<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد امینی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohammadam</link>
        <description>برنامه نویسم. به اقتصاد و روانشناسی علاقه دارم. به نظر میاد همه چیز یک چیزه و همه چیز خیلی به هم مربوطه.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 20:59:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/107803/avatar/MCmcVU.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد امینی</title>
            <link>https://virgool.io/@mohammadam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا عدالت واقعا وجود داره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadam/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-u1npahutrfvv</link>
                <description>میتونین بگین عدالت واقعا چیه؟ آیا برابری در برابر قانونه؟ چه قانونی؟ اگه قانون این باشه که شما حق ندارین تا 30 سالگی هیچ ماشین و خونه ای داشته باشین چطور؟ یا فقط در صورتی که قدتون بالا 180 سانت متر باشه حق دارین بچه دار بشین.اگه از دیدگاه من عدالت در دنیا برقرار بشه، مطمئنا از دید خیلی ها دنیا جای نا عادلانه ایه. همینطور اگر از دیدگاه هر کس دیگه ای عدالت در دنیا برقرار بشه، عده ای زیادی وجود دارن که دنیا به نظرشون نا عادلانس.در واقع هیچ دیدگاه مشترکی از عدالت وجود نداره. احتمالا هیچ دو نفری توی دنیا وجود ندارن که در تعریف عدالت کاملا هم نظر باشن و اختلافی باهم نداشته باشن. عده ای میگن &quot;عدالت یعنی هر چیزی در جای خودش&quot;اما جای چیز ها رو کی تعیین میکنه؟ کی مشخص میکنه یه چیزی واقعا در جای خودش هست یا نیست؟از تئوری علت ها میفهمیم که ذات دنیا طوریه که مدام گوناگونی و تنوع خلق میکنه. دنیا محل تاثیر و تاثر های بی پایانه. محل تغییرات دائمیه. پر از نظم و هرج و مرجه و نظم و هرج و مرج دو روی یه سکه هستن. عدم قطعیت در همه جا موج میزنه و ما هرگز نمیتونیم زنجیره اتفاقاتی که منجر به یه طوفان میشه رو بفهمیم. ممکنه یه طوفان توی تهران رخ بده و اگه یه پروانه توی اسپانیا بال نمیزد هرگز زنجیره اتفاقاتی که منجر به اون طوفان میشد، تکمیل نمیشد و اون طوفان رخ نمیداد. چی باعث شد اون پروانه بال بزنه و زنجیره ادامه پیدا کنه و طوفان رخ بده؟هرکس فقط بخش کوچکی از علت ها رو میتونه ببینه و متناسب با ارتباطی که بین اون علت ها برقرار میکنه، تفسیر خودشو از یه واقعه داره.عدالت یه احساسه. یا بهتر بگیم، بی عدالتی یه حسه. زمانی که فکر میکنیم حق ما خورده شده و یا به چیزی که تصور میکردیم حقمونه نرسیدیم، دچار این احساس میشیم که نسبت بهمون ظلم شده و بی عدالتی شده. و ممکنه بعدش تلاش کنیم عدالت رو برقرار کنیم و در پی این تلاش ها سیستمی رو درست کنیم که عدالت رو برقرار کنه.سیستمی که عدالت رو از دید ما برقرار میکنه میتونه چیزی باشه که از دید یه نفر دیگه ظلم مطلق باشه.به همین خاطر من فکر می کنم بهتره مفهوم عدالت رو فراموش کنیم و بپذیریم این مفهوم مثل هر چیز دیگه زاییده ذهن ماست و تاکید اصلیمون برقراری عدالت نباشه چون هرگز نتیجه مشخصی به ما نمیده.مثلا توی اقتصاد هدفمون این نباشه که بیاییم عدالت اقتصادی رو برقرار کنیم. عدالت اقتصادی یه مفهوم گنگه، مثه اینکه بخوایم عدالت فیزیکی رو برقرار کنیم.هدف اصلی اقتصاد افزایش رفاه مادی بشره و اقتصاد اینکارو از طریق خلق بیشتر ثروت انجام میده. (میدونیم پول ثروت نیست بلکه واحد اندازه گیریه ثروته مثل متر که واحد اندازه گیریه طوله)بهتره تاکید اصلیمون روی حق باشه. حق آزادی که اولین و مهمترین حقه. و شاید اولین و آخرین حق. و چهار حق بنیادی زیر چارچوب آزادی رو تعیین میکنن. چهار حق زیر حریم انسان ها رو مشخص میکنه. -  حق حیات: همه ما حق داریم زنده باشیم و زندگی کنیم و کسی نباید ما رو بکشه -  حق معاش: همه ما حق داریم از هر راهی که بلدیم و دوست داریم امرار معاش کنیم و پول در بیاریم و زندگیمونو بگذرونیم -  حق مالکیت: هر کس صاحب یه چیزی شد، صاحبشه و کسی نباید به زور اونو ازش بگیره. -  حق آزادی بیان و اندیشه: هر کس در هر موردی که دوست داشت میتونه اندیشه و نظرشو بگه.تجربه نشون داده زمانی که حقوق فوق رعایت بشه رفاه اقتصادی به وجود میاد و جنبه های مادی بشر رشد میکنه. توی مطالب بعد همراه من باشین :)</description>
                <category>محمد امینی</category>
                <author>محمد امینی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2020 23:58:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا قانون نمیتونه جلوی تورم رو بگیره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadam/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AC%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87-khvklpb3y5ed</link>
                <description>وقتی حجم پول ها زیاد میشه، چرا تورم به وجود میاد؟ چرا نمیشه با قانون گذاری جلوشو گرفت؟ چرا وقتی قانون میذارن که قیمت سیب حتما باید ۲ هزار تومن باشه، هیچ وقت این قانون اجرایی نمیشه؟ آیا ضعف توی نظارت و بازرسیه؟جواب در &quot;قانون نزولی بودن مطلوبیت نهایی&quot; نهفتس. اصطلاحش یکم پیچیدس ولی مفهومش خیلی سادس. تصور کنین توی صحرا گیر کردین و فقط یه لیوان آب دارین، اون یه لیوان آب براتون خیلی ارزشمنده چون زندگیتون بهش وابستس و ممکنه جونتون رو نجات بده.حالا اگه اونجا یه پیانو داشته باشین که ۱۰ میلیون تومن خریده باشینش و یه نفر بهتون بگه که حاضره در ازای اون پیانو یه گالن آب بهتون بده، پیانو رو با یه گالن آب معامله میکنین چون ارزش یه گالن آب تو صحرا خیلی زیاده. اگه تو شهر باشین و شرایط نرمال باشه آیا حاضرین بازم اون معامله پیانو در برابر یه گالن آب رو انجام بدین؟توی شهر به اندازه کافی آب وجود داره به همین خاطر کسی حاضر نیست پیانو رو با یه گالن آب معامله کنه. چون وقتی از یه چیزی زیاد داشته باشیم ارزشش برامون کم میشه.اگه فقط یه پیراهن داشته باشیم، داشتن یه پیراهن دیگه برامون ارزشمنده. اما اگه صدتا پیراهن داشته باشیم، داشتن یه پیراهن اضافه چندان برامون مهم نیست.به این میگن &quot;قانون نزولی بودن مطلوبیت نهایی&quot;پس همونطور که هرچیزی زیاد میشه ارزشش کم میشه، وقتی حجم پول ها تو اقتصاد بالا میره، ارزش پول کم میشه، و این باعث میشه قیمت همه چیز زیاد بشه، چون پول واحد قیمت گذاریه.ارزش اقتصادی چیز ها رو ذهن ما تعیین می کنه. ذهن ما بر اساس اینکه چقدر از یه چیزی در اختیارمون هست، اونو به لحاظ اقتصادی ارزشمند یا بی ارزش تلقی میکنه. به عنوان مثال میدنیم هوا از پفک نمکی ارزشمند تره، اما هیچ کس بابت هوا پول نمیده چون همه جا هست اما وقتی می خوایم پفک نمکی داشته باشیم بابتش پول میدیم و میخریمش چون میزان کمی ازش وجود داره و ما می خوایم داشته باشیمش. اگه یه نفر قانون بذاره که اگه میخواین نفس بکشین هر روز باید بیایین پول بدین هوا بخرین و از اون هوا تنفس کنین آیا حاضریم همچین کاری بکنیم؟اینکارو نمیکنیم چون هوا همه جا هست و به سادگی بهش دسترسی داریم. ارزش گذاری ذهنی انسان ها روی کالا ها، بر اساس اینکه اون کالا رو میخوان یا نه و اینکه چه میزان از اون کالا در دسترشون هست، یه موضوع طبیعیه و قانون نمیتونه مانعش بشه. اگه دوست دارین بدونین کی پول ها رو زیاد میکنه این پست رو بخونین. توی پست های بعدی همراه من باشین :)</description>
                <category>محمد امینی</category>
                <author>محمد امینی</author>
                <pubDate>Mon, 20 Jan 2020 21:18:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تئوری علت ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadam/%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D9%87%D8%A7-mngyzd5xpggj</link>
                <description>در دنیایی زندگی میکنیم که به نظر هر چیزی علتی داره. پدیده ها صاحب علت هستن. اما در عین حال تقریبا همه چیز غیر قابل پیش بینیه. توی یه دنیای غیر قطعی زندگی می کنیم. این چطور ممکنه؟اثر پروانه ایبه خاطر پدیده علت ها هر سیستم ساده ای خیلی سریع میتونه به یه سیستم پیچیده تبدیل بشه. یه سیستم ساده رو در نظر بگیرین.فرض کنیم در ابتدا توی سیستم ما فقط A و B وجود دارن.تصور کنین A میتونه روی B تاثیر بذاره و باعث بشه C به وجود بیاد. از حالا به بعد توی سیستممون A، B و C رو داریم.حالا C ممکنه روی A تاثیر بذاره و باعث خلق D بشه یا B روی C تاثیر بذاره و E به وجود بیاد. حالا چیزای جدید تری توی سیستممون داریم. این چیزای جدید بازم میتونن رو هم تاثیر بذارن و چیزای جدیدتر خلق بشه و این روند همینجور ادامه داره.یعنی این سیستم ساده ما میتونه به طرز باور نکردی و با سرعت خیلی زیاد رشد کنه و به یه سیستم پیچیده تبدیل بشه. به چیزی با تریلیون ها تریلیون عضو جدید که بازهم باعث میشن چیزهای جدید تری خلق بشه.خب زمانی که سیستم ساده ما به یه سیستم پیچیده تبدیل شد چه اتفاقی میافته؟در عین حالی که سیستم ما کاملا بر پایه علت ها و معلول هاست، اما پیدا کردن روابط و زنجیره علت و معلول ها تو این سیستم بسیار مشکله.مثلا ممکنه تو سیستم چیزی به اسم ACGGH به وجود اومده باشه. و وجود این عضو جدید حاصل 2 تریلیون تاثیر گذاری باشه. پیدا کردن زنجیره این تاثیر گذاری ها که باعث خلق این عضو شده بسیار مشکله و قبل از خلقش، پیش بینی اینکه چنین عضوی خلق میشه هم بسیار مشکله.چون کلی تاثیر گذاری این وسط در بین بوده و باید زنجیره این تاثیر گذاری ها طی بشه تا بتونیم با قطعیت بگیم این عضو در سیستم به وجود میاد.تو دنیا در حال حاضر وسیله ای که بتونه زنجیره علت و معلول ها رو به طور کامل طی کنه وجود نداره. چون قدرت محسباتی بیش از حد تصور لازم داره تا تمام علت ها و معلول ها رو بتونه بررسی کنه.از حرکت مولکول های هوا موقع تنفس من و شما، تا حرکت شن های صحرا موقع وزش باد، یا فشار دادن کلید پیانو توسط یه نوازنده و به وجود اومدن احساس در یه نفر که باعث یه تصمیم میشه.حجم عظیم و غیر قابل تصور علت ها باعث شده دنیا کاملا غیر قطعی و غیر قابل پیش بینی به نظر بیاد.این عدم قطعیت و حجم عظیم علت ها در لحظه لحظه زنذگی ما در جریانه. مثلا باعث میشه کسی نتونه با قطعیت بگه وضعیت بورس فردا چه جوریه و آدما فقط در این مورد حدس هایی میزنن. یا حتی نمیتونیم با قطعیت بگیم سالم از خیابون رد میشیم یا نه.تئوری علت ها باعث خلق گوناگونی میشه. باعث میشه تو دنیا این همه چیزای مختلف و جور واجور داشته باشیم. در عین حالی که یه جور نظم رو میبینیم و حس میکنیم، اما میبینیم هرج و مرج وجود داره و هیچ راهی وجود نداره که بتونیم چیز ها رو تا ابد مرتب منظم نگه داریم. به محض اینکه اینکارو می کنیم دوباره بهم میریزن. چون مدام چیز های جدید خلق میشه و به وجود میاد، یا چیز ها رو هم تاثیر میذارن و مدام همه چیز تغییر میکنه.حالا یه سوال، درک این عدم قطعیت، این حجم از گوناگونی و تغییر، توی اقتصاد چه کمکی به ما میکنه؟ :)</description>
                <category>محمد امینی</category>
                <author>محمد امینی</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2020 02:35:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رانت چیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadam/%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D9%87-ayu0r1pxjdyj</link>
                <description>وقتی میریم نون وایی و نون میخریم، به نون وا پول میدیم. اینجوری به نون وا یه گواهی دادیم به این معنا که ارزش خلق کرده و نیاز ما رو به نون تامین کرده. وقتی نون وا میره قصابی، به قصاب پول میده و ثابت میکنه نیاز ما رو به نون تامین کرده. به این ترتیب میتونیم پول رو نوعی گواهی بدونیم. گواهی خلق ارزش. حالا اگه بعضی ها همینجوری بدون اینکه زحمتی بکشن و کاری بکنن، این گواهی به دستشون برسه میگیم بهشون رانت رسیده.بعضی از رانت ها طبیعی هستن و در عرف پذیرفته شدن، مقابله باهاشون هم بیشتر ضرر داره تا فایده. مثه ارث یا داشتن خانواده پولدار.اما بعضی از رانت ها حاصل تصمیمات حاکمیته. مثلا وقتی حاکمیت تصمیم میگره قیمت بنزین هزار تومن باشه، در حالی که قیمتش تو منطقه ۱۲۰۰۰ تومنه، یعنی کسایی که ماشین دارن و از ماشین بیشتر استفاده میکنن رانت سوخت دارن. یا وقتی دولت به یه عده دلار ۴۲۰۰ میده در حالی که قیمت ارز تو بازار ۱۲۰۰۰ هزار تومنه، اون عده صاحب رانت ارزی شدن. چون میتونن خیلی راحت ۷۸۰۰ تومن سود کنن، و البته انگیزه زیادی برای دور زدن قانون و کسب همچین سودی دارن. حالا اگه دولت قیمت اینا رو واقعی کنه، رانت رو ازشون حذف کرده. ولی یه تعداد میان میگن مگه ما به اندازه آلمانی ها حقوق میگیریم که بخوایم مثه اونا پول بنزین بدیم؟هر وقت به اندازه اونا حقوق گرفتیم مثه اونا هم پول بنزین میدیم!اما سوال اینه، وقتی ما گوشی تلفن همراه میخریم آیا به اندازه یه آلمانی پول نمیدیم؟ یا وقتی یخچال میخریم به اندازه یه آلمانی پول نمیدیم؟ حتی بیشتر از یه آلمانی بابت ماشین و خونه پول میدیم.این یعنی وقتی محصولاتی که تو دنیا تولید میشه رو میخریم باید پولشو تمام و کمال بدیم (گواهی ارزشش رو پرداخت کنیم) و نمیتونیم برای خودمون رانت ایجاد کنیم‌.اگه اقتصادمون رو به مزرعه تشبیه کنیم، و بگیم سالی ۱۰۰ تا کدو سبز تولید میکنیم. کاری که الان میکنیم اینه که ۹۰ تا کدو سبز رو خودمون میخوریم، اون ۱۰ تای باقی مونده رو میدیم مزرعه های بغلی که بتونیم یکم از محصولاتشون رو بگیریم. در حالی که میتونیم 40 تا کدو سبز بخوریم (بخونید بنزین و برق کمتری مصرف کنیم) و 60 تای دیگه رو بدیم مزرعه های بغلی که ازشون محصولات بیشتر و متنوع تری بگیریم. اگه قیمت کدو سبز ها واقعی باشه و بهش یارانه ندیم، خود به خود به جای ۹۰ تا ۴۰ تا مصرف میکنیم.از طرفی لازمه به این توجه کنیم آیا کارگر و مدیر ما به اندازه کارگر‌ و مدیر آلمانی ارزش خلق میکنه؟آیا اقتصاد ما به اندازه اقتصاد آلمان ارزش خلق میکنه؟وقتی به اندازه آلمانی ها ارزش خلق نمیکنیم چطور انتظار داریم رفاه مون مثل اونا باشه؟ چطور انتظار داریم هیچ کدو سبزی ندیم یا یدونه کدو سبز بدیم و ۱۰ تا هندونه بگیریم، با دو تا موز و سه تا سیب؟ (به اندازه آلمانی ها درآمد داشته باشیم) اقتصاد ما یه اقتصاد رانتیه. رانت به قسمت، قسمت اقتصاد نفوذ کرده و ماها بهش عادت کردیم. عاشق بنزین، آب و برق ارزون شدیم و به حداقل رفاهی که برامون میاره قانع و راضی هستیم.بانک مرکزی هم به دولت مدام رانت میده و هر جا دولت پول کم میاره، بانک مرکزی با زیاد کردن پول ها به دولت پول میده. یعنی بانک مرکزی داره برای دولت گواهی خلق ارزش جعلی صادر میکنه. و این گواهی جعلی منجر به سقوط ارزش پول و افزایش قیمت ها میشه. بعد دولت برای راضی نگه داشتن مردم بهشون رانت میده و قیمت بنزین، آب و برق رو پایین نگه داره.به این ترتیب به جای خلق ارزش، داریم برای هم رانت خلق میکنیم. غافل از اینکه آسایش و رفاه مادی حاصل خلق ارزشه، نه تلاش برای خلق رانت   :)</description>
                <category>محمد امینی</category>
                <author>محمد امینی</author>
                <pubDate>Tue, 31 Dec 2019 02:14:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پول، گواهی خلق ارزش</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadam/%D9%BE%D9%88%D9%84-%DA%AF%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-qmjgromftwkq</link>
                <description>به نون وایی میرید و به نون وا میگین 2 تا نون بهم بده. نون وا میگه این نونی که میبینی کلی براش زحمت کشیده شده. کلی آدم زحمت کشیدن و کار کردن تا امروز این نون اینجا باشه. آیا توعم زحمت میکشی و نیاز بقیه رو برآورده میکنی؟ پیش خودتون میگین نون وای احمق! این حرفای بی سر و ته چیه که میزنه؟ فکرتون مشغول ناسزا گفتن به نون واست، که بهتون میگه میخوام یه داستان کوتاه برات تعریف کنم.کشاورز چند ماه آزگار هر روز میرفت سر مزرعه تا بتونه گندم بکاره، ازش مراقبت کنه و آخر سر درو کنه. کامیون دار رفت سر مزرعه گندم ها رو برد سیلو که اونجا انبار بشه. سیلو دار گندم ها رو انبار کرد که زمستونم ما گندم داشته باشیم. کارخونه آرد گندم ها رو از سیلو گرفت که آردشون کنه، بعد از اونجا آورد نون وایی من. من هر روز صبح بیدار میشم و خمیر درست میکنم، تنور رو داغ میکنم و نون میپزم. میبینی؟ کلی آدم زحمت کشیدن که این نون اینجا باشه. در برابر این زحمات تو چی کار کردی؟آیا پزشکی و مریض ها رو درمان کردی؟ راننده تاکسی هستی و مسافر ها رو میرسونی؟ یا برنامه نویسی و اپلیکیشن مینویسی؟به نون وا پول میدین و نشون میدین که یه جایی یه ارزشی رو خلق کردین. با اون پول نشون میدین که جایی نیاز کسی رو برآورده کردین یا خواست کسی رو فرآهم کردین. نون وا پول رو میگیره و میتونه به قصاب نشون بده نیاز ما رو به نون برآورده کرده و برای ناهارش کمی گوشت بخره ... حالا به نظرتون رانت چیه؟ تو قسمت های بعد همراه من باشین ... :)</description>
                <category>محمد امینی</category>
                <author>محمد امینی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Dec 2019 02:31:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مبارزه با قیمت ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadam/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D9%87%D8%A7-ffik0afgum66</link>
                <description>فهمیدیم پول چیه. پول ثروت نیست، ذاتا بی ارزشه اما ابزاریه برای اندازه گیری ارزش و ثروت. همونطور که با کیلومتر میفهمیم فاصله تهران تا مشهد 900 کیلومتره، با پول میفهمیم یک کیلو گیلاس 5 هزار تومنه. میدونیم هر 1000 متر میشه یک کیلومتر. حالا اینجور تصور کنین که یه نفر بیاد واحد کیلومتر رو تغییر بده و بگه از امروز هر 500 متر یک کیلومتره!با این حساب میدونیم فاصله تهران مشهد دو برابر میشه و میشه 1800 کیلومتر. اما آیا فاصله واقعی تهران مشهد زیاد شده؟جواب منفیه. این کیلومتر ماست که کم ارزش شده. حالا اگه یه نفر بیاد بگه اتوبوسا و قطارها باید مثل سابق همون فاصله 900 کیلومتر رو تا مشهد طی کنن و حق ندارن 1800 کیلومتر برن، چه حسی نسبت به این آدم پیدا میکنین؟ در اقتصاد هم اگر حجم پول ها دو برابر بشه باعث میشه میانگین قیمت ها حدودا 2 برابر بشه. ارزش کالا ها تغییری نکرده. ماشین همون ماشینه و خونه همون خونس، منتهی با دو برابر قیمت. کار ستاد تنظیم بازار هم اینه که با قیمت ها مبارزه کنه و اینجور نشون بده که افزایش قیمت ها به خاطر شیطنت یه عده تو بازاره ... :)</description>
                <category>محمد امینی</category>
                <author>محمد امینی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Dec 2019 02:18:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بانک حسن</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadam/%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%AD%D8%B3%D9%86-bx9gn2qqgv4v</link>
                <description>حسن آدم خوش فکریه و سرمایه زیادی داره. شنیده که بانکداری سود خوبی داره به همین خاطر میره یه بانک تاسیس میکنه. اسمشو میذاره بانک حسن. قاسم دوست حسن، سرمایه کمی داره ولی آدم پر تلاشیه، میره یه سوپری میزنه و صب تا شب کار میکنه. حسن برای تاسیس بانکش کلی پول خرج میکنه. کلی نیرو استخدام میکنه که هر ماه باید حقوقشون رو بده. کلی شعبه میزنه که هرماه باید پول اجارشون رو بده. کلی وسایل و تجهیزات میخره. اما هیچ کس نمیاد تو بانک حسن حساب باز کنه چون مردم ترجیح میدن پولشون رو بذارن تو بانک آرش. بانک آرش هر سال 20 درصد سود میده ولی بانک حسن هیچ سودی نمیده. حسن بالاخره یه جوری باید کسب درآمد کنه و مردم رو راضی کنه بیان پولشونو بذارن تو بانکش. به همین خاطر تصمیم میگیره 21 درصد سود بده. مردم بالاخره راضی میشن پولاشونو بیارن تو بانک حسن.حسن با خودش فک میکنه اگه من 21 درصد سود بدم و از کسایی که میان ازم وام میگیرن 24 درصد سود بگیرم، تهش 3 درصد برام میمونه. با این 3 درصد میتونم هزینه های بانکمو بدم. حسن حساب میکنه میبینه با پولایی که دستشه میتونه به 1000 نفر وام بده.اما مشکل اینجاس که سود وام بانک حسن خیلی بالاس و کمتر کسی مایله بیاد ازش وام بگیره و فقط 100 نفر میان وام میگیرن. حسن تو این مرحله خیلی احساس بدی داره. مطمئنه که ورشکست میشه و میافته زندان. تا اینکه یه روز دوست قدیمیش قاسم رو میبینه که پول هاشو دستش گرفته داره میاره تو بانکش حساب باز کنه و سالی 21 درصد سود بگیره. با قاسم صحبت میکنه و از احوالاتش میپرسه، و  قاسم براش تعریف میکنه که سوپری خیلی سود خوبی داره. سالی 100 درصد سود میکنه. حسن یهو یه فکری به ذهنش خطور میکنه!حسن با یه قسمت از پولایی که دستشه میره سوپری زنجیره ای میزنه، و با یه قسمت دیگش میره ملک و طلا میخره چون شنیده اونام سود خوبی دارن و با سود اونا میتونه سود مردم رو بده. همین موقع متوجه میشه که بانک آرش هم داره همین کارهارو میکنه. ولی چون تعداد سوپری ها زیاد میشه، سود سوپری کم میشه و میشه سالی 20 درصد. اوضاع ملک هم بر خلاف تصور حسن اصلا خوب نیست و رفته تو رکود. قیمت طلا هم چند ساله که ثابته. حسن به مرز ورشکستگی میرسه و متوجه میشه آرش هم اوضاع بهتری نداره. رقابت حسن و آرش برای دادن سود بیشتر به مشتری هاشون کار دستشون داده.قاسم هم اوضاع مالی خوبی نداره. از وقتی حسن و آرش سوپری تاسیس کردن، دیگه کسی نمیاد از قاسم جنس بخره و قاسم داره بدبخت میشه. خیلی از مردم از احوالات بانک حسن و آرش خبر ندارن. فقط میبینن که بانک ها سود خوبی میدن. به همین خاطر پول هاشون رو به جای اینکه برن توی یه کسب و کاری بذارن، آوردن گذاشتن توی بانک سود بگیرن. آخه کسب و کار ریسک داره و ممکنه پول هاشونو از دست بدن، ولی سود بانک قطعیه.برگردیم به حسن و آرش. حسن و آرش یه روز میرن پیش بانک مرکزی که اعلام ورشکستگی کنن. بانک مرکزی میگه نه! اگه اعلام ورشکستگی کنین یعنی یه قسمت از پول مردم که دستتونه پریده. مردم ناراحت میشن و اعتمادشون رو از دست میدن. بیایین این پولو بهتون قرض میدم، قول بدین بچه های خوبی باشین و بعدا بهم پس بدین. حسن و آرش خوشحال میشن چون میتونن یه مدت دیگه دووم بیارن!یادتونه در مورد زیاد شدن پول ها بهتون گفته بودم. اینکه بانک مرکزی پول ها رو زیاد میکنه و باعث تورم میشه؟ بانک مرکزی با قرض دادن به حسن و آرش داره پول ها رو زیاد میکنه. تورم شروع میشه، مردمی که پولشونو گذاشته بودن توی بانک حسن و آرش، حالا ارزش پولشون نصف شده، قیمت ملک و طلا هم دو برابر شده. حسن و آرش خوشحالن که میتونن بانکشونو نگه دارن و یه قسمت از بدهیشون رو به بانک مرکزی بدن. قاسم داره کارتون خواب میشه و کارش تمومه. اینجوریه که بانک مرکزی با این کار داره از جیب ما ضرر بانک حسن و آرش رو پرداخت میکنه. این داستان براتون آشنا نیست؟ سال 97 پنجمین باری بود که این داستان تو اقتصاد ما تکرار شد. اما به جز بانک ها کسای دیگه ای هم هستن که مدام از بانک مرکزی پول قرض میکنن و پس نمیدن.  به نظرتون بانکداری اصولی چه شکلیه؟ تو قسمت بعد با من همراه باشین ... :)</description>
                <category>محمد امینی</category>
                <author>محمد امینی</author>
                <pubDate>Tue, 24 Dec 2019 03:21:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حباب بانک مرکزی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadam/%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%DB%8C-oda3duu06ucj</link>
                <description>در قسمت قبل فهمیدیم که وظیفه بانک های مرکزی حفظ ارزش پوله. چون اگه پول بی ارزش بشه قیمت همه چیز بالا میره.  تنها کسی که میتونه ارزش پول رو حفظ کنه بانک مرکزیه و تنها کسی که میتونه بی ارزشش کنه بازم بانک مرکزیه. چون تنها کسی که میتونه پول ها رو زیاد کنه (نقدینگی و پایه پولی رو بالا ببره) بانک مرکزیه نه هیچ کس دیگه.در حال حاضر فقط 19 تا کشور تو دنیا هستن که تورم بالای 10 درصد دارن. جالبه بدونین سومالی، کنگو و گواتمالا  تورمشون زیر 5 درصده. یمن همسایه جنوبی ما تورمش زیر یک درصده و عمان تورمش منفیه، همینطور اردن، عراق و قطر. تکنولوژی کنترل تورم ده ها ساله که کشف و اجرا شده. اما اگه یه بانک مرکزی مستقل نباشه نمیتونه تکنولوژی کنترل تورم رو اجرا کنه. وقتی دولت پول کم میاره خیلی راحت میره سراغ بانک مرکزی و میگه بهم پول قرض بده و بانک مرکزی مجبوره با زیاد کردن پول ها به دولت پول قرض بده. یا وقتی بانک ها پول کم میارن و دارن ورشکست میشن میرن سراغ بانک مرکزی و میگن بهمون پول قرض بده تا ورشکست نشیم و بانک مرکزی بازم با زیاد کردن پول ها بهشون پول قرض میده که ورشکست نشن. وقتی یه بانک مرکزی مستقل باشه یا به دولت پول قرض نمیده یا خیلی سخت و محدود اینکارو انجام میده، بنابراین دولت باید حواسش به خرج و دخلش باشه. یه بانک مرکزی مستقل اجازه میده بانک های بی کفایت ورشکست بشن. همونطور که بانک مرکزی امریکا اجازه داد بانک لمن برادرز و خیلی از بانک های دیگه ورشکست بشن.یه بانک مرکزی اگه نذاره بانک ها ورشکست بشن و همینجور به دولت پول قرض بده، در واقع داره از جیب ما پول بر میداره. در قسمت بعد میخوام بهتون بگم که چطور بانک مرکزی داره از جیب ما پول برمیداره ... :)</description>
                <category>محمد امینی</category>
                <author>محمد امینی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Dec 2019 01:19:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پول ها دست کیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadam/%D9%BE%D9%88%D9%84-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%DB%8C%D9%87-fmrbgolv9fst</link>
                <description>کی پول ها رو زیاد میکنه؟ چرا زیادشون میکنه؟ کی میتونه جلوشو بگیره؟توی پست های قبلی با پول آشنا شدیم. دیدیم ذاتا بی ارزشه، البته نه مثه چرک کف دست :) اما زندگی ما رو خیلی آسون کرده. فهمیدیم میزان پولی که توی جامعس نباید همینجور بی هوا زیاد بشه، چون باعث میشه قیمت همه چیز بالا بره.زمانای قدیم پول ها دست دولت ها بود. دولت ها خرج و مخارجشون خیلی بالاس و معمولا به تنها چیزی که فکر نمیکردن حجم پول ها بود. پس وقتی پول کم میاوردن همینجور برای خودشون پول اضافه میکردن و این باعث تورم های سنگین میشد. بعد که قیمت ها بالا میرفت و مردم ناراضی میشدن، دولت ها تصمیم می گرفتن بازار رو کنترل کنن و اصطلاحا تنظیمش کنن. این کارو از طریق سرکوب قیمت ها انجام میدادن. مثلا میومدن میگفتن گوجه حتما باید 3 هزار تومن باشه و اگه کسی گرون تر بفروشه مجازاتش می کنیم. اما این موضوع هیچ وقت جواب نمی داد و هر وقت نقدینگی زیاد میشد (بخونید پول ها زیاد میشد!)، قیمت ها هم بالا میرفت. برای حل این مشکل تصمیم بر این شد جایی درست بشه به اسم بانک مرکزی. بانک مرکزی وظیفش حفظ ارزش پوله. بانک مرکزی نه فقط در ایران بلکه در همه جای دنیا، هدف اصلیش حفظ ارزش پوله، چون وقتی پول بی ارزش بشه قیمت ها هم زیاد میشه. در حال حاضر بانک های مرکزی در تمام دنیا دارن وظیفشون رو درست انجام میدن به همین خاطر به جز چندتا کشور انگشت شمار، توی بقیه کشورها نرخ تورم خیلی کمه. اما چرا یه بانک مرکزی نمیتونه وظیفشو انجام بده؟ به زودی بهتون میگم ...  :)</description>
                <category>محمد امینی</category>
                <author>محمد امینی</author>
                <pubDate>Fri, 20 Dec 2019 17:12:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقیقت تورم-2</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadam/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85-2-q0xsivwgqalr</link>
                <description> در پست قبلی با پول آشنا شدیم. و دیدم که یکی از مهمترین اختراعات بشره و بدون اون دنیای ما شکل دیگه ای داشت و زندگی خیلی سخت میشد. حالا میخوام اتهام پول رو بررسی کنم و ببینیم چرا عامل اصلی تورمه؟تصور کنین کل پولی که تو دست جامعس یک میلیارد تومن باشه. یعنی اگه پول من، شما، دولت و تمام سازمان ها رو جمع بزنیم بشه یک میلیارد تومن. یه مقدار مشخصی هم کالا و خدمات توی جامعه وجود داره. مثلا هزار تا ماشین وجود داره، 15 هزار تا خونه وجود داره. آدما در مجموع هر سال 300 میلیون تومن کالا میخرن. و مقدار کل پولی که صرف دکتر رفتن، تعمیر ماشینشون، نظافت خونشون، سفر با اسنپ و اتوبوس، و کلا خرید خدمات میکنن، 200 میلیون تومن باشه. این میشه کل اقتصاد یه جامعه. بر اساس میزان پولی که تو جامعه وجود داره و مقدار کالا ها و خدمات، و اینکه مردم بیشتر دوست دارن چه چیزایی رو بخرن هر چیزی یه قیمتی پیدا میکنه. مثلا قیمت ماشین میشه 500 هزار تومن. قیمت خونه میشه 1 میلیون تومن. قیمت نون 2 هزار تومن. حالا اگه به دلایلی، مردم بیشتر دلشون ماشین بخواد و بیشتر ماشین بخرن قیمت ماشین زیاد میشه و مثلا میشه 600 هزار تومن و چون پولشون رو صرف خرید ماشین کردن پس کمتر خونه میخرن و قیمت خونه میشه 900 هزار تومن. حالا فرض کنید سال بعد به جای یک میلیارد تومن، 2 میلیارد تومن پول تو دست جامعه باشه. به نظرتون چه اتفاقی ممکنه بیافته؟شما اگه پارسال 1 میلیون تومن پول تو دستت بوده و باید بین خرید خونه و ماشین یکیشو انتخاب میکردی، امسال 2 میلیون تومن پول داری و میتونی بری هر دوتاشو بخری. چه خوب نه؟ اما یه لحظه صبر کنین! آیا میزان ماشین ها و خونه ها هم دو برابر شده؟ یا تعداد سفر های ما با اسنپ و اتوبوس؟ جواب منفیه! و اینجاس که میگیم تورم پولی رخ داده و قیمت همه چیز باهم بالا میره و هیچ کسی هم نمیتونه جلوشو بگیره. میزان پول، این کالای بی ارزش رو دو برابر کردیم در حالی که کالا ها و خدمات دو برابر نشده پس به ناچار قیمت کالا و خدمات دو برابر میشه تا اقتصاد به تعادل خودش برگرده. و جالبه که این یه قانون طبیعیه درست مثل قانون جاذبه در فیزیک. اما چرا پول ها زیاد میشن؟ کی زیادشون میکنه؟در قسمت بعد با من همراه باشید ...  :)</description>
                <category>محمد امینی</category>
                <author>محمد امینی</author>
                <pubDate>Wed, 18 Dec 2019 22:50:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقیقت تورم</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadam/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85-ndemrmrd9iy3</link>
                <description>ریشه تورم پوله. البته منظورم این نیست که ریشه طلاق ازدواجه :)پول چیه؟ پول ساده کننده مبادلاته و به ما کمک میکنه به سادگی باهم معامله کنیم و خرید و فروش انجام بدیم. بدون پول معامله کار بسیار سخت و طاقت فرسایی می شد. پول به ما کمک میکنه روی کالا ها قیمت بذاریم. مثلا بیام بگیم یک کیلو گلابی 10 هزار تومنه و یدونه نون 2 هزار تومن. وقتی میریم نون وایی 2 هزار تومن به نون وا بدیم و یدونه نون بخریم. اگه پول وجود نداشت خرید های ما خیلی سخت و طاقت فرسا میشد. می رفتیم نون وایی و یدونه گلابی برای نون وا میبردیم که بهمون یدونه نون بده. نون وا میگفت من الان گلابی نمیخوام، شیر میخوام، پس اول مجبور بودیم بریم لبنیاتی و به لبنیاتی یدونه گلابی بدیم که یه لیوان شیر بگیریم ببریم بدیم به نون وا و باید امیدوارم میبودیم که لبنیاتی گلابی ما رو بخواد. پس میبینیم که پول یکی از مهمترین اختراعات بشریه. پول به ما کمک میکنه روی کالا ها قیمت بذاریم، یعنی ارزش اون ها رو تعیین کنیم و ارزش اون ها برای ما ملموس و قابل فهم بشه. و خرید و فروش رو برای ما ساده میکنه. اینجا منظورم از ارزش، ارزش اقتصادیه. اما خود پول ذاتا بی ارزشه. پول چه ریال باشه، چه دلار یا یورو، ذاتا ارزش خاصی نداره. ما پول رو نمیتونیم بخوریم، بپوشیم یا هیچ کدوم از نیازهامون رو به طور مستقیم باهاش برطرف کنیم. جالب نیست؟ چیزی که ذاتا بی ارزشه میتونه زندگی ما رو ساده کنه.  اما چی میشه که قیمت کالا ها یهو بالا میره؟ چه ربطی به پول داره؟اگه قیمت تمام کالا ها بالا بره، میتونین مطمئن باشید که مقصر اصلی پوله! اما چطور؟در قسمت بعد با من همراه باشین :)</description>
                <category>محمد امینی</category>
                <author>محمد امینی</author>
                <pubDate>Wed, 18 Dec 2019 03:42:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>