<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدمهدی یوسفی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mmahdiyousefi</link>
        <description>عضو انجمن صنفی ویراستاران؛ من «ایرانم»</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 12:34:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3968958/avatar/kV1wvY.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدمهدی یوسفی</title>
            <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حقیقت را فراموش نکن</title>
                <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%86%DA%A9%D9%86-okiuuizry2jo-okiuuizry2jo</link>
                <description>به همهٔ مردگان این دنیا حسادت می‌کنم. گمان می‌کنم آن‌ها از آنچه بر ما می‌گذرد، کاملاً بی‌خبرند. گمان می‌کنم مرگ به آن‌ها نه‌فقط رهایی از قفس تن، بلکه رهایی از هر شکل سلطهٔ انسانی را هدیه داده است.وقتی به روزهای خوش سال‌های پیشین و مرده‌های هر سال فکر می‌کنم، با خود می‌گویم خوش به حال فلان مرده که آن روزهای خوش را دید و روزهای تلخ ‌بعداز آن را ندید!انگار نفرین کرده‌اند این خاک را اجدادِ ماتا بوده زاری بوده و تا مانده، غم در یادِ ماما نسل بازی‌خورده‌ایم، آتش به پرهامان زدندشاهان به آتش بازی و نیرنگ و استبدادِ مابازندگان بازیِ شطرنج قدرت، نسل ماستپایان بازی مات بود از کیش مادرزادِ مایا غرق سیلابیم و جنگ یا زیر آواریم و سنگانگار نفرین کرده‌اند این خاک را اجدادِ مامن با تو همدردم رفیق، خنجر به پشت من نزنهرگز نمی‌خواهد رسید جز ما کسی بر دادِ ماروزی فرا خواهد رسید، روزی که ما هم نیستیمغم جای خود را می‌دهد بر چهره‌های شاد مانمی‌خواهم تاریخ را روایت کنم. شاید در روزگار دیگری، مورخان آن را روایت کنند. غرض من بیان دردی است که جایی در وجودم پنهان شده است و تا مغز استخوانم را می‌سوزاند. بااین‌حال، برای بیان این درد، ناچارم به تاریخ هم نگاهی بیندازم.زمان در ۱۸دی۱۴۰۴، حدود ساعت ۹ شب، ایستاده است. راستی، نقطهٔ شروع ماجرا کجا بود؟ نقطهٔ شروع آن یکشنبه‌‌ای بود که فروشندگان موبایل پاساژ علاء‌الدین تهران، به‌صورت خودجوش و هماهنگ، از کار دست کشیدند و مغازه‌هایشان را بستند و در خیابان به ناتوانی دولت در کنترل قیمت ارز اعتراض کردند.روز دوشنبه، شهروندانی در سایر شهرها هم در واکنش به رکوردشکنی دلار که چالش‌های معیشتی شدید برای زندگی‌شان ایجاد کرده بود، با اعتراضات کسبه همصدا شدند. نشست روز سه‌شنبه رییس‌جمهور با نمایندگان اصناف و تغییر رییس کل بانک مرکزی چندان تاثیری در کاهش اعتراضات نداشت و با وجود آنکه در این نشست، رییس‌جمهور وعده‌هایی به نمایندگان اصناف داد و حتی سخنگوی دولت هم اعلام کرد که اعتراضات معیشتی، حتی با تندترین لحن کاملا از سوی دولت پذیرفته است، اما اعتراضات در روزهای بعد ادامه یافت. تا شامگاه جمعه، 72 شهر کشور صحنه حضور معترضان و درگیری با نیروهای پلیس بود.گزارش روزنامهٔ شرقاین اعتراضات چه زمانی سویه‌های سیاسی‌اش را آشکار کرد؟ به خاطر دارم که از ۸دی‌ماه خواسته‌های سیاسی در میان شعارهای معترضان پُررنگ شد و این باور را در برخی ذهن‌ها تقویت کرد که هنگامهٔ انقلاب دیگری رسیده است. از ۷دی‌ماه تا ۱۸دی‌ماه، هر روز، هیزمی بر هیزم آتش این اعتراضات اضافه شد تا آنکه در شب ۱۸دی‌ماه، زمان ایستاد.اینکه از ۱۸دی‌ماه تا به امروز چه بر سرمان آمده، آن‌قدر به دروغ آغشته شده است که آدمی ترجیح می‌دهد هیچ خبری را نشنود. ظاهراً، برای دانستن حقیقت باید به خیابان‌های شهر رفت و نشانه‌ها را به چشم خود دید.دیروز، از خانه بیرون آمدم و مدتی در خیابان‌های شهر گشتم. از بلوار هشت‌دی تا میدان معلم، از میدان معلم تا میدان مادر، از میدان مادر تا خیابان سعدی، از خیابان سعدی تا میدان انصاری و از ابتدای معلم تا خانه، همه‌جا را اندوه و سرما فرا گرفته بود. با آنکه هوا بارانی بود، چتری به‌همراهم نبردم. در راه بازگشت به خانه، همهٔ لباس‌هایم خیس بودند.ریشه در اعماق اقیانوس دارد، شایداین گیسوپریشان‌کرده؛بید وحشی بارانیا نه، دریایی‌ست گویی واژگونه؛بر فراز شهر؛شهر سوگوارانهر زمانی که فرومی‌بارد از حد بیشریشه در من می‌دواند، پرسشی پیگیر، با تشویش؛رنگ این شب‌های وحشت راتواند شست آیا از دل یاران؟چشم‌ها و چشمه‌ها خشکندروشنی‌ها محو در تاریکی دلتنگهمچنان که نام‌ها در ننگهرچه پیرامون ما، رنگ تباهی شدآه، بارانای امید جان بیداران؛بر پلیدی‌ها که ما عمری‌ست در گرداب آن غرقیمآیا چیره خواهی شد؟فریدون مشیریدر مسیر، دیدم که مغازه‌ها و فروشگاه‌های مردم همچنان سالم هستند. ظاهراً، آن بلای آسمانی (؟) فقط گریبان مغازه‌داران خیابان شریعتی را گرفته است. البته، در کنار مسجد خیابان بیستون، ساختمانی تجاری کاملاً سوخته است. چند مسجد در این اطراف آسیب دیده یا سوخته‌اند. به ساختمان‌های دولتی حمله شده است؛ این واقعیت از شیشه‌های شکستهٔ ساختمان‌ها آشکار است. یکی‌دو فروشگاه را هم دیدم که به‌سبب فوت (؟) عزیزانشان تعطیل کرده‌اند. شعبه‌های بانک‌ها، به‌ویژه عابربانک‌هایشان، هم از گزند خشم و نفرت عمومی دور نمانده‌اند.حال من خوب است؟ نه. من هم مثل این شهر غمزده و دلگیرم. خشم و نفرت در درونم باقی مانده است و باید مدام مراقبت کنم که آن را بر سر کسی خالی نکنم. به این وضعیت می‌گویند: «انسداد سوگواری».در موقعیتی مانند دوران کووید، ماهیت بیماری باعث می‌شد که افراد نتوانند دور هم جمع شوند و تهدید علیه همگان بود. مجلس سوگواری باعث انتشار بیماری و قربانیان تازه می‌شد. به‌ همین‌ دلیل آیین‌های متعارف سوگواری، دچار اختلال شده بود. در آن وضعیت، مسئله اختلال در سوگواری بود اما در موقعیت فعلی با انسداد سوگواری روبه‌روییم [...] این تصور ایجاد شده که کسی به خیابان نیامد و خشم، کنترل شده است اما خشم فقط به خیابان آمدن، سطل زباله و ساختمان آتش‌زدن نیست. نتیجه خشم، بهره‌وری پایین، مهاجرت، بیرون‌آمدن از ساختار دولت، درست کار نکردن، عدم‌رعایت حقوق عمومی و عدم‌مراقبت از اموال عمومی است.روزنامهٔ هم‌میهن، «انسداد سوگواری». ۲۵دی۱۴۰۴.جز خیابان‌های شهر چه کسانی راوی حقیقت می‌شوند؟ نمی‌دانم؛ مثلاً، تا چند روز قبل، گمان می‌کردم که شاید اطلاعات کسانی که دسترسی به شبکه‌های ماهواره‌ای دارند، از من بیشتر باشد؛ اما حالا مطمئنم که چنین نیست. آن‌ها را با اخبار و وعده‌های گوناگون سردرگم کرده‌اند.این روزها، به یاد کتاب ری‌ بردبری می‌افتم. در این روزگار سرد و غمزده، ما هم باید مثل قهرمانان فارنهایت ۴۵۱ حقیقت را فراموش نکنیم و به ذهن بسپاریم تا در روزگاری دیگر که در آن هیچ تصویر یا صدایی از حقیقت وجود نداشت، بیانشان کنیم.پی‌نوشت: از گشتن در اندک فضای باقی‌مانده از فیلترنت و خواندن مطالب گوناگون خسته شده‌ام. تصمیم گرفتم نوشتن این فرسته را شروعی برای روندی تازه قرار دهم؛ یعنی دیگر به اخبار بی‌اعتنا باشم، از سایت‌های خبری دست بکشم و در بی‌خبری مطلق سر کنم. امیدوارم که این روزهای قطع ارتباطات و سرکوب صداهای مستقل، هرچه زودتر پایان یابد.</description>
                <category>محمدمهدی یوسفی</category>
                <author>محمدمهدی یوسفی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jan 2026 20:18:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از شماها بیزارم</title>
                <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi/%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%B6-%D8%A7%D8%BA%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%B1-lkiggrp1tuz6</link>
                <description>سلامدر تیرماه۱۴۰۳، پر از شوق و امید بودیم. وعده‌های رنگارنگ مهندس آذری‌جهرمی، دکتر ظریف و دکتر پزشکیان ما را امیدوار کرد که می‌توانیم بار دیگر تحقق خواسته‌هایمان را در سیاست، فرهنگ، اقتصاد و... ببینیم و حتی اگر این خواسته‌ها محقق نشوند، حداقل گوش شنوایی برای مطالباتمان وجود دارد.آنچه از تیرماه۱۴۰۳ تا دی‌ماه۱۴۰۴ بر ما گذشت، برای من این واقعیت را آشکار کرد که خبری از تغییر نیست. در تمامی حوزه‌ها نه‌تنها گشایشی در زندگی مردم ایران رخ نمی‌دهد، بلکه وضعیت زندگی هر روز سخت‌تر از قبل می‌شود.آینده آن‌قدر تیره‌وتار به نظر می‌رسد که گویا در این اوضاع هیچ آینده‌ای در انتظار ما نیست. گویا، سرنوشت ما هم مثل قهرمانان فیلم «رها» شده‌ است. برادر برای نجات خانواده‌اش تصمیم می‌گیرد قهرمانانه عمل کند. پس، دزدی می‌‌کند و دستش را به خون بی‌گناهی آلوده می‌کند. خواهر هم برای رهایی برادرش از مجازات اعدام، دست به عمل قهرمانانه‌ای می‌زند. او بندهای کفشش را محکم می‌کند و به‌سمت مرگ می‌رود. در انتها، خانواده‌ای مستأصل باقی می‌ماند که باید علاوه‌بر فقر و بار گناه پسرشان، داغ مرگ مظلومانهٔ دخترشان را هم تحمل کنند.اکنون، چاره‌ای ندارم جز اینکه دستم را به نشانهٔ تسلیم‌شدن بالا بگیرم و صادقانه بگویم که از رأیی که به صندوق انداختم، پشیمانم. صادقانه بگویم که از حمایت از کمپین دکتر پزشکیان هم پشیمانم. صادقانه بگویم که در این روزها نه‌تنها معترضم، بلکه از شماها بیزارم.</description>
                <category>محمدمهدی یوسفی</category>
                <author>محمدمهدی یوسفی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Jan 2026 23:05:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهار کتاب جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-wnmmmijctutt</link>
                <description>تندیس‌های خیالیپاریدولیا (معناپنداری) مفهومی است که از دو واژۀ یونایی «پارا» به معنای همراه و «ایدولون» به معنای تصویر تشکیل شده است و «در کل، به معنا و مفهوم جانبی یک شکل اشاره دارد» (از پیشگفتار کتاب). «پاریدولیا به یک پدیدۀ روان‌شناسی اشاره دارد که در مغز ما براساس اطلاعاتی که در ذهن داریم، به وجود می‌آید و می‌تواند یک خطای ذهنی یا ادراکی باشد، اما به‌هیچ‌عنوان نمی‌توان آن را به معجزه یا مسئله‌ای مشابه آن نسبت داد» (از پیشگفتار کتاب).«مشاهدۀ چهره‌های خیالی در اشیا به‌سرعت رخ می‌دهد و برای فردی سالم که دچار اختلالات روانی نباشد، فهم اینکه آنچه دیده است، خیالی بوده است، به‌سرعت رخ می‌دهد [...] دلیل این موضوع را که مغز ما توانایی تشخیص و حتی خیال‌پردازی چهرۀ هم‌نوعان خود را به دست می‌آورد، باید در تکامل جست‌وجو کرد» (از پیشگفتار کتاب). یعنی بشر ازطریق پاریدولیا به‌دنبال بقای خود است.با آشنایی بیشتر با این مفهوم، می‌توانید کتاب تندیس‌های خیالی را از انتشارت متخصصان بخرید.مدیریت منابع انسانی در حرفۀ آتش‌نشانیچرا باید مدیریت منابع انسانی در حرفۀ آتش‌نشانی را بخوانیم؟ رصدخانۀ منابع انسانی افق پاسخ می‌دهد:هر عملیات موفق آتش‌نشانی، نتیجه‌ی هماهنگی یک تیم حرفه‌ای و مدیریت هوشمندانه‌ی منابع انسانی است. در شرایط بحرانی، حتی یک اشتباه کوچک می‌تواند پیامدهای فاجعه‌آمیز به همراه داشته باشد. تحقیقات نشان می‌دهد بیش از 80 درصد حوادث صنعتی، ناشی از خطای انسانی و ضعف تعامل میان انسان و سیستم‌ها است.کتاب مدیریت منابع انسانی در حرفه آتش‌نشانی با رویکرد «ارزیابی، توانمندسازی و مهارت‌آموزی»، در یازده فصل و 472 صفحه تالیف گردیده است که با تمرکز بر چالش‌ها و نیازهای خاص حرفه‌ی آتش‌نشانی، راهکارهای علمی و عملی در زمینه‌هایی نظیر کارمندیابی و استخدام، اندازه‌گیری و ارزشیابی عملکرد، سنجش، آموزش و توسعه مهارت‌ها، توانمندسازی، فرهنگ‌سازی و جامعه‌پذیری سازمانی (اجتماعی‌سازی) و تقویت تاب‌آوری فردی، تیمی و سازمانی، همراه با الگوها و چک لیست‌های کاربردی ارائه می‌دهد.خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟ رصدخانۀ منابع انسانی افق پاسخ می‌دهد:مدیران و کارشناسان ایمنی و آتش‌نشانی؛آتش‌نشانان و اعضای تیم‌های امدادی؛مدیران و کارشناسان منابع انسانی در صنایع پرخطر؛مربیان آموزشی و متخصصان توسعه سازمانی؛دانشجویان و پژوهشگران علاقمند به حوزه‌ها‌ی‌ ایمنی، آتش‌نشانی، مدیریت بحران و منابع انسانی؛و متقاضیان استخدام در حرفه‌ی آتش‌نشانی.می‌توانید مدیریت منابع انسانی در حرفۀ آتش‌نشانی را از سایت انتشارات متخصصان، دیجی‌کالا، گیسوم و رصدخانۀ منابع انسانی افق بخرید.سکوت، پذیرش، شادیچرا باید سکوت پذیرش شادی را بخوانیم؟ طاقچه پاسخ می‌دهد:کتاب سکوت پذیرش شادی با روایت‌های ملموس و تمرین‌های عملی، به مفاهیمی چون پذیرش، صبوری، آرامش و شادی عمیق می‌پردازد. ویژگی شاخص این کتاب، پیوند تجربه‌های واقعی با تمرین‌های ساده و قابل‌اجراست که مخاطب را به مواجهه‌ی صادقانه با خود و شرایط زندگی دعوت می‌کند. نویسنده تلاش کرده است تا مفاهیم انتزاعی مانند سکوت و پذیرش را از سطح شعار به سطح تجربه‌ی زیسته بیاورد و نشان دهد که آرامش و شادی، نه در نبود مشکل، بلکه در آشتی با واقعیت و پذیرش محدودیت‌ها شکل می‌گیرد. این کتاب برای کسانی که به دنبال راهی برای کاهش اضطراب، یافتن معنا در دل بحران‌ها و رشد فردی هستند، می‌تواند الهام‌بخش باشد. همچنین تمرین‌های ارائه‌شده، ابزارهایی کاربردی برای تمرین حضور در لحظه و پذیرش شرایط فراهم می‌کند.خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟ طاقچه پاسخ می‌دهد:خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که با بحران‌های درونی، احساس تنهایی، خستگی یا نارضایتی از شرایط زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. همچنین برای علاقه‌مندان به خودشناسی، رشد فردی، مدیتیشن و کسانی که به دنبال آرامش و معنا در زندگی روزمره هستند، مناسب است. دانشجویان و فعالان حوزه روان‌شناسی و مشاوره نیز می‌توانند از رویکرد تاملی و تمرین‌های کتاب بهره ببرند.برای خرید سکوت، پذیرش، شادی می‌توانید به سایت انتشارات متخصصان و دیجی‌کالا و طاقچه مراجعه کنید.پلی میان من و توهرچند آثار ارزشمند بسیاری درزمینۀ فرزندپروری منتشر شده‌اند، اما برخی از آن‌ها به‌دلیل زبان پیچیده یا رویکرد بیش از حد تخصصی، شاید برای همۀ خانواده‌ها قابل‌استفاده نیستند. در این کتاب تلاش شده است پلی میان علم، تجربه و زندگی روزمره ساخته شود تا همۀ والدین بتوانند از آن بهره‌مند شوند.برای خرید پلی میان من و تو می‌توانید به طاقچه و دیجی‌کالا مراجعه کنید.</description>
                <category>محمدمهدی یوسفی</category>
                <author>محمدمهدی یوسفی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 15:45:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش به سبک فنلاند</title>
                <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%81%D9%86%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%AF-bltjgutcd8i6</link>
                <description>سلامیکی از جذابیت‌های شغل ویراستاری برای من، یادگرفتن از تازه‌ترین مطالبی است که صاحبان قلم در کتاب‌هایشان می‌نویسند. به همین دلیل، بخشی از نوشته‌ها در حین ویراستاری در خاطرم می‌مانند.کتاب آموزش به سبک فنلاند هم از آن دسته کتاب‌هاست که یادگرفتن از آن محدود به صاحبان شغل خاصی نیست. تیموتی واکر، آموزگار آمریکایی، در این کتاب با قلمی روان و گیرا دربارهٔ تجربهٔ زیستهٔ خودش در کشور فنلاند صحبت می‌کند. بااین‌حال، مخاطب او به‌سادگی می‌تواند شامل فراتر از آموزگاران نیز باشد.تصویر فنلاند در بین سطور کتاب آقای واکر، کشوری شاد و با مردمانی منضبط و قوانین انعطاف‌پذیر است. شاید مهم‌ترین آموزهٔ کتاب او برای من توجه ویژه به مفهوم «فرسودگی شغلی» و راهکارهای فنلاندی برای حل این معضل باشد.چرا باید کتاب آموزش به سبک فنلاند را بخوانیم؟ طاقچه پاسخ می‌دهد:یکی از ویژگی‌های شاخص آموزش به سبک فنلاند، نگاه واقع‌بینانه و کاربردی آن به مسائل آموزش و پرورش است. نویسنده با تکیه‌بر تجربه‌ی زیسته‌ی خود، نه‌تنها تفاوت‌های نظام‌های آموزشی را به تصویر کشیده، بلکه راهکارهایی ملموس برای بهبود شرایط تدریس و یادگیری ارائه داده است. این کتاب به‌جای ارائه‌ی نسخه‌های کلی، بر تغییرات کوچک و قابل اجرا تمرکز دارد؛ مانند برنامه‌ریزی برای استراحت‌های ذهنی، افزایش فعالیت بدنی در کلاس، ایجاد حس تعلق و استقلال در دانش‌آموزان و اهمیت شادی و رفاه معلمان. همچنین، آموزش به سبک فنلاند با نقد فرهنگ کار بی‌وقفه و فشار برای موفقیت، به اهمیت سلامت روان و تعادل میان کار و زندگی اشاره کرده است. خواندن این کتاب می‌تواند الهام‌بخش معلمان، مدیران مدارس و حتی والدینی باشد که به‌دنبال راه‌هایی برای ایجاد محیط آموزشی سالم‌تر و شادتر هستند. علاوه‌براین، کتاب با ارائه‌ی مثال‌های متنوع و پژوهش‌های علمی، امکان تطبیق ایده‌ها را در شرایط مختلف فراهم کرده است.خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟ طاقچه پاسخ می‌دهد:خواندن این کتاب به معلمان، مدیران مدارس، دانشجویان رشته‌های علوم تربیتی، والدین دغدغه‌مند و افرادی که به دنبال راهکارهایی برای کاهش استرس، افزایش انگیزه و بهبود کیفیت آموزش هستند، پیشنهاد می‌شود. همچنین برای کسانی که علاقه‌مند به شناخت نظام‌های آموزشی موفق و مقایسه‌ی فرهنگ‌های آموزشی مختلف‌اند، مناسب است.توصیه می‌کنم امسال حتماً این کتاب را برای هدیه‌دادن به دوستانتان در نظر بگیرید. می‌توانید این کتاب را از وبسایت نشر متخصصان، طاقچه، آکادمی علوم اجتماعی و دیجی‌کالا بخرید.</description>
                <category>محمدمهدی یوسفی</category>
                <author>محمدمهدی یوسفی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Nov 2025 10:40:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وارد بازی شوید</title>
                <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi/%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-p9uoacibtlxw</link>
                <description>سلاممن بیش از ده سال است که کتاب می‌خوانم. یکی از ابزارهایی که باعث شد تا با اشتیاق از کتابی به‌سمت کتاب دیگری بروم، طاقچه است. البته انکار نمی‌کنم که اگر کتاب‌خواندن همراه با تمرکز و وقت آزاد کافی و هدف مشخص نباشد، کار چندان مفیدی نیست.چیزی که راجع به طاقچه می‌خواهم بگویم این است که طاقچه چرخه‌ای جالب دارد که من دوستش دارم. طاقچه اسم این چرخه را «رویش» گذاشته است.در رویش، شما می‌توانید با خریدن کتاب یا با روش‌های دیگری امتیاز جمع کنید. این امتیازها به «برگ‌های رویش» تبدیل می‌شوند. هرچه بیشتر برگ جمع کنید، می‌توانید از تخفیف‌های بیشتری بهره ببرید.خیلی جالب است که بدانید استفادهٔ طاقچه از رویش و برگ‌هایش در واقع استفاده از گیمیفیکشن در فروش است. یعنی طاقچه بازی‌ای طراحی کرده است که شما در آن تشویق می‌شوید تا هرچه بیشتر برگ جمع کنید، کتاب بخوانید و کتاب بخرید تا برگ و درنتیجه، تخفیف بیشتری به دست بیاورید.راستی، شما مصداق دیگری از گیمیفیکشن در فروش بین فروشگاه‌های ایرانی سراغ دارید؟ اگر دوست داشتید، برایم بنویسید.چرا باید کتاب وارد بازی شوید را بخوانیم؟ طاقچه پاسخ می‌دهد:این کتاب با تمرکز بر گیمیفیکیشن و کاربردهای آن در فروش، به خواننده نشان می‌دهد چگونه می‌توان با الهام از عناصر بازی، تعامل و انگیزهٔ مشتریان را افزایش داد و فروش را به‌صورت معناداری رشد داد. «وارد بازی شوید» با ارائهٔ مثال‌های واقعی از برندهای مطرح و تحلیل علمی رفتار مشتریان، به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا استراتژی‌های نوآورانه‌ای برای جذب و حفظ مشتریان خود طراحی کنند. همچنین، با پرداختن به چالش‌ها و موانع اجرایی، نقش هوش مصنوعی و روش‌های ارزیابی اثربخشی، این کتاب راهنمایی جامع برای پیاده‌سازی گیمیفیکیشن در محیط‌های کاری و فروشگاهی فراهم می‌کند. مطالعهٔ این اثر می‌تواند دیدگاه تازه‌ای دربارهٔ بازاریابی و تجربهٔ مشتری ارائه دهد و ابزارهای عملی برای رشد کسب‌وکار در اختیار قرار دهد.خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟ طاقچه پاسخ می‌دهد:این کتاب برای مدیران کسب‌وکار، بازاریابان، فعالان حوزهٔ فروش، طراحان تجربهٔ کاربری و علاقه‌مندان به نوآوری در بازاریابی مناسب است. همچنین افرادی که به دنبال افزایش تعامل مشتریان، بهبود وفاداری و رشد فروش هستند، می‌توانند از مطالب این کتاب بهره‌مند شوند. «وارد بازی شوید» به‌ویژه برای کسانی که دغدغهٔ به‌کارگیری روش‌های نوین در جذب و حفظ مشتری دارند، توصیه می‌شود.کتاب وارد بازی شوید کتابی در حوزهٔ اقتصاد دیجیتال است که راهنمای گام‌به‌گام شما در مسیر یادگیری و استفاده از گیمیفیکیشن در فروش است.برای خرید این کتاب می‌توانید به پایگاه انتشارات متخصصان، طاقچه، دیجی‌کالا و گیسوم مراجعه کنید.</description>
                <category>محمدمهدی یوسفی</category>
                <author>محمدمهدی یوسفی</author>
                <pubDate>Wed, 08 Oct 2025 18:33:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آفتاب گمبرون</title>
                <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi/%D8%A2%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D9%85%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86-siebuyibamwn</link>
                <description>سلامهرکسی در دوران کودکی‌اش کمابیش الگوهایی برای خودش انتخاب می‌کند. یک اتفاق ساده باعث شد که محمدحسین شهریار، شاعر نامدار دوران معاصر، الگوی من شود. آن اتفاقِ ساده پخشِ سریالی از شبکهٔ دو بود که کمال تبریزی برای استاد شهریار ساخته بود. از این زمان بود که استاد الگویِ من شد.بعداز این اتفاق سعی فراوانی کردم که شاعری با شعرهای ماندگار بشوم. البته در خیالات کودکانهٔ خودم قرار بود نویسندهٔ بزرگی هم بشوم.این ماجراها تا آنجا ادامه داشت که بعداز سال‌ها نوشتن و امحای نوشته‌ها به این نتیجه رسیدم که اول از همه باید خوب بخوانم. پس مطالعه را جدی گرفتم. چند سال بعد یک اتفاق سادهٔ دیگر مرا با اصول درست‌نویسی آشنا کرد.امیدوارم حالا که بیشتر می‌خوانم و بیشتر یاد می‌گیرم، بتوانم بازهم به آن رؤیای کودکی نزدیک‌ بشوم و حداقل کپی بی‌ارزشی از شاهکارهای بزرگان ادبیات بسازم. بااین‌حال همیشه از این بابت خوشحالم که رهاورد همهٔ این سال‌ها، علاقهٔ بی‌انتهای من به زبان و ادبیات فارسی بوده است.قصدم از بازکردن این صندوقچهٔ خاطرات نوشتنِ مقدمه‌ای برای معرفی کتابی است که آفتاب آن به‌تازگی طلوع کرده است.چرا باید کتاب آفتاب گمبرون را بخوانیم؟ طاقچه پاسخ می‌دهد:این رمان با پرداختن به زندگی مردم جنوب ایران در دوران استعمار، تصویری ملموس از مقاومت، عشق و امید در دل بحران‌ها ارائه می‌دهد. «آفتاب گمبرون» نه‌تنها داستانی عاشقانه و انسانی است، بلکه لایه‌هایی از تاریخ، سیاست و فرهنگ بومی را نیز در خود جای داده است. روایت از زاویهٔ دید شخصیت‌هایی با پیشینه‌های متفاوت، امکان هم‌ذات‌پنداری با دغدغه‌های اجتماعی و فردی را فراهم می‌کند. خواندن این کتاب فرصتی است برای آشنایی با بخشی از تاریخ کمتر روایت‌شدهٔ ایران و تجربهٔ زیستن در فضایی پرتنش و پرامید.خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟ طاقچه پاسخ می‌دهد:این کتاب برای علاقه‌مندان به رمان‌های تاریخی-اجتماعی، دوست‌داران روایت‌های جنوب ایران، کسانی که به موضوعات استعمار، مقاومت و هویت علاقه دارند و همچنین مخاطبانی که به دنبال داستان‌هایی با محوریت عشق و مبارزه در بستر تاریخ هستند، مناسب است.به سرکار خانم فخاری طلوع «آفتاب گمبرون» رو تبریک می‌گویم و برای ایشان و انتشارات «متخصصان» موفق روزافزون آرزو می‌کنم.می‌توانید این کتاب را ازطریق فروشگاه انتشارات متخصصان، طاقچه، دیجی‌کالا و فروشگاه کالَندز بخرید.</description>
                <category>محمدمهدی یوسفی</category>
                <author>محمدمهدی یوسفی</author>
                <pubDate>Thu, 04 Sep 2025 18:09:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای جامع تحول دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-rkhazzes1rgs</link>
                <description>سلامراهنمای جامع تحول دیجیتال هم متولد شد. این کتاب برای من نماد تداوم در مسیری است که خودم آن را برگزیده‌ام.انتشارات کتاب دربارهٔ راهنمای جامع تحول دیجیتال می‌نویسد:این کتاب، حاصل بیش از دو دهه تجربه عملی نویسندگان در پروژه‌های تحول دیجیتال در نقاط مختلف جهان است و فراتر از تئوری‌های خشک، پر از مثال‌ها و داستان‌های واقعی از موفقیت‌ها و حتی شکست‌های شرکت‌هاست؛ تا به شما نشان دهد چه راهی به آینده باز می‌شود و چه مسیرهایی بن‌بست هستند.طاقچه دربارهٔ این کتاب می‌نویسد:در «راهنمای جامع تحول دیجیتال» نویسندگان با تکیه‌بر تجربه‌های عملی و پژوهش‌های روز، به بررسی روندهای تحول دیجیتال در دنیای کسب‌وکار معاصر پرداخته‌اند. این کتاب در قالب ناداستان تخصصی و با ساختاری منظم، از تعریف و تاریخچهٔ تحول دیجیتال آغاز می‌کند و سپس به بررسی چالش‌ها، فرصت‌ها و راهکارهای پیاده‌سازی آن در سازمان‌ها می‌پردازد. نویسندگان، تحول دیجیتال را نه‌تنها یک تغییر فناورانه، بلکه دگرگونی عمیق در فرهنگ، مدل کسب‌وکار و فرایندهای سازمانی می‌دانند. اثر حاضر با مثال‌های واقعی، تحلیل روندهای جهانی و ارائهٔ راهبردهای عملی، به مدیران و تصمیم‌گیرندگان کمک می‌کند تا با مفاهیم کلیدی این حوزه آشنا شوند و برای مواجهه با آیندهٔ دیجیتال آماده باشند. ساختار کتاب شامل فصل‌هایی دربارهٔ تعریف تحول دیجیتال، تکامل آن، مزایا، استراتژی‌ها، جامعهٔ داده‌محور، ابزارها و آیندهٔ این حوزه است. «راهنمای جامع تحول دیجیتال» با رویکردی تحلیلی و کاربردی، به‌عنوان یک منبع مرجع برای علاقه‌مندان مدیریت فناوری اطلاعات و نوآوری سازمانی قابل‌استفاده است.چرا باید این کتاب را بخوانیم؟ طاقچه پاسخ می‌دهد:مطالعهٔ این کتاب فرصتی فراهم می‌کند تا با ابعاد مختلف تحول دیجیتال و تأثیر آن بر کسب‌وکارها آشنا شد. نویسندگان با ارائهٔ مثال‌های واقعی و تحلیل روندهای جهانی، به خواننده کمک می‌کنند تا اهمیت تحول دیجیتال را درک کند و برای مواجهه با چالش‌های آن آماده شود. این کتاب نه‌تنها به جنبه‌های فناورانه، بلکه به تغییرات فرهنگی و مدیریتی نیز توجه دارد و راهکارهایی برای عبور از موانع رایج ارائه می‌دهد. همچنین، با معرفی ابزارها و استراتژی‌های عملی، امکان برنامه‌ریزی و اجرای موفق تحول دیجیتال در سازمان‌ها را فراهم می‌سازد.خواندن این کتاب را به چه کسانی توصیه می‌کنیم؟ طاقچه پاسخ می‌دهد:این کتاب برای مدیران، کارشناسان فناوری اطلاعات، مشاوران کسب‌وکار، دانشجویان مدیریت و علاقه‌مندان به نوآوری سازمانی مناسب است. همچنین، برای کسانی که دغدغهٔ به‌روزرسانی فرایندها، افزایش بهره‌وری یا سازگاری با تحولات فناورانه را دارند، مطالعهٔ این اثر مفید خواهد بود.به مترجمان این کتاب بابت چاپ کتابشان تبریک می‌گویم. از مجموعهٔ نشر «متخصصان» بابت تمامی زحماتی که می‌کشند، سپاسگزارم.می‌توانید این کتاب را ازطریق نشر متخصصان، فراکتاب و طاقچه بخرید.</description>
                <category>محمدمهدی یوسفی</category>
                <author>محمدمهدی یوسفی</author>
                <pubDate>Sun, 10 Aug 2025 11:00:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوله‌ پشتی رنج</title>
                <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi/%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%B4%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%86%D8%AC-cpel5l1rt1lw</link>
                <description>سلامدر روزهایی که خبرهای تلخ کام همه‌مان را تلخ می‌کرد، کوله‌پشتی رنج چاپ شد و لبخند روی لبانم نشاند.طاقچه دربارهٔ کوله‌پشتی رنج می‌نویسد:«کوله‌پشتی رنج» اثری در قالب ناداستان و خودیاری است که با محوریت تجربهٔ شخصی نویسنده، به بررسی سوگ عاطفی و طردشدگی می‌پردازد. حمیدرضا باقری در این کتاب، نه‌تنها روایتگر رنج‌های خود است، بلکه تلاش می‌کند با جمع‌آوری و خلاصه‌کردن مطالب از منابع معتبر، تصویری از فرایند سوگواری و مواجهه با شکست عاطفی ارائه دهد. ساختار کتاب بر پایهٔ روایت‌های شخصی، تحلیل روان‌شناختی، و ارائهٔ راهکارهای عملی و ملموس شکل گرفته است. نویسنده با تأکید بر کوتاه و سرراست‌بودن کتاب، آن را به گونه‌ای نوشته که برای افرادی که در اوج بحران عاطفی هستند، قابل استفاده و همراه باشد. «کوله‌پشتی رنج» در هفت بخش تنظیم شده و از تجربهٔ زیستهٔ نویسنده آغاز می‌شود، سپس به توصیف مراحل سوگ، راهکارهای پیشنهادی و در نهایت جمع‌بندی و پیام پایانی می‌پردازد. این کتاب بیشتر بر تجربهٔ فردی و همدلی با مخاطب تکیه دارد تا ارائهٔ نظریات صرفاً علمی یا دانشگاهی.طاقچه دربارهٔ این کتاب این‌گونه می‌نویسد:کتاب «کوله‌پشتی رنج» با روایت تجربهٔ شخصی نویسنده از یک شکست عاطفی آغاز می‌شود؛ جایی که او خود را در اوج درد، ناامیدی و فروپاشی روانی می‌یابد. نویسنده با صداقت از احساسات و افکارش در روزهای ابتدایی سوگ می‌گوید: از بی‌خوابی، کاهش وزن، قطع ارتباط با جهان بیرون و حتی اندیشه‌های خودویرانگر. این روایت، بستری برای همدلی با خواننده‌ای است که ممکن است در شرایط مشابهی قرار داشته باشد. در ادامه، کتاب به توصیف مراحل مختلف سوگ عاطفی می‌پردازد: انکار، خشم، چانه‌زنی، افسردگی و پذیرش. نویسنده این مراحل را نه به‌عنوان فرمولی قطعی، بلکه به‌عنوان تجربه‌هایی انسانی و متغیر شرح می‌دهد. او تأکید دارد که عبور از این مراحل نیازمند زمان و صبر است و هیچ راه میان‌بری برای التیام وجود ندارد. در بخش‌هایی از کتاب، بافری به راهکارهایی اشاره می‌کند که خود برای عبور از بحران به کار گرفته است؛ از ورزش‌کردن و پیاده‌روی تا نوشتن احساسات، دوری از موسیقی‌های خاطره‌انگیز، نیایش شخصی، مراجعه به تراپیست، و گفتگو با دوستان نزدیک. او همچنین به اهمیت کشف علاقه‌مندی‌های جدید و پذیرش تنهایی اشاره می‌کند. نویسنده با ذکر تجربه‌های موفق و ناموفق خود، بر این نکته پافشاری دارد که هر فرد باید راهکارهای متناسب با شرایط خود را بیابد و هیچ نسخهٔ واحدی برای همه وجود ندارد. در بخش‌های پایانی، کتاب به اهمیت معناجویی در رنج و ضرورت پذیرش درد به‌عنوان بخشی از زندگی می‌پردازد. نویسنده با الهام از آثار دیگران، به‌ویژه «انسان در جست‌وجوی معنا» اثر «ویکتور فرانکل»، بر این باور است که یافتن معنا در رنج می‌تواند به تحمل آن کمک کند. در نهایت، «کوله‌پشتی رنج» با تأکید بر رشد فردی، پذیرش زخم‌ها و حرکت به‌سوی خوددوستی و احترام به خویشتن، خواننده را به آغاز سفری تازه دعوت می‌کند.چرا باید کوله‌پشتی رنج را بخوانیم؟ طاقچه پاسخ می‌دهد:این کتاب با رویکردی صادقانه و بی‌پرده، تجربهٔ زیستهٔ یک انسان در مواجهه با سوگ عاطفی را روایت می‌کند. «کوله‌پشتی رنج» نه‌تنها به بیان احساسات و مراحل مختلف سوگواری می‌پردازد، بلکه راهکارهایی را که نویسنده در مسیر بهبودی آزموده، به اشتراک می‌گذارد. خواندن این اثر می‌تواند برای کسانی که درگیر شکست عاطفی یا طردشدگی هستند، همدلی و همراهی ایجاد کند و نشان دهد که این رنج‌ها بخشی از تجربهٔ انسانی‌اند. همچنین، کتاب با تأکید بر اهمیت معناجویی و پذیرش درد، به مخاطب کمک می‌کند تا با نگاهی واقع‌بینانه‌تر به رنج‌های خود بنگرد و راه‌هایی برای عبور از آن‌ها بیابد.خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟ طاقچه پاسخ می‌دهد:مطالعهٔ این کتاب برای افرادی که با شکست عاطفی، طردشدگی یا سوگ دست‌وپنجه نرم می‌کنند، مفید است. همچنین کسانی که به دنبال راه‌هایی برای عبور از بحران‌های عاطفی و یافتن معنا در رنج‌های خود هستند، می‌توانند از محتوای آن بهره ببرند. «کوله‌پشتی رنج» برای علاقه‌مندان به حوزهٔ خودیاری و روان‌شناسی کاربردی نیز قابل استفاده است.به نویسندهٔ محترم این کتاب بابت چاپ کتابشان تبریک می‌گویم. از مجموعهٔ نشر خلّاق «متخصصان» برای اعتمادی که به من کردند و فرصت رشدی که در اختیارم گذاشتند، از صمیم قلب تشکر می‌کنم. از راه دور، دستان زحمتکش دست‌اندرکاران مجموعهٔ وزین «ویراستاران» را می‌بوسم.می‌توانید این کتاب را ازطریق طاقچه، فراکتاب، دیجی‌کالا و گیسوم بخرید.</description>
                <category>محمدمهدی یوسفی</category>
                <author>محمدمهدی یوسفی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Jul 2025 18:40:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز معلم</title>
                <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85-kxiwgruse1ri</link>
                <description>سلامبه‌رسمِ ادب، روز معلم رو به اساتید بزرگوارم سرکار خانم مونا ولی‌پور و جنابان آقایان محمدمهدی باقری، سیدحمید حیدری‌ثانی و سیدمحسن ملاباشی تبریک می‌گم.همچنین یاد معلم شهید، ابوالحسن خانعلی، رو پاس می‌دارم. او جوانی ۲۹ساله بود که در مدرسه فلسفه و زبان عربی درس می‌داد. این معلم شهید در ۱۲اردیبهشت۱۳۴۰، در تجمع صنفی اعتراض‌آمیز معلمان، در میدان بهارستان، کشته شد.</description>
                <category>محمدمهدی یوسفی</category>
                <author>محمدمهدی یوسفی</author>
                <pubDate>Fri, 02 May 2025 12:42:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه‌های من: از دانشگاه تا ویراستاری</title>
                <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7-q8k2ogalgfm6</link>
                <description>سلامبعداز دفاع از پایان‌نامه، چند ماهی رو در خونه بلاتکلیف بودم و حتی گمان می‌کردم دچار افسردگی پسادفاع شدم. ازطرفی جست‌وجوها برای کار، همیشه به کارت پایان خدمت می‌رسید و ازطرف‌ِدیگه جامعهٔ ما به یه دانش‌آموختهٔ علوم انسانی - هرچند که او رتبه برتر باشه - نیازی نداشت.مدتی با همین اوضاع و احوال گذشت تا اینکه به این نتیجه رسیدم که باید به حرفِ برایان تریسی گوش کنم و سربازی‌ام رو قورت بدهم.قورباغه‌ات را قورت بده نام کتاب مشهوری از برایان تریسیه. من در این بند هم خواستم با نام کتابش شوخی کنم و هم به یکی از نتایج مهم کتابش اشاره کنم.این‌گونه شد که راهی پادگان آموزشی شدم و اولین تجربهٔ بعداز دانشگاه رو به دست آوردم که آن چیزی نبود جز حقوق ۲،۲۰۰،۰۰۰تومانی ازطرفِ نیروی زمینی ارتش و بیمهٔ نیروهای مسلح. این حقوق و بیمه تا پایان خدمت در خرم‌آباد همراهم موند؛ اما در خرم‌آباد زندگی، یه درس دیگه هم بهم داد. در اونجا من مطمئن شدم که حجم سنگین کتاب‌هایی که خوندم و فعالیت‌هایی که برای علوم سیاسی کردم، در جامعه‌ هیچ ارزشی نمی‌سازه. در عوض، من یه مهارت ساده داشتم و هنوز هم دارم که با همان مهارت می‌تونم ارزش‌آفرینی کنم.وقتی خدمت رو تمام کردم، بازهم بلاتکلیفی گریبان‌گیرم شد. کارت اومد، اما کار نه. پس اولین رزومه‌م رو ساختم و برای آکادمی همراه اول. می‌دونین بعدش چی شد؟ شکست خوردم.توی خدمت، وقت گذاشتم و کتابی به نام دنیای جوانی رو خوندم. این کتاب از معدود کتاب‌هایی هست که واقعاً من رو تغییر داده. از این کتاب یاد گرفتم که بیست‌وهشت‌سالگی برای من مرز بین پیری و جوانی هست و اگه نجنبم، حاصلی از زندگی‌م نبردم.دنیای جوانی، نوشتۀ علی قائمی، انتشارات بین‌الملل، 1393.بعد از پایان خدمت تغییر سبک زندگی‌م رو جدی گرفتم؛ پس با کمک تراپیست عادت‌هام رو تغییر دادم؛ با مطالعه کمال‌گرایی‌م رو شکست دادم؛ با رژیم غذایی توی ۱۲۰ روز، ۸ کیلوگرم وزن کم کردم؛ مهارت‌هام رو گسترش دادم و رزومه‌م رو بهتر کردم؛ هم‌زمان برای فرصت‌های شغلی بیشتری رزومه فرستادم. بالأخره هم تلاش‌هام نتیجه داد.دقیقاً در ۸بهمن۱۴۰۳ به اولین استخدام زندگی‌م رسیدم‌. بعد در همون ماه اولین پروژهٔ حرفه‌ای رو به دست گرفتم و دقیقاً در ۵اسفند۱۴۰۳ اولین دستمزدم رو گرفتم. با خودم عهد بستم با اولین دستمزدم کاری کنم که در خاطرم بمونه؛ پس بخشی از اون را ازطرف بابا - که هرچه دارم از همت اوست - تقدیم به کارِخیر کردم‌.می‌گن ابن‌سینا در جوانی کتاب مابعدالطبیعهٔ ارسطو رو خوند، اما موفق نشد اندیشه‌های ارسطو رو درست و عمیق درک کنه. پس ۳۹ مرتبهٔ دیگه هم این کتاب رو خوند، اما بازهم در هر مرتبه تغییری احساس نکرد. بعدها اتفاقی کتابی به دستش رسید که شرح مابعدالطبیعه بود. ابن‌سینا با خوندن این کتاب موفق شد کتاب ارسطو رو به‌خوبی بفهمه.پس اگه کاری رو شروع کردی و موفقیتی به دست نیاوردی، قرار نیست با تلاش بیشتر موفق بشی. شاید نیاز باشه درموردِ راه‌حلت تجدیدنظر کنی.</description>
                <category>محمدمهدی یوسفی</category>
                <author>محمدمهدی یوسفی</author>
                <pubDate>Thu, 24 Apr 2025 18:21:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب‌های من</title>
                <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7-qu3vygzysehi</link>
                <description>سلامهفت سال پیش، در روزهای پایانی دانشکده، سیر مطالعهٔ شخصی و جامعی رو دربارهٔ مسائل سیاسی شروع کرده بودم. درنهایت، بعد از مطالعهٔ ۵۰ جلد کتاب، به این کار خاتمه دادم؛ چون ورودم به دنیای ویراستاری با شروع سیر مطالعهٔ جدیدی همراه شده. به‌هرحال، می‌تونم ادعا کنم که تأثیر این کتاب‌ها در رفتار و گفتار سیاسی‌م برگشت‌ناپذیره.علاوه‌بر این، تصمیم گرفتم که از این به بعد، تا زمانی که کتابی رو تمام نکردم، کتاب جدیدی نخرم. همچنین، از این به بعد، فقط دربارهٔ مهارت‌هام مطالعه می‌کنم و تعریفم از «مطالعه» رو هم گسترش می‌دم: کتاب، کتاب صوتی، روزنامه، انیمیشن، موسیقی، کلیپ آموزشی، کارگاه‌های آموزشی و کارآموزی.از آغاز ۱۳۹۰ تا پایان ۱۴۰۳، مجموع کتاب‌های مطالعه‌‌شده‌م به ۲۲۳ جلد کتاب رسیده. بخش مهمی از این کتاب‌ها، به سیر مطالعهٔ علوم سیاسی و کتاب‌های داستانی برمی‌گرده. در سال ۱۴۰۳، درمجموع ۲۷ جلد کتاب خوندم. به نظرم بهترین کتاب‌هایی رو که پارسال خوندم، می‌تونم این‌طوری معرفی کنم:در میان رمان‌های ایرانی: کلیدر؛در میان رمان‌های خارجی: کتابخانهٔ نیمه‌شب؛در میان غیرداستانی‌های ایرانی: در کشاکش دین و دولت؛در میان غیرداستانی‌های خارجی: نزاع هزارسالهٔ ما.</description>
                <category>محمدمهدی یوسفی</category>
                <author>محمدمهدی یوسفی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Apr 2025 10:24:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیوندهای من</title>
                <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7-zsast9521dnk</link>
                <description>سلامپیش از شروع فعالیت‌هام، در سایت زی‌لینک صفحه‌ای ساختم تا در جایی پیوندهای مرتبط با خودم رو جمع کنم. بعداز چند وقت متوجه شدم که این پیوندها در دنیای بی‌انتهای وب گم می‌شن؛ یعنی وقتی کسی نام من رو گوگل می‌کنه، فقط - آن هم در نتایج صفحات بعدی - دو تا پیوند می‌بینه که دانشگاه برای پایان‌نامه‌م ساخته.موضوع دیگه اینکه با به‌روزرسانی‌های زی‌لینک، حالا برای بهترشدن جایگاه در جست‌وجوها و چند موضوع دیگه باید به زی‌لینک پول بدم. البته متوجهم که باید از کسب‌وکارهای نوپا حمایت مالی کرد، ولی من هم مثل هر هم‌وطن دیگه‌ای دنبال راه فرار از این موضوع هستم.درنتیجه، تصمیم گرفتم همهٔ پیوندهام رو در اینجا بذارم تا از دسترسی آسون بهشون مطمئن باشم.وبلاگ شخصی من:https://virgool.io/@mmahdiyousefiایمیل من:mmyousefip@gmail.comصفحه‌های اجتماعی من:https://Instagram.com/mmahdiyousefihttps://www.linkedin.com/in/mmahdiyousefiسایر فعالیت‌ها:رزومهٔ من:Jobvision.ir/cv/27368487-131153https://jobinja.ir/user/AB-3319611پایان‌نامهٔ من:https://lpd.atu.ac.ir/fa/person/14755/یاhttps://atu.ac.ir/fa/person/14755/کتابخانهٔ من:https://docs.google.com/spreadsheets/d/1m1S-Xc6_UUyzJjfMjM3m55it3u3KIvxf/edit?usp=drivesdk&amp;ouid=101818606375990743817&amp;rtpof=true&amp;sd=true</description>
                <category>محمدمهدی یوسفی</category>
                <author>محمدمهدی یوسفی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Apr 2025 09:12:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقدمه</title>
                <link>https://virgool.io/@mmahdiyousefi/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-ca20afkncevh</link>
                <description>سلام.من محمدمهدی‌ام. در شهر رشت زندگی می‌کنم. سال‌هاست که به کلمات و جملات و کتاب‌ها علاقه‌مندم و براساس علاقه‌ام جذب شغل ویراستاری شدم. شغلی که می‌تونم در اون هم نقش مفیدی در جامعه بازی کنم و هم مثل همیشه به‌اندازهٔ کافی مطالعه کنم. علاوه‌بر کتاب، سعی می‌کنم هر ماه چند انیمشین روز دنیا رو هم ببینم.به اینجا اومدم تا بیشتر بنویسم و بیشتر بخونم. سعی می‌کنم در نوشته‌هام علاوه‌بر درست‌نوشتن زبان فارسی، تاحدِّامکان شکسته‌نویسی رو هم رعایت کنم، وگرنه که به‌خوبی با اصول درست آشنایی دارم.نشانی من در این صفحه‌ رو دیدین؟ می‌تونین همین اسم و نشانی را در اینستاگرام هم دنبال کنین. من در اونجا بیشتر از نوشتن، به انتشار عکس‌هایی که از روزمرگی‌هام می‌گیرم، علاقه نشان می‌دم. ضمن اینکه دوست دارم در اونجا از تیم محبوبم، منچسترسیتی، حمایت کنم و گهگاهی فراخوان‌هایی برای امور خیریه منتشر کنم.امیدوارم، وبلاگ شخصی‌م در ویرگول رو بتونم برای سال‌های طولانی حفظ کنم و رشد بدم.</description>
                <category>محمدمهدی یوسفی</category>
                <author>محمدمهدی یوسفی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Apr 2025 16:12:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>