<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد مهدی رسولی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mmrasooli</link>
        <description>یک ماجرا جو که فعلا در پالیز ادبیات , هنر , گرافیک کامپیوتری کورمال کورمال خشت میزنه :)   Http://mmrasooli.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:11:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>محمد مهدی رسولی</title>
            <link>https://virgool.io/@mmrasooli</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دین یا حکومت ؟ داستان یک اجبار!</title>
                <link>https://virgool.io/@mmrasooli/religion-or-goverment-l01bfwmyrdbk</link>
                <description>در بین معترضان حجاب اجباری ( و خیلی چیز های دیگه ) افرادی رو دیدم که میگفتن اگه حکومت وضعیت رو درست کنه ما حاضریم حجاب رو رعایت کنیم . درواقع اصلا حرفشون نه حجاب بوده و نه جدایی دین از سیاست بلکه فقط اسمش رو شنیده بودند و دوست داشتن که تکرار کنن ( اگه تاریخ رو نگاه کنید همیشه این دسته ادما بودند , چه طرفدار های دین , چه طرفدار های یک نظریه و... )خیلیا میگن اجبار جواب نمیده ( خود من هم موافقم ) ولی اینجا میخوام درباره داستانی صحبت کنم که قبول کردن دین در اون اجباری بوده و  نه تنها مشکل ( بیزاری از دین و حکومت و ... ) براش پیش نیومد , بلکه خیلی هم موفق بود! البته من در اینجا درباره حجاب صحبت نمیکنم ( همچنین اندیشه جدایی دین از سیاست ).خب بیاید شروع کنیم :)کشور ما تاریخ بسیار پر فراز و نشیب و غنی ای داره.با حمله اعراب , دوران باستان سرزمین ما تموم میشه و پس از اون سلسله هایی تنها در بخش هایی از ایران به حکومت میرسند که نه تنها ثبات نداشتند , بلکه خیلی از اونها اصلا ایرانی نبودند!اما یک سلسله از میان اینها نه تنها مدت زمان زیادی بر ایران حکومت کرد , بلکه بسیار هم در آبادانی کشور موفق بود!. صفویه!ماجرا از اونجایی شروع میشه که شاه اسماعیل مذهب شیعه رو مذهب رسمی کشور اعلام میکنه. و خب این به همین راحتی نبود اگر شیعه نمیشدی , میکشتنت !اولین مسئله ای که پیش اومد این بود که خیلی از دانشمندان و اندیشمندان ما که به راحتی از اعتقاداتشون نمیگذشتند به هند فرار کردند و اونجا هم کتاب های خطی که فقط یک اثر از اونها دردسترس هست به جا گذاشتند و یکی از مسائل امروز ما اینه که اونها دارن پوسیده میشند! (‌خود دولت هند کاری برای کتاب ها نمیکنه , به ما هم اجازه نمیده که کاری کنیم)اصفهان به میدان نقش جهان معروفه. در میدان نقش جهان دوتا مسجد هست , مسجد شیخ لطف الله و مسجد شاه عباسی ( پس از انقلاب ۵۷ به مسجد امام تغییر نام پیدا کرد اما نام های گوناگونی داشت ).یکی از پربحث ترین عکس های دنیا , مردی هست که در یک دستش شمشیر ( به معنای قدرت و حکومت ) و در دست دیگرش عصا ( به معنای دین ) است و پرسش اینه که کدامیک از انها؟میشه گفت صفویه این مسئله بزرگ رو حل کرده بود!در کنار هم بودن مسجد شاه و شیخ یه اتفاق تصادفی نیست. میگه اگر دین رو میخوای پس بیا این شیخ اگر حکومت میخوای بیا این شاه.البته این تنها گوشه ای از همه این رمز و راز ها بود.یکی از جالبترین این رمز و راز ها این هست که مسجد شاه مناره داره ولی مسجد شیخ مناره نداره!!!میخواید بدونید چرا؟ خب دیگه باقیش با خودتون :)</description>
                <category>محمد مهدی رسولی</category>
                <author>محمد مهدی رسولی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jul 2018 10:29:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ادویه ای که تاریخ دنیا رو عوض کرد!</title>
                <link>https://virgool.io/@mmrasooli/%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%88-%D8%B9%D9%88%D8%B6-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-fz9vilfbgmpj</link>
                <description>اکثر ما داستان لوبیای سحر امیز و داستان های مشابه اون رو شنیدیم. اما امروز میخوام درباره ادویه ای صحبت کنم که تاریخ دنیا رو عوض کرد!این مطلب فارغ از هر دیدگاهی , در نوع خودش جالبه! اما با توجه به چیز هایی که امروزه در دنیای اطرافم میبینم , لازم دونستم که این مطلب رو بنویسم , شاید پاسخی به بعضی از پرسش ها باشه.خب بیاید شروع کنیم :)ادویه ها فارغ از نقششون در غذا ها , خواص دارویی درمانی بی نظیری هم داشتن!( در شیمی چیزی به اسم گروه های عاملی که به ساختار یک عنصر متصل میشند و به اون این خواص ویژه رو میدن )ادویه برای اینکه به انگلیس برسه , گرون تموم میشد!برای همین انگلیسی ها دنبال راهی گشتند تا ادویه رو ارزون تر به انگلیس وارد کنند. رفتن از راه خشکی معقول نبود چرا که با وجود مسیر طولانی و خطرات بسیار , تنها مقدار کمی ادویه رو میشد منتقل کرد که خب اصلا نمیصرفید. راه هوایی هم که خب کسی به اون فکر نمیکرد چرا که فناوری های اون زمان این اجازه رو نمیداد. تنها راه دریایی باقی میموند.همونطور که میدونید انگلیس یه جزیره کوچیک ( در شمال غرب افریقا )‌ هست و میتونست به هر حمله ای از راه دریا پاسخ بده. برای همین هم ناپلئون نتونست مستقیم به انگلیس حمله کنه و سعی داشت با تصرف کردن مستعمره های انگلیس ( مخصوصا هند که مهمترین اونها بود ) قدرت انگلیس رو تضعیف کنه.اما خب این قدرت به سادگی به دست نیومده بود!انگلیسی ها برای اینکه به هند برسند مجبور بودن کل افریقا رو دور بزنند و از اونجایی که نقشه ای هم نبود , مجبور بودن که با کناره های ساحل حرکت کنند و نفر اولی که میرفت , نقشه رو برای نفر دوم تکمیل میکرد و دوم برای سومی تا الی آخر.انگلیسی ها ساخت کشتی بادبانی رو از ایرانی ها و ساخت توپ رو از چینی ها الگو برداری کردند.سالها طول کشید که انگلیس به هند برسه! اما وقتی که جزایر هند رو دیدن , جرقه ای تو ذهن اونها زده شد!انگلیسی ها به هندی ها پیشنهاد کردند که اموزش و پرورش فرزندان خودتون رو به ما بسپارید تا شما هم مثل ما پیشرفت کنید.انگلیسی ها , بچه های دبستانی هندی رو مجبور میکردن که جدول لگاریتم رو حفظ کنند!!!! ( خود من تا دبیرستان نمیدونستم که لگاریتم چی هست ).خب همونطور که میدونید حفظ کردن جدول لگاریتم بیهوده هست اما این یه مزیت بزرگ برای انگلیسی ها داشت!بچه هندی سراسر امروزش رو صرف یادگیری لگاریتم ۱ تا ۱۰ میگرد , فردای اون روز رو هم ۱۰ تا ۲۰ اما روز سوم همون ۱ تا ۱۰ رو هم فراموش میکرد. سالها دغدغه کودک هندی این بود که جدول لگاریتم رو حفظ کنه که مبادا بهش بگن خنگ یا از معلم کتک بخوره و یا حتی از خانواده سرکوفت بخوره.و این شد که سالها انگلیس در منابع هند تاخت , کسی صداش هم در نیومد :)همونطور که گفتم این داستان فارغ از هر دیدگاهی در نوع خودش جالبه.اما طبق چیزی که امروزه در دنیای اطراف میبینم , زن و دانش اموزی ایرانی رو با چه چیز هایی که نمیشه سر گرم کرد :) ( البته این برای همه صادقه! ).دانش اموز ها برای رقابت سر نمراتی که خودشون هم میدونن که دردی رو ازشون دوا نمیکنه صف شدند اما برای فرار از اینده ای که در انتظارشونه سرشون رو زیر برف کردند. و افراد و موسساتی که به این رقابت ها دامن میزنند ( جالبه بدونید این موسسات اموزشی که همیشه تو تلوزیون میبینید دارن تا کار اموزش و پرورش خلل ایجاد میکنند و دانش اموزان رو تشویق میکنند که بعد عید مدرسه نرند!).جالبتر از اگاهی درباره مبلغی که در صنعت کنکور ازمایشی میگذره اینه که بدونید اموزش و پرورش سیلابس کتاب ها رو تعیین نمیکنه! بلکه شورا عالی انقلاب فرهنگی این کار رو انجام میده!دانش اموزان شاید درصدی از جمعیت کشور ما نباشند , اما همه اینده ما هستند!زن ها شاید ( شااااید!) دانشمندان بزرگی نشدند اما دانشمندان بزرگی رو تربیت کردند!ما نیاز داریم به زن های مستقل , متفکر و فعال. اما طبق چیزی که امروز در فضای مجازی میبینم , زن ایرانی رو با چه چیز هایی که نمیشه سرگرم کرد :)درباره حجاب اجباری صحبت نمیکنم , اما فکر میکنم نقش مسیح علینژاد چیزی جز نقش انگلیس تو هند نیست :)</description>
                <category>محمد مهدی رسولی</category>
                <author>محمد مهدی رسولی</author>
                <pubDate>Wed, 11 Jul 2018 15:08:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گرافیک کامپیوتری چیه و چطور مارو به دام خودش انداخته؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mmrasooli/computer-graphic-t3dfiguaw7ul</link>
                <description>قبل از هرچیز بگم این مقاله در وبسایتم پیش از اینجا منتشر شده و میتونید در کنار مابقی مقاله ها و اخبار از اینجا بهش دسترسی پیدا کنید.به نام ایزد یکتاما انسان ها موجودات جالبی هستیم و خودمون رو در همه چیز میبینیم و با اونها هم ذات پنداری میکنیمدر کودکی فکر میکردیم که اسباب بازی های ما جون دارند یا اینکه دنیا تا وقتی که جلوی چشمای ما هست وجود داره و تا ما  سرمون رو برگردونیم همه چیز از بین میره.دیدن اسکرین سیور ها هنگامی که تو خیابون قدم میزدید, کارتون ها ( که ما انسان ها خیلی باهاش همزاد پنداریم ) شاید احساس درونی شمارو بر انگیخته باشه.و شما جزو افرادی بودید که بعد از دیدن یه انیمیشن به جای تقلید از کاراکتر اون ( خدا میدونه چند نفر بخاطر تقلید حرکت برادران تاچی وانا عقیم شدن), خواستید انیمیشن خودتون رو بسازید و بخاطر ساختن رویاهاتون این مسیر رو پیمودید و اولین تجربه بخشیدن روح به اشکال بی جان براتون لذت بخش بوده و مثل همه ما به دام سی جی افتادید و پا به این دنیا گذاشتید.راستش مدتهاست که من دارم فکر میکنم که گرافیک کامپیوتری واقعا چیه؟ و یک صفحه که مدام رنگ هاش تغییر پیدا میکنه و صداهای هماهنگ با اون پخش میشه چی داره که من رو به دام خودش انداخته ؟ اینبار میخواستم درباره چیزی حرف بزنم که کمتر کسی بهش پرداخته. همه این چیز هایی که اینجا میخونید حاصل پژوهش ها و بررسی های منه و شما حق دارید که مخالف باشید یا مقاله دیگه ای در این باره منتشر کنید , اما این مقاله به توضیحات فنی برای یک متخصص و فعال این زمینه و یا اموزش برای مبتدی ها نیست , در اینجا درباره چیستی اون صحبت میکنیم که حتی برای یک فردی که صرفا علاقه مند هست قابل خوندن باشه.گرافیک کامپیوتری از اونجایی که از نامش پیداست مربوط به گرافیکی که توسط رایانه ایجاد شده میشه, پس ما در اینجا درباره کامپیوتر ها صحبت میکنیم.کامپیوتر ها در دهه ۷۰ تا ۸۰ به صورت جهشی توسعه پیدا کردند و پیشرفت کردند و با گذروندن نسل های مختلف به شکلی که ما امروزه اون ها رو میبینیم در اومدن . البته تولد سی جی مربوط به این دهه نیست و نمیشه زمان دقیقی براش مشخص کرد.  این واژه در دهه ۶۰ مطرح شد ولی اگر تعریفتون از کامپیوتر به جامعیت دنیل هیلیس و تعریفتون از هنر به جامعیت اسکات مک کلود باشه سی جی میتونه سال ها پیشتر از این متولد شده باشه , حتی چند قرن قبل ;)توسعه و پیشرفت گرافیک کامپیوتری به صورت مستقیم تاثیر خیلی زیادی روی رسانه های مختلف گذاشته و ما شاهد پیشرفت فیلم ها و انیمیشن ها و بازی های رایانه ای بودیم و امروزه هم کاربرد گسترده ای در کار های روزمره ما داره.مدت ها درباره اینکه گرافیک کامپیوتری چی هست با خودم فکر میکنم و تا الان به نگرش های متفاوتی رسیدمولی شناخت ما از گرافیک کامپیوتری مثل راه رفتن روی گوی غلطان هستش , هرچه ما بیشتر پیش میریم تا جاهای بیشتری ببینیم باز جا های دیگه از نقطه دید ما خارج میشن.اما واقعیت ماجرا خیلی بیش از اون چیزی هست که فکرش رو میکنیم :)لازم نیست برای پی بردن به اینکه چرا به دامش افتادیم سفر کنیم یا از صاحب نظر ها بپرسیم, کافیه نگاهی به دورن خودمون داشته باشیم.داستان از همذات پنداری ما شروع میشه!طبق تحقیقات ادم ها هویت مشخصی دارند , قیافه های منحصر به فرد , اثر انگشت و حتی جالبه بدونید خطوط روی لب!از لحاظ تفکر هم دقیقا به همین شکل هستش. زمانی که دست جمعی دارید یک فیلم رو تماشا میکنید , یکی از ابتدا با قهرمان همراه میشه و گاه خودش رو در جای قهرمان تصور میکنه, یکی درباره سیاست بازی ها پشت فیلم فکر میکنه , یکی درباره زندگی این هنرمند ها بیرون از فیلم حرف میزنه , و یکی هم میخواد بدونه این فیلم چطور ساخته میشه.کلمات نهایت انتزاع هستند. درواقع وقتی من به شما میگم سیب! شما توی ذهنتون یک سیب رو تجسم میکنم , حالا فکر کنید اگه من فقط عکس یک سیب رو بهتون نشون بدم چطور ؟ :)راستش اگه همینطور به عقب بریم , در خطوط باستانی ( مثلا هیروگلیف), حروف به شمایل شباهت بیشتری دارند , درواقع هنوز هم بعضی زبان های زنده و رایج امروزی , همانند  شمایل پیشین هستند.پس حروف هم یک جورایی شمایل هستند. اگر این تعریف درست باشه تولد سی جی به قرن های قبل بر میگرده!اما خب ماجرا اینجا تموم نمیشه , چون این تنها عامل برای اینکه سی جی مارو به دام خودش بندازه نبود:)متاسفانه پیش زمینه فکری که باعث میشه هروقت که درباره CG بحث میشه ما به ده ۶۰ فکر کنیم , این تعریفه که ما در گرافیک کامپیوتری , دستکاری داده توسط کامپیوتر که منجر به ایجاد گرافیک میشه رو مورد مطالعه قرار میدیم , اما یادمون باشه که کسی نگفته داده های دیجیتال!!!کامپیوتری که چارلز بابیج ساخته بود ( که البته بخاطر اینکه فناوری های اون زمان پاسخگو نبودن , هیچ وقت تموم نشد ) با چند هزار چرخ دهنده و محور و کلاج کار میکرد!و اگر طبق تعریف CG که گرافیک ایجاد شده توسط کامپیوتر رو مورد مطالعه قرار میده, بخوایم گذشته رو مورد بررسی قرار بدیم, ماشین محاسبه ای که پاسکال ساخته بود دو عمل اصلی رو انجام میداد و نتیجه اون توسط یک دریچه قابل مشاهده بود ( پدر پاسکال مامور مالیات بود و این دستگاه میتونست در کار به اون کمک کنه) و بعد از اون هم لایب نیز دانشمند المانی دستگاهی میسازه که به اضافه دو عمل پیشین ماشین محاسبه پاسکال یعنی جمع و تفریق, میتونست ضرب و تقسیم رو هم انجام بده.سوالی که اینجا براتون پیش میاد دقیقا همون چیزیه که ما اینجا میخوایم دربارش صحبت کنیم.درواقع خروجی توسط یک دریچه مشاهده میشد :) که اگر درست فکر کنیم میبینیم مثل نمایشگر امروزی ما میمونه :)ایده دنیل هیلیس , فهمیدن مفهوم کامپیوتر بود , که اگر شما اون مفهوم رو میفهمیدید میتونستید کامپیوتر خودتون رو حتی با لوله های اب بسازید , و تعریف اسکات مک کلود از هنر هم این بود:&quot; به جز دو غریزه بنیادی ادم ( بقا و تولید مثل ) ما بقی فعالیت های بشر همگی هنر هستند&quot;.ماشین محاسبه گر پاسکالاینجا میخوام هرچیزی که اون بالاتر گفتم رو با هم ترکیب کنم و ببینیم چی بوده که مارو جذب خودش کرده , همونطور که گفتم حد و مرز مشخصی نداره ولی درباره اینکه تغییرات متوالی رنگ ها و پخش شدن صدای هماهنگ با تصویر عامل علاقه ما به سی جی بوده باشه شک دارم.ما در نگارش یک سری علامت داریم که بهشون میگن علائم سجاوندی ( ؟ !‌; . () و...) حالا که درباره کامپیوتر و خط و حروف دیدیم بیاید یه ازمایش جالب انجام بدیم.هرکدوم از اون علائم سجاوندی به تنهایی معنایی نداره, اما اگه من بیام اون ها رو با هم ترکیب کنم چی میشه؟ درست حدس زدین این همون چیزیه که این مقاله بخاطرش نوشته شدهخروجی ها همه به این شکل خواهند بود : ;-) -- :-( -- :-/ -- *_* -- 0-0و بی نهایت شکل دیگه , که ما در اون ها چهره ها رو میبینیم و احساسات رو از طریق همین ها منتقل میکنیم. حالا اگه همین شمایل توسط کامپیوتر ها ایجاد میشدن چی میشد ؟ بله کاملا درسته :) CGاین بخش کوچکی از چیز هایی بود که میشد دربارش حرف زد, چرتکه رومی و خیلی چیزای دیگه هستن که باید مطالعه و بررسی بشناما هدف من در اینجا این بود که شما رو با این علم اشنا کنم و کمی به فکر وا دار کنم , ادامه راه اینکه سی جی چیه , با شما :)فارغ از یک علم , گرافیک کامپیوتری , رویا دیدن با چشمان بازه ;)</description>
                <category>محمد مهدی رسولی</category>
                <author>محمد مهدی رسولی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Apr 2018 12:41:37 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>