه کاری مناسب شدن زیاد مهم نیست، انگار تمرین کردن زیاد مهم نیست و باید لطف خدا شامل حال من شود و من از کجا بدانم که لطف خدا شامل حال من می‌شود و مهم‌تر از همه اینکه چه کار کنم که این لطف در هر کاری شامل حال من شود.البته من اعتقاد داشتم (و دارم) که لطف خدا، مثل نور خورشید است. روی همه، با هر مذهب و عقیده‌ای می‌تابد و هر روز هر کدام از ما در هر وضعیتی که باشیم به راحتی می‌توانیم هزاران مورد را پیدا کرده و بابت آنها شکرگزار خدا باشیم.اما...اینها پاسخ من نبود. وقتی که انسان کاری را در زندگی شروع می‌کند، یک نقطه چرخش، یک نقطه عطف، یک قله یا چیزی شبیه این وجود دارد که لزوما در یک روز و یک هفته رخ نمی‌دهد ولی بعد از آن انگار که اتفاق‌های زندگی از یک فیلمنامه دیگر تبعیت می‌کند.مثلا فروش یک فروشنده چند برابر می‌شود،رشد یک ساله یک کارمند قابل مقایسه با 10 سال گذشته هم نیست،دنیای یک فرد سرشار از اتفاقات خوب می‌شود،یک ورزشکار راه 10 ساله را در 3 ماه طی می‌کندالبته همه ما شنیدیم که باید سالها شاگردی کرد، باید هزاران ساعت تمرین کرد تا در کاری چیره شد ولی بسیاری از افراد با وجود این، وارد آن فیلمنامه دیگر نمی‌شوند و آن وقت افرادی مثل دکتر صفایی هم، این را لطف خدا می‌دانند و دیگر هیچ.اما بالاخره پاسخ آن را پیدا کردم می‌خواین بدونین چطور؟باور کنید یا نه،ترانسرفینگ پاسخ من را داد.و این پاسخ، واژه ای است که با وجود اینکه همه ما آن را شنیده‌ایم ولی در مدل ترانسرفینگ خیلی قابل ترجمه نیستنیت یا intentionدر ترانسرفینگ، نیت به این شکل تعریف می‌شود: قصد داشتن و عمل کردنو بر دو نوع هستنیت درونی...که همان اقدام کردن ما با توجه به برنامه و اقدام هست....همان چیزی که ذهن برنامه‌ریزی می‌کند و بر اساس آن اقدام می‌شودو نیت بیرونی که قدرتی غیرقابل توصیف هست و اتفاقا ارتباط مستقیم با فایل صوتی قبلی دارد و من شخصا اسم آن را دست خدا گذاشته‌امدر فایل صوتی قبلی، گفتم که من با این ادعا که فکر من با ارتعاش و فرکانسی به شکل مستقیم روی دنیای بیرون موثر باشد، مشکل دارم. اما...لطف خدا، موضوعی فکری است که در ذهن من جریان داشته و روی دنیای بیرون هم موثر است. حتما سوال شما این است که ترانسرفینگ برای این موضوع چه پاسخی دارد؟آیا می‌دانید تفاوت آرزو و نیت چیست؟آرزو یعنی وسواس فکری من برای رسیدن به هدف.یعنی تصور کردن پیوسته هدف، تلاش برای یافتن راههای برای رسیدن به آن و در نتیجه طبق قوانین ترانسرفینگ یعنی ایجاد پتانسیل اضافه و بیدار کردن نیروهای بالانس علیه خودم....اما نیت یعنی قصد داشتن و عمل کردنبه این مثال ساده توجه کنید:کدام یکی از شما دقیقا به خاطر دارید که چطور شنا یا دوچرخه‌سواری را یاد گرفتید؟یا شانس این را داشتید که به یک کودک شنا یا دوچرخه سواری یاد بدهید؟فرد تمام اصول را یاد گرفته و تمام تلاش خودش را کرده اما کار پیش نمی‌رود تا اینکه در یک لحظه، این اتفاق رخ می‌دهد. او تعادل خودش را روی دوچرخه حفظ کرده و یک عرض استخر در قسمت عمیق را به راحتی شنا می‌کند.این نیت خالص است.نیت خالص یعنی بلند شدن و رفتن و یک روزنامه از دکه روزنامه فروشی گرفتندر ترانسرفینگ، شکل نگاه ما به تحقق اهداف بر اساس نیت هست. یعنی قصد داشتن و عمل کردن با توجه به قوانین حاکم. مثلا بر هم نزدن بالانس....عدم تلاش و تقلا در جهت خلاف جریان آب....من فکر نمی‌کنم که خدا در جایگاه خود نشسته و اگر دید که فرد بی‌پولی در حال ناله و زاری است و دعا می‌کند که خدا به او یک میلیارد بدهد، دلش به رحم آمده و یک میلیارد برای او بفرستد.قوانین دنیا، از جمله قانون بالانس توسط خدا ایجاد شده و نباید نقض شود.مثلا فکر کنید که زمین بگوید که خدا از بس در این مدار چرخیدم، خسته شدم لطفا اجازه بده یک مدار آن طرف‌تر پریده یا جای خودم را با اورانوس عوض کنم?بله...آن فرد بی‌پول ممکن است در حال حاضر تنها یک میلیون تومان در ماه درآمد داشته و اگر هیچ خرجی نکند هم هزار ماه طول خواهد کشید تا به یک میلیارد تومان برسد.در مدل ترانسرفینگ، ناله و زاری و وسواس و اشتیاق شدید و بر هم زدن بالانس باعث خراب‌تر شدن شرایط خواهد شد.امااو می‌تواند نیت کند.می‌تواند با شکرگزاری به عنوان یک روش قدرتمند متعادل کننده پتانسیل اضافه، شروع کردهو اقدام کند.حالا این فرد می‌تواند در مسیری قرار بگیرد که این یک میلیارد در زندگی اون محقق شود (بدون اینکه در حالا حاضر کوچکترین نظری در مورد شیوه تحقق آن داشته باشد) واین اتفاق در زندگی همه ما رخ داده....بارها و بارها رخ دادهقرار هست با ترانسرفینگ به نیت بیشتر بها داده و آن را به یک روش برای رسیدن به خواسته‌های خودمان تبدیل کنیم.پی‌نوشت:روایت صوتی من از این مقاله را در کانال تلگرامی ترانسرفینگ بشنوید. کافی است روی این لینک کلیک کنید</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Aug 2020 16:31:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلمنامه تغییر نمی‌کنه، اما عوض میشه</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%B9%D9%88%D8%B6-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-k3tzfj74aq4n</link>
                <description>در مدل ترانسرفینگ، زندگی ما در یک رودخانه جریان دارد که می‌توانیم اسم آن را جریان تقدیر بگذاریم و همه ما بازیگران این رودخانه هستیم.در واقع این رودخانه یک فیلمنامه دارد که بازیگرها طبق آن فیلمنامه بازی کرده و چاره دیگری ندارند. و همانطور که در آینده خواهید دید، اکثر افراد اصلا متوجه نیستند که بازیگر یک فیلم هستند و دقیقا طبق یک فیلمنامه عمل می‌کنند.مثلا فرض کنید که یک نفر پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی وارد وزارت نفت شده و استخدام می‌شود. و فرض که تا زمان بازنشستگی در این شغل می‌ماند.این رودخانه تقدیر شغلی او هست.او ممکن هست مدیر، رئیس، کارمند ساده و یا هر نقش دیگری شود که فیلمنامه شغلی، برای او تعیین کرده است. او نمی‌تواند فیلمنامه تقدیر را عوض کند و مثلا همزمان که کارمند شرکت نفت باقی مانده، یک شرکت اکتشافات فضایی راه‌اندازی کند.چوناین مسیر به آن نتیجه منجر نخواهد شد. و او به هیچ وجه قادر نیست تا فیلمنامه حاکم بر زندگی خودش را تغییر دهد.در واقع هیچکس، از ناآگاه‌ترین افراد تا آگاه‌ترین انسان روی زمین، قادر نیست تا فیلمنامه فعلی زندگی خودش را تغییر داده و درون همین فیلمنامه سرنوشت‌ها را عوض کند. همه ما محکوم به جلو رفتن طبق فیلمنامه‌ای هستیم که در آن هستیم. مانند کسی که با قایقی درون رودخانه‌ است. او نمی‌تواند مسیر رودخانه را عوض کند و مجبور است که دقیقا همین مسیر را طی کنداما می‌توان فیلمنامه را عوض کردیعنی چی؟اگر کسی نسبت به اینکه بازیگر فیلمنامه شده آگاه شود و تصمیم بگیرد که وارد فیلم دیگری شود امکان پذیر است. کافی است تا فیلمنامه را عوض کند.کافی است تا از این رودخانه بیرون آمده و وارد رودخانه دیگری شود که قرار است او را به سمت اهداف خودش برساند.چطور می‌توان این کار را انجام داد؟در روزهای آینده در این مورد به شکل مفصل خواهم نوشت اما اکنون به موضوع بسیار مهم زیر توجه کنیدزندگی هر کدام ما در همین مسیر، همین رودخانه و همین فیلمنامه فعلی هم می‌تواند بسیار بهتر از چیزی باشد که الان هست.و شما به سادگی و از همین امروز می‌توانید این کار را انجام دهید.بله...فیلمنامه فعلی را به شکل اساسی نمی‌توان تغییر داد و باید آن را عوض کرد اما در قالب همین فیلمنامه هم می‌تواند زندگی بهتر یا بدتری داشت.در واقع دو تغییر بد و خوب می‌تواند در زندگی ما در همین مسیر فعلی زندگی رخ دهد.اول مسیر بد را ببینیدفرض کنید که فردی درون رودخانه فعلی شروع به اعتراض کرده و شروع به دست و پا زدن و شنا بر خلاف جریان آب کند.چه اتفاقی خواهد افتاد؟او هرگز نمی‌تواند فیلمنامه مسلط (یا مسیر اصلی رودخانه) را تغییر دهد. اما این دست و پا زدن و تقلا موجب تحلیل رفتن او شده و رودخانه او را به شاخه‌هایی از همین مسیر خواهد فرستاد که اوضاع بدتر از الان بوده و دلایل بیشتری برای نارضایتی خواهد داشت.حتما همین تجربه را در زندگی خودتان و دیگران مشاهده کرده‌اید.اما وجه خوب ماجرا چیست؟اگر همان فردی که در رودخانه حضور دارد، نسبت به زندگی خودش آگاه شود، بیدار شود و توجه خودش را به آگاهی جلب کند، در همین مسیر هم زندگی راحت و بهتری خواهد داشت.چطور؟برای این کار باید از تکنیک الخیر فی ماوقع استفاده کرد یا هر چه اتفاق افتاده به سود من است.بله...بلههر چیزی که در دنیا رخ می‌دهد قرار نیست برای من و شما خیری به همراه داشته باشد اما این طرز فکر، نشان دهنده بیدار و آگاهی است.اجازه دهید تا با مثال زیر این موضوع را روشن کنم:فرض کنید که شما کارمند شرکتی هستید و اشتباهی در شرکت رخ داده و مدیر شرکت واحد شما را جریمه کرده با اینکه شما کوچک‌ترین نقشی در این اشتباه نداشته‌اید.روند اشتباه این است که به شکل فعال با رئیس به مجادله برخیزید و تصمیم او را زیر سوال ببریدیامانند یک انسان منفعل و از سر ناچاری خدا را شکری بگویید که حداقل حقوق شما قطع نشده.هر دوی اینها روش اشتباهی است.در روش الخیر فی ما وقع، ما قرار نیست که همه چیز را بپذیریم. قرار هست تا توجه خودمان را روی مرکز آگاهی خودمان برگردانیم. در اکثر اوقات، توجه ما یا روی وقایع بیرونی است (داد و بیداد رئیس) یا روی نشخوارهای ذهنی (چرا این کار را کرد؟ من تقصیر نداشتم...)ولی زمانی که به شیوه جدید فکر کنید،در چنین موقعیتی توجه خودتان را روی مرکز آگاهی خودتان برده و بازیچه فیلمنامه نخواهید شد. در واقع این روش نوعی تسلیم جریان شدن است که در مورد آن صحبت کردم و این کار در همین رودخانه فعلی هم شما را به جای بهتری خواهد برد.باور نمی‌کنید؟قرار نیست چیزی را باور کنید? امتحان کنید و اگر جواب داد، آن را تکرار کنید.برای شنیدن نسخه‌های صوتی این مطالب و محتواهای بیشتر آموزشی در مورد ترانسرفینگ به کانال ترانسرفینگ در تلگرام مراجعه کنید....اینجا را کلیک کرده و عضو این کانال شوید.</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Wed, 05 Aug 2020 11:24:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیچوقت خودت را متقاعد نکن (چون بیهوده هست)</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%D9%87%DB%8C%DA%86%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D9%86-%DA%86%D9%88%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA-xgpkzvpv5hfc</link>
                <description>ما انسان‌ها (در تصمیم‌گیری و انتخاب) دوگانه هستیم.دانیل کانمن این دوگانگی را سیستم 1 و سیستم 2 می‌نامد.مذاهب و ادیان حتی به چندگانگی اشاره می‌کنند (نفس اماره، لوامه....)فلاسفه رواقی ایگو (نفس یا منیت) را دشمن خوشبختی ما می‌دانستند.در مدل ترانسرفینگ، این دوگانگی را دل (روح) و ذهن می‌نامیم که البته تعریف جدیدی نیست ولی آشنایی با کارکرد آنها در مدل ترانسرفینگ می‌تواند روی زندگی روزمره شما اثرات عمیقی بگذارد.دل و ذهن چی هستند و به چه چیزی دسترسی دارند؟در مدل ترانسرفینگ، ذهن، همان وجه منطقی (یا به ظاهر منطقی?) زندگی ماست که اطلاعات خودش را از تجربه‌های گذشته، از پاندولها و از دنیای اطراف به دست می‌آورد. ذهن منبع اضطراب و نگرانی ماست چون ناخواسته گرفتار پاندولها شده و به همین دلیل اغلب برنامه‌های او، طبق برنامه‌ریزی پیش نمی‌رود و به همین دلیل همیشه اضطراب دارد.نگران آینده هست و حسرت گذشته را می‌خورد.اما....دل یا روح،همان تکه‌ای از وجود خالق هست. اگر اعتقاد داشته باشید که در وجود انسان، علاوه بر ذهن و جسم، چیز دیگری هم وجود دارد همان دل یا روح است. دل به دلیل اینکه قطره‌ای از اقیانوس است به اطلاعات اقیانوس دسترسی دارد و مثل ذهن، سفید و نانوشته به این دنیا وارد نشده است.اما نقش هر کدام از این دو در تصمیم‌گیری‌ها ما چیست؟دل می‌داند و احساس می‌کند و ذهن مسلح به کلام استمشکل دل همینجاست.دل، زبان انتزاعی ذهن را نمی‌فهمد. نمی‌داند که پول زیاد چیست؟ دل دقیقا مانند کودک خردسالی است که با پدر خود به بازار رفته و دست او را برای خرید اسباب‌بازی می‌کشد.اما ذهن که به شدت درگیر پاندولها شده دل را حبس کرده و کم کم و با افزایش سن و سال، دیگر صدای او را نمی‌شنود.در مدل ترانسرفینگ، دلیل اصلی که ما احساس کامیابی نمی‌کنیم (حتی اگر به شدت موفق باشیم)، همین است. اگر فکر می‌کنید که ذهن مزاحم است و باید صدای دل را شنید، اشتباه می‌کنید. در ترانسرفینگ، سعادت نهایی و رسیدن به هر هدفی در گرو هماهنگی کامل دل و ذهن است که در مورد آن در آینده بیشتر خواهم نوشت اما الان می‌خواهم به عنوان اصلی مطلب امروز برسم.متقاعد کردن خودتان (یا تلاش برای آن) نشانه این است که انتخاب درستی را انجام نداده‌ایدفرض کنید که یک کت و شلوار برای خودتان خریده‌اید.اگر به شکل پیوسته در اینترنت در حال تحقیق در مورد کیفیت آن هستید، اگر برای دیگران مدام توضیح می‌دهید که کت و شلوار شما عالی هست و با این قیمت بسیار به صرفه بوده و انتخاب عالی داشته‌اید، مطمئن باشید که انتخاب درستی نکرده‌اید.هر انتخابی که نیاز به متقاعد کردن خودتان داشته باشد، انتخاب اشتباهی بوده یا حداقل اینکه انتخاب درستی نیست.چرا؟در زندگی، اکثر تصمیم‌ها توسط ذهن گرفته می‌شود. زبان ذهن، زبان منطق است اما با وجود شواهد بسیار زیاد در مورد مثبت بودن یک تصمیم، باز هم در بسیاری از موارد، از تصمیم خودتان احساس راحتی نخواهید کرد.حتما شما هم موافق هستید که با فهرست کردن خوبی‌ها و بدی‌های یک انتخاب، نمی‌توان یک انتخاب خوب و رضایت‌بخش داشت.آیا باید ذهن را از این فرآیند کنار گذاشته و دلی انتخاب کنید؟البته که نه.هر انتخاب فوق‌العاده حاصل هماهنگی کامل دل و ذهن است.ذهن باید تمامی استدلالهای خودش را به کار گرفته و گزینه‌هایی را انتخاب کند. از آنجایی که ذهن تحت اثر پاندولها به خواب رفته (یا به شکلی هیپنوتیزم شده)، پس از رسیدن به نتیجه، انتخاب را تمام کرده و در نتیجه در بسیاری از مواقع از انتخاب خودش پشیمان می‌شود.پس باید چه کار کنید؟پس از انتخاب ذهن، باید از خواب بیدار شوید و اکنون به حالت احساسی دل خودتان توجه کنید. معمولا اگر دل به انتخاب ذهن، نظر منفی داشته باشد، به خوبی و به روشنی این احساس را حس خواهید کرد.باور نمی‌کنید؟کافی است امتحان کنید. در ترانسرفینگ قرار نیست شما چیزی را باور کنید، هر چیزی را امتحان کنید و اگر نتیجه مثبت بود، آن را در زندگی خودتان تکرار کنید.پی‌نوشت:اکنون متوجه شدید که چرا تلاش برای متقاعد کردن خودتان کار اشتباهی هست؟ ذهن بدون دخالت دل، تصمیمی گرفته و چون توافق درونی برای آن وجود ندارد تلاش زیادی می‌کند تا با شواهد بسیار، این انتخاب را خوب و عالی جلوه دهد.اما من و شما می‌دانیم که این کار ما بیهوده است و باید روش دیگری را در پیش بگیریم.اگر به شنیدن مطالب بیشتر در این مورد علاقه دارید، روی این لینک کلیک کرده و به کانال تلگرام ترانسرفینگ بپیوندید.</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Sat, 01 Aug 2020 10:07:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توسعه فردی، چقدر باید علمی باشه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-nulg4kjgyxjk</link>
                <description>اولین باری که با مبحث ترانسرفینگ آشنا شدم، پذیرش اون خیلی سخت بود.چون به قول معروف یک ذهن پوزیتیویستی و مثلا علمی داشتم و از آن چیزی که به شبه علم معروف هست گریزان بودم.علم از دید اثبات‌گراها و بعدا کارل پوپر دارای دو مشخصه مهم بود...اول چیزی عملی است که تجربه‌ای قابل تکرار باشد.. یعنی اگر یک موضوعی مطرح شده، من بتوانم آن را تجربه کنم و این تجربه (چه برای من و چه برای دیگران) قابل تکرار باشد. مثلا اگر من نظریه‌ای در مورد درمان افسردگی دارم، این نتیجه باید در آزمایشی استاندارد روی افراد مختلف انجام شود و اگر محقق دیگری هم همین کار را انجام دهد، به نتایج مشابهی برسددوم هم چیزی که حدس و ابطال کارل پوپر هست. یعنی چیزی که نتوان آن را رد کرد، علمی نیست. و طرفدارهای او با همین معیار، بسیاری از نظریه‌های حوزه توسعه فردی را شبه علم می‌دانند. با این مقدمه کوتاه، به سرعت متوجه خواهیم شد که بسیاری از موارد مرتبط با توسعه فردی، علمی نیستند چون به شکلی فراتر از قوانین شناخته شده طبیعی به نظر می‌رسند.در زمینه علمی سازی توسعه فردی، کارهای زیادی شده...مثلا خانم کارول دوک مطالعات زیادی در خصوص مایندست و نقش آن در موفقیت انجام داد (مشاهده سخنرانی خانم دوک در تد با زیر نویس فارسی) یا دیوید سلیگمن با آزمایش معروف درماندگی آموخته شده مطالعات زیادی در خصوص شیوه علمی مثبت اندیشی انجام داد.اما همه چیز را نمی‌توان به شکل علمی اثبات کردمن به تجربه و بازخورد خیلی عقیده دارم. در واقع به نظر من، باارزش‌ترین روش برای رسیدن به موفقیت، تجربه و بازخورد است. فرض کنید که شما تمرکز کاری چندانی نداشته و به همین دلیل چندین کتاب و دوره آموزشی در مورد بهره‌وری و تمرکز تهیه کرده‌اید.حتی اگر هر کدام از این روش‌ها روی صدها نفر آزمایش شده و نتیجه مثبت حاصل شده باشد، ممکن است برای شما کاملا بی‌تاثیر باشد.بنابراین ساده‌ترین روش برای کشف بهترین راه افزایش بهره‌وری، اقدام و بازخورد است. مثلا شروع به اجرای تکنیک‌ها و ترفندها و استراتژی‌ها کرده و پس از انجام آنها به شکل صادقانه به خود بازخورد دهید.بازخورد حلقه گمشده آموزشهای توسعه فردی است که تقریبا در 90 درصد اوقات موجب می‌شود تا عامل اصلی موفقیت مغفول بماند.دنیای ناشناخته و توسعه فردیبسیاری طبق عادت، چیزی را که قادر به توضیح منطقی آن نیستند، فراطبیعی می‌نامند.ولی تاریخ بشر نشان داده که بسیاری از این موارد، هنوز ناشناخته مانده به این دلیل که ذهن و منطق قادر به توضیحی برای آنها نیست.و به نظر من این موضوع در توسعه فردی اهمیت زیادی دارد.حتما در نوشته‌های قبلی، با ترانسرفینگ آشنا شدید.در نگاه اول، مطالب گفته شده، فراطبیعی به نظر می‌رسد چون ذهن منطقی توضیحی برای آن ندارد. مثلا این فضای تقدیر کجاست؟ یا چه شاهد علمی برای آن وجود دارد؟اما...باید به دو نکته توجه کنید:اول اینکه ترانسرفینگ یک مدل هست. به این معنا که مطالب گفته شده، وحی منزل نیست و نویسنده هم چنین ادعایی ندارد. مدلی برای نگاه به دنیا معرفی شده و در قالب این مدل اصطلاحاتی تعریف شده و ادعا شده که اگر چنین کارهایی انجام شود، به چنان نتایجی خواهید رسیددوم اینکه بهترین روش برای اثبات آن، روش تجربه و بازخورد است. ممکن است روشی در ده‌ها مطالعه کاملا استاندارد علمی مورد تایید قرار گرفته باشد اما هیچ لزومی ندارد که در زندگی شما هم، همان نتیجه را بدهد. بنابراین مطالب گفته شده در ترانسرفینگ را باید تجربه کرد، بازخورد داد و اگر نتیجه مورد نظر حاصل شد، آن را تکرار کردپی‌نوشت:اگر هم خواهان شنیدن فایلهای صوتی 10 دقیقه‌ای روزانه من در مورد ترانسرفینگ هستید، به کانال تلگرام زیر مراجعه کنید (اینجا را کلیک کنید)</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jul 2020 07:34:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترانسرفینگ چیه و چرا مهمه که شما اون را یاد بگیرید</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%B1%D9%81%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%86%DB%8C%D9%87-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-xsyjrprhbk0u</link>
                <description>برخی از موارد خیلی اشباع می‌شوند اما باز هم برای ما مهم هستند.مثلا اگر من 30 کیلوگرم اضافه وزن داشته باشم و 3 ماه دیگه مراسم ازدواج من باشه، از هر مطلبی در مورد لاغری و رژیم استقبال می‌کنم هر چند که هزاران سایت و صفحه اینستاگرامی و کانال تلگرامی در مورد آنها وجود داشته باشه.توسعه فردی هم همینطور هست.امکان نداره شما به هدف‌گذاری علاقمند باشید و مثلا جذب یک مقاله با عنوان «چطور به اهداف خودتون در سال 1399 برسید» نشوید.و به همین دلیلمن با ترانسرفینگ آشنا شدم و خیلی در زندگی من اثر گذاشت.این اصطلاح عنوان کتابی به نام Reality Transurfing  نوشته فیزیکدان روس، ودیم زیلاند هست.حالا این ترانسرفینگ یعنی چی؟?ترانسرفینگ واقعیت یعنی اینکه شما بین واقعیت‌های مختلف زندگی خودتون، بدون سختی حرکت کنید...فرض کنید شما ماهیانه 5 میلیون درآمد دارینو این درآمد را با یک کار روزانه در یک شرکت به دست میارین. این یک مسیر زندگی هست که شما انتخاب کردین که در اون باشین. (شاید از اول اجبار بوده ولی ماندن در اون انتخاب شما هست)در ترانسرفینگ به این اعتقاد داریم که هر کسی آزادی انتخاب داره و می‌تونه سرنوشت خودش را انتخاب کنه. بنابراین می‌تونه از میان میلیون‌ها سرنوشتی که به شکل بالقوه در برابر اون هست، اونهایی که موجب موفقیت (success) و کامیابی (Fulfillment) خودش میشن را انتخاب کنه.مثلابرای شما چندین مسیر وجود داره. مثلا یک ارتقای شغلی در همین شرکت بگیرید و درآمد شما 7 میلیون بشهمشاور یک شرکت شبیه همین شرکت بشین و 3 میلیون به درآمد شما اضافه بشهبه یک شرکت دیگه بروید و حقوق شما 10 میلیون بشهبه یک شرکت دیگه بروید و حقوق شما 4 میلیون بشهوارد یک حوزه کاری دیگه بشین و درآمد شما 40 میلیون در ماه بشهتمام این سرنوشت‌ها به شکل بالقوه وجود دارند و شما هم حتما در مورد برخی از آنها خیال‌پردازی کردینترانسرفینگ واقعیت یعنی اینکه شما از بین این مسیرهای زندگی عبور کنید و خودتون را به مسیری برسانید که موفقیت و کامیابی بیشتری در انتظار شما باشه.در واقع،در این آینده پیش رو، از بین میلیون‌ها انتخابی که در زندگی دارین، آنهایی را انتخاب کنید که زندگی شما روز به روز به عیش مدام نزدیک‌تر بشه.البته منظور از عیش مدام این نیست که همه چیز گل و بلبل هست و هیچ غم و چالشی نیست. بلکه منظور اینه که در یک حالت فوق‌العاده زندگی می‌کنیم که خودمان متوجه هستیم که به سمت هدف نزدیک شده و در عین حال، هر روز ما هم یک روز فوق‌العاده هست.خیلی رویایی و شعاری به نظر می‌رسه نه؟ولی اینطور نیستدر واقع ترانسرفینگ سرشار از ابزارهایی هست که مرحله به مرحله به شما نشون میده که باید چه کار کنید.دنیا، یک انبار فیلم از زندگی کرده و نکرده شماستدر مدل ترانسرفینگ، فرض بر این هست که تمام اتفاقاتی که برای شما افتاده، می‌افته و خواهد افتاد، در فضایی به نام فضای تقدیر (Space Of Variations) وجود داره.و مسیر رسیدن به آنها هم در این فضای ایستا و ثابت و مستقل از زمان هست.اینکه کدام یک از مسیرها در زندگی شما محقق شود، وابسته به انتخاب‌ها و تصمیم‌های شماست. که البته موضوع عجیب و غریبی نیستامابسیاری از افراد، در محقق کردن آن زندگی که مربوط به خودشان هست ناتوان هستند. در واقع پاندول‌ها که در این مطلب در مورد آنها صحبت شد، تمام تلاش خودشان را می‌کنند تا اهداف و رویاهای ساختگی که مربوط به شما نیست را به شما القا کنند.و به همین دلیل ساده، بسیاری از افراد، نه تنها به اهداف خودشان نمی‌رسند....بلکه در صورت رسیدن هم از نتیجه رضایت ندارند.پی‌نوشت:در کانال تلگرام ترانسرفینگ، هر روز یک فایل صوتی ده دقیقه‌ای فوق‌العاده کاربردی ارائه میشه که قطعا از شنیدن آن لذت خواهید برد.در صورت تمایل transurfers  را در تلگرام جستجو کرده یا روی لینک https://t.me/transurfers کلیک کنید</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jul 2020 20:11:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک پاندول که شما را به دام ابدی می‌اندازه...</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%84-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87-wjl2yjwaylyb</link>
                <description>مهم نیست کدوم طرف ایستاده باشید، در هر صورت پاندول انرژی شما را می‌گیرداولین بار که با این مفهوم آشنا شدم، نوع نگاهم به دنیا یک تکان اساسی خورد، اما این تکان اساسی یک هفته هم دوام نیاورد?در این مورد در مقاله‌های (احتمالا) زیادی که منتظر خواهم کرد، صحبت می‌کنم و امیدوارم که شما هم مانند من به این موضوع علاقمند شده و شاهد تغییر در دکوراسیون زندگی خود باشید.چطور انرژی خودتان را از دست می‌دهید؟فرض کنید که تعدادی از سیاستمدارها تصمیم به ایجاد یک حزب سیاسی بگیرند. آنها حزبی را تاسیس کرده و دفتری برای آن اجاره کرده و شروع به تبلیغ و مصاحبه در مورد آن می‌کنند.در #ترانسرفینگ، این حزب سیاسی را پاندول می‌نامیم....یعنی چی؟پاندول هر ساختار مبتنی بر انرژی است که برای زنده ماندن، نیاز به گرفتن انرژی از طرفداران (و مخالفان) خودش دارد. این اصطلاح یکی از مفاهیم اساسی #ترانسرفینگ است که آقای ویدیم زیلاند، نویسنده روس آن را در قالب یک کتاب 5 جلدی مطرح کرده و می‌تواند منجر به تحول دائمی در زندگی شما شود.ترانسرفینگ چیه؟مقاله‌های آینده من در این مورد خواهد بود. شنبه و سه‌شنبه هر هفته، در همینجا، مقاله‌های جدید من را در این مورد بخوانیدامااجازه دهید الان به سراغ پاندول و آن حزب سیاسی برویماین حزب سیاسی چطور زنده مانده و رشد خواهد کرد؟اگر بتواند طرفدارهایی دست و پا کرده که انرژی خودشان را صرف او کنند. و البته مخالفانی که از او انتقاد کنند.  اگر دقت کرده باشید، با تعریفی که ارائه شد، کل دنیای ما از پاندولها تشکیل شده، احزاب سیاسی، باشگاههای ورزشی، انجمن‌ها خیریه، مدارس فلسفی، تمامی رسانه‌ها و....وبه دلیل اینکه تمامی این ساختارها، از من و شما انرژی می‌گیرند، به خودی خود، مخرب هستند اما جنبه مهم دیگری در مورد پاندولها وجود دارد که داستان را عوض می‌کند.پاندول تمرکز ما را روی بخش مشخصی از فضای تقدیر متمرکز می‌کند پاندولها از شما انرژی می‌گیرند. اما نکته بسیار مخرب آنها این است که تمرکز شما را روی قسمت مشخصی نگه می‌دارند.مثلا...دنبال کردن یک کانال تلگرامی که در مورد فساد در ایران می‌نویسد، برای بقا نیاز به انرژی شما دارد. یک کانال تلگرامی دیگر هم که آموزش یوگا می‌دهد، برای زنده ماندن به انرژی مخاطبان خودش نیاز دارد.امااون کانال تلگرامی توجه مخاطبان خودش را روی چه چیزی متمرکز می‌کنه؟ و فکر می‌کنید کسی که توجه‌ش روی فساد سازمان یافته متمرکز شده، چه کار مفید و عملی برای بالا بردن کیفیت زندگی خودش انجام میده؟چند پاندول مخرب را نام ببریدمن اگر جای شما بودم، سریعا از این پاندولهای مخرب خارج می‌شدمتمامی رسانه‌های خبری (اعم از شبکه‌های تلویزیونی اون ور آبی و این ور آبی!)تمامی وبسایت‌های خبریتمامی کانال‌های تلگرامی که در مورد اقتصاد و سیاست در ایران می‌نویسندو این اولین گام برای بازیابی انرژی شماست. شاید بسیاری از افراد اعتراض کنند که با این کار از اخبار دنیا، بی‌خبر خواهیم ماند....خوب بمانیم...این حجم از اخبار زیاد دنیا، چه گلی به سر من و شما زده که نگران از دست دادن آن باشیم؟این کار را بکنیدکه در ابتدا کمی سخت هست اما به مرور اثر مثبت آن در زندگی خودتان را شاهد خواهید بود....پاندولها بسیار قدرتمند هستند و البته روشهایی هم برای بی‌اثر کردن اونها در زندگی ما وجود داره که در آینده بیشتر در مورد اونها خواهیم نوشت.اگر تمایل داشتین می‌تونین در کانال تلگرامی ترانسرفینگ هم عضو بشین (که البته یک پاندول هست? و نیاز به انرژی شما داره ولی مطمئن باشین که توجه شما را روی چیزهای خوب متمرکز می‌کنه)کافیه...@transurfers  را در تلگرام سرچ کرده یا روی لینک زیر کلیک کنید?برای پیوستن به کانال تلگرامی ترانسرفینگ اینجا را کلیک کنید</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jul 2020 12:19:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه‌ریزی از انتها با نیت شیطانی یا چگونه به روش بزرگان پروژه‌های زندگی را به سرانجام برسانید</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-etehyf1prc9a</link>
                <description>آیا رواقی‌گری (یا نوع نگاه رواقی به مسائل) می‌تواند برای رسیدن به یک هدف (از جمله هدف پولی) به شما کمک کند؟داستان افول یک پروژهساعت 9 صبح، آقای مهندس خوشبخت‌، تمام اعضای تیم پروژه را به اتاق کار خود دعوت می‌کند.  پس‌ازآنکه افراد به‌آرامی روی صندلی‌های خود می‌نشینند، آقای خوشبخت‌ سینه خود را صاف‌کرده و می‌گوید:« همکاران عزیز، همان‌طور که می‌دانید شما اعضای تیم بزرگ‌ترین پروژه‌ای هستید که تابه‌حال شرکت ما داشته. اما من می‌خواهم یک خبر بد به شما بدهم. »و مکث می‌کند.اضطراب همراه با شگفتی در چهره تمام اعضا مشاهده می‌شود.آقای مهندس با لبخند ملیح همیشگی خود ادامه می‌دهد:« متأسفانه پروژه ما کاملاً شکست خورد. »همه متعجب به هم نگاه می‌کنند.خانم قانونی، مدیر پروژه می‌پرسد: آقای مهندس، ما در چه چیزی شکست‌خوردیم؟ پروژه که هنوز شروع نشده.تا اینجای داستان را داشته باشید تا به آن برگردیم.داستان هدف‌های ما و این موانع لعنتیاگر به خاطر داشته باشید در سفر آقای روحانی به ایتالیا (بعد از برجام)، جلسه آن‌ها در کنار مجسمه یکی از امپراتورهای روم باستان به نام مارکوس آئورلیوس برگزار شد. تصویر کنفرانس خبری آقای روحانی و نخست وزیر ایتالیا در کنار مجسمه امپراطور روم باستان مارکوس آئورلیوسدر همان مقطع افراد زیادی بدون هیچ دانشی به این کار اعتراض کردند. من هم با احساسات ملی‌گرایانه جریحه‌دار شده?، دست به تحقیقاتی در مورد این امپراتور زدم و متوجه شدم که تمام فرضیات من در مورد این امپراطور اشتباه بوده.مارکوس آئورلیوس یک انسان و فیلسوف از مکتب رواقی گری (stoicism) است. کتاب معروفی به نام Meditations دارد که با نام تاملات به زبان فارسی ترجمه شده و توصیه می‌کنم آن را بخوانید. نه اینکه این امپراتور بهترین انسان دنیا بوده و یا جنگی با ایران نداشته، اما درگیر کردن خودمان با وقایعی مربوط به 2000 سال پیش که هزار اما و اگر در روایت آنها وجود دارد، رفتار انسان‌های برنده نیست.چطور شیطانی برنامه‌ریزی کنید تا شکست نخورید!فلاسفه این مکتب (رواقی گری) روش بسیار قدرتمندی برای دستیابی به موفقیت به نام Premeditation of Evil داشتند. معنای آن انتظار بدترین حالت ممکن است و دقیقاً نمی‌دانم چطور آن را ترجمه کنم.در این روش و پس از برنامه‌ریزی اولیه، فرض می‌شود که مثلاً در شش ماه و یا یک سال دیگر بدترین اتفاق ممکن برای این برنامه یا پروژه رخ‌داده است. و سوال مهم اینجاست که عواملی که موجب این فاجعه شده است چیستند؟ رواقیون اعتقاد داشتند که تصور بدترین اتفاق موجود، آن‌ها را ازلحاظ ذهنی آماده کرده و به آن‌ها کمک می‌کند تا از قبل برای این موانع برنامه‌ریزی کنند. درحالی‌که همه به دنبال روش‌های رسیدن به موفقیت هستند، با این روش می‌توان شکست را مدیریت کرد. به این روش وارونه‌سازی یا Inversion گفته می‌شودچگونه متفکران بزرگ اقدامات بزرگ می‌کنند؟وارونه‌سازی یا Inversion روش بسیار قدرتمندی است چون راستای تمرکز ما را تغییر داده و دقیقاً آن را روی خطاها و موانعی می‌اندازد که در ابتدا کاملاً مشخص نیستند. اگر روش فعلی شما قرار است شکست بخورد، چه چیزی قادر به کشف آن است؟ به‌جای تمرکز روی آنکه چه‌کاری باید انجام شود، روی کاری تمرکز کنید که نباید انجام شود.البته این موضوع شاید با مثبت‌اندیشی و روش‌های معمول هدف‌گذاری متفاوت باشد ولی بسیار مؤثرتر و قدرتمندتر است.متفکران بزرگ یک‌بار در ذهن خود یا روی کاغذ از نقطه A به B می‌روند و یک‌بار هم همین مسیر را برعکس طی می‌کنند. در چند سال گذشته روی موفقیت تأکید بسیار زیادی شده است درصورتی‌که بررسی عوامل شکست شانس موفقیت را بسیار بالاتر می‌برد.بسیاری از مردم به‌درستی اعتقاددارند که تجربه مفید، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت است. مثلاً شنیدن تجربه‌های کسی که پس از چند بار تلاش ناموفق، قله دماوند را فتح کرده بسیار شنیدنی و آموزنده است.وارونه‌سازی هم دقیقاً چنین تجربه‌ای است با این تفاوت که در ابتدا و روی کاغذ یا در ذهن شما رخ می‌دهد. ناگفته پیداست که وارونه‌سازی کاری برای سرسری گرفتن نیست. بلکه باید خوب فکر کرد. هر چه عمیقاً درگیر این ماجرا شوید، بهتر می‌توان موانع احتمالی موجود و عوامل شکست را تشخیص داد.اگر هنوز برای شما روشن نشده که چگونه می‌توان از این روش در جنبه‌های مختلف زندگی استفاده کرد، به مثال‌های زیر نگاه کنید:چگونه هدف پولی خود را وارونه سازی کنید؟فرض کنید که هدف شما این است که تا دو سال آینده، برای خودتان یک میلیون تومان درآمد ناشی از سود سرمایه‌گذاری ایجاد کنید.برای رسیدن به این درآمد غیرفعال، نیاز به 60 تا 80 میلیون تومان دارایی دارید درسته؟ برای وارونه سازی آن فرض کنید که به دو سال آینده رفته (از لحاظ ذهنی) و فرض می‌کنید که این هدف شما کاملا شکست خورده است....اکنون گام به گام به عقب برگشته و ببینید که چه عواملی موجب شکست آن شده‌اند...و مثلا به فهرست زیر می‌رسید:نتوانستید به شکل پیوسته پول خودتان را سرمایه‌گذاری کنیدسود سرمایه‌گذاری شما کمتر از اون چیزی که فکر می‌کردین شد چون مثلا بانک سودش را تغییر دادفکر تورم را نکردین و این 60 میلیون تومان کلی از ارزش خودش را از دست دادهایران خودرو یک فروش قسطی ماشین گذاشت و فرصت خوبی بود و اتومبیل خریدینو این فهرست را می‌توان ادامه داد....چطور با وارونه‌سازی بهره‌وری خود را بالا ببرید؟اغلب افراد خواهان انجام کار بیشتر در زمان کمتری هستند. با اعمال وارونه‌سازی این سؤال مطرح می‌شود: چطور می‌توانم تمرکز خودم را کمتر کنم؟ چطور کاملاً حواس‌پرت باشم؟ چطور می‌توانم این گزارش را در زمان مقرر تمام نکنم؟ پاسخ به این سؤالات عوامل برهم‌زننده تمرکز و حواس‌پرتی را آشکار می‌کند.این روش نه‌تنها مؤثر است بلکه اغلب بهتر از به دنبال موفقیت بودن است. به شما کمک می‌کند تا به دشمن از زاویه جدیدی حمله کنید که دقیقاً نقطه قوت اوست.چطور اهداف را وارونه کنیم؟روانشناس آمریکایی گری کلین در سال 2007 روشی را با عنوان شکست قبل از مرگ یا Failure Premorterm ارائه کرد. این روش که بیشتر توسط سازمان‌ها به کار گرفته می‌شود، روش قدرتمندی برای به ثمر رساندن پروژه‌های بزرگ است. این دقیقاً کاری است که آقای خوشبخت‌ در داستان ابتدایی این مقاله به کار بسته بود.همین‌الان یکی از اهداف مهم خود را در نظر بگیرید فرض کنید که زمان 6 ماه به جلو کشیده می‌شود و شما کاملاً در رسیدن به هدف خود شکست‌ئخورده‌اید.اکنون داستان شکست را تعریف کنید. چه اتفاقی منجر به این نتیجه شد؟ اشتباهات شما چه بود؟ شکست چطور رخ داد؟ در چه زمانی متوجه شدید که پروژه به سرانجام نمی‌رسد یا هدف شما قابل‌دستیابی نیست؟ چگونه انگیزه خود را از دست دادید؟من مطمئنم که اگر هرکدام از افرادی که این مقاله را خوانده و برای امسال خود هدفی دارند، این تمرین را انجام داده و با دقت و تعمق به این پرسش‌ها پاسخ دهند، از نتیجه شش ماه آینده خود شگفت‌زده خواهند شد.وارونه‌سازی کار عجیب‌وغریبی استدر ظاهر، تصور شکست نه عاقلانه و نه منطقی است. این حرف برخلاف تمام آموزه‌های اساتید هدف‌گذاری و موفقیت است. اما بامطالعه بزرگ‌ترین رهبران و عظیم‌ترین پروژه‌های دنیا، این روش وارونه‌سازی کاملاً به چشم می‌خورد.من سالها در صنعت سدسازی شاغل بودم. به دلیل حساسیت بالای این سازه‌های عظیم، این صنعت استانداردهای بسیار عالی برای موفقیت پروژه دارد. این روش دقیقاً در بررسی احتمال شکست سدهای در حال بهره‌برداری مورداستفاده قرار می‌گیرد. وارونه‌سازی با این پرسش آغاز می‌شود:فرض کنید که امروز صبح به شما خبر داده‌اند که فلان سد تخریب‌شده است. به نظر شما نقش هرکدام از عوامل زیر در تخریب سد چقدر بوده است. این عوامل را حالات گسیختگی می‌نامند. مثلاً شکست از بدنه سد، نفوذ آب، شکست از پی سنگی و عواملی ازاین‌دست که چون قصد آموزش سدسازی را ندارم، جزئیات آن را ذکر نمی‌کنم. در این روش به شکل گام‌به‌گام از شکست سد به عوامل اصلی آن و نقص در دستگاه‌های هشداردهنده خواهیم رسید.الان دقیقا باید چه کار کنید؟به احتمال زیاد بسیاری از افراد که این مقاله را مطالعه می‌کنند از طریق ربات تلگرامی آموزش سرمایه‌گذاری وارد این صفحه شده‌اند. و دقیقا هم در پیام قبلی صحبت کردیم که چطور می‌توانید هدف خودتان را از میانه سخت و تاریک جنگل عبور دهید.بنابراین برای اینکه بهترین استفاده را از وقت خود کرده باشید این گام‌ها را به همین ترتیب انجام دهید. هدف پولی و سرمایه‌گذاری خودتان را انتخاب کنید (مثلا من می‌خوام ظرف 2 سال آینده 30 درصد هزینه‌های خودم را از طریق سود سرمایه‌گذاری پرداخت کنم و برای آن به مثلا یک میلیون تومان پول نیاز دارم)زمانی به این کار اختصاص دهید که حداقل برای یک تا چهار ساعت (بر اساس بزرگی پروژه) وقت آزاد بدون مزاحمت داشته باشد.یک قلم و کاغذ (یا بهتر از آن وایت برد) تهیه‌کرده و در میانه آن بنویسید: چرا در .... شکست خوردم. (به‌جای نقطه‌چین هدف یا پروژه خود را بنویسید)اکنون در 15 دقیقه تمام عواملی که منجر به شکست شما شده را بنویسید. خوب راجع به روند کار فکر کنید. زمان از امروز شروع‌شده و به شش ماه تا دو سال دیگر می‌رسد. هر عامل شکستی را فهرست کنید (نکته: ما اغلب در این اهداف و پروژه‌ها شکست‌خورده‌ایم، بنابراین می‌توانی از تجارب قبلی خود هم استفاده کنید)اکنون سعی کنید به هرکدام از این عوامل وزن بدهید. به این معنا که نقش آن‌ها چقدر بوده است. مثلاً برای عدم موفقیت در پس‌انداز، به دسترسی آسان به پول 30% و به نداشتن سیستم خودکار 20% و به نداشتن بودجه مشخص 50% وزن داده‌اید. (بدیهی است که مجموع این درصدها باید 100 باشد)اکنون فهرست اقداماتی را در برابر هرکدام از این عوامل شکست بنویسید. این اقدامات کارهایی است که باید انجام شوند تا آن عامل شکست ضعیف شده یا از بین بروددوره سرمایه‌گذار باهوش چطور می‌تواند این روش را به سادگی در زندگی پولی شما به کار اندازد؟مخاطب این مقاله کسی است که شاغل بوده و شاید فرصت زیادی برای فکر کردن به این موضوع ندارد. اگر این مقاله را به شکل مستقیم مطالعه می‌کنید با مراجعه به ربات آموزشی من در تلگرام (اینجا را کلیک کنید) یا جستجوی کلمه invcbot در تلگرام، در یک دوره رایگان سرمایه‌گذاری که بر اساس این متد طراحی شده شرکت کنید....و اگر از ربات تلگرامی وارد این صفحه شده و این مقاله را مطالعه می‌کنید منتظر باشید که در 4 روز آینده خبرهای خوبی برای شما دارم...</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Fri, 17 Apr 2020 07:59:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه از میانه خسته کننده و ترسناک جنگل عبور کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-vjkrzlgjwlmo</link>
                <description>این سوالی هست که خیلی از اوقات پاسخ قانع‌کننده‌ای برای اون نداریم. ولی لازمه گذشتن از وسط جنگل تلاش و رسیدن به پاسخ این سوال است.المپیاد ورزشی در جنگلحتما در بسیاری از کارتن‌ها و فیلم‌ها دیده‌اید که قرار است رقابتی بین عده‌ای برگزار شود.مثلا عده‌ای قرار است در یک دو صحرانوردی شرکت کنند. مسابقه در ابتدای کار در میان شور و هیجان و تشویق خانواده و سر و صدای آنها آغاز می‌شود. همه جا پر از چهره‌های خندان است که فریاد زده و دونده‌ها را تشویق می‌کنند.مسابقه در میان جنگل ادامه یافته و به یک پایان هیجان‌انگیز هم منتهی می‌شود.روبان خوش آب و رنگ خط پایان. فریاد و جیغ طرفدارها، میزهای پر از غذا، سکوی قهرمانی و جام خوشرنگ نفر اول.ولی در این فرآیند یک میانه ساکت، بدون هیجان، غیرقابل پیش بینی، چالش برانگیز و ترسناک وجود داردآدم بد داستان سر راه قهرمان تله می‌گذارد.او را فریب می‌دهد.او را خسته می‌کند.خیلی از اوقات شیطان روی شانه چپ نشسته و فرشته شانه راست را پایین انداخته و شروع به تزریق افکار سمی می‌کند.نه داوری هست و نه تماشاگری.نه دوربین فیلمبرداری هست و نه کسی که به شما کمک کند.تقلب می‌شود.حتی دوست شما هم بداخلاق شده و سعی می‌کند که قهرمان را از جاده بیرون کند.اما کسی به آن پایان هیجان انگیز خواهد رسید که از این میانه عبور کندمشکل بسیاری از ما در رسیدن به اهداف این است که برای این میانه برنامه‌ریزی نکرده و در آن گیر خواهیم کرد. کسی که هدفی را خارج از زون راحتی تعریف کرده باشد، حتما چنین میانه‌ای در انتظار او خواهد بود.اما برای اینکه بتوانیم از این میانه به خوبی رد شویم باید چکار کنیم؟راه‌حل در پاسخ به یک سوال بسیار ساده است: چرا من این کار را انجام می‌دهم؟حتما شما هم حرف‌های آن شیطان شانه چپ را شنیده‌اید که سوال قدرتمندی می‌پرسد؟چرا اینقدر خودت را به آب و آتش می‌زنی؟برای چه کسی این کار را می‌کنی؟چرا اینقدر خودت را اذیت می‌کنی؟و اگر پاسخی برای او نداشته باشیم، 100% کار را نیمه‌تمام رها خواهیم کرد.مهمترین چیزی که در این سفر وجود دارد این است که انسان دیگری خواهیم شد و دستاورد در درجه دوم اهمیت قرار خواهد گرفت.نقل‌قولی وجود دارد که اگر تمام ثروت جهان را بین تمام افراد دنیا و به مساوی تقسیم کنید، زیاد طول نخواهد کشید که تمام پول‌ها و به همان نسبت به جیب همان افراد خواهد رفت. خیلی از ما به این موضوع شک داریم. چون فکر می‌کنیم که موفقیت آنها بیشتر ناشی از رابطه و شانس بوده است. (طبیعی است که منظور، افرادی است که به شکل سالم ثروتمند شده‌اند و البته اکثریت ثروتمندان هم در این دسته هستند)اگر کسی به فرد دیگری تبدیل شود، دوباره می تواند همان دستاوردها را به دست بیاورد.مثلا فرض کنید شما یک مهندس کنترل پروژه هستید که به دلیل توانایی فوق‌العاده در تهیه برنامه‌های زمانبندی و کنترل فرآیند، حقوق 50 میلیون تومانی دریافت می‌کنید. اما بسیاری از مهندسان کنترل پروژه یک دهم این حقوق را هم دریافت نمی کنند.حالا اگر شما به این توانایی فوق‌العاده رسیده باشید (به این شخصیت تبدیل شده باشید) اگر به کشور و یا شهر دیگری پرت شوید که هیچ کسی شما را نمی‌شناسد، پس از مدتی به همین درآمد خواهید رسید. منظور از شدن در مسیر همین موضوع است. این رشد شخصی در راه رسیدن به اهداف ارزش بسیار زیادی دارد.آیا برای رسیدن به اهدف، باید اشتیاق سوزان داشت؟تصور عموم مردم این است که اگر من شوق سوزان خودم را پیدا کنم، مسیر روبروی من هموار و موانع رفع خواهند شد و من از سراسر این مسیر لذت خواهم برد.این موضوع را بارها خود من در زندگی تجربه کرده‌ام. اگر به سختی و ناامیدی برخورد می‌کردم خودم را زیر سوال می‌بردم:آیا من آرزوی سوزان خودم را اشتباهی گرفته‌ام؟شاید به موفقیت خودم باور ندارمشاید افکار من مسموم استشاید در حال دنبال کردن رویای فرد دیگری هستم.هر کدام موارد بالا اهمیت دارند ولی اگر قرار است به خارج از زون راحتی سفر کنید، باید چالش را بپذیرید. چالشی که مهارت کنونی شما برای غلبه بر آن کافی نیست. بنابراین خستگی و ناامیدی به سراغ شما خواهد آمد. باید کارهایی را انجام دهید که ظاهرا دستاوردی برای شما ندارد. و اتفاقا اشتیاق سوزان در این زمان نقش منفی ماجرا را بازی خواهد کردبهترین مثال در این زمینه را چالرز دوهیگ در کتاب قدرت عادت زده است.همین الان، عبارت زیر را در اینترنت جستجو کنید:استعداد مادرزادی مایکل فلپسهمین جستجو شما را به ده‌ها مقاله خواهد رساند که از نقص ژنتیکی او و حالت خاص دستان او و نوع ویژه‌ای از بافت‌های او می‌گویند و اینکه تمام این موارد چقدر در موفقیت او نقش داشته است.اما چالرز دوهیگ در کتاب قدرت عادت، با مربی مایکل فلپس مصاحبه کرده است. مربی او از یک برنامه روتین روزانه صحبت می‌کند که هر روز از ساعت 4 صبح در استخر شروع می‌شد. روزها و هفته‌ها و ماه‌ها.سوال اینجاست که آیا تمرین هر روزه شنا راس ساعت 4 صبح آسان است؟قطعا نهآیا لذت‌بخش است؟حتی اگر عاشق شنا هم باشید کار بسیار سختی است.آیا هر روز به او پاداش می‌دادند؟نه. تمام تمرین‌های او برای رویدادی است که هر 4 سال یک بار برگزار می‌شود. (البته مسابقات قهرمانی جهان و یا داخلی هم مهم هستند ولی آن رویای بزرگ، قهرمانی المپیک است)تنها یک عامل می تواند موجب چنین کاری شود و آن هم یک چرای قدرتمند است که البته منجر به ساخت یک سیستم شده است.ما می توانیم بسیاری از کارهای روزانه خودمان را با همین چرا امتحان کنیم.چرا من این شغل را ادامه می دهم؟چرا هفته ای 3 روز به باشگاه می روم؟چرا من باید به زندگی با این مردم و یا زن ادامه دهم؟ (سوالی قدرتمند برای زوج ها)چرا من باید درآمد خودم را افزایش دهم؟این چرا، یک موضوع و یک انگیزاننده درونی بسیار قوی است که وظیفه کشف آن هم بر عهده شماست و کس دیگری نمی تواند این کار را برای شما انجام دهد.ما زیاد در مورد انگیزه صحبت می‌کنیماز سمینار انگیزشی گرفته تا انگیزه مادری برای مراقبت از فرزند.انگیزه ها درونی و بیرونی هستند و در زمستان سرد زندگی، در آن میانه کسل‌کننده و سخت که پر از ناامیدی هستیم، تنها انگیزاننده‌های قدرتمند درونی و یک چرا هستند که موجب ادامه دادن مسیر و تمام شدن کار خواهند شد.مثلا یک پدر ممکن است خواهان خریدن یک آپارتمان برای خانواده باشداین هدف می تواند ناشی از یک انگیزاننده درونی و یک انگیزاننده برونی باشد:مثلا ممکن است این پدر برای کم نیاوردن پیش بقیه سخت کار کند تا به تراز زندگی بقیه فامیل برسد.یا ممکن است که انگیزاننده او فراهم آوردن یک محیط خوب و آرام برای خانواده خودش باشد.انگیزاننده‌های قوی، پاسخ به سوالاتی هستند که با چرا شروع می‌شود. بنابراین، یکی از کارهای مهم ما در راه رسیدن به هدف صد روزه، پرسیدن این سوال ساده است: چرا؟به مثال زیر نگاه کنید:هدف من این است که ظرف 100 روز آینده، 5 میلیون تومان پس‌انداز کنم؟چرا می‌خوای این مبلغ را پس‌انداز کنی؟چون قراره پس‌انداز اضطراری من باشه؟چرا پس‌انداز اضطراری می‌خوای؟چون اگر شروع به سرمایه‌گذاری کنم و نیاز به پول داشته باشم، به سرمایه دست نزنم و از این پول استفاده کنم؟چرا می‌خوای سرمایه‌گذاری کنی؟چون باید یک درآمد جانبی و اضافی ناشی از سرمایه‌گذاری برای خودم ایجاد کنم؟چرا درآمد جانبی می‌خوای؟ چون استانداردهای زندگی من در حال کم شدن هستند و خیلی بیشتر از قبل نگران آینده پولی خودم و خانواده هستم؟چرا نگران استاندارد زندگی هستی؟ چون من به این دنیا نیامده‌ام که 30 سال از صبح تا شب کار کنم و تازه نگران خرج تحصیل ازدواج بچه‌هام باشم؟به نظر شما، روشی که بالا توضیح داده شد، درست هست؟یعنی منجر به یک چرای قوی برای شما خواهد شد؟قطعا بله.ولی برای این کار فرمول مشخصی وجود ندارد. یک چرای قدرتمند بسیار شخصی است. من نمی‌توانم چرای خودم را اینجا نوشته و شما هم نمی‌توانید آن را با صدای بلند و پیش دیگران بخوانید. بنابراین یافتن این چرا کار شماست و دیگری قادر به انجام آن نیست.آنقدر با آن کار کنید تا از خواندن چرای خودتان احساساتی شوید. چرای قوی حتما شما را احساساتی خواهد کرد. ولی آیا فقط احساسات کافی است؟چر باید دو بعد احساسات و منطق را با هم پوشش دهند1. پوشش منطقی.فرض کنید که قرار است به فردی توضیح دهید که چرا برای 100 روز آینده این هدف را انتخاب کرده‌اید. قطعا احساسات شما برای او اهمیت ندارد. بنابراین باید به شکل منطقی، هدف و رفتار خودتان را برای او توجیه کنید.پیش‌نیاز توجیه قدرتمند چیست؟در مورد آن تحقیق کنید.اطلاعات جمع‌آوری کنید.روش‌ رسیدن به آن را به شکل منطقی ترسیم کنید.شاخص‌های اندازه‌گیری پیشرفت را مشخص کنید.شواهدی جمع کنید که این کار شدنی است و بسیاری از افراد این کار را کرده‌اند.محاسبه کنید، جمع و ضرب کنید.خلاصه تمام مدارکی را که برای اثبات شدن این کار لازم است جمع کنید.2. پوشش احساسی.همانطور که گفتم باید با هدف خودمان ارتباط حسی ایجاد کنیم.از تصور رسیدن به آن لذت ببریم.در اهداف مالی این موضوع اهمیت زیادی دارد. مثلا پس‌انداز 5، 10 یا 100 میلیون به خودی خود، احساسی را در ما ایجاد نخواهد کرد. باید آن را به اتفاق خارق‌العاده‌ای نسبت دهیم که قرار است این پول در زندگی ما ایجاد کند.نکته مهم این است که باید عاشق فرآیند شده و فعالیت‌ها و کارها را هم جزئی از پاداش قرار دهیم.در یکی از قسمت‌های ماه عسل سالهای گذشته...پسری مهمان برنامه بود که به منظور گرفتن رضایت از دختری برای ازدواج، 125 کیلو از وزن خود را کم کرده و الان دانشجوی دکترا بود.گفتگوی کوتاهی در این مورد انجام شد و بحث قدرت عشق بود که که چه کارها می کند.اما نکته قابل توجه برای من اعتراف پسر به چیز دیگری بود.هر چند در ظاهر این موضوع را به زبان نیاورد ولی انگار وصال دختر دیگر به فرع ماجرا تبدیل شده بود. او عاشق فرآیند و راه و رسمی شده بود که در زندگی‌اش جریان داشت. این انگیزه رشد، به نظر من برای او اهمیت بیشتری پیدا کرده بود.بنابراین زیر هدفی که برای 100 روز آینده خودتان در نظر گرفته‌اید باید 3 چرای قدرتمند بنویسید که هم از منظر منطقی و هم احساسی، عاملی برای پیش رفتن شما باشد.به نظر من کمبود دو عامل زیر، مسئله اصلی ما در راه رسیدن به اهداف هستند:نداشتن یک چرای قوینداشتن سیستماگر چرا خودتان را بخوبی پیدا کردید... اینجا را کلیک کرده و وارد ربات تلگرامی من شوید تا در آنجا یک سیستم قدرتمند سرمایه‌گذاری را به رایگان برای شما ترسیم کنمیا invcbot  را در تلگرام جستجو کنید</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Wed, 08 Apr 2020 11:55:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا حاضرید یک سفر برعکس را شروع کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AD%D8%A7%D8%B6%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-w0rjfzwjqam8</link>
                <description> ?شمازمانیمی‌توانیدیکانتخابخوبداشتهباشیدکهشرایطرابهخوبیدرککنید.مثلاکسیکهدرزمستانگندمبکاردچیزیدرونخواهدکرد.اینمقالهبهشماکمکمی‌کندتاانتخاب‌هایبهتریدرزندگیپولیخودتانداشتهباشید حتما می‌دونین که به دلیل تورم و گرانی، قیمت هر بطری شیر به 5600 تومان رسیده و ممکنه شما هم دیگه مثل قبل شیر نخرید.  (البته به جای شیر هر چیزی می‌شه گذاشت: مثل روغن زیتون، گردو، کفش آدیداس، مدرسه غیرانتقاعی، سفر استانبول و هر چیزی که مثل یک پرنده از سبد خرید شما پر کشیده)...پرواز این پرنده، نشانه‌ای از یک زمستان سخت پولی هست. به این دلیل ساده که چیزهایی از زندگی شما نسبت به پارسال یا دو سال قبل کم شدهولی...شما یه تفاوت عمده دارین......به جای اینکه مثل بقیه افسردگی بگیرین، یک سفر برعکس را شروع می‌کنید و  از خودتون می‌پرسید که چی شد که اینطوری شد؟ (باور می‌کنید بالای 90 درصد مردم این سوال را از خودشون نمی‌پرسند؟ و فقط دنبال مقصر می‌گردند که نه تنها دو زار کف دست اونها نمی‌گذاره، بلکه حالشون را هم بدتر می‌کنه؟)و با این سوال به پاییز برمی‌گردینحتما می‌دونین که پاییز فصل برداشت هست...فصل درو محصول و فصلی که باید با دست پر به استقبال زمستان بروید.زمستانی که می‌تونه برای شما یک محیط گرم و نرم باشه که با خانواده نشسته و باقالی و لبو می‌خورین و به برف زیبا نگاه می‌کنید و برای تعطیلات بعدی برنامه‌ریزی می‌کنیدزمستان از اون طرف هم می‌تونه نماد سرما و درزگیری پنجره و تموم شدن نفت و لرزیدن و فحش دادن باشه...شما اونقدر باهوش هستین که اگر الان زمستان پولی خوبی ندارین از خودتون بپرسین کهچرا من در این پاییز گذشته محصول خوبی برداشت نکردم؟ چرا دارایی من کم هست؟  یا چرا دارایی من بیشتر از تورم رشد نکرده؟ یا چرا دارایی من با سود مرکب رشد نکرده؟ چرا وقتی شاخص بورس بیشتر از 3 برابر شده، من خوشحالم که از ضرر بیرون اومدمچیزی که من اینجا از پاییز و زمستان و بهار و تابستان نوشتم، برداشت آزاد من از  استعاره‌ای بود که جیم ران به زیبایی اون را بیان کرده و می‌تونه به شدت به شما کمک کنه تا یک استراتژی قدرتمند در مورد سرمایه‌گذاری داشته باشین.هر زمان که یک حس بدی در مورد یه قسمت از زندگی دارین، از خودتون بپرسین من در چه فصلی هستم...درستی تصمیم‌های پولی شما به شدت بستگی به فصلی داره که در اون هستین. اگر در زمستان گندم بکارید نباید انتظار یک زمین پر از محصول را داشته باشینجیم ران میگه هر قسمت از زندگی ما چهار فصل داره:بهار فصل کاشتن بذر و استفاده از فرصت‌هاتابستان برای وجین و مراقبت از محصول در برابر آفتپاییز فصل درو و برداشت محصولو زمستان فصل سخت (که البته برای همه پیش میاد ولی زیر کرسی گرم و نرم کجا و لرزیدن تا صبح کجا)بسیار مهم لطفا توجه کنید...اگر زمستان شما الان اون جوری که باید باشه نیست...اگر دارایی شما بیشتر از تورم رشد نکرده (و شاید درجا زده)...باید به عقب برگردین...به تصمیم‌هایی که گرفتین...به محصولی که کاشتین...و به این فکر کنید که الان دارین چه کار می‌کنید؟آیا دارین یک محصول خوب یا یک محصول آفت زده را درو می‌کنید؟ (آیا وقتی شاخص بورس به سادگی بیش از 3 برابر شده و طلا 4 برابر شده، دارایی شما هم همینقدر رشد کرده؟ یا خدای نکرده در فصل رشد بورس و طلا، سهامی خریدین که ضرر کردین؟)آیا دارین برای پاییز آینده بذر می‌کارین؟ (کجا دارین بذرهاتون را می‌کارین؟ نکنه مثل سال گذشته هست که محصول خوبی نداد)آیا یک سیستم برای سرمایه‌گذاری پیوسته درست کردین؟ (آیا پول به شکل خودکار وارد سرمایه شما میشه یا هر بار کلی با خودتون کلنجار می‌روید که این کار را بکنم یا نه)آیا می‌خواین سود مرکب را در زندگی خودتون محقق کنین؟(یا شاید فقط دوست دارین عکس و نوشته‌های سود مرکب را در اینستاگرام و واتساپ خانوادگی بگذارین؟)یا شاید هم از گذشته درس گرفتین و در حال وجین کردن علف‌های هرز از مزرعه سرمایه‌گذاری خودتون هستین؟ شاید دارین ادعاها و سیگنال فرستادن‌ها و تحلیل‌هایی صدمن‌یه غاز را حذف می‌کنید؟هدف از این داستان این نبود که به شما آموزش مزرعه‌داری بدهمهدف این بود که ببینیم چطور همیشه این چهار فصل در زندگی ما رخ می‌ده و اگر همین الان شمایی که در حال خواندن این متن هستید، در زمستان پولی گیر کردین، یا پاییز شده و محصول شما طبق انتظار شما نبوده، باید به چه فصلی فکر کنید؟بله به زمستان بعدی.به اینکه زمستان بعدی زیر کرسی و گرم و نرم خود بخوابید به جای اینکه نگران تمام شدن نفت بخاری باشید و  سوال مهم شما حتما اینه که چطور؟ چطور روز به روز کیفیت زندگی پولی خودم را بهتر کنم؟و پاسخ بسیار ساده هست و فقط افراد کمی مثل شما اون را به کار می‌گیرند...باید از امروز تصمیم‌های بهتری بگیرید یا بهتره بگم از امروز انتخاب‌های بهتری کنید و من اینجا هستم تا به شما کمک کنم تا این تصمیم‌های بهتر را بگیریندوست عزیزی که از دیروز با من آشنا شدی و قصد داری که خوب سرمایه‌گذاری کنیبر خلاف ایده رایج، شما به این دلیل به این دنیا نیومدین که زجر بکشین و کافیه که از این به بعد، انتخاب‌های درست‌تری داشته باشید.اگر زندگی پولی خودتون را مثل برگی در دستان باد می‌بینید که کنترلی روی اون نیست ولی نمی‌خواین به این شکل ادامه بدین.....یا اگر می‌خواین گام اولیه برای یک سرمایه‌گذاری اصولی را بردارین.... با قطعیت به شما بگم که:     ....این.....دوره رایگان.....ویژه .....شماست.....کافیه چند روز وقت بگذارین و مطالبی که من برای شما می‌فرستم را بخونید و بعد ببینید که چقدر فرصت پیش روی شما قرار داره...من آدم خوشبینی هستم اماهیچ‌وقت به شما پیشنهاد نمی‌کنم که سر خودتون را زیر برف کنید که شرایط خوب و عالی هست. ما در تنها کشوری زندگی می‌کنیم کهنزدیک به 50 سال هست که تورم دو رقمی داره،یکی از معدود کشورهایی هست که عقب افتادن حقوق در اون طبیعی هستهر چند سال یک جهش بزرگ تورمی دارهامنیت شغلی ندارهو ما باید بترسیم باید بترسیم که استاندارد زندگی ما روز به روز کمتر بشه...و هر سال خونه خودمون را کوچک‌تر کرده و به مناطق پایین‌تر شهر ببریم.... یا اصلا به شهرهای اطراف مهاجرت کنیم...یا به دلیل پول بچه‌مون را در غیرانتفاعی ثبت‌نام نکنیم و کلی توجیه بیاریم که مدرسه دولتی بهتره... یا هزاران دلیل و توجیه دیگهاما این ترس باید برای ما اضطراب مثبت اقدام را ایجاد کنه نه اینکه مثل 90 درصد مردم ما را فلج کنه و هیچ کاری نکنیم.برای اینکه این دوره را خیلی خوب شروع کنید...همین الان در پاسخ به همین مطلب، برای من بنویسین (در تلگرام به اکانت yekrialsupport) که الان در چه فصلی از زندگی پولی خودتون هستید؟ چرا در این فصل هستین؟ و به نظر شما چطور می‌تونین بهترین استفاده را از این فصل ببرید؟پی‌نوشت: نسخه صوتی این مقاله را هم می‌تونین در تلگرام بشنوید...و فردا منتظر این باشین که در مورد بازدهی بازارها صحبت کنیم....مطمئنم که از دیدن آمارها شگفت‌زده میشین</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2019 14:37:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به جای گاز گرفتن داشبورد، پشت فرمان بنشینید</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF-rxkhincjcxv6</link>
                <description>فرمان زندگی را در دست بگیرید		در هنگام سواری با اتومبیل، بیشترین اضطراب شما در چه زمانی رخ می‌دهد؟رانندگی با سرعت بالا یا در میان ترافیک زیاد، کار تنش‌آلودی است. فرض کنید که یک روز بهاری است و به دعوت یکی از دوستان خود برای گذراندن آخر هفته در شمال، در حال رفتن به سمت چالوس هستید.دوست شما گواهینامه پایه یک دارد و با یک ب ام و 2018، شما را سوار کرده و راه می‌افتد.به محض خروج از کرج، ترافیک شروع می‌شود.قطاری از خودروها ایجاد شده و هر از چندی یک راننده فرصت‌طلب، از این صف بیرون زده و کمی خودش را جلو می‌کشد.دوست شما هم جزء  همان راننده‌هاست.هر بار که از صف خارج می‌شود، اضطراب تمام وجود شما را می‌گیرد. به ویژه اگر نزدیک پیچی باشید که پشت آن نامعلوم است. مهم نیست که دوست شما 20 سال است که گواهینامه پایه یک دارد یا اتومبیل او گواهی 5 ستاره از انجمن ایمنی اروپا را گرفته است. هر سبقتی در جاده پر پیچ و خم چالوس، شما را نگران می‌کند.با هر بار تند رفتن، سبقت گرفتن و گاز و ترمز او، عضله‌های شما منقبض شده و خون در رگ‌های صورت شما دویده و دستگیره در را محکم‌تر می‌گیرید. هر چند که او سال‌های سال سابقه رانندگی در جاده را دارد اما این اضطراب به شکلی ناخودآگاه در وجود شما شعله کشیده و قادر به کنترل آن نیستید.آدرنالین جای نورواپی‌نفرین را می‌گیرداگر سنسورهایی برای اندازه‌گیری اضطراب شما و دوستتان نصب شده باشد، کاملا مشخص است که جنس اضطراب شما کاملا جای خود را با هم عوض کرده است. حالا او نگران تصادف است و شما هیجان رانندگی داریدهمه افراد به کرات این موضوع را تجربه کرده‌اند.سپردن فرمان به دیگری در هر زمینه‌ای منجر به اضطراب می‌شود حتی اگر تمامی شواهد نشان دهد که آن دیگری، از ما راننده بهتری است.چرا باز هم انسان تمایل دارد که فرمان را به دیگری بسپارد؟فرار از تصمیم گیریما باید بین این دو کار دردناک، یعنی رانندگی و ترس و اضطراب یکی را انتخاب کنیم. یا باید تصمیم های مهمی در زندگی گرفته یا باید اضطراب و نگرانی و ترس ناشی از سپردن فرمان به راننده دیگری را بپذیریمولی کار درست کدام است؟نمی دانمچون کاملا بستگی به شرایط شما دارداما اگر همین الان با فکر کردن به آینده، دچار اضطراب مالی می شوید، فرمان زندگی پول شما در دستان فرد دیگری است.اهمیت ماجرا این است که این سپردن فرمان به دیگری می تواند کاملا ساخته و پرداخته ذهن ما باشداضطراب های زیر را در نظر بگیریددلار 3 برابر شد و ارزش زندگی من یک سوم شد (آیا می توانید با عدد و رقم این موضوع را اثبات کنید؟)گرانی بیداد می کند و شاید تا تابستان آینده، برنج و روغن و رب گوجه فرنگی و .... نایاب شودشرکت در دو ماه گذشته قرارداد جدیدی نداشته و شاید ظرف 3 ماه آینده نیروها را تعدیل کرده و من هم کارم را از دست داده و نتوانم اجاره خانه را پرداخت کنم.راه حل غلبه بر این ترس اضطراب آور چیست؟فرمان زندگی را در دست بگیریم. خودمان پشت فرمان ماشین پولی خودمان بنشینیم.آیا کار ساده ای است؟نهآیا منکر تورم و گرانی و رکود می شویم؟البته که نه. نادیده گرفتن آنها حماقت است.چطور می توانیم فرمان زندگی پولی خودمان را در دست بگیریم؟در مقاله قبلی راجع به این نوشتم که داشتن 10 میلیون تومان پول نقد، مقدار زیادی از اضطراب واقعی (نه ترس توهمی از آینده) از زندگی بسیاری از ما را کم می کند.در این مقاله به آن از جنبه دیگری نگاه می کنم. ترس و اضطراب ناشی از آن با یک خوراک مخصوص بزرگ و بزرگ تر می شوندزمانبله نگرانی شما هر چه زمان بیشتری را بخورد، بزرگ تر شده و در نهایت تبدیل به هیولایی خواهد شد که فقط باید از دست آن فرار کرد.با کشتن زمان، راه تغذیه این هیولا را ببندیدو  بلافاصله برای آن کاری کنید حتی اگر کار بزرگی نیستوقتی که این هیولا متوجه شود که برای آن برنامه ای طراحی کرده اید کوچک و کوچک تر شده و به جای اضطراب ناشی از یک موجود موهوم به تنش و هیجان ناشی از برنامه ریزی و محقق کردن آن بر می گردد.داستان به همین سادگی است اما اجرای آن نیاز به کمک دارد و اگر شما هم درگیر چنین مسئله ای هستید و نیاز به کمک دارید، اینجا را کلیک کنید. تنها یکی از نتایج کلیک کردن روی لینک بالا، کنترل اضطراب است و یک سفر شگفت‌انگیز در انتظار شماست.</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Dec 2018 12:02:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳ استراتژی موثر برای کاهش نگرانی‌های مالی</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/%DB%B3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-llopdx9xxxbk</link>
                <description> در مقاله قبل راجع به این صحبت کردیم که چه عاملی می تواند احتمال سکته قلبی انسان را 13 برابر کند.چطور شانس سکته قلبی را 13 برابر کاهش دهیمدر انتها قرار شد که یک حدول در 4 ستون تهیه کنید و با امتیاز دادن به استرس های مالی یکی از آنها را که طبق دو معیار تاثیر و اهمیت بیشترین امتیاز را آورده اند پیدا کنیداما به نظر شما چرا ما دچار تنش و اضطراب مالی می‌شویم؟تنش و اضطراب مالی، به دلیل نداشتن پول نقد است.خیلی ساده و اشتباه به نظر می‌رسد؟دکتر فردوس دابهر، استاد علوم رفتاری مرکز تحقیقات استرس در دانشگاه استانفورد، می‌نویسد که انسان با دو نوع استرس روبرو هست:نخست استرس کوتاه مدت. از چند لحظه تا چند ساعت طول می‌کشد. یک موضوع بیولوژیکی است که بین تمامی موجودات زنده (حتی به شکلی متفاوت در گیاهان) مشترک هست. این استرس از دیرباز مایه بقای هر گونه‌ای بوده است. مثلا آهو با استشمام بوی یوزپلنگ، دچار تنش شده، هورمون‌های خاصی در او منتشر شده و شروع به دویدن می‌کند. یا انسان یک یادآور روی موبایل در مورد چک امروز دریافت می‌کند. دچار استرس شده، وارد حساب دیگر بانکی خود شده و به حساب جاری، پول واریز می‌کند.انسان به این نوع تنش، موارد جدیدی را هم افزوده است. مثلا هیجان مثبت در مورد صعود به قله دماوند یا تنش ناشی از حرکت به سمت هدف. (نکته مهم در این نوع استرس این است که هم نوع خوب و هم نوع بد آن وجود دارد و اتفاقا یکی از رازهای پیشرفت و رشد، استرس مثبت است)دوم استرس مزمن. تنشی که روزها و ماهها و بلکه سال‌ها به درازا می‌کشد. مشکل از همین‌جا برای ما رخ می‌دهد. بسیاری از تنش‌های پولی انسان در همین دسته جا می‌گیرند. اگر هر ماه، برای پرداخت اجاره، هزینه تحصیل فرزند، خرید مایحتاج روزانه دچار مشکل می‌شویم. اگر همیشه آرامش پولی را خرگوشی می‌بینیم که در آن طرف رودخانه در حال دویدن است و دست ما هم به او نمی‌رسد، دچار تنش مزمن هستیم. این نوع تنش، بسیار خطرناک است و به باور دانشمندان، انسان برای تحمل چنین استرسی ساخته نشده است. یا به عبارت دیگر، ذهن او برای چنین تحمل چنین فشارهایی تکامل نیافته است.بسیاری از تنش‌های پولی، در این دسته جای می‌گیرند.چرا پول نقد یا سایه پول نقد، بسیاری از این تنش‌ها را حل می‌کند؟اگر کارهای خواسته شده در مقاله قبلی را انجام داده باشید، مهم‌ترین نگرانی پولی خود را که دارای دو مشخصه زیر است تعیین کرده‌اید:شدیدترین نگرانی ظرف 3 ماه آیندهنگرانی که بیشترین توانایی تاثیر روی آن را دارم#جمله مهم. به صورت کلی فرض کنیم که این ترس ناشی از کاهش درآمد یا افزایش مخارج به شکلی است که توانایی برقرار کردن توازن بین درآمد و مخارج را نداشته و افراد دیگری از این موضوع، مطلع می‌شوند. دو سناریو فرضی زیر را در نظر بگیرید:فرض کنید که شما یک میلیون تومان بدهکار همراه اول هستید. از همراه اول با شما تماس گرفته و پیشنهاد می‌کنند که در صورتی که 200 هزار تومان از این بدهی را نقدی پرداخت کنید، می‌توانید مابقی بدهی خود را قسط‌بندی کنید.فرض کنید که شما باید هر ماه، یک قسط 300 هزار تومانی وام را پرداخت کنید. در ماه دوم و پس از رسیدن بدهکاری شما به 600 هزار تومان، کارمند بانک به شما اطلاع می‌دهد که اگر ظرف 10 روز بدهی خود را تسویه نکنید، با ضامن تماس گرفته شده و یا حقوق او مسدود خواهد شد.حالا برگردید و #جمله مهم بالا را دوباره بخوانید. در این جمله 2 مورد کلیدی وجود دارد:بیشترین تنش ما، زمانی است که فرد دیگری از عدم توانایی مالی ما مطلع شود (به ویژه نزدیکان)پول نقد، حلال بسیاری از این تنش‌هاستپول نقد با قابل دسترسی سریعباور کنید یا نه، داشتن 10 تا 20 میلیون تومان پول نقد، در یک حساب بانکی، با قابل دسترسی سریع، می‌تواند قسمت عمده نگرانی‌های مالی شما را رفع کند.ادعای بزرگی است نه؟بسیاری از افراد، مبلغی بیش از این را بدهکارند.بسیاری از افراد چند برابر این پول را دارند ولی کماکان دچار تنش‌های مزمن پولی هستند.اما این پول باید یک مشخصه مهم داشته باشد. این پول تا زمانی که وقتش برسد، در این حساب جاویدان است. به این معنا که همیشه باید 5، 10 و یا 30 میلیون تومان باقی بماند و مقدار آن تغییر نکند. نه به آن معنا که کم نشود، بلکه به معنای آنکه کمبود هر قسمتی از آن جبران شود. مانند گارد جاویدان دربار هخامنشی که همیشه تعداد ثابتی بودند. اگر سربازی می‌مرد یا کشته می‌شد، سرباز دیگری جای آن را می‌گرفت.چطور یک حساب جاویدان پولی برای کم کردن ترس‌های پولی ایجاد کنیم؟ساخت یک بودجه ساده. بودجه بسیار ساده که بتوان در یک برگ آن را نوشت. در این مورد در مقاله بعدی خواهم نوشتکمک گرفتن از دیگران. منظور از دیگران کسی است که بتواند به شما در ساخت یک برنامه پولی موثر کمک کند. مورد بسیار مهم در این قسمت این است که هیچ‌وقت با افراد نزدیک خود مشورت نکنید. بدترین مشاور، عزیزترین افراد زندگی ما هستند. چرا که درگیر احساسات ما هستند. به همان دلیلی که مادر، به دلیل درگیر بودن در احساسات دخترش، بدترین مشاور او برای زندگی زناشویی است، نزدیکان نیز مشاور بدی در اور مالی هستند. علاوه بر آنکه پول، مسئله‌ای بسیار پیچیده و به شدت احساسی است. بسیاری از افراد به راحتی در مورد خصوصی‌ترین موارد زندگی خود صحبت کرده اما در برابر پول، گارد سفت و سختی دارند. در این زمینه، من می‌توانم به شما کمک کنم. می‌توانید مسئله خود را به شکل مشخص از طریق تلگرام ( مراجعه به کانال رادیو استقلال مالی به آدرس @servatpr، و ارسال پیام به پشتیبانی) یا از طریق ایمیل mohebi@1-rial.com ارسال کنید.ساخت حساب اضطراری. یکی از مهم‌ترین کارهای هر کسی که دچار استرس مالی است و یا خواهان رشد ثروت در زندگی است، داشتن یک بیمه برنامه‌ریزی است. بسیاری از اساتیدی که در زمینه روانشناسی پول و ثروت، فعالیت می‌کنند، پس‌انداز پول برای روز مبادا را نفی می‌کنند. این موضوع موجب شده که من چندین پیام در مورد حساب اضطراری بگیرم که اگر من برای شرایط اضطراری پولی را پس‌انداز کنم، شرایط اضطراری و بد برای من رخ خواهد داد. من آن را بیمه برنامه‌ریزی گذاشته‌ام. به همان دلیلی که خرید بیمه شخص ثالث به معنای جذب تصادف نیست، داشتن پول نقد در حساب جاویدان هم به معنای مریضی و بدهکاری نخواهد بود. بنابراین مهمترین کار برای تمامی افرادی که تنش، نگرانی و اضطراب پولی در مورد زمان حال و آینده دارند، داشتن مقداری پول نقد در یک حساب بانکی جاویدان است.اما این حساب به خودی خود ایجاد نخواهد شد. در مقاله بعدی راجع به ساده‌ترین روش برای ساخت آن حساب خواهم نوشت.سخن آخردر ماتریس آیزنهاور، کارها از منظر اهمیت و اضطرار به 4 دسته تقسیم می‌شوند. عدم توجه به کار مهم و غیر اضطراری، موجب می‌شود که روز به روز، کارهای اضطراری بیشتری بر زندگی ما حاکم شده و در نتیجه اضطراب و نگرانی بیشتری را به ما تحمیل کند.برای خواندن یک مقاله ویژه در این زمینه، اینجا را کلیک کنیدهمیشه برای انساناضطرار، موجب اضطراب می‌شود. (سررسید قسط موجب نگرانی می‌شود)ما دو راه بیشتر پیش رو نداریم:یا مانند آتش نشان، همیشه در حال خاموش کردن آتش‌های اضطراری باشیم یا یک بار هم که شده، ریشه‌ها را شناسایی کرده و شروع به درمان آنها کنیم.و یک درخواستمن باور دارم که این مقاله را به صورت شانسی تا اینجا نخوانده‌اید. این نوشته، می‌تواند تلنگری برای دوست شما باشد تا از نگرانی‌های مالی او کم کند. همین الان این مقاله را با او به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Sat, 08 Dec 2018 05:58:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور شانس سکته قلبی را 13 برابر (نه 13 درصد) کاهش دهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mjmohebi/reduce-heart-attack-chance-znkvysbok0ww</link>
                <description> چه هیولایی قادر است، احتمال حمله قلبی شما را 13 برابر بیشتر کند؟در تحقیقات جدیدی که در 18مین کنگره سالیانه قلب در آفریقای جنوبی ارائه شد، تنش‌های کاری، شانس حمله قلبی شما را 6 برابر افزایش می‌دهند.برای مطالعه مقاله اصلی به زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید6 برابر؟ به خاطر تنش‌های کاری؟پس آن هیولا چیست؟ هیولای 13 برابری؟اگر حدس شما تنش‌ها و استرس‌های مالی نیست، حدس اشتباهی زده‌اید. این هیولا، دقیقا تنش‌هایی است که به واسطه نگرانی‌های پولی بر ما وارد می‌شود.حالا می‌دانید فاجعه کجاست؟آمریکا همیشه برای ما ایرانی‌ها، نوعی از بهشت برین اقتصادی بوده است. و فکر می‌کنیم جایی است که رفاه و استاندارد زندگی به مراتب بهتری از ایران دارد. (و البته که دارد)اما طی مطالعات انجام شده، مشخص شد که در کشور آمریکا، 72 درصد از بزرگسالان، حداقل یک بار در ماه گذشته، دچار تنش پولی شده‌اند. 22 درصد هم گزارش کرده‌اند که در ماه گذشته، دچار استرس شدید پولی شده‌اند.حالا فکر کنید که اگر چنین تحقیقاتی در ایران رخ دهد، چه آماری به دست خواهد آمد؟ وقتی در آمریکای رویایی (که بسیاری برای رفتن به آنجا سر و دست می‌شکنند) این هیولا وجود دارد، چقدر جد بزرگ او در کمین ما نشسته است؟بزرگ‌ترین خطر در کمین طبقه متوسط است نه طبقه ضعیفبسیاری از افراد در ایران نیازمند نان شب هستند؟ به سختی امورات خود را می‌گذرانند. اما اگر سالهاست که در این شرایط زندگی کرده‌اند، دو برابر شدن قیمت گوشت روی زندگی آنها اثری ندارد. چون آنها از قبل هم گوشت نمی‌خوردند.امااگر درآمد و حقوق کارمند و یا کسی که در طبقه متوسط بوده و رفاه نسبی داشته، کاهش یابد، اگر مجبور شود، استانداردهای زندگی خود را کم کند، اتفاق بدی در شرف رخ دادن است.فرض کنید که شما کارمندی هستید که به دلیل کاهش درآمد شرکت یا کم شدن ساعت‌های اضافه کاری، 500 هزار یا یک میلیون تومان از حقوق شما کم شده است. این کاهش به همراه تورم دست در دست هم داده‌اند تا هزینه و درآمد شما در یک نقطه سر به سری شکننده قرار بگیرند.هر بار که زمان بازپرداخت اقساط بانکی می‌رسد نگران هستیدزمان پرداخت اجاره نگران می‌شویدبرای هزینه مدرسه فرزندتان نگران می‌شویداصلا نگران آینده مبهم مالی هستیدحالا شما نگرانی بیشتری دارید یا کسی که از قبل هم گوشت و مرغ نمی‌خورده است؟قطعا شما.قطعا هیولای نگرانی، در حال گستراندن چتر خود روی زندگی این انسان است.مهم‌ترین نشانه تنش مالی که به خوبی بررسی نشده باشدمن روزانه پیام های مختلفی را در تلگرام یا از طریق ایمیل می‌گیرم که مخاطبین من از استرس‌های پولی خود می‌گویند.اکثر افراد (بیش از 80 درصد) دلیل این تنش‌های مالی را کمبود درآمد می‌دانند. (که بسیار درست)این سناریو را تصور کنید (زندگی علی در 8 پرده):علی کارمندی است با 10 سال سابقه کار که در تهران زندگی می‌کنددرآمد ماهیانه او 4 میلیون تومان در ماه استامروز در هنگام چرخیدن در سایت‌های خبری به این خبر می‌رسد که خط فقر در تهران 6 میلیون تومان است و حداقل 50 درصد مردم زیر خط فقر زندگی می‌کنند. همین خبر اولین تنش را به او وارد می کند. حالا فرض کنید که او باید اقساط بانک مسکن و بانک ملی را دهم و چهاردهم هر ماه پرداخت کندفرزندش به مدرسه غیرانتفاعی می‌رودموعد اجاره نزدیک استو البته به یاد این می افتد که مدتهاست هیچ تفریح و مسافرتی در زندگی نداشته استو ماه آینده باید برای فرزندش جشن تولد بگیردحالا لطفا خودتان،علی را دریابید (البته اگر علی خودتان نیست)علی در فکر و غصه فرو می‌رود که چرا درآمد او کم است؟ با خودش فکر می‌کند که اگر تنها 2 میلیون به حقوق ماهیانه او اضافه می‌شد، بیشتر مشکلاتش حل شده بود.اما چطور؟شرکت آنها که عمرا، حقوق کسی را اضافه کند. آن هم در این شرایطبرای کار دیگری هم که تخصص نداردپس‌اندازی هم ندارد که به دنبال شغلی با درآمد بیشتر برود و پی یکی دو ماه بیکاری را به تنش بمالدهیولا بزرگ‌تر می‌شوداین فکر و خیال صرفا هیولای تنش و استرس را بزرگ‌تر کرد. علی الان خشمگین است. خشمگین از این دنیای بی‌رحمی که بدون اختیار وارد آن شده و هر روز تنش بیشتری را به زندگی او وارد می‌کند. تنها رفتار او این است که یا این خشم و تنش را فرو بخورد یا آنکه آن را بر سر دیگران بریزد.و هر دو انتخاب او صرفا به بزرگ‌تر شدن هیولا کمک می‌کند.علی جطور می‌تواند احتمال سکته قلبی خودش را 13 برابر بیشتر نکند؟البته که راه دیگری هم هست.اینکه تمرکز خود را روی چیزی بگذارد که دو مشخصه زیر را داشته باشدبیشترین نگرانی واقعی توانایی بیشترین تاثیر روی آنفرض کنید که علی با چنین مقاله‌ای روبرو شده و تصمیم می‌گیرد تا نگرانی‌های پولی خودش را فهرست کند:اگر نتونم اجاره بدهماگر مجبور بشم فرزندم را بگذارم مدرسه دولتیاگر اقساط عقب بیفتهاگر بیکار بشوماگر نتونم گوشت و میوه بخرماگر مشکلات مالی باعث بشه رابطه با همسرم خراب بشهاگر فروشم کم بشهاگر اضافه کار را قطع کنندو هر مورد دیگری که به ذهنش می رسد.اگر شما هم نگرانی‌های پولی و مالی دارید و فکر می‌کنید که مانند بختک روی زندگی شما افتاده‌اند، همین مراحل را انجام دهید:روی یک کاغذ جدولی با چهار ستون بکشید.در ستون اول تمام نگرانی‌های پولی و مالی خودتان را فهرست کنید. حداقل 10 دقیقه برای آن وقت بگذارید.در ستون دوم به آنها از 1 تا 10 امتیاز دهید. نگرانی که امتیاز بالاتری می‌گیرد بایدمشخص باشد و کلی گویی نباشدشانس وقوع آن در 3 ماه آینده بالا باشد (چه جالب، 3 ماه آینده در آستانه نوروز 98 هستیم)نگرانی بزرگ‌تری باشددر ستون سوم دوباره به آنها از 1 تا 10 امتیاز دهید. امتیاز بالاتر به این معناست که من برای تغییر آنها اختیار بیشتری دارم. به بیان دیگر روی آنها موثرتر هستم.در ستون چهارم، اعداد به دست آمده از ستون 2 و 3 را با هم جمع کنیدالان کاملا مشخص شده که باید روی چه کاری متمرکز شوید.طبق آمار، بیشتر از 80 درصد افرادی که همین مقاله را مطالعه کرده یا فایل صوتی ان را می‌شنوند، این کار ساده را که کمتر از ده دقیقه زمان می‌برد را، انجام نخواهند داد.شما جزئی از کدام دسته‌اید؟فکر می‌کنید که مطالعات مربوط به سکته قلبی اشتباه است؟یا شاید استرس مالی ندارید؟ضمانت 100 درصدیمن تضمین می‌کنم که اگر این کار را انجام دهید، 100 درصد حال شما بهتر خواهد شد. حال بهتری که اگر با اقدام همراه شود، رو به بهبودی خواهد رفت. سوال اینجاست که آیا حاضر هستید همین کار کوچک را انجام دهید؟کاملا درست است.من کاملا با شما موافقم.همه کتاب‌ها و سایت‌های اینترنتی پر از چنین توصیه‌هایی هستند. اما من باور دارم اینکه شما در حال خواندن این مقاله هستید، اصلا شانسی و تصادفی نیست. آیااین نگرانی های مالیترس از نداشتن پولترس از به هم خوردن رابطه به خاطر پولدر شما وجود دارد یا نه؟اگر وجود دارد همین الان این کار ساده را روی یک تکه کاغذ انجام داده و موردی را که بیشترین امتیاز را به دست می آورد را بنویسید.با آن چه کار کنید؟خیلی ساده، تا مقاله بعدی صبر کنید تا ادامه کار را بخوانید.ضمنا اگر فرد مهمی در زندگی شما هست، این مقاله را برای او هم ارسال کنید شاید کمک بزرگی به او کرده باشید</description>
                <category>محمد جواد محبی</category>
                <author>محمد جواد محبی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Dec 2018 05:11:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>