<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های modireshad</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@modireshad</link>
        <description>سعید قنبری، نویسنده کتاب تعادل در زندگی آسان است اگر، محقق و سخنران مهارت‌های زندگی و مربی اعتمادبه‌نفس و موسس بنیاد مطالعاتی مدیرشاد زندگی و مالک وبسایت modireshad.com است. شاد باشید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:31:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/31413/avatar/lw3GbC.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>modireshad</title>
            <link>https://virgool.io/@modireshad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کاریزما چیست؟ سفر به اعماق کاریزما</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%85%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%85%D8%A7-c5mbjkedcfcm</link>
                <description>مفهوم کاریزما و کاریزماتیک بودن، انسان‌های کاریزماتیک یا چهره و شخصت کاریزماتیک، مواردی هستند که قصد داریم در طیِ چند مقاله، ابعاد کاربردی آن‌ها را برای استفاده در زندگی روزمره و رسیدن به موفقیت، مورد بررسی قرار دهیم. برای اینکه متوجه شوید کاریزما چیست با وب‌سایت مدیرشاد همراه باشید.کمی کاریزما نوردی!به نظر می‌رسد «ماکس وبر» نخستین کسی است که اصطلاح «کاریزما» را به مفهوم مصطلح امروزی آن به کار برده است. ماکس وبر این موضوع را در بحث «رهبران کاریزماتیک» مطرح کرد. او یک جامعه‌شناس و تاریخ‌دان خردگرا بود.مفهوم کاریزما و کاریزماتیک بودن پس از ماکس وبر دچار دگرگونی‌هایی شده است و کتاب‌ها و مقالاتی که در طول دهه‌های مختلف در این مورد نوشته و منتشر شده‌اند؛ از این سیر تدریجیِ دگرگونی تبعیت می‌کنند.کاریزما یعنی چه؟معنای لغویِ کاریزما از کلمه‌ی انگلیسی «کریس» charis به معنای شفقت و توجهِ خدایان است. اگر کمی بیشتر به عمق قضیه برویم متوجه خواهیم شد که این واژه‌ی انگلیسی، ریشه در افسانه‌ی دختری به نام «خاریس» دارد که در ادبیات یونان یکی از نمادهای جذابیت و زیبایی بوده است.در یک تعریف کلی، می‌توان قدرت اثرگذاریِ حضوری و کلامی، تحت تأثیر قرار دادن و جهت‌دهی به افراد را که در جذابیتی یکپارچه تجلی می‌یابد؛ کاریزما و فرد واجد چنین ویژگی‌هایی را فرد کاریزماتیک نامید.با توجه به معنای فوق، متوجه می‌شویم که بحث کاریزما و کاریزماتیک بودن می‌تواند در بسیاری از زمینه‌های زندگی انسان‌ها مطرح و تأثیرگذار باشد؛ از روانشناسی و جامعه‌شناسی گرفته تا بحث سیاست و ارتباطاتِ مختلف فردی و اجتماعی.قدر مسلم این است که فرد کاریزماتیک در هر زمینه‌ای می‌تواند دیگران را کم‌وبیش به مسیری که می‌خواهد سوق دهد.بررسی دقیق‌تر مفهوم کاریزما، کاریزما چیست؟گفتیم که کاریزما عبارت از داشتن توانایی جذب اطرافیان و تأثیرگذاری بر آن‌ها است. زمینه‌های مختلفی برای ظهور افراد کاریزماتیک وجود دارند. برخی افراد کاریزماتیک حتی می‌توانند انسان‌های خاموش و ساکتی باشند که با حالت خود، دیگران را جذب کرده و تحت تأثیر قرار دهند.بعضی دیگر از افرادِ کاریزماتیک با نوع رابطه برقرار کردن خود محل توجه‌اند و برخی به خاطر عشق و علاقه‌ای که دارند مورد توجه هستند.در همه‌ی این موارد، کاریزما نتیجه‌ی رابطه‌ی عالی و تواناییِ ارتباط برقرار کردن مؤثر است.محققان دانشگاه «تورنتو» در کشور کانادا در مورد ویژگی‌های افراد کاریزماتیک با انجام تحقیقی گسترده در مورد بیش از هزار نفر به نتایج در پی آمده رسیده‌اند:کاریزما، قدرت تأثیرگذاری، توانایی رهبری و قدرت «هستیِ» فرد است.کاریزما، قابل دستیابی بودن (جوش خوردن با دیگران) و دلپذیر بودن است.تست سنجش میزان کاریزماتشخیص و سنجش میزان کاریزما در افراد امکان‌پذیر است.برای این‌که بدانید خودتان دارای چه درجه‌ای از کاریزما هستید، می‌توانید یک تست انجام دهید. به این منظور، برای شش موردِ مطرح شده در زیر، امتیازی بین یک تا پنج برای خود در نظر بگیرید.شخص کاریزماتیک در هر مکانی خودبه‌خود به چشم می‌خوردشخص کاریزماتیک می‌تواند انسان‌ها را تحت تأثیر خود قرار دهداو می‌داند که چگونه گروهی از انسان‌ها را راهبری کنداو به انسان‌ها احساس راحتی، حسی دلپذیر یا هیجان می‌بخشددر اکثر موارد به روی دیگران لبخند می‌زندبا هر کسی می‌تواند به‌نوعی به توافق برسد یا او را تحت تأثیر قرار دهد.پس از این‌که برای هر سؤال، به خودتان امتیازی بین یک تا پنج دادید؛ جمع امتیازات را تقسیم بر شش کنید. اگر نتیجه بالاتر از ۳.۷ باشد؛ فراتر از میانگین محسوب می‌شود و نشان‌گر داشتن کاریزمای خوب شما است.وارد اصل مطلب کاریزما می‌شویمخبر خوب این است که شما می‌توانید میزان کاریزمای خود را با تمرینات و شگردهایی که طیِ چند مقاله‌ی بعدی خدمتتان ارائه خواهیم کرد؛ بهبود و توسعه دهید. برای این کار نیاز به فراگیری آموزش‌هایی خواهید داشت که سعی خواهیم کرد با بیانی ساده و خلاصه آن‌ها را در اختیار شما مخاطبان گرامی وب‌سایت مدیرشاد قرار دهیم.رهنمودهایی که در مقالات بعدی به‌طور مفصل‌تر آن‌ها را بیان خواهیم کرد؛ مربوط به سه زمینه خواهند بود:۱- گسترش حوزه‌ی تأثیرگذاری بر سایر انسان‌هابه این منظور به بیان شگردهای رشد شخصی در این زمینه‌ها خواهیم پرداخت:وزن هستی: منظور از داشتن وزن هستی، دارا بودن اعتمادبه‌نفس و خوش‌بینی در هنگام شکست است. انسان‌های کاریزماتیک بدون این‌که مغرور یا خودپسند باشند؛ دارای اعتمادبه‌نفس هستند و یا حداقل به خودشان مطمئن‌اند. آن‌ها در این حد نیز محدود نمی‌مانند و به دیگران نیز در داشتن حس اطمینان و اعتماد به نفس یاری می‌رسانند.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد کاریزما چیست؟ سفر به اعماق کاریزما و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Wed, 19 Feb 2020 01:05:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهره و تیپ کاریزماتیک چیست و چگونه می‌توان آن را داشت؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%88-%D8%AA%DB%8C%D9%BE-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-jo5xmffns8s2</link>
                <description>چهره کاریزماتیک چیست؟ چهره کاریزماتیک یا تیپ کاریزماتیک، موضوعی است که روش رسیدن به آن را از طریق تقویت کاریزمای فیزیکی‌تان با فرا گرفتن تکنیک‌های گفته‌شده در این مقاله می‌توانید بیاموزید. با وب‌سایت مدیرشاد همراه باشید.چهره کاریزماتیک چیست و تیپ کاریزماتیک کدام است؟بخشی از کاریزمای شخصی (و نه قسمت اعظم آن) به چهره، تُن صدا و فیزیکِ فرد مربوط است.البته بودند و هستند افرادی که ظاهراً از کاریزمای چهره بهره‌ی چندانی نداشتند و ندارند ولی یک شخص کاریزماتیک محسوب می‌شدند و می‌شوند.به هر حال سؤال چهره کاریزماتیک چیست سوالی است که باید پاسخ آن را بدانیم تا بتوانیم در جهت تقویت کاریزمای شخصی خود از آن بهره ببریم.ابتدا این ۱۰ شگرد زبان بدن را در پاسخ به سؤال چهره کاریزماتیک چیست بخوانید و سپس از آن‌ها در زندگی روزمره برای موفقیت بیشتر خودتان استفاده کنید:۱- نشستن صاف:یکی از علایم کاریزمای بدن، نشستن درست و مستقیم است.این حالت، بیان‌کننده‌ی اعتماد به نفس شما خواهد بود. این حالت به دیگران این حس را منتقل می‌کند که فرد دارای اعتماد به نفس و آماده‌ی اقدام است.افراط کردن در شکل نشستن مستقیم می‌تواند نشانه‌ی بی‌احترامی نیز تلقی شود و در انجام آن نباید زیاده‌روی کنید.برای این‌که به‌طور صحیح، راست بنشینید؛ شانه‌هایتان را به حد معمولی باز کرده و عرض پاهایتان را کمی کمتر از شانه‌هایتان بر روی زمین قرار دهید.۲- حرکت ویژه در هنگام پاسخ دادن به دیگران:هنگام پاسخ دادن به دیگران مقدار بسیار کمی به سمت عقب متمایل شوید.این کار به فرد مقابل این شانس را می‌دهد که برای بیان توجهش به شما کمی به سمت جلو متمایل شود.یکی از پاسخ‌های چهره کاریزماتیک چیست ، انجام همین حرکت است.۳– استفاده‌ی مناسب از حرکت بدن و دست‌ها:در اکثر مقالات و منابع خارجی که در پاسخ به سؤال چهره کاریزماتیک چست و یا کاریزمای بدن چیست نوشته می‌شوند؛ از هنرجو می‌خواهند که هنگام سخن گفتن، از حرکات دست و بدن برای ادای منظور خود استفاده کند.ضمن تأیید کلیاتِ موضوع فوق، باید یادآور شد که در فرهنگ ما ایرانی‌ها، حرف زدن با حرکت دست و بدن به‌اندازه‌ی اروپایی‌ها یا آمریکایی‌ها پسندیده نیست و باید از این موارد کمتر از آنچه در مقالات و کتاب‌های آموزش زبان بدن که ترجمه شده‌اند و توصیه می‌شود؛ استفاده کرد.مهم‌ترین نکته‌ای که باید بدانید و اجرا کنید این است که دست‌های باز و کف‌های دستانِ به‌طرف بیرون، القاکننده‌ی این حس هستند که فرد، چیزی را پنهان نمی‌کند.۴- لبخند را فراموش نکنید:اغلب ما وقتی می‌خواهیم به سؤال چهره کاریزماتیک چیست بیندیشیم؛ بی‌اختیار یک چهره‌ی قوی و جدی را مجسم می‌کنیم.باید گفت که داشتن قیافه‌ی جدی بد نیست ولی همیشه جدی بودن، پاسخ صحیح به سؤال چهره کاریزماتیک چیست، نیست.شما در رابطه با انسان‌هایی که خواهان ارتباط برقرار کردن با آن‌ها هستید؛ در عین داشتن تیپ کاریزماتیک باید طوری رفتار کنید که آن‌ها حس هم‌دلیِ شما را درک کنند و از این بابت احساس آسودگی به آن‌ها دست دهد.در ضمن، می‌توانید با حرکت سر، حرف فرد مقابل را تأیید و با لبخند زدن، ستایش خود نسبت به او را بیان کنید.یادتان باشد به شوخی‌های فرد، با خنده‌تان عکس‌العمل نشان دهید.۵- تماس چشمیِ مناسب برقرار کنید:از زمان قدیم گفته‌اند که «چشم آیینه‌ی روح است».اگر بخواهیم فقط در یک جمله به سؤال چهره کاریزماتیک چیست جواب بدهیم؛ بهتر است از بین همه‌ی تکنیک‌های مفید، این دو کلمه را برگزینیم: تماس چشمی.باید بین ۶۰ تا ۷۰ درصد از زمانی که با فرد مقابل به صحبت مشغول هستید را صرف برقرار کردن تماس چشمی با او کنید.همچنین لازم است از این نکته آگاه شوید که میزان ظرفیت زمانیِ هر تماس چشمیِ انسان با دیگری، بین هفت تا ۱۰ ثانیه است.دقت کنید که اگر مدت زمانِ تماس چشمیِ شما بیش از حد باشد؛ فردِ مقابل، شما را آدمی جسور یا مهاجم تلقی خواهد کرد.نگاه کردنِ زیاد به پایین می‌تواند در نظر مخاطبتان علامت مخفی‌کاری و پنهان کردن چیزی تلقی شود؛ لذا در مواقعی که تماس چشمی را قطع می‌کنید؛ به کناره‌ها بنگرید و نه به پایین.همیشه هم‌سطح قرار دادن نگاهتان با نگاه مخاطبتان بیانگر اعتمادبه‌نفس شما خواهد بود.۶- طرز دست دادن (مصافحه):نحوه‌ی دست دادنِ هر شخص می‌تواند بیانگر بسیاری از خصوصیات وی باشد.برای درست دست دادن؛ دست طرف مقابل را بگیرید و با فشاری اندک با او دست بدهید.هم‌چنین در موقع اتمام دیدارتان باید حرکتی نکنید که نشانگر عجله‌ی شما برای خداحافظی یا دست دادن با فرد باشد.دست دادنِ ضعیف، حس عدم اعتماد به نفس و فشار دادن بیش از حدِ دستِ طرف مقابل، حسی نامطلوب را به او منتقل خواهد کرد.۷- تکنیک آینه:در مقاله‌های قبلی نیز اشاره کردیم که انسان‌ها رابطه داشتن با افراد شبیه به خودشان را بیشتر می‌پسندند.یکی از پاسخ‌های مهم به سؤال چهره کاریزماتیک چیست ؟ تکنیک آینه است.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد چهره و تیپ کاریزماتیک چیست و چگونه می‌توان آن را داشت؟! و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Wed, 19 Feb 2020 01:02:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۶ روش افزایش اعتماد به نفس در مصاحبه شغلی</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%DB%B6-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-wa81btmgyalf</link>
                <description>نداشتن اعتماد به نفس در مصاحبه شغلی می‌تواند تلخ‌ترین خاطره‌ها را برای هر کسی (در عین دارا بودن لیاقت و شایستگی) رقم بزند و حتی سرنوشت فرد را برای همیشه عوض کند! برای افزایش اعتماد به نفس در مصاحبه شغلی با وب‌سایت مدیرشاد همراه باشید.وقتی که داشتن اعتماد به نفس در مصاحبه شغلی مسئله‌ی بودن یا نبودن است!هرچند که در برخی موارد، داشتن اعتماد به نفس در مصاحبه شغلی اولین چیزی نیست که منظورِ نظر مصاحبه‌کننده است؛ ولی این موضوع از اهمیت تلاش برای افزایش اعتماد به نفس در مصاحبه نمی‌کاهد؛ پس شگردهای در پی آمده را آموخته و در مصاحبه‌های شغلی به کار ببرید:۱- آماده شدن برای مصاحبه:پیش از حضور در مصاحبه‌ی استخدامی باید دقیقاً برای خود تعریف کنید که هدف شما از شرکت در آن مصاحبه چیست و می‌خواهید تحت چه شرایطی در شرکت مذکور استخدام شوید.به‌عنوان اولین اقدام ذهنی، به مصاحبه‌ی استخدامی به چشم یک سِری سؤالات تستی که پشت سر هم از شما پرسیده خواهند شد؛ ننگرید.۲- اعتمادبه‌نفس و نه غرور:تفاوتی که در داشتن اعتماد به نفس در مصاحبه شغلی با انواع دیگر اعتماد به نفس وجود دارد مغرور جلوه نکردن و در عین حال دارای اعتماد به نفس بودن است.اگر حتی تا اندازه‌ی کمی مغرور جلوه کنید به احتمال زیاد استخدام نخواهید شد مگر این‌که شرکت استخدام‌کننده نیازی ویژه به شما داشته باشد یا این‌که در زمینه‌ای دیگر امتیاز بیشتری به آن‌ها واگذار کنید.برای این‌که از ابتدا در مصاحبه‌ی استخدامی با اعتماد به نفس کامل حضور یافته و در عین حال رفتارتان حمل بر غرور و تکبر بی‌جا نشود در مورد کارهایی که در زمینه‌ی شغلی‌تان به‌خوبی انجام داده‌اید و بخصوص در مورد چگونگی انجام کارهای موفقتان با فرد مصاحبه‌کننده سخن بگویید.۳- از به کار بردن عناوین اداری، رسمی و پرطمطراق برای خود به‌ندرت استفاده کنید:طبق نظر برخی از مربیان اعتماد به نفس در مصاحبه شغلی، در هنگام استخدام هرچند در رزومه‌ی خود سِمت‌های مختلفی را که احتمالاً داشته‌اید ذکر کرده‌اید؛ ولی بهتر است بیشتر از یک بار به این عناوین اشاره نکنید و به‌جای آن برای موفقیت‌هایی که در بخش قبلی نیز به آن اشاره کردیم داستان‌هایی واقعی در چنته داشته باشید.شما باید برای هر یک از موفقیت‌های کاری خود و نحوه‌ی انجام آن چندین سناریو و داستان تهیه کنید. تأثیر تعریف داستان واقعیِ موفقیت که به‌خوبی طراحی شده و به‌طور خاصه گفته شود از تأکید بر روی سِمت‌هایی که قبلاً داشته‌اید بسیار کارسازتر خواهد بود.در داستان موفقیت خودتان فقط بر نتیجه‌ی کارهایتان تأکید نکنید بلکه روی این موضوع مانور دهید که چگونه تا به آن مرحله پیش رفته‌اید؛ مثلاً آیا شما مشکل بزرگی را که در محل کار قبلی خود حل کرده‌اید را با استفاده از «توفان فکری» انجام داده‌اید؟ یا آیا منابعی عالی در اختیار داشتید که راه‌حل مشکلات شرکت قبلی را با عمل به دستورات آن منبع حل کردید؟در هنگام شرح این وقایع، به استعدادها، توانایی‌ها و نیز مهارت‌های خود اشاره کنید.با شیوه‌ی فوق، مصاحبه‌کننده اطلاعات بیشتر و بسیار بهتری از شما در اختیار خواهد داشت. از سوی دیگر وقتی که شما حکایت موفقیت‌های خود را بیان کنید صاحب اعتماد به نفس در مصاحبه شغلی خواهید شد و غرور شما از بابت کارهایی که با موفقیت انجام داده‌اید؛ یک غرور کاذب و منفی نخواهد بود.۴- یکی از نقاط ضعفتان را نیز تحت شرایطی بگویید:طبق یکی از شگردهای اعتماد به نفس در مصاحبه شغلی برای این‌که داستان فعالیت کاریِ شما باورپذیرتر باشد در ضمنی آن، یکی از مواردی را که در آن موفق نشده‌اید را نیز بگنجانید و به‌طور مختصر به آن اشاره کنید. این مورد باید موردی کوچک و جانبی باشد اما گفتن آن به جنبه‌های مثبت داستان فعالیت‌های کاریِ شما قدرت و واقعیت بیشتری می‌بخشد.وقتی که به یکی از نقطه‌ضعف‌های خود اشاره کردید بلافاصله آن را به دو مورد دیگر ربط دهید؛ یا بگویید که چگونه توانستید آن ضعف را در خودتان برطرف کنید و یا به بیان این نکته بپردازید که برای تمام عمر از آن نقطه‌ضعفتان درس گرفته‌اید.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ۶ روش افزایش اعتماد به نفس در مصاحبه شغلی و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Wed, 19 Feb 2020 00:56:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰ تمرین برای افزایش اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%DB%B1%DB%B0-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-uuzfinkxhd6t</link>
                <description>داشتن اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف در زمینه‌های اجتماعی، شغلی و ازدواج، یک مهارت ضروری است. عمل به تمرین‌های به‌روز شده و کاربردی این مقاله بسیار سریع‌تر ازآنچه تصور می‌کنید افزایش اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف را برایتان به ارمغان خواهد آورد. با وب‌سایت مدیر شاد همراه باشید.تمرین‌های افزایش اعتماد به نفس در برابر جنس مخالفاز امروز به اعتماد به نفس خودتان به شکل یکی از عضلات بدنتان بنگرید؛ عضله‌ای که می‌خواهید آن را تقویت کنید!همان‌طور که برای تقویت عضلات بدن از زدن وزنه استفاده می‌شود؛ برای تقویت اعتماد به نفس به‌طورکلی و اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف نیز باید وزنه‌های ذهنی بزنید.به‌عنوان پیش‌زمینه‌ی تمامی تمرین‌های بعدی، همیشه برای تقویت اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف حس خاص و مهم بودن را به خودتان القا کنید. برای این کار تمرین‌های در پی آمده را انجام دهید:۱- تمرین ویژه‌ی تجسم ذهنی:اگر کمبود اعتماد به نفس شما در مقابل فرد مشخصی که به جنس مخالفتان تعلق دارد به وجود آمده؛ تصویری را که از آن شخص دارید در ذهنتان کوچک کنید؛ به‌این‌ترتیب که تصویر او را تجسم کرده و سپس ابعاد آن را در تصورتان کوچک کنید تا به حدی که به‌اندازه‌ی تصویر شناسنامه یا کارت ملی شود! و آن تصویر را در کف دستتان بگیرید و چندین بار خواسته‌ای را که دارید در زمان حالِ دستور زبانی و با جمله‌بندی مثبت بگویید؛ مثلاً: «من به‌راحتی و با آرامش با تو صحبت می‌کنم.» ریشه‌ی این شگردها به برنامه‌ریزی عصبی- کلامی مربوط می‌شود که توضیح علمی هریک از آن‌ها به مقاله‌ای جداگانه نیاز دارد.این تمرین را هرروز حداقل یک‌بار (بهتر است هر روز سه بار و به مدت پنج دقیقه) انجام دهید و آن را تا تقویت کامل اعتمادبه‌نفستان قطع نکنید.در ملاقات بعدی‌تان با همان فرد موردنظر، به احساساتتان دقت کرده و تغییراتی را که در اعتمادبه‌نفستان حس می‌کنید را بعداً یادداشت کنید. خواهید دید که هر بار حس بهتر و آرامش بیشتری را تجربه می‌کنید.۲- سلبریتی شوید:در یک تمرین ذهنی دیگر، خودتان را در قالب سلبریتی یا چهره‌ای مشهور و هم‌جنس با خودتان تصور کرده و از دیدِ او به فردی که جنس مخالف شما است و در برابرش اعتماد به نفس ندارید؛ بنگرید و با گوش آن شخص مشهور و محبوب، سخنان آن جنس مخالف را بشنوید.به‌عبارت‌دیگر، در تصورتان به جلد یک فرد مشهور که هم‌جنس شما است و از او خیلی خوشتان می‌آید داخل شده و در آن قالب، با جنس مخالفتان در عالم تصور روبرو شوید.در همین حالت و هنگام تصور این صحنه، انگشت شست دست راست خودتان را در کف دست چپ بگذارید و اگر چپ‌دست هستید برعکس عمل کنید. این تمرین را هر روز در خلوت تکرار کنید.حال در عالم واقعیت و هنگام نداشتن اعتماد به نفس نیز انگشت شست دست راستتان را به حالتی که جلب‌توجه نکند در کف دست راستتان بگیرید؛ خواهید دید که راحت‌تر و با اعتماد به نفس بیشتری با جنس مخالف برخورد می‌کنید.در اجرای تمام تمرین‌هایی که در این مقاله آموزش داده می‌شود؛ تا وقتی‌که مشکلِ نداشتن اعتماد به نفس برایتان حل شود؛ مداومت به خرج دهید.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ۱۰ تمرین برای افزایش اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Mon, 10 Feb 2020 00:56:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قانون مورفی چیست و چه کاربردی در زندگی شما دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-agv3g75mitqp</link>
                <description>از صفر تا صدِ قانون مورفی (Murphy’s Law)در این مقاله قانون مورفی (Murphy’s Law) با هدف ارزیابی درستی یا نادرستی آن و استفاده از این قانون در زندگی روزمره جهت رسیدن سریع‌تر به موفقیت مورد بررسی قرار گرفته است. با وب‌سایت مدیرشاد همراه باشید.تاریخچه‌ی قانون مورفیابتدا بهتر است متن اصلی قانون مورفی را بدانیم. این قانون می‌گوید: «کارها می‌توانند درست پیش نروند و این اتفاق خواهد افتاد.»این قانون توسط یک مهندس نیروی هوایی به نام «ادوارد مورفی» در سال ۱۹۴۹ مطرح شد. او در اجرای یک پروژه‌ی نیروی هوایی در مورد واگن موشکی با دوست و همسایه‌ی سابقش دکتر «جان پاول استَپ» (John Paul Stapp) شرکت داشت.طبق برخی روایت‌ها، ادوارد مورفی یک روز متوجه اشتباه کابل‌کشی دستیارش در یکی از مبدل‌های الکترونیکی دستگاه اندازه‌گیری خود شد و با ناراحتی گفت: «اگر فقط یک راه برای اشتباه کار کردن وجود داشته باشد دستیارم همان یک راهِ اشتباه را پیدا و اجرا می‌کند!»آزمایش مورفی شکست خورد و او از پروژه خارج شد و این جمله با حالت تمسخر در بین افرادِ درگیر در پروژه باقی ماند.طبق برخی روایت‌های موجود، مهندس پیمانکار، زمانی که فهرستی از ویژگی‌ها و قوانین آن پروژه را تنظیم می‌کرد این موضوع را شنید و آن را تحت عنوان «قانون مورفی» (تا حدی به خاطر تمسخر مورفی که چرا به خاطر یک شکست، پروژه را ترک کرده) نام‌گذاری کرد.در مرحله‌ی بعد، این موضوع توسط دوست وی، دکتر جان پاول استَپ مشهور شد. او در یک مصاحبه‌ی مطبوعاتی در مورد همان پروژه‌ی نیروی هوایی گفت که معتقد است برای انجام دقیق‌تر پروژه‌ها و گرفتن نتیجه‌ی بهتر از کارها باید قانون مورفی را در نظر داشته باشیم و امنیت و درستی انجام هر کاری را با توجه به این قانون تأمین کنیم.قانون مورفی چیست؟گفتیم که قانون مورفی می‌گوید: «کارها می‌توانند درست پیش نروند و این اتفاق خواهد افتاد.» این قانون را به این شکل نیز بیان می‌کنند: «هر خطای احتمالی، رخ خواهد داد.»این قانون، مثال‌هایی در اکثر زمینه‌ها دارد که به‌مرور زمان گفته شده‌اند. برخی از این مثال‌ها را برایتان ذکر می‌کنیم البته ذکر موارد مرتبط با قانون مورفی به معنای تأیید آن‌ها از جانب وب‌سایت مدیرشاد نیست.از نظر ما این زیرمجموعه‌ها در حد احتمالات هستند اما به‌هرحال می‌توانند اتفاق بیفتند:نمونه‌های عمومی قانون مورفیاتفاق بد در بدترین زمان روی خواهد داداگر امکان وقوع مشکل در مورد چند موضوع وجود داشته باشد از بین آن‌ها بزرگ‌ترین مشکل روی خواهد داداگر امکان وقوع چند مشکل وجود داشته باشد همه‌ی آن‌ها باهم اتفاق خواهند افتاداگر امکان اشتباه وجود نداشته باشد باز هم اشتباه رخ خواهد داداگر دیدید که در مورد کاری همه چیز مرتب پیش می‌رود مشخص است که چیزی را از قلم انداخته یا متوجه آن نشده‌ایدهیچ چیز به‌اندازه‌ی ظاهرش ساده نیستهر وقت شروع به کاری کنید، متوجه می‌شوید که ابتدا باید کار دیگری در رابطه با آن انجام دهیدهر راه حل باعث به وجود آمدن مشکل یا سؤال جدیدی می‌شودچیزی که در حال سقوط است به‌جایی سقوط خواهد کرد که بیشترین خسارت را در پی داشته باشدچیزی را که گم کرده‌اید در جایی که قبلاً گشته‌اید؛ پیدا خواهید کردتعمیرِ هر چیزی بیشتر از مدتی که فکر می‌کنید وقت و هزینه خواهد بردهر چیزی که در حمام از دستمان بیفتد به توالت حمام خواهد افتادبهترین ضربه‌های گلفِ شما وقتی زده می‌شوند که دارید تنها بازی می‌کنیدفکرهای فوق‌العاده یادآوری نمی‌شوند و افکار احمقانه فراموش نمی‌شوندکارهایی که امکان انجامش را دارید انجام نمی‌دهیدشدت ترافیک با دیر کردن شما نسبت معکوس دارداگر قانون مورفی را رعایت کنید آن وقت عملی نمی‌شود!قانون مورفی و عشق و ازدواجمیزان دوست داشته شدن شما از طرف فرد یا افراد با میزانی که شما آن‌ها را دوست دارید؛ نسبت معکوس داردپول نمی‌تواند عشق را بخرد اما برای فرد فرصت یک بازاریابی عالی را فراهم می‌کندبه‌محض این‌که به کسی علاقه‌مند شوید یکی از این موضوع باخبر خواهد شداگر در انتخاب بین دو نفر مردد شوید، نفرِ اشتباه را انتخاب خواهید کردشما و بهترین دوستتان در یک لحظه مورد توجه فردی از جنس مخالف قرار خواهید گرفتانتخاب‌های خوب در ازدواج مانند جای پارک هستند، فوراً گرفته می‌شوند.قانون مورفی و تجارت۱۰ درصد از آخرِ هر پروژه‌ای تا ۹۰ درصد از زمان آن پروژه را به خود اختصاص می‌دهدبرای گرفتن وام، اول باید برای چیزی که به آن احتیاج ندارید دلیل و مدرک بیاوریدوقتی مدیران در مورد افزایش بهره‌وری سخن می‌گویند در مورد خودشان حرف نخواهند زدتا زمان اخراج نفر بعدی، هر کسی که از کار اخراج شود یا استعفا دهد؛ مسئول اکثر نواقص شناخته خواهد شدبیشترین تخصص شما در کاری خواهد بود که کم‌ترین علاقه را به آن داریداگر قوانین کار کاملاً رعایت شوند، کار تمام نخواهد شدهر قدر کار کنید باز به‌قدر کافی کار نکرده‌ایدهر کس یک برنامه‌ی به درد نخور برای ثروتمند شدن داردتا وقتی به چیزی احتیاج ندارید همیشه در دسترس است؛ تا احتیاج پیدا می‌کنید؛ هیچ اثری از آن نیستدر یک شبانه‌روز مثلاً فقط پنج نفر مشتری به مغازه می‌آیند؛ آن هم همه باهمهر چیزی را که پس از مدتی طولانی و با قیمتی گران خریده باشید پس از مدتی در جایی دیگر با قیمتی ارزان‌تر خواهید دیدبزرگی و جدی بودن مشکلِ پیش آمده در فروش یا پشتیبانی، با فاصله‌ای که از دفتر یا فردِ پشتیبانی‌کننده دارید نسبت معکوس دارد؛ هرچقدر از آنجا دورتر باشید مشکل بزرگ‌تر خواهد بود!برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قانون مورفی چیست و چه کاربردی در زندگی شما دارد؟ و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Mon, 10 Feb 2020 00:50:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش‌های افزایش اعتماد به نفس تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-hsdcyyakhjjw</link>
                <description>آموزگاران و استادان محترم می‌توانند برای افزایش اعتماد به نفس تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان خود، از راه‌کارهای ارائه‌شده در این مقاله به‌راحتی استفاده کرده و نتیجه‌ی قابل ملاحظه‌ای بگیرند.اگر دانش‌آموز شما اعتماد به نفس نداشته باشد؛ یاد گرفتن هر درس جدید برای او مانند شنا کردن برخلاف جریان آب جلوه خواهد کرد و به این ترتیب کار شما سخت‌تر خواهد شد! با وب‌سایت مدیرشاد همراه باشید.۳ راهبرد افزایش اعتماد به نفس تحصیلی دانشجویان و دانش آموزان توسط آموزگارانمنظور از افزایش اعتماد به نفس تحصیلی، حس راحتی دانشجو یا دانش‌آموز برای بیان مطالب خود در کلاس درس، پرسیدن سوال و نیز انجام تکالیف و وظایف تحصیلی با روحیه‌ای مضاعف و بالا است.اگر شما یک استاد دانشگاه یا یک آموزگار هستید؛ می‌توانید از سه راهبرد در پی آمده برای افزایش اعتماد به نفس تحصیلی دانشجویان یا دانش آموزان خود استفاده کنید:به اشتراک‌گذاری تجربیات و وقایع برای افزایش اعتماد به نفس تحصیلیکاری کنید که دانشجویان یا دانش‌آموزانتان مطالب یا تجربیات مرتبط با موضوع را در کلاس درس به اشتراک بگذارند و در آن مورد، صحبت کنند. در باره‌ی سخنانشان بازخوردهای مثبتی ارائه کنید. این شیوه باعث افزایش اعتماد به نفس تحصیلی در آن‌ها خواهد شد.هنگام ارائه‌ی بازخورد، به‌طور منطقی اهمیت نظرشان را به آن‌ها انتقال دهید و سعی کنید که برای اظهار نظر کردن، فرصت کافی در اختیار آن‌ها قرار دهید تا بتوانند بهترین و قوی‌ترین چهره‌ی تحصیلی خود را نشان دهند.استفاده از ابزارها و روش‌های مختلف برای اظهار وجودِ دانشجویان و دانش آموزانهمان‌طور که دانش‌آموزان یا دانشجویان تا حدی روش یادگیری متفاوتی دارند و درس را از طریق برخی ابزارها یا برخی طرز تدریس‌ها زودتر می‌آموزند؛ در هنگام به اشتراک‌گذاری مطالب و نظراتشان نیز همیشه با استفاده از یک شیوه‌ی منفرد نمی‌توانند راحت باشند.اتخاذ یک شیوه‌ی واحد برای مشارکت، نمی‌تواند برای همه‌ی دانش‌آموزان به یک میزان مفید واقع شود؛ بنابراین باید امکان مشارکتی که برای دانشجویان یا دانش آموزان فراهم می‌کنید؛ دارای تنوع باشد تا آن‌ها بتوانند مناسب‌ترین و راحت‌ترین شیوه‌ی ابراز وجود را در بین آن‌ها برای خود انتخاب کنند.به‌طور مثال، اگر می‌خواهید که دانشجو یا دانش‌آموز در گفتن نظر خود احساس راحتی و اعتماد به نفس داشته باشد امکانی فراهم کنید که هم در گروهی دونفره و هم در گروهی چندنفره و هم در مقابل تمام دانش آموزان کلاس بتواند صحبت کند؛ زیرا برخی از دانشجویان در کار گروهی، برخی در ارتباط تک به تک و برخی در ارائه در مقابل جمع می‌توانند دارای نقاط ضعف باشند؛ استفاده از هر سه شیوه‌ی فوق، چتری از تمرینات همه‌جانبه برای اعتماد به نفس تحصیلی فراهم خواهد کرد؛ به عبارت دیگر شما نباید فکر کنید دانشجو یا دانش‌آموزی که در مقابل همه‌ی کلاس به‌خوبی حرف می‌زند به‌طور حتم به اعتماد به نفس تحصیلی رسیده است؛ خیر زیرا شاید این دانشجو یا دانش‌آموز نتواند در بین یک گروه چندنفره آن‌چنان‌که باید و شاید حرف بزند یا حتی در ارتباط دونفره‌ی تحصیلی، چندان فعال برخورد نکند. روش ذکرشده در فوق، تلاش برای رفع تمامی این نقاط ضعف را پوشش می‌دهد.به‌طور خلاصه با دادن امکان‌های متفاوت اشتراک به دانشجویان و دانش آموزان در کلاس درس، نیازهای شخصی آن‌ها در مورد داشتن اعتماد به نفس را بیشتر رفع خواهید کرد.در مورد اعتماد به نفس تحصیلی هدف‌گذاری کنیدبخشی از برنامه‌ی شما به‌عنوان یک آموزگار باید به توضیح اعتماد به نفس تحصیلی به دانش آموزان اختصاص داشته باشد. در این مورد با آن‌ها صحبت کرده و توضیحات لازم را بیان کنید.از دانش آموزان و دانشجویان بخواهید که مثال‌هایی تجربی برای مواقعی که در رابطه با تحصیل، احساس اعتماد به نفس کرده‌اند و نیز برای مواقعی که اعتماد به نفس کافی نداشتند؛ بزنند.شاید برخی از دانشجویان یا دانش آموزان نتوانند یا نخواهند که در حضور دیگران از عدم اعتماد به نفس خود سخن بگویند؛ در این صورت بهتر است که از آن‌ها بخواهید اهداف تحصیلی و شغلی خود را بنویسند و مشکلات اعتماد به نفس خود را در آن رابطه ذکر کنند و در فواصلی منظم آن نوشته‌ها را به شما بدهند تا بخوانید و آن‌ها را در رابطه با افزایش اعتماد به نفس برای رسیدن به اهداف تحصیلی‌شان راهنمایی کنید.موضوع هدف‌گذاری، شامل کار خود شما به‌عنوان یک آموزگار نیز می‌شود.می‌توانید از اول سال تحصیلی اهدافی در مورد اعتماد به نفس دانش‌آموزان یا دانشجویان در درسی که تدریس می‌کنید تعیین کرده و آن را دنبال کنید؛ به‌عنوان‌مثال، آیا می‌خواهید در پایان سال، اعتماد به نفس دانش‌آموزانتان هنگام مکالمه به زبان انگلیسی افزایش پیدا کند؟برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد روش‌های افزایش اعتماد به نفس تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Mon, 10 Feb 2020 00:43:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰ نکته برای تبدیل شدن به شخصیتی کاریزماتیک</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%DB%B1%DB%B0-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C%DA%A9-lqbhoypyq4ps</link>
                <description>افراد کاریزماتیک حتی در مورد مسائلی که تجربه نکرده‌اند نیز می‌توانند تا حدی نقش راهبری ایفا کنند. آن‌ها از شخصیت زنده و پویای خود تغذیه می‌شوند و در یک کلام تا حدی هم انسان‌هایی عجیب به نظر می‌رسند؛ اما خبر خوب این است که کاریزماتیک بودن و کاریزمای شخصیتی تا حد زیادی یک استعداد مادرزادی نیست بلکه یک توانایی اکتسابی است که به‌راحتی می‌توانید با تمرین‌هایی که در این مقاله در اختیارتان قرار داده‌ایم به آن دست یابید. با وب‌سایت مدیرشاد همراه باشید.چگونه شخصیتی کاریزماتیک داشته باشیم؟به این ۱۰ مورد توجه کرده و آن‌ها را تمرین کنید:۱- کنترل اعصابتان را در دست داشته باشید:افراد کاریزماتیک هنگام سخن گفتن، مضطرب به نظر نمی‌رسند. این اولین نکته‌ای است که باید به خاطر بسپارید.هم‌چنین هنگام سخن گفتن در هر شرایطی باید در انتخاب کلمات و جملاتتان دقت به خرج دهید.برای این کار موقعیتی فرضی را تجسم کرده و در تنهایی تمرین کنید و کلمات و جملات مناسب برای آن موقعیت را با طمأنینه و آرامش به کار ببرید.هم‌چنین می‌توانید از تکرار جملات تأکیدی مناسب برای کنترل اعصاب خود استفاده کنید.۲- هدفمند گوش کنید:بسیاری انسان‌ها یک انسان کاریزماتیک را شخصی می‌دانند که در ارتباط با دیگران و گوش دادن به آن‌ها از تواناییِ خوبی برخوردار است. در جوامع پرسرعت و کم‌حوصله‌ی امروزی، توانایی گوش دادن واقعی به دیگران به‌اندازه‌ای که در حرف به نظر می‌رسد؛ آسان نیست.فرد کاریزماتیک کسی است که بتواند به‌طور هدفمند به دیگری گوش کند و حس اهمیت قائل شدن به گفته‌های مخاطب را به او انتقال دهد.۳- قابل اعتماد باشید:بین خود و انسان‌های دیگر زمینه‌های مشترک ارتباطی ایجاد کنید و در ماجراها و حکایت‌هایی که تعریف می‌کنید امکان یافتن حس اشتراک افراد دیگر با آن حکایت یا ماجرایتان را در نظر بگیرید.سعی کنید هر سخنی که با دیگران مطرح می‌کنید را به حالتی جذاب و حتی سرگرم‌کننده ارائه کنید.گاهی از تکنیک «آینه» استفاده کرده و از اصطلاحات مصطلح در نزد مخاطبانتان بهره ببرید.۴- در مورد علایقتان صحبت کنید:سخن گفتن در مورد موضوع درست، کاریزمای شخصی شما را تقویت خواهد کرد و برعکسِ آن، حرف زدن در مورد چیزهایی که علاقه‌ای به آن‌ها ندارید موجب کاهش انرژی شما خواهد شد.اگر در مورد علایقتان صحبت کنید؛ انرژی بسیار بیشتری از سخنانتان ساطع خواهد شد و موفق خواهید شد که دیگران را در مورد آنچه می‌گویید سریع‌تر قانع کنید.فراموش نکنید که علاقه‌ی قلبی شما تمامی ترس‌ها و مرزها را درخواهد نوردید.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ۱۰ نکته برای تبدیل شدن به شخصیتی کاریزماتیک و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 16:45:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیگر وقت و بودجه کم نیاورید! قانون پارکینسون چیست؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%87-%DA%A9%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%86%D8%B3%D9%88%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-aqfwq3fjfkc3</link>
                <description>شما از قانون پارکینسون باخبر هستید فقط شاید خودتان این موضوع را نمی‌دانید! با خواندن این مقاله و اجرای راه‌کار آن، هر وظیفه یا کاری را با حداقل زمان و بودجه به پایان خواهید رساند. با وب‌سایت مدیرشاد همراه باشید.قانون پارکینسون چیست؟همه چیز از نوشته شدن یک جمله شروع شد: «هر کاری به‌اندازه‌ی زمانی که برای آن در نظر گرفته شده طول خواهد کشید»این جمله را تاریخ‌دان و نویسنده‌ای انگلیسی به نام «سایریل نورث پارکینسون» (C. Northcote Parkinson)، در سال ۱۹۵۵ در کتاب خود و در مقاله‌ای که در آن زمان در نشریه‌ی «اکونومیست» چاپ شد، نوشت.این نویسنده و تاریخ‌دان، بیش از ۵۰ جلد کتاب نوشته و چون این قانون را نخستین بار او کشف کرد، به نام خودش و تحت عنوان قانون پارکینسون (Parkinson’s law) نام‌گذاری شد.هر یک از ما تحت هر شرایطی با قانون پارکینسون سر و کار داریم؛ به‌طور مثال شاید شما برای تحویل پروژه‌ای که انجامش را تقبل کرده‌اید؛ سه روز وقت داشته باشید ولی فقط از روز دوم شروع به کار بر روی آن پروژه کنید.شاید برای آماده شدن برای امتحان، یک ماه زمان داشته باشیم ولی بی‌اختیار از ده روز یا یک هفته مانده به امتحان به‌طور جدی به مطالعه‌ی دروس می‌پردازیم.قانون پارکینسون جنبه‌ی دیگری نیز دارد، گفته می‌شود که اگر شما کار یک نفر را به چند نفر بسپارید؛ بعد از مدتی همه احساس خواهند کرد که آن کار واقعاً در توان یک نفر نبوده است و همان تعداد نفرات برای انجام آن کار، ضروری بوده.از سوی دیگر موضوعی که بیشتر تحت عنوان «سرعت عمل» مشهور است نیز با قانون پارکینسون بی‌ارتباط نیست.اگر دقت کنید می‌بینید که در یک اداره به‌طور مثال، میزان مشخصی از کار توسط افراد مختلف در بازه‌های زمانی متفاوت انجام می‌شود. بخشی از علت این امر مربوط به قانون پارکینسون و قسمتی دیگر مربوط به سایر ویژگی‌های شخصی افراد است.موارد فوق، نمونه‌هایی از واقعیت داشتن قانون پارکینسون در زندگی روزمره هستند یعنی: «هر کاری به‌اندازه‌ی زمانی که برای آن در نظر گرفته شده طول خواهد کشید.»همین‌جا یادآوری کنیم که هرچند قانون پارکینسون ابتدا در مورد مدیریت زمان و مدیریت کارهای اداری پدید آمد ولی واقعیت این است که در سایر زمینه‌ها و به‌طور کلی، در اختصاص دادن منابع برای هر امری صادق است.همه‌ی ما ضرب‌المثل «هرکه بامش بیش، برفش بیشتر» را شنیده‌ایم. این ضرب‌المثل به‌نوعی می‌تواند بیان‌کننده‌ی بخشی از قانون پارکینسون باشد. هر چقدر امکانات بیشتری داشته باشیم خرج بیشتری هم برای خودمان به وجود می‌آوریم.به‌طور مثال، شما در خانه یا محل کار برای وسایل خود چه کم باشند و چه زیاد؛ بالاخره جا کم می‌آورید؛ حتی اگر آن را به چند برابر گسترش دهید!به‌طور کلی و با زبانی ساده‌تر، قانون پارکینسون می‌گوید که هرقدر زمان، بودجه یا ماتریال بیشتری برای یک کار یا عمل اختصاص دهید؛ همه‌ی آن زمان، بودجه یا ماتریال مصرف خواهد شد.قانون پارکینسون در کارخُب حالا که متوجه وجود قانون پارکینسون در زندگی و تأثیر مخربی که می‌تواند روی انواع فعالیت‌ها و منابع مختلف ما بگذارد شدیم؛ این سؤال پیش می‌آید که تکلیفمان با این قانون مزاحم و تا حدی هم موذی چیست و باید چه‌کار کنیم که در انجام کار و حرفه‌ی خود اسیر قانون پارکینسون نشویم؟!به عبارت دیگر، هدف ما این است که بدانیم چطور می‌توانیم برای هر کاری نه تنها زمان، بلکه منابع دیگر را نیز بیش از حدِ موردنیازمان اختصاص ندهیم؛ چرا که در این صورت به‌هرحال آن منابع اضافی مورداستفاده قرار خواهند گرفت و در حقیقت، هدر خواهند شد.بهتر است از موضوع اصلی قانون پارکینسون یعنی موضوع زمان شروع کنیم.برای این‌که در دام قانون پارکینسون نیفتید در انجام کارهای خود موارد در پی آمده را اجرا کنید:۱- بلافاصله شروع کنیداین جمله نیاز به شرح ندارد. برای فرار از قانون پارکینسون مهم‌ترین کار همین است که بلافاصله کارتان را شروع کنید و حتی آن را بیهوده برای دو ساعت بعد هم نگذارید. با این کار از ابتدا راه را بر نفوذ و تسلط قانون پارکینسون خواهید بست.۲- احساس خود نسبت به میزان کارتان را بازبینی کنیدآیا شما فرد پرمشغله‌ی هستید؟ آیا فکر می‌کنید که کارهای شاق و سختی به عهده‌ی شما گذاشته شده؟بدون این‌که قصد انکار زحمات خود یا حتی کم‌حجم جلوه دادن کارهایتان را داشته باشید؛ یک‌بار دیگر نه حجم کارتان بلکه احساسی را که نسبت به حجم کارتان دارید بازبینی کنید و به‌جای تمرکز بر روی حجم کارها، بر روی راه‌هایی که می‌توانید کارهایتان را سریع‌تر انجام دهید متمرکز شوید.این دو نقطه‌ی تمرکز، فرق زیادی باهم دارند و شما با این کار، در حقیقت، ناخودآگاه خودتان را در مورد انجام کارهایتان به‌طور مثبت برنامه‌ریزی خواهید کرد.در واقعیت نیز با این روش، قانون پارکینسون را بی‌اثر می‌کنید؛ چون جستجوی راه‌ها و ابزارهای بهتر و سریع‌تر برای انجام دادن کار، از وقت‌کشی و یا اختصاص دادن وقت غیر لازم به کارها جلوگیری می‌کند.به‌طور کلی، سعی کنید به این موضوع که من آدم گرفتار یا پرمشغله‌ای هستم ایمان نیاورید بلکه باور داشته باشید شخصی هستید که بیشترین کارها را به درست‌ترین شکل ممکن و در کوتاه‌ترین زمان انجام می‌دهد.۳- خطر کمال‌گرایی و قانون پارکینسونمتأسفانه هر قدر انسانِ کمال‌گراتری باشید امکان گرفتار شدنتان در دام قانون پارکینسون بیشتر خواهد شد؛ چون شاید دائم فکر کنید که هنوز کارتان به مرحله‌ی کمال و پختگی نرسیده و در نتیجه باز وقت بیشتری صرف آن کنید.برای حل این مسئله، مرزی از کیفیت کار را برای خودتان تعریف کرده و بیشتر از این‌که دنبال پر کردن کمیت کار و زمان آن باشید با رسیدن به سطح معقولی از کیفیتِ کار، آن را به پایان برسانید؛ به عبارت دیگر، شما باید بر روی نتیجه گرفتن از کار متمرکز شوید و نه روی مدت زمان کار.۴- مفهوم اولویت را برای خودتان دوباره تعریف کنیدمفهوم واقعیِ اولویت، تقریبی است و با آنچه اغلب ما انسان‌ها در نظر داریم فرق می‌کند.به‌طور مثال، یکی از پرمشغله‌ترین روزهای کاری خود را در نظر بگیرید؛ حال فرض کنید در چنین روزِ پرمشغله‌ای صبح از خواب بیدار می‌شوید و می‌بینید که بخشی از منزلتان به خاطر ترکیدگیِ لوله‌ی آب پر از آب شده است!در این شرایط کدام‌یک از کارهای شما در اولویت قرار خواهد داشت؟! چه‌کار خواهید کرد؟بدون شک تعمیر لوله‌ی آب، اولویت اول یا اولویت دوم شما خواهد بود؛ در حالی که شب قبل از آن اگر کسی به همان میزانی که رسیدگی به تعمیر لوله‌کشی وقت نیاز دارد از شما برای کار دیگری وقت می‌خواست؛ به‌یقین می‌گفتید که فردا به‌هیچ‌وجه و حتی یک ثانیه هم وقت ندارید! پس با این مثال متوجه می‌شویم که شلوغ بودن سرمان تا حدی به واقعیت بستگی دارد ولی میزان قابل‌توجهی از آن هم موضوعی احساسی و قابل تغییر است.۵- بخش‌بندی و زمان‌بندی درست کارها را فراموش نکنیدپس از بازبینی در مورد اولویت‌بندی کارها، لازم است که بخش‌بندی کارهایتان را نیز درست تنظیم کنید.به این منظور، زمانِ واقعی انجام هر بخش از کار را تا حد امکان به‌درستی بسنجید. نه آن را غیرواقعی و خیلی کم در نظر بگیرید و نه راه‌های فرار را برای کش دادن یا اضافه کردن به زمانِ تعیین‌شده باز بگذارید.منظور از قانون پارکینسون این نیست که زمان کارها را آن‌قدر کم کنید که به کیفیت کارتان آسیب برسد؛ منظور از قانون پارکینسون انجام دادن کار با کیفیتی عالی و در اندک‌ترین زمان ممکن است.برای هر بخش از کارتان زمانِ مشخصی تعیین کنید و اجازه ندهید مدتِ هیچ کاری بیشتر از آنچه تعیین کرده‌اید به درازا بکشد.از سوی دیگر، گاهی هم درجا زدن در یک قسمت از کار است که موجب می‌شود گرفتار قانون پارکینسون شویم.هر مشکلی هم وجود داشته باشد بیش از اندازه صبر نکنید یا وقتتان را با فکر و خیال زیاد برای موردی خاص هدر ندهید. جریان کار شما نباید متوقف شود؛ می‌توانید در صورت امکان، بخش بعدیِ کارتان را شروع کنید و حل مشکلِ پیش آمده در بخش قبلی را به فرصت دیگری بسپارید.۶- تعیین پاداشایجاد انگیزه برای سرعت عمل و صرف حداقل منابع برای رسیدن به هدف را در نظر داشته باشید؛ به‌طور مثال می‌توانید دیدن فیلم موردعلاقه یا بازدید از وب‌سایت‌هایی را که دوست دارید یا رفتن به یک محل تفریحی را موکول به تمام کردن کارهایتان در مدت زمانی معین کرده و موارد گفته‌شده را به‌عنوان پاداشی برای سرعت عملتان در نظر بگیرید.۷- به ریشه‌ی تعلل خود در انجام کارها پی ببریدگاهی کاری که باید انجام دهید اهمیت، حساسیت و یا دشواریِ خاصی دارد و همین امر سبب نوعی ترس پنهان شما برای آغاز آن می‌شود و در نتیجه به دام قانون پارکینسون می‌افتید.برای برطرف کردن چنین حالتی، خودتان را متعهد به انجام آن کار در بازه‌ی زمانی مشخص کنید و این موضوع را به نزدیکان، دوستان و حتی در برخی صفحات مجازی به اطلاع اشخاصی که با آن‌ها ارتباط دارید برسانید.این امر باعث ایجاد حس مسئولیت بیشتر و فروکش کردن احساس تعلل در شما خواهد شد.۸- از ابزارهای مدرن کمک بگیریداگر همه یا بخشی از کار شما با کامپیوتر است؛ از نرم‌افزارها و برنامه‌های رایگانِ کنترل زمان‌بندی مانند «تاگِل» (Toggl) یا دیگر برنامه‌های مشابه با آن استفاده کنید.با استفاده از چنین برنامه‌هایی می‌توانید برای کار مورد نظرتان یک زمان‌بندی شمارش معکوس ایجاد کرده و آن کار را هر بار در مدت زمان کوتاه‌تری انجام دهید. قابلیت دیگر چنین برنامه‌هایی، امکان تفکیک کارها، نگه داشتن تاریخ و مدت زمانِ هر کار با جزئیات کاربردی زیاد است.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد دیگر وقت و بودجه کم نیاورید! قانون پارکینسون چیست و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 16:41:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قانون پارتو اما دقیق‌تر و کاربردی‌تر!</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%D8%B1-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%AA%D8%B1-wdl2gqzxzywt</link>
                <description>در این مقاله قانون پارتو را در سه زمینه‌ی افزایش کیفیت، افزایش بهره‌وری و نیز محدودیت‌های قانون پارتو در عمل مورد بررسی قرار خواهیم داد. در هر حرفه‌ای که فعالیت داشته باشید می‌توانید از موارد فوق برای افزایش درآمد یا کارایی‌تان مورد استفاده قرار دهید. با وب‌سایت مدیر شاد همراه باشید.ابتدا یک تعریف ناگزیر و کوتاه از قانون پارتوکمتر کسی است که نام قانون پارتو یا قانون ۲۰ ۸۰ را نشنیده باشد لذا ما به ذکر یک تعریف مختصر از قانون پارتو بسنده کرده و به بیان مطالب کاربردی‌تر و دقیق‌تری در مورد قانون بیست هشتاد پارتو خواهیم پرداخت.در سال ۱۹۰۵، اقتصاددانی ایتالیایی به نام «ویلفردو پارتو» (Vilfredo Pareto) برای ترسیم توزیع نابرابر ثروت در کشور ایتالیا یک فرمول ارائه کرد. او گفت که ۲۰ درصد از مردم ایتالیا ۸۰ درصد از کل ثروت آن کشور را در اختیار دارند.خود او ابتدا از همه‌گیر بودنِ این سخنش خبر نداشت ولی به‌مرور زمان مشخص شد که قانون پارتو به نحوی عجیب در اکثر موارد و زمینه‌های دیگر از جمله در مورد انواع بهره‌وری نیز درست از آب در می‌آید!یکی از افراد دیگری که در مشهور شدن این قانون و توسعه‌ی آن نقش مؤثری داشت و شاید نام او را کمتر شنیده باشید؛ شخصی بود به نام دکتر «جوزپه‌ام. جوران» (Dr. Joseph M. Juran) که نام قانون پارتو را او به کار برد و راه را برای این برداشت از قانون پارتو هموار کرد که با کمک این ابزار می‌توان مواردی را که در زندگی مقدم هستند و سود بیشتری از هر نظر برای ما دارند؛ زودتر و درست‌تر تشخیص داد.استفاده از قانون پارتو در زمینه‌ی کیفیتدکتر جوزپه جوران، کشف پارتو در اقتصاد را بر موضوع بهره‌وریِ کار، پیاده سازی کرد و باعث پیشرفت قانون پارتو شد؛ به‌طور مثال، او متوجه شد که ۸۰ درصد از مشکلاتی که در رابطه با تولید پیش می‌آیند نتیجه‌ی ۲۰ درصد از خطاهای کارکنان هستند.از همین کشف بود که امروزه اجراکنندگان پروژه‌های کوچک و بزرگ می‌دانند که ۲۰ درصد از کار، ۸۰ درصد از زمان و نیرویشان را به خود اختصاص می‌دهد و خودِ این ۲۰ درصد، از دو ۱۰ درصد که به آغاز و پایان پروژه اختصاص دارد تشکیل می‌شود.با کمی دقت می‌توانید به اهمیت قانون پارتو در مدیریت و بازاریابی نیز پی ببرید. استفاده‌هایی که می‌توان از قانون پارتو در فروش کرد بسیار قابل توجه است؛ به‌طور مثال، در هر شغلِ مرتبط با فروش که باشید؛ با بررسی دخل و خرج خود متوجه خواهید شد که ۸۰ درصد از کلِ فروش شما مربوط به ۲۰ درصد از مشتریانتان است.بعد از دانستن این واقعیت، در اولین اقدام می‌توانید ۸۰ درصد از هزینه و زمانی را که صرف تبلیغات می‌کنید را به همین طیف ۲۰ درصدیِ مشتریانتان اختصاص دهید تا نتیجه‌ی چند برابر را با همان میزان هزینه‌ی تبلیغاتیِ قبلی بگیرید.قانون پارتو تقریباً در همه‌ی موارد دیگر نیز صادق است. برای روشن‌تر شدن این موضوع به ذکر چند مورد از درست بودن این قانون می‌پردازیم:• ۸۰ درصد از درآمد یک شرکت مربوط به ۲۰ درصد از مشتریان آن شرکت است.• ۸۰ درصد از شکایت‌های مشتریان از طرف ۲۰ درصد از آن‌ها صورت می‌گیرد.• ۸۰ درصد از مشکلات مربوط به کیفیت در ۲۰ درصد از محصولات یک شرکت روی می‌دهد.اما قانون پارتو شکل برعکس نیز دارد که مثال‌هایی از شکل برعکس قانون پارتو را نیز برای آشنایی بیشتر شما در این قسمت ذکر می‌کنیم:• ۲۰ درصد از سرمایه‌گذاران یک پروژه ۸۰ درصد از موجودیِ صندوق آن پروژه را تأمین می‌کنند• ۲۰ درصد از کارکنان، ۸۰ درصد از حق مرخصی استعلاجی خود را مورد استفاده قرار می‌دهند• ۲۰ درصد از مطالبِ یک وب‌سایت، ۸۰ درصد از ترافیک آن را به وجود می‌آورد.۶ راه‌کار برای افزایش بهره‌وری با استفاده از قانون پارتواکنون شش راه‌کار برای افزایش بهره‌وریِ شما در زمینه‌ی شغلی یا هر فعالیتی که تعقیب می‌کنید؛ بیان می‌کنیم:۱. قانون پارتو و کارهای روزانه:کارهای روزانه‌ای را که باید انجام دهید فهرست‌وار بنویسید و با دقت بررسی کنید، خواهید دید که فقط چند مورد از آن‌ها با مسائل مهم مرتبط هستند.دقت کنید که ما نمی‌گوییم برای استفاده از قانون پارتو فهرست کارهایتان را کوتاه و کوتاه‌تر کنید؛ بلکه فقط اولویت‌بندی آن‌ها را درست تشخیص دهید و طبق اولویت‌بندی پیش بروید. با رعایت قانون ۸۰ ۲۰ پارتو برای اخذ مهم‌ترین نتایج باید بر روی چند موردِ مهم متمرکز شوید.۲. قانون پارتو و افزایش درآمد:قبلاً نیز اشاره کردیم که باید بر روی ۲۰ درصد از مشتریانتان که ۸۰ درصد از کل درآمد شما را تأمین می‌کنند؛ تمرکز کنید.اگر شغل کارمندی یا شغل آزاد دارید؛ ابتدا تشخیص دهید که کدام ۲۰ درصد از مجموع کارهایتان بیشترین نتیجه را برای شما دارد و انجام آن را در اولویت قرار دهید.۳. قانون پارتو و ارزیابی ریسک:این قانون در ارزیابی ریسک نیز می‌تواند کمک زیادی به شما بکند.به ریسک‌های هر کار یا پروژه‌ای که دقت کنید خواهید دید که میزان آن ریسک‌ها باهم متفاوت است. در این مورد نیز باید مهم‌ترین ریسک‌های کار یا پروژه‌تان را تشخیص دهید و بر روی پیشگیری یا نحوه‌ی جبران آن‌ها (در صورت وقوع) متمرکز شوید.این سخن به معنای این نیست که به ریسک‌های کوچک اهمیت ندهید، بلکه باید زمان و بودجه‌ی خود را به‌طور متناسب با میزان ریسک‌ها، در بین آن‌ها توزیع کنید.۴. قانون پارتو و پشتیبانی از مشتری:اگر در شغل خود، پشتیبانی مشتری و خدمات پس از فروش دارید؛ از قانون پارتو در این زمینه نیز بهره ببرید. به این ترتیب که اگر ۸۰ درصد از شکایت‌های مشتریان، مربوط به ۲۰ درصد از آن‌ها باشد؛ ریشه‌ی نواقصِ کیفیت را در زمینه‌ی شکایت آن ۲۰ درصد، می‌توانید بیابید.در این مورد، تمام مستندات نواقص را جمع‌آوری کرده و تصمیم‌های اصلاحی و نیز پیشگیرانه را اتخاذ و اجرا کنید.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قانون پارتو اما دقیق‌تر و کاربردی‌تر و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 16:35:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۷ نکته برای افزایش اعتماد به نفس مدیران</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%DB%B7-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-frrrbt0qmxg1</link>
                <description>افزایش اعتماد به نفس مدیر شرط لازم برای موفقیت او و مجموعه‌ی تحت مدیریتش به شمار می‌رود. در این مقاله، شیوه‌ی پیشنهادی یکی از مشاوران بین‌المللی را در این مورد تقدیم حضورتان می‌کنیم. با وب‌سایت مدیرشاد همراه باشید.اهمیت اعتماد به نفس مدیرطبق تحقیقات یکی از مراکز علمی به نام (McDonough School of Business at Georgetown University) بین اعتماد به نفس و میزان درآمد در تمام سطوح کسب‌وکارها و شرکت‌ها رابطه‌ای کاملا واضح مشاهده می‌شود.در تحقیقی دیگر که در انگلستان توسط «بریتیش ایمپولوئیز» (British employees) به عمل آمد، محققان متوجه شدند که نوعی بحران اعتمادبه‌نفس در کلیه‌ی شرکت‌های انگلیسی وجود دارد و حداقل، ۳۲ درصد از افراد شاغل در آن شرکت‌ها از بیان فکر خود می‌ترسند!البته این موضوع می‌تواند مربوط به عوامل بازدارنده و داخلی هر شرکت نیز باشد ولی به‌هرحال، مشکل ضعیف بودن اعتماد به نفسِ برخی مدیران نیز در داخل این آمار قرار می‌گیرد و از سوی دیگر، این معضل نمی‌تواند فقط مختصِ کشور مذکور باشد.بدیهی است که اهمیت موضوع اعتماد به نفس مدیران با توجه به نتایج این تحقیقات و موارد مشابه، بسیار چشمگیرتر می‌شود. این اهمیت چه برای خود شخصِ مدیر و چه برای شرکت و کارکنانی که مدیر مذکور در رابطه با آن‌ها فعالیت می‌کند؛ به‌نوعی سرنوشت‌ساز است.یک مدیر یا مدیرعامل باید در سخت‌ترین شرایط بتواند درست‌ترین تصمیم را بگیرد. افزایش اعتماد به نفس مدیر در افزایش توانایی‌های سازمانی و توانمندی‌های سایر کارکنان شرکت تأثیر مستقیم دارد.ایجاد عادت‌های کاربردی در سطح سازمان و اطمینان خاطر و نیز انتخاب بهترین نفرات، از نتایج افزایش اعتماد به نفس مدیران شرکت‌ها خواهد بود.راه‌کارهایی که اعتماد به نفس مدیر و مدیرعامل‌ها را افزایش می‌دهد:در اینجا شش راه‌کارِ ارائه‌شده توسط یکی از مشاوران بین‌المللی به نام «ویل کورِنتئی»(Will Corrente) که خود، کارآفرینی موفق نیز هست را به‌طور چکیده بیان می‌کنیم.وقتی که به‌عنوان یک مدیر با موضوع یا چالشی مواجه می‌شوید این موارد را در نظر بگیرید:۱. ابتدا موقعیت را تجزیه‌وتحلیل کنید:پیش از هرگونه تصمیم‌گیری، موضوع را مانند یک تمرینِ ارائه‌شده به شما در نظر بگیرید و ضمن بررسی همه‌جانبه‌ی آن سعی کنید که چند راه‌حل برای آن موضوع پیدا کنید.۲. شبکه‌ای از چشم‌اندازهای مختلف بیافرینید:موضوع مطرح‌شده را از دیدگاه‌های مختلفی بررسی کنید.برای این کار حتماً از نظرات افرادی که فکر می‌کنید در این مورد صاحب آگاهی هستند مطلع شوید. استفاده از نظرات مفید را برای خود تبدیل به یک ورزش روزانه‌ی مدیریتی کنید.۳. توانایی‌های کارکنان یا همکارانتان را بسنجید:این موضوع در شکل‌گیریِ اعتماد به نفس مدیر، نقش مهمی دارد.نکته‌ی مهمی که بیشتر اوقات از آن غفلت می‌شود؛ سنجش توانایی کارکنان برای بهتر شدن است. برخی مدیران محترم فقط به بررسیِ وضعیت و توانایی‌های فعلیِ کارکنانشان، بسنده می‌کنند.در شرکت‌هایی با تعداد کارکنان کم، هر مدیری قادر خواهد بود که توانایی‌های مختلف کارکنانش را بسنجد.در شرکت‌ها و مؤسسات بزرگ‌تر نیز ارزیابی مدیرانِ بخش‌ها (دپارتمان‌ها) و افراد کلیدی تا حد زیادی کارساز خواهد بود.برای انجام این کار، به‌طور مشخص باید ببینید که هریک از کارکنانتان در مقابل دشواری‌ها چه جواب یا طرز عمل بخصوصی دارند.۴. توانایی‌های مدیریتی خودتان را نیز بسنجید:افزایش اعتماد به نفس مدیر از رویارویی او با چالش‌های مختلف و با حل آن‌ها امکان‌پذیر می‌شود.به این منظور، نقاط ضعف خود را بشناسید و برای برطرف کردن آن نقاط ضعف، یک برنامه‌ی مشخص و مدون تدارک ببینید.فراموش نکنید که کلید افزایش اعتماد به نفس مدیر در آماده بودن او خلاصه می‌شود؛ به‌عنوان‌مثال، اگر قرار باشد موضوع اخراج یکی از کارکنان را بررسی کنید ولی پس از بررسی، نتوانید به تصمیم مشخصی برسید؛ راه چاره چیست و چه خواهید کرد؟!برای تمامی چنین مواردی که مدارک و اسناد موجود برای تصمیم‌گیریِ قطعی، ناکافی به نظر می‌رسند از قبل، قواعد و آیین‌نامه‌هایی تهیه کنید تا مجبور به گرفتن یک تصمیم احتمالاً نادرست نشوید و یا اعتمادبه‌نفستان دچار تزلزل نشود.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ۷ نکته برای افزایش اعتماد به نفس مدیران و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2020 02:22:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰ تمرین برای افزایش اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%DB%B1%DB%B0-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-qwccneqqetes</link>
                <description>داشتن اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف در زمینه‌های اجتماعی، شغلی و ازدواج، یک مهارت ضروری است.عمل به تمرین‌های به‌روز شده و کاربردی این مقاله بسیار سریع‌تر ازآنچه تصور می‌کنید افزایش اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف را برایتان به ارمغان خواهد آورد. با وب‌سایت مدیرشاد همراه باشید.تمرین‌های افزایش اعتماد به نفس در برابر جنس مخالفاز امروز به اعتماد به نفس خودتان به شکل یکی از عضلات بدنتان بنگرید؛ عضله‌ای که می‌خواهید آن را تقویت کنید!همان‌طور که برای تقویت عضلات بدن از زدن وزنه استفاده می‌شود؛ برای تقویت اعتماد به نفس به‌طورکلی و اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف نیز باید وزنه‌های ذهنی بزنید.به‌عنوان پیش‌زمینه‌ی تمامی تمرین‌های بعدی، همیشه برای تقویت اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف حس خاص و مهم بودن را به خودتان القا کنید. برای این کار تمرین‌های در پی آمده را انجام دهید:تمرین ویژه‌ی تجسم ذهنی:اگر کمبود اعتماد به نفس شما در مقابل فرد مشخصی که به جنس مخالفتان تعلق دارد به وجود آمده؛ تصویری را که از آن شخص دارید در ذهنتان کوچک کنید؛ به‌این‌ترتیب که تصویر او را تجسم کرده و سپس ابعاد آن را در تصورتان کوچک کنید تا به حدی که به‌اندازه‌ی تصویر شناسنامه یا کارت ملی شود! و آن تصویر را در کف دستتان بگیرید و چندین بار خواسته‌ای را که دارید در زمان حالِ دستور زبانی و با جمله‌بندی مثبت بگویید؛ مثلاً:«من به‌راحتی و با آرامش با تو صحبت می‌کنم.»ریشه‌ی این شگردها به برنامه‌ریزی عصبی- کلامی مربوط می‌شود که توضیح علمی هریک از آن‌ها به مقاله‌ای جداگانه نیاز دارد.این تمرین را هرروز حداقل یک‌بار (بهتر است هر روز سه بار و به مدت پنج دقیقه) انجام دهید و آن را تا تقویت کامل اعتمادبه‌نفستان قطع نکنید.در ملاقات بعدی‌تان با همان فرد موردنظر، به احساساتتان دقت کرده و تغییراتی را که در اعتمادبه‌نفستان حس می‌کنید را بعداً یادداشت کنید. خواهید دید که هر بار حس بهتر و آرامش بیشتری را تجربه می‌کنید.سلبریتی شوید:در یک تمرین ذهنی دیگر، خودتان را در قالب سلبریتی یا چهره‌ای مشهور و هم‌جنس با خودتان تصور کرده و از دیدِ او به فردی که جنس مخالف شما است و در برابرش اعتماد به نفس ندارید؛ بنگرید و با گوش آن شخص مشهور و محبوب، سخنان آن جنس مخالف را بشنوید.به‌عبارت‌دیگر، در تصورتان به جلد یک فرد مشهور که هم‌جنس شما است و از او خیلی خوشتان می‌آید داخل شده و در آن قالب، با جنس مخالفتان در عالم تصور روبرو شوید.در همین حالت و هنگام تصور این صحنه، انگشت شست دست راست خودتان را در کف دست چپ بگذارید و اگر چپ‌دست هستید برعکس عمل کنید. این تمرین را هر روز در خلوت تکرار کنید.حال در عالم واقعیت و هنگام نداشتن اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف نیز انگشت شست دست راستتان را به حالتی که جلب‌توجه نکند در کف دست راستتان بگیرید؛ خواهید دید که راحت‌تر و با اعتماد به نفس بیشتری با جنس مخالف برخورد می‌کنید.در اجرای تمام تمرین‌هایی که در این مقاله آموزش داده می‌شود؛ تا وقتی‌که مشکلِ نداشتن اعتماد به نفس در مقابل جنس مخالف برایتان حل شود؛ مداومت به خرج دهید.نقش، بازی کنید:پیش خودتان ادعا کنید که با دختر یا پسری که از او خجالت می‌کشیدید به‌راحتی صحبت کرده‌اید،این کار شاید به نظر ساده‌دلانه برسد اما این نقش، بازی کردن (به‌شرط تداوم)، ناخودآگاهتان را تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ چون ناخودآگاهِ انسان فرق خیال و واقعیت را نمی‌فهمد و فقط پیام‌هایی را که به او داده می‌شود می‌گیرد و اجرا می‌کند.در صورت امکان، شبیه‌سازی کنید:فرض می‌کنیم شما در مقابل همکار خانم یا آقای خود در محل کارتان اعتماد به نفس لازم را ندارید. اگر در خانواده‌تان از جنس مخالف کسی هست که بتوانید آزادانه با او حرف بزنید؛ صحنه‌ی روبرو شدن با آن جنس مخالف را با وی شبیه‌سازی کنید،شاید این کار به نظرتان خنده‌دار برسد اما این تمرین، بسیار بیشتر ازآنچه فکر می‌کنید می‌تواند اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف را تقویت کند.لحن و کلمات گفتگوی درونی‌تان را تغییر دهید:جملات مثبت را جایگزین جملات منفی کنید؛ هرگاه فکری در مورد نداشتن اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف به ذهنتان آمد؛ بلافاصله به برعکس آن بیندیشید؛ اگر کلامی مبنی بر ضعیف بودنِ خود بر زبان آوردید؛ ده‌ها بار برعکس آن را بگویید.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ۱۰ تمرین برای افزایش اعتماد به نفس در برابر جنس مخالف و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2020 02:18:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفت راه برای افزایش اعتماد به نفس در فروش</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-or0rtm8hprw9</link>
                <description>با خواندن این مقاله راه‌های افزایش اعتماد به نفس در فروش را آموخته و میزان فروش خود و یا بهره‌وری تیم فروشتان را بالا ببرید. با وب‌سایت مدیر شاد همراه باشید.پرده‌برداری از نیمه‌ی پنهان اعتماد به نفس در فروش!برای دستیابی به اعتماد به نفس در فروش این هفت سرنخ را مورداستفاده قرار دهید:۱.در زندگی روزمره انرژی منفی را به اثرگذاری مثبت تبدیل کنید:شاید از این سخن متعجب شوید ولی بخش بزرگی از توانایی فروش شما هنگامی‌که خارج از محیط و ساعات کاری هستید شکل می‌گیرد؛ شاید بپرسید چگونه چنین چیزی ممکن است؟!در پاسخ باید بگوییم که اگر در محیط زندگی شما انسان‌های منفی‌گرا حضور داشته باشند؛ هیچ‌وقت به اعتماد به نفس در فروش نخواهید رسید؛ چون آن‌ها اثر منفی خود را بر روی شما (بدون اینکه بدانید) خواهند گذاشت.برای کسب اعتماد به نفس در فروش چه در محیط کاری و چه در محیط زندگی شخصی‌تان از اشخاص منفی‌گرا و بی‌هدف دوری کرده و در عوض اطراف خود و تیم فروشتان را با انسان‌هایی که بر اهدافشان متمرکز هستند و افرادی مثبت محسوب می‌شوند، پر کنید.همیشه تقویت توانایی فروش، نیاز به تمرکز و مثبت‌گراییِ تمام‌وقت در زندگی دارد.۲.ابتدا باید در شیوه‌های فروشندگی مهارت کافی داشته باشید:برای داشتن اعتماد به نفس در فروش ابتدا باید روش‌ها و مراحل فروشِ محصول یا خدمتتان را مثل کف دستتان بشناسید.به‌عنوان یک فروشنده یا سرپرست تیم فروش؛ لازم است به‌قدری درزمینه‌ی فعالیت خود ماهر باشید که رَوند فروش برایتان به‌صورت یک کار عادی و راحت جلوه کند؛ در این صورت، هنگام مواجهه با مشتری، دیگر استرسِ به یادآوردن مراحل فروش و اینکه باید در هر مرحله چه‌کار کنید را نخواهید داشت و درنتیجه از تمرکز و آرامش کافی برخوردار خواهید شد.۳.بر روی نقاط قوت محصول یا خدمات خود متمرکز شوید:این سخن به معنای مغرور بودن به محصول یا خدمت ارائه‌شده توسط شما نیست و در این مورد باید واقع‌گرا باشید؛ بااین‌حال همیشه نکات مثبت محصول یا خدماتتان را به خود و مشتریان بالقوه‌تان یادآوری کنید، این موضوع در تقویت اعتماد به نفس در فروش تأثیر مثبتی خواهد داشت.به‌طورکلی لازم است هرگونه شک یا عدم اعتماد به محصول یا خدمت عرضه‌شده توسط اعضای تیم فروش حل و برطرف شود تا آن‌ها بتوانند در ادامه، به اعتماد به نفس در فروش دست یابند.۴.یادآوری و به اشتراک‌گذاری موفقیت‌ها درزمینه‌ی فروش:فرض کنید شما مدیریت یک تیم فروش را به عهده دارید؛ در این صورت ایجاد فرهنگ موفقیت و موفقیت پروری در بین اعضای تیمِ فروش یکی از وظایف اصلی شما خواهد بود.به این منظور، در جلسات عمومی که با کارکنان فروش برگزار می‌کنید از فروشندگان موفقتان بخواهید که داستان فروش عالی خود را برای همگان تعریف کنند.اجرای این شیوه، هم تجربیات آن‌ها و هم روحیه و اعتمادبه‌نفسشان را به دیگر اعضای تیم فروش منتقل کرده و به تمامی اعضای گروه کمک خواهد کرد که همان موفقیت را در جریان فروش‌های خود تکرار کنند.اگر به‌تنهایی کار می‌کنید، پس از هر فروش موفق، نکته‌هایی را که فکر می‌کنید منجر به موفقیت شما شده است را در دفترچه‌ای یادداشت کرده و گاه‌گداری آن‌ها را مرور کنید.چنانچه فروش ناموفقی داشتید از تمرکز بر شکست در فروش خودداری کرده و به‌جای آن از خود بپرسید که بار بعد باید چه‌کارهایی را انجام دهید تا به نتیجه‌ی بهتری برسید.تمامی این موارد را یادداشت و آن‌ها را در فواصل زمانی مشخص مرور کنید تا در ذهنتان کاملاً جایگزین شوند.شکست و موفقیت در فروش، هر دو، بخشی از تجربیات اجتناب‌ناپذیر هستند. هم‌چنین لازم است به دنبال هر موفقیت، مرحله‌ی بالاتر و بعدی را مجسم کرده و برای رسیدن به آن تلاش کنید.۵.برای رسیدن به اعتماد به نفس در فروش، بزرگ فکر کنید:از عادت‌های روزانه‌ی فروش خارج شده و خود یا تیم فروشتان را به ایجاد نوآوری و داشتن نگاه متفاوت و خلاقانه نسبت به مسائل فروش تشویق کنید.خواندن کتاب‌های خودیاری و نیز کتاب‌های تخصصی درزمینه‌ی فروش و تعیین هدف‌های بلندمدت می‌تواند به افزایش اعتماد به نفس در فروش کمک بزرگی کند.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد هفت راه برای افزایش اعتماد به نفس در فروش و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2020 02:12:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳ نوع نداشتن اعتمادبه‌نفس در ازدواج</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%DB%B3-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%87%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-vfgcb7mpkzgt</link>
                <description>در این مقاله سه نوع نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج، (عادی، زیاد و «گاموفوبیا») بررسی و راه‌کارهایی برای برطرف کردن هر سه نوع، توضیح داده شده است. با وب‌سایت مدیر شاد همراه باشید.آیا نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج امری طبیعی است؟برخلاف تصور اغلب اشخاص، نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج تا درجاتی امری طبیعی محسوب می‌شود زیرا تصمیم به ازدواج، یک تصمیم مهم است که دگرگونی‌هایی اساسی در زندگی فرد به وجود می‌آورد و اندیشیدن به آن‌ها خواه‌ناخواه استرس‌زا خواهد بود.اگر مشکلتان این نوع از نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج است؛ نخست سعی کنید با این موضوع به‌طور عقلانی برخورد کنید و دلیل ترس خود را بفهمید. در این میان نکته‌ی مهمی که وجود دارد؛ تشخیص ترسِ کاذب از ازدواج و ترس از مشکلات مالیِ پس از ازدواج است و یا تشخیص دادن این نکته که مشکلات مالی، بهانه‌ای برای ترس از خودِ ازدواج نباشد؛ مهم محسوب می‌شود.تکیه‌ی ما در این مقاله بر تشخیص و رفع ترس‌های کاذب و روانی متمرکز است.به خودتان روحیه دهید و اگر نتوانستید با تفکر و به‌طور عقلانی دلیل ترس خود را از ازدواج کشف کنید یا احساس کردید که ریسک‌های ذاتیِ ازدواج، شما را خیلی بیشتر از حد معمولی می‌ترسانند؛ با استفاده از شیوه‌هایی که در ادامه‌ی مقاله خواهیم گفت؛ نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج را ریشه‌یابی کرده و آن را در ذهن خود برطرف کنید.انواع نداشتن اعتماد به نفس در ازدواجگفتیم که نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج در حد استرس یا ترس‌های اولیه تا حد زیادی طبیعی است اما دو نوع دیگر از عدم وجود چنین اعتمادبه‌نفسی وجود دارند که طبیعی نیستند:نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج، نوع اول:عبارت است از ترس زیاد از ازدواج یا بزرگ‌نماییِ بیش‌ازحدِ مشکلات فعلی یا احتمالی در آینده یا بهانه کردن مشکلی خاص برای ازدواج نکردن درحالی‌که علت اصلی، عاملی دیگر است.در این حالت، برای رهایی از نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج این شیوه‌ها را به ترتیب انجام دهید:۱. سعی کنید در درونتان علت نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج را کشف کنید: اگر قبلاً رابطه یا رابطه‌هایی داشته‌اید؛ آن‌ها را مجدداً در ذهن خود ارزیابی کنید. آیا به آن افراد زیانی وارد کرده‌اید؟ یا برعکس، به شما زیانی وارد شده است؟در این زمینه به موارد مختلف فکر کرده و آن‌ها را به‌عنوان واقعیت‌هایی که متعلق به گذشته بودند بپذیرید و خود را آماده‌ی پذیرش رابطه‌ای بر محور ازدواج کنید.به این منظور، برنامه‌ریزی‌هایی انجام دهید؛ مثلاً تغییراتی در عادت‌های رفتاری و کاری خود که شما را به‌طور صحیح با افراد مناسب دیگری مربوط کند ایجاد کنید.۲. به تعهدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت خود بیندیشید: آیا شما کسی هستید که در حال حاضر باید تا چندین سال اقساط خودرو، خانه یا سایر موارد را بپردازید؟ آیا زیر بار تعهد بدهی‌های کوتاه‌مدت یا بلندمدت قرار دارید؟شاید تعجب کنید ولی ازلحاظ روانی یکی از دلایل ترس از ازدواج، می‌تواند ناشی از قرار داشتن فرد در زیر بار تعهدهای مالی یا مشابهِ چنان تعهداتی باشد!حس فشار ناشی از چنین تعهدهایی با این‌که آن تعهدها ظاهراً هیچ تشابه و سنخیتی با موضوع ازدواج ندارند؛ به‌شدت تقویت‌کننده‌ی نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج نیز هستند؛ زیرا موضوع ازدواج، به‌خودی‌خود، تعهد بلندمدت و دائمی را به یاد فرد می‌اندازد و چون تجربه‌ی روانی او از تعهدهای بلندمدت موجود در زندگی‌اش، تجربه‌ای مبتنی بر استرس و محدودیت و درنتیجه ناخوشایند است؛لذا این امر گاه سبب نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج که تعهدی بزرگ و طولانی است نیز می‌شود.به‌عبارت‌دیگر، تأثیر استرس و فشارهای سایر تعهداتِ مختلف فرد، می‌تواند در ناخودآگاه او زمینه‌ساز نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج از منظر فرار از فشار و عواقب هر نوع تعهدی شود.۳. اثرات روحیِ سایر تعهدات خود را بررسی کنید: گذشته از تعهدات مالی، امکان دارد که فرد به خاطر داشتن دو نوع تعهد دیگر نیز در ناخودآگاه خود تعهدگریز شود و از تعهد ازدواج نیز ناخودآگاه بهراسد.یکی از این تعهدها «وقف کردن خود» (Dedication) است؛ مانند وقف کردن خود به نگهداری از پدر، مادر، برادر یا خواهر و زیر بار مسئولیت بودن به خاطر چنین شرایطی یا مشابه آن.نوع دیگری از تعهد که می‌تواند خاطره و حسی منفی در ناخودآگاه انسان ایجاد کند؛ «محدودیت (اجبار)» (Constraint) است؛ به‌عنوان‌مثال، مجبور بودن به کار کردن با شخصی خاص برای همیشه یا برای مدت طولانی که متضمن رنج یا حس منفی باشد.وجود زمینه‌های تعهد و محدودیتِ آزاردهنده در زندگی یک انسان می‌تواند جزو عوامل زمینه‌ساز و ایجادکننده‌ی نداشتن اعتماد به نفس برای ازدواج شود.با بررسی تمامی این موارد، در صورت پی بردن به یک یا چند مورد از آن‌ها در زندگی خودتان، موضوع را در ذهن خود تجزیه‌وتحلیل کرده و به این موضوع بیندیشید که تعهد ازدواج الزاماً یک تعهد محدودکننده‌ی منفی نیست و بسیاری مزایای دیگر نیز دارد.۴. ترس از تغییر عقیده و عدم تعهد پس از ازدواج: اگر چنین هراسی دارید تمرین‌های ذهنیِ در پی آمده را انجام دهید:• هر دوره‌ی سخت، گذرا است. این نکته را مدام به خود یادآوری کنید. بعد از ازدواج نیز اگر سختی‌هایی پیش بیاید؛ همگی گذرا خواهند بود.• فکر نکنید که پس از ازدواج فقط شما متعهد خواهید ماند. چه خانم باشید و چه آقا، همیشه به خود یادآوری کنید که در زندگیِ مشترکِ پیش رویتان، همسر شما نیز به‌اندازه‌ی شما یا حتی بیشتر، در زیر بار مسئولیتی مشترک خواهد بود؛ پس در این زمینه نیز خود را تنها مپندارید.نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج، نوع دوم:نداشتن اعتماد به نفس در ازدواج به دلیل مبتلا بودن به مشکل روحیِ «ترس از ازدواج» که «گاموفوبیا» (gametophobia) نامیده می‌شود و باید توسط روان‌پزشک درمان شود.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ۳ نوع نداشتن اعتمادبه‌نفس در ازدواج و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2020 03:02:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پازل‌ عدم اعتماد به نفس چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%D9%BE%D8%A7%D8%B2%D9%84-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ytymq4hzxji8</link>
                <description>همراه با نگاهی دقیق‌تر به بخش‌های مختلف این موضوع، پنج راه‌کارِ برطرف کردن عدم اعتماد به نفس را در مطلبی که خواندنش چهار دقیقه طول خواهد کشید توضیح خواهیم داد. با وب‌سایت مدیر شاد همراه باشید.پازل‌ ظاهریِ عدم اعتماد به نفس چیست؟در پاسخ به سوال پازل ظاهریِ عدم اعتماد به نفس چیست؟ لازم است نسبت به این علایم ظاهری در مورد خود و اطرافیانمان هوشیار باشیم:۱. اجتماع گریزی۲. کمبود مهارت ارتباطات اجتماعی۳. اختلالات غذایی (پرخوری یا امساک از غذا)۴. میزان پایینِ انطباق و سازگاری اجتماعی۵. ناتوانی در مورد پذیرش تعارف و ستایش فرد مقابل۶. ملاحظه کردن و در نظر گرفتن دیگران و ملاحظه نکردن خود۷. گفتن جملات و داشتن تأکیدهای منفی۸. اهمیت ندادن به خویشتن۹. عدم پایداری در دفاع یا باقی ماندن بر روی نظر خویش.پازل درونی عدم اعتماد به نفس چیست؟۱. اضطراب و آشفتگی‌های احساسی۲. افسردگی یا افسردگی‌های ادواری (حمله‌های عاطفیِ مبتنی بر غم و اندوه)۳. خیالات و تفکرات اغراق‌آمیز در مورد نظر و نحوه‌ی تفکر دیگر انسان‌ها۴. نگرانی بیش‌ازحد در مورد آنچه دیگران فکر می‌کنند۵. عدم تمایل به حضور یا دخالت در اکثر موارد و موقعیت‌ها۶. داشتن توقع کم از مواهب زندگی برای خویشتن.راه‌کارهای خلاص شدن از عدم اعتماد به نفس چیست؟در این بخش، به پنج راه‌کار برای رهایی از علایم و عوارض عدم اعتماد به نفس که هم با طرز تفکر و هم با ظاهر فرد ارتباط دارند؛ می‌پردازیم:۱. طریقه‌ی ریشه‌یابی عدم اعتماد به نفس چیست؟بسیاری اوقات انسان‌ها توسط دیگران دچار معضل عدم اعتماد به نفس می‌شوند. اگر حس می‌کنید که مشکل عدم اعتماد به نفس دارید؛ لطفاً یک دقیقه از وقتتان را به جستجوی پاسخ این سوال اختصاص دهید: چه کسی یا چه کسانی از ابتدای زندگی‌تان تاکنون در مورد شما قضاوت کرده‌اند و مرتب نظر خاصی را که برایتان نامطبوع بوده درباره‌تان بر زبان آورده‌اند.می‌خواهیم شما را متوجه این نکته کنیم که گاهی خانواده، نزدیکان، دوستان یا همکارانِ شخص می‌توانند سامانه‌ای از رفتارهای منجر به بروز عدم اعتماد به نفس در او به وجود بیاورند!در ذهنتان صدای چه کسی وجود دارد که سخنان یا رفتارش اعتماد به نفس شما را خدشه‌دار می‌کند؟ آن صدا را یافته و با شناسایی آن شخص، او را از ذهنتان بیرون کنید.دست یافتن شما به ریشه‌ی عدم اعتمادبه‌نفستان، خودبه‌خود باعث کم‌رنگ‌تر شدن این معضل خواهد شد.۲. در مورد خودتان بد نگویید و بد نیندیشید.فرض کنید که مادری غذا را سوزانده است و با ناراحتی می‌گوید: «من یک مادر دست‌وپا چلفتی هستم!» و یا این‌که در ذهنش چنین جمله‌ای را در مورد خودش می‌گوید. چاره‌ی این نوع عدم اعتماد به نفس چیست؟نخست این‌که چنین عملی تأثیری بسیار منفی در ناخودآگاه شخص می‌گذارد؛ پس هیچ‌گاه و در هیچ شرایطی حتی اگر بدترین اشتباهات را نیز مرتکب شوید؛ خودتان را با الفاظ یا افکار منفی متهم یا محکوم نکنید.جالب است بدانید که یکی از راه‌های رهایی از اعتماد به نفس پایین، قرار گرفتن در معرض بمباران افکار و جملات مثبت در مورد خود است. شما نیز از همین روش استفاده کنید؛ یعنی به‌جای گفتن جملات منفی، جملات تأکیدی در زمان حال با جمله‌بندی و فعل‌های مثبت را در مورد خودتان با صدای بلند یا در دلتان تکرار کنید و یا روزانه چند بار آن‌ها را بنویسید.۳. در مورد خودتان و دیگران عادلانه رفتار کنید.یکی دیگر از جواب‌های سوال عدم اعتماد به نفس چیست در برخورد عادلانه با خودتان و دیگران نهفته است.اگر کسی مزیتی دارد در صورت لزوم بازخورد مثبتتان را به او اعلام کنید، همین موضوع را در مورد خودتان نیز به مرحله‌ی اجرا درآورید و در مورد هر کار یا عملی که آن را به‌خوبی انجام داده‌اید از خودتان تشکر کرده و خود را تشویق کنید.در مورد اشتباهات دیگران و خودتان نیز عادل باشید و آن‌ها را بزرگ‌تر ازآنچه هستند جلوه ندهید یا تصور نکنید.۴. لطفاً کمال‌گرا نباشید!آیا می‌دانید بیشترین ضرر عدم اعتماد به نفس چیست؟فردی را فرض کنید که می‌گوید: «اگر نتوانم کاری را کامل انجام دهم پس در آن کار موفق نیستم.»طرز تفکر فوق یکی از خطرناک‌ترین تله‌هایی است که گرفتار شدن در آن نه‌تنها اعتماد به نفس ما را نابود خواهد کرد بلکه ضررهای جبران‌ناپذیری به‌تمامی ابعاد زندگیِ کاری و شخصی ما خواهد زد.به‌هیچ‌عنوان به دنبال کمال‌گرایی و قانون «همه‌یاهیچ» نروید؛ در غیر این صورت چنین نگرشِ به‌اصطلاح سیاه‌وسفید، اثرات زیان‌باری بر روی زندگی شما خواهد گذاشت.هیچ‌کس در این دنیا کامل نیست و هر کسی درصدی از برخی توانایی‌ها را دارد.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد پازل‌ عدم اعتماد به نفس چیست؟ و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2020 02:56:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتماد به نفس چهره برای حضور در جمع</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B9-izukncpfwmak</link>
                <description>۷ راه‌کار!راه‌کارهای افزایش اعتماد به نفس چهره و ظاهر، موضوعی است که کمتر به آن پرداخته شده است. در این مقاله چند راه‌کار متفاوت را برای افزایش اعتماد به نفس چهره توضیح می‌دهیم. با وب‌سایت مدیر شاد همراه باشید.چگونه اعتماد به نفس چهره و ظاهر داشته باشیم؟۱. توقف پیش‌داوری و تصویرهای ذهنی منفی: توقف پیش‌داوری یا تلاش برای خواندن ذهن دیگران یکی از مهم‌ترین راه‌های افرایش اعتماد به نفس و ازجمله تقویت اعتماد به نفس چهره است.نخستین گام شما برای تقویت اعتمادبه‌نفستان تغییر گفتگوی درونی و عوض کردن تصاویر ذهنی‌تان از چهره و وضع ظاهری خودتان است.به این منظور هرگاه مچتان را درحالی‌که مشغول تصور چنین صحنه‌ای بودید که دیگران شما را زشت می‌دانند، گرفتید؛ دقیقاً برعکس آن صحنه را تصور کرده و چنین تجسم کنید که همان افراد معتقدند که شما ظاهری جذاب و آراسته دارید و در حال تحسین زیبایی شما هستند.مطمئن باشید هرقدر که تصویرها و دیالوگ‌های منفی‌تان را کاهش داده و گفتار درونی مثبت را جایگزین آن کنید، احساس این‌که می‌توانید در زندگی بیشتر ریسک کنید و با انسان‌ها راحت‌تر باشید؛ در درونتان افزایش خواهد یافت. گفتگوی درونیِ مثبت در مورد چهره و اندام خودتان را بسیار جدی بگیرید.۲. در خانه ماندن به خاطر حس زشت بودن: در خانه ماندن به خاطر احساس زشت بودن یا پرهیز از شرکت در جمع و یا روبرو شدن با افراد، موضوع رایج دیگری درزمینه‌ی نداشتن اعتماد به نفس چهره است.گاهی وجود یک تب‌خال می‌تواند برخی اشخاص را که اعتماد به نفس چهره ندارند در تمام طول مدت عید نوروز در خانه یا اتاقشان زندانی کند!فرد باید متوجه شود که زیبا یا آراسته بودن برای خود و زیبا به نظر رسیدن برای دیگران، دو موضوع کاملاً جداگانه هستند.تلاش برای این‌که دیگران ما را زیبا بدانند مسابقه‌ای است که درنهایت و همیشه در آن بازنده خواهیم شد؛ پس بهتر است که ابتدا برای خودمان زیبا و خوب به نظر برسیم.اگر ضمن رسیدگیِ عادی به وضع ظاهری‌مان، حسی خوب را به خودمان تلقین کنیم سرانجام موفق خواهیم شد که اعتماد به نفسمان را باز یابیم.چالشی عالی برای یک آقا به‌منظور مقابله با نداشتن اعتماد به نفس چهره و ظاهر، این است که به مدت یک هفته لباس‌های عادی و حتی (اگر توانست) کهنه‌ی خود را بپوشد و به مراکز شلوغ برود!اگر آن شخص خانم باشد بهتر است یک هفته آرایش نکند و به حالت عادی در جمع ظاهر شود.پس از انجام این تمرین (به مدت یک هفته)، شخص خودش را فرد متفاوتی خواهد یافت؛ به‌عنوان‌مثال، پس از انجام این تمرین، یک آقا رفتنِ با پیژامه به سر کوچه را حادثه‌ای وحشتناک تلقی نخواهد کرد!۳. شرم حضور در جمع: گاهی در یک جمع، وقتی فرد در کنار همسر یا یکی از دوستان خود است و آن شخص چنددقیقه‌ای ترکش می‌کند؛ به خاطر حالت شرم حضور در جمع که گریبان گیر او است؛ بدون این‌که منتظر پیامی خاص باشد به سراغ تلفن همراه خود می‌رود و به هر گوشه‌ی آن سرک می‌کشد.چنین شخصی احساس تنهایی در جمع را دارد که از علایم اعتماد به نفس پایین است.گاهی این اعتماد به نفس پایین، نمودی از نداشتن اعتماد به نفس چهره می‌تواند باشد. فرد فاقد اعتماد به نفس چهره دائم نگران این است که دیگران نسبت به او چه نظری دارند و کلاً چطور به نظر می‌رسد!یک چالش عالی دیگر برای چنین شخصی این است که برای رفع حس تنهایی و شرم حضور، چندین بار به‌تنهایی در محلی مثل کافه یا رستورانی ناآشنا حضور یابد.وقتی به‌تنهایی به چنین محلی رفت نباید با تلفن خود وَر برود و یا به کار دیگری مشغول شود بلکه باید به مردم نگاه کند و سپس با پنج نفر غریبه به حرف زدن بپردازد؛ هم‌چنین است رفتن به خرید (به‌تنهایی) و صحبت کردن با انسان‌های مختلف که می‌تواند حس نداشتن اعتماد به نفس چهره و در کل، اعتماد به نفس پایین را کاهش دهد.۴. مضرات حس تلخ ترک شدگی به خاطر قیافه: گاهی اشخاصی حس می‌کنند که به خاطر نازیبا بودنشان ترک شده‌اند یا مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند و ازاین‌رو دچار عدم اعتماد به نفس چهره می‌شوند و برای تسکین اندوهشان به عادت‌های زیان‌بار مختلفی روی می‌آورند.این اشخاص باید درک کنند که اعتماد به نفس، مدیریت استرس و ترس است. اگر شخصی در مقابل استرس و ترس‌های خود به مواردی همچون الکل یا مواد مخدر و مشابه آن‌ها پناه ببرد، نشانه‌ی آن است که در مقابل استرس و ترس‌های خود احساس درماندگی می‌کند.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اعتماد به نفس چهره برای حضور در جمع و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2020 02:52:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سریع‌ترین راه‌حل‌ها و بهترین برخورد با اعتماد به نفس کاذب!</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%AD%D9%84%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%DA%A9%D8%A7%D8%B0%D8%A8-pxaabjtnwjkh</link>
                <description>تعریف اعتماد به نفس کاذب و ریشه‌یابی‌اش، طرز برخورد با افرادی که اعتماد به نفس کاذب دارند و راه رهایی از آن در این مقاله موردبررسی قرار گرفته‌اند. با وب‌سایت مدیر شاد همراه باشید.اعتماد به نفس کاذب چیست و آیا سودی هم دارد؟!اعتماد به نفس کاذب در اغلب موارد همان اعتماد به نفس پایین است اما در قالب فرار روبه‌جلو.اعتماد به نفس کاذب مانند گربه‌ای است که مبهوت سایه‌ی بزرگ و عظیم‌الجثه‌ی خود بر روی دیوار شده است! اما اعتماد به نفس کاذب را می‌توان در صورت عملکرد آگاهانه، برای مدتی کوتاه و تحت شرایطی به طرز مثبت نیز مورداستفاده قرار داد؛ به‌این‌ترتیب که می‌توانیم به‌طور کوتاه‌مدت، نوعی تلقین به نفس در مورد انجام عالی کارها را در پیش بگیریم.در این حالت، فرد نداشتن اعتماد به نفس را در درون خودش انکار نمی‌کند بلکه معتقد است با تلاشی که درزمینه‌ی کارِ موردنظر و افزایش مهارت در آن کسب می‌کند؛ غنچه‌ی اعتماد به نفس واقعی در درونش شکوفا خواهد شد؛ پس استفاده‌ی آگاهانه، محدود و مشروط از اعتماد به نفس کاذب (تا مدتی کوتاه)، زیانی ندارد.ریشه‌ی اعتماد به نفس کاذب چیست؟اعتماد به نفس کاذب و ناآگاهانه می‌تواند حاصل عوامل مختلف و ترکیبی باشد اما یکی از عمده‌ترین دلایل آن مربوط به عوامل تربیتی است.تشویق بیش‌ازحد والدین و خریدن بیش‌ازاندازه‌ی جایزه و انجام تشویق افراطی برای هر کاری که می‌تواند جزو فعالیت‌های روزمره‌ی یک کودک طبقه‌بندی شود؛ به شکل‌گیری اعتماد به نفس کاذب در کودکان منجر می‌شود. (خودِ اعتماد به نفس کاذب در کودکان مسئله‌ی جداگانه‌ای است که در مقاله‌ای دیگر به شرح آن خواهیم پرداخت.)گاهی نیز اعتماد به نفس کاذب ناشی از برخی حالت‌های مرتبط با روح و روان انسان از قبیل «نارسیسیم» (Narcissism) یا همان خودشیفتگی است.تفاوت اعتماد به نفس واقعی و اعتماد به نفس کاذب چیست؟منبع تغذیه‌ی اعتماد به نفس واقعی در درون فرد است و شخص از وضعیت یا مهارت یا حالت خود در مورد موضوعی، احساس تسلط و استیلای درونی دارد؛ اما منبع اعتماد به نفس قلابی، بیشتر در رفتارهای نمایشی و عوامل بیرونی قرار دارد و فردی که دارای اعتماد به نفس غیرحقیقی است اصرار دارد که مرتب اعتماد به نفسش را نشان دهد و تأییدیه‌های متعددی مبنی بر حقیقی بودن توانایی‌های خود از دیگران اخذ کند.به‌عبارت‌دیگر، اتکای افرادی که اعتماد به نفس کاذب دارند؛ متمرکز بر اصرار بر اظهار اعتماد به نفس است و اتکای اشخاصی که اعتماد به نفس واقعی دارند؛ بر تواناییِ برخورد عملی و مقتدرانه با موضوع موردنظر است.چند نوع اعتماد به نفس کاذب داریم؟!شناختن افرادی که اعتماد به نفس قلابی دارند همیشه ساده نیست. اغلب آن‌ها استعداد زیادی در جلب‌توجه و قانع کردن دیگران دارند و تنها طی زمان یا وقوع موقعیت‌های مختلف است که دستشان برای دیگران رو می‌شود.به‌طورکلی، افرادِ دارای اعتماد به نفس کاذب به دو گروه تقسیم می‌شوند:۱. افراد دارای اعتماد به نفس غیرحقیقی از نوع عادی: افرادی که دارای اعتماد به نفس کاذب در حد معمولی هستند؛ با وجود خودرأی بودن و خود برتری پنداری، چندان هم متمایل به تحقیر دیگران نیستند و در حقیقت می‌توان گفت که اهمیتی که به خودشان می‌دهند در حد افراط نیست.۲. خودشیفتگان (نارسیست‌ها): شکل افراطی اعتماد به نفس غیرحقیقی در خودشیفتگان یا نارسیست‌ها بروز می‌کند.نارسیسم کلمه‌ای است برگرفته از یک افسانه‌ی یونانی که طی آن شخصیتی اسطوره‌ای به نام «نارسیس» بر لب رود، تصویر چهره‌ی خود را در آب می‌بیند و آن‌قدر شیفته‌ی خود می‌شود که جان داده و تبدیل به گلی بر لب رود می‌شود. گاه در متن‌های فارسی کلمه‌ی نارسیس را معادل گل نرگس نیز می‌گیرند.در اکثر موارد، علت خودشیفتگی، (برخلاف نوع اولِ دارندگان اعتماد به نفس کاذب که در کودکی به‌صورت افراطی از سوی والدین و اطرافیان تشویق شده‌اند) کمبود شدید محبت در دوران کودکی آن‌ها است.چنین افرادی از تحقیر دیگران لذت برده و خود را صاحب شکوه و جلالی خاص و حتی گاه منتخب کائنات می‌دانند!تکلیف ما با کسانی که اعتماد به نفس کاذب دارند چیست؟!افرادِ دارای اعتماد به نفس قلابی کلاً یک‌دنده و خودبزرگ‌بین هستند و حرف هیچ‌کس را قبول نمی‌کنند؛ به همین دلیل معاشرت یا کار کردن با آن‌ها کم یا زیاد، به‌هرحال مشکل و گاه طاقت‌فرسا است.در برخورد با افرادی که دارای اعتماد به نفس غیرحقیقی هستند از این شیوه‌ها استفاده کنید:۱. سعی کنید میزان اعتماد به نفس غیرحقیقی فرد را تشخیص دهید. آیا او اعتماد به نفس کاذب دارد یا خودشیفته است؟۲. اگر اعتماد به نفس کاذب او در حد عادی است؛ ضمن انتقال حس دوستی‌تان به او، با زبان شوخی و خنده طوری که ناراحت نشود؛ غلط بودن افکارش را در مواردی که یک‌دندگی می‌کند گوشزد کنید.۳. هیچ‌وقت به افراد خودشیفته نگویید که اشتباه می‌کنند؛ بلکه نخست یک جمله‌ی مثبت در مورد آن‌ها بگویید و بعدازآن در مورد چیزی که موردنظرتان است غیرمستقیم اظهار نگرانی کنید؛ مثلاً به همکار خودشیفته‌تان می‌توانید چنین بگویید:«من می‌دانم که سرعت کار تو در مقابل حجم کار این شرکت، عددی نیست ولی از پیچیدگی‌های پروژه‌هایی که به‌تازگی تحویل گرفته‌ایم نگران هستم!»برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سریع‌ترین راه‌حل‌ها و بهترین برخورد با اعتماد به نفس کاذب! و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jan 2020 16:33:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۸ راه رهایی از اعتماد به نفس پایین!</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%DB%B8-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86-vjiymxcnmcgu</link>
                <description>چاره‌سازیِ سریع برای اعتماد به نفس پایین، موضوع مقاله‌ای است که آموزه‌های آن در مورد بسیاری از افراد، پاسخ سریع و مثبت داده است. می‌توانید با خواندن این مقاله در وب‌سایت مدیر شاد، اعتمادبه‌نفستان را به‌سرعت بالا ببرید.وداع با اعتماد به نفس پایین!۱. ذهنیت یک قهرمان را داشته باشید:قصد ندارم به شما اعتماد به نفس کاذب بدهم.وقتی می‌گویم ذهنیت یک قهرمان را داشته باشید؛ منظورم این است که مدام به توانایی‌های خودتان و به بهتر شدنتان فکر کنید و نه این‌که اعتماد به نفس کاذب داشته باشید.اگر به‌طور مداوم در حال یادآوری کارهایی هستید که نمی‌توانید به‌خوبی انجام دهید، در حقیقت دارید اعتماد به نفس پایین خود را ضدگلوله می‌کنید!یک قهرمان پرش طول، مدام به سانتی‌مترهای بعدی که بلندتر خواهد پرید فکر می‌کند، آن‌هم در هر زمان و در هر مکانی، منظور من نیز از داشتن ذهنیت یک قهرمان، چنین طرز تفکری در مورد عملکرد خودتان است. حداقل، لازم است همیشه در درونتان مانند یک دوست به خودتان خطاب کنید.۲. واقع‌گرایی و عمل‌گرایی:خیلی وقت‌ها هست که شما هدفتان را به‌اشتباه خیلی بزرگ انتخاب می‌کنید و بعد که به مشکل برخوردید علت را به اعتماد به نفس پایین خودتان نسبت می‌دهید. اگر این‌طور است اجازه بدهید شما را از این اشتباه رها کنم.بهترین کار برای هدف‌گذاری، تعیین اهداف کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت است.بعدازاین نوع هدف‌گذاری، لازم است که همیشه از درب اهداف کوتاه‌مدتتان داخل کارهای مختلف شوید؛ نه این‌که یک هدف بزرگ را در نظر بگیرید و به فاصله‌ی بین توانایی فعلی و آن نوع توانایی که برای رسیدن به آن هدف بزرگ ضروری است؛ بیندیشید و نتیجه بگیرید که اعتماد به نفس پایین عامل ناتوانی شما است!۳. بگو که از پسش برمی‌آیی:وقتی هدفت را درست انتخاب کردی باید از شکست‌ها و مشکلات راهی که در پیش گرفته‌ای عزمت جزم‌تر شود.برخلاف تصور بیشتر ما، بسیاری از موفق‌ترین انسان‌های جهان، واقعاً شکست‌های زیادی خورده‌اند تا به آن مرحله از موفقیت رسیده‌اند. فقط یک نمونه را برایت مثال می‌زنم: «ایلان ماسک» (Elon Musk).این کارآفرین و مخترع و مالک پروژه‌های مدرن و فضایی در حال حاضر سی‌وهشتمین فرد قدرتمند جهان محسوب می‌شود.در کودکی هم‌کلاسی‌هایش در «آفریقای جنوبی» او را در مدرسه از بالای پله‌ها پرت کردند و درنتیجه راهی بیمارستان شد. خیلی زود مهاجرت کرد. نخستین فرزندش مُرد. سپس همسرش طلاق گرفت. دیگران در مورد کسب‌وکار و پروژه‌هایش به او گفتند که طرح‌های کسب‌وکار او فقط ۱۰ درصد شانس موفقیت دارد! اما ایلان ماسک الآن سی‌وششمین انسان قدرتمند بر روی کره‌ی زمین است! چون او همه‌چیز را سنجید ولی به راه خودش رفت و از ریسکِ درست نترسید.تو هم می‌توانی نترسی و درست نیز بسنجی؛ پس لطفاً بعدازاین، هیچ‌یک از وقایع زندگی‌ات را مسبب یا بهانه‌ای برای اعتماد به نفس پایین قرار نده.۴. یک موفقیت بزرگ به‌تنهایی باعث اعتماد به نفس داشتن نخواهد شدشاید از حرفی که گفتم تعجب کرده باشی ولی واقعیت این است افرادی که به موفقیت بزرگی می‌رسند خیلی اوقات ترس این را دارند که دیگر نتوانند مشابه آن موفقیت را تکرار کرده و به دست بیاورند؛ بخصوص اگر که عامل شانس هم تا حدی در موفقیتشان دخیل بوده باشد؛ پس فکر نکن فقط کسانی می‌توانند اعتماد به نفس داشته باشند که موفقیتی بزرگ کسب کرده‌اند؛ این‌طور نیست؛ اتفاقاً برای افراد موفق هم گاه مشکل اعتماد به نفس پایین مطرح می‌شود.۵. قبیله‌ات را پیدا کن!منظورم از این حرف این است که آن تیپ از اشخاصی را که شخصیت و خُلق‌وخویت به آن‌ها می‌خورد را پیدا کن. می‌دانی چرا؟ چون هر انسانی حداقل به یک نفر احتیاج دارد که آن یک نفر قبولش داشته باشد.وجود چنین فرد یا افرادی، یک ژنراتور مخفی اعتماد به نفس برای تو خواهد بود. چون وقتی به اطرافت نگاه کنی خواهی دید که کسی یا کسانی منتظر موفقیتت هستند یا دست‌کم اعتقاد دارند که تو در حال قدم برداشتن در مسیر ارزشمندی هستی.ایجاد چنین شرایطی، از هزاران تمرین متفرقه برای حل اعتماد به نفس پایین سریع‌تر جواب می‌دهد.چنین فرد یا افرادی می‌توانند از طیف‌های گوناگونی باشند؛ مثلاً دوست، همسر، افراد خانواده یا حتی یک مشاور دلسوز. وقتی این فرد یا افراد را یافتی، گاه‌گداری با آن‌ها باش و برای این کار زمانی مجزا در نظر بگیر و مطمئن باش که اعتمادبه‌نفست به میزان قابل‌توجهی بالا خواهد رفت.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ۸ راه رهایی از اعتماد به نفس پایین و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jan 2020 16:28:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از انواع درونگراها چقدر می‌دانید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-yy1jwov9471v</link>
                <description>درونگراها انواع مختلفی دارند که در این مقاله به بررسی آن‌ها در قالب چهار گروه اصلی افراد درونگرا می‌پردازیم. با وب‌سایت مدیر شاد همراه باشید.درونگراها برخلاف تصور رایج نه‌تنها کمبودی ندارند بلکه افرادی هستند که در اغلب موارد، انرژی روحی‌شان را از خودشان می‌گیرند. شما در اطرافتان تعداد بسیار زیادی افراد درونگرا را می‌توانید ببینید؛ اما درونگراها نیز انواع مختلفی دارند.یکی از روانشناسان و محققان موضوع درونگرایی، به نام «جاناتان چک» (Jonathan Cheek) که کتاب‌هایی نیز در این زمینه نوشته است؛ می‌گوید: «اصطلاح درونگرایی اصطلاحی بزرگ و گسترده است و درونگراها به چهار طیف تقسیم می‌شوند که هریک از آن‌ها ویژگی‌های خود را دارند.»این چهار نوع درونگرایی عبارت‌اند از:«درونگرایی اجتماعی» (Social Introversion)«درونگرایی اندیشه‌ورز» (Thinking Introversion)«درونگرایی مضطرب»(Anxious Introversion)«درونگرایی مهارکننده» (Restrained Introversion)؛در ضمن امکان دارد هریک از این نوع درونگراها خصلتی را که صاحب آن هستند به میزان کم یا زیاد همراه با برخی خصوصیات شخصی داشته باشند. اکنون به بررسی این چهار نوع درونگرایی، از دیدگاه جاناتان چک می‌پردازیم.چهار گروه اصلی درونگراها۱. «درونگرایی اجتماعی» (Social Introversion)این نوع از درونگراها از تنها ماندن لذت می‌برند و مایل به حضور در جمع و اجتماعات نیستند و اگر هم زمانی مجبور به شرکت در یک جمع یا تشکیل گروه شوند؛ تا حد امکان ابعاد آن جمع یا گروه را محدود و کوچک انتخاب می‌کنند.آن‌ها انرژی خودشان را از تنها ماندنشان می‌گیرند و این مهم‌ترین ویژگی این گروه از درونگراها است.حضور انسان‌های متعدد در دور و بر درون‌گراهای اجتماعی می‌تواند آن‌ها را ازلحاظ احساسی، ذهنی و حتی فیزیکی ناراحت کند.نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشید این است که یک درون‌گرای اجتماعی ازنظر افراد عادی می‌تواند با فرد خجالتی اشتباه گرفته شود. درونگراها و خصوصاً درونگراهای اجتماعی، خجالتی نیستند.آن‌ها از حضور در اجتماعات یا بودن در کنار افراد دیگر خجالت نمی‌کشند بلکه فقط از این موارد خوششان نمی‌آید و تنهایی‌شان برایشان لذت‌بخش‌تر است؛ مثلاً این نوع از درونگراها تنها ماندن با یک کتاب یا کامپیوتر را به شرکت در یک مهمانی ترجیح می‌دهند.درونگرایی اجتماعی نزدیک‌ترین حالت به تصوری است که مردم عادی از موضوع درونگرایی دارند.۲. «درونگرایی اندیشه‌ورز» (Thinking Introversion)اصطلاح درونگرایی اندیشه‌ورز، اصطلاحی جدیدتر است. این نوع از درونگراها ذاتاً به فکر کردن در مورد همه‌چیز و همه‌کس علاقه‌مند هستند.یک درون‌گرای اندیشه‌ورز به تجزیه‌وتحلیل و تفکر در مورد گفته‌ها، رویدادها و خاطرات، دل‌بستگی زیادی دارد.برخی از درون‌گرایان اندیشه‌ورز برای خودشان یک دنیای فانتزی درونی دارند اما باید بدانید که این دنیای درونی، حالت عصبی یا روانی ندارد، بلکه بیشتر، یک نوع خلاقیت و قدرت آفرینش ذهنی و گاهی نیز نشخوار فکری است.تعجب نکنید؛ ولی تنها یک درون‌گرای اندیشه‌ورز می‌تواند رمانی خیالی مانند «هری پاتر» بنویسد!گزینش تنهایی توسط یک درون‌گرای اندیشه‌ورز می‌تواند علتی متفاوت با بقیه‌ی درونگراها داشته باشد. امکان دارد یک درون‌گرای اندیشه‌ورز خود را در میان هر جمعی و حتی در اجتماع به نحوی بسیار آزاردهنده صاحب معلومات یا درکی بسیار بیشتر و قادر به درک مسائلی ببیند که دیگران از فهمیدن آن عاجز هستند و به همین دلیل دوست نداشته باشد که در بین جمع باشد!۳. «درونگرایی مضطرب»(Anxious Introversion)این نوع از درونگراها را از حالت و رفتارشان می‌توان سریع‌تر تشخیص داد. یک درون‌گرای مضطرب از وضعیت و موقعیت‌های اجتماعی، احساس نگرانی می‌کند. دقت کنید که ویژگی این نوع از درونگراها پیچیده‌تر از درونگراهای اجتماعی است.گفتیم که یک درون‌گرای اجتماعی از اجتماعات و حضور افراد در دور و برش خوشش نمی‌آید اما یک درون‌گرای مضطرب می‌تواند به مهمانی‌ها و اجتماعات مختلف برود ولی در ضمن همیشه در بین جمع، نوعی حس غریب بودن و یا نوعی حس مضطرب بودن داشته باشد.جالب است بدانیم که یک فرد درون‌گرای مضطرب حتی وقتی خودش را در بین یک جمع یا گروه تصور می‌کند نیز این حس و یا استرس غریب بودن را دارد.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد از انواع درونگراها چقدر می‌دانید؟ و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jan 2020 16:15:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا هنوز علت درونگرایی را نمی‌دانید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-fatug9os2u10</link>
                <description>وقتی جمله‌ی «علت درونگرایی چیست» را در «گوگل» جستجو کردم و مقاله‌های فارسی صفحه‌ی اول نتایج جستجو را در تاریخِ نزدیک به زمان نگارش این مقاله خواندم، متوجه شدم که علت درونگرایی، فقط مادرزادی قید شده است و از جنبه‌ی بیان علت درونگرایی چیزی اضافه بر این وجود نداشت!پس لطفاً با وب‌سایت مدیر شاد همراه باشید تا از قول منابع و نویسندگان معتبرتر جهانی در مورد علت درونگرایی بیشتر بدانیم.به پشت پرده‌ی علت درونگرایی خوش‌آمدید!سوال این است: آیا درونگراها با همین ویژگی به دنیا می‌آیند یا طی سال‌های رشدشان تبدیل به افرادی درونگرا می‌شوند؟ یا این‌که ترکیبی از این دو عامل باعث درونگرایی آن‌ها می‌شود؟پاسخ در اغلب منابع جدید این است: علت درونگرایی، هم، مادرزادی است و هم به شرایط محیط بستگی دارد. یک فرد درونگرا با چنین مزاجی متولد می‌شود ولی این رفتار والدین و طرز پرورش آن‌هاست که این مزاج را شکل می‌دهد.یکی از مدافعان این حقیقت، روان‌پزشک و نویسنده‌ی مشهورِ موضوع درون‌گرایی، دکتر «مارتی اولسون لئینی» (Marti Olsen Laney) است که در یکی از چند کتاب خود به نام «هدیه‌های پنهان کودک درون‌گرا» (The Hidden Gifts of the Introverted Child) این موضوع را ثابت کرده است.او می‌گوید با بررسی ژنتیک و سوابق فامیلی درونگراها مشخص شده که نقش مادرزادیِ درونگرایی و برونگرایی حقیقت دارد. هم‌چنین این روان‌پزشک، نشان می‌دهد که به‌طورکلی خاصیت درونگرایی و برونگرایی، خصلت‌هایی قابل تواری هستند؛ یعنی می‌توانند در نسل‌های مختلفِ یک فرد پراکنده و مخفی شده و گاه در یکی از افراد آن نسل به‌طور چشم‌گیرتر دیده شوند.علاوه بر موارد فوق، نحوه‌ی پرورش افراد و عوامل محیط می‌تواند این خصلت درونگرایی را تا حدی ضعیف‌تر یا قوی‌تر کند.توجه داشته باشید که گفته‌های فوق، تخمین‌های خانم لئینی نیستند بلکه شواهد و آزمایش‌های عصب‌شناسی زیادی در اثبات این مطلب در کتاب‌های مختلف وی و ازجمله کتابی که به آن اشاره کردم؛ وجود دارد.من جزئیات بیشتری از یافته‌های جالب این روان‌پزشک را برایتان شرح می‌دهم.علت درونگرایی ازنظر ژنتیکبه اعتقاد دکتر لئینی، علت ژنتیکیِ درونگرایی در بیوشیمی انسان و فرد درونگرا نهفته است.مغز انسان دارای ترکیبی بیش از ۶۰ نوع انتقال‌دهنده‌ی عصبی است که در حقیقت از مواد شیمیایی طبیعی تشکیل شده‌اند. هرچند این انتقال‌دهنده‌های عصبی در تمام انسان‌ها به میزان زیادی، شبیه به هم هستند ولی درعین‌حال در هر انسانی تفاوت‌های کوچکی نیز دارند که همان هویت شخصی ماست و از بدو تولد در ما وجود دارند. ویژگی برون‌گرایی یا درون‌گرایی نیز در کنار صدها ویژگی دیگر در همین مواد شیمیایی طبیعی و انتقال‌دهنده‌های عصبی هستند.دکتر لئینی توضیح می‌دهد که این ویژگیِ درونگرا یا برونگرا بودن آن‌قدر قوی است که از همان لحظه‌ی تولد، علائم خود را در نوزاد نشان می‌دهد و در اکثر موارد در چهارماهگی، درونگرا یا برونگرا بودن انسان به‌طور قطعی دیده می‌شود!یکی از قوی‌ترین مواد بیوشیمی ازاین‌دست، «دوپامین» (Dopamine) نام دارد که جهت بهبود عملکرد اجتماعی، افزایش اطمینان و اعتمادبه‌نفس نیز نقش مهمی در مغز ایفا می‌کند.یکی از تفاوت‌های مهم بیولوژیک درونگراها و برونگراها این است که مغز درونگراها از ماده‌ی دوپامین، تأثیر کم‌تری می‌پذیرد؛ پس اکنون به ریشه‌ی علمیِ علت درونگرایی و برونگرایی پی بردیم.میزان درونگرایی یا برونگرایی ثابت نیستطبق شواهد و بررسی‌های ارائه شده توسط دکتر مارتی اولسون لئینی، این نکته مشخص شده که میزان درونگرایی و برونگرایی افراد چیزی نیست که از بدو تولد برای همیشه ثابت باشد بلکه این ویژگی‌ها و ازجمله درونگرایی، برحسب شرایطِ محیط و نوع پرورش افراد می‌تواند تا حدی کمتر با بیشتر شود.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد آیا هنوز علت درونگرایی را نمی‌دانید؟ و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Tue, 31 Dec 2019 19:38:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند سوءتفاهم در مورد افراد درونگرا</title>
                <link>https://virgool.io/@modireshad/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D9%88%D8%A1%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7-brdqrzu86owv</link>
                <description>اعتماد به نفس در افراد درونگرا موضوعی متفاوت است و یکسان انگاشتن افراد درونگرا با اشخاص افسرده یا خجالتی، برداشتی غلط از مفهوم درونگرایی به شمار می‌رود.افراد درونگرا با انسان‌های خجالتی یا افسرده تفاوت زیادی دارند.ابتدا باید بدانیم در حالت عادی هیچ‌کس درونگرا یا برونگرای مطلق نیست. طبق نظریه‌ی روانشناس و فیزیولوژیست مشهور، «هانس آیزنگ» T(Hans Eysenck) درونگرایی و برونگرایی حالت نسبی دارد و با وقایع خارجی زندگی انسان‌ها مرتبط است.انسان در شرایط مناسب دارای حدی نسبتاً متعادل در رفتارهای درونگرایانه و برونگرایانه است و طبق شرایط زندگی خود امکان دارد بیشتر به‌سوی درونگرایی و یا برونگرایی متمایل شود.به‌طورکلی علاوه بر این‌که در مباحث روانشناسی، تفاوت‌هایی در تعریف درونگرایی وجود دارد؛ متأسفانه کلمه‌ی درونگرایی در نزد عامه‌ی مردم تا حد زیادی بار منفی گرفته و به معنای منزوی و ساکت بودن است.لذا من با اصطلاح درمان درونگرایی که مدت‌هاست به‌غلط در برخی وب‌سایت‌ها رایج شده از اساس مخالفم مگر این‌که موضوع مربوط به درونگرایی افراطی باشد.درونگرایی افراطی در قالب بیماری «اسکیزوفرونی» (Schizophrenia) و برونگرایی افراطی در قالب بیماری «هیستری» (Hysteria) خود را نشان می‌دهد.درونگرایی بهتر است یا برونگرایی؟!این‌که شخصیت درونگرا بهتر است یا برونگرا از اساس، بحث غلطی است و هریک جایگاه و نقاط ضعف و قوت خود را دارا هستند اما چیزی که مسلم است هم درونگرایی افراطی و هم برونگرایی افراطی مضر و خطرناک است.می‌خواهم در اینجا نکته‌ی مهمی را به شما گوشزد کنم. سال‌هاست به ما گفته می‌شود افراد برونگرا برای کار در قسمت فروش مناسب‌ترند یا افراد درونگرا برای شغل‌هایی با میزان تعامل کم‌تر بهترند.من فکر می‌کنم که این تقسیم‌بندی که مربوط به شرایط قرن بیستم بود تا حدی باید تغییر کرده باشد و در عصر دیجیتال و در قرن بیست‌ویک در حال عوض شدن است؛ چون شما چه فردی درونگرا باشید و چه برونگرا می‌توانید در هر شغلی بخشی را بیابید که مناسب فعالیت برونگرایانه و یا درونگرایانه باشد.مثلاً در حال حاضر در فروش از نوع فیزیکی، شخص برونگرا موفق‌تر است و در شغلی مانند تحقیق و نگارش، فرد درونگرا موفق‌تر خواهد بود ولی در مورد فروش اینترنتی چطور؟ شاید در فروش اینترنتی شخص درونگرا بهتر از شخص برونگرا عمل کند!حتی در میان دوستان خودم کسانی را می‌شناسم که با وجود درونگرایی، بواسطه تمرین، مطالعه و آموزش و همچنین گفتگوهای درونی، در حیطه فروش رودررو از خیلی از دوستان برونگرایم هم موفق‌تر عمل می‌کند.در نظرسنجی و تحقیق بازار، (در حالت تحقیق میدانی) شاید اشخاص برونگرا بهتر از افراد درونگرا نتیجه بگیرند ولی شاید افراد درونگرا همین تحقیق را در حالت نظرسنجی‌های اینترنتی و الکترونیکی، بهتر انجام دهند.متوجه باشید که مرزهای شغلی مانند آنچه در قرن بیستم پنداشته می‌شد برای افراد درونگرا و برونگرا ثابت نیست و تا حدی تغییر کرده است و این دو در زمانه‌ی ما با خطوط کاملاً مشخصی از هم جدا نمی‌شوند البته منکر مناسبت کلیِ برخی شغل‌ها برای هریک از این دو گروه شخصیتی نیستم.ویژگی‌های افراد درونگرادر مورد ویژگی‌های افراد درونگرا و برونگرا مقالات و کتاب‌های چاپی و دیجیتالی زیادی وجود دارد و من قصد ندارم دراین‌باره دست به تکرار مکررات بزنم ولی مجبورم به خاطر موضوع مقاله، فشرده‌ای از ویژگی‌های درونگرایی و افراد درونگرا را ذکر کنم.در درون‌گرایی (introversion) بیشترِ تصمیم‌ها و اعمال فرد؛ ناشی از ارزیابی ذهنی اوست و نه عوامل خارجی ولی در برون‌گرایی (Extraversion) اعمال شخص، ناشی از ارزیابی ذهنی او نیست بلکه براثر امور، مناسبات و عوامل خارجی است؛ بنابراین فرد برونگرا انرژی خود را از محیط بیرونی و از دیگران می‌گیرد ولی فرد درونگرا انرژی‌اش درونی و متکی‌به‌خود است. مورد فوق؛ بارزترین تفاوت‌های شخصیت درونگرا و برونگرا است.از جنبه‌ی ویژگی‌های رفتاری، افراد درونگرا از وجود جمعیت دچار استرس می‌شوند و تمایل چندانی برای شناختن افراد جدید ندارند و هرچند می‌توانند سخنرانی عالی باشند ولی در گپ و گفت‌های متفرقه شاید چندان خوب عمل نکنند.فرد درونگرا از مصاحبه کردن لذت نمی‌برد اما برخی اوقات رفاقت خوبی با افراد برونگرا دارد. دیر اعتماد کردن و وفاداری از خصوصیات دیگر یک فرد درون‌گرا به شمار می‌رود.وقتی یک درونگرا در جلسه‌ای شرکت می‌کند؛ مواردی همچون لزوم مؤدب بودن و حفظ حرمت بزرگ‌ترها، ترس از سخن اشتباه گفتن و یا این فکر که حرفی برای اضافه کردن باقی نمانده؛ باعث می‌شود که یا کم حرف بزند یا اصلاً حرف نزند و درنتیجه موردتوجه قرار نگیرد.گاهی یک درون‌گرا دلش می‌خواهد کاری انجام ندهد و یا تا دقیقه‌ی ۹۰ در اتخاذ تصمیم یا پاسخ دادن صبر کند. فرد درون‌گرا به معقول عمل کردن تمایل دارد و می‌داند چه می‌خواهد و برای آن برنامه‌ریزی می‌کند. چنین شخصی می‌تواند به نویسندگی و نوشتن نیز علاقه‌مند باشد.طرز تشخیص فرد درونگرا از شخص خجالتی!اگر به شما بگویم که تشابه افراد خجالتی با افراد برونگرا بیشتر از تشابه آن‌ها با افراد درونگرا است حتماً با من مخالفت خواهید کرد!ولی این گفته که در اصل، نظر برخی روانشناسان ازجمله «براندو کاردوسی» است کاملاً صحت دارد؛ چون شخص ِخجالتی دلش می‌خواهد در جمع باشد ولی ابزارهای رفتاریِ مناسب این کار را در اختیار ندارد و همین‌که چنین ابزارهایی را صاحب شد به یک فرد برونگرا تبدیل می‌شود ولی شخص درونگرا فقط علاقه‌ی خاصی به حضور در جمع ندارد.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد چند سوءتفاهم در مورد افراد درونگرا و مطالعه ادامه این مقاله به سایت مدیرشاد مراجعه نمایید.</description>
                <category>modireshad</category>
                <author>modireshad</author>
                <pubDate>Tue, 31 Dec 2019 19:28:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>