<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های تیم مدیر سبز</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@modiresabz</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 05:35:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/39199/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>تیم مدیر سبز</title>
            <link>https://virgool.io/@modiresabz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برگزاری کمپین با 5 استوری اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7-5-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-anrokh5oxxzy</link>
                <description>📷امروزه کمتر کسی را پیدا می‌کنید که در روز، چند بار به اینستاگرام سر نزند. این رسانه اجتماعی فرصت خوبی برای کسب‌وکارها ایجاد کرده تا فروش را افزایش بدهند.استوری اینستاگرام، بهترین بخش آن برای ایجاد فروش است. شما در پست‌ها می‌توانید با مطالب مفید و کمک‌کننده، اعتماد مخاطب را جلب کنید و در استوری محصول را معرفی کنید و حتی به سایت لینک بدهید تا بازدیدکنندگان استوری به سایت بروند و خرید را انجام بدهند.معرفی محصول و گفتن قیمت آن در استوری کافی نیست. برای داشتن فروش زیاد، لازم است از کمپین استفاده کنید. به زبان ساده، کمپین مجموعه‌ای از عملیات بازاریابی متوالی است که شخص را برای خرید آماده می‌کند.در این مقاله یک روش ساده و کابردی می‌گوییم تا با 5 استوری متوالی، کمپین برگزار کنید و فروش از طریق استوری را افزایش دهید.برگزاری کمپین فروش با 5 استوری متوالیاستوری اول: چه؟در اولین استوری درباره «چه» توضیح بدهید؛ یعنی دقیقا بگویید محصول شما چه چیزی است. تعریف ساده و مشخصی از محصول ارائه بدهید. شاید فکر کنید این موضوع خیلی بدیهی است و همه می‌دانند محصول من چیست. بیشتر وقت‌ها این‌طور نیست. مخاطب باید دقیقا بداند محصول شما چه چیزی است و چه چیزی نیست. فرض کنید می‌خواهید در اینستاگرام کفش ورزشی بفروشید. بسیاری از افراد دقیقا نمی‌دانند کفش ورزشی چیست و چه تفاوتی با کفش‌های دیگر دارد. اصلا چه نکاتی در این کفش‌ها لحاظ می‌شود تا در دسته کفش‌های ورزشی قرار بگیرند. در این استوری هیچ صحبتی از محصول خاص خودتان نمی‌کنید و فقط درباره دسته محصولات صحبت می‌کنید. درواقع کفش‌های ورزشی را به مخاطب معرفی می‌کنید.استوری دوم: چرا؟در استوری بعد به این موضوع بپردازید که چرا مخاطب باید از این دسته محصولات استفاده کند. مخاطب چرا باید کفش ورزشی بخرد؛ درحالی‌که ورزشکار نیست. در این قسمت کمی خلاق باشید و رویاپردازی کنید. به مخاطب پیشنهاد بدهید که زندگی سالم و جدیدی شروع کند که در آن هر روز نیم ساعت ورزش می‌کند. از نتایج این کار مثال بزنید. شخص می‌تواند پرانرژی‌تر شود و روحیه بهتری داشته باشد. حتی زندگی شخصی و کاری او هم بهتر می‌شود و توان مبارزه با مشکلات افزایش می‌یابد. بسیاری از مخاطبان محصول شما را نمی‌خرند؛ چون دقیقا نمی‌دانند چرا باید این کار را انجام بدهند!استوری سوم: چگونه؟در این استوری دقیقا توضیح بدهید مخاطب چگونه می‌تواند یک کفش ورزشی مناسب بخرد. در این قسمت معیارهای مشخصی بگویید باعث یک خرید موفقیت‌آمیز شود. درواقع خیلی کوتاه توضیح بدهید چه نکاتی را لحاظ کند تا از خرید اشتباه دوری کند. این کار باعث می‌شود اعتماد مخاطب جلب شود و شما را مشاوری ارزشمند بداند. اگر مخاطب ببیند شما به او کمک می‌کنید، خیلی راحت‌تر از شما خرید خواهد کرد. بسیاری از مردم خریدی را انجام نمی‌دهند؛ چون روش انتخاب و خرید محصول مناسب را بلد نیستند.استوری چهارم: پیشنهاد ویژهدر این استوری مستقیما محصول خاص خودتان را معرفی کنید و پیشنهاد ویژه‌ای ارائه کنید. منظور از پیشنهاد ویژه‌ آن است که مزیت خاصی برای خریداران در نظر بگیرید که همیشگی نیست. مثلا بگویید کسانی که تا چهارشنبه ساعت 4 بعدازظهر این خرید را انجام بدهند، ارسال آن رایگان خواهد بود. اگر کمی خلاق باشید می‌توانید همراه محصول هدایای ارزشمندی بدهید که برای شما هزینه خاصی ندارد. مثلا همراه کفش ورزشی یک ویدیوی آموزشی کوتاه هدیه بدهید که شامل معرفی ورزش‌های ساده و چند اپلیکیشن کاربردی در این زمینه است.زمان فروش ویژه بهتر است کوتاه باشد؛ مثلا یک تا سه روز. هرچه این زمان طولانی‌تر باشد، افراد خریدشان را به بعد موکول خواهند کرد و شاید درنهایت فراموش کنند که از شما خرید کنند.استوری پنجم: تقویت پیشنهاددر چهار استوری قبلی مخاطب را برای خرید آماده کرده‌اید؛ ولی هنوز تردیدهای زیادی وجود دارد. شخص شاید در آستانه تصمیم‌گیری است؛ ولی هنوز مطمئن نیست که این خرید کار درستی باشد.در استوری پنجم لازم است به مخاطب نشان بدهید که تنها نیست!‌ به زبان ساده‌تر نشان بدهید افرادی دیگری وجود دارند که به شما اعتماد کرده‌اند و از این کار پشیمان نیستند. در این استوری می‌توانید فرایند بسته‌بندی و ارسال سفارشات را نشان بدهید. درواقع به شخص مردد می‌گویید افراد دیگری خریدشان را انجام دادند. شما هم نگران نباشید و خرید را نهایی کنید.یک راه دیگر، نمایش نظر ویدیویی یکی از خریداران است که از خریدش راضی است. همچنین اگر موجودی انبار در حال اتمام است، می‌توانید موجودی محصول را اعلام کنید. این موضوع باعث افزایش سرعت فروش‌ها می‌شود.این کمپین  مرحله‌ای را حتما در اولین فرصت تست کنید تا نتیجه‌اش را ببینید. البته پارامترهای زیادی در میزان موفقیت این کمپین دخیل هستند. روز و ساعت ارسال استوری‌ها در میزان دیده‌شدن آن نقش مهمی دارد. فاصله زمانی ارسال استوری‌ها هم مهم است. همچنین هرکدام از این 5 گام به‌جای یک استوری می‌تواند چند استوری باشد. نکته‌ مهم آن است که به‌اندازه کافی سعی‌وخطا کنید و هر بار کارهایی که انجام دادید و نتایج را یادداشت کنید و بررسی کنید تا درکمپین‌های بعدی نتایج را بهبود بدهید.یک پیشنهاد دیگر!اگر صحبت جلوی دوربین برایتان کار آسانی است، می‌توانید به‌جای ارسال این 5 استوری، تمام موارد گفته‌شده در این مقاله را به‌صورت متوالی در یک لایو کوتاه توضیح بدهید. زمان لایو بهتر است کمتر از نیم ساعت باشد. البته در لایو باید بتوانید با اعتمادبه‌نفس بالا صحبت کنید و دیگران را ترغیب به خرید کنید. چند روز قبل از شروع لایو، به‌اندازه کافی اطلاع‌رسانی کنید و افراد را تشویق کنید که در این لایو شرکت کنند. انتخاب نام لایو هم در میزان مشارکت افراد اهمیت زیادی دارد.اگر درون‌گرا هستید!برخی از صاحبان کسب‌وکار به دلیل شخصیتشان حاضر نیستند جلوی دوربین بیایند و استوری ضبط کنند. اگر جزو این دسته هستید، می‌توانید دوربین را به سمت محصول بگیرید و توضیحات لازم را ارائه کنید. حتی می‌توانید از عکس‌نوشته استفاده کنید؛ ولی بدانید اثرگذاری صحبت‌های شما بیشتر است.همین‌الان یکی از محصولات خود را انتخاب کنید و اولین کمپین 5 مرحله‌ای خودتان را با کمک استوری اینستاگرام برگزار کنید!</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jan 2024 12:58:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برترین روندهای ویدیو مارکتینگ در 2020</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-2020-fvieahxx7rjb</link>
                <description>​اگر بخواهیم به نوع شاخصی از محتوا اشاره کنیم که در دهه گذشته تسلط بی‌چون‌وچرایی بر بازار داشته، قطعا باید از ویدیوهای آنلاین نام ببریم. ویدیو بهترین ابزار برای اشتراک‌گذاری اخبار، ایجاد علاقه در مردم نسبت به کسب‌وکارتان، افزایش فروش، تعریف داستان‌های تحول‌ساز، آموزش و سرگرم کردن مردم است. در حال حاضر ویدیو مارکتینگ از همیشه قدرتمندتر است.با بهبود امکانات تولید ویدیو و وجود انواع کانال‌های بازاریابی و رسانه‌های اجتماعی برای نشر آن‌ها، ویدیوهای آنلاین رشد چشمگیری داشته‌اند.مطالعه‌ شرکت انیمیشن‌سازی ویزول نشان می‌دهد که امروزه 66 درصد مصرف‌کنندگان ترجیح می‌دهند ویدیویی درباره یک محصول ببینند، تا اینکه‌ مطلبی درباره‌اش بخوانند.گوگل می‌گوید که 55 درصد خریدارانش حتی زمانی که مشغول خرید از فروشگاه فیزیکی هستند، ویدیوهای آنلاین مربوط به محصول موردنظرشان را تماشا می‌کنند.یوتیوب هم در طول هفته بسیار بیشتر از همه شبکه‌های تلویزیونی به مخاطبان 18 تا 49 ساله دسترسی دارد.این آمار نشان می‌دهد که نگرش مصرف‌کنندگان در سال‌‌های اخیر متحول شده است و کسب‌وکارها کاملا متوجه این تغییر هستند. حالا تیم‌های خلاق بودجه‌‌های بیشتری برای بازاریابی ویدیویی در نظر گرفته‌اند و تصمیم دارند این مبلغ را در سال‌های آینده گسترش دهند. همچنین ویدیو مارکتینگ به رایج‌ترین و محبوب‌ترین نوع بازاریابی تبدیل شده است.چرا؟ زیرا یک ویدیوی عالی می‌تواند ارزش زیادی به کسب‌وکارتان ببخشد تا علاقمندان بیشتری جذب کنید، برند شاخص‌تری بسازید یا فروش‌تان را افزایش دهید.همان‌طور که در سال‌های اخیر شاهد بوده‌ایم، روندهای جدیدی در این حوزه ظهور کرده‌ و روش ما برای تولید، مصرف و اشتراک‌گذاری ویدیوها را متحول کرده‌اند. در این مقاله به 5 روند ویدیو مارکتینگ  می‌پردازیم که به آن‌ها نیاز دارید.1. ویدیو مارکتینگ با موبایل کاملا مرسوم شده استاستفاده از ویدیوهای موبایلی در استوری‌های فیس‌بوک، اینستاگرام و یوتیوب بسیار محبوب شده‌ و به ابزاری مهم برای جلب توجه مخاطب سردرگم تبدیل شده است. با این‌وجود همچنان ویدیوهایی در استوری‌های اینستاگرام می‌بینیم که 50 درصد تصویر را پر می‌کنند و جمله‌ای با خط کج و معوج زیرشان نوشته شده است.دلیل این اتفاق چیست؟ متاسفانه ویدیو مارکتینگ با موبایل فورا محبوب‌ نشد، زیرا در ابتدا تکنولوژی لازم برای ویرایش و تبدیل یک ویدیوی معمولی به ویدیوی موبایلی درجه‌یک در دسترس همه نبود.پس اگر قبلا می‌خواستید از ویدیوی محصول خود با یک پس‌زمینه زیبا یک ویدیوی عمودی درآورید، مجبور بودید یک ادیتور ویدیو استخدام کنید یا حتی صحنه موردنظرتان را دوباره فیلم‌برداری کنید. در آن زمان موانع زیادی در تولید ویدیوها وجود داشت.اما حالا این روند تغییر کرده است، زیرا هر روز اپ‌های جدیدی برای ویرایش ویدیو به بازار می‌آیند. ظهور پلتفرم‌هایی مثل Lumen5 و Biteable به برندها امکان می‌دهد که به‌سرعت ویدیوهای موبایلی خیره‌کننده‌ای بسازند. همچنین ابزارهای ویرایش حرفه‌ای مثل Premiere Pro نیز گزینه‌ای جدید به‌نام Auto Reframe یا چارچوب‌بندی خودکار اضافه کرده‌‌اند که به کمک آن می‌توانید ابعاد ویدیوها را به‌دلخواه تغییر دهید.واضح است که ویدیوهای جدید از اندازه معمول فراتر رفته‌اند، بسیار بزرگتر و باکیفیت‌تر شده‌اند و تماشای آن‌ها برای کاربران مطلوب‌تر است.همچنین یادتان باشد که زیرنویس‌ها جزیی اساسی در تولید ویدیوهای موبایلی متقاعدکننده هستند، زیرا کاربران 80 درصد ویدیوهای موبایلی را بی‌صدا تماشا می‌کنند. برای نوشتن زیرنویس در ویدیوها می‌توانید از نرم‌افزار Rev استفاده کنید.2. در ویدیو مارکتینگ، ویدیوهای اطلاعات‌محور از همه محبوب‌تر هستندهمه دوست دارند بر اساس اطلاعات موثق بازاریابی کنند؛‌ اما فقط تعداد کمی از عهده این کار برمی‌آیند. دلیلش این است که تصمیم‌گیری بر پایه اطلاعات دشوار است و معمولا اطلاعات کافی و بدون سانسور و تعصب در دسترس نیست.با این حال، بازاریابان از اهمیت اطلاعات و نقش آن در تولید ویدیوهای دیجیتال کاملا آگاهند.مهم‌ترین دلیل آن‌ها برای کسب این آگاهی و تغییر روش، رقابت شدید است. حالا تعداد کسب‌وکارها و تبلیغ‌گرها از همیشه بیشتر است و به همین دلیل دسترسی به تعداد مشخصی از مخاطبان بسیار گران‌تر شده است. تنها راه شاخص شدن و کاهش هزینه‌ها، تولید ویدیوهای اطلاعات‌محور و بازاریابی با آن‌ها است.مثلا بعضی تبلیغ‌کنندگان به اطلاعات جمعیت‌شناختی توجه می‌کنند و کمپین‌های تبلیغی خود را بر اساس آن طراحی و بهینه‌سازی می‌کنند. تولید ویدیوهای اختصاصی بر اساس گروه سنی، محل سکونت، مرحله عمر و غیره روش خوبی است.آیا متوجه شده‌اید که بازدید از ویدیوهای‌تان در ثانیه دهم کاهش می‌یابد و در ثانیه سی‌ام خیلی کمتر می‌شود؟شاید لازم نباشد که همه منابع خود را به تولید یک ویدیوی 5 دقیقه‌ای اختصاص دهید، بلکه به محتوایی نیاز دارید که کمتر از 30 ثانیه باشد یا به تدوین‌گری که چند ویدیوی 15 ثانیه‌ای از ویدیوی 5 دقیقه‌ای‌تان درآورد.ویدیوهای اطلاعات‌محور بر پایه اطلاعاتی خاص و منسجم تهیه می‌شوند و این اطلاعات می‌توانند در تعیین جلوه‌‌های تصویری ویدیو، تبلیغات گنجانده‌شده در آن و نوع ارائه ویدیو به شما کمک کنند.استفاده از تست‌های دوگزینه‌ای (AB Testing) برای تعیین محتوای ویدیو به‌خصوص ویدیوی تبلیغاتی اطلاعات بیشتری را در اختیارتان می‌گذارد و متوجه می‌شوید که مخاطب به کدام محتوا واکنش مثبت‌تری نشان می‌دهد.مثلا، می‌توانید دو شروع متفاوت برای یک ویدیوی واحد (که یکی سوالی را مطرح می‌کند و دیگری آماری ارائه می‌دهد) را به نظرسنجی بگذارید و ببینید کدام واکنش بهتری از مخاطبان می‌گیرد. بعد از امتحان گزینه‌های مختلف، نظر دقیق‌تری برای تولید ویدیوهای آینده پیدا می‌کنید که مطابق با ترجیحات مخاطبان باشد.در مجموع، کسب و تحلیل اطلاعات به شما کمک می‌کند تا تبلیغ‌های شخصی‌تر و جذاب‌تری تهیه کنید و در ویدیو مارکتینگ موفق‌تر شوید.3. تولید ویدیو ساده‌تر شده استتا همین چند سال پیش، تولید ویدیوهای دیجیتال به سرمایه‌گذاری کلانی نیاز داشت. باید یک دوربین عالی می‌خریدید و مبلغ زیادی را صرف خرید پرژکتور، نرم‌افزارهای گران ویرایش ویدیو و میکروفون‌های گران‌قیمت برای کاهش صداهای مزاحم می‌کردید.در دو سال گذشته و با ظهور نرم‌افزارها و ابزار متنوع آنلاین که امکان تولید ویدیو را برای اکثر افراد فراهم کرده است، همه این روندها تغییر کرده است.حتی پلتفرم‌های اجتماعی مثل اینستاگرام، تیک‌تاک و اسنپ‌چت با معرفی انواع ابزار تولید ویدیو، سرمایه‌گذاری کلانی روی تولید ویدیو کرده‌اند.حالا ابزارهای مختلفی از جمله Canva در اختیار دارید که به شما امکان می‌دهد در کنار تولید محتوای خلاقانه، ویدیوهای باکیفیتی هم برای نیازهای بازاریابی‌ بسازید.تولید سریع‌تر ویدیو مزایای مهمی برای تیم بازاریابی دارد:بازاریابی سریع‌ترهزینه‌های کمترکیفیت مشابه یا برتر نسبت به ویدیوهای قبلیاستفاده آزادانه از ایده‌های خلاقارتقای تجربه تبلیغاتی شرکتویدیو مارکتینگ هیچ‌گاه تا این حد در دسترس همگان نبوده است و همین باعث شده که خیلی از شرکت‌های دنیا به نیروگاه‌های بازاریابی محتوا تبدیل شوند. انواع ابزار در دسترس برای تعریف داستان‌های دنباله‌دار، انجام کارهای خلاقانه، ویرایش‌های سنگین و ساخت ویدیو بر اساس قالب، باعث رشد چشمگیر تولید ویدیو شده است.4. لایوها یا پخش‌های زنده دوباره محبوب شده‌انددر سال 2019، تعداد بازدیدکنندگان ویدیوهای آنلاین به 2.6 میلیارد نفر رسید که در مقایسه با 700 میلیون نفر سال 2016، رشد چشمگیری داشت. حالا که تماشای ویدیوهای آنلاین با چنین سرعتی در حال رشد است، انواع خاصی از محتوا ازجمله ویدیوهای زنده (لایو) خیلی محبوب شده‌اند.لایوها چیز جدیدی نیستند و مدت‌ها وجود داشته‌اند، اما تولید آن‌ها در دو سال اخیر بسیار افزایش یافته و برندها به روش‌های مختلفی از آن‌‌ها استفاده کرده‌اند. جالب این که فرمت این ویدیوها هم دگرگون شده است، شکل ویژه‌ای به خود گرفته است، در دسترس همه برندها است و مزایای زیادی به ارمغان آورده است.یک مثال خوب، شرکت Adobe است که در یوتیوب کانالی به نام Adobe Creative Cloud دارد.Adobe رهبر بازار در تولید نرم‌افزارهای خلاقانه است و یکی از اصلی‌ترین ترفندهای آن‌ها برای تسلط بر بازار، برگزاری رویدادهای لایو است. در این رویدادها، کارشناسانِ Adobe درباره یک موضوع خاص به بینندگان توضیح می‌دهند و آن‌ها را با خود همراه می‌کنند، روندهای جدید را به آن‌ها نشان می‌دهند یا چالش‌های خلاقی مطرح می‌کنند تا مخاطبان را درگیر کنند.نتیجه این کار چه بوده است؟کانال این نرم‌افزار در یوتیوب 765 هزار عضو علاقه‌مند دارد و تعداد بازدید از این کانال و تعداد اعضای آن هر ماه به‌طرز چشمگیری افزایش می‌یابد.اکنون، برندهای بیشتری از پلتفرم‌های جدید و مناسب مثل استوری‌ها یا لایوهای اینستاگرام، توییتر و فیس‌بوک استفاده می‌کنند و از آن‌ها برای ارتباط بیشتر با مخاطبان و ارائه نسخه واقعی و بی‌سانسور برندشان بهره می‌برند.5. ویدیوهای اختصاصی درصد مشارکت مخاطبان را به‌شدت افزایش داده‌ استبا این‌که ترفندهای قدیمی زیادی برای جلب توجه مخاطبان وجود دارد، استفاده از ویدیوهای اختصاصی بهترین ترفند است. یک ویدیوی اختصاصی ویدیویی است که برای یک مخاطب خاص شخصی‌سازی شده و به شکل منحصربه‌فردی او را جذب می‌کند.یکی از راه‌‌های تولید ویدیوهای اختصاصی، شخصی‌سازی آن برای یک مخاطب خاص است. مثلا اگر می‌خواهید واکنش هوشمندانه‌ای به یک توییت خاص داشته باشید، می‌توانید آن را در قالب یک ویدیو بیان کنید.در سال‌های اخیر شاهد ظهور پلتفرم‌هایی برای تولید ویدیوهای اختصاصی بوده‌ایم.با استفاده از تکنولوژی ساخت ویدیوهای اختصاصی، می‌توانید هر ویدیو را برای دریافت‌کننده‌اش و بر اساس ویژگی‌های منحصربه‌فرد او مثل اسم، شرکتی که با آن کار می‌کند، عکس پروفایل یا عنوان شغلی‌اش شخصی‌سازی کنید.بهترین قسمت این کار چیست؟لازم نیست هر بار یک ویدیوی اختصاصی برای هر شخص تولید کنید، بلکه می‌توانید بارها و بارها از یک ویدیوی واحد استفاده کنید. این ویدیوها چارچوب‌های مشخصی دارند و با اضافه کردن ویژگی‌های هر فرد به آن‌ها، یک ویدیوی اختصاصی و شخصی برای او تولید می‌کنید.مزایای تولید یک ویدیوی اختصاصی عبارتند از:مشارکت بیشتر مخاطبنرخ‌ بیشتر باز کردن ایمیل‌هاروابط و تماس قوی‌ترنرخ کلیک بیشترVidyard پلتفرم فوق‌العاده‌ای برای تهیه ویدیوهای اختصاصی است.سخن نهاییاز آنجاکه نرخ استفاده از ویدیوهای آنلاین افزایش چشمگیری داشته است، باید استراتژی‌‌ خود را برای بازاریابی ویدیویی بهینه کنید. از روندهای بالا استفاده کرده و تقویمی برای خود درست کنید. ویدیوهایی که قرار است تولید کنید و ابزار لازم برای تولید آن‌ها را مشخص کنید.نکات مهمویدیو مارکتینگ با موبایل بسیار مرسوم شده است و تولید ویدیو بر پایه اطلاعات درست منجر به بهینه‌سازی خلاقانه و دور از تعصب می‌شود.ظهور ابزار کاربردی، تولید ویدیوها را به کاری آسان تبدیل کرده و باعث پیدایش انواع کارآفرینان ویدیوساز شده است.ویدیوهای زنده (لایوها) بسیار محبوب شده‌اند.بازاریابی ویدیویی اختصاصی، کاربر را در مرکز توجه قرار می‌دهد و راه را برای گفتگوهای همدلانه و مشارکتی باز می‌کند.منبع: modiresabz.com​</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Sun, 25 Dec 2022 12:43:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن عنوان‌های جذاب برای تبلیغات</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-yx3tbghuxmk4</link>
                <description>یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای افزایش سریع فروش، استفاده از تبلیغاتی است که مخاطب را ترغیب می‌کند تا با شما تماس گرفته و محصولات یا خدمات شما را سفارش دهد.عنوان مهم‌ترین بخش یک تبلیغ چاپی و همین‌طور تبلیغات آنلاین در یک متن تبلیغات خلاقانه به‌ شمار می‌رود و برای موفقیت تبلیغ حیاتی است. 95 درصد افراد، فقط عنوان‌ها را می‌خوانند و اگر عنوان به اندازه کافی جذاب باشد، مطلب را می‌خوانند. وقتی روزنامه می‌خوانید، چه چیزی شما را به خواندن مقاله‌ای خاص ترغیب می‌کند؟ بله عنوان مقاله. در حقیقت خواندن روزنامه بررسی عناوین است و هرگاه به عنوان جالبی برسید، متن آن ‌را می‌خوانید.هرگاه عنوانی به ذهنتان رسید با بررسی 10 معیار زیر می‌توانید تشخیص دهید که آیا عنوان مورد نظر مناسب است یا خیر. عنوان مناسب عنوانی است که حداقل چند مورد از ده مورد زیر در آن رعایت شده باشد.ده معیار برای تشخیص مناسب بودن عنوان در تبلیغ‌ نویسی1. آیا عنوان بزرگ‌ترین مشکل، نگرانی یا آرزوی مشتری را مورد هدف قرار داده است؟عنوان نباید خسته‌کننده، کلیشه‌ای، گیج‌کننده یا خود‌محور باشد. یکی از نامناسب‌ترین عناوین، نوشتن نام شرکت یا کسب‌و‌کار به‌ جای عنوان است. به‌ یاد داشته باشید که هدف اصلی عنوان ایجاد جلب‌ توجه است تا مخاطب را به خواندن ادامه تبلیغ ترغیب کند. اغلب افراد در طراحی آگهی‌های مجله‌ها یا در نوشتن متن تبلیغاتی تراکت، نام کسب‌و‌کار خود را در محل عنوان قرار می‌دهند و درصد بالایی از خوانندگان را از دست می‌دهند.در بررسی که بر 300 آگهی مجله‌های ایرانی انجام دادم، مشخص شد که در 71 درصد آگهی‌های مجله‌های ایرانی، به‌ جای عنوان نام کسب‌و‌کار نوشته شده است.2. آیا از عناوین ابهام‌برانگیز، خنده‌دار و بامزه استفاده می‌کنید؟اگر این‌طور است، عنوان را عوض کنید. بسیاری از مردم فکر می‌کنند تبلیغات خوب باید مردم را بخنداند یا هوشمندی طراح آن ‌را به نمایش بگذارد. تبلیغات رادیویی عملا به لطیفه‌های بی‌مزه تبدیل شده‌اند. عناوینی مانند «زنگ‌ها چه کسی را صدا می‌کنند؟» شاید جالب باشد اما باعث فروش بیشتر نمی‌شود. عنوانی باعث فروش می‌شود که احساسات افراد را برانگیزاند و در آن‌ها انتظار دستیابی به محصول را ایجاد کند. یادتان نرود، هدف از تبلیغات فروش بیشتر است. عنوانی مانند «گامی دیگر در ارتقای صنعت» از عناوین نامناسب و مبهم است.3. آیا عنوان از واژه‌های قدرتمند استفاده می‌کند؟واژه‌های قدرتمند باعث افزایش فروش می‌شوند. سعی کنید حداقل یک واژه قدرتمند در عنوان خود استفاده کنید. واژه‌های قدرتمند باعث جلب‌ توجه می‌شوند و احتمال خوانده شدن آگهی و همچنین فروش را افزایش می‌دهند. یکی از راه‌های نوشتن جملات تاثیرگذار در تبلیغات استفاده از واژه‌های قدرتمند است.4. آیا عنوان مشتری را مخاطب ساخته است یا بسیار کلی است؟سعی کنید با عنوان، بازار هدف مورد نظر خود را جدا کنید. همان‌طور که در یک جمعیت با صدا زدن دوست خود، او را از دیگران جدا می‌کنید، در خواننده این احساس را ایجاد کنید که تبلیغ دقیقا برای او نوشته شده است.به‌ عنوان مثال: چگونه هر مرد 50 تا 65 ساله می‌تواند از این روش جدید برای بهبود کمردرد خود استفاده کند؟عنوانی مانند «یک فرصت استثنایی» بسیار کلی است و گروه خاصی را مورد هدف قرار نمی‌دهد.بنابراین در نوشتن متن تبلیغاتی برای جذب مشتری می‌توانید روی گروه خاصی تمرکز کنید.5. آیا شکل‌بندی عنوان مناسب است؟منظور از شکل‌بندی همان ظاهر گرافیکی عنوان است. از فونت‌های بزرگ استفاده کنید و سعی کنید عنوان یک خط را پر کند. از رنگ‌های معکوس استفاده نکنید. متن سفید را بر زمینه مشکی قرار ندهید. البته، بسیاری از سازندگان تبلیغات برای جلب‌ توجه این‌ کار را انجام می‌دهند؛ اما سال‌ها بررسی نشان داده که این‌ کار میزان پاسخ به آگهی را کم‌تر می‌کند.6. آیا عنوان، علایق شخصی خواننده را تحریک می‌کند؟تمام چیزی که خواننده به آن فکر می‌کند آن است که آگهی چه سودی برایش دارد. خوانندگان به سابقه کاری، نام شرکت شما و چیزهای دیگر اهمیت نمی‌دهند، مگر آنکه احساس کنند در تبلیغ شما سودی برای آن‌ها وجود دارد. آن‌ها می‌خواهند بدانند که اگر محصول شما را بخرند چه چیزی را به‌ دست می‌آورند. مردم به‌ دنبال علایق، عشق، غرور، تحسین و زیبایی هستند. یکی از این موارد را مورد هدف قرار دهید.7. آیا عنوان کاملا واضح و شفاف است؟اگر از عناوین گیج‌کننده و ابهام‌برانگیز استفاده کنید، بخشی از خوانندگان را از دست خواهید داد. عنوان باید به ‌سادگی و به ‌راحتی خواننده را به ادامه آگهی هدایت کند و جای حدس و گمان باقی نگذارد؛ به‌ عنوان مثال، عنوان «یک لحظه استثنایی» مشخص نمی‌کند آگهی در مورد چیست. این آگهی یک عطر بود که در مجله‌ای چاپ شده بود. البته هدف این تبلیغ افزایش فروش نبود، بلکه برندسازی مورد نظر سازنده بود.8. آیا عنوان ویژه و دقیق است؟دقیق بودن عنوان باعث اعتبار آن می‌شود. مردم آنقدر دروغ شنیده‌اند که به تبلیغات کاملا بدبین هستند و ادعایی جدید را به‌ سختی باور می‌کنند.فردی به‌ نام ست گادین کتابی با نام «تمامی بازاریابان دروغ‌گو هستند» نوشته است و در آن توضیح می‌دهد که پیش‌فرض بسیاری از خریداران آن است که فروشنده دروغ‌گو است. اگر به کلی‌گویی و ادعاهای بزرگ بپردازیم، به خریدار کمک می‌کنیم تا از خرید منصرف شود.9. آیا برای تهیه عنوان وقت کافی اختصاص داده‌اید؟معمولا انتخاب عنوان به وقت زیادی نیاز دارد و به اندازه تمامی بخش‌های دیگر آگهی اهمیت دارد. بسیاری از سازندگان تبلیغات خود را مقید می‌سازند که مثلا حداقل 100 عنوان بنویسند و سپس یکی از آن‌ها را انتخاب کنند. یادتان باشد اگر عنوان مناسب نباشد، فرقی نمی‌کند بقیه آگهی چگونه باشد.10. آیا عنوان باورکردنی است؟ادعاهایی که خواننده را عصبی می‌کند، باعث از بین رفتن فروش می‌شود. شخصی ادعا داشت می‌تواند درآمد هر حسابدار را در مدت سی روز سه برابر کند. این ادعا باورکردنی نیست. اگر ادعاهایی این چنین دارید، آن ‌را در عنوان جای ندهید، بلکه در بخش نظرات مشتریان بنویسید.16 راه برای ساخت عناوین جذاب در متن تبلیغات خلاقانه1. سرعت دستیابی به نتیجه را با آمار و ارقام بیان کنیدبرای مردم سرعت اهمیت زیادی دارد، در خریدهای پستی مردم ترجیح می‌دهند از فردی خرید کنند که کالا را زودتر به‌دستشان می‌رساند. همچنین دوست دارند با استفاده از محصول، در کم‌ترین زمان به نتیجه مورد نظر برسند. اگر بهترین قرص‌های لاغری را بفروشید اما زمان تاثیر آن‌ها یک سال باشد، به احتمال زیاد شکست خواهید خورد. مثالی از عنوان مناسب: «ببینید چگونه دکتر فرضی، ترس از ارتفاع شما را در پانزده دقیقه درمان می‌کند.»2. میزان نتایج را با عدد بیان کنیددر عنوان، از مقادیر نامفهوم مانند خیلی، به مقدار قابل‌ توجه، سریع و … استفاده نکنید مگر آنکه آن‌ها را با مقداری واقعی همراه سازید.مثال: روشی برای لاغری سریع، در شش هفته گذشته، هشت کیلو وزن کم کردم.3. نتایج خود را با نتایج رقبا مقایسه کنیدمثال: یک سایت معمولی در ماه به‌ طور متوسط 48 هزار تومان درآمد کسب می‌کند. درآمد اعضای سایت ما، 230 هزار تومان در ماه است. آیا می‌خواهید دلیل آن‌ را بدانید؟4. به‌ تصویر کشیدن نتیجهمثال: من روش‌های بازاریابی مختلفی را امتحان کردم و نتیجه‌ای نگرفتم تا سرانجام این روش را امتحان کردم، در هفته اول 820 هزار تومان سود کردم.5. نتایج را با افراد آشنا و سرشناس مرتبط سازیدتاثیر جمع و افراد سرشناس بر تصمیم‌گیری‌های خرید غیرقابل‌ انکار است. شما اگر بدانید تمامی دوستان شما از ژل موی خاصی استفاده می‌کنند، ترغیب می‌شوید همان خرید را انجام  دهید. بنابراین یکی از راه‌های نوشتن جملات تاثیرگذار در تبلیغات استفاده از اثر جمع است.مثال: وقتی دریافتم هنرپیشه معروف از ژل موی … استفاده می‌کند، نظرم کاملا عوض شد.6. نتیجه را به سوال تبدیل کنیدمثال: آیا می‌خواهید در سه ماه به مکالمه با افراد انگلیسی زبان بپردازید؟7. اطلاعات مفیدی را برای دستیابی به نتایج بیان کنیددادن اطلاعات رایگان و با ارزش، از بهترین روش‌ها برای جذب مخاطب است. مثال: دانلود کتاب الکترونیکی رایگان هفت قدم برای رسیدن به وزن ایده‌آل.8. داستانی از موفقیت شخصی بگوییدمغز انسان اغلب اطلاعات را به صورت تصویر و داستان ذخیره می‌کند. برای همین است که مردم علاقه فراوانی به داستان دارند و بسیاری از مطالب آموزشی در قالب داستان ارائه می‌شود.مثال: چگونه توانستم در کم‌تر از یک ماه هزار جلد از کتابم را بفروشم.9. نتیجه را به‌ صورت قبل از… و بعد از… بیان کنیدمثال: قبل از استفاده از دستگاه بدن‌سازی انواع رژیم‌ها را امتحان کردم؛ اما بعد از آن با تلاشی کم‌تر به وزن مناسب رسیدم و توانستم در یک ماه 5 کیلو وزن کم کنم.10. بر جدید بودن تاکید کنیدمردم به‌ دنبال چیزهای قدیمی و تکراری نیستند. آن‌ها به‌ دنبال موارد جدید هستند. برای واضح‌تر شدن مطلب لطفا این دو عنوان را با هم مقایسه کنید:1. روشی برای افزایش حافظه در 3 روز2. روشی کاملا جدید برای افزایش حافظه در 3 روزتاثیر عنوان دوم بسیار بیشتر از عنوان اول است؛ زیرا در عنوان دوم بر جدید بودن تاکید شده است.11. بر پیشنهاد فروش منحصر‌به‌فردتان تاکید کنیدمثال: دوره آموزش شنا، در سه هفته با فیلم آموزشی رایگان12. مشتری را به مبارزه بطلبیدمثال: من با روش‌های قانونی توانستم مالیات خود را به نصف کاهش دهم، شما چطور؟13. طرز فکر مشتری را زیر سوال ببریدالبته این روش همیشه کارساز نیست و باید با احتیاط استفاده شود؛ زیرا مردم معمولا علاقه‌ای به تغییر دیدگاه خود درباره یک محصول ندارند.مثال: مشکل بسیاری از کارآفرینان نداشتن سرمایه نیست؛ بلکه نداشتن پشتکار کافی است.14. به خواننده هشدار دهیدخانم مایا بوردو در پنجمین کنفرانس بازاریابی سخنرانی داشتند و در تحقیقاتی که بر تبلیغات عدم استفاده از دخانیات انجام داده بودند مشخص شده بود که هشدار تاثیر بسیار قوی‌تری نسبت به ترغیب و تشویق دارد؛ ولی این‌گونه تبلیغات معمولا اثرگذاری کوتاه‌مدتی دارند و خیلی زود برای مخاطبان عادی می‌شوند. مثال: با تبلیغات نادرست، پول خود را دور نریزید.15. واقعیتی حیرت‌آور ذکر کنید و آن‌ را به سود تبدیل کنیدمثال1: یک عروسک هزار تومانی با قیمت هفتاد هزار تومان به‌ فروش رسید.مثال 2: میز کارم را مرتب کردم، روزی 45 دقیقه وقت بیشتر داشتم!16. یک سوال چندگزینه‌ای مطرح کنیدمردم علاقه فراوانی به سوالات چندگزینه‌ای و حل مساله، جدول و موارد مشابه دارند؛ بنابراین اگر در عنوان از این موارد استفاده کنید معمولا جذابیت تبلیغ بیشتر می‌شود و توجه را به‌ خود جلب می‌کند.مثال: آیا شما هم در خرید خانه این اشتباهات را تکرار می‌کنید؟نویسنده: ژان بقوسیانمرجع: modiresabz.com</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Sun, 25 Dec 2022 12:41:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاشتن بذر ترديد در تبلیغ نویسی</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%B0%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%AF%D9%8A%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-oakvkyyxiweh</link>
                <description>گاهی در تبلیغ‌ نویسی صفحه محصول لازم است به رقیبان بپردازیم؛ مثلا رقیبی کارش خوب نیست و با فریب سعی می‌کند مخاطبان ما را جذب کند. یک مثال ساده بزنیم. برخی از موبایل‌فروش‌ها قیمت موبایلی را 200 هزار تومان کمتر از قیمت واقعی آن اعلام می‌کنند. وقتی درخواست خرید آن موبایل را دارید می‌گویند باید اپلیکیشن‌های لازم را خودمان نصب کنیم، در غیر این‌صورت موبایل را به شما نمی‌فروشیم! برای نصب اپلیکیشن هم 300 هزار تومان دریافت می‌کنند!افراد زیادی هم در صنعت آموزش وجود دارند که یک محصول آموزشی می‌خرند؛ آن را چند بار مشاهده می‌کنند و بلافاصله محصولی با همان موضوع تولید می‌کنند و تبلیغ می‌کنند تا بفروشند. حالا فرض کنید محصول آموزشی شما را خریداری کرده‌اند و از مطالب آن، یک آموزش ساخته‌اند که کپی مطالب شما است.سوال این است که چگونه در صفحه محصول خودمان با تبلیغ‌ نویسی حرفه‌ای مخاطبان را متقاعد کنیم کار ما بسیار بهتر و حرفه‌ای تر است و کار رقیبان سوال‌برانگیز است. روش اشتباه تبلیغ‌نویسی: بدگویی از رقیبانشاید تصمیم بگیریم موضوع را در صفحه محصول توضیح بدهیم و بگوییم برخی از رقیبان موبایل‌فروش ما فریب‌کار هستند و معیارهای اخلاقی را رعایت نمی‌کنند. یا برای برای مثال دوم بگوییم این مدرس جدید بسیار مبتدی و تازه‌کار است و مطالبش را از ما کپی کرده است. این روش‌ها معمولا اوضاع را برای ما بدتر می‌کند. خیلی‌ از مخاطبان فکر خواهند کرد که ما با این افراد مشکل شخصی داریم یا آن‌ها واقعا قوی و مهم شده‌اند که این‌قدر نگران این موضوع هستیم. پس در تبلیغ‌ نویسی حرفه‌ای بهتر است هیچ‌گاه به‌طور مستقیم رقیبان را زیر سوال نبریم.در ادامه مقاله روشی بسیار حرفه‌ای را توضیح می‌دهیم تا ضعف رقیبان را برملا کنید بدون آن‌که از آن‌ها بدگویی کنید. همچنین به مخاطب نشان بدهید که واقعا به فکرش هستید و نمی‌خواهید در خریدهای خودش متحمل ضرر شود. کاشتن بذر تردیددر تبلیغ‌ نویسی پیشرفته روشی بسیار جالب و حرفه‌ای وجود دارد که نامش «کاشتن بذر تردید» در ذهن مخاطب است. در این روش که یک روش تبلیغات خلاقانه است به‌جای گفتن هر نکته منفی درباره رقیبان، با پرسیدن سوالاتی تامل‌برانگیز مخاطب را به فکر وا می‌داریم تا حقایقی برایش برملا شود که از آن اطلاع ندارد. سپس خودش به این نتیجه می‌رسد که کار رقیبان مشکل دارد و باید به خود شما مراجعه کند.مثال اول: آموزش کسب ثروتفرض کنید شما آموزش کسب ثروت می‌دهید و یکی از رقیبان شما جلوی یک اتومبیل گران چند میلیاردی فیلم تهیه می‌کند تا این ذهنیت را القا کند که خودش ثروتمند است. شما می‌توانید در صفحه محصول خود بنویسید: «آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا برخی از مدرس‌های کسب ثروت همیشه جلوی ماشین می‌ایستند و داخل اتومبیل نمی‌نشینند تا آموزش بدهند!؟» شما با همین یک جمله بذر تردید را در ذهن مخاطب می‌کارید و مخاطب به چیزی فکر می‌کند که شاید تا به حال به آن توجه نکرده بود. مثال دوم: همایش بزرگ بازاریابی اینترنتیرقیب شما در حال تبلیغ و ثبت‌نام یک همایش بزرگ بازاریابی اینترنتی است و مطالبش را از شما برداشته و می‌خواهد با ‌نام خودش ارائه کند. شما می‌بینید این رقیب گرامی در چند جای شهر بیلبورد اجاره کرده است. شما کافی است در صفحه محصول بازاریابی اینترنتی خود بنویسید: «آیا عجیب نیست افرادی که ادعا می‌کنند به بازاریابی اینترنتی مسلط هستند چرا خودشان برای بازاریابی از بیلبورد استفاده می‌کنند!؟» همین یک جمله کافی است تا بسیاری از مخاطبان متوجه شوند اصل ماجرا چیست. شما در این جمله نه از خودتان تعریف کرده‌اید و نه به رقیب بی‌احترامی کرده‌اید. فقط از موضوعی تعجب کرده‌اید. مثال سوم: فروشنده عطرهای تقلبیرقیب شما عطرهای تقلبی می‌فروشد و آن را به‌جای عطر اصل ارائه می‌دهد. برای شکست دادن شما، عطرها را با قیمت پایین‌تری ارائه می‌دهد و ادعا می‌کند عطرهایش اصل هستند. شما می‌توانید به شوخی بنویسید: «برخی از همکاران ما آن‌قدر به فکر مردم هستند که عطر 99 دلاری را تهیه می‌کنند و هزینه حمل آن را هم از خارج، خودشان به عهده می‌گیرند و آن عطر را با قیمت 3000.000 تومان می‌فرشند. اگر کارخانه خارجی سازنده از این همکار ما خرید کند کلی سود خواهد کرد!»مثال چهارم: موبایل ارزانرقیب شما موبایل گلکسی نوت را 500.000 تومان ارزان‌تر از بقیه می‌فروشد. روش کارش این است که مداد اوریجینال را خارج می‌کند و یک مداد قلابی جای آن قرار می‌دهد. شما نمی‌توانید وارد رقابت قیمت شوید. کافی است از روش کاشتن بذر تردید در علم تبلیغ‌ نویسی استفاده کنید. فقط بگویید: «برخی از همکاران قیمت موبایل را پایین‌تر از قیمت واقعی می‌فروشند و عجیب است که همیشه مداد اوریجینال همان گوشی را جداگانه دارند و با قیمت 800 هزار تومان می‌فروشند!»پس دیدیم که اغلب بهتر است رقیبان را به‌صورت مستقیم زیر سوال نبرید و از آنان بدگویی نگویید. از روش کاشتن بذر تردید استفاده کنید! نویسنده: ژان بقوسیان منبع: modiresabz.com​</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Sun, 25 Dec 2022 12:41:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>9  گام برای جذابتر کردن تبلیغات</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/9--%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-oqxib1qm0qma</link>
                <description>تبلیغاتی طراحی کرده‌اید و اکنون می‌خواهید منتشر کنید. شاید بهتر باشد قبل از این کار به 9 مورد تبلیغ نویسی زیر توجه کنید و تبلیغ خود را جذاب‌تر کنید. هر چه تبلیغات خلاقانه و جذاب‌تری بسازید، احتمال موفقیت آن بیشتر می‌شود.1. آزمایش «خب که چی؟»وقتی متن تبلیغ خود را نوشتید، آن‌ را بخوانید و ببینید آیا از آزمایش «خب که چی» سربلند بیرون می‌آید؟ اگر بعد از خواندن تبلیغ، فکر کردید که مخاطب هدف با جمله «خب که چی» به آن پاسخ می‌دهد، بازنویسی را آن‌قدر ادامه دهید تا پاسخ مخاطبان چیزی شبیه این باشد: «این دقیقا همان چیزی است که دنبالش بودم. چطور می‌توانم آن را به‌دست آورم؟» وقتی متن تبلیغ را نقد می‌کنید، باید بعد از خواندن هر جمله از خود بپرسید: «خب که چی؟» این تکنیکی است که می‌تواند در تغییر و قوی‌تر کردن متن تبلیغاتی به شما کمک کند.مثلا فرض کنید در متن تبلیغ نوشته‌اید که «ما بزرگ‌ترین توزیع‌کننده ماهی در ایران هستیم». مخاطب می‌تواند از خود بپرسد: خب که چی؟ ولی اگر بنویسید ماهی‌هایی عرضه می‌کنیم که کلسترول ندارد و برای افرادی که مشکل کلسترول دارند مفید است، مشتری شاید بگوید این دقیقا همان چیزی است که می‌خواستم.2. استفاده از محرک‌های کلیدیتبلیغ شما باید شامل یکی از محرک‌های کلیدی تبلیغ باشد که عبارت‌اند از: دوری از ترس و درد، کسب لذت و آسایش. اگر تبلیغ شما یک یا چند مورد از آن‌ها را ندارد، فروش فوق‌العاده‌ای ایجاد نخواهد کرد. شرکت اپل سال‌ها به‌جای تمرکز بر مشخصات فنی گوشی آیفون بر جایگاه و منزلتی تاکید کرده که با داشتن این گوشی کسب می‌‌کنید؛ در واقع در تبلیغات خود به محرک کسب لذت تمرکز کرده است. تبلیغات خود را بازبینی کنید و از خود بپرسید: «محصول یا خدمت من در نهایت با کسب چه لذت و آرامشی می‌شود؟» یا «باعث دوری از چه درد یا ترسی می‌شود». اگر جواب این سوالات را در تبلیغ منعکس کنید، تبلیغ شما بسیار جذاب‌تر شده است.3. توجیه مناسب بودن قیمتباید نشان دهید که قیمت محصول شما در مقایسه با ارزش حاصل از آن قطره‌ای در دریا است. البته باید کیفیت محصول شما در حدی باشد که ارزش زیادی داشته باشد. محصولی تولید کنید که بتوانید قیمت آن را تا 10 برابر قیمت اصلی افزایش دهید. اگر محصولی تولید کنید که تا این حد ارزنده‌تر از قیمت خود باشد، فروش تعداد زیادی از آن، بسیار ساده‌تر می‌شود.خیلی‌ها محصولاتی عالی می‌فروشند؛ ولی به‌ دلیل کمبود اطلاعات، از تمام مزایای محصول خود آگاه نیستند و در تبلیغ خود این موضوع را منعکس نمی‌کنند.4. شناخت دقیق مخاطبانبازار هدف خود و ترس‌ها، نیازها،‌ نگرانی‌ها، باورها، رفتارها و علایق آن‌ها را بشناسید. کریستین بوک می‌گوید: «روش من برای متقاعد کردن گروه هدف، تماس با آن‌ها و دعوت یک یا دو نفر از گروه برای شام و صحبت جدی‌تر است. همچنین با 15 تا 40 نفر از آن‌ها تماس تلفنی می‌گیرم تا نظرات زیادی به‌ دست آورم. به جلسات و نمایشگاه‌هایی می‌روم تا آن‌ها را پیدا کرده و با کلیات شخصیت آن‌ها آشنا شوم. در حالت ایده‌ال، تعدادی از آن‌ها را سال‌ها در زندگی خصوصی‌شان همراهی می‌کنم. به این ترتیب، انگیزه‌های کلیدی واقعی آن‌ها را می‌شناسم.5. نوشتن به زبان خودمانیاز سبکی محاوره‌ای و طبیعی استفاده کنید. همان‌طور که می‌گویید، بنویسید. از زبانی استفاده کنید که درک آن ساده و راحت است. به همان زبانی بنویسید که مشتریان‌تان صحبت می‌کنند. از نوشتن متون خشک و رسمی اداری یا استعارات بی‌مورد بپرهیزید. بسیاری از تبلیغات ایرانی شامل جملاتی هستند که از دید مخاطب دوستانه و خودمانی نیستند؛ مثلا: «شرکت … با پیمودن گام‌های ترقی در عرصه صنعت و رسیدن به افق خودکفایی، مفتخر است…». چنین جملاتی از جذابیت تبلیغ می‌کاهد.6. شناسایی فرصت‌هاتوجهی دقیق به رویدادها و اتفاقات در اخبار داشته باشید که می‌توان از آن‌ها استفاده کرد. موضوعی مناسب را انتخاب کنید و در برقراری ارتباط مفید با مشتریان فعلی، تبلیغ کردن برای مشتریان جدید و جستجوی شهرت در رسانه‌ها از آن استفاده کنید. موضوعی که بازار هدف درباره آن صحبت می‌کند حتما جذابیت دارد و می‌تواند باعث جذابیت تبلیغ شما شود.7. آغاز تبلیغ با بهترین نقطه‌قوتوقتی نوشته‌های خود و به‌خصوص نوشته‌های دیگران را می‌خوانم، می‌بینم که ارزشمندترین مورد را برای آخر کار گذاشته‌اند. بهتر است آن‌ را به جایگاه اول منتقل کنیم. جذابیت اول تبلیغ بسیار مهم است و باعث می‌شود به ادامه تبلیغ توجه شود.8. ایجاد اعتماد بیشتر در خوانندهحتما می‌دانید که یکی از کلیدهای قانع کردن مردم، ایجاد اعتماد در آن‌ها است. اگر این کار را به‌ خوبی انجام دهید، حداقل، شانسی برای درگیر کردن و قانع کردن خواننده دارید؛ با این وجود، اگر این کار را به‌ خوبی انجام ندهید، هیچ‌کدام از تکنیک‌های تجملی تبلیغ نویسی شما را نجات نمی‌دهد. با تبلیغاتی واقع‌بینانه و دور از اغراق و بزرگ‌نمایی، اعتماد بیشتری جلب می‌کنید. لازم نیست خودتان و محصولتان را بیش از حد بزرگ کنید. چنین کاری حتی اگر باعث افزایش فروش شود، پس از خرید در خریدار حس یاس و ناامیدی ایجاد می‌شود.9. استفاده از واژه‌های تصویریتا می‌توانید در تبلیغات خود از واژه‌های تصویری استفاده کنید. «ارائه خدمات IT» به هیچ وجه تصویری نیست. «نصب دوربین مداربسته» تصویری‌تر است. به‌جای اینکه در تبلیغ خود بنویسید محصولتان باکیفیت است، دقیقا و تصویری توضیح دهید منظورتان از کیفیت چیست. هر چه مخاطب با خواندن تبلیغ شما در ذهنش تصاویر بیشتری ببیند، تبلیغ شما جذاب‌تر است.نویسنده: ژان بقوسیانمرجع: modiresabz.com</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Sun, 25 Dec 2022 12:39:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>8 معیار ارزیابی ویدیو در ویدیو مارکتینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/8-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-yhsde7uluhsc</link>
                <description>پیش از تولید ویدیوها و انتشار آن‌ها در پلتفرم‌های مختلف باید هدف خود از تولید این ویدیوها را مشخص کنید و با استفاده از بهترین معیارها موفقیت خود در دستیابی به آن اهداف را بررسی کنید. این اهداف می‌تواند شناساندن برند، افزایش مشارکت مخاطبان یا تشویق تماشاگران به شرکت در یک تجربه رایگان در سایتتان باشد. باید برای هر ویدیو فقط یک یا دو هدف مهم در نظر بگیرید. وقتی تعداد اهدافتان برای هر ویدیو از این بیشتر باشد، ویدیوی شما آشفته به‌ نظر می‌آید و تماشاگران نمی‌دانند بعد از تماشای آن باید چه کنند.وقتی به اهدافتان فکر می‌کنید، حتما به شخصیت خریداران و مخاطبان هدف‌ توجه کنید. چند ساله هستند؟ کجا زندگی می‌کنند؟ چه علایقی دارند؟ چطور از انواع رسانه‌ها استفاده می‌کنند؟ در چه مرحله‌ای از فرایند خرید هستند؟همه این سوال‌ها به تعیین نوع ویدیوی مناسب برای شما و محل درست اشتراک‌گذاری آن کمک می‌کند. مثلا، اگر مخاطب هدف با شرکت شما آشنا نیست، قبلا از تولید ویدیوی مفصل درباره محصول، باید ویدیویی بسازید که بر شناساندن برند تمرکز کند. همچنین باید ویدیو را در سایتی مثل یوتیوب به اشتراک بگذارید که از قبل مخاطبان فراوانی دارد.حالا باید معیارها را بررسی کنیم. شناخت این معیارها کمک می‌کند که موفقیت‌های خود را ارزیابی کرده و اهدا‌تان را مشخص کنید. وقتی ویدیویی را پست می‌کنید، اول از همه دوست دارید نتایج معیار «تعداد بازدید‌ها» را ببینید. اگرچه «تعداد بازدیدها» خیلی مهم است؛ اما موارد دیگری هم وجود دارند که شاید تناسب بیشتری با هدف شما داشته باشند.در ادامه به چند معیار محبوب اشاره می‌کنیم که باید در ویدیو مارکتینگ و بعد از انتشار ویدیو بررسی کنید.1. تعداد دیدن‌ها (View Count)تعداد بازدید‌ها تعداد دفعاتی است که ویدیوی شما دیده شده است که به آن «reach» است. اگر هدفتان شناساندن برند است و می‌خواهید هر تعداد افراد ممکن محتوایتان را ببینند، به نتایج این معیار توجه کنید؛ اما بدانید که هر پلتفرم روش متفاوتی برای شمارش تعداد بازدیدها دارد. مثلا، یوتیوب بازدید 30 ثانیه‌ای را بازدید حساب می‌کند؛ اما فیس‌بوک بازدید 3 ثانیه‌ای را هم بازدید به‌حساب می‌آورد. قبل از بررسی تعداد بازدیدهای ویدیو، جزئیات روش شمارش بازدید‌ها در آن پلتفرم را بخوانید.2. نرخ پخش (Play Rate)نرخ بازدید، درصد افرادی که ویدیوی شما را پلی کرده‌اند تقسیم بر تعداد افرادی که صفحه آن ویدیو را دیده‌اند. این ماتریس نشان می‌دهد که ویدیوی‌تان چقدر برای مخاطب مرتبط و جذاب بوده است. اگر هزاران نفر پست ویدیوی شما را ببینند و فقط تعداد کمی آن را پلی کنند، وقت آن است که محتوایتان را اصلاح کنید.3. تعداد اشتراک‌گذاری ویدیو و کامنت دادن (Social Sharing and Comments)اگر از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنید، احتمالا با دو واژه اشتراک‌گذاری و کامنت آشنا هستید. تعداد اشتراک‌گذاری‌ها و نظرها شاخص‌های خوبی برای سنجش تناسب محتوا با مخاطبان هدف است. اگر تماشاگری ویدیوی شما را ببیند و آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارد، احتمالا محتوای خوبی تولید کرده‌‌اید. اشتراک‌گذاری از یک جهت دیگر هم مهم است. هرچه افراد بیشتری ویدیوی شما را به اشتراک ‌گذارند، تعداد بازدید از آن هم بیشتر می‌شود. اگر هدفتان این است که به مخاطبان زیادی دسترسی پیدا کنید، باید به نتایج معیار اشتراک‌گذاری توجه کنید.4. تعداد تماشای کل ویدیو (Video Completions)از آنجا که وقت زیادی را صرف تولید ویدیو می‌کنید، قطعا دوست دارید افراد کل ویدیو را تماشا کنند. ماتریس تماشای کل ویدیو، تعداد دفعاتی را نشان می‌دهد که افراد ویدیو را از اول تا آخر دیده‌اند. این ماتریس خیلی قابل‌اعتمادتر از ماتریس تعداد بازدیدها است و موفقیت ویدیو را دقیق‌تر تعیین می‌کند.5. نرخ تکمیل ویدیو (Completion Rate)نرخ تماشای کامل از تقسیم تعداد افرادی که کل ویدیو را دیده‌اند بر تعداد افرادی که آن را پلی کرده‌اند، به‌دست می‌آید. نرخ تماشای کامل و سایر معیارهایی که مشارکت افراد را نشان می‌دهند، روشی عالی برای ارزیابی واکنش تماشاگران به ویدیو است. آیا نرخ تماشای کامل ویدیوها پایین است؟ آیا افراد در قسمت مشخصی از ویدیو از تماشای ادامه آن منصرف می‌شوند؟ این موضوع نشان می‌دهد که ویدیوی شما ارتباط مناسب را با مخاطب برقرار نکرده است.6. نرخ کلیک (Click-Through Rate)نرخ کلیک (CTR)، تعداد دفعات کلیک روی «دعوت به تماشای ویدیو یا CTA» تقسیم بر تعداد دفعات تماشای آن است. نرخ کلیک شاخص خوبی برای اثرگذاری ویدیوی شما و تشویق مردم به اقدام مطلوب است. اگر نرخ کلیک روی ویدیو کم باشد، طراحی ویدیو یا روش دعوت به تماشا را تغییر دهید.7. نرخ تبدیل (Conversion Rate)نرخ تبدیل، تعداد دفعاتی که مردم دعوتتان را برای اقدامی خاص پذیرفته‌اند تقسیم بر تعداد کلیک روی دعوت به تماشا (CTA) است. اگر هدفتان این است که تماشاگران ویدیو کار خاصی را انجام دهند؛ مثلا برای استفاده آزمایشی و رایگان از محصولتان در سایت ثبت‌نام کنند، ویدیویی را در صفحه فرود سایتتان قرار دهید تا نرخ تبدیل تماشاگر ویدیو به عضو سایت افزایش یابد.8. نرخ خروج و زمان سپری‌شده در سایت شماآیا تاکنون تصمیم گرفته‌اید ویدیویی را به وب‌سایتتان اضافه کنید؟ قبل از گذاشتن ویدیو در سایت خود، نرخ خروج سایت و زمانی که مردم در سایت می‌گذرانند را یادداشت کنید. بعد از گذاشتن ویدیو در سایت، انواع معیارها را بررسی کنید تا ببینید آیا این ویدیو تغییری در واکنش مردم به سایر مطالب سایت ایجاد کرده یا نه.سرانجام این‌که استراتژی شما برای بازاریابی در رسانه‌های اجتماعی چیست؟ چطور موفقیت‌تان را ارزیابی می‌کنید؟با ارزیابی عملکردتان در هر یک از رسانه‌های اجتماعی اطلاعات ارزشمندی کسب می‌کنید، به‌خصوص متوجه می‌شوید که محتوای ویدیویی گزینه مناسبی برای مخاطبان هر یک از این پلتفرم‌ها هست یا نه.علاوه بر بررسی نتایج این معیارها در همه پلتفرم‌ها، به تعداد بازدید از هر ویدیو در طول زمان هم توجه کنید تا عمر آن مشخص شود. شاید لازم باشد ویدیوها را هر چند هفته یا ماه به‌روز کنید تا همچنان با خواست مخاطب سازگار باشند. همچنین، همیشه باید میزان جذابیت ویدیوها برای مخاطب را پیگیری و مقایسه کنید. به این ترتیب متوجه می‌شوید کدام موضوعات بیش از همه به اشتراک گذاشته می‌شوند و در نتیجه ویدیوهایی با عمر و ارزش بیشتر تولید می‌کنید.تصور می‌کنم کمی گیج شده‌اید؛ اما نگران نباشید. این فقط مشکل شما نیست. ویرایش و بازاریابی ویدیو در ابتدا کمی دشوار به‌ نظر می‌آید؛ اما با تمرین و صبر می‌توانید به‌راحتی محتوای باکیفیت و منحصربه‌فرد برای برندتان تولید کنید.منبع: modiresabz.com​</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Sun, 25 Dec 2022 12:38:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثر هاثورن در مدیریت</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%87%D8%A7%D8%AB%D9%88%D8%B1%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-dig0lrpav6v6</link>
                <description>وقتی حوزه نتایج کلیدی را مشخص کردید،‌ گام بعدی تعیین معیارهای عملکرد برای هر شخص است. به قول یوگی بِرا «هدفی که قابل رویت نباشد قابل نشانه‌گیری نیست».برای اینکه به‌عنوان مدیر بهترین عملکرد را داشته باشید، باید معیارهایی برای عملکرد و حتی عملکرد برتر را در کارهای حوزه مسئولیت خود مشخص کنید. افراد باید دقیقا انتظاری که از آن‌ها دارید و سطح کیفی موردنظرتان را بدانند.این معیارها باید دقیق، قابل ارزیابی و وابسته به زمان باشند. به یاد داشته باشید «کاری که ارزیابی ‌شود، انجام خواهد شد».وقتی از دیگران می‌خواهید کاری را انجام دهند، زمان‌بندی و روش مطلوب خود و نحوه ارزیابی کار را به دقت مشخص کنید.شاید بزرگ‌ترین جهش در کسب‌وکار در سال‌های اخیر، ظهور مفهوم «مدیریت سنجش‌محور» باشد. بر اساس این مفهوم، اعداد، شاخص‌ها و معیارهای خاصی برای هر حوزه کاری شرکت تعیین می‌شود،‌ تا حدی که تعداد زنگ‌های تلفن قبل از پاسخ دادن نیز مشخص می‌شود.اثر هاثورندر روانشناسی اصلی به نام «اثر هاثورن» وجود دارد که نام آن از اقدامات پیشگامان بهره‌وری نیروی کار در شرکت وسترن الکتریک هاثورن در سال 1928 گرفته شده است. آن‌ها دریافتند وقتی افراد موظف به دستیابی به عدد یا هدف خاصی می‌شوند، مدام خود را بر اساس آن عدد ارزیابی می‌کنند و عملکردشان در آن حوزه خودآگاه یا ناخودآگاه بهبود می‌‌یابد. این فرایند بهبود دائم با آگاهی شفاف شما و کارمندان از آن شاخص‌ها و اهداف آغاز می‌شود.دستیابی به معیارهای عملکرد باید تنها مبنای پاداش‌دهی در سازمان باشد. پاداش در شرکت‌های برتر بر اساس عملکرد، مزیت، افزایش فروش و موفقیت‌های قابل سنجش تعیین می‌شود. پاداش‌ها فقط باید بر اساس عملکرد و نتایج باشند.مایکل لوبوف در کتاب فوق‌العاده «بزرگ‌ترین اصل مدیریت در دنیا» می‌گوید «کاری که در آن پاداش باشد، انجام خواهد شد». سوالی که همواره باید از خود بپرسید این است که «به چه کاری پاداش می‌دهید؟» آیا به عملکردی که مطلوب یا موردنیاز است پاداش می‌دهید؟ هرگاه سازمان یا بخشی را می‌بینید که پایین‌تر از حد استاندارد عمل می‌کند، تقریبا همیشه متوجه می‌شوید که به کارهای اشتباه پاداش داده می‌شود.مشوق‌های اشتباهدر یکی از شرکت‌هایی که برایشان کار می‌کردم، بازاریابان تلفنی پاداش یا تشویقی در ازای حضور هر مشتری احتمالی در جلسه فروش حضوری خدمات شرکت دریافت می‌کردند. این سیستم هر ماه حضور چند صد نفر را در این جلسه بزرگ تضمین می‌کرد؛ با این حال، تعداد مشتریان احتمالی که خریدار خدمات شرکت بودند، بسیار کم بود. مدیران فهمیدند که به مورد اشتباهی پاداش می‌دهند.سپس سیستم پاداش‌دهی را به یک حقوق پایه به علاوه حق کمیسیون فروش خدمات به افراد مدعو تغییر دادند. بازاریابان تلفنی در پاسخ به روش تشویقی جدید، تلاش کردند فقط افراد شایسته‌ای را دعوت کنند که فورا به مشتری تبدیل ‌شوند. پس از چند ماه رشد شرکت دو برابر شد.انتظاراتتان را بررسی کنیدوقتی معیارهای عملکرد را تعیین کردید، باید انتظاراتتان را بررسی کنید. وقتی وظیفه‌ای را محول کرده و معیارهایی برای عملکرد تعیین می‌کنید، ترتیبی بدهید تا به‌طور منظم آن کارمند را کنترل کنید و مطمئن شوید که کار طبق برنامه و بر اساس معیار از پیش تعیین‌شده پیش می‌رود.وقتی کارمندان بدانند که رئیس به تعیین معیارها اهمیت می‌دهد و برای اطمینان از اجرا، آن‌ها را دوباره کنترل می‌کند، اهمیت کارشان را بهتر درک می‌کنند. نقطه مقابل این کنترل منظم زمانی است که رئیس وظیفه‌ای را واگذار می‌کند، سراغ کارهای دیگر می‌رود و بدون سنجش یا ارائه بازخورد، کارمندان را به حال خودشان می‌گذارد.واگذاری به معنی کناره‌گیری نیست. اگرچه کار را به شخص دیگری واگذار کرده‌اید، اما هنوز مسئول اتمام موفق آن هستید. فقط با کنترل انتظارات است که افراد باور می‌کنند کارشان مهم است و تلاش می‌کنند تا به معیارهایی که با هم تعیین کرده‌اید، دست یابند.اهمیت شفافیتشفافیت در کار و زندگی یکی از مهم‌ترین واژگان مرتبط با موفقیت است. در یک نظرسنجی که از هزاران کارمند به عمل آمد ویژگی‌های بهترین روسا پرسیده شد. همه آن‌ها در سراسر جهان معتقد بودند که «همیشه می‌دانستم رئیسم چه انتظاری از من دارد».دلیل شفافیت در نتایج کلیدی و معیارهای عملکرد این است که بدون آن‌ها نه شما و نه کارمندانتان نمی‌توانید عملکردی عالی داشته باشید. اگر نتوانید کار را به شکلی عالی انجام دهید، نمی‌توانید به شهرت و پیشرفت دست یابید. نمی‌توانید متمایز عمل کنید.افرادی که زیردست شما کار می‌کنند نمی‌توانند بهترین آنچه در توان دارند را ارائه دهند، مگر اینکه دقیقا بدانند کارشان چیست و چگونه ارزیابی می‌شود.مهربانانه‌ترین کار در حق کارمندان آن است که به آن‌ها کمک کنید بفهمند دقیقا چه انتظاری از آن‌ها دارید و معیار عملکردشان چیست. وقتی افراد دیدی شفاف نسبت به هدف داشته باشند، اغلب شما را با کیفیت، کمیت تولید و نتایج شگفت‌زده خواهند کرد.</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Tue, 10 Mar 2020 12:21:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳ عامل پیشرفت در کسب‌و‌کار</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%DB%B3-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-kp7gr45rmxeg</link>
                <description>اکثر کسب‌وکارها نمی‌توانند پیشرفت کنند چراکه یک عیب اساسی در آن‌ها وجود دارد یا اینکه صاحبان شرکت‌ توانایی‌های لازم را برای ایجاد پیشرفت در اختیار ندارند.امروزه همه ما با انبوهی از تبلیغات رسانه‌ای مواجه هستیم که به ما می‌گویند: «شما هم می‌توانید پیشرفت کنید»این حرف درست است ولی نیاز به تلاش بسیار دارد؛ چراکه در این مسیر همه‌چیز ممکن است برخلاف شما حرکت کند.مشکل اصلی اینجاست که اکثر مردم نمی‌دانند ابزار لازم برای رسیدن به پیشرفت‌های بزرگ در زمینه کسب‌وکار چیست!! و همین‌طور هیچ دانشگاهی وجود ندارد که به‌طور عملی به شما آموزش دهد چگونه کسب‌وکار خود را گسترش دهید. حال چگونه می‌توان درباره این ابزار آگاهی پیدا کرد؟!فقط یک منبع قابل اعتماد وجود دارد که می‌توانید از آن به‌عنوان راهنما برای توسعه کسب‌وکار خود استفاده کنید و آن تجربه افرادی است که توانسته‌اند کسب‌وکار خود را به‌اندازه چشمگیری گسترش دهند؛ ولی این کار نیز دو مشکل دارد: اول اینکه معمولا سر افراد موفق بسیار شلوغ است و شما نمی‌توانید به راحتی از آن‌ها وقت ملاقات بگیرید. دوما شما نمی توانید هر پیشرفت یا موفقیتی را تعمیم دهید.تحقیقاتی که روی کارآفرینان بی‌شمار انجام شده، این واقعیت را گوشزد می‌کند که فقط یک مسیر منحصربه‌فرد برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد. تعداد بی‌شماری روش‌های کاربردی، اقتصادی و بازاریابی وجود دارند که می‌توانند کسب‌وکار را توسعه دهند. در بین این روش‌ها سه مولفه اساسی و مشترک وجود دارد که در تمثیل، به آن پایه‌های صندلی کسب‌وکار می‌گویند و از جمله ابزار لازم برای گسترش کسب‌وکار هستند:1. بازاراین عامل در هر شرایطی ارزشمند است؛ ولی اهمیت آن بیشتر زمانی است که می‌خواهید بازار را برای محصول یا خدمات خود ارزیابی کنید. یکی از این حقایق تلخ این است که شما معمولا نمی‌دانید چه چیزهایی را نمی‌دانید! به‌ویژه اینکه تا زمانی که کار را شروع نکرده‌اید نمی‌دانید بازار چگونه به طرح اقتصادی شما پاسخ می‌دهد.ممکن است تمام توان و وقت خود را روی آن گذاشته باشید؛ ولی نتوانید بازاری برای محصول خود پیدا کنید.بازار از دو عامل تقاضا و وابستگی تشکیل شده است. تقاضا به این مفهوم که چه تعداد مشتری برای محصول یا خدمت من پول خرج خواهند کرد و وابستگی به این معنی است که هر مشتری چه تعداد از محصول من خواهند خرید.برای اینکه یک محصول بتواند به اندازه قابل‌توجهی پیشرفت کند یا باید تقاضای زیادی داشته باشد یا وابستگی بالایی بین مشتریان ایجاد کند که البته داشتن هر دوی آن‌ها بسیار بهتر است. مهم‌ترین سوالی که در زمینه وجود بازار برای یک محصول خاص مطرح می‌شود این است که:«آیا تعداد کافی از مردم تعداد کافی از محصول مرا خریداری می‌کنند؟»2. محصولامروزه در هر زمینه‌ای محصولات و خدمات بسیار زیادی می‌توان یافت. چیزی که ما در حال تجربه آن هستیم یک تغییر اساسی است. واقعیت این است که ما به سمتی حرکت می‌کنیم که محصولات و خدمات ارائه‌شده بسیار بیشتر از تقاضا هستند!بازار امروز همراه شده است با محصولات مختلف، رقابت طاقت‌فرسا و سخت، قیمت‌هایی که سخت تغییر می‌کنند و مشتریانی که توقعشان هر روز زیادتر می‌شود.چاره چیست؟ شاید بخواهید محصولات و خدمات خود را کمی سریع‌تر، ارزان‌تر و بهتر به دست مشتری‌ها برسانید ولی بدانید کمی سریع‌تر، ارزان‌تر و بهتر بودن نمی‌تواند کشش لازم را برای مشتری ایجاد کند و به احتمال زیاد موثر نخواهد بود.در مقاله‌ای که توسط دانشکده تجارت دانشگاه هاروارد منتشر شد، جان گورویل ادعایی را مطرح کرد که به تئوری 9 برابر معروف شد. این تئوری می‌گوید که محصول شما برای اینکه بتواند از نظر مشتریان در بین تمام محصولات مشابه به‌عنوان محصول برتر شناخته شود باید 9 برابر از آن‌ها بهتر باشد. این یک ادعای واقعا چالش برانگیز است؛ ولی کسانی که می‌خواهند کسب‌وکارشان را به‌طور چشمگیری به سمت جلو حرکت دهند باید این چالش را پشت سر بگذارند.بهترین راه برای ایجاد کشش و جذابیت برای مشتری این است که بتوانیم نوعی رضایتمندی جدید برای آن‌ها ایجاد کنیم. نوعی رضایتمندی برای مشتریان ایجاد کنید که قبلا آن را تجربه نکرده باشند یا حتی به آن فکر هم نکرده باشند.بر اساس نظرسنجی انجام شده، شرکت‌هایی که افزایش درآمد را «سخت» بیان کرده بودند آن‌هایی بودند که محصولاتشان کپی دیگر شرکت‌ها بود و هیچ‌چیز جدیدی برای ارائه نداشتند؛ در حالی که شرکت‌هایی که  افزایش درآمد را «خیلی راحت» می‌دانستند، آن‌ دسته از شرکت‌ها بودند که محصولاتشان تجربه جدیدی را به مشتریان ارائه می‌کرد. نتیجه این نظرسنجی واضح است؛ اگر محصول یا خدمت‌تان دقیقا کپی دیگر شرکت‌ها باشد، پیشرفت‌ کردن برای شما بسیار بسیار مشکل و بعضا غیرممکن می‌شود.3. درآمدزاییاکثریت سرمایه‌گذاران شرکت‌ها اعتقاد دارند که بازاریابی و تبلیغات را به نحو احسن و بهتر از رقیبانشان انجام می‌دهند؛ ولی در کمال تعجب دقیقا همان افراد می‌گویند که در زمینه فروش و افزایش درآمد مشکل دارند!بازاریابی کلا امری است مربوط به جامعه که با مشتری سر و کار دارد. شرکت‌ها همیشه نسبت به وجهه خود در بین مردم حساس هستند و همواره سعی می‌کنند در راستای فعالیت‌های بازرگانی پُرکار نشان دهند. از طرفی بازاریابی از آن دسته فعالیت‌ها است که به‌سختی می‌توان موفقیت واقعی آن را اندازه گرفت و تعیین میزان موفقیت آن می‌تواند به‌شدت با تعصب همراه باشد. به همین دلیل صاحبان شرکت‌ها همیشه دوست دارند فکر کنند که بازاریابی و تبلیغاتشان بسیار خوب است.دلیلی که همه صاحبان شرکت‌ها از فروش خود رضایت کافی ندارند این است که سعی می کنند خود را به‌طور مستقیم با امر فروش درگیر نکنند. همچنین آن‌ها معمولا در زمینه فروش نه تجربه کافی دارند و نه دوره آموزشی خاصی را گذرانده‌اند؛ در نتیجه به هیچ‌وجه از فرایندهای فروش سر در نمی‌آورند؛ بنابراین هرگز نمی‌توانند افراد خبره را در زمینه فروش استخدام کنند.ولی بدانید که همه شرکت‌هایی که به‌طور مداوم در حال پیشرفت هستند، تمام تمرکز، وقت و سرمایه خود را برای ایجاد، تداوم و افزایش ظرفیت فروش خود به‌کار می‌برند.برای پیشرفت در کسب‌وکار باید برای فروش و افزایش آن، یک روش تکرارپذیر و سودآور پیدا کنید. ممکن است برای محصول شما مشتری به اندازه کافی وجود نداشته باشد. شاید برای جذب مشتری بیشتر باید متحمل هزینه‌های زیادی شوید. شاید نتوانید فروشنده‌های خوب و باتجربه پیدا کنید. شاید فروش محصول شما نیاز به اطلاعات فنی داشته باشد. این‌ها همه مسائلی هستند که در صورت کم‌توجهی، روند فروش و در نتیجه روند پیشرفت شرکت را مختل می‌کنند.خلاصه اینکه باید بدانید داشتن یک محصول عالی و انجام تبلیغات مناسب نمی‌تواند ضامن موفقیت و پیشرفت کسب‌وکار شما شود. واقعیت این است که باید برای فروش محصول خود از یک روش کارآمد و تکرارپذیر استفاده کنید. هیچ‌گاه تصور نکنید که خوب بودن محصول شما فروش زیاد آن را تضمین می‌کند. امر فروش بسیار سخت است و نیاز به زمان، تلاش و هزینه دارد.و به یاد داشته باشید که هرگز قبل از اینکه برای محصول یا خدمات خود فرایندهای فروش مناسب، سودآور و توسعه‌پذیر پیدا نکردید محصول خود را وارد بازار نکنید. در رابطه با رشد کسب‌‌وکار می‌توانید مجموعه مقالات کسب‌وکار مدیرسبز را مطالعه کنید.</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Thu, 27 Feb 2020 09:17:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موفقیت در کسب‌و‌کار از نگاه ریچل هالیس</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%DB%8C%DA%86%D9%84-%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3-gm9vcfp8g4xn</link>
                <description>ریچل هالیس، استاد معروف سبک زندگی و سخنران انگیزشی برای آن متخصصانی که می‌خواهند بدون فرسوده کردن خودشان کارهای بزرگ انجام دهند، چند نصیحت دارد: رژیم غذایی سالمی داشته باشید، زیاد آب بنوشید و به اندازه کافی بخوابید. هیچ‌یک از این مطالب جدید نیست و همه از آن اطلاع دارند، اما وقتی سخت برای رسیدن به موفقیت تلاش می‌کنید، ممکن است به‌راحتی در دام عادت‌های بد بیفتید.او نویسنده کتاب‌های معروفی مثل «خودت باش دختر» و «صورتت را بشور دختر» است که به فارسی هم ترجمه شده است.بدون مراقبت جدی از خود نمی‌توانید به رویاهای بزرگتان برسیدهرچه به مراقبت از خودتان بیشتر توجه کنید، در کارتان موفق‌تر می‌شوید. ظاهرتان مهم نیست، احساسی که دارید مهم است. وقتی تلاش می‌کنید همزمان به مشکلات کاری، خانواده و شخصی رسیدگی کنید، توجه به سلامتی در اولویت آخر قرار می‌گیرد. در چنین حالتی وسوسه می‌شوید برای کنار آمدن با استرس، به رفتارهای گذشته ازجمله نوشیدن کافئین یا الکل روبیاورید؛ اما بدون مراقبت صحیح از خودتان، سقوط می‌کنید و خاکستر می‌شوید.برای انرژی داشتن باید انرژی را خلق کنیدرژیم و ورزش اثر فوق‌العاده‌ای بر سطح انرژی دارند. افرادی که عملکرد عالی دارند، حدقل 6 روز هفته ورزش می‌‌کنند. سعی کنید هر روز حداقل 30 دقیقه ورزش کنید. یادتان باشد که خودبه‌خود انرژی ندارید، بلکه باید انرژی را تولید ‌کنید. ورزش برای سلامت ذهنی‌ بسیار مفید است. فکر نکنید فقط در حالت ناامیدی و اضطراب باید ورزش کنید. برعکس، قبل از اینکه اضطراب بر وجودتان غلبه کند،‌ به مقابله با آن بروید و کمی خودتان را تکان دهید. ورزش کردن فقط برای بقیه نیست.واژه «رژیم» به‌‌معنی «رژیم گرفتن» نیست، بلکه چیزهایی که در روز می‌خورید مهم هستند. بهترین رژیم، رژیمی است که بتوانید همیشه رعایت کنید. کِلی لِوِسک، متخصص تغذیه پیشنهاد می‌کند که از قانون «چهارگانه جادویی» استفاده کنید؛ یعنی همه غذاهایتان باید سبزیجات، پروتئین، فیبر و چربی سالم داشته باشد. این رژیم غذایی شما را سیر و قند خونتان را ثابت نگه می‌دارد. انجام آن ساده است و همچنان می‌توانید از انواع غذاها لذت ببرید. به خودتان گرسنگی ندهید. اگر فقط تنقلات در دسترس باشد، ولع‌ شما برای خوردن آن‌ها بیشتر می‌شود. وقتی می‌خواهید غذایی بخورید، از خودتان بپرسید آیا برای بدنتان مفید است. با انتخاب‌های بدی که بعدا از انجامشان پشیمان می‌شوید، خودتان را نابود نکنید.نوشیدن آب کافی همه ناخالصی‌ها را از بدن‌ دفع می‌کند. افرادی که عملکرد عالی دارند، همیشه آب همراه خود دارند. حتی در اغلب مواقع، احساس گرسنگی ناشی از کم‌آبی بدن است. برای جبران یون‌های از دست‌رفته در فعالیت‌های سخت،‌ آب خوردنتان را به روش‌های مختلف یونیزه (قلیایی) کنید.توصیه‌های ریچل هالیس برای موفقیت در کسب‌وکار بدون به‌خطر انداختن سلامتیبدون مراقبت جدی از خود نمی‌توانید به رویاهای بزرگتان برسید.برای انرژی داشتن باید انرژی را خلق کنید.خواب بسیار مهم است. خواب باکیفیت‌تری داشته باشید.خواب بسیار مهم است. خواب باکیفیت‌تری داشته باشیدبدون خواب کافی به هیچ جا نمی‌رسید. در میانه روز چرتی بزنید و شب‌‌ها زود به بستر بروید. اگرچه این کار باحال و جالب نیست،‌ اما برای آن‌هایی که دنبال عملکرد عالی هستند، واقعا لازم است. باید کار سخت را با استراحت کافی به توازن برسانید. شب‌ها ورزش نکنید،‌ چون شما را سرزنده می‌کند و مانع استراحت آرامتان می‌شود. برای راحت‌تر خوابیدن می‌توانید از چای یا قرص بابونه استفاده کنید. باید حداقل دو ساعت قبل از خواب بدن را در حالت استراحت قرار دهید. دیگر به صفحه موبایل یا کامپیوتر نگاه نکنید،‌ به جای آن کتاب بخوانید. اگر می‌خواهید به رویاهای بزرگتان برسید، باید همه روزهای هفته متعهدانه از خود مراقبت کنید.</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Wed, 12 Feb 2020 13:44:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه نیازی به ساخت اپلیکیشن داریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%DA%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-plpzhi8097yk</link>
                <description>طراحی اپلیکیشنصدها دلیل برای نیازمندی همه فعالان کسب‌وکار ایران، به اپ وجود دارد؛ اما نه دلیل مهم برای حضور شما در جمع ده‌ها هزار اپ فعال و پرمخاطب ایرانی، کفایت می‌کند؛ شما می‌توانید بعد از طراحی و اجرای اپ، محصولات و خدمات خود را با هزینه کم به طیف گسترده‌ای از مخاطبان و مشتریان معرفی کنید. از فرصت اثربخش در بازار هدف با ابزار اپ، غافل نشوید.نه دلیل برای نیاز شما به اپ1. رقبا را جدی بگیرید!مهم نیست در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کنید؛ مشاور تحصیل در خارج از کشور هستید یا کارگزار بورس یا مشاور بازار سرمایه یا طلافروش و حتی طراح اکسسوری (لوازم جانبی) و مد بانوان و یا تولیدکننده محصولات خانگی! هر تجارتی که دارید، اپلیکیشن تلفن همراه شما را از رقبایتان جلو می‌اندازد. بسیاری از رقبای شما، از قدرت بی‌نظیر اپ در توسعه کسب‌وکار خود غافل هستند. چشم امید آن‌ها تنها به سایت و شبکه‌های اجتماعی است. این برگ برنده خوبی برای شما خواهد بود که از غفلت آن‌ها، به نفع خود استفاده کنید. گاهی رقبا تحلیل درستی از نیاز مصرف‌کننده و مخاطب ندارند. ابزارهای نوین را نمی‌شناسند و بر کارکرد آن‌ها مسلط نیستند. اپ، می‌تواند برگ برنده شما در پیدا کردن بازارهای جدید و ارتباط بهتر با مخاطبان هدف باشد.2. تحلیل رفتار مشتریکسب‌وکارهای سنتی عیب بزرگی داشتند. با هزینه و صرف وقت زیاد، رفتار خریدار و مشتریان بالقوه و بالفعل را بررسی و بر اساس آن، راهبرد هدفمند و موثری را طراحی می‌کردند؛ اما در کسب‌وکارهای اینترنتی، هزینه و وقت کمی برای تحلیل رفتار مصرف‌کننده و مشتریان، صرف می‌شود. آنالیز آسان رفتار مصرف‌کننده و مشتری و تحلیل موفقیت و ضعف رقبا ساده است.هم دارندگان اپ فروشگاهی و هم سایر صاحبان اپلیکیشن‌های تلفن همراه، می‌توانند با کمک فناوری به تحلیل رفتار مشتری بپردازند و انواع اطلاعات را استخراج کنند و از این داده‌ها برای تدوین راهبرد تهاجمی، تدوین مطالعات بازاریابی و کشف بازارهای جدید و نوظهور استفاده کنند. بقای شما، به مشتریان شما وابسته است. باید از آن‌ها یاد بگیرید و به آن‌ها یاد بدهید. اپ، این تعامل دوطرفه را تسهیل و تسریع می‌کند.3. کسب درآمد اینترنتیدرآمد بیشتر با اپ خوب امکان‌پذیر است. شما یک کتاب پزشکی یا هنری یا آموزشی را با رعایت کپی‌رایت، به صورت اپ با امکانات جستجوی اطلاعات و انواع فیلتر و دسته‌بندی و اطلاعات تکمیلی و لغت‌نامه عمومی و تخصصی ارائه می‌کنید و به ازای هر دانلود با n تعداد مشاوره رایگان، x ریال در نظر می‌گیرید. هر چقدر خدمات شما بهتر و به نسبت رقبا، جذاب‌تر باشد، مخاطب بیشتری به سمت شما آمده و شما با تنوع محصولات و خدمات، کاربر بیشتر و درامد بهتری کسب می‌کنید.4. ارتباط مستمر با مشتریمشتری می‌خواهد با تولیدکنندگان کالا و خدمات، در ارتباط مستمر باشد و هر وقت با سوالی روبه‌رو شد، سریع از فروشنده بپرسد و جواب بگیرد. ارتباط مداوم با مشتری، یک نیاز دوطرفه است. هم برای شما که فروشنده کالا و خدمات هستید و هم برای خریدار کالا و خدمات سود دارد. شما به‌عنوان فروشنده با ارتباط بیشتر، خدمات بهتری ارائه می‌دهید و با بررسی رفتار مصرف‌کننده برای راهبردهای بعدی، خود را آماده می‌کنید. خریدار کالا و خدمات با شما در بستر اپ، ارتباط آسان و سریعی دارد و با دریافت پاسخ سوالات، نیازهای اطلاعاتی‌اش را برطرف می‌کند.ارتباط مستمر با مشتری با ارسال اطلاعیه‌ها (نوتیفیکیشن) و انواع پیام و مشاوره آنلاین و… در بستر اپ، فرصت‌آفرین است؛ یعنی پول‌ساز است؛ یعنی تولید ارزش‌افزوده و درآمد برای شما دارد. ارزش این فرصت را بدانید و برای خلق این فرصت‌های طلایی، تلاش کنید.5. با هزینه کمتر، تبلیغات بهتری انجام دهیدداشتن اپ، هزینه تبلیغات کالا و خدمات شما را کاهش می‌دهد. سبب می‌شود تا به‌جای تبلیغات سنتی برای مخاطب مجهول و مشتری ناشناس، برای طیف خاصی از مشتریان در مکان‌ها (فروشگاه‌های اپ) و دسته‌بندی‌های مشخص، محصولات و خدمات خود را در قالب بسته‌ای به نام اپ، ارائه کرده و آن‌ها را در آشنایی با خدمات خود، یاری کنید. شاید هزینه ساخت اپلیکیشن در ابتدا برای شما توجیهی نداشته باشد اما اگر شما N تعداد کالا و خدمات قابل ارائه داشته باشید، می‌توانید همه این‌ها در قالب یک اپ چند مگابایتی با امکان جستجو و دسته‌بندی و… در اختیار کاربران قرار دهید.اگر قصد تبلیغ محصولات و خدمات خود را دارید، لینک دانلود اپ و هشتک کسب‌و‌کار خود را تبلیغ کنید و از میلیون‌ها کاربر اینترنت در ایران و چند میلیارد کاربر اینترنت در ۲۲۰ کشور دنیا غافل نشوید. بازدهی آگهی اینترنتی و اپ، N برابر تبلیغات سنتی است. این هشداری جدی برای کسب‌و‌کارهای سنتی است.6. داشتن اپ اعتبار شما را افزایش می‌دهد!داشتن اپ، فقط ابزاری برای بازاریابی، درآمدزایی، معرفی محصولات و خدمات به طیف گسترده‌تر از مخاطبان بالقوه و بالفعل نیست. مسئله توسعه محصول یا برندینگ، به اعتبار موسسه یا شرکت شما مرتبط است که با اپ، این ظرفیت، گسترش می‌یابد.با داشتن اپ تلفن همراه، اعتبار و تصویر برند شما نزد مشتریان و رقبا، ارتقا می‌یابد و با افزایش قدرت چانه‌زنی شما در فروش محصولات و خدمات، هزینه معرفی محصولات و خدمات، در بلندمدت، کاهش می‌یابد. اپ شرکتی که n بار دانلود و نصب فعال دارد، دید بهتری برای مصرف‌کننده دارد تا اپ شرکتی که زیر هزار نصب فعال دارد. این تفاوت جایگاه‌ها و رتبه‌ها در فضای مجازی، میلیون‌ها تومان ارزش بازاری دارد که باید در عصر دیجیتال، جدی گرفته شود. همچنین باید طراحی اپلیکیشن اندروید و ios را برای کسب‌وکار خود در نظر بگیرید چرا که داشتن دو نسخه باعث بیشتر شدن اعتبار کسب‌وکار شما خواهد شد.7. به‌روزرسانی!چه دارای سایت خبری باشید، چه مشاور آنلاین، چه کارگزار بورس، چه طراح محصولات پزشکی و نیروگاهی و حتی طراح مد و لباس سلبریتی‌ها، برای اعلام هر تغییر در قیمت، جنس، محصول و سرویس خود، نیاز به یک بستر داینامیک دارید تا بتوانید سریع با مشتری و مخاطب خود در تعامل باشید. این بستر، اپ تلفن همراه است که می‌توان با هر به‌روزرسانی در محصولات و خدمات، آن‌ها را در اسرع وقت به اطلاع مخاطبان رساند.مشتریان شما، هر لحظه فهرستی از محصولات و خدمات شما را مشاهده می‌کنند و شما می‌توانید آن‌ها را در بستر اپ، منتظر یک خبر خوش و سورپرایزی باورنکردنی در زمانی مشخص یا نامشخص قرار دهید. آگاهی از جدیدترین اخبار و اطلاعیه‌های کسب‌وکار شما، ظرفیتی است که اپ تلفن همراه با به‌روزرسانی اطلاعات، در اختیار مشتری قرار می‌دهد.8. افزایش فروشبا ساخت اپلیکیشن، تضمینی برای افزایش فروش محصولات و خدمات شما در کوتاه‌مدت و بلندمدت نیست؛ زیرا طراحی اپ، شرط لازم برای فروش محصولات و خدمات است اما شرط کافی نیست. خیلی‌ها اپ خوبی دارند، اما فروش قابل‌توجهی در محصولات و خدمات آن‌ها دیده نمی‌شود. علت چیست؟علت‌های متعددی برای ضعف فروش می‌توان ارائه کرد که در این بحث نمی‌گنجد؛ اما راهبردهای خلاقانه در طراحی محصولات و خدمات نوآورانه، می‌تواند شما را در بازاریابی اپلیکیشن و تبلیغ محصولات و خدمات خود یاری دهد و همه این‌ها، در بستر اپ، مشتریان را به سمت شما سوق خواهد داد؛ چراکه مشتری، قادر به مشاهده اطلاعات گسترده محصولات و خدمات با داده‌های متنوع و بررسی نظر مشتریان قبلی (REVIEW) است.پس با داشتن اپ و نصب‌های فعال زیاد و به‌روزرسانی متعدد، فروش محصولات و خدمات را می‌توان افزایش داد. اپ کاربردی و مفید، تبلیغ‌گر خودش است.9. تماس با شماهمان‌طور که گفتیم، یکی از مزیت‌های اپ این است که کاربر، در گوشی تلفن همراه هوشمند خود روی لوگوی اپ شما کلیک می‌کند و وارد بخش ارتباط با ما می‌شود و پیام خود را ارسال می‌کند و در بازه زمانی مشخصی، پاسخش را دریافت می‌کند. همه این کارها در سایت هم قابل انجام است؛ اما زمان‌بر است. یکی از مزایای مهم طراحی اپلیکیشن برای فعالان کسب‌وکار اینترنتی همین قابلیت ارتباطی سریع خریدار با فروشنده است.این 9 ویژگی، شماری از صدها ویژگی اپ تلفن همراه خوب برای اصناف و فعالان کسب‌وکار در ایران است.</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2020 14:14:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفت نکته برای ساخت پاورپوینت سخنرانی‌</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%D9%87%D9%81%D8%AA-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%BE%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AA-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-o7nvif0w39ot</link>
                <description>من و شما خوب می‌دانیم که پاورپوینت خسته‌کننده است. چرا؟ زیرا وقتی می‌خواهیم ارائه‌ای با پاورپوینت بسازیم، همه چیز درباره درگیر کردن افراد و اقناع آن‌ها را فراموش می‌کنیم.چطور ارائه با پاورپوینت را جذاب می‌کنید؟در آغاز باید بدانید که فقط جلب توجه افراد اهمیت دارد. باید از لحظه شروع، توجه مخاطبان را به خود جلب کنید و حتی یک ثانیه را هم از دست ندهید.خوشبختانه، به آن سختی که فکر می‌کنید نیست و من در این مقاله هفت نکته تهیه پاورپوینت را توضیح می‌دهیم تا ارائه‌های موثرتری داشته باشید و برای همیشه با سخنرانی‌های خسته‌کننده خداحافظی کنید.1. تصویری فکر کنیداولین اشتباه رایج در تهیه پاورپوینت و دلیل خسته‌کننده بودنش این است که بیشتر آن را برای خودمان می‌سازیم تا برای مخاطب.بعضی‌ها عادت دارند هر کلمه‌ای که می‌خواهند به زبان بیاورند را در اسلایدهای پاورپوینت بنویسند تا نیازی به حفظ کردن مطالب نداشته باشند. اگرچه این روش خوبی برای به‌خاطر سپردن نکته‌ها است، اما منجر به اسلایدهای شلوغی می‌شود که مخاطب را آنقدر خسته می‌کند که دیگر به شما گوش نمی‌دهد.آن‌ها زودتر مطالب اسلاید را می‌خوانند و منتظر می‌شوند شما هم متن را تندتر بخوانید تا از شر جلسه خلاص شوند و دنبال زندگی خود بروند که سخنرانی و ارائه شما هیچ جایگاهی در آن ندارد.اما همیشه وسوسه می‌شوید این کار را انجام دهید. از آنجا که می‌ترسید نکته مهمی را فراموش کنید، دوست دارید همه مطالب را در اسلاید بنویسید.اما اسلایدهای پاورپوینت کاغذ یادداشت‌هایی نیستند که ارائه شما را در مسیر صحیح نگه دارند. آن‌ها اصلا برای شما نیستند؛ بلکه برای مخاطبان هستند.این اسلایدها متن سخنرانی نیستند، بلکه سخنرانی‌تان را تکمیل می‌کنند. وظیفه‌شان این است که توجه حضار را جلب کرده و نکات موردنظر شما را برجسته کنند. برای رسیدن به این هدف باید اسلایدهای تصویری درست کنید نه متنی.روش‌هایی برای تصویری کردن بیشتر پاورپوینتبه ندرت از متن استفاده کنید. شاید فقط یک کلمه در اسلاید شما باشد یا اصلا متن نداشته باشد. در کل، هرچه متن پاورپوینت‌ کمتر باشد، بهتر است.از تصاویر و نمودارها استفاده کنید. نکات مهم سخنرانی را با تصویر نشان دهید تا پیام‌تان معنی بیشتری پیدا کند و از اینکه متنی ندارید و عکس همه اسلاید را پر می‌کند، نترسید.برای همراهی و مشارکت بیشترِ مخاطب از ویدیو استفاده کنید. ویدیوها خیلی مخاطب را درگیر می‌کنند. ویدیو می‌تواند در ابتدای سخنرانی توجه افراد را به خود جلب کرده یا بعد از یک قسمت آرام و خسته‌کننده، آن‌ها را دوباره درگیر کنند. همچنین می‌تواند حد فاصل بخشی از سخنرانی با بخشی کاملا متفاوت باشد و فاصله‌ای طبیعی ایجاد کند.سعی نکنید بامزه باشید. تصاویر باید پشتیبان سخنرانی شما باشند. باید سرگرم‌کننده باشند، اما هرگز نباید مانع خوانایی اسلاید شوند یا حواس مخاطب را پرت کنند. به هیچ قیمتی اسلایدهایی مانند نمونه زیر درست نکنید:البته، شاید گاهی تصاویر بی‌اثر باشند که اشکالی ندارد؛ مثلا در بعضی تبلیغات ویدیویی، کلمات نقش تصویر را ایفا می‌کنند.اما باید به ظاهر یک پاورپوینت کاملا متن‌محور هم فکر کنید. کلمات زیاد را در یک اسلاید نگنجانید. مقدار زیادی فضای سفید در اسلاید بگذارید. هربار یک موضوع برای فکر کردن به مخاطب بدهید تا درگیر بمانند.2. به برندتان فکر کنیدچه این برند، برند شرکت‌‌تان باشد یا برند شخصی‌تان، باید سبکی برجسته داشته باشید.وقتی مردم ارائه‌تان را می‌بینند، باید بفهمند متعلق به شما است، زیرا رنگ و سبک طراحی اسلایدها نام‌تان را فریاد می‌زند.اپل مثال خوبی از این ماجرا است. آن‌‌ها استاد «سادگی متمایز» هستند و همه کارهایشان بازتابی از این تفکر است.می‌توانید دو اسلاید از دو ارائه مختلف آن‌ها با فاصله زمانی چند سال را با هم مقایسه کنید، اما همچنان طوری به نظر می‌آیند انگار هر دو متعلق به یک سخنرانی هستند.به سادگی منحصربه‌فرد این اسلاید از یک سخنرانی استیو جابز توجه کنید.و حالا به سخنرانی تیم کوک چند سال بعد از آن نگاه کنید. اسلایدها تقریبا عین هم هستند.اما از کجا مطمئن شوید ارائه‌ای تهیه کرده‌اید که نماد برندتان است؟طرح‌های برندهای دیگر را کپی نکنید. برندتان باید متمایز باشد. همچنین ارائه‌‌تان. به فونت‌ها، رنگ‌ها و سبک منحصربه‌فرد برند خود پایبند باشید.اسلایدها را طوری طراحی کنید تا بازتابی از شخصیت برندتان باشند. اگر برندی برجسته دارید، طراحی‌تان هم باید برجسته باشد. اگر برندتان خیلی معروف نیست، از طرح‌های ساده استفاده کنید. مهم این است که به ظاهر و احساسی که مردم از برندتان می‌گیرند، وفادار بمانید.3. چیدمانی باکیفیت خلق کنیدبرای طراحی یک ارائه برجسته، باید چیدمانی باکیفیت داشته باشید که به امضای شما تبدیل شود.یک چیدمان خوب همه چیزهایی که تاکنون درباره آن‌‌ها صحبت کرده‌ایم را در بر می‌گیرد. این چیدمان، ظاهر، فونت‌ها، رنگ‌ها و شخصیت برندتان را در بر می‌گیرد، اما در عین حال خیلی هم استراتژیک است؛ زیرا سعی می‌کنید چیدمان هر اسلاید را شبیه خودتان کنید.به این منظور، باید از قبل درباره عناصر مختلف طراحی تصمیم بگیرید و همان روند را ادامه دهید.در حقیقت، انتخاب درست انتخاب طرحی است که بیشتر با برندتان و اطلاعاتی که در پاورپوینت می‌آورید، سازگار باشد. در این اسلاید، عکس در پس‌زمینه آمده و متن به حداقل رسیده است. اسلایدها با این چیدمان جذاب‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر می‌شوند.نکته مهم‌تر، طراحی چیدمانی در پاورپوینت است که برای مخاطب جذاب باشد. به آن وفادار بمانید. از سبکی به سبک دیگر نپرید.روش‌هایی برای ساخت چیدمان باکیفیتاستفاده از فضای سفید به نفع‌تان است. فضای سفید، فضایی خالی بین عناصر صفحه (یا اسلاید) است. باعث می‌شود مطالب شلوغ به نظر نرسند و خواننده بر موارد مهم تمرکز کند. فضای سفید دوست شما است. بغلش کنید.به ندرت از انیمیشن‌های ورق زدن اسلاید و مطالب چند‌رسانه‌ای استفاده کنید. انیمیشن‌‌ها می‌توانند باکلاس یا بی‌کلاس باشند و اگر بیش از اندازه استفاده کنید، منزجرکننده می‌شوند. یک استفاده موثر از انیمیشن، نشان دادن یک جمله یا یک مورد در هر بار کلیک است. از انیمیشن‌های پرزرق‌وبرق اجتناب کنید؛ زیرا حواس مخاطب را پرت می‌کند.استفاده از کلیپ در اسلاید هرگز توصیه نمی‌شود. لطفا هرگز از آن استفاده نکنید.چیدمان را ساده نگه دارید. هر اسلاید فقط باید یک نقطه تمرکز اصلی داشته باشد.از گیف‌ها (شکل‌های متحرک گرافیکی) کمتر استفاده کنید. حرکت توجه را به خود جلب می‌کند و گیف‌ها بی‌وقفه حرکت می‌کنند. مشکل این است که می‌توانند حواس خواننده را از پیام اصلی پرت کنند. پس اگر از گیف‌ها استفاده می‌کنید، آن‌ها را کنار اطلاعات مهم نیاورید. اول گیف را نمایش دهید، سپس به اسلاید بعد بروید و درباره موضوع آن حرف بزنید.4. از یک قالب مشخص استفاده کنیدوقتی به طرحی خوب برای ارائه‌تان رسیدید، آن را به یک قالب کلی تبدیل کنید. سپس نسخه‌های مختلفی از همان قالب را برای ارائه اطلاعات مختلف طراحی کنید؛ مثلا چیدمانی برای فهرست‌ها، چیدمانی برای متن عکس‌دار و چیدمانی برای جدول‌ها طراحی کنید.قالب‌ها زندگی‌ را راحت‌تر می‌کنند. به جای اینکه برای هربار ارائه، قالب جدید طراحی کنید، می‌توانید به‌راحتی از قالب از پیش تعیین‌شده استفاده کنید. اگر کار طراحی را از قبل انجام داده باشید، می‌توانید فقط بر محتوا تمرکز کنید و مطمئن باشید که ارائه جذابی خواهید داشت.5. ایجاد جریاندر یک ارائه قوی، هر ایده‌ای به ایده دیگر منجر می‌شود. نباید هیچ توقف یا تغییر و پرش نامناسبی وجود داشته باشد. این اصل در سخنرانی و اسلایدهای پاورپوینت هم مصداق دارد.هر اسلاید باید مخاطب را یک قدم به موضوع اسلاید نهایی نزدیک کرده یا تشویق به اقدام کند.البته این جریان مخفی است و خلق آن سخت است. از آنجا که قوانین دقیق و سریعی برای ایجاد جریان وجود ندارد، می‌توانید با استفاده از چند مورد آن را راحت‌تر ایجاد کنید.هدفتان را بشناسید. هدایت افراد به یک مکان زمانی آسان‌تر می‌شود که آن مکان را از قبل بشناسید. هر اسلاید باید مخاطب را یک قدم به موضوع اسلاید نهایی نزدیک کرده یا تشویق به اقدام کند.محتوا را طوری تصحیح کنید که با قالب هماهنگ شود. از قالب اصلی منحرف نشوید. اگر عکسی با آن قالب متناسب نیست، عکس را تصحیح کنید. اگر متن با اندازه اسلاید جور در نمی‌آید، آن را به چند قسمت تقسیم کرده و در اسلایدهای دیگر بگنجانید. برای تهیه یک پاورپوینت جذاب باید به مرزهای قالب اصلی پایبند بمانید.اسلایدها را خیلی آرام ورق بزنید. اگر می‌خواهید به آرامی از یک موضوع به موضوع دیگر بروید، اسلایدهایی با تورق آرام درست کنید تا این فاصله را پر کنند.6. سخت‌افزارتان را آزمایش کنیداگر سخنرانیِ زنده، چه به صورت وبینار یا حضوری دارید، مطمئن شوید که دستگاه‌ها و تکنولوژی‌تان درست کار می‌کند.هیچ‌چیز بدتر از این نیست که از مخاطب عذرخواهی کنید و فقط به این دلیل که اسلایدها بالا نمی‌آید و آماده نیست 15 دقیقه تاخیر داشته باشید. همیشه یک برنامه پشتیبان داشته باشید.لپ‌تاپ یا تبلت خود را برای ارائه‌‌ها آماده کنید. مطمئن شوید که پاورپوینت باز می‌‌شود.قبل از وبینارها، یک بار آن‌ها را آزمایشی برگزار کنید. تا مطمئن شوید اینترنت، سخت‌افزار و نرم‌افزارتان درست کار می‌کند.7. از قابلیت پرزنتر ویو استفاده کنیدهنگام سخنرانی از قابلیت پرزنتر ویو در پاورپوینت استفاده کنید. برای رفتن به این حالت کافی است از دکمه‌های Alt + F5 استفاده کنید.پرزنتر ویو (Presenter view) به شما امکان می‌دهد که همه ارائه خود همراه با یادداشت‌هایی که برای خودتان نوشته‌اید را یکجا ببینید، در‌حالی‌که مخاطبان فقط شکل نهایی اسلایدها را می‌بینند.این قابلیت به شما امکان می‌دهد اسلایدهای‌ نهایی را به اضافه یادداشت‌های خودتان ببینید.اگر هنگام شروع نمایش اسلایدها، پاورپوینت پیشنهاد استفاده از این قابلیت را نداد، می‌توانید این گزینه را در قسمت «slideshow» پیدا کنید. اگر پس از شروع ارائه می‌خواهید این گزینه را پیدا کنید، به سه نقطه پائین قسمت چپ که همه اسلایدها را پشت سر هم نمایش می‌دهد بروید و رویش کلیک کنید تا این گزینه بالا بیاید.از این قابلیت برای نوشتن یادداشت‌هایی برای خود استفاده کنید. به این ترتیب لازم نیست اسلایدها را به کارت‌های شلوغ تبدیل کنید. مطالب، نکته‌ها یا آمار و ارقام خاصی که نمی‌خواهید در اسلاید اصلی پیدا باشد را با استفاده از این قابلیت برای خود بنویسید.در عین حال،‌ مخاطب فقط اسلایدهایی را می‌بینید که به آرامی ورق می‌خورند و شما مانند نابغه‌ای به نظر می‌آیید که به‌راحتی آمار و ارقام را از حفظ می‌گوید.اگر کسی سوالی پرسید، به اسلاید موردنظر برگردید و پاسخش را بدهید. در بسیاری موارد، سوال‌ها مربوط به یکی از اسلایدهای ارائه است. اگر کسی چنین سوالی پرسید، قبل از نمایش آن اسلاید بر پرده، آن را در پرزنتر ویو پیدا کنید، نه اینکه مخاطب را مجبور کنید بالا و پائین کردن اسلایدها توسط شما را تماشا کند.سخن نهاییپاورپونیت می‌تواند بهترین دوست یا بدترین دشمن شما باشد. بعضی‌ها آنقدر بد از آن استفاده می‌کنند که واقعا خسته‌کننده می‌شود؛ اما نباید این‌طور باشد. اگر کمی وقت بگذارید و فکر کنید، می‌توانید پاورپوینت‌های موثری بسازید که توجه مخاطب را جلب کند.پاورپوینت را به دوست خود تبدیل کنید: پاورپوینت باید ساده، متمرکز و تصویری باشد. آن‌وقت افراد هیجان دارند که ارائه بعدی هم توسط شما انجام ‌شود.</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2020 16:26:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هشت نکته مهم درباره بازاریابی محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-tfzgxddztdzl</link>
                <description>با گران‌تر شدن تبلیغات و همچنین کمتر شدن توجه افراد به تبلیغات رایج، روز به روز کسب‌و‌کارهای بیشتری به سمت بازاریابی محتوا می‌روند. در بازاریابی محتوا به جای تبلیغات مستقیم محصولات، سعی می‌کنیم با آموزش و کمک به خریداران احتمالی، آن‌ها را به سمت کسب‌و‌کار خود هدایت کنیم.مطالب این مقاله از کتاب معروف «حماسه بازاریابی محتوا» نوشته جو پولیتزی گرفته شده است. پولیتزی می‌گوید اولین بار در سال 2001 از عبارت «بازاریابی محتوا» استفاده کرد و در آن زمان برای یک ناشر محتوای تخصصی کار می‌کرد. مدیران بازاریابی کمی به انتشار محتوای تخصصی علاقه نشان می‌دادند، اما واژه بازاریابی محتوا نظرشان را تغییر داد.1. به‌جای تمرکز بر محصولات بر مشتریان تمرکز کنیدبزرگ‌ترین تفاوت بازاریابی محتوا با سایر بازاریابی‌ها در فلسفه آن است؛ زیرا به‌جای اینکه محتوای تولیدشده بر محصولات تمرکز داشته باشد، بر مشتریان متمرکز است. مشتریان فقط به خودشان اهمیت می‌دهند؛ پس برای فروش بیشتر باید کمتر تبلیغ کنیم.2. بازاریابی خوب مثل نشر استبازاریابی محتوا باعث می‌شود که به‌جای تبلیغ محتوای دیگران، خودتان ناشر باشید و محتوای مخصوص خودتان را تولید کنید. به همین دلیل اعتقاد دارم که روابط عمومی همان بازاریابی محتوا است. همیشه کار دشوار انتشار مطالب روی سایت‌های دیگر به عهده روابط عمومی بوده است، اما انتشار محتوا روی سایت خودتان خیلی راحت‌تر است. پس بازاریابی محتوا همان روابط عمومی است که بیشتر در رسانه‌های خودتان منتشر می‌شود.3. در تولید محتوا با ناشران سنتی رقابت کنیدبرندها به این نتیجه رسیده‌اند که می‌توانند محتوایی مساوی یا بهتر از ناشران سنتی خلق کنند. مثلا چه کسی حاضر است مقاله‌ای جامع درباره کفش‌های دومیدانی بنویسد: روزنامه‌نگاری که هرگز در مسابقه دومیدانی شرکت نکرده و داستان را از جایی شنیده است یا دونده مسابقات جهانی که استعداد نویسندگی هم دارد؟ شما می‌توانید بهترین مقالات و مطالب تخصصی حوزه فعالیت‌تان را تولید کنید.افراد پیش از اتخاذ تصمیم خرید، معمولا حداقل 10 محتوا درباره آن موضوع می‌بینند و می‌خوانند!4. مشتریان قبل از خرید به 10 محتوا برخورد می‌کنندپولیتزی با اشاره به «اولین لحظه تماس» هنگام جستجو در گوگل می‌گوید افراد پیش از اتخاذ تصمیم خرید در معرض 10 مورد محتوا قرار می‌گیرند. تحقیقات جدید این تعداد را 12 مورد عنوان کرده‌اند. به این ترتیب، رقابت سخت «طوفان تولید محتوا» تشدید شده است. یانکلوویچ در تحقیق اواخر دهه 1970 گفت که مصرف‌کنندگان روزانه در معرض 500 پیام قرار می‌گیرند. امروزه این عدد به 5 هزار پیام رسیده است.5. بازاریابی محتوا یک فرایند استبازاریابی محتوا یک رویداد کوتاه نیست، ‌بلکه فرایندی مداوم برای جذب و حفظ مخاطبان و تبدیل علاقه‌مندان به مشتری است. پولیتزی می‌گوید مراقب آن دسته از آژانس‌های بازاریابی و روابط عمومی باشید که بازاریابی محتوا را در حد یک کمپین کوتاه می‌دانند، نه رویکردی همیشگی. بازاریابی محتوا یک فلسفه و استراتژی کسب‌وکار است و تاریخ اتمام و انقضا ندارد. تولید محتوا در کوتاه‌مدت کسب‌و‌کارتان را متحول نخواهد کرد.بازاریابی محتوا یک رویکرد، فلسفه و استراتژی کسب‌وکار است. رویداد کوتاه‌مدت نیست و تاریخ اتمام ندارد.6. تعهد به کار مهم استپولیتزی با استناد به تحقیق شرکت آی.بی.ام. می‌گوید که 85 درصد وبلاگ‌های شرکت‌ها 5 پست یا کمتر دارد. همین موضوع نشان می‌دهد که برندها در شروع تعامل و گفتگو یا شروع پروژه بازاریابی محتوا عالی عمل می‌کنند، اما در ادامه کار تنبل هستند. پس تعهد و ثبات ویژگی‌های ارزشمندی هستند.7. محتوای محافظت‌شده ویروسی و فراگیر نمی‌شوداکثر برندها می‌خواهند محتوا و ایده‌ها‌یشان به سرعت گسترش یابد و فراگیر شود. بلاگرها و اینفلوئنسرها نقش مهمی در گسترش محتوا دارند. فکر می‌کنید چه گروه‌هایی محتواهای محافظت‌شده که دانلود آن‌ها نیاز به وارد کردن ایمیل و اسم و غیره دارد را دانلود نمی‌کنند؟ همان بلاگرها و اینفلوئنسرها. پولیتزی کاملا با ایده محافظت محتوا پشت رمز و اطلاعات تماس، مخالف نیست و معتقد است استفاده ازاین نوع محتوا به اهداف کسب‌وکار بستگی دارد و اینکه محتوای محافظت‌شده باعث تعامل آگاهانه و شفاف ‌می‌شود؛ ولی او هرگز ندیده که محتوای محافظت‌شده ویروسی و فراگیر شود، مگر اینکه از ترفندهای خاص استفاده کنید.8. ارزیابی بازاریابی محتواپولیتزی چارچوبی ساده، مستقیم و عملی برای ارزیابی اثربخشی بازاریابی محتوا دارد. او پیشنهاد می‌کند که بر چهار حوزه کلیدی مصرف محتوا، به‌ اشتراک‌گذاری آن، تولید علاقه‌مند به خرید و میزان فروش تمرکز کنید.منتظر کمال نمانید. اصلا مهم نیست محتوا کامل و بی‌نقص باشد و مهم هم نخواهد بود!</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jan 2020 10:40:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>6 معیار کلیدی برای بررسی در گوگل آنالیتیکس</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/6-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D8%B3-lr1enwzth87z</link>
                <description>تمام وب‌سایت‌ها، اساسا به صورتی طراحی می‌شوند که مخاطب را به خود جذب کنند؛ ولی جذب مخاطب به‌تنهایی هیچ درآمدی برایتان ایجاد نمی‌کند. باید کاری کنید تا این خریداران بالقوه، بابت محصول یا خدماتی که دریافت یا دانلود می‌کنند پول بپردازند.گوگل آنالیتیکسیکی از رایج‌ترین ابزارهای تحلیل سایت، گوگل آنالیتیکس یا گوگل آنالیتیکز است. این ابزار که البته از طرف شرکت گوگل برای ایرانیان تحریم شده است به شما کمک می‌کند به‌صورت کاملا رایگان اطلاعات بسیار دقیقی از اتفاقات سایت خود داشته باشید. البته به‌کمک وی‌پی‌ان می‌توانید از خدمات گوگل آنالیتیکس به‌صورت کاملا رایگان استفاده کنید. کافی است به صفحه google.com/analytics مراجعه کنید. البته ابزارهای دیگری هم برای بررسی رفتار بازدیدکنندگان سایت وجود دارد.بسیاری از صاحبان سایت اکانت گوگل آنالیتیکس را ساخته‌اند، ولی دقیقا نمی‌دانند چه معیارهایی را در آن بررسی کنند تا باعث افزایش فروش و بهبود سایت شود.روش‌های بسیاری برای بالا بردن فروش محصول وجود دارد؛ ولی پیش از آن، بهتر است روی انتخاب معیارهایی تمرکز کنیم، که قصد داریم آن‌ها را بهبود ببخشیم. برای سنجش وضعیت وب‌سایت، بهتر است معیارهای خاصی را مد نظر داشته باشیم. معیارهایی که با برند، کسب‌و‌کار و در کل، وب‌سایت ما همخوانی داشته باشند.این مقاله به شما کمک می‌کند، مهم ترین مقیاس‌ها را انتخاب کنید. تمام این معیارها از طریق گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) به‌صورت رایگان قابل سنجش هستند. وقتی چنین اطلاعات کاملی در اختیار شما باشند، هیچ عاملی نمی‌تواند جلوی رشد وب‌سایت‌تان را بگیرد. پس بپردازیم به 6 معیار کلیدی برای رشد سایت که توسط گوگل آنالیتیکس قابل بررسی هستند.1. بازدیدکننده‌های تازه‌واردبهتر است عملکرد بازدیدکننده‌های وفادار قدیمی را با بازدیدکننده‌هایی که برای اولین بار به سایت شما وارد می‌شوند، مقایسه کنید. اگر بازدید‌کننده‌های تازه‌وارد یا New Visitor زیادی دارید، امکانات وب‌سایت را از دید خریداران جدید نگاه کنید؛ افرادی که با سایت شما خیلی آشنا نیستند و شاید خرید از سایت شما برایشان سخت باشد. کم‌و‌کاستی‌ها را برطرف کنید تا روند خرید و دریافت محصول یا خدمات به ساده‌ترین و سریع‌ترین حالت ممکن انجام شود.2. منابع ترافیک ورودی وب‌سایتدر حالت ایده‌آل کاربران از چند منبع مختلف به وب‌سایت شما وارد می شوند که توسط گوگل آنالیتیکس قابل بررسی هستند. این منابع به سه دسته تقسیم می‌شوند: بازدیدکننده‌هایی که مستقیما آدرس URL را تایپ می‌کنند و وارد وب‌سایت می‌شوند، بازدیدکننده‌هایی که از موتورهای جستجو، وب‌سایت شما را انتخاب می‌کنند و بازدیدکننده‌هایی که از صفحات دیگر وب ارجاع داده می‌شوند. هر سه دسته مهم هستند؛ ولی واقعیت این است که تعداد آن‌ها با هم برابر نیست و باید روی این تفاوت‌ها تمرکز کنید.مثلا اگر تعداد بازدیدکننده‌های مستقیم وب‌سایت پایین است، شاید آدرسی را انتخاب کرده‌اید که به خاطر سپردن آن برای کاربران مشکل است.3. عملکرد بازدیدکننده‌هایی که فعلا قصد خرید ندارندتمام بازدیدکننده‌ها، تعدادی از صفحات وب‌سایت را مشاهده می‌کنند؛ حتی آن دسته از کاربرانی که فعلا  قصد خرید ندارند. با این حال بررسی رفتار آن‌ها در وب‌سایت به اندازه‌ سایر مشتریان اهمیت دارد. دفعات بازدید از صفحات، مدت زمانی که روی هر صفحه صرف می‌شود و تعداد نظرات و لایک‌های مخاطب را بررسی کنید. هدف اصلی ما، بالا بردن این آمار و ارقام است.4. بازدیدکنندگان غیرجدیدوقتی یکی از بازدیدکننده‌ها برای بار دوم به وب‌سایت شما وارد می‌شود، سوالاتی به ذهن خطور می‌کند: دلیل بازگشت چه بوده است؟ آیا در بازدید اول خرید صورت گرفته؟ در غیر این‌صورت، برای ترغیب او به خرید در بازدید دوم، چه کاری می‌توانیم انجام بدهیم؟اگر بازدیدکننده‌های شما برای بار دوم یا چندم به وب‌سایت مراجعه می‌کنند، به شما تبریک می‌گوییم. محتوای تولیدی وب‌سایت توانسته آن‌ها را جذب کند. حالا زمان آن رسیده که مشتری را به خرید ترغیب کنیم. برخی از وب‌سایت‌ها این کار را با ارائه کد تخفیف، پرسشنامه جهت دریافت آدرس ایمیل کاربر یا در اختیار گذاشتن خدمات رایگان انجام می‌دهند.5. ارزش هر بازدیدارزش مادی هر بازدید به محصولی که در نهایت خریداری می‌شود، بستگی دارد. ارزش هر بازدید را می‌توانیم به سادگی، با تقسیم کردن کل درآمد بر تعداد بازدیدها به دست آوریم. البته این عدد به‌صورت مستقیم توسط گوگل آنالیتیکس ارائه نمی‌شود؛ ولی خودتان به‌راحتی می‌توانید این عدد را محاسبه کنید.اندازه‌گیری دقیق ارزش هر بازدید گاهی مشکل یا حتی غیرممکن به‌نظر می‌رسد. به‌عنوان مثال خواننده‌های وبلاگ با هر بار کلیک بر صفحات، بازدید آن را بالا می‌برند، مطلبی را لایک می‌کنند یا نظر می‌نویسند و اندازه‌گیری دقیق ارزش آن امکان‌پذیر نیست.اگر وب‌سایت شما به فروش محصول اختصاص پیدا کرده، می‌توانید ارزش هر بازدید را به درآمد وب‌سایت ارتباط بدهید.6. نرخ خروج بازدیدکنندگانهدف ما از اندازه‌گیری ارزش بازدید، درآمد وب‌سایت، تعداد بازدیدکننده‌های جدید و تعداد کاربرانی که دوباره رجوع می‌کنند، این است که نرخ ریزش کاربران را به حداقل برسانیم؛ ولی نرخ ریزش چیست؟نرخ خروج یا ریزش، درصد کاربرانی هستند که وارد وب‌سایت می‌شوند و بدون اینکه هیچ تاثیری روی وب‌سایت داشته باشند، بلافاصله صفحه را ترک می‌کنند؛ یعنی مدت‌زمان فوق‌العاده محدودی را صرف وب‌سایت می‌کنند و آن را بدون کلیک بر لینک، خرید محصول، نوشتن نظر یا حتی لایک کردن رها می‌کنند. به‌عنوان مثال تعداد زیادی از کاربران فروشگاه‌های اینترنتی محصولاتی را انتخاب می‌کنند؛ ولی آن‌ها را در سبد خرید باقی می‌گذارند.دلایل نرخ خروج بالای سایتپیچیدگی صفحه خریدطراحی ضعیف سایتتخفیف‌ها و قول‌های غیرواقعیهزینه ارسال بیش از حد توقعکندی سایت و زمان طولانی باز شدن صفحاتاین موارد باعث بیشتر شدن نرخ خروج می‌شود. هرچه سریع‌تر، صفحه‌ای که موجب افزایش نرخ خروج کاربران می‌شود را شناسایی و مشکلات آن را برطرف کنید. این مورد به‌راحتی در گوگل آنالیتیکس قابل بررسی است.معمولا وبلاگ‌ها، نرخ ریزش بالایی دارند؛ چون مخاطب مطلب موردنظر خود را مطالعه می‌کند و بعد بی‌سروصدا صفحه را می‌بندد. در این مورد بهتر است تعداد بازدید صفحات، معیار موفقیت محتواهای تولید شده باشد.به محض اینکه نسبت به این معیارهای مهم آگاهی پیدا کردید از گوگل آنالیتیکس استفاده کنید تا شاهد رشد این اعداد و ارقام باشید. این اعداد در کنار هم معنا پیدا می‌کنند و تغییر هر کدام بر دیگری اثر خواهد گذاشت. به این ترتیب، به‌محض توجه و سرمایه‌گذاری در جهت بهبود یک معیار، شاهد رشد و بهبود سایر معیارها هم خواهید بود. کمی توجه و زمان صرف این مسئله کنید تا به معجزه‌ گوگل آنالیتیکس پی ببرید.</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Wed, 25 Dec 2019 09:21:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه سایت خود را به یک فروشگاه آنلاین تبدیل کنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-jkamkd3fjvu3</link>
                <description>برای ایجاد یک فروشگاه آنلاین باید مقدماتی را فراهم کنیم که حداقل امکان را برای فروش محصول داشته باشد. البته تمام امکانات یک فروشگاه اینترنتی را در این مقاله معرفی نخواهیم کرد بلکه هدف ما ایجاد حداقل‌هایی است که می‌تواند به شما کمک کند تا محصول خود را به‌صورت آنلاین در سایت بفروشید. مواردی که معرفی می‌کنیم، افزونه‌هایی هستند که روی وب‌سایت‌های وردپرسی قابل نصب هستند.وردپرس چیست؟وردپرس یک سیستم مدیریت محتوای کاملا رایگان است که افزونه‌های فراوانی در جهت اضافه کردن هر امکانی را داشته و با کمک قالب‌هایی که دارد می‌توان ظاهر جذابی برای سایت طراحی کرده و در نظر گرفت. امکان جالبی که دارد پشتیبانی از بیشتر زبان‌های زنده دنیاست! مخصوصا برای ایرانی‌ها گزینه فوق‌العاده‌ای به شمار می‌رود.با اینکه این سیستم را آماده می‌گویند اما برای کار کردن با آن مانند هر سیستم دیگری نیازمند یادگیری و آموزش هستید. اما اصلا نگران نباشید، اگر مشتاق یادگیری و ساخت یک وبسایت خوب باشید باید این مژده را به شما بدهم که آموزش‌های متعددی برای یادگیری صفر تا ۱۰۰ وردپرس وجود دارد. با کمک آموزش وردپرس به راحتی می‌توانید همه عملیات راه‌اندازی را بیاموزید و وبسایت خود را بسازید.برای وردپرس هیچ محدودیتی وجود ندارد. هر آنچه بخواهید برایتان ایجاد می‌کند. به دنبال یک سایت خبری هستید؟ آیا می‌خواهید برای شرکت خود وبسایتی طراحی کنید؟ یا اینکه دوست دارید یک وبلاگ روزانه برای وارد کردن اطلاعات و دلنوشته‌های خود هستید؟ از همه بهتر شاید دوست داشته باشید محصولاتی را بفروشید پس حتما به دنبال یک سایت فروشگاهی هستید! همه اینها با وردپرس  و انتخاب قالب وردپرس مورد نظر امکان‌پذیر است، اصلا نگران نباشید.با این فرض که با سایت‌ساز وردپرس آشنا هستید، به معرفی افزونه‌ها می‌پردازیم.1. افزونه ووکامرس (Woocommerce)یکی از پرطرفدارترین و کاربردی‌ترین افزونه‌های ساخت فروشگاه آنلاین، افزونه ووکامرس است. این افزونه یکی پرطرفدارترین پلتفرم‌های فروشگاه‌ساز‌ آنلاین در دنیا به شمار می‌آید و به‌ صورت رایگان قابل نصب روی هر سایت وردپرسی است. تیم‌های توسعه دهنده زیادی برای این افزونه فعالیت می‌کنند و افزونه‌های جانبی بسیاری را عرضه می‌کنند. در کنار افزونه‌های جانبی، تیم‌های برنامه نویسی وجود دارند که پوسته‌های اختصاصی برای ووکامرس طراحی می‌کنند.افزونه‌های جانبی و پوسته‌های اختصاصیهمان‌طور که پیش‌تر گفتیم، افزونه‌های جانبی و قالب‌های اختصاصی بسیاری برای ووکامرس عرضه می‌شود و می‌توانید هر امکانی که مورد نیاز سایت است را نصب کنید. توجه داشته باشید، تعداد این افزونه‌ها و قالب‌های ووکامرسی بسیار زیاد است پس در انتخاب آن‌ها نهایت دقت را داشته باشید.پیش از نصب هر افزونه یا قالب، حتما نظرات دیگر کاربران، امتیاز، تعداد دانلود/خرید و آخرین تاریخ به‌روزرسانی را بررسی کنید. در دانلود رایگان و خرید افزونه‌ها و قالب، این مورد را فراموش نکنید که حتما از جای مطمئن اقدام کنید. افزونه‌های رایگان را می‌توانید از مخزن وردپرس (پیشخوان وردپرس، ستون سمت راست، افزودن‌ها، گزینه افزودن) دانلود کنید.پشتیبانی از محصولات فیزیکی و مجازیهنگامی که ووکامرس را نصب کنید، امکان افزودن محصول به سایت را اضافه خواهد کرد. یعنی اگر کالا یا محصولی برای فروش دارید را می‌توانید در سایت خود قرار دهید و کاربران و مشتریان می‌توانند آن را خریداری کنند. برای اینکه یک محصول در فروشگاه آنلاین قرار داده شود لازم است که موارد زیر را برای محصول داشته باشیم.امکان فروش محصولات فیزیکی، دانلودی، مجازیدرج توضیحات محصول برای این‌که مشتریان شما بدانند چه محصولی را می‌خواهند خریداری کنندقرار دادن ویدیو، صوت و تصاویر برای معرفی بهتر محصولامکان درج قیمتامکان فروش محصولات به‌صورت تخفیف‌دار و زمان‌بندی شده در قالب فروش‌های ویژه و شگفت‌انگیزدریافت اطلاعات خریدار (نام، ایمیل، موبایل، آدرس و…) پیش از ثبت سفارشارائه شماره پیگیری به خریدار پس از خرید محصولو…پس اگر قصد راه‌اندازی یک فروشگاه آنلاین را دارید قطعا فروشگاه‌ساز ووکامرس می‌تواند تمامی نیاز‌های اولیه شما را فراهم کند و به کمک این افزونه می‌توانید محصولاتی با شرایط زیر را بفروشید. پس می‌بینید که در واقع محدودیتی در فروش محصول خود ندارید چرا که حالت‌های مختلفی از یک محصول را به راحتی می‌توانید بفروشید.محصولات فیزیکی: مانند کتاب، لوازم جانبی، لوازم صوتی، پوشاک و…محصولات دانلودی: مانند فایل‌های صوتی، فایل‌های تصویری، دوره‌های آموزشی آنلاین و…محصولات مجازی: مانند وبینار‌ها،‌ بلیط همایش‌ها و سمینار‌ها و…قابلیت فروش محصولات فروشندگان دیگر در سایت شما (قابلیت چند فروشندگی)اگر قصد دارید تا افراد دیگر هم، محصولات خود را در فروشگاه آنلاین شما بفروشند، این امکان در ووکامرس فراهم است. یعنی شما به عنوان مدیریت سایت می‌توانید پنل‌های کاربری فروشندگی برای افراد ایجاد کنید تا آن‌ها هم بتوانند از امکانات سایت شما در جهت فروش محصولات خود بهره ببرند. نمونه یکی از سایت‌هایی که در آن فروشنده‌های زیادی وجود دارد، وب‌سایت ژاکت است؛ بنابراین می‌توانید تعداد نامحدودی محصول را در سایت خود بفروشید.مدیریت انبار و موجودی محصولاتبرای یک فروشگاه، مدیریت انبار و موجودی بسیار اهمیت دارد. فروشگاه‌های آنلاین هم از این قاعده مستثنا نیستند. در ووکامرس شما می‌توانید روی تک تک محصولات خود مدیریت موجودی داشته باشید. می‌توانید تعداد موجودی را برای هر محصول مشخص کنید. با خرید هر محصول توسط مشتری، از موجودی محصول مورد نظر کسر خواهد شد و شما می‌تواننید همواره موجودی انبار محصول خود را ویرایش کنید. یعنی تعدادش را کم یا زیاد کنید یا ناموجودش کنید.امکان پرداخت آنلاین توسط درگاه‌های آنلاین بانکیاگر قصد دارید محصول خود را زمانی برای مشتری ارسال کنید که هزینه آن را واریز کرده باشد پس باید امکان واریز وجه را نیز برای سایت خود فعال کنید. در ووکامرس این امکان وجود دارد که فروشگاه آنلاین را به درگاه‌های آنلاین بانکی جهت واریز وجه، متصل کنید.زمانی که این امکان را برای سایت فعال کنید، کاربران پس از انتخاب محصول، به صفحه پرداخت آنلاین هدایت می‌شوند سپس واریز خود را در صفحه بانکی انجام می‌دهند و پس از پرداخت موفق، دوباره به سایت هدایت خواهند شد. توجه داشته باشید قیمت به‌ صورت خودکار تعریف می‌شود و کاربران در وارد کردن قیمت دخالت ندارند.پشتیبانی و ارائه راهنمای بسیار دقیق برای تمامی امکاناتی که در ووکامرس وجود داردووکامرس یک افزونه بسیار قدرتمند است و به لحاظ امکانات، بسیار گسترده است. بنابراین شرکت سازنده ووکامرس، تمامی مستندات این افزونه را به‌ صورت رایگان در اختیار قرار داده است. این مستندات در قالب مقالات و ویدیو‌های آموزشی در وب‌سایت ووکامرس موجود است. همچنین سایت‌های آموزشی بسیاری هستند که آموزش‌ ووکامرس را رایگان در اختیار شما قرار می‌دهند.2. افزونه ویرایش‌گر فرم پرداخت ووکامرس (Checkout Field Editor for Woocommerce)یکی دیگر از افزونه‌های مهم و ضروری که باید روی وب‌سایت فروشگاهی نصب کنید، افزونه ویرایش‌گر فرم پرداخت است. فرم پرداخت همان فرمی است که مشتریان، اطلاعات خودشان را داخل آن درج می‌کنند. این اطلاعات ذخیره می‌شود و پس از اینکه خرید موفقیت‌آمیز بود، محصول را با توجه به اطلاعات ثبت شده ارسال می‌کنید.چرا نصب این افزونه اهمیت دارد؟زمانی که افزونه ووکامرس را روی سایت نصب می‌کنید، صفحه‌ای به نام تسویه حساب ایجاد می‌شود. در این صفحه فرمی قرار دارد که کاربران می‌توانند اطلاعات خود (نام، ایمیل، شماره تماس، استان، شهر، نشانی، کد پستی و…) را وارد کنند. اما فرم پیش‌فرضی که ووکامرس اضافه می‌کند دارای ایراداتی است که باید اصلاح شود. اصلاح این فرم با افزونه Checkout Field Editor for Woocommerce ممکن است. با این افزونه، می‌توانید فیلد‌های اضافی را از صفحه فرم پرداخت حذف، ویرایش یا اضافه کنید.به عنوان مثال فیلد «نام شرکت» فیلد اضافه‌ای است که می‌توانید حذف کنید یا فیلد «انتخاب شهر» را که بالای فیلد «انتخاب استان» است را یک ردیف پایین‌تر بیاورید و در نهایت فرم صفحه تسویه حساب را به‌ صورت اصولی چیدمان کنید.3. افزونه صفحه تشکر (YITH Custom Thank You Page for Woocommerce)مراحل یک خرید موفق به این ترتیب است که محصول به سبد خرید اضافه می‌شود، فرم تسویه حساب پر می‌شود، به صفحه بانک جهت پرداخت وجه هدایت می‌شود و در نهایت به صفحه‌ای از سایت برگشت داده می‌شود که در آن صفحه، اطلاعات محصول، شماره پیگیری و صورت‌حساب محصول خریداری شده به کاربر نمایش داده می‌شود. این صفحه، همان صفحه پیش‌فرضی است که خود ووکامرس اضافه می‌کند.اما نمی‌شود همیشه کاربران به این صفحه هدایت شوند. چون ممکن است محصول ما همیشه یک محصول فیزیکی نباشد. مثلا ما قصد فروش بلیط همایش را داریم و می‌خواهیم آدرس محل همایش زمانی به خریدار نمایش داده شود که محصول را خریداری کرده باشد. پس نیاز داریم تا خریداران را برای یک محصول خاص، به صفحه‌ای خاص هدایت کنیم. افزونه صفحه تشکر دقیقا این امکان را برای ما فراهم می‌کند. زمانی که این افزونه را نصب کنید، در بخش «اطلاعات محصول» گزینه‌ای به نام «صفحه تشکر» اضافه خواهد شد. با استفاده از این گزینه می‌توانید کاربران را به هر نشانی که مد نظرتان است هدایت کنید.مثال: یک همایش داریم که نشانی محل برگزاری را بعد از خرید به خریداران می‌خواهیم نمایش دهیم. ابتدا یک برگه ایجاد می‌کنیم که در آن برگه، نشانی محل برگزاری را می‌نویسیم و آن برگه را منتشر می‌کنیم. سپس در بخش تنظیمات «صفحه تشکر»، لینک آن برگه را قرار می‌دهیم که وقتی کاربر محصول مورد نظر را خریداری کرد به صفحه‌ی نشانی محل برگزاری هدایت شود.البته کار همین‌جا تمام نمی‌شود و برای موفقیت فروشگاه آنلاین باید به دیجیتال مارکتینگ بپردازید. مقاله «5 نکته برای یک بازاریابی اینترنتی موفق در سال جدید» می‌تواند شروع خوبی باشد!</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Wed, 11 Dec 2019 12:44:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۶ دیدگاه دور ریختنی درباره کسب‌و‌کار</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%DB%B6-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-mvhrs5eirrfp</link>
                <description>این مقاله قسمتی از کتاب متفاوت «دوباره فکر کن» است که شاید با خواندن آن تمام پیش‌فرض‌های شما درباره ایجاد یک کسب‌وکار موفق و الزامات آن زیر سوال برود؛ ولی گاهی نگاه متفاوت به یک موضوع تثبیت‌شده می‌تواند نتایج شگفت‌انگیزی برای شما رقم بزند.هر کسی فارغ از اینکه کسب‌وکار خودش را دارد یا در رویای آن است، مدیر است یا کارمند، در کشوری پیشرفته زندگی می‌کند یا ساکن کشوری فقیر است، موفق است یا ناموفق، همواره با تردیدها و ابهاماتی برای ادامه کار مواجه است؛ تردیدهایی که بعضا سال‌ها همراه آن‌ها است و پاسخ روشنی برای آن‌ها پیدا نمی‌کند.شروع یک کسب‌وکار همزمان با نگه داشتن شغلی که در حال حاضر دارید می‌تواند کل سرمایه‌ای که لازم دارید را تامین کند. حتی امروزه نیاز به یک دفتر کار نیست، به‌راحتی می‌‌توانید در خانه کار کنید و با افرادی که هرگز آن‌ها را ندیده‌اید همکاری داشته باشید. پس وقت آن رسیده که «در مورد کارتان دوباره فکر کنید و سپس شروع کنید».دور ریختنی‌هایی که برای شروع موفق کسب‌وکار خود باید دور بریزید:۱. دنیای واقعی را باور نداشته باشیداین دنیای واقعی مانند یک مکان ناامیدکننده برای زندگی است. مکانی است که همیشه در آن ایده‌های جدید، رویکردهای ناآشنا و مفاهیم بیگانه از دست می‌روند؛ در واقع اگر در پوسته این دنیا خراشی ایجاد کنید می‌بینید که زندگی ساکنین دنیای واقعی مملو از بدبینی و ناامیدی است. آن‌ها انتظار دارند مفاهیم تازه شکست بخورند. آن‌ها می‌پندارند جامعه قابلیت یا آمادگی تغییر را ندارد!اما شما هرگز آن‌ها را باور نکنید. شاید این دنیا برای آن‌ها واقعی باشد ولی به این معنا نیست که شما هم باید در دنیای آن‌ها زندگی کنید.دنیای واقعی یک مکان نیست. یک بهانه است. یک توجیه است برای اینکه هیچ تلاشی نکنید. پس باید از آن اجتناب کنید.۲. یادگیری از اشتباهات گذشته یک مبالغه است!یکی از تصورات غلطی که وجود دارد این است که باید از اشتباهات گذشته خود درس بگیرید؛ اما اشتباهات واقعا چه چیزی به شما یاد می‌دهند؟!!ممکن است یاد بگیرید چه کاری را دوباره نباید انجام دهید؛ اما این چه ارزشی دارد؟ چون کماکان نمی‌دانید در مرحله بعد چه کاری را باید انجام دهید.در مقابل این مفهوم، یادگیری از موفقیت‌هایتان قرار دارد. موفقیت، شما را واقعا مسلح می‌کند. وقتی کاری به موفقیت می‌رسد، می‌دانید چه چیزی موثر بوده و می‌توانید دوباره آن را تکرار کنید. دفعه بعد حتی آن را بهتر انجام می‌دهید.موفقیت تجربه‌ای است که در پیروزی به‌دست می‌آید. همان‌طور که تکامل (در طبیعت) معطل شکست‌های قبلی نمی‌ماند و همیشه بر آنچه موثر و موفق بوده مبتنی است، شما نیز باید همین کار را انجام دهید.۳. برنامه‌ریزی حدس‌ و گمان استبرنامه‌ریزی بلندمدت برای کسب‌وکار یک کار فانتزی است، مگر اینکه پیش‌گو باشید!عوامل زیادی از جمله شرایط بازار، رقبا، مشتریان، وضعیت اقتصادی و غیره وجود دارند که کنترل شرایط را از دستان شما خارج می‌کنند. نوشتن یک برنامه به شما این احساس را می‌دهد که عواملی را که قابل کنترل نیستند تحت تسلط خود درآورده‌اید.پیش از هر چیز، برنامه‌های کسب‌کارتان را حدس‌های کسب‌وکار، برنامه‌های مالی خود را حدس‌های مالی و برنامه‌های استراتژیک خود را حدس‌های استراتژیک بدانید؛ در این صورت می‌توانید نگرانی خود را در مورد آن‌ها متوقف کنید. این حدس‌ها دیگر ارزش تنش و نگرانی را ندارند.البته منظور این نیست که نباید در مورد آینده فکر کنید یا در نظر داشته باشید که چگونه باید از موانع پیش رو عبور کنید؛ بلکه توجه روی اقدامات بداهه است. شما باید بتوانید اقدامات بداهه انجام دهید. باید قادر به استفاده از فرصت‌های فراهم‌شده در طول مسیر باشید.کار کردن بدون برنامه‌ریزی ممکن است ترسناک به نظر برسد؛ اما پیروی کورکورانه از برنامه‌ای که هیچ ارتباطی به واقعیت ندارد، ترسناک‌تر است.۴. چرا رشد؟در اکثر مواقع این ذهنیت وجود دارد که هرچقدر شرکت بزرگ‌تر باشد و کارمندان بیشتری داشته باشد، تاثیرگذارتر، حرفه‌ای‌تر و قدرتمندتر به نظر می‌رسد. چرا این‌گونه است؟ چه ارتباطی بین رشد و کسب‌وکار وجود دارد؟ چرا همیشه هدف فربه‌سازی شرکت است؟!در مورد اینکه اندازه سازمان چقدر باید باشد زودتر از موعد فرضیه‌سازی نکنید. ممکن است اندازه مناسب برای شرکت شما پنج کارمند باشد یا دویست نفر یا حتی فقط خودتان و یک لپ‌تاپ!پس به آهستگی رشد کنید و ببینید چه چیزی درست است؛ چراکه استخدام پیش از موعد، عامل مرگ بسیاری از سازمان‌ها است. از رشد بیش از اندازه نیز بپرهیزید؛ چون باعث می‌شود از اندازه مناسب شرکت خود دور شوید.این موضوع نباید فراموش شود که فربه شدن یک سازمان تنها به افزایش تعداد کارمندان نیست، بلکه هزینه‌های سازمان، اجاره بها، زیرساخت‌های آی.تی، اسباب و وسایل و … نیز به تبع افزایش خواهند یافت که باعث پیچیده‌تر شدن کسب‌وکارتان شده و اداره آن را سخت‌تر و پر تنش‌تر خواهد کرد.پس، از اینکه یکی از اهداف شما داشتن کسب‌وکاری کوچک باشد نترسید. هر کس که کسب‌وکار پایدار و سودآوری را، چه بزرگ و چه کوچک، اداره می‌کند، باید به آن افتخار کند.۵. اعتیاد به کاربرخی فرهنگ‌ها اعتیاد به کار را مورد تشویق قرار می‌دهند. درباره افرادی که شب‌ها سخت کار می‌کنند شنیده‌ایم. افرادی که تا دیروقت بیدار می‌مانند و در دفتر کارشان می‌خوابند. در این فرهنگ‌ها اینکه خودتان را برای یک پروژه بکشید، نشان افتخار است؛ در حالی که کار زیاد، یعنی هیچ!!افراد معتاد به کار بیش از آنکه مشکلی را حل کنند، مشکل‌آفرین هستند. این‌گونه زیاد کار کردن، در بلندمدت استمرار ندارد. وقتی فرسودگی اتفاق بیفتد که این‌گونه هم می‌شود، ضربه سخت‌تری وارد خواهد کرد.اگر همه چیز شما کار باشد، بعید است بتوانید قضاوت درستی داشته باشید؛ در این صورت ارزش‌ها و تصمیم‌گیری‌ شما به بیراهه می‌رود. دیگر نمی‌توانید تصمیم بگیرید چه کاری به تلاش بیشتر نیاز دارد و چه کاری نه. فقط به شدت خسته می‌شوید که در خستگی هم هیچ‌کسی نمی‌تواند تصمیم‌های دقیقی اتخاذ کند.معتادان به کار قهرمان نیستند. آن‌ها از روز خود به خوبی استفاده نمی‌کنند، فقط وقت را می‌کشند. قهرمان واقعی کسی است که به موقع به خانه می‌رود؛ چرا که روش سریع‌تری برای انجام به‌موقع کارهای خود یافته است.6. کارآفرینی کافی استواژه کارآفرینی را کنار بگذارید. استفاده از این واژه اشباع شده است. گویی فقط برای افراد خاص تعیین شده است. هر کسی باید تشویق شود کسب‌وکار خود را راه‌اندازی کند، نه فقط نژاد نادری از انسان‌ها که ذاتا کارآفرین شناخته می‌شوند.بهتر است به جای کلمه خیالی کارآفرینی از چیزی که به واقعیت نزدیک‌تر است استفاده کنیم و این افراد را به جای کارآفرین، آغازگر بنامیم.هر کسی که کسب‌وکار جدیدی ایجاد می‌کند، یک آغازگر است. برای این کار به مدرک MBA، مدرک دانشگاهی، لباس رسمی، کیف دستی یا تحمل ریسک‌های زیاد نیاز ندارید. فقط نیازمند یک ایده، مقداری اعتمادبه‌نفس و حرکتی برای شروع هستید.</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Wed, 04 Dec 2019 09:29:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکاتی درباره سخنرانی خوب</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-uegdnatnktt0</link>
                <description>سخنرانی یکی از مهم‌ترین ابزارهای مدیر است. سخنرانی خوب و اثرگذار، نظر افراد بسیاری را تغییر داده و استراتژی شرکت‌های زیادی را عوض کرده‌ است. سخنرانی خوب فرصتی است تا شایستگی، آمادگی، دانش، مهارت و تسلط خود به موضوع را نشان دهید. نباید سخنرانی‌های موثر را به خاطر اثر بالقوه‌ای که در آینده‌تان دارند، بی‌اهمیت تلقی کرده یا به شانس واگذار کنید.سخنرانی برای متقاعد کردنگفته می‌شود سرنوشت بشر بیش از هر چیز از سخنان تاثیر پذیرفته و با ترغیب افراد به تفکر، احساس و عمل متفاوت تغییر کرده است.سخنرانی خود را خطابه‌ای بدانید که برای گروهی کوچک و با مشارکت بیشتر حضار انجام می‌دهید. سخنرانی را طوری آغاز کنید که جمع را آماده کند، توجه حضار را جلب کند و مسیر سخنانتان را تعیین کند. وقتی ارائه را شروع می‌کنید، همه باید از موضوع آگاه باشند.سپس سخنانتان را به مراحل مختلف تقسیم کنید، در هر بازه به موضوع خاصی بپردازید و آن را به موضوع بعدی ربط دهید. برای اثبات مطالب و تفهیم عمیق‌تر آن‌ها از مثال‌ها و تصاویر استفاده کنید.هدف سخنرانیهر سخنرانی یا ارائه باید کاری انجام دهد. هدف از سخنرانی، به نوعی ایجاد فروش است؛ زیرا مردم را تشویق می‌کنید به پیشنهاد‌هایی عمل کنند که در صورت نشنیدن حرف‌های شما چنین نمی‌کردند.حرف‌های نخست را کلمه به کلمه برنامه‌ریزی کنید و بارها و بارها در ذهنتان، با صدای بلند و روبروی آینه تمرین کنید. توضیحات ابتدایی، جمع را آماده می‌کند، انتظارات را مشخص می‌کند و پیام شفافی به مخاطبان می‌دهد. به عناصر دیداری یعنی تصویرسازی موضوع و واقعی جلوه دادن آن برای حضار توجه کنید.پاورپوینت در سخنرانیاستفاده از پاورپوینت به عوامل زیادی بستگی دارد. بسیاری از سخنرانان برای صحبت در جلسات به‌شدت به پاورپوینت وابسته‌اند تا آنجا که شخصیت خود و محتوای صحبتشان میان اسلایدها گم می‌شود. برای استفاده از پاورپوینت (که در شرایط خاص ایده‌آل است)، از چند قانون پیروی کنید.قانون 5 در 5اولین و مهم‌ترین نکته این است که هیچ‌وقت نباید بیش از پنج خط در هر اسلاید بنویسید و هر خط نباید بیش از پنج کلمه باشد. مطلب بیشتر حواس مخاطب را پرت کرده و او را گیج می‌کند؛ اما سخنرانی در اتاق کوچک‌تر و برای گروه‌های کوچک‌تر استثنا است و می‌توانید در هر اسلاید سطرها و کلمات بیشتری داشته باشید.اگر در هر اسلاید چند نکته دارید، هر مورد را فقط وقتی نشان دهید که می‌خواهید درباره‌اش حرف بزنید. اگر اسلاید و اطلاعات کامل آن را یک‌جا نشان دهید، همه مشغول خواندن سایر نکات می‌شوند و هیچ توجهی به حرف‌هایتان نمی‌کنند.اطلاعات بیش‌ازحدچندی پیش، یک قرارداد سخنرانی با شرکتی چندملیتی امضا کردم. قبل از سخنرانی من، رئیس شرکت حدود یک ساعت با گروهی 250 نفره صحبت کرد. پاورپوینت او فقط یک اسلاید با صدها عدد در سطرها و ستون‌های مختلف بود که هیچ‌یک واضح و معنی‌دار نبودند. او یک ساعت تمام با پرده صحبت می‌کرد و درباره اعداد نظر می‌داد. از آنجا که او رئیس بود همه مودب نشسته بودند، اما بی‌نهایت در عذاب بودند.رو به مخاطب بایستیدهنگام استفاده از پاورپوینت رو به مخاطب باشید. لپ‌تاپ یا تبلت را روبروی خود بگذارید تا تمام موارد روی پرده را در آن ببینید. هنگام کلیک روی هر اسلاید به حضار نگاه کنید و در همه حال با آن‌ها صحبت کنید.وقتی درباره موضوعِ روی پرده حرف نمی‌زنید، کلید «b» صفحه‌کلید را فشار دهید تا پاورپوینت نمایش داده نشود. صورت شما مهم‌ترین جزء ارائه است؛ اما وقتی مطلبی روی پرده است، چشمان حضار مانند داوران تنیس از صورت شما به آن‌سو می‌چرخد و دوباره به شما بازمی‌گردد.نور کافیوقتی از پاورپوینت استفاده می‌کنید، باید همه صورت‌تان روشن باشد. وقتی می‌بینم مدیران ارشد برای شفافیت بیشترِ پرده در تاریکی سخنرانی می‌کنند، واقعا ناامید می‌شوم. کلمات روی پرده ستاره سخنرانی نیستند. شما «ستاره» ماجرا هستید.پاورپوینت فقط یک ابزار کمکی استاز پاورپوینت فقط به عنوان ابزار کمکی استفاده کنید. تمرکز اصلی صحبت نباید روی آن باشد. تمرکز اصلی سخنرانی روی شما است که عامل مهم انسانی هستید و پاورپوینت فقط به ارائه شفاف‌تر مطالب کمک می‌کند.وقتی از پاورپوینت استفاده می‌کنید، بارها تمرین کنید. قبل از ارائه اصلی سه تا پنج بار تمرین کنید. جلسه تمرین را دقیقا مانند جلسه اصلی برگزار کنید تا مطمئن شوید پاورپوینت و پروژکتور درست کار می‌کنند.منتظر غیرمنتظره‌ها باشیداحتمالا شرایطی را دیده یا در آن قرار گرفته‌اید که کل صحبت بر اساس پاورپوینت است، اما ناگهان از کار می‌افتد. سخنران بارها کلیک می‌کند، اما اتفاقی نمی‌افتد. سخنرانی متوقف می‌شود و همه با حالتی بهت‌زده به یکدیگر و به شما نگاه می‌کنند.توجه همه را به خود و پیامتان جلب کنیدهر بار که از پاورپوینت استفاده می‌کنید، سخنانتان را با عبارتی قوی و شفاف آغاز کنید که جمع را برای سخنرانی آماده کند. سپس می‌توانید از پاورپوینت برای نشان دادن اعداد، نکات و روابط مهم استفاده کنید. وقتی پاورپوینت تمام شد، پرده را سفید کنید، به مخاطبان نگاه کنید و سخنانتان را با یک پیام شفاهی قوی یعنی دعوت به اقدام به پایان ببرید.فلیپ‌چارت و وایت‌بردبه جای پاورپوینت می‌توانید از فلیپ‌چارت یا وایت‌برد استفاده کنید؛ اما فراموش نکنید تمرکز همه باید روی صورت، حرکات و سخنان شما باشد. اگر از فلیپ‌چارت استفاده می‌کنید، از قبل آن را آماده کرده و نکات کلیدی را با مداد روی برگه‌های آن بنویسید.مخاطبان نمی‌توانند اطلاعاتی که با مداد نوشته شده را ببینند؛ اما شما می‌توانید سایر مطالب را به شکلی شفاف و مسلط بنویسید، انگار همه را حفظ هستید.وقتی از فلیپ‌چارت استفاده می‌کنید، پس از اینکه نکات را مطرح کردید و مخاطبان کلمات، اعداد و تصاویری که نوشته یا رسم کرده‌اید را فهمیدند، صفحه را ورق بزنید تا دوباره صفحه خالی داشته باشید. این کار توجه مخاطب را دوباره به شما معطوف می‌کند.روش دیگر استفاده از فلیپ‌چارت این است که نکات کلیدی را از قبل در صفحات مختلف بنویسید؛ اما قبل از شروع، صفحه سفید را مقابل مخاطبان قرار دهید. وقتی می‌خواهید برای نخستین بار از آن استفاده کنید، صفحه سفید را ورق بزنید تا اولین سری مطالب پدیدار شود. وقتی این صفحه را هم ورق می‌زنید، دوباره یک صفحه سفید دارید که سری دوم مطالب در صفحه بعد از آن می‌آید.اگر از وایت‌برد استفاده می‌کنید، وقتی هر نکته کلیدی را تمام کردید، تخته را پاک کنید؛ در غیر این‌ صورت چشمان مخاطبان مانند برف‌پاک‌کن مدام از شما به تخته و از تخته به سوی شما می‌چرخد. در هر صورت باید کاری کنید که حواس مخاطب به خاطر مطالب روی صفحه، تخته یا پرده پرت نشود و دوباره به شما توجه کند.همیشه خودکار و ماژیک همراه خود داشته باشید. گاهی از بی‌توجهی به این موارد جزئی شگفت‌زده می‌شوید؛ مثلا خودکار یا ماژیک نمی‌نویسد یا اصلا تدارک دیده نشده است.تمرین کارتان را عالی می‌کندنکته کلیدی آخر درباره استفاده از ابزار ارائه مثل پاورپوینت، فلیپ‌چارت یا وایت‌برد، تمرین، تمرین و تمرین است. اگر موضوعی برای خودتان و مخاطبان مهم است، آن را بارها و بارها تمرین کنید و اول مقابل گروه کوچکی ارائه دهید. یک سخنرانی عالی موجب پیشرفت کارتان می‌شود، شما را ستاره می‌کند و در مسیر سریع پیشرفت قرار می‌دهد. فرصت این سخنرانی عالی را از دست ندهید. برای تبدیل شدن به یک مدیر موفق و همچنین تبدیل شدن به یک مدرس مرجع در حوزه کسب‌وکار خودتان، کسب مهارت سخنرانی یکی از الزامات مهم است.</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Tue, 26 Nov 2019 14:49:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قانون قلاب در تولید محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-klkhidebaqdc</link>
                <description>اگر با قانون قلاب آشنا نباشید، بازدید ویدیوهای اینستاگرام کم خواهد شد. همچنین مقالات سایت کمتر خوانده خواهد شد و اثرگذاری محتواهای شما کمتر خواهد شد.یکی از بهترین روش‌های جذب مخاطب و خریدار در سایت، تولید محتوای ارزشمند و مفید است. محتوا هرچقدر هم که ارزشمند باشد، نیاز به قلابی دارد که مخاطب را جذب کند و او را ترغیب کند تا به محتوا توجه کند. منظور از محتوا مقاله، ویدیو یا صوت است. قانون قلاب می‌گوید شما در ارائه محتوا فرصت بسیار کمی برای جلب توجه مخاطب دارید. اگر از این فرصت به‌خوبی استفاده نکنید، دیگر مهم نیست بقیه مطالب چگونه هستند، چون خیلی‌ها مطلب شما را دنبال نخواهند کرد.با قلاب چه چیزی صید می‌کنیم!؟با قلاب ماهیگیری می‌توان ماهی گرفت. به‌عنوان مدرس دنبال چه چیزی هستیم؟ درواقع این ماهی در دنیای تدریس چیست؟ توجه افراد. توجه مخاطب گران‌ترین چیزی است که به‌راحتی در اختیار ما قرار نمی‌گیرد. ما برای جلب‌توجه با هزاران ویدیو و پیام دیگر در حال رقابت هستیم. هر لحظه امکان دارد مخاطب تصمیم بگیرد توجه‌اش را به مورد دیگری اختصاص دهد. پس هیچ‌‌‌گاه 10 ثانیه اول را با صحبت‌های کلیشه‌ای و احوالپرسی طولانی تلف نکنید.قانون قلاب در تولید ویدیوی اینستاگرامدر تولید محتوای ویدیویی باید در 10 ثانیه اول توجه مخاطب را جلب کنیم. بهترین روش جلب‌توجه ایجاد کنجکاوی است. اگر به شما بگویم: «در این ویدیو می‌خواهم مهم‌ترین عامل شکست کسب‌و‌کارها را بگویم…» همین جمله یک قلاب است، چون مخاطب با خود می‌گوید چند ثانیه دیگر ادامه بدهم تا کنجکاوی‌ام برطرف شود. اگر بقیه توضیحات خوب و جذاب باشد، عده‌ای تا پایان آموزش با شما همراه خواهند شد. بسیار اشتباه است که اول ویدیوی اینستاگرام بگوییم: «سلام. ژان بقوسیان هستم و امروز خیلی خوشحالم که می‌توانم با یک آموزش جدید در خدمت شما باشم!». با این جمله فرصت جلب‌توجه از بین رفت و هیچ نکته جذابی گفته نشد که شخص را ترغیب به مشاهده ادامه ویدیو کند.قانون قلاب در آموزش‌های طولانی‌ترآقای «مایک دی‌آنجلو» – منتقد معروف فیلم – تحقیق جالبی درباره فیلم‌های سینمایی انجام داد. او در سال 2015 مقاله‌ای با نام «چیزهایی که از تماشای 10 دقیقه اول 500 فیلم آموختم» منتشر کرد. یکی از نتایج تحقیقاتش این بود که اگر یک فیلم سینمایی در 10 دقیقه اول، توجه بیننده را جلب نکند، شانسی برای موفقیت ندارد. درواقع دیگر مهم نیست که بقیه فیلم چقدر جذاب باشد. خیلی‌ها قضاوت‌شان درباره فیلم در کمتر از 10 دقیقه شکل می‌گیرد.او می‌گوید: «وقتی به دقیقه دهم فیلم رسیدم و فیلم جذاب بود، ده دقیقه دیگر تماشا کردم، اگر جذابیت ادامه داشت به دقیقه سی و سپس چهل رسیدم. اگر فیلمی را تا دقیقه چهل تماشا کردم، حتما تا آخرش پیش رفتم.»البته او تاکید می‌کند فیلم‌هایی از این قانون مستثنا بود و با‌ اینکه شروعی خسته‌کننده داشت، در ادامه مرا میخکوب کرد.حتما قبول دارید جذابیت فیلم‌های سینمایی از آموزش‌های ما خیلی بیشتر است. در فیلم سینمایی صحنه‌های متنوع و بازیگرانی وجود دارد. کار ما سخت‌تر است! خوب است همین قانون ده دقیقه را در آموزش‌های حضوری و ضبط ویدیوهای طولانی رعایت کنید. اگر در ده دقیقه اول فیلم به مقدمه‌چینی بپردازید، بخش زیادی از مخاطبان را از دست خواهید داد.قانون قلاب در نوشتن مقالاتاولین بند مقاله را به بیان بدیهیات نپردازید. همچنین از نوشتن جملات کلیشه‌ای و بی‌ارزشی مثل «در این مقاله قصد داریم قانون قلاب را برای شما توضیح بدهیم» بپرهیزید. اولین بند مقاله مهم‌ترین قسمت آن است که باعث می‌شود بازدیدکننده تصمیم بگیرد مطلب شما ارزش خواندن دارد یا خیر.خلاصه قانون قلاب در تولید محتوا این است: در اولین بخش محتوا توجه مخاطب را جلب کنید و بلافاصله سر اصل مطلب بروید، قبل از اینکه مخاطب از مشاهده محتوای شما منصرف شود!</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Tue, 12 Nov 2019 12:28:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>3 مزیت رقابتی که همه مشتریان خواهان آن هستند</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/3-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-d45z76to906r</link>
                <description>بهترین روش برای به دست آوردن یک مزیت رقابتی این است که به جای آنکه به رقبایتان توجه کنید بر مشتریانتان تمرکز کنید. برای شروع کار، سه مورد زیر را که هر مشتری به دنبال آن است در نظر بگیرید.1. خدمات عالی مشتری در نتیجه استخدام عالیهمه می‌دانیم که پشتیبانی باکیفیت، قدرت زیادی در حفظ مشتری و متعهد ماندن آنان دارد و خدمات مشتری ضعیف، روشی مطمئن برای افزایش نارضایتی آنان است. طبق تحقیقات Vonag پنجاه‌ویک درصد از مشتریان می‌گویند که آن‌ها پس از یک تجربه منفی هرگز دوباره با یک شرکت کار نخواهند کرد.خدمات عالی مشتری فقط مشتریان فعلی را متعهد نمی‌کند؛ بلکه مشتریان جدیدی که می‌خواهند به این شرکت پول پرداخت کنند را نیز جذب می‌کند. به گفته اکسپرس آمریکایی 70 درصد از مصرف‌کننده‌های بررسی شده گفتند، آن‌ها برای کار با شرکتی که خدمات مشتری استثنایی دارد پول بیشتری صرف کرده‌اند. علاوه بر آن، آمریکایی‌ها به طور متوسط، تجربه خوب خدمات مشتری را به 11 نفر می‌گویند.استخدام افراد مناسب می‌تواند یک ترفند برای این کار باشد. جانکوفسی می‌گوید: برای جذب افراد مناسب شما باید یک نگرش دوبرابری داشته باشید.«اول اینکه یک دستمزد رقابتی به آن‌ها پیشنهاد دهید. دوم اینکه یک محیط کاری جذاب برای کارمندانتان بسازید. این به معنی تزیین فضای کاری با میزهای پینگ‌پنگ و خوراکی‌های متعدد نیست؛ بلکه منظور ساخت یک محیط کاری مجهز به فناوری فعلی، چشم‌اندازهای بزرگ و مجوز جلسات با مدیران و کارشناسان صنعت است به طوری که کارمندان بتوانند از مهارت‌های آن‌ها بهره بگیرند».2. تجربه قابل‌توجه مشتریآیا تا به حال بدقولی یک فروشگاه آنلاین را تجربه کرده‌اید؟ «شاید دکمه‌های پرداخت عمل نکردند یا فرآیند کامل نشده است ‌یا شاید زمان بارگذاری بسیار کند بوده است». در هر صورت این بدقولی‌ها ناامیدکننده هستند و این تنها یک نمونه از تجربه بد مشتری است. از فروشگاه‌های ثابت خیابانی گرفته تا خدمات آنلاین فرصت‌های بسیار زیادی برای تجربه تلخ یا دلپذیر مشتری وجود دارد.بر اساس تحقیقات گارتنر، برای یک مزیت رقابتی، قطعا راه‌حل قدرتمندی برای خلق یک تجربه خرید لذت‌بخش و یکپارچه برای مشتریانتان وجود دارد. در واقع، 64 درصد افراد بررسی شده ادعا کردند که تجربه مشتری حتی از قیمت نیز مهم‌تر است.شرکت مرسدس بنز به این درک رسید که وقتی شما برای خوشحالی و رضایت مشتریانتان تلاش می‌کنید،‌ آن‌ها مجددا برای خرید به سراغ شما می‌آیند،‌ شما را به دوستانشان معرفی کرده و پیام‌های برند شما را منتشر می‌کنند. شما با اطمینان از تجربه قابل توجه مشتری می‌توانید از رقبای خود حتی بدون توجه به شیوه آن‌ها پیش بگیرید. خلق تجربه لذت‌بخش می‌تواند یک مزیت رقابتی بزرگ برای شما باشد.3. داستان‌های الهام‌بخشسومین مزیت رقابتی استفاده از داستان است. گاهی اوقات، گفتن داستان شرکت‌تان می‌تواند برای برجسته کردن کسب‌وکارتان شگفت‌انگیز باشد. هر داستانی یک معنی و یک «چرا» در زیر پوست خود دارد. همین «چرا» می‌تواند مردم را وادار به انجام عملی کند. در مورد کسب‌وکار شما، یک داستان قدرتمند می‌تواند آن‌ها را وادار کند تا به جای آنکه از رقبای شما خرید کنند از شما خرید کنند. هیتر مان مدرس، سخنران بین‌المللی و مدیرعامل موسسه فورچون و زن برتر تجارت است. سازمانی که مختص ارتقای هوش تجاری مشتریان است. برنامه آن به مشتریان کمک می‌کند تا به وضوح به «چرا»ی خودشان برسند.هیتر مان پیش از سی سالگی یک کارآفرین مولتی‌میلیونر خودساخته شد و تنها در عرض سه سال پس از رسیدن آگاهانه به «چرا»ی خودش به استقلال مالی رسید. او به واسطه داستان و تجربه شخصی خودش قادر به راهنمایی دیگران برای رسیدن به چنین موفقیتی شد.مان، مشاوره‌های مالی و تجاری را برای افرادی فراهم کرده است که می‌خواهند از پولشان استفاده بهتری بکنند و پتانسیل تجاری خلاقانه‌شان را بالفعل کنند. برای نمونه ماگدالنا پالوسکا نویسنده تجاری توانست بالاترین درآمد عمرش را پس از همکاری با مان به دست آورد. برخی دیگر نیز افزایش ثروت و توانایی تجارت را تجربه کرده‌اند و کسب‌وکارشان را به نحوی هوشمندانه و ماهرانه انجام داده‌اند.«داستان» چیزی است که به طور مستقیم به کسب‌وکارهای مشتریان هیتر مان کمک کرد و نتایج قانع‌‌کننده‌ای را برای خود او به همراه داشت.این درس در داستان‌گویی بدین معنی نیست که کسب‌وکار باید به یک سازمان غیرانتفاعی تبدیل شود و اطلاعات ارزشمند را به رایگان در اختیار مشتریان قرار دهد؛ در واقع بدین معنی است که شما باید به مشتریانتان فرصتی بدهید تا بتوانند جزئی از چیزی بزرگ‌تر از خودشان باشند.</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Tue, 05 Nov 2019 09:31:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه کتاب بنویسیم؟ فقط در ۳۰ روز!</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%AF%D8%B1-%DB%B3%DB%B0-%D8%B1%D9%88%D8%B2-nkgokx9bxndx</link>
                <description>به شما تبریک می‌گویم. قرار است به‌زودی نویسنده کتاب شوید. حتی شاید ماه بعد نوشتن کتابتان تمام شده باشد! اگر این موضوع برایتان جذاب است به خواندن این مقاله ادامه بدهید! در این مقاله تمامی مراحل نوشتن کتاب تا چاپ قدم به قدم توضیح داده می‌شود.هدف از نوشتن کتابیکی از سوالات مهم قبل از نوشتن کتاب آن است که هدف از نوشتن کتاب چیست. در زنجیره محصولات، کتاب می‌تواند جزو محصولات ارزان شما باشد. حتی می‌تواند محصولی رایگان باشد! یک استراتژی بسیار عالی این است که به کتاب به‌عنوان محصولی برای ایجاد سود نگاه نکنیم! اگر تعداد زیادی از کتابمان را حتی با قیمت تمام شده بفروشیم، مسیر تبدیل شدن به مدرس مرجع را با سرعت بسیار بیشتری طی خواهیم کرد. کسانی که با خواندن کتاب، به آموزش‌های ما علاقه‌مند می‌شوند، خیلی راحت حاضر می‌شوند مبالغ بسیار بیشتری بپردازند و از آموزش‌های تخصصی‌تر ما استفاده کنند.حتی می‌توانید در خود کتاب، تبلیغ محصولات دیگر را انجام دهید و مثلا توصیه کنید یک ویدیوی آموزشی را تهیه کنند. به این ترتیب کتاب ابزاری عالی برای بازاریابی آن فیلم آموزشی خواهد بود. پس یکی از قوی‌ترین استراتژی‌ها این است که کتاب را با سود بسیار ناچیزی بفروشید و از آن به‌عنوان ابزاری برای بازاریابی محصولات و خدمات گران‌تر استفاده کنید.مراحل نوشتن کتاب توسط نویسندهامیدوارم با توضیحاتی که دادم انگیزه کافی ایجاد شده باشد تا پروژه نوشتن کتابتان را هرچه زودتر شروع کنید. برای نوشتن و انتشار کتاب باید کارهایی انجام شود.بخشی از کارها را شما به‌عنوان نویسنده انجام می‌دهید و برخی دیگر را ناشر شما. البته خودتان می‌توانید هم ناشر باشید و هم مولف؛ ولی شاید برای شروع، گزینه راحت‌تر این باشد که فقط بر نوشتن تمرکز کنید و انتشار کتاب را به یک ناشر واگذار کنید.چهار مرحله از کار باید توسط شما یا تیمتان انجام شود، قبل از اینکه کتاب به ناشر تحویل داده شود.۱. نوشتن متن کتاببهتر است نوشتن متن را با تایپ در نرم‌افزار ورد انجام دهید. کل کتاب را در یک فایل ننویسید. برای هر فصل یک فایل جدید ورد باز کنید و مطالب آن فصل را بنویسید. یک فایل را هم به صفحات اولیه کتاب و فهرست و مقدمه اختصاص بدهید. هنگام نوشتن کتاب بهتر است بر جزئیات و اشتباهات نگارشی و … کمتر تمرکز کنید چون سرعت نوشتن را کاهش می‌دهد. بعدا می‌توان این موارد را تصحیح کرد.۲. ویرایشبعد از نوشتن متن، نوبت ویرایش است. ویرایش کاری تخصصی است. باید نکات لازم را یاد بگیرید یا این کار را به یک ویراستار حرفه‌ای محول کنید. در این مرحله، جملات ساده‌تر و قابل‌فهم‌تر می‌شوند. همچنین اشتباهات املایی، نگارشی، نقطه‌گذاری و … تصحیح می‌شود.البته توجه کنید که پس از تصحیح متن توسط نرم‌افزار لازم است ویرایش بیشتری انجام شود. این نرم‌افزار بخش عمده‌ای از کار ویرایش را انجام می‌دهد، ولی در هر صورت متن باید توسط شما یا یک متخصص، نهایی شود.۳. صفحه‌آراییمرحله بعدی صفحه‌آرایی کتاب است. منظور از صفحه‌آرایی تبدیل کردن متن به قالب کتاب است. در صفحه‌آرایی دقیقا نسخه نهایی قابل چاپ را درست می‌کنیم. ابعاد کتاب را تعریف می‌کنیم. شماره صفحات و عکس‌ها را اضافه می‌کنیم و کارهای دیگری که کتاب را آماده چاپ می‌سازد.صفحه‌آرایی را می‌توان با نرم‌افزار ورد انجام داد، ولی افراد حرفه‌ای از نرم‌افزار Adobe InDesign استفاده می‌کنند.نکات ریزی وجود دارد که باید هنگام صفحه‌آرایی رعایت شود؛ مثلا بهتر است اولین صفحه هر فصل در صفحات فرد قرار گیرد. همچنین اولین سطر یک صفحه نباید نصفه باشد. فاصله عمودی خطوط هم مهم است و در زیبایی متن بسیار اهمیت دارد.در نهایت از کتاب با فرمت پی‌دی‌اف خروجی گرفته می‌شود. این خروجی فایلی است که برای چاپ کتاب در چاپخانه استفاده خواهد شد.۴. طراحی جلدطراحی جلد معمولا با نرم‌افزار فتوشاپ انجام می‌شود. جلد کتاب سه قسمت دارد. جلد، عطف و پشت جلد. منظور از عطف قسمتی از جلد است که جلد و پشت جلد را به هم متصل می‌کند. چون ضخامت کتاب‌ها متفاوت است، ضخامت عطف با توجه به تعداد صفحات تعیین می‌شود. وقتی کتاب در کتابخانه قرار می‌گیرد جلد و پشت جلد دیده نمی‌شود و فقط قسمت عطف آن دیده می‌شود. در طراحی جلد معمولا یک فایل مسطح طراحی می‌شود که جلد، عطف و پشت جلد روی آن قرار دارد.برخی از ناشران شاید خودشان کارهای ویرایش، صفحه‌آرایی و طراحی جلد را به‌عهده بگیرند. آن‌ها اغلب معیارهای مشخصی دارند که باید در طراحی جلد و صفحه‌آرایی رعایت شود.پس باید یک تصمیم مهم بگیرید. آیا می‌خواهید سلیقه‌های شما دقیقا اعمال شود؟ یا ناشر طراحی جلد و صفحه‌آرایی را با معیارهای خودش انجام دهد؟ من ترجیح می‌دهم تمام مراحلی که گفتم توسط خودمان انجام شود.پس از انجام مراحلی که توضیح دادم، فایل پی‌دی‌اف نهایی کتاب را همراه فایل فتوشاپ جلد به ناشر تحویل می‌دهید تا کارهای بعدی را انجام دهد. ناشر شما ۴ کار مهم انجام می‌دهد.مراحل تولید کتاب توسط ناشر۱. ثبت در کتابخانه ملیاولین کار ناشر ثبت کتاب شما در کتابخانه ملی ایران است. هر کتابی در جهان یک کد یا شماره استاندارد دارد که شابک نامیده می‌شود. قبلا ناشر به شما یک شماره «شابک» داده است و این شماره را در صفحات ابتدایی کتاب در بخش شناسنامه کتاب درج کرده‌اید؛ مثلا شماره شابک کتاب «مدرس مرجع» ۹۷۸۶۰۰۲۷۴۱۴۷۹ است.ثبت کتاب در کتابخانه ملی که توسط ناشر انجام می‌شود، فرایندی آنلاین است و در سایت کتابخانه ملی با آدرس nlai.ir انجام می‌شود. هنگام ثبت کتاب اطلاعات نویسنده هم ثبت می‌شود، اطلاعاتی مانند سال تولد، کد ملی و …۲. تایید وزارت ارشادپس از ثبت کتاب توسط کتابخانه ملی، نسخه نهایی کتاب برای وزارت ارشاد ارسال می‌شود تا بررسی شود. این فرایند هم با توجه به محتوای کتاب شاید تا چند هفته طول بکشد. پس از اینکه کتاب توسط وزارت ارشاد تایید شد، دیگر نباید کوچک‌ترین تغییری در محتوای آن ایجاد کنید. اکنون ناشر می‌تواند با مجوزی که از وزارت ارشاد گرفته کتابتان را برای چاپ به چاپخانه تحویل بدهد.۳. چاپ کتابچاپخانه‌ها فقط زمانی حق دارند کتاب را چاپ کنند که مجوز وزارت ارشاد آن صادر شده باشد. تیراژ کتاب در قیمت تمام‌ شده کتاب بسیار موثر است. شاید کمترین تیراژ مناسب ۲۰۰۰ نسخه باشد. اگر بخواهید از کتابتان ۱۰۰۰ نسخه چاپ کنید، قیمت تمام شده هر کتاب افزایش چشم‌گیری خواهد داشت.البته امکان چاپ دیجیتال هم وجود دارد و می‌توان کتاب را حتی با تیراژ ۱۰ عدد چاپ کرد؛ ولی یادتان باشد شما می‌خواهید مدرس مرجع شوید! پس از همین الان سعی کنید کتاب را به تعداد کافی چاپ کنید.چاپ کتاب حدود یک هفته تا ده روز طول می‌کشد. البته چاپ احتمالا در یک یا دو روز انجام می‌شود؛ ولی برای صحافی کتاب‌ها به چند روز زمان نیاز است.۴. اعلام وصولمرحله آخر کار که توسط ناشر انجام می‌شود «اعلام وصول» کتاب است. در این قدم کتاب چاپ‌شده برای وزارت ارشاد ارسال می‌شود. همین‌طور معمولا تیراژ کتاب بررسی می‌شود که با تعداد اعلام‌شده در کتاب مطابقت داشته باشد. پس از طی شدن این مرحله کتاب شما می‌تواند عرضه شود تا فروش آغاز شود.تبریک می‌گوییم. کتابتان چاپ شده و آماده فروش است. البته فعلا فقط مراحل کار را توضیح دادیم. احتمالا دقیقا نمی‌دانید نوشتن کتاب را چطور آغاز کنید و چگونه در ۳۰ روز آن را به پایان برسانید. پس بخش بعدی را مطالعه کنید.چگونه کتاب نویسیم؟ مراحل قدم به قدمدر این قسمت یک تکنیک نوشتن کتاب توضیح می‌دهیم که بسیار ساده و کاربردی است. این روش فقط برای نوشتن کتاب‌های آموزشی قابل استفاده است. با این روش نمی‌توانید کتاب داستان بنویسید. البته شما یک مدرس مرجع هستید، پس کارتان آموزش به دیگران است.۱. انتخاب موضوع کتاباولین قدم انتخاب موضوع کتاب است. در دوره «کارخانه تولید اطلاعات» به شرکت‌کنندگان توصیه می‌کنم بیشتر دنبال انتخاب نتیجه باشند تا موضوع. افراد کتاب می‌خوانند تا به نتیجه مورد نظرشان برسند یا حداقل به آن نزدیک‌تر شوند.اوایل کار هرچه موضوع انتخابی شما خاص‌تر باشد، احتمال موفقیت بیشتر است؛ مثلا «مدیریت زمان» موضوع خوبی برای کتاب نیست، چون خیلی کلی است. اگر کمی در گوگل و سایت‌های دیگر تحقیق کنید شاید متوجه شوید افراد در حوزه مدیریت زمان دنبال چه نتایج دقیق‌تری هستند و به این موضوع‌ها بپردازید.با یک جستجوی ساده در گوگل متوجه می‌شوید اغلب جستجوکنندگان دنبال چه چیزی هستند. کافی است عبارت «مدیریت زمان» را جستجو کنید. گوگل در قسمت پایین نتایج جستجو، نشان می‌دهد افراد چه عبارت‌های مرتبط دیگری را جستجو کرده‌اند؛ مثلا یکی از توصیه‌های گوگل «مدیریت زمان با استفاده از موبایل» است! عالی نیست؟ یک نتیجه بسیار جذاب پیدا کردیم تا درباره‌اش کتاب بنویسیم. کافی است در کتاب آموزش ‌دهیم چگونه می‌توان با کمک موبایل و اپلیکیشن‌های مناسب مدیریت زمان را بهبود داد.حتی این موضوع یا نتیجه را باز هم می‌توان خاص‌تر کرد. یکی از راه‌ها انتخاب مخاطب خاص است؛ مثلا: «مدیریت زمان با موبایل برای مدیران». توجه کنید که اکنون در حال انتخاب نام کتاب نیستیم. نام کتاب می‌تواند بسیار جذاب‌تر باشد. فعلا فقط موضوع کتاب را انتخاب می‌کنیم.۲. انتخاب شش موضوع اصلیقدم بعدی آن است که ۶ زیرمجموعه برای موضوع کتاب انتخاب کنیم. در واقع قفسه‌های اتاق ذهن خواننده را تعریف می‌کنیم. اگر جمله قبل برایتان عجیب بود لطفا یک بار دیگر فصل سوم را با دقت بیشتری بخوانید. اگر ساده‌تر بگویم، سعی می‌کنیم پاسخ این پرسش را بیابیم: کدام ۶ موضوع را نمی‌توان از کتاب حذف کرد؟ اگر در حوزه‌ای خاصی تخصص داریم تشخیص این شش موضوع کار خیلی سختی نیست.اگر به مثال خودمان برگردیم، در کتاب «مدیریت زمان با موبایل برای مدیران» کدام شش موضوع حتما باید در کتاب وجود داشته باشد. شاید شش موضوع اصلی چیزی شبیه مثال صفحه بعد باشد.شش موضوع اصلی کتاب۱. هدف‌گذاری۲. تبدیل اهداف به برنامه اجرایی۳. ساخت برنامه ماهانه و روزانه۴. مدیریت زمان با گوشی موبایل۵. حذف عوامل مزاحم در مدیریت زمان۶. مدیریت پروژه‌ها و کارهای بزرگ‌ترالبته این شش موردی که عنوان کردم فقط یک مثال است و جنبه آموزشی دارد. در دنیای واقعی برای انتخاب این ۶ موضوع تحقیقات بیشتری لازم است.۳. انتخاب سه زیرمجموعهحالا باید برای هرکدام از این شش موضوع، سه موضوع فرعی تعیین کنیم. در واقع برای هر موضوع اصلی سه زیرمجموعه مشخص می‌کنیم؛ مثلا اولین موضوع اصلی «هدف‌گذاری» است. می‌توانیم برای این موضوع، سه موضوع فرعی زیر را تعیین کنیم:۱. انتخاب اهداف مهم۲. ارزیابی اهداف۳. اشتباهات رایج در هدف‌گذاریهمین کار را برای موضوع‌های اصلی دیگر تکرار می‌کنیم. تا اینجا ۱۸ موضوع داریم که باید در کتاب به‌ آن‌ها بپردازیم.۴. نوشتن شش سوالحالا برای هرکدام از این موضوع‌های فرعی شش سوال مطرح می‌کنیم؛ مثلا یکی از موضوع‌های فرعی «ارزیابی اهداف» است. برای این مورد باید شش سوال مشخص و دقیق بنویسیم.۱. چرا باید پس از انتخاب اهداف آن‌ها را ارزیابی کنیم؟۲. چگونه بفهمیم هدف انتخاب شده با شخصیت ما سازگاری دارد؟۳. چگونه مطمئن شویم هدفی که انتخاب کرده‌ایم ارزشمند است؟۴. اگر هدفی که انتخاب کردیم در ارزیابی رد شود قدم بعدی چیست؟۵. آیا در ارزیابی اهداف، نظر اطرافیان مهم است یا خیر؟۶. آیا هدفی که همه با آن مخالفند می‌تواند مناسب باشد؟با نوشتن سوالات، در نهایت به ۱۰۸ سوال می‌رسیم که باید پاسخ‌ها را بنویسیم. به شما تبریک می‌گویم. بخش سخت نوشتن کتاب تمام شد! شاید تمام این مراحلی که تا اینجا توضیح دادم در یک روز کاری قابل انجام باشد. کافی است یک روز را به این کار اختصاص دهید و با تحقیق در اینترنت و منابع دیگر و حتی نظرسنجی، به ۱۰۸ سوال کلیدی برسید که زیربنای کتاب شما را تشکیل می‌دهد.۵. یافتن پاسخ ۱۰۸ سوالقدم بعدی پاسخگویی به سوالات است. شاید این قدم سخت به‌نظر برسد ولی خیلی هم سخت نیست. روش‌های مختلفی برای پاسخگویی به سوالات وجود دارد. بهتر است ترکیبی از این روش‌ها را استفاده کنید تا کتاب متنوع‌تر و جذاب‌تر شود.5 روش برای پاسخگویی به سوالات۱. بینش و تجربیات خودتان۲. تحقیق در اینترنت۳. کتاب‌های معتبر۴. مصاحبه با افراد اثرگذار۵. نظرسنجی6. تبدیل ۱۰۸ پرسش و پاسخ به کتاب!تا اینجا ۱۰۸ پرسش و پاسخ دارید. حالا باید این مطالب را به کتاب تبدیل کنید. دستتان کاملا باز است. می‌توانید برخی از سوالات و پاسخ‌ها را حذف کنید. همچنین این شما هستید که انتخاب می‌کنید کدام قسمت‌ها کنار هم قرار بگیرند و یک فصل کتاب را شکل بدهند. در این قسمت کار ابهاماتی وجود دارد. در دوره‌های قبلی «کارخانه تولید اطلاعات» وقتی این روش نوشتن کتاب را توضیح می‌دادم حضار سوالاتی می‌پرسیدند. در بخش بعد به پاسخ سوالات رایج می‌پردازم.شاید احساس کنید روشی که توضیح دادم شما را تا حدی محدود می‌کند؛ ولی این‌طور نیست! بعد از اینکه ۱۰۸ سوال و پاسخ‌ها را نوشتید، نیازی نیست به مراحل قبل و تقسیم‌بندی قبلی برگردید. از این لحظه فکر کنید که ۱۰۸ قطعه ارزشمند از کتاب را دارید و کافی است برخی را حذف کنید، حتی شاید مطالبی خارج از این موارد به آن اضافه کنید و از اول فکر کنید کدام قسمت‌ها کنار هم قرار گیرند. روشی که توضیح دادم فقط یک آلگوریتم ساده است که محتوای زیادی در کمترین زمان تهیه شود.۳ نکته درباره نوشتن کتاب در ۳۰ روزبگذارید سه مورد که معمولا ابهام ایجاد می‌کند را بیشتر توضیح ‌دهم.۱. کتاب لزوما ۶ فصل نیست!کتابی که با این روش می‌نویسید لازم نیست ۶ فصل باشد. درست است که شما شش موضوع اصلی انتخاب کردید و کار را پیش بردید؛ ولی شاید تصمیم بگیرید یک موضوع اصلی را به دو فصل تقسیم کنید یا حتی شاید دو موضوع اصلی را ادغام کنید و در یک فصل توضیح بدهید. بعد از تهیه ۱۰۸ پرسش و پاسخ می‌توانید فکر کنید که کتاب چند فصل باشد و موضوع هر فصل چه باشد. در واقع ساختار محتوا را از اول طراحی می‌کنید.۲. لزومی ندارد از همه ۱۰۸ مطلب استفاده کنید!نکته دیگر این است که لزومی ندارد از تمام سوالات استفاده کنید و گاهی ۲ یا ۳ سوال را می‌توان تلفیق کرد. برخی از سوالات شاید کلا از کتاب حذف شود. همچنین شاید هنگام تهیه ۱۰۸ پرسش و پاسخ، نکاتی به ذهنتان برسد که در هیچ‌کدام از آن ۱۰۸ مورد وجود ندارد. این موارد را می‌توانید به کتاب اضافه کنید.هدف استفاده از روش ۶-۳-۶ فقط یافتن ایده‌هایی برای محتوای کتاب است تا با پرورش آن‌ها تبدیل به یک کتاب خوب شود.۳. تمام سوالات را در کتاب ننویسید!کتابی که با این روش تهیه کردیم مجموعه‌‌ای از پرسش و پاسخ نیست! پس این‌طور عمل نمی‌کنیم که به‌ترتیب اول سوال را مطرح کنیم و سپس پاسخ را بنویسیم. شاید بتوان بسیاری از سوالات را به یک عنوان خبری تبدیل کرد.اگر به اندازه کافی مصمم هستید و به تبدیل شدن به یک مدرس مرجع در حوزه کسب‌وکارتان فکر می‌کنید، نوشتن کتاب را همین الان شروع کنید. ماه بعد متن کتابتان تمام شده است و می‌توانید مراحل چاپ کتاب را آغاز کنید!</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Tue, 22 Oct 2019 13:43:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی خرید می‌کنید در مغز شما چه خبر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@modiresabz/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-otnktzocvz2s</link>
                <description>در این مقاله به ۳ ایده دیگر بازاریابی عصبی می‌پردازیم که بیشتر به فروش محصولات و خدمات ارتباط دارد.مقایسه افراد به جای محصولاتگاهی افراد محصولاتی را می‌خرند که از مشخصات فنی آن هیچ اطلاعی ندارند. همان‌طور که در مقاله قبل صحبت کردیم یکی از مهم‌ترین انگیزاننده‌های خرید، نظر اطرافیان ما درباره آن محصول است. اگر اطرافیان و دوستان ما بگویند تمامی افراد مهم و برجسته ساعت مچی دارند، شاید شما هم ترغیب شوید از ساعت مچی استفاده کنید زیرا می‌خواهید جزء افراد برجسته و مهم باشید.یکی از این راه‌های تاثیرگذار بازاریابی این است که به جای تمرکز بر محصولات، روی افرادی که از این محصولات استفاده می‌کنند تمرکز کنیم. یکی از تبلیغات اپل که سال‌ها پیش در مجلات مختلف چاپ شد تبلیغی درباره کامپیوترهای مَک بود. در این تبلیغ هیچ صحبتی از محصول و مشخصات آن نشده بود حتی عکسی از کامپیوتر وجود نداشت. این تبلیغ به مقایسه دو فرد پرداخته بود که یکی از آن‌ها از محصولات اپل استفاده می‌کرد و دیگری از محصولات رقبا.نفر اول یک شخص حدود ۴۰ تا ۵۰ ساله است که کت و شلوار پوشیده و احتمالا کارمندی منضبط و جدی است. به این شخص نمی‌شود به راحتی نزدیک شد و با او شوخی کرد. این آقا از کامپیوتر شخصی معمولی استفاده می‌کند و نه از محصولات اپل.نفر دوم جوان شاد و باانگیزه‌ای است که شلوار جین و پیراهن اسپرت پوشیده. لباس‌ها و ساعت او بسیار به‌روز و جوان پسند است و لبخندی بر لب دارد. زیر این عکس نوشته شده: کاربر محصولات اپل.شرکت اپل در این تبلیغ هیچ اشاره‌ای به مشخصات فنی محصول نکرده بود. فقط با این تبلیغ می‌گفت: اگر جوان و باانگیزه هستید و نمی‌خواهید یک کارمند کت و شلوار پوش بی‌انگیزه باشید از محصولات اپل استفاده کنید. این تبلیغ قشر جوان را هدف قرار داده بود.اغلب افرادی که در اولین روز ارائه آی‌پد برای خرید آن صف بسته بودند جواب دو سوال ساده را درباره این محصول نمی‌دانستند. آن‌ها نمی‌دانستند کیفیت صفحه تصویر چقدر است حتی بسیاری از آن‌ها میزان حافظه داخلی آن را نمی‌دانستند. چگونه ممکن است مردمی که برای خرید یک محصول پول قابل‌ توجهی می‌پردازند از مشخصات دقیق آن اطلاع نداشته باشند؟ پاسخ این است که این افراد دنبال محصولات فوق‌العاده نیستند بلکه می‌خواهند به عنوان فردی خارق‌العاده و خاص شناخته شوند.در صفحات محصول سایت از عکس افرادی استفاده کنید که در حال استفاده از محصولات و خدمات شما هستند. مخاطبان محصول خود را به دقت مشخص کنید. اگر چنین کاری ممکن نیست حداقل فکر کنید بهترین مخاطب محصول شما چه کسی می‌تواند باشد و این موضوع را در صفحه محصول تاکید کنید.استفاده از قیمت‌های دقیقدر قیمت‌گذاری محصولات سایت از قیمت‌های دقیق استفاده کنید. هیچ‌گاه قیمت محصولی را ۲۰ هزار تومان قرار ندهید و تا آنجا که ممکن است به هیچ‌ وجه تخفیف ندهید. همین قیمت‌های دقیق معمولا باعث می‌شود توقع تخفیف کم‌تر شود. این موضوع را در سایت مدیرسبز آزمایش کردیم. وقتی قیمت یک سی‌دی آموزشی ۱۵.۰۰۰ تومان است، افرادی برای خرید محصول تماس تلفنی می‌گیرند توقع تخفیفی بسیار زیادی دارند. آن‌ها حتی درخواست ۳۰۰۰ تومان تخفیف می‌کنند؛ ولی وقتی قیمت همان محصول را به ۱۴۸۰۰ تومان کاهش می‌دهیم توقع تخفیف بسیار کم‌تر می‌شود. افراد شجاع گاهی درخواست ۸۰۰ تومان تخفیف می‌دهند.آیا توجه کردید که قیمت محصول را ۲۰۰ تومان کاهش دادیم و بر خلاف تصور سود بیشتر شد؟ تخفیف‌های بی‌مورد یکی از بزرگ‌ترین هزینه‌ها هستند و با کاهش این مورد می‌توانید سود بیشتری کسب کنید.قیمت‌های دقیق همچنین حس بهتری به مشتری انتقال می‌دهد. قیمت‌های غیر دقیق مانند ۵۰ هزار تومان این ذهنیت را ایجاد می‌کند که برای قیمت‌گذاری هیچ محاسبه دقیقی انجام نشده و فروشنده سود بسیار زیادی می‌برد.فرمول مشخصی برای خود تعریف کنید و قیمت‌گذاری را با آن فرمول انجام دهید تا هرگاه مشتری دلیل آن قیمت خاص را پرسید بتوانید برایش توضیح قانع‌کننده‌ای ارائه دهید.کاهش نقاط درد در سایتدستگاه‌هایی به نام  FMRI سیار وجود دارند که بر سر افراد نصب می‌شود و تصویر خاصی از مغز تهیه می‌شود. در آزمایشاتی که با این دستگاه انجام شده نتیجه بسیار جالب و عجیبی حاصل شده است. از افرادی که در حال خرید و پرداخت آنلاین پول در سایت هستند اسکن مغزی تهیه شده است و این اسکن با عکس مغز افراد حین انجام کارهای دیگر مقایسه شده است. اسکن افراد در حال پرداخت پول بسیار شبیه اسکن افرادی است که در حال تحمل درد هستند؛ یعنی وقتی شخصی در حال خرید آنلاین است همان قسمت مغز تحریک می‌شود که هنگام فرو کردن سوزن در دست شخص تحریک می‌شود. خلاصه آنکه پرداخت پول معمولا فرایندی دردناک است حتی اگر خریدار هیچ‌گاه به این موضوع اعتراف نکند.شاید برای شما هم پیش آمده باشد که به رستورانی مراجعه می‌کنید و تخمینی حدودی از مبلغ پرداختی دارید. سپس عددی که درخواست می‌شود بیشتر از مبلغ تخمینی شما است. شاید این اختلاف برای شما قابل‌ توجه نباشد؛ مثلا بدانید باید ۳۰۰۰ تومان بیشتر بپردازید ولی همین موضوع احساس بسیار بدی در شما ایجاد می‌کند و شاید باعث شود دیگر هیچ‌گاه به آن رستوران مراجعه نکنید!در خرید آنلاین چند نقطه درد وجود دارد؛ یعنی لحظاتی که خریدار احساس خوشایندی ندارد. یکی از مهم‌ترین نقاط درد در سایت زمانی است که خریدار تصمیم به خرید گرفته و پس از اقدام متوجه می‌شود باید هزینه‌های دیگری را هم بپردازد؛ مثلا قیمت محصول ۱۹۸۰۰ تومان است و خریدار با زدن دکمه خرید متوجه می‌شود باید هزینه‌های جانبی دیگری مانند بسته‌بندی، پست و … را هم بپردازد.در قیمت‌گذاری محصولات و خدمات تا جای ممکن از قیمت‌های نهایی استفاده کنید. قیمتی که دیگر هیچ مبلغی به آن اضافه نخواهد شد. اگر هزینه‌هایی مانند بسته‌بندی، ارسال و هر چیز دیگر دارید آن‌ها را با قیمت محصول جمع کنید و قیمت نهایی را در سایت اعلام کنید. به بازدیدکننده قول بدهید که به جز مبلغ اعلام شده هیچ هزینه جانبی دیگری پرداخت نخواهند کرد. با این کار یکی از نقاط درد در فروش آنلاین را کاهش خواهید داد.نقطه درد دیگر در خرید آنلاین زمانی است که خریدار خرید خود را با موفقیت به پایان می‌رساند و هیچ‌گونه تایید مستحکمی دریافت نمی‌کند که خرید موفقیت‌آمیز بوده و همچنین هیچ اطلاعاتی درباره ارسال محصول و جزئیات آن دریافت نمی‌کند. بسیاری از افراد به خریدهای اینترنتی بدبین هستند و اعتماد کافی ندارند. اگر پس از خرید بتوانید با بیش از یک روش با مشتری تماس بگیرید معمولا ذهنیت بسیار خوبی ایجاد می‌شود؛ مثلا پس از خرید ایمیل تبریکی ارسال شود و تمام اطلاعات لازم را در اختیار مشتری قرار دهد. همچنین پس از چند دقیقه شخص خوش‌برخوردی تماس تلفنی بگیرد و از خریدار تشکر کند و اطمینان بدهد که همه چیز به خوبی پیش رفته و محصول به موقع ارسال خواهد شد.مدتی پیش برای یک مشتری مشاوره داشتم که کارش چاپ روی لیوان و … است. یک دست لیوان با لوگوی شرکت سفارش دادم. تمامی این مراحل را با اینترنت انجام دادم تا کیفیت خدمات آن‌ها را بررسی کنم. پس از آنکه پول را به صورت آنلاین پرداخت کردم و سفارش را ثبت کردم هیچ اتفاقی نیفتاد. چند روز گذشت و با شماره شرکت تماس گرفتم. هیچ‌کس گوشی را برنداشت! پس از حدود ۱۵ روز که زمان تحویل سفارش بود مجددا با شرکت تماس گرفتم. این بار گوشی را برداشتند. پرسیدم آیا سفارشم آماده است؟ آن‌ها گفتند: سفارش شما انجام نشده، چون بعد از پرداخت آنلاین تلفنی تماس نگرفتید تا پیگیری کنید. من هم گفتم که تماس گرفتم و کسی گوشی را برنداشت. آن‌ها یک توصیه حکیمانه کردند و گفتند: آنقدر تماس می‌گرفتید تا گوشی را برداریم!حال سناریوی بسیار بهتری را در نظر بگیرید. به محض سفارش آنلاین پیامک تشکری ارسال می‌شود. با این کار کمی از اضطراب خرید کاسته می‌شود و یکی از نقاط درد در فرایند خرید کم‌تر می‌شود. پس از چند دقیقه از آن شرکت تماس می‌گیرند و تمام جزئیات سفارش را با شما کنترل می‌کنند و اطمینان می‌دهند سفارش به موقع ارسال خواهد شد. در این حالت چقدر احتمال دارد که این سایت را به دوستان دیگر معرفی کنید؟ در حالت اول چقدر احتمال دارد به دوستان خود درباره این سایت غیرحرفه‌ای تذکر دهید تا هیچ‌گاه از آن خرید نکنند؟بنابراین با کاهش تعداد نقاط دردِ قبل و بعد از فروش موفقیت سایت بیشتر می‌شود.</description>
                <category>تیم مدیر سبز</category>
                <author>تیم مدیر سبز</author>
                <pubDate>Sat, 12 Oct 2019 09:37:52 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>