<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های کشاورزبان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohammadazad</link>
        <description>در این پروفایل داستان هایی از کشاورزی براتان خواهم نوشت ، داستانهایی که پشت آنها خاطرات واقعی قرار دارد . همراه من باشید ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 11:30:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/113611/avatar/CHg5sI.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>کشاورزبان</title>
            <link>https://virgool.io/@mohammadazad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روستا و داستان آب : قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadazad/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-nyzvfrrnflwh</link>
                <description>یادم میاد سالها پیش که میخواستیم زمین کشاورزیمون رو ابیاری کنیم میراب نامرد همیشه شب ساعت 3 4 نوبت ما مینداخت و من و پدر هلک هلک شب و تو بیابون بودیم تا تایم ما بشه و جهت اب رو عوض کنیم . این کار هر سال تقریبا هر دو شب یبار ادامه داشت ! البته روزها هم نوبت میشد ولی شبهاش کلی دردسر داشت کلی ترس داشت و الانم شده کلی خاطره .در زمان های قدیم و البته الان هم در بسیاری از مناطق کشور ابیاری زمین های کشاورزی به صورت کرتی انجام میگرفت . کرت به مسیرهای مشخصی گفته میشد که برای عبور اب راه اندازی میکردیم داخل زمین و بعد از اینکه اب از محل ورود به زمین ما وارد این قسمت میشد ، در بین کرت ها تقسیم میشد و در نتیجه به کل زمین میرسید . زمان های قدیم کسی اطلاعی از اینکه اب زیر زمینی چیه و ... نداشت . فقط تو بعضی از مناطق میگفتن که قنات و ... زده شده که طرفای ما از این خبرا نبود و اب رودخونه ی فصلی برای اینکار استفاده میشد .یه بند کوچیکی به صورت دستی ساخته شده بود که اب کل زمین های منطقه داخل اون نگهداری میشد و به این صورت امکان نگهداری از اب برای مدتی فراهم میشد و اب در زمستان هم در این منطقه جمع میشد . این منطقه چون تو کوهپایه زده شده بود نور گیر خیلی زیادی نداشت و از این جهت اب زیاد هدر نمیرفت و همیشه اب برای ابیاری درختای باغهای اطراف و زمین های اطراف وجود داشت .سالها گذشت و مردم به همین روشهای قدیمی مشغول ابیاری بودن که من با توجه به اینکه در رشته ابیاری هم ارشد گرفتم و در یه واحد دانشگاهی مشغول به کار شده بودم تصمیم گرفتم طرحی رو برای لوله کشی زمین های اطراف با استفاده از انواع لوله پلی اتیلن پیاده سازی کنم و به جهاد کشاورزی شهر بدم. با توجه به کم ابی های سالهای اخیر خیلی از کشاورزان هم ناراضی بودن و از طرفی هم دولت به خوبی از کم شدن اب های زیر زمینی در منطقه با خبر بود و برخی مناطق شهرستان هم اقدام به لوله کشی بارانی کرده بود .با ارائه ی طرح و جلسه های مختلفی که رئیس اینده نگر جهاد کشاورزی داشت ، قرار شد که سرمایه ها پیش بینی بشه و از مردم درخواست بشه که ایا حاظر به شرکت در این طرح ها هستن و ... که شروع به کار کنیم و لوله کشی ها رو انجام بدیم . اول کار خیلی از مردم ناراحت بودن که سودی نداره و روش قدیمی بازم خوبه و فلان و بهمان ... من تصمیم گرفتم در مسجد روستا یه جلسه ای بزارم و به این صورت مردم رو با روش های مختلفی ابیاری مدرن که میتونه هزینه های اونها رو در اینده بسیار کاهش بده و از طرف دیگه محصولات یکدستی رو براشون فراهم کنه صحبت کنم ...ادامه ی ماجرا رو در قسمت بعد توضیح خواهم داد ....</description>
                <category>کشاورزبان</category>
                <author>کشاورزبان</author>
                <pubDate>Mon, 25 Jan 2021 22:04:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلاش برای کسب روزی حلال تو ظل آفتاب</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadazad/%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%AD%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%88-%D8%B8%D9%84-%D8%A2%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%A8-joqnn5fupp5p</link>
                <description>یکی از دوستان به اسم اقا فریبرز مطلبی در مورد مشکلات کم آبی در منطقه ی کرمان برام ارسال کردن که در اینجا با شما به اشتراکش مییزارم . در این مطلب به وضوع اشتباه در انتخاب محصول درست و عدم نظارت و دادن دیتاهای علمی به کشاورزان باعث نابودی سفره های زیر زمینی یک منطقه شده : تلاش برای کسب روزی حلال تو ذل آفتابکشاورزا ادمای زحمت کشی هستن. مردم از دور که نگاه میکنن میگن اینا هم سه ماه کار میکنن یه سال کیف میکنن ها ! اما اینجوری نیست ! کشاورز از یه طرف باید به فکر کاشت محصول سال بعدش باشه ، از یه طرف به فکر خرید کود و سم باشه ، از یه طرف باید به فکر این باشه که اگه گوجه تو بازار کیلویی شد 20 هزار تومن ، چطور میتونم تن تن گوجه هامو کلیویی بفروشم 500 تومن ! باید فکر همه ی اینا باشه ! خلاصه اینکه زندگی کشاورز هم سختی های خودش رو داره .امسال قراره که لوله های آبیاری بکش برا زمین های کشاورزی دیمی منطقه ی ما و از همین جهت خیلی از کشاورزا دغدغه ی جدیدی به دغده های قدیمیشون اضافه شده ! این که پول این لوله ها قرار چطور گرفته بشه !یه سری لوله پلی اتیلن با شیر توپی و از اینجوری چیزا که هزینه ی بالایی هم داره و از نزدیک 10 تومن فقط برا دو سه هکتار زمین هزینش میشه ! خلاصه ! منم امسال ریسک کردم و برای این طرح ثبتنام کردم . زمین های دیمی تو مناطق خشک خیلی کم شانس موفقیت دارن و اکثرا به خطار کم بودن بارون و نرسیدن آب کافی با ضرر و زیان سر میکنن.برای همین استافده از این طرح شاید بتونه یه جون تازه ای به زمین های منطقه بده . قدیمی ها اما یادمه چه بارون هایی میومد ، زمین های همیشه سبز بودن ، تو زمستون کلی برف میومد و اصلا اینقدر ویلا نبود ! هر کی تو باغش چاه نداشت ! دو سه نفر چاه داشتن که به بقیه هم آب میدادن ! زندگی کلا اینقدر ها سخت نبود !سال قبل نخود تو زمین کاشتیم که به خاطر کم بودن بارش ضرر زیادی کردیم . نخود از اون سری گیاهانی هست که نیاز زیادی به آبیاری نداره. برا همین بیشتر کشاورزا نخود رو تو زمین های دیمی میکارن.یادم میاد که سال های خیلی قبلتر شاید 15 سال پیش همه تو زمین های دیمی گندم میکاشتن و به خاطر زیاد بودن آب ، چه حالا آب بارون چه اب هایی که مردم با تراکتور و موتور بالا میاوردن وضع منطقه خیلی خوب بود . تا اینکه یه مدت همه رو اوردن به کاشتن هندونه . هندونه همونطور که میدونید به شدت آب مصرف میکنه . اینقدر زیاده که میشه با نصف هکتار هندونه تا دو سه سال 2 هکتار گندم ابیاری کرد! اما خوب فروش خوب بخصوص به کشورهای همسایه مثل پاکستان باعث شد مردم کرمان هم رو به کاشت هندونه بیارن و در نتیجه ی اون اب های زیرزمینی کلا هیچ شدن ! نتیجش شد وضعیت الان ما !امید دارم امسال با اومدن این مدل آبیاری و حتی قطره ای کردن آبیاری ، بشه محصول مناسبی رو برداشت کرد و منطقه هم یه جون تازه ای بگیره .</description>
                <category>کشاورزبان</category>
                <author>کشاورزبان</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2020 23:00:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اغاز یک سفر | من و زندگی جدیدم</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadazad/%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%85-kzsuijc1q4rv</link>
                <description>کشاورزی از قدیمیترین کارهایی هستش که ما ایرانی توش استادیم و سالیان سال هست که ابا و اجداد ما تو این کارو و همین زمین های خدادای روزی ده خیلیها بوده . بعد از گذشت 5 دهه از عمرم در دوران بازنشستگی و تنهایی ، تصمیم گرفتم برگردم شهرمون و از این دود و بوق و سروصدا خلاص بشم . تصمیم سختی بود . خیلی سخت . از خیلی چیزا باید دست میکشیدم . اما ... بالاخره تصمیم گرفتم برگردم .نمین ، شهر زیبایی هاشهر ابا و اجدا ما شهر نمین از توابع استان اردبیل هست که در سرسبزی و خوش آب و هوایی زبان زد هست . تعدادی زمین کشاورزی خیلی قدیمی تو این شهر داریم که سال های سال بود که اونهارو اجاره میدادیم . امسال و بعد از تصمیمی که گرفتم ، با هماهنگی با سایر اعضای خاندان ، تصمیم گرفتم که خودم رو زمینا کار کنم و از اجاره دادن اونها خودداری کردم .زمینها حدود 8 هکتار زمین کشاورزی در منطقه ای خوش آب و هوا هست که باری گندم کاری یکی از بهترین مکان ها به حساب میاد . تنها مشکلی که داره آبیاری سنتی در اون منطقه هست که من با 25 سال سابقه تو اداره آب و فاضلاب می خوام این سیستم رو به کل تغییر بدم .حالا یکم بریم خونه رو جمع و جور کنیم به زمینا هم میرسیم !!!خونه ما بعد از نزدیک به یک قرن همچنان پابرجاست و قشنگ بوی بچگی هامون رو میده . اون زمان ها بابا معلم بود و برای خودش برو بیایی داشت و بعدها که مدیر شد بروبیا بیشتر و نفوذش بیشتر شد. خونه تو یه محله ی قدیمی بود که حدودا 30 سال پیش برای اینکه امنیتش بره بالا و پدر و مادر اذیت نشن ، به صورت کامل تعمیرش کرده بودیم و فوندانسیون خونه کلا نو شده بود .10 سال پیش هم بعد از فوت پدر و مادر ، مجدد تعمیر کردم خونه رو که به عنوان یه خونه ی تابستونه هم شناخته بشه . الان قراره اینجا آخرین خونه ی من باشه ...یکم وسایل خونه رو از کرج جمع کردم و با یه پیکاب که از رفقای چندین ساله ی خودم بود اوردم سمت خونه ، بیشتر وسایل رو رد کرده بودم و فقط اون اصلیارو اوردم با کوله باری از خاطرات زندگیم .مهمترین چیز برام تو این وضعیت اینترنت بود که تو همون روزای اول رفتم یه adsl گرفتم تا خیالم از دسترسی به اینترنت کاملا راحت بشه . قراره کلی نقشه و ماجراجویی جدید داشته باشم ..تو قسمت بعدی براتون تعریف میکنم که چطور با استفاده از آبیاری قرقره ای به کشاورزی منطقه جون دادم و استیال کشاورزهای منطقه رو چندین پله بالا بردم .بهتون از همسایه ها و زندگی تو یه شهر کوچیک خواهم گفت و از تک تک روزای خوشمون اینجا براتون تعریف خواهم کرد .همراه من بمونید ....</description>
                <category>کشاورزبان</category>
                <author>کشاورزبان</author>
                <pubDate>Mon, 30 Dec 2019 23:36:38 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>