<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدمهدی قربانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mmghorbani</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:41:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/617106/avatar/R7HN2s.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدمهدی قربانی</title>
            <link>https://virgool.io/@mmghorbani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقدی بر فیلم-کنسرت «ارباب حلقه‌ها» در تهران</title>
                <link>https://virgool.io/@mmghorbani/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-s9meu8pdcsit</link>
                <description>شهریور 1404 بود که پس از ماه‌ها به‌صورت گذری، به اینستاگرام سر زدم و ناگهان ویدئوی معرفی فیلم-کنسرت «ارباب حلقه‌ها» را در صفحه فیدیبو دیدم. برای من که یکی از طرفداران پر و پا قرص دنیای آردا و سرزمین میانه هستم و سال‌ها با حسرت، ویدئوهای اجراهای مشابه خارجی را در یوتیوب تماشا کرده‌ام، امکان نداشت این فرصت را از دست بدهم. بلافاصله سراغ خرید بلیت رفتم و خوش‌شانس بودم که توانستم بلیت سالن اصلی را تهیه کنم. با شوق فراوان لحظه‌شماری می‌کردم تا یکشنبه فرا برسد و به اجرا بروم، اما متأسفانه در حین اجرا، این شوق کم‌کم فروکش کرد. در این نوشته تلاش می‌کنم تجربه‌ام را با نگاهی منصفانه روایت کنم و شاید کمکی به بهبود چنین اجراهایی در آینده باشد.یک کنسرت برای فرمانروایی بر همه!پیش از هر چیز باید تأکید کنم که قدردان تک‌تک افرادی هستم که از شکل‌گیری ایده تا اجرای نهایی این پروژه نقش داشته‌اند. تلاش آنها برای پر کردن خلا چنین تجربه‌ای در ایران ارزشمند است و همه ما طرفداران دنیای تالکین باید از این حرکت حمایت کنیم. نقدی که می‌نویسم با هدف تخریب نیست، بلکه برای کمک به ارتقای کیفیت اجراهای مشابه در آینده است. راستش را بخواهید، من چندان اهل کنسرت رفتن نیستم، اما اگر بخواهم از بین همه کنسرت‌ها یکی را انتخاب کنم، بی‌تردید «ارباب حلقه‌ها» انتخاب من خواهد بود.چرا این اجرا ناامیدکننده بود؟1) روایت خطی و خسته‌کنندهبزرگ‌ترین ضعف اجرا نه در کیفیت نوازندگی بود، نه در رهبری ارکستر، نه در مسائل فنی صدا و تصویر و حتی نه در مدیریت جمعیت؛ مشکل اصلی در نوع روایت بود. تصور می‌کنم بسیاری از مخاطبان مثل خودم، انتظار داشتند قطعات مشهور موسیقی متن سه‌گانه اجرا شود و همزمان بخش‌هایی از فیلم روی پرده پخش گردد تا حال و هوای کنسرت تقویت شود. اما برگزارکنندگان در تصمیمی عجیب کوشیدند کل دوازده ساعت فیلم را در دو ساعت فشرده کنند و در بسیاری از صحنه‌ها تنها چند دقیقه موسیقی بنوازند. نتیجه این تصمیم، سکوت‌های طولانی و لحظات حوصله‌سربر در سالن بود. بیشتر مخاطبان چنین رویدادی از طرفداران جدی این مجموعه‌اند و بارها سه‌گانه و الحاقات آن را تماشا کرده‌اند؛ آنها برای شنیدن موسیقی آمده بودند، نه تماشای دوباره فیلم.2) عدم هماهنگی موسیقی و تصویربخشی از جذابیت فیلم-کنسرت در هم‌خوانی دقیق موسیقی و تصویر است. در این اجرا اگرچه موسیقی پس‌زمینه فیلم حذف و فقط دیالوگ‌ها باقی گذاشته شده بود (که تصمیم درستی است) اما موسیقی زنده‌ای که اجرا می‌شد اغلب هیچ تناسبی با سکانس در حال پخش نداشت. به عنوان مثال، قطعه‌ای با تم حماسی روی صحنه‌ای تراژیک نواخته می‌شد و این تناقض آزاردهنده بود. به‌عنوان کسی که چندین بار سه‌گانه را به‌طور کامل دیده‌ام، مدام انتظار داشتم موسیقی مربوط به همان صحنه اجرا شود و همین باعث دل‌زدگی شد.3) تمرکز بیش از حد بر فیلم اولاز دو ساعت زمان اجرا، حدود نیمی به فیلم اول اختصاص داشت و بسیاری از سکانس‌های آن بدون ضرورت پخش شد؛ در مقابل، دو فیلم دیگر (که اتفاقاً هیجان‌انگیزترند و قطعات موسیقی ماندگاری دارند) به‌طور فشرده نمایش داده شدند. گویی تدوین‌گر در میانه کار متوجه زمان‌بری فیلم اول شده، اما به‌جای بازنگری و حذف بخش‌های غیرضروری، تصمیم گرفته زمان دو فیلم دیگر را به‌شدت کوتاه کند. همین باعث شد فیلم سوم، که طولانی‌ترین نسخه سه‌گانه است، تنها در چند سکانس خلاصه شود. 4) حذف سکانس‌های مهم و موسیقی ماندگارسکانس مبارزه گاندالف با بالروگ در معدن موریا یکی از نقاط اوج سه‌گانه است و موسیقی آن (قطعه The Bridge of Khazad Dum) به گروه کُر نیاز دارد و بسیار شنیدنی است، اما در این اجرا به‌طور کامل حذف شده بود. همین‌طور سکانس دیدار یاران حلقه با بانو گالادریل و کله‌بورن در جنگل لوتلورین و قطعه زیبای Lothlorien نیز اجرا نشد. حذف چنین لحظاتی باعث شد یکی از جذاب‌ترین بخش‌های موسیقی متن به گوش نرسد.5) ضعف در ویرایش صداهرچند حذف موسیقی پس‌زمینه و اجرای زنده باعث شد مطمئن شوم کنسرت کاملاً زنده است، اما این کار صداهای محیطی مهم مثل برخورد شمشیرها، سم اسب‌ها و افکت‌های اکشن را نیز حذف کرده بود. همین مسئله فضای فیلم را کم‌هیجان‌تر کرده بود و گاهی یادآور فیلم‌های صامت صد سال پیش می‌شد.6) تمرکز بیشتر روی فیلم تا موسیقیبا وجود نام «فیلم-کنسرت»، در عمل بیشتر شبیه اکران فیلم با کمی موسیقی زنده بود. تجربه تماشای سینمایی سه‌گانه در ایران چیز تازه‌ای نیست، اما پوستر این اجرا وعده «برای اولین بار در ایران» داده بود و انتظار من تجربه‌ای موسیقایی بود، نه صرفاً مرور دوباره فیلم. حتی خود موسیقی هم در بسیاری از لحظات به‌اندازه یک ارکستر ۱۵۰ نفره پرقدرت به گوش نمی‌رسید و حس می‌کردم کمتر از ده نفر روی صحنه می‌نوازند. پیشنهاد می‌کنم در اجراهای بعدی نور صحنه را خاموش نکنند و تصاویر نوازندگان را به‌طور مداوم روی نمایشگرهای جانبی نشان دهند تا ارتباط مخاطب با ارکستر بیشتر شود.پیشنهاد برای اجراهای آیندهموسیقی سه‌گانه «ارباب حلقه‌ها» از ده‌ها قطعه تشکیل شده که تم‌های مشترک دارند و آهنگساز (هاوارد شور) آنها را به‌گونه‌ای کنار هم قرار داده که روایت موسیقایی فیلم حفظ شود. اگر این قطعات پشت سر هم و بدون وقفه اجرا شوند، مخاطب ضمن تشخیص ملودی‌های آشنا، غرق در جریان داستان می‌شود و خستگی به سراغش نمی‌آید. مثلاً ملودی پایانی قطعه Many Meetings همان است که در میانه The Treason of Isengard شنیده می‌شود و پایان این قطعه نیز با آغاز The Bridge of Khazad Dum پیوند دارد. چنین پیوستگی‌هایی فرصت ارزشمندی برای طراحی یک برنامه منسجم فراهم می‌کند. امیدوارم در اجراهای بعدی از این ویژگی بهره گرفته شود و تمرکز اصلی روی موسیقی باشد، نه بر روی خلاصه‌سازی فیلم.</description>
                <category>محمدمهدی قربانی</category>
                <author>محمدمهدی قربانی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Sep 2025 13:25:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست‌زدگی؛ به بهانه کنسرت همایون شجریان</title>
                <link>https://virgool.io/@mmghorbani/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B2%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-npl0b1bm47mr</link>
                <description>در اوایل شهریور ۱۴۰۴، همایون شجریان اعلام کرد که پس از سال‌ها موفق به اخذ مجوز برگزاری یک اجرای رایگان، یا به اصطلاح «کنسرت خیابانی»، شده است. قرار بود این کنسرت در روز جمعه ۱۶ شهریور، همراه با گروه سیاوش، در میدان آزادی تهران برگزار شود. با این حال، تنها چند روز پیش از موعد، خبر لغو آن از سوی شجریان منتشر شد؛ دلیلی که ارائه شد «عدم امکان مدیریت جمعیت میلیونی» بود. این رخداد، فراتر از ماهیت هنری خود، بهانه‌ای است برای پرداختن به مسائلی کلان‌تر در بستر اجتماعی و سیاسی ایران.واکنش‌های اجتماعیانتشار خبر برگزاری و سپس لغو کنسرت، به سرعت موجی از واکنش‌های متفاوت در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت. این واکنش‌ها را می‌توان در سه دسته اصلی طبقه‌بندی کرد:گروهی از هواداران که این خبر را روزنه‌ای از امید تلقی کرده و مشتاق حضور در آن بودند.افرادی که آن را اقدامی تبلیغاتی و «ماله‌کشی» دولت برای پوشاندن مشکلات مزمن کشور از جمله قطعی برق و بحران آب دانستند.کسانی که فرصت را مغتنم برای بروز اعتراض اجتماعی و حضور آزادانه زنان و مردان قلمداد کردند.این تنوع واکنش‌ها نشان می‌دهد که حتی رویدادی به ظاهر ساده، ظرفیت آن را دارد تا این حد برداشت‌های متفاوت مشاهده شود.ابعاد مختلف مسئلههنرمندجامعه ایران بارها نشان داده است که محبوبیت یا نفرت از یک شخص در نظرش به مویی بند است. مردم معمولاً قضاوتی خاکستری ندارند: یا کاملاً سفید می‌بینند یا کاملاً سیاه. به همین دلیل، شخصیت و آثار هنرمند در ذهن عموم به هم گره می‌خورد. این انتظار سخت‌گیرانه، هنرمندان را ناچار به خودسانسوری می‌کند و آنان را از تأثیرگذاری مستقل بازمی‌دارد. نمونه تازه‌اش حملات سازمان‌یافته در فضای مجازی به خانواده شجریان پس از خبر اجرای کنسرت بود؛ در این حملات اخبار، نقدها و مصاحبه‌هایی که سال‌ها در آرشیو برخی افراد خاک خورده بود و به دلیل اینکه در سالیان اخیر، محمدرضا شجریان نماد صدای اعتراضی و مقابله با حکومت بود، با تبدیل شدن آن به یک مهره سوخته، ناگهان دوباره مطرح شد. همزمان موجی از حمایت به سمت هنرمندان دیگری مانند اکبر گلپا رفت که سالها در کنج عزلت بودند و حال به یکباره در خاطر مردم عزیز شدند.نمونه‌ای شناخته‌شده دیگر در این زمینه علیرضا افتخاری است؛ یکی از پرمخاطب‌ترین و پرکارترین خوانندگان موسیقی ایرانی که بیش از هفتاد آلبوم رسمی در کارنامه دارد. او در دهه‌های هفتاد و هشتاد شمسی از چهره‌های پیشرو موسیقی سنتی ایران بود و آثار محبوب بسیاری در این سبک منتشر کرد. اما در سال ۱۳۸۹، پس از اجرای برنامه‌ای به مناسبت روز خبرنگار، با رئیس‌جمهور وقت محمود احمدی‌نژاد دیدار کرد و او را در آغوش گرفت. همین صحنه به سرعت به موضوع حملات گسترده مخالفان دولت تبدیل شد و واکنش‌های تند رسانه‌ای و اجتماعی را علیه او برانگیخت. این فشارها چنان شدت گرفت که افتخاری بعدها در مصاحبه‌ای اعلام کرد خود و خانواده‌اش تا مرز فروپاشی روانی و حتی اقدام به خودکشی پیش رفته‌اند. پیامد این هجمه‌ها، کناره‌گیری کامل او از صحنه موسیقی و نوعی خانه‌نشینی دائمی بود. این مثال‌ها نشان می‌دهد جامعه ایران تا چه اندازه هیجانی تصمیم می‌گیرد و همین ویژگی بارها زمینه‌ساز سوءاستفاده گروه‌های مختلف شده است.حاکمیت و نهادهای اجراییاز سوی دیگر، ادعای برگزارکنندگان برنامه مبنی بر عدم توانایی جمعیت میلیونی، بیشتر شبیه به مغلطه است تا استدلال. زیرا ادعای آنها بیشتر از آنکه ناشی از عدم توانایی باشد، ناشی از کارشکنی است. تجربه رویدادهایی همچون «مهمانی ده کیلومتری غدیر» در سال‌های اخیر خلاف این ادعا را ثابت کرده و نشان می‌دهد اگر حاکمیت قصد اجرای مراسمی با جمعیت چند میلیونی را داشته باشد، تواناییش را هم دارد.https://www.tabnak.ir/004k5rhttps://tn.ai/2922027https://www.etemadonline.com/tiny/news-621705بنابراین می‌توان استدلال کرد که مسئله اصلی نه ناتوانی فنی یا اجرایی، بلکه ملاحظات سیاسی و نمادین و به خصوص در رابطه به مکان آن یعنی میدان آزادی باشد؛ جایی که یک ماه قبل تر، به‌عنوان محل برگزاری مراسم «محرم شهر» بوده و حال میدان آزادی برای قشر مذهبی، بار معنایی و نمادین خاصی دارد. احتمالاً به همین دلیل در نهایت اجرای کنسرت (اگر برگزار شود) به مکانی دیگر مانند ورزشگاه آزادی منتقل خواهد شد.برگزاری سوگواره آئینی «محرم شهر» در میدان آزادی - محرم 1404سیاست‌زدگی و پیامد‌های آنمفهوم «سیاست‌زدگی» در معنای عام، عبارت است از نگرش افراطی به تمامی مسائل از منظر سیاسی و تقلیل هر پدیده اجتماعی یا فرهنگی به منازعات حزبی و ایدئولوژیک. در چند دهه اخیر، جامعه ایران به گونه‌ای با سیاست در هم تنیده است که تقریباً هیچ مراسم مذهبی، ملی یا هنری، فارغ از برداشت‌ها و اهداف سیاسی برگزار نمی‌شود. این امر موجب زوال اصالت رویدادها و فروکاست آن‌ها به ابزارهای کنش سیاسی شده است.در حالی‌که نگاه سیاسی به مسائل می‌تواند سازنده و مفید باشد، غلبه آن بر تمامی ابعاد زندگی اجتماعی، کارکرد اصلی پدیده‌ها را از بین می‌برد. به نظر من نگاه سیاسی داشتن لازم است، اما باید چاشنی تحلیل باشد، نه ابزار اصلی. ماجرا درست شبیه تماشای یک مسابقه فوتبال است: هواداران ابتدا تیم خود را تشویق می‌کنند، اما کم‌کم تمام توجهشان معطوف به کری‌خوانی با رقیب می‌شود و فراموش می‌کنند که اصلاً آمده‌اند فوتبال ببینند. سیاست هم اگر بیش از حد پررنگ شود، ما را از اصل موضوع دور می‌کند.این وضعیت مشابه آن چیزی است که آبراهام مازلو در قالب «قانون چکش» بیان کرده است:«اگر تنها ابزاری که در اختیار دارید چکش باشد، تمایل خواهید داشت همه چیز را شبیه میخ ببینید.»اعتماد بیش از حد به یک ابزار، نوع نگاه ما را تحریف می‌کند. به همین قیاس، سیاست‌زدگی سبب می‌شود جامعه هر مسئله‌ای را صرفاً از دریچه سیاست ببیند و دیگر لایه‌های معنایی آن را نادیده بگیرد.البته نباید فراموش کرد که سیاست‌زدگی پدیده‌ای دو سویه است؛ هم از جانب جامعه جریان می‌یابد و هم از سوی حاکمیت تقویت می‌شود. هرچه این روند تداوم یابد، شرایط پیچیده‌تر و فضای کنشگری تنگ‌تر می‌گردد. در چنین وضعیتی، هر حرکت مدنی یا جنبش اجتماعی به‌سرعت به مسئله‌ای سیاسی ـ امنیتی تبدیل می‌شود و حلقه فشار بر گروه‌های مردمی و احزاب مستقل تنگ‌تر می‌شود. از سوی دیگر، حتی اگر در میان مسئولان افرادی با نیت خیرخواهانه و رویکرد سازنده وجود داشته باشند، اقدامات آنان اغلب از سوی افکار عمومی به‌عنوان پروژه‌ای نمایشی یا تلاشی برای عوام‌فریبی تعبیر می‌شود و همین امر کارآمدی تلاش‌های اصلاحی را کاهش می‌دهد.سیاست‌گریزی؛ روی دیگر سکهافراط در سیاست‌زدگی، دیر یا زود پیامدی معکوس به همراه خواهد داشت: «سیاست‌گریزی» (Apoliticism). این پدیده، به معنای اجتناب آگاهانه یا ناخودآگاه افراد از هرگونه مشارکت و بحث سیاسی است. سیاست‌گریزی به ظاهر نوعی بی‌طرفی شخصی است، اما در عمل آثار نامطلوبی بر پیکره جامعه برجای می‌گذارد. سیاست‌گریزی به انزوای تدریجی شهروندان، تبدیل شدن اقلیت‌های فعال به تنها صدای غالب جامعه، کاهش همبستگی اجتماعی، گسترش بی‌تفاوتی عمومی، تضعیف مطالبه‌گری و در نهایت تثبیت وضع موجود منجر می‌شود. بررسی ابعاد این پدیده مجالی دیگر می‌طلبد، اما یادآوری آن در اینجا ضروری است تا نشان داده شود که سیاست‌زدگی و سیاست‌گریزی، هر دو روی یک سکه‌اند و می‌توانند به یک اندازه زیان‌بار باشند.</description>
                <category>محمدمهدی قربانی</category>
                <author>محمدمهدی قربانی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Sep 2025 22:22:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>