<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هاچ منصور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mnsr</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 06:39:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/10123/avatar/lt2saw.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هاچ منصور</title>
            <link>https://virgool.io/@mnsr</link>
        </image>

                    <item>
                <title>«زنان در ورزشگاه» از نگاه یک حزب اللهی</title>
                <link>https://virgool.io/@mnsr/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%DB%8C-odhf7rswhhzb</link>
                <description>اتفاقات این روزها پیرامون حضور زنان در ورزشگاه، شبیه روزهایی است که بر سر ماهواره، ویدئو و... جار و جنجال به پا شده بود، بد نیست نظر شهید آوینی را در آن زمان بخوانیم نباید بترسیم! حصارها تا هنگامی مفید فایده ای هستند که دزدان شب رو، بر زمین می‌زیند، اما آن گاه که دزدان از آسمان فرود می‌آیند، چگونه می‌توان به حصارها اطمینان کرد؟ پس باید از این اندیشه که حصارهایی بتوانند ما را از شرّ ماهواره ها محفوظ دارند، بیرون شد و «خانه را در دامنه آتشفشان بنا کرد.» باید در رو به رو شدن با واقعیت، به اندازه کافی جرئت و شجاعت داشت. غرب چنین است که در عین ضعف، بیش تر از همیشه رجز می خواند تا خود را در پناه وهم حفظ کند. جنگ کویت چنین بود و بنابراین، تنها اسیران حصارهای توهّم را به وحشت دچار کرد نه آنان که ضعف و پیری این قداره بند مفلوک را در پس اعمال و اقوالش می دیدند. می خواهم بگویم که خود ماهواره، در عالم واقع، آن همه ترس ندارد که طنین این خبر در عالم وهم: « ماهواره دارد می آید. » طنین این خبر تا آنجا هراسناک است که بسیاری، از هم اکنون فاتحه همه چیز را خوانده اند: هویت ملی، اخلاق، زبان فارسی... چنان که پیش از آمدن تلویزیون نیز سخنانی چنین در افواه بود.ماهواره مظهر آن پیوستگی جهانی است که تمدن جدید انتظار می برده است. آمریکا نیز مظهر آن اراده جمعی است که همراه با بشر جدید پیدا شده و در جست و جوی قدرت و استیلا، توسعه و اطلاق یافته است. « استیلا » و « ولایت » هم ریشه هستند و اگر بعضی از محققان استیلای غرب را بر عالم « ولایت طاغوت » خوانده اند، تعبیری را می جسته اند که بتواند مفاهیم جدید را در حوزه معرفت دینی معنا کند؛ و چه تعبیر درستی یافته اند. غرب، از همان آغاز، غایتی مگر برپایی یک حکومت جهانی نداشته است و هم اکنون نیز چه آنان که از حاکمیت ماهواره ها به وحشت افتاده اند و چه آنان که مشتاقانه چنین روزی را انتظار می برند، هر دو، حاکمیت ماهواره ها را با حاکمیت جهانی غرب یکسان گرفته اند؛ و هر دو اشتباه می کنند.* شهید سید مرتضی آوینی؛ کتاب رستاخیز جان ۱۱۷</description>
                <category>هاچ منصور</category>
                <author>هاچ منصور</author>
                <pubDate>Fri, 04 Oct 2019 13:24:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آزادی جنسی از نگاه شریعتی</title>
                <link>https://virgool.io/@mnsr/shariati-znzy6eiixz8i</link>
                <description>جنگ آزادی جنسی که می‌بینیم ناگهان در آفریقا و آسیا و جامعه‌های اسلامی عَلَم می‌شود، به خاطر این است که این جنگ زرگری جانشین جنگی بشود که باید بشود و برای جلوگیری از یک مبارزه‌ای است که برای صاحبان قدرت در جهان خطرناک است و آزادی جنسی که می‌دهند در ازای آزادی‌هایی است که نسل جوان می‌خواهد؛ زیرا با سرگرم کردن او اصولاً دغدغه آزادی‌های دیگر را از وجدان و خاطره‌اش می‌برند. آزادیِ «ته» به جای آزادیِ «سر»! دکتر علی شریعتی - چه باید کرد؟ (صفحه ۲۷۱)</description>
                <category>هاچ منصور</category>
                <author>هاچ منصور</author>
                <pubDate>Fri, 06 Sep 2019 18:32:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حبیب خدا یا میلیاردر خود ساخته؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mnsr/u-wfetobeejy7a</link>
                <description>کاسب حبیب خداست، این رو وقتی که بقال محل رو می‌دیدم و خوش و بش می‌کردیم توی ذهنم میومد، تو دوران نوجوونی خیلی بقیه رو کاسب نمیدونستم و صرفا بقال و بزاز محل رو به چشم کاسب می‌دیدم.بگذریم!محصول استراتژیک این بقالی بستنی یخی یا همون آلاسکا بود که خانم خونه با ریختن آب و شکر و یه ذره گلاب داخل قوطی‌های قرص جوشان درست میکرد.با دیدن این  تصویر به این فکر افتادم که یه بخشی از زندگی ما با همین بقال، شاطر و بقیه کسبه و اهل محل شکل گرفته، در مورد هر کدوم کلی چیز می‌دونیم، ازشون خاطره بد و خوب داریم و ...اما این روزا وقتی میخوایم خرید کنیم، دیگه سراغی از اون کاسب محل نمی‌گیریم، با ماشین میریم تو پارکینگ یه فروشگاه زنجیره‌ای و بعد با صندق پر از خرت و پرت برمیگردیم و تا یه ماهی خودمون رو راحت می‌کنیم.حالا پسر کاسب محل ما هم بعد از مدتی بیکار چرخیدن تو یکی از این فروشگاه‌های زنجیره‌ای کار پیدا کرده؛ پدر و پسر هردو تو کار فروش مایحتاج زندگی مردم هستن، اما کار پسر اصلا شبیه پدرش نیست!نه خبری از خوش و بش و شوخی با مشتری هست که احتمالا اگر هم باشه با اخم و تشر صاحب فروشگاه تموم میشه  و نه خبری از نسیه و رفاقت با اهل محل.پسر قصه ما فقط برای اینکه سر ماه حقوق وزارت کاریش رو بگیره، برای آقای پولدار صاحب فروشگاه کار میکنه که نمیدونم اونهم «حبیب خدا» هست یا نه! بقالی‌های محل دیگه کم کم جاشون رو میدن به هایپرمارک های مرکز شهر و ما هم باید مزه بستنی آلاسکا و تخمه شکستن و هم صحبتی با صاحب مغاره فراموش کنیم.ولی بنظرم مزه‌ای که تو بستنی آلاسکای ارزون بقالی محل بود، تو هیچ کدوم از شکلاتهای سوئیسی فروشگاه‌های بزرگ مرکز شهر نیست، نه اینکه جنس و مواد اولیه‌اش بهتره باشه، نه! دل‌چسب‌تر بود بخاطر اینکه از دست «حبیب خدا» می‌گرفتیمش نه جوونی که بخاطر بیکاری و تعطیل شدن مغازه پدرش مجبور شده با حقوق وزارت کاری تو یه فروشگاه شیک و پیک کار کنه و تنها امیدش به تموم شدن ساعت کاریه...</description>
                <category>هاچ منصور</category>
                <author>هاچ منصور</author>
                <pubDate>Fri, 09 Aug 2019 12:44:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فاتحه کشور را بخوانيم!</title>
                <link>https://virgool.io/@mnsr/mnsr-d33pgpywhbxz</link>
                <description>دیروز تصاویر دکتر فردین فرمند نماینده مردم میانه در مجلس شورای اسلامی بخاطر نوع پوشش و کیسه خربزه‌اش (مغز کاهو) حاشیه ساز شد؛ مطالب زیادی در مورد پوشش ایشان و کیسه خربزه (مغز کاهو) منتشر شد، واکنش ها را که دیدیم، یاد این شعر ناصر خسرو افتادم«مردم آن است که دین است و هنر جامهٔ او/نه یکی بی هنر و فضل که دیباش قباست»دکتر فردین فرمند لیسانس علوم خاور نزدیک از دانشگاه آمریکا فوق لیسانس فیزیک از دانشگاه نیویورک آمریکا-دکتری انرژی از دانشگاه نیویورک آمریکا-فوق دکتری مطالعات برنامه ریزی و سیاست گذاری علمی و تکنولوژی انستیتو پلی پلی تکنیک رنیسلر-آمریکا است. هرچند ماجرای تحصن‌هایش در اعتراض به وضعیت اقتصادی کشور هم چندین بار حاشیه‌ساز شده است. اما نکته جالب واکنش به ساده پوشی و ساده زیستی ایشان بود؛ چهل سال از انقلاب پابرهنگان با شعار دفاع از مستضعفان میگذرد؛و حالا ساده زیستی رخداد عجیب و غریبی است. بنیان گذار انقلاب اسلامی امام خميني(ره) پيرامون ضرورت ساده زيستي مسئولان می فرمايند: «آن روزى كه دولت ما توجه به كاخ پيدا كرد، آن روز است كه بايد ما فاتحه دولت و ملت را بخوانيم. آن روزى كه رئيس جمهور ما خداى نخواسته، از آن خوى كوخ‏نشينى بيرون برود و به كاخ‏نشينى توجه بكند، آن روز است كه انحطاط براى خود و براى كسانى كه با او تماس دارند پيدا مى‏شود. آن روزى كه مجلسيان خوى كاخ‏نشينى پيدا كنند خداى نخواسته، و از اين خوى ارزنده كوخ‏نشينى بيرون بروند، آن روز است كه ما براى اين كشور بايد فاتحه بخوانيم.مغر کاهوی خرد شده فردین فرمند نماینده مردم میانه در جلسه علنی مجلس در روز دوشنبهآری باید فاتحه بخوانیم برای کاخ نشینان ، برای رسانه های که ساده زیستی را به سخره می گیرند ولباس و پوشاک برند و دکمه سر دست ها فلان مسئول و نماینده را ملاک جایگاه انسانی میدانند.تن آدمی شریف است به جان آدمیتنه همین لباس زیباست نشان آدمیتاگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینیچه میان نقش دیوار و میان آدمیتفراموش نکنیم ساده زیستی وظیفه مسئولان است؛ نه یک امتیاز ،این عکس ها در زمان پایان جلسه مجلس گرفته شده و لباس ایشان نه چرک است نه چروک و پیراهنی که روی شلوار است. فراموش نکنیم نمایندگانی که در جلسات گلابی میخورند و با تلفن همراه بازی میکنند و گاه گاهی چرت میزنند ...منبع: LINK</description>
                <category>هاچ منصور</category>
                <author>هاچ منصور</author>
                <pubDate>Wed, 31 Jul 2019 18:31:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ژورنالیسم حرفه ای چیست؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mnsr/aviny-nktpdqoobk6o</link>
                <description>نشریات جدیدی که این روزها از هر گوشه و کنار می رویند ریشه در خاک واحدی دارند و آن «ژورنالیسم حرفه ای» است.مشخصه اصلی ژورنالیسم حرفه ای آن است که خود را به سخیف ترین گرایش ها و سلیقه های روز فروخته است و روی به ابتذال آورده و برای جلب مشتری دست به همان کارهایی می زند که پاتوق های کنار خیابانی می زنند:«گزارش های داغ، مصاحبه های تنوری، دانستنیهای سرپایی، اطلاعات ساندویچی، تیترهای بودار، جدول های خوشمزه، مسابقات هوس انگیز... و خلاصه انواع مطالب برای انواع سلیقه ها!»ژورنالیسم حرفه‌ای ناگزیر است که بنیان کار خویش را بر ضعف های بشر امروز بگذارد و از ترشح بزاق خوانندگان ارتزاق کند، و حتی اگر اجازه دهند هیچ ممانعتی برای سوء استفاده از غرایز جنسی مردان و هوس جلوه فروشی در زنان، سر راه خویش نمی بیند و خود را به آب و آتش می زند تا راهی به قلب های مریض پیدا کند و نقبی به جیب ها بزند.عموم انسان ها میان منطق حس و منطق عقل و منطق دین که مبتنی بر فطرت است سرگردانند و این سرگردانی، قلمرو حاکمیت لیبرالیسم است. طبیعت انسان در وهله اول متمایل است به آب و رنگ و تنوع و نیست انگاری، و حرفه‌ای ها تله خویش را درست در همین جا می گسترانند، و البته فراتر از هرچیز، این مقتضای تمدن غرب است که بشر امروز از هر کار تلقی سودانگارانه و تاجرمآبانه دارد. با این طرز تلقی، کار مطبوعاتی متکی بر بازار سنجی است و روزنامه نگاران حرفه ای پیش از هر چیز باید از یک شمّ تجارتی برخوردار باشند.باز هم اگر این نشریات با توسل به این جاذبه های سخیف فقط مشکل سود دهی و تیراژ خود را حل می کردند حرفی نبود، ولی کار به همین جا ختم نمی شود. تز روزنامه نگاری حرفه ای اکنون مانیفستِ یک مبارزه پنهان سیاسی با انقلاب اسلامی است. وجود و بقای انقلاب به دین و دینداری مردم رجوع دارد؛ پس هر چه بتواند انسان را به غفلت بکشاند می تواند اسباب یک مبارزه سیاسی با انقلاب اسلامی واقع شود:از عکس های فوتبالیست های حرفه ای در آدامس های بادکنکی گرفته تا دانستنی های عملی، دیدنی های توریستی... رمان های عشقی و پلیسی و ایدئولوژی های سیاسی، یعنی هر چه بتواند بنیان دینداری را سُست کند، فی نفسه می تواند در خدمت مبارزه با انقلاب اسلامی که بر اصل « عینیتِ دیانت و سیاست » استوار است واقع شود. بنابراین، غرب برای مبارزه با انقلاب لازم نیست که حتماً روی به مقابله سیاسی و نظامی بیاورد؛ همه چیز، مشروط بر آنکه بتواند مردمان را از دین غافل کند، یک سلاح سیاسی است.بخشی از کتاب حلزون های خانه به دوش شهید سید مرتضی آوینیتز روزنامه نگاری حرفه ای یا « حرفه ای کاری » چنین توصیه می کند: باید حرفه ای نوشت، باید در نشریه به همه جریان ها به یک اندازه سهم داد، باید همه جریان ها را وارد گود کرد تا نشریه تیراژ پیدا کند، به سود دهی برسد و از ورشکستگی نجات پیدا کند. باید از همه کس و همه چیز بنویسید.کاری به محتوا نداشته باشید. برای یک روزنامه نگار نباید بین آمریکا و آفریقای مظلوم، بین صهیونیسم و فلسطین، بین تئاتریست های مذهبی و غیر مذهبی، بین شاعران مسلمان و لائیک... فرقی وجود داشته باشد؛ هر چه بتواند فروش داشته باشد و جنجال برپا کند مغتنم است.تیراژ و سود دهی بزرگ ترین معضل نشریات کنونی است و پُر روشن است که کمتر صاحب امتیازی می تواند در برابر این استدلال حسابگرانه تاب بیاورد و تسلیم نشود. اگر نشریه ای خود را فقط در برابر میزان فروش متعهد بداند، بدون تردید کارش به آنجا خواهد کشید که هر تعهدی را جز این نفی کند.بنابراین، وقتی صاحب امتیاز نشریه ای در برابر این تز تسلیم شد و کار را به حرفه ای ها (!) سپرد، خواهد دید که رفته رفته نشریه ای چون « مفید » که با صداقت برای کودکان انتشار می یافت به نشریه ای چون « آدینه » و یا « دنیای سخن » - که اکنون زاد و ولد کرده و تکثیر شده اند ـ تبدیل می شود. صاحب امتیاز نشریه « مفید »، اگر چه خیلی زود حیله حرفه ای ها را در نیافت، اما بالأخره فهمید و کنار کشید.شعار « برخورد باز و آزاد » را ظاهراً ژورنالیست های حرفه ای می دهند، اما وقتی خرشان از پل گذشت این طرفی ها را دیگر به بازی نمی گیرند و حتی مطالب مجله را تا چند شماره آماده نگاه می دارند تا در برابر پرسش ها نیز جواب داشته باشند. دموکراسی شعار آزادی می دهد، اما در عمل، با نهان روشی و سیستم های کاملاً مخفی جاسوسی و شبکه های گسترده تبلیغاتی اجازه نمی دهد که احدالناسی آزادانه بیندیشد و آزادانه انتخاب کند. ولی ما شعار ولایت می دهیم، اما در عمل طوری رفتار می کنیم که آنها شعارش را می دهند.اکنون بسیاری از صاحب امتیازها با تز روزنامه نگاری حرفه ای فریفته شده اند و بسیاری از نشریه ها به دست حرفه ای کارها (!) افتاده است و بزرگ تر هایشان به کوچکترها توصیه می کنند:راه ما برای نفوذ در مطبوعات هموارتر از هر روز دیگری است، اما در نظر داشته باش که راهِ هموار، هوشیاری و مراقبت می خواهد. برای پایدار کردن نفوذت باید به این امور توجه داشته باشی. رابطه عاطفی و پیوند دوستی با صاحب امتیاز را بیش ازپیش تقویت کن. من با این شیوه توانسته ام با صاحب امتیازهای سه نشریه هفتگی تا مرز رابطه خانوادگی پیش بروم.پول عامل تعیین کننده ای است و تا کنون توانسته بسیاری از ایدئولوژی ها را در قلب صاحبانش بی رنگ کند. پیش از هر چیز سهم ماهیانه صاحب امتیاز را پرداخت کن. تجربه فلان نشریه به ما ثابت کرد که خیلی ها را می توان با پول خرید. همه صاحب امتیازها تا قبل از انتشار مجله دلشان برای فرهنگ کشورشان می سوزد، اما اولین پارتی حواله کاغذ وزارت ارشاد که دستشان رسید و تفاوت قیمت دولتی با بازار آزاد را که لمس کردند (!) همه چیز یادشان می رود. به کادرهایی که تربیت می کنی تز « حرفه ای کاری » را بیاموز.من با همین تز توانسته ام بسیاری از روزنامه نگارانی را که بعد از انقلاب وارد معرکه شده اند به آدم هایی لائیک تبدیل کنم و فلانی ها را که می شناسی به استخدام نشریه ای در آورم که صاحب امتیازش یک روحانی است...منبع: سید مرتضی آوینی - کتاب حلزون های خانه به دوش صفحه ۵۳</description>
                <category>هاچ منصور</category>
                <author>هاچ منصور</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jul 2019 00:10:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معامله حق و باطل، یا برد است یا باخت؛ سوم ندارد!</title>
                <link>https://virgool.io/@mnsr/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%AD%D9%82-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%9B-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-b4jyjrnxr309</link>
                <description>میرزا عبدالزکی گفت: ... می‌خواهی خودت را فدا کنی؟ می‌خواهی شهید بشوی؟ راستی که کار این شهیدپرستی تو هم دیگر به شهیدنمایی کشیده، جانم!میرزا اسدالله گفت: دهن من بچاد آقاسید! اما من حالا می‌فهمم که چرا کسی تن به شهادت می‌دهد. چون بازی را می‌بازد و فرار هم نمی‌تواند بکند. این است که می‌ماند تا عواقب باخت را تحمل کند. وقتی کسی از چیزی یا جایی فرار می‌کند، یعنی دیگر تحمل وضع آن‌چیز یا آن‌ جا را ندارد و من می‌خواهم داشته باشم؛ برای من تازه اول امتحان است.میرزا عبدالزکی گفت: می‌بینی که داری ادای شهدا را در‌می‌آوری جانم! آخر این‌همه که در مرگ شهدا عزا گرفتیم بس نبود؟ امکان عمل را می‌گذاریم برای دیگران، و خودمان به شهیدنمایی قناعت می‌کنیم جانم! همین است که کارمان همیشه لنگ است. یادت رفته می‌گفتی باید از پیش، نقشه داشت؟ خوب جانم، این فرار هم یک نقشه است؛ آمادگی برای بعد است جانم؛ یک‌نوع مقاومت است.میرزا اسدالله گفت: نه؛ فرار، مقاومت نیست؛ خالی کردن میدان است. کسی که فرار می‌کند، از خودش سلب حیثیت می‌کند. حتی در یک بازی، یا باید بُرد، یا باید باخت. صورتِ سوم ندارد. معاملهٔ بازار که نیست تا دلّال وسطش را بگیرد؛ معاملهٔ حق و باطل است.جلال آل احمدجلال آل‌احمد - نون والقلم۱۹۴</description>
                <category>هاچ منصور</category>
                <author>هاچ منصور</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jun 2019 12:46:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در اینستاگرام چه کسانی را آنفالو کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mnsr/insta-aqxzidbh1iee</link>
                <description>کسانی را که کامنت‌دونی‌شان پر از فحش است، فالو نکنید. این یعنی در این پیج چیزهایی نوشته می‌شود که فالوورها را بسیار خشمگین و ناامید می‌کند. آن قدر که فالوورها به جای هر کاری، همان جا فحش می‌دهند و خشم‌شان را بیرون می‌ریزند و می‌روند. این یعنی این پیج به جز ایجاد خشم و نفرت کارکرد دیگری ندارد؛ حتی موجب نمی‌شود در اثر خشم یک قدمی بردارید. بلکه موجب می‌شود فقط ناامیدانه فریاد بکشید. او هیاهوطلب است، و روان شما هزینه‌ی هیاهوی او را می‌پردازد. فالو کردن‌تان هم به حساب او واریز می‌شود. فرقی نمی‌کند صاحب پیج چه هدفی دارد؛ به اسم آزادی مدنی دارد بذر ناامیدی و خشم می‌کارد، یا به اسم دین و عدالت، یا به اسم انسان‌دوستی.‌آدمهایی را که بیرون از اینجا هیچی نیستند، فالو نکنید. خیال کنید همین امروز اینستاگرام تعطیل بشود؛ چه کسانی درآمدشان را از دست می‌دهند؟ چه کسانی شغل‌شان و موقعیت اجتماعی‌شان را از دست می‌دهند؟ آیا این فرد، بدون اینستاگرام هم مهارت و استعدادی دارد که با آن کار پیدا کند؟ حالا می‌خواهد تستر غذا باشد، یا معلم زبان یا مدل لباس یا مسئول روابط عمومی فلان گروه. ببینید این آدم، اگر در دنیای واقعی بود هم حاضر بودید پای حرفش بنشینید؟ اصلا بدون این سر و شکل خوشگل و قاب‌بندی‌ها باز هم لایک داشت؟‌خز و خیل‌ها را فالو نکنید. حتی برای دیدن و تاسف خوردن. حتی برای این که فقط حس کنجکاوی‌تان را ارضا کرده باشید. نگذارید در توهم فالوور آن‌ها شریک باشیم.‌چرا این کارها را بکنیم حالا؟ اول به خاطر روان خودتان. به خاطر تاثیر عمیق رسانه بر ما که می‌تواند سرنوشت‌مان را عوض کند. دوم، به خاطر فرهنگ‌مان، به خاطر این که هنر خوار نشود و جادویی ارجمند نگردد؛ به خاطر این که هیاهو و خوشگلی، جای اندیشه و زحمت را نگیرد، به خاطر سرنوشت جمعی همه‌مان. متنازاینستاگراممنصورهمصطفیزاده </description>
                <category>هاچ منصور</category>
                <author>هاچ منصور</author>
                <pubDate>Tue, 30 Apr 2019 12:38:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا عاشق می‌شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mnsr/love-xnntqcp7jury</link>
                <description>چیزی که وحشتناک است حد و حدودی است که از دیگران بت می‌سازیم درحالی که برای تحمل خود مشکل داریم...هر نوع عاشق‌شدنی پیروزی امید بر دانش شخصی است. ما عاشق می‌شویم، به این امید که چیزهایی را که می‌دانیم در ما هست، در دیگری نیابیم: جبونی، ضعف اراده، عدم صداقت، سازشکاری و حماقت. حلقه‌ای از عشق بر گردن دوست می‌اندازیم و تصمیم می‌گیریم هرچه میان آن است عاری از خطاست. در معشوق کمالی سراغ می‌گیریم که در خودمان نمی‌یابیم و از طریق وحدتمان با او امیدواریم (علی‌رغم تمام شواهد و دانش و شخصمان) ایمانی متزلزل را در نوع خود بیابیم.#آلن_دوباتن از کتاب «جستارهایی در باب عشق»</description>
                <category>هاچ منصور</category>
                <author>هاچ منصور</author>
                <pubDate>Mon, 22 Apr 2019 21:33:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دختر چقدر خوبه!</title>
                <link>https://virgool.io/@mnsr/2-b348tmw8qhc5</link>
                <description>فاطمه نگاهی به ساعت روی تاقچه انداخت. محمدعلی از صبح که رفته بود،  هنوز برنگشته بود خانه. دلش شور می‌زد. محمد داشت آرام برای خودش بازی می‌کرد، اما فاطمه بلندش کرد و چسباندش به سینه تا خودش را آرام کند. محمدعلی عادت داشت که به هوای کار، سر از خانه خواهر و برادرش در بیاورد. فاطمه هم دیگر عادت کرده بود به این کارهای شوهرش که سرزدن به فامیل از نان درآوردن برایش مهمتر بود. اما این‌روزها روزی نبود که محمدعلی از مسافرکشی و آموزشگاه با یک خبر جدید نیاید خانه.از وقتی که ماجرای ۱۷ شهریور تهران پیش آمده بود،  تا محمدعلی و پسرها کمی دیرتر می‌آمدند، دل فاطمه هزارجا می‌رفت. مخصوصاً که حسن و حسین همین‌که غروب می‌شد، راه می‌افتادند توی خیابان‌ها به اعلامیه‌انداختن داخل خانه‌ها و ماشین‌ها. فاطمه نگاهی به مهری کرد که آرام یک‌گوشه نشسته بود به بافتن. توی دلش گفت: - دختر چه خوبه! مشینه ور دل آدم، آدم خیالش راحته که هست.فاطمه اگر می‌توانست صدای فکر مهری را بشنود، حتماً این حرف را نمی‌زد. مهری درست همان‌موقع که سرش را انداخته بود پایین و سرش را به بافتنی گرم کرده بود، داشت به دیروز فکر می‌کرد...آزاده فرزام‌نیا | کتاب دختران هم شهید می‌شوند | زندگی‌نامهٔ داستانی شهیده مهری زارع عباس ‌آبادی</description>
                <category>هاچ منصور</category>
                <author>هاچ منصور</author>
                <pubDate>Tue, 20 Nov 2018 11:11:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما ملتِ غُریم!</title>
                <link>https://virgool.io/@mnsr/qor-uqrnjwylt1hh</link>
                <description>ما ملّت، اساساً ملتِ غُریم. اصلاً ملّت نیستیم، غُریم؛ غُر مجسم. ما برای بدیِ نان غُر می‌زنیم، برای کرایه‌ خانه غُر می‌زنیم، برای آبِ آلوده غُر می‌زنیم، برای گرانی پارچه، ناصافیِ آسفالت، شلوغیِ خیابان، بدی هوا، نبود بهداشت، وعده‌های دروغِ دولت، رشوه‌خواری مأموران دولتی ... همین‌ طور غُر می‌زنیم. صبح تا شب. علتش هم شاید این باشد که یک ملتِ بی‌کاریم. آدم اگر مشغول تولید باشد، غُر نمی‌تواند بزند.نادر ابراهیمی - آتش بدون دود جلد۲</description>
                <category>هاچ منصور</category>
                <author>هاچ منصور</author>
                <pubDate>Tue, 20 Nov 2018 09:43:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطره، عشق نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@mnsr/1asheghane-nsmtqtc8rnec</link>
                <description>نگذاریم که عشق، در حدّ خاطره، حقیر و مصرفی شود. ترکِ عشق کنیم، بهتر از آن است که عشق را به یک مشت یادِ بی‌رنگ‌وبو تبدیل کنیم؛ یادهای بی‌صدایی که صدا را در ذهنِ فرسودهٔ خویش و نه در روح به آن می‌افزاییم تا ریاکارانه باور کنیم که هنوز، فریادهای دوست داشتن را می‌شنویم.نادر ابراهیمی | یک عاشقانه آرام</description>
                <category>هاچ منصور</category>
                <author>هاچ منصور</author>
                <pubDate>Tue, 20 Nov 2018 09:40:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیروزی استراتژیک ایران در مقابل اسرائیل</title>
                <link>https://virgool.io/@mnsr/iran-syria-boasirwunk9b</link>
                <description> ماجرای #جنوب_سوریه را یادتان هست؟ موج خبری گسترده‌ای که مدعی بود در اثر توافق سه‌جانبه روسیه-اسرائیل-اردن، #ایران ناچار به ترک جنوب شده آخرین اخباری که در این باره شنیدید چه بوده؟ چرا چندماهی است این موج خبری فروکش کرده؟در پی افزایش فشارهای آمریکا و اسرائیل نیروهای نظامی نزدیک به ایران برای مدت زمان محدودی از مرزهای جنوبی سوریه فاصله گرفتند، اما حالا و با گذشت چند ماه، گزارش‌های متعدد از منابع مختلف نشان می‌دهد نه تنها بخش اعظم این نیروها به جنوب بازگشته‌اند، بلکه حضور ایران و حزب‌الله در جنوب از حوزه نظامی فراتر رفته و شامل حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و حتی اداری نیز شده است بر اساس گزارشی که ابتدای ماه میلادی جاری در وال‌استریت‌ژورنال منتشر شد، ایران و حزب‌الله طی ماه‌های گذشته تعداد قابل توجهی از جوانان بومی درعا را تحت عناوین مختلف در قالب اداری یا نظامی جذب کرده‌اند. در این گزارش آمده &quot;ایران و حزب‌الله به خوبی می‌دانند بازی اصلی روی زمین است، از طریق اندماج در بافت اجتماعی و حضور در ساختارهای اقتصادی، به این ترتیب جنوب سوریه نقطه اتکای جدیدی برای ایران بعد از جنوب لبنان خواهد بود&quot;.به گفته العربی الجدید، اکنون تعداد قابل توجهی از نمایندگان شوراهای محلیِ جنوب سوریه نیروهای وابسته یا نزدیک به ایران هستند این نفوذ تا جایی است که به گفته وال‌ استریت‌ ژورنال حتی شامل برخی نیروهای مسلح مخالف نظام اسد هم می‌شود منابع مختلف می‌گویند بین ۷۰۰ تا ۲ هزار نیرویی که زمانی مورد حمایت مستقیم آمریکا بودند حالا زیر نظر حزب‌ الله در همان مناطق حضور دارند به گفته العربی الجدید نیروهای ایران به طور گسترده در روستاها و حتی کمپ‌های آوارگان برای جذب نیروهای محلی فعالیت دارند تا جایی که برخی منابع نسبت به ظهور شاخه جدیدی از حزب‌الله در ریف شرقی درعا هشدار داده‌اند.دیده‌بان حقوق بشر سوریه در گزارش اخیر خود از این هم فراتر رفته و می‌گوید ایران و حزب‌الله در بخش قابل توجهی از ساختار اداری و دولتی درعا هم نفوذ کرده‌اند اما همانطور که گفته شد، این نفوذ جدید و همچنان ناشناخته تک بعدی نیست و بخش مهمی از آن همچنان در ابعاد نظامی و امنیتی است:بر این اساس، ماه گذشته منابع محلی سوریه از برگزاری اولین دوره آموزش نظامی حزب‌الله برای جوانان روستاهای جنوب سوریه خبر دادند، خبری که برای بسیاری شوکه‌کننده بود. این دوره شامل آموزش‌های نظامی به ۶۰ جوان سوری بود وقرار است مقدمه‌ای باشد برای موارد مشابه و احتمالا گسترده‌تر در آیندهنفوذ بی سابقه ایران در جنوب سوریه طی یک ماه گذشته و بعد از سفر ابوالفضل طباطبایی، نماینده رهبری در سوریه به درعا از حالت غیر رسمی خارج شد به گفته وال‌استریت‌ژورنال، ایران اکنون علاوه بر خرید گسترده اراضی در جنوب سوریه، اشراف کاملی بر گذرگاه مرزی نصیب میان سوریه واردن دارد، آن هم نه به شکل مستقیم بلکه از طریق وارد کردن نیروهای نزدیک به خود در ساختار نظامی - اداری گذرگاه؛ وال‌استریت‌ ژورنال این دو دستاورد را مقدمه‌ای برای نفوذ اقتصادی ایران در جنوب سوریه به شمار آورده علاوه بر تمام این‌ها نفوذ ایران در بافت اجتماعی شیعی جنوب نیز با سرعت بیشتری در جریان است.«سیاوش فلاح پور»</description>
                <category>هاچ منصور</category>
                <author>هاچ منصور</author>
                <pubDate>Tue, 20 Nov 2018 09:10:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوستی و یا جنگ با اسرائیل؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mnsr/israel-l98fkzvs04kw</link>
                <description>شکست تبلیغات رسمی در اقناع بخش مهمی از جامعه سبب شده تا اسرائیل (و درگیری با آن) بیش از هر مساله‌ای غیرقابل هضم، غیر عقلانی و مضر به حال منافع کشور به نظر بیاید. به ویژه مردم تصور میکنند اگر نظام دیگری بر ایران حاکم بود روابط دوستانه با اسرائیل میداشتآیا روابط دو کشور در نبود جمهوری اسلامی دوستانه خواهد شد؟ایران عضو کمیته بررسی طرح تقسیم در سازمان ملل بود و با تقسیم فلسطین و بعدتر با عضویت اسرائیل در سازمان ملل مخالفت کرد. روابط دوکشور در دوره مصدق قطع بود. ایران تنها پس از کودتای ۲۸ مرداد روابط نزدیک با اسرائیل پیدا کرد. ایران و اسرائیل (متحدان آمریکا) در مقابل مصر، عراق و سوریه (متحدان شوروی) نیاز به تقویت یکدیگر داشتند. با این حال اسرائیل هیچ‌گاه ایران را به عنوان شریک نزدیک نگاه نکرد. چند مورد کلاه برداری اسرائیل از حکومت شاه نشان دهنده فهم اسرائیلی‌ها از تخاصم ذاتی بین دو کشور بود. مهمترین پروژه نظامی مشترک «پروژه شکوفه» با هدف توسعه موشک‌های حامل سلاح هسته‌ای راه افتاد. ایران ۱ میلیارد دلار در پروژه هزینه کرد اما اسرائیل با کلاه برداری از ایران، موشک‌های خود را توسعه داد و تنها به دنبال انتقال تکنولوژی از رده خارج به ایران بود. در مهمترین پروژه اطلاعاتی مشترک «طرح کریستال» موساد و ساواک برای نفوذ در کشورهای عربی همکاری کردند. پایگاه‌های تاسیس شده در ایران و تربیت جاسوس برای نفوذ به عراق، شبکه گسترده‌ای در اختیار موساد قرار داد که ناگهان هدایت آن را به اسرائیل منتقل و دستان ایران را خالی گذاردند.محمدرضا شاه در اواخر حکومتش اعتماد به نفس بیشتری یافت و به دنبال ایفای نقش مهمتری در منطقه بود. اینجا به طور طبیعی نگاه او نسبت به اسرائیل تغییر کرد. شاه در ۱۹۷۳ به همراه اوپک، کشورهای حامی اسرائیل را تحریم نفتی کرد. در ۱۹۷۵ به قطعنامه نژادپرستانه دانستن صهیونیسم رای مثبت داد.در ۱۹۷۵ شاه گفت: &quot;به اسرائیل هشدار دادیم که نمی‌تواند تمام دنیای عرب را تحت سلطه بگیرد. برای دستیابی به این هدف باید جمعیتی حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون نفر داشته باشد… اسرائیل کنترل تمام اعراب را می‌خواهد.&quot; هیچ حکومت مستقلی در ایران نمی‌تواند تهدید اسرائیل را نادیده بگیرد.پیشروی اسراییل از ۱۹۴۶ میلادی به بعد اسرائیل یک رژیم نژادپرست توسعه طلب تهاجمی ست. اگر فکر میکنید ایران به خاطر شیعه گرایی در مقابل نظام یهود ایستاده، پس حتما تصور می‌کنید درگیری اروپا با روسیه بر سر منطقه کریمه، درگیری بین کاتولیک‌ها و اورتودوکس‌ها ست! هیچ کشوری توسعه طلبی یکی از همسایگانش را تحمل نمی‌کند.  ایران یا کشوری ضعیف و حقیر در منطقه است (مانند آنچه در عمده دوره قاجار یا حکومت محمدرضا پهلوی بود) یا کشوری بلندپرواز و به دنبال توسعه نفوذ و قدرتش (مانند دوره جمهوری اسلامی). در حالت دوم، منافع ملی ایجاب می‌کند در مقابل تهدید اسرائیل بایستد.ایران حتی اگر عطای نفوذ منطقه‌ای را به لقایش ببخشد از تهدید به دور نیست. اسرائیل یک دولت ایدئولوژیک مذهبی ست که به خاطر وعده ارض موعود، با جنایت کشورش را بنا کرده و حالا به دنبال تحقق اسرائیل بزرگ ست. راهکار اسرائیل برای تشکیل سرزمینی از نیل تا فرات، حذف همه قدرتمندان منطقه ستایجاد درگیری‌های قومی - مذهبی و تجزیه کشورهای خاورمیانه طرح محبوب اسرائیلی هاست. مانند طرح یینون، طرح برنارد لوییس، حمایت از حمله نظامی بوش به عراق، ارتباط نزدیک با تجزبه طلبان کرد، تلاش برای تقویت طرح‌های اینچنینی از طریق بازوهای لابی اسرائیل (موسسه اف‌دی‌دی) و ...همه از شرارت‌های اسرائیل در ترور دانشمندان هسته‌ای، ویروس استاکس نت، لابی برای تحریم ایران و حمله مداوم به ایران در سوریه آگاهند. «ساده‌لوحان» ایرانی ادعا می‌کنند همه اینها نتیجه ایدئولوژی جمهوری اسلامی ست. اما مگر یک ایران سکولار دموکرات چه می‌تواند دربرابر اسرائیل بکند؟! اسرائیل همواره مانع قدرت گیری هر کشوری در خاورمیانه بوده. حتی مانع فروش تکنولوژی غنی‌سازی هسته‌ای و اف-۳۵ به عربستان (مهمترین متحد امروزش) می‌شود. به دنبال تجزیه و زمین زدن قدرت‌های خاورمیانه است. از جمله ترکیه و ایران. حمایت گسترده‌اش از سلفی‌های سوریه انکار ناپذیر است.زیباکلام‌ها می‌پرسند چه کسی ماموریت مقابله با اسرائیل را به ما داده؟ پاسخ این ست: همان کسی که ماموریت مقابله با هیتلر را به انگلستان داد. منافع ملی ایران و پیشگیری از تجزیه و نابودی کشور، ضرورت مقابله با اسرائیل را ایجاب میکند.* از توئیتر احسان منصوری</description>
                <category>هاچ منصور</category>
                <author>هاچ منصور</author>
                <pubDate>Sat, 09 Jun 2018 01:03:08 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>