<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مبینا ستاری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mobinasattari7</link>
        <description>یک عدد برنامه نویس، نویسنده و عشق تکنولوژیِ نوجوان</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-12 05:50:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1163940/avatar/DwsmHC.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مبینا ستاری</title>
            <link>https://virgool.io/@mobinasattari7</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حالت چطوره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mobinasattari7/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%AA-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87-dpnoo4hh3ei5</link>
                <description>حالت چطوره رفیقِ جان؟سلااااااااااااااااام به دوستای خوبم! نمیگم ای کاش حالتون خوب باشه. میگم دعا میکنم حالتون معرکه بشه چون حال خودم هم چندان خوب نیست.نمیدونم در جریان هستید یا نه، اما اون کسانی که ورزشی ان میدونن که این چند روز تمام مدت چشم ما روی تلوزیون بود! حرص خوردیم، ناراحت شدیم و تو آسمون غرق شدیم! اینکه یکی خوشحالتون کنه، بدون اینکه شما رو بشناسه حس بی نظیریه! ( البته که ناراحتی هم وجود داره؛ اما اگه شما یکی از اون ها هستید که بازی رو نبردید، باید بگم  تا وقتی که تلاش میکنید و میجنگید، برای ما هیچ اهمیتی نداره که میبرید یا میبازید! رستگاری تو تلاشه!)اما یه سوال...ما چقدر به حس و حالمون و اینکه پر از انرژی و خوشحالی و روشنی باشه اهمیت میدیم؟آره کشتی ممکنه برای دو ساعت شما رو محتول کنه، احساس کنید اون بالاهایید، افتخار، عظمت و ....اما آیا ذهن شما میتونه هر بار با نتیجه تکراری که قبلا وجود داشته، سرتونین و دوپامین (هرمون های شادی) ترشح کنه؟واقعیت تلخی وجود داره و اون اینه که شما نمیتونید ذهنتون رو گول بزنید. نمیتونید یه چیز تکراری، چیزی که جذابیتش رو از دست داده، چیزی که حس میکنید دلیلی برای ادامه دادنش ندارید رو نشونش بدید و بگید: &quot; بیا! اینم اونی که میخوام باهاش انگیزه بگیرم! یالا تبدیلش کنه به دوپامین هزار تا کار دارم!&quot;ذهن فریب نمیخوره و سخت باور میکنه و وقتی که به چیزی باور میکنه، دیگه هرگز ولش نمیکنه. ممکنه تو باورها سستی بوجود بیاد، اما ذهن شما یعنی اون ابرکامپیوتر شما، همیشه این قدرت رو داره که شرایط رو درست کنه.خودِ شادی، میتونه باعث انگیزه بشه! من وقتی خوشحالم خیلی بیشتر کد میزنم تا وقتی که میخوام تو رختخواب گریه کنم!درسته که ذهن شما گول نمیخوره، اما میتونید قانعش کنید که چیزهای بیشتری رو با سرعت بیشتر و واضح تر درک کنه. ذهن تا درک نکنه باور هم نمیکنه. همیشه اون محرک دم دستتون نیست. ممکنه با دیدن یه هیکل ورزشی، دست به کار شید تا وزن کم کنید و در عکس قضیه ممکنه هر چی میگردید چیزی پیدا نکنید. مولانا میگه: هر چیزی که تو به دنبالش هستی، اونم به دنبال توعه! اما از کجا معلوم چیزی که دنبالش میگردی، دقیقا تو همون مسیر دنبال تو بگرده؟و همین میشه! وقتی هی میگردید و پیدا نمیکنید، بعد یه مدت خسته میشید. دست آخر ذهنتون که به مرحله درک هم نرسیده میگه: دیدی گفتم نیست! تو و چه به نقاشی! اصن مگه تو استعدادم داری؟ منو ببین تو بدن کی گیر افتادم! ای کاش حداقل دنبال یه چیز دیگه میگشتی!خیلی بعید میدونم کسی تجربه اش نکرده باشه. شما احساس میکنید نه میتونید اون صدای پرحرف ذهن رو خاموش کنید، و نه میتونید اون صدای نامفهمومی که میگه من اینجام بیا پیدام کن رو پیدا کنید. این میشه سردرگمی.سردرگمی میشه باعث افسردگی، افسردگی میشه باعث خواب های طولانی مکرر، بی حوصله گی مداوم و ....، افسردگی منجر میشه به حال بد و حال بد منجر میشه به شکست. و این چرخه هر دفعه که دنبال چیز جدیدی میگردید، از نو شروع میشه.تو این شرایط هیچ هرمونی برای شادی ترشح نمیشه. ساکن و بی حرکت میمونید، گریه میکنید و حس میکنید باید یه چیزی رو بشکنید تا حستون از عصبانیت به خالی شده تغییر پیدا کنه.چیزی که من میگم، اینه که هیچ وقت با این احساس در نیفتید. به خودتون زمان بدید، خودتون رو آروم کنید، بنویسید، صحبت کنید و اون قدر با خودتون روی کاغذ حرف بزنید تا چیز هایی که از درون آزارتون میده رو کشف کنید. از اول بخونیدش و بعد بازم بنویسید. اون قدر نوشتن رو ادامه بدید تا زمانی که بگید بیرون اومد! اون قلنبه ای که روی دلم سنگینی میکرد اومد رو کاغذ!این احساسات طبیعی ان و برای همه هم پیش میان. خودتون رو سرزنش نکنید. من وقتی 11 سالم بود، وسط تابستون، چند روز مونده به تولدم، به خاطر مشکلات بوجود اومده اونقدر احساس بدی پیدا کردم که نتونستم مخفیش کنم. چون از 8 سالگی با نوشتن داستان و چیزای مختلف اخت شده بودم، بدون هیچ دلیل منطقی شروع کردم و نوشتم. بدترین صفت ها رو برای توصیف خودم به کار بردم، خیلی ها و شرایطشون و حالشون رو با خودم مقایسه کردم و خیلی جاها همه اینا رو با گریه نوشتم. نزدیک 10 صفحه شد اما حالم رو بهتر کرد. خدا اون زمان من رو با نوشتن نجات داد. بعدها اون نوشته ها رو خوندم و فهمیدم مشکلی که من داشتم و گاهی اوقات الانم دارم اینکه که خودم رو درک نمیکنم. شروع میکنم به قضاوت کردن خودم. خودم از خودم ناراحت میشم، خودم قلبم رو زخمی میکنم، اما در نهایت متوجه میشم من بودم که خودمو درک نکردم. زندگی هیچ وقت قرار نیست آسون یا منصفانه باشه. اما شما قراره با خودتون عادل باشید. به قول معروف، هر چیزی که باشی، رفتارت یه آینه است. اما شما گاها تو آینه چیز هایی میبینید که ریزن اما در عین حال زشتن. همین همه چیز رو بهم میریزه. قرار نیست بمیرید، منم نمردم! فقط استقامت داشته باشید، خودتون رو سرزنش نکنید و صبر کنید. بالاخره نور بر تاریکی پیروز خواهد شد!پ.ن: راستی بچه ها، حالتون چطوره؟! D:</description>
                <category>مبینا ستاری</category>
                <author>مبینا ستاری</author>
                <pubDate>Tue, 05 Oct 2021 14:39:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بجنگ رفیق!</title>
                <link>https://virgool.io/@mobinasattari7/%D8%A8%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%81%DB%8C%D9%82-jor1dz6pixvd</link>
                <description>بجنگ رفیق جان!سلاااااااااااام!!!!!نمیدونید در جریان هستید یا نه، اما خیلی از ما بشدت ورزش دوستیم و یا ورزش میکنیم، یا نگاه میکنیم یا هر دو! اما تا به حال کسانی که در جریان یه بازی، میبرن یا میبازن فکر کردید یا خودتون جزوشون بودید؟امروز میخوام یه ذره با هم در این مورد حرف بزنیم.البته که یه متن خیلی قشنگ هم پیدا کردم که نویسنده اش رو آخر مطلب میگم. البته از اونجایی که نویسنده فقط قصدش کمک کردن به دیگران بوده و از اینکه این متن جایی درز پیدا کنه متنفره؛ لطفا به قانون کپی احترام بگذارید و جایی بدون اسم منتشرش نکنید! ?خب؛ اگه شما هم مثل من والیبال زیاد نگاه کنید، میدونید که چند روز پیش ژاپن رو بردیم و قهرمان آسیا شدیم. اتفاقی که خیلی دوست دارم باز هم تکرار بشه.اما اگه دست و پا شکسته؛ به چهره بازیکن ها دقت کرده باشید(تو هر دو تیم)؛ زمان هایی که تیمی عقب می افتاد؛ میخواست تمام نیروش رو جمع کنه تا خودشو به بازی برگردونه. فشار بسیار زیاد بود؛ و همه فقط میخواستن بازی رو ببرن.چه ما چه ژاپنی ها و چه هر انسان دیگه ای روی زمین؛ وقتی که فشار روش زیاد بشه؛ میخواد خودشو خلاص کنه.ذهن ما یه مکانیزم حفظ بقا داره که وادارش میکنه فقط جونمون رو نجات بده. این ممکنه شامل هر چیزی بشه.اما نکته دیگه ای که وجود داره، اینه که وقتی اون تیم عقب می افتاد، میخواست به بازی برگرده؛ ورق رو برگ گردونه؛ تمرکزش رو از دست می داد.منم دقیقا چنین چیزی رو چه توی زمین بازی و چه زندگی تجربه کردم. کسانی هم که نکردن؛ هدفی نداشتن که بجنگن و براش تحت فشار باشن.فشار چیزی بد و وحشت آور و &quot; وای من از پسش بر نمیام&quot;؛ &quot; وای من توانایی هام کافی نیست!&quot; و &quot; وای من نمی تونم!&quot; نیست!ولی خیلی مهمه که ما بدونیم زمانی که تحت فشاریم، دقیقا باید چی کار کنیم که اصولی از شرش خلاص شیم.مسلما؛ انسانها زیر فشار ساخته میشن. مثلا وقتی شما باید یه پروژه رو تو ۳ روز تحویل بدید؛ و قبلش همه چیز رو یک ماه طول می دادید؛ وقتی تحت فشار برید؛ متوجه میشید که بله! میتونید یه کار رو سریع تر و بهتر انجام بدید!در واقع اینها یه ابزار برای رشد هستن.همیشه فشار بیشتر؛ عملکرد بهتر به همراه نداره، اما اگه باهاش به درستی رفتار کنید؛ مانع پسرفت هم نمیشه!چیزی که توی این مواقع حساس؛ به اندازه جونتون مهمه؛ جنگیدنه!بله! من برای خودم یه شعاری دارم &quot; بجنگ تا برنده باشی!&quot;حالا اصلا این یعنی چی؟!فرض کنید دارید یه مسابقه کد نویسی شرکت میکنید؛ که باید جواب ها رو اعلام کنید. شبیه مسابقه های تلویزیونی.یه حریف دارید. حریفتون ۳ سال سابقه کد نویسیش بیشتره؛ تجربه اش بالاتره و قطعا چیزهای بیشتری میدونه.وقتی که مثلا مجری میپرسه &quot; در پایتون متغیر چطور تعریف میشود؟&quot; شما تا یادتون بیاد و زنگ بزنید و بگید؛ اون امتیازش رو گرفته.تو تمام زندگی ما چنین آدم هایی هستن.از ما بیشتر میدونن؛ از ما قوی ترن و سریع تر امتیاز میگیرن.حالا شما اگه تو همچین موقعیتی زل بزنید به اون و بگید وای خدایا من باختم! یه جنگجو محسوب میشید؟نه! یه جنگجو هرگز دست از ادامه دادن بر نمیداره!در همین راستا یه متن پیدا کردم که همون نویسنده متن دومه. لطفا با تمام وجودتون بخونید و به هیچ چیز دیگه ای توجه نکنید. اجازه بدید تاثیر گذار باشه و درونتون نفوذ کنه.&quot;بجنگ&quot;هر جا که هستی،خودتو جمع کن و بجنگ!توی هر شرایطی که هستی،سرتو بالا بگیر و بجنگ!هر رنگ پوست و ظاهر و نژادی که داری؛رویاهات رو داد بزن و بجنگ!به هر نحوی که مبارزه میکنی،قوی باش و با موانع بجنگ!هر نوع خانواده و زندگی که داری؛چشم هات رو باز کن و بجنگ!هر چقدر که توی بازی عقب هستی؛ترسو از ذهنت بیرون کن و بجنگ!هر چقدر آسیب دیده و شکست خورده ای؛بهترین ریسکو بکن و بجنگ!توی هر بازی که هستی؛نبرد با زندگیت یا انسان های سمی،تمام نیروت رو بکار بگیر و بجنگ!اگه حریفی بنام سرطان،یا رقیبی به اسم معلولیت داری؛تمام وجودت رو بردار و بجنگ!اگه چیزی که باید قربانی کنی؛خواب و تفریحه این کارو بکن؛اما یه قربانی نباش و بجنگ!هر چقدر شرایط سخت و دشوار؛توی تک تک نفس هات محکم باش و بجنگ!حتی اگه هیچی چیز درست به نظر نمیاد؛روحت رو آزاد کن و بجنگ!مبارز و جنگجو باش!و برای اینکه در هر بازی،مثل رعد و برق و تندر،جنگنده و برنده باشی؛واسه چیزی که برات مهمه بجنگ!این یکی از اون چیزهایی هست که من خیلی بهش اعتقاد دارم و یکی از ۵ اصل موفقیته!خیلی مهمه که بجنگید و صبورانه تسلیم نشید! حتی وقتی کل زندگی تون از شب تیره تره! هیچی دائم نیست دوستای من!نه روشنی؛ نه تاریکی؛ نه زندگی! هر مانعی که الان باهاش درگیرید؛ حل میشه! قبل از اینکه فکرشو بکنید!من خودم یه تکنیکی دارم به اسم &quot; سه روز&quot;. به این صورت که هر وقت از عملکرد خودم راضی نیستم؛ سه روز به خودم وقت میدم و روی جسمم و روحم و ذهنم کار میکنم تا به روال برگردم!وقتی کار به جای باریکی میرسه میگم : مبینا سه روز! تکنیک سه روز!همیشه هم سه روز لازم نیست! البته که بسته به وضعیتم داره! ولی یه بار امتحانش کنید!خب... از اونجایی که قصدم فقط و فقط کمک کردن به دیگرانه، و تنها به این دلیله که تو ویرگول مینویسم، یه متنی پیدا کردم که هر وقت میخونمش انگیزه میگیرم. شاید همیشه مشکلات ما تحریم و گرونی و مشکلات خانوادگی نباشه؛ گاهی اوقات فقط باید بی اعتنا باشید و بجنگید.مثل متن بالا که فقط اصرارش بر جنگیدن و مبارزه است! پس بزنید بریم!! ولی متاسفانه اسمی پیدا نکردم.&quot;سرت را بلند کن!برخیز!در حجره قلبت را بگشا!سر از آن پنجره عشق در آور.به سوی رویا پرواز کن!از امید برایم بگو.از طراوت شبنم. تازگی شکوفه و دعای نسیم.از قدرت واژه ها،تبلور لحظه ها و سرد شدن نگاه ها برایم بگو.از فریاد آسمان،بی داد هر روز زمین،ندیدن سبزی درخت و پاکی رودخانه برایم بگو.به سمت آب برو.برایم شاخه ای پرپر از گلبرگ های گل خاطره بچین.به کنار رود بنشین و غروب را نظاره گر باش!گره بغضت را باز کن!زندگی را فریاد بزن!خودت را از لابه لای نفرت ها بیرون بکش وبه دست خدا بسپار!از ثانیه ها نقاشی بکش.در طلوع و بامداد.و از سرافرازی پرتوهایش سخن بگو.برگرد.پرده را کنار بکش.سرزمین آفتاب؛ پشت دیوار پنهان نیست!از بالای کوها نگاه کن.به خوشحالی بنگر.به پرنده ای که با شور و شوق پرواز میکند فکر کن.چشم هایت را باز کن.به سمت درخشش،به سمت معجزه و رویا و عشقبازگردفردا،آنقدر ها هم دور نیست.مثل لبخند، مثل خوشبختی!برایم مهم نیست؛کجای کره خاکی،با زندگی میجنگی،چرخ های ویلچر را هل بده!روشنایی آنقدر ها هم دور نیست!&quot;خیلی دوستش دارم. تا آخرش متوجه نمیشید به کی داره میگه و دست آخر مثل یه سیلی رو صورت فرود میاد. به همین دلیل هم جنگیدن مهم ترین اصل هر چیزیه!دارم کمکتون میکنم که بجنگید و برای این کار، میجنگم . این چیزیه که به زندگیم معنا میبخشه.شاید درست نباشه که بگم هر دوش رو خودم نوشتم. ولی اون نویسنده ای که اصرار داره این مطلب جایی متنشر نشه و از صمیم قلبش دوست داره خوشحالی شما رو ببینه، منم. مبینا ستاری؛ مبینای جنگنده!۱۲۸۱ کلمه رو نوشتم تا بگم لطفا یه مبارز مقاوم باشید و جا نزنید. مغرور و متکبر نشید و هیچگاه کسی رو تحقیر نکنید. اگر ایمان کسی رو ازش بگیرید، کارما کاری میکنه که همه چی رو از دست بدید. وفادارترین شخص زندگی تون؛ یعنی خودتون هم به خودتون خیانت میکنید و متعجب نگاه میکنید که چرا همه چیز از هم پاشیده.پس قلبتون رو بزرگ کنید تا زمین مبارزه تون بزرگ تر باشه و زیبا تر بجنگید.شما لایق بهترین ها هستید! این افتخاریه که نسیب بهترین ها شده؛ تا لیاقت شما رو داشته باشن!پس خودتون رو دست کم نگیرید!ادامه بدید و ادامه بدید و ادامه بدید!میدونم شرایط خوب نیست. ولی همه مون باید تو همین شرایط بازی کنیم تا تبدیل به تندر های جنگجو بشیم. اگه میخواهید فوق العاده باشید؛ سهمگین ترین طوفان ها رو تحمل کنید!خواستم کمکتون کنم.اگه موفق بودم؛ برام یه چیزی بنویسید.حاضرم هر روز ساعت ها اینجا بنویسم تا شما بتونید به مبارزه ادامه بدید. لطفا ادامه بدید!حتی اگه آخرین مبارزه ای باشه که از زندگیتون مونده.به هر کسی که فکر میکنه ارسالش کنید. بگذارید حس های مثبت به روانی توی جامعه جریان داشته باشن.و سخن آخر،بدورد! فعلا بدرود!</description>
                <category>مبینا ستاری</category>
                <author>مبینا ستاری</author>
                <pubDate>Tue, 21 Sep 2021 20:07:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عجله نکن رفیق</title>
                <link>https://virgool.io/@mobinasattari7/%D8%B9%D8%AC%D9%84%D9%87-%D9%86%DA%A9%D9%86-%D8%B1%D9%81%DB%8C%D9%82-ic4kpqyqqpju</link>
                <description>سلاااااااام! یه سلام پر از انرژی مثبت به دوستای خوبم!نمیدونم تا به حال به این فکر کردید یا نه، که ما چقدر عجولیم!هی میخوایم برسیم! بدویم بدویم و بدویم تا برسیم! به قول معروف ما دونده های خوبی هستیم اما رسنده های خوبی نیستیم! اونقدر با شتاب و هیجان میخوایم پیروزی رو ببینیم که فرآموش میکنیم دقیقا باید چیکار میکردیم!امروز میخوایم در این رابطه با هم حرف بزنیم.یادتونه وقتی بچه بودید، پدر و مادرتون یا کلا بزرگتر ها، همه اش تکرار میکردن، زود بخواب! زود غذات رو بخور! زود مشقات رو بنویس! زود باش زود باش دیر میشه!نمیخوام بگم که ما قربانی یه سری حرف هستیم که بزرگترهامون مسئولشون بودن! اما اگه دقیق تر نگاه کنید،زندگی تون شده عجله! زود تر برسم سر کار! زود تر ناهار آماده کنم، زود تر بگیرم بخوابم و ....انگار ما همه اش یه ترس از این داریم که نکنه دیر برسیم، نکنه گرسنه بمونیم، نکنه فردا خوابمون بگیره!ما ترس از دیر شدن داریم.ما میترسیم که به خواسته هامون نرسیم، میترسیم که همه چیز اشتباه بشه و میترسیم که قبل از رسیدن، بمیریم.ما سال های زیادیه که داریم با این شیوه زندگی میکنیم، و واقعیت اینه که چنین ترس هایی فقط باعث اضطراب میشن.یه کم بهش فکر کنید.حتما یه کتاب خوندید که واقعا ازش لذت بردید. احساس کردید همزمان با قلم نویسنده، اوج میگرفتید  و بعد پایین می امدید. وقتی داشتید کتاب میخوندید، میخواستید سریع تر تموم شه، زود تر به انتهاش برسید، هی بخونید بخونید بخونید؟ اگه کتاب مورد علاقه تون نبود قطعا، اما اگه کتابی بود که هر دفعه بعد از خوندنش احساس زنده بودن میکردید اصلا!زندگی ما هم شبیه همین کتاب هاست. وقتی دوستش داریم، نمیخوایم ازش جدا بشیم و وقتی ازش احساس نفرت میکنیم، میخوایم سریع تر تمومش کنیم. میخوایم فقط قال قضیه رو بکنیم. نه اینکه واقعا حلش کنیم.خیلی از ما سال های زیادیه که فکر میکنیم زندگی رو دوست داریم، اما هر طرفش رو که نگاه میکنیم، میگیم، نه! اونقدر ها هم که میخواستم قشنگ نیست! اینجا میشه که عجول میشیم، اینجا میشه که مضطرب میشیم.اگه به بچه های 5 ساله نگاه کنید، میبنید که هیچ عجله ای برای تموم کردن بازی شون ندارن. با آرامش بازی میکنن و بعضی وقتا هم ساعت ها توی همون آرامشن.بچه ها نمیخوان زودتر برسن، میخوان قشنگ تر زندگی کنن! و این مفهموم، پیچیده تر از اونه که بتونید به یکباره درکش کنید. لازم نیست برای فهمیدن این هم عجله کنید! ما اومدیم زندگی کنیم خلق نشدیم که فقط فاتح ماجرا باشیم!اگه به این حستون توجه نکنید، سخت میرسید و شاید اصلا نرسید! و اینا همه اش شما رو قربانی تله عجله میکنه!آرووم باشید رفقا! آرام و دور از حاشیه. فقط حال رو پیدا کنید! اکنون رو کشف کنید! و برای کسی که بخواد زنده باشه و زندگی کنه، هیچ هدیه ای با ارزش تر از اکنون نیست. و این شما هستید که اکنون رو نقاشی میکنه!پس به دور از هر عجله ای، قلمو رو بردارید و بکشید....و این زندگی مال شماست....و این شمایید که زنده اید!</description>
                <category>مبینا ستاری</category>
                <author>مبینا ستاری</author>
                <pubDate>Sun, 05 Sep 2021 12:13:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلال کمبود انگیزه</title>
                <link>https://virgool.io/@mobinasattari7/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D9%85%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-qryuraivmfcz</link>
                <description>سلااااااام به همه دوستای خوبم!من مبینا ستاری هستم، و برای اولین بار به این سایت اومدم تا بهتون انرژی بدم اونم از نوع مثبت!نمیدونم کی هستید و کجا زندگی میکنید و چکار میکنید…اما مطمئنم شما هم مثل من ضد ضربه نیستید و بعضی جاها دچار یه اختلال عجیب و غریب؛ ناشناخته؛ مبهم؛ ترسناک؛ و در عین حال واقعی روبه رو میشید!کمبود انگیزه!بله! گفتنش راحته ولی پیداکردن دلیلش اصلا!من خودم ۲ هفته یه بار یا بیشتر مبتلا می شم! ترسناک و وحشت آور هست، قبول، اما غیر قابل پیشگیری و یا غیر قابل درمان نیست!برای همه هم پیش میاد.چه برنامه نویس باشید چه طراح گرافیک، مکانیک، متصدی سینما، جزو تیم والیبال اعزامی یا غیر اعزامی به مسابقه، ادمین، مدیر ،شاغل یا بیکار، ۱۰ ساله یا در آستانه یک قرنی!هیچ ایرادی هم نداره! ما ۹۹ درصدی آفریده شدیم…هیچ وقت به عدد ۱۰۰ نمیرسیم چون ذات انسان همین. کامل نیست و تا زمانی که روی زمینه کامل نمیشه.تنها کسایی که بی انگیزه نمیشن، دو گروهن، اموات و کسانی که هیچ دلیلی برای انگیزه داشتن ندارن.اما شما آفریده شدید برای اینکه زندگی کنید!زندگی کنید، لذت ببرید، کمک کنید و شکرگذار باشید!منم چون زندگی و لذت بردنم هر دو در کلمه &quot; کمک کردن&quot; خلاصه میشن، این وقت رو به شما اختصاص دادم تا یه بخش از روحم براتون پالس مثبت بفرسته.دیگه طولش نمیدم! بزنید بریم برای ۱۵ تا جمله قشنگ انگیزشی!(ریا نباشه چندتاش رو خودم نوشتم!)۱.&quot;خستگی بد نیست، برای همه مون پیش میاد، مهم اینه که تا آخر زندگیت، هر روز خسته نباشی!&quot;۲.&quot;مهم اینه که فردا کجا خواهی بود. مقصد هیچ کدوم از ما، با تمام شباهتش، درست عین هم نیست!&quot;۳.&quot;اونی که به قله رسیده از همینجا شروع کرده! از اینجا! صفرِ صفر! از همین سنگ ریزه ها!&quot;۴.&quot; فقط وقتی بیخیالش شو که محکم تو دستت گرفته باشی! میدونی که، موفقیت رو میگم!&quot;۵.&quot; برنده ها هیچ وقت شک نمیکنن که برنده ان، چون در این صورت با یه بازنده درونی مواجه میشن!&quot;۶.&quot; اگه ۱ سال طول میکشه، انجامش بده! اگه ۱۰ سال طول میکشه، انجامش بده، اگه بیشتر از عمرت وقت میگیره بازم انجامش بده! وقتی برات مهم باشه &quot;نه&quot; معنایی نداره!&quot;۷.&quot; اگر همان روز اول موفق میشدم؛ دیگر هرگز مایل به موفقیت نبودم!&quot;۸.&quot;بنا بر تجربه من تنها یک انگیزه وجود دارد و آن هم، میل به موفقیت است. زیرا هیچ دلیلی نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد!&quot;(جین سمایلی)۹.&quot; از صفر شروع کن و به هزار برس! در این مسیر هر تردید ممنوعه!&quot;۱۰.&quot;مشکلات حقیقی را می‌توان برطرف کرد، اما آن‌ها که در ذهنتان ایجاد می‌کند را نمی‌شود!&quot;(تئودور ان.ویل)۱۱.&quot; اکثر مردم درست زمانی که لحظات پایانی سختی است و موفقیت در حال شکل گیری است تسلیم می‌شوند!&quot;(راس پرو)۱۲.&quot; شما ممکن است برای موفقیت مجبور شوید بارها مبارزه کنید!&quot;(مارگارت تاچر)۱۳.&quot;پشت‌کار یک مسابقه طولانی نیست، مسابقه‌های زیادی است که پشت سرهم شروع می‌شوند!&quot;(والتر ایلوت)۱۴.&quot;مراقب یکنواختی زندگی باشید، مادر همه شکست‌های مرگبار است!&quot;(ادیس وارتون)۱۵.&quot;چیزها اتفاق نمی‌افتد. چیزها ساخته می‌شوند!&quot;(جان اف کندی)حالتون بهتر شد؟همیشه حواستون به قلبتون باشه!ناسلامتی انگیزه و الهام از همونجا میاد!فقط خواستم یه کاری بکنم!اگه مفید بود برام یه چیزی بنویسید!خدا خیلی دوستون داره!تا دفعه بعد،بدرود!:)</description>
                <category>مبینا ستاری</category>
                <author>مبینا ستاری</author>
                <pubDate>Thu, 02 Sep 2021 20:38:03 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>