<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های معین قدسی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@moein</link>
        <description>یک 20 تا 30 ساله‌ی کنجکاو، هم اکنون در نیمه راهیم...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 06:25:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3017/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>معین قدسی</title>
            <link>https://virgool.io/@moein</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خیال‌پردازی، خلاقیت و استراتژی؛ آینده بازار کار هستند!</title>
                <link>https://virgool.io/@moein/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%D8%9B-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-tr4jsgxvzxvw</link>
                <description>ورای صحبت امروز ما، در آینده تکنولوژی جانشین خیلی از شغل‌ها میشه، یا بهتره بگیم جایگزین صاحبان شغل‌ها. مگر شغل‌های محدودی که جون سالم بدر ببرن.اخیرا مدیر بانک دویچه پیش‌بینی کرده  نیمی از کارمنداش (97000 نفر) توسط ربات‌ها جایگزین میشن، یه بررسی دیگه هم پیش بینی کرده تا 10 سال آینده 39 درصد از فرایندهای دولتی به طور اتوماتیک انجام میشن، حسابدارها هم فقط 5 درصد شانس دارند شغلشون رو حفظ کنن. الگوریتم های یادگیری ماشین در کارهایی مثل کنترل کیفیت، تشخیص شکست و افزایش بهره‌وری کمک حال ما میشن و حتی بجای ما اینکارها رو انجام میدن. موسسه ملی استاندار آمریکا پیش بینی کرده &quot; یادگیری ماشین ( machine learning ) ظرفیت تولید رو تا 20 درصد افزایش خواهد داد و هدررفت منابع اولیه رو 4 درصد کاهش&quot;. پس خیلی واضحه که ماشین ها بهتر از ما کار میکنن و جای ما رو میگیرن.با یک جست و جوی ساده متوجه میشید که در آینده‌ی نزدیک تعداد زیادی از شغل‌ها توسط ماشین و هوش مصنوعی تصاحب میشه، ایلان ماسک هم هوش مصنوعی رو خطرناکتر از کره شمالی میدونه! شاید خیلی زوده که اینطوری آینده رو پیش بینی کنیم ولی موضوعی که برای شرکت‌های بزرگ باید مهم باشه، دوری از &quot;نادیده گرفتن آسیب‌های هوش مصنوعی به افراد و مخصوصا کارمنداشون&quot; هست. بخاطر افرادی که بعد از هوش مصنوعی کنار گذاشته میشن باید چند مورد رو بدونیم.1- داستان جادوگر اوز رو فراموش کنید!داستان جادوگر اوز از این قرار بود که یه نفر با کلی ماشین و ربات مخفی پادشاهی میکرد. شاید چندسال دیگه شرکت‌ها فکر کنن با آوردن هوش مصنوعی و ماشین، صدها میلیون دلار در هزینه‌هاشون صرفه جویی میشه و تصور کنن یک شرکت موفق باید توسط چند نیروی انسانی و یک مدیر اداره بشه، بقیه کارها رو هم ماشین انجام بده!ملونی وایز مدیرعامل Fetch Robotics گفته برای هر رباتی که تو این دنیا میسازیم، باید یک نفر رو هم برای نگهداری و حفظش بزاریم. وایز معتقده تکنولوژی باید باعث افزایش بهره‌وری بشه نه جدا کردن افراد از شغلشون! (احتمالا منظورش این بوده که افراد باید به خاطر اومدن تکنولوژی کارهای با ارزش‌تری رو انجام بدن)2- ماشین‌ها اون طوری که ما میخوایم استراتژیست نیستن...مک کینزی (موسسه جهانی مشاوره مدیریت) بررسی کرده که چه کارهایی رو بهتره بدیم به ماشین‌ها. و به این نتیجه رسیده که : &quot;هرجا جنس کار، فنی بود، بدین ماشین انجامش بده و تا میتونید کارها رو اتوماتیک کنید!&quot;اما کارهایی که به خیال پردازی، تجزیه و تحلیل خلاقانه، تفکر استراتژیک و ... نیاز دارند رو نمیشه بدیم به ماشین، یا حداقل تمام اون کار رو نمیشه به عهده ماشین گذاشت. مک کینزی گفته کارهای مربوط به مدیریت و توسعه افراد جز سخت‌ترین کارایی هست که میشه به ماشین‌ سپرد (9درصد از این کارها رو میتونیم بدیم به ماشین‌)، یا حداکثر 18 درصد از کارای خلاقانه. ماشین ها در افزایش بهره‌وری کارشون درسته ولی اصلا مدیران خوبی نیستنتکنولوژی با احساسات افراد سروکار داره!وقتی تکنولوژی وارد سازمان میشه و بخاطر ورودش یه عده بیکار میشن، بقیه افراد از خودشون میپرسن،&quot;آیا نفر بعدی منم؟ چند نفر قراره سرکار بمونن؟ ...&quot;وقتی افراد دچار بحران فکری میشن و اضطراب از دست دادن شغلشون رو دارن، تنهاشون بزارید تا مفهوم جدید رو بشناسن، اون موقع میتونید انتظار تغییر رو داشته باشید. شغل مایه‌ی آرامش مادی و معنوی ماست، وقتی این دو ناپدید بشن ناراحتی و بحران سراغمون میاد. بدترش اینکه رقابت و بازی رو به یک ماشین باخته باشیم!اما یک مدیر شایسته به دو نکته مهم برای دوران پساتکنولوژی توجه میکنه تا کارمنداش دچار این عدم آرامش نشن:1- چطوری مهمان جدید (تکنولوژی) رو داخل چرخه سازمان قرار بدیم 2- چطوری تکنولوژی رو دوست سازمان نشون بدیم، قبل از اینکه ازش یک دشمن بسازن! اگه بخواید تکنولوژی رو وارد سازمان کنید و قبلش به این دوتا نکته توجه نداشته باشید به مشکل میخورید. حتی سازمان‌هایی با سطح تکنولوژی بالا هم برای مهمون جدید کلی آتش زیر خاکستر دارن. کافیه یادمون بیاد همین‌هایی که اگه کامپیوترشون نیم ساعت خاموش شه هیچ کاری نمیتونن بکنن، وقتی که کامپیوتر اومده بود وحشت داشتن که قراره جاشون رو بگیره و باید در مقابلش چی کار کنن!افراد مختلف سازمان چه توانمندی دارند، دوباره فکر کنید ...تکنولوژی جایگزین شغل آدماست، ولی نباید اجازه داد جایگزین خود افراد بشه، جیمز بسن(اقتصاددان) میگه، &quot;مشکل این نیست که تکنولوژی شغل افراد رو ازشون میگیره، مشکل اینجاست که ما برای توانمندتر شدن و توسعه فردی افراد سازمان هیچ تلاشی نمیکنیم.&quot; پس دوباره به حرف خودمون برمیگردیم:ورود تکنولوژی باید شروع ارزشمند شدن افراد باشهبزارید مثال بزنیم، یه شرکت بزرگ عکاسی 15 ساله که 100 نفر از نیروهاش رو برای دسته بندی عکس‌ها استخدام کرده، یعنی این افراد از اول صبح میشینن و تشخیص میدن که این عکس مربوط به چیه. یکی منظره است، این یکی شهره، این یکی حیات وحشه، این جنگله و ... . اسم این افراد هم هست عکسبین! خب این کار رو تقریبا هر آدمی با یکم آموزش میتونه انجامش بده.از طرفی سازمان برای این 100 عکسبین داره کلی هزینه حقوق، فضا و ... میده. بالاخره سازمان تصمیم میگیره به وسیله هوش مصنوعی و پردازش تصویر این کار رو انجام بده. نتیجه خیلی جالبه! کاری که این افراد در طول یک ماه انجام میدادن رو ماشین با هزینه خیلی کمتر در عرض یک ساعت انجام داد، 100 نفر هم کارشون رو از دست دادن. اگر سازمان در این 15 سال روی توانمندسازی عکسبین‌ها که روزی هزاران عکس رو دسته بندی میکنن وقت میذاشت، و هفته ای 2 ساعت بهشون عکاسی یاد میداد، الان 100 تا عکاس حرفه ای از خود شرکت داشت که میتونست باهاشون همکاری کنه.پس تکنولوژی یک ابزاره که مدیران باید یاد بگیرن چطور ازش استفاده کنن. ما میتونیم تصمیم بگیریم که هوش مصنوعی رو جایگزین افراد کنیم یا دلیلی برای رشد و توسعه اون‌ها. کامپیوترها و ماشین‌ها نباید افراد رو اخراج کنن، صاحبان تکنولوژی رفتارهای اجتماعی رو تغییر میدن و همین تغییرات باید نیروی کار رو تغییر بده و ارزشمندتر کنه!منابع: HBR.org, businessinsider.com</description>
                <category>معین قدسی</category>
                <author>معین قدسی</author>
                <pubDate>Fri, 26 Jan 2018 19:00:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اکوسیستم استارتاپی؛ تب کلان شهرها و لرز شهرستان‌ها ...</title>
                <link>https://virgool.io/@moein/%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%9B-%D8%AA%D8%A8-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%84%D8%B1%D8%B2-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-kzfgdpmlf4cm</link>
                <description>تو پست قبلی سعی کردم خیلی راحت صحبت کنم و از نقش دولت تو اقتصاد نگم و به دوری جستن شما از دولت پرداختم! حدود 5 سالی هست که مفهومی به نام استارتاپ اومده تو کشورمون،خیلی تاثیر گذار بوده و  قدمش مبارک و میمون.اوضاع داره خوب پیش میره، کلی جوون با مفاهیم جدید کسب و کار آشنا شدن، راه های نرفته رفتن، کتابای نخونده خوندن، شکستای نخورده خوردن! و از همه مهمتر آدمای جدید رو که نمیشناختن شناختن. https://www.mehrnews.com/news/4202577/%DB%B1%DB%B3%DB%B2-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%DB%B8%DB%B3%DB%B4-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%DB%B2%DB%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA اتفاق بد وقتی شروع شد که دولت  کنجکاو شد و  احساس کرد میتونه با این جریان راه صدساله رو یک شبه بره. این شد که کلی نهاد دولتی دست گذاشتن برای ایجاد انواع شتابدهنده ها، مراکز رشد، رویدادهای مختلف و ... . خیلی از این فعالیت‌ها بدون داشتن نظر کارشناس‌ها انجام شد و نتیجش شد یک آش شله قلم کار که معلوم نبود الان کی کجاست و مسیر چیه؟ در کلانشهرها بخش خصوصی تونست فضا رو متعادل کنه و حتی فرمون رو تا حدی از دولت بگیره تا از منابع دولتی استفاده بهتری انجام بشه. اما وضع تو شهرهای کوچکتر به شکل دیگه‌ای پیش میره، تو شهرهای زیر 250 هزار نفر منبع اصلی مالی و بازیگر اقتصادی میشه همون دولت، منابع انسانی خوب  هم که نمی‌مونن و nearby میزنن به کلان شهرهای اطراف. ولی افرادی هم هستند که حاضرن واسه منطقه خودشون کاری کنن و با حوصله و قدم به قدم اکوسیستم رو توسعه بدن. دولتی‌ها بدون در نظر گرفتن اختلاف شهر کوچک و کلان شهر، صرفا با یک بازدید از شتابدهنده های تهران برمیگردن شهر خودشون و میخوان آواتک و دیموند و ... راه بندازن! بنابراین همون افراد کاربلد هم که حاضرن کاری انجام بدن میرن تو حاشیه ومعمولا دو اتفاق می‌افته؛ یا از هول دولتیها می‌افتن تو حلیم و یهو میپرن پله آخر ... یا اینکه دولت کلی سنگ جلو پاشون میندازه و آخرش خسته میشن و nearby میزنن! این است که تب و تابش برای کلانشهرهاست، لرزش برای شهرستان‌ها...اما باید چکار کنیم؟ بیاید با هم  PIE رو بررسی کنیم. PIE کارش رو با هدف بهبود اکوسیستم استارتاپی پورتلند شروع کرد. قدم اول ایجاد گفتمان کارآفرینی بود و برای همین کار با برگزاری رویدادهای مختلف و دورهمی ها شروع به کار کردن. واقعا هم کار درست همین بود، تا پایه فرهنگی رو ایجاد نکنید هیچ اتفاق بزرگی نمیافته و به قول سیاسی‌ها فرهنگ عمق استراتژیک یک ملت است! بنابراین در مرحله اول گفتمان شکل گرفت، این رویدادها برگزار شدن و با ورکشاپ‌های جمع و جور ادامه پیدا کردن و به وسیله گردهمایی ها زنده موندن.بعد از چند ماه تیم PIE فضای کار اشتراکی ایجاد کردند تا افرادی که نیاز به فضا دارن بیان و روی ایده‌‌هاشون کار کنن. در واقع میخواستن فضای کار اشتراکی PIE به یک کلونی تبدیل بشه برای افرادی که تو  رویدادها و گردهمایی های PIE حضور داشتند، ینی افرادی که به رویدادها جذب میشدن با راه اندازی این فضای کار حفظ شدن! این قدمشون خیلی مهم و تاثیر گذار بود، تعداد شرکت کنندگان در رویداداشون بیشتر شد و گردهمایی های بزرگتری رو برگزار میکردن. همین خودش خیلی نتیجه مهمی بود. اکوسیستم PIE هر روز بزرگتر میشد و این تاثیر مهمی روی پورتلند داشت. خب بعد از دو سال از فعالیت فضای کار اشتراکی بالاخره اولین شتابدهنده رو راه اندازی کردن و دو سال بعدش دومین شتابدهنده!خانواده PIE بعد از 6 سال از شروع کارشونشاید بگیم این اتفاق در فضای کسب و کار آمریکا افتاده و اینجا ایرانه! خب شما نسخه فضای کسب و کار خودت رو بپیچ! خودتون تو شهرها دست بکار بشید، رفتارتون با دولت هم دوری و دوستی باشه. بهترین کاری که فعالان استارتاپ‌ها تو شهرهای کوچک در رابطه با دولت میتونن انجام بدن نقش اصلاح طلبیه! اینکه فعالیت دولت رو به باد انتقاد بگیرید و بزنید زیر میز هیچ دردی رو دوا نمیکنه، اینکه هول بشید یا ناامید بدتره!! باید به دولت، به این نوجوان پر هیجان، به این پیرمرد خوشتیپ و فراموش کار مسیر رو نشون داد، به مرور خودتون که رانندگی با فرمون دولت رو یاد گرفتید بشینید پشت ماشین و هدایتش کنید.</description>
                <category>معین قدسی</category>
                <author>معین قدسی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jan 2018 19:11:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزی یک متر از دولت دور شید!</title>
                <link>https://virgool.io/@moein/%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%AF-nbacnitd3gvd</link>
                <description>دخالت نکردن دولت در اقتصاد همیشه یکی از بحثای مهمه جمع بوده، مخصوصا یک جمع کسب و کاری! دبیرستان که بودم خیلی به اقتصاد علاقه داشتم و کلی هم مقاله خوندم درباره‌ی اینکه چرا دولت نباید پاشو از گلیمش درازتر کنه و وارد هر داستانی بشه. الان 25 سالمه.دوساله که درگیر یک پروژه با دولت هستیم و هر آنچه در دبیرستان خوندم رو با پوست و استخون درک کردم؛ همه میدونیم که دولت ساختارش کنده، لخته، نمیشه روش حساب کرد، کلی مصلحت اندیشی در تصمیمات داره و هزارتا اعصاب خوردی دیگه... . اینا رو میدونیم و بحث کردن راجع بهش دعوا سر پوستین ملانصرالدینه!!اما چرا میگیم &quot;روزی یک متر از دولت دور شید&quot;؟وقتی دارید با دولت کار میکنید بدونید با یک نوجوان 16 ساله طرف هستید؛ سرشار از هیجان کاذب، ندانسته‌ها، بی‌تجربه‌گی، ریاست طلبی و کنجکاوی بیش از حد برای ورود به همه چیز! همه این ویژگی ها را در ساختار قدیمی، فاسد و بروکراتیک دولت تصور کنید. نتیجش میشه یک نوجوان دیکتاتور که خودشو همه چیز دان میدونه و هرجایی بخواد بدون مقاومت وارد میشه. دولت با روی باز شما رو در آغوش میکشه و با جهل به کار اصولی یا غیر اصولی شما، قصد داره در کنارتون حامی باشه و همکاری کنه (به قول بازاریا کار رو زخمی میکنه).امید به منابع دولت، راه به ظاهر آسان،خوش رنگ و لعاب بودن جلسات دولتی، توهم بی زحمت بودن مسیر به خاطر جهل دولت به پروژه و... براتون دردسر میشه. چون به همین دلایل دولت نقش دیکته کننده پیدا میکنه و اینجا نقطه پایان نوآوری و آغاز دولتیزه شدن شماست.راحت (یا شایدم راحتتر) بخوایم صحبت کنیم حرفمون دوری و دوستی نیست، در اقتصاد دولتیه ما بالاخره گذرتون به دولت میخوره واسه همین حرفمون فهمیدن دوستیه خاله خرسه است، اینکه گول ظاهر دولت رو در هیچ بُعدی نخورید، و با علم به همه ویژگی‌های دولت برید سمتش.طوری که بعد از شروع همکاریتون شما روزی یک متر از دولت دور شید، نه دولت از شما ...</description>
                <category>معین قدسی</category>
                <author>معین قدسی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jan 2018 14:02:24 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>