<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد کاظمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mk6587</link>
        <description>من محمد هستم یک مدیر محصول، تیم بیلدر و علاقه مند به خلق محصولات جدید</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 04:45:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/31953/avatar/aLpuVJ.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد کاظمی</title>
            <link>https://virgool.io/@mk6587</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بررسی دلیل ریشه‌ای (Root Cause Analysis)</title>
                <link>https://virgool.io/@mk6587/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%DB%8C-root-cause-analysis-jznulysd1q3r</link>
                <description>یکی از مفاهیمی که پروداکت منیجرها یا اعضای تیم پروداکت نیازه بدونن روش تحلیل و بررسی دلیل ریشه‌ای هست. زمانی که دارید متریک‌ها یا KPIها رو مانیتور می‌کنید ممکنه در نرخ اون متریک افت اتفاق افتاده باشه و برای اینکه بفهمیم مشکل از کجاست و چه چیزی باعث بوجود اومدن این افت شده، RCA یا Root Cause Analysis خیلی بهمون کمک می‌کنه.حالا RCA رو می‌شه با ابزارهای مختلفی انجام داد که چندتاش رو اینجا نام می‌برم:5 Whys analysisCause and Effect Analysis - Fishbone DiagramRCA diagramFault Tree Analysisاین ابزارها خوب و کاربردی هستن اما گاهی کارکردن با خود ابزار ممکنه چالش بر انگیز باشه و باعث بشه ما این متدلوژی خوب رو مثلا بخاطر سختی ابزار کنار بزاریم!فارغ از اینکه ابزارها یا دیاگرام‌های بالا چطوری کار می‌کنن یک ساختار خوب برای RCA شامل موارد زیر می‌شه:Internal FactorsExternal FactorsSystem FactorsOut of Controlبرای بررسی دلیل ریشه‌ای پیشنهاد می‌شه بر اساس این ساختار زوایای مختلفی رو بررسی کنیم تا به مشکل اصلی برسیم من یک نمونه مثال برای این موضوع آماده کردم که اینجا به اشتراک می‌زارم تا شما دوستان هم با این متد بیشتر آشنا بشید.در این مثال بعد از لانچ یک فیچر پروداکتی متوجه شدیم که فقط 5% از سفارشات با استفاده از این فیچر بوده و براورد ما در تیم اینه 5% نرخ کمی هست و حتما یک جایی مشکل وجود داره، برای ریشه‌یابی دلیل اصلی از ساختار بالا استفاده کردیم.All factorsAll factors with subsetInternal factors-metric wiseInternal factors-user segmentation wiseInternal factors-UX wiseSystem factors-technical and data tools wiseExternal factors-All subsetsOut of control-All subsetsAll factorsهمینطور که می‌بینید از طریق ساختار بالا و زوایای مختلف مشکل رو بررسی کردیم تا بتونیم ریشه اصلی رو پیدا کنیم، حتما با چک کردن موارد بالا یک‌سری دلیل پیدا می‌شه که با ارزیابی کردن‌شون می تونیم ریشه اصلی مشکل رو پیدا کنیم.بطور کلی زمانی که درگیر چالش پیدا کردن دلیل افت یک متریک یا دلیل عدم موفقیت یک فیچر هستیم می‌تونیم از این متدلوژی استفاده کنیم، RCA باعث می‌شه بتونیم همه جوانب رو بررسی کنیم و چیزی رو از قلم نندازیم.امیدوارم این مقاله براتون مفید بوده باشه، خوشحال می‌شم نظر و تجربه‌تون رو به اشتراک بزارید. </description>
                <category>محمد کاظمی</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Sun, 08 May 2022 12:30:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تسلط در یوزر انگیجمنت</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D8%AA%D8%B3%D9%84%D8%B7-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D9%88%D8%B2%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%AC%D9%85%D9%86%D8%AA-hs2gyincs39q</link>
                <description>برگرفته از کتاب Mastering Engagement Amplitudeتوی این مقاله می‌خوایم درباره موارد زیر صحبت کنیم:مقدمهانگیجمنت چی هست و چرا مهمههم صفحه شدن روی یکسری مفاهیمفریم ورک چرخه عمر ریتنشنزمین بازی های انگیجمنتانواع زمین بازی انگیجمنتزمین بازی پروداکتهای موفقتبادل ارزش با مشتریمثال هایی از ایجاد ارزش در زمین بازی های مختلفانگیجمنت لوپانگیجمنت لوپ چیه و چرا مهمه؟توضیح بخش های مختلف انگیجمنت لوپالمنت های انگیجمنت لوپ در پروداکت های موفقمتریک های اندازه گیری انگیجمنتفعالسازی مشتری جدیدفعالسازی یا اکتیویشن چیه و چرا مهمه؟تعریف رشد در جذب مشتری جدیدجزئیات فعالسازی مشتری جدید (از فانل رشد)تکه های پازل فعالسازی مشتریآنبردینگآها مومنت (نردبال انگیجمنت)اولین تبادل ارزشمقدمهتحقیقات در دنیا نشون داده پروداکت هایی که نتونن انگیجمنت ایجاد کنن یوزربیس شون رو از دست می دن این نشون می ده انگیجمنت موضوع جدیه و اگر یوزر ارزشی که پروداکت داره ایجاد می کنه رو نفهمه و به درک معناداری از ارزش پروداکت نرسه پلتفرم رو ترک می کنه.حالا می دونیم که انگیجمنت مهمه خب سوال اینکه اصلا انگیجمنت در دنیای پروداکت چطور تعریف می شه؟برای پاسخ به این سوال نیازه اول در مورد یکسری مفاهیم هم صفحه بشیم:ریتنشن: اندازه اینکه چه تعداد یوزر در یک بازه زمانی خاص بعد از انجام دادن یک ایونت مجدد به پروداکت بر می گردن (غالبا این ایونته می تونه اولین خرید، اولین استفاده و… باشه که غالبا با معیار تعداد و درصد اندازه گیری می کنیم)انگیجمنت: اندازه اینکه چقدر یا چندوقت یوزر با پروداکت تعامل داره (غالبا توی پروداکت انگیجمنت رو با معیار زمان اندازه می گیریم)آنبردینگ: آنبردینگ یکسری مراحل در پروداکته که به یوزر کمک می کنه تا بفهمه چطوری می تونه از پروداکت استفاده کنه و به درک از ارزش ارائه شده پروداکت برسهاکتیویشن: اکتیویشن یک فاز یا نقطه پایانی در آنبردینگه جایی که یوزر ارزش ارائه شده پروداکت رو درک کرده و یوزر فعال شدهفریم ورک چرخه عمر ریتنشن (Retention life cycle framework):این فریم ورک در واقع برای تجزیه و تحلیل ریتنشن با در نظر گرفتن وضعیت یوزر (یوزر جدید، از دست رفته، زنده شده) استفاده می شه و انگیجمنت در این فریم ورک جریان بین هر وضعیت رو هدایت می کنه، در واقع انگیجمنت هدایت کننده جریان بین هر وضعیت از یوزره و از این بابت در این فریم ورک نقشش مهمه.بطور مثال وقتی یوزر جدید آنبرد می شه یا یوزر از دست رفته مجدد زنده میشه، این یوزر باید از طریق انگیجمنت تبدیل به یوزر فعال بشه و در نهایت یوزری که فعال و فعال تر می شهتبدیل به یوزر قدرتمند (Power user) می شه.پس انگیجمنت از این بابت  در بیزینس درامد رو هدایت می کنه مهمه و اگر پروداکتی بطور پیوسته به یوزرش ارزش ارائه کنه باعث می شه یوزر انگیج بشه، مجدد برگرده به پروداکت و در نهایت بخواد که زمان و پولش رو در پروداکت خرج کنه.زمین های بازی انگیجمنتبطور کلی یک دسته بندی زمین بازی انگیجمنت برای پروداکت ها وجود داره که کمک می کنه پروداکت ها از نظر ارزش ارائه شده، استراتژی، هماهنگی و اوت کام های مورد نظر مسیر اشتباهی نرن.توجه (Attention):پروداکت هایی که در این زمین بازی هستن تلاش می کنن مدت زمانی سپری شده یوزر در پروداکت شون رو افزایش بدن و بیشتر کنن، سوشال مدیاها، شرکتهای تبلیغاتی و… توی این زمین بازی هستن.اینستاگرام، تلگرام، لینکدین، جابینجاتراکنش (Transaction):پروداکت هایی که در این زمین بازی هستن به یوزرشون کمک می کنن تا برای خریدش اعتماد و اطمینان داشته باشه و بتونه راحت تصمیم بگیره، شرکتهای ایکامرسی توی این زمین بازی هستن.آمازون، دیجیکالا، تیمچه، اسنپ، اسنپ فودفعالیت (Productivity):پروداکت هایی که در این زمین بازی هستن تلاش می کنن راه ساده و قابل اطمینان برای مدیریت کارها یا فرایندهای کاری یوزر ارائه کنن، غالبا شرکتهای B2B توی این زمین بازی هستن.اسلک، جیرا، دراپ باکس پیپر، میرو، فیگماحالا موضوع مهم اینه که تبادل ارزش بین پروداکت و یوزر باید با توجه به زمین بازی باشه یعنی پروداکت یک رسانه تبادل ارزش بین یوزر و بیزینس هست پس  اگر ارزشی که پروداکت داره ارائه می ده سرگرمیه، مشتری هم در پاسخ و با انگیج شدن به پروداکت پاسخ می ده پس به شدت مهمه که ارزش پیشنهادی با زمین بازی پروداکت همراستا باشه.توی تصویر بالا ارزش ارائه شده پروداکت و در پاسخش هم جبران مشتری رو می بینیم، توی پروداکتی که زمین بازی اش توجه هست پروداکت، سرگرم شدن، کسب اطلاعات، امکان خود بیانگری رو به عنوان ارزش ارائه می ده و در پاسخ مشتری یا انگیج شدن به تبلیغات، خرید اشتراک، گذاشتن محتوا جدید یا معرفی به دوستان این ارزش رو جبران می کنه.در مابقی زمین بازی ها هم مطابق با تصویر بالا پیش می ره.مثالی از اینستاگرام و اینکه بر اساس زمین بازی اش، چطوری ارزش پیشنهادی رو با یوزر تبادل می کنه:استوری اینستاگرام:با توجه به اینکه زمین بازی اینستاگرام توجه هست، استوری اینستاگرام مثال خیلی خوبیه، یوزر می تونه استوری های بقیه رو ببینه خودش ترغیب می شه به اینکه استوری بزاره و در نهایت مدت زمان بیشتری هم در پلتفرم اینستاگرام وقت می زاره، هدف پروداکت توی زمین بازی توجه بالا بردن مدت زمان استفاده یوزر از پروداکته و استوری اینستاگرام این رو به خوبی انجام می ده.انگیجمنت لوپانگیجمنت لوپ یک فریم ورک تعاملی (Interaction) هست که اکشن ها و تریگرها در تجربه کاربری رو مشخص می کنه.این فریم ورک برای ترسیم مدل تعاملی (Interaction model) از دید مشتری و در نهایت کمک به تصمیم گیری در مورد اینکه فیچرهای پیشنهادی یا راهکارهایی که برای رفع نیاز یوزر مطرح می شه با زمین بازی پروداکت فیت هستند یا نه کمک می کنه.&quot;به طراحی ارتباطات و تعاملات دوسویه و مستقیم بین کاربر و محصول، طراحی تعامل یا اینتراکشن دیزاین گفته میشه.&quot;در واقع طراحی تعاملی ایجاد گفتگو بین یک شخص و یک محصول ، سیستم یا خدمات هست.این گفتگو هم ماهیت جسمی و هم احساسی داره و در تعامل بین فُرم ، کارکردها و فناوری که به مرور تجربه میشه ، خودش رو نشون میده. اغلب اوقات وقتی صحبت از طراحی تعامل میشه، محصول به سمت محصولات نرم افزاری مثل اپلیکیشن یا سایت تمایل پیدا میکنه.هدف طراحی تعامل، ساخت محصولی هست که کاربر رو قادر به رسیدن اهدافش از بهترین راه ممکن کنه.هر پروداکتی که انگیجمنت براش مهمه و می خواد رشد کنه به انگیجمنت لوپ برای ارائه ارزش به یوزر جدید نیاز داره، اینکه در اولین تعامل یوزر و پروداکت ارزش پروداکت تبادل بشه چیزیه که فریم ورک انگیجمنت لوپ سعی در تقویت و شفافیت اش داره.تیم پروداکت برای شفاف کردن فرضیاتش و شکل دادن به مدل تعاملی نیاز داره از این فریم ورک استفاده کنه تا بتونه رفتن به هر استپ از پروداکت و فرایند استفاده رو از دید یوزر ببینه.این تصویر کل فریم ورک انگیجمنت لوپ رو شرح می دهمرحله اول - کنجکاوی: مشتری جدید به دلیل اینکه کنجکاوه مثلا تبلیغی رو می بینه یا از طریق دوستش معرفی میشه و تصمیم می گیره بیشتر در مورد پروداکت بدونه چون تصور می کنه احتمالا این پروداکت نیازی ازش رو مرتفع می کنه.مرحله دوم - آها مومنت: در این مرحله تنها کاری که باید پروداکت انجام بده اینه که یوزر به مرحله درک یا آها مومنت برسه، اینجا مرحله نمایش بهترین ارزش ممکن پروداکت به یوزر در اولین برخوردش هست و باعث می شه این یوزر فعال بشه و از این بابت خیلی پر اهمیته.مرحله سوم - تبادل ارزش: اینجا انگیج کردن یوزر در چرخه تبادل ارزش پروداکت هست و باعث می شه که یوزر ارزش ارائه شده رو جبران کنه.ساخت المنت های درست انگیجمنت:هر مانعی که باعث عدم دسترسی به ارزش پیشنهادی میشه رو حذف کنیدتوی یو آی با استپ های خیلی کم بدون هیچ دیسترکشنی یا تعجبی، یوزر رو به سمتی ببرید که ارزش رو ساده درک کنه اسپاتیفای مثال خیلی خوبیه بعد از ثبت نام با چند استپ ساده از یوزر علاقه مندی اش رو میگیره و براش یه موزیک مورد علاقه پخش می کنه!با یوزر برای اکشن هایی که باید انجام بده فیدبک سریع بدیداسلک در دیزاین قدیمی صفحه اولش با توضیحات طولانی و کپی رایت های قلو شده و تبلیغاتی سعی می کرد که ارزش رو به یوزر نمایش بده اما توی دیزاین جدیدش با یک کپی ساده می گه “اسلک یک پلتفرم مسیجینگ برای تیم هاست” و این کپی رایت ساده ارزش رو می رسونه.برای سرمایه گذاری مشتری (زمان، پول یا انجام دادن اکشن) ارزش و اهمیت قائل بشیدآسانا توی پروداکتش وقتی یوزر تسکی رو دان می کنه با گیمیفیکیشن و گیم تکنیک (Celebration Creature) به یوزر تبریک می گه و به یوزرش حس اهمیت داشتن و مهم بودن می ده. پس گیمیفیکیشن هم می تونه به عنوان انگجمنت المنت به خوبی کار کنه و استفاده ازش می تونه خیلی تاثیر گزار باشه.فعالسازی مشتری جدیدما الان دوتا فریم ورک ذهنی توی جیب مون داریمسه تا زمین بازی انگیجمنت به عنوان راهی برای اینکه چطور می تونیم ارزش پیشنهادی پروداکت رو تبادل کنیمانگیجمنت لوپ به عنوان راهی برای توضیح اکشن ها و تریگرهاخب حالا می خوایم در مورد این صحبت کنیم که فعالسازی چه اهمیتی داره؟اگر شما توی جذب مشتری کارتون عالی باشه اما مشتری بیاد توی پلتفرم و ارزش پروداکت رو نفهمه و فعال نشه از پلتفرم می ره، تحلیل ها میگه در غالب پروداکت ها 66% از یوزرهای جدید در هفته اولی که یک اپلیکیشن رو نصب می کنن یا وارد یک پلتفرم می شن، اون پلتفرم رو ترک میکننمهم نیست زمین بازی پروداکت شما چیه، اگر پروداکت در برخورد اول نتونه بگه من چی هستم و چه نیازی از یوزر برطرف می کنن، هرچقدر هم که در جذب خوب باشه یوزر ترکش می کنه.فانل رشد در جذب مشتری جدید:توی فانل رشد که توی دنیای پروداکت به فریم ورک Pirate یا AARRR هم معروفه می خوایم قسمت فعالسازی رو بشکافیم و روش ریز بشیم.فعالسازی در این قسمت سه تا بخش دارهآنبردینگآها مومنت (نردبان انگیجمنت)اولین تبادل ارزشآنبردینگ:سه نوع آنبردینگ داریمDoing-focusedBenefit-focusedAccount-focusedتجربه اینکه یوزر کار معناداری رو داخل پروداکت انجام می دهتجربه اینکه یوزر از طریق فانکشن خاصی توی پروداکت فایده ای کسب می کنهتجربه اینکه یوزر توی پروفایل یا ایجاد حساب کاربری اش کاری رو انجام می دهموضوع مهم در مورد چیزهایی که تا الان گفتیم اینه که اکتیویشن چیزی نیست که فقط با آنبردینگ اتفاق بیافته، اکتیویشن یعنی برای یوزرهاتون تراست و اعتماد بوجود بیارید و این اعتماد با بهبود آنبردینگ به تنهایی اتفاق نمی افته و فقط با خلق کردن و بوجود آوردن ارزش اصلی محصول برای یوزرهای جدید در حال تجربه اتفاق می افته.در همین راستا پیشنهاد می کنم این کارها رو انجام بدید:حتما به این موضوع فکر کنید که چطور در انتهای فلو آنبوردینگ تون ارزش اصلی پروداکت رو به یوزر منتقل می کنیدپروسه آنبردینگ داخل پلتفرم تون رو با ابزارهایی مثل ایمیل، تلفن، مستندات و… تکمیل کنیداز ابزارهای تحلیل استفاده کنید تا متوجه بشید که پاور یوزرهای پلتفرم تون چه تفاوت رفتاری نسبت به یوزرهای معمولی یا جدید دارنبه رشد یا تغییرات یوزر ریتنشن توجه کنید تا بفهمید یوزرها رو چطور می تونید توی پروداکت نگه داریدبطور مستمر A/B تست بگیرید تا متوجه بشید تغییرات در فلو آنبردینگ تون چطوری روی کانورژن تاثیر می زارهاطلاعات کافی از یوزرهاتون جمع کنید که بعد از تجربه اول بتونید فالو آپ و تلاش برای نگهداشتن شون کنیدو پیشنهاد می کنم این کارها رو انجام ندید:تلاش و سخت گیری روی اینچ به اینچ آنبردینگ فلو ممکنه تاثیری روی کانورژن یا رشد نداشته باشهیوزرهای جدیدتون رو با ارسال چندین مسیج (ایمیل، پیامک و…) به جهت آنبرد کردن اسپم نکنیدپروداکت تون رو فقط برای پاور یوزرها نسازیدبر اساس دیتای 1 هفته ای ریتنشن یا کانورژن یوزر نمی شه چیزی رو قضاوت کردچیزی رو A/B تست کنید که در موردش مطمئن نیستید و نیاز دارید از زاویه دیگه ای به قضیه نگاه کنیدآها مومنت:آنبردینگ یکسری اکشنه که یوزر جدید و کنجکاو رو به سمت آها مومنت هدایت می کنه، آها مومنت تجربه یوزرهاییه که ارزش اصلی محصول رو درک کردن در مقابل اونهایی که درک نکردن و این یعنی، می شه در مورد یوزرهایی که ارزش اصلی محصول رو درک کردن خوش بین بود که احتمالا در پروداکت می مونن.آها مومنت بطور مستقیم روی رشد و کانورژن تاثیر می زاره و فکر کردن به ارزش اصلی محصول و رسوندن یوزر به آها مومنت طرز فکر درست تریه نسبت به اینکه صرفا فکر کنیم که چطوری می شه یه متریک رو تکون داد، در واقع متریک ها زمانی کار می کنن که یوزر ارزش اصلی محصول رو فهمیده باشه.مفهوم آها مومنت می تونه به عنوان ستاره شمالی تیم پروداکت در جهت بهتر کردن اکتیویشن باشه، کشف آها مومنت یک قدم شروع برای رشد پلتفرمه اما استراتژی بلند مدت انگجمنت فقط از راه رسیدن و کشف آها مومنت اتفاق نمی افته.اولین تبادل ارزش بین بیزینس و مشتری:سومین و آخرین مرحله از اکتیویشن، اولین تبادل ارزش بین بیزینس و مشتری جدیده اما فراموش نکنید همونطور که قبلا هم توضیح دادم ارزش اصلی وابسته به زمین بازی محصوله.در واقع با توجه به زمین بازی محصول، ارزش اصلی متفاوته، مثلا پروداکتی که زمین بازی اش تراکنشه وقتی یوزر اولین تراکنش رو انجام می ده تبادل ارزش اتفاق می افته یا مثلا در مورد پروداکتی که زمین بازی اش پروداکتیویتیه . مدل درآمدی اش روی حق اشتراکه زمانی که یوزر نسخه آزمایشی رو به نسخه پولش ارتقا می ده اولین تبادل ارزش اتفاق می افته.همینطور که توی تصویر بالا می بینید در پروداکت های مختلف اولین تبادل ارزش این شکلی اتفاق می افتهنکته خیلی مهم اینه که اولین تبادل ارزش به معنی این نیست که یوزر با ارزش ترین یا مهم ترین ارزش پروداکت شما رو درک کنه، خیلی مهمه که بدونید تبادل اولین ارزش به معنی اینه که یوزر خیلی ساده در برخورد با پروداکت شما یک ارزش از پروداکت شما رو درک کنه ممکنه درک کردن این ارزش بعدا منجر به درک از ارزش های دیگه پروداکت تون بشه و نهایتا روی LTV یوزرتون تاثیر بزاره اما منظورمون از تبادل اولین ارزش همین توضیح ساده است.بزارید یه مثال بزنم و این موضوع رو شفاف تر کنم:بیاید با هم نگاهی بندازیم به اینکه اپلیکیشن های بازی مثل پوکمون گو چطوری کسب درآمد می کنن؟بازی های رایگان از طریق تبلیغات پول در می آرن در واقع اونها با نمایش تبلیغات کسب درآمد می کنن اما در مورد بازی هایی که رایگان هستن و تبلیغاتی به یوزر نمایش نمی دن چطور؟بازی هایی مثل پوکمون گو دیتای با ارزشی از یوزر دارن که می تونن این دیتا رو با اپلیکیشن ها یا پارتنرهای دیگه به اشتراک بزارن و از این طریق کسب درآمد کنن، شاید این اولین راهی باشه که اونها کسب درامد می کنن اما اصلی ترین جریان درامدی شون نیست در واقع بالاترین تبادل ارزش اولیه توی این اپلیکیشن های بازی، میکروترنزکشن های مرتبط داخل بازیه، از همین بابت بوجود آورندگان این بازی ها رفتار کاربرانی که بیشترین پرداخت ها رو دارن رصد می کنن و سعی می کنن پروداکت شون رو طوری اپتیمایز کنن که پرداختهای بیشتری اتفاق بیافته.نردبان انگیجمنتچسبنده کردن یوزرنگاه ما به انگیجمنت باید این شکلی باشه که این یک لوپ تکرار شونده است و جایی تموم نمی شه این کمک می کنه درک درستی از کانسپت انگجمنت لوپ داشته باشیم.بطور مثال اگر بخوایم لوپ پینترست رو مثال بزنیمما در این قسمت مقاله تلاش می کنیم توضیح بدیم چه چیزهایی روی انگیجمنت لوپ تاثیر داره و در واقع در مورد این صحبت می کنیم که با چه کارهایی می تونیم انگیجمنت لوپ رو ایجاد کنیم.و یا انگیجمنت لوپ اینستاگرام رو اگر ببینیمیا بطور مثال دراپ باکسیا پست میتاینها رو مثال زدیم تا مقدمه ای برای چسبندگی یا استیکینس یوزر بگیم:چسبندگی چیه:در واقع ما می خوایم از چسبندگی به عنوان یک متریک تعریف دقیق تری ارائه کنیم، این متریک اغلب از تقسیم دیلی اکتیو یوزر به مانتلی اکتیو یوزر بصورت اوریج به دست میاد، تعریف کاربردی ترش می شه آدمهایی که از پروداکت مورد نظر بیشتر از 30 بار در یکماه استفاده کردن بطور مثال فیس بوک 50% استیکینس داره یعنی بطور متوسط یوزرهاش بیشتر از 15 بار در یکماه از این پروداکت استفاده می کنن.واقعا ساختن یک پروداکت که بتونه برای کاربر یک عادت ایجاد کنه مهم تر از ایجاد کردن هر ورتیکال بیزینسیه فارغ از اینکه اون پروداکت چه زمین بازی انگجمنتی داره.استیکینس به اینترول استفاده از پروداکت بستگی داره!قبل از اینکه بخوایم این موضوع رو توضیح بدیم باید بگیم که استیکی نس یک متریک کاملا پروداکتیه و به بازه زمانی استفاده طبیعی از پروداکت ربط مستقیم داره، بطور مثال بعضی از پروداکتها مثل توئیتر یا نتفیلیکس که طبیعتا زمین بازی شون اتنشن هست بطور طبیعی پروداکتهای با استفاده روزانه هستن پس معنی می ده که یوزرها با انگیج بالا هر روز به این پروداکتها سر بزنن اما پروداکتهای دیگه ممکنه استفاده طبیعی شون هفتگی یا ماهیانه یا حتی هر سه ماه باشه که غالبا زمین بازی شون ترنزکشن یا پروداکتیوی هست، پلتفرم های ایکامرسی و … اینجا مد نظر هستن. پس قدم اول اینه که برای پروداکت تون استیکینس مناسب رو در نظر بگیرید و بعد اندازه گیری تون رو با اون معیار بسنجید و معیارتون رو با بنچمارکها توی مارکت خودتون مقایسه کنید. این کمک تون می کنه اینترول استفاده از پروداکت تون رو مشخص کنید.چطوری برای انگجمنت لوپ تریگر بسازید؟تریگر یک راه کلیدیه برای ری انگیج کردن یوزرها و اینکه ترغیب شون کنیم به سمت اینکه مشابه پاور یوزرها رفتار کنن اما بطور ساده تریگر به معنی ترغیب کردن یوزر برای برگشتن به پروداکت و انجام دادن کاریهتریگرها نقش بسیار جدی و هدایت کننده ای در چرخه تبادل اولین ارزش بازی می کنن و شما می تونید با تریگر بصورت تاثیر گزاری به یوزر کمک کنید بطور منظم ارزش پیشنهادی پروداکت شما رو ببینه و این یعنی یوزر چسبنده تری خواهید داشت.توی کتاب هوک از نیر ایل دو نوع تریگر مثال زده می شهتریگرهای خارجیاینها ترغیب کننده هایی هستن که یوزر رو ترغیب می کنن به سمت اینکه از به بهونه انجام دادن کاری از بیرون پروداکت بیاد داخل پروداکت تا اون کار رو انجام بدهتریگرهای داخلیاینها ترغیب کننده هایی هستن که احساسات یوزر رو درگیر می کنن و توی ذهن یوزر حک می کنن و در واقع یوزر با تصمیم خودش برمیگرده به پروداکتتریگرهای خارجی:تریگرهای خارجی چیزهایی شبیه پوش نوتیفیکیشن ها، ایمیل ها، تبلیغات، ریفرال و پاداش هایی که کال تو اکشن دارن هستننمونه:تریگرهای داخلی:تریگرهای داخلی بدون وجود تریگر خارجی توی ذهن اتفاق می افتن، سوشال مدیاها روی این نوع تریگر خیلی کار می کنن در این نوع نیازی نیست یوزر مطلع بشه که بیاد به پروداکت سر بزنه مثلامثلا گشتن توی فیسبوک وقتی احساس تنهایی می کنیچک کردن توئیتر اول صبح بعد از خواب بیدار شدنپست گذاشتن توی اینستاگرام وقتی می خوای یه خاطره ای رو ثبت کنیپخش کردن موزیک توی اسپاتیفای وقتی داری کار می کنیاینها همه تریگرهای داخلی هستن و باعث می شن یوزر با پروداکت انگیج باشه و حتی روی لایف استایل یوزر تاثیر دارن و برای عادت ایجاد می کنن.توی این مقاله تلاش کردم شما رو با مباحث اولیه یوزر انگجمنت آشنا کنم اما برای ادامه مسیر پیشنهاد می کنم کتاب سورس این مقاله (برگرفته از کتاب Mastering Engagement Amplitude) رو حتما بخونید.تمام :)</description>
                <category>محمد کاظمی</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Mon, 31 Jan 2022 19:12:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امکان کشف کردن و پیدا کردن در ایکامرس</title>
                <link>https://virgool.io/@mk6587/%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D9%81-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B3-znbmdbgchjgw</link>
                <description>Findability vs Discoverability in e-commerce productsمدل جدیدی از نقشه راه مشتری یا Customer Journey Map در دنیای پروداکت وجود داره که استیج های جرنی رو به شکل سابق ترسیم نکرده و به جاشون یکسری مفاهیم دیگه رو به کار برده.توی این نمونه مدرن از جرنی در استیج دوم ما با یک مفهومی به نام Findability امکان پیدا کردن یا قابلیت یافتن روبرو هستیم، این موضوعی هست که می خوام توی این مقاله بهش بپردازم.خب اول از همه بهتره ببینیم فایندابیلیتی چی هست و چرا باید درباره این مفهوم بدونیم؟فایندابیلیتی به این معناست که آیا یوزر می تونه به راحتی محتوایی (کالا، نوشته، خدمات یا…) که تصور می کنه توی پلتفرم وجود داره رو پیدا کنه؟ در این استیج یوزر در حال دیسکاوری کردن توی پلتفرمه.برای پاسخ دادن به این سوال باید بدونیم مشتری از طریق کدوم تاچ پوینت ها در این استیج با پلتفرم ما تعامل داره· هوم پیج· صفحات کتگوری، سرچ و… (PLP)· صفحات توضیحات (PDP)· اطراف مناینها تاچ پوینت های مشتری با پلتفرم هست و اگر می خوایم جرنی مشتری رو بررسی یا بهبود بدیم در واقع باید این تاچ پوینت ها رو بهبود بدیم یا تقویت کنیم.دیسکاوری در پلتفرم می تونه شامل موارد زیر باشه:· Findability → امکان یافتن· Visibility → شفافیت· Readability → خوانایی· Personalization → شخصی سازی· Simplicity → سادگیمن می خوام 8 تا راه پیشنهادی برای بهتر کردن دیسکاوری در پروداکت بهتون معرفی کنم:هوم پیج:وقتی بازدیدکننده داخل پلتفرم ما می شه ممکنه در هوم پیج سایت ما فرود بیاد از این بابت محتوای داخل هوم پیج بسیار مهمه، سعی کنید محتوای جذابی رو توی هوم پیج بزارید، مشتری صرفا از برند یا خدمات شما به آگاهی نسبی رسیده و حالا که وارد پلتفرم شما شده باید کنجکاوری اش رو برانگیخته کنید تا نویگیشن و بروزینگ رو شروع کنه.اهرمی برای پیدا کردن بهتر محصول:برای پیدا کردن محصولات مرتبط به یوزر کمک کنید این یعنی بر اساس علاقه مندی یوزر محصولات مرتبطی رو بهش پیشنهاد بدید و کمک کنید توی پلتفرم تون سریعتر به پاسخی برای نیازمندی اش برسهبطور مثال ایکیا یک راهنمای خرید داره و از یوزر می پرسه که دنبال چی می گرده و بعد به یوزر کمک می کنه محصول مورد نظر رو با بهترین تخفیف پیدا کنه.تکسونومی پروداکت تون رو بهینه کنیدغالبا تکسونومی اولین چیزیه که یوزر توی پلتفرم شما باهاش در ارتباطه، اینکه چه دسته بندی هایی رو می خواید به یوزر نمایش بدید، اینکه این دسته بندی ها هم جنس و هم گونه هستن یا نه همه سوالاتیه که باید توی تکسونومی بهش جواب بدید، اگر نیاز دارید بیشتر در مورد مفهوم تکسونومی بدونید پیشنهاد می کنم این مقاله رو بخونید.وب سایت اسلیپر مثال خوبی برای تکسونومی هست، انواع کفش ها در کتگوری های زنانه، مردانه، بچه گانه به شکل درستی کنار هم قرار گرفتن و از طرفی برای فهم بهتر تکسونومی از تصاویری استفاده شده که یوزر با دیدن شون می تونه به راحتی ویژوال کنه که اسلیپر چه نوع کفشی داره.سرچ پیشبینی کننده داشته باشیدسرچ خوب فایندابیلیتی رو تسهیل می کنه، استفاده از الگوریتم های ماشین لرنینگ می تونه به نمایش نتایج مرتبط و شخصی سازی شده کمک کنهبرند دیور داره از این مدل سرچ استفاده می کنه و بر اساس کلماتی که کاربر به عنوان کوئری سرچ می نویسه مابقی کلمات رو پیشبینی می کنه و نتایج مرتبطی رو نمایش می ده این نوع سرچ کمک می کنه یوزر سریعتر به کالا یا خدمت مورد نظرش برسه و از نظر یوزر فلو سریعتر به صفحات PDP برسه.بطور کلی این موارد رو می شه برای یک سرچ خوب در نظر گرفت:· Decrease search time → کاهش مدت زمان سرچ· Decrease no results pages → کاهش سرچ های بدون نتیجه· Educate your users about what you offer → آموزش به یوزر درباره اینکه چه چیزی پیشنهاد می دید· Rank suggestions based on the query → رتبه بندی پیشنهادات بر اساس تکرار سرچبهبود صفحات لیستینگ (PLP):در این مرحله شما پلتفرم شما موفق شده یوزر رو به سمت صفحات کتگوری ببره و خب این یعنی هوم پیج شما یا صفحات لندینگ پیج شما برای کاربر جذابیت لازم رو ایجاد کرده حالا توی این قسمت از یوزر فلو هدف و تمرکز روی Discoverability هست یعنی محتوایی که یوزر منتظرش نیست، ازش اطلاعی نداره اما بطور اتفاقی باهاش مواجه میشه. اینجا مهمترین اکشنی که قراره اتفاق بیافته Add to cart یا اضافه کردن خدمت یا محصول به سبد خرید هست.مواردی که پایین تر توضیح می دم به بهبود صفحات PLP کمک می کنن.استفاده از بج های تمایز دهندهاستفاده از لیبل یا بج روی خدمت یا محصولاتی خاص باعث می شه اونها ویژه تر به نظر برسن پس برای محصولات یا خدماتی که تمایز ویژه ای با بقیه دارن از بج یا لیبل استفاده کنید.همینطور که می بینید اسیکس برای کالاهایی که جدید، پر فروش یا مصارف خاص دارن از لیبل یا بج استفاده می کنه این باعث می شه یوزر ارتباط چشمی بهتری با این کالاها پیدا کنه و به دیسکاوربلیتی کمک می کنه، البته این رو در نظر بگیرید استفاده از بج ها باید همراه با اعتماد، صداقت و پیوستگی باشه.از فیلترها به درستی استفاده کنیدتوی صفحات کتگوری، فیلترها در دیسکاوربیلیتی یوزر تاثیر زیادی داره، شما باید فیلترها رو از دید یوزر طراحی کنید خیلی مهمه که بدونید یوزر چه چیزهایی رو برای فیلتر کردن مد نظر داره، اینطوری کاربر می تونه سریع تر به محصولات یا خدمات مورد نیازش برسه.اپل برای فیلترهاش داره از تصویر سازی ویژوال استفاده می کنه تا کاربر بتونه تصمیم بگیره که چه چیزهایی رو توی فیلترش مد نظر داره، در واقع اپل تمام یوزرهای با تایپ رفتاری اسکنر و ریدر رو پوشش می ده.تحقیقات نشون می ده که فیلترهای مناسب می تونه تاثیر خوبی روی کاهش کارت ابندنمنت و بونس ریت یوزر بشه.نمایش محتوای شخصی سازی شده و مرتبطاستفاده از هوش مصنوعی و الگوریتم های یادگیرنده برای پیشنهاد کالاها یا خدمات مرتبط خیلی می تونه در تصمیم گیری و رسوندن یوزر به Add to card تاثیر داشته باشه.گلاسیر بر اساس هوش مصنوعی و الگوریتم های یادگیرنده کالاهای مرتبط با نیاز کاربر رو بهش پیشنهاد می ده و حتی مجموع کالاهای پیشنهادی رو در یک دسته بندی موضوعی قرار می ده تا کاربر راحت تر متوجه بشه این کالاها کاربردشون چی هست. مثلا لوازم آرایشی مناسب برای استفاده روزانه در تابستان موضوع این دسته بندی هست و کالاهای مرتبط با یوزر توی این دسته بندی موضوعی قرار گرفته. خب این نوع از پیشنهادات مرتبط به شدت روی شانس خرید بیشتر یوزر تاثیر می زاره.بهبود صفحات دیتیل (PDP)در این قسمت از یوزر فلو، تمرکز روی یک محصول خاص هست و یوزر اینجا در حال تصمیم سازیه، در واقع یوزری که به این صفحه رسیده information-driven تصمیم میگیره و خیلی مهمه که چه اطلاعاتی رو ببینه.توی این صفحه موارد زیر بسیار مهم و کاربردی هست:· Show tailored information → نمایش اطلاعات سفارشی· Reduce choice overload while still nudging the right choice → کاهش لود فکری زمان تصمیم گیری یوزر· Give signals to make add-to-cart or checkout more appealing/easier → دادن سیگنال هایی از این جنس که اضافه کردن به سبد خرید ساده و با صرف زمان کم امکان پذیره· Provide real product personalization to facilitate the purchase decision → تامین کالاهای واقعا مرتبط و شخصی سازی شده برای تسهیل تصمیم گیری در خریدامکان مقایسه کالا یا خدماتدادن امکان مقایسه کالا به یوزر کمک می کنه تا عدم قطعیت نداشته باشه و مستقلا بتونه تصمیم گیری کنه در واقع وقتی یوزر برای خرید بین چندین محصول یا خدمت قادر به تصمیم گیری نیست امکان مقایسه کمک می کنه تا راحت تر تصمیم بگیره.این امکان رو می شه توی ماموت ببینیم که البته با ویژوال کردن قابلیت مقایسه هم بصورت بصری و هم از نظر دیتا امکان مقایسه کالاها وجود داره و همونجا هم تریگر برای اضافه کردن به سبد خرید داره برای اینکه یوزر اگر تصمیمش رو گرفت بتونه کالا رو به سبد خریدش اضافه کنه.خلاصه Interactive، Informative و Fluent بودن امکان مقایسه می تونه به شدت تاثیر گزار باشه.امکان ریکامندیشن شخصی سازی شدهشما می تونید ریکامندیشن های پلتفرم تون رو بر اساس دسته بندی، کالا یا خدمات شخصی سازی کنید و این موضوع هم مثل مابقی موارد بالا می تونه به یوزر در تصمیم گیری بسیار کمک کنه.ریکامندیشن می تونه بر اساس موارد زیر باشه:· دیگران کدوم محصولات یا خدمات رو بیشتر خرید کردن؟· فروش چه متعلقاتی در کنار محصول انتخابی مشتری می تونه خریدش رو تکمیل تر کنه؟· چه محصولات یا خدماتی به محصول یا خدمات انتخابی مشتری شباهت داره؟· چه محصولات یا خدماتی توسط یوزرها بیشتر دیده شدن؟بهبود صفحه پرداخت و صفحات بعددر نهایت یوزر بعد از تصمیم گیری در مورد خرید و اضافه کردن محصول یا خدمت مورد نظر به سبد خرید، وارد صفحه پرداخت می شه بهبود این صفحه هم می تونی روی دیسکاوری یوزر تاثیر داشته باشه.در نظر گرفتن این موارد توی صفحه پرداخت می تونه به بهبود این صفحه کمک کنه:· داشتن نوتیفیکیشن برای یادآوری کردن یوزر که آیتم هایی توی سبد خریدش داره· دادن امکان ارسال رایگان و برگشت کالا یا برگشت پول· طراحی صفحه سبد خرید بصورت پاپ آپ برای منتقل کردن حس ادامه داشتن خرید· دادن قابلیت خرید بیشتر و گرفتن جایزه· نمایش ریکامندیشن از اینکه دیگران هم این کالا رو خریدنکلام آخر اینکه این موارد بر اساس پروداکت های موفق به عنوان پیشنهاد ارائه شده و ممکنه الزاما استفاده از همین المان ها در پروداکت شما جواب نده پس با در نظر گرفتن استیج و نیچر پروداکت تون از این مفاهیم برای بهبود دیسکاوری در پلتفرم تون استفاده کنید.تمام:)</description>
                <category>محمد کاظمی</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jan 2022 19:35:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساختار زیربنایی دیسکاوری در پروداکت</title>
                <link>https://virgool.io/@mk6587/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%AA-actcea8xn8ty</link>
                <description>برای اینکه فرایند دیسکاوری در تیم های پروداکتی به عنوان روتین کار کنه نیاز به یک ساختار زیر بنایی داره این ساختار ازتعیین کردن یک نتیجه (Outcome) شفاف شروع می‌شه که اسکوپ و اندازه دیسکاوری رو شکل می‌ده ومرحله بعد باید بریم فرصت‌ها (Opportunities) رو کشف و ترسیم کنیمدر نهایت یک سری راهکار پیشنهادی داریم که شامل یک سری فرضیه هستناین مسیری هست که ما رو به نتیجه اصلی می‌رسونهبرای اینکه این مدل رو بهتر درک کنیم پیشنهاد می‌شه از درخت فرصت-راهکار (Opportunity Solution Tree) استفاده کنیم این مدل بهمون کمک می‌کنه زیربنای درستی رو برای فرایند دیسکاوری به‌ وجود بیاریم.Opportunity Solution Treeروت درخت: در بالای درخت نتیجه دلخواه مون رو قرار می‌دیم این نتیجه قاعدتا چیزیه که برای مشتری ارزش ایجاد می‌کنهفضای فرصت: اینجا ما نیازها و نقاط دردناک مشتری (Pain points) که اگر اونها برطرف کنیم نتیجه دلخواه اتفاق می‌افته رو می‌نویسیم.فضای راه‌حل: پایین‌تر از فضای فرصت‌ها، فضای راه‌حل‌ها رو داریم، اینجا در حقیقت ما راه‌حل‌هایی که به دنبال‌شون هستیم رو بصورت بصری میاریم و ویژوال می‌کنیم.فضای فرضیه‌ها: در این قسمت که انتهای درختواره هست ما اینکه چطور راه‌حل‌های پیشنهادی مون برای مشتری و بیزینس ارزش ایجاد می‌کنه رو می‌سنجیم و ولیدیت (Validate) می‌کنیم. در حقیقت فرضیات روش سنجش و ولیدیت کردن راه‌حل هاست.استفاده از این درخت به تیم پروداکت کمک می‌کنه تا بعد از بررسی نیازها، مشخص کردن نقاط دردناک و خواسته‌های مشتری، اونهایی که پتانسیل ایجاد کردن ارزش برای مشتری و بیزینس دارن رو فیلتر کنه و در واقع چارچوبی مشتری محور برای رسیدن به نتیجه دلخواه ایجاد کنه.ترسیم کردن رابطه بین فرصت‌ها و راه‌حلها کمک می‌کنه که تیم پروداکت روی فرصت‌ها و راه‌حل هایی تمرکز کنن که ارزش برای مشتری و بیزینس ایجاد می‌کنه.ما بطور غریزی دوست داریم مشکلات مردم رو حل کنیم و این موضوع ما رو به دردسر می ندازه، باعث می‌شه بدون شکل دادن به مسئله، سریع وارد مرحله راه حل بشیم و اینطوری عاشق اولین راه حل مون میشیم و این باعث میشه نپرسیم که &quot;چرا و چطوری باید مشکل رو حل کنیم؟&quot;در مورد اینکه از بالای درخت شروع کنیم یا پایین واقعا بستگی به تیم داره اغلب تیم ها از بالا یعنی تعریف هدف شفاف شروع می کنن اما تیم های موفق از فرضیه ها شروع می کنن و با فرضیه های مختلف راه حل ها رو تست و سنجش می کنن.تیم های موفق هفته به هفته با مشتری ها اینترویو دارن، حتی وقتی فرصت های انتخابی شون رو مشخص کردن دست از اکتشاف و کنکاش برای کشف فرصت های جدید بر نمی دارن اونها به چندین راه حل برای فرصت های انتخابی شون فکر می کنن و همزمان فرضیات تست مربوط به راه حل هاشون رو پیش می برن اونها با کشیدن درخت فرصت راه حل می دونن قدم بعدی شون چی خواهد بود.پ.ن:این قسمت کوتاه اما مهمی از کتاب عادت کشف مستمر ترسا تورس هست که براتون خلاصه کردم، وقتی داشتم این قسمت از کتاب رو می‌خوندم تصاویر مربوط به لحظاتی که بدون چرایی و پرسش شروع به انجام و پیاده سازی راه‌حل کردم رو توی ذهنم مرور کردم از طرفی آدم‌های زیادی رو هم می‌شناسم که به سرعت وارد فضای راه‌حل می‌شن، این ایراد از ذهن سیال ماست که دوست داره به سرعت راه‌حل‌های ذهنی‌مون رو به عنوان پاسخ جلوی صورت مسئله بزاره و بگه این درست‌ترین جوابه، حالا این پرش شتابزده به سمت راه‌حل می‌تونه برای همه‌مون اتفاق بیافته مهم اینه که به ذهن‌مون یاد بدیم پرسش‌گر باشه و بپرسه چرا؟ در واقع پرسیدن چرا؟ کار ما مدیر محصول‌هاست که تمرکزمون رو بزاریم برای مسئله‌ها جواب پیدا کنیم اما اگر مدیر یا اونر بیزینس هستیم باید تمرکزمون روی نتیجه و هدف باشه و به اینکه راه‌حل‌ها چی هستن فکر نکنیم، دغدغه ما باید این باشه که هدف درست و شفافی رو تعریف کنیم تا تیم بتونه رشد بیزینس‌مون رو رقم بزنه، تیم رو باید آزاد بزاریم تا در مسیر کشف و شهود راه‌حل هاش رو تست کنه، بسنجه و در نهایت راه‌حل‌هایی رو پیدا کنه که نتیجه مورد نظر رو محقق کنه، نباید تلاش کنیم راه‌حل ‌های پیشنهادی خودمون رو به عنوان تسک، اساینمنت یا هرچیز دیگه‌ای به تیم دیکته کنیم. اونر بیزینس باید دغدغه‌اش فقط نتیجه باشه، مهم نیست راه‌حلی که تیم بهش رسیده خیلی دم‌دستی بوده یا ظاهرش مورد پسند ما نیست، مهم اینه که نتیجه رو محقق می‌کنه. به عنوان اونر بیزینس یا عضوی از تیم تا وقتی نتونیم منتال مدل مون رو از خروجی-محور به نتیجه-محور تغییر بدیم رشد واقعی اتفاق نمی‌افتهتوی این کتاب توضیح می‌ده که چطور می‌تونیم کشف و شهود رو به عنوان عادت مستمر در تیم‌مون جا بندازیمنسخه الکترونیکی کتاب رو هم می‌تونید به‌صورت رایگان دانلود کنید.#productculture</description>
                <category>محمد کاظمی</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 02:24:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا، تهدید یا فرصت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mk6587/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-mlhay26mcmxw</link>
                <description>کروناالان که این مطلب رو می نویسم به علت شیوع بیماری کرونا در سراسر جهان در قرنطینه هستم، یک سوال ذهن من رو خیلی مشغول کرده، چطور میشه تهدیدها رو به فرصت تبدیل کرد؟&quot;وقتی باد نمی‌وزد آدم‌ها دو دسته می‌شوند آن‌هایی که بادبادک‌هایشان را جمع می‌کنند و آن‌هایی که می‌دوند تا بادبادک‌شان بالا بماند&quot;به نظرم اصل مهم اینه که زندگی پایدار نیست!اگر این اصل رو باور کنید می‌دونید که همیشه امکان طوفانی شدن هوا وجود داره پس کشتی‌تون رو مجهز و مستحکم می‌سازید، نمی‌خوام شعار بدم یا حرف‌های قشنگ بزنم یک‌سری حقایق وجود داره و باید بپذیریم‌شون بعضی‌ها خوب بلدن چطور از تهدیدها فرصت بسازن مثلاًفروشگاه های اینترنتی: کمپین‌های مختلف راه انداختن برای افزایش فروش در زمان قرنطینه، به خارج نشدن مردم از خونه هاشون کمک کردن هم فروش خودشون رو افزایش دادن.اینفلوئنسرها: در زمان قرنطینه که زمان حضور مردم در شبکه‌های اجتماعی بسیار بیشتر از قبل هست فرصت خوبیه برای اینفلوئنسرها تا اگرسیو محتوا تولید کنن و در مدت زمان کوتاهی اچیومنت بالایی از نظر تعداد فالوور، انگیجمنت و... به دست بیارن.سلبریتی‌ها: بازیگرها و افراد مشهور با پیوستن به کمپین‌های #در_خانه_بمانیم  یا پیوستن به چالش‌های مختلف تونستن وایرالیتی‌شون رو افزایش بدن مثلا رامبد جوان از طریق همکاری با مخابرات تونست موج خوبی رو در رابطه با خودش به راه بندازه و البته که تاثیرگزار هم هست.فریلنسرها: به شدت زمان مناسبیه برای فریلنسرها تا بتونن هم دانش و مهارت‌شون رو قوی‌تر کنن هم اینکه پروژه‌های بیشتری انجام بدن.استارتاپ ها: حقیقتاً اوضاع خوبی برای خیلی از استارتاپ‌ها نیست، اخبار بد زیادی رو راجع به استارتاپ‌های مختلف شنیدیم، تعدیل علی‌بابا، لِی آف چیلوری اما تعدادی هم تلاش کردن از این شرایط استفاده کنن دیجیکالا، فروشگاه های اینترنتی، پادکسترها، وب‌سایت‌های دوره‌های آموزشی آنلاین فرصت خوبی رو برای تبدیل تهدید به فرصت به دست آوردن، حتی من فکر می کنم شاید یک‌سری از استارتاپ‌ها به علت بحران جدی که به‌وجود اومده به علت ترس از دست‌دادن کسب و کارشون ایده‌هایی رو پیاده سازی کنن که منجر به پیوت کردن‌شون بشه و رشد خوبی رو بتونن رقم بزنن.دانشجوها: برای دانشجوها توی خونه موندن فرصت به شدت طلایی هست برای اینکه بتونن مهارت‌های کاربردی‌شون رو تقویت کنن این واقعیت رو باید بپذیریم که در دانشگاه های ایران مخصوصاً برای رشته‌های مهندسی درس‌ها مطابق با پیشرفت تکنولوژی روز نیست و دانشجویی که فقط به درس‌های دانشگاه بسنده کنه به شدت از بازار کار عقب می مونه الان بهترین فرصت برای یادگیری و تقویت مهارت‌های کاربردی هست.افرادی مثل من: من مدیر محصول هستم، این شرایط قرنطینه برای من فرصت خوبی رو به‌وجود آورده تا بتونم بیشتر مطالعه کنم چندین مقاله، ژورنال، دوره آنلاین بود که بنا به دلایلی قبلاً نتونسته بودم مطالعه‌شون کنم اما توی این روزا که خونه هستم دارم مطالعه می کنم و تلاش می کنم مطالب رو با بقیه هم به اشتراک بزارم، به بقیه دوستان هم پیشنهاد می کنم از این فرصت برای فیلم دیدن، کتاب خوندن، مطالعه کردن، رسیدگی به کارهای عقب افتاده و وقت‌گذرونی بیشتر با خانواده استفاده کنن.در آخر باید بگم که ما توی تخفیفان یه کار باحال کردیم و در مدت زمان کوتاهی تونستیم یه محصول جدید ریلیز کنیم البته که هنوز خیلی کار باید انجام بدیم اما هدف‌مون کمک به کسب و کارهاییه که شب عید رو از دست دادن و شاید به کمک تخفیفان بتونن کسب و کارشون رو حفظ کنن، حقیقتاً این یک همکاری برد-برد و چند سویه است، مشتری از اینکه همراه با تخفیف بصورت آنلاین خرید می کنه رضایت داره، فروشنده از این‌که کسب و کارش رو تبلیغ می‌کنه و کالاهاش رو می فروشه رضایت داره و ما هم از رضایت هر دو طرف سود می‌بریم، اسم محصول جدیدمون دماسنج هست می‌تونید اینجا ببینیدش و اگر دنبال کردن اخبار دماسنج براتون جذابه پیج‌دماسنج رو هم در اینستاگرام فالوو کنید.امیدوارم مطلب من براتون مفید بوده باشه خیلی خوشحال می شم نظرتون رو برام توی کامنت بنویسید، اگر کسب و کاری رو می شناسید که با خلاقیت یا ایده جدید این تهدید رو به فرصت تبدیل کرده یا خودتون اگر روش یا راهکار پیشنهادی دارید برام بنویسید.#کرونا #در_خانه_بمانیم #ویروس_کرونا #استارتاپ #کرونا_تهدید_یا_فرصت #کووید19 #تخفیفان #دماسنج #corona #stay_at_home</description>
                <category>محمد کاظمی</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 05:17:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابزارهای طراحی دیاگرام - Diagram Drawing Tools</title>
                <link>https://virgool.io/@mk6587/%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-diagram-drawing-tools-rqlhk2gnuagb</link>
                <description>مدیران محصول، مهندسان نرم افزار یا مهندسان آی تی اغلب با دیاگرام های مختلف زیاد سر و کار دارن، ابزارهای مختلفی برای طراحی دیاگرام وجود داره به همین دلیل تصمیم گرفتم تجربه خودم رو در این زمینه باهاتون به اشتراک بزارم.ابزارهای طراحی دیاگرام:دیاگرام های شناخته شده و پر کاربرد اغلب شامل: Sequence diagram, Activity diagram, DFD, ER می شن، من می خوام ابزارهای طراحی اینگونه دیاگرام ها رو براتون بنویسم.1- Microsoft Visioویزیو نرم افزاری از مجموعه مایکروسافت آفیس هست که خیلی قابلیت داره و برای همه جور دیاگرامی Template آماده داره و با نرم افزار های دیگه مجموعه آفیس Integration داره مثلا می تونید از دیاگرامی که طراحی کردید توی اکسل استفاده کنید اما من به شخصه برای کشیدن دیاگرام های تخصصی مثل Sequence &amp; Activity diagram ازش استفاده نمی کنم چون خیلی وقتها نیاز دارم Rapidly یک دیاگرام آماده کنم و ویزیو ابزار به نسبت سنگینیه اما به شدت قوی و کاربردیه.Visio2-  Edraw Maxنرم افزار Edraw Max یکی از ابزارهای جذاب برای طراحی دیاگرامه، این ابزار که محصول شرکت Wondershare هست در عین داشتن محیطی ساده کلی Template داره و دیاگرام های مختلفی رو می شه باهاش طراحی کرد، نرم افزار سبک و کاربردی هست، من در طراحی دیاگرام ازش استفاده می کنم.Edraw Max3- Draw.ioاگر به دنبال ابزار آنلاین برای طراحی دیاگرام هستید وب سایت Draw.io ابزار مناسبیه، این ابزار محصول شرکت diagrams.net هست که بصورت اپن سورس ارائه شده و با گوگل Integration داره یعنی از طریق گوگل درایو هم می تونید گزینه diagrams.net رو انتخاب کنید و دیاگرام مورد نظرتون رو بکشید و در گوگل درایو ذخیره اش کنید.Draw.io4- Online Visual Paradigmاین ابزار نسخه آنلاین نرم افزار ویژوال پارادایم هست، من نسخه آنلاین رو بسیار می پسندم و ازش استفاده می کنم چیزی که این ابزار رو جذاب می کنه راحت کردن کار طراحه چون دیگه نیازی نیست همه چیز رو طراح بکشه بطور مثلا در Sequence diagram برای ارسال Message بین Lifeline ها کافیه موس رو روی لایف لاین ببرید و از طریق فلش های جهت داری که کنار لایف لاین ظاهر می شه یه خط پیام بین دوتا لایف لاین بکشید بعد خود پارادایم بهتون پیشنهاد می ده که چه نوع خط پیامی مد نظرتونه و در آخر خودش اکتیو لاین رو هم اضافه می کنه، کار کردن باهاش راحت، سریع و جذابه اما نسخه اکسپرس این ابزار یکسری امکانات رو نداره یا اینکه روی طرح هاتون واترمارک می ندازه، اگر گیفت کارت دارید با هزینه ماهیانه 9 دلار می تونید از نسخه پیشرفته این ابزار استفاده کنید.Online Visual Paradigm5- UMLetاین ابزار یکی از نرم افزارهای رایگانه طراحی دیاگرامه که من به شدت باهاش حال می کنم و ازش بیشتر از بقیه ابزارها استفاده می کنم، کار کردن باهاش این حس رو بهتون می ده که این ابزار برای برنامه نویس ها و مهندس های آی تی طراحی شده مثلا کار کردن باهاش من رو یاد گیت لب می ندازه چون این ابزار هم با استفاده از کامند به شما اجازه می ده طراحی کنیدبطور مثال_:Instance_
lt=. 
lt=-&gt;دستورات بالا یک لایف لاین به همراه خط پیام به سمت راست رو ایجاد می کنن، با تغییر جهت &lt;- به -&gt; می تونید جهت سر فلش رو تغییر بدید.این ابزار بسیار کاربردیه و واقعا می تونه به شما کمک کنه تا بصورت Rapid دیاگرام مورد نظرتون رو طراحی کنید. نرم افزار بسیار سبکه اما برای اجرا شدن نیاز به نصب بودن JVM روی سیستم تون داره.UMLetامیدوارم در این مطلب ابزارهای مفیدی رو بهتون معرفی کرده باشم و از این نوشته لذت برده باشیم، خوشحال می شم اگر ابزار دیگه ای رو می شناسید یا استفاده می کنید در کامنت بنویسید تا دوستان دیگه هم باهاش آشنا بشن.</description>
                <category>محمد کاظمی</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Tue, 24 Mar 2020 05:40:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چک لیست لانچ - Launch Checklist</title>
                <link>https://virgool.io/@mk6587/%DA%86%DA%A9-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%84%D8%A7%D9%86%DA%86-launch-checklist-tdfkuprqtefc</link>
                <description>چک لیست به شما به عنوان مدیر محصول کمک می کنه تا پیش از لانچ محصول تون یکبار تمام الزامات مورد نیاز رو بررسی کنید، این چک لیست رو براتون مطابق با 6P به 6 قسمت تقسیم کردم، آیتم ها می تونه نسبت به بیزینس های مختلف تغییر کنه. داشتن یک چک لیست به شما این اطمینان رو می ده که قبل از ورود به بازار در مرحله Go-to-market در کنار کارهایی که در مقاله ورود محصول جدید به بازار اونا رو بصورت جامع توضیح دادم، فعالیت های الزامی پیش از لانچ محصول به دقت بررسی و انجام شده باشه.
امیدوارم نوشته پیش رو براتون مفید واقع شده باشه، خوشحال می شم نظرات و تجربیات خودتون رو با من و بقیه از طریق کامنت در میان بزارید.</description>
                <category>محمد کاظمی</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Mar 2020 11:33:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ورود محصول جدید به بازار - Go-to-market</title>
                <link>https://virgool.io/@mk6587/%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-go-to-market-fkvzafcgnyqu</link>
                <description>می‌خوام این نوشته رو با یک جمله تاثیرگزار شروع کنم:&quot;نبردها به دلیل یک سری اشتباهات کوچک به باخت تبدیل می شوند نه بخاطر یک اشتباه بزرگ&quot;این جمله ارتباط ویژه ای با وارد شدن یک محصول جدید به بازار داره، اشتباهات ریز در ورود به بازار می تونه منجر به شکست یا واگذار کردن سهم بازار بیشتر به رقبا بشه به همین دلیل خواندنی ها و تجربیات خودم رو با شما در میان می زارم تا بتونید پلن ورود به بازار محصول تون رو بهتر طراحی کنید.تفاوت Go-to-market با Launchورود به بازار در واقع اطمینان حاصل کردن از آماده بودن محصول و بیزینس برای فروش قبل از لانچ یا ارائه محصوله در این مرحله که جزعه یکی از مراحل Product development life cycle هم هست مواردی مانند اعتبار سنجی Product/market fit یا نهایی کردن پیشنهاد رد نشدنی (Value proposition) و آماده شدن برای لانچ بررسی و انجام می شه. در کسب و کارهای مختلف زمان موندن در مرحله Go-to-market متفاوته و ممکنه از چند روز تا چند ماه طول بکشه.البته ما قبل از لانچ محصول یک چک لیست از کارهایی که باید انجام بشه خواهیم داشت که می تونید در نوشته چک لیست قبل از لانچ محصول اون رو مطالعه کنید اما در این نوشته قصد دارم 6 فعالیتی که به شما در داشتن یک لانچ موفق کمک می کنه رو بنویسم.1-رهبری را به دست بگیرشما به عنوان مدیر محصول باید رهبری را به دست بگیری تا در ابتدا همکاران خودت رو به استفاده از محصول ترغیب کنی، استفاده کردن اونها از محصول بهت دید بهتری برای متقاعد سازی مشتری می ده و خب باید برای ایجاد حرکت (Momentum) یا انتخاب محصول ات توسط مشتری، اطمینان ایجاد کنی، ارتباطات موثر بسازی پس اگر محصول ات بتونه در داخل سازمان توجه افراد رو جلب کنه پس احتمالاً در بازار نیز موفق میشه.2- به جزئیات محصول واقف باش شما به عنوان مدیر محصول باید تمام زیر و بم محصول خودت رو بشناسی و به تمام زوایای اون مسلط باشی، شما باید در جریان تمام مسائل مربوط به عملیات، فروش، مارکتینگ، فنی و توسعه باشی. در حقیقت شما تصمیم گیرنده کلیدی در زمان وقوع اتفاقات احتمالی هستی پس اگر شکستی اتفاق بیافته مقصر اصلی خودت هستی پس بهتره که تصویر کلی یا Big picture محصول ات رو بشناسی و این شناخت یعنی درک درستی از ابعاد کلیدی همچون Time, Quality, Risk, Benefit, Cost و Scope داشته باشی. از طرف دیگه باید بتونی توازن رو بین ابعاد مختلف محصول برقرار کنی.بطور مثال فکر کن با شرایطی روبرو شدی که به علت تعداد باگ های زیاد محصول، ریسک نرسیدن به زمانی که برای لانچ برنامه ریزی کردی بسیار بالاست (Risk) پس تصمیم می گیری زمان لانچ رو عقب بندازی (more Time) تا محصول با کیفیتی داشته باشی (Quality)، با این تصمیم زمان رسیدن به لانچ و به دست آوردن منافع رو بیشتر کردی(Benefit) اما قراره کیفیت رو افزایش بدی اما در مقابل هزینه استفاده از منابع رو بالا بردی (Cost)، این تصمیم متعادل و منطقی به نظر میرسه.3- ایجاد تیم لانچ محصولشما به تنهایی نمی تونی یک محصول را به بازار عرضه کنی، یک محصول برای ورود به بازار نیاز به همکاری تیمی و پشتیبانی واحدهای دیگه داره پس از تیم های کلیدی مانند مارکتینگ، فروش، تجربه کاربری، عملیات افرادی رو دعوت به همکاری کنید تا هرکدام مسئولیت قسمتی از لانچ رو بر عهده بگیرن.4- پیشنهاد رد نشدنی محصول ات رو بازبینی کنقبل از لانچ باید جایگاه در نظر گرفته در بازار (Market positioning) و پیشنهاد رد نشدنی (Value proposition) محصول رو مورد بازبینی قرار داد، اگر پیشنهاد رد نشدنی یا جایگاه محصول در بازار شفاف نیست شاید بهتره به جای صرف زمان و هزینه، محصول رو عرضه نکنی. عرضه کردن یک محصول به بازار بدون در نظر گرفتن فاکتورهای تاثیر گزار در موفقیت محصول یعنی بازی کردن با اعتبار برند و منابع مالی سازمان پس بهتره جلوی این اتفاق رو بگیری و در زمان طراحی محصول به اندازه کافی ارزیابی و تحقیق انجام بدی تا در زمان ورود به بازار از موفقیت محصول اطمینان داشته باشی. شما باید بدونی دقیقا چه نیازی(Pain) از مشتری را پاسخ می دی (Problem/solution fit) یا معیارهای درستی برای اندازه گیری موفقیت محصول در نظر گرفتی، سودمندی محصول شما بطور شفاف و قابل فهم ارائه شده؟ منظورم از سودمندی فیچرهای نرم افزاری نیست، مد نظرم اینه که آیا Pain مشتری به درستی Address شده؟، از طرف دیگه جایگاه محصول در بازار به درستی مشخص شده؟ یعنی محصول شما در مقابل محصول رقبا پیشنهادات رد نشدنی یا راهکارهای سودمند مشخصی ارائه می کنه؟ اصلا محصول شما به Product/market fit می رسه؟این ها سوالاتیه که باید قبل از ورود محصول به بازار به اونها پاسخ های شفاف و کاملی بدی5- اهداف پس از لانچ را بنویسشما به عنوان مدیر محصول بهتره قبل از ورود به بازار اهداف پس از لانچ رو مشخص کنی یکی از اتفاقات خطرناکی که به شخصه با اون مواجه شدم اینه که تیم لانچ تمام تلاش خودش رو برای لانچ محصول بکار می بنده اما بعد از لانچ به دلیل نبود اهداف مشخص برای بعد از لانچ، افراد تیم ناپدید می شن و حضور نداشتن اونها یا درگیر شدن شان در پروژه های دیگه باعث شکست محصولی می شه که امکان موفقیت رو داشته، پیشنهاد من اینه که اهداف و معیارهای اندازه گیری رسیدن به اهداف را مشخص کنی بعد فعالیت های مربوط به محصول رو برای تیم های دیگه به عنوان فعالیت های روزمره (Business as usual) تعریف کنی.6- از دیگران درس بگیر عرضه یک محصول جدید به بازار همراه با متغیرها و ناشناخته های بسیاریه، بهتره از خرد جمعی و تجربه دیگران استفاده کنی این تجربه ممکنه با بررسی لانچ محصولات مشابه یا همفکری با مدیران محصول دیگه در سازمان خودتون بدست بیاد، مطمئناً نمی خوای شکست دیگران رو مجدد تجربه کنی پس بهتره که از تجربه شون استفاده کنی و از موفقیت هاشون در ارائه محصول به بازار درس بگیری.امیدوارم نوشته پیش رو براتون مفید واقع شده باشه، خوشحال می شم نظرات و تجربیات خودتون رو با من و بقیه از طریق کامنت در میان بزارید.</description>
                <category>محمد کاظمی</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Mar 2020 05:44:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه من از مصاحبه‌های کاری</title>
                <link>https://virgool.io/@mk6587/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-unssntqbf29f</link>
                <description>این چند سالی که توی شرکت‌ها و استارتاپ‌های مختلف کار کردم مصاحبه‌های زیادی رفتم و با افراد مختلفی هم مصاحبه کردم. این‌جا می‌خوام تجربه خودم رو با شما به اشتراک بذارم شاید براتون مفید واقع بشه.1- برای رزومه‌تون وقت بذاریدقالب رزومه و توضیحاتی که می‌دید واقعا روی استخدام‌کننده تاثیرگذار هست. به هیچ وجه فایل ورد ارسال نکنید. من به شخصه رزومه‌ای که تحت قالب ورد ارسال شده باشه رو نمی‌خونم.سعی کنید توی رزومه‌تون حقوق پیشنهادی رو ننویسید. می‌دونم تو ایران هر شرکتی چارت حقوق و مزایای خودش رو داره اما با نوشتن حقوق پیشنهادی، فرصت آشنایی با افراد جدید و دیدن محیط شرکت‌های مختلف رو از دست می‌دید.2- قبل از مصاحبه حتما فامیلی و سمت مصاحبه‌گر رو بپرسیدبرای من خیلی مهمه که قبل از رفتن به مصاحبه در مورد فرد مصاحبه‌گر اطلاعات کافی داشته باشم. پس حتما لینکدینش رو بررسی می کنم. اگر محتوایی منتشر کرده، حتما می‌خونم. این کار باعث می‌شه با خط فکری مصاحبه‌گر آشنا بشم تا توی جلسه مصاحبه بتونم راحت‌تر باهاش ارتباط بگیرم.3- تجسم در مورد مصاحبهاین روش به شما کمک می‌کنه تا اطلاعات‌تون رو مرور کنید و حدس بزنید احتمالا چه سوالاتی ازتون پرسیده می‌شه. شما باید فرض کنید که مصاحبه‌گر هستید؛ سوالات‌تون رو می‌پرسید. بعد در نقش مصاحبه‌شونده به سوال‌ها پاسخ بدید. خودتون رو با سوالات ساده گول نزنید. اتفاقا برید سراغ مفاهیمی که کمتر می‌دونید و سعی کنید اون مفاهیم رو مرور کنید.4- مصاحبه نکنید؛ گپ بزنیدسعی کنید در زمان مصاحبه خونسرد باشید و با مصاحبه‌گر گپ بزنید. این یعنی تلاش کنید مصاحبه رو از حالت مونولوگ به دیالوگ تبدیل کنید. منتظر نباشید تا مصاحبه‌گر سوال بپرسه و شما جواب بدید؛ اتفاقا با همون سوال اول از تجربه‌هاتون، موفقیت‌ها و شکست‌هاتون بگید. این باعث می‌شه شما مسیر مصاحبه رو تغییر بدید. برای توضیحات‌تون زمان رو در نظر بگیرید و پرحرفی نکنید و فقط نکات مهم رو بگید.5- به احساسات‌تون توجه کنیددر زمان مصاحبه سعی کنید فضای شرکت، روحیه پرسنل، نگرش و نوع رفتار مصاحبه‌کننده رو تحلیل کنید و احساسات‌تون رو توی تصمیم‌گیری‌تون دخیل کنید. کار کردن تو فضایی که احساس می‌کنید حال‌تون خوبه واقعا لذت بخشه. این رو در نظر بگیرید که قراره زمان طولانی رو توی اون فضا کار کنید، پس خیلی مهمه که اون‌جا حال‌تون خوب باشه.حالا می‌خوام چند مورد رو بگم که اگه مصاحبه‌گر توجه کنه،باعث می‌شه مصاحبه‌شونده احساس بهتری نسبت به شرکتی که برای مصاحبه اومده پیدا کنه.1- نگه داشتن مصاحبه‌شونده در اتاق انتظار به مدت طولانی نشانه قدرتمندی شما نیست.2- خوردن تنقلات یا نوشیدن چای موقع مصاحبه کار زننده‌ای هست.3- سوالات مسخره‌ای مثل این: آخرالزمان شده آدم فضایی‌ها اومدن زمین رو تسخیر کنن. برای این‌که منصرف بشن چه افرادی رو برای مذاکره می‌فرستی! رو نپرسید4- سوالات هوش خنده‌دار مثل این‌که به دست چپ طرف نگاه کنید و بگید دست راستت رو بالا ببر واقعا توی انتخاب افراد مناسب به شما کمک نمی‌کنه.5- چالش‌های بیزینس خودتون رو برای بدست آوردن راهکار و مدل پیشنهادی جزو سوالات مصاحبه نگنجونید.6- به‌جای این‌که موقع مصاحبه با لپ تاپ‌تون کار کنید، توی چشمای مصاحبه‌شونده نگاه کنید چون در غیر این صورت حسی که به طرف مقابل القا می‌شه اینه که جلسه برام خیلی اهمیتی نداره.7- چرا وقتی طرف این‌همه وقت گذاشته، رزومه کاملی رو طراحی کرده و فرستاده و شما هم بر اساس همون رزومه دعوتش کردید دوباره ازش می‌خواید که تو فرم کاغذی رزومه پر کنه؟؟؟8- این‌که موقع مصاحبه در مورد مصاحبه‌شونده هیچ اطلاعاتی ندارید یا سوالاتی می‌پرسید که مشخصه رزومه رو نخوندید اصلا خوشایند نیست.9- اطلاع‌رسانی در کوتاه‌ترین زمان ممکن و مشخص کردن زمان اطلاع‌رسانی باعث می‌شه تصمیم‌گیری برای کارجو راحت‌تر باشه.10- مصاحبه‌های پشت سرهم و طولانی توسط افراد مختلف شرکت و حتی غیر مرتبط فقط روند انتخاب افراد رو طولانی می‌کنه و برای مصاحبه‌شونده هم خسته‌کننده است.11- یک‌سری آزمون‌های روانشناسی غیراستاندارد که از مصاحبه‌شونده گرفته می‌شه بیشتر زمان مصاحبه رو طولانی می‌کنه و در شناخت بیشتر افراد کمکی نمی‌کنه.امیدوارم تجربه من از مصاحبه‌های کاری‌ام براتون مفید بوده باشه و بتونید ازش در مصاحبه‌های خودتون استفاده کنید.#مصاحبه #کارجو #استخدام #موقعیت_شغلی #تجربه_کاری</description>
                <category>محمد کاظمی</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Dec 2019 23:20:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیف بازاریابی را فراموش کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@mk6587/%D9%82%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-fjgskq14euuo</link>
                <description>در گذشته بازاریابی یک قیف یا Funnel داشت که بیشتر تمرکزش روی رسوندن مشتری به مرحله خرید بود هنوز خیلی از کسب و کارها مخصوصاً شرکتهای ایرانی بر اساس Funnel کار می کنند در صورتی که در دنیای بازاریابی Funnel جاش رو به Flywheel داده و نوع کارکرد Flywheel به این شکل ـه که بیشتر تمرکزش روی رضایت مندی مشتری ـه و تلاش می کنه مشتری پس از Engage حفظ بشه و راضی باشه، کلمات انتخاب شده در مدل Flywheel خیلی حرفهای نهفته دارن مثلا بجای کلمه Purchase که در قیف استفاده می شد اینجا از کلمه Engage استفاده می شه که بیانگر درگیر کردن مشتری با برند هست که در دل خودش فروش رو هم داره اما هدف صرفاً فروش نیست بلکه تعامل و ارتباط موثر با مشتری هست یا اضافه شدن کلمه Delight که به معنی مشعوف شدن و لذت بردن هست بیانگره اینه که اگر مشتری از خریدی که کرده رضایت داشته باشه و مشعوف شده باشه مطمئناً Retention و Advocacy هم اتفاق می افته و مشتری مجدد از اون برند خرید می کنه حتی اون برند رو پیشنهاد هم می ده و ازش دفاع خواهد کرد. کسب و کارهای ایرانی کمتر روی رضایت مندی مشتری و اتفاقات بعد از خرید کار کردن شاید همین موضوع باعث شده واقعا برندهای ایرانی مدافع نداشته باشن.شما برند ایرانی رو می شناسید که مدافع داشته باشه، لطفاً در کامنت برام بنویسید خوشحال می شم نظرتون رو بدونم  </description>
                <category>محمد کاظمی</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Tue, 23 Apr 2019 21:36:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش های کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@mk6587/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-jhpf1jnyyo1p</link>
                <description>یادم میاد وقتی جوون بودم دوست داشتم همه چیز رو خودم تجربه کنم حتی توی پول در آوردن نمی خواستم مسیر پدرم رو برم دوست داشتم پول زیاد بدست بیارم و برای بدست آوردنش رویابافی می کردم، رویاهایی که خیلی وقتا با واقعیت درآمیخته می شد یادم میاد یه گروه سه نفره بودیم و قرار بود کارهای بزرگ انجام بدیم و پول زیاد به دست بیاریم اما برامون مهم بود که خلاق باشیم و کار بدون خلاقیت انجام ندیم خیلی وقتها از تکنیک های هک رشد هم استفاده می کردیم اون موقع ها اسمش رو نمی دونستیم اما انجامش می دادیم ‌مثلا اولین پروژه مون یه تولبار برای ویندوز بود که توش کلی گجت داشت: ساعت، تقویم، موزیک پلیر، اسکرین چنجر، ترفندها و یه بخش تبلیغات وقتی اولین نسخه اش لانچ شد به این فکر کردیم چطوری پروموتش کنیم، نزدیک انتخابات ریاست جمهوری بود و به فکرمون رسید که می تونیم با ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداها صحبت کنیم و محتوای سی دی تبلیغاتی شون رو ما آماده کنیم، توی سی در کنار محتوای تبلیغاتی اون کاندیدا تولبار خودمون رو هم پروموت می کنیم، ستاد انتخاباتی یکی شون قبول کرد و ما کارمون رو شروع کردیم‌روش کار اینطوری بود که وقتی سی دی رو توی کامپیوتر می ذاشتی بلافاصله تولبار در بک گراند نصب می شد و سری بعدی که ویندوز ری استارت می شد تولبار هم اجرا می شد، برآوردمون این بود که بعد از پخش سی دی ها تعداد قابل توجهی تولبار نصب بشه، متاسفانه علیرغم زحماتی که کشیده بودیم ستاد گفت به علت کمبود بودجه دیگه نمی تونیم سی دی تبلیغاتی بدیم. اون موقع بود که فهمیدیم همیشه اونطوری که ما برنامه ریزی می کنیم پیش نمی ره و باید پلن جایگزینی داشته باشیم.‌شما چه کارهایی رو تجربه کردید؟ در مورد شکست ها یا موفقیت ها تون برامون بگید‌‌#تجربه_کسب_و_کار #تجربه_کن #کسب_و_کار #مارکتینگ</description>
                <category>محمد کاظمی</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Wed, 20 Feb 2019 18:55:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرکانس خرید مشتری</title>
                <link>https://virgool.io/@mk6587/%D9%81%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-ibef1ly82jdt</link>
                <description>فرکانس خرید یا purchase frequencyتوی پستی که در مورد مشتری از دست رفته صحبت کردم قرار شد راجع به PF یا فرکانس خرید بعدا توضیح بدم، می خوام توی این پست در موردش صحبت کنمفرکانس خرید مشتری از این نظر مهمه که اگر فرکانس خرید زیاد باشه البته بسته به نوع کالا یعنی تجربه ی خوبی برای مشتری ایجاد کردید که در بازه های کوتاه تری به فکر خرید از شما باشه برای اینکه فرکانس خرید رو بفهمید باید بدونید مشتری های شما بطور متوسط در یک سال هر چند وقت یکبار از شما خرید یا خدماتتون رو استفاده می کنن آیا برای سفارشات دوم مشتری باز هم کسب و کار شما رو انتخاب می کنه؟ ??️‍♀️?با دونستن این موضوع می تونید روی تجربه مشتری customer experience کار کنید و کاری کنید که در ذهن مشتری جایگاه ویژه ای بسازید و top of mind باشید،  حتما برای مشتری هاتون پلن وفاداری داشته باشید. این نکته رو فراموش نکنید مهم ترین عاملی که باعث خرید مشتری از شما میشه ایجاد حس خوبه هرچی حس خوب عمیق تری برای مشتری ایجاد کنید فرکانس خرید بیشتر میشه و این یعنی فروش بیشتر و به طبع اون درآمد شما افزایش پیدا می کنهفرکانس خرید باید درصد زیادی در اختیار شما باشه یعنی با گذاشتن جشنواره یا تور خرید فرکانس زیاد بشه این یعنی شما فرکانس خرید رو به خوبی درک و به اختیار خودتون درآوردید. برای بدست آوردن فرکانس خرید باید از این فرمول استفاده کنید فرکانس خرید = تعداد سفارشات طی مدت مشخص ÷ تعداد مشتری های یکتا طی همون مدت#بازاریابی #فروش #مارکتینگ #تبلیغات #وفاداری_مشتری</description>
                <category>محمد کاظمی</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Sat, 16 Feb 2019 21:45:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشتری از دست رفته</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-kfgwtezsej98</link>
                <description>مشتری از دست رفته  مشتری توی هر کسب و کاری جایگاه ویژه ای داره یعنی اگر تقاضا نباشه عرضه بی معنی می شه. شما باید برای حفظ کردن تقاضا یا مشتری هاتون همیشه در حال مشاهده و آنالیز رفتار اونها باشید.این جمله رو یادتون نره: هزینه جذب مشتری جدید خیلی بیشتر از نگهداشتن مشتری های فعلی هست پس این طرز فکر که اگر بخشی از مشتری هام دیگه از من خرید نمی کنن، اشکال نداره با تبلیغات، مشتری جدید جذب می کنم کاملا اشتباهه.در حقیقت می خوام در مورد اون بخش از مشتری های فعلی که به تازگی از خدمات یا محصولاتمون استفاده نمی کنن صحبت کنم. به این گروه می گیم مشتری های از دست رفته البته اینها با مشتری های مرده فرق می کنن.برای اینکه بتونید مشتری های از دست رفته رو توی یه بازه زمانی مشخص شناسایی کنید از نظر تجربی بهتره که این بازه زمانی رو متناسب با فرکانس خرید مشتری هاتون در نظر بگیرید( مثلا در مورد رستوران این فرکانس میتونه هفتگی باشه ولی برای خرید مواد شوینده این فرکانس برای مثال سه ماهه است) حالا بعدا در مورد PF توضیح می دم براتون اما از نظر اکادمیک بازه 1 ماهه رو توصیه می کنم.یعنی شما در انتهای هر ماه بر اساس مشاهدات و انالیزتون باید لیستی از مشتری های چرن داشته باشید یعنی مشتری هایی که در بازه زمانی مشخص مثلا 1 ماهه از خدمات یا محصولات شما استفاده نکردن بعد باید یک return‌ customer plan و پرسشنامه داشته باشید یعنی مثلا بدونید می خواید برای برگردوندن مشتری بهش چند درصد تخفیف بدید یا توی باشگاه مشتری ها چند امتیاز هدیه بهش بدید اینها باید توی برنامه تون مشخص بشه و اینکه دلایل چرن شدن مشتری چه چیزایی بوده که در پرسشنامه جمع آوری میشه.</description>
                <category>محمد کاظمی</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Thu, 14 Feb 2019 23:20:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>