<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های معین امینی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@moein.amini97</link>
        <description>Dreamer</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 03:56:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/77521/avatar/JL3LIh.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>معین امینی</title>
            <link>https://virgool.io/@moein.amini97</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بید مجنون</title>
                <link>https://virgool.io/@moein.amini97/%D8%A8%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D9%86%D9%88%D9%86-smq5jycxfmmz</link>
                <description>در افسانه‌ها آمده که حکایت بید مجنون حکایت عشق نیست؛ حکایت مرگ است. در افسانه‌ها گفته‌اند که قابیل که در پی کشتن هابیل است ، او را خفته زیر درخت بید می‌یابد و با سنگ برادر را می کشد. تنها شاهد جنایت بر روی زمین بید مجنون بوده است که از آن همه وقاحت لرزه بر اندامش می‌افتد و تاب نمی‌آورد و از آن روز که شاهد آن جنایت و قتل برادر به دست برادر بوده است مدام لرزیده است و می لرزد تا روز دادخواهی بزرگ.اینکه در گذر ایام چگونه حکایت بید مجنون شیدا به داستان لیلی و مجنون هم رسید را اما نمی دانم. اینکه به راستی جنون این درخت از آن قتل در خفا می‌آید یا جنونش از حکایت مجنونی است که قصه‌اش پرآوازه شد و مرزهای جغرافیایی را در نوردید.هر چند در این سال‌ها روایت عاشقانه حافظ با آن مصرع پرآوازه که &quot;چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزم&quot; شهرت بید مجنون را به عاشقانه‌ها پیوند داد اما شاید جنونِ بید مجنون نه از سر عشق که از سر آن چیزها که دید و بر سرش آمد و نتوانست بگوید، باشد. شاید این بید بیش از بید مجنون؛ بید بی‌مجنون باشد که جنون به سراغش آمده است.بید مجنون، ونکوور</description>
                <category>معین امینی</category>
                <author>معین امینی</author>
                <pubDate>Tue, 11 Apr 2023 11:09:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محرومیت اختیاری یا اجباری؟</title>
                <link>https://virgool.io/@moein.amini97/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-mwjmv36qqlwr</link>
                <description>چه بهار و تابستان و چه پاییزهایی را از دست داده ایم. چقدر به آغوش کشیدن‌های زیر باران‌های بهاری را نادیده گرفتیم. چقدر باران و قدم زدن روی برگ های پاییز را از دست دادیم و از صدای خش خش بی نصیب مانده ایم. حتی لرزیدن اما گرم صحبت بودن در شب‌های بی‌رحم زمستان هم حسرت برانگیز است. حالا در این روزگار که دچار بدترین پاندمی قرن شده ایم و کرونا ما را در خانه‌ها و خلوت هایمان حبس کرده، انگار تازه دریافته ایم که چه روزها و زمان‌ها و فرصت‌هایی را از دست داده ایم. ضربه از دست رفتن همه آن روزها که ندانستیم چطور از ما ربوده خواهد شد و ارزش آن باران‌ها و پاییزها و برگ ریزان را که ندانستیم انگار حالا بیشتر از هر زمان دیگر درمیابیم. در زمان و زمانه‌ای که حسرت همه آن کارها که نکردیم، حرف‌هایی که نزدیم، عزیزانی را که به آغوش نکشیدیم و آن جاهایی که نرفتیم بر شانه ها و پاهایمان سنگینی می کند.آدمی عجیب ترین موجود است، تا زمانی که دچار محرومیت اجباری نشده است انگار محرومیت هایی که خود برای خودش می سازد را نمی بیند. حالا همه به خودشان و به دیگری وعده می دهند که اگر کرونا برود چه خواهند کرد و کجاها خواهند رفت و چه تهدیدها که به فرصت تبدیل می کنند و چه و چه و چه؛ اما انگار اگر نبود ضربه نهایی کرونا به روزگاران نمی فهمیدیم آن چه که از خود دریغ کرده ایم.</description>
                <category>معین امینی</category>
                <author>معین امینی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jan 2021 15:23:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریک، تاریک، تاریک</title>
                <link>https://virgool.io/@moein.amini97/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-p0eutdcmyhtf</link>
                <description>گاه می رسد که تاریکی چنان مستولی می شود که هیچ چراغی را یارای مقاومت در برابر آن نیست. مهم نیست چند چراغ بیافروزی چرا که تاریکی که به روح ات پنجه کشیده است را گریزی نیست. در میانه ی این تاریکی باید شمعی بیافروزی، شمع ها گاه از همه چراغ ها برای غلبه بر تاریکی ارجح هستند.آنگاه که تنها یک اندیشه در تو است که چگونه رها شوی، چگونه از حجم بزرگ اندوه رها شوی باید دل ببندی به نور ضعیف اما زیبا و مداوم شمع ها، که شاید برای رهایی از تاریکی همراه تو باشند.همراهی باشند در مقابل اندوهی که از آن تو نبوده اما سهم تو شده و از آن گریزی نداری تا راه رهایی را بیابی.شمع ها تاریکی را به گونه ای دیگر عقب می زنند و برای عقب راندن تلخی که به روحت پنجه می کشد نیازمند او یی هستی که در لحظه های سخت شمعی شود بر تاریکی که تو را دربرمی گیرد. مهم نیست که گاه خود او و آنهایی که میخواهی شمع حال تلخت باشند بخشی از پنجه را بر روح تو کشیده اند چرا که گاه درد و درمان با هم یکی است و اگر درمان را یافتید آنگاه شمع لحظه های سختتان را یافته اید... از دستش ندهید چرا که تنها یک بار در زندگی برایتان این اتفاق می افتد که شمع راستین را بیابید.عکس از عکاس مردمی و معاصر قرن :)</description>
                <category>معین امینی</category>
                <author>معین امینی</author>
                <pubDate>Fri, 07 Feb 2020 12:08:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ردولوت</title>
                <link>https://virgool.io/@moein.amini97/%D8%B1%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%88%D8%AA-q2eab5m9en1d</link>
                <description>زندگی شاید شبیه همین ظرف کیک و لته کنار آن باشد. ترکیبی از رنگ‌ها و مزه‌ها، ترکیبی از رنگی رنگی‌هایی که بعضی را دوست داریم و بعضی را نه. مهم نیست که همه رنگ‌ها و طعم‌ها را به یک اندازه دوست داشته باشیم، چون درستش این است از ترکیب این رنگ‌ها و طعم‌ها کنار هم لذت ببریم و باور کنیم لذت بردن در همرنگی همه اجزای زندگی نیست. این است که شاید وقت‌هایی بخشی از زندگی شبیه طعم کیک هویج باشد و گاهی هم شبیه کیک وانیل یا شکلاتی، گاهی هم مثل امروز، زندگی طعم ردولوت می دهد و در کنار، تلخی طعم لته را با خود دارد. رنگ‌های زندگی هم در نظر ما چنان طعم کیک‌ها در تغییر مداوم است. گاهی رنگ زندگی سرخ است و گاهی نارنجی و گاه خط خطی شکلاتی است و گاه رنگ زعفرانی به خود می‌گیرد تا این طعم و رنگ‌ها رد عبور ما در گذرگاه زندگی را چون برشی از کیکی که دوستش داریم یا نداریم ترسیم کند. مساله این است که اگر سعی نکنیم در گذر این برش‌های زندگی ، خود زندگی را به تمام زندگی کنیم آنگاه شاید حتی توان لذت بردن از طعم خوش کیک‌ها را نیز در این گذرگاه سخت به راحتی از دست بدهیم.</description>
                <category>معین امینی</category>
                <author>معین امینی</author>
                <pubDate>Fri, 31 Jan 2020 17:25:45 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>