<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مجتبی رجب زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mjr.rajabzadeh</link>
        <description>ترجیح میدم یک کسب و کار بزرگ رو بسازم تا اینکه کارمند یک کسب و کار بزرگ باشم!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 07:40:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/21825/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مجتبی رجب زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@mjr.rajabzadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>امن و امان! هرج و مرج!</title>
                <link>https://virgool.io/@mjr.rajabzadeh/%D8%A7%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B1%D8%AC-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AC-wpeumycszznn</link>
                <description>بچه که بودم از اقا عزیزالله ، هر وقت سوال می شد چه خبر؟ میگفت امن و امان ! هرج و مرج...! همیشه در آن دنیای بچگی خودم میگفتم این دیگه چی چی میگه...! اگر امن و امانه پس هرج و مرجش چیه! اگر هرج و مرجه پس امن و امانش چیه!؟ بزرگتر که شدم بهتر میفهمیدم این امن و امان و هرج و مرج هم انگار میتونه با هم نیز باشه... و به امروز که رسیدم فهمیدم بزرگوار دید بزرگی به زندگی داشت.دیشب شبکه یک ، اخبار داشت نشون میداد که همه چیز گل و بلبل بود و امن و امان ولی کافی بود فقط یک دکمه روی کنترل رو بزنی و بری مثلا اخبار ایران اینترنشنال رو گوش بدی... اون جا همه چی عالی نبود و هرج و مرج شدیدی بود..البته نه اینکه رسانه ما خیلی خوبه نه! همیشه در رسانه ملی!! همه چی امن و امانه و در رسانه اونجا همه چی هرج و مرج! خوشبینانه رسانه ها مثل یک ساعتی هستند که از کار افتاده ... فقط هر 24 ساعت دو بار درست کار می کنند. شاید از هر 24 خبر دو تا خبر درست بدهند. ملی و غیرملی ندارند. ذات رسانه همینه... رسانه جایی هست که شما فقط باید برای صاحب رسانه مثل یک مترسک خبر تولید کنی ، خبر بخوانی ، مصاحبه بگیری و ...! و اینقدر از این دریچه این رو در مغز من و شما میکنند  تا نه فکر بکنیم و نه اندیشه... آنچه که صاحبان قدرت میخواهند باید همان باشد حتی اگر واقعیت جامعه از روز شنبه تا امروز از زمین تا آسمان فرق بکند. رسانه ها همان مسیر را می روند. چند روزی هست میخواهم بنویسم... من یک برنامه نویس آزاد هستم یا همان فریلنسر خودمون. یک هفته هست کارهایم پیش نمیرود چون اینترنت ندارم. خانواده دارم و باید خرج زندگی و نون شب و قسط وام و هزار تا هزینه دیگه را بدهم. ولی مگر برای فلانی و بهمانی اهمیتی دارد؟ بخاطر امنیت ما اینترنت را قطع کرده اند. ولی امنیت را از من و از میلیون ها آدم دیگه که نون شبشون به این اینترنت مخل امنیت وصل هست را گرفته اند. ضرر و زیان روزانه من و امثال من دیگر قابل حساب نیست. زندگی امثال ما پر از هرج و مرج است ولی در اخبار میگویند امن و امان است.  خدا پدر مادرت را بیامرزد اقا عزیز الله... خوب میگفتی...تاریخ را که میخوانی پر از امن و امان ها تا هرج و مرج هاست. حتی تاریخ هم متناقض است. بستگی دارد که روایتگر تاریخ باشد. این نیز بگذرد. این نیز ثبت در تاریخ خواهد شد. ما آنگونه که دیدیم روایت خواهیم کرد و شما آنگونه که دیدید. اما آیندگان قضاوت خواهند کرد. همانطور که ما برای گذشتگان قضاوت میکنیم.می گویند انشالله 100 درصد به زودی در آینده وصل خواهد شد. اگر شما از این جمله چیزی فهمیدید من هم فهمیدم... اینکه کی وصل خواهد شد دیگر مهم نیست. اینکه  چقدر زندگی میلیون ها نفر دچار مشکل شده است هم مهم نیست. اینها همه حق الناس است بر گردن شما. من نمیگذرم دیگران هم نخواهند گذشت.هزاران سال قبل وقتی که نه اینترنت بود و نه رسانه و نه حتی حکومت و سیاستی ،مردم در غارها و برای خودشان زندگی میکردند. فارغ از قیمت بنزین و قطعی اینترنت و هرج و مرج و امن  و امان و لیبرالیسم و امپریالیسم و هزار تا کوفتیسم دیگه ،بشر دو پا گرز گران را به دست میگرفت و در دل طبیعت صبح تا شب به دنبال یک گراز میدوید تا شب بر سر سفره خانواده تکه گرازی سر سوزن ذوقی و این چیزها را بیاورد. بشر ان روز راه و رسم زندگی کردن را بلد بود امروز هم یاد خواهد گرفت.آنطور که شما بخواهید ما زندگی نخواهیم کرد ...ما آنگونه که خود بخواهیم زندگی خواهیم کرد ...ولی تاریخ را که بخوانید روزگار همیشه بر یک پاشنه نخواهد چرخید... ما امروز مردمیم و آن روز هم مردم خواهیم ماند. ولی شما را نمی دانم که آن روز مردم بودن را بلد خواهید بود یا نه!؟ این نیز بگذرد و ما از فردا برای این مشکل نیز راه حلی پیدا خواهیم کرد ...چون ما مردم یاد گرفتیم فلانی و بهمانی مشکل ما را حل نخواهند کرد...این نیز بگذرد...</description>
                <category>مجتبی رجب زاده</category>
                <author>مجتبی رجب زاده</author>
                <pubDate>Thu, 21 Nov 2019 13:22:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مراحل قانونی بعد از تصادف جرحی با عابر پیاده...!</title>
                <link>https://virgool.io/@mjr.rajabzadeh/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%81-%D8%AC%D8%B1%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87-jd7saccbquor</link>
                <description>یک ماه قبل ، خدا برای هیچ کی نخواد تصادف داشتم با عابر پیاده... به شکل خیلی خاص و مسخره ای... ولی خوب خدا رو شکر مشکلی پیش نیومد برای عابر و با رضایت ختم به خیر شد ولی خوب یک هفته دستم بند بود و تجربه های مختلفی بدست اوردم و چون مطلب درست حسابی در اینترنت نبود گفتم اینجا با دوستان به اشتراک بذارم تا خدای نکرده اگر اتفاق مشابهی براشون رخ داد بدونند که باید چکارهایی انجام بدن...اقدامات در لحظه لحظه تصادفاول اینکه بعد از تصادف با عابر پیاده به هیچ عنوان صحنه تصادف رو ترک نکنید و بعد از پارک کردن ماشین در مکان مناسب ابتدا به سراغ فرد حادثه دیده برین و چنانچه کوچکترین ضرب خوردگی و یا درد داشت با اورژانس تماس بگیرید و همچنین با 110 تماس بگیرید... تصادفی که منجر به اسیب دیدگی عابر بشه رو اصطلاحا تصادف جرحی میگن ...بعد از رسیدن اورژانس اونا مصدوم رو به نزدیکترین بیمارستان منتقل میکنند و شما فقط نام بیمارستان و شماره تماس از فرد حادثه دیده یا اطرافیانش رو داشته باشید تا بعدا بتونید پیگیری بکنید.بعد از تماس با 110، نزدیکترین مامور راهنمایی و رانندگی و همچنین مامور کلانتری در محل حاضر میشن. مامور راهنمایی رانندگی کروکی و اظهارات شما و همچنین مدارک رو بررسی میکنه که شامل گواهینامه ، کارت ماشین و بیمه نامه شخص ثالث هست. مامور کلانتری هم یک فرم از اطلاعات شما و فرد حادثه دیده تکمیل میکنه و ماشین شما رو به کلانتری و سپس به پارکینگ منتقل میکنه. در تصادف جرحی این قسمت انتقال به پارکینگ حتما اتفاق میفته...تشکیل پرونده در کلانتریبعد که ماشینتون رو بردن کلانتری اونجا از شما خواسته میشه که اگر وسیله باارزشی داخل ماشین دارید بردارین و همچنین صدماتی که روی ماشین باشه رو داخل یک فرم یادداشت میکنن... میزان کیلومتر و بنزین ماشین رو هم خودتون حتما یادداشت کنید. بعد یک برگه سبز رنگ به شما داده میشه که حتما باید اینو داشته باشید تا بعدا بتونید ماشین رو تحویل بگیرید.حالا باید شما به افسر نگهبانی کلانتری برین و تشکیل پرونده بدین. فرمی به شما داده میشه که اظهارات و تکمیل کنید. کپی مدارک هم که قسمت لاینفک هر تشکیل پرونده ای هست. علاوه بر این شما اگر فرم ثنا ندارید باید اقدام به دریافت اون بکنید.دریافت فرم ثنابرای دریافت فرم ثنا باید به دفاتر خدمات امور قضایی برین... ادرس نزدیک ترین دفتر داخل خود کلانتری باید باشه یا میتونین از مامور کلانتری بپرسید. فرم ثنا در حقیقت یک شناسه کاربری هست که شما بعد از اون میتونید از طریق سایت روال پرونده تون رو پیگیری کنید. شما کارت ملی تون رو باید داشته باشید و فکر هزینه 11 هزار تومانی رو پرداخت کنید. اونجا به شما نهایتا یک فرم داده میشه که اصلش رو داشته باشید و هر جایی لازم هست کپی اون رو ارائه بدین که دقیقا یک نسخه اش رو باید به کلانتری بدین.مراجعه به بیمارستانبرای پیگیری حال مصدوم به بیمارستان مراجعه کنید ولی عملا شما کاری نباید انجام بدین در بیمارستان و کلیه هزینه های اورژانس رایگان هست. پس نه به مصدوم و نه به بیمارستان نیاز نیست هزینه ای پرداخت کنید. چه مصدوم شما جاییش شکسته باشه یا ضرب دیدگی داشته باشه که بخواد شکایت بکنه چه مثل مورد من که خوشبختانه با وجود برخی زخم ها و ضرب دیدگی ها رضایت داد باید فرد مصدوم به کلانتری مراجعه و پرونده اش رو تکمیل کنه پس در بیمارستان وضعیت فرد رو بررسی و ازش بخواین که به کلانتری مراجعه کنه.برای رایگان شدن هزینه های اورژانس شما باید کپی بیمه نامه شخص ثالث و همچنین کپی کروکی تصادف رو به فرد مصدوم بدین که در پرونده پزشکیش در بیمارستان قرار بگیره. و چون احتمالا شما کروکی ندارید میتونید بعدا اونو به فرد مصدوم برسونید. در این حالت فرد باید هزینه رو خودش پرداخت و بعد با بردن کروکی از بیمارستان پول رو بگیره.دریافت کروکی از پلیس راهنمایی و رانندگیهمانطور که گفتم در قسمت قبل نیاز به کروکی تصادف هم برای ارائه به اورژانس و هم برای قرار گرفتن در پرونده. برای گرفتن کروکی شما باید پرونده و یک نامه از کلانتری رو برای افسر راهنمایی و رانندگی ببرید. ولی احتمالا چون هنوز مصدوم نیومده پرونده رو تکمیل کنه مشکل بوجود بیاد ولی نگران نباشید شما میتونید کپی کارت ملی مصدوم رو ازش بگیرید و داخل پرونده قرار بدین تا روال کارهاتون به پیش بره.بعد از رفتن نزد افسر بر اساس اطلاعات پرونده اون کروکی رو میکشه و بهتون میده. اما در مورد افسرهای راهنمایی و رانندگی باید بهتون بگم که شیفت کاریشون به این صورت هست که اگر امروز صبح شیفت بوده فردا بعدازظهر شیفتش هست و همینطور تکرار میشه و شما باید کروکی رو از همون افسری که اومده سر صحنه تصادف حتما بگیرید.نکته بعدی اینکه چنانچه نمیدونید افسر کجاست میتونید با 110 تماس بگیرید و موقعیتش رو ازشون بگیرید. ولی حتما موقع تصادف باید فامیل افسر رو ازش بپرسید و یادتون باشه.مشکلات تماس با 110 با برخی تلفن های همراه!برخی تلفن های همراه این مشکل رو داره که شما وقتی با هر شماره اضطراری تماس بگیرید به شماره استاندارد 112 زنگ میخوره. 112 در کشور ما هلال احمر هست و شما در کمال تعجب می بینید که نمیتونید با شماره دیگه ای تماس بگیرید. تلفن همراه من این مشکل رو داشت و هیچ جوری هم قابل حل نبود. و نیاز بود از دیگران بخواهم که به 110 تماس بگیرند برام!دریافت اصالت بیمه نامه شخص ثالثشما باید بعد از دریافت کروکی به کلانتری برگردین و ازشون بخوان یک نامه به بیمه ای که شما ماشینتون رو در اونجا بیمه کردید ارسال و اصالت بیمه نامه رو ازشون بگیرید. با اون نامه ای که کلانتری میده و همچنین کپی مدارک که باز شامل بیمه نامه شخص ثالث و کارت ملی و اینا میشه به شعبه بیمه ای که کلانتری میگه برین تا اونجا براتون پرونده باز بشه اصالت بیمه نامه هم بهتون داده بشه. اصالت بیمه نامه رو که گرفتید به کلانتری برین تا اونو قرار بده رو پروندتون.ارسال پرونده به دادسرابسته به کلانتری که هست ممکنه با همین مدارک پرونده شما رو به دادسرا ارسال کنند ولی ممکن هست هم گیر بدن که فرم اظهارات شاکی حتما تکمیل بشه. در حالتی که شاکی یا مصدوم حادثه در بیمارستان هست یا به هر دلیلی نمیتونه به کلانتری مراجعه کنه شما کارتون تو این مرحله گیر میفته. یک راهکاری که نهایت وجود داره اینه که از کلانتری بخوان که یک سرباز در اختیار شما قرار بده تا بتونید به مراجعه به مصدوم اظهاراتش رو تکمیل کنه. بعد از گذشت چند روز و عدم مراجعه مصدوم این اتفاق میتونه بیفته برای شما. نهایت با تکمیل اظهارات مصدوم پرونده شما میتونه به دادسرا ارسال بشه و صرفا این مرحله شما قادر خواهید بود بعد از دستور قاضی ماشینتون رو ازاد کنید.مراجعه به دادسراهر روزی که کلانتری پرونده شما تکمیل بشه و بگن ارسال میکنن فرداش میتونید به دادسرا مراجعه کنید. صبح پرونده ارسال و تا ساعت 10  یا 11 دستور قاضی رو پرونده قرار میگیره... چون هنوز وضعیت شکایت یا رضایت شاکی مشخص نیست و فرم ثنای شاکی هم روی پرونده قرار نگرفته پرونده شما به کلانتری عودت داده میشه و قاضی دستوری مبنی بر ازادی ماشین شما و ترخیصش از پارکینگ رو هم صادر میکنه.تو حالتی که عودت داده میشه پرونده شما باید فردای اون روز به کلانتری مراجعه کنید ولی اگه عجله دارید میتونید در صورتیکه افسر مربوطه و کلانتری قبول کنه کپی برابر با اصل حکم قاضی رو بگیرید و روال کارتون رو ادامه بدین. مراجعه به راهنمایی و رانندگیبعد از اینکه حکم قاضی رو گرفتید به کلانتری برین و ازشون بخوان که به راهور یا همون راهنمایی رانندگی نامه بزنند برای ازادی ماشین. با نامه ای که کلانتری میده و باز یک سری کپی از مدارک مختلف به راهور برین.اما قبلش باید یک کار دیگه انجام بدین. اونم صفر کردن خلافی هاتون هست. پس به پلیس +10 برین و ازشون بخوان که استعلام خلافی براتون بزنن و بعد از طریق دستگاه خودپرداز بانک اونا رو پرداخت کنید. توجه کنید که از سایت راهور که خلافی ها رو میده پرداخت انجام ندین چون 24 تا 72 ساعت طول میکشه تا ثبت بشه. اگه پلیس +10 هم نرفتید داخل خود مرکز راهور جایی برای استعلام و پرداخت خلافی هست.بعد که به راهور رفتید و مدارک رو تحویل دادید نامه ازادی ماشین شما بهتون داده میشه و باید به پارکینک مراجعه کنید و ماشین رو تحویل بگیرید.مراجعه به پارکینگبعد از اینکه متوجه شدید باید به کدوم پارکینگ برین با اون نامه ای که راهنمایی رانندگی بهتون داده به درب پارکینگ مراجعه کنید و با پرداخت هزینه پارکینگ که شامل هزینه جرثقیل که ماشینتون رو برده تا پارکینگ که برای من 60 هزار تومان بود و هزینه هر شبی که ماشینتون در پارکینگ بوده که تقریبا برای من 3-4 هزار تومان شده بود هر شب رو پرداخت و ماشینتون رو تحویل بگیرید.انتظار برای مراجعه مصدوم به کلانتریچنانچه مصدوم قصد شکایت از شما رو داشته باشه باید به پزشکی قانونی مراجعه و میزان اسیبی که دیده مشخص بشه تا بر حسب درصدی که مشخص میشه قاضی برای شما دیه ببره و چنانچه شکایتی نداشته باشه باید فرم رضایت رو داخل کلانتری تکمیل کنه و همچنین فرم ثناش رو هم روی پرونده قرار بده.بعد از تکمیل پرونده مجددا پرونده به دادسرا ارسال میشه.مراجعه مجدد به دادسرابعد از ارسال پرونده به دادسرا و تعیین شعبه احتمالا یک پیامک برای شما ارسال میشه که پرونده شما در چه شعبه ای قرار هست بررسی بشه. اگر شاکی شما رضایت داده نیاز نیست به دادسرا مراجعه کنید ولی اگر شکایت کرده باشه باید به دادسرا مراجعه کنید. در این حالت احتمال زیاد برای شما قرار کفالت صادر میشه یعنی باید یک کارمند که فیش حقوقی داره بیاد و کفیل شما بشه اگه نه بازداشت میشین. من این تجربه رو نداشتم چون رضایت داده بود طرف مقابلم ولی از کسانی که پرسیدم روال به این شکل هست. پس حتما قبل از رفتن به دادسرا فردی که بتونه بیاد فیش حقوقی بذاره رو پیدا بکنید.دریافت قرار رفع تعقیباگر فرد رضایت داده باشه برای شما قرار رفع تعقیب صادر میشه و این قرار حدود یک هفته بعد از اون روزی که پرونده شما رفته دادسرا صادر میشه و تو همون سامانه ثنا که قبلا بحثش رو کردیم ابلاغ شما قرار میگیره. میتونید از همونجا یا با مراجعه به دادسرا کپی برابر با اصل قرار رفع تعقیب رو بگیرید. مراجعه به بیمه برای بستن پروندهبا دریافت کپی برابر با اصل قرار رفع تعقیب به بیمه مراجعه کنید تا پرونده شما مختومه بشه تا چنانچه تخفیف بیمه دارید از بین نره و بتونید از تخفیف هاتون استفاده بکنید.نکات پایانی1- من به مرحله شکایت نرسید کارم ولی اون چیزی که پرسیدم از بقیه دوستان هر مقدار دیه برای شما صادر شود باید 1 درصدش رو خودتون بدین. البته جایی هم شنیدم که این 1 درصد انگار شده 2.5 درصد ولی از شخصی که خودش براش اتفاق افتاده بود گفت 1 درصد .2- ممکنه دادگاه یا قاضی بخاطر جنبه عمومی جرم جریمه ای برای شما حتی در صورت رضایت در نظر بگیره اینم تو سرچ هایی که تو اینترنت کردم دیدم و برای خودم اتفاق نیفتاد.3- حتی اگه مصدوم یا شاکی شما رضایت بده میتونه در اینده دوباره شکایت بکنه. و این بستگی داره که بعد پزشکی قانونی و دادگاه اون ادعا رو تایید بکنه یا نه... مثلا میتونه بگه من لکنت زبان گرفتم بخاطر اون تصادف بوده یا ....4- حتی اگه مدارک باهاتون نبود صحنه تصادف رو ترک نکنید و از کسی بخوان که براتون مدارک رو بیاره. من خوشبختانه مدارک باهام بود ولی باز تو سرچ دیدم کسانی بخاطر نداشتن مدارک صحنه تصادف رو ترک کردن که بعدا براشون مشکل درست شده.5- حتی اگر کار به شکایت و استفاده از بیمه شما برسه چیزی که فهمیدم اینه که کل تخفیف های بیمه ای از بین نمیره و در مرحله اول 20 درصد و به صورت پلکانی هست. باز اینو دقیق نمیدونم و بر اساس سرچ بوده.امیدوارم برای هیچ کسی چنین اتفاق هایی رخ نده ولی اگه یه روز هم رخ داد و این مطلب رو خوندید امیدوارم بدردتون خورده باشه</description>
                <category>مجتبی رجب زاده</category>
                <author>مجتبی رجب زاده</author>
                <pubDate>Sun, 26 May 2019 17:02:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارت آپ سیاسی نزنید! تجربه های اولین استارت آپ من... (قسمت سوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@mjr.rajabzadeh/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%BE-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B2%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%BE-%D9%85%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-q0mvmwrm2x2a</link>
                <description>در دو قسمت قبل تجربه های راه اندازی ایده را برای شما گفتم که می توانید قسمت اول را از اینجا و قسمت دوم را از اینجا مطالعه کنید. همانطور که در پایان قسمت قبل گفتم در این قسمت می خواهم از روش های درآمدزایی برای شما بگویم ولی قبل از اون باید داستان و تجربه های ادامه کار بعد از انتخابات سال 90 و تصمیم برای توقف کار رو برای شما بگویم...تجربه یازدهم ... بیم و امید بعد از انتخابات! انتخابات سال 90 در اسفند ماه تمام شده بود و ما نسبتا درآمد خوبی کسب کرده بودیم برای شروع ولی اونقدر هم نبود که بشه ازش به عنوان موفقیت نام برد ولی اگه تجربه امروز رو نسبت به یک کار استارتاپی داشتیم شاید واقعا موفق هم بودیم... اما بعد از انتخابات بخاطر خستگی بیش از حد این 9 ماه کار فشرده و این حواشی که از طرف پلیس فتا و دیگران برامون بوجود اومده بود تصمیم گرفتیم کمی تامل و تفکر کنیم برای ادامه کار و بعد تصمیم بگیریم...اولین مشکلی که داشتیم این بود که دامنه و اسم سایت اختصاص به همون انتخابات داشت و کلا با اون اسم و برند نمیشد کار رو ادامه داد و تعویض دامنه و اسم هم کلا باعث مشکلاتی میشد... دومین مشکل کدی بود که فقط دردسر بود برامون...سوم این بود که اونقدر پول و سرمایه نداشتیم و مثل امروز هم سرمایه گذارها وارد کارهای استارتاپی نشده بودند...چهارم این بود که تا انتخابات بعدی دو سال فاصله بود و انتخابات بعدی هم ریاست جمهوری بود که شاید جذاب تر بود ولی گستردگی کاندیدای انتخابات مجلس را نداشت...مدتی سایت رو با پوشش فعالیت مجلس ادامه دادیم ولی بازدید از سایت به شدت کم شده بود و انگیزه ها کم شده بود و عملا راهکاری برای درآمدزایی هم با این بازدید کم نبود... پس کار متوقف شد ...سه ماه تا انتخابات ریاست جمهوری سال 92 بود و تصمیم گرفتیم یک سایت دیگه راه اندازی کنیم ... اسم سال حماسه سیاسی نامگذاری شد و ما دامنه hamasenews را انتخاب و اسم سایت رو هم حماسه سیاسی گذاشتیم...خوب اینجا دیگه نه از نظرسنجی خبری بود و نه از کارهایی که در سایت قبلی انجام داده بودین و صرفا یک سایت خبری بود. با استفاده از سایت قبلی و محتوایی که قرار می دادیم باز هم به بازدید مطلوبی رسیدیم و تونستیم چند تا تبلیغ بگیریم و به یه درامد مختصری برسیم. با راه اندازی این سایت و بر اساس تجربه قبلی پیشنهاد شد برای یکی از کاندیداها یک سایت طراحی کنیم... دو تا سه سایت مطرح برای آن کاندیدا وجود داشت که یکیش سایتی بود که ما برای آن کاندیدا طراحی کردیم... خوب شاید اگر اون کاندیدا رای می اورد ( که شخصا علاقه نداشتم رای بیاره :)) ) شاید ما وضعیت بهتری پیدا می کردیم و میتونستیم کارمون رو گسترش بدیم ولی خوب اونم رای نیاورد...بعد از پایان انتخابات ریاست جمهوری عملا ما دیگه فعالیت خاصی برای سایت های انتخاباتیمون نکردیم و اون مجموعه ای که بودیم هر کدوم جایی مشغول به کار شدیم...تجربه دوازدهم ... همه چی عوض شده است!برای من که چند سال عمر و وقتم را برای این ایده گذاشته بودم سخت بود که بخوام فراموشش کنم... انتخابات مجلس دهم در سال 94 بود و من از کاری که داشتم استعفا دادم و شش ماه تا انتخابات مجلس اومدم تا یکبار دیگه تلاشم را برای این ایده انجام بدم...اول از همه باید یک اسم مناسب رو انتخاب میکردم... این بار سراغ اسم انتخاب 24 رفتم ... و دامنه entekhab24 را برای کار ثبت کردم... بطور کلی عدد 24 به معنای جامعیت استفاده میشه... سایت را دوباره طراحی کردم...این بار در کنار سایت خبری یک دانشنامه جامع انتخاباتی نیز طراحی شد تا تمام اطلاعات افرادی که در انتخابات کاندیدا می شوند و تمام افراد سیاسی را در آن ثبت کنیم...نظرسنجی را به باشگاه هواداران تغییر دادیم تا یک سری حساسیت ها را از بین ببریم... یکی از دوستان که خودش فعالیت سیاسی داشت را گذاشتم برای تکمیل محتوای دانشنامه...یک اپلیکیشن برای اخبار سایت نیز طراحی کردیم تا کاربر راحت تر بتواند اخبار را دنبال بکند. و همچنین کانال تلگرام هم برای پوشش اخبار سایت داشتیم.با شروع ثبت نام انتخابات و ثبت نام حدود 12000 نفر ما تمام اسامی این افراد را در یک زمان کوتاه در دانشنامه ثبت کردیم! شماره هشت رقمی رند برای سرویس پیامکی خود خریدیم تا باز کاربر راحت تر باشد!برای درآمدزایی نرم افزاری را طراحی کردیم که میشد برای هر کاندیدا اپلیکیشن اختصاصی طراحی کرد نقش کاتالوگ و بروشورهای مرسوم کاندیدا را داشت... براورد ما این بود با هزینه ای که برای چاپ و ... کاندیداها می کنند هزینه محدودی که ما برای این اپلیکیشن می خواهیم دریافت کنیم با توجه به گسترش خیلی زیاد گوشی های هوشمند حتما مورد استقبال قرار خواهد گرفت....دیگه مطمئن بودم تمام نقاط ضعف قبلی برطرف شده و این بار باید موفقیت حاصل بشه اما در امید بسی ناامیدی هست :))!بعد از گذشت چند ماه از شروع کار دیدیم اصلا تعداد بازدید از سایت قابل مقایسه با سال های قبل نیست! بعد از بررسی که کردم دیدم تعداد رقبا بسیار زیاد شده... اگر در سال 90 ما یک یا دو رقیب داشتیم الان بین ده تا بیست رقیب جدی وجود داشت و خیلی از اونها زودتر از ما کارشون رو شروع کرده بودند! هر چند ما به لطف سایت های قبلی توانسته بودیم کاربران قبلی رو تا حدودی جذب کنیم ولی باز هم اصلا قابل مقایسه با قبل نبود!علاوه بر همه رقبا یک رقیب بزرگ بوجود اومده بود به اسم تلگرام! دیگه کمتر کسی حاضر بود به سایت سر بزنه و همه اخبار رو از طریق کانال ها و گروه های تلگرامی دنبال میکردن!و باز تلگرام باعث شده بود اون ایده ای که ما برای درامدزایی در نظر داشتیم عملی نشود و هم کاندیداها هم هواداراشون ترجیح میدادن از گروه های تلگرامی استفاده کنند.حتی اگر گروه های تلگرامی نبود هنوز هم همان روش سنتی چاپ بروشور انتخاباتی و توزیع در شهر خیلی خیلی محبوب بود و اصلا مهم نبود هزینه ای که میشه حداقل 100 برابر اون اپلیکیشنیست که ما به انها می دهیم!شاید اگر ان روزها کتاب تست مامان رو خونده بودم و یا فضا و تجربه های استارتاپی مثل امروز بود  وضعیت بهتر پیش میرفت ولی خوب ما باختیم بدم باختیم! و عملا حاصل 6 ماه تلاش ما برای اینکار قطعا منفی بود!آخرین تجربه .... چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید !با توجه به زیرساختی که مهیا شده بود و واقعا با استفاده از تجربه های قبلی می توان گفت بدون ایراد بود و فکر همه چیز شده بود و صرفا پلن درامدزایی ما اشکال داشت اینکه بخوام کلا بیخیال کار بشم خیلی سخت بود. اما نیاز به تشکیل تیم و قطعا نیاز به جذب سرمایه گذار بود ولی با همه تلاشی که کردیم نتوانستیم یک سرمایه گذار جذب کنیم...کسانی که استارتاپ داشتند میدونند استارتاپ مثل بچه آدم میمونه یا بقولی ادم با استارتاپش ازدواج میکنه و دل کندن از اون خیلی سخته...اما از یه جایی به بعد فرایند فرسایشی میشه... یک عشق یکطرفه میشه... شما وقت و انرژی میذارین ولی استارتاپ شما عین خیالش هم نیست :))یک روز که نمیدونم چه روزی بود تصمیم گرفتم کوله بار تجربه ام رو بردارم و استارتاپم رو بذارم به امون خدا... از فضای سیاست بیام بیرون چون من آدم اون فضا نبودم و میخواستم اصول جوانمردانه و مردونگی رو تو یک فضای رانتی و پر از فساد و .... رعایت کنم و قطعا من نمیتونستم موفق بشم با این دیدگاه و تفکرم...چگونه درآمدزایی کردیم؟خوب ما از سال 90 که شروع کردیم روش های متفاوتی برای درامدزایی داشتیم که من در ادامه میگم...1- تبلیغات در سایتدر امدزایی از طریق تبلیغات در سایت فقط وقتی میتواند اتفاق بیفته که الکسای سایت شما در ایران زیر 1000 باشه هر چند میتونین این تبلیغات کلیکی را در سایت قرار بدین ولی خیلی فایده ای نداره ولی کلا کسب درامد از گذاشتن یک بنر تبلیغاتی خیلی لذت بخشه! بیشترین مشتریان ما برای گذاشتن بنر تیلیغاتی شرکت های ارسال پیامک بودند که با وجود تلگرام و این محدودیت هایی که برای ارسال پیامک تبلیغاتی هست خیلی دیگه نمیشه روی این شرکت ها حساب باز کرد!2- وب سایت برای کاندیداهاما یک سایت ساز داشتیم و می توانستیم برای کاندیداهای که تمایل دارند سایت شخصی طراحی بکنیم و یا امکان اینکه برای هواداراشون پیامک ارسال کنند رو در سایت قرار دادیم...3- پنلی با امکانات مدیریت ستادهادر سال 94 یک پنل کامل یا یک ستاد مجازی برای کاندیدا در نظر گرفتیم که با امکاناتی که داشت میتونستن وضعیت هواداراشون رو رصد کنند ولی خوب خیلی از اون استقبال نشد یا شاید دانش کافی برای استفاده از این امکان وجود نداشت ...4- طراحی اپلیکیشنما همانطور که قبلا گفتم یک کاتالوگ تحت اپلیکیشن موبایل طراحی کردیم که هم یک سری اطلاعات ثابت داشت هم میتوانست اطلاعات پویا و داینامیکی را از سمت سرور بخواند ولی خوب این ایده هم برای درامدزایی با وجود تلگرام خیلی مورد استقبال واقع نشد و تا وقتی شبکه های اجتماعی با میلیون ها کاربر باشه کاندیداها به سمت استفاده و هزینه کردن در این فضاها نخواهند امد.5- ارسال پیامک تبلیغاتیخوب یکی از ساده ترین کارها بود و ما می توانستیم برای کسب درامد داشته باشیم و با پنلی که داشتیم راحت اینکار را انجام میدادیم ولی این نکته رو بگم در روزهای نزدیک به انتخابات گاها نیاز به تایید برای متن پیام بود که این اتفاق برای ما در سال 90 با حساسیت های اون سال ها افتاد و شاید الان همچین چیزی نباشه....این روش های اصلی درامدزایی ما بود و شما با توجه حساسیت هایی که درفضای سیاسی هست نمیتونید خیلی ایده های خاص داشته باشید.... مثلا ما در سال 90 برای اینکه هزینه های پیامکیمون رو در بیاریم یه طرح گذاشتیم که برای نمایش تعداد ارای نظرسنجی در قسمت عمومی باید کاندیدا هزینه ای میداد... در حالتی که در قسمت پنل کاندیدا تعداد ارا نمایش داده میشد و ما دستکاری در تعداد ارا و یا حتی ثبتشون نداشتیم و فقط در قسمت عمومی تصمیم گرفتیم نمایش ندیم که اینکار باعث شده بود پلیس جان فکر کنه ما پول میگیریم تا رای ها رو عوض کنیم!زندگی ادامه دارد....دو سال هست که گذشته و من موندم و بکاپ اون پروژه...باید این مطلب رو مینوشتم تا کمک بکنم به تمام افرادی که میخوان تو این فضا وارد بشن امیدوارم تجربیاتم بدردتون خورده باشه...حالا دارم به استارتاپ جدیدم فکر می کنم و اونو پیاده سازی می کنم هر چند هنوز رلیز نشده و قطعا تو این حال و احوالی که همه استارتاپ میزنن رقابت خیلی سخته و احتمال شکست هم زیاد هست ولی من کسب و کارم رو قطعا میسازم...شاد باشید....</description>
                <category>مجتبی رجب زاده</category>
                <author>مجتبی رجب زاده</author>
                <pubDate>Tue, 09 Apr 2019 10:59:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارت آپ سیاسی نزنید! تجربه های اولین استارت آپ من... (قسمت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@mjr.rajabzadeh/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%BE-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B2%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%BE-%D9%85%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-imshnelsbxbg</link>
                <description>خوب در قسمت قبل در مورد چگونگی راه اندازی استارت آپمون برای انتخابات نوشتم و حالا در ادامه تجربه های بیشتری رو با شما در میون میذارم... اگر قسمت قبلی رو هنوز نخوندید میتونید از این اینجا اونو مطالعه کنید... تجربه ششم... سایت های استانی!با توجه به اینکه سایت ما قرار بود تمام اخبار رو پوشش بده تصمیم گرفتیم ساب دامنه هایی برای استان های مختلف در نظر بگیریم که بتونیم در استان های مختلف یک نمایندگی داشته باشیم. پس ابتدا ساختار مناسب رو آماده کردیم و بعد یک فرم در سایت قرار دادیم که افراد علاقه مند میتونستند ثبت نام و مدیریت سایت اون استان رو داشته باشند. استقبال نسبتا خوبی هم شکل گرفت و فکر کنم در حدود نصف استان های کشور ما تونستیم نمایندگی داشته باشیم... قوانین سایت های استانی ساده بود... مطالب نباید جانبدارانه و محتوای وارد شده نباید حاوی توهین و ... باشه... ما هزینه ای برای شخصی که سایت رو مدیریت میکرد پرداخت نمیکردیم و توافق شده بود تبلیغاتی که در اون سایت قرار میگیره درصدیش رو ما برداریم و مابقی رو به مدیر سایت پرداخت کنیم. ما یک قرارداد ساده آماده کرده بودیم که فرد امضا می کرد و تصویر قرارداد رو ارسال میکرد. شاید از نظر حقوقی خیلی کاربردی نداشت ولی حداقل ما یک اتمام حجت کرده بودیم و در جاهایی که لازم بود مدیر سایت عوض بشه به اون قرارداد استناد میکردیم! بطور کلی خیلی از چالش های تامین اخبارهای محلی و استانی ما با این ایده حل شد هر چند چالش های کوچکی هم داشتیم!شما مسئول سایت هایی هستید که در زیرمجموعه سایت اصلی شما هستند پس حتما سیاستی برای نظارت و بررسی محتوای آن سایت ها داشته باشید!تجربه هفتم... نظرسنجی!بدون شک جذاب ترین بخش یک سایت انتخاباتی برای کاربران نظرسنجی است! ما بین کاندیداهای احتمالی هر حوزه انتخابیه یک نظرسنجی برگزار کردیم یعنی هر حوزه انتخابیه نظرسنجی مختص به خودش رو داشت... پروسه نظرسنجی خیلی ساده بود و ما صرفا بر اساس Cookie داشتیم از رای های تکراری جلوگیری میکردیم ولی این خیلی ساده انگارانه هست که فکر کنیم تمام کاربران دانش عبور از کوکی ها را نداشته باشند... تجربه اول شکست خورد بعد از اینکه ما در برخی حوزه ها به یکباره تعداد ارای زیادی برای یک کاندیدا داشتیم...بعد ما سراغ ثبت نام و استفاده از Session رفتیم... اوضاع خیلی بهتر شد ولی باز تجربه کم ما در کدنویسی راه را برای حملات جدیدتر باز گذاشته بود و در برخی حوزه های انتخابیه باز دوباره ما تقلب در نظرسنجی را داشتیم!نظرسنجی به قدری محبوب بود بین کاربران که نمی توانستیم بی خیالش بشیم و به نوعی شاید کل سایت و ایده میرفت رو هوا! اومدیم برای ثبت نام کاربران تغییراتی در نظر گرفتیم و باید هر فرد که قرار بود ثبت نام کنه شماره موبایل وارد کنه و کد تایید ارسال شده رو بزنه ... همین فرایند مرسوم در ثبت نام هایی که الان در تمام نرم افزارها هست ولی هنوز در 7-8 سال قبل این روش خیلی عمومیت نداشت! تغییر ایجاد شده کاملا جواب داد ولی برای ما که هنوز درآمدی از سایت نداشتیم باید برای هر ثبت نام 10 تومان هزینه پیامک پرداخت میکردیم! و تعداد کاربران ما کم هم نبود و ما بیش از 100 هزار کاربر داشتیم که یک میلیون تومان هزینه رو دست ما گذاشت! خوب یک میلیون تومان 3 ماه حداقل حقوق در سال 90 بود و برای ما که نه سرمایه گذار داشتیم و نه درآمد دیگه ای هزینه کمی نبود!اون سال ها هنوز از این ستاره مربع های لعنتی خبری نبود و تنها برنامه ای که نظرسنجی پیامکی برگزار میکرد برنامه نود بود ( خدا رحمتش کنه )! پس تصمیم گرفتیم روش نظرسنجی رو عوض کنیم و بجای اینکه کاربر بیاد ثبت نام کنه ما برای هر کاندیدا یک کد تعریف کردیم که صرفا باید فرد از طریق تلفن همراه اون کد رو برای شماره ای که ما معرفی کردیم ارسال میکرد! اوضاع خیلی خیلی بهتر شد! هم ما هزینه ای برای پیامک نمی دادیم هم کاربران و کاندیداها از این روش راضی تر بودند. تعداد رای های ثبت شده بالا و بالاتر میرفت و دیگه از این بهتر نمیشد! :)نکته خیلی خیلی مهم اینه که شما برای برگزاری نظرسنجی انتخاباتی اون هم با این ابعاد نیاز به کسب مجوز دارید! حالا از کجا من نفهمیدم!تجربه هشتم...پلیس فتا!وقتی وارد این کار می شوید باید بپذیرید که هر لحظه ممکنه سایتتون فیلتر بشه ! و هر لحظه ممکنه پلیس فتا شما رو بخواد! اما چند نکته در باب پلیس فتا...ما دو تجربه متفاوت داشتیم... یکی پلیس فتا ایلام بود که اتفاقا سایت ما خیلی محبوب بود در اون استان... با توجه به شبکه اجتماعی و سایر مواردی که در سایت بود پلیس فتای ایلام هر جایی که لازم بود به ما تذکر میداد و ما مشکلی که بود رو حل میکردیم و واقعا این احترام برای ما لذت بخش بود!و تجربه بد ما در مورد پلیس فتای استان خودمون اصفهان بود! یک روز تماس گرفتند و گفتند که بیان! ما هم چون هیچ کاری که مشکل درست کنه نکرده بودیم خیلی شیک پا شدیم رفتیم! ولی کاش نمیرفتیم! از ما شکایت شده بود از طریق پلیس فتای کرمان که نیابتی باید توسط پلیس فتای اصفهان این بررسی شکایت انجام میشد! 2 مورد تو شکایت وجود داشت یک محتوای نادرست در مورد یک کاندیدا و اونم صرفا عکسش که ما چون از طریق اینترنت سرچ میکردیم عکس ها رو این یک مورد از دستمون در رفته بود! و مورد بعد ایشون احساس کرده بودند که ما برای افزایش آرای نظرسنجی داریم پول میگیریم در حالیکه ما برای کاندیداها امکاناتی رو در نظر گرفته بودیم که باید برای یک سری امکانات ویژه یه پولی رو پرداخت میکردن که بعدا تو بحث درآمدزایی کامل توضیح خواهم داد و نهایتا دنبال مجوز برای نظرسنجی بودن! وقتی وارد شدیم و این موارد رو توضیح دادیم هر چی ما میگفتیم انگار طرف مقابل هیچ دیدی نسبت به این موارد نداشت! و صرفا این احساس بود که این پلیس فتا تشکیل شده و بعد یک سری نیروها از بخش های مختلف رو اوردن تو این قسمت در حالیکه اکثر اونها هیچ دیدی از IT نداشتند.... الان البته نمیدونم ولی اون موقع واقعا اینطوری بود و به شما به دید یک متهم یک دزد یا هر چی فکر کنید نگاه میکردن در حالیکه سایت ما در همه جاهایی که لازم بود ثبت شده بود و طبق قوانین اون زمان اگر حتی ایرادی تو سایت بود باید به ما تذکر داده میشد و بعد سایت نهایت فیلتر میشد!نهایتا هر چی ما توضیح دادیم فایده نداشت و خیلی سریع رفتیم دادسرا و بعد اونجا با قرار کفالت آزاد شدیم!!! بعدها یک سایت دیگه داشتیم و این بار یک شخص شکایت کرده بود که در فلان سایت یک کامنت وجود داره که به من توهین شده ... اسم سایت ما حماسه سیاسی بود برای انتخابات سال 92 و اون سال بخاطر نامگذاری سال به این اسم! سایت ها و وبلاگ های زیادی با این نام وجود داشت ولی ما از همه معروف تر بودیم! بعد شکایتی که شده بود در سال 94 بود یعنی دو سال بعد! نهایتا همان پروسه قبلی و نه قبول کردن توضیحی و نه دادن مستند و توضیحاتی! بعد ما هر چی گشتیم که این کامنت کجاست اصلا تو دیتابیس سایت ما همچین کامنتی وجود نداشت! یعنی اصلا بدون هیچ بررسی صرفا شاید بخاطر تشابه اسمی ما محکوم شدیم! بطور کلی این برخوردها برای ما که یکی از اهدافمون انتخاب کاندیداهای شایسته تر از طریق آگهی بیشتر بود باعث شد کلا از فضای استارت آپ سیاسی ناامید بشیم!بطور کلی سعی کنید گذرتون به پلیس فتا نیفته ولی اگه بنا به هر دلیلی رفتید اگه شخصی اطرافتون هست که آشنا به حقوق و وکالت هست حتما با خودتون ببرید و در غیر اینصورت یک کارمند دولت که بتونه با فیش حقوقی قرار کفالت بذاره براتون رو حتما مطلع کنید! البته اگه در همین حد هنوز هم براشون قابل قبول باشه!تجربه نهم...کوئری ها و کدنویسی بد!شاید تا این تجربه بیشترین تعداد بازدیدی که از یکی از سایت های ما که خیلی تجربه ای در زمینه کدنویسی نداشتیم به زور به 200-300 بازدید در روز می رسید و بخاطر مطرح نبودن و همین بازدید کم هیچ وقت مشکلی از بابت کدنویسی که میکردیم رو نمی دیدیم! همانطور که قبلا گفته بودم ما از یک سی ام اس اختصاصی که خودمون با همون دانش اندک نوشته بودیم استفاده میکردیم و در مورد این سایت هم اصلا قرار نبود این اتفاق های بزرگ رخ بده! با افزایش تعداد بازدید روزانه سایت به بالای 50 هزار کم کم ایرادات و اشکالات کد و سی ام اس نمایان می شد! اینترنال سرور ارورها شروع شد و مشخصا ایراد اصلی کم اومدن مقدار رم و سی پی یو سمت سرور سایت بود... ابتدای امر با افزایش میزان رم و سی پی یو سرور مشکل رو موقتا حل کردیم... اما تعداد بازدیدهای سایت در حال افزایش بود و ما در یک ماه مانده به انتخابات تعداد 100 هزار بازدید روزانه رو رد کرده بودیم!!! بعد از بررسی سمت سرور دو ایراد اساسی در کد وجود داشت! کوئری های بد و بالاخص Select * From!  تا اون روز اصلا درکی نداشتیم که چرا باید بجای ستاره فیلدهای جدول رو مشخص کنیم ولی در بازدید بالا از سایت این قضیه یک معضل بسیار شدیدی برای سایت شما از نظر حافظه درگیر ایجاد میکند! نکته بعدی این بود که ما در برخی از اتصال ها به دیتابیس کانکشن باز شده رو نبسته بودیم و این مورد هم باعث افزایش حجم حافظه درگیر شده بود!کم کم تعداد بازدید روزانه به 300 هزار بازدید رسید و ما از پس این تعداد بازدید با هزار مکافات براومدیم و نتیجه اون رسیدن به الکسای حدود 200 در کشور بود ولی با وجود اینکه شاید می توانستیم تا 500 هزار بازدید روزانه هم برسیم و الکسامون رو 2 رقمی بکنیم ولی کد بدی که نوشته بودیم این افسوس رو برای ما باقی گذاشت! این توضیح رو بدم که  اون زمان سایت اول کشور ورزش 3 بود که نزدیک به یک میلیون بازدید روزانه داشت! با همه افسوس ها ولی این بهترین تجربه ما برای این پروژه بود!انتخاب فریم ورک یا سی ام اسی که برای یک ایده انتخاب می کنید در مرحله اول بسیار حیاتی و مهم هست. تغییر تکنولوژی در اوج کار بسیار هزینه بر خواهد بود مخصوصا وقتی شما در اوج و پیک بازدید از سایت قرار گرفته اید!تجربه دهم ... هکرها وارد می شوند!با افزایش بازدید و اتفاقات خوبی که برای ما افتاده بود اینکه سایت ما یک طعمه چرب و گلوگیر برای هکرها باشد چیز عجیبی نبود! اما حتی ما باز به این معضل هم فکر نکرده بودیم! ما از سایت های شرکتی و شخصی معمولی یکهو تو این موقعیت قرار گرفته بودیم! باز بخاطر همان توضیحاتی که قبلا داده بودم در مورد کدنویسی پر خطایی که داشتیم پس یک سفره پرنعمتی برای هکرها پهن شده بود :) .... انواع حملاتی که فکر بکنید رو ما در این پروژه تجربه کردیم و شاید صرفا سیاسی بودن سایت و اینکه هکرها احساس میکردن شاید اینکار دولتی یا سازمانی باشه و براشون مشکلات زیادی بوجود بیاد بعدا بعضی جاها بهمون رحم میکردن :))علاوه بر انواع حملات شاید تجربه جالب تر حمله همزمان توسط هکرهای مختلف در یک زمان بود ... فضا به شکلی بود که ما چون خودمون هم استرس این رو داشتیم که شاید یک محتوای نادرست توسط هکرها در سایت قرار بگیره و باعث دردسرمون بشه یک هفته آخر تا انتخابات رو شاید کمتر از 24 ساعت خوابیدیم تا جلوی این حملات بیرحمانه رو به هر نحوی که شده بگیریم!امنیت یک وب سایت یا نرم افزار و حفاظت از اطلاعات کاربران یک اصل مهم در هر استارت آپی است که به کدنویسی شما و انتخاب فریم ورکی که انتخاب می کنید بستگی دارد! هکرها دلیلی برای اینکه سایت شما را هک نکنند ندارند و هر چی سایت بزرگتر لذتش برای هک کردن بیشتر ! :)قطعا ما با تجربه کم در یک آزمون بزرگ قرار گرفته بودیم! هم جذاب هم سخت و پر از چالش! شاید تصمیمات درست باعث می شد که ما با همان سایت در این زمینه خاص بتوانیم مرجعی در کشور باشیم ولی قسمت این بود که ادامه پیدا نکند! در ادامه و قسمت های بعدی درباره راه های درآمدزاییمون از این ایده رو با شما خواهم گفت... منتظر نکته نظرات و کامنت های شما هستم!</description>
                <category>مجتبی رجب زاده</category>
                <author>مجتبی رجب زاده</author>
                <pubDate>Fri, 05 Apr 2019 15:10:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارت آپ سیاسی نزنید! تجربه های اولین استارت آپ من...</title>
                <link>https://virgool.io/@mjr.rajabzadeh/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%BE-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B2%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%BE-%D9%85%D9%86-fgqlftzi0g2d</link>
                <description>خوب چند وقتی بود می خواستم تو ویرگول یه مطلب بنویسم ولی نمیشد... یکی از اهدافم تو سال جدید این بود که حتما باید اینجا مطلب بنویسم پس حالا براتون میخوام اولین مطلبم رو بنویسم.... :)سال انتخابات هست و انتخابات مجلس و فارغ از اینکه چه کسی میخواد رای بیاره یا نیاره ، شاید خیلی ها به فکر این بیفتند که استارت آپی برای این قضیه راه اندازی کنند تا از این جو ایجاد شده بتونند به شهرتی یا به درآمدی برسند... برای همین گفتم شاید بهتر باشه تجربه های خودم رو اینجا بنویسم تا شاید برای کسانی که این فکر و ایده اومده تو ذهنشون بتونم کمکی کرده باشم...سال 90 بود و انتخابات مجلس نهم... بعد از اون اتفاقات انتخابات قبلی کسی دل و دماغ کار سیاسی نداشت... ولی ما تصمیم گرفتیم ایده ای سیاسی بر مبنای انتخابات مجلس رو پیاده سازی بکنیم...!ایده ما خیلی ساده شکل گرفت...اوایل تابستون بود و ما تا انتخابات مجلس نهم تقریبا 8 ماه فرصت داشتیم... یکی از آشناها قصد کاندیداتوری برای انتخابات داشت و ما می خواستیم سایتی رو پیاده سازی کنیم تا در موقع انتخابات بتونیم به نفع اون بنده خدا فعالیتی در فضای مجازی داشته باشیم واسه همین از کدهایی که قبلا نوشته بودیم یه سایت ساده خبری و محتوایی آوردیم بالا و نشستیم هر روز اخبار مرتبط با انتخابات رو توی اون قرار می دادیم ولی در ادامه مسیر کلا عوض شد و ما به یک سایت جامع در مورد انتخابات در کل کشور تبدیل شدیم! در ادامه اشتباهات و تجربه ها رو برای شما خواهم گفت!اولین تجربه... فکر نمی کردیم اینقدر بزرگ بشویم !ما قرار بود یک سایت برای یک هدف کوچک باشیم برای همین هیچ پلنی برای بازدید بالا و یا عمومیت پیدا کردن به کل کشور نداشتیم! خوب اون سال ها بحث طرح کسب و کار و بزینس پلن و موارد اینچنینی که الان برای استارت آپ ها مطرح هست نبود و ما نیز تجربه ای نداشتیم... علاوه بر این از کد و سی ام اسی استفاده کرده بودیم که اصلا قبلا تجربه قرار گرفتن در موقعیتی که بعدا به اون خواهیم رسید رو نداشت و مشکلات زیادی برامون ایجاد شد!دومین تجربه... انتخاب دامنه بد!چون اشتباه اول رو مرتکب شده بودیم پس این اشتباه هم رخ دادنش چیز عجیبی نبود! ما دامنه ای برای سایت انتخاب کرده بودیم که صرفا اختصاص به اون انتخابات داشت و عمومیت برای ادامه کار نداشت! ادرس سایت بود ipe9.com و منظور این بود 9th Iran Parliament Election به معنای انتخابات مجلس نهم یا نهمین دوره انتخابات مجلس ایران! بعد از اون چون کار سیاسی بود دامنه ir را نگرفتیم تا نیاز به ارائه اطلاعات هویتی نباشه تا بعدا برامون دردسر نشه که دردسر هم شد :))برای هر کاری سعی کنید دامنه یا اسمی انتخاب کنید که عمومیت داشته باشه و منحصر به زمان و یا فیلد خاصی نباشه !سومین تجربه... شما ویکی پدیا نیستید!بعد از گذشت یک ماه و استقبال نسبتا خوبی که از سایت شده بود تصمیم گرفتیم کار رو گسترش بدیم و اخبار تمام حوزه های انتخابیه را پوشش بدیم اونم با یک تیم دو یا سه نفره ...! ولی خوب ما نه خبرگزاری بودیم و نه خبرنگار داشتیم و نه خبری از همه حوزه های انتخابیه... پس تمام سایت های استانی و محلی رو پیدا کردیم و ازشون مطالب رو با ذکر منبع داخل سایت میذاشتیم ولی این کافی نبود... جذاب ترین مطلب در فاصله چند ماه تا انتخابات مجلس و یا هر انتخابات دیگه ای بحث کاندیداهای احتمالی هست! و ما چون اطلاعی از این کاندیداها نداشتیم سعی کردیم ویکی پدیاطور از کاربران بخواهیم اطلاعات کاندیداها رو برامون بفرستن! اطلاعات زیادی جمع آوری شد و می توانیم بگوییم تعداد کل اطلاعات اشتباه ما شاید به اندازه انگشتان دو دست هم نبود ولی شما در ایران حق ندارید در حوزه فعالیت های سیاسی کوچکترین اشتباه رو داشته باشید وقتی که شما حتی مسئول کامنتی هستید که کاربری در سایت شما قرار داده است!در حوزه فعالیت سیاسی مجازی در ایران ، یک محتوای نادرست خیلی کوچک هم می تواند پای شما را به پلیس فتا و دادسرا باز کند! به جرم گناه نکرده! بدون اینکه توضیحات شما را بشنوند!چهارمین تجربه...ما حالا می خواهیم فیس بوک شویم!بعد از گسترش وب سایت و مقبولیت در کل کشور و رسیدن به رتبه اول گوگل با سرچ کلمات کلیدی انتخابات مجلس نهم ، انتخابات مجلس و ... در پوست خود نمی گنجیدیم! و کم کم ابرهای ثروتمند شدن بر روی سرمان شکل می گرفت! بعد از فیلتر شدن فیس بوک و توییتر و بقیه شبکه های اجتماعی در سال های 88 و 89 هنوز سایت یا شبکه اجتماعی نتوانسته بود کاربران سرگردان رو به سمت خودش جذب کنه و بازار آنتی فیلترها هم مثل امروز نبود و کلا هنوز حرمت ها از بین نرفته بود مثل حالا که مجبور بشی برای بابات فیلتر ش... نصب کنی :))) در این بلبشو ما تصمیم گرفتیم یک مینی شبکه اجتماعی را به سایت اضافه کنیم به این صورت که هر کاندیدایی صفحه اختصاصی خود را داشت و بقیه کاربرها میتونستن بیان زیر اون صفحه بزنن تو سر و کله هم و نقش دیوار یا همون وال فیس بوک رو ما داشتیم اجرا میکردیم...! حدس و پلن ما کاملا درست بود و این ایده بازدید سایت رو چند برابر کرد... بهرحال وقتی شما یک کامنت میذاری و کسی جواب میده در روز چندین بار سر میزنی تا ببینی کی بهت فحش داده یا ازت تعریف کرده :))) و این تو مسائل سیاسی خیلی خیلی داغ تر از هر جای دیگه هست! کاربر محوری در سایت های سیاسی به بازدید بالای سایت کمک زیادی می کند اما مدیریت کردن محتوایی که هر روزه توسط کاربران وارد سایت می شود کار سختی است! آن هم با حساسیت های فضای سیاسی در ایران!پنجمین تجربه...اخبار بدترین نوع محتوا برای استارت آپ سیاسی!در حالیکه اخبار جذابیت زیادی برای کاربران دارد اما خبر یک نوع محتوای تاریخ انقضادار هست... ما خبرگزاری نبودیم ما خبرنگار نداشتیم و اخبار ما از منابع دیگر بود پس این خبرها دست اول نبود...با اینکه ما در سریعترین زمان خبرها را میزدیم ولی انرژی که صرف گذاشتن یک خبر می شد با توجه به کپی بودن خیلی تاثیری در سایت و بازدید آن نداشت ولی چون ما به عنوان یک سایت خبری شناخته شده بودیم نیاز بود این وقت و انرژی برای بروز کردن اخبار بگذاریم...گذاشتن نیم ساعت زمان برای خبری که فقط چند ساعت تاریخ مصرف دارد به هیچ عنوان ارزش بزینسی ندارد!تجربه های این کار خیلی زیاد هست و چون من خودم خیلی از خوندن متن های طولانی خوشم نمیاد اجازه بدین در چندین مقاله این موارد را بنویسم! هنوز قسمت های جذاب کار مونده پس با من همراه باشید :)این هم از اولین تجربه ویرگولی من :)</description>
                <category>مجتبی رجب زاده</category>
                <author>مجتبی رجب زاده</author>
                <pubDate>Sun, 31 Mar 2019 15:52:37 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>