<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد علی جواهری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohammadalijavaheri</link>
        <description>لایف کوچ / عضو فدراسیون جهانی کوچینگ icf / پژوهشگر سبک زندگی / مسافر سرزمین نوشتن / جویا ، شاگرد ، پرسشگر و شنوا / یوگی ، دوچرخه سوار ، عکاس www.mohammadalijavaheri.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 00:13:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/19157/avatar/vUQddE.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد علی جواهری</title>
            <link>https://virgool.io/@mohammadalijavaheri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روزانه نویسی هایم تا نیمه سال</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadalijavaheri/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84-bfra44zgl7ea</link>
                <description>از ابتدای سال 97 که به توصیه دوست و معلم گرانقدرم شاهین کلانتری نوشته هایم را در فایل ورد جمع آوری میکنم ، تاکنون بیش از نیم میلیون کلمه یادداشت داشته ام !!در ابتدای هر سال یک فایل ورد برای صفحات صبحگاهی و یک فایل هم برای یادداشت های روزانه ام در نظر می گیرم .به مرور که یادداشت هایم را در آن ها ذخیره میکنم، مقدار نوشته هایم را هم بررسی می کنم .در کل سال نود و هفت حدود هشتاد هزار کلمه نوشتمابتدای امسال ( هزار و چهارصد ) تصمیم گرفتم که در سال پیش رو در فایل صفحات صبحگاهی دست کم دویست هزار کلمه و در یادداشت های رزوانه هم سیصد هزار کلمه بنویسم .اکنون که نیمی از سال گذشته خوشبختانه توانسته ام تقریبا نیمی از این هدف را محقق کنم .صد و سی و هشت هزار کلمه در فایل یادداشت های روزانهصد هزار کلمه در فایل صفحات صبحگاهی( در پست جداگانه ای به توضیح بیشتر در مورد روند نوشتنم در این فایل ها خواهم پرداخت )روز های اولی که نوشته هایم را در این فایل ها بایگانی می کردم ، نوشتن روزی پانصد کلمه هم برایم سخت بود و گاهی طاقت فرسا !!خوشبختانه در حال حاضر روزی دو هزار کلمه نوشتن هم برایم آن قدر ها سخت نیست !!تردید ندارم که نوشتن روزانه برای من به طرز معجزه آسایی مفید بوده و هست؛ شگفت آنکه هر چه پیشتر می روم به آن محتاج تر می شوم !!نوشتن را نه تنها دوست دارم و نه تنها برای من موهبت بزرگی است بلکه وظیفه خودم می دانم که دیگران را به این کار تاثیر گذار ترغیب کنم .تلاش میکنم که افراد بیشتری، بهره مندی از این موهبت را به خودشان هدیه بدهند !!باشد که از کلمات ، جملات و توانایی های نوشتاری و زبانی مان به گونه ای استفاده کنیم که برایمان بسیار موثر تر از آنچه هستند ، باشند !!</description>
                <category>محمد علی جواهری</category>
                <author>محمد علی جواهری</author>
                <pubDate>Sat, 25 Sep 2021 10:37:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحول آفرینی در زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadalijavaheri/%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-drrzxchti4mc</link>
                <description>ما عاملان تحولیم کلمه تحول در لغت نامه دهخدا این چنین معنی شده :برگشتن از جایی به جای دیگر یا برگشتن از حالی به حالی دیگرمترادف های تحول :انقلاب ، تبدیل ، دگرگونی ، گردشبا خواندن این مترادف ها و معانی بیشتر می توان پی برد که تحول بصورت روزانه هم در زندگیمان رخ می دهد . اینکه به چه میزانی و چه نوعی باشد را بسیار ها عامل مختلف تعیین می کنندهراکلیتوس فیلسوف گفته :هیچ کس در یک رودخانه نمی تواند دو مرتبه پا بگذارد ، زیرا نه رودخانه همان رودخانه قبلی است و نه فرد همان فرد قبلیحال که تغییر و تحول در زندگیمان می تواند این قدر زیاد اتفاق بیفتدآیا ما برای بهبود این تحولات فکر و تلاش می کنیم ؟آیا اصلا لازم است برای این ها تلاشی بکنیم ؟همچنان که سواد آموخته ایم و تا قبل از تحولِ سوادآموزی ، از بسیار ها موهبت مثل خواندن ، نوشتن ، دانش اندوزی و ... بی بهره بوده ایمهمچنان که اگر تحولات جسمی ، روحی، عاطفی ، ذهنی ، شخصیمان در سنین مختلف نبودند آنچه امروز در حال تجربه آن هستیم به کلی متفاوت می بودما نه تنها مدام در حال تحول هستیم که محتاج آن نیز هستیم .ما محتاج تحولِ سواد آموزی بوده ایم و هستیمما محتاجیم که با شرایط متفاوت زندگی و دنیا بتوانیم تحولات متناسبی را بیافرینیم ( تحولات شخصی و اجتماعی و اقتصادی و ... )تا نفس جاریست ، می توانیم تحول آفرینی کنیم و اجازه ندهیم که صرفا بر اساس تحولات طبیعی و اجتماعی ، دچار تغییر شویم .ما با تحول به دنیا آمده ایمو تحول مدارانه زندگی می کنیم و با تحولِ مرگ هم از این جهان خواهیم رفتهمچنان که با نفس کشیدنمان، چُرتکه عمرمان انداخته می شود ، تحولات مختلف را تجربه میکنیمحالی آنکه انتخاب با ماست که علاوه بر تحولات زیستی و اجتماعی و ... عاملیت بخشی از تحولات را خودمان به عهده بگیریم و یا اجازه ندهیم بعضی از تحولات ما را به کام خودشان فرو برندعامل تحول بودن یا مدیریت تحولات ( طبیعتا در حد و اندازه ممکن )، یک استراتژی موثر در جهت بهبود کیفیت زندگی است .ما نیازمند تحول آفرینی هر روزه ایمنیازمند این که روز به روز و ساعت به ساعت و حتی  لحظه به لحظه  تحول آفرینی کنیمتحول در نگرش ماندر احساس هایماندر تلاش هایماندر گفتگو با خویشتن و دیگراندر آگاهی از خودمان و جهان پیرامونماندر برداشت هایماندر یادگرفته هایماندر اندیشه هایماندر کردار و منش ماندر کسب و کار مانو حتی در آدمهای اطراف مانو ...ما عاملان تحولیمبه قدر همت، توان و ادراک خود می توانیم تحول بیافرینیمشما در این باره چگونه می اندیشید ؟همچنان که تحول در یادگیریِ حرفِ جدیدی از الفبا مقدمه ایست بر تحول بزرگتری به نام سوادآموزی و سواد آموزی مقدمه ایست برای بیشمار تحول بزرگ دیگر ؛ برای تحولات بزرگ زندگیمان نیازمند تحولات مقدماتی متعددی هستیم .ما می خواهیم با تحولات کوچک تحولات بزرگ بیافرینمما عاملان تحولیمشما می خواهید چه تحولی بیافرینید ؟این تحول نیازمند چه تحولات مقدماتی است ؟</description>
                <category>محمد علی جواهری</category>
                <author>محمد علی جواهری</author>
                <pubDate>Tue, 23 Feb 2021 13:17:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برکه های حقیر دغدغه را دریا کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadalijavaheri/%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-tmuhkbxwkchm</link>
                <description>نوشته زیر از کتاب یک عاشقانه آرام ( نادر ابراهیمی ) است بیا تا برکه های حقیر دغدغه را دریا کنیم ای دوست !! چرا که هیچ دریایی ، هرگز ، از هیچ توفانی نهراسیده است و هیچ توفانی ، هرگز ، دریایی را غرق نکرده است !! بارها و بارها این نوشته شگفت انگیز ابراهیمی را خوانده ام و می خوانم جان و دلم را طراوت می بخشد نوشتم که شما هم بخوانید </description>
                <category>محمد علی جواهری</category>
                <author>محمد علی جواهری</author>
                <pubDate>Thu, 16 Apr 2020 19:47:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوال ها کیفیت زندگی را تغییر می دهند</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadalijavaheri/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-ftpko9p8harj</link>
                <description>پرسشگری موثر کیفیت زندگیمان را بهبود می بخشد ماریل آدامز در کتاب سوالاتت را تغییر بده تا زندگی ات تغییر کند از اهمیت پرسشگری میگویددر جایی گفته :اگر می خواهی به قدرت واقعی سوالات بچسبی ، سوالات می تواند تمام زندگی ات را تغییر دهد . به افزایش کیفیت و کمیت سوالاتی که از خودمان می پرسیم بر می گردد .و ادامه می دهد:تفکر سوالی یک سیستم مهارت ها و ابزار است که از سوالات برای گسترش نحوه برخورد با تقریبا هر وضعیتی استفاده می کند . مهارت هایت را برای تصفیه سوالاتت توسعه می دهی تا در تمام کار هایی که انجام می دهی نتایج بهتری به دست آوری. سیستم تفکر سوالی به طور تحت اللفظی فکر کردنت را به عمل وا می دارد ؛ عملی که هم متمرکز و هم موثر است و بستری عالی برای تصمیم گیری های هشیارانه تر ایجاد می کند .بیشتر مواقع حواسمان نیست که سوال می کنیم ، مخصوصا آنهایی را که از خودمان می پرسیم .ولی آنها تقریبا در سراسر زندگیمان بخشی از پردازش ذهن ما هستند . در حقیقت فکر کردن ما به شکل سوالات درونی و پردازش پاسخ سوالات است . فقط این نیست ، اغلب ما سوالاتمان را فقط با عمل کردن پاسخ می دهیم .به عنوان نمونهامروز وقتی می خواستی از خانه خارج شوی ، سوالات زیادی از خودت پرسیده ای .مثلا پرسیدی : میخوام کجا برم ؟ چه نوع لباسی برای رفتن به اونجا مناسبه ؟ از بین لباس هایی که فک میکنم مناسبه کدومو ترجیح میدم ؟ حدودا چقد طول میکشه به مقصد برسم ؟ چجوری میخوام برم ؟ چه وسایلی لازمه با خودم ببرم؟  و…ممکن است در زمان پرسیدن این سوالات حواسمان نبوده اما با رفتارمان به آنها پاسخ داده ایم !! ما لباس مناسب را انتخاب کردیم و پوشیدیم ، زمان مناسب برای حرکت کردن را تشخیص دادیم ، وسایل مورد نیاز را با خود برداشتیم و مثلا با ماشین خودمان به راه افتاده ایم .شاید متوجه  این پرسش و پاسخ نبوده باشیم اما در واقع ما هم سوال مطرح کرده ایم و هم به آن جواب داده ایم !!ما مدام در حال سوال پرسیدن هستیمممکن است به جواب نرسیم یا دیر برسیم اما همیشه سوال می پرسیمبا افزایش کیفیت سوالات کیفیت رفتار ها و زندگیمان هم بیشتر می شودسوال ها برای ما حیاتی اند .وبلاگ من </description>
                <category>محمد علی جواهری</category>
                <author>محمد علی جواهری</author>
                <pubDate>Tue, 14 Apr 2020 15:11:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به ریسمان کلمات چنگ بزنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadalijavaheri/%D8%A8%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%DA%86%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-ibsgeyimrdah</link>
                <description>بنویس تا کامروا شوی همه ما با منبع لایزال تولید تفکرات ، تصورات و بطور کلی ذهنیات وجودمان آشناییم ، ذهن ما همواره در حال فعالیت و ایجاد چنین پدیده هایی است . ذهنیات ما فارغ از کمیتشان ، برای فهم دقیق تر نیازمند عینیت یافتن هستند . ذهن ما برای عینیت یافتن آنچه را در گستره خود می پردازد ، به دنبال راهکاری می گردد و بنظر می رسد دم دست ترین آن کلمه بندی و جمله سرایی است !  ما کلماتی انتخاب می کنیم برای بیان آنچه در ذهنمان می گذرد . این کلمات را بقدر توانمندی نوشتاری یا گفتاری خودمان می توانیم به دنیای خارج از ذهنمان منتقل کنیم  .این انتقال ذهنیات اگر ثبت شوند عینیت متمایزی می یابند و فهم متناسب تری ارائه می دهند ! در کارزار تشریح ذهنیت انبوهی از کلمات در ذهنمان هجوم می آورند تا رسالت خود را در این امر به انجام برسانند. حال آنکه ممکن است رسم تقدم و تاخر را بخوبی رعایت  نکنند و یا نظم و چارچوب منسجمی نداشته باشند .برای افزایش شفافیت مطلب و حفظ اصالت آن و نیز نظام بخشیدن به کلمات ، بهتر است در ذهنمان ریسمانی  از کلمات بسازیم که بطرز قابل فهم تری بتوانند تشریح ذهنی را انجام دهند . من معتقدم نوشتن روش بسیار مطلوبی است برای چنگ زدن در میانه ریسمان کلمات و بیرون کشیدن آنها از ذهن و مرتب کردنشان بر روی کاغذ تا علاوه بر ماندگاری ، با عینیتی که یافته اند ، فهم سنجیده تر و موشکافانه تری از ذهنیات را تشریح کنند . </description>
                <category>محمد علی جواهری</category>
                <author>محمد علی جواهری</author>
                <pubDate>Tue, 06 Nov 2018 00:24:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیفی برای منابع درونی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadalijavaheri/%D9%82%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-jmim5ikfzaye</link>
                <description>بنویس تا کامروا شوی  نوشتن رو دوست دارم ، نوشتن لذت عمیقی رو به روح زندگیم می بخشه و عجیب ازش راضیم و دارم تلاش میکنم که این روزها بیشتر و بیشتر بنویسم و بیشتر و بیشتر ازش نوازش بگیرم و تقدیم روح نازنین خودم بکنم و زندگیم رو شادمان تر و با انرژی و حسی بهتر و سطح رضایتمندی بالاتری سپری کنم . خیلی خرسندم ازینکه نوشتن راهی هست برای بیان و ابراز آنچه در درونم میگذره و میتونه درونیات و حرف ها و برداشت ها و فکر هام رو منظم کنه و مثل قیفی که هر چقدر از منبعی بی نظم درش بریزی به میزان ظرفیتش بصورت منظم اون ماده رو از خودش عبور میده ؛ به گمانم اون ماده کلمه هایی هستن که با قیف نوشتن بر صفحه کاغذ نظم پیدا میکنن و اضافه بار منبع رو کم میکنن و به بدن اجازه میدن که با فراغت و سبکباری بیشتری به حرکت و به زندگانی خودش ادامه بده .گویا بیش از 150 نوع حس متفاوت رو بشر تا کنون کشف کرده و اسم گذاری کرده که دقیقا نمی دونم چند تا از اونها رو من می شناسم و حس کردم ، ولی قطعا چیزی بیشتر از اونی که بشناسم رو حس کردم و در هزار توی زندگی تجربه کردم و الان نمی دونم که چه اسمی داره و یا فراتر از اون اصلا حتی نمی دونم که در مورد اون چی بگم و به چه روشی اون رو ابراز کنم !! وقتی درون ما انقدر عظیم و شگفت انگیزه و مدام در حال تولید منابع فکری و احساسی و ... هستیم ،  بنظر می رسه اگر بخوایم باری از درونمون برداریم باید راهی براش پیدا کنیم و بهترین راه برای من همون قیف نوشتنه!!  شما چه راهی رو انتخاب کردید؟ </description>
                <category>محمد علی جواهری</category>
                <author>محمد علی جواهری</author>
                <pubDate>Thu, 25 Oct 2018 12:41:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لشگر حسرت</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadalijavaheri/%D9%84%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%B1%D8%AA-eozcz7vi60kx</link>
                <description>  در واپسین لحظه های عمر بیشتر از هر چه لذت برده ای حسرت ها جلو چشمانت رژه می روند، بی توجه به فرمان تو ، آنها خود را آماده کرده اند تا چنین روزی خودنمایی کنند ، به گمانم از تمام لحظه های تلاش نکردن یا نرفتن ها و نخواستن ها و نشدن ها و همه آنچه حسرت زندگیمان نامیده میشود ، لشگری ساخته می شود با بغضی در گلو و همه تن شوری برای گرفتن انتقام از فرماندهی من و ما !! آن لحظه که دم زدیم و حسرت فروخوردیم سربازی زاده شد سراپا جنبش برای انتقام . لشگر حسرت شاید سالها و سالها منتظر مانده اند تا رژه بزنگاه را با تمام توانشان در عجیب ترین زمان عمر فرمانده خویش اجرا کنند و بغض فروخورده سالیان را اینگونه فریاد کنند !!باشد که فرمانده ای باشیم هوشیار، که اجازه زایش به سربازان حسرت نمی دهد . </description>
                <category>محمد علی جواهری</category>
                <author>محمد علی جواهری</author>
                <pubDate>Thu, 25 Oct 2018 00:32:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جامعه کلمات</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadalijavaheri/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-qim3pyxwzqzl</link>
                <description>نویسندگیداشتم در مورد نویسندگی و ساختار نوشته و اهمیت قرارگیری کلمات فکر می کردم که ذهنم درگیر این فکر شد که کلمه های مختلف در جایگاه های مختلف ممکنه کاربرد یا درک متفاوتی رو منتقل کنن ، در اصل کلمه همون کلمه هست اما در مجاورت یک سری کلمه دیگه ممکنه به طرز متفاوتی مطرح بشه و خوب بطرز متفاوتی هم درک بشه !! درگیر این فکر بودم که ذهنم به سمت دیگه ای هدایت شد!تو شبکه های اجتماعی مجازی و غیر مجازی آدم ها جمع میشن و  گروه تشکیل میدن یا منش یا افکار  یک سری افراد رو می پسندن واونها رو دنبال میکنن یا به هر روشی سعی می کنن با آدم هاارتباط برقرار کنن و در اجتماعات انسانی حضور داشته باشن  !! این فکر جدید توی ذهنم داشت مقابل فکر قبلی خود نمایی می کرد و اون رو به همراهی دعوت می کرد . حاصل همراهی  اونها این شد :ما آدم ها با هویت مختص خودمون ممکنه در هر کدوم از گروه های اجتماعی به نوع دیگه ای درک و شناخته بشیم ، توی گروهی متشکل از همکاران بیشتر ازینکه روحیات من درک بشه توانمندی و تخصص و مسایل مربوط به شغلم مطرح و درک میشه ! بطور جداگانه ای مثلا من در گروه افراد باشگاه ورزشی قرار می گیرم و طبیعتا بیشتر ازینکه توانایی های حرفه ایم درک بشه ، قدرت جسمی و توانایی های حرکتی و ورزشیم درک میشه !! و بطور کلی این قاعده در گروه ها و اجتماعات مختلف انسانی وجود داره ، گروه دوستان یا خانواده یا گروه های هنری و ...در عین حالی که ما هویت مختص خودمون رو داریم ، درک دیگران از ما بستگی زیادی به مجاورت با آدم های اطرافمون داره و جالب اینکه با انگیزه یا دلیل اون مجاورت هم بعضا بشدت در ارتباطه .حالا اگر به کلمات هم دقت کنیم اونها هم مثل آدم ها هویت خودشون رو دارن و در عین حال  بین گروه های مختلف مجازی و غیر مجازی قرار میگیرن و ممکنه در همسایگی کلمات و موضوعات متفاوت به نوع دیگه ای خودشون رو عرضه کنن و درک متفاوتی از خودشون رو به نمایش بگذارن. گویا ماحصل همراهی این فکرها نتیجه بدی نداشت ، حداقل می شه گفت همونطور که آدمها با حضورشون بین بقیه درک میشن و هر چقدر که مجاورت بیشتر و متناسب تری با آدم ها داشته باشن ، درک متمایزی ازشون می شه ؛ کلمات هم به همین ترتیب می تونن درک و شناخت متمایزی رو تقدیم خواننده های خودشون بکنن .درسته که آدم ها هوشمندانه اینکار رو انجام میدن و کلمات به خودی خود هوشمندی این کار رو ندارن اما نویسنده  با استفاده از تجربه و تبحر خودش می تونه در امر چینش کلمات ، مجاورانی انتخاب کنه که علاوه بر زیبایی و ساختارمندی ، فهم مطلوب و سنجیده ای رو از نوشته بر ذهن خواننده ثبت کنه .</description>
                <category>محمد علی جواهری</category>
                <author>محمد علی جواهری</author>
                <pubDate>Thu, 18 Oct 2018 13:36:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رسالت درخت</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadalijavaheri/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-deg2enchtokn</link>
                <description>  با دیدن درخت ها و قدم زدن بین اونها اینطور فکر کردم :بنظر میرسه مهم ترین دغدغه اونها رشد هست و زایش برگ و بار ، اصلا رسالت اونها همین هست و گویا با رسالت خودشون بخوبی آشنا هستن و تو این عرصه بطرز حیرت انگیزی تلاش میکنن !! هیچ درخت زنده ای رو نمیشه پیدا کرد که برای جستجوی نور تقلا نکنه و یا اعماق زمین رو برای کنکاش نکنه برای عمیق تر شدن ریشه وجودش ، هیچ درختی نیست که رشد رو کافی بدونه و اون رو متوقف کنه !! درخت بخوبی یادگرفته که برای انجام رسالتش بالاخره راهکاری پیدا بکنه . اون همیشه خودش رو هوشیارانه آماده نگه می داره ، اگر نور خورشید بتابه یا اگر باران بباره قامت استوارش میزبان صمیمی حضور اونهاست ، اگر طوفان بیاد و اگر حتی برف یا تگرگ هم بباره ، باز هم پیکر خودش رو مقتدرانه میزبان نگه می داره !! اون هیچ زمانی رو برای رشد از دست نمی ده ، رشدش رو در میانه میدان شدن ها بشدت پیگیره !! تدبیر درخت واقعا حیرت انگیزه !! حالا که درخت انقدر با ظرافت و تدبیر داره تلاش می کنهبد نیست از خودمون بپرسیم آیا تونسیم رسالت خودمون رو شناسایی کنیم و بی امان براش تلاش می کنیم یا غیر از اون رو انتخاب کردیم ؟ آیا حداقل به قدر درخت به انجامش متعهدیم ؟ اصلا مهم ترین دغدغه ما چیه ؟؟  </description>
                <category>محمد علی جواهری</category>
                <author>محمد علی جواهری</author>
                <pubDate>Sat, 13 Oct 2018 12:21:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>