<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mohammad Javad Shakouri Moghadam</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohammad784</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 00:16:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1524/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</title>
            <link>https://virgool.io/@mohammad784</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وسواس فرهنگی یا پاسداری از فرهنگ!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-oc8qfjnvdmhs</link>
                <description>این روزها تقریبا بیشتر وقت و زمانم پای گفت‌وگو و مذاکره بر سر ممیزی‌ها و  برگه‌های ارزیابی ساترا (سازمان تنظیم و مقررات صوت و تصویر فراگیر) صرف  می‌شود و بیش از هر زمانی درک می‌کنم چرا صداوسیمای کشور به این سطح از  بی‌رنگی و بی‌مزگی کشیده شده است. امروز وقتی خبر ممیزی کتاب آخر سیدمهدی  شجاعی را از زبان خودش در فضای مجازی شنیدم، فکر کردم دیگر شورتر از این  شاید نشود و باید حتما چیزی بنویسم هرچند که بعید است شنیده شود به قول  شاعر: «مرکز افتاده برون بس که شد این دایره تنگ». احتمالا افراد وسواسی  اطراف‌تان را دیده‌اید، ساعت‌ها دست‌هایشان را می‌شویند ولی دوباره احساس  کثیفی می‌کنند و دوباره می‌شویند، آن‌قدر این کار را تکرار می‌کنند که رنگ  دست‌هایشان عوض می‌شود، آن‌قدر که به سفیدی و بی‌رنگی می‌انجامد و همچنان  احساس می‌کنند کار تمام نشده و باید دوباره بشویند و این سیکل بی‌نهایت  ادامه دارد. این اختلال روانی (وسواس) ناشی از ریشه‌های مختلف است،  ریشه‌هایی از جنس عدم اعتماد‌به‌نفس یا رفتارهای غلط پیوسته و درازمدت،  عارضه‌ای که امروز بیش از دیروز گریبان مسائل فرهنگی ما را گرفته است. هدف  شخص وسواسی آن است که تمیز شود و از نظافت خود مراقبت کند ولی افراط و خروج  از نقطه تعادل، او را به ورطه دیگری سوق می‌دهد، دقیقا در مراقبت فرهنگی  هم، همین عارضه وجود دارد. مراقبان فرهنگی هدف مثبتی دارند؛ ولی افراط و  احتیاط بیش از حد، آنها را به دنیای جدیدی می‌کشاند، دنیایی که به دلیل  احتیاط بیش از اندازه، از هر سکانس، صفحه فیلم‌نامه یا کتاب مسئله‌ای خلق  می‌کنند، نیت‌خوانی می‌کنند و کج می‌بینند و درنهایت حذف آن را به صلاح و  احتیاط نزدیک‌تر احساس می‌کنند. ثمره این نگاه وسواسی اگر تا دیروز حدس،  گمان یا بدبینی بود، امروز به‌وضوح در عدم توفیق نسبی صداوسیما در جلب  مخاطب و رنگ‌باختگی محتوایی آن مشهود است. ستاره‌هایی که با صداوسیما شهره  شهر شدند، دیگر حاضر نیستند در قاب این رسانه قرار بگیرند و به لطایف‌الحیل  از آن فرار می‌کنند و این موضوع حکایت معنادار و تلخی است. بررسی دقیق‌تر  چارچوب‌های فرهنگی و کاهش شکاف بین فرهنگ رسمی و غیررسمی چالشی است که  امروز اهمیت خود را بیش از پیش نشان می‌دهد. وسواس امروز مدیران، قطعا طعم  اعتدال و مراقبت فرهنگی را در کام مخاطبان تلخ می‌کند. عقلای فرهنگی امروز  باید خیلی بیشتر دقت و آسیب‌شناسی کنند و بفهمند این وسواس فقط ناشی از دقت  و دلسوزی نیست، بخش اعظمی از این بیماری به‌ دلیل ترس‌ها و التهابات ناشی  از جوهای رسانه‌ای و برخوردهای قهری با ناظرین پخش یا مدیران فرهنگی است.  استراتژیست‌های فرهنگی کشور باید با نگاه واقع‌گرایانه‌تری بدانند و فهم  کنند واقعا مردم امروز از صفحه‌های موبایل و تلویزیون خود چه می‌بینند، چه  دوست دارند و انتظار چه ویژگی‌هایی از محتوای سرگرم‌کننده فیلم و سریال  دارند. واقعا ممیزی کتاب در عصری که هرکس هرچه و هرجا بنویسد می‌تواند به  دست مخاطبانش برساند شاید فقط یک شوخی باشد. امروز دهه ۶۰ یا ۷۰ نیست.  امروز نمی‌شود بدون توجه به خواست جامعه، مسائل فرهنگی را مدیریت کرد.  سال‌هاست وارد دنیای تازه‌ای شده‌ایم، دنیایی که در آن بر اسکرین یا ورودی  تصویری چشم مردم نمی‌توان مانند سابق مدیریت یا نظارت حداکثری داشت.  فراموشی واقعیت و غفلت از تجربه نسبتا ناموفق رسانه ملی در حوزه تصویر و  وزارت فرهنگ و ارشاد در حوزه موسیقی و کتاب به ‌دلیل این نگاه وسواس‌گونه  فرهنگی حتما آسیب‌های دوچندانی برای کشور خواهد داشت و امیدوارم مسئولان  ارشد فرهنگی با واقع‌نگری و دلسوزی برای فرزندان‌شان فضای ممیزی و نظارت را  از این نقطه افراطی به تعادل برگردانند؛ تا مختصر رمق، امید و انگیزه  فعالان حوزه فرهنگ از دست نرود.منتشر شده در روزنامه شرق</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Tue, 14 Dec 2021 14:05:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آپارات مرزهای بی عفتی را درنوردید</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%B9%D9%81%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%AF-xsalcjysq43h</link>
                <description>۲ روزی می‌شود که از کانال‌های مختلف تلگرامی یا سایت‌های خبری مقالاتی با طول تفصیل در خصوص یک محتوی بارگذاری شده با عنوان &quot; One night stand &quot; در بستر آپارات می‌شنوید.لازم دیدم چند خطی برای دوستانی که با عناوینی مانند &quot; آپارات مرزهای بی عفتی را درنوردید &quot; و یا موارد نظیر آن مطلب می‌زنند بنویسم.اول آنکه برای صدمین بار باید توضیح دهیم آپارات یک سرویس دهنده میزبانی ویدیوی و یا در اصطلاحات قانونی جدید، شبکه اجتماعی پیام رسان محتوی صوتی و تصویری است.مطابق با نص صریح قانون جرائم رایانه‌ای ماده 751 ارائه دهندگان خدمات میزبانی موظف‌اند به محض دریافت دستور کارگروه (کمیته) تعیین مصادیق مذکور در ماده فوق یا مقام قضائی رسیدگی کننده به پرونده مبنی بر وجود محتوای مجرمانه در سامانه‌های رایانه‌ای خود از ادامه دسترسی به آن ممانعت به عمل آورند و یا نص صریح ابلاغیه شورای عالی فضای مجازی، به عنوان عالی‌ترین مقام این حوزه، مسئولیت محتوی مجرمانه بر عهده بارگذاری کننده آن است.پس اینکه آپارات را به عنوان یک پلتفرم مورد شماتت قرار می‌دهند و مخاطب مقاله می‌شویم، یا به دلیل جهل در خصوص قوانین است و یا عدم شناخت سرویس‌های خدمات رسانی مانند آپارات.دو فرض بالا از نظر شخص بنده مردود است چرا که همه نویسندگان این مقالات متنوع با جزییات این امور آشنا هستند و البته دلیل عمیق‌تری دارم که در ذیل خواهید خواند.این ویدیو در کمتر از 10 ساعت پس از انتشار آن به‌وسیله گزارشاتی که به دست تیم پشتیانی ما رسید از روی سایت حذف گردید ولی در دو روز گذشته دوستان عزیزی با خبرپراکنی‌های مختلف و البته الصاق ویدیو مذکور، تشییع فاحشه کردند و هر آنکه نمی‌دانست و نمی‌دید را به دیدن آن محتوی دعوت نمودند.مگر می‌شود روزانه در سرویسی بیش از 12 هزار ویدیو بارگذاری شود و موارد نامناسبی وجود نداشته باشد؟ این حجم غرض ورزی، خرسندی و فرح قلبی که شامل این دوستان پس از یافتن این محتوی و انتشار چند ده‌باره ایشان به همراه ویدیو فاسد و مورد شماتتشان شد سابقه قبلی هم دارد و دلیل موجهی بر رد فرضیه جهل است.برادران عزیز، شما باید یک بار برای همیشه تکلیفتان را با سرویس‌های کاربر محور روشن کنید و بدانید با این مقالات و جو سازی‌ها به‌جز اشاعه فحشای مورد اشاره‌تان اندوخته دیگری ندارد و اگر غرض ورزی کمتری داشتید حتماً خداوند فرمایش مولایمان و مولایتان را از ذهنتان پاک نمی‌کرد که: الباطل یموت به ترک ذکره.</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Mon, 04 Dec 2017 22:47:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلوب دات کام پس از 12 سال فعالیت خاموش می شود</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%DA%A9%D9%84%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-12-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-ypxrjrdybyxz</link>
                <description>12 سال پیش، یک تیم سه نفرِ جوان و با انگیزه با ظهور مفهوم شبکه‌های اجتماعی در دنیای دیجیتال، شروع به توسعه یک شبکه اجتماعی بومی، با الگوبرداری از قهرمان شبکه‌های اجتماعی آن زمان یعنی سرویس اورکات نمودند.زمانی که راه اندازی و مدیریت یک شبکه اجتماعی از ترانزیت کراک و شیشه در این کشور خطرناک‌تر و پر دردسر تر بود.آن دوران سخت، مصادف با شروع دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بود، زمانی که هیچ تصویر روشنی از مدیریت فضای دیجیتال و بخصوص مفهوم شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های کاربر محور وجود نداشت.فقط چند لحظه فرض کنید، شما به عنوان مدیر کلوب دات کام، مسئول تمامی فعالیت‌ها و محتوای پست‌ها، عکس‌ها و کامنت‌های نزدیک به یک میلیون کاربر بودید، دنیایی پر از خلأهای قانونی و کم‌تجربگی دستگاه‌های اجرایی، قضایی و پلیسی.این محتوایی که امروز به چرخش آن بر روی تلگرام عادت کرده‌اید، هرگز قابل رشد و گردش در شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌های آن دوره نبود. کلوب دات کام نزدیک به ۳ بار کاملاً فیلتر شد، بار آخر رفع فیلتر ما 28 روز به طول انجامید، اگر وب مستر یا کشاورز باشید شاید کمی ملتفت شوید که چگونه بعد از ۲۸ روز زمینی خشکیده و بی رونق را دوباره باید گرم فعالیت و حضور مردم کرد!خاطرم هست آن دوران، یک بار بخشی که مسئولیت مدیریت و پالایش فضای مجازی را به تازگی به ایشان سپرده بودند، ما و چند سرویس وبلاگ دیگر را صدا کردند و یکی از آن دوستان که هنوز مسند اجرایی دارند صریحاً خطاب به چند جوان مهندس با انگیزه فرمودند:&quot;اگر شما را دستگیر نمی‌کنیم این فقط لطف ما است و باید مراقب رفتارتان باشید&quot;شریان حیاتی یک شبکه اجتماعی و سایت کاربر محور فقط و فقط محتوای آن است، مقوله‌ای که آن روزها بسیار بسیار محدود بود و امروز هم به گونه ای دیگر محدود است.کلوب دات کام جزو 3 سرویس پر ترافیک ایران بود، درخت پر شاخه برگ کلوب را، پس از فیلترهای مکرر هر روز بی رونق تر کردند و نه دل و دماغی برای مردم ماند و نه برای مدیران آن و امروز بسیاری از همان مسئولین نادم و پشیمان هستند ولیکن چه سود؟!کشور عجیبی داریم، زمان که می‌گذرد دغدغه‌های گذشته به مزاح و شوخی تبدیل می‌شود، باورتان می‌شود چاپ کارت ویزیت، یک روزی نیاز به مجوز و ممیزی وزارت ارشاد داشت؟ ماجرای دستگاه فکس؟ دستگاه ویدیو؟ و ده‌ها موضوع دیگر پس از گذشت یک دهه امروز به لطیفه تبدیل شده‌اند، ماجرا و مشکلات آن روز ما هم امروز به لطیفه می‌ماند.آن که هر روز از خواب بلند شوی و منتظر فیلتر شدن و کلاً تعطیلی کسب و کارت باشی!!این روزها هم دوستان عزیزی شروع کرده‌اند به جریان سازی، تضعیف و شکایت از جریان جدید محتوا سازی کاربران در آپارات و سرویس‌های دیگر که بلاشک این مسیر تولید محتوا بومی، به نفع کشور و فرهنگ امروز ما است.هر ماه روزنامه یا دوست جدیدی مقاله‌ای می‌نویسد که وا اسلاما، وا حجابا، این چه محتوایی است که مردم تولید می‌کنند!! یا صدا و سیما شکایت می‌کند که چرا پخش زنده می‌روید، بیاید ۵۰ درصد سهامتان را به نام ما کنید تا اجازه پخش زنده بدهیم!!باورتان می‌شود دختری آرایش کردن خود را در اینستاگرام پخش زنده می‌کند و ۲۰ هزار نفر آنلاین می‌بینند و انواع کامنت های مرتبط برایش می‌فرستند بعد صدا وسیما پیغام و پسغام تهدیدآمیز بابت پخش زنده‌های سایت آپارات از هیئت های عزاداری محرم گرفته تا میزگرد آقای مهران مدیری و پخش زنده فلان سمینار برای ما می‌فرستد و هر روز به دنبال شکایت جدیدی است و می‌فرماید اگر می‌خواهید به این فعالیت ادامه دهید تشریف بیاورید مجوز IPTVبگیرید و به ما سهام دهید و ...برادر من دیگر بس است، این داستان شما هم دو سال بعد لطیفه دیگری خواهد شد، وقتی زورتان یا دستتان به سرویس اینستاگرام یا تلگرام نمی‌رسد برای چه به سراغ ما می آیید؛ آن‌هم با تهدید؟!امروز بیش از ۱۲۰ سری، محتوای هفتگی توسط کاربران در تهران و شهرستان‌ها تولید می‌شود و نزدیک به ۱۲۰۰ نفر اشتغال‌زایی کرده است. گریزی از جریان تکنولوژی وجود ندارد، در بستر آپارات نباشد، هزاران راه دیگر برای نشر آن وجود دارد.در این یک صد برنامه قطعاً اشکالاتی هست و بعداً هم بیشتر پیش خواهد آمد، مگر با غیر از صبوری و تدبیر و با ضدیت و از ریشه درآوردن می‌شود درخت تنومندی را اصلاح و پربار کرد؟قحطی محتوا ویدیویی، چنان گریبان گیر کشور شده که یک شبکه 50 نفره ماهواره ایی آن‌چنان در کشور مخاطب پیدا کرده که روزی چندین پرونده رسیدگی به تبلیغات کسب و کارها، در آن تشکیل می‌شود!مقاله‌هایی که امروز، علیه محتواهای تولید شده فرزندان رشد یافته در بستر فرهنگی خود می‌زنید، که شاید ذائقه‌شان را نمی‌پسندید، نکند فردا به لطیفه‌هایی شبیه ماجرای کلوب تبدیل شود! و دوباره کار از کار گذشته باشد و این همه نشاط به سیل سرخوردگی بدل شود.و کلام آخر آنکهنگهداری سایت کلوب دات کام با شرایط فعلی، محدودیت‌ها و عدم تمایل به توسعه آن بیش از این صلاح نیست و شرکت صبا ایده تصمیم به خاموشی این سرویس در انتهای پاییز دارد. از کاربران عزیز و قدیمی این سرویس دردمندانه پوزش می‌طلبیم و تقاضا داریم در این فرصت یکی دوماهه اگر محتوای خاصی برای کپی برداری یا ذخیره نسخه پشتیبان در نظر دارند از فرصت استفاده کنند.اگر کم و کسری در سرویس دهی - چه در ابعاد فنی و چه محتوایی- دیدید با عنایت به موارد فوق بنده و تیممان را حلال بفرمایید.والسلاممحمد جواد شکوری مقدم</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Sun, 15 Oct 2017 22:46:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند کلمه شوخی و جدی با مدیر تلگرام</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%AE%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-oq9goibwcyqa</link>
                <description>پاول سلام، تلگرامت چطوره؟خواستم یکم باهات درد دل کنم.خوش به حالت پاول که اینجا نیستی تا روی محتوی آنقدر بهت سخت بگیرن و اعتبار سرویست رو زیر سوال ببرن.خوش به حالت پاول ، تلگرامت هر جور که مردم دوست دارن کار می کنه و صدای کسی بهت نمیرسه !!پاول، جدی جدی خوش بحالت، هیچ وقت نگران این نیستی که برخی سازمان ها و اشخاص حقیقی و حقوقی ازت شکایت کنن و ماهی چند بار اینور و اون ور بری و پاسخ کارهای کرده و نکرده ات رو بدی.پاول باورت نمیشه صدا و سیمای کشور من صبح تا شب داره توی برنامه هاش تبلیغت رو می‌کنه ولی به  سرویس های فارسی که می رسه صد جور قیقاج می رن که اسممون رو نبرن، وقتی اپلیکیشن برای دانلود دارن می گن &quot; گوگل پلی و نمونه های داخلی&quot; ، وقتی کانال رو آپارات دارن و از دهن مجری می پره، براش توبیخ کتبی می فرستن، اصلا می دونی توبیخ چیه؟! به هنرمندان اخطار می کنن که اگر با اینها کار کنید ممنوع التصویر میشید، از کار بیکار میشید !! مگه ما چیکار داریم میکنیم ؟!پاول، نوش جونت، فقط به توسعه سرویست فکر می کنی، ایده پردازی می کنی، کلاسترهات رو تیون می کنی، ولی ما باید صد جور مراقبت های دیگه هم داشته باشیم تا سرویس مون رشد کنه و طیف وسیع تری از کاربران رو پوشش بده .پاول اینجا جای عجیبیه، اگر نباشی و دست کسی بهت نرسه هر کاری بخوای می کنی ولی اگر دم دست بعضی ها باشی به همه چیت گیر می دن.پاول باورت نمیشه اینجا بعضی ها افتخارات رو دفن می کنن، فقط برای اینکه خودشون مفتخر نیستن، از کار میندازنت چون خودشون کار نکردن.پاول اون وقتی که داری به فیچرهای جدیدت فکر می کنی که چجوری بترکونی، من دارم به فیچرهای یواشکیم فکر می کنم که هیچ کس متوجه نشه!! آخه اینجا خیلی چیزها از نظر خیلی ها همینجوری دلبخواهی ممنوعه، کلی فکرهای باحال داریم  که جیگر لانچش رو نداریم. اصلا می دونی جیگر چیه؟ تا حالا به جیگر احتیاجت شده؟پاول قانون جرایم رایانه ای می دونی چیه؟  رسانه کاربر محور چی؟؟  تا حالا تو سایت ساماندهی فراموشی رمز زدی ؟ اصلا لازم شده از چندجا که هیچی، از یکجا مجوز بگیری؟ تا حالا مجوزهای جور واجور سرعتت رو کم کرده؟پاول خوشا به جات، نه فقط تو، بقیه سرویس هایی  هم که بیرون از این کشور هستند، خیلی جاشون راحته ، حالشون خوبه!! چون محتوای مورد سلیقه مردم توشون می چرخه، هم مردم خوش حال ترن و هم اگر دیگه خیلی بیرون خط قرمز باشه همون یک محتوا مسدود میشه، به جای دیگه ای آسیب نمی رسه ، کاش قوانین برای همه یکسان بود، فعلا شما آزاد و ما اسیر، خداوکیلی دوست ندارم تو مثل ما اسیر بشی ولی آرزو می کنیم ما هم مثل تو آزاد بشیم .پاول بعضی ها می گن ما هم مثل تو باید بزنیم بیرون، تا وقتی این تبعیض بین ما و شما وجود داره، حس و حال پیشرفت و ساختن هر روز کمرنگ تر میشه، ولی چیکار کنیم پاول، ما اینجا رو دوست داریم بهش عادت داریم دلمون براش تنگ میشه... و مثل همیشه با امید زنده ایم و می دونم یک روزی درست میشه، امیدوارم فقط خیلی دیر نشه.تا امروز با چنگ و دندون و توانایی های تیمیمون قامتمون رو راست نگه داشتیم، کار دیگه ای هم البته بلد نیستیم و مثل اینکه همینجوری هم باید ادامه بدیم، فقط خواستم یکم گپ بزنم باهات دلم وا شه یه موقع به دل نگیریا.بایمحمد جواد از آپارات</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Tue, 16 Aug 2016 23:44:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باورش سخت بود ولی اتفاق افتاد !!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-wm8dmbqas4pc</link>
                <description>خیلی وقت می‌شد چیزی به اندازه کافی سر ذوقم نیاورده بود که برای دل خودم و شما بنویسم تا همین امروز.امروز اتفاق جالبی در کشور افتاد، یک شرکت دولتی تصمیمی برخلاف منافع خودش و به نفع عموم مردم و کسب و کارهای آنلاین گرفت، می دونم یکم باورش سخته برای همه ما، ولی جدی جدی این اتفاق افتاد.امروز بعد از چند ماه کار، تلاش و احتمالاً جنگ و جدل و تغییر مدیریت، بالاخره شرکت ارتباطات زیرساخت، مرکز تبادل ترافیک، یا IXP را در کشور افتتاح کرد. این که این مرکز به چه دردی می‌خورد را خواهم گفت، ولی نکته مهم‌تر ارتقای سطح کیفی فکری، حرفه‌ای و اخلاقی حاکمیت، همگام با توسعه تکنولوژی و اینترنت در کشور است.قسمت دوم جمله بالا را پیش‌ازاین هم داشتیم، یعنی همه به دنبال توسعه اینترنت و.. بودند ولی ساختار و اندیشه پشت توسعه و طراحی دیگر ملزومات آن واقعاً حرفه‌ای نبود.قریب به 4 سال از راه‌اندازی سرویس آپارات و 1 سال از راه‌اندازی سرویس فیلیمو می‌گذرد، سرویس‌هایی که در داخل کشورهاست شده‌اند ولی کاربران نهایی هزینه اینترنت بین‌الملل را می‌پردازند!! و هرگز قادر نبودیم این مانع بزرگ و جدی را از سر راه توسعه سرویس‌هایمان برداریم.در مراکز تبادل داده این مشکل با چند کامند شبکه ایی و البته توافق و قرارداد حقوقی با خدمات دهنده‌های دسترسی قابل اصلاح است، به امید خدا:)وقتی خدمات دهنده‌های دسترسی مجبور به پرداخت هزینه سنگین اینترنتی برای محتوی داخلی نباشند قطعاً کاهش قیمت مصرف برخی سایت‌های داخلی مثل آپارات و فیلیمو، پس از عقد قرارداد و تحویل ترافیک رایگان در مرکز تبادل داده دور از ذهن نخواهد بود.بسیار خوش‌بینم که بزودی بتوانیم سرویس‌هایمان را ارزان‌تر و با کیفیت‌تر به‌دست مخاطبانمان برسانیم و سطح رضایت عمومی از سرویس‌های داخلی را افزایش دهیم.به امیدآبادی بیشتر در ساختار تصمیم سازی و تصمیم‌گیری کشور ایران.عصر به خیر</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Sun, 15 May 2016 23:43:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توسعه، کجایی؟ دقیقا کجایی ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-aud4i4ljk1ay</link>
                <description>هرکس می‌خواست و می‌توانست -از صداوسیما گرفته تا وزارت ارشاد - در حد توان و قابلیت‌های قانونی، ما را تحت‌فشار گذاشته و می‌گذارند، و هنوز متوجه نشده‌اند که بزرگ‌ترین مهاجرت انسانی تاریخ - از فضای حقیقی به فضای مجازی - صورت گرفته و بالطبع اسم‌ها و رسم‌ها و قوانین ملموس و محدودیت‌های اجتماعی در فضای مجازی فروریخته است و باید طرحی نو در انداخت و کثیری از مقررات و چارچوب های گذشته را به خاطره‌ها سپرد.روزگاری در کشورمان هرکس که به دنبال انتشار نوشتاری بود باید از پیچ‌وخم مجاری قانونی اقدام می‌کرد و کتابش ممیزی می‌شد تا بتواند آن را به رؤیت خوانندگان برساند، از 8 سال پیش و با حضور جدی‌تر وبلاگ‌ها و پس‌ازآن شبکه‌های اجتماعی و این روزها سرویس‌های مسیجینگ مثل تلگرام همه‌چیزتمام شده، هر کس هر چیزی و از هرجایی برای هرکسی می‌نویسد، به همین سادگی، این‌یک جهش تکنولوژیک و تغییر عظیم فرهنگی - اجتماعی است و به علاقه من و شما کاری ندارد، این تکنولوژی - خوب یا بد - کار خودش را می‌کند و مردم هم کار خودشان را.این روزها همان نقمت یا نعمتی که بر سر متون و نوشتارها بارید بر سر محتواهای صوتی و تصویری باریده است ولی مانده‌ام آنها که باید باور کنند چرا باور نمی‌کنند؟هر چه برای عده‌ای ناله می‌کنیم و برای بعضی فریاد می‌کشیم که صدای مهیب این طوفان را بشنوند، انگشتان خود را در گوششان فروبرده‌اند که این صدای بلند را نشوند و هر چه شد، بشود! به نظر شما نام این‌گونه برخوردها با این تحول عظیم تکنیکی، اجتماعی و فرهنگی را چه می‌توان گذاشت؟ مقابله با تهاجم فرهنگی؟ حفظ ارزش‌ها؟ انسجام ملی؟ یا اشتباه تاریخی!!پس از 1 سال و نیم کار  شبانه‌روزی بروی سایت نمایش فیلم فیلیمو، ناگهان گروهی به میدان می‌آیند و می‌خواهند در زمین مواتی که ما با خون‌دل آباد کرده‌ایم، سهیم شده و محدود کنند! و با انواع روش‌ها چوب لای چرخ می‌گذارند و به قوانین و مقرراتی متمسک می‌شوند که تفسیرشان را در بالا دادم.آخر برادران عزیز، انگار اصلاً خبر ندارید چه شده!!! آمریکا با هالیوود ذهن جهانیان را گرفته است نه با موشک و بمب اتم، گذشته از اقشار بزرگی از مردم، اکنون در حوزه علمیه شهر قم به گزارش موثق یکی از اقوام که طلبه دروس دینی است، بعضی از طلبه‌های جوان در حجره‌هایشان سریال‌های گیم آو ترونز، هاوس آو کاردز و.. می‌بینند، بخش قابل‌ملاحظه از مردم هم که کلاً پای ماهواره‌ها هستند و عشق‌های مثلثی را با بستنی کاله و چیپس چی توز دنبال می‌کنند، این روزها حتی فیلم‌های سانسوری وزارت ارشاد را هم از سی دی فروشی روی پل‌ها یا سایت‌های دانلود غیر قانونی فیلم دوبله و سانسور نشده می‌بینند، حال اگر آپارات و فیلیمو توانسته‌اند سرویسی مبتنی بر چارچوب‌های کلی این کشور علم کنند و خیلی از مردم هم اقبال کرده‌اند باید معطلشان کنید؟ تخریبشان کنید؟ خاموششان کنید؟باید همه بیدار شویم و بدانیم همه‌چیز عوض‌شده است، ۴ ماه پیش که وزارت ارشاد و صداوسیما دردسرهای جدیدی برایمان راه انداختند، به ایشان دردمندانه گفتم شرکت نمایش فیلم چندملیتی نتفیلکس در حال خرید محتوای دوبله فارسی در ایران است و به‌زودی شروع به سرویس‌دهی می‌کند، گفتند فیلتر می‌شود، خندیدم که فیلترینگ دیگر مانع بتونی نیست، پرده لطیفی است که هر بچه ۱۴ ساله ایی در ۵ دقیقه یا چند سرچ ساده کنار می‌زند، گفتم بگذارید سایت فیلیمو با دست بازتر در محتوی و سرعت بیشتری و حداقل با محدودیت های شبیه نتفیلیکس فعالیت کند، نه آنکه ما را ۱۰۰ بار بیشتر محدود و رقیق کنید و در چم‌وخم مقررات کشور پیچ‌وتاب دهید، هر چه گفتم، نشنیدند و شد آنچه شدنش نمایان بود و خواهد شد آنچه نمایان است.امروز ایمیلی از نتفیلکس دریافت کردم که به کاربران ایرانی خوش‌آمد گفته و آغاز فعالیت رسمی خود در ایران را اعلام و از مردم درخواست ثبت‌نام می‌کند، و به تبع آن‌یک سال و نیم تلاش شبانه‌روزی فنی، سرمایه‌گذاری مالی و محتوایی فیلیمو نیز به باد هوا رفت.!! ولی برای مردم، خوش‌حالم که اگر ما نتوانسته‌ایم به سلیقه آنها در فیلیمو سرویس دهیم، حداقل یک سرویس خوب با محتوی مورد سلیقه‌شان را دریافت می‌کنند.حالا دست‌اندرکاران محترم هی بنشینند و جلسه بگذارند و مقررات آی پی تی وی، وی او دی، او تی تی و ممیزی و مجوز و رگلاتوری و نمایش و مجاز و غیرمجاز را بالا و پائین و این‌ور و او نور کنند که «چون پرده ورافتد نه تومانی و نه من »چه اندازه بی‌توجهی! و چه قدر توانمندیم در تبدیل فرصت‌ها به تهدید! به‌راستی که مدیریت خوبی نداریم و در فرصت سوزی استادیم! راستی با این بی تدبیری‌ها اگر هر جای دیگر دنیا بودیم حالمان بهتر نبود؟ یا تأثیر عمیق‌تر بر مردم روزگار خویش نمی‌گذاشتیم؟ به قول حضرت علی (ع) آنها در کفرشان متحد و ما در ایمانمان متفرقیم که البته در میزان ایمان ما و کفر ایشان هم جای بسی تردید است !!شمارا به خدا تمامش کنید، روزگاری در این کشور داشتن دستگاه ویدئو و دستگاه فاکس جرم بود ، آیا اکنون به آن ضوابط نمی‌خندیم؟ چرا چشمانتان را باز نمی‌کنید و مطابق با شرایط پرسرعت و لحظه‌ای و امکانات جهانی رسانه ایی تصمیم نمی‌سازید؟ چقدر تفرق؟ چقدر تأخیر؟ چقدر کش و قوس؟ چقدر دلسرد کردن؟ چقدرهدردادن نیروی انسانی کار بلد؟ اصلاً&quot; چقدر مقررات، چقدر ضوابط، چقدر بوروکراسی، چقدر پیچ‌وخم، چقدر مجوز، چقدر کمیته، چقدر شورا، چقدر سازمان، چقدر واحد، چقدر مسئول، چقدر امضا؟ با این وضعیت به‌جز ناکجاآباد مقصدی متصور است؟در نوشته‌های مصطفی چمران می‌خواندم که با آن همه صفات نیکوی اخلاقی و دانش فرهنگی و فنی ، در آن شرایط اجتماعی پر از ایثار و برادری اوایل جنگ، به خداوند از این همه تهمت و کارشکنی گلایه می‌کرد، من و امثال من در این زمانه تنگ دیگر چه بگوییم!!!خدایا هر چه تو بخواهی و هرکجا که بخواهی.محمدجواد شکوری مقدم</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Thu, 07 Jan 2016 22:43:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستانی جالب از یك مدرس استراتژی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%D9%83-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-id1aprv73hu5</link>
                <description>قبل از اینکه درس مدیریت بخوانم، همیشه واژه‌های «استراتژی کسب و کار» و «استراتژی فردی» برایم جذاب بودند. همیشه دوست داشتم «استراتژی» بدانم و بفهمم. برایم مثل قلعه‌ای می‌ماند در دوردست‌ها: عظیم، خیره کننده و سرشار از رمز و راز. در دوران دانشگاه، درس‌ها را یکی پس از دیگری به‌سرعت گذراندم تا نوبت به درس استراتژی برسد. روز موعود فرارسید. سر کلاس درس نشستم و تمام جسم و جانم را متمرکز کردم تا مفهوم این واژه اسرارآمیز را درک کنم.قلعه استراتژی فردیجلسات یکی پس از دیگری آمدند و رفتند و من همچنان سیراب نشده بودم. آنچه می‌شنیدم بسیار تئوریک بود...به سراغ کتابها رفتم. دیوید را خواندم. مینتزبرگ و هکس و تامسون و شواترز و پورتر و کیم و راملت و... حسم بهتر شد. اما هنوز بیشتر می‌خواستم. آن سال‌ها به‌تازگی به یک پست مدیریتی ارتقا پیداکرده بودم و هنوز احساس می‌کردم استراتژی باید ذهنم را بازتر کند. قلعه را دیده بودم. درها را بازکرده بودم. راهروهای قلعه را گشته بودم. اما توگویی که اتاقی در تاج قلعه بود که هیچکس راه آن را نشان نمی‌داد و هیچ راهرویی به آنجا منتهی نمی‌شد.مدتی نگذشته بود که به حادثه‌ای &quot; معلم استراتژی&quot; شدم. کلاسی بود و دانشجویانی که عمدتاً از مدیران کسب و کار بودند و ظاهراً چند مدرس را به اعتراض تغییر داده بودند و فرصتی دست داد تا من در کلاس آنها حاضر شوم. از سال ۸۵ آموزش استراتژی را آغاز کردم و مجموعاً حدود ۱۵۰۰ نفر را تعلیم دادم: در بیش ازچهل دوره و هر دوره چهل ساعت... قلعه را به آنها معرفی می‌کردم و آنها را دور تا دور آن می‌گرداندم و راه‌های پیدا و پنهان را نشان می‌دادم. اما خودمی‌دانستم که این قلعه را اتاقی است که خود هرگز راه بدان پیدا نکرده‌ام.سال‌ها گذشت...یک روز، در گوشه یک نمایشگاه، فرصتی دست داد تا با مدیری بر سر میز بنشینم که گردش مالی سازمانش، با درآمد نفتی کشورم قابل‌مقایسه بود! در لابه‌لای حرف‌های دوستانه و گزارش کارها و ...، حرف از مدیریت شد و گفتم که در کنار فروشنده بودن، «معلم» هم هستم و «استراتژی» هم‌درس می‌دهم.پرسید: استراتژی را چگونه تعریف می‌کنی؟ کمی فکر کردم. آنها که استراتژی را می‌شناسند می‌دانند که ده‌ها تعریف وجود دارد که برخی همسو و برخی متضاد و متعارض هستند. به‌هرحال، به حیلت معلمی و با بازی کلامی، تعاریف را به هم چسباندم و معجونی را به خوردش دادم: کمی از پورتر، با عصاره‌ای از مینتزبرگ، با طعمی از گری همل. با کمی افزودنی از هکس به همراه رنگ‌های طبیعی و باکمی افزودنی‌های مجاز!من آموخته‌ام که استراتژی، تخصیص بهینه منابع است. اینکه وقت و سرمایه و نیروی انسانی و دانش و تجربه و مهارت خود را صرف کدام حوزه کنی و از کدام حوزه‌ها، دوری‌کنی. استراتژی هنر «انتخاب کردن» و «کنار گذاشتن» است. هنر تشخیص اینکه به کدام بازار رو کنی و از کدام بازار صرف‌نظرکنی. هنر اینکه چشم را بر روی کدام مشتری ببندی و از منافعش صرف‌نظر کنی تا دستانت برای خدمت بیشتر به مشتری دیگر، آزاد و رها بماند. هنر فرار کردن از وسوسه «دستیابی همزمان به همه‌چیزهای خوب.دوست داشتم بیشتر حرف بزنم که فردی آمد و آن مرد، با خداحافظی شتاب‌زده، میز را ترک کرد. فهمیدم که «استراتژی» به او می‌گوید که بیش از این، «زمانش» را صرف گفتگو با من نکند.راه اتاق بالای برج را یافته بودم! چند هفته بعد، برای همیشه، آموزش استراتژی را رها کردم و زندگی دیگری را آغاز کردم. تغییراتی چنان بزرگ در زندگی‌ام حاصل شد که دانشگاه و درس و مدرسه، هرگز برایم ایجاد نکرده بودند.استراتژی هنر «انتخاب کردن» و «کنار گذاشتن» است</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Wed, 28 Oct 2015 22:42:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و اما آپارات فیلیمو</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%85%D9%88-wk3v33my2o6r</link>
                <description>سلام به دوستان خوبمگفتم یک چندخطی در مورد سرویس جدید تیممان برایتان بنویسم.تقریباً از ابتدای راه‌اندازی سایت آپارات ایده پرداختن به سرویس فروش و پخش آنلاین فیلم‌ها و سریال‌های شبکه نمایش خانگی در شرکت ما وجود داشت ولی به دلیل تعداد زیاد پروژه‌ها، تیم تحقیق و توسعه در این سال‌ها بیشتر به جنبه‌های تحقیقاتی و پردازش ویدیو این سرویس پرداختند.آپارات فیلیمو - www.aparatfilimo.com - در حقیقت یک‌جور ویدیو کلوب آنلاین است که با پرداخت یک هزینه ثابت در طول ماه به همه فیلم‌ها و سریال‌های آن دسترسی دارید.اکنون حدود ۱۰۰۰ فیلم قائل نمایش است و به‌مرور این آرشیو کامل‌تر می‌شود تا به بزرگ‌ترین آرشیو ویدیویی ایران تبدیل شود.تمامی آثار قرارگرفته بر روی سایت پشتوانه حقوقی دارد و صاحبان حقوق آثار در درآمد حاصل از فروش آنها سهیم هستند.یکی از مسائل پیش رو وضعیت قیمت گران مصرف پهنای باند است که برای حل این مشکل هم در حال مذاکره با شرکت‌های ( PAPسرویس‌دهندگان دسترسی اینترنت) و اپراتورهای موبایل هستیم، تا از منافع مصرف‌کنندگان تا جایی که مقدور است حمایت شود.زیباترین قسمت ماجرای آپارات فیلیمو، نحو نمایش فیلم‌ها و تطابق آن با پهنای باند مصرف کنند است که باعث می‌شود تا 99% به بافرینگ و یا هرگونه توقف دیگر هنگام نمایش نخورید تا ماجرای فیلم از دست نرود و تجربه موفقی داشته باشید. این تطابق به ۲۰ ثانیه صبر نیاز دارد.اگر پیش خودتان فکر می‌کنید حالا چرا اسم &quot;آپارت فیلیمو&quot; رو انتخاب کردیم، باید به گم کمی صبر کنید علت آن را در ۶-۷ ماه آینده پیدا خواهید کرد.تا چند ماه آینده این سرویس کاملاً رایگان است و حتی نیاز به ثبت‌نام هم ندارد، امیدوارم لذت ببرید.www.aparatfilimo.com</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Wed, 31 Dec 2014 22:40:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متاسفانه شادی در میان ایران بسیار کم رنگ شده</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%B3%D9%81%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%85-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%87-mqirwezoqs7l</link>
                <description>دکتر گلزاری گفته است: « متأسفانه شادی در میان ایران بسیارکم رنگ‌شده و جای خود را به اضطراب، عصبانیت و غم داده است. ایرانیان به‌سرعت غمگین می‌شوند و همواره نگران آینده هستند که همین امر باعث شده احساس شادی در آنها به‌سختی ایجاد شود. در حال حاضر آمار افرادی که به دلیل ضرب‌وجرح و درگیری به زندان افتاده‌اند، بیش از کسانی است که به دلیل جرائم وابسته به مواد مخدر در زندان به سر می‌برند.»شادی و شیوه‌های آن نیز مانند غم و اندوه و عصبیت و دیگر صفات انسانی مانند ویژگی‌های جنسیتی، بسیار بیش از آنکه به طبیعت ما وابسته باشد،‌ به آموزش، تربیت و فرهنگ وابسته است. دیدن بی‌واسطه در محیط خانواده، آموزش‌های ساختار آموزش رسمی و فرهنگ جامعه به روحیات انسان شکل می‌دهد. هنوز خنده و شادی در فرهنگ عمومی نشانه‌ی سبک‌سری است و «سنگین بودن» یک نفر با آرامش و سکوت او سنجیده می‌شود.‌برخلاف مراسم سوگواری، جشن مذهبی سالم همراه با شادی کم داریم و فرهنگ سیاسی سه دهه‌ی اخیر آوازه گر انقلابی گری به شکل تندخویی و پرخاشگری بوده است. حتّی نخبگان ما طنز را نماینده‌ی هنر جدّی (ادبیات، سینما و..) نمی‌دانند و برای نمونه، سینمای سیاه نمایی و زنجموره در قالب اختراعی «ژانر اجتماعی»‌ نمونه‌ی هنر دردمند تلقّی می‌شود. هرکدام از اینها برای ایجاد آنچه گلزاری از آن اظهار نگرانی کرده است،‌ کافی است.در ایران کارناوال‌های رسمی یا مذهبی و در قالب سوگواری است،‌ یا رسمی. جشن‌های رسمی مانند سالگرد پیروزی انقلاب نیز به‌جای آنکه شادی باشد،‌ تبلیغ خشم و «مرگ بر» این‌وآن است. در ده پانزده سال اخیر جامعه به شکل خودجوش ۲ جور جشن خیابانی را باب کرده است؛ یکی در واکنش به پیروزی نامزد انتخاباتی و دیگری پیروزی‌های فوتبالی. در جشن شنبه‌شب آیا شادی مردم به خاطر درک بالای آنها از فوتبال بود که باخت خوب را هم جشن می‌گیرند،‌ یا به علّت پایین بودن سطح توقّع از خودشان بود یا...؟ درباره‌ی علّت شادی پس از باخت دو شب پیش خیلی گفتند امّا به نظرم حق با آنهایی است که می‌گویند این مردم به شادی نیاز دارند پس کمترین بهانه را نیز غنیمت می‌شمارند.باید از آنانی که جلو ورود زنان به ورزشگاه آزادی را گرفتند و بگیروببند راه انداختن پرسید که چه چیزی بیش ازآنچه در خیابان رخ داد، در ورزشگاه اتّفاق می‌افتاد؟ چرا اینجا شادی گروهی زنان و مردان مباح و آنجا ممنوع است؟ این‌گونه ممنوعیت‌ها فقط حاصل برخورد محافظه‌کارانه با سنّت است،‌ یعنی عجز از تغییر سالم. خطبای مذهبی با نکوهش برخی کشورهای منطقه می‌گویند که رانندگی زنان در آنجا مجاز نیست؛ این ممنوعیت‌های غیرشرعی، عقلی و عرفی و موارد مشابه -مانند تفکیک جنسی در مدارس و دانشگاه- نیز دست‌کمی از آن ندارد. چرا باید بگذاریم فدراسیون جهانی والیبال به‌اجبار ورود زنان را بر ما تحمیل کند؟ آیا آن‌وقت هم -مانند پرونده‌ی هسته‌ای- خواهیم گفت که فشارها بر تصمیم ما اثری نداشته است؟ دولت روحانی اگر زورش به آنان که خون خلق حلال کردند نمی‌رسد، دستکم آنان را که نظر حرام بکردند سر جایشان بنشاند.</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Wed, 25 Jun 2014 23:38:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به کجا چنین شتابان ای عاقل ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%DA%86%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%82%D9%84-omp9yfctq4yc</link>
                <description>                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                            https://www.aparat.com/v/IK98x </description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Thu, 12 Jun 2014 23:37:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حضور مقامات سیاسی در شبکه های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-zywhfjsb3fwi</link>
                <description>این روزها اخبار زیادی در خصوص حضور وزرا و مقامات سیاسی در شبکه‌های اجتماعی می‌شنویم.اگر موضوع از این وضعیت نظری و تئوریک جلوتر هم نرود، بازهم جای خوشبختی و شکر دارد.۹ سال است که تیم ما روی یک شبکه اجتماعی داخلی کار می‌کند و از دالان خطرها، شکایت‌ها، خلاءهای قانونی، پاسخگویی به نهادهای مرتبط و غیر مرتبط، برچسب‌های ناعادلانه و ... به مشقت و امید گذشته است و امروز در انتهای این دالان تاریک، نور و روشنایی بر جهل و تاریکی غلبه کرده است.امروز دیگر بر روی سایت آپارات و کلوب می توانیم مقامات عالی یا ارشد سیاسی کشور را مانند  وزیر ارتباطات و فن آوری اطلاعات  و یا رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام  ببنیم که برای ارتباط دو سویه با مردم و دریافت بازخوردهای مستقیم آنها به فعالیت می پردازند . امروز دیگر عضویت در یک شبکه اجتماعی  داخلی یا خارجی یکی از ابعاد لاینفک حیات سیاسی ، فرهنگی و حتی تجاری اشخاص حقیقی و حقوقی  است.برای نمونه تمام سفارت‌خانه‌های ایالات‌متحده آمریکا می‌دانند چه مطلبی را در چه روزی برای چه کشوری با چه استانداردی توییت کنند. امروز دیپلماسی عمومی دیجیتالی برای اهل سیاست و مدیریت مشتریان دیجیتالی برای اهل تجارت به یک ابزار جدی جابه‌جایی قدرت در بازار موضوعات مختلف تبدیل‌شده است.امیدوارم با اتفاقات اخیر ایرانیان نیز پا به‌پای بقیه از این ابزار مدرن حداکثر استفاده را ببرند. و ما نیز به‌عنوان یک سرویس‌دهنده داخلی حداکثر تلاش خود را برای ساخت زبر ساخت مناسب و درخور شأن مردم کشورمان، انجام خواهیم داد.</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Sat, 07 Dec 2013 22:35:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انقدر لذت بردم که دیدم روا نیست شما نبرید</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D8%A7%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF-rq85llorvcpx</link>
                <description>                                                                                                                                                                                                                                    به به  ، خدا پدر و مادر سازندگانش را رحمت کند. https://www.aparat.com/v/YOgSV </description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Sun, 25 Aug 2013 23:34:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اخباری از آپارات و کلوب دات کام</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%DA%A9%D9%84%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%85-qya0ajdits5a</link>
                <description>سلام به همه دوستان عزیزاول از همه بابت دیربه‌دیر بروز شدن این وبلاگ عذرخواهی می‌کنم، اصولاً به نوشتن در این سن و سال علاقه ویژه‌ای ندارم، ولی شاید چند سال بعد روحیه‌ام تغییر کند، نمی‌دانم!حدود ۲ سال از راه‌اندازی سرویس سوم موسسه صبا، آپارات، می‌گذرد. سرویسی که هرروز، چیز جدیدی به تیم فنی و مدیریتی صبا آموخته و خواهد آموخت.از پردازش ویدیوها با کیفت و حجم مناسب گرفته تا ذخیره‌سازی نزدیک به 10 ترابایت فایل ویدیویی و پهنای باند بسیار بالا، بسیاری از این موارد از تجارب گذشته تیم صبا در سرویس‌های کلوب دات کام و میهن بلاگ بهره برده و بسیاری دیگر کاملاً جدید و نیازمند به تحقیق بود.برخی اوقات کارهای فنی عمیق و زیربنایی باعث غفلت وب سایت‌های اینترنتی از بهینه‌سازی و زیباسازی رابط کاربری می‌شود، اتفاقی که نزدیک بود برای آپارات هم صورت پذیرد.حدود ۲ ماه است که تیم فنی مشغول طراحی و پیاده‌سازی رابط کاربری جدید آپارات هستند و امیدواریم که به‌زودی کارها به سرانجام برسد و آپاراتی زیبا، ساده و کاربرپسند تر در دسترس شما قرار گیرد.موضوع دوم در خصوص سایت کلوب دات کام است، یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین ابزار اصلاح رفتار و فعالیت اشخاص حقیقی و حقوقی، وجود سیستم آمار و بازخورد مناسب در خصوص نوع و میزان عملکرد آنها است، چیزی که کمبودش به شدت در نظام مدیریت کلوب‌ها و صفحات پرطرفدار سایت کلوب حس می‌شد.سیستم آماری مناسبی در ماه گذشته توسعه داده‌شده که آماری مناسب از بازخورد کاربران به مقالات، تصاویر و دیگر فعالیت‌های یک کلوب را به مدیران آن می‌دهد، به‌گونه‌ای که به‌راحتی می‌توانند با تحلیل آماری ارائه‌شده توسط این سیستم، جهت‌گیری فعالیت‌های خود را اصلاح کنند و سنجش مناسبی از عملکرد خود در بازه زمانی موردنظر داشته باشند.تیم صبا هرروز در تلاش است تا با اصلاح نقایص گذشته و ایده پردازی در توسعه سرویس‌های جدید سهم ناچیزی در رشد و پویایی محتوای فارسی داشته باشد.</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Thu, 31 Jan 2013 22:32:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یعنی میشه یک کلیپ اینقدر تاثیر گزار باشه ؟ !</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%BE-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-r0wguef0qkfn</link>
                <description>سلام به همه این کلیپ به همه موجودات دو پای کره زمین مربوط میشه ،  پس با قلبتون ببنید و با روحتان لمس کنید که این حقیقت دیروز و امروز و فردای هستی است . https://www.aparat.com/v/kULcw التماس دعا</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Mon, 09 Jul 2012 23:31:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دین دار واقعی همیشه الویت ها را می داند مثل سید مهدی قوام</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-h0uhxxcbnz1c</link>
                <description>چراغ‌های مسجد دسته دسته روشن می‌شوند. الحمدالله، ۱۰ شب مجلس با آبروداری برگزار شد.آقا سید مهدی که از پله‌های منبر پایین می‌آید، حاج شمس‌الدین ـ بانی مجلس ـ هم کم کم از میان جمعیت راه باز می‌کند تا برسد به او.جمعیت هم همین‌طور که سلام می‌کنند راه باز می‌کنند تا دم در مسجد.وقت خداحافظی، حاجی دست می‌کند جیب کتش…آقا سید، ناقابل، اجرتان با صاحب اصلی محفل…دست شما درد نکند، بزرگوار!سید پاکت را بدون اینکه حساب‌کتاب کند، می‌گذار پر قبایش. مدت‌ها بود که دخل را سپرده بود دست دیگری!آقا سید، حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهی می‌کنند…حاج مرشد، پیرمرد ۵۰، ۶۰ ساله، لبخندزنان نزدیک می‌شود. التماس دعای حاج شمس و راهی راه…***زن، خیلی جوان نبود. اما هنوز سن میان‌سالی‌اش هم نرسیده بود. مضطرب، این‌طرف آن‌طرف را نگاه می‌کرد.زیر تیر چراغ‌برق خیابان لاله‌زار، جوراب‌شلواری توری، رنگ تند لب‌ها، گیس‌های پریشان… رنگ دیگری به خود گرفته بود.دوره و زمانه‌ای نبود که معترضش بشوند…***حاج مرشد!جانم آقا سید؟آنجا را می‌بینی؟ آن خانم…حاجی که انگار تازه حواسش جمع آن‌طرف خیابان شده بود، زود سرش را انداخت پایین.استغفرالله ربی و اتوب‌الیه…سید انگار فکرش جای دیگری است…حاجی، برو صدایش کن بیاید اینجا.حاج مرشد انگار که درست نشنیده باشد، تند به سید مهدی نگاه می‌کند:حاج‌آقا، یعنی قباحت ندارد؟! من پیرمرد و شمای سید اولاد پیغمبر! این وقت شب… یکی ببیند نمی‌گوید اینها با این فاحشه چه‌کار دارند؟سبحان الله…سید مکثی می‌کند.بزرگواری کنید و ایشون رو صدا کنید. به ما نمی‌خورد مشتری باشیم؟!حاج مرشد، بالاخره با اکراه راضی می‌شود. اینبار، او مضطرب این طرف و آن طرف را نگاه می‌کند و سمت زن می‌رود.زن که انگار تازه حواسش جمع آنها شده، کمی خودش را جمع و جور می‌کند.به قیافه‌شان که نمی‌خورد مشتری باشند! حاج مرشد، کماکان زیرلب استغفرالله می‌گوید.- خانم! بروید آنجا! پیش آن آقاسید. باهاتان کاری دارند.زن، با تردید، راه می‌افتد.حاج مرشد، همانجا می‌ایستد. می‌ترسد از مشایعت آن زن!…زن چیزی نمی‌گوید. سکوت کرده. مشتری اگر مشتری باشد، خودش…دخترم! این وقت شب، ایستاده‌اید کنار خیابان که چه بشود؟شاید زن، کمی فهمیده باشد! کلماتش قدری هوای درد دل دارد، همچون چشم‌هایش که قدری هوای باران:حاج آقا! به خدا مجبورم! احتیاج دارم…سید؛ ولی مشتری بود!پاکت را بیرون می‌آورد و سمت زن می‌گیرد:این، مال صاحب اصلی محفل است! من هم نشمرده‌ام. مال امام حسین (ع) است…تا وقتی‌که تمام نشده، کنار خیابان نایست!…سید به حاجی ملحق می‌شود و دور…انگار باران چشم‌های زن، تمامی ندارد…چند سال بعد…نمی‌دانم چند سال… حرم صاحب اصلی محفل!سید، دست‌به‌سینه از رواق خارج می‌شود. زیر لب همین‌جور سلام می‌دهد و دور می‌شود. به در صحن که می‌رسد، نگاهش به نگاه مرد گره می‌خورد و زنی به‌شدت محجوب که کنارش ایستاده.مرد که انگار مدت مدیدی است سید را می‌پاییده، نزدیک می‌آید و عرض ادبی.زن بنده می‌خواهد سلامی عرض کند.مرد که دورتر می‌ایستد، زن نزدیک می‌آید و کمی نقاب از صورتش برمی‌گیرد که سید صدایش را بهتر بشنود. صدا، همان صدای خیابان لاله‌زار است و همان بغض:آقا سید! من را نشناختید؟ یادتان می‌آید که یک‌بار، برای همیشه دکان مرا تعطیل کردید؟ همان پاکت…آقا سید! من دیگر… خوب شده‌ام!این بار، نوبت باران چشمان سید است…سید مهدی قوام ـ از روحانی‌های اخلاقی دهه ۴۰ تهران ـ یکی تعریف می‌کرد: روزی که پیکر سید مهدی قوام را آوردند قم که دفن کنند، به اندازه‌ی ۲ تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه کلاه شاپویی و لنگ به‌دست آمده بودند و صحن را پرکرده بودند.زارزار گریه می‌کردند و سرشان را می‌کوبیدند به تابوت</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Thu, 19 Apr 2012 23:29:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۶ میلیون ساعت کاربر ماهیانه در کلوب دات کام و ...!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%DB%B6-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D9%88-...!-jf4s1dh147ly</link>
                <description>وقتی با دستان خالی شروع کردیم، تصور نمی‌کردیم بتوانیم پس از ۸ سال ترافیک سایت‌هایمان را به بیش از 6 میلیون نفر ساعت (حدود 700 نفر سال) در ماه برسانیم، به‌راستی چه کسی سود می‌برد ؟!و اکنون سال ۹۱ است.سال ۹۰ نه سیاه بود و نه سفید. هر چند فشارهای سال قبل را نداشتیم ولی چندان هم فارغ بال نبودیم .در مقابل هستند معدود کاربرانی که حتی زحمت آب و جاروی بخش کامنت های پروفایلشان را نکشیده و &quot; داد فریاد برآرند که مسلمانی نیست&quot;. درحالی‌که با اهمال‌کاری و عدم حذف محتوای مغایر با اعتقادشان منجر به اشاعه بیشتر آن می‌شوند و این نقض غرض است ! . و اما.&quot;بیا که با تو بگویم غم و ملالت دل&quot;در این ۸ سال بسیار اوقات پیش‌آمده که از خودمان پرسیده‌ایم این چه‌کاری بود که شروع کردیم و کاش مثل دیگران شغل‌های ساده و بی‌دردسر داشتیم، ولی همیشه امید به آینده و ایده‌های نو بینش‌های خسته ما را بازآفرینی می‌کرد تا مثل گذشته کارکنیم و امیدوار باشیم شاید روزی برسد که مسئولان و متولیان امر اینترنت کم کم قدر ارزش‌های آفریده‌شده توسط جوانان این مرزوبوم را بدانند و به ما با طعنه نگویند که:&quot;به‌اندازه کافی هوشمند نیستید &quot; و با این سؤال شگفت‌انگیز روبرو نشویم که : &quot;انگیزه شما از درست کردن سایت فلان چه بوده است؟-؟”راستی اگر می‌خواهید حال روز ما را در مدیریت سایت، پاسخگویی به کاربران و توقع ناظران بدانید ویدیو زیر را نگاه کنید.سال نو مبارکزندگی‌تان بهاری</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Tue, 13 Mar 2012 22:27:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ورود دیپلمه ها ممنوع !!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9-b08exvhrdbfs</link>
                <description>چند وقتی میشه که دنبال گرفتن مجوز از ستاد ساماندهی برای کلوب ، آپارات و میهن بلاگ هستیم.رفتیم تو سایتشان و هرچی خواستند پر کردیم و یه شماره رهگیری گرفتیم برای پیگیری.امروز صبح وارد سایت شدیم تا اگر مجوز صادرشده بود بریم بگیریم بلکه یه جایی شاید به کارمون آمد.وقتی وارد سایت شدیم پیام آمد که از ما نقص مدرک گرفته‌اند! زنگ زدیم به ساماندهی پایگاه‌های اینترنتی ایرانی و دلیلش را جویا شدیم خانم محترمی که اون سوی خط بود، جواب داد، نمی شود.گفتیم ببخشید چی نمی‌شود؟گفت آقای محمد جواد شکوری مقدم نمی‌تونه مدیر سایت باشه. ایشون دیپلمه است و برابر مقررات؛ نمی‌تونیم به ایشان مجوز بدهیم و باید حداقل فوق‌دیپلم داشته باشه. اگر فوق‌دیپلم ندارید کس دیگری را معرفی کنید.اخوی گرامی جناب آ میرزا مهدی که طرف مکالمه بود پرسید، ببینم اگر یه جوان دبیرستانی ولی باهوش و بااستعداد یعنی بخواد سایت بزنه شما بهشون مجوز نمی‌دید؟ گفت نه به ما گفتند زیر فوق‌دیپلم قبول نکنید!پرسید مگر سواد به مدرکه؟ جواب داد به ما این‌گونه گفتند و اگر فوق‌دیپلم دارید به یارید مجوز فعالیت در فضای مجازی بگیرید وگرنه نمی شه!این موضوع باعث شده جوانان در رشته موردپسند خود فعالیت نکنند و در یک روزمرگی صرف و حفظ یکسری کتاب‌ها و جزوات غرق شوند و همه در پی گرفتن آن مدرک هستند از هرجایی و با هر مصیبتی به امید شغل، همسر و موقعیتی بهتر!از همین روست که ما از دوران دبیرستان در تلاش مصیبت‌بار برای کنکور هستیم... سالانه میلیاردها تومان خرج کلاس‌های کنکور و کتاب‌های کمک‌درسی و تست و غیره می‌شود جوانان و نوجوانان و خانواده‌هایشان اکثراً در تب‌وتاب کنکور و قبولی دانشگاه به‌عنوان یک آرمان و آرزوی بزرگ هستند و مشکلات روانی و عصبیت‌ها و فرار از خانه‌ها و... همه از جنبه‌های زشت این مسئله هستند.وقتی خبر قبولیم در دانشگاه و رشته مهندسی برق را شنیدم، من هم مثل بقیه، خام و ناپخته، از اینکه به آرزوی چندین و چند ساله‌ام رسیده بودم غرق در خوشحالی شدم و فکر کردم چه راه زیبایی پیش رویم قرار گرفته ولی و بعد از چندترم تجربه محیط دانشگاه فهمیدم که اینجا به گروه خونی من یکی که نمی سازه ولی ممکنه برای خیلی‌ها مفید باشه و زدم بیرون ...قطعاً منکر خاصیت و آثار علم و یادگیری نیستم و هرروز هم در این راه قدم برمی‌دارم، فقط تنها راه یادگیری را دانشگاه نمی‌دانم...خوش به حال پدر و مادرانی که اگر روزی فرزندشان از کلاس درس اخراج شود و یا نمره کم بگیرد، می‌دانند که صاحب‌تجربه جدید و متفاوتی شده و یاد گرفته که هر چیزی اهمیت آزرده‌خاطر شدن را ندارد و برای فرزندانشان دعا می‌کنند که یک گل‌فروش مهربان باشند تا یک مهندس نامهربان ...!!این هم برای حسن ختام ...پیامک زد شبی لیلی به مجنونکه هر وقت آمدی از خانه بیرونبیاور مدرک تحصیلی ات راگواهی نامه ی پی اچ دی ات راپدر باید ببیند دکترایتزمانه بد شده جانم فدایتدعا کن ...دعا کن مدرکت جعلی نباشدزدانشگاه هاوایی نباشدوگرنه وای بر احوالت ای مردکه بابایم بگیرد حالت ای مردچو مجنون این پیامک خواند وارفتبه سوی دشت و صحرا کله پا رفتاس ام اس زد ز آنجا سوی لیلیکه می خواهم تورا قد تریلیدلم در دام عشقت بی قرار استولیکن مدرکم بی اعتبار استچه سنگین است بار این جداییامان از دست این مدرک گرایی</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Wed, 16 Nov 2011 22:26:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک مصاحبه با یک جوان</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-hkpqxkptfdtv</link>
                <description>چند وقت پیش از سایت جوان موفق یک مصاحبه داشتم که سوالاتش برام جالب بود ، می توانید در زیر بخوانید.البته بنده اصلا خودم رو موفق نمی دونم ، موفق ملاصدرا بود که رفت ... ما فقط بازی می کنیمبرای دیدن نسخه اصلی مصاحبه  اینجا کلیک کنید.برای آشنایی بیشتر جوانان ایرانی با شما کمی در مورد خودتان و موفقیت‌هایتان توضیح دهید.بنده متولد ۱۳۶۱ هستم، ابتدا در رشته برق دانشگاه شهید چمران اهواز مشغول به تحصیل شدم و سپس پس از گذراندن ۲ ترم میهمانی به دانشگاه امیرکبیر تهران منتقل شدم و حدودترم ۶-۷ بود که دیدم دانشگاه آن‌جور که فکر می‌کردم نیست و تصمیم به ترک تحصیل گرفتم و روی برنامه‌نویسی بیشتر تمرکز کردم.ازچه وقتی مطمئن شدید که می‌خواهید در آینده چه‌کاره شوید و درواقع برنامه‌ریزی جدی‌تان را از چندسالگی آغاز کردید؟۱۷ سالگی که به دانشگاه رفتم خیلی رویایی فکر می‌کردم و علاقه شدیدی به درس و دانشگاه داشتم و ۱۰۰% می‌خواستم برای ادامه تحصیل و کار به خارج از کشور سفر کنم ولی یکم که گذشت و شرایط دانشگاه رو دیدم، تفکرم در خصوص یادگیری تغییر کرد و فهمیدم که فقط لازم است &quot;یاد بگیرم که چه جوری یاد بگیرم&quot; و &quot;یاد بگیرم که خوب سؤال کنم&quot; و دیگر اینکه دانشگاه یکی از هزاران مسیر یادگیری و پیشرفت است که ازقضا در ایران یکی از کندترین راه های حرکت روبه‌جلو است.در ۲۰ سالگی به ای معتقد شدم که تنها یک جمله ساده و خلاقانه مانند &quot; موبایلی بسازیم که کیسه هوا داشته باشد &quot; و یا &quot; ساعتی بسازیم که ۱۰۰ متری زیرآب هم کار کند&quot; باعث ایجاد تغییرات جدی در دنیای امروز ما می‌شود و مهندسین زیادی هستند که بتوانند این ایده‌ها و یا جملات یک خطی را محقق کنند ولی انسان‌های زیادی نیستند که بتوانند این جملات را بسازند . اینجا بود که به ارزش خلاقیت پی بردم، و برنامه‌نویسی کامپیوتر را یکی از خلاقانه‌ترین کارهای اطرافم دیدم جذب آن شدم.ایده اولیه کلوب از خودتان بود یا از کسی یا جایی برداشت کرده بودید؟خیر ایده اولیه برای جناب آقای اورکات بود، در آن زمان‌ها به‌شدت به دنبال را ه اندازی یک وب سایت اینترنتی با یک ایده جالب بودیم و پس از ظهور اورکات همیشه با خودم فکر می‌کردم که چه وب‌سایت جالبی است، مردم خودشان ترافیک ایجاد می‌کنند و احتیاج به تبلیغ هم ندارد.یادم هست از همان اوایل هم کلوب ازنظر فنی سایت قوی و بی‌نقصی بود و همواره از تکنولوژی‌های جدید برنامه‌نویسی نیز بهره می‌بردید. این توانایی‌های فنی تیمتان را بیشتر عامل موفقیت کارتان می‌دانید یا ایده‌های خلاقانه تجاری را؟کلوب به زبان پی اچ پی توسعه داده‌شده است و اگر راستش را بخواهید یک کلمه پی اچ پی هم بلد نبودیم، چیزی که بیشتر برای تیم ما مهم است، انسجام فکری و صمیمیت پرسنل است و اگر کسی برای استخدام بیاید اصلاً از او نمی‌پرسم که چه چیزی بلد است ، برایم سرعت یادگیری - کار تیمی و اخلاق فردی مهم است ، ما همه‌چیز را یاد گرفتیم و هر روز یاد می‌گیریم، اکثر افراد تیم ما می‌دانند که دانسته‌هایشان دلیل بودنشان در اینجا نیست بلکه اشتیاقشان به دانستن دلیل بودنشان است.اگر جای ایران در آمریکا زندگی می‌کردید ممکن بود مارک زاکربرگ شوید؟راستش را بخواهید اینجا به ما خیلی سخت گذشت و می‌دانم در آینده سخت‌تر هم خواهد بود ولی اینجا را دوست دارم و در سن و سال بنده دیگر حوصله کوچ در دیاری نو نیست:). ولی 100% مطمئنم اگر در اروپا یا آمریکا بودیم، بجای ایده پردازی و مدیریت کاربران شهر اصفهان، به مدیریت فکر برای کاربران شرف آسیا می‌اندیشیدیم ، آنها در آن‌طرف دنیا نه از ایرانی‌ها باهوش‌تر هستند و نه صمیمی‌تر، شرایط برایشان بسیار آماده‌تر است، پس سریع‌تر حرکت می‌کنند</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Wed, 24 Nov 2010 22:23:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهندسین نرم افزار با لباس های راه راه</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-k9hpdh5xubfi</link>
                <description>۱۰ - ۱۱ مردادماه ، حدود ۲۰ روز پیش به یک اتهام مبهم، دور زدن فیلترینگ !! دستگیر و بازداشت‌شده بودم.و بقیه داستان ....مدیران فضای مجازی امروز و متهمین فردا!مهندسین جوانی که شب را در کابوس دست بند با لباس راه راه به صبح می‌رسانند.به گزارش غلط، یه اشتباه ساده، یه برداشت نادرست، یه غرض‌ورزی شخصی، یه ناهماهنگی و رقابت سازمانی و حتی درون‌سازمانی و یه ناآگاهی شاید هم توهم؛ کافی است تا با یه امضاء یا فشار دادن یک کلید تمام سرمایه، زحمات شبانه روزی و آبروی چندین و چند ساله‌ات در یک چشم به هم زدن بر باد رود.تک‌وتنها در اتاقی با دیوارهای بلند به بلندی بی‌اعتمادی و بی‌مهری زمانه! به پرده سفید خیالت خیره می‌شوی پاسخگویی به کاربران، کنترل‌های شبانه‌روزی، هماهنگی با قوانین، چند میلیون ساعت سرویس‌دهی در ماه، بی خوابی‌های شبانه، استرس و نگرانی، ایده پردازی، چالش با تکنولوژی و درنهایت بازرسی و بازداشت توسط نهادهای ناظر، دستگاه‌های داور، ارگان‌های نظامی - انتظامی از مقابل چشمانت رژه می‌روند و تمام آمال و آرزوهای جوانیت برای پیشرفت و ساختن را با خود می‌برند.یه گوشه می‌نشینی زانوی غم را تو بغل می‌گیری و به اینکه شاید بخت با تو یار باشد و قاضی پرونده‌ات نسبت به فضای سایبری و حمایت از سایت‌ها و سرویس‌دهندگان داخلی، توجیه باشد دل‌خوش می‌داری.روز بعد مقابل قاضی می‌ایستی.دور زدن فیلترینگ! وجود محتوای مجرمانه در سایت! عدم توجه و دقت به خواسته‌های قضایی – امنیتی – انتظامی! و چند اتهام ریزودرشت دیگر که روحت هم از آن‌ها بی‌خبر است.خوشبختانه این دفعه شانس با تو همراه بوده و آقای قاضی، بسیار منصفانه تمایل به شنیدن توضیحات تو داره می‌نشینی و با استفاده آر آنچه تاکنون آموخته‌ای بر روی صفحه کاغذ ترسیم می‌کنی آنچه در فضای اینترنت در دنیا می‌گذرد و اینکه تو و سایت کلوب درکجای بازی قرار داری.یک یه یک اتهامات را پاسخ می‌گویی لبخند رضایت بر لبان قاضی جوان، به تو امید می‌دهد، ولی دفعه بعد که شاید همین فردا و با یه پرونده دیگری از یه ضابط دیگر باشه ممکن است دوباره شانس نیاوری و با حکم یه سال حبس تعزیری مطابق با بند فلان از ماده بهمان قانون جرائم رایانه‌ای مواجه شوی و برنامه نویسی در سلول را تمرین کنی.روز بعد مقابل مونیتور پشت میز سایتت می‌نشینی و اخبار گذشته و حال دنیای مجازی را مرور می‌کنی:&quot;فیس‌بوک&quot; معروف‌ترین شبکه اجتماعی با حمایت مستقیم دولت آمریکا، در پی جذب یک میلیارد کاربر در سال جاری است.گوگل فیس‌بوک را شبیه‌سازی می‌کندمدیر سرویس‌دهنده بلاگفا بازداشت شد.قانون جرائم رایانه‌ای ابلاغ گردید.کمیته جدید تعیین مصادیق مجرمانه در دادستانی شروع به کار کرد.سایت کلوب دات کام بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی کشور فیلتر شد.فهرست موضوعی مصادیق محتوای مجرمانه قانون جرائم رایانه‌ای منتشر شد.سرویس‌دهنده‌های وبلاگ «بلاگفا» و «پرشین بلاگ» و &quot;شبکه اجتماعی کلوب&quot; از امروز صبح فیلتر شدند.با اشک در چشم و بغض در گلو نجوای علی بن ابی‌طالب را درسایتم فریاد می‌زنم که&quot; آنها در به ظاهر کفرشان متحد هستند و ما در به ظاهر ایمانمان متفرق و تنگ نظر&quot;در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشییا علیمحمد جواد</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Wed, 25 Aug 2010 23:21:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلیان جادویی... لذت یک مهندسی معکوس</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammad784/%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B9%DA%A9%D9%88%D8%B3-ujz7qun9hqb0</link>
                <description>این بار مطلبی که می‌خواهم بنویسم کمی عجیب غریبه!.... لطفاً تعجب نکنید .... داستان یک قلیان جادوییدنیای خلاقیت و نوآوری‌های صنعتی به‌سادگی و زلالی دیدن سایه یک پرنده در آب یک برکه است، فقط باید در لحظه موردنظر به آب نگاه کنید تا آنچه لازم است در ذهن شما شکل بگیرید.برای من هیچ کاری لذت‌بخش‌تر از مطالعه فرایند مهندسی معکوس روی وسایل روزمره که هر روزه همه می‌بینیم و با یک یا چند حرکت ساده قابل بهینه‌سازی هستند، نیست.تمام شرکت‌های بزرگ در دنیا محتاج یک یا چند جمله ساده هستند که یک محصول رو کمی بهینه کنند و بتوانند در بازار فوق رقابتی امروز دنیا چند درصد فروش برند خود را بالا ببرند.مهندسین زیادی هستند که می‌توانند ساعت یا موبایلی بسازند که ۵۰ متر زیرآب کار کند و یا اینکه موبایلی بسازند که بادکنک هوا یا همان (Air Bag) داشته باشد، ولی کسانی که این جملات را می‌سازند زیاد نیستند و رهبری دنیای امروز و آینده ازآن این افکار است.در عالم برنامه‌نویسی یک وقت‌هایی یک ایده‌های کاملاً خارج از زمینه کار برای آدم پیش می‌آید، که ممکن خیلی لذت‌بخش باشه ولی ریشه اصلی این افکار بازهم در همان احوالات برنامه‌نویسی است.حدود ۴ سال پیش ایده‌ای در خصوص قلیان به ذهنم رسید که از سال پیش به تشویق برادرم و چند نفر از دوستانم آن را اجرایی کردیم تا اینکه در اداره ثبت اختراعات به ثبت رساندیم، لابد به خودتان می گویید عجب مطلب پیچیده و پر محاسباتی.ایده من فقط یک کشوی ساده بود، بله، فقط یک کشوی ساده، ولی در یک جای اساسی . شکل ساده بالا را اگر با تمرکز و دقت بررسی کنید ، می‌بینید خواص نهفته باطنی و ظاهری عمیقی داره !اسمش رو سرقلیان جادویی گذاشتیم و یک وب‌سایت در همین میهن بلاگ خودمان براش ساختیم.به مهندس بودن عادت نکنیم ، باید مهندسین را جهت داد، خلاقیت بیش از آنکه به هوش و ذکاوت وابسته باشد به نظر من به اخلاق و روحیات مثبت و منفی وابسته است، آن‌کس که سایه حرکت و تبلور یک ایده را در ذهن خود پیدا می‌کند، باید به خودش بیش از دیگران نزدیک شده باشد و این کار بدون اصلاح اخلاقی (که مطلبی فرای مسائل مذهبی و فرهنگی است) میسر نمی‌شود.از آرزوهای من این است که شرکتی وجود داشته باشد تا جمعی از جوانان خلاق را دورهم سازمان‌دهی کند و آموزش‌های حرفه‌ای در خصوص متفاوت نگریستن به آنها داده شود تا خلاقیت را به کشورهای دیگر صادر کنیم. شاید خیلی خوش‌بینم وبی توجه به شرایط روز صحبت می‌کنم. شاید... برای دریافت اطلاعات بیشتر می‌توانید به سایت http://www.magic-hookah.com مراجعه کنید و کارتون مربوط به مزایای این وسیله که مورد مهندسی معکوس قرارگرفته رو ببینید.</description>
                <category>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</category>
                <author>Mohammad Javad Shakouri Moghadam</author>
                <pubDate>Wed, 28 Jul 2010 23:20:18 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>