<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مسعود مقینی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@moghiny</link>
        <description>مهندس نرم افزار و پژوهشگر یادگیری ماشین ، کتاب های مربوط به اقتصاد و سیاست رو در زمان آزاد مطالعه میکنم و مشتاقم راجع به اصول تامین مالی استارت آپ ها و خلق ارزش افزوده بیشتر یاد بگیرم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:10:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/70884/avatar/f2iVke.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مسعود مقینی</title>
            <link>https://virgool.io/@moghiny</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تحلیل ها، پرزرق و برق های غیر واقعی vs ساده های واقعی!</title>
                <link>https://virgool.io/@moghiny/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%87%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D8%B2%D8%B1%D9%82-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%82-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-vs-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-maygkkz5hvvm</link>
                <description>لُبِّ مطلب!کدام یک از موارد زیر در رابطه با دعوای ایران و آمریکا صحیح است؟1️⃣ حکومت ایران یک حکومت ایدئولوژیک است و به همین سبب معتقد است باید انقلاب را صادر کرد و با استکبار بزرگ جنگید، بخاطر همین دو کشور 50 ساله روابط تخاصم آمیز دارن2️⃣ ایران یک کشور با علایق ماجراجویانه ست، سر همین موضوع با آمریکا سر شاخ شده3️⃣ تنش میان دو کشور ناشی از عوامل متعدد ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک (این حرفای باکلاس یعنی ما باسوادیم:) ناشی از موقعیت سوق الجیشی ایران در منطقه است، دست های پنهان در کاره و عوامل ظاهری کلاً سر کاریَن4️⃣ آمریکا به سبب علاقه به تغییر رژیم در ایران و استقرار یک رژیمِ هماهنگ با آمریکا پیوسته جنگ های اقتصادی، ادراکی و نظامی رو علیه ایران طراحی کرده.و اما جواب!آقای تاکر کارلسون تحلیل گر، مجری و ستون نویس با سابقه هست، ایشون یکی از اصلی ترین چهره های حامی ترامپ در به قدرت رسیدنش بود. از جمهوری خواهان سنتی هست و برنامه ش در Fox News بیش از 3 میلیون بیننده ثابت داشت (که برای یه برنامه سیاسی خیلییی زیاده)ایشون از مخالفان دخالت های آمریکا در سایر نقاط دنیاست، در جدید ترین مصاحبه خودش، با Dan Caldwell یکی از افسران سابق پنتاگون مصاحبه کرده و هدف از این مصاحبه پیدا کردن جواب تست بالاست!آمریکا چرا میخواد به ایران حمله کنه؟آیا با دو تا بمباران دانش هسته ای از بین میره؟کارشناس برنامه (که کهنه‌سرباز آمریکایی در جنگ عراق و فارغ التحصیل دانشگاه آریزوناست) جواب ساده ای میدههدف آمریکا راه انداختن جنگ تغییر رژیم در ایران هست!بعد توضیح میده که به دلایلی تصمیم گیران و لابی گران حوزه سیاست خارجی آمریکا ارتباطشون با عالم خارج قطع میشه! به برج عاج خودشون میرن، الآن هم احمق هایی مثل سناتور لیندسی گراهام فکر میکنن که اگر به ایران حمله کنیم رژیم عوض میشه و گروه های مردمی مثل سازمان مجاهدین خلق با طرفدارای پسر شاه سابق ایران یه حکومت مطیع تشکیل میدن!همین قدر ساده! همین قدر احمقانه!بیایید تحلیل های پر زرق و برق برای علت دشمنی و تعبیر اون به سؤتفاهم جزِئی رو با واقعیات جایگزین کنیم«هدف بلندمدّت هم، اصل نظام اسلامی است. یک روزی صریحاً میگفتند که نظام اسلامی باید از بین برود؛ بعد دیدند این حرف، حرفی است که به ضررشان تمام میشود و اوّلاً، نمیتوانند و در آن میمانند و آبرویشان پیش طرفدارانشان، دولتهای وابسته و مزدورشان در دنیا میرود؛ [لذا] آمدند این را تعدیل کردند و گفتند: تغییر رفتار جمهوری اسلامی. »</description>
                <category>مسعود مقینی</category>
                <author>مسعود مقینی</author>
                <pubDate>Fri, 02 May 2025 01:41:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دین داری! سبکی برای زندگی یا بهانه‌ای برای سه روز گریه!</title>
                <link>https://virgool.io/@moghiny/%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A8%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%87-ob6sfi3hanyo</link>
                <description>دین گرایی کاربردی در تقابل با دین داری مبنی بر گریه!چرا به دین نیازمندیم و به چه کسانی دین دار گفته میشه؟با وجود انسانیت و وجدان درونی، چه نیازی به دین وجود داره؟ شخص دین دار چه کسی هست و آیا ریش، انگشتر عقیق و پیراهن یقه گرد تنها تمایزات شخص دین‌دار و بی دین هست؟بطور خلاصه 3 علت کلی رو میشه برای نیازمندی به دین در زندگی بیان کرد.تنظیم تعاملات اجتماعیبر خلاف مسائل فردی، مسائل اجتماعی از منظر های مختلفی قابل مشاهده است، مثلاً در وقوع یک قتل ، اگر پای صحبت خانواده داغ دیده بنشیم، با شنیدن ویژگی های اخلاقی مقتول، ایفای نقش پدری برای فرزندانش، ویرانی آینده خانواده ش در نبودش، یا اینکه بچه های مقتول سه روز هست از سرنوشت اون سوال میکنن و بیوه‌ی اون نمیدونه چه پاسخی بده ما رو سوق میده به برخورد حداکثری با قاتل! اما از اون سو، توضیحات خانواده مجرم مبنی بر جوانی قاتل، معصومیت اون و وقوع قتل در نتیجه صرفاً یک سؤتفاهم خیلی ها رو به اعمال حداقل مجازات ترغیب میکنه! در چنین موقعیتی باید چیکار کرد؟به عنوان مثال دیگه، قلمرو مالکیت تا کجاست؟ از یک سو مالکیت فرد به یک دارایی ممکنه این حق رو برای اون ایجاب کنه که به هر شکلی از دارایی ش استفاده کنه، از نرخ گذاری عواید اون گرفته تا شرایط استفاده از اون مثلاً  آیا کارفرما میتونه اعطای مزد به کارگر رو منوط به سودده بودن تلاش اون بکنه؟ اگر با کارفرما هم ذات پنداری کنیم بله و اگر بطور افراطی بخوایم با کارگران همذات پنداری کنیم کارفرمایی نباید وجود داشته باشه!حضانت فرزند با چه کسی باید باشه؟ پدری که برای بزرگ شدنش عرق ریخته یا مادری که با خونِ دل بچه رو بزرگ کرده؟ آیا صاحب خونه میتونه اجاره دادن مِلکش رو منوط به پرداخت تمامی هزینه های خانه توسط مستاجر بکنه؟ آیا زن و مرد میتونن حین ازدواج حق داشتن روابط عاطفی رو در حین زندگی مشترک از طرفشون طلب کنند و ... .این مساله ها که در اثر پیچیده شدن تعاملات زندگی اجتماعی به وجود اومد، در قرآن به صراحت یکی از انگیزه های اصلی نزول دین ذکر شده.كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ ۚ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۖ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ ۗ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[1]مردم در آغاز، یک امّت بودند و اختلافی نداشتند، سپس تضاد منافع باعث اختلاف میان آنان شد و برای رفع اختلاف به قوانین و مقرراتی نیازمند گشتند. پس خداوند پیامبران را به عنوان نویددهنده و هشدارگر برانگیخت و کتاب آسمانی را به حق در حالی که گواه راستگویی آنان بود، فرو فرستاد، تا میان مردم درباره آنچه در آن اختلاف داشتند داوری کند. سپس در مورد کتاب آسمانی و آیین خدا نیز اختلاف پدید آمد، و تنها عالمانِ دینی که به آنان کتاب آسمانی داده شد در آن اختلاف کردند، آن هم پس از آن که دلایل روشن و روشنگر برایشان آمده بود، و اختلافشان نیز در اثر برتری جویی و ستمی بود که میان آنان پدید آمده بود. در این میان، خداوند کسانی را که ایمان داشتند، به اذن خود به همان حقی که دیگران در آن اختلاف کردند هدایت نمود، و خدا هر که را بخواهد به راهی راست هدایت می‌کند.پاسخ به پرسش های بنیادینهمون‌طور که جسم ما به احتیاجاتی داره، روح و فکر ما هم گرسنه میشه و احتیاجاتی براش به وجود میاد، شاید یکی از واضح ترین سوالاتی که هر کس داشته باشه این هست که: من توی زندگی‌م خیلی سختی کشیدم، چرا؟ چرا باید این سختی رو به زندگی کس دیگری هم تحمیل کنم (بچه دار بشم) و یا چرا به این دنیا اومدم و چرا باید به این زندگی اساساً ادامه بدم؟دین با ارائه‌ی یک توصیف از مراتب وجود، انسان و جهان پاسخ شفافی به این سوال و سوال های دیگه نظیر هدف زندگی و ویژگی های یک زندگی خوب به انسان میده.انگیزه قوی برای درست‌کارییقیناً هر کسی میدونه دزدی بد هست، اما بدیِ دزدیدن یک جواهر گران بها بیشتر هست، یا خوبی رفاه ناشی از اون؟ انگیزه های متکی بر وجدان و میل درونی به درستکاری نمیتونن برای مانع شدن از دزدی و بزهکاری های دیگه، دلایل عقلایی ارائه بدن. و بینش دینی مبنی بر زندگی جاودانه انسان، مهمترین انگیزه رو برای انجام درستکاری به انسان ها میده.از امام رضا عليه‌السلام پرسيدند فلسفه عقيده به خدا و پيغمبران و امامان و آنچه از جانب او آمده چيست؟ حضرت فرمودند:لِعِلَلٍ كَثِيرَةٍ مِنْهَا أَنَّ مَنْ لَمْ يُقِرَّ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَجْتَنِبْ مَعَاصِيَهُ وَ لَمْ يَنْتَهِ عَنِ ارْتِكَابِ الْكَبَائِرِ وَ لَمْ يُرَاقِبْ أَحَداً فِيمَا يَشْتَهِي وَ يَسْتَلِذُّ مِنَ الْفَسَادِ وَ الظُّلْم‏ ‏...، « علتهای بسياری دارد يکی از آنها اين است که کسی که معتقد به خدا نيست از گناهان اجتناب نمی کند و مرتکب معصيتهای بزرگ می شود و در انجام هر ظلم و فسادی که برايش لذت بخش است از هيچ کسی حساب نمی برد »[2]دین دار چه کسی هستاز دیدگاه ویلیام جیمز (1842-1910) حیات دینی در بردارنده سه باور است جهان مشهود، بخشی از عالم معنوی‌تری است که معنای اصیل خود را از این عامل می‌گیرداتحاد یا داشتن رابطه‌ای همساز با این عالم برتر، غایت حقیقی ماستزندگی را می‌توان با ایجاد پیوندی مناسب با این عالم، در جهت بهتر،دگرگون ساخت [3]مطابق این تعریف، به کسی متدین گفته میشه که باور داره حیات مادی ای رو که تجربه می‌کنه ، صرفاً یک مرحله است از زندگی دائمی. از دیدگاه اون، عالم ماده تنها یکی از مراتب وجود هست و تلاش شخص متدین این هست که در زندگی مادی ، پیوند خودش رو با مراتب وجودی بالاتر تقویت کنه. شخص متدین معتقد هست که مرتبه وجودی بالاتر (یا همون خدا) با داشتن علم و خیرخواهی مطلق قصد در کمک کردن به اون در حیات مادی ش داره. بنابراین هر کسی که به یک واقعیت غیبی خیرخواه باور داره، و کسب رضایت این واقعیت غیبی (خداوند) یکی از اهداف زندگی اون هست، و هر کسی که معتقد به وجود حیاتی افزون بر حیات مادی هست، یک شخص متدین تلقی میشه و ارتباطی هم با ظاهر و نحوه صحبت اون نداره.کلام آخردر روزگار ما، اندیشمندان دینی زیادی به این اعتقاد دارند که وضعیت نامناسب مون ناشی از تخریب رابطه ما با دیانت هست، سید موسی صدر، سید محمد باقر صدر، جمال الدین اسدآبادی و محمد عبده، اندیشمندانی هستند که معتقدند ما دین رو محدود به گریه شب قدر و ظهر عاشورا کردیم. دین داری معاصر ما پدیده کاملاً نامفهوم و کاملاً در تضاد با هدف دین هست. در دین داری سنتی، ما مجموعه ای از مراسم رو برپا میداریم اما هیچ نمودی در زندگی نداره و دین هم هیچ قابلیتی در حل مسئله های اجتماعی ما نداره! در برابر این اندیشمندان که می‌کوشند که ضمن ارائه دین به مثابه یک راه حل، انگیزه دین داری رو تبیین کنند، همواره طیف سنتی وجود داشته که علاقه مند به تکرار مکررات و اسطوره سازی های غیر کاربردی از شخصیت های دینی داره.[1] قرآن کریم، بقره 213[2]قائمی، اصغر. اصول اعتقادات در چهل درس. نشر ادباء 1394[3]وین رایت، ویلیام جی. فلسفه دین. مترجم علیرضا کرمانی. مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی 1390</description>
                <category>مسعود مقینی</category>
                <author>مسعود مقینی</author>
                <pubDate>Wed, 10 Apr 2024 20:21:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ول کن بابا چیکارش داری !</title>
                <link>https://virgool.io/@moghiny/%D9%88%D9%84-%DA%A9%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7-%DA%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-i6nscd6a0ypm</link>
                <description>تو مترو میبینم بعضی  آقایون به واگن خانم ها میرن، همینطور تو اتوبوس BRT خیلی از خانم ها اولین کاری که میکنن اینه که تو صندلی ردیف آقایون میشینند در حالی که خیلی از آقایون ایستادن!اما مسئله مهمتر اینه، کسی به هیچ کدوم تذکر نمیده(با اینکه دل جفتشون پره)، از ترس شنیدن این جمله از بقیه مسافرا «بابا ول کن چی کار داری؟»نقش، حق و در عین حال تکلیف ، لازمه زندگی اجتماعیه، احترام به مقررات هم (قبل تر) لازم بود، اما انگار الآن فقط حق هست، هیچ کدوم تکلیفی نداریم !</description>
                <category>مسعود مقینی</category>
                <author>مسعود مقینی</author>
                <pubDate>Mon, 06 Mar 2023 08:17:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنجیره‌ی روی‌داد ها در مایکروسرویس</title>
                <link>https://virgool.io/@moghiny/%D8%B2%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-ewvqe5ttfsjr</link>
                <description>منبع عکس :[1]معماری مایکروسرویس برای تحقق دو هدف کلی به کار میره :1. نابستگی متقابل (decoupling) ، به این معنی که پیاده‌سازی و یا تغییر یک بخش ، وابستگی کمتری به پیاده‌سازی و منطق بخش های دیگه داشته باشه .2. مقیاس پذیری افقی(horizontal scaling) ، به عنوان مثال اگر تو اسنپ سرویس قیمت‌گذاری درخواستش بالا رفت ، بتونیم با تخصیص منابع بیشتر برای همون سرویس ، ساعات اوج رو کنترل کنیم .در معماری مایکروسرویس روی‌داد گرایی خیلی بکار میره ، اما یکی از مشکلاتی که بی توجهی بهش میتونه باعث وابستگی متقابل(coupling) در محیط به ظاهر مایکروسرویس بشه ، این هست که معلوم نیست هر روی‌داد به چه زنجیره از روی‌داد ها(event chains) منجر میشه و گاهی یک روی‌داد ، منجر به مجموعه‌ای از رویداد های به‌کلی مجزای دیگه میشه ، پس اگر چکاندن روی‌داد رو به عنوان یک کنش در نظر بگیریم، باید واکنش بقیه رو هم بدونیم تا منجر به فاجعه نشه ! و این همون چیزیه که از شرش به مایکروسرویس پناه بردیم !از طرفی طراحی درست توالی روی‌داد ها و فرآیند ها ، در محیط های روی‌داد گرا اهمیت بسیار بیشتری داره .این مفهوم رو بیایید با یه مثال ساده نگاه کنیم . فرض کنید اسنپ‌فود، برای فرآیند تایید و پرداخت سفارش ، دو راه‌کار جای‌گزین داشته باشه ، دقت کنید هردو فرآیند دقیقاً شامل مراحل یکسانی هستند اما تقدم و تاخرشون فرق میکنه ، میبینید که با یه تغییر ساده ، چه مسئله مهمی میتونه حل بشه (و معادلاً مسئله مهم دیگه ای به وجود بیاد !)سناریویی که توش مشتری اذیت میشهسناریویی که توش پشتیبان اسنپ‌فود و صاحب رستوران ، بار بیشتری متحمل میشه [1]الهام گرفته از https://www.oreilly.com/library/view/practical-process-automation/9781492061441/</description>
                <category>مسعود مقینی</category>
                <author>مسعود مقینی</author>
                <pubDate>Fri, 22 Apr 2022 02:37:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره‌ی روابط بین‌الملل و استراتژی</title>
                <link>https://virgool.io/@moghiny/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-mtxeoyl5lqx5</link>
                <description>محمدجواد ظریف ، کارشناس روابط بین‌المللدکتر محمدجواد ظریف ( که روز های پایانی وزارتش را تجربه می‌کند) یک بار در یک سخن‌رانی دوساعته در دانشگاه تهران ، عبارتی را به زبان راند که بسیار خبرساز شد  آیا فکر کردید آمریکا که می تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیاندازد از سیستم دفاعی ما می ترسد؟ آیا واقعا به خاطر قدرت نظامی، آمریکا جلو نمی آید؟ بر اساس کدام سند فکر می کنید آمریکا می تواند به اطلاعات نظامی ما دست پیدا کندپس از بیان این عبارت از یک سخن‌رانی طولانی ، انتقاد ها و هجمه های فراوانی به وزیر خارجه نشانه رفت ، اما یکی از مهمترین آن ها براین مبنا بود. وزیرخارجه اگر جرئت حضور در میدان های جنگ را ندارد ، از اظهار نظر پیرامون آن خودداری کند .  اما سوال اینجاست ، آیا اظهارنظر پیرامون مسائل کلان جنگ و دفاع ، مستلزم داشتن شهامت حضور در میدان جنگ و نبرد است ؟ برای پاسخ به سوال بالا پرسش های زیر را مطرح می‌کنیمآیا یک بازاری قهار ، که با خوش تدبیری ، دکان کوچکی را ظرف چند سال به یک مغازه‌ی دونبش تبدیل کرده ، صلاحیت اداره‌ی اقتصاد کلان را دارد ؟آیا فردی که در دعوای خیابانی همواره پیروز ظاهر شده ، در مبارزه‌ی رزمی بر روی شیاب‌چانگ نیز دستِ بالا را دارد و می‌توان پیروزی او را از پیش دانسته فرض کرد؟آیا یک سرمربی فوتبال عالی ، لزوماً باید در دوره‌ی بازیکنی فوتبال ، مرد سال فیفا شده باشد؟به وضوح پاسخ به پرسش های بالا خیر است ، اما مطرح کنندگان این سوال به یک تفاوت اساسی دقت نکردند ، میان استراتژی و تاکتیک . تاکتیک هنر کاربرد قوای رزمی(شامل نیروی انسانی و تجهیزات) در شرایط جغرافیایی میدان ، جهت پیروزی بر قوای دشمن است ، حال آن که استراتژی ، هنر به‌کارگیری جنگ در راستای حداکثرسازی منافع ملی و حداقل سازی زیان های ملی است .بر مبنای تعریف بالا (که پذیرفته شده است) همواره ، فرمان‌دهی عالی جنگ ، با سیاستمداران کارکشته بوده است .‌فرماندهی عالی جنگ ایران و عراق با اکبر هاشمی رفسنجانی ، به عنوان نماینده رهبر در شورای عالی دفاع بود( پیش از آن ، ابوالحسن بنی‌صدر فرمان‌ده کل قوا بود)قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران  ، مقام رهبری را به عنوان فرمان‌ده کل قوا معرفی کرده‌استدر ایالات متحده ( به موجب اصل دوم قانون اساسی) فرمانده کل‌قوا با ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا استدر دوره‌ی جنگ جهانی دوم ، علی‌رغم وجود نهاد ورماخت( مجموعه نیروهای مسلح آلمان) آدولف هیتلر ، فرمان‌دهی عالی جنگ را عهده‌دار بودمبنای این اصل پذیرفته شده ، آن‌ست که سیاست‌مداران کلان لازم است بیش از هر فرد دیگری یک استراتژیست باشند ، استراتژی عبارت‌ست از شناسایی ، کاربست و ارتقای عوامل افزایش قدرت و اقتدار ملی و این وظیفه‌ی یک سیاستمدار کلان است که عناصر مختلف قدرت ، اعم از اقتصاد ، قدرت نرم ، قوای مسلح و ... را در چارچوب تقویت منافع ملی افزایش دهد . ازینرو فرمان‌دهی جنگ به عنوان یکی از عوامل تقویت اقتدار ملی، عموماً با سیاست‌مداران است .مفاهیم مربوط به استراتژی ، شامل سرفصل هایی از امنیت ملی ، نقش نیروهای مسلح ، کاربرد زور، عوامل قدرت و .. در دانش روابط بین‌الملل بحث و بررسی می‌شودتصویرسازی ناقص از دیپلماسی و روابط بین‌الملل و تنزل آن به لبخند زدن و صحبت های بی پایانِ بیهوده در برخی جراید داخلی و تریبون های عمومی ، یکی از دلایل تنزل جایگاه دانش روابط بین‌الملل به گپ زدن با مقامات بین المللی نزد افکار عمومی ایران شده است ، اما باید به خاطر داشت ، آن‌چه موجب تجارب تلخی نظیر جدایی سرزمین های هرات و قفقاز از ایران شد ، اتکای بیش از حد به اقتدارگرایی به جای فهم استراتژیک بود . جایگاه کسب فهم استراتژیک کتب مربوط به روابط بین‌الملل است .نگارنده  به تازگی مطالعات این شاخه را آغاز کرده اما مطالعه‌ی کتب زیر را برای علاقه‌مندان به سرفصل های مربوط به استراتژی و امنیت ملی توصیه می‌کند .مسائل نظامی و استراتژیک معاصرمسائل نظامی و استراتژیک معاصراین کتاب که نوشته دکتر بهادرامینیان جزی (استاد دانشگاه علامه طباطبایی ) است ، به سرفصل های زیر را برای شروع مسائل استراتژیک پرداخته استبخش نخست: مباحث مفهومی و نظری    فصل اول: بیان مسائل: فهم مسئله استراتژیک    فصل دوم: تحولات مفهوم استراتژی    فصل سوم: استراتژیست‌های برجسته تاریخبخش دوم: سیر تحول مسائل استراتژیک    فصل چهارم: مسائل استراتژیک در دوران جهان دوقطبی    فصل پنجم: تحولات استراتژیک دوران پساجنگ سردبخش سوم: مفاهیم استراتژیک    فصل ششم: نقش و کارویژه های نیروی مسلح    فصل هفتم: کاربرد زور در عرصه خارجی    فصل هشتم: تأثیر استراتژیک تحول تسلیحات و فناوری نظامی    فصل نهم: اتحاد و همکاری استراتژیک در محیط استراتژیک    فصل دهم: جنگ نامتقارن و تروریسمبخش چهارم: خلع سلاح و کنترل تسلیحات    فصل یازدهم: خلع سلاح و کنترل تسلیحاتبخش پنجم: جمهوری اسلامی ایران و مسائل استراتژیک معاصر    فصل دوازدهم: مباحث استراتژیک جمهوری اسلامی ایراناز بخش های بسیار جالب کتاب ، تحولات استراتژی معاصر ، از تلگراف جورج کنان ، تا بحران موشکی کوبا، جنگ اول خلیج فارس ، جنگ کره ، جنگ ویتنام ، پیمان ناتو ، پیمان ورشو و ... است .سیاست جهانی (اندرو هیوود)سیاست جهانی (اندرو هیوود)سیاست جهانی ، نگاهی مدرن تر به عرصه جهانی دارد ، نگارنده‌ی این کتاب معتقد است فن‌آوری اطلاعات تاثیر شگرفی بر جهان معاصر گذاشته به نحوی که برای تحلیل سیاسی لازم بود از روی‌کرد بین دولتی به روی‌کرد بین‌المللی گذار کرد اما اکنون عوامل موثر بر معادلات جهانی ، در چارچوب مرز های جغرافیایی نیست و بازیگرانی همچون شرکت های بزرگ چندملیتی باید به عنوان یک ماهیت فارغ از مرز های جغرافیایی بررسی شوند .اصول و مبانی روابط بین‌الملل (دو جلد)اصول و مبانی روابط بین‌المللاین کتاب به دانش روابط بین‌الملل به شیوه‌ای ساخت یافته نگاه می‌کند و جنبه های گوناگون آن را معرفی می‌کند ، کتاب شامل مطالبی پیرامون جنگ ، صلح ، امنیت ملی و اجتماعی ، فرهنگ ، اقتصاد سیاسی و پدیده جهانی شدن است .در خاتمه به همه‌ی علاقه‌مندان به اظهار نظر پیرامون موارد سیاسی و تحلیلی ، عمیقاً توصیه میکنم پیش از اظهار نظر تجویزی پیرامون سیاست های ملی و بین‌المللی ، از طریق مطالعه‌ی کتابی پیرامون مبانی این دانش ، با مقدمات آن آشنا شوند .</description>
                <category>مسعود مقینی</category>
                <author>مسعود مقینی</author>
                <pubDate>Fri, 11 Jun 2021 02:53:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباب نامه‌ی استادان دانشگاه شریف</title>
                <link>https://virgool.io/@moghiny/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-ziruemtxc03z</link>
                <description>برداشت اولیک خبر تکان‌دهنده با انتشار تصاویر دو جوان معصوم منتشر می‌شود. دو جوانی که از دانش‌جویان نخبه دانش‌گاه صنعتی شریف بودند، در دوره‌ی دبیرستان هم فعالیت های علمی قابل‌ توجهی داشتند ، علی یونسی برنده‌ی مدال نقره المپیاد نجوم کشوری و نیز مدال طلای المپیاد جهانی نجوم و دانش‌جوی مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف بود از سوی دیگر امیرحسین مرادی نیز دانش‌جوی فیزیک دانش‌گاه صنعتی شریف و برنده‌ی مدال نقره المپیاد کشوری نجوم در سال 1396 بود ( برای دیدن جزئیات بیشتر اینجا را کلیک کنید)برداشت دومبا انتشار خبر دست‌گیری این دو جوان ، با توجه به سن و سال ، ظاهر و سوابق علمی آن ها ، موج های وسیعی برای آگاهی از علت دست‌گیری آن ها شکل گرفت ، هم زمان با خانواده‌ی آن ها ، تشکل های مختلف خواهان توضیح پیرامون علت دستگیری آن ها میشوند (اینجا) در فضای بی‌خبری ، اولین خبر معتبر ترین است ، بلافاصله روایت برآن می‌شود که علی یونسی به سبب ارتباط خانواده‌اش در گذشته با سازمان مجاهدین خلق ایران دستگیر شده ، خواهر او مدام می‌گوید &quot;علی تمام فکر و ذکرش درس و المپیاد بود و هیچ ارتباطی با فعالیت های سیاسی خانواده اش نداشت و ما اصلاً نمیدانیم چرا علی را دستگیر کردند .&quot;پس تا اینجادو نفر از دانش‌جویان جوان(به تعبیر رایج تر ، دو بچه) نخبه و المپیادی بدون هیچ گونه دلیلی دستگیر می‌شوندهر دو دارای سوابق متعدد علمی و المپیادی هستند ، بچه هایی خوب و مثبتنهاد های امنیتی هیچ توضیح واضحی ارائه نمیکنند و احتمالاً این دو بخاطر سو تفاهمی دستگیر شدندبرداشت سومبا توجه به مطالبات روزافزون ، عصر روز دوشنبه، ۲۳ تیرماه ۹۹ جلسه‌ای بین تعدادی از استادان و نمایندگان تشکل‌های دانشگاه صنعتی شریف با نمایندگان قوه قضاییه پیرامون پرونده ۲ متهم امنیتی این دانشگاه، «امیرحسین مرادی» و «علی یونسی» برگزار شد. خود متهمان نیز در این جلسه حضور داشتند.با توجه به روایات مختلف ، اهم موارد مشترک در این روایات رو با هم مرور میکنیم:بنا به هر دو روایت، نمایندگانی از انجمن اسلامی دانشجویان، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل، جامعه اسلامی دانشجویان، بسیج دانشجویی و شورای صنفی دانشگاه در این جلسه حضور داشتند. ضمن آن که دکتر «فاطمی‌زاده» از اعضای هیئت‌رئیسه، دکتر «بهمن‌آبادی»از اعضای هیئت‌علمی دانشکدۀ فیزیک، دکتر «جهانگیر»از اعضای هیئت‌علمی دانشکدۀ کامپیوتر و یک نفر به‌نمایندگی از بنیاد ملی نخبگان نیز دانشجویان را همراهی می‌کردند. همچنین، «امین‌ناصری»، سرپرست دادسرای امنیت و «جعفری» بازپرس به‌همراه کارشناس پرونده نیز در این جلسه به تشریح پرونده پرداختند. متهمان پرونده، یعنی امیرحسین مرادی و علی یونسی نیز اندکی پس از شروع جلسه، به این جمع اضافه شدند.در این لحظه، از نمایش‌گر سالن جلسه، فیلمی از چند خراب‌کاری پخش شد که مسئولان پرونده مدعی بودند فیلم جرائم این دو دانشجوست (لازم به ذکر است در این فیلم، چهرۀ اشخاص مشخص نبود؛ فلذا این‌جانب هیچ‌گونه تأیید و یا تکذیبی برای صحت انتساب آن به ایشان ندارم. هم‌چنین مرادی و یونسی نیز دربارۀ فیلم‌ها تأیید و یا تکذیبی نکردند).ایشان در ادامه از علی خواستند دربارۀ فیلم‌ها توضیح دهد، اما علی همان‌طور که گفته‌بود تمایلی به این کار نداشت. آقای امین‌ناصری مجدداً اصرار کردند که واکنش برخی از نمایندگان دانشجویی را به دنبال داشت. «امینی» (نمایندۀ انجمن اسلامی) گفت: «به نظر می‌رسد ایشان با اصرارهای شما تحت فشارند و درخواست دارم این روند متوقف شود. اتهاماتی مطرح شد و این دو نفر نیز دفاعیاتی دارند، اما صحت‌سنجی و قضاوت دربارۀ آن، تنها در صلاحیت دادگاه عادل است. ما نیز برای اعتراف‌گیری به این‌جا نیامدیم. لطفاً اجازه دهید در بیان مطالب راحت باشند».دکتر جهانگیر از دانشجویان پرسیدند که چرا و چگونه درگیر این مسئله شدید که امیرحسین مرادی پاسخ داد: «همان‌طور که عرض کردم، این چیزی نیست که بتوانم در چند دقیقه بگویم و زمان زیادی می‌طلبد».اولش، تصویر سیاه است. سیاهیِ مطلق نه. گُله‌به‌گُله چراغ‌های خیابان روشن است و فیلم را از تاریکیِ کامل درآورده. دو نفر با صورتِ پوشیده می‌آیند وسطِ قاب، چیزی را روی زمین می‌گذارند و به سرعت از کادر خارج می‌شوند. چند ثانیه بعد، تصویر پر می‌شود از نور زرد و سفیدِ انفجار، درست جلوی سردر وزارت ارتباطات. شما به وزارت ارتباطات اضافه کنید شعبه‌ی بانک، حوزه‌ی علمیه، پایگاه بسیج، وزارت کشور و مجتمع قضایی شهیدباهنر. اینجا و در این لحظه، ما روبه‌روی کسانی نشسته‌ایم که اتهامشان، عاملیت در بیش از ۲۰ بمب‌گذاری و آتش‌افروزی در سطح شهر تهران است. کسانی که اتهامات را پذیرفته‌اند و تعداد عملیات‌های خرابکارانه‌شان، از عدد سن‌وسالشان بیشتر است!برای مشاهده‌ی مشروح دو روایت اینجا را کلیک کنید .در برداشت سوم کمابیش واضح است که جرایم این دو نه انتقاد بلکه بمب‌گذاری و جنس آن ، نه سیاسی بلکه امنیتی ست .علی‌رغم روایات گفته شده ، نگارنده خود را در جایگاه قضاوت پیرامون مجرم بودن یا نبودن این افراد نمی‌داند و هدف از خطوط بالا صرفاً روایتی بی طرفانه از آن چه رخ داد بود ، تشخیص جرم یا عدم جرم هر فردی بر عهده‌ی دادگاه صالح است ، سخن اصلی در برداشت چهارم عنوان خواهد شدبرداشت چهارم174 استاد دانشگاه صنعتی شریف در نامه‌ای به سران ارشد نظام ، خواهان عفو و گذشت امیرحسین مرادی و علی یونسی می‌شوند ، در این نامه چنین ذکر شده :مطمئناً این برخورد پدرانه و بزرگ منشانه مسئولین نظام جمهوری اسلامی در قبال فرزندان این آب و خاک که گهگاه ممکن است به مقتضای کم تجربگی و شور جوانی خطایی هم مرتکب شوند نور امید را در دل جوانان کشور روشن‌تر می‌سازد و بهانه فتنه‌انگیزی را از بدخواهان کشور سلب می‌نماید&quot;.از این برداشت می‌توان نتیجه گرفت که امضا کنندگان نامه پذیرفته اند این دو مرتکب جرایمی شدند ، اما چون نخبه و جوان هستند باید رافت کریمانه نظام شامل حال آن ها شود . موارد زیر مورد سوال استاین رفتار ها از کادر دانشگاه شریف مسبوق به سابقه است ، سوال اینجاست آیا صرف کسب نتایج بهتر در کنکور سراسری و ورود به دانشگاه شریف ، موجب می‌شود دامنه قوانین جزایی به پشت دیوار های دانشگاه شریف محدود شود(همانند کلیسا و قرون وسطا)چرا اگر کسی عضو دانشگاه شریف باشد و جرمی مرتکب شود ، باید با او با رافت کریمانه برخورد شود اما تمام آحاد دیگر جامعه باید با درنظر گرفتن موازین قانونی مجازات شوندچطور عفو محکومان عضو دانشگاه شریف منجر به روشن شدن نور امید میشود اما درمورد سایر محکومان این محاکمه است که منجر به روشن شدن نور امید و حساب کار دست آمدن میشوداین غرور و قبیله‌گرایی ، معلول کدام دستاورد دانشگاه شریف است ؟ دانشگاه شریف در میدان نقش آفرینی ملی چه تمایزی با سایر دانشگاه های کشور داشت </description>
                <category>مسعود مقینی</category>
                <author>مسعود مقینی</author>
                <pubDate>Fri, 14 May 2021 12:41:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در باب حسرت گذشته</title>
                <link>https://virgool.io/@moghiny/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-r2vcvnr8h76p</link>
                <description>چرا این پسر متوجه نیست ریشه حسرت در زاویه گردن او و نه در مناظر عقب تر هست؟سال 93 وارد دانشگاه شدم ، در شهرستان دیگه‌ای و فضای کاملاً متفاوتی رو تجربه کردم که مدت‌ها نتونستم باهاش به‌خوبی منطبق بشم ، به بخش کوچکی از جذابیت هاش دودستی چسبیده بودم و بخش عظیمی از جذابیت هاش رو به‌کل نادیده گرفتم .فضای خوابگاه هرچند معروفه به صمیمیت و رفاقت ، اما وجهی مغفولی داره ، در خوابگاه با افراد زندگی می‌کنید نه معاشرت و در کنار اون تکثر فرهنگی به خوبی دیده میشه ، از آدمایی که شوخی های محیر العقولی باهم می‌کنند و تصورشون اینه این شوخی ها برای همه جذابه ، تا آدم هایی که کمتر از «آقای ...» صدا کردن رو توهین تلقی می‌کنند . از کسانی که به شدت بنای درس خوندن و رنک شدن میگذارن (بکوب بخون) تا درس‌خون های سابقی که فک میکنند دوران کنکور گذشت و الآن باید از وجهه هایی که بین دانشگاه و مدرسه تمایز ایجاد می‌کنه لذت برد . اما مهمتر از همه تکثر فرهنگی بود که برای من مایه‌ی آزار بود .تکثر فرهنگی تا مدت ها مانع از این بود که بتونم دوست و هم‌صحبت و یا اصطلاحاً سنگ صبوری پیدا کنم[2] ، عمده‌ی دوستی ها معطوف به بعد خاصی بود ، برخی تضارب علمی، برخی گپ ورزشی ، با بعضی از فیلم و سریال میگفتیم اما به وضوح (خیلی هامون) با هم صحبت ها احاطه شده بودیم.ایام دانشگاه در حسرت روز های دبیرستان بودم ، که از کلاس 30 نفره با 29 نفر ارتباط نزدیک داشتم و اکیپ حیاط مدرسه همیشه زنگ های تفریح به‌راه بود ، بازی می‌کردیم و چرند می‌گفتیم و میخندیدیم ، این حسرت در چند سال اول دانشگاه بامن بود .سال‌های پایانی(شاید بهتره بگم ترم های پایانی) کمی وضع به‌تر[1] شد ، و ترم به انتهای رسید ، اما پس از دانشگاه (و با شروع دوره‌ی حیات حرفه‌ایم) این بار نوبت به دانشگاه بود که به نقطه حسرت بدل بشه ، این بار این حسرت تعامل (هرچند سطحی) با ده‌ها نفر ، بی‌نظمی ، فراغی بال ، تا ساعت 4 بیدار موندن ، گعده‌ای فیلم دیدن و ... بود که نوبت به حسرت خوردن اون ها رسید ، شب‌زنده داری ها و گشت‌وگذار های مختلف دانشگاه و حتی (و بلکه بیشتر) حسرت کارهای نکرده و تجارب طی نکرده تا کار هایی که انجامشون دادیم بهانه‌ی حسرت شد.شاید از دوران حسرت مدت متوسطی بگذره (نه زیاد و نه خیلی کم) امروز دیگه حسرت گذشته رو نمیخورم ، اما به عنوان یک حسرت‌خور سابق قهار ، برعکس تصور معلول ، حسرت زاییده زمان حال هست نه گذشته ، چیزی که موجب حسرت میشه نه گذشته‌ی پرشکوه و پرلذت ، بلکه جاماندن ما از پذیرش نقش جدید و انطباق با نقش جدید هست . لَختی خصایص ما ، باعث میشه ذهنمون به سرعت شرایط عوض نشه ، بنابراین ذهنی که برای شرایط سابق آموزش دیده ، نقطه‌ی ایده‌آلش رو (گذشته) طلب می‌کنه .حسرت نخوردن گذشته معلول تغییر ذهنیت و پذیرش نقش فعلی خواهد بود ، که از مزایای نقش فعلی لذت برد و با مسائل اون مواجه شد ، شاید تاثیرگذار ترین سکانس سینمایی من ، سکانسی باشه که اطرافیان پاندای کنگ‎‌فوکار (در قسمت سوم) هر کدوم خودشون رو میشناسن و با صفت مناسب معرفی می‌کنند ، حسرت معلول عدم شناخت خودفعلی ما و شرایط متناسب با ما و نیز شناخت شرایط و انطباق با اون هست ، حسرت در گذشته نیست ، حال رو دریابیم . پانوشت ها1-در نگارش فارسی معاصر تاکید بر جدانویسی است پس تا حد امکان واژگان مشتق و مرکب رو باید جدا و با نیم‌فاصله نوشت (مثال کام‌روا، به‌روزی ، تن‌درستی، روان‌شناس)2-خودگشوگی از به‌ترین مواجهه ها با فشار روانی هست </description>
                <category>مسعود مقینی</category>
                <author>مسعود مقینی</author>
                <pubDate>Tue, 11 May 2021 22:50:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت یادگیری تقویتی با نظارتی و غیر نظارتی</title>
                <link>https://virgool.io/@moghiny/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-rsq6nhrlfi3w</link>
                <description>از کاربرد های یادگیری تقویتی در خودرو های خودران استمقدمهیکی از نخستین مطالبی که در مسیر فراگیری «یادگیری ماشین» باهاش مواجه میشیم ، تقسیم‌بندی روش های یادگیری ماشین به یادگیری نظارتی ، یادگیری غیر نظارتی و یادگیری تقویتی هست ، تفاوت دو دسته‌ی اول معمولاً به سادگی درک میشه ، اما اینکه چرا یک دسته‌ی سومی داریم و یادگیری تقویتی نه نظارتی تلقی میشه و نه غیر نظارتی ، معمولاً خوب هضم نمیشه و در مصاحبه های شغلی هم اتفاقاً به شدت پرسیده میشه . در این مطلب سعی می‌کنیم ابتدا به صورت بسیار گذرا نگاهی به تعریف اصطلاحات مهم در یادگیری ماشین بکنیم، بعد کمی عمیق‌تر (اما نه خیلی) وارد یادگیری تقویتی میشیم و در نهایت به این سوال پاسخ میدیم که چرا یادگیری تقویتی در هیچ‌یک از دسته های نظارتی و غیر نظارتی نیست و یک دسته‌بندی جدا به حساب میاد .تعاریفیادگیری ماشین : دانش و مهارت قادر کردن رایانه ها به انجام کاری ، بدون شرح دقیق چگونگی انجام کار مزبور ( به عبارتی همون طور که کسی به ما یاد نداد جمله ها رو دقیقاً چطور کنار هم بگذاریم تا حرف بزنیم و خودمون به مرور زمان یاد گرفتیم ، این بار میخوایم رایانه ها کار هایی نظیر تشخیص چهره رو انجام بدن بدون اینکه دقیقاً بهشون بگیم چطور انجام بدن، چون خودمون هم نمیدونم :) )یادگیری نظارتی: دسته ای از تکنیک های یادگیری ماشین ، که در اون مجموعه‌ای از داده ها که هر قلم داده یک برچسب معین داره به ماشین داده میشه (مثلا چهره‌ی افراد به عنوان قلم داده و اسم فرد به عنوان برچسب) و در اون به دنبال یافتن تابعی هستیم که داده های ما رو نگاشت کنه به برچسب مورد نظر .مثال هایی از یادگیری نظارتیدسته‌بندی متن : این ایمیل هرزنامه است؟مسائل رگرسیون: پیش‌بینی روند قیمت سهامآنالیز معنا : این دیدگاه خرید محصول را توصیه می‌کند یا نه؟یادگیری غیرنظارتی : دسته ای از تکنیک های یادگیری ماشین ، که در اون دادگان ورودی فاقد برچسب هستند و به دنبال این هستیم که ماشین با استفاده از صفات داده ها ، به هر کدوم برچسبی تخصیص بده ، به‌طوری که داده های شبیه تر در یک بر چسب(گروه) قرار بگیرندیادگیری تقویتی : در یادگیری تقویتی به دنبال این هستیم که عاملی که در یک محیط از مشاهدات ، اعمالی انجام میده و در ازای اون ، ضمن تغییر وضعیت محیط مشاهده شده،  پاداشی کسب میکنه ، بتونه بیشترین پاداش رو بدست بیاره ، به عنوان مثال یک ربات معامله‌گر در بازار سهام بتونه بیشترین مقدار سود رو بدست بیارهتشریح یادگیری تقویتیموشی رو در یک هزارتو در نظر بگیرید که تلاش در یافتن 3 پنیر پنهان در این هزار تو رو داره ، بدیهیه با پیدا کردن هر سه پنیر ماموریت موش تمام میشه ، اما در طول مسیر تله های الکتریکی وجود دارد که موش تا حد امکان باید از اون ها دوری کنه . تعاریف یادگیری تقویتی در اینجا مرور می‌کنیمهزارتوی موشمحیط: هزارتویی که موش در اون به دنبال یافتن پنیر هاست(دقت کنید موش فقط قادر به مشاهده جداره های اطرافش هست و کل مسیر رو نمیشناسه)وضعیت : مشاهدات موش از دنیای اطرافش که با هر حرکت موش تغییر میکنه (مثلا با رفتن به سمت تله‌ی بالایی ، جداره‌ی چپ از دید مشاهده گر بالا ، برای موش باز میشه)عامل : موش اعمال: یک حرکت در یکی از سو های بالا ، پایین ، چپ و راستپاداش : کمیتی که با هر حرکت به موش مرتبط میشه و موش باید حرکاتی رو انجام بده که اون رو بیشینه کنهدر مثال بالا ، موش با برخورد به هر تله میمیره و بازی به پایان میرسه ، در خلال بازی ، با هر حرکت ، اگر به پنیر برسه بهش پاداش داده میشه ، موش باید یادبگیره چطور در یک بازی پاداش رو بیشینه کنه  (بطور مترادف بدون برخورد به تله ، هر سه پنیر رو پیدا کنه)دسته‌بندی مجزا از نظارتی و غیرنظارتیمحیط کلی قابل برچسب‌گذاری به به «خوب» یا «بد» نیست ، هیچ ناظری قادر به برچسب‌گذاری محیط در همه‌ی وضعیت ها برای تقسیم‌بندی نیست ، بنابراین در مسئله‌ی یافتن پنیر ها در هزارتو ، عامل در معرض اطلاعات تدریجی است و بر خلاف اقلام یادگیری نظارتی ، برچسب صریحی به همه‌ی وضعیت های محیط قابل تخصیص نیست .از سوی دیگر ، برخلاف مسائل یادگیری غیر نظارتی ، کاملاً نسبت به محیط کور نیستیم . هر چند قادر به دسته‌بندی خوب و بد بودن برای همه‌ی وضعیت ها نیستیم ، اما می‌دونیم ، برخورد با تله یک وضعیت «بد» و یافتن پنیر یک وضعیت «خوب» هست . به عبارتی ، با انجام عمل ، سازوکار پاداش اطلاعاتی در مورد محیط به ما می‌دهد و بر خلاف مسائل غیر نظارتی ، یک ارزیابی جزئی نسبت به برخی وضعیت ها می‌تونیم بدست بیاریم .جمع‌بندیدر مسائل یادگیری نظارتی ، قادر به برچسب گذاری اقلام داده هستیم ، همه‌‌ی دیدگاه ها قابل تقسیم بندی به «مثبت»  و «منفی» است ، در مسائل یادگیری غیر نظارتی ، تخصیص برچسب به وضعیت قابل انجام نیست ، مسائل یادگیری تقویتی ، به سبب برچسب ناپذیر نبودن کل وضعیت های محتمل برای محیط ، در دسته‌ی نظارتی جای نمیگیرند و به سبب برخوردار بودن از سازوکار پاداش ، بر خلاف مسائل غیرنظارتی ، کاملاً کورکورانه نیستند ، بنابراین ، یادگیری تقویتی ، دسته‌ی سومی از مسائل یادگیری ماشین است و جزء هیچ یک از دو دسته‌ی فوق نیست .</description>
                <category>مسعود مقینی</category>
                <author>مسعود مقینی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Apr 2021 00:23:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا گسترش نقش بورس ، فرخنده و مبارک هست</title>
                <link>https://virgool.io/@moghiny/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D9%87%D8%B3%D8%AA-u4ymkdkqgm0l</link>
                <description>این تابلو هیچ وقت به اندازه‌ی این روزها خبرساز نبوده !مقدمهبا زبانه کشیدن شاخص های بورس تهران ، عده‌ی زیادی احساس نگرانی میکنند ، معتقدند که این مترادف هست با کاهش ارزش ریال و بورسیزه شدن اقتصاد ، معتقدند افزایش شاخص بورس ، به معنی کمرنگ شدن مشکل تامین مالی و سرمایه در گردش بنگاه ها نیست . در ادامه میبینیم حُسن بورس صرفا در تامین مالی بنگاه ها نیست و گسترش توجه به بازار سرمایه در میان مردم و بنگاه ها چه مُحَسنات زیادی داره بازار اولیه و بازار ثانویهتامین مالی برای بنگاه ها معمولاً زمانی انجام میشه که یک بنگاهی بخواد از طریق واگذاری بخشی از مالکیتش،  منابع جذب کنه ، به این نحو که ابتدا با ذکر علل افزایش سرمایه ، درخواستش رو به سازمان بورس و اوراق بهادار ارائه میده ، بعد از بررسی صورت حساب های شرکت و مستندات ، این سازمان به بنگاه مذکور اجازه‌ی واگذاری مالکیت و جذب سرمایه رو خواهد داد به این بازار که در اون گواهی مالکیت (سهام) برای بار اول در اختیار سهام‌داران قرار می‌گیره بازاراولیه [1] گفته میشه .خوب ! حالا تصور کنید شما سهام یک شرکت رو خریداری کردید، اما بهر دلیلی الآن به پول نیاز دارید ، یا سهام شرکت دیگه‌ای رو میخواهید خریداری کنید که به‌نظرتون سودآور تره و نگه‌داری سهام فعلی‌تون در قیاس با اون ضرر تلقی میشه(هر چند سود بهتون میده اما چون سودش کمتر از اون یکی شرکت هست شما متحمل زیان فرصت [2] شدید) ، شما در جایی تحت عنوان بازارثانویه [3] امکان معامله‌ی سهامی رو که دارید رو خواهید داشت ، پس در بازار ثانویه ، صاحبان سهام میتونن مالکیت شون رو منتقل کنند و مالکیت جدید ایجاد نمیشه .بنابراین میزان تامین مالی بنگاه ها با نگاه به بازاراولیه مشخص میشه و عرضه های این بازار نماگر خوبی برای میزان تامین مالی از مجرای بازار سهام هستند نکته اینجاست که افزایش شاخص ، صرفاً افزایش بهای سهام در گردش در بازار ثانویه هست ، یعنی مابه‌التفاوت قیمت خرید و فروش سهام برای سهام‌داران ، پول افزایش شاخص به جیب سهام‌دار میره و خرج پروژه‌ی جدید نمیشه و این نکته در تحلیل ها بدرستی اشاره میشهخبر بد این افزایش شاخص فقط به معنی کم ارزش شدن ریاله !خوب خبر بالا درست نیست !! افزایش شاخص نمود کم ارزش شدن ریاله نه علت اون ، علت کم ارزش شدن ریال ،( مثل علت پایین اومدن هر چیز دیگه ) عدم تناسب در عرضه‌ی اون و تقاضا برای اون هست ، هشت ماه پیش قیمت مرغ تا 19000 تومان هم رفت ، چون کمتر کسی می‌فروخت و عده‌ی زیادی خریدار داشت ، کمی قبل تر قیمتش به 11000 تومن هم رسیده بود ، چون بخاطر کرونا کم‌تر کسی مرغ می‌خورد و تقاضا براش کم بود ، حکایت پول هم همینه ، عرضه‌ی پول (یعنی نقدینگی) به طور متوسط سالیانه 25 درصد در کشور زیاد میشه ، اما متقاضیش (یعنی خودرو فروشی که متقاضی پول باشه و عرضه کننده‌ی خودرو/مسکن /لوازم خانگی و ...) با شتاب 25 درصد تولیدش زیاد نشده ، این عدم تناسب در رشد به معنی کم ارزش  شدن ریاله ، تحریم اگر موجب پولی شدن کسری بودجه بشه میتونه موجب تورم و کاهش ارزش پول بشه ولی به خودی خود نه ! بنابراین چه شاخص زیاد بشه و چه کم بشه ، به جهت مشکل مزمن افزایش نقدینگی  ، ریال (مثل 30 سال گذشته) هر روز ارزشش رو از دست میدهپس قبلاً چرا از این خبرا نبود ؟قبلاً کاهش ارزش ریال در بازار کالای مصرفی (گوشت و مرغ تا روغن و خودرو و طلا) و ارز های خارجی (دلار و یورو) خودش رو نشون میداد ، امروز از حیث کاهش ارزش ریال تفاوت با گذشته نداریم ، صرفاً این کاهش که قبلاً باعث افزایش بهای کالای مصرفی میشد ، منجر به متورم شدن ارزش سهام میشه ، نگفته واضحه قیمت اسمی سهام افزایش یافته ، نه بخاطر سودده بودن اون بنگاه ، بهمون علتی که پراید دست دوم از 5 میلیون در سال 92 به 50 میلیون در سال 99 رسیده !! اگر دومی معلول ارتقای عملکرد پراید هست ، اولی هم هست!!مخاطرات افزایش شاخص ها چیه؟خب معمولاً دو مخاطره برای این موضوع ذکر میشه1- با توجه به اینکه عمده‌ی معامله‌گران در وضع فعلی ، شناختی از بازار سهام و تحلیل های بنیادین ندارن، حسابرسی عملکرد و گزارش مجامع رو نمیفهمن ، پس اگر ارزش نمادشون افت سنگین کنه ، شدیداً متضرر میشن و احتمالاً میگن دولت باید تاوان اشتباه ما رو بده و اگر شرکتی میخواد ضرر بده نیاد تو بورس، فقط شرکتایی بیان که دیگه ضرر نمیدن !! و این منجر به مشکلات در سطح امنیت ملی میشه2- این بهمن نقدینگی از بورس به جاهای دیگه ممکنه تسری کنه خب گفتیم مشکل دوم ربطی به بورس نداره ، یعنی اگه بورس نبود آیا نقدینگی به جای دیگه ای نمیرفت ! واضحه که زودتر از اینها میرفت ، اما مشکل اول کمی جدی به نظر میرسه ، پس از اشباع عرضه و تقاضا احتمالا این مشکل رو خواهیم داشتمحسنات افزایش نقش بورس در اقتصاد چیهاین یکی یکم زیاده و شامل چندین خبر خوب هست که البته هیچ کدوم هم حل مشکل مالی تولیدکننده ها نیست1- افزایش نقد پذیری دارایی های مالکیتیفرض کنید من صاحب شرکتی هستم که 2 میلیارد تومن قیمت داره ، مثل هر فرد دیگری در زندگیم نیاز به 150 میلیون تومن پول نقد پیدا کردم برای علتی خاص ، مشکلی که با شرکتم در این حالت دارم ، اینه که باید بخش عمده ای از اون رو (حداقل 40 درصد) واگذار کنم ، چون خریدار حرفه ای باید بیاد و شاید مجبور بشم کلش رو برای حل مشکلم بفروشم (پس مشکل اول اینکه یا همه رو باید بفروشم یا از یه جای دیگه پول جور کنم) ، حالا فرض کنید خواستم بفروشم ، کو مشتری ! چند نفر من رو میشناسند ؟ باید کلی بازاریابی و ارائه‌ی کسب و کار داشته باشم(مشکل دوم ، بازاریابی برای مالکیت) اقبال صاحبان بنگاه ها برای عرضه‌ی سهام حل این دو مشکل هست ، بتونند از اون 2 میلیارد ، 100 میلیون رو واگذار کنند و 2 در یک بازار پر از مشتری و عرضه کننده ، نماد شون رو در معرض عموم قرار بدن ، این مانع از این میشه که من برای حل مشکل مالی م ، بخوام به قیمت بیکار کردن 10 کارگر ، زمین شرکتم رو بفروشم2- بازار مالی وقتی کتاب مبانی اقتصاد گری‌گوری مَنکیو رو میخوندم ، به یک سرفصل رسیدم و با مفهوم عجیبی مواجه شدم، تقاضا برای پول یعنی چی ؟ کی متقاضی پول نیست :) ؟ اما توضحیاتش من رو به سمت مفهوم عادی ای روانه کرد هر شهروندی برای مرتفع کردن نیاز های روزمره‌ی خود از قبیل درمان ، آموزش ، پوشاک و خوراک ، بخشی از درآمد خود را درقالب پول در بانک‌ نگه‌داری می‌کند ، اما به جهت آنکه 10 دلار امروز کم ارزش تر از 10 دلار سال آینده است ، مابقی را در بازار مالی نسبت به خرید اوراق و یا املاک نگه‌داری می‌کندخُب این در کشور ما نمود بیشتری داره ، اینکه 400 هزار کد بورسی تبدیل شده به 10 میلیون کد بورسی به این معنیه که شهروندان بیشتری تصمیم دارند درآمدشون رو به جای کلکسیون جمع کردن پراید(یک کالای مصرفی) به خرید سهام(دارایی مالی) اختصاص بدن3- افزایش ذی‌نفعان و مشارکت‌کنندگان اقتصادبه اطرافمون نگاه کنیم، اکثر شهروندان مشارکت کننده در اقتصاد نیستند، صرفاْ ارائه‌کننده‌ی خدمت هستن، بنا ، نجار ، مکانیک یا ... ، از اون سو ، گردانندگان اقتصاد کشور محدود اما بسیار قدرتمند هستند .دوستی نقل می‌کرد صاحب شرکتی که توش کار می‌کرد ، چنان ثروتی داشت که در کنار سهامداری کلان در چند پتروشیمی و پالایشگاه و مواد مخدر! ، برای شرکت تازه تاسیسش ، طبقه‌ی آخر برجی در فرمانیه رو به صورت مبله خریداری کرد ‌، اون شرکت تا امروز اپلیکیشنش رو بیرون نداده با اینکه 3 سال از تاسیسش میگذره ! یا تو حساب صاحبش اصلاْ‌ نمیخونه و البته میشه گفت هدف صاحبش از اون شرکت اصلا اپلیکیشن نبوده و اهداف دیگه ای رو دنبال می‌کنه!به هر حال تو این فضا ، اقتصاد توسط عده‌ی اندک ولی بسیار پرقدرت گردانده میشه و چون اون ها خیلی بزرگ شدن ، حاکمیت هم سعی می‌کنه باهاشون راه بیاد ، فرض کنید اون آقا بخاطر مسئله ای تهدید کنه اگر من رو دادگاهی کنید تمام کارخانه هام رو می‌بندم و سرمایه‌م رو از ایران خارج میکنمبا گسترش بورس و بازار سرمایه، مشارکت کنندگان در اقتصاد بیشتر میشوند و به تبع اون ، همچین غول هایی نقششون کم‌رنگ و کم‌رنگ تر میشه ، وقتی تعداد مشارکت‌کنندگان بیشتر میشه ، منفعت جمعی بیشتر مدنظر قرار می‌گیره تا منفعت فرد4- افزایش شفافیتاگر شرکتی بخواد وارد بورس بشه باید ضوابطی رو ارضا کنه ، مثلاْ 3 سال پیاپی تو سودده باشه و صورت حساب های مالیاتی‌ش از ابتدا بررسی میشه ، به‌علاوه برای اینکه تو بورس بمونه ، لازمه گزارش عملکردش بصورت مستمر داده بشه و تصمیمات مجمع شرکت به اطلاع سهام‌داران برسه این در تقابل هست با شرکت هایی که 1-برای سوددهی تاسیس نشدن بلکه قرار هست از سودآوری شرکت های دیگه‌ی مالک بهره‌مند بشن ! 2- شرکت هایی که فرار مالیاتی دارند 3-شرکت هایی که جمع محدودی اون ها رو اداره میکنه و منافع اون جمع به منافع مجموعه ارجحیت دارهدولت‌های پنهان در همه‌جا وجود داره ، هلدینگ های بزرگ اقتصادی که به سبب بزرگ و پهناور بودنشون گاهی از تصمیمات دولت مرکزی تخطی میکنن و کسی هم نمیتونه جلوی اون ها رو بگیره با گسترش مشارکت در هلدینگ های بزرگ ، تفکیک میان منافع شرکتی و منافع گردانندگان شرکت ، راحت تر محقق میشهتا اینجا فهمیدیم ،‌گسترش بازار سرمایه حسن هایی داره ، برخلاف چیزی که میشنویم حسن هاش زیاد ارتباطی به مشکل مالی بنگاه ها نداره و بیشتر حول سالم سازی اقتصاد هست ، از کیک اقتصاد(هرچند کوچیک) شهروندان بیشتری منتفع میشن بدون اینکه اون کیک رو بخوایم مثل سیاست های کمونیستی کوچیک کنیم ، برعکس اون کیک بزرگ میشه چون منافع بنگاه هاست که تصمیم گیری های حاکم بر اون ها رو تامین میکنه نه منافع صاحبان بنگاه ها، اما گفته شد مضرات بالقوه‌ای داره ! هم برای سهامداران و هم برای صاحبان شرکت ها و هم برای دولت ، چی کار کردمحاسن و معایب رو دیدیم ، حالا چیکار کنیم ؟کلاْ پدیده ای نیست که به تصادف رخ بده و فی‌نفسه مبارک باشه یا شوم !! وضعیت اخیر بورس هم همینه،‌ این هایی که گفتم صرفا فرصت هایی بود که پیش اومده ،‌استفاده کردن از اون فرصت ، یا تبدیلش به تهدید دست ماست کار هایی که باید بکنیم از این شرح هستند1-ضوابط رو دور نزنیماحتمالاْ الآن مسئولان سازمان بورس و اوراق بهادار و شورای عالی بورس به‌شدت تحت فشارند ! که مجوز عرضه‌های اولیه رو سریع تر و با ترک تشریفات صادر کننده ، این فشار از ناحیه‌ی نهاد های امنیتی مانند وزارت کشور بیشتر هست ،تلقی اون ها اینه افزایش عرضه‌های بورسی منجر به کاهش حباب میشه ، ورود شرکت ها به بورس بدون طی مراحل پذیرش ، مارو از تمامی حسن هایی که ذکر شد محروم میکنه و بورس با بازار بر ابهام و جعبه سیاه شرکت ها تفاوتی نخواهد داشت ،‌همون میزان فرار مالیاتی ، همون میزان اقتصاد زیرزمینی.2- مستقیم معامله نکنید !!!!!!تمامی حرفی که تاحالا زدیم به کنار ، این یکی حسابش جدا ، گفتیم بورس به افزایش مشارکت کمک می‌کنه ،‌ بازار بورس با بازار رمزارز [4] ها تفاوت می‌کنه ، اونجا مشارکت معنی نداره، سرمایه‌گذار بورس ، سرمایه‌گذاری بر روی عملکرد شرکت می‌کنه نه روی نماد ! برای این منظور گزارش های حساب‌رسی رو بررسی می‌کنه و از زیروبم داخل شرکت اطلاع کسب می‌کنه ، بعد در حدی که اختیار تصمیم‌گیری داشته باشه ، پول به شرکت مقصد تزریق می‌کنه ، معامله گر خرد نهایت تا 50 میلیون سهام یک بنگاه رو میخره و طبعا نقشی در تصمیمات نداره ، بهش میگن وایسا بیرون سود اگه داد خبرت می‌کنیم ، شرکت های تامین سرمایه از اون طرف با بررسی عملکرد مالی ، نسبت به سرمایه ‌گذاری میان مدت اقدام می‌کنن ، البته بخشی از پول شما هم به خرید و فروش لحظه ای اختصاص داده خواهد شد ، اما این راهکار بدرد سود بلند مدت و پایدار نمیخوره .به عنوان ترجیع بند این مقاله ازتون میخوام اگر قصد فعالیت در بازار بورس رو دارید حتماْ در قالب صندوق های سرمایه‌گذاری اینکار رو انجام بدید و از معامله‌ی مستقیم خودداری کنید در زیر لینک صندوق سرمایه‌گذاری چند کارگزاری معتبر ذکر شده، به انتخاب خودتون معامله‌گری و مشارکت رو به اهلش بسپارید http://tamadonib.com/%d8%b5%d9%86%d8%af%d9%88%d9%82-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1%db%8c/ کارگزاری بانک سامانکارگزاری بانک دیکارگزاری آگاه[1]Primary market[2]Opportunity cost[3]Secondary market[4]Cryptocurrency</description>
                <category>مسعود مقینی</category>
                <author>مسعود مقینی</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jul 2020 12:37:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا نباید بر مبنای بنچمارک ها تصمیم بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@moghiny/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%DA%86%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-zvseasdujvhj</link>
                <description>مسئله1- «ما چون محصولمون قراره به کاربرای زیادی سرویس بده ، تصمیم گرفتیم از Go برای توسعه استفاده کنیم»2-«از تکنولوژی عقبی ،‌ بنچمارک 2019 میگه NETCORE. از Node.js بهتره،‌ به خاطر همین ما تصمیم گرفتیم به NETCORE. مهاجرت کنیم»3-«با توجه به اینکه نرم افزار ما با Scala نوشته شده خیالمون راحته که کاربرای زیادی میتونند ازش استفاده کنند» احتمال اینکه شما هم در محیط کارتون ، یا در مصاحبت با همکارتون که مدیرعامل شرکت نرم افزاری هست همچین چیز هایی شنیدید،‌ فصل مشترک همه ی این قبیل اظهارات یک چیز هست ، زبانی که با استفاده از ، نرم افزار پیاده سازی میشه ، تاثیر قابل ملاحضه ای در مقیاس سرویس دهی دارد . بعضی ها معتقدند این گونه اظهارات ناشی از انگاره ی خطرناک تری هست ، برای نرم افزاری که قابلیت سرویس دهی در مقیاس بالا رو داره کافیه از زبان برنامه نویسی خاصی استفاده کنیم . در ادامه سعی میکنم بگم که چرا این دو نتیجه گیری غلط هست و بنچمارک ها نباید در تصمیم گیری مون نقش داشته باشند، به چند شاخص مهم در تصمیم گیری برای ابزار پیاده سازی نرم افزار می پردازم و نهایتا چند توصیه کوچیک راجع به مسئله ی مقیاس پذیری میکنم (با توجه به اینکه فرهنگستان زبان و ادب فارسی اصطلاح محک‌زنی رو برای Benchmarking به عنوان برابرنهاده انتخاب کرده، در ادامه از واژه‌ی محک به جای بنچمارک استفاده می‌کنیم)دلیل اول( خاص منظوره بودن محک ها)اون چیزی که در محک ها اندازه‌گیری میشه شبیه‌سازی کامل یک برنامه‌ی کامپیوتری نیست، عملگر های خاص‌منظوره مورد بررسی قرار می‌گیرند، کافیه نگاهی به یکی از مشهور ترین محک هایی که سالانه توسط تیمی از کاربران متن‌باز جامعه‌ی توسعه دهنگان دبیان گرفته میشه بکنید https://benchmarksgame-team.pages.debian.net/benchmarksgame/fastest/rust-go.htmlتست ها شامل فقراتی از محاسبات زیستی هست یا بیاید به یک محک دیگه برای زبان برنامه‌نویسی Go نگاه کنیم https://dave.cheney.net/2013/06/30/how-to-write-benchmarks-in-go همون‌طور که میبینید بیشتر تعداد محاسبات عددی مورد ملاک هست، اون چیزی که واضحه اینه که ممکنه یک زبان برنامه نویسی در یک عملیات بسیار خوب عمل کنه( مثلاْ‌ ضرب دو عدد طبیعی) اما در عملیات دیگه ای بسیار بدتر عمل کنه( به عنوان مثال مکمل 2 اعداد بزرگ اعشاری) بنابراین هیچ محکی ، کارآیی زبان برنامه نویسی را در همه‌‌ی عملیات های ممکن بررسی نمی‌کنه .اما در توسعه‌ی اپلیکیشن های تحت وب چنین چیزی وجود نداره، طیف پردازش های انجام گرفته بسیار گسترده ست ، از کار با اعداد و آرایه ها گرفته ، تا پرس و جو های پایگاه داده ای و رسیدگی به درخواست های http.دلیل دوم ( استفاده از کتاب‌خانه های خارجی) شما استفاده‌ی گسترده ای از کتاب‌خانه های خارجی میکنید و اون ها ضمن اینکه شما رو از یک سری پیچیدگی های پیاده‌سازی دور نگه میدارند ، با کارآیی خودشون مسائل رو حل میکنند، به زبان ساده تر فرض کنید که node.js بالاترین کارآیی رو در بنچمارک ها بدست آورده ، زمانی که شما از کتاب‌خانه ی axios برای درخواست های http استفاده می‌کنید بسیار محتمل هست که این کارآیی از نحوه ی پیاده‌سازی axios تاثیر بپذیره ، یا فرض کنید Java کارآیی بالایی در ارتباط با پایگاه داده از خودش نشون میده، زمانی که از hibernate استفاده می‌کنید ،صرفاْ بحث کارآیی جاوا موضوعیت نداره و کارآیی hibernate هم مطرح خواهد بود.دلیل سوم (نحوه‌ی مهندسی مهم‌تر از ابزار مهندسی هست)برای ارتقای کارآیی محاسباتی لازم هست روش های پیچیده تری اتخاذ بشه، پردازش توزیع شده، چند ریسه‌ای کردن محاسبات[1] ، استفاده از شبکه های تحویل محتوا[2] و ... ، حالا فرض کنید شما برای پیاده‌سازی کارآمد یک سرویس ، مبادرت به استفاده از برنامه‌نویسی غیر همزمان[3] می‌کنید ، مجدداْ‌ لازم به یادآوری هست ، ممکنه Go در محاسبات نتایج بهتری رو رقم زده باشه، اما بسیار محتمل تر خواهد بود که این قابلیت رو در حالت پردازش موازی نداشته باشه و سربار محاسبات موازی قابل ملاحضه ای داشته باشه .جا داره این موضوع رو یادآوری کنم، بحث ما صرفا در چارچوب نرم‌افزار های کاربردی موضوعیت داره، در مورد نرم‌افزار های سیستمی که طیف کارکردی محدود تری دارند و کارآیی یک عامل مهم تر نسبت به زمان توسعه تلقی میشه،‌بنچمارک ها و استفاده از زبان های سطح پایین بیشتر موضوعیت دارهملاک های درست برای تصمیم‌گیریسوال اینجاست ، اگر بر مبنای محک ها تصمیم‌گیری نکنیم، پس معیار درست چی هست، به طور فهرست وار:1- نیروی انسانی متخصص ، شاید جدی ترین معیار برای استفاده از زبان این باشه که تا چه حد نیروی انسانی متخصص در اون زبان وجود داره، هم در مقیاس سازمانی و هم در مقیاس بیرونی، به عنوان مثال ، اگر تصمیم به استفاده از زبان برنامه نویسی Go یا Rust برای توسعه‌ی محصولاتتون دارید، بودجه تون هم برای به کار گیری نیرو محدوده و زمان هم پارامتر اساسی براتون محسوب میشه ، در نظر داشته باشید توسعه دهندگان کارکشته در این زبان ها (یا زبان های دیگری مثل  Elixir و Erlang) محدود هستند و وابستگی زیادی به توسعه دهنده خواهید داشت.2-اگر قصد پیاده‌سازی یک راه‌کار نرم افزاری دارید ، و اون راهکار بر مبنای اصول شی‌گرایی پیاده‌سازی شده، در نظر داشته باشید زبان هایی نظیر Python  و Javascript از تمام قابلیت های یک زبان برنامه نویسی شی‌گرا پشتیبانی نمیکنند ، مفاهیمی نظیر میانا [4] ها ، ارث بری ، چند ریختی [5] ، تزریق وابستگی [6] و الگو های طراحی شی‌گرایانه به مانند یک زبان ذاتاً شی گرا در این زبان ها وجود ندارند، از من میشنوید برای پروژه های سازمانی به سراغ چارچوب های مبتنی بر Java/Kotlin و یا .NET برید3- برای پیاده‌سازی سرویس های نرم‌افزاری نه چندان بزرگ مقیاس، به سراغ زبانی برید که دستتون بازتره و روش خودش رو کمتر تحمیل میکنه ، زبان های مبتنی بر مفسر به خصوص Javascript رو من توصیه می‌کنم.راه‌کار های افزایش مقیاس‌پذیری نرم افزاراگه بخوام صادق باشم من بیشتر توسعه دهنده م و مقیاس پذیری نرم افزار در حیطه‌ی زیرساخت مورد بررسی قرار میگیره و مطالعاتم در این زمینه ادامه داره ، اما تا اینجا چند نتیجه رو با شما در میون میگذارم1-از سرویس های ابری استفاده کنید : سرویس های ابری به شما این امکان رو میدن که به سادگی توان پردازشی و حافظه‌ی سخت افزار و سرورتون رو افزایش بدید ، ماشین های مجازی سنتی برای افزایش توان محاسباتی محدودیت هایی دارند2-از معماری میکروسرویس استفاده کنید ، البته این موضوع خودش سرفصل بسیار گسترده ایه ، اما به طور خلاصه میکروسرویس بهتون این امکان رو میده که بخش های مختلف نرم افزاری رو به صورت جداگانه توسعه بدید، در سرور های جداگانه مستقر کنید و برای افزایش توان محاسباتی برنامه ، مجبور به هزینه ی هنگفت برای ارتقای سرور اصلی نباشید3- سعی کنید از برنامه نویسی غیر انسدادی [7] استفاده کنید، البته برنامه هایی که بر مبنای اصول غیر انسدادی نوشته میشن ، در محیط های با هسته های محاسباتی محدود کارآیی پایینی دارند، بنابراین سروری با چندین هسته ی پردازشی ، به نحو بهتری قادر به پاسخگویی به این برنامه هاست4- برای ذخیره سازی داده هایی که بیانگر موجودیت ها نیستند (مثل داده های پایش [8] سیستم یا داده های تراکنش ها) از پایگاه داده های غیر رابطه‌ای[9] استفاده کنید5- حتماً تست های عملیاتی بگیرید ، در مواقع بسیاری لازم هست مدیریت حافظه و عملیات زباله‌روبی [10] برای آزادسازی حافظه رو خودتون کنترل کنیدنتیجه‌گیریبه طور خلاصه ، برای افزایش توان عملیاتی نرم‌افزار کار های زیادی باید انجام بدیم و چالش های جدی تری نسبت به انتخاب زبان برنامه‌نویسی داریم ، از مهم ترین این الزامات پیاده‌سازی میکروسرویس ها و استفاده از روش های غیرانسدادی و دخیل شدن در برخی عملیات های سیستمی از مهمترین اون هاست[1]:multi-threading[2]: Content Delivery Network (CDN)[3]: Asynchronous  [4]: Interface[5]: Polymorphism[6]: Non-Blocking[7]: Dependency Injection[8]: Monitoring[9]: NoSql database[10]: Garbage Collection</description>
                <category>مسعود مقینی</category>
                <author>مسعود مقینی</author>
                <pubDate>Thu, 07 May 2020 14:21:36 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>