<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mobinphenom</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mobinphenom</link>
        <description>God of War fan, And that&#039;s all I want to write as my BIO</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 06:25:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/658759/avatar/ygQlbD.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mobinphenom</title>
            <link>https://virgool.io/@mobinphenom</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عجیب‌ترین راز داستانی بازی God of War</title>
                <link>https://virgool.io/@mobinphenom/%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-god-of-war-eoshwluxlaek</link>
                <description>روایت یک داستان تازه از کریتوس در جایی دور از سرزمین مادری خدای جنگ، نیازمند خلق دنیایی تازه بوده است. کوری بارلاگ برای نوشتن قسمت جدیدی از زندگی روح اسپارتا به سراغ اسطوره‌شناسی شمالگان رفته است. جایی که سالهاست زیر سایه یک پیشگویی کهنه نه آرامشی برای خدایان مانده نه امنیتی برای ساکنان نه جهان. در نوشتن دنیای نورسی که در بازی God of War قرار است محل زندگی جدید کریتوس باشد، تیم نویسندگان بازی تمام اتفاقات مهم گذشته و آینده را طوری روایت کرده‌اند که بخشی از پازل داستانی رسیدن کریتوس به نورس باشند و هر یک علتی برای حضور کریتوس به عنوان اصلی‌ترین دلیل اتفاق افتادن Ragnarok و نابودی دنیا. تمام اتفاقات دنیای نورس در بازی God of War از جنگ بزرگی که هزاران سال قبل بین خدایان Aesir و Vanir رخ‌ داد و منجر به ازدواج فریا و اودین و تولد بالدر شد گرفته تا کشتار بی‌رحمانه جاینت‌ها به دست Thor همگی بخشی از داستانی هستند که روح اسپارتا را در کنار جاینت‌های یوتنهایم و بار دیگر در مقابل خدایان قرار داده است. میدگارد، یوتنهایم، آزگارد و ونهایم و تا حدودی آلفهایم جهان‌هایی بودند که بستر مهم‌ترین اتفاقات بعد از پیدایش جهان‌ها و خلق شدن Ymir از آتش و یخ بوده‌اند. جهان هایی که به جز آزگارد و ونهایم همگی در نسخه 2018 تا حدودی برای پلیرها قابل دسترسی بودند. The traveler of Riverpassاحتمالا با گشت و گذار در میدگارد و دیدن لوکیشن‌های مختلف دنیای میانی متوجه نشانه‌هایی از اتفاقات بزرگی که در این دنیا افتاده است شده‌اید. شکل و شمایل مجسمه Tyr درست در وسط دریاچه نه جهان که خبر از جنگی بزرگ در اطراف معبد خدای جنگ نورس می‌دهد یا شهرهای زیر آب‌رفته دریاچه که همگی قبل از سیل بزرگ محل زندگی مردمان شمالگان بوده‌اند. حتی کونونزگارد که روزی محل پادشاهی درف‌های اسوارت‌آلفهایم، در جایی به دور از خانه بوده است. همه این مکان‌ها و نشانه‌ها راوی داستان‌های مهمی از گذشته‌اند؛ داستان هایی که احتمالا نه تنها در رسیدن کریتوس به نورس نقش داشته‌اند بلکه در آینده نه جهان و اتفاقات پیش و به هنگام رگناروک در بازی تاثیر بسیاری خواهند داشت. یکی از مهم‌ترین لوکیشن‌ها در میدگارد که روایت‌کننده یکی از مرموز‌ترین اتفاقات داستانی بازی است Riverpass نام دارد. ریورپس در دنیای بازی فاصله بین خانه Laufey تا فریا گاردن و همچنین سریع‌ترین راه رسیدن به Lake of Nine از Wildwood است. به گفته میمیر سالها قبل و پیش از سیل بزرگ و جنگ میدگارد ریورپس مهم‌ترین مرکز تجاری نه جهان بوده است که خدایان، جاینت‌ها و انسان‌ها همگی به این مکان رفت و آمد داشته‌اند. اما بعد از سیل بزرگ و آغاز عصر Desolation، ریورپس توسط هل واکرها احاطه شده و تنها گروهی از انسان‌ها فقط به جهت مخفی‌شدن از ریورپس استفاده کرده‌اند. ماجرای ریورپس اما درست از آنجایی عجیب می‌شود که تمام در و دیوار این لوکیشن از ابتدای گیت‌های بزرگ و جادوییش که با کلمه خانواده رمزگذاری شده‌اند تا انتهای فریا گاردن و Lake of Nine همگی خبر از زندگی یا مخفی شدن یک فرد مهم برای سال‌های طولانی در ریورپس می‌دهند. فردی که احتمالا مسلط به یک زبان مهم و ناشناخته است یا مسافر آینده بوده و یا در گذشته به میدگارد سفر کرده است. احتمالا از شر سیل بزرگ میدگارد فراری بوده یا برای اینکه به دست خدایان Aesir نیافتد سالها به تنهایی در این محل امن زندگی کرده است. در و دیوار Riverpass پر است از تعداد زیادی نوشته به رنگ های قرمز و آبی که به نظر ربطی به زبان اهالی نورس ندارد و حتی نزدیک به هیچ زبان شناخته شده‌ای نیست. کلاغ‌هایی آویزانی که مثلشان را حتما در خانه فریا دیده‌اید و همچنین اسکلت‌های کوچک و مرموزی که کنار کلاغ‌ها از طنابی آویزان شده‌اند. اما واقعا چه کسی سالها در ریورپس زندگی کرده است و از همه مهم‌تر معنی تمام این نوشته‌ها چیست؟ Gates secured with &quot;Family&quot; keyword and statues of Light Elves.به تازگی اما یک کاربر لهستانی در Reddit اقدام به مرتب کردن این دیوارنوشته‌ها و ترجمه آن کرده است که این ترجمه نتایج عجیب و جالبی در بر داشته است. این کاربر با قراردادن دیوارنوشته‌های ریورپس در کنار هم و مرتب‌کردن آنها به پنج پیشگویی مهم و اساسی رسیده است که در ادامه به ترتیب بر آن ها مروری خواهیم داشت.جمله اول به صورت «پایان زندگی Yggdrasil درخت جهان» ترجمه شده است که به آغاز رگناروک و نابودی دنیا و خدایان در پی این جنگ بزرگ اشاره می‌کند.جمله دوم اما به «نوادگان پیشینیان» ترجمه می‌شود. درست نمی‌دانیم منظور از پیشینیان کریتوس است و نوادگانش یعنی آترئوس، فنریر، یورمونگاندر و هل یا منظور Ymir اولین موجود خلق شده در دنیای نورس، که از قضا یک جاینت هم بوده است و این نوشته ها به جاینت‌ها که نوادگان Ymir هستند مربوط است.  آینده ایگدراسیل درخت جهان سومین جمله ترجمه شده از Riverpass است که احتمالا به وقایعی که قبل و در هنگام رگناروک در دنیاهای نه گانه رخ خواهد داد اشاره می‌کند.جمله چهارم و پنجم اما سوالات بیشتری بوجود می‌آورند. «پایان جنگ در میانه انقلاب زمستان و برملا شدن حقیقت» ترجمه جمله چهارم است. آیا نبرد بزرگی قبل از رگناروک رخ خواهد داد؟ رازی که احتمالا قرار است به پایان جنگ منجر شود چیست؟ آیا این راز همان رازی است که در تالار جاینت‌ها بر روی دیوار نوشته شده بود؟ آیا منظور از زمستان همان رگناروک است؟ انقلاب زمستان به نظر همان فیمبول‌وینتر است و پایان جنگ در میانه زمستان احتمالا به نبرد کریتوس و Thor اشاره می‌کند.ترجمه جمله پنجم نه تنها جمله دوم را کمی عجیب‌تر می‌کند بلکه پای شخص تازه‌ای را به داستان بازی و پیشگویی‌ها اضافه می‌کند. نیدهاگ! در ترجمه جمله پنجم آمده است که نیدهاگ اجداد آنهاست. هنوز درست نمی‌دانیم منظور از آنها در ترجمه این دیوارنویس چیست اما در اسطوره‌شناسی نورس نیدهاگ به معنی مبارز نفرین‌شده یا کسی که با بدجنسی ضربه می‌زند است و یکی از اژدهایانی است که در زیر درخت جهان زندگی می‌کند و از ریشه‌های ایگدراسیل تغذیه می‌کند. نیدهاگ که در اسطوره‌شناسی یکی از جاینت‌های یوتنهایم است همیشه در تلاش است تا با خوردن ریشه ایگدرسیل، درخت جهان و جهان‌های ایستاده بر شاخه‌های ایگدرسیل رو به نابودی بکشاند. حالا اینکه آیا نیدهاگی که از ترجمه این دیوارنویس بدست می.آید همان اژدهای اسطوره‌شناسی است یا نیدهاگ در واقع نماد یکی از عاملان رگناروک و نابودی دنیاست فقط باید صبر کنیم! Nidhoggسوال اصلی اما درباره همه این نوشته‌ها و لوکیشن ریورپس اینجاست که چه کسی سالها در این مکان زندگی کرده است و این پیش‌بینی‌ها توسط چه کسی به این زبان ناشناخته در میدگارد نوشته شده است؟ داستان بازی در کتاب God of War Lore and Legends از زندگی تنها و مخفیانه کریتوس در میدگارد برای حدود چهل سال و بیش از ملاقات با Faye پرده بر می‌دارد. کریتوس خدای جنگ یونان چهل سال به تنهایی و به طور مخفیانه در میدگارد زندگی کرده است. آیا ریورپس که احتمالا با رمز خانواده از دید خدایان پنهان مانده بود محل زندگی کریتوس بوده است؟ اما سوال اینجاست که کریتوس چگونه به آینده دنیای نورس و یا حتی با نیدهاگ و درخت جهان آشنا بوده است؟شخص دیگری که احتمالا می‌تواند گزینه بهتری نسبت به کریتوس باشد بالدر است که چندین سال در میدگارد به دنبال آخرین جاینت باقی مانده در دنیای میانی می‌گشت. بالدر اما دلیلی برای پنهان‌شدن از دست خدایان نداشته است اما ممکن است از دست سرمای زمستانی که سالها قبل تصور می‌شد فیمبول‌وینتر واقعی است یا سیل بزرگ میدگارد به ریور پس پناه آورده باشد. حضور بالدر حتی در ریورپس که بسیار نزدیک به فریاگاردن بوده است خیلی منطقی نیست چون فریا حتی در دورترین نقطه حضور بالدر در دنیای میانی رو احساس کرده بود چه برسد حالا که بالدر در ریورپس و بیخ گوش مادرش پنهان بوده است.نفر سوم و احتمالا همان کسی که مدت‌ها در ریور پس مخفی شده بود تا از شر خدایان Aesir در امان باشد Tyr است. تیر که سالها قبل توسط ایسیرها و پس از جنگ میدگارد توسط اودین زندانی شد احتمالا از دست کلاغ یک چشم فرار کرده تا پیام مهمش را به لوکی برساند. تیر، خدای جنگ دنیای نورس که در کنار اودین تنها ایسیری است تمام که پرافسی یوتنهایم را دیده است و تنها شخص زنده‌ای است که از تمامی اتفاقات رگناروک با خبر است. تیر که به تمام دنیاها و فرهنگ‌های مختلف مسافرت کرده بود احتمالا پیشگویی‌های رگناروک رو به زبانی در ریورپس نوشته است که فقط یک شخص خاص بتواند پیام این نوشته‌ها را دریابد. The Tyr&#039;s sacrifice&quot;Errand&quot;فریا ملکه ونهایم هم می تواند یکی از گزینه‌ها باشد. بانوی آزگارد که سالها قبل به دلیل خیانت به اودین به میدگارد تبعید شده بود احتمالا قبل از رفتن به فریا گاردن سالها در ریورپس زندگی کرده است. کلاغ های آویزان اودین از سقف خانه فریا که به فراوانی در ریورپس و کنار دیوارنویس‌ها دیده می شود احتمال حضور فریا در ریورپس را بیشتر میکند. Freya and Freyrبه کلاغ‌های آویزان دقت کنید!Riverpassاما اگر از من سوال کنید ساکن Riverpass کسی نیست جز فی. نگهبان یوتنهایم سالها متنفر از خدایان ایسیر برای دفاع از جاینت‌ها در میدگارد مخفی بوده است و حتی چندین بار در این دنیا با Aesirs جنگیده است. فی اما قبل از ملاقات با کریتوس درست مثل خدای جنگ یونان خانه‌ای در میدگارد نداشته و احتمالا ریورپس را بهترین مکان برای در امان ماندن از خدایان یافته است. محافظ دنیای جاینت‌ها و مادر لوکی بهتر از هر کسی از پرافسی Jotunar آگاهی داره و احتمالا نوشته ها بخشی از دیوارنویس تالار جاینت‌هاست که بنا به دلایلی پیش از رسیدن کریتوس و آترِئوس به یوتنهایم از بین رفته‌اند.Laufey the justاگر فکر می‌کنید هیچ شخصی دیگری نمی‌تواند گزینه مد نظر ما باشد، صبر کنید. فری برادر فریا و پادشاه آلفهایم، برادر کوچکتر فریا که کمی بعد از داستان اصلی بازی به نقش پررنگش در دنیای آلفهایم آگاهی پیدا می‌کنیم سالهاست که ناپدید شده است. الف‌های آلفهایم تمام دنیاها را به دنبال فری گشته‌اند اما خبری از برادر فریا نیست. فری که مثل خواهرش از ایسیرها و به خصوص اودین متنفر است احتمالا بنا به دلایلی مدتی طولانی در ریورپس مخفی بوده است. علاوه بر این یک دست نوشته مهم در فریا گاردن وجود دارد. جایی درست زیر اسکلت‌های آویزان یک نوشته وجود دارد که فریا را از بهترین خدایان می‌داند و آرزو میکند که بالدر جانشین اودین در آزگارد باشد و دنیا رو با حضور فریا و بالدر بهترین محل برای زندگی می‌داند. آیا ممکن است این نوشته ها و پیش‌بینی‌های رگناروک همگی متعلق به فری برادر فریا باشند؟ گیت‌های ریورپس با دو مجسمه بزرگ از الف‌های روشنی محافظت می‌شود! فری برادر فریا پادشاه آلفهایم است!حالا که از ترجمه دیوارنویس مهم ریورپس با خبر شدیم و تمام احتمالات داستانی این لوکیشن مهم رو بررسی کردیم به نظر شما چه کسی مخفیانه پیام نابودی دنیا را در ریورپس حکاکی کرده است؟ دلیل اصلی مخفی شدن این فرد از دست خدایان چیست؟ آیا راز مهم‌تری برای بر ملا شدن وجود دارد؟ آیا ممکن است نویسنده تمامی این پیش‌بینی‌ها همان کسی باشد که در دیوارنویس یوتنهایم مخفیانه بالای سر فی حاضر می‌شود؟ یا اینکه کسی که شیپور بزرگ میدگارد را هنگام مریض بودن لوکی به صدا در می‌آورد همان مسافر ناشناس ریورپس است؟ آیا دو واژه مهم راز و پیغام‌رسان که در دیوار‌نویس یوتنهایم وجود دارند به ریورپس و ساکن آن مربوط می شوند و آیا راز همان پیش‌بینی رگناروک است؟ هر چه که هست باید صبر کرد و دید ریورپس و ساکن ناشناسش چه نقشی در داستان طولانی کریتوس و آترئوس در دنیای نورس داشته اند.</description>
                <category>Mobinphenom</category>
                <author>Mobinphenom</author>
                <pubDate>Mon, 06 Sep 2021 17:41:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان ساخته‌شدن Leviathan Axe</title>
                <link>https://virgool.io/@mobinphenom/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-leviathan-axe-jeh30ywqabl6</link>
                <description>‏داستان پرواز ثور و میولنیر بر فراز آسمان جهان‌های نه‌ گانه و ناله‌های دردناک جاینت‌های یوتنهایم که یکی پس از دیگری در گوشه‌ای از دنیا سقوط می‌کردند هولناک‌ترین قصه‌ای بود که براک و سیندری 30 سال پس از تحویل سلاح جادوییشان به اودین می‌شنیدند. در تالارهای آزگارد اما صدای خنده‌های اودین خبر از موفقیت برنامه‌ای می‌داد که سالها قبل خدایان Aesir برای خلاص‌شدن از دست جاینت‌ها و مبارزه با پیشگویی‌های رگناروک طراحی کرده بودند. جدال جاینت‌ها با میولنیری که در دستان ثور قرار گرفته بود نابرابر‌ترین جنگی بود که تاریخ دنیای نورس به خود دیده بود. براک و سیندری دویست سال قبل سلاحی ساخته بودند که به تنهایی تعادل را از نه جهان گرفته بود. سلاحی که جاینت‌ها رو شکننده و بی دفاع و پسر اودین رو شکست ناپذیر کرده بود.در گوشه‌ای از دنیای عجیب درف‌ها، اسوارت‌آلفهایم، براک و سیندری خودشون رو مقصر اصلی سرنگونی جاینت‌ها و بر هم خوردن نظم و تعادل دنیا به دست ثور می‌دانند. برادران هولدرا تصمیم می‌گیرند سلاحی بسازند که در دستان جنگجویی شجاع بچرخد و میولنیر و صاحب شکست‌ناپذیرش را به زانو در بیاورد. هولدرا برادرز برای ساختن سلاح جدیدشون هرگز نباید از کار دست بکشند. سالها قبل وقتی براک و سیندری در کارگاه آهنگری خود در کنار کوره‌های داغ در حال ساختن میولنیر به دستور کلاغ یک چشم بودند، عنکبوتی سه بار و آخرین بار چشم براک رو نیش زد و براک فقط یک لحظه دست از کار کشید. همین کافی بود تا دسته میولنیر به طور غیر معمولی کوتاه باشد. نقصی که البته ابتدا به خشم و نارضایتی خدایان Aesir انجامید اما فقط چند روز کافی بود تا قدرت بی‌نظیر این سلاح، نقص میولنیر از یاد اودین و خدایان ببرد. این بار اما این اشتباه تکرار نخواهد شد. براک و سیندری مصمم به جبران اشتباهی هستند که سالها قبل مرتکب شده‌اند.براک و سیندری چندین ماه سخت کار می‌کنند تا سلاح جدیدشان آماده رسیدن به دستان صاحب آن بشود. شب‌ها و روزها برادران درف بدون اینکه لحظه‌ای دست از کار بکشند مشغول کار بودند و شعر‌های قدیمی و کهن دنیای درف‌ها رو زمزمه می‌کردند اما درست زمانی که سلاح جدیدشان در مراحل پایانی کار بود، باز سر و کله عنکبوتی که سالها قبل و در هنگام ساختن میولنیر به سراغشون اومده بود پیدا شد. براک اما این بار دیگه دست از کار نکشید. هر اتفاقی هم بیافته قرار نیست این سلاح مثل میولنیر دچار نقص بشه. همین‌طور که براک بی‌وقفه در آتش کوره می‌دمید تا سیندری دسته سلاح جادوییشان را طراحی کند، عنکبوت به پای او می‌رسه و شروع به گزیدن براک می‌کنه. براک سه بار توسط این عنکبوت گزیده میشه اما باز هم دست از کار نمی‌کشه تا اینکه عنکبوت درست روی قلب براک قرار می‌گیره و چند لحظه بعد چهره سیندری در مقابل چشمش سیاه و سیاه‌تر میشه و براک، درف آهنگر روی زمین میافته. این پایان تپیدن قلب برادر بزرگتر بود. بلافاصله سیندری دست از کار می‌کشه و بالای سر براک می‌رسه. براک تا جایی که می‌تونست به کار ادامه داد. نتیجه مثبته و کار هولدرا برادرز این بار تکمیل‌تر از همیشه.  دسته این سلاح مثل میولنیر کوتاه نشد اما براک چی؟ او جونش رو از دست داده.چند دقیقه بعد الف‌های آلفهایم در لا به لای شب تاریک و در میان دنیای چشم‌نوازشان درف کوچکی رو می‌بینند که به Lake of Souls می رود. با طنابی به روی دوشش، سیندری واگنی رو پشت سرش حمل می‌کنه. واگنی که بدن سیاه شده براک رو داخلش گذاشته. در میان تعقیب چشم‌های الف‌ها، سیندری خودش رو به کنار دریاچه ارواح می‌رسونه. واقعا حیرت‌انگیزه! از تمام آسمان ارواح زیادی به سمت دریاچه ارواح حرکت می‌کنند تا برای همیشه در این دریاچه استراحت کنند و زندگی پس از مرگ رو تجربه کنند. اما براک؟ نه، نه این وقت مردن براک نیست. سیندری خودش رو آماده میکنه تا داخل دریاچه بپره تا روح براک رو به دنیا برگردونه. با خودش میگه جای درف ها زیر زمینه نه زیر آب! اما چاره‌ای نیست. سیندری نفس عمیقی می‌کشه و خودش رو به داخل دریاچه پرتاب می‌کنه. این خطرناک‌ترین کار تمام زندگی سیندری است. ممکنه حتی خودش هم دیگه نتونه از دریاچه خارج بشه.  اعماق دریاچه پر از اجسام و ارواح سرگردانیه که جایی در بین راه مانده‌اند و هر چیزی که بالای سرشون ظاهر بشه رو به عمق دریاچه ارواح می‌کشند. سیندری اما بدون توجه، به سمت نور های آبی رنگی که به سمت عمق دریاچه میرن شنا می‌کرد. سیندری خیلی نزدیک به گرفتنش بود که یک دستی از عمق دریاچه پای سیندری رو می‌گیره تا اونو به عمق دریاچه بکشونه. سیندری که نفسش داره تموم میشه تقلا می‌کنه و دست و پا میزنه اما فایده نداره اون باید یه کار دیگه بکنه. سیندری خنجرش رو به دست پوسیده ای که از اون سوی دریاچه ارواح اون رو به پایین می‌کشوند می‌زنه و خودش رو آزاد می‌کنه.حالا دیگه اصلا فاصله‌ای با روح براک نداره، بهش می‌رسه و لمسش می‌کنه و بلافاصله انفجاری از نور اتفاق میافته. انفجاری که سیندری رو به بیرون دریاچه و کنار واگنش پرتاب می‌کنه. تمام بدن سیندری سیاه شده.  پوستش شروع به خاریدن می‌کنه، اما به نظر کارش موفقیت‌آمیز بوده. سیندری به سراغ براک میره تا ببینه روح به بدن برادر بزرگتر برگشته یا نه و بعد از چند لحظه، چشمانی که بار دیگر باز می‌شوند. براک از تمام اتفاقاتی که اون روز براش افتاده و تمام تلاش‌هایی که سیندری برای نجات دادنش انجام داده چیزی به خاطر نمیاره و سیندری هم اصلا علاقه‌ای به تعریف کردنش نداره چون می‌دونه قرار نیست کسی ماجراجوییش در دریاچه مردگان رو باور کنه.دو هفته بعد اما متعادل‌کننده‌ی دنیای نورس درست در دستان براک و سیندری قرار داشت. ماجراجویی برادران هولدرا از سرزمین مادری، اسوارت‌آلفهایم تا میدگارد و آلفهایم ادامه داشت تا برادران ماهر بالاخره سلاحی که در خور مقابله با میولنیر باشد رو ساخته باشند. حالا وقتشه که براک و سیندری برای این سلاح جادویی اسمی انتخاب کنند. سلاحی که حالا نه تنها به قدرت میولنیر است بلکه با دسته بلندی که دارد حتی بی‌نقص‌تر از پتک ثور است. سیندری به براک میگه که این سلاح باید اسمش هم مثل خودش تک باشه و برتر بودنش نسبت به تمام سلاح ها رو نشون بده، چیزی که توی دنیا فقط یه دونه ازش وجود داشته باشه. ریشه های درخت جهان؟ غول های یخی یوتنهایم یا مار میدگارد؟ مار میدگارد، یورمونگاندر که در تمام جهان‌ها حرکت می‌کنه. این بهترین اسمه! پس برای چرخیدن در دستان جنگجویی شجاع و بازگرداندن تعادل به تمام دنیا‌ها و نجات گونه جاینت‌ها و در نهایت، سقوط خدای رعد!  پرواز کن لوایتن.</description>
                <category>Mobinphenom</category>
                <author>Mobinphenom</author>
                <pubDate>Tue, 30 Mar 2021 20:33:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیش به سوی Valhalla/ زندگی پس از مرگ در دنیای God of War و اسطوره شناسی نورس</title>
                <link>https://virgool.io/@mobinphenom/%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%DB%8C-valhalla-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-god-of-war-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%B3-tfxjbgo626xo</link>
                <description>اسطوره شناسی نورس همواره زادگاه عجیب‌ترین دیدگاه ها به مفهوم مرگ و زندگی بوده است. دنیای ۹ گانه شمالگان مرگ را نه تنها پایان زندگی بلکه آغازی می‌داند برای پایان ابدی! تولدی برای مرگ! مرگی که زیر سایه شجاعت و شرافت و در میدان مبارزه با تاریکی های دنیا بدست می‌آید.  ادیث همیلتون در ابتدای صحبتش درباره اسطوره شناسی نورس مفهوم زندگی را عجیب ترین مفهوم در بین تمام اساطیر و فرهنگ ها می‌داند. مفهومی که اولین بار ساکنین سرزمین های شمالی آن را تعریف کرده‌اند: زندگی برای مرگ! اما نه مرگ بر معنای نیستی، مرگی که نهایت آرزوها و آمال وایکینگ‌ها و جنگجویان دنیای نورس بوده است، رسیدن به والهالا و دیدار با خدای خدایان اودین!دروازه ورودی والهالامردن در اوج شجاعت و کشته شدن در جنگ‌ها تنها راه مردن در اساطیر نورس نیست، همانطور که والهالا تنها مقصد ارواح جهان‌های ۹ گانه نیست. اسطوره شناسی دنیای نورس و با کمی تغییر دنیای بازی God of War  شامل ۴ مقصد برای مردگان است که هریک به دلایلی و برای هدفی خاص مهیا می‌شوند. در این مقاله با تعریف دنیای مردگان و زندگی پس از مرگ در اسطوره شناسی نورس و ارتباط آن به بازی God of War قصد داریم مقصد احتمالی فی، بالدر و یا حتی در آینده ای نه چندان دور کریتوس را پس از مردن در دنیای نورس بررسی کنیم.مقصد اول : Valhalla در اسطوره شناسی نورس والهالا همان تالار بزرگی است که در آن اودین از ارواح جنگجویان شجاع پذیرایی می‌کند. والهالا در لغت به معنی تالار کشتگان یا تالار افتادگان است. در منابع مربوط به اسطوره شناسی، والهالا درست در Asgard واقع شده است و در برخی منابع دیگر در گوشه‌ای از درخت جهان که اودین هر روز به آن سفر می‌کند. والهالا ۵۴۰ دروازه دارد که از هر دروازه گرگ‌ها نگهبانی می‌کنند. سقف آن را سپر های بیشمار سربازان تشکیل می‌دهد و نیزه های طلایی دیوار های والهالا را نگه می‌دارند. درست در مقابل دروازه اصلی تالار، درخت Glasir وجود دارد که از تمام انسان ها و خدایان زیبا تر است و برگ‌های قرمز رنگی از جنس طلا شاخه های آن را می‌پوشاند. دو گرگ و یک عقاب بزرگ از دروازه اصلی والهالا مراقبت می کنند. به مسافرین والهالا Einherjar گفته می شود که به معنی کسانی است که تنها مبارزه می‌کنند. در والهالا تمام جنگجویان به سنی بر می‌گردند که در آن بیشترین نیرو و قدرت را داشته‌اند نه سنی که در آن کشته شده‌اند. Einherjar در والهالا هر روز برای جنگ بزرگ مبارزه می کنند، کشته می شوند و هنگام غروب خورشید دوباره زنده می شوند تا شب را از شراب Heidrùn بخورند و این چرخه ادامه دارد تا روز فرا رسیدن رگناروک. به هنگام فرارسیدن رگناروک، از هر یک از دروازه های والهالا هزاران Einherjar خارج می‌شوند تا در کنار خدایان بجنگند و به نابودی ابدی برسند.در مسیر والهالابر طبق اسطوره شناسی نورس و به ویژه دنیای بازی God of War اودین و به کمک والکری‌ها مسافرین والهالا را بر می‌گزیند. در بازی God of War والکری ها راهنمایان ارواح مردگانند تا آن ها را از مسیر Helheim جدا و به سمت دروازه های والهالا ببرند. بر طبق داستان بازی اما سالهاست بنا بر نفرین اودین، والکری ها در طلسم جسمانی خود گرفتارند و هیچ روح شجاعی برای سالیان طولانی به والهالا نرفته است. این نکته درباره خدایان اما مستثنی است. طبق گفته میمیر، خدایان برای رسیدن به والهالا نیاز به همراهی والکری ها ندارند. ارواح خدایان آزگارد، خودشان راه رسیدن به والهالا را پیدا می‌کنند. تنها مورد عجیب این قضیه در اسطوره شناسی، جایی است که بالدر در آزگارد کشته می شود اما به جای والهالا به Hel برده می شود!وداع با بالدرمقصد دوم : Fólkvangr فریا فرمانروای Fólkvangrکلمه Fólkvangr در لغت به معنی خانه مردم یا خانه ارتش هاست و بنا بر اساطیر نورس، Freya ملکه خدایان شخصا مسافران این تالار بزرگ را انتخاب می‌کند. از لفظ Fólkvangr تنها دو بار در Prose Edda استفاده شده است و بر طبق آن نیمی از کشته شدگان جنگ ها به جای Valhalla به Fólkvangr می‌روند. Prose Edda در توصیف این مکان فقط به تالاری اشاره کرده است که مملو از نشیمن هاست! محل قرار گیری Fólkvangr به روی درخت جهان در هیچ یک از منابع اشاره نشده است اما این تالار نیز احتمالا در بالای درخت جهان و در Asgard است.در دنیای بازی God of War اما ما هنوز از وجود Fólkvangr اطمینان نداریم اما اگر این تالارهای منتسب به Freya در دنیای بازی نیز وجود داشته باشند، احتمالا یا در Vanaheim هستند یا در Midgard.دنیای Vanaheim محتمل ترین محل برای وجود تالار مردگان فریا است. جایی که خدایان Vanir یعنی خانواده فریا در آن جا سلطنت می کنند و فریا قبل از ازدواج با اودین ملکه دنیای Vanaheim بوده است. Fólkvangr احتمالا در گوشه‌ای از جهان ونهایم و قبل از ازدواج اودین و فریا ساخته شده است و احتمالا بر طبق گفته Freyr (برادر فریا) و تنها کسی که قبل از ازدواج فریا از آزگارد دیدن کرده بود ساخته شده است. اینکه در روز Ragnarok سربازان Fólkvangr برای چه کسی می‌جنگند معلوم نیست ولی احتمالا تیغ سربازان Fólkvangr برای دشمنان فریا و خاندان Vanir تیز خواهد بود. همچنین ارواح مردگان برای رسیدن به Fólkvangr به هدایت والکری ها نیاز ندارند و فریا شخصا مردگان منتخب خود را به این تالار ها می‌خواند. نکته عجیبی که درباره Fólkvangr وجود دارد این است که در یک بخش از کتاب Poetic Edda به خانه کسانی گفته می‌شود که با گرسنگی کشیدن خودکشی کرده‌اند! حالا چرا این گروه از افراد به تالار مردگان فریا می روند؟ نمی‌دانیم!مقصد سوم : Lake of Souls دریاچه منسوب به Lake of Souls بر عکس Fólkvangr دنیایی است که که در جهان بازی God of War وجود دارد اما در اسطوره شناسی نورس، هرگز. دریاچه ارواح در دنیای بازی خدای جنگ، خانه ابدی جاینت‌های یوتنهایم، الف‌های آلفهایم و دورف‌های اسوارت‌آلفهایم است. ارواح این دسته از موجودات دنیای نورس پس از مرگ مستقیما به Light of Alfheim می‌رود و پس از گذشتن از River of Souls در نهایت در Lake of Souls آرام می‌گیرند تا دنیای ناشناخته پس از مرگ را تجربه کنند. تنها استثنایی که برای ساکنین Lake of Souls وجود دارد انتخاب شدن توسط اودین، فریا یا فرمانروای هل است که ناخواسته آن ها را به والهالا، فولکونگر و یا هل می برد. روح Laufey همسر کریتوس که نگهبان یوتنهایم و تنها بازمانده جاینت‌ها در کنار Jormungandr در میدگارد بود، پس از مرگ به Light of Alfheim و در نهایت به Lake of Souls رفته است. به همین دلیل کریتوس، با وارد شدن به Light of Alfheim حضور فی را احساس می‌کرد.Light of Alfheimاما اینکه آیا زندگی پس از مرگ در دریاچه ارواح امکان دارد یا ارواح تا همیشه در آن سر گردان می‌مانند را فقط زمان مشخص خواهد کرد. اما خارج شدن از آن قبل از وقوع رگناروک ممکن است و مهم ترین نمونه آن خارج شدن روح Brók برادر Sindri از آن است. Brók در حین ساختن Leviathan axe سه بار توسط عنکبوتی گزیده شد و روحش به Lake of Souls رفت که طی داستان عجیبی Sindri روح برادرش را از سرگردانی در دریاچه مردگان نجات داد. آخرین تئوری درباره دریاچه ارواح این است که ممکن است دریاچه ارواح دنیای God of War همان Fólkvangr باشد که در اسطوره شناسی تحت نظارت فریا قرار دارد. در مقاله های بعدی حتما به رابطه فریا و فی در دنیای بازی God of War اشاره خواهم کرد.مقصد آخر : Helheim Eagle of Helمقصد آخر : Helheimدر پایین‌ترین نقطه از درخت جهان و بر روی ریشه‌ های Yggdrasil هل قرار دارد. هل در لغت به معنی پنهان و پنهان شده است. دنیای سردی که خانه ارواح کسانی است که به علت بیماری و کهولت سن می‌میرند که این موضوع جاینت‌ها، درف‌ها و الف‌ها را شامل نمی‌شود. هل در حالت عادی دنیای دیگری برای زندگی مردگان است، کمی تاریک‌تر و کمی سردتر و فرمانروایی خشمگین‌تر! ارواح مردگان معمولا در هل همانگونه که در دنیای واقعی زندگی می کرده‌اند زندگی می‌کنند و می‌نوشند و تا روز رسیدن نابودی ابدی، زیر نظر Hel دختر لوکی زندگی می کنند. قسمت دردناک هل برای گناه‌کاران است. آن ها هر روز در هل با یاد آوری اعمالشان مجازات می‌شوند و این روند تا روز رسیدن رگناروک ادامه خواهد داشت.هل ملکه دنیای مردگان در جهان God of War هم هل، همانگونه سرد و تاریک است اما اگر هل دختر لوکی هنوز متولد نشده باشد، از فرمانروای فعلی هل نیز آگاهی نداریم. زمان در هل متفاوت از میدگارد سپری می‌شود همانطور که در Jotunheim زمان کندتر از میدگارد می‌گذرد. با توجه به کتاب God of War lore &amp; legends هل سالهاست به دلیل نبودن والکری‌ها مملو از ارواح سرگردان شده است و فرمانروای هل دستور به بستن دروازه‌های دنیای مردگان داده است. ارواح سرگردان مردگان در میدگارد و دنیاهای دیگر به اجسام پوسیده خود بر می‌گردند و بی هدف و برای رسیدن به آرامشی دست نیافتنی می‌جنگند. این ارواح سرگردان به Hel-walkers مشهورند.هل ملکه دنیای مردگان چند نکته مهم :بر طبق تئوری جهان‌های واحد دنیای بازی GOW و گفته نویسنده‌های بازی، ممکن است دنیای مردگان نورس با تمام دنیا مشترک باشد. یعنی ممکن است اگر شما در هل برای مسافت طولانی به جنوب بروید، به دنیای مردگان یونان برسید!هنوز نمی‌دانیم مردن غریبه‌ها در دنیای نورس از قوانین بالا پیروی می‌کند یا نه اما به طور خلاصه تصمیم‌گیری و برگزیدن ارواح در والهالا بر عهده اودین و والکری‌ها، در Fólkvangr بر عهده فریا و Lake of Souls و Hel بر مبنای ماهیت و نحوه مردن اشخاص است.در انتهای بازی God of War و وقتی پس از اتمام بازی به Alfheim بر می‌گردید، درست در ابتدای Temple of Light با نامه‌ای از الف‌ها رو به رو می شوید که به دنبال Freyr برادر Freya می‌گردند. الف‌ها Freyr رو شخصی خطاب می‌کنند که تمام معبد Alfheim را بنا کرده است و فرمانروای الف‌ها است. حضور Freyr در Alfheim به درست بودن تئوری که Fólkvangr را همان Lake of Souls می‌داند قوت می‌بخشد.مقصد Kratos در صورت مرگ احتمالی در نسخه بعدی بازی GOW بسیار پیچیده است. بر روی دیوار نویس یوتنهایم، کریتوس با لفظ Einherjar خطاب شده است که خبر از رفتن احتمالی کریتوس به والهالا می‌دهد اما در کنار اودین؟ تا قبل از نسخه بعدی بازی این تئوری کمی عجیب است! ممکن است والکری‌ها که حالا خود را مدیون کریتوس می دانند مقصد بهتری را برای کریتوس انتخاب کنند، دریاچه ارواح و در کنار روح Laufey the just.Lake of Soulsدر نهایت داستان بازی God of War حتی پس از مرگ خدای جنگ دنیای یونان نیز به همان اندازه جذاب خواهد بود. رفتن به والهالا، برگشتن به اوج قدرت و جوانی و جنگیدن در کنار Odin و سایر خدایان یا رفتن به Fólkvangr و جنگیدن برای فریا و در مقابل خدایان Aesir. حتی رفتن به Alfheim و دیدار با زنی که تنها دلیل زنده ماندن کریتوس است و آینده‌ای ناشناخته! شاید هم حتی رفتن سه باره به Helheim و بار دیگر تلاش برای خارج شدن از آن. هر چه که هست تا انتشار نسخه بعدی بازی God of War باید صبر کنیم تا ببینیم در صورت مرگ احتمالی کریتوس کدام یک از جهان ها موقتا میزبان روح اسپارتا خواهند بود؟</description>
                <category>Mobinphenom</category>
                <author>Mobinphenom</author>
                <pubDate>Sun, 14 Mar 2021 11:50:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تایم‌لاین بازی God of War/ از آغاز جنگ بزرگ تا مرگ فی</title>
                <link>https://virgool.io/@mobinphenom/%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-god-of-war-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%81%DB%8C-vnb0tjo3hlda</link>
                <description>دنیای بازی God of War شامل وقایع داستانی بسیار مهمی است که اغلب قبل از آغاز داستان بازی در God of War 2018 اتفاق افتاده است. دنیای نورس و ۹ جهان تشکیل دهنده آن قبل و بعد از رسیدن کریتوس به میدگارد درگیر جنگ ها و اتفاقات عجیبی بوده است که هریک قطعه ای از پازل داستان بازی رو تشکیل می دهند. من در این مقاله با استفاده از روایت های بازی از دنیا و افسانه های نورس و به ویژه کتاب های God&quot; &quot;of War Lore and Legends و &quot;The Art of God of War&quot; سعی کردم تایم‌لاین مشخصی از وقایع مهم دنیای نورس و داستان بازی God of War از آغاز جنگ بزرگ خدایان تا مرگ لافی همسر کریتوس و نگهبان یوتنهایم در اختیار شما قرار بدم.تایم‌لاین دنیای نورس و اتفاقات مهم آن مستقیما بخشی از کتاب GOW Lore and Legends است که من با اندکی تغییر و اضافه کردن چند بازه زمانی دیگر اینجا با شما به اشتراک میزارم.مدت ها قبل/ نا معلومآغاز بزرگترین جنگ دنیای نورسسالها قبل اوتقدری دور و کهن که آترئوس حتی نمی تونه براش تاریخ دقیقی رو مشخص بکنه. فریر برادر فریا به عنوان پیام آور صلح، ونهایم رو به مقصد آزگارد ترک میکنه. در آزگارد اما خدایان Aesir حتی قبل از رسیدنش به آزگارد نقشه قتلش رو طرح‌ریزی کرده بودند. اونا بعد از اینکه فریر راز و رمز کشاورزی رو به ساکنین آزگارد یاد میده اون رو به آتش میندازن تا از دستش خلاص بشن. فریری که پیام آور صلح بود! برادر فریا و پادشاه ونهایم اما با زیرکی از دست Aesirs فرار میکنه و خودش رو به Vanaheim میرسونه و بلافاصله دستور جنگ رو به خدایان Vanir میده تا دنیای نورس شاهد اولین و بزرگترین جنگ تاریخ خودش در نه جهان باشه.مدت ها قبل/ نامعلوممیمیر!مدتی بعد از آغاز جنگ بزرگ، غریبه ای خودش رو به دنیای نورس میرسونه. غریبه ای که تنها راه پایان جنگ خدایان رو میدونه. میمیر! میمیر از سرزمینی نامشخص به سرزمین های شمالی اومده و خیلی زود به خاطر هوش و زکاوتش تبدیل به دوست و مشاور خدای خدایان، اودین میشه. آترئوس هر بار که درباره رسیدن میمیر به نورس ازش سوال میپرسه با این جواب میمر رو به رو میشه: &quot;من همیشه اینقدری مست بودم که یادم نمیاد چجوری به اینجا رسیدم!&quot;۲۰۰ سال قبلسلاحی به اسم Mjolnir!براک و سیندری در گوشه ای از جهان های نه گانه و شاید در بین اونها، به دستور اودین مشغول ساختن سلاحی بودند که کلاغ یک چشم برای پسر جاه طلبش Thor در نظر گرفته بود. سلاحی که احتمالا برادران هولدرا هرگز تصور نمی کردند روزی نابودی جهان رو با خودش به همراه بیاره. میولنیر احتمالا بهترین سلاحیه که برادران درف در تمام عمرشان ساخته اند!۱۷۵ سال قبلآغاز قتل عام جاینت ها!فقط ۲۵ سال زمان لازم بود تا میولنیر در دستان خدای رعد تبدیل بشه وسیله انقراض گونه جاینت ها. ثور به دستور اودین در جهان ها سفر می کرد و فقط به دنبال جاینت ها بود. هرجا و درهر گوشه‌ای از دنیا که جاینتی حضور داشت میولنیر می چرخید و رعد و برق و بود و خون! ۱۷۵ سال قبل، چرخه نابودی جاینت ها و سلطنت ثور بر دنیا آغاز شد.۱۷۰ سال قبلاودین در یوتنهایم!پنج سال بعد، اودین که ترس و وحشت رسیدن روز پایان چشمانش رو بر همه چیز کور کرده بود تصمیم گرفت هر طوری که شده خودش رو به یوتنهایم برسونه تا شده حتی گوشه‌ای از پیش‌گویی جاینت ها رو ببینه. اودین اول از همه به بهانه عذر خواهی از جاینت ها تیر رو فریب داد و باعث شد تیر که تنها خدای مورد اعتماد جاینت ها بود، خدای خدایان رو به یوتنهایم ببره. در یوتنهایم اما اودین به خواسته خودش رسید و پیش‌گویی جاینت ها از رگناروک رو پیدا کرد و دید که از خدای غریبه‌ای در نورس پسری متولد خواهد شد که همراه گرگ‌ها حرکت می کند و پایان خدایان رو رقم خواهد زد. بعد از این اما جاینت ها خودشون و تیر رو فریب‌خورده دیدند و به تیر دستور دادند راه های دسترسی به یوتنهایم رو جایی در میان ۹ جهان که هیچکسی قادر به پیدا کردنش نباشه پنهان کنه. اونا همچنین یک پیام مهم برای تیر داشتند. &quot;مهم نیست که اودین این دیوارنویس رو ببینه یا نه، این پیشگویی اتفاق میافته، تیر همونطوری که داستان تو اتفاق میافته.&quot;۱۵۰ سال قبلازدواج فریا و اودین!در میان هیاهوی جنگ خدایان و وقتی که تقریبا تمام موجودات از این جنگ تمام‌نشدنی خسته شده بودند و کشته های این جنگ تالارهای هل و والهالا رو تکمیل کرده بودند، میمیر یک پیشنهاد اساسی داشت. ازدواج ملکه ونهایم و خدای آزگارد، اودین و فریا. پیشنهادی که اودین به شدت از اون استقبال کرد اما فریا مجبور به قبول کردنش بود. پس از ازدواج فریا و اودین، Vanir و Aesir پس از قرن ها جنگیدن صلح کردند و فریا سرزمین مادری رو به مقصد تالارهای آزگارد ترک کرد.۱۴۵ سال قبلتولد بالدرپنج سال پس از ازدواج اودین و فریا، خدای نور و روشنی، بالدر متولد شد. در لحظه تولد بالدر اما تمام دنیا، همه موجودات و گیاهان خبر مرگ حتمی بالدر رو به فریا میدادند. فریا اما درست تصمیم گرفت کاری رو انجام بده که برای صد ها سال همسرش اودین اون رو انجام می‌داد، مبارزه با سرنوشت! فریا با اینکه می‌دونست مرگ بالدر اتفاق میافته اما تصمیم گرفت هر جوری که شده جلوی اون رو بگیره. فریا برای نجات بالدر حاضر بود حتی از خودش هم بگذره.نا معلومبازگشت Jormungandr از رگناروک!به نظر بازگشت مار میدگارد از رگناروک، در زمانی نامشخص اما قبل از ناپدید شدن تیر اتفاق افتاده. بر طبق داستان بازی یورمونگاندر در رگناروک ضربه ای از ثور و پتک اعجاب انگیزش میخوره که ریشه های درخت جهان به لرزه در میاد و یورمونگاندر بزرگترین موجود دنیای نورس در زمان سفر میکنه و  از زمانی نامشخص در دریاچه نه جهان دیده میشه. بزرگترین راه حل تیر و لافی برای نجات جاینت ها توسط یورمونگاندر از آینده به گذشته برد شد!۱۴۰ سال قبلناپدید شدن خدای جنگ و صلح!صد و چهل سال قبل، اودین بالاخره متوجه میشه که تیر بزرگترین حامی جاینت هاست. متوجه میشه که اون کمکشون کرده تا دروازه هاشون رو پنهان کنند و مانع از ورود ثور به یوتنهایم بشن. تیر کسی هست که همه برنامه های اودین رو تا امروز بی نتیجه گذاشته. از تالار های آزگارد اودین، خشمگین و عصبانی دستور میده تا ثور و بقیه خدایان Aesir به همراه هیولاها و جنگجویان نه جهان به میدگارد برن و کار تیر رو تموم کنند. جنگ بزرگی در اطراف Lake of Nine و Tyr&#x27;s temple اتفاق میافته و در پایان؟ صد و چهل سال از غیب شدن تیر میگذره و هیچکسی از سرنوشت اون خبر نداره! جاینت ها اما نوشتند در روزی که Aesirs به میدگارد اومدند بزرگترین جنگ میدگارد اتفاق افتاد. خدایان مجسمه تیر که نماد صلح و دوستی بود رو به آتش کشیدند و تیر در نهایت دستگیر شد و در دور ترین نقطه‌ی درخت جهان زندانی شد!۱۳۴ قبلبرادران هولدرا و آغاز کار روی سلاحی دیگربراک و سیندری بالاخره به این نتیجه می‌رسند که Mjolnir سلاحی که هنر دست اون هاست داره دنیا رو نابود میکنه و تنها راه متوقف کردنش ساخت سلاحی به همون قدرت یا شاید هم قوی تر باشه. سلاحی که تعادل رو به دنیا باز گردونه و پایانی باشه برای خون‌ریزی های ثور. اونها کار کردن روی این سلاح رو شروع میکنند و در همون زمان اتفاقات عجیبی هم رخ میده که Brok به یاد نمیاره و Sindri هیچوقت تمایل نداره تا درباره اش صحبت بکنه.۱۳۳ سال قبلپرواز کن Leviathan!یک سال بعد سلاح جدید برادران هولدرا ساخته میشه. لوایتن! اونا تصمیم میگیرن این سلاح رو به یک جنگجوی شایسته بدن. جنگجویی که در نهایت بتونه جلوی ثور ایستادگی کنه و مانع کشتار جاینت‌ها بشه. اونها Leviathan axe رو در نهایت به یک جاینت میدن؛ لافی نگهبان یوتنهایم و یک جنگجوی ماهر و شجاع به این امید که نه جهان به تعادل روز های قبل از Mjolnir برگرده!۱۲۵ سال قبلرستگاری فریا، نفرین بالدر!بیست سال پس از تولد بالدر ،فریا بالاخره جادویی برای محافظت از بالدر پیدا میکند. فریا به کمک Hildisvini و Mimir راهی برای محافظت از بالدر پیدا می‌کند، هر چند که این جادو بالدر را نسبت به همه چیز بی حس می کند همه چیز!۱۲۰ سال قبلپایان داستان اودین و فریاجنایات اودین در نه جهان به اوج خودش رسیده. اودین، دیوانه وار دستور به قتل جاینت‌ها می‌دهد. در آخرین تصمیم، اودین، ثور رو به میدگارد فرستاد تا تمام جاینت‌ های میدگارد رو سلاخی کنه. فریا اما خسته از جنون دیوانه وار اودین، دیگر تحمل جاه طلبی های خدای خدایان رو نداشت. او تصمیم گرفت به Vanaheim برگرده اما اودین جلوش رو گرفت. این پایان داستان اودین و فریا بود. اودین فریا رو به میدگارد تبعید کرد و روح جنگجویی رو ازش گرفت تا فریا که روزی ملکه ونیر ها بود حتی قادر به دفاع کردن از خودش هم نباشه. اودین که رمز و راز جادوی ونیر ها رو از فریا فرا گرفته بود بالدر رو هم پیش خودش نگه داشت تا فریا تنها تر از همیشه به دور از خانواده و فرزندش در میدگارد زندانی بشه. بعد از تبعید فریا به میدگارد، اودین تمام والکری های والهالا رو نفرین به جنون و دیوانگی کرد. والکری ها در ۹ جهان می گشتند و انسان ها، جاینت ها، درف ها و الف ها رو سلاخی می کردند. دو سال بعد Sigrun که در نبود فریا حالا ملکه والکری ها بود، اون ها رو در تله جسمانی خودشون زندانی کرد و در گوشه ای از درخت جهان پنهان تا روزی شاید کسی بتونه اونها رو از نفرین اودین نجات بده!۱۱۵ سال قبلکریتوس در سرزمین‌های شمالی!فیمبول‌وینتر اسمی بود که ۱۱۵ سال قبل اودین برای زمستانی انتخاب کرده بود که احتمالا آغازگر رکناروک بود. حق با اودین بود، شاید اون زمستون فیمبول وینتر واقعی نبود اما محکم ترین دلیل وقوع رگناروک در برف و سرمای همون زمستون به نورس رسید! ۱۱۵ سال قبل و در زمستانی که اودین اون رو فیمبول‌وینتر نامید، کریتوس به دنیای نورس رسید. خدای جنگ دنیای یونان و روح اسپارتا سالها در جنگل های میدگارد تنها و منزوی زندگی می‌کرد. با هیولاها و موجودات می‌جنگید اما مردم؟ کریتوس از اونا بی‌زار بود.۱۱۳ سال قبلجاینت‌ها میدگارد رو برای همیشه ترک کردند!جاینت ها بالاخره پس از سالها جنگیدن و تحمل خونریزی های ثور، تصمیم گرفتند میدگارد رو برای همیشه ترک کنند و آخرین راه رسیدن به یوتنهایم رو هم برای همیشه پنهان. اونها تصمیم گرفتند Laufey که محافظ جاینت‌ها و نگهبان یوتنهایم بود و یورمونگاندر در میدگارد بمونند تا روزی که قهرمان واقعی از راه برسه. تا روزی که پیشگویی به حقیقت تبدیل بشه. تا اون روز خداحافظ میدگارد!۱۱۲ سال قبلتو میولنیر رو ساختی!براک و سیندری بعد از اینکه سالها همدیگرو برای ساختن Mjolnir سرزنش کردند و همدیگرو مقصر ساخته شدن اون سلاح میدونستند تصمیم گرفتند برای همیشه از هم جدا بشن و هر کدوم به تنهایی در گوشه‌ای از درخت جهان مشغول به کار شدند.۱۱۰ سال قبلمیمیر زندانی می‌شود!میمیر، خسته و سردرگم از تصمیمات کلاغ یک چشم، در نهایت پیش اودین رفت. میمیر به اودین گفت که تنها راه رسیدن به یوتنهایم و جاینت‌ها ایجاد صلح بین تمام جهان‌هاست نه خونریزی و کشتار. اودین اما به این سادگی از این حرف میمیر نگذشت: &quot;تو باهوش ترین آدم دنیای ما هستی میمیر! تو حتما راه رسیدن به یوتنهایم رو میدونی و داری از من پنهان میکنی!&quot; اودین، میمیر رو به بلندترین قله میدگارد برد و درست رو به روی دروازه‌ای که سالها، تنها راه  رسیدن به یوتنهایم بود و در تنه درختی جادویی زندانی کرد و بهش گفت که تا روزی که یوتنهایم دست نیافتنی باشه تو هم اینجا زندانی هستی!۸۹ سال قبلتشکیل فرقه Travelersفرقه Travelers به دستور اودین، فقط و فقط برای پیدا کردن راه گمشده یوتنهایم تشکیل شد. اودین قهرمانان تمام جهان رو پیدا کرد و به اونا ماموریت داد تا دروازه گمشده دنیای جاینت ها رو پیدا کنند.۴۰ سال قبلاولین ملاقات Kratos و Fayeکریتوس و فی، دو جنگجو و هردو بی‌زار از خدایان. آترئوس می‌نویسه که اولین بار که کریتوس، Laufey رو می‌بینه اونا شروع به جنگیدن می‌کنند اما مطمعن نیست چه اتفاقی افتاده که خیلی زود دست از مبارزه کردن می‌کشند و ماجرا به کلی عوض میشه. خلاصه چهل سال از اولین باری که نگهبان Jotunar خدای جنگ دنیای یونان رو تنها و منزوی در میدگارد می‌بینه میگذره.۳۵ سال قبلکریتوس و آغازی دیگرداستان عشق کریتوس و فی ۳۵ سال قبل و وقتی که اونا تصمیم می‌گیرند برا خودشون در میدگارد خونه‌ای درست کنند ادامه پیدا می‌کنه. فی محل سکونتشون رو با درختای علامت گذاری شده از شر خدایان و هیولا ها پنهان میکنه. کریتوس تموم گذشته‌اش رو برای فی تعریف می‌کنه اما فی از جاینت بودنش چیزی به کریتوس نمیگه، نه چیزی از ماهیتش و نه چیزی از گذشته‌اش !۲۰ سال قبللطفا به دنیای مردگان نیایید!نبود والکری ها و بسته بودن دروازه های Valhalla و Folkvangr باعث میشه روز به روز هل پر بشه از ارواح مردگان تا جایی که فرمانروای هل تصمیم می‌گیره دروازه های دنیای مردگان رو ببنده. این کار باعث میشه روح های سرگردان مردگان به جسم های پوسیدشون برگردند و هل واکر ها برای رسیدن به  آرامش دست نیافتنی خونریزی بکنند و بجنگند.۱۳ سال قبللوکی متولد می‌شود!بیست و هفت سال بعد از اولین ملاقات فی و کریتوس، آترئوس به دنیا میاد. یک نیمه خدا و نیمه جاینت که پیش گویی های یوتنهایم هزاران سال پیش وعده به دنیا اومدنش رو داده بود.۶ سال قبلمیدگارد خالی از میراها! شش سال است که میدگارد خالی از مورتال هاست. هل واکرها، هیولاها، خدایان و ترول ها همه و همه باعث شدند تا هیچ مورتالی در دنیا باقی نمونه. اکثرا یا کشته شدند یا به سرزمین های دور فرار کردند.۳ سال قبلبالدر در میدگاردسه سال قبل، اودین بالدر رو برای پیدا کردن آخرین جاینت میدگارد به این دنیای مرده می‌فرسته. اودین به بالدر وعده میده که پیدا کردن آخرین جاینت میدگارد باعث میشه بتونن راهی برای شکستن اسپل فریا، اسپلی که باعث شده بالدر هیچ چیزی رو حس نکنه پیدا کنند. بالدر تمام این مدت رو دنبال فی  میگرده اما هرگز نمیتونه اونها رو پیدا کنه.۱ سال قبلماجرایی از دل خاکسترهایک سال قبل، آغاز ماجراجویی کریتوس و آترئوس. ماجراجویی که قرار بوده پس از مرگ فی آغاز بشه. ماجراجویی که لوکی و کریتوس از دل میدگارد آغاز کردند و تا تالارهای والهالا و پل رنگین کمان ادامه خواهد داشت. رگناروک در راه است!</description>
                <category>Mobinphenom</category>
                <author>Mobinphenom</author>
                <pubDate>Sat, 06 Mar 2021 13:43:27 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>