<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد عباسی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohammad7819abbasi</link>
        <description>شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم .</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-15 23:03:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/60840/avatar/Djee9i.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد عباسی</title>
            <link>https://virgool.io/@mohammad7819abbasi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>علاقتو با این نِشونهِ پیدا کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad7819abbasi/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%90%D8%B4%D9%88%D9%86%D9%87%D9%90-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86-lpvtwfulhogb</link>
                <description>خُب خُب ، بازم سلامی گرم خدمت تمام دوستان گلم ، همه‌ی ویرگولی‌های عزیز . امروز هم به یه چیز جالب برخوردم که به نظر خودم این یکی از نشونه‌های علاقمندی به یک زمینه هستش که شما دارید و از خودتون بروز میدید ، شاید در واقع خودآگاه شما می‌دونه که علاقه دارید به این زمینه اما ناخودآگاه اون ابر کامپیوتر ما ، زمینه‌های بدی رو فراهم کرده که مانع پیشرفت و موفقیت ما در همون زمینه‌ای که علاقه داریم میشه! من به تکنولوژی‌های کامپیوتری و الخصوص موضوعات انگیزشی و ذهنی که کنترل ذهن رو بر عهده بگیره علاقه زیادی دارم . این مورد رو می‌تونم با این مثال شروع کنم که هر وقت تلویزیون خونمون درمورد تکنولوژی‌ها و کارآفرینان بزرگ صحبت می‌کنه ، من پای هر کار که باشم سریع میرم میشینم پای تلویزیون و به دقت و با تمرکز گوش میدم . اینقدر انرژی می‌گیرم که حد نداره . خُب با این حساب من علاقمو پیدا کردم اونم با دیدن یا شنیدین و یا صحبت کردن با افراد موفق در حوزه‌ی تکنولوژی و موفقیت فردی که جتی با کتاب هم من به این نتیجه رسیدم . از این قضیه که بگذریم امروز داداش بنده هم موقعی که فوتبال داشت پخش میشد یا حالا اخبار ورزشی ، با شوق و تمرکز پای تلویزیون نشست و با دقت تمام نتایج رو میسنجید .  خدایش استعداد خوبی هم تو فوتبال داره ولی خودش متوجه نیست! دائما فکر‌های منفی ، افکاری که اونو با یه شکست زمین میزنه و کلی رفتار دیگه که می‌تونم بگم فقط یک‌سال اول رو باید بذاره برای تغییرشون! به این نتیجه رسیدم که افرادی که به یه چیز خاصی واکنش نشون میدن و علاقه‌ی خاصی دارن بهش که خودشون هم متوجه نیستن ، صدرصد می‌تونه علاقه‌ی فرد توی اون زمینه باشه! تنها چیزی که می‌مونه افکار ماست! یا به نقل قول از بیل‌ گیتس : تنها چیزی که مانع تو شده از پیشرفتت ، در بین دو گوش‌هات هستش . دوستان و عزیزان این نظر بنده هستش و هیچ پشتوانه‌ی علمی نداره! هر کسی به راه‌ها و روش‌هایی علاقشو پیدا می‌کنه و هدف خودشو پیگیر میشه . بهتره هستش ببینید به چه موضوعاتی بیشتر واکنش نشون میدید ، و همون لحظه ایست کنید! و این جمله رو بخاطر بیارید : چه چیزی باعث شده من به این موضوع کشونده بشم ؟ علاقه ؟ اگه علاقه نیست پس چیه ؟ قطعا یه دلیلی داره که شما به یک موضوعی واکنش نشون میدید . و بعدش به خودتان یادآوری کنید که تنها چیزی که باعث پیشرفت نکردن شما شده ، ذهن و افکار شماست . پیشنهاد می‌کنم و تاکید هم می‌کنم روی ناخودآگاه خودتون خیلی کار کنید ، 50 درصد مانع ذهنی و پیشرفتی شما از همین ضمیر ناخودآگاه شماست و بقیش هم به حرکت و تلاش شما بستگی داره . شاد و پیروز باشید . ارادتمند شما محمد ?☺ . </description>
                <category>محمد عباسی</category>
                <author>محمد عباسی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Oct 2019 10:54:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه را به ثروت تبدیل کنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad7819abbasi/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-dd5fxd8nskdk</link>
                <description>سلامی مجدد خدمت همه‌ی عزیزان ویرگولی ، توی این پست قصد دارم نکاتی رو که از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید رو یادداشت کردم براتون بنویسم و استفاده کنید . پس با من همراه باشید ☺ . کتاب بیندیشید و ثروتمند بشید تا جایی که من خوندم واقعا فوق‌العادس! چرا ؟ چون فقط کسانی که آمادگی کامل دارن برای موفقیت می‌تونن مطالبشو درک کنن! من خیلی مقاله خوندم و همشون هم در حوزه‌های مختلف موفقیت و کارآفرینی بوده . ولی فک کنم این کتاب خیلی زیبا‌تر و تاثیر‌گذار‌تر از مطالبی که قبلا خوندم باشه . بریم سر اصل مطلب! اندیشیدن ثروت و دارایی است! تعجب نکنید! اندیشه و تفکر وقتی با هدفی مشخص و اراده‌ای پولادین و اشتیاق سوزان ترکیب بشه ، راه ثروت و دارایی رو براتون باز می‌کنه و میگه بفرمائید ? . وقت در کاری مصمم باشی و هیچ شکست و مشکلات نتواند بر سر راه تو و هدف تو مانع بگذارد ، در نهایت به آنچه که لیاقتت هست میرسی . وقتی برای آنچه که لیاقتت هست آماده بشی ، آماده‌ای که اون رو بدست بیاری . البته که رسیدن به موفقیت و جشن گرفتن موفقیت به پافشاری ما انسان‌ها نیاز دارد ، اگر همه‌ی ما انسان‌ها به هدف‌های خود بچسبیم و آنقدر مداومت کنیم تا برای ما وسواسی بشه ، خدا می‌دونه که چه اتفاق‌هایی که نمیفته! تمام کائنات دست به دست هم میدن تا آرزوی و خواسته‌ی ما رو برآورده کنند . قسمت بعدی مطلب در پست بعدی ایشالله ?? . راستی خیلی دوستون دارم ، دوستدار شما محمد ? . </description>
                <category>محمد عباسی</category>
                <author>محمد عباسی</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 07:26:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اون قورباغه زشترو قورت بده! قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad7819abbasi/%D8%A7%D9%88%D9%86-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D8%B2%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-lvs6siqf2u12</link>
                <description>به به! بازم یه پست جدید و یه سلام و علیک جدید به تمام دوستان خوبم و همچنین عزیزان ویرگولی! بدون مقدمه برای برنامه‌ریزی اصولی و هدفمند و از همه‌ مهم‌تر برای اینکه بهروری شما در کار افزایش پیدا کنه ، یک‌سری نکاتی که از کتاب قورباغه رو قورت بده از آقای برایان تریسی رو یادداشت برداری کردم و طبق قولی که دادم در این پست می‌خوام برای شروع بگم چجوری برنامه‌ریزی که می‌کنید مهم‌ترین کاری رو که در طول روز دارید انجام بدید . تذکر : دوستان در یک پست جداگانه گفتم و بازم میگم ، بین کار و زندگی شخصی و یا حتی اهدافتون توازن برقرار کنید! نه زیاد کار کنید که روحتون افسرده بشه و نه زیاد تفریح و به قول خودمونی عشق و حال کنید که از کار‌ها عقب بمونید . به هدفتون ایمان داشته باشید ، با قدم‌های کوچک و آهسته به اون می‌رسید . موفقیت یک شبه نیست! چه برای شما و چه برای بقیه . هوشمندانه تلاش کنید و صبر کنید که خدا صابران را دوست دارد ☺ . دو تا کار مهم داری ؟ اولین و سخت‌ترین کارت که خیلی مهمه و تاثیر زیاد و شگفت‌انگیزی توی زندگیت می‌ذاره رو انجام بده. این همون قورباغه‌ای هستش که باید قدرتش بدی! ( کاری که باید انجام بدی ) بعد از اون باید بری سراغ مهم‌ترین کار بعدیت ، یعنی یه زمان تعیین می‌کنی توی برنامت برای اون هدف بزرگ و میگی من تا این بخش رو فلان ساعت انجام میدم و تا تمومش هم نکردی نباید بیخیال بشی! چون فکرت بعد درگیرشه . و بعد تا آخر همین کار از مهم‌ترین کار تا آخرین کار که کم اهمیت هست ، برای هر کدوم زمان تعیین کن . ( حواستون باشه کمال‌گرایی نکنید )  کار‌های آسون رو در برابر کار‌های بزرگ نباید انجام بدی! اینا بچه قورباغن که خورده نشن هم طوری نیست و مشکلی پیش نمیاد ، اول باید قورباغه‌های بزرگ‌تر رو که منتظر هستن بخورین ( مهم‌ترین و سخت‌ترین کار ) این باعث میشه در طول روز به کار‌های سخت فکر نکنید و اعصاب و روانتون به هم نریزه . گاهی اوقات این اهمال کاری باعث میشه که شما ترس بردارید از انجام این کار! چیزی که خودم تجربه کردم . پس مراقب باشید و مهم‌ترین کار رو انجام بدید و طبق لیست پیش‌برید . عملگرا باشید! این یعنی اینکه در طول روز باید یه حرکتی انجام بدید و صرفا بینند نباشید! یادتون باشه عمل گرایی تاثیر به سزایی در موفقیت داره و اگه تقویت نشه میشه گفت یه مدتی ترس بر میدارد از قدم گذاشتن تو راه موفقیتون و همین باعث میشه بدون اینکه اصلا فکر کنید این ترس چیه ؟ مگه من شروع کردم که بترسم ؟ و از این جور سوالات با خودتون بگید که به نظرم تاثیری که رو خودم گذاشت ترس بیشتر بود . امام علی می‌فرمائید : خود را در ترس‌هایت بیفکن ، گاهی ترس‌های از کاری از خود آن ترس‌ناک تر است .نترسید و شروع کنید . اما یادتون باشه اگه هم ترسیدید موجی از فشار روانی روتون وارد میشه که بهتره دست بکشید و کم کم شروع کنید ، چرا که اضطراب و استرس اصلا پدیده‌ی خوبی نیست . خب دوستان فک کنم باید از کوچیک شروع کرد ، پس همین سه مورد فک کنم کافیه باشه ، در ضمن اینکه بنده هم یکم وقت کم دارم و از این بابت پوزش می‌طلبم ☺ . دوستدار شما محمد عباسی ??</description>
                <category>محمد عباسی</category>
                <author>محمد عباسی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2019 09:04:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعادل = کار و زندگی شخصی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad7819abbasi/%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-t06us4ac3gwe</link>
                <description>خُب دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه . توی این پست که به یک یا دو پاراگراف نمی‌کشه می‌خوام یه چیز خیلی مهم رو بهتون بگم که اکثرا در پُست‌های موفقیت بیان نمی‌کنند و افراد موفق از این فرمول و از تمام چیز‌هایی که لازمه‌ی موفقیتشون هست کاملا آگاه هستند! اون چیزی نیست جز تعادل برقرار کردن بین کار و زندگی شخصی و اهداف! خود من برای رسیدن به اهداف توی پست‌های موفقیت خوندم که باید دز حد مرگ تلاش کنی ، ولی این‌کار چیزی جزء نارحتی‌های روحی و روانی براتون به وجود نمیاره! پس حواستون به روحتون هم باشه . وگرنه مثل من دچار ناراحتی‌های روحی و روانی میشید ( ایشالله که کسی دچار ایم مورد نشه چرا که واقعا سخته! ) و این عاداتی بدی هستش که اجازه دادم به راحتی هر چه تمام‌تر وارد زندگی من بشن . روح شما برای ادامه‌ی راه به استراحت نیاز داره ، در روز برای خودتون وقت بذارید ، شاد باشید و خوش بگذرونید . اصلا به چیزی جزء شادی و خوش‌گذروندی و به قول خودمونی عشق و حال فکر نکنید و بعد از اون برگردید سر کارتون و مشغول کار بشید . این پست‌هایی که میگن در حد مرگ تلاش کنید رو هم اهمیتی ندید . با کار زیاد و اهمیت ندادن به خود ، باید منتظر اتفاقات وحشتناک ( کابوس در خواب ، در طول روز سردرگم بودن ، بهروری کمتر و خیلی از اتفاقات وحشتناک دیگه که جلوشو نگیرید ) وارد زندگیتون میشه . خیلی مراقب خودتون باشید . تعادل برقرار کنید و نگران موفقیت خودتون نباشید ، شما ایمان داشته باشید ، صدرصد موفق خواهید شد . بخاطر اهدافی که در نهایت بدستشان میارید ، زندگیتون رو به باد فنا ندید . شاد و تندرست باشید ?? . دوستدار شما محمد ☺? . </description>
                <category>محمد عباسی</category>
                <author>محمد عباسی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Sep 2019 21:59:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکست و در نهایت تجربه!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad7819abbasi/%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-nmsquo8vsc2t</link>
                <description>خُب ، طبق معمول از عنوان پُست معلومه که می‌خوام راجب چه چیزی صحبت کنم! درست حدس زدید! شکست و شکست و شکست و در نهایت پیروزی! باور کنید هر چقدر مطلب از بزرگان و افراد موفق خوندم ،  نقطه مشترک اونا‌ها شکست خوردن ، تجربه کردن و استفاده از شکست‌ها برای رسیدن به موفقیت بوده! اگه به دنیای کارآفرینی و استارت‌آپ‌ها علاقه دارید باید بدونید که قدم گذاشتن در این دنیای شگفت انگیز در عین حال همراه با ترس و شکست و تحمله! فقط کسی می‌تونه وارد این دنیا بشه که ترس از شکست رو کنار بزنه ، شکست خوردن رو تحمل کنه و در نهایت با پافشاری به موفقیت برسه . همون‌طور که دیر کارنگی میگه : بیشتر موفقیت‌های مهمی که توی جهان اتفاق افتادند ، توسط کسانی انجام شده که موقعی که هیچ امیدی نبود ، یک بار یگه به تلاش کردن ادامه دادن . اگه توی اوج ناامیدی در حال تلاش کردن و تغییر دنیا به جای بهتر برای مردم هستی ، کار مهمی رو داری انجام میدی . چون بهش ایمان داری  . پس شعار مانی خوشبین رو هر روز با خودت تکرار کن ؛ تسلیم نشو! خُب انگیزه تا اینجا کافیه . داستان شکست نَفس امروز من کلی درس بهم داد و همیشه در تمام مراحل زندگی به این نتیجه رسیدم که با آغوش باز به استقبال مشکلات و شکست‌ها برم و ازشون درس بگیرم و استفاده کنم . به قول دوست خوبم آقای کامبیز اسدزاده ؛ استاد و مربی من در زندگی خود من هستم . متاسفانه یا خوشبختانه به علت متوجه نشدن دیر هنگام بابت کمال‌گرایی منفی و ترس از شکست شدم ، این موضوع از جایی به بعد بزرگ شد و رشد کرد که دانش بیش از حد روزانه که  روانه‌ی حافظه می‌کردم و به همین خیال که آره من همه‌چیز رو می‌دونم ، بیخیال تمرین و تلاش میشدم که یکی از رکن‌های اساسی موفقیت هستش! البته که قبلا اینجوری نبودم و تلاش و تمرین زیادی می‌کردم که الان می‌تونم اسم برنامه نویس رو روی خودن بزارم . ولی کمال‌گرایی و ترس باعث شد مطالبی که مطالعه می‌کردم در چند روز  بدون تمرین و تلاش و عمل به دانسته‌های خودم از حافظه‌ی کوتاه مُدتم پَر می‌کشیدن و این موضوع بیشتر پیاز داغشو زیاد می‌کرد! امروز کلا بابت ترس از شروع کار ، عجیب استرس ، ترس و مانع ذهنیم باعث شد احساسی بد نسبت به خودم داشته باشم و عملا هیچ‌کاری هم امروز به جز 2 ساعت انجام ندادم . خیلی  فکرم مشغول بود و درگیری ذهنی داشتم ، ترسم بی‌دلیل نبود ، چرا که ذهن وقتی در دایره‌ی راحتی باشه مسلما برای تغییر آماده نیست و مقاومت می‌کنه! ( واقعا این خدا چه کامپیوتری ساخته که من بعضی وقتا به فکر فرو میرم و بعد از صمیم قلب شکر‌گذاری می‌کنم . ) تا اینکه به خودم اومدم و خودمو موشکافی کردم!  گفتم چرا ترس دارم ؟ تر از شکست . مگه شروع کردی که شکست بخوری ؟ نه ولی می‌ترسم ایده‌هام ارزشی نداشته باشن ( یعنی بدترین چیزی که می‌تونست منو اذیت بکنه همین بود ) ، بی‌ارزش بودن ایده‌هام ، یعنی بی‌ارزش بودن من . کسی دلش می‌خواهد بی‌ارزش باشه ؟ مسلما نه . خلاصه ادامه دادم و همینجور به لایه‌های پایینی مغزم رفتم و دنبال پاسخ‌های سوالام گشتم و بعد و الان احساس خیلی خوبی دارم  و دارم برای عزیزی مثل شما که وقتت ارزشمندت رو گذاشتی برای خوندن متن بنده از تجربم می‌نویسم . ازت تشکر می‌کنم ? . نتیجه : اگه هر کدوم از این‌هارو ( شکست ، ترس و ... ) ندارید که تبریک میگیم و اگه دارید بهتره با خودتون رو راست باشید و یه دقیقه با خودتون سوال و جواب کنید و اینقدر ادامه بدید تا کاملا براتون روشن بشه و با اعتماد به نفس بیشتری با قدرت ادامه بدید و تسلیم نشید . اینو بدونید انسان‌های موفق همیشه یک بار دیگه تلاش می‌کنند . روزتون رو اول به خدا و بعد به تلاش خودتون بدید و شروع کنید . تنها شما هستید که می‌توانید در زندگی خود تغییرات بزرگی ایجاد کنید . اگه تجربه‌ی امروز من براتون مفید بوده ، یک صلوات بفرستید ، باشد که رستگار شوید ? . سربلند و پیروز باشید . </description>
                <category>محمد عباسی</category>
                <author>محمد عباسی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Sep 2019 22:46:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک تیر و بی‌نهایت نِشون!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad7819abbasi/%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%90%D8%B4%D9%88%D9%86-zlqnkwvmhiig</link>
                <description>خُب فک کنم عنوان نوشته براتون جالب بود نه؟ اول از همه یه سلام گرمی بکنم خدمت همه‌ی شما عزیزان و دومش هم برم سر اصل مطلب!?. همین ابتدا خواستم بگم هر کسی که بدون برنامه‌ریزی و هدف داره زندگیشو تباه می‌کنه کامنت بذاره که دیدم اصلا کار مناسبی نیست و در واقع به نوعی باعث خجالت و سرزنش خود بعد از خوندن این متن میشه که البته به شرط اینکه فقط یه خورده به مغز محترم فشار بیاری و دربارش فکر کنی! البته نه اینکه خدای نکرده اهل فکر اینا نباشید ، نه اصلا ، این مخصوص عزیزانی هستش ‌که متن‌هارو گُذری می‌خونن و میرن ( به کجا چنین شتابان ? ؟! ) راستش نوشته‌ی بنده زیاد هستش و تجربه‌ی کاربری دستو بالَم رو بسته! پس خیلی خلاصه میگم . زندگی خود بنده تا چند سال پیش بدون برنامه و هدف تباه شد و عمرم به فنا رفت! گرچه تجربه‌های خوبی هم بدست اُوردم ، بعد از چند سال خدا به بنده‌ی حقیرش لطف کرد و مسیر درست رو پیش روم گذاشت تا بتونم با استفاده از این مسیر به کامیابی ( موفقیت ) برسم . و این مسیر چیزی جز چندین کتاب و اراده‌ی پولادین نبود! یکی از این کتاب‌ها که شاید هم اسمشو شنیده باشید یا خونده باشید هست قورباغه رو قورت بده از آقای برایان تریسی که واقعا می‌تونم بگم این کتاب معجزس! بیشتر موفقیتم رو تا الان مدیون این کتاب هستم! این کتاب درمورد نحوه هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی صحبت می‌کنه ، با این کتاب می‌تونین اهدافتون رو پیدا کنید و برای تک تکشون برنامه‌ ریزی کنید . و اما هدف! واقعا تا حالا فکر کردی هدفتون از زندگی چیه ؟ آیا خلق شدید که ماموریتی رو توی این دنیا به پایان برسونید و بعد با خیال راحت این دنیا رو ترک کنید و یا حسرت به دل از این دنیا برید و بعد اون دنیا پیش معبود خجالت زده باشید ؟ اصلا توی طول روز به اهدافتون فکر می‌کنید ؟ تفکر شما از این دنیا چیه ؟ دنیا جای لذته یا عذاب ؟ البته که اکثریت زنجیروار به مورد دومی متصل شدن و تعداد کمی هستند توی این دنیا که به آینده خوشبین هستن و از لحظه ‌لحظه‌ی اون بهترین استفاده رو می‌برن ، همون‌هایی که نمی‌ذارن شرایط فعلی اذیتشون کنه و فقط قدردت درونشون تقویت میشه  . اینها همونایی هستند که دنیا بهشون نیاز داره و از صمیم قلب معتقد هستند که می‌تونن در این دنیا مفید باشن و کاری بزرگ انجام بدن و در نهایت یک روز موفقیت نهاییشون رو جشن می‌گیرن . حس خوبیه نه ؟ موفقیت رو میگم! در همین‌جا نوشته رو به اتمام می رسونم و در پست‌های بعد نکاتی مفیدی که از کتاب‌های برایان تریسی و سایر‌ کتاب‌ها که به نظر خودم خیلی مهم بودن رو براتون لیست می‌کنم تا راه و مسیر موفقیت رو پیدا کنید . کسانی که بی‌هدف در این دنیا زندگی می‌کنند مانند مرده‌ای هستند که فقط تحرک دارند! . آینده از آن کسانیست که از همین الان اقدام کنند . </description>
                <category>محمد عباسی</category>
                <author>محمد عباسی</author>
                <pubDate>Wed, 28 Aug 2019 00:59:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عصر جدید بر مبنای احساسات!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad7819abbasi/%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-vejk2gxwheut</link>
                <description>همن ابتدا عرض کنم که این نظر شخصیه بنده هستش و شاید اصلا با نظر من مخالف باشید ، شاید چیزی که بگم شما رو به فکر فرو ببره و یکم بیشتر درموردش فکر کنید و شاید بدون فکر رَدش کنید . امروز صبح که بلند شدم از خواب یه سری کار‌ها بود انجامشون دادم و طبق برنامه رفتم صبحونه بخورم ، یهو دیدم مادر عزیزم گفت که دختره که نقاشی شِنی می‌کشید اول شد توی عصر جدید! خُب حالا شاید بگید ربطش چیه ؟! اگه عصر جدید قسمت نهاییشو دیده باشید یه دختر بود که نقاشی شِنی حکایت از زندگی یک مادر از موقعی که باردار هستش تا موقعی که بَچش به دنیا میاد و بزرگش می‌کنه و خودش پیر میشه و .... در واقعیت هم همین‌طور هست اما واقعا کار دیگر بچه‌های عصر جدید جالب نبود ؟ چرا همیشه باید از روی احساسات عمل کنیم و کمی فکر نکنیم که کدوم کار درسته و کدوم کار غلطه ،  آیا همیشه احساسات می‌تونه جوابگوی تمام جنبه‌های زندگی ما باشه ؟ کسی که بازم این پست بنده رو بخونه و احساساتی باشه سریع جواب میده آره میشه! ولی کسی که هم منطقی باشه و هم احساساتی خوب و بد رو از هم کامل تشخیص میده ( منظور از خوب و بد اینه که می‌دونه کجا از احساسات استفاده کنه و کجا از منطق ) ، در کل و مخلص کلام اینه که جامعه‌ی ما اکثریت احساساتی هستن و منطق هم کمی اون لابلا داره بازی می‌کنه! و این احساسات زمانی تبدیل به منطق میشن که فرد آگاه بشه و کمی هوشیار باشه و قبلش کمی فکر کنه و تجزیه و تحلیل رو انجام بده ، اون دختره هم دست گذاشت رو نقطه ضعف مردم که خیلی از مادرا که این برنامه رو دیده باشن به احتمال خیلی زیاد بهش رای دادن و به راحتی برنده شد . این مادری که بهش رای داده بدون ذره‌ای فکر و از روی احساساتی که داشته رای داده و بقیه‌ی شرکت کننده‌هارو در نظر خودشم نیورده! نتیجه : اگه می‌خواید در تمام زندگی احساساتی رفتار کنید ،  باختید! </description>
                <category>محمد عباسی</category>
                <author>محمد عباسی</author>
                <pubDate>Fri, 23 Aug 2019 10:15:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرین به سبک آب</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad7819abbasi/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%A2%D8%A8-zur2payp66vb</link>
                <description>سلام و عرض ادب خدمت عزیزان و دوستان ویرگولی عزیزم ، توی این پست به این مسئله می‌پردازم که شاید خیلی از شما‌ها با اون درگیر هستید و باعث پایین اومدن اعتماد به نفس شما میشه! بگذارید با یک جمله زیبا شروع کنم : آب را می‌بیند که چقدر انعطاف پذیر است ؟ یاد جمله‌ی استاد ،  بنبان‌گذار و فیلسوف معروف بروسلی می‌اُفتدم که می‌گوید مثل آب باش دوست من! در زندگی باید انعطاف‌پذیر باشی مثل آب که هیچ چیز نمی‌تواند جلوی رد شدن آن را بگیرد ، و اما بحث اصلی که هست و به صورت مشکل خودشو خیلی گنده کرده! این مشکل خوشمزه که خیلی خودشو گُنده نشون میده اسمش هست تمرین! حتما مطالبی رو در حوزه‌ی مورد‌علاقتون مطالعه کردید که نیاز به تمرین داره تا توی ذهنتون ثبت و به حافظه‌ی بلند مدتون انتقال داده بشه که البته راه‌هایی به جز تمرین هم هست که مطالب به حافظه‌ی بلند‌مدتون انتقال داده بشه ولی واقعیت اینه که چیزی که همیشه مطالعه می‌کردم درمورد روش‌های تقویت مطالعه و یادگیری و حرف مشترک همه‌ی اونا‌ها بوده فقط گفته بودن که با تمرین و تمرین و تمرین می‌تونین به جایگاهی که می‌خواین برسید! اگه کمی فکر کنیم ، می‌بینم که چنین چیزی هم درسته ، چرا که ما اگه فقط تئوری بخواهیم عمل کنیم و هیچ عکس‌العمل فیزیکی در مقابل نداشته باشیم مطالب به زودی از حافظه‌ی کوتاه‌مدت ما پاک میشن که البته بخشی از اون و اگه دیگه خبری از مرور و کار‌هایی از این قبیل مثل تمرین وجود نداشته باشه ، نتونیم به کار بگیرم مطالبی رو که مطالعه کردیم در واقع به کلی فراموش میشه و باید برید از اول! به عنوان مثال شما دنبال یادگیری برنامه نویسی و یا نرم‌افزار‌های گرافیکی ک کاربردی هستند و یا هر حوزه‌ای دیگر که قطعا همیشه چیزی برای تمرین دارند ، با آموزش دیدن و مطالعه کردن به صورت تئوری و خیال همه‌چیز رو دونستن و پروفسور شدن در اون حوزه‌ی‌ای که دارید مطالعه می‌کنید ، به راحتی هر چه تمام‌تر دارید خودتون رو گول می‌زنید! هر چیزی که توی این دنیا بخواید به اون دست پیدا کنید باید براش بجنگید و اونم به صورت هوشمندانه و برنامه ریزی شده نه فَله‌ای! همین الان بهترین لطفی که بهتون می‌تونم بکنم اینکه بشنید کمی فکر کنید ، باور کنید 10 یا 20 دقیقه زمان چیزی از شما کم نمی‌کنه ، تصور کنید می‌خواید کار مورد علاقتون رو انجام بدید! بهتون قول میدم همین سرمایه کوچیک که زمان خیلی کمی هم هست تحول عجیبی توی زندگیتون به وجود میاره! کافیه فقط برای چند دقیقه و با تمرکز به زندگی خودتون نگاه کنید ، و ببیند کی هستید و توی چه موقعیتی قرار گرفتید ؟ به کجا می‌خواید برید ؟ هدفی توی زندگی داری ؟ از شغلی که داری راضی هستی یا نه روحیه‌ی کار‌آفرینی داری ؟ از این دست سوالات خودتون که توی این 20 دقیقه فکر کنید از خودتون به طور ناخود‌آگاه از خودتون می‌پرسید و بهشون پاسخ میدید . بگذریم و از بحث اصلی خارج نشیم و در همین‌ما به بحث خاتمه بدم که شما عزیزان رو خسته‌تر از این نکنم . در صورتی که مایل بودید به این سوالات اول به خودتان پاسخ بدید و بعد کامنت بگذارید تا به شما پاسخ کامل دهم . 1 . مطالبی را که مطالعه می‌کنید ، آیا در همان روز مرور می‌کنید ؟ 2 . آیا از روش‌های صحیح مطالعه برای یادگیری موثر مطالعه استفاد می‌کنید ؟ 3 . برنامه‌ریزی منظم برای مطالعه دارید ؟ 4 . برای تمرین مطالبی که مطالعه کردید امکانات لازم را در اختیار دارید ؟ اگر نداشته باشید چگونه این خلاء را پر می‌کنید ؟ 5 . با در نظر گرفتن امکانات برای تمرین آیا مشکلی برای تمرین ندارید ؟ بطور مثال می‌توانید با تمرین‌های مختلف که در ذهن دارید مطالب را به خوبی یاد بگیرید ؟ 6 . ذهن شما هنگام تمرین آشفته است ؟ اگر چنین است ، چگونه می‌توانید این مشکل را بر‌طرف کنید ؟ 7 . آیا خواستار یک سیستم تمرین هستید که بدون دغدغه‌ی فکری به طور اصولی و با در نظر گرفتن همه‌ی جنبه‌ها ( اصول مطالعه ، اصول تمرین ) و مواردی از این قبیل که فردی منظم و منسجم از شما برای مطالعه و تمرین بسازد ( البته با اراده‌ی خود شما ) هستید ؟ به طور مثال شما فتوشاپ را آموزش می‌بیند و هیچ چیزی در ذهن برای تمرین ندارید و این سیستم تمام نکات را در که یاد گرفتید در قالب تمرین برای شما آماده می‌کند و فقط کافیست با مطالبی که یاد گرفتید به این تمرین‌ها پاسخ دهید و در آخر جایزه بگیرید! منتظر نظرات ارزشمند شما هستم ، این را به یاد داشته باشید که هر چیزی را در زندگی که برای شما سودی نداشته باشد بگیرید و از آن استفاده نکنید به خود خیانت کرده‌اید!در هر زمینه‌ای هم که می‌خواهد باشد. </description>
                <category>محمد عباسی</category>
                <author>محمد عباسی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Aug 2019 15:14:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فریم‌ورک بر پایه‌ی زندگی!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad7819abbasi/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%A9-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-j1kdbbhwqk20</link>
                <description>امشب هم مانند‌ شب‌های دیگر کمی از وقت را به قدم زدن در پیاده‌رو گذراندم ، این کار را دوست دارم ، چرا که افکارت در این لحظه‌ی قدم زدن در سکوت و تنهایی شکل می‌گیرد ، کمی جلوتر که رفتم بر روی سکویی بلند که دو طرفه بود نشستم ، ماه درخشندگی خود را پشت ابر‌هایی که روی آنها سایه انداخت جلوه می‌داد ، و ابر‌هایی که به آرامی می‌گذشتند ، گویی ترکیب این دو می‌گفتند زمان کم است و عمرت آرام دارد گذر می‌کند ماه می‌گفت تو نباید چشمت را بر روی زیبایی‌های جهان ببندی! در آن زمان کمی با خود فکر کردم ، چرا انسان‌ها بدون هدف ، بدون هیچ برنامه‌ای دارند به زندگی خود آرام آرام پایان می‌دهند ؟ کمی که فکر کردم سرنخ را پیدا کردم! این بر می‌گردد به اجداد و والدین ما که در همان ابتدای زندگی به ما چیز‌هایی آموختند که ما را از رشد و پیشرفت باز می‌داشت! اما اغلب کسانی هم هستند که وقتی بزرگ می‌شوند راه دیگری را در پیش می‌گیرند و در نهایت با شکست و استمرار به موفقیت می‌رسند ‌. زیر‌‌ساخت این موضوع را نمی‌دانم که چیست که آیا والدین این درصد از افراد از درک بالایی برخوردار بوده‌اند و یا خالق آنها هدفی والا را در آن‌ها نهفته است! در هر صورت با خود گفتم چه می‌شود که مانند دنیای برنامه نویسی که هر زبانی را که قابلیتش را داشته باشد برای آن فریم‌ورک ارائه می‌کنند ، زندگی ما هم یک فریم‌ورک داشته باشد ؟! هر فردی که به دنیا می‌آید با فردی دیگری متفاوت است و این امکان ندارد که یک فرد با فرد دیگر کاملا شبیه هم باشند! افراد با توجه به شخصیت و سبک زندگی به دسته‌های درونگرا و برونگرا تقسیم می‌شوند و هر فردی هم که سبک زندگی زندگی خودش را دارد . اما چیزی که در جامعه‌ای ما زیاد دیده می‌شود همین بی برنامه‌گی است! همانطور که یک فریم‌ورک در برنامه‌نویسی یک چارچوب کلی را برای برنامه نویس در قالب مجموعه‌ای از قوانین و کد‌ها را فراهم می‌کند ، ما هم می‌توانیم در زندگی خودمان یک فریم‌ورک بر اساس شخصیت و سبک زندگی خود بنویسم! این کار به کمی صبر و حوصله و الخصوص مطالعه نیاز دارد ، چرا که شما نمی‌توانید بدون هیچ پیش زمینه‌ای و حرفه‌ای شدن  در برنامه‌نویسی برای یک زبان فریم‌ورک بنویسد ، اگر شما درمورد شخصیت خودتان و سبک زندگی به طور پیوسته مطالعه نداشته باشید ، در نوشتن فریم‌ورک زندگی  شکست می‌خورید ، اما اگر بتوانید با شناخت شخصیت خود و همچنین شناخت سبک زندگی یک فریم‌ورک اولیه ارائه دهید ، فریم‌ورک شما می‌تواند منبع باز ( Open Source ) باشد و دیگران در توسعه‌ی آن نقش داشته باشند ، به این صورت فریم‌ورک شما می‌تواند جان هزاران نفر منطبق با شخصیت شما را نجات دهد و از زندگی بی‌هدف و بی‌ برنامه‌ای که دیگران برای خود شکل داد‌ه‌اند جلوگیری کند . این نوشته فقط صرفا جهت کپی کردن ایده‌های ذهنی من در ویرگول است و جنبه‌ی علمی ندارد . </description>
                <category>محمد عباسی</category>
                <author>محمد عباسی</author>
                <pubDate>Thu, 08 Aug 2019 23:25:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه‌ی کاربری - قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad7819abbasi/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-hgflvgwvazji</link>
                <description>سلامی مجدد خدمت همه‌ی ویرگولی‌های عزیز ، امیدوارم هر کجای ایران زمین هستید در نبرد همیشگی با مشکلاتتون پیروز و سربلند باشید . در این مقاله قصد دارم مسئله‌ی تجربه‌ی کاربری رو بیان کنم و از کتاب آقای جویل مارشل متخصص این حوزه صحبت کنم . با من همراه باشید .  تجربه کاربری چیست ؟ هر چیزی تجربه‌ی کاربری دارد! کار ما خلق تجربه‌ی کاری نیست، بلکه تبدیل آن به چیزی بهتر است .در طول روز ، تجربه‌های مختلفی برای خودمان و یا دیگران می‌سازیم و ذهن همیشه آماده ثبت وقایع است . اینکه هر چیزی تجربه کاربری دارد ، می‌توانید از ساده ترین چیز‌ها باشد ! مانند تجربه‌ی  یک روز خوب در کنار کسانی که عاشقشان هستید  و یا یک روز بد که اتفاقات ناخوشایندی و یا حتی بر ضرر شما اتفاق می‌افتد ‌.در هر حال ما در حال تجربه کردن هستیم.آیا ما می‌توانیم تجربه‌ی کاربری را خلق کنیم؟  خیر ،  تجربه‌ی کاربری چیزی تازه‌ای نیست که بخواهید خلقش کنید! فقط می‌توانیم آن را تبدیل به چیزی بهتر کنیم برای کاربرانمان.یک تجربه‌ی کاربری خوب این نیست که کاربر را خوشحال کنیم ! بلکه هدف تجربه‌ی کاربری ، ساخت کاربران موثر است!.منظور از ساخت کاربران موثر  چیست؟منظور این است که ، ما بتوانیم محصولی را به نحوی طراحی و تولید کنیم که تعامل این محصول با کاربر ؛ ۱.  تعامل آسان۲‌‌.   کاربرد پذیری عالی ۳.تجربه‌ی لذت بخش استفاده از محصول باشد.با این اوصاف درمیابیم که هدف از طراحی تولید یک محصول که توسط تیم‌ها ، سازمان‌ها و شرکت‌ها می‌باشد  ، جذب کاربران به محصول خود و ماندگاری آن در ذهن است ‌. همین جذب شدن به محصول باعث می‌شود که متوجه بشویم ، محصول ما     تاثیر را روی کاربران گذاشته است‌. و این یعنی کاربرانی     موثر برای محصول ما .یک تجربه‌ی کاربری تنها نشانه‌ای کوچکی از یک موضوع است که می‌تواند بسیار مهم و جدی باشد!وقتی که کاربری یک تجربه‌ را کسب می‌کند ، شاید تنها بخشی از یک موضوع را تجربه کرده باشد! و شاید موضوع گسترده‌تر باشد. و این برای ما مهم است . آیا تجربه‌ی کاربری فقط به معنای چیزی است که کاربر تجربه می‌کند؟در واقع باید بگویم اولین چیزی که به ذهن شما می‌اید ، شاید این باشد ؛ تجربه‌ی کاربری یعنی چیزی که کاربر را خوشحال می‌کند.اما ، تجربه‌ی کاربری  فرایندیست که بر مبنای تجربه‌ی کاربر طراحی می‌شود‌.یعنی هر گامی که برای طراحی محصول بر‌می‌داریم، بر مبنای تجربه‌‌ای کاربر ، باشد .منظور از جمله‌ی بالا چیست؟به این صورت که ، در طراحی محصول باید تک تک موارد را در نظر بگیریم! این موارد عبارتند از : ۱.     درک کاربر از محصول ۲. تجربه‌ای که کاربر بعد از استفاده از محصول ما کسب می‌کند. ۳. تعامل آسان کاربر  و  مواردی دیگر..بازخورد      کاربران مهم است! این بستگی به محصول شما دارد که می‌تواند(در بعضی از مواقع) . اما تجربه‌ی کاربری فراتر  از یک بازخورد است! و طراحان تجربه‌ی کاربری باید کارهایی فراتر از بازخورد کاربران انجام دهند.فرایندی که در تجربه‌ی کاربری طی می‌کنید، تقریبا می‌توان گفت که فرایندی باشد علمی!منظور از جمله‌ی بالا چیست؟پاسخ : به این صورت که برای درک کاربر باید تحقیق و بررسی کنید.برای که بتوانید نیاز کاربر و همچنین کسب و کار خود را برآورده کنید ، باید یک ایده پرداز خوب  باشید. درهمین مراحل ایده‌ها و  راهکار‌ها حاصل از تحقیق و بررسی را پیاده و سپس اندازه‌گیری می‌کنید که بتوانید راهکارهایی که به‌کار بروید ، بسنجید.</description>
                <category>محمد عباسی</category>
                <author>محمد عباسی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Aug 2019 18:54:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه‌ی کاربری ، کابوسی برای شرکت‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad7819abbasi/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D9%87%D8%A7-q0vsghzt2re2</link>
                <description>سلام و عرض ادب خدمت همه‌ی عزیزان این مرز و بوم ، در این مقاله قصد دارم که چیزی که باعث کابوس اکثر شرکت‌ها و درواقع بیشتر شرکت‌های ایرانی شده رو بازگو کنم! تجربه‌ی کاربری! به شخصه موندم که چرا اکثر شرکت‌ها بعد از مدتی که کمی به قول معروف محبوب و مشهور شدن بخاطر محصولی که ارائه دادن باید سر چیز‌های الکی اعتبارشون و اعتمادشون رو نسبت به کاربرانشون از دست بدن ؟ مثال‌های خوبی دارم توی این زمینه ، یکیش آقا اسنپه که فک کنم جریانشو اکثر شما‌ها فهمیده باشید که چه دسته گلی به آب داده بود! یکی دیگشم بامیلو بود و شرکت‌هایی که یا باهاشون برخورد کردید یا اینکه دیدید یا شنیدید ، از این مورد‌ها خداروشکر کم نداریم تو کشور خودمون! بحث اصلا سر این نیست که این شرکت‌ها چیکار کردن و چی‌شده ؟ موضوع اصلی بر می‌گرده سر تجربه‌ی کاربری که شدیدا اعتقاد دارم توی هر زمینه‌ای که باشه اگه تجربه‌ای لذت بخش و به یاد موندنی برای مخاطب ، کاربر  و ... به جا بذارید ، شک نکنید که کم کم به شما اعتماد پیدا می‌کنه و تبدیل میشه به یه فردی که با شنیدن اسم شما حس خوبی پیدا می‌کنه ، فرقی نمی‌کنه عشق باشه ، کسب و کار سنتی باشه ، کسب و کار اینترنتی باشه و .... اگه شما کاری کنید که عشقتون فکر کنه  بدون شما نمی‌تونه زندگی کنه پس مسلما یک تجربه‌ی قوی براش رقم زدید! و یا مشتری و کاربری که همیشه مشتاق هست برای خرید از محصولات شما که نشونه‌ی شما در قوی بودن شما برای رقم زدن یک تجربه‌ی کاربری عالی و افزایش مشتری‌های وفادار به شماست . باور کنید دوستان تجربه‌ی کاربری اصلا چیز سختی نیست! فقط کافیه درکش کنید تا نتیجشو  سرتاسر زندگیتون در تمامی جنبه‌ها چه زندگی مشترک ، چه کار و سایر موارد ببینید! در سایر مقالات به آموزش تجربه‌ی کاربری از کتاب آقای جویل مارشل متخصص تجربه‌ی کاربری می‌پردازم . </description>
                <category>محمد عباسی</category>
                <author>محمد عباسی</author>
                <pubDate>Tue, 06 Aug 2019 20:29:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطرات تلخ کودکی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad7819abbasi/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D9%84%D8%AE-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-uxjrv7pkvli6</link>
                <description>سلام ، امیدوارم حال همه‌ی شما ویرگولی‌های عزیز خوب باشه . توی این پست می‌خوام خاطرات تلخ کودکیم رو برای شما بازگو کنم! هدف اصلی این نوشته رساندن این پیام است &quot; هیچ گاه باعث نابودی استعداد‌ها و قابلیت‌های فوق‌العاده زیاد نهفته در کودکانتان نشوید!&quot; چرا که من با راهنمایی‌های نادرست و بعضا اشتباه از خانواده و اطرافیانم در راه توسعه‌ی مهارت‌ها و استعداد‌هایم به کل دچار تعویق و هم‌اکنون چند روزی دچار افسردگی شده‌ام! سراغ داستان اصلی می‌رویم ، جایی که یک کودک با استعداد‌های زیاد که فکر می‌کند خدواند منحصر به فر به او این استعداد‌ها را داده است! . شاید با  خودتان بگویید چرا تلخ ؟ چون کودکی من باعث تمامی ضربه‌های شد که در این سن  که دارم باعث جبران خسارت‌های طولانی مدت بشه که هر کدوم از این خسارت‌ها هم روحی و هم جسمی هستند که مثل یک معتاد می‌مونه که بخواد برای همیشه مواد رو کنار بزاره! در ادامه خودتون بیشتر به موضوع پی می‌برید ، این پست روی فرزندان آینده‌ی شما هم تاثیر گذار خواهد بود ، هر کتابی ، هر پستی سعی در رساندن مطلبی به ما دارد که قابل انکار نیست ‌. یادم می‌‌آید از همان کودکی کنجکاو و فعال بودم ، دقیقا یادم است که چه کار‌هایی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده‌ای که نمی‌کردم! چه بسا مورد تشویق و حمایت قرار گیرم که نه تنها این خواسته‌ی من برآورده نمی‌شد بلکه گاهی وقت‌ها هم مورد شتم و ضرب خانواده هم قرار می‌گرفتم! الان که یاد این موضوع می‌افتم فکر می‌کنم با خودم فکر می‌کنم چه استعداد‌ها و قابلیت‌های نهفته‌ای از همان ابتدا به دستان خدا در یک کودک تعبیه می‌شود ، آما در نهایت چه ؟ این کودک شاید برای اینکه مورد حمایت قرار گیرد و بتواند به راه ادامه دهد به خانواده ، اطرافیان نیاز دارد که او را مورد تشویق قرار دهند تا بتواند با انرژی بیشتری به راه ادامه دهد . اما مشکل اساسی از همین‌جا شروع می‌شود! آیا خانواده‌ها و اطرافیان از درک و فهم کافی برای حمایت و تشویق برخوردار هستند ؟ یاد دارم ویدیو انگیزشی دیدم که گفته بود مهم نیست حمایت خانواده‌ات را داری یا نه ، سرمایه‌‌ی لازم را داری یا نه و و از جملاتی از این دست  که در آخر گفته بود در مسیر رویا‌هایت تسلیم نشو! این برای یک فرد بالغ خوب و در مواقعی جوابگو است ولی درمورد کودک هم اینطور هست ؟ اصلا چنین چیزی را درک می‌کند ؟ مسلما خیر . او فقط کاری را که خودش به نظرش شگفت‌انگیز می‌آید درک می‌کند ، در همین مواقع هست که کودک سعی می‌کند که خود را با کار‌های شگفت‌انگیزش به دیگران ثابت کند ولی دریغ از یک توجه! یادمان باشد یک کودک هر چه که هست با هر توانایی‌هایی که دارد در همان کودکی رشد می‌کند و خانواده و اطرافیان نقش بسیار مهمی در شکوفایی استعداد‌های کودکانشان دارند! دقیقا مشکل من هم در کودکی اکنون که فکر می‌کنم همین است ، استعداد‌هایی که خالق هستی به من داده بود شاید به نظر خودم جالب می‌آمدند و همیشه جز کُتک و گریه کردن در کودکی چیزی نصیب من نمی‌شد! نه حمایتی نه تشویقی هیچ! خانواده‌ام و اطرافیانم می‌خواستند من را جور بزرگ و تربیت  کنند که کاملا مثل خودشان شوم! این کاملا برخلاف میل من بود ، کمی که بزرگ‌تر شدم... </description>
                <category>محمد عباسی</category>
                <author>محمد عباسی</author>
                <pubDate>Mon, 05 Aug 2019 17:20:24 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>