<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mohammadhhabbasi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohammadhhabbasi</link>
        <description>استراتژیست و توسعه دهنده کسب و کار | تحلیلگر داده و کسب و کار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 08:16:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/12958/avatar/jy4Rjm.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>mohammadhhabbasi</title>
            <link>https://virgool.io/@mohammadhhabbasi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هک رشد مارکتپلیس ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadhhabbasi/%D9%87%DA%A9-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%B3-%D9%87%D8%A7-igx7uf7lfkyw</link>
                <description>با توجه به رشد کاربران اینترنت، الگو های خرید، رنگ بوی دیگری نسبت به فضای قدیمی خود یا بهتر بگویم آفلاین گرفته است. تغییرات و پیشرفت های تکنولوژی، تاثیرات خود را بر روی عادات مردم که از جمله مهمترین آن یعنی عادت خرید که موضوع این مقاله می باشد، می گذارد. با توجه به این رشد و تغییرات لازم است، شما به عنوان صاحب کسب و کار یا به عبارتی مارکت پلیس از این رشد جا نمانید و رویکرد های جدید و اساسی در این راستا را به کار گیرید.از این رو، اگر چند وقتی هست مشغول به کار هستید ولی نتونستید همزمان با گذر زمان، رشد داشته باشید یا اگر اول راه، راه اندازی کسب و کار خود در حوزه مارکت پلیس هستید، این مقاله به خوبی راه رشد و یک شروع خوب را برای شما روشن می کند. پس با بنده همراه باشید و پس از مطالعه هر بخش مکث کنید و نسبت به تمامی موارد ذکر شده، اندکی فکر کنید که چگونه با توجه به موارد گفته شده می توانم در کسب و کار خودم این موضوع را پیاده سازی کنم. با اینکار تاثیرگذاری موارد ذکر شده در مقاله را در عمل خواهید دید.بی تفاوت نباشیدبی تفا‌وتی بزرگترین ریسک در کسب و کار شما محسوب می شود . نسبت به مشتریان خود، نیازهای آنان، نارضایتی، پیشنهادات، ایجاد یک خاطره خوب خرید و سایر موارد دیگر بی تفاوت نباشید. اینکه نتوانید مشتری را خوشحال از خرید نگه دارید و حتی اینکه نسبت به سرگرم کردن مشتری از طریق تولید محتوا، روش های گیمیفیکیشن و یا به کارگیری روش هایی برای مشارکت آنان در سایت یا شبکه های اجتماعی، بی تفاوت باشید، قطعا مخاطبان خود را به مرور از دست خواهید داد. فروشنده و خریدار باید به این باور برسند که مقدار ارزشی که آن ها از کار با مارکت پلیس شما می برند از بیرون رفتن و خرید آفلاین بیشتر است. پس تنها راه یا کاهش قیمت ها و ایجاد بازار رقابتی قیمتی می باشد یا ایجاد ارزش افزوده. که صد البته ایجاد ارزش افزوده استراتژی پایدار و قدرتمندتری می باشد.تعادل فروشندگان و خریداران را برقرار کنید و مقیاس بندی کنیدمشکلی که مارکت پلیس ها در شروع کسب و کار خود دارند، عدم تعادل میزان فروشندگان و خریداران می باشد. اغلب شاهد این هستیم که استارتاپ ها و یا کسب و کار های نوپا به جذب یک بخش از این زنجیره تمرکز کرده اند و این عدم تعادل در نهایت منجرب به مرگ کسب و کار خواهد شد. در واقع به زبان ساده تر بین عرضه و تقاضای موجود در کسب و کار خود تعادل ایجاد کنید و آن را مقیاس بندی کنید. برای اینکار فروشندگان خود را با توجه به نوع محصولاتی که ارائه می دهند دسته بندی کنید و خریدارانی که مخاطب محصولات این دست از فروشندگان شما هستند را در دسته های جداگانه نیز تقسیم بندی کنید. پس ازمدتی بر اساس میزان تقاضا برای خرید محصولی خاص متوجه افزایش یا کاهش میزان فروشندگان خود در آن بخش خواهید شد. همچنین می توانید از روش های تخصصی داده کاوی و تحلیل بازار در پییش بینی میزان تقاضا بهره بگیرید. بنابراین بخش بندی خریداران بر اساس نوع نیاز، سلایق و نوع خدمت دریافتی و همچنین بخش بندی فروشندگان، بر اساس نوع محصول و خدمت ارائه دهنده از مهمترین موارد برای ایجاد تعادل در این دو وزنه ترازو می باشد. همچنین بهتر است با نسبتی مقدار فروشندگان خود را در هر بخش بیشتر کنید چرا که با به مشکل برخوردن با یک فروشنده، عملکرد ضعیف آنان و یا عدم موجودی، فروشنده ای دیگر بتواند تقاضای ایجاد شده را پاسخ دهد.حال به مقیاس گذاری فروشنگان و خریداران خود بپردازید تا همیشه تعادل این ترازو را بتوانید رعایت کنید.پرداخت آنلاین داشته باشیداون زمان که مردم به دلیل عدم اطمینان به فضای اینترنت تمایل به پرداخت در محل را داشتند گذشته است و اغلب مردم تمایل دارند همان لحظه با پرداخت پول مالک کالای مورد نظرشان شوند و همچنین ابن موضوع به خود شما در راستای افزایش نقدینگیتان کمک خواهد کرد.بنابراین در هر صورت می بایست فروشگاه انلاین شما پرداخت آنلاین را داشته باشد.با توجه به رشد کاربران اینترنت، الگو های خرید، رنگ بوی دیگری نسبت به فضای قدیمی خود یا بهتر بگویم آفلاین گرفته است. تغییرات و پیشرفت های تکنولوژی، تاثیرات خود را بر روی عادات مردم که از جمله مهمترین آن یعنی عادت خرید که موضوع این مقاله می باشد، می گذارد. با توجه به این رشد و تغییرات لازم است، شما به عنوان صاحب کسب و کار یا به عبارتی مارکت پلیس از این رشد جا نمانید و رویکرد های جدید و اساسی در این راستا را به کار گیرید.از این رو، اگر چند وقتی هست مشغول به کار هستید ولی نتونستید همزمان با گذر زمان، رشد داشته باشید یا اگر اول راه، راه اندازی کسب و کار خود در حوزه مارکت پلیس هستید، این مقاله به خوبی راه رشد و یک شروع خوب را برای شما روشن می کند. پس با بنده همراه باشید و پس از مطالعه هر بخش مکث کنید و نسبت به تمامی موارد ذکر شده، اندکی فکر کنید که چگونه با توجه به موارد گفته شده می توانم در کسب و کار خودم این موضوع را پیاده سازی کنم. با اینکار تاثیرگذاری موارد ذکر شده در مقاله را در عمل خواهید دید.بی تفاوت نباشیدبی تفا‌وتی بزرگترین ریسک در کسب و کار شما محسوب می شود . نسبت به مشتریان خود، نیازهای آنان، نارضایتی، پیشنهادات، ایجاد یک خاطره خوب خرید و سایر موارد دیگر بی تفاوت نباشید. اینکه نتوانید مشتری را خوشحال از خرید نگه دارید و حتی اینکه نسبت به سرگرم کردن مشتری از طریق تولید محتوا، روش های گیمیفیکیشن و یا به کارگیری روش هایی برای مشارکت آنان در سایت یا شبکه های اجتماعی، بی تفاوت باشید، قطعا مخاطبان خود را به مرور از دست خواهید داد. فروشنده و خریدار باید به این باور برسند که مقدار ارزشی که آن ها از کار با مارکت پلیس شما می برند از بیرون رفتن و خرید آفلاین بیشتر است. پس تنها راه یا کاهش قیمت ها و ایجاد بازار رقابتی قیمتی می باشد یا ایجاد ارزش افزوده. که صد البته ایجاد ارزش افزوده استراتژی پایدار و قدرتمندتری می باشد.تعادل فروشندگان و خریداران را برقرار کنید و مقیاس بندی کنیدمشکلی که مارکت پلیس ها در شروع کسب و کار خود دارند، عدم تعادل میزان فروشندگان و خریداران می باشد. اغلب شاهد این هستیم که استارتاپ ها و یا کسب و کار های نوپا به جذب یک بخش از این زنجیره تمرکز کرده اند و این عدم تعادل در نهایت منجرب به مرگ کسب و کار خواهد شد. در واقع به زبان ساده تر بین عرضه و تقاضای موجود در کسب و کار خود تعادل ایجاد کنید و آن را مقیاس بندی کنید. برای اینکار فروشندگان خود را با توجه به نوع محصولاتی که ارائه می دهند دسته بندی کنید و خریدارانی که مخاطب محصولات این دست از فروشندگان شما هستند را در دسته های جداگانه نیز تقسیم بندی کنید. پس ازمدتی بر اساس میزان تقاضا برای خرید محصولی خاص متوجه افزایش یا کاهش میزان فروشندگان خود در آن بخش خواهید شد. همچنین می توانید از روش های تخصصی داده کاوی و تحلیل بازار در پییش بینی میزان تقاضا بهره بگیرید. بنابراین بخش بندی خریداران بر اساس نوع نیاز، سلایق و نوع خدمت دریافتی و همچنین بخش بندی فروشندگان، بر اساس نوع محصول و خدمت ارائه دهنده از مهمترین موارد برای ایجاد تعادل در این دو وزنه ترازو می باشد. همچنین بهتر است با نسبتی مقدار فروشندگان خود را در هر بخش بیشتر کنید چرا که با به مشکل برخوردن با یک فروشنده، عملکرد ضعیف آنان و یا عدم موجودی، فروشنده ای دیگر بتواند تقاضای ایجاد شده را پاسخ دهد.حال به مقیاس گذاری فروشنگان و خریداران خود بپردازید تا همیشه تعادل این ترازو را بتوانید رعایت کنید.پرداخت آنلاین داشته باشیداون زمان که مردم به دلیل عدم اطمینان به فضای اینترنت تمایل به پرداخت در محل را داشتند گذشته است و اغلب مردم تمایل دارند همان لحظه با پرداخت پول مالک کالای مورد نظرشان شوند و همچنین ابن موضوع به خود شما در راستای افزایش نقدینگیتان کمک خواهد کرد.بنابراین در هر صورت می بایست فروشگاه انلاین شما پرداخت آنلاین را داشته باشد.درصد بگیریدبرای تامین درآمد خود از درآمد حاصل از فروش هر فروشنده درصدی برای خود در نظر بگیرید. همانطور که می دانید این درصد نباید از حد مشخصی یعنی بین 10 تا 20% بیشتر باشد. چراکه برخی کالا ها دارای حاشیه سود کمی برای فروشندگان می باشد که بالا بودن درصد کمیسیون شما، درصد سود دلخواه آنان از کار کردن با شما پایین تر از حد انتظار آنان می رسد که همین موضوع باعث می شود آن ها از کسب و کار شما خارج شوند. پس برای دریافت کمیسیون حتما مقدار درصد مشخص شده را همراه با شرح علت دریافت به فروشندگان خود اعلام کنید و بهتر است برای هر گروه کالا به دلیل حاشیه سود های متنوع، درصد کمیسیون متغییری در نظر بگیرید.به رفتارها و عملکرد های خوب پاداش بدهیدتا زمانی که فروشندگان در پلترفرم شما در حال فروش محصولات خود می باشند، آن ها در تلاش برای بالابردن فروش خود هستند که همین موضوع به افزایش ماندگاری و وفاداری آنان به سیستم منجرب می شود. بنابراین برای اینکه این حضور دائمی آنان را تقویت کنید و رشد بدهید به بهترین فروشندگان با توجه به معیار های فروش و رضایت مشتری پاداش بدهید این پاداش می تواند تبلیغات با هزینه ی بسیار کم و یا حتی رایگان یا پیشنهادات دیگری باشد که انگیزه ی فروشنده را برای بالا بردن فروش خود بیشتر و بیشتر کند.عملکرد و بهره وری فروشندگان خود را بالا ببریدشما می توانید با در اختیار گذاشتن ابزار هایی به فروشندگان خود که از طریق آن بتوانند عملکرد خود را مورد ارزیابی قرار بدهند به افزایش بهره وری آنان کمک کنید. زمانی که شما در مرحله ی قبل برای بهترین فروشندگان خود امتیاز ها و پیشنهادات انگیزشی ای قائل می شوید، حال این انگیزه در افراد به وجود می آید که تلاش خود را برای کسب رتبه های بالاتر در میزان فروش بیشتر کرده و پیشرفت کنند بنابراین برای ارزیابی خودشان از میزان پیشرفتشان بهتر است ابزار هایی در اختیار آنان بگذارید تا فرآیند قلاب سازی مخاطب به کسب و کار شما (یعنی وابسته شدن مخاطب به کسب و کار شما) کامل گردد. این ابزار ها می تواند : ابزار های تحلیلی گرافیکی مثل نمودار های فروش، جدول ها، داشبورد ها و در اختیار گذاشتن مشاور های فروش و مشاوره های رایگان و... باشد.استراتژی داشته باشیدیک کسب و کار خوب به سختی کار می کند تا مطمئن شود و این اطمینان را نیز بدهد که خریداران از خدمات خوب و بی نقصی از فروشندگان و حتی خود شما برخوردار می شوند. بسته به نوع مارکت پلیس و کسب و کار این موضوع می تواند موارد مختلفی از ارسال سریع و به موقع کالا، سلامت محصول، خدمات پس از فروش، اصالت کالا و هر نوع تضمینی می باشد که بسته به نوع کسب و کار شما و نیاز مخاطب شما می تواند اطمینان خاطری برای عملکرد بی نقص شما در ذهن مخاطبانتان ارائه دهدبه یاد داشته باشید که هر بازار منحصر به فرد است و روشی که برای یک شرکت کارا بوده است، ممکن است مناسب شما نباشد. بنابراین برای طراحی استراتژی کسب و کار خود از واقعیات کسب و کارتان استفاده کنید و هرگز در خیالات و تصورات خود استراتژی کسب و کار خود را طراحی نکنید. استراتژی کارا بر اساس واقعیات بازار و مشتری می باشد نه تصورات و پیش بینی های ذهنی ما.مشتریان سکوی رشد شمابرخی از انواع بازارها می توانند با افزایش تعداد خریداران و فروشندگان خود سریعتر رشد کنند. همیشه باید به این فکر کنید که چگونه می توانید از مشتریان خود استفاده کنید تا به شما در رشد سریع تری کمک کند. به عنوان نمونه استفاده از خریداران در کمپین های تبلیغاتی نظیر مسابقات و غیره و همچنین محتوا گذاری به طوری که به آنها اجازه دهید محتوای مرتبط را در پلتفرم شما تولید کنند و به اشتراک بگذارند و از این طریق به یکدیگر نیز کمک کنند. این محتوا توسط موتورهای جستجو برای شما کار سئو سایت را انجام می دهد و خریداران جدید را بدون هزینه اضافی به سمت شما می کشاند. نکته دیگر یادگرفتن از مشتریانتان می باشد. بله درسته، بهترین مشاور برای رشد کسب و کار شما همین مشتریان فعلی و مخاطبان شما می باشند. این افراد با اعلام نارضایتی خود به شما ایراد های کسب و کار شما را روشن می کنند و شما می توانید با دسته بندی موارد نارضایتی مشتریانتان موضوعاتی که باید برای رفع و بهبود آن اقدام کنید را اولویت بندی کنید. پس با جان و دل به حرف های مشترینتان گوش دهید و از آنان یاد بگیرید.همراه مشتریان خود باشیدفروشنده و خریدار بدون هیچ شناخت و برخوردی با هم از یکدیگر در پلتفرم شما خرید می کنند بنابراین ایجاد بستری امن برای تبادلات مالی می تواند ارزش افزوده ای برای کسب و کار شما ایجاد کند. ارائه درگاه پرداخت های معتبر، ارائه نماد های مجوز کسب و کار اینترنتی در سایت، بیمه کردن محصولات و پشیتبانی از آنان هنگامی که محصولات معیوب باشد و یا اشتباهی در ارسال یا ارائه خدمات صورت گیرد.راه ارتباطی برقرار کنیدخیلی خوب است که ابزاری را فراهم کنید که خریداران از طریق آن بتوانند با یکدیگر در ارتباط باشند و نظرات ، سوالات، ذهنیات و تجربه های خود را از محصولات با یکدیگر مطرح کنند و تصاویر خود را به اشتراک بگذارند. این کار باعث می شود ضمن حفظ آنها در میدان ، در ذهن افراد، اعتماد از خرید و برند شما ایجاد شود که این امر خود نیز سرمایه بزرگی برای رشد کسب و کار شما می باشد. این موضوع می تواند حتی از طریق شبکه های اجتماعی نیز صورت گیرد.به فروشندگان کمک کنید تا حرفه ای شوند و به آنان آموزش دهیدهرچه فروشندگان شما مهارت بیشتری در فروش اینترنتی داشته باشند به نفع شما و کسب و کار شماست. چرا که بهتر می توانند محصول را معرفی کنند و از تکنیک های فروش در عکس برداری، تهیه محتوا: (ویدیویی، متنی، پادکست و غیره)، شبکه های اجتماعی و انواع تکنیک های بازاریابی استفاده کنند تا به فروش بیشتر محصولات خود و در نتیجه افزایش مخاطبان شما اقدام کنند. برای اینکار به مشتریان خود با در اختیار گذاشتن انواع مختلف محتوا های آموزشی و همچنین در اختیار گذاشتن مشاوران و کارشناسان فروش، به آن ها در تلاش برای آموزش هرچه بیشتر و بهتر آنان باشید.طراحی عالیاطمینان حاصل کنید که سایت شما به خوبی طراحی شده است. یک رابطه کاربری ساده و آسان طراحی کنید که با صرف کمترین زمان خریدار بتواند به مرحله ی پرداخت مبلغ برسد. همچنین به سازگاری سایت با انواع سیستم عامل ها و مرورگر ها توجه کنید. همچنین رعایت زیبایی در طراحی ظاهر سایت یا اپلیکیشن خود از عوامل جذب اولیه کاربر می باشد. بنابراین یک طراحی زیبا با سادگی در استفاده، بهترین روش برای رضایت و جذب مخاطبان می باشد.صد البته که در عمل این گفته ها کاری بس دشوار و زمان بر است ولی با بررسی استراتژی شرکت های موفق و سیر تکاملیشون متوجه می شید که همین موارد ساده ای که در این مقاله ذکر شد که شاید همه ی ما برخی یا حتی تمامش رو از قبل هم حتی می دونستیم عامل رشد و پیشرفت این کسب و کار های بزرگ شده. خب می دونیم که رشد کسب و کار به دلیل بالا بودن رقابت در بازار های جهانی به شدت کار سختیه ولی دقیقا همین روش های ذکر شده راه رشدی برای این کسب و کار ها و تبدیل اونا به بزرگترین مارکت پلیس ها بوده. پس باور کنیم که رشد کردن نیاز به ابزار ها و علم عجیب و غریب نداره. اینایی که گفته شد همون فوت کوزه گریه.#محمد_عباسیتحلیلگر داده و توسعه دهنده کسب و کار</description>
                <category>mohammadhhabbasi</category>
                <author>mohammadhhabbasi</author>
                <pubDate>Thu, 12 Sep 2019 00:14:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه به مشتری &quot;نه&quot; بگوییم...</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadhhabbasi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D9%87-%D8%A8%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D9%85-ahff9glyufsg</link>
                <description>حتما حس کردید وقتی می خواهید به کسی بگویید &quot;نه&quot; چه احساس سخت و بدی تمام وجودتان را در بر می گیرد. همیشه نه گرفتن جز سخترین کار ها برای برخی از افراد می باشد. این موضوع در کسب و کار هم به وفور قابل مشاهده می باشد. کسب و کار ها و استارتاپ هایی که برای نگه داشتن مشتری خود توانایی گفتن &quot;نه&quot; را به آنان ندارند و با قبول هر نیاز، درخواست و پیشنهادی ازمشتری خود و مشتری را به دردسر می اندازند. در واقع زمانی ما می بایست به رد پیشنهاد و در خواست کسی اقدام کنید که انجام آن کار فراتر از توانایی ما و یا خارج از چارچوب های زندگی ما باشد یا به طور کلی، درخواست، پیشنهاد یا چیزی باید با جدیت رد شود که با قبول آن به خود یا دیگری ضرری وارد می کنیم. هر مشتری نیازهای متفاوتی دارد که ممکن است برخی از خواسته­های اون مطابق با حوزه فعالیت استارتاپ و شرح خدمات شرکت نباشد. از اینرو خیلی از کسب و کار های نوپا و استارتاپ ها، ترس از این دارند که با گفتن نه به خواسته ی مشتری، مشتری خود را از دست بدهند و از این رو حتی حاضر به پذیرش سفارش در هر شرایطی و حتی به تعویق انداختن سفارش، جهت موجود کردن آن، یا اضافه کردن فیچری خاص به اپلیکیشن و ... روی می آورند. چراکه گمان بر آن دارند که هر جواب مثبت به مشتری و پذیرش هر خواسته­ ی او باعث می­شود مشتری دوباره به سیستم بازگردد و تجربه خوبی در ارتباط با ما در ذهنش بماند. همانطور که در علم روانشناسی و روابط انسانی، نظر بر این است که هر انسان می بایست با در نظر گرفتن سطح توانمندی و امکانات خود و تنها در آن محدوده نه بیشتر، در جهت کمک، رفع نیاز و ارتباط با دیگران، برآید. از اینرو این امر در حوزه ی کسب و کار نیز صادق است. همانند انسان کسب و کاری ها نیز دارای شخصیت های مختلفی می­ باشند که مفصلا در مقاله ای مجزا به بررسی این تئوری می پردازیم. کسب و کار های با شخصیت سالم با مشخص کردن حد توانمندی و خدمات خود، به دسته بندی خدمات و مشتریان و ارتباط با افراد قرار می گیرد و در همان محدوده به پاسخ گویی و ارائه خدمت به آنان می پردازند.هرچند که نگه داشتن مشتری باعث افزایش نرخ بازگشت لحظه ای می شود ولی تنها در لحظه، نه بلند مدت. در نظر داشه باشید که ممکن است مشتری ای به سراغ کسب و کار شما بیاید که خواسته هایش فراتر از محدوده ی فعالیت شما یا منابع فعلی شما باشد، در این حالت شما برای نگه داشتن مشتری و اینکه به مشتری جوابی منفی ندهید به این فکر که مشتری را اینگونه جذب و نگه داشته اید به قبول پیشنهاد یا خدمت خواسته شده از مشتری یا دادن قولی مبنی بر فراهم کردن آن در چند روز آتی می پردازید. در این حالت مجبورید با اختصاص منابع خود از نیروی انسانی گرفته تا موجودی کالا و .... به خدمتی غیر مرتبط با فعالیتتان، به هدر رفت منبع بپردازید که این موضوع با تکرر به تخریب فضای درونی کسب و کار و شخصیت کسب و کار می انجامد چراکه در دنیای حاضر کسب و کار ها به سمت تخصصی شدن و تمرکز بر یک بازار هدف مشخص می روند تا بتوانند خود را در آن بازار خاص به رهبر بازار تبدیل کنند و به دلیل همین موضوع تخصصی شدن کسب و کار ها، افراد نیز باور دارند تنها کسانی می توانند به رفع نیاز آن ها بپردازند که حوزه فعالیت آن ها به صورت تخصصی مطابق با نوع نیاز آن ها باشد. جمله ی &quot; در دنیای کسب و کار دیگر برای همه، همه چیز نمی توانید باشید&quot; را به یاد آورید و همچنین در حالت دیگر چون در حال حاضر توانایی پاسخگویی به آن نیاز را ندارید، به مشتری قول به فراهم کردن آن می دهید در این حالت چنانچه در پاسخگویی به آن ناتوان باشید مجبور به تعویق مجدد آن و یا رد کامل آن پس از یه تلاش ناموفق می باشید که این مورد نهایتا به بد قولی و عدم تعهد به مشتری می انجامد که در نهایت به از دست دادن صد در صد مشتری با خاطره ای تلخ منجر می شود که همین موضوع می تواند شروع چرخه ی بازاریابی دهان به دهان منفی برای شما باشد. پس همانطور که پیداست در هر دو حالت با قبول کردن درخواست یا پیشنهاد مشتری، بیشتر به تخریب کسب و کار خود اقدام کرده اید.در رابطه با استارتاپ ها این امر می تواند با تماس مشتری و اعلام نظراتی مبنی بر اضافه کردن ای فیچر یا خدمات به لیست فعالیت های شرکت باشد و از نبود آن حتی گلایه کند و این موضوع برای افرادی که به صورت فریلنسر مشغول به فعالیت هستند نیز به وفور مشاهده می شود که برای پذیرش مشتری به هر شکلی که ممکن است حتی بالاتر از توامندی خود، سفارش را قبول کرده و در نهایت در اجرای آن ضعیف عمل کرده و یا بعدا از گرفتن آن پروژه حتی خود را سرزنش نیز می کنند.پس بهتر است در این مواقع به مشتری &quot;نه&quot; بگوییم و لزوما گفتن این &quot;نه&quot; می تواند مستقیم نباشد، می توانیم با رعایت موارد زیر از ابتدا به مشتری بگوییم که آیا ما مناسب برای نیاز او هستیم یا خیر. این کار در دید مشتری بیشتر باعث افزایش اعتبار ما می شود تا خاطره ی تلخی که در ذهن مشتری به دلیل به تعویق انداختن ها و بدقولی هایی که در صورت قبول کردن و عدم توانایی در انجام با کیفیت آن رخ می دهد، می ماند.از اینرو در ابتدا:· به طراحی مدل کسب و کار خود بپردازید. اینکار می تواند از طریق بوم کسب و کار انجام شود، چراکه تمامی ابعاد کسب و کار را مورد بررسی قرار می دهد و تصویری روشن از کسب و کارتان، برایتان نمایان می سازد.· محدوده ی فعالیت خود را تعیین کنید.· باید ها و نباید های کسب و کار خود را تعیین کنید.· مشتریان خود را دسته بندی کنید.· پرسونای مخاطب کسب و کار خود را طراحی کنید تا با توجه به نیاز آن ها به ارائه ی خدمات بپردازید.· موارد بالا را مستندسازی کنید و آن را در اختیار تمام افراد تیم قرار دهید تا تمام افراد توجیه بشوند· در شبکه های اجتماعی به طور شفاف به شرح خدمات خود بپردازید.همچنین اگر به هر دلیلی محبور به گفتن نه به مشتری شدید:· صادق باشید: با مشتر ی صادق باشید و به او توضیح دهید که چرا از پذیرش درخواست او معذور هستید و بگویید موارد را به تیم مربوطه انتقال خواهید داد.· خوب گوش دهید: در ابتدا به حرف ها و خواسته های مشتری خوب گوش کنید و شنونده خوبی برای او باشید، با اینکار هم بهتر به نیاز مشتری آگاه می شوید و هم بهتر می توانید او را توجیه کنید. بیشتر اوقات صرفا افراد می خواهند خواسته ها و نیاز هایشان را به شرکت بگویند تا احساس شنیده شدن از طرف شرکت بکنند.· راهنمایی کنید: پس از توجیه مشتری بهتر است او را راهنمایی کنید تا چگونه به حل مشکل و درخواست خود بپردازد، اینکار در نظر مشتری در جایگاهی کمتر از قبول درخواست یا سفارش توسط شما، برای او ندارد.· کلمه &quot; نه&quot; را به صورت مثبت بگویید: به عنوان مثال به جای اینکه بگویید نه نمی توانیم می توانید بگویید &quot; من اهمیت موضوع و نیاز شما را متوجه هستم ولی با توجه به اینکه در حال حاضر مقدور به اضافه کردن این فیچر در اپلیکیشن نیستیم ولی موارد ذکر شده شما را در برنامه های آتی مورد ارزیابی قرا می دهیم&quot;· احساس رضایت ایجاد کنید: مهمترین چیزی که مشتری می خواهد این است که بداند نظرات و حرف هایش جدی گرفته شده است. بنابراین به جدیت به حرف های او گوش بدهید و با کلام خود نشان دهید که نظرات و حرف های او برایتان مهم است و مورد بررسی قرار خواهد گرفت و از او تشکر کنید.با رعایت موارد بالا که سعی شده به صورت مختصر و با ذکر اصلی ترین عناوین به بررسی موضوع پرداخته شود، می توانید بهتر بر روی بهبود کیفیت خدمات خود و افزایش رضایت مشتری و کاهش نارضایتی های آنان بپردازید.در مقالات بعدی به شرح دیگر مواردی که برای توسعه ی کسب و کار نیاز می باشد، می پردازیم.محمد عباسیتوسعه دهنده کسب و کار | تحلیلگر داده و کسب و کار</description>
                <category>mohammadhhabbasi</category>
                <author>mohammadhhabbasi</author>
                <pubDate>Thu, 28 Mar 2019 15:19:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه تیمی بسازم که تا آخر شب همپای من کار کنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/virgooliam/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D8%B4%D8%A8-%D9%87%D9%85%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-fblvjxi98iwb</link>
                <description> اگر نیرویی می خواهید که تا آخر شب همپای شما بدون چشمداشت کار کند و تیمی سرشار از انگیزه و دلسوزی کاری داشته باشید که کار را از آن خود بدانند و با تمام وجود برای کیفیت و به انجام رساندن اهداف شما تلاش کنند، این 4 اصل را رعایت کنید:·        افتخار به هدف·        عضویت در گروه·        اعتماد·        عدالتدر ابتدا لازم است بدانید که افراد در امور کاری به دو دسته تقسیم می شوند آنان که از کار کردن لذت نمی برند و کار را امری برای گذران زندگی می دانند این دسته از افراد از هر فرصتی برای شانه خالی کردن از امور خود و کم کردن وظایف کاری خود به هر نحوی می باشند و در مقابل این دسته، دسته ی دیگری قرار دارند که از کارشان به حد قابل توجهی لذت برده و کار را جز لاینفک شاد زیستن خود می دانند. این دسته از افراد به امور تیمی علاقهی شدیدی نشان داده و پول را تنها عامل لذت از کار خود نمی پندارند به نحوی که با حقوق پایین نیز با کیفیتی فراتر از عایدی خود بر روی کار خود تمرکز دارند و تلاش می کنند.لازمه ی رشد هر استارتاپ و یا شرکتی وجود این دسته از افراد می باشد که با انگیزه و انرژی ای بالا برای پیشبرد هرچه بهتر به سمت اهداف تعیین شده تلاش می کنند و شوق یادگیری در آنان به نحوی است که میزان هزینه ی آموزش نیروی انسانی را به حد قابل توجهی کاهش می دهد و بهره وری بالایی را نصیب شرکت می کند.ساختن مجموعه ای از حالت دوم یعنی افراد سرشار از انگیزه و تلاشگر در یک تیم پویا دور از ذهن نیست و به راحتی می توان با رعایت کردن 4 اصل، بنیان و پایه های گردهمایی و احیای چنین تیمی را ایجاد کرد.اصل اول: برگزیدن هدفی والا برای تیم و افتخار به آنطبق گفته ی سایمونز به ترجمه ی مسعود سلطانی &quot;اگر افراد به ماموریت سازمان و هدف آن افتخار کنند خود را مسئول توفیق آن می دانند. این مسئولیت شامل کمک به دیگران برای توفیق در انجام کارهایشان نیز می شوند.&quot;می بایست در سازمان یا استارتاپ خود به نحوی هدف والای خود را در ذهن افراد نهادینه و ارزشمند سازید که همگی برای داشتن آن هدف در خود احساس غرور کنند و خود را در رسیدن به آن هدف سهیم بدانند و برایشان تبدیل به انگیزه ای شگرف گردد.هدف والا می تواند امری غیر از کسب سود باشد می توان حتی به نحوی دیگر این مورد را در ذهن افراد قرار داد. برای اینکار لازم است بر روی احساس افراد کار کنید. این احساس می تواند حس شهرت، قدرت، کمک به افراد، جایگاه اجتماعی حاصل از شغل و ... باشد به عنوان مثال هدف اول بود در مارکت و در نتیجه ی آن دریافت اعتبار از آن برای افراد، کمک به قشری خاص از طریق کسب و کارتان و بر انگیختن احساس انسان دوستانه در افراد، احساس مهم بودن و کار کردن در تیم خبره و ...اصل دوم: فرهنگ تیمی و عضو تیم بودناگر فرد خود را متعلق و عضو گروهی و تیمی بداند که در او حس افتخار و غرور را ایجاد کند رسالت این اصل را ادا کرده است. مجموعه فعالیت هایی که باعث ایجاد و القای رفتار هایی در نگرش و عملکرد فرد عضو تیم می شود در مقوله ی فرهنگ تیمی جا می گیرد. منظور از مجموعه فعالیت ها بدین معنا می باشد که هنگام تشکیل تیم، افراد با فرهنگ های مختلف خود و نگرش های ذهنی متفاوت به آن ملحق می شوند نقش سرپرست تیم در اینجا بسیار کلیدی می باشد که با در نظر گرفتن هدف تیم، رفتارهایی را در تیم نهادینه کند که به فرهنگ تیمی نایل شود. من جمله آداب همکاری به یکدیگر در تیم، تلاش بی وقفه برای رسیدن به هدف، ارزشمند نشان دادن هدف تیم برای افراد، گردهم آمدن افراد برای رسیدن به موفقیت، صاحب کار نشان دادن هر یک از اعضای تیم. همچنین چند مورد مختصری که می توان به عنوان عواملی که در فرد ایجاد انگیزه ی غیر مادی می کند و ماندگاری او را در تیم با انگیزه ای بالا بیشتر می کند می توان به موارد زیر اشاره کرد:ارزش دادن به تیم و القای حس در افراد که تیم متشکل از افراد خبره و نخبه و با ارزش های اخلاقی بالا می باشد که پیوستن به این تیم خواسته ی هر فردی می باشدمعرفی تیم و اعضای آن به عنوان خانواده ای متحد که تمام اعضای این خانواده یک هدف مشترک دارند و همه از منافع آن به یک اندازه بهره مند خواهند شد.اصل سوم: اعتماد سازی بالا به پاییناین اصل بر روی همکاری در تیم اشاره دارد. پس اگر در تلاش هستید که در تیمتان افراد داوطلبانه و بدون چشمداشت به یکدیگر کمک کنند لازم است بعد از رعایت دو اصل بالا به پیاده سازی این اصل بپردازید.این اصل بیان می دارد که رهبران گروه ها همانند تمامی افراد گروه در یک جایگاه قرار دارند و اگر قرار است پاداش و یا جریمه ای در سازمان صورت پذیرد رهبران و مدیران نیز در این مورد با افراد تیم به یک اندازه سهیم خواهند بود.همچنین در مواردی دیگر این اصل به بیان نزدیکی ارتباط بین مدیران با اعضای تیم می پردازد. مدیران باید بدانند که هرچه فاصه ی خود و ارتباط خود را با تیم خود کمتر و نزدیک تر نمایند حس رضایت کاری در افراد بیشتر شده و افراد کار را از آن خود می دانند و برای آن تلاش دو چندان خواهند کرد. از جمله ی راهکار ها می توان به برگزاری جلسات دوره ای خصوصی با تمامی افراد و شنیدن حرفای افراد تیم خود که می تواند به صورت نقد، پیشنهاد و تعریف باشد.همچنین لازم است برای کارکنان خود خطوط قرمز را تعیین کنید بدین صورت که کار هایی که شما تمایل به انجام آن ندارید و یا جز مسئولیت ها و لیست کاری فردی آنان شامل نمی شود را ذکر کنید تا فرد بداند در چه محدوده ای می تواند فعالیت داشته باشد و چه کار هایی را نباید انجام دهد. توجه داشته باشید که تا حد الامکان از ذکر اینکه فرد باید چه کاری انجام دهد خودداری کنید چون با اینکار فرد را فقط ملزم به امور از پیش تعیین شده کرده اید و خلاقیت تیم در انجام امور را از بین خواهید برد.اصل چهارم: رعایت عدالت در پاداش دهی نقدی و غیر نقدیاین اصل را همانند سایمونز با سوالی شروع می کنم &quot; اگر شما به فردی در کسب و کارتان کمک کنید و او همه پاداش را دریافت کند و شما چیزی نگیرید آیا دوباره به او کمک خواهید کرد؟ &quot;در این موارد بدون شک تمام انگیزه ی همکاری و کمک میان فردی تیم را از بین برده اید.مشکل از جایی آغاز می شود که برای ایجاد انگیزه در افراد و نشان دادن اینکه برای کار شما ارزش قائل هستیم تصمیم به ایجاد سیستم پرداختی و پاداش دهی می کنیم. البته که این نگرش اگر به درستی انجام شود تاثیر شگرفی در افراد ایجاد می کند ولی در اغلب موارد بدلیل عدم اگاهی از نحوه ی درست آن به نتایج منفی در تیم منجر می شود. از این رو لازم است به این نکته توجه داشته باشید که در سیستم پاداش دهی خود چیزی به عنوان بازنده و برنده در ذهن نداشته باشید که در نهایت منجر به مرگ همکاری در تیم گردد.همانطور که در اصل دوم بیان شد افراد تیم باید این اصل را باور داشته باشند که همه افراد تیم متشکل از سرپرست و رهبر تا عضو جدید آن هر یک به یک اندازه از منافع آن بهره مند خواهند شد. لازم به ذکر است که منظور از جمله ی پیشین پاداش به یک مقدار مساوی نمی باشد بلکه از آنجا که سمت های شغلی و میزان وظایف و اهمیت آن با دیگری متفاوت است لازم است نسبت های پاداش دهی عادلانه ای برقرار شود در غیر این صورت اگر هریک به یک مقدار ثابت قرار است از منافع پاداش دهی بهره مند شوند پس از مدتی افراد به یکنواختی انگیزشی می رسند و تلاش آنان رو به یکنواختی و حتی کاهش قرار می گیرد. توجه داشته باشید که باید افراد به این باور برسند که تلاش های آنان در رسیدن به هدف، نقش مهمی دارد و در ازای این تلاش ها شرکت قدردان آن خواهد بود و از منافع مشترکی بهره مند خواهند شد. در گام بعد با در نظر گرفتن برنامه های انگیزشی و اهداف های کوتاه مدت دوره ای برای تیم در جهت ایجاد انگیزه برای کار و تلاش بیشتر و بهبود کارشان در آنان می توان گام نهاد.همچنین تلاش همه ی اعضای تیم به نتیجه ای نوفق و یا ناموفق منتج می شود که در این جاست که این باور باید شکل بگیرد که چنانچه نتیجه مثبت بود حاصل تلاش تک تک اعضای تیم بوده نه تنها مدیران بالایی و یا رهبران تیم و پاداش در نظر گرفته شده باید به کل اعضای تیم و به نسبتی مساوی تقسیم گردد و اگر افراد تیم به این باور برسند که مدیران آنان از نتایج مثبت تلاش آنان به نسبتی بسیار بالاتر از آنان دریافت پاداش می نمایند و یا در مواقع نتایج منفی تنها افراد تیم هستند که جریمه می شوند و مدیران آنان بازخواست و جریمه نمی شوند قطعا و بدون شک انگیزه ی تیم به حداقل رسیده و افراد یا به ترک تیم روی می آورند و یا دیگر از کار لذت نبرده و برای رفع نیاز ای مادی خود به ادامه فعالیت می پردازند.انتخاب معیاری برای پاداش دهی موضوعی بسیار مهم است که باید به درستی انجام شود تا تمام تیم خود را در رسیدن به هدف و همچنین رسیدن به پاداش در نظر گرفته شده دخیل بدانند. اینکه در صورت محقق شدن هدف تنها افراد خاص از پاداش آن منتفع گردند روحیه تیمی را به نابودی می کشاند و همین امر نیز باید در رابطه با جریمه صورت بگیرد. در برخی شرکت ها دیده می شود که به دلیل عملکرد ضعیف تیم تنها افراد تیم مورد جریمه قرار می گیرند و رهبران آنان از این جریمه مصون می مانند که این امر نیز خود عاملی برای مرگ انگیزه در افراد می شود. افراد تیم باید ببینند که همه ی اعضا از رهبر تیم تا فرد تازه ورود به یک اندازه سهم مورد تقدیر و تنبیه قرار گرفتن را دارند که در نهایت نقش خود را برای به نتیجه رساندن هدف مهم در نظر بگیرند.محمد عباسیاستراتژیست و تحلیلگر کسب و کارمنبع:seven strategy questions &quot;simons&quot;</description>
                <category>mohammadhhabbasi</category>
                <author>mohammadhhabbasi</author>
                <pubDate>Wed, 08 Aug 2018 13:09:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رضایت کارکنان، رضایت مشتری را می سازد</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadhhabbasi/%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-aemavv4q7q0v</link>
                <description> رضایت مشتری که تابع کیفیت ارائه خدمات و محصول شما به آنان است با کیفیت کاری کارکنان شما رابطه ی مستقیم دارد. بنابراین برای افزایش تعداد مشتریان خود و ماندگاری برند در ذهن آنان و ایجاد تجربه ی خرید و گرفتن یک خدمت خوب برای آنان لازم است به انگیزه ی کاری کارکنان خود و رضایت همه جانبه ی آنان در فراهم آوردن محیط کاری پر نشاط و سرشار از انگیزه توجه نموده. چرا که اگر کارمند شما از وضعیت کاری خود ناراحت باشد این ناراحتی را در کار خود وارد کرده و در نهایت محصول و  خدمت نهایی شما با بالاترین کیفیت به دست مشتری نخواهد رسید.#محمد_عباسی رضایت کارکنان</description>
                <category>mohammadhhabbasi</category>
                <author>mohammadhhabbasi</author>
                <pubDate>Wed, 18 Jul 2018 10:14:13 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>