<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های درمحمد دادخواه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohammaddadkhoah</link>
        <description>درمحمد دادخواه، نویسنده اهل بدخشان افغانستان. 
تحصیلات: دانشجو مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران

آثار: از بن تا دوحه تحولات دو دهه در افغانستان/ زیباک در گذرگاه تاریخ</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-11 04:10:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4908823/avatar/fKCKoC.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>درمحمد دادخواه</title>
            <link>https://virgool.io/@mohammaddadkhoah</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دنیای تضادها</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammaddadkhoah/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7-pbgtoazhnszf</link>
                <description>دنیای تضادها؛دنیای ما بر اساس پارادوکس/ تضادها دیزاین شده و عمل می‌کند.هر پدیده با جهت مخالف خود معنای زیستن انسان را کامل می‌کند. ارزش راست با دروغ‌گفتن سنجیده می‌شود؛ و لذت پیروزی با شکست. هر صلحی در ادامه‌ی یک جنگی برقرار می‌شود و هر عدالت‌طلبی از یک بی‌عدالتی ریشه می‌گیرد.جهان با قدرتمند و ضعیف، فرادست و فرودست، ثروت و شقاوت، اقناع و اجبار نیاز دارد. چرا؟ چون امورات با تضاد طبقات و تنوع زیستی به اجرا در می‌آید. اگر همه فرادست و قدرتمند و ثروتمند باشند، حد اعتلای حکمرانی و تشخیص مصلحت امور مشخص نمی‌گردد. این فلسفه هستی و زندگی بشر است. چنانکه خداوندگاران زبان و ادب فارسی بر این فلسفه چنین اشاراتی کرده‌اند:خیر و شر و خشک و تر زان هست شدکز طبیعت خیر و شر آمیختندمن دهان بستم تو باقی را بدانکاین نظر با آن نظر آمیختند#مولانامهر و کین و جنگ و صلح و کلک و تیغ او دهنددوستان و دشمنان را نفع و ضر و خیر و شر#فرخ سیستانینیکی و بدی که در نهاد بشر استشادی و غمی که در قضا و قدر استبا چرخ مکن حواله کاندر ره عقلچرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است#خیامهرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟یا دیو کسی گفت که رضوان بهشتست؟نیکی و بدی در گهر خلق سرشتستاز نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست#سعدیتا نباشد راست کی باشد دروغاین دروغ از راست می‌گیرد فروغ#مولانا#دادخواه</description>
                <category>درمحمد دادخواه</category>
                <author>درمحمد دادخواه</author>
                <pubDate>Fri, 10 Jul 2026 11:08:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زن در نگاه غزالی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammaddadkhoah/%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%BA%D8%B2%D8%A7%D9%84%DB%8C-p0v2suevfrd3</link>
                <description>غزالی عالم زبردست مسلمان و یکی از منتقدان سربکف فلسفه اسلامی_یونانی، در شرح زیر استدلال خود را مبنی بر مقهور شمردن جایگاه زن در دین اسلام و حس فریبندگی مرد توسط زن از آغاز خلقت آدم و حوا چنین می‌گوید.در مورد ویژگیهای که خدای بزرگ زنان را با آن مجازات کرده است، چنین میباشند:زمانیکه حوا از خدا سرکشی کرد و میوه ای را خورد که خدا از آن درخت در بهشت او را باز داشته بود، خدا زن را با هژده چیز مجازات کرد:1. پریود.2. زائیدن.3. جدایی از مادر و پدر و ازدواج با یک بیگانه.4. باردار شدن از طریق مرد.5. نداشتن کنترل بر شخصیت خودش.6. بردن میراث کمتر.7. بدهی اش به خاطر مطلقه بودن و ناتوانی اش برای طلاق دادن.8. قانونی است که مرد چهار زن بگیرد، ولی زن میتواند تنها یک شوهر داشته باشد.9. حقیقت اینکه او باید در خانه تنها و محدود بماند.10. حقیقت اینکه در خانه باید سرش را پوشیده نگهدارد.11. حقیقت اینکه شهادت دو زن برابر به شهادت یک مرد میباشد.12. حقیقت اینکه او نباید بدون همراه داشتن فرد نزدیک خانواده بیرون برود.13. حقیقت اینکه مردان در نماز آدینه روز و عید و جنازه میتوانند شرکت کنند ولی زنان نمیتوانند.14. ناتوانی آنها در حکمروایی یا دادگستری.15. حقیقت اینکه برتری هزار عنصر دارد، تنها یکی از آنها مرتبط به زنان میباشد، درحالیکه 999 آن به مردان مرتبط میباشد.16. حقیقت اینکه زنان فاسد هستند؛ آنها به آنها به اندازه نصف جمعیت عبدول ها در روز رستاخیز عذاب داده میشود.17. حقیقت اینکه اگر شوهر آنها بمیرد، آنها باید چهار ماه و ده روز منتظر بمانند تا دوباره ازدواج کنند.18. حقیقت اینکه اگر شوهر آنها آنها را طلاق بدهد، آنها باید سه ماه یا سه دوره پریود را بگذرانند تا بتوانند دوباره ازدواج کنند. الغزالی، نصیحت الملوک، ترجمه شده اف.آر.سی بگلی انتشارات(انتشارات دانشگاه آکسفورد،1964) 164-65.</description>
                <category>درمحمد دادخواه</category>
                <author>درمحمد دادخواه</author>
                <pubDate>Fri, 10 Jul 2026 11:06:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استعمار بد است یا استثمار؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammaddadkhoah/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AB%D9%85%D8%A7%D8%B1-a55uiojy75gh</link>
                <description>این ضرب‌المثل مرسومی‌ است که می‌گویند: &quot;موش بیرونی را توان مهار کردن؛ ولی درونی‌را نشاید&quot;.گرچند هدف هر دو پدیده استعمار و استثمار تقریبا یکسان است؛ که آن به سلطه‌ درآوردن انسان کم‌زور بواسطه پرزور را  در بر می‌گیرد. لیکن استعمار که به معنای سطله خارج به داخل و برده‌ساختن یک ملت [کم‌توان] توسط ملت [قدرتمند] است، بدتر از استثمار که به معنای بهره‌کشی، حبس و توقیف پاره‌ی از ملت [کم‌زور] توسط بخش دیگر همان ملت [پرزور] در داخل یک جغرافیا است، نیست.چرا؟ چون استعمار بنابر استناد تاریخ جامعه‌شناسی دولت_ ملت‌ها عمر درازی نداشته، و ندارد. زیرا با گذشت زمان ملتی برده نفوذ و سرداری ملت بیگانه را بر خود نمی‌پذیرد و در دراز‌مدت رفته‌رفته با اعتراض، شورش و انقلاب‌ها بساط آنرا از مملکت برمیچینند. مصداق آن انقلاب آمریکا و استقلال‌طلبی بخش اعظم کشورهای پسا نشنالیسم [همچون افغانستان] است. اما استثمار چنانکه گفتیم، از داخل به داخل و بهره‌کشی بخش [و یا اکثریت ملت] توسط گروه اشرافی و الیگارشی همان ملت است که قدرت را در قبضه خود درمی‌آورد و با تاکید بر تمرکز قدرت، دست اکثریت را از سیاست کوتاه می‌کند. این پدیده را از آنرو بدتر از استعمار می‌دانیم که در آن قدرت به صورت مورثی و گروهی و ساختاری و حزبی و قومی منتقل می‌شود.  یک قبیله برای سالیان متمادی جامعه را اسیر و برده می‌کند؛ طوری که این بردگی روح ملتِ جدابافته از قدرت را تسخیر می‌کند و جرأت هرگونه تحرک را از آنها می‌گیرد. این یعنی با مرگ یک خان، خان‌زاده قدرت آنرا می‌گیرد (استثما‌رگر)؛ و با مرگ یک دهقان، دهقان‌زاده پیشه‌ی آنرا به پیش می‌برد (استثمار شده).از مثال‌ متبارز آن می‌توان به  استثمار طبقه کارگر توسط طبقه بورژوا (در گذشته) و یا حکومت‌های دیکتاتوری و دین‌سالار (معاصر) اشاره کرد. می‌رسد؟!</description>
                <category>درمحمد دادخواه</category>
                <author>درمحمد دادخواه</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jul 2026 22:06:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>