<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مبین مددی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mobinsly</link>
        <description>ساقی آیتم‌های صفحه/ویژوال‌دیزاینر/فتوگرافرِ تفریحی/متعهد به یک صندلی♥</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:51:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/50433/avatar/PvEB5j.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مبین مددی</title>
            <link>https://virgool.io/@mobinsly</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بالاخره ما آدمیم یا الگوریتم اینستا؟</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%A2%D8%AF%D9%85%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7-oyrdyca1ntia</link>
                <description>صبح پا شدم هنگ‌اُور از برنامه دیشب یه اعصاب خسته و مسواک زدمو ناراحت و پشیمون از کثافت‌‌کاریای دیشب و در حسرت اینکه چرا ما یه دکمه ریست فکتوری نداریم که بزنیمو سریع حالمون خوب بشه. صبحونه رو خوردم بعدشم نشستم پای کارم، منتظر بودم سیستمم بیاد بالا و گوشیمو گرفتم دستم و طبق روال هرروز با یه خمیازه اینستاگراممو باز کردم:«اکه‌هی باز این دختره اومد پست گذاشت، اه استوریم که پنجاه‌تا گذاشته سلیطه‌ی نچسب، بزار اصن میوتش کنم!».&quot;آره من میوتش کردم و چند روز بعدشم بلاکش کردم، چرا؟ خب چون رو مخم بود! چرا یه آدم عادی باید روزی یکی پست از خودش عکس بزاره و هرروز تو تایملاینم باشه؟ یا بخواد هرروز پنجا‌‌ه‌تا استوری بزاره از دستشویی رفتنش تا کافی خوردنش؟ خب معلومه بلاکش می‌کنم چون داره با فیدایی که می‌ذاره صرفا خسته‌م می‌‌کنه :)&quot;حالا بریم نقطه مقابل قضیه رو ببینیم (از زبون همون دختر نچسبه) که یه طرفه نخواییم مقایسه کنیم:&quot;این پسره که اینستاگرام داره آموزش می‌ده برام یه جلسه خصوصی گذاشت، بعدشم کلیییی چیز بهم یاد داد! واقعا دمش گرم، چیا؟ خب بهم هشتگا رو گفت که چطوری بزارم بر اساس الگوریتم اینستا، بهم گفت چه ساعتی پست بزارم که به الگوریتم اینستا بخوره، آممم دیگه بهم گفت که روز چندتا پست و استوری بزارم که به الگوریتم اینستا بخوره :)&quot;بعد از چندسال بالاخره نفهمیدم این &quot;الگوریتم&quot; چه ربطی به ما آدما داره؟ ماها آدمیم، انسانیم و حس داریم، تو دنیای زشت امروز ماها بجای یادگرفتن روانِ آدما و پیدا کردن علایقشون، دنبال یادگرفتن این فُکینگ الگوریتم‌های سوشال‌ها هستیم :) پس بهتر نیست مناسب علایق آدما و دوستامون تولید محتوا کنیم؟ یا اینکه بهتر نیست بجای داشتن فالورهای فراوان دوستای باحالو فراوان داشته باشیم؟متاسفانه انقدر این دنیامون دیجیتالی شده که دیگه فراموش کردیم ماها داریم برای آدما تولید محتوا می‌کنیم نه برای رباتا، آدما احساس دارن و ممکنه همیشه به یه شکل نباشن، اگر امروز محتوای شمارو دوست داشتن دلیلی نداره فردا هم دوست داشته باشن، پس در اینجا حداقل این رو می‌دونیم که آدما تغییر پذیرن و خلقیات و روحیاتشون ممکنه عوض بشه و صرفا رباتی نیستن که هر روز حاضرن پست‌ها و استوری‌های شما رو با اشتیاق ببینن و همونطور که در ابتدا خوندید من اگر هنگ‌اُور باشم قطعا از دیدن هر روز شما خسته می‌شم و بلاکتون می‌کنم :)اکثریت UX دیزاینر‌ها یا همون دیزاینرهای تجربه‌ی کاربر این جریان رو می‌دونن و شعارشون هم همینه که ما برای آدما می‌خواییم دیزاین کنیم و قراره این آدما رو دوست داشته باشیم. پس بیایید شما هم یاد بگیرید که تولید محتواهاتون شاید در بستر توییتر، اینستاگرام، لینکدین و خیلی جاهای دیگه باشه ولی دلیلی نداره که برده‌ی اون پلتفرم‌ها باشین و برای اون پلتفرم کار کنین.به یوزرهاتون مثل یک معشوق جذاب عشق بورزید و از هیچ چیز نترسید، این آدمای مجازی که فقط ازشون یک پروفایل دارین هرکدومشون یک هویت مستقل توی دنیای واقعی دارن و عاشق اینن که بهشون اهمیت داده بشه و بقول یک شاعری &quot;بزرگترین دارویی که برای یک انسان وجود داره یک انسان دیگه‌است.&quot;؛ به آدما حال خوب منتقل کنید و باهاشون تک به تک سعی کنید که رفیق بشین، اینطوری اگر صدتا رفیق واقعی داشته باشین که احوالتون براشون مهمه خیلی بهتر از دوهزارتا لایکی هستش که پای پستاتون می‌خوره و کسیم براش مهم نیست که حال فعلیتون چطوریه.البته در این آخر هم به یه نکته اشاره کنم که خب شما قطعا وقتی دارین توی اینستاگرام تولید محتوا می‌کنن باید قوانین اونجا رو رو رعایت کنین و رعایت هم کنین من نمی‌گم هیچوقت نکنین، ولی خب حرف من اینه که این وسط از آدما دور نشین و بجای هر روز پست گذاشتن برای اینستاگرام یکمی‌ام برای خود آدما وقت بزارین و با خودشون ارتباط بگیرین و رفیق بشین! چرا که ارتباط یکی از راز‌های موفقیته.پ.ن۱: اگه دوست داشتی بدو بدو دنبالم کن.پ.ن۲: دونیت یادتون نره ♥.پ.ن۳: آقا بچه‌ها می‌گن هنوز دونیت نداریم.پ.ن۴: بابا اضافه کنین دیگه شورشو دراوریدن شما.</description>
                <category>مبین مددی</category>
                <author>مبین مددی</author>
                <pubDate>Fri, 25 Jun 2021 22:45:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به هر دستی بدی از دستای خودت پس می‌گیری!</title>
                <link>https://virgool.io/@mobinsly/dastamo-begir-picj1eguxu5w</link>
                <description>ماها اصولا وقتی خودمون مشکلی داریم یا دغدغه‌ایی برامون موجوده تمام فکر و ذهنمون رو متوجه اون دغدغه‌مون می‌کنیم، می‌تونه هرچی باشه واگر بخوام مثال بزنم مثلا من به عنوان یک پسر تو سن پایین دوست‌دخترم بهم بدی می‌کنه و رو مخم راه می‌ره (مثاله‌ها رفقا، من اینطوری نیستم) و این شده دغدغه‌ی جدی‌اَم و هرجا می‌رم این مسئله رو یا مطرح می‌کنم یا توی ذهن خودم به صورت مدام تحلیلش می‌کنم که بتونم براش جوابی پیدا کنم و اون رو خودم یا با کمک بقیه حلش کنم. در اولین مرحله وقتی برای دیگران اون رو توضیح می‌دم بقیه به اون گوش می‌دن چون داستانا اصولا جذابن ولی وقتی ازشون راه حل می‌خوام اونا یا باهام شوخی می‌کنن یا چیزایی می‌گن که درست و منطقی نیست و به کار و بحث خودشون می‌پردازن.حالا اینجا می‌پرسیم چرا؟ چرا این اتفاق می‌افته؟جواب ساده‌اس، چون اونا هم دغدغه‌های خودشون رو دارن و بر استدلال خودشون نمی‌تونن مشکل من رو با وجود این همه بدبختیاشون حل کنن.شاید بگید خب این جریان منطقیه و درسته، بله منطقی هست ولی درست نیست از نظر من. من با تجربه‌ایی که این چند وقت داشتم و به شدت شلوغ بود سرم به شکلی که یه روز درمیون می‌خوابیدم و هنوزم ادامه داره این روند، شروع کردم با دوستام و خانوادم مهربون‌تر شدن و مشکلشون رو حل کردن، باهاشون صحبت کردم و از تجربیاتم براشون گفتم و این اتفاق هم در اوج شلوغی من رخ داد و با خیلیاشون دردودل کردم و شدم مرحم درداشون و گاهی اوقاتم راه حل دادم برای حل مسائلشون. از این حرکت به نتیجه جالبی رسیدم، اینکه در اوایل مشغول شدن به کارم این حرکات رو انجام نمی‌دادم و به شدت روی مشکلات خودم فوکوس بودم، به حرف کسی هم گوش نمی‌کردم، نتیجه کارم هم افتضاح بود و از سمت شرکت دو بار جریمه شدم.بعد از جریمه دوم بودش که تصمیم گرفتم بیخیال شرکت بشمو برم با دوستام گپی بزنمو از مشکلات و دغدغه‌هاشون بپرسم(شل کردم رسما). اینکارم کردم و درحالی که توقع داشتم بعد از این گفتوگوها برم برای جریمه سوم، مدیرمون به شدت تشویقم کردو گفت:«پسر تو فوق‌العاده‌ایی :)». من زمان کمتری برای پروژه می‌ذاشتم و فکرمم درگیر مشکلات و شکست‌عشقی‌های دوستام بود، چی شد واقعا؟ شوخی می‌کنید آقای مدیریت؟ نه دیگه مگه مدیریت با من شوخی داره؟مبین در روز از مشکلات خودش ساعاتی جدا می‌شدو با مشکلات بقیه عجین می‌شد و اونارو سعی می‌کرد حل کنه با چیزایی که بلد بود و بعدش باز بر می‌گشت سر کارش و اتفاقی که می‌افتاد این بود که مشکلات سنگین خودش رو تنها می‌ذاشت و می‌رفت و مشکلات افراد دیگه‌ایی رو حل می‌کرد که هیچ ربطی با کارش نداشتن و باعث می‌شد لحظه‌ایی از کارش جدا بشه و بهشون فکر نکنه؛ وقتی هم بر می‌گشت مشکلات خودش براش انگاری آسون بودن در لحظه رفع می‌شدن.من نظرم با این جریان اینه که ماها بعضی وقتا زیادی به مشکلات و دغدغه‌هامون فکر می‌کنیم و توشون گم می‌شیم، وقتی توی جهنم گم بشی قطعا می‌سوزیمو یه بازنده‌اییم، ولی وقتی لحظه‌ایی از اون جهنم بیاییم بیرون تا به آدم‌های دیگه کمک کنیم موقع برگشت به جهنممون مشکلاتمون دیگه برامون آسون‌تر می‌شه چون سعی می‌کنیم توش گم نشیم و خیییلی روش فوکوس نکنیم یا بقولی مدیریتمون روی مسائل بایوس نشیم(غلطا)! وقتی سطحی از جهنممون می‌گذریم نقشه‌اَش می‌آد توی دستامونو برامون فرار کردن از آتیش‌هاش راحت‌تر می‌شه ولی وقتی از داخلش بریم هم می‌سوزیم که شامل وقت هدر رفتن، خستگی و هدر رفتن منابع می‌شه و هم راهمون رو گم می‌کنیم برای خروج ازش. در کل اون به کمک دیگران شتافتنه باعث می‌شه از جهنممون که توش گم شدیم به راحتی بیرون بیاییم و از طرفی‌اَم یک نفر دیگه رو آروم یا خوشحال کنیم :)برای اختتامیه حرفام هم بگم که با این استدلال بهتره از این به بعد بجای استفاده از لفظ‌های:«من خودم کلی مشکلات دارم نمی‌تونم کمکت کنم؛ من از تو بدتره اوضاع‌اَم؛ خودت می‌دونی، من که جات نیستم؛ امیدوارم بتونی مشکلت رو حل کنی؛ خدا کمکت کنه؛ (یا حتی امیدهای واهی و پوچ)» به دوستامون کمک کنیم و بهشون راه حل بدیم و حتی اگر بلد نیستیم سعی کنیم تنهاشون نذاریم و تا مسیری همراهیشون کنیم، که هم برای خودمون خوبه و هم برای بقیه خوب می‌شیم.البته این نکته رو هم درنظر بگیرید که برای آدم‌هایی ارزشتون رو بزارید که لیاقت ارزش‌های قشنگتون رو داشته باشن. ;)پ.ن١: دقت کنید این صحبتا تجربه بودش‌ها، ثبات علمی و هیچی نداره :)پ.ن٢: دوست داشتید با دوستاتون به اشتراک بزارید و یا نظرتون رو برام این زیر بکشید باالا... نه آقا کامنت کنید.پ.ن٣: دونیت یادتون نره، دوستون دارم ♥پ.ن۴: آقا تو که دونیت نداری؟ چی می‌گی؟پ.ن۵: عه؟ نداریم؟... ولی یادت باشه بعدا اضافه کنیم.پ.ن۶: چشم اوسا.</description>
                <category>مبین مددی</category>
                <author>مبین مددی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Apr 2021 02:13:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش تغییر فونت گوشی‌های هواوی</title>
                <link>https://virgool.io/@mobinsly/changefont-h8ey67xxxtxo</link>
                <description>می‌خوام تو این مقاله به شما عوض کردن فونت گوشی‌هایِ هواوی رو آموزش بدم. همونطور که می‌دونید روی گوشی‌های اندرویدیمون فونت خستۀ &quot;درویدسنس&quot; که توسط گوگل توسعه داده شده نصب هستش، ولی هواوی و خیلی از برندهای دیگه خودشون این امکان رو به ما می‌د‌ن که این فونت‌هارو عوض کنیم و یه شکل جدیدی به گوشی‌هامون بدیم! هرچند این کار شاید یکم سخت باشه، ولی قراره براتون راحت بشه :))منظور از گوشی‌های هواوی تمامی گوشی‌های این شرکت که اندروید 5 به بالا دارن هستش و همچنین لازمه این کار اینه که روی گوشیتون حتما اپلیکیشن &quot;Themes&quot; هواوی رو داشته باشید.(آیکون اَپ تم مثلِ تصویر زیر هستش)حالا اگه این اپ رو داشتید باید یه اپ جانبی هم نصب کنیم که بتونه برای ما فونتمون رو خودکار نصب کنه، برای نصبش برید تو گوگل پلی و اپلیکیشن زیر رو نصب کنید، البته اسمش رو لازم نیست کامل سرچ کنید یه &quot;Huawei themes&quot; هم سرچ کنید اوکیه!خب حالا صبر می‌کنیم تا اپمون نصب بشه :)حالا که نصب کردیم واردش می‌شیم و از اون منوی بالا روی &quot;Font&quot; می‌زنیم مثلِ زیر:بعدش یه صفحه باز می‌شه که یسری فونت پیشنهادی داره که اصلا باهاشون کاری نداریم و روی &quot;Font Generator&quot; می‌زنیم:بعدشم روی آخرین گزینه، یعنی &quot;Generate font&quot; می‌زنیم:خیلی خب، حالا وقتشه فونتمون رو انتخاب کنیم! روی &quot;Choose font file&quot; می‌زنیم و فونتمون رو انتخاب می‌کنیم، فقط دقت کنید که فونتمون ترجیحا با فرمت &quot;ttf&quot; باشه:حالا اگه اینترنت داشته باشید یه تبلیغ باید ببینید و ببندیدش :)اینجا باید اسم فونتمون رو بزاریم که دلخواه (عشقی) هستش و بعدش روی &quot;Generate&quot; می‌زنیم:جی‌جی‌جینگ! فونتمون نصب شد :)))حالا طبق دستور عمل خودش، اپلیکیشن تم هواوی &quot;Themes&quot;  رو باز می‌کنیم و روی &quot;My text style&quot; می‌زنیم:خب اینجا می‌بینیم که فونتمون اضافه شده و بسی خوشحالیم و روی فونتمون می‌زنیم:روی &quot;Apply&quot; رو می‌زنیم و ایزی ایزی تامام تامام :)))))فونت یا اجرا می‌شه و یا نمی‌شه اگه اجرا شد که خداشکر خداشکر و اگه نشد کامنت بزارید یا تو سوشال مدیا‌هایی که هستم بهم پیام بدید باهم مشکلتون رو حل کنیم :)تو اینجا راه‌های ارتباط با من هست: www.mobinsly.comمرسی که تا اینجا خوندید و تحملم کردید :*</description>
                <category>مبین مددی</category>
                <author>مبین مددی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Nov 2019 14:27:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>