<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدمهدی افشاری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mmafshari77</link>
        <description>داد نزن؛ همه خوابن!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 21:54:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/52184/avatar/ng8HG0.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدمهدی افشاری</title>
            <link>https://virgool.io/@mmafshari77</link>
        </image>

                    <item>
                <title>من اینجا گیر افتادم! کمک!</title>
                <link>https://virgool.io/@mmafshari77/%D9%85%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%85-%DA%A9%D9%85%DA%A9-izrgzwvmjqid</link>
                <description>نهم سپتامبر سال ۲۰۲۰ میلادی مصادف با نوزدهم شهریور ۱۳۹۹!الان که مشغول نگارش این کلمات برای شما هستم، قریب به یک قرن از آغاز ورود کامپیوترها به زندگی بشر می‌گذره و کامپیوترها، تحولی رو رقم زدند که تمام ابعاد زندگی بشری رو تحت تاثیر خودش قرار داده؛ از پزشکی تا صنایع دفاعی، از آموزش تا خورد و خوراک، از فرهنگ‌ها تا باورها و خلاصه از شرق تا به غرب زندگی بشری تحت تاثیر کامپیوتر بوده و هست... و احتمالا خواهد بود!شاید در گذشته‌ای نه چندان دور، هنگامی که یک ابزار جدید وارد زندگی بشر می‌شد، توسعه و تحول اون ابزار، خیلی کند و زمان‌بر بود؛ بذارید ی مثال براتون بزنم: مثلا وقتی پنکه وارد بازار شد تقریبا تا سال‌ها به یک شکل بود و زیاد پیشرفت خاصی نداشت؛ به برق وصلش کن، یک پره‌ای داره که می‌چرخه و هوای اطرافت رو خنک می‌کنه! یعنی تا چندین سال به نظر پنکه زیاد دچار توسعه و تحول نشد! چون اولا هدف عجیب غریبی از ساختن پنکه مد نظر نبود و همین موجب میشد راه پیشرفتی وجود نداشته باشه؛ ثانیا برای تغییر و توسعه دادن یک پنکه و مثلا اضافه کردن امکانات جدید به اون پنکه، می‌بایست یک خرج بیهوده و بدون فایده‌ای برای خرید یکسری لوازم جانبیِ «فیزیکی» (مثلا پره‌های خیلی خاص یا دکمه‌های خیلی خاص برای کنترل سرعت گردش پره‌ها) می‌شد. خلاصه اینطور شد که پنکه زیاد توسعه‌ی سریعی نداشت! اما در مورد کامپیوترها داستان متفاوته! دنیای کامپیوترها مثل دنیای پنکه‌ها نیست که تحولش لاک‌پشتی باشه! تحول دنیای کامپیوترها با سرعت نوره!!! صبح که گوشی رو باز می‌کنی تا یک چرخی توی اخبار بزنی، خبر تکنولوژی‌های جدید گوگل و اپل و شرکت‌های بزرگ دنیا، تند تند از زیر انگشتای دستت رد میشن!حالا مسئله‌ای که ذهن من رو مشغول می‌کنه اینه که:چه بلایی سر ما میاد؟ چه بلایی سر نسل آینده‌ی ما خواهد اومد!؟ چطور گلیم خودمون رو از این رود خروشان و سریع کامپیوتری بیرون بکشیم؟ ما هیچ چیزی از این فضا نمی‌دونیم و فقط مثل آدمی که چشماش بسته‌س، توی ی اتاق تاریک گیر افتادیم...!آره ما گیر افتادیم! .... کمکککککک!قصد دارم یک مجموعه‌ای رو شروع کنم و توش این معضل بزرگ بشریت رو به اندازه‌ی فهم خودم حل کنم. البته می‌دونیم که منابع فارسی توی این زمینه خیلی کمتر از اون چیزیه که تصورش رو هم بکنیم! اما امیدوارم این تلاش به جاهای خوبی ختم بشه!</description>
                <category>محمدمهدی افشاری</category>
                <author>محمدمهدی افشاری</author>
                <pubDate>Wed, 09 Sep 2020 21:39:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه‌ی شب: از «ماشین چاپگر» تا «MS WORD» (قسمت سوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@mmafshari77/%D9%82%D8%B5%D9%87%DB%8C-%D8%B4%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%DA%86%D8%A7%D9%BE%DA%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-ms-word-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-uzdycq6q0gic</link>
                <description>بعد از مدت‌ها سلام!راستش کارها بعضی وقتا اونقدری زیاد می‌شن که آدم از علائقش می‌مونه! امیدوارم من رو فراموش نکرده باشید :)خب گفتیم که اولین ماشینب که می‌شد باهاش نوشت و از نظر تجاری موفق بود، شبیه به چرخ خیاطی از آب در اومد چون شرکتی که پتنت رو خریداری کرده بود شرکت چرخ خیاطی (Remington) بود. اینجا بود که واژه‌ی typewriter (چرخ تحریر، ماشین تحریر یا ماشینِ نویسه) معنا پیدا کرد. جایگاه ادیسون رو هم می‌تونید تحقیق کنید من دیگه زیاد دقیق نمی‌شم. شاید همینجا رو بشه به عنوان نقطه‌ی ورود زنان به کارهای اداری و دفتری مطرح کرد و از زنان به عنوان نیروهای تایپ استفاده می‌کردند طبیعتا چون پول کمتری مجبور بودند پرداخت کنن و از طرفی هم زن‌ها، کار با این وسیله رو بهتر بلد بودن (چون شبیه چرخ خیاطی بود).توسعه‌ی ماشین‌ها ادامه داشت و شرکت رمینگتون ماشین‌های مختلفی را وارد بازار می‌کرد و پیشتاز بود. اگر به عتیقه‌فروشی‌های شهر سری بزنید مدلهای مختلف با برندهای متفاوتی رو می‌بینید که طراحی‌های تقریبا یکسانی دارند. قسمت جالب کار آنجاییست که ماشین تحریر وارد ایران می‌شود!پس از مرگ ناصرالدین شاه قاجار، مظفرالدین شاه منصب پادشاهی ایران رو عهده‌دار شد و جزو اقدامات مفیدی که در سال‌های ابتدایی (سال ۱۹۸۶ میلادی مصادف با ۱۲۷۷ شمسی) این بود که ماشین تحریر رو در ایران باب کرد.چرخ تحریر!منتهی چون زبان عربی زودتر و به صورت «ناشیانه‌تری» روی ماشین‌های تحریر پیاده شده بود، پروسه‌ی ایرانی‌سازی این دستگاه چندان جلب توجه نمی‌کرد اما برای شروع قدم بزرگی بود؛ خلاصه پیشرفت‌های زیادی در این دوره انجام شد و ماشین تحریر روزبه‌روز پیشرفته‌تر شد تا اینکه سال ۱۳۵۲ شمسی یک کارگروه، استاندار ایزایری ۸۲۰ را برای چینش حروف روی کلیدها تصویب کرد که در تصویر زیر می‌بینید؛ باقی چینش‌ها تقریبا اصالتشون رو نسبت به این استاندارد حفظ کردند.استاندارد ایزایری ۸۲۰به آمریکا، جایی که جنگ‌ها خاتمه پیدا کرده وماشین‌های تحریر روز به روز پیشرفت می‌کردن برمی‌گردیم!شرکت جورج بلیکنز درفر، در امریکا، اولین ماشین تحریر الکتریکی را در سال ۱۹۰۲ روانه بازار کرد. نام این مدل Blickensderfer Electric بود.اولین ماشین تحریر الکتریکیبا این ماشین دیگر نیازی نبود که با نیروی انگشت، حرف حک شده، حرکت کند و به کاغذ برخورد کند. کار انگشت فقط دادن فرمان نوشته شدن یک حرف بود. اما هنوز حرف‌ها را نمی‌توانستید حذف کنید.در این فاصله (۱۸۶۰ تا )۱۹۰۰ انواع ماشین‌های تحریر با اشکال و ایده‌های مختلف وارد بازار شدند منتهی من اون‌ها رو زیاد تفصبل ندادم؛ اگر عاشق بررسی موردی هستید، می‌تونید از این لینک استفاده کنید.تحولی که حدودا ۱۰۰ سال انتظارش رو می‌کشیدیم، تازه سرعت گرفته ... پس با من همراه باشید!در برابر حق، فروتن باشید؛ خدا یار و نگهدارتون.پ. ن: این قسمت حاوی مطلب مهمی بود! اون هم ورود زنان به عرصه‌ای که قبلا انحصارا در اختیار مردان بود و از اینجا به بعد، استفاده‌های ابزاری از زن‌ها شروع شد ... به نظرم میشه اسم این کارایی که امروز توی جوامع مختلف صورت می‌گیره رو بذاریم «تبعیض جنسیتی»! نظر شما چیه؟</description>
                <category>محمدمهدی افشاری</category>
                <author>محمدمهدی افشاری</author>
                <pubDate>Thu, 01 Aug 2019 18:11:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه‌ی شب: از «ماشین چاپگر» تا «MS WORD» (قسمت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@mmafshari77/%D9%82%D8%B5%D9%87%DB%8C-%D8%B4%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%DA%86%D8%A7%D9%BE%DA%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-ms-word-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-sqvavohmlxwg</link>
                <description>بالاخره بعد از مدتی دوباره تونستم به ویرگول سری بزنم و ادامه‌ی «قصه‌ی شب» رو بنویسم! اول از همه از دوستانی که مطلب رو دنبال می‌کنند ممنونم؛ ثانیا اینکه بعد از مدتی تفکر (!) فهمیدم که «چطور شد که ایطور شد؟!» ... یعنی فهمیدم که چرا اومدم سراغ «ماشین چاپ». راستش داستان از اون جایی شروع شد که من حین نصب سیستم‌عامل‌های مختلف همیشه با این وسواس روبرو بودم که Keyboard Layout استاندارد برای زبان عزیزمون چیه؟ خلاصه این سوال هِی عمیق‌تر و عمیق‌تر شد تا اونجایی که گفتم اصلا بذار از اول همه چیز رو بررسی کنم! انشاءالله جواب‌هایی که بهشون ررسیدم رو براتون به اشتراک می‌گذارم.خب بگذریم؛ یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یه ماشین چاپی ساخته شده بود که گفتیم عکسی ازش نیست و مربوط به قرن ۱۸امه (سال ۱۷۱۴). کم کم ماشین‌ها داشتند شبیه به اون چیزی می‌شدن که قابل فروش و استفاده عمومی باشن؛ مثلا متنی که می‌نوشتند حتما با استفاده از جوهر بود و می‌تونستید حین نوشتن، متن رو بببینن. بذارید گذر زمان رو روی تایم‌لاین زیر ببینیم:۱۸۴۳ - چارلز تربر (Charles Thurber) یک دستگاه برای کمک به نابینایان اختراع کرد و اسمش رو گذاشت  Chirographer!Chirographer۱۸۵۵ - اولین طرح ماشین‌های تایپی که بشه متن رو حین نوشتن خوند توسط  Giuseppe Rivizza تولید شد. (می‌دونم خوندن این جمله سخته ولی خب ...)ماشین ایتالیایی ساخته‌ی Giuseppe Rivizza۱۸۶۱ - به نظر میشه گفت باقی ماشین‌های تایپ از این ماشین برزیلی الگو گرفته باشن!Father Francisco Joao de Azevedo(انتقاد از ویرگول: اگر بنای ویرگول این باشه که اینقدر برای عکس گذاشتن اذیت کنه، دیگه فکر نکنم عکس بذارم!)عکس بالا مربوط به پدرْ Francisco Joao de Azevedo هستش که برزیلی بود و همچین ماشین تروتمیزی اختراع کرد.۱۸۶۵ - جان پرات (John Pratt) طرح جمع‌وجوری برای ماشین‌های تایپ ارائه کرد که به ذهن مشوش بقیه‌ی طراحان نظم داد.شبیه قبلیه منتهی در ابعاد کوچکتر؛ مگه نه؟!اما گُلِ کار؛ در سال ۱۸۶۸ سه طراح به نام‌های کریستوفر شولز (Christopher Latham Sholes)، کارلوس گلیدن (Carlos Glidden) و ساموئل زوله (Samuel Soule) یک ماشین تایپ تجاری طراحی کردن که قابلیت‌های ماشین‌های قبلی را به خوبی داشت (آنچه خوبان داشتند این ماشین تنها داشت)! علاوه بر این یک مدل استاندارد برای نحوه‌ی قرارگیری کلیدها به ثبت رسوندن که امروزه بهش می‌گیم مدل QWERTY و خیلی هم استاندارده انصافا! منتهی این دستگاه هنوز جای کار داشت تا به صورت عمده به فروش برسه (می‌دونم الان با خودتون می‌گید «پس کی به فروش میرسه این لامصب!؟»)؛ حدودا سال ۱۸۷۰ کامل شد. زمانی که کریستوفر و دوستان مشغول ارتقای این ماشین جدید بودند، یک طرح جدید در بازار منفجر شد!توپ نویسنده‌ی هَنْسِناین توپ، اولین محصول تجاری بود که زودتر از باقی محصولات به فروش می‌رفت ولی خیلی زود به خاطر پیشرفت ماشین شولز از رده خارج شد.ماشین اولیه‌ی شولزاین هم خود شولزخلاصه بگذریم مدل اولیه‌ی شولز که در عکس بالا دیدیم هم چندان به درد فروش و کاربرد گسترده نمی‌خورد. در حقیقت مدل شولز به خاطر دو کارآفرین به نام‌های دنسمور (Densmore) و یاست (Yost) به بازار ورود کرد و بعد از مدتی با پیگیری‌های این دو، قراردادی با رمینگتون (که در آن دوره چرخ خیاطی می‌ساخت) امضاء شد و فضای رقابتی با ورود چنین شرکتی داغ و داغ‌تر شد!خیلی دوست داشتم بیشتر و البته بهتر بنویسم ولی اضافه‌ کردن زیرنویس به عکس‌ها خیلی زمان برد و اذیت کرد و طبیعتا شور نوشتن رو از من گرفت :&#x27;( به هر حال امیدورام بتونم در مطالب بعدی به جاهای جذاب‌تر (ورود ماشین تایپ به ایران) اشاره‌ای داشته باشم و ویرگول هم اذیت نکنه ...در برابر حق فروتن باشید؛ خدا یار و نگهدارتون.</description>
                <category>محمدمهدی افشاری</category>
                <author>محمدمهدی افشاری</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jul 2019 15:19:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه‌ی شب: از «ماشین چاپگر» تا «MS WORD» (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@mmafshari77/%D9%82%D8%B5%D9%87%DB%8C-%D8%B4%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%DA%86%D8%A7%D9%BE%DA%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-ms-word-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-mfplriborwez</link>
                <description>«تَپ، تَپ، تَپ ... دینگ!»درست یادم نمیاد که چی شد که رسیدم به «ماشین تایپ»؛ اما این داستان تکراری زندگیِ منه؛ در مورد یک موضوعی کنجاو شو؛ از یک جا شروع کن؛ و نهایتا از ناکجاآباد سر دربیار؛ اگر هنوز عمر داشتی، دوباره این عمل رو تکرار کن! ... به همین سادگی!شاید وقتی به سریال‌های قدیمی و فیلم‌های مربوط به گذشته نگاه می‌کنیم، خیلی بی‌توجه یک دستگاه بسیار بااهمیت رو نادیده می‌گیریم و اون هم ماشین تایپه؛ بله ماشین تایپ! شاید براتون عجیب برسه که توی سال ۲۸ (بعضی اوقات هم ۲۹) روز مخصوص به «ماشین‌ تایپ» باشه؛ فِوریه، ماهِ جهانیِ گرامی‌داشت این دستگاه قدیمیه!همه‌ی داستان از اون جایی شروع شد که یک ایتالیایی به نام «Francesco Rampazetto» که شغلش «چاپگری» بود (یعنی با تکه چوب‌های طرح‌دار روی کاغذ طرح می‌زد) به سرش زد که چرا یک ماشین نداشته باشیم که این کار رو (چاپگری)‌ برای حروف انجام بده؟! خلاصه دستگاهی رو ساخت که آغازگر یک تحول بود و عکسش رو در زیر می‌بینید؛ اسمش رو هم گذاشت «Scrittura Tattile» که میشه «نوشتن لمسی».البته لازم به ذکره که این دستگاه از جوهر استفاده نمی‌کرد و حروف رو روی صفحه پرس می‌کرد.Scrittura Tattileحالا حدس می‌زنید این داستان چه سالی اتفاق افتاده باشه؟...خب، حتما شوکه خواهید شد اگه بفهمید این داستان مربوط به قرن ۱۴ام میشه و دقیقا سال ۱۵۷۵ میلادی اتفاق افتاده؛ راستش خودم هم که شنیدم واقعا شوکه شدم ... فرض کنید چند قرن پیش در اروپا دست به کاری زدن که اگر امروز به جوونای ما بگی احتمالا نمی‌تونن درستش کنن!!!این جا تازه ابتدای داستان انسان‌ها و ماشین‌های نویسنده شروع میشه؛ بعد از این اختراع، طرح‌های اولیه‌ی زیادی ایجاد شدند و هر کدوم یکسری ویژگی‌های مربوط به خودشون رو داشتند. بعضی از این طرح‌ها به فروش می‌رسیدند و بعضی دیگه هم استفاده‌ی چندانی نداشتند. شاید با خودتون فکر کنید که «عه! مگه میشه؟ یک دستگاهی وارد بازار شده بوده که هم سرعت نوشتن رو افزایش می‌داده هم اینکه کار یکنواختی رو تحویل می‌داده!»؛ جواب من به شما اینه که «نه خیر! برای ورود هر چیز جدید نیازمند ورود فرهنگش هستیم و این فرهنگ و نگرش اجتماعی به این وسایل تابع موارد متعددیه که یکیش می‌تونه بازاریابی اون چیزِ جدید باشه». خب اون اوایل ظاهرا تبلیغ زیادی براش نمی‌شده و در ادارات (اگر اداره‌ای بوده باشه!) تبلیغ چندانی براش نمی‌کردن و خب کارش نگرفته بوده دیگه؛ البته به این نکته هم باید توجه داشت که اون اوایل به دلیل عدم بازاریابی درست و درمون، زیاد به پیشرفت این دستگاه بها داده نشده و خب خیلی خیلی آروم‌تر از اون چیزی که فکر می‌کنید این دستگاه پیش‌رفت می‌کنه و با وجود شروع طوفانی (ایده‌ی بزرگ و جذاب «ماشین نویسنده») در سال ۱۷۱۴ تبدیل به یک مدل مناسب برای استفاده‌ی عمومی می‌شه! این جا خیلی الهام بخشه؛ یک ایده‌ی خیلی خفن بعد از یک قرن و نیم تازه به بلوغ خودش می‌رسه و با مقبولیت قابل توجه مردم مواجه می‌شه ... نباید ناامید شد اگر کار بزرگی کردیم و نگرفت می‌تونیم امیدوار باشیم که این کار شاید قرن‌ها بعد به کمک بشر برسه و بتونه جامعه‌ی انسانی رو رو به جلو سوق بده! خب دیگه زیاد انگیزشی نکنم نوشته‌م رو!کجا بودم؟ آها! رسیدیم به سال ۱۷۱۴ که اولین مدل درست و حسابی «ماشین نویسنده» ثبت اختراع شد. بذارید اول عکسش رو ببینیم.گواهی ثبت اختراع Henry Millباید بگم که شما قرار نیست عکسی از این دستگاه ببینید :) چون که فقط گواهی ثبتش در کتب اسناد وجود داره؛ اما اگر یکم انگلیسی‌تون خوب باشه می‌تونید بفهمید که این بنده‌ی خدا هم یک اختراعی داشته که شبیه به ماشین‌های مورد صحبت من بوده.خب خب، دیگه فکر می‌کنم برای امشب بسه؛ تقریبا یک قرن استراحت می‌کنیم (!) تا اگر عمری باقی بود وارد دوره‌ی پرشتاب تحول این دستگاه بشم. راستی بذارید یک سوال ازتون بپرسم:به نظر شما، یک ماشین تایپ چه شباهتی با ماشین خیاطی می‌تونه داشته باشه؟در برابر حق، فروتن باشید؛ خدا یار و نگهدارتون.</description>
                <category>محمدمهدی افشاری</category>
                <author>محمدمهدی افشاری</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jun 2019 01:03:40 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>