<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدهادی احمدیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohadin</link>
        <description>من یک طراح محصولم که علاقه زیادی به همکاری با استارتاپ‌های تازه‌کار برای ساخت محصولاتی از پایه و ایجاد کیت های رابط کاربری برای ساده کردن فرآیند توسعه محصول دارد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:10:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/83950/avatar/Szjdyq.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدهادی احمدیان</title>
            <link>https://virgool.io/@mohadin</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نوشتن خاطرات چه کمکی به ما می‌کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohadin/how-writing-memories-helps-us-vplrdab6wded</link>
                <description>حدود دو سال پیش بود که روزهای سختی داشتم و از لحاظ روحی وضعیت خیلی بدی رو پشت سر می‌ذاشتم. اون موقع تصمیمی گرفتم که تونست حال من رو برای مدت زیادی خوب کنه و کمک‌م کرد از اون دوره‌ی سخت عبور کنم. من تصمیم گرفتم هرشب &quot;برای خودم&quot; بنویسم؛ و از اون‌جایی که موضوع خاصی نداشتم که بتونم برای مدت طولانی درباره‌ش بنویسم، تصمیمم این بود که شروع کنم به ثبت خاطراتم و حسی که هرروز داشتم. حالا بعد از این مدت، بیش از 600 نوشته دارم درباره‌ی خودم و آدم‌هایی که تو این بازه کنارم بودن و همه‌ی اتفاقاتی که پشت سر گذاشتم. تو این مطلب می‌خوام فوایدی که نوشتن خاطراتم برای من داشته رو براتون بگم و می‌خوام بهتون توصیه کنم که شما هم اگه این کار رو انجام نمی‌دین و هنوز نوشتن رو شروع نکردین، خاطرات‌تون رو یادداشت کنین. برای شروع نوشتن فقط یه قلم، یه ورق سفید و مقداری خاطره لازم دارین. اگه هم مثل من براتون مهمه که هر متن در چه تاریخی نوشته شده، سررسید یا سالنامه گزینه‌های خیلی خوبی هستن. البته چیزی که مهمه ذات نوشتن هست؛ و خب شاید شما با تایپ‌کردن راحت‌تر باشین. خب به‌نظرم مقدمه طولانی شد. بنابراین بریم سر اصل مطلب و ببینیم نوشتن خاطرات‌مون چه فایده‌ای برامون داره.دفتر خاطرات سال 98 منارزش‌قائل‌شدن برای &quot;خود&quot;زیاد می‌شنویم (و می‌خونیم) که ما باید برای خودمون ارزش قائل بشیم و گاهی اوقات، زمانی رو اختصاص بدیم به خودمون. اما از طرفی هم احتمالا همه‌مون درک کردیم که به‌دست‌آوردن خلوت و تنهایی، به این راحتی‌ها هم نیست. مثلا خود من یه دانشجوی خوابگاهی‌ام و اکثر وقتم رو توی خوابگاه یا دانشکده در کنار بقیه می‌گذرونم. بنابراین روزانه‌نویسی می‌تونه راه خیلی خوبی باشه تا از این طریق، هرروز چنددقیقه‌ای تنها با خودِ خودمون باشیم و حتی چیزهایی رو که نمی‌تونیم به زبون بیاریم، بنویسیم.سیوکردن حال خوب!یه‌سری روزها هست که دوست داریم هرروز مثل همون‌ها باشن! و شاید این رو وقت‌های ناراحتی خیلی بهتر درک کنیم. نوشتن خاطرات قشنگ و حس‌هایی که در اون لحظات داشتیم، می‌تونه تو این زمینه واقعا مفید باشه. هروقت حال‌مون بده می‌تونیم با خوندن لحظاتی که داشتیم بال در می‌آوردیم از خوش‌حالی، برگردیم به روزهای خوب (:دیدن نقش &quot;واقعی&quot; آدم‌هاقطعا همه‌ی ما تو ذهن‌مون یه درجه‌بندی داریم از آدم‌ها، که هرکدوم چه‌قدر تو زندگی و افکار ما تاثیر دارن. اما از کجا مطمئن هستیم که این درجه‌بندی درسته؟ نوشتن خاطرات‌مون خیلی این قضیه رو برامون روشن‌تر می‌کنه. مثلا می‌تونیم برگردیم و ببینیم چندبار اسم هر نفر رو نوشتیم و بررسی کنیم که چندتاش یادآور لحظات خوبه، و چندتاش برامون ناراحت‌کننده‌ست. مثلا برای خود من واقعا جالب بود که اسم یکی از دوستان‌م رو 83بار (!) تو زمستون 98 نوشتم و تقریبا همه‌ش برام لذت‌بخش بوده!بررسی انگیزه‌ها و نتایج اعمالاین که باید از گذشته‌مون درس بگیریم خیلی واضحه! ولی چرا خیلی‌ وقت‌ها این کار رو نمی‌کنیم؟ شاید یکی از دلایلش این باشه که اکثر ما به این جمله معتقدیم که &quot;این دفعه با دفعه‌ی پیش فرق داره.&quot; خب پس تجربیات‌مون رو بنویسیم؛ انگیزه‌هایی که داشتیم و اعمالی که انجام دادیم تا به یه هدف برسیم رو یادداشت کنیم و دفعه‌ی بعدی که خواستیم تصمیم مشابهی بگیریم، بررسی کنیم که آیا این‌دفعه واقعا چیزی تغییر کرده یا باز هم داریم راه اشتباه رو می‌ریم!فروبردن خشم و احساسات منفیهرچی بگم، کم گفتم از کمکی که نوشتن به کنترل خشم می‌کنه! بعضی شب‌ها از عصبانیت دوست داشتم کله‌م رو بکوبم به دیوار؛ یا مثلا یکی رو خفه کنم! ولی به‌جاش عصبانیتم رو بردم رو کاغذ. تک‌تک فحش‌هایی که می‌خواستم بدم رو نوشتم! و بعدش راحتِ راحت خوابم برد! این رو باید تجربه کنین تا منظورم رو دقیق متوجه بشین. پیشنهاد می‌کنم این حس بی‎نظیر فحش‌نوشتن رو به‌هیچ‌وجه از دست ندین (:آمادگی برای نوشتننوشتن این متن‌ها، ما رو برای نوشتن چیزهایی که در آینده برامون اهمیت زیادی دارن آماده‌تر می‌کنه. اگه یهویی دل‌مون بخواد یه رمان، یه مقاله یا حتی یه نامه بنویسیم، خیلی بهتره که قبلش خودمون رو آماده کرده باشیم برای نوشتن.خودشناسیاین مورد واقعا اهمیت زیادی داره. خوندن نوشته‌های قدیمی‌مون راهنمای خیلی خوبی هست که بتونیم خودمون رو بهتر بشناسیم. ما هرموقع به &quot;من&quot; فکر ‌می‌کنیم، داریم خود &quot;الآن&quot;مون رو در نظر می‌گیریم. ولی ثبت نوشته‌ها و افکار باعث می‌شه هروقت خواستیم بتونیم خودمون رو بخونیم! و این‌طوری می‌شه خودمون رو از دور، و نه از نمای اول‌شخص نگاه کنیم.چندتا ایده‌ی جالبامیدوارم تونسته باشم بهتون انگیزه‌ی کافی برای شروع نوشتن خاطرات‌تون رو بدم. ادامه‌ی متن برای شما دوست عزیزی هست که تصمیم گرفتی شروع کنی (:چندتا ایده‌ی باحال دارم که به‌نظرم بهتره باهاتون به اشتراک بذارم.ساخت تقویم شخصییه‌سری از اتفاقات هستن که شاید در لحظه چندان مهم به‌نظر نیان، اما به‌ مرور زمان شاید برامون هیجان‌انگیز بشن! مثلا این که اولین‌ بار چه زمانی با یکی از دوست‌های صمیمی‌مون رفتیم بیرون؛ یا چه روزی اولین تجربه‌ی خودمون رو تو یه زمینه‌ی خاص داشتیم. خب راهش ثبت این روزهاست! ما این خاطرات رو می‌نویسیم و می‌تونیم ‌کم‌کم برای خودمون یه تقویم فوق‌شخصی داشته باشیم که مال خودِ خودِ ماست! نیازی نیست که هرروز تولد یا جشن خاصی باشه تا خوش‌حال باشیم. همین که بدونیم پارسال این‌موقع با دوست‌مون کلی خوش گذروندیم، دلیلی هست تا باز هم با اون دوست هم‌کلام بشیم (:استفاده از هشتگاین کار رو برای زمانی پیشنهاد می‌کنم که دوست داریم یه چیز خاص همیشه جلوی چشم‌مون باشه. خیلی‌ها روی کاغذ می‌نویسن و جلوی دیدشون قرار می‌دن تا هرروز یه چیز خاص رو ببینن‌. من پیشنهاد می‌کنم اون &quot;چیز&quot; رو تبدیل به یک هشتگ کنیم و هرروز قبل شروع خاطرات‌مون، اول هشتگ‌هامون رو بنویسیم. مثلا خود من با یه فردی آشنا شدم که واقعا اراده‌ش برام تحسین‌برانگیز بود. و از اون روز به بعد من هرشب اسم اون فرد رو برای خودم می‌نوشتم تا عزم راسخش خوب یادم بمونه.به دیو پاسخگو باشید!یادمه یه پادکست از فلسفیدن گوش می‌کردم درباره‌ی مرگ که واقعا دوستش داشتم و بعدا هم به چندین نفر معرفی کردم و قطعا گوش‌کردنش رو به شما هم پیشنهاد می‌کنم. (این پادکست رو از اینجا دانلود کنین.) توی اون پادکست می‌گفت فرض کنین یه دیو سر راه‌تون سبز می‌شه و شما رو نفرین می‌کنه! نفرینش هم اینه که باید تا ابد، در همین وضعیتی که الآن هستین باقی بمونین. همه‌چیز برای همیشه به همین شکل تکرار می‌شه. خب، آیا ناراحت می‌شین؟! نیچه جواب می‌ده اگه این نفرین براتون ناراحت‌کننده‌ست یعنی اون‌طوری که باید، زندگی نمی‌کنین!خب پیشنهاد من اینه که هرشب چنین دیوی رو برای خودمون تجسم کنیم. هرشب درنظر بگیریم که آیا حاضریم بقیه‌ی زندگی‌مون شبیه وضعیت حال‌مون باشه؟ طبیعتا اگه برای مدت طولانی حاضر نباشیم چنین معامله‌ای بکنیم، یه جای کارمون می‌لنگه (:حرف آخردوتا نکته‌ی کوچیک هم هست که لازمه بدونین حتما. اول این که از بقیه خجالت نکشین و نترسین! من 2 ساله خاطرات‌م رو می‌نویسم و همیشه هم در دسترس خانواده و دوست‌هام بوده این نوشته‌ها. ولی تا این لحظه حتی یک نفر هم اون‌ها رو نخونده. بقیه خیلی راحت شما رو درک می‌کنن. مطمئن باشین! اگه هم زیادی نگران این موضوع هستین، از گوشی یا کامپیوترتون استفاده کنین. نرم‌افزارهای زیادی هست که می‌تونین هروقت دل‌تون بخواد یادداشت‌هاتون رو توش بنویسین. و نکته‌ی مثبتی هم که داره اینه که همیشه پیش‌تون هست و حتی می‌تونید کلمات خاصی رو توش سرچ کنین!دوم هم این که حواس‌تون رو جمع کنید اتفاقی که یه‌مدت برای من افتاد، برای شما رخ نده. من چند روز پیش خاطرات دی و بهمن 98 رو خوندم و اون‌قدر اون روزها زیبا بود که یکی‌دو روز فقط به اون لحظات فکر می‌کردم و زمان حال از دستم در رفت (:امیدوارم متنی که خوندین رو دوست داشته باشین و براتون مفید بوده باشه. عذرخواهی می‌کنم اگه طولانی شد ولی دوست داشتم تک‌تک نقاط مثبت این تجربه‌ی خوبم رو به اشتراک بذارم تا شما هم این لذت رو تجربه کنین. خیلی از شما ممنونم که تا اینجا مطلب رو دنبال کردین. اگه شما هم این تجربه رو داشتین و ایده یا نکته‌ای هست که به‌نظرتون برای من و بقیه می‌تونه مفید باشه، خیلی خوش‌حال می‌شم در میون بذارین (:</description>
                <category>محمدهادی احمدیان</category>
                <author>محمدهادی احمدیان</author>
                <pubDate>Sun, 22 Mar 2020 23:03:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 قانون اصلی طراحی Button</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/7-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-button-fkcuohzad116</link>
                <description>مطلب حاضر نوشته‌ی آقای Nick Babich هست و لینک متن به زبان انگلیسی رو هم اینجا قرار دادم که اگه دوست داشتین می‌تونین اون رو بخونین. من سعی کردم این متن رو ترجمه کنم تا افرادی که حوصله‌ی انگلیسی‌خوندن ندارن (مثل خودم در اکثر موارد) راحت باشن و هم این‌که این‌قدر نوشتن اولین مطلبم رو عقب نندازم (:تصویر از Gal Shirدکمه‌ها یک عنصر اساسی برای طراحی تعاملی هستند و نقش مهمی در ارتباط بین کاربر و سیستم دارند. در این مقاله، هفت اصل پایه‌ای را که برای خلق دکمه‌های موثر لازم هستند مرور خواهیم کرد.1. دکمه را شبیه دکمه بسازید!در یک رابط کاربری تعاملی، کاربر باید بتواند به‌سرعت تشخیص دهد که چه‌چیزی قابل &quot;کلیک‌کردن&quot; است و چه‌چیزی نیست. هر بخش در یک طراحی نیاز به معنایابی توسط کاربر دارد. به‌طور کلی هرچه زمان بیشتری توسط کاربر به معنایابی رابط کاربری اختصاص یابد، آن رابط کاربری غیرقابل‌استفاده‌تر خواهد بود.اما یک کاربر چگونه تشخیص می‌دهد که یک عنصر دارای قابلیت تعامل هست یا خیر؟ پاسخ این سوال تجربه‌های قبلی کاربر و نشانگرهای بصری‌ست که معنی هر بخش را مشخص می‌کند. به‌همین دلیل است که استفاده از نشانگرهای بصری مناسب مانند اندازه، شکل، رنگ، سایه و ... برای یک بخش امری ضروری‌ست تا ظاهر آن مانند یک دکمه به نظر برسد. نشانگرهای بصری ارزش اطلاعاتی مهمی دارند و کمک می‌کنند رابط کاربری دارای کارایی باشد.متاسفانه در رابط‌های زیادی، نشانگرهای تعاملی بسیار ضعیف و نیازمند تلاش برای درک هستند؛ درنتیجه قابلیت کشف‌شدن کمی دارند.اگر قدرت تعاملی رابط کاربری پایین باشد و کاربران برای یافتن عنصر &quot;قابل‌کلیک‌کردن&quot; مجبور به تلاش زیادی شوند، میزان خفن(!)‌بودن طراحی مهم نخواهد بود. درصورتی‌که کاربر کارکردن با رابط را سخت ببیند، آن را خسته‌کننده و غیرقابل‌استفاده خواهد دید.نشانگرهای ضعیف برای کاربران موبایل مشکل قابل‌توجه‌تری محسوب می‌شود. در تلاش برای درک این که یک عنصر تعاملی هست یا خیر، کاربران دسکتاپ می‌توانند ماوس خود را روی آن عنصر حرکت دهند و بررسی کنند که وضعیت نشانگر ماوس و یا خود آن عنصر تغییر می‌کند یا خیر. اما کاربران موبایل این فرصت را ندارند. برای درک تعاملی‌بودن یا نبودن یک عنصر، آن‌ها باید روی آن ضربه بزنند و راه دیگری برای بررسی قابلیت تعامل وجود ندارد.چیزی را برای کاربر واضح فرض نکنید.در موارد زیادی، طراحان به‌عمد دکمه‌ها را به‌عنوان یک عنصر تعاملی مشخص نمی‌کنند زیرا فرض می‌کنند این عناصر برای کاربران واضح هستند. هنگام طراحی یک رابط، باید همیشه قانون زیر را در نظر داشته باشید:توانایی شما برای تفسیر نشانگرهای قابل‌کلیک‌بودن یک عنصر برابر توانایی کاربران شما نیست زیرا تنها خودتان می‌دانید که هر عنصر در طراحی شما به چه منظوری وجود دارد.از طرح‌های مرسوم برای دکمه‌های خود استفاده کنید.اینجا چند مثال از دکمه‌ها را بررسی می‌کنیم که برای اکثر کاربران آشنا هستند:دکمه‌ی رنگی با گوشه‌های تیزدکمه‌ی رنگی با گوشه‌های نرمدکمه‌ی رنگی با سایهدکمه‌ی روح (بدون رنگ با حاشیه و یا سایه برای تشخیص‌داده‌شدن)در بین مثال‌های بالا، دکمه‌ی رنگی با سایه (مورد سوم از بالا) برای کاربران واضح‌تر است. وقتی کاربران ابعاد یک شیء را می‌بینند، بلافاصله تشخیص می‌دهند می‌توانند آن را فشار دهند یا خیر.فضاهای خالی را فراموش نکنید.نه‌تنها ویژگی‌های بصری خود دکمه، بلکه اندازه‌ی فضای خالی نزدیک آن هم برای ساده‌تر(یا سخت‌تر!)تشخیص‌دادن تعاملی‌بودن آن توسط کاربر اهمیت دارد. در مثال زیر کاربران ممکن است دکمه را با یک بخش که برای اطلاعات بیشتر نمایش داده شده است اشتباه بگیرند.به‌عنوان کاربر، شما نمی‌توانید تشخیص دهید با یک دکمه طرف هستید یا خیر.2. دکمه‌ها را جایی قرار دهید که مورد انتظار کاربر است.دکمه‌ها باید جایی قرار بگیرند که کاربران بتوانند به‌راحتی آن‌ها را پیدا کنند یا حداقل انتظار داشته باشند که در آن موقعیت باشند. کاربران خود را مجبور نکنید به دنبال دکمه‌ها بگردند. اگر کاربران نتوانند دکمه‌ای را پیدا کنند، متوجه وجود آن نیز نخواهند شد.تا حد امکان از طرح‌بندی‌های مرسوم و استانداردهای رابط کاربری استفاده کنید.جای‌گذاری مرسوم دکمه‌ها باعث بهترشدن کشف آن‌ها خواهد شد. با یک طرح‌بندی استاندارد، کاربران به راحتی هدف هر عنصر را متوجه خواهند شد حتی اگر دکمه‌ای بدون نشانگرهای قوی باشد. ترکیب یک طرح‌بندی استاندارد با طراحی بصری زیبا به‌همراه فضای خالی کافی، طرح‌بندی را قابل‌فهم‌تر خواهد کرد.با کاربران خود دکمه‌پیداکن بازی نکنید!نکته) قابلیت کشف طرح خود را تست کنید. وقتی کاربران به صفحه‌ای وارد می‌شوند که شامل اعمالی‌ست که مایلید آن‌ها را انجام دهند، مکان‌یابی دکمه برای کاربر باید ساده باشد.3. عنوان دکمه‌ها باید کاربردشان را نشان دهد.دکمه‌هایی با عنوان کلی یا گمراه‌کننده، می‌تواند منبع بزرگی از اشتباه برای کاربران شما باشد. عنوان‌هایی برای دکمه انتخاب کنید که به‌طور مشخص توضیح دهند آن دکمه چه کاری انجام می‌دهد. در حالت ایده‌آل، عنوان دکمه به وضوح کارکرد آن را توصیف می‌کند.کاربران باید به‌وضوح متوجه شوند هنگام کلیک روی یک دکمه چه اتفاقی می‌افتد. یک مثال را بررسی می‌کنیم. تصور کنید به‌طور تصادفی یک عمل حذف را آغاز کرده‌اید و با پیام زیر مواجه شده‌اید:عبارت &quot;OK&quot; توضیح کاملی درباره‌ی عملکرد این دکمه نمی‌دهد.در این پیام، منظور عبارات &quot;OK&quot; و &quot;Cancel&quot; واضح نیست. اکثر کاربران از خودشان خواهند پرسید &quot;چه اتفاقی می‌افتد اگر من روی &quot;Cancel&quot; کلیک کنم؟&quot;هیچ‌وقت فرمی را که فقط از دو دکمه‌ی &quot;OK&quot; و &quot;Cancel&quot; تشکیل شده است طراحی نکنید.به‌جای استفاده از عنوان &quot;OK&quot; بهتر است از &quot;Remove&quot; استفاده شود. این به‌طور واضح برای کاربر مشخص می‌کند که این دکمه چه کاری انجام می‌دهد. هم‌چنین، اگر حذف‌کردن یک عمل بالقوه‌خطرناک است، می‌توانید از رتگ قرمز برای نمایش این موضوع استفاده کنید.عبارت &quot;Remove&quot; برای کاربران مشخص می‌کند که این دکمه چه کاری انجام می‌دهد.عمل بالقوه‌خطرناک &quot;Disable Card&quot; در این رابط با رنگ قرمز مشخص شده است. عکس از Ramotion4. سایز دکمه‌ها را فراموش نکنید.اندازه‌ی دکمه باید اولویت این عنصر را در صفحه منعکس کند. دکمه‌های بزرگ‌تر به‌معنی عمل مهم‌تر هستند.دکمه‌ها را اولویت‌بندی کنید.مهم‌ترین دکمه را مانند مهم‌ترین دکمه نمایش دهید! همیشه تلاش کنید دکمه‌ی عمل اصلی را برجسته‌تر کنید. اندازه‌ی آن را افزایش دهید (بزرگ‌ترکردن یک دکمه آن را در نظر کاربر مهم‌تر نشان خواهد داد) و از رنگی با تضاد بیشتر برای جلب توجه کاربر استفاده کنید.استفاده‌ی Dropbox از تضاد رنگی و بزرگ‌کردن یک دکمه برای جلب توجه کاربر به آندکمه‌ها را برای کاربران موبایل انگشت‌پسند کنید!در نرم‌افزارهای موبایل زیادی، دکمه‌ها بسیار کوچک هستند. این اغلب به شرایطی منجر می‌شود که کاربر دچار اشتباه می‌شود.تصویر از Appleتحقیق &quot;MIT Touch Lab&quot; نشان داد که میانگین طول بند انگشت بین 10 تا 14 میلی‌متر و سایز نوک انگشتان بین 8 تا 10 میلی‌متر است. بنابراین به‌نظر می‌رسد سایز 10*10 میلی‌متر، مینیمم مناسبی برای لمس هدف نهایی‌ست.تصویر از uxmag5. ترتیب را در نظر بگیرید.ترتیب دکمه‌ها باید طبیعت مکالمه بین کاربر و سیستم را منعکس کند. با خودتان فکر کنید کاربران انتظار چه ترتیبی در این صفحه را دارند.رابط کاربری یک مکالمه با کاربران شماست.برای مثال، در صفحه‌بندی چه ترتیبی برای &quot;قبلی&quot; و &quot;بعدی&quot; مناسب است؟ در زبان فارسی برخلاف زبان انگلیسی، منطقی‌ست که دکمه‌ای که شما را جلو می‌برد در سمت چپ و دکمه‌ای که به عقب برمی‌گردد در سمت راست قرار داشته باشد.6. بیش‌ازحد از دکمه استفاده نکنید.این یک مشکل مرسوم برای اپ‌ها و وبسایت‌های زیادی‌ست. وقتی گزینه‌های زیادی برای کاربران قرار می‌دهید آن‌ها هیچ‌کاری انجام نمی‌دهند! هنگام طراحی صفحات اپ یا وبسایت خود، فقط به مهم‌ترین اعمالی که می‌خواهید کاربر انجام دهد فکر کنید.مشکل دکمه‌های فراوان7. به کاربر خود بازخورد صوتی یا تصویری بدهید.وقتی کاربران روی دکمه‌ای کلیک می‌کنند یا ضربه می‌زنند، انتظار دارند که رابط کاربری بازخورد مناسبی بدهد. بر اساس نوع عمل، این بازخورد می‌تواند صوتی یا تصویری باشد. وقتی کاربران بازخوردی دریافت نمی‌کنند، ممکن است این‌گونه تصور کنند که سیستم متوجه دستور آن‌ها نشده و عمل را تکرار کنند. این رفتار اغلب منجر به تکرار غیرضروری یک عمل می‌شود.چرا این اتفاق می‌افتد؟ ما به‌عنوان انسان، انتظار بازخورد از چیزی را داریم که با آن تعامل برقرار کرده‌ایم.  این بازخورد می‌تواند صوتی، تصویری یا لمسی باشد؛ یا هرچیزی که تایید کند که تعامل موفقیت‌آمیز بوده است.رابط کاربری، شامل بازخورد تصویری‌ست که نشان می‌دهد عمل فشاردادن دکمه انجام شده است. تصویر از Vadim Gromovبعضی اعمال مانند دانلود، ارزش این را دارند که نه‌تنها ورودی کاربر تایید شود، بلکه وضعیت کنونی فرآیند نیز نمایش داده شود.این دکمه به وضعیت پیشرفت تبدیل می‌شود تا حالت کنونی فرآیند را نشان دهد. تصویر از Colin Garvenنتیجه‌گیریبا وجود این حقیقت که دکمه‌ها یک عنصر معمولی در طراحی‌های تعاملی هستند، ارزش صرف توجه زیاد به‌جهت تا حد امکان خوب‌به‌نظررسیدن آن‌ها در نظر کاربر را دارند. طراحی UX دکمه، باید همیشه در مورد وضوح و قابل‌تشخیص‌بودن باشد.در آخر این رو اضافه کنم که به‌نظرم درست نیست که کلماتی مثل Button رو به این شکل ترجمه کرد و امیدوارم این نکته اذیت‌تون نکرده باشه؛ اما فکر می‌کنم متن به این صورتی که دیدید خوش‌خوان‌تر باشه. خوش‌حال می‌شم نظرات‌تون رو هم در مورد خود مقاله و هم در مورد ترجمه بهم بگین و کمکم کنید. ممنون که این مطلب رو خوندید؛ امیدوارم براتون مفید بوده باشه.</description>
                <category>محمدهادی احمدیان</category>
                <author>محمدهادی احمدیان</author>
                <pubDate>Mon, 30 Dec 2019 01:27:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>