<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد پیشرویان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohamadpishravian</link>
        <description>گاهی گوشه هایی چیزهایی ضبط می‌شوند</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 12:31:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/188527/avatar/4RFI2Q.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد پیشرویان</title>
            <link>https://virgool.io/@mohamadpishravian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خشم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohamadpishravian/%D8%AE%D8%B4%D9%85-j6rxktyoyos7</link>
                <description>در فضای خشم، زبان ابزار فهم نیست؛ بهانه‌ی سوءتفاهم است.در خشم،تفکر پیچیده از بین می‌رود. مسائل ساده شده و فقط دو پاسخ ممکن به نظر می‌رسند (مثلا من حق دارم یا او حق دارد) تا واکنش سریع تر نشان دهیم و...</description>
                <category>محمد پیشرویان</category>
                <author>محمد پیشرویان</author>
                <pubDate>Tue, 13 Jan 2026 02:41:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اميد بهتر است يا باور؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohamadpishravian/%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%8A%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1-vweapnjcindc</link>
                <description>نميدونم داشتم به اميد فكرميكردم يا درموردش صحبت ميكردم!كه گفت به چه اميدواری؟ چرا اميد؟گفتم خودت بهتر ميدونی كه بايد ادامه داد، منم گاهی با يه بهونه اينكارو ميكنم... بنابراين ادامه دادن اگر يك ارزش باشد ، اميد يك بهونست يا شايد ابزار.خنديد و گفت بايد از اميد به باور برسیگفتم من اميدوارم ولي بدبين هم هستم، احمق كه نيستم!گفت چرا اميد داری؟گفتم چون مجبورم مجبورگفت پس هنوز اميد داری ،و ادامه داد پس الان هم مجبوری با من صحبت كنی نه؟گفتم &lt;&lt;من حتي جبرمون رو انتخابم رفيق&gt;&gt; لبخند زد، اينبار چيزی نگفت، اختیار كرد و رفت... ناگهان چيزی تغيير كرد...از اون روز و لحظه اميد در من توضيح ندارد. فقط چيزی در درونم حركت و تغيير می‌خواهد و انگار می‌شود، همچنان می‌دانم بايد ادامه دهم اما اين بار چيزی در درونم می جوشد... اينبار گاهی نمی خواهم ، نميخواهم و ميشود.بهم گفته بود اين يكی بهتر از توهم آزادی یا اميد همراه با ترسه ، فكركنم راست ميگفت ولی هنوز نفهميدم چرا رفت؟اميد بهتر است يا باور؟ تغییر...</description>
                <category>محمد پیشرویان</category>
                <author>محمد پیشرویان</author>
                <pubDate>Mon, 10 Mar 2025 02:13:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نویسندگی در یک جمله</title>
                <link>https://virgool.io/@mohamadpishravian/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-c0yub7ngan3q</link>
                <description>گفتم گاهی گوشه هایی چیزهایی ضبط می‌شوند ولی رائل می‌گفت «اشتباه نکن، همه چیز در جایی ثبت می‌شود ولی ضبط هرگز... می‌گفت هرچیزی نیاز به شاهدی دارد» ...وچشمانش پر از رازهای نهان است...</description>
                <category>محمد پیشرویان</category>
                <author>محمد پیشرویان</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jan 2025 05:23:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک روز غیر معمولی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohamadpishravian/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%84%DB%8C-g46ncayql5a7</link>
                <description> مدتی قبل در اینترنت به دنبال عکسی معمولی گشتم اما تمام عکس ها سعی در زیبایی ، اغراق و ابراز غیرمعمول خود که اصلا بلدش هم نبودند داشتند شگفت،‌ حتی یک عکس معمولی هم پیدا نشد!عکاس ها، انسان ها، حیوانات ، درختان، طبیعت و همگی سعی در زیبا نشان دادن داشتند. همه چیز اغراق آمیز بود، مانند این نوشته ها، ولی واقعی ،شفاف و زلال تر از همیشه...به بیرون از خانه رفتم و در کوچه پس کوچه های شهر قدم زدم تا عکسی معمولی در دوربین خود ثبت کنم، اما آنجا نیز چنین بود... آدمها نیز  .آیا آن روز همه چیز زیباتر شد بود؟ یا همه در نگاه من بود؟ پس لنز دوربین چه ؟!ناگهان بویی به مشامم رسید، گمانم تو از آنجا رد شده بودی... یاد دارم که آن روز همه چیز زنده بود ، من هم زنده بودم ،دیگران نیز زنده بودند، باش عزیزم تا زنده باشیم. بشنوم.پ۱۳۹۸/۵/۲۰ ۱۴۰۳/۱۰/۲۴</description>
                <category>محمد پیشرویان</category>
                <author>محمد پیشرویان</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2025 17:42:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوگانگی علم یا ثروت ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohamadpishravian/%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-mfof0s3bijm9</link>
                <description>بگو ببینم بابارو بیشتر دوست داری یا مامانتو؟از بچگی بهمون میگن علم بهتر است یا ثروت ، آخه این چه سوال مسخره اییه!من از شما میپرسم دست بهتره یا پا ؟علم و ثروت لزوما هیچ تناقضی باهم ندارن آقادلیل این همه دوگانگی رو الان میفهمم  {سیستم از همون دوران بچگی دودلت کرد.}سوال بعدی اینه که اصلا چرا باید پول در بیاریم ؟ جبره دیگه ! چرا نداره  ،  باورکنید سازوکار جهان همینه .اصلا میتونیم بیایم بگیم چرا واسه چند مترمربع باید پول بدیم؟ آیا زمین ها از ازل صاحبانی داشته اند؟ منم پایتم بشینم درمورد فلسفش حرف بزنیم ولی قبلش باید غذا بخوریم. اما بعد از شناخت وضع موجود سوال درست اینه که چجوری / چگونه  پول در بیاریم (نه اینکه چرا پول در بیاریم).این یا اون؟ انتخاب کندوگانگی چیست ؟؟به نقل از هادی پاکزاد :هر وقت کسی در دنیا از تاریکی و روشنی، خدا و شیطان، حق و ناحق، گناه و مجازات و غیره حرف می زند باید خوب بداند اولین چیزی که از آن غافل است دو قطبی فرض کردن همه چیز است، که می داند شاید مثل همه چیز در دنیا همه چیز دارای کاراکترهای متافیزیک بیشتر باشد، شاید ما باید به بیش از دو (۲) فکر کنیم.پ.ن: شاید مسئله ی بودن و نبودن هم یکی از این توهمات دوگانه باشه (سخت شد ببخشید خخخ).و به قولِ امیر رقاب :توی جهانی هستیم با دوگانگیِ مفاهیم و همیشه مجبوریم بپذیریم که در یک طرفِ معادله ها باشیم ، در هر مبحثی که دو دستگی یا دوگانگی باشه انتخاب هر گزینه اشتباست.باعث به نتیجه نرسیدن ابدی میشه ،بهترین انتخاب ، بی انتخابیه،نبودن توی دو طرف قضیه و بهم ریختن قواعدِ معادله است.و در آخر حرفمو با جمله ای از شکسپیر خاتمه میدم :داشتن علم، بهتر از داشتن ثروت است ولی نداشتن ثروت، بدتر از نداشتن علم است.</description>
                <category>محمد پیشرویان</category>
                <author>محمد پیشرویان</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2020 16:50:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهمون دروغ گفتن وقت طلاست!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohamadpishravian/%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xr8wpakafaqe</link>
                <description>با سلام و درود . امیدوارم تو این روزای سخت حالتون خوب باشه (اگه هم نباشه طبیعیه والا) .خب در این پست میخواهیم دو مقوله ی اساسی مربوط به #زمان رو برسی کنیم :1_ وقت طلاست : از بچگی بهمون یاد دادن وقت طلاست اما اینطور نیست . من یه سوال فلسفی از شما دارم ، زمان و عقربه های ساعت به خودی خود و در ذات دارای ارزشی هستند؟؟ قاعدتا نیستن ! پس چه چیزیه که اونارو تبدیل به طلا میکنه ؟ مشخصه که ما و کاری که انجام میدیمپس زمان طلا نیست بلکه تو یا کاری که انجام میدی طلاست (یعنی کار تو در کانسپت مکانه که به زمان ارزش میده) وگرنه به قول این خارجی ها {Time is an illusion} . دنبال عقربه های ساعت نَدو رفیق2_ فرصت طلایی : آقا هیچ موقعیت مناسبی درکار نیست ، هیچ وقت وضعیت خوب نمیشه (پیش فرضت این باشه) چون اون وضعیت مناسبی که ما دنبالشیم غالبا توهمه و پیش نمیاد و اگه هم پیش بیاد باز اون وضعیت ایده آل ما نیست پس کاری که ضروریه و باید انجام داد رو انجام بده و تمام .پ.ن : زمان مناسب هم مهمه و نباید با زمان ایده آل اشتباه گرفت.در آخر این پست رو با یک شعر به پایان میرسونم :{کشتی چو به دریای روان میگذردمی‌پندارد که نیستان میگذردما میگذریم ز این جهان در همه حالمی‌پندارم کاین جهان میگذرد... }</description>
                <category>محمد پیشرویان</category>
                <author>محمد پیشرویان</author>
                <pubDate>Sat, 09 May 2020 16:23:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>