<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mohsen Rajabian</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@moh.rajabian</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:46:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/195663/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mohsen Rajabian</title>
            <link>https://virgool.io/@moh.rajabian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه 1402 - مرداد: مغازه خودکشی</title>
                <link>https://virgool.io/@moh.rajabian/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-1402-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-cjgyjoa4x1ny</link>
                <description>نام کتاب: مغازه خودکشینویسنده: ژان تولیترجمه: احسان کرم‌ویسیانتشارات: نشر چشمه------------------------------بودن یا نبودن؟برای چالش کتابخوانی مرداد ماه طاقچه تحت عنوان «کتابی به پیشنهاد آدم‌ها یا پادکست‌ها» کتاب مغازه خودکشی انتخاب شد که پیشنهاد مجتبی شکوری بود و مدت‌ها پیش نسخه صوتی آن را با صدای هوتن شکیبا نیوشیده بودم. در پشت جلد کتاب می‌خوانیم «رمان عجیب ژان تولی، نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس فرانسوی، هجوی است تمام‌عیار درباره‌ی مرگ و امید. رمان درباره‌ی یک دکان فروش ابزار و ادوات خودکشی است. همه‌جور خنزرپنزری در آن یافت می‌شود. از انواع سم تا طناب‌های دار، از انواع سلاح‌های کمری مناسب برای انتحار تا ویروس‌های کشنده. یک فروشگاه منحصربه‌فرد در زمان و مکانی نامعلوم.» ژان تولی تا به حال ۱۰ کتاب به رشته تحریر در آورده که برخی از آنها برنده جوایز ادبی ارزنده ای نیز شده اند. از رمان های او می توان به «آه ورلن» اشاره کرد که بر اساس زندگی پل ورلن، شاعر بزرگ قرن نوزدهمی فرانسه و از پیشگامان مکتب ادبی «نمادگرایی (سمبولیسم)» نوشته شده است.ژان تولی (نویسنده)احسان کرم‌‌ویسی اولین ترجمه فارسی این کتاب را توسط نشر چشمه منتشر کرد و با این کار فارسی‌زبانان را با تولی و دنیای داستان‌های جذابش آشنا کرد. مغازه خودکشی همچون بسیاری کشورهای جهان در بازار کتاب ایران نیز از پرفروش‌ها بوده و بارها تجدید چاپ شده است. در زمان نگارش این مطلب چاپ 84 این ترجمه توسط نشر چشمه منتشر شده است. احسان کرم‌ ویسی اخیرا کتاب «آدمخواران» ژان تولی را نیز به فارسی ترجمه کرده است. در کنار این مترجمان دیگری نیز دست به ترجمه آثار تولی زده‌اند و در میان آن‌ها مغازه خودکشی یکی از کتاب‌هایی است بیشترین ترجمه را در ایران داشته است. به طرز باورنکردنی تاکنون دست‌کم ۱۲ ترجمه مختلف از مغازه خودکشی وارد بازار کتاب شده که در نوع خود یک رکورد به حساب می‌آید!از روی این کتاب در سال 2012 یک انیمیشن ساخته شده است و دست‌کم در ایران دو بار اقتباس‌هایی از آن به روی صحنه نمایش رفته است. اولین بار به نویسندگی باقر سروش و کارگردانی علیرضا مهران که مرداد ماه ۱۳۹۸ در تئاتر شهرزاد اجرا شد و آذر ماه همان‌سال هم اقتبایس دیگری با عنوان «از میان مردگان» به نویسندگی شیما محمدبیگی، کارگردانی سمیه مطلبی و تهیه کنندگی علیرضا یگانگی در مجموعه دیوار چهارم به صحنه رفته‌است.پوستر انیمیشن مغازه خودکشی (2012)کتاب که در سال 2007 منتشر شده و تا کنون به بیش از 20 زبان ترجمه شده است، هجوی است در جستجوی امید از مسیر مرگ. طنز تلخ و فانتزی سیاه تکان‌دهنده‌ای که از رهگذر مرگ خودخواسته (خودکشی) شما را به تامل درباره زندگی وامی‌دارد. هرچند در طول داستان به زمان و مکان اشاره نمی‌شود اما همین‌قدر بس است که ناامیدی و یاس فراگیر شده است و درصد زیادی از مردم تمایل به پایان دادن زندگی خود دارند. در این میان خانواده «تواچ» با کسب و کار استثنایی خود وارد می‌شوند. شعار آنان این است : «آیا در زندگی شکست خورده‌اید؟ لااقل در مرگ‌تان موفق باشید.» و نام مغازه‌شان «مغازه خودکشی». آن‌ها علاوه بر فروش لوازم خودکشی به مشتریانشان مشاوره هم می‌دهند! نکته جالب توجه نام‌های انتخاب شده برای اعضای این خانواده به ظاهر عجیب است؛ میشیما، ونسان، مرلین و حتی آلن. این چهار تن از افراد مشهوری بودند که در تاریخ معاصر دست به خودکشی زده بودند: یوکیو میشیما نویسنده و شاعر ژاپنی، ونسان ون‌گوک نقاش شهیر هلندی، مرلین مونرو بازیگر سرشناس آمریکایی و بالاخره آلن تورینگ ریاضی‌دان و دانشمند بریتانیایی.همه‌چیز به خوبی و خوشی؟! برای صاحبان مغازه خودکشی سپری می‌شود تا اینکه «آلن» به دنیا می‌آید؛ نوری در تاریکی. او برخلاف دیگر اعضای خانواده، لبخند بر لب دارد و خوش‌بین است و همین اعضای خانواده به‌خصوص پدر و مادر را به تنگ آورده است؛ به‌طوری که رفتار او را تهدیدی برای کسب و کار خود تلقی می‌کنند. این کسب و کار خانوادگی چند نسل در خانواده تواچ ادامه دارد و کسی از این خانواده تا کنون امید به زندگی نداشته است؛ هرچند در خصوص اینکه آیا خانواده هم خودکشی کرده‌اند یا نه سخنی به میان نمی‌آید اما فرزندان بزرگ‌تر خانواده وینستن و مرلین منتظر فرارسیدن نوبت‌شان هستند و معترضانه می‌گویند: «پس ما کی می‌توانیم خودکشی کنیم؟»یکی از پیشنهادهای خانواده تواچ به مردم برای رونق کسب و کار خود دیدن اخبار تلویزیون است که خود طعنه بزرگی به بنگاه‌های خبری می‌زند. اخبار که 99درصد آن خبرهای سیاه و ناامیدکننده است، علاوه بر از بین امید به زندگی، انسان‌ها را به سوی مرگ نیز سوق می‌دهد. در طول داستان با جنگ امید علیه ناامیدی سر و کار داریم و داستان به سمت روشنایی می‌رود و مشعل‌دار آن نیز آلن است تا پایان که ضربه نهایی بر مخاطب وارد می‌شود. ماموریت آلن به پایان رسیده است. حالا دیگر نه‌تنها از پلمپ مغازه به علت ریختن گازه خنده‌ در نوشابه اعضای دولت ناراحت نیستند که حتی برای آینده تصمیم‌های جدیدی می‌گیرند و پیش از آن هم که خریدهای مغازه را به‌جای مرگ‌آوران از خنده‌آوران می‌کردند. پس «آلن خود را رها کرد...» و پایان داستان همه به نتیجه‌ای می‌رسند که شاملو شاعر بزرگ ایران در بخشی از شعر نازلی به آن اشاره می‌کند:بودن به از نبود شدنخاصه در بهار </description>
                <category>Mohsen Rajabian</category>
                <author>Mohsen Rajabian</author>
                <pubDate>Mon, 21 Aug 2023 08:12:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه 1402 - تیر: اتحادیه ابلهان</title>
                <link>https://virgool.io/@moh.rajabian/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-1402-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%86-uuhnpavo3biw</link>
                <description>نام کتاب: اتحادیه ابلهاننویسنده: جان کندی تولترجمه: پیمان خاکسارانتشارات: نشر چشمه------------------------------مصائب ایگنیشس و مادرشبرای چالش کتابخوانی تیر ماه طاقچه کتاب «اتحادیه ابلهان» را انتخاب کردم که تنها کتابی است که پس از مرگ نویسنده‌اش برنده جایزه پولیتزر شده است. داستان خود کتاب هم جذاب و در عین حال متاثر کننده هست؛ نویسنده در سی‌سالگی کتاب را می‌نویسد و پس از اینکه هیچ ناشری زیر بار چاپ آن نمی‌رود، به زندگی خود پایان می‌دهد. سرانجام پس از یازده سال با پیگیری مادر انتشارت دانشگاه لوییزیانا کتاب را چاپ می‌کند؛ غوغایی به پا می‌شود و همان سال جایزه پولیتزر را از آن خود می‌کند.جان کندی تولعنوان این ماه چالش کتابخوانی طاقچه هم که کتاب‌هایی است که برنده جایزه شده‌اند و از میان انبوهی از کتاب‌های ایرانی و خارجی و تألیف و ترجمه فرصت را غنیمت شمردم تا این کتاب را که تعریفش را بسیار شنیده بودم و فرصتی برای خواندنش دست نداده بود، برگزینم و چه روزها و شب‌های شیرینی را در اولین ماه تابستان همراه با آن سپری کردم. این بار بر خلاف یادداشت‌های سه ماه قبل در همین آغاز کتاب را به تمام علاقمندان کتاب و کتابخوانی با هر سلیقه‌ای پیشنهاد می‌کنم.عنوان این ماه چالش کتابخوانی طاقچه هم که کتاب‌هایی است که برنده جایزه شده‌اند و از میان انبوهی از کتاب‌های ایرانی و خارجی و تألیف و ترجمه فرصت را غنیمت شمردم تا این کتاب را که تعریفش را بسیار شنیده بودم و فرصتی برای خواندنش دست نداده بود، برگزینم و چه روزها و شب‌های شیرینی را در اولین ماه تابستان همراه با آن سپری کردم. این بار بر خلاف یادداشت‌های سه ماه قبل در همین آغاز کتاب را به تمام علاقمندان کتاب و کتابخوانی با هر سلیقه‌ای پیشنهاد می‌کنم.کتاب با توصیف شخصیت اول داستان آغاز می‌شود. توصیفاتی که به‌خوبی، شما را با ظاهر ایگنیشس جی رایلی آشنا می‌کند؛ ظاهری که خبر از باطنی می‌دهد که تناسب کامل با آن دارد.اتحادیه ابلهان در دسته کتاب‌های طنز و کمدی قرار می‌گیرد که با نگاهی به لایه‌های زیرین آن، انتقادی و تلخ بودنش را هم می‌توان دریافت کرد. داستانی جذاب با یک شخصیت اصلی تحصیل کرده، بیکار، تنبل و مهم‌تر از همه بیمار با ارتباطات بسیار محدود و اجباری با بقیه شخصیت‌های داستان، که البته آنها هم خیلی آدم‌های بهتر و سالم‌تری از او نیستند.کندی در رمان طولانی خود، موقعیت‌هایی را خلق می‌کند که پایه و اساس اتفاقاتی هستند که در طول داستان رخ می‌دهد. در کتاب با دومینوی خرابکاری‌هایی مواجه هستیم که ردپای ایگنیشس خواسته یا ناخواسته در آنها دیده می‌شود و البته بیشتر از خودش برای مادرش دردسر درست می‌کنند. هستند.شخصیت اصلی داستان بعد حدود ده سال، تحصیلات خود در دانشگاه را به پایان رسانده و با کوله‌باری از دانش (بخوانید توهم دانایی) به خانه باز می‌گردد. در خانه، مادر پیرش که به سختی روزگار می‌گذراند و به امید پیشرفت فرزندش کلیه مخارج دانشگاه وی را با مشقت فراوان تامین کرده است، انتظارش را می‌کشد؛ اما ایگنیشس فقط می‌خورد و می‌خوابد و البته بسیار مطالعه می‌کند، چیزهایی می‌نویسد و تقریباً اکران هیچ فیلمی را از دست نمی‌دهد.در این داستان با انسان آرمان‌گرایی روبرو هستیم که با دنیای اطرافش در تقابل است و در فکر تغییر آن. مدام درباره اتفاقات دور و برش فکر می‌کند و نظر می‌دهد، آن هم با جملات قلمبه و سلمبه‌ای که نتیجه تحصیلات طولانی او در دانشگاه است. ایگنیشس به نظر انسان فرهیخته‌ای است اما فقط در حد حرف. او فکر می‌کند در همه زمینه‌ها صاحب‌نظر است و از سینما و سیاست تا اقتصاد و فلسفه نظر می‌دهد اما وقتی پای عمل به میان می‌آید شمایل یک انسان عاجز را می‌بینیم. ایگنیشس یک انسان با اطلاعات زیاد است به دور از اجتماع. اطلاعاتی که به هیچ دردی نمی‌خورد حتی به درد خودش. جالب اینجاست که وی به هیچ عنوان حاضر به پذیرش مسئولیت و عواقب کارهای خود نیست.کتاب دارای چندین داستان‌ موازی است که در نقاطی به هم می‌رسند و خواننده را غافلگیر می‌کنند.مادر ایگنیشس پس از تحول شخصیتی در طول داستان به درکی واقع‌بینانه از اوضاع فرزندش دست می‌یابد و در نهایت رضایت به انتقال پسر به بیمارستان روانی می‌دهد؛ یکی از دراماتیک‌ترین موقعیت‌های داستان.اجازه دهید بیش از این داستان را اسپویل نکنم و شما را به غرق شدن در دنیای شیرین «اتحادیه ابلهان» دعوت کنم.</description>
                <category>Mohsen Rajabian</category>
                <author>Mohsen Rajabian</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jul 2023 12:25:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه 1402 - خرداد: ملکوت</title>
                <link>https://virgool.io/@moh.rajabian/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-1402-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%88%D8%AA-mjrx42qql8f4</link>
                <description>کتاب ملکوتنویسنده: بهرام صادقیانتشارات: معین----------------------------------------------و در سومین ماه از چالش کتابخوانی طاقچه 1402 رسیدیم به یک داستان ایرانی از نویسنده‌ای که علیرغم تعداد کم آثار و عمر کوتاهش آنقدر در تاریخ داستان‌نویسی ایران ارج و قرب دارد که یک جایزه ادبی به نام او سالانه برگزار می‌گردد. بهرام صادقی پزشک، نویسنده داستان کوتاه و از مهم‌ترین چهره‌های حلقه ادبی جُنگ اصفهان بود. از وی یک مجموعه داستان کوتاه به نام «سنگر و قمقمه‌های خالی» و همچنین یک داستان نیمه بلند به نام «ملکوت» باقی مانده‌است؛ البته به این‌ها اضافه کنید تعداد زیادی داستان کوتاه را که در فاصله سال‌های تا در مجلات «سخن»، «کتاب هفته» و همچنین مجله «جُنگ اصفهان» که یک مجله ادبی مستقل و آوانگارد بود و در سال ۱۳۴۴ توسط گروهی از نویسندگان و شعرا که امروز از غول‌های ادبیات به‌شمار می‌روند مانند هوشنگ گلشیری، ابوالحسن نجفی و محمد حقوقی منتشر می‌شد. نکته جالب دیگر در مورد نویسنده «ملکوت» این است که در سال‌های پایانی عمر کوتاه خود تقریباً دست از نوشتن کشیده بود و خلاقیتش در تعریف داستان‌های جدیدش به‌صورت شفاهی برای دوستانش خلاصه می‌شد.اما «ملکوت» انتخاب نگارنده از بین کتاب‌های پیشنهادی چالش خرداد ماه با عنوان «کتابی چنان ترسناک که نفست را بند می‌آورد!» بود. یکی از تاثیرگذارترین و ماندگارترین داستان‌های فارسی که از نظر ارزش و اعتبار شاید در کنار «بوف کور» صادق هدایت قرار بگیرد. به این صفت‌ها «مرموزترین» را هم می‌توان اضافه کرد.استفاده از زبانی رمز آلود و البته سمبولیک در این مهمترین داستان صادقی (ملکوت)، عاملی است که با همه پیچیدگی‌های برقراری ارتباط میان متن و خواننده، لذت کاوش و کنکاش برای رسیدن یا نزدیک شدن به معناهای مورد نظر نویسنده را به خواننده جدی ادبیات می‌دهد و کلام مولانا که «هر کسی از ظن خود شد یار من» را به خاطر متبادر می‌کند.با وجود اینکه بزرگی مانند غلامحسین ساعدی درباره او گفته : «نويسنده تازه‌ای پا به ميدان گذاشته بود. شاید هم کسی حدس نمی‌زد که پشت اين نقاب ناآشنا، از راه رسيده‌ای پنهان شده با کوله‌باری از طنز و هزل، نه به معنای طنز متداول يا هزل مرسوم و پذيرفته‌شده، يعنی ساده و گذرا. نويسنده‌ای پيدا شده که گريه و خنده را چنان ظريف به‌ هم گره خواهد زد که به‌صورت پوزخندی شکوفه کند؛ نه به سبک گوگول يا مايه‌گرفته از کار چخوف و دیگران. انگشت روي نکته‌ای خواهد گذاشت و دنیای تازه‌ای را نشان خواهد داد که کم کسی آن‌ را می‌شناخته» نام بهرام صادقی، آن گونه که شایسته او باشد در تاریخ داستان‌نویسی ایران مطرح نشد و جایگاهی را که باید در میان خوانندگان ایرانی داشته باشد به دست نیاورد.بهرام صادقیدر «ملکوت» علیرغم اینکه شخصیت‌های آنچنان زیادی وجود ندارد؛ هر کدام از شخصیت‌های محدود داستان، نمادِ یک واقعیت یا اشاره‌ای به بخشی از فلسفه‌ی مورد نظر نویسنده است که در تلاش برای انتقال مفاهیم آن‌ها به مخاطب است. به بیان بهتر شخصیت‌های خلق شده توسط صادقی وسیله‌ای برای انتقال مخاطب به مفهومِ مورد نظر نویسنده هستند. محوریتِ داستان بر موتیف آشنا و پرتکرار مرگ و گناهِ بشر بنا شده است اما برای یک داستان ایرانی آن هم در سال‌های آغازین دهه پنجاه موضوعی جذاب و بدیع به نظر می‌رسد. دکتر حاتم را می‌توان نمادی از ناقوس مرگ یا شمایلی از روح شیطان دانست؛ که با وسوسه انسان‌ها، آن‌ها را به سمت گناه و در نتیجه‌‌ی آن «سفر به دیار باقی» رهنمون می‌کند. دکتر حاتم و م.ل دو شخصیت محوری و مهمی هستند که داستان را هدایت می‌کنند. همانطور که گفته شد دکتر حاتم به عنوانِ نمادی از مرگ و شیطان و م.ل نماد انسانِ گناهکار که نماینده تمام بشریت است.صحبت بیشتر و جزئی‌تر منجر به لو رفتن داستان و کاستن از لذت غرق شدن در آن خواهد شد. بنابراین به این جمله که «عناصر فراطبیعی و اندیشه‌های غم‌انگیز و تیره جزو ویژگی‌های شاخص این رمان کوتاه هستند» قناعت می‌نمایم و خواندن آن را به تمام علاقمندان ادبیات کلاسیک فارسی و دوست‌داران داستان‌های فانتزی و ترسناک پیشنهاد می‌کنم.</description>
                <category>Mohsen Rajabian</category>
                <author>Mohsen Rajabian</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jun 2023 11:36:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه 1402 - اردیبهشت: فلسفه ترس</title>
                <link>https://virgool.io/@moh.rajabian/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-1402-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-htxbxjnltvf7</link>
                <description>کتاب فلسفه ترسنویسنده: لارس اسوندسنمترجم: خشایار دیهیمیانتشارات: گمان----------------------------------------------به همین سرعت و سادگی رسیدیم به دومین ماه از چالش کتاب‌خوانی طاقچه 1402 و عنوان ماه دوم «اردیبهشت: کتابی که آرامش را به قلبت تزریق می‌کند» است و از بین کتاب‌های پیشنهادی «فلسفه ترس» نوشته لارس اسوندسن فیلسوف نروژی و استاد دپارتمان فلسفه در دانشگاه برگن با ترجمه روان و خواندنی خشایار دیهیمی را انتخاب کردم. این کتاب توسط انتشارات گمان در مجموعه «تجربه و هنر زندگی» به عنوان پنجمین اثر منتشر شده است. از این نویسنده کتاب‌ها و مقاله‌های فلسفی متعددی به چاپ رسیده که به بیش از 20 زبان ترجمه شده‌اند و از میان آثار ترجمه شده به زبان فارسی می‌توان به کتاب‌های فلسفه تنهایی، فلسفه ملال، کار و فلسفه فشن اشاره کرد. خشایار دیهیمی هم که در میان مترجمان آثار فلسفی نامی است آشنا که تجربه سال‌ها کار در این زمینه در کنار دقت و تسلط بر زبان‌های مبدا و مقصد آثار ترجمه‌شده توسط او را به کارهایی پرطرفدار تبدیل کرده است. در خصوص مجموعه «تجربه و هنر زندگی» هم باید اضافه کنم که زیر نظر خشایار دیهیمی قصد داشت تا به ترجمه آثاری در زمینه فلسفه عمومی بپردازد که متاسفانه پس از بیست و دو عنوان به پایان رسید. البته نشر گمان پس از آن شروع به انتشار مجموعه دیگری با عنوان «خرد و حکمت زندگی» کرد که هفدهمین عنوان آن پیش از نمایشگاه کتاب امسال تحت نام «معنای سفر» به بازار نشر عرضه شده است.لارس اسوندسون (نویسنده کتاب)و اما طاقچه درباره کتاب‌های پیشنهادی این ماه که شامل اضطراب موقعیت اثر آلن دوباتن، فلسفه ترس اثر لارس اسوندسن، هنر زندگی آسوده اثر شونمیو ماسونو، دروغ‌هایی که به خودمان می‌گوییم اثر جان فردریکسون، موهبت کامل نبودن اثر برنه براون و کوه دوم اثر دیوید بروکس هست، نوشته : «در اردیبهشت‌ماه با یکدیگر کتابی خواهیم خواند که کمکمان کند استرس و اضطراب را از خود دور کنیم، با ترس‌هایمان روبه‌رو شویم و به آرامش دست یابیم.» و یکی از احساساتی که با تورق کتاب فلسفه ترس علی‌رغم نام ترسناکش، حتی تا میانه آن به شما دست می‌دهد قطعاً همین آرامش و دوری از اضطراب و استرس است.کتاب فلسفه ترس شامل سخن سرپرست مجموعه، پیشگفتار، هفت فصل و یک فصل شامل سادداشت‌ها می‌باشد. در فصول مختلف این کتاب با عناوین فرهنگ ترس، ترس چیست؟، ترس و خطر؛ ریسک، جذابیت ترس، ترس و اعتماد، سیاست ترس و فراسوی ترس، نویسنده تلاش می‌کند تا جنبه‌های مختلف ترس را به عنوان یک احساس قوی بشکافد و برای این کار از تعریف ترس آغاز می‌کند، سپس به چرایی و چگونگی گسترش آن در زندگی مدرن می‌پردازد و در نهایت به این نکته مهم توجه می‌کند که چه استفاده یا سوءاستفاده‌های سیاسی از آن می‌شود. اسوندسون برای بررسی ماهیت ترس از علوم مختلف، سیاست، جامعه‌شناسی، فلسفه و ادبیات کمک می‌گیرد تا نگاه همه‌جانبه به موضوع مورد نظرش داشته باشد.نویسنده کتاب معتقد است که بسیاری از ترس‌های ما محصول زندگی راحت‌تر و بهتر نسبت به گذشته است و توجه ویژه‌ای به نقش رسانه‌های جمعی و هیاهوهای بی‌پایان و البته بی‌مورد آن‌ها در دنیای مدرن پیرامون ما از عوامل اصلی وجود و ظهور چنین ترسی می‌داند: «هیچ پیوند روشنی میان میزان توجه به یک پدیده در رسانه‌های جمعی و میزان خطری که آن پدیده واقعاً در بر دارد وجود ندارد...» و در جایی دیگر می‌نویسد: «تا زمانی‌که ترس ابزاری برای سودجویی رسانه‌های جمعی و قدرت‌طلبی حاکمان باشد، تقریبا محال است بتوان سناریوهای وحشت را به‌گونه‌ای دیگر و با قلم انسان‌گرایانه نوشت و به پیشرفت و بهبود اوضاع فکر کرد.»وی در علل ریشه‌های وجود ترس کنکاش می‌کند و با ارائه نمونه‌های فراوانی از فیلسوفان مختلف سعی در مستند کردن دلایل خود دارد. یکی از نکاتی که در خصوص تکثیر و حتی آموزش ترس در کتاب وجود دارد این کلام نویسنده است که : «تحولی که رخ داده این است که به جای اینکه به کودکان بیاموزیم که ترس احساسی است که باید یاد بگیرند بر آن غلبه کنند، به آن‌ها می‌اموزیم که ترس بخشی طبیعی از زندگی آن‌هاست.»اسوندسن در بخش دیگری از کتاب به عرصه سیاست و جامعه و نقش ترس در آن می‌پردازد و با اشاره به ظهور «جامعه خطرخیز»، از این صحبت می‌کند که چطور ترس اعتماد اجتماعی را ضعیف می‌کند. خلاصه اینکه کتاب فلسفه ترس با بررسی ریشه‌های ترس، به ما کمک می‌کند با ترس‌هایمان مواجه شویم و سعی می‌کند با استدلال‌هایش ما را قانع کند که باید فرهنگ امید و اعتماد را جایگزین نگاه ترس کنیم.مطالعه این کتاب را به علاقمندان فلسفه و جامعه‌شناسی، همچنین کسانی که ترس را به عنوان یک مسئله در زندگی روزمره خود دارند پیشنهاد می‌کنم.</description>
                <category>Mohsen Rajabian</category>
                <author>Mohsen Rajabian</author>
                <pubDate>Sat, 20 May 2023 13:05:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه 1402 - فروردین : نیلوفر و مرداب</title>
                <link>https://virgool.io/@moh.rajabian/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-1402-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%A8-wsiatisnw2wo</link>
                <description>کتاب نیلوفر و مردابنویسنده: تیچ نات هانمترجم: علی امیرآبادیانتشارات: نشر بیدگل----------------------------------------------اولین کتاب که برای چالش کتابخوانی طاقچه در فروردین ماه 1402 مطالعه کردم، «نیلوفر و مرداب» نوشته تیچ نات هان با ترجمه علی امیرآبادی است که انتشارات بیدگل منتشر کرده است. من البته نسخه الکترونیک کتاب را از طریق اپلیکیشن طاقچه و بخش طاقچه بی‌نهایت که کتابخانه عمومی طاقچه بدون خرید کتاب است، خواندم.تیک نات هان (پاریس، 2006)نویسنده کتاب تیچ یا تیک نات هان راهب بودایی، نویسنده و فعال صلح ویتنامی است که ژانویه 2022 در سن 96 سالگی درگذشت. هان از طرف مارتین لوترکینگ بزرگ به‌عنوان نامزد دریافت جایزه صلح نوبل نیز معرفی شده بود. کتاب‌های زیادی از او به فارسی ترجمه شده که از جمله آن‌ها می‌توان به «فقط راه برو»، «صلح با خویشتن»، «ترس»، «معجزه توجه‌آگاهی» و «نامه عاشقانه به زمین» اشاره کرد که در طاقچه نیز در دسترس می‌باشد.کتاب «نیلوفر و مرداب» دارای 6 فصل شامل با عناوین زیر می‌باشد: فصل اول: هنر دگرگون کردن رنج‌هافصل دوم: سلام کردن به رنج‌هافصل سوم: عمیق نگریستن به رنج‌هافصل چهارم: آسودگیفصل پنجم: پنج شیوه برای آبیاری بذر شادیفصل ششم: شادی مسئله‌ای شخصی نیستو یک فصل نیز به «تمرین‌هایی برای شادی» اختصاص یافته است که تمرین‌های عملی و راه‌های انجام آن‌ها را توضیح می‌دهد. مضمون کتاب تحمل «رنج» است و راهکار نویسنده برای آن «تمرکز» و به اصلاح کتاب «ذهن‌آگاهی» است. نویسنده ذهن‌آگاهی را بهترین شیوه کنار آمدن با رنج‌ها توصیف می‌کند و تعرفی که از ذهن‌اگاهی ارائه می‌دهد «همان استعداد زیستن در لحظه حال است». این که نیلوفر زیبا در مردابی که سراسر گل و لای است می‌روید تمثالی است برای این حرف کتاب که مسیر آرامش از رنج می‌گذرد.نویسنده با الهام از آموزه‌های بودا سعی در تخفیف رنج‌ها و به آغوش کشیدن شادی دارد و رهایی از «دلبستگی و نفرت» هر دو را راه رسیدن به آن می‌داند. به عکس باور معمول اعتقاد دارد که نباید رنج‌ها را نادیده انگاشت بلکه باید آن‌ها را با آغوش باز پذیرفت. این البته از اعتقاد به ثنویتی ناشی می‌گردد که جهان را استوار بر اضداد می‌داند و به عنوان مثال وجود نیکی را منوط به بدی می‌داند و تاریکی را بدون روشنی غیرقابل تصور می‌شمارد.از سوی دیگر به رنج جمعی و شادی جمعی معتقد است و در سراسر کتاب این ایده را که «شادکامی مسئله‌ای شخصی نیست» و «سرشت جهان این‌گونه است که در آن همه‌چیز به‌هم‌پیوسته است» تبلیغ می‌کند. در عین حال امر فردی را نفی نمی‌کند و در هم امر جمعی جنبه‌های فردی و در هر امر فردی جنبه‌های جمعی را می‌بیند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که «هیچ فردیت مطلق و هیچ کلیت مطلقی وجود ندارد.»انتقاد نویسنده به درستی به شیوه تربیتی مدارس هم می‌رسد آنجا که در متن می‌نویسد: «چرا مدارس شیوه مدیریت رنج‌ها را به جوانان یاد نمی‌دهند؟» و در ادامه کمبود این آموزه‌ها را دلیل عدم تمرکز و یاد نگرفتن دانش‌آموزان معرفی می‌کند. کتاب ترجمه روان و خوبی دارد و خوش‌خوان است. برای کلمات و اصطلاحات خاص کتاب ساده‌ترین کلمات آشنای فارسی را به کار برده است و در حروف‌چینی هم کمترین غلط و اشتباه دیده می‌شود.انتشارات بیدگل که با شکل و شمایل خاصی کتاب‌هایش را روانه بازار نشر می‌کند، در این کتاب هم همان حاشیه سفید آشنایش را به تصویری از مرداب نیلوفر آبی با باند سفید مشخصات کتاب آراسته که در مجموع جلد قابل قبولی ارائه کرده است.هرچند وضعیت تیراژ کتاب بسیار وخیم است و تعداد آن گاهی به 200 و کمتر از آن هم می‌رسد اما تجدید چاپ این کتاب بیش از 20 بار نشان از استقبال مخاطب از آن دارد. این البته جدا از نسخه‌هایی است که به‌صورت دیجیتال فروخته یا مطالعه می‌شود.مطالعه این کتاب را به تمام علاقمندان عرفان‌های شرقی و خواهندگان آرامش توصیه می‌کنم.</description>
                <category>Mohsen Rajabian</category>
                <author>Mohsen Rajabian</author>
                <pubDate>Wed, 19 Apr 2023 14:25:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرآغاز</title>
                <link>https://virgool.io/@moh.rajabian/%D8%B3%D8%B1%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-n3cduyav5sex</link>
                <description>کتاب و کتاب‌خوانی از حوزه‌های مورد علاقه‌ام هست که از سال‌های نوجوانی شروع شد و خوشحالم که هنوز ادامه دارد.در این راه از هر طریقی که ممکن هست هم استفاده می‌کنم. در دوره‌های جوانی نسل ما کتاب مجازی و الکترونیکی و ... نداشتیم و کاغذ بود و چاپ و ... و به همین خاطر از بسیاری از کتاب‌ها محروم؛ اما این روزها دسترسی بسیار آسان‌تر و بیشتر شده است.آشنایی با پلتفرم‌های ارائه قانونی کتاب‌های الکترونیکی مانند طاقچه و فیدیبو تاثیر عجیبی در افزایش سرانه مطالعه داشت و رقابت این پلتفرم‌ها در ارائه جذابیت بیشتر و ارائه راهکارهای ابتکاری برای جذب مخاطب عامل مهمی در استقبال علاقمندان خواهد بود.یکی از این ابتکارات «چالش کتابخوانی» است که طاقچه است که امسال وارد سال پنجم خود می‌شود. از این رو تصمیم گرفتم با چالش کتابخوانی 1402 طاقچه همراه شوم و ضمن مطالعه کتاب‌ها با موضوعات پیشنهادی نظرم را درباره کتاب‌ها با شما در میان بگذارم.فکر ساختن پادکست در این مورد هم مدتی است به سرم زده که اگر شرایط مهیا شود، انجام خواهم داد.</description>
                <category>Mohsen Rajabian</category>
                <author>Mohsen Rajabian</author>
                <pubDate>Tue, 11 Apr 2023 10:46:57 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>