<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mohammad Javad Gholami</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohammadjavadgholami1378</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 15:52:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Mohammad Javad Gholami</title>
            <link>https://virgool.io/@mohammadjavadgholami1378</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بهترین کتاب‌های بازاریابی دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadjavadgholami1378/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-phpeouln7yrr</link>
                <description>در این چند سال اخیر، کتاب‌های بازاریابی دیجیتال از تقاضای بسیار زیادی برخوردار بوده است. یادگیری فرایند دیجیتال مارکتینگ تا حدود بسیاری در گرو خواندن کتاب‌های چاپی و الکترونیک است و چقدر خوب که ما بهترین کتاب‌های دیجیتال مارکتینگ را بشناسیم.در این مقاله به بررسی 8 مورد از بهترین کتاب‌های بازارایابی دیجیتال می‌پردازیم.بهترین کتاب‌های بازاریابی دیجیتال:1. مدیریت بازاریابی از فیلیپ کاتلرلقب پدر علم بازاریابی متعلق به فیلیپ کاتلر است. کتاب مدیریت بازاریابی به شما در شناخت تعریف بازاریابی و فرایند بازار، درک بازار و مشتری، عناصر بازار و همچنین طراحی استراتژی و آمیخته بازاریابی کمک می‌کند.البته که کتاب‌های دیگری از آقای کاتلر موجود است اما شما می‌توانید با مدیریت بازاریابی شروع کنید.2. قبایل از ست گادینست گودین یکی از نویسندگان مطرح در دنیای بازاریابی است و در کتاب قبایل سعی می‌کند به ما بفهماند که همانقدر که اینترنت در گسترش ارتباط در زندگی ما آدم‌ها تاثیرگزار بوده، باعث شده است تا آدم‌ها بتوانند به صورت قبایل مختلف شکل بگیرند.ست گودین در این کتاب تاکید می‌کند که ما می‌توانیم افراد همفکر خود را پیدا کرده و تیمی خوب تشکیل بدهیم و آن را هدایت کنیم.3. بازاریابی دیجیتال با رویکرد کاربردی از آلن چارلزوثآقای چارلزورث سعی می‌کند که در این کتاب به ما یاد بدهد که بازاریابی در عصر دیجیتال چه تفاوت‌هایی با بازاریابی سنتی دارد و در مورد عملیات بازاریابی دیجیتال صحبت کرده است.البته لازم است بگوییم که این کتاب برای کسانی مناسب است که مفهوم عمومی و پایه‌ای بازاریابی، استراتژی‌ها و تاکتیک‌های بازاریابی را به خوبی یادگرفته‌ و از آن شناخت دارند.4. ایده عالی مستدامیکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های دنیای کسب و کار است که توسط برادران هیت نوشته شده. این کتاب ما را با 6 نکته‌ی کلیدی برای عالی و مستدام کردن ایده هایمان آشنا می‌کند. این مهم است که ما در هر موقعیتی که هستیم، توانایی طراحی ایده‌های نو را برای محصولات و خدماتمان داشته باشیم.5. نسل چهارم بازاریابییکی از بهترین کتاب‌های حوزه دیجیتال مارکتینگ برای شروع می‌باشد. اگر که می‌خواهید وارد عرصه‌ی دیجیتال مارکتینگ بشوید، بهتر است که با خواندن این کتاب شروع کنید.این کتاب به بررسی راه‌های ورود به دنیای دیجیتال و نکات بسیار مهم در مورد تغییر رفتار مشتریان در دنیای شبکه‌های اجتماعی می‌پردازد.6. جذب، چگونه یک استارتاپ می‌تواند به رشد انفجاری مشتری دست یابد!کتاب بسیار جالب دیگری که می‌توان برای شروع از آن استفاده کرد. این کتاب در دو بخش به ما یاد می‌دهد که چگونه تفکر جذب سرمایه داشته باشیم تا بتوانیم با منابع مالی بسیار محدودی که در اختیار داریم، بر روی چه کانال‌هایی از مشتریان تمرکز کنیم.و همچنین مباحثی همچون سئو، کانال‌های مشتریان و استراتژی‌های شبکه‌های اجتماعی در این کتاب اشاره شده است.7. برنامه بازاریابی یک صفحه‌ایاین کتاب مخصوص کسب وکارهای کوچکی است که می‌خواهند برنامه‌ی بازاریابی خود را تدوین کنند تا بتوانند در رقابت با کسب و کارهای بزرگ، حرفی برای گفتن داشته باشند.تمرکز این کتاب بر روی شناسایی جامعه‌ی هدف، برنامه‌ی بازاریابی برای کسب و کارهای کوچک و شناخت پرسونا می‌باشد.8. بازاریابی هکر رشد؛ آینده‌ی رشد بازاریابی و تبلیغاترایان هالیدی در این کتاب به ما ثابت می‌کند که شرکت‌هایی همچون اینستاگرام، اصلا از تبلیغات بیلبوردی و روش‌های منسوخ شده بازاریابی استفاده‌ نکرده‌اند. بلکه در این کتاب قرار است ما ابتدا با مبحث هک رشد آشنا شویم و پس از آن راه‌های بازاریابی و تبلیغات در دنیای مدرن را یاد بگیریم.سخن آخربی شک خواندن کتاب‌های بازاریابی دیجیتال خیلی می‌توانند در شکل‌گیری بینش ما تاثیر بسزایی داشته باشند. اما فراموش نکنید که برای آن که دیجیتال مارکتینگ را به خوبی یاد بگیرید، می‌توانید با شرکت در دوره‌های جامع آموزش دیجیتال مارکتینگ، تمامی مباحث را به خوبی یاد گرفته و کسب و کار خود را راه اندازی کنید.امیدوارم که خواندن این مقاله به شما کمک کرده باشد و حتما نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Mohammad Javad Gholami</category>
                <author>Mohammad Javad Gholami</author>
                <pubDate>Tue, 16 Aug 2022 13:35:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>40 فکر سمی که از آن خبر ندارید! ( بخش دوم )</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadjavadgholami1378/40-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B3%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-itu43wkpyhtj</link>
                <description>در بخش اول توضیح دادیم که هدف نویسندگان این کتاب چیست و به 20 عدد از فکرهای سمی که احتمالا اکثر ما با آن سر و کار داریم پرداختیم. حال در این مقاله قرار است به 20 فکر سمی دیگر بپردازیم تا بتوانیم خود آگاهی خود را افزایش بدهیم. اگر که بخش اول را هنوز نخوانده‌اید، می‌توانید از طریق لینک زیر آن را مطالعه کنید. https://virgool.io/@mohammadjavadgholami1378/40-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B3%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-yldoayrmddmfفکر سمی 21: تعریف کردن از خود غلط است توانمندی‌ها و نقاط قوت خود را صریح و صادقانه اظهار کنید. چگونگی ارائه و معرفی خودتان، روی برداشت دیگران از شما تاثیری چشم گیر دارد. فکر سمی 22: انتقاد راه خوبی برای تصحیح اشتباهات مردم استاظهار نظرهای منتقدانه در صورتی که با دقت جمله بندی و با حساسیت بیان نشود نه تنها نمی‌تواند مشکلی را حل کند، بلکه آن‌ها را هم تشدید می‌کند. روی حل مسئله تمرکز کنید، نه انتقاد از اشتباهات. فکر سمی 23: خود خواه نباشید و دیگران را در اولویت قرار دهیدانسان عاقل می‌داند اگر شبیه پادری رفتار کند، دیگران پاهای خود را روی او تمیز می‌کنند. فکر سمی 24: همسر شما موظف است خانواده‌تان را دوست بداردشما نمی‌توانید برای احساسات کسی تعیین تکلیف کنید. شریک من باید به خانواده‌ام احترام بگذارد؛ ولی مجبور نیست آن‌ها را دوست بدارد.فکر سمی 25: اگر توقعات ما بالا باشد، سخت تلاش می‌کنیم در حقیقت هر چه توقعات شما کمتر باشد، کمتر ناراحت و ناامید می‌شوید. وقتی توقعات ما منطقی باشد، به صورت منطقی هم تلاش خواهیم کرد و این گونه کمتر ناامید و آشفته می‌شویم. فکر سمی 26: مهم است همه دوستت بدارند ارزش شما به عنوان انسان، به این بستگی ندارد که چند نفر دوست‌تان دارند. شما نیازی به تایید دیگران ندارید.فکر سمی 27: اگر بی خیال مشکلات شوید، خود به خود حل می‌شود اگر بیشتر موضوعات و مشکلات ناخوشایند را به حال خودشان رها کنید و پی کار خودتان بروید، نه تنها به آزار دادن شما ادامه می‌دهند، بلکه بیشتر اوقات هم بدتر می‌شوند. فکر سمی 28: برای برنده شدن بازی کنیدبرای لذت بردن، دست به دست هم دادن و رشد کردن، بازی کنید. بهتر است که آدم با خودش در رقابت باشد نه با دیگران. فکر سمی 29: برای خودت و دیگران قوانین قاطعی داشته باشاز بایدها پرهیز کنید. انعطاف پذیری شانس شما را برای خوش‌بختی افزایش می‌دهد. هر چه یک فرد بیشتر از بایدها استفاده کند، کمتر خوشحال است. فکر سمی 30: اگر کسی شما را دوست دارد، باید بداند چه چیزهایی لازم داریدامیال و خواسته‌هایتان را روشن و شفاف بیان کنید. کسی که شما را دوست دارد، شایسته کمتر از این نیست. از انتظارات تله پاتی خودداری کنید. فکر سمی 31: توهین دل آدم را می‌شکندتوهین به شما آسیب نمی‌زند، مگر این که خودتان اجازه دهید. فکر سمی 32: برای این که موفق شوید به خودتان سخت بگیرید اگر مدام به خودتان سخت می‌گیرید، باید از این کار دست بردارید و بفهمید که هر انسانی حق خطا دارد و سخت کار کنید که نسبت به خودتان صبور بوده و خودتان را بپذیرید. فکر سمی 33: با عذر خواهی، همه چیز سر جای اولش بر می‌گرددعذرخواهی فقط حرف است. رفتار درست است که ارزش دارد نه کلمات. فکر سمی 34: برای تغییر، باید علت رفتارهای خود را بدانید برای تغییر زندگی، کاری در زمان اکنون انجام دهید. صبر نکنیدتا گذشته را درک کنید.فکر سمی 35: اشتباهتان را مخفی کنید و حق به جانب باشیدبدانید هر انسان حق اشتباه دارد و گاهی از او اشتباهی سر می‌زند. در واقع، گاهی توجه دیگران را به اشتباهاتی که مرتکب شده‌اید جلب کنید. فکر سمی 36: اگر به دنبال دلمان برویم، اشتباه نمی‌کنیم احساسات غریزی ممکن است اشتباه باشد. پیش از این که دست به اقدام بزنید، به دنبال شواهدی محکم باشید.فکر سمی 37: زندگی باید عادلانه باشدزندگی اصلا منصفانه نیست ولی شما می‌توانید با عملکردتان آن را بهتر کنید. فکر سمی 38: والدین همیشه خیرخواه فرزندانشان هستند برای والدین کنترلگر راه میانه‌ای وجود ندارد. والدین سمی با شیوه‌های خیلی احساساتی، ترسناک، عذاب آور یا دست و پا گیر، ما را تحت کنترل خود در می‌آورند، بیشتر به یکی از این دو شکل واکنش نشان می‌دهیم: یا تسلیم می‌شویم یا شورش می‌کنیم. فکر سمی 39: آدم نباید زیر قولش بزندقول‌هایتان را با صراحت و واقع گرایانه بگویید. به قولتان عمل کنید مگر این که شرایط غیر منتظره مانع شود.فکر سمی 40: سختی‌های زندگی، شخصیت شما را می‌سازدآیا شما فکر می‌کنید درد کشیدن برای دستیابی به یک زندگی خوب لازم است؟ درست است که سخت کوشی گاهی اوقات باعث عشق و هیجان آدم می‌شود ولی افراد کمی از بدبختی سود برده‌اند. زندگی بدون فرض این که فلاکت چیز خوبی است، خودش به اندازه‌ی کافی سخت است.  امیدوار هستم که خواندن این مقاله برای شما مفید بوده باشد و حتما نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید. برای خرید کتاب 40 فکر سمی می‌توانید از طریق لینک زیر اقدام کنید. https://www.30book.com/book/84885/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-40-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B3%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D9%86%D9%88%D9%84%D8%AF-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86</description>
                <category>Mohammad Javad Gholami</category>
                <author>Mohammad Javad Gholami</author>
                <pubDate>Mon, 08 Aug 2022 16:44:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>40 فکر سمی که از آن خبر ندارید! ( بخش اول )</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadjavadgholami1378/40-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B3%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-yldoayrmddmf</link>
                <description>فکرهای سمی تمامی ندارند و هر کاری کنید نمی‌توانید از شر آن‌ها به این راحتی‌ها خلاص شوید مگر این که راه حلی برایشان پیدا کنید. اکثر فکرهایی که در ذهن خود می‌پرورانیم اصلا واقعی نیستند که هیچ بلکه فقط وقت خود را تلف می‌کنیم و هیچ سودی برای سلامتی روح و روانمان ندارد. در این مقاله قرار است که باهم انواع فکرهای سمی را بررسی کنیم.  چند وقت پیش کتابی را خواندم تحت عنوان: 40 فکر سمی که شما را آزار می‌دهد از آرنولد و کلیفورد لازاروس که بنظرم کتابی بسیار جالب و ارزشمند است. هر دو نویسنده روانشناس هستند و تمامی مثال‌هایی که در این کتاب می‌زنند کاملا واقعی و بر اساس تجربیات خود و مراجعین کنندگانشان بوده. در این کتاب اول عنوان می‌کند که ما نباید نسبت به هیچ یک از این فکرها گارد دفاعی بگیریم و باید بپذیریم که امکان دارد همه‌ی ما با این فکرها درگیر بوده و متوجه‌ی آن نبوده باشیم. بعد عنوان می‌کند که تمامی فکرهایی که مخرب هستند را در این 40 مورد خلاصه کرده اند. نویسندگان این کتاب اذعان می‌دارند که وجود این فکرها در تمامی جنبه‌های زندگیمان تاثیر منفی می‌گذارد بدون این که حتی فکرش را کنیم که این فکرها تا این اندازه بزرگ باشند. یعنی بسیاری از باورهای مخربی که ما داریم در ناخودآگاهمان است. متاسفانه ما در جامعه‌ای بزرگ شدیم که نه تنها خانواده آگاهی کاملی داشته برای تربیت کردنمان، بلکه وجود انواعی از برخوردها و حرف‌های نادرست و اشتباهی که با ما کردند باعث شده است که ما تا سال‌ها بعد از آن، حتی در زندگی عاطفی و زنانشوییمان با مشکلات بسیار بدی مواجه شویم. پس بهتر است که این باورهای مخرب را بشناسیم و بعد از خواندن آن‌ها، به این فکر کنیم که کدام یک از این فکرها در ذهن ما جا خوش کرده و برایمان بیشتر آزار دهنده‌تر است. به دلیل زیاد بودن مطالب، من مقاله را به دو بخش تقسیم کردم که در هر بخش، در مورد 20 فکر سمی صحبت کرده‌ام. چنان چه که از این کتاب خوشتان آمد، می‌توانید آن را تهیه کنید و استفاده لازم را ببرید. فکر سمی 1: تفریح یعنی وقت تلف کردن همه‌ی ما باید بپذیریم که نیاز به استراحت داریم و این یک باور اشتباه است که بخواهیم خود را از همه چیز محروم کنیم و فقط به تلاش کردن بپردازیم. ما آدم هستیم نه ربات، پس به استراحت کردن هم نیاز داریم. فکر سمی 2: با کنترل دیگران در موقعیت بهتری قرار می‌گیرید یک جمله‌ای در این کتاب نوشته شده که: اگر افراد سعی می‌کنند دوستان خود را کنترل کنند، برای خود دشمن تراشی می‌کنند. ما نمی‌توانیم با کنترل کردن دیگران انتظار این را داشته باشیم که همه چیز بر وفق مراد ما پیش برود چرا که هر انسانی حق انتخاب‌های خودش  را دارد و هیچکس کامل نیست. فکر سمی 3: تخلیه خشم برای تندرستی مفید است قرار نیست که ما دق دلی خود را بر سر دیگران خالی کنیم. البته که گاهی وقت‌ها باید به خود این فرصت را بدهیم که امکان دارد عصبانی و حتی بر سر کسی فریاد بکشیم ولی این راهش نیست. بهتر است که راه‌های کنترل خشم و درست برخورد کردن را بیاموزیم. فکر سمی 4: خانواده و دوستان شما را بی قید و شرط دوست بدارندما نباید توقعات بسیار بالایی از هیچکسی داشته باشیم که بعدا این انتظارات موجب از بین رفتن روابطمان بشود؛ حتی با خانواده و دوستانمان. فکر سمی 5: مهربانی بر نامهربانی پیروز می‌شود متاسفانه چنین چیزی حقیقت ندارد و باید قبول کنیم که در بعضی از شرایط، با مهربانی کردن داریم خود را کوچک می‌شماریم و باید به شیوه‌ای درست برخورد کنیم. همیشه بخشش و گذشت کردن خوب نیست. فکر سمی 6: با حرف‌هایتان احساسات دیگران را جریحه دار نکنید گفتن بعضی از حقایق تلخ به خیلی از افراد شاید کار درستی نباشد. چه عزیزترین شخص زندگیتان باشد و چه غریبه، باید بدانیم که از گفتن بعضی از حرف‌ها باید اجتناب کنیم حتی اگر حق با ما باشد. فکر سمی 7: هدف شما باید در نهایت کمال باشدهمه‌ی ما می‌دانیم که یکی از عواملی که سبب می‌شود ما به هدفمان نرسیم، کمال‌گرایی یا کاملگرایی خود می‌باشد. ما باید بپذیریم که نمی‌توانیم بی نقص باشیم یا کاری را بدون کوچک‌ترین کم و کسری انجام دهیم. فکر سمی 8: یک نه بگو و خودت را خلاص کن! این خوب است که توانایی نه گفتن را داشته باشیم اما اگر نتوانیم تعادل را برقرار کنیم و قرار باشد که همیشه نه بگوییم، بنظر شما چه اتفاقی می‌افتد؟ فکر سمی 9: گربه را دم حجله بکش! افرادی که در روابط درون فردی از تهدید استفاده می‌کنند، نادانی یا ضعف خود را در معرض نمایش قرار می‌دهند. تهدید با هرگونه تبادل سالم در تضاد و هیچ شباهتی به روابط دارای احترام، توجه، مراقبت و عشق ندارد. فکر سمی 10: صداقت محض بهترین سیاست استفرق است بین داشتن صداقت و همه چیز گفتن. روابط کمی می‌توانند آن حدی از افشاگری را تحمل کنند که در آن کسی چیزی را پیش خودش نگه نمی‌دارد و همه چیز بیان می‌شود. فکر سمی 11: باید با اقوام و دوستان بی ملاحظه قطع رابطه کرداگر کسی برایتان اهمیت دارد، دوری کردن یکی از بی‌فایده‌ترین گزینه‌ها برای حل مشکلات و رفع اختلافات است. هر گاه با دوستان، همکاران، هم صنف‌ها و به خصوص اعضای خانواده مشکلی به وجود می‌آید، عقل حکم می‌کند با حرف زدن آن را حل کنید. فکر سمی 12: به هر چه بخواهید می‌رسید واقعیت این است که همه ما محدودیت‌هایی داریم که اجازه نمی‌دهند به هر چیزی دست یابیم. گاهی اوقات تلاش کردن حتی می‌تواند مخرب باشد.فکر سمی 13: اگر می‌خواهید کاری درست انجام شود، خودتان انجامش دهیددرخواست کمک، سپردن مسئولیت به دیگران و بهره‌ برداری از استعداد متخصصین، وقت شما را آزاد می‌کند تا به  مسائل مهم‌تری بپردازید و کیفیت زندگیتان بهبود ببخشید. فکر سمی 14: هر وقت مشکلی پیش آمد، کسی را پیدا کن و کاسه کوزه‌ها را سرش بشکنسرزنش و ایراد گرفتن بسیار مخرب است. پس به جای سرزنش دیگران، دنبال یک راه حل سازنده باشید.فکر سمی 15: تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو نر! تنبیه هر چیزی به وجود می آورد جز عشق و پایداری. فکر سمی 16: از احساسات‌تان با کسی صحبت نکنید البته در بعضی شرایط پنهان کردن خصوصی‌ترین احساسات‌تان عاقلانه است ولی وقتی پنهان کردن ارزش‌ها و احساسات به راه و رسم زندگیتان تبدیل می‌شود، در پایان به فردی خشک و بی روح تبدیل می‌شوید. فکر سمی 17: اولین برداشت شما از افراد درست است اگر می‌خواهید راجع به کسی نتیجه‌گیری معتبر و قابل استنادی داشته باشید، مجموعه فراگیری از رفتارهای او در شرایط مختلف مشاهده کنید.  فکر سمی 18: رضایت والدین مهمترین مساله استاگر می‌خواهید که خوشحال باشید، شاید مجبور باشید برخلاف خواسته‌های والدینتان عمل کنید. اگر فقط برای خشنودی آن‌ها به زندگی ادامه دهید، در اصل زندگی نکرده‌اید. فکر سمی 19: موفقیت و پول، خوشبختی می‌آورند کار و پول را وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف ببینید نه خود هدف. برای زندگی کردن کار کنید؛ اما برای کار کردن زندگی نکنید.فکر سمی 20: کسی که از اول بدبخت باشد، تا آخر بدبخت استشاید ساده‌لوحانه بنظر بیاید اما شما می‌توانید خودتان را از زخم‌های گذشته برهانید. رفتار شما در آینده، به کارهایی که امروز انجام می‌دهید بستگی دارد، نه به کارهایی که در گذشته انجام داده‌اید. امیدوار هستم که از بخش اول مقاله خوشتان آمده باشد. نظرات خود را به اشتراک بگذارید و به زودی بخش دوم مقاله را منتشر خواهم کرد. </description>
                <category>Mohammad Javad Gholami</category>
                <author>Mohammad Javad Gholami</author>
                <pubDate>Wed, 03 Aug 2022 17:10:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نویسندگی برای من چه معنا و مفهومی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadjavadgholami1378/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-yijvksjeqz90</link>
                <description>نویسندگی برای من بیش از نوشتن معنا دارد. خیلی از ما فکر می‌کنیم که نویسندگی یعنی نوشتن یا نوشتن یه سری متون به شکلی جدید یا شایدم خلق کردن داستان یا محتوای جدید. در هر صورت همه‌ی این موارد جزئی از نویسندگی هستند اما نکته‌ای که وجود دارد آن هم این است که چه چیزی باعث شد که من به سمت نوشتن بروم؟الهام گرفتن از تخیلاتتخیلات بهترین منبع الهام هستند چرا که از همان بچگی پسری بازیگوش بودم که مثل خیلی از همسن و سال‌های خودم در دنیای خودم غرق بودم. ولی من از اون دسته از پسر بچه‌هایی بودم که می‌توانستم تخیلات خودم را به تصویر بکشم و حتی زندگی کنم.من عاشق انیمیشن بودم و چنان با انیمیشن‌ها و کارتون‌ها ارتباط عمیقی برقرار می‌کردم که انگاری با شخصیت‌های کارتونی دارم زندگی می‌کنم و همین مسئله بعدها باعث شد که ایده‌هایی به ذهنم خطور کند.‌البته اعتراف می‌کنم که در حال حاضر با 23 سال سن، هنوز هم به انیمیشن علاقه مندم و کما که بدمم نمی‌آید که در آینده یه سر به دنیای انیمیشن سازی بزنم. اما با وجود تمامی این حرفا، نوشتن من با نوشتن ایده‌ها شروع شد و پس از آن به این فکر افتاده‌ام که چگونه می‌توانم خلق ارزش کنم؟خلق ارزش با نوشتنچرا خلق ارزش؟ سوالی بسیار مهم که ذهن من را تا مدت‌ها درگیر خود کرده بود و جواب‌های متعددی پیدا کردم. یکی که من می‌خواستم وارد دنیای دیجیتال بشوم تا بتوانم کسب درآمد کنم و نوشتن برای من آسان‌ترین گزینه‌ای بود که در اختیارم قرار داشت.خیلی از آدم‌ها می‌گویند که نوشتن استعداد خاص و منحصر به فردی می‌خواهد اما من می‌گویم که نوشتن همچون دیگر مهارت‌هایی که در این دنیا وجود دارند، می‌توان با تکرار و تمرین ارتقا داد. من رشته‌ی تحصیلی خودم را تا مقطع کارشناسی مدیریت بازرگانی ادامه دادم و بعد از آن به فکر خلق ارزش افتادم.من با نوشتن می توانستم هم خودم را محک بزنم و هم این که برایم لذت بخش بود که از خود، نوشته‌هایی را در سایت‌های مختلف به جا بگذارم که نامم آنجا ثبت بشود. اما مهم‌تر از همه‌ی این موارد، موضوعی بود که نمی‌توان از آن چشم پوشی کرد و آن هم ارتباط با مردم است.چرا مردم باید بیایند نوشته‌های من را بخوانند؟  نوشته‌های من چه چیزی قرار است که به مردم اضافه کند؟ آیا برای خودم زشت نمی‌شود که مردم من را مسخره و به باد انتقاد گیرند؟ باید در جواب به تمامی سوالاتی که مطرح شد بگویم که اگر هنوز نویسندگی را شروع نکرده‌اید و یا هنوز اوایل راه نویسندگی هستید، بهتر است به شما بگویم که تمامی این سوالاتی که مطرح شد کاملا طبیعی است.مغز ما قبل از آن که بخواهد کاری را شروع کند، مخصوصا اگر که آن کار کاملا جدید باشد، سوالات بسیار زیادی را برای خود به وجود می‌آورد و حتی ما را می‌ترساند. اما نگران نباشید، چرا که اگر مثل من دلیلی برای نوشتن دارید، می‌توانید بدون ترس شروع کنید.توصیه برای ارتقا نویسندگیبنظرم بهتر است که قبل از این که نویسندگی را آغاز کنید، کامل به این فکر کنید که نوشتن وقت و حوصله می‌خواهد که شما در اینترنت جستوجو کنید و در مورد موضوعات مختلف بنویسید. اگر انسان منعطفی هستید و از سرچ کردن‌های زیاد و نوشتن‌های فراوان خسته نمی‌شوید، باید بگویم که می‌توانید نویسندگی را آغاز کنید. برای تمرین نویسندگی بهتر است که:1. مدام در حال نوشتن باشید ( در مورد موضوعات مختلف )2. به مدت 6 ماه سعی کنید که هر روز بنویسید3. در پیشرفت عجله نکنید4. به بازخوردها هیچگونه توجهی نکنیدالبته که یادگیری نویسندگی مثل هر مهارت دیگر یک پروسه‌ی زمان بر است و بر خلاف ظاهر قضیه، فکر نکنید که می‌توانید به راحتی نویسنده‌ی قابلی شد. البته لازم است بگویم که من هم هنوز نویسنده‌ی قابلی نیستم و هنوز راه دارم تا بتوانم به اون سطح بالا از نویسندگی که خودم در نظر دارم برسم.و حرف آخرم این است که حتما صبور باشید و فکر نکنید که با 6 ماه یا 1 سال می‌توان بهترین نویسنده شد. مقصد هیچگونه معنایی ندارد، پس از مسیر نویسنده شدن لذت ببرید و سعی کنید همیشه مطالعه داشته باشید تا زودتر بتوانید مراحل نویسنده شدن را طی کنید.</description>
                <category>Mohammad Javad Gholami</category>
                <author>Mohammad Javad Gholami</author>
                <pubDate>Sun, 24 Jul 2022 16:29:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عادت یا روتین؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadjavadgholami1378/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%86-dos6tqctopow</link>
                <description>مقدمههمه‌ی ما آدما عادت‌های بسیار زیادی داریم و نسبت به بعضی از آنها آگاه و نسبت به بعضی‌های دیگر ناآگاه هستیم، ولی موضوع اصلی اینجاست که بارها شده که ما از کلمه‌ی روتین به جای عادت یا بلعکس آن استفاده کردیم. اما قضیه چیست؟ پس با ما همراه باشید.باورهای اشتباه نسبت به عادت و روتینقبل از تعریف عادت، باید بگویم که همه‌ی ما در زندگی مان عادت‌هایی داریم. مثلا من به شخصه روزانه نزدیک به 2 ساعت ونیم یا شاید بیشتر آهنگ گوش می‌دهم، یا شخصی روزانه نزدیک به 10 ساعت مطالعه می‌کند، یا شخصی دیگر روزانه 4 ساعت ورزش می‌کند. همه‌ی این‌ها عادت هستند اما باید بگویم که آیا هر کدام روتین خاصی دارند یا خیر؟مثلا من روزانه بعد از بیدار شدن از خواب اولین کاری که می‌کنم، هندزفری خود را برداشته و در گوشم می‌گذارم و همیشه با آهنگ گروه‌های محبوبم آغاز می‌کنم. این یک روتین است. یا ورزشکاری که روزانه 4 ساعت ورزش می کند، امکان دارد که طی ساعت‌های متفاوتی این کار را انجام بدهد، می‌تواند از ساعت 12 ظهر تا 4 یا 4 تا 8 یا 9 تا 1 و الی آخر، این کار را انجام بدهد. این هم یک روتین است. این مسئله در خصوص با مطالعه کردن هم صدق می‌کند.اما در نظر داشته باشید که فردی که ناخودآگاه ناخن‌های خودش را می‌خورد، یا شخصی که ساعت‌ها در فکرهای خودش مشغول می‌شود و متوجه گذر زمان نمی‌شود، یا شخصی که بعد از بیدار شدن از خواب، به دستشویی می‌رود و دست و صورت خودش را می‌شوید. تمامی این‌ها روتین نیستند. پس عادت با روتین فرق می کند.عادتعادت یعنی تمامی فعالیت ها یا رفتارهایی که ما بدون برنامه ریزی قبلی و معمولا به صورت ناخودآگاه و آنها را زیاد انجام می‌دهیم. برای مثال وقتی شما از خواب بیدار می‌شوید، آیا از قبل برای دستشویی رفتن برنامه ریزی کرده اید؟ قطعا خیر، زیرا همه ی ما این کار را هر روز انجام می دهیم! پس این یک عادت است.اما عادت تنها در این تعریف خلاصه نمی شود، زیرا ما می توانیم یک فرایند یادگیری را عادت بنامیم. برای مثال امکان دارد که فردی هر روز اکثر وقت خود را به نوشتن اختصاص بدهد، در حالی که اصلا برنامه یا زمان مشخصی برای این کارش نداشته باشد و صرفا آن را انجام می دهد.روتیندر زبان انگلیسی واژه ی Routine، به معنای روال یا رویه است. این روال یا رویه بر گرفته شده از تمامی کارهایی است که ما هر روز طبق برنامه‌ی قبلی انجام می‌دهیم. برای مثال وقتی من برنامه ریزی می‌کنم که هر روز، حداقل 2 ساعت از وقت خود را به مطالعه کردن اختصاص بدهم، قطعا این یک روتین خواهد بود؛ چرا که من نه تنها برای آن برنامه ریزی کرده ام، بلکه این آگاهی را دارم که باید حداقل 2 ساعت مطالعه بکنم.پس روتین همراه با آگاهی صورت می گیرد، اما سوالی که مطرح می‌شود آن هم این است که آیا رابطه ای میان عادت و روتین وجود دارد؟ پاسخ مثبت است.تفاوت روتین و عادتروتین در واقع نشات گرفته شده از دو یا چند فعالیت است که بر اساس یک ترتیب مشخصی شکل گرفته و انجام می‌شود. این ترتیب‌های شکل گرفته ای که ما آن را در قالب برنامه ریزی ترسیم کرده ایم، به مرور زمان می تواند برای ما تبدیل به یک عادت بشود. فراموش نکنید که ما گفتیم عادت می‌تواند یک فرایند یادگیری باشد.من کاملا درک می‌کنم که شاید مثال‌ها یک خورده گیج کننده باشند، ولی اجازه بدهید که خدمتتان عرض کنم که اگه که به یکی از مثال‌های بالا که در مورد ورزشکاری بود که روزانه 4 ساعت ورزش می کند توجه بکنید، خواهید دانست که این ورزشکار از روی عادت دارد روزانه ورزش می‌کند. اما اگر که برنامه ریزی کرده باشد که مثلا روزانه طی ساعات مشخصی ورزش بکند، قطعا آن موقع است که واژه‌ی روتین معنا می گیرد.ترک عادت‌های بداین یک فرایند زمان بر است و طبق یک سری از تحقیقات باید برای آن 66 روز وقت بگذارید. برای پیدا کردن عادت‌های بد و جایگزین کردن آن‌ها باید مراحل زیر را انجام دهید.1. 10 روز اول خود را فقط در حال گردش در دنیا و درون خودتان باشید!این بدان معناست که باید تا 10 روز اولی که شما تصمیم به ترک عادت‌های بد خود کرده اید، باید با خود فکر کرده و مشکل را بیابید و راه حل آن را پیدا بکنید؛ اما از درون. برای مثال امکان دارد که آهنگ گوش دادن زیاد، ناشی از تنها بودن یا افسرده بودن شما باشد، پس برای حفظ و سلامتی گوش‌هایتان می توانید هم با صدای کمتر و هم از ساعات آهنگ گوش دادن خود بکاهید. یادداتان باشد که نمی توانید به یکباره یک عادت را از بین ببرید.برای جایگزین کردن آن عادت، مثلا می توانید قدم زدن، مطالعه ی کتاب یا نوشتن هر آن چه که در فکر و درون شما است را انتخاب بکنید. این بستگی به شما دارد که کدام چیز برایتان بهتر است و به شما آرامش بیشتری می‌دهد.2. یاد آوریشما می‌توانید این کار را در دو صورت انجام دهید. یا به اعضای خانواده‌ی خود یا دوستان صمیمیتان در مورد این عادت بدی که دارید و قصد ترک آن دارید صحبت بکنید، یا این که آن را بر روی کاغذ نوشته و بنویسید که اثرات مخرب این عادت بد چیست.اگر که زمانی وسوسه‌ی لازم برای انجام آن کار را پیدا کردید، دیگر اعضای خانواده یا دوستان صمیمیتان می توانند به شما یاد آوری بکنند که این کار چه اثرات منفی در پی دارد و یا این که خودتان بلافاصله به دفتر رجوع و به خودتان یاد آوری کرده که انجام این کار فایده ای ندارد.البته اگر نظر من را بخواهید، به شما می گویم که این کار را خودتان انجام بدهید بهتر است. زیرا امکان دارد که اعضای خانواده یا دوستانتان نتوانند آن طوری که باید، موضوع را درک کرده و بنابراین نتوانند که به شما کمکی بکنند. این کار را از روزهای 11ام تا 40ام انجام بدهید.3. دوری از عوامل وسوسه انگیزشما تا زمانی که می‌دانید در بعضی از شرایط‌های خاص، وسوسه‌ی بازگشت به آن عادت قبلی خود می‌شوید، تا می‌توانید باید از آن دوری بکنید. برای مثال فردی که می‌خواهد مصرف قلیان را ترک بکند، تا آنجایی که می‌تواند باید از رفتن به کافه‌ها ( منظور از آن دسته از کافه‌هایی است که قلیان دارند )، قهوه خانه‌ها و هر مکانی که در آن قلیان سفارش می‌دهند، اجتناب کنید. این کار را از روز 41ام تا 66ام انجام بدهید.4. شما شایسته‌ی یک پاداش هستید!قطعا این حس بسیار فوق العاده ای است که شما عادت بد خود را ترک کرده اید، پس به خودتان هدیه بدهید. هر چیزی که باعث شادی شما می‌شود، می‌توانید برای خود بخرید. مثل کتاب، لباس، کفش و غیره.نتیجه گیریروتین همراه با ترتیب و عادت همراه با تکرار شکل گرفته اند. ما پیوسته باید سعی بکنیم که عادت بد خود را پیدا کرده، آن‌ها را بنویسیم و بعد از آن برای هر کدام از آن‌ها راه حلی پیدا بکنیم. قطعا نوشتن تاثیر بسیار زیادی به منظور آمادگی مغز برای تغییر یک عادت دارد.اگر که می‌بینید شما توانایی ترک یک عادت را ندارید، این بدان معنا نیست که شما بی اراده یا احمق هستید. امکان دارد که هر بار برای ترک عادت بد خود شکست بخورید، اما این مسئله هیچ ایرادی ندارد. پس از هر بار شکست‌، دوباره مراحل بالا را از اول شروع بکنید و حتما فقط بر روی یک عادت تمرکز بکنید. باز هم برای تاکید می گویم که شما باید وقت بگذارید و نمی‌توانید همه‌ی عادات بد را به یک باره از بین ببرید، با تلاش و استمرار شما همه چیز شدنی است.نظر شما در مورد این مقاله چیست؟ لطفا نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Mohammad Javad Gholami</category>
                <author>Mohammad Javad Gholami</author>
                <pubDate>Tue, 17 Nov 2020 16:01:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارتاپ یا کسب و کار؟ مسئله این است!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadjavadgholami1378/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ki7qtdeyfraj</link>
                <description>تا به حال مطالب بسیار زیادی در حیطه ی کسب و کارها و استارتاپ‌ها منتشر شده است ولی در واقع هنوز هم عده ای تفاوت استارتاپ‌ها و کسب و کار را نمی دانند. در واقع مرز باریکی بین استارتاپ‌ها و کسب و کارها وجود دارد، و حتی شایان ذکر است که استارتاپ‌ها نوع خاصی از کسب و کارها هستند. اما قبل از آن باید به بررسی هر کدام به صورت جداگانه بپردازیم .تاریخچه‌ی استارتاپتاریخچه‌ی استارتاپ به سال 1911، و همزمان با آغاز شرکت های Silicon Valley  برمی گردد. که یکی از استارتاپ‌های خیلی مشهور آن یعنی IBM است، که مخفف International Business Machines  است، بعدها توانست به یکی از بزرگترین تولید کنندگان نرم افزار در دنیا شناخته بشود.استارتاپ چیست؟تعاریف بسیار زیادی برای استارتاپ وجود دارد ولی اگر که بخواهیم یک تعریف کلی را برایش در نظر بگیریم میتوانیم بگوییم که در واقع استارتاپ یعنی یک ایده‌ی نو است که پتانسیل پیشرفت و رشد کردن را دارد و معمولا در حوزه‌ی تکنولوژی است.ویژگی‌های یک استارتاپ موفق1. داشتن یک چشم انداز قدرتمندقطعا هر گروهی برای رسیدن به یک هدف، نیازمند چشم اندازی مشخص، برنامه ریزی و کار تیمی است. یک رهبر خوب باید بداند که هدف گروه چیست و چگونه می‌تواند به تمامی اعضای گروه انگیزه‌ی لازم را بدهد تا پروژه را به سمت موفقیت سوق بدهد.2. انتخاب نفراتیکی از مهم ترین چالش‌های هر استارتاپی، انتخاب اعضا برای پیاده سازی آن ایده است. در واقع شما باید با توجه به مهارتی که دیگر افراد دارند، آن‌ها را انتخاب کرده و سعی کنید که با یک برنامه ریزی مناسب و منسجم، هماهنگی لازم را به وجود بیاورید. هرچند که باید این حقیقت را پذیرفت که خیلی از مدیران استارتاپ‌ها افرادی را انتخاب می‌کنند که یا از طرف آشنا، دوست یا شخص قابل اعتمادی باشند و یا افرادی را انتخاب می‌کنند که نگرش‌های آن ها باهم در تعارض نباشد و این کاملا اشتباه است.شما نمی توانید شخصی را تغییر دهید اما می‌توانید آن شخص با مهارت و با تجربه را انتخاب کرده و بعد از آن با توجه به اختلاف نظرهایی که وجود دارد، بتوانید آن ها را مدیریت کرده و هماهنگی لازم را بین افراد به وجود بیاورید. لازم به ذکر است چنان که تجربه‌ی رهبری را ندارید، بهتر است یک شخصی را که در این زمینه تجربه دارد را انتخاب و خود در اجرای پروژه نظارت داشته باشید.3. آینده نگریشما به عنوان یک مدیر استارتاپی باید بتوانید حرکت بعدی شرکت یا پروژه‌ی خود را پیش بینی بکنید. به این منظور که شما نباید برنامه ریزی را دست کم گرفته و باید بتوانید محدودیت‌ها، چالش‌ها و موانع را یکی پس از دیگری رد کنید.4. نوآوریبسیاری از صاحبان استارتاپ‌ها، اغلب آن قدر مجذوب ایده‌ی خود می‌شوند که بازاریابی و شناسایی بازار هدف را فراموش می‌کنند. این مسئله کاملا مهم است که قبل از اجرای ایده‌ی خود باید نیاز بازار را شناسایی کرده و بعد از آن دست به اجرای ایده بزنیم. لازم به ذکر است که یک ایده‌ی جدید به تنهایی نمی‌تواند موجب موفقیت یک استارتاپ شود، در واقع پیاده سازی درست یک ایده‌ی قدیمی اما به شکلی جدید به مراتب خیلی بهتر از اجرای بدون برنامه ریزی یک ایده‌ی نو است. نوآوری باید در استارتاپ وجود داشته باشد، و گرنه استارتاپ محکوم به شکست است.5. دادن انگیزه به کارکنانچه رهبر باشید و چه صاحب ایده باشید و بر روی پروژه ی استارتاپی نظارت می‌کنید، نباید فراموش بکنید که مسئله ی انگیزه برای کارکنان یا همکاران شما بسیار مهم است. آن ها نیاز به انرژی مثبت دارند تا بتوانند همیشه برای برنامه های شما ثابت قدم باشند.6. توانایی روبرو شدن با مسائلامکان ندارد که در مسیری که حرکت می‌کنید، چالش‌ها و موانع بر سر شما پدیدار نشوند. به هر حال بروز مشکلاتی همچون پیدا کردن سرمایه گذار، بروز مشکل در وب سایت، قطعی اینترنت و موارد بسیار از این قبیل مشکلات وجود دارد. پس باید قدرت و توانایی رویارویی با مشکلات را داشته باشید.7. چیدمان مناسب افراداین به این معناست که شما باید بدانید که افرادی که استخدام می‌کنید چه توانایی‌هایی را دارند و در چه قسمتی باید قرار بگیرند تا بتوانند با توجه به دانش و تجربه‌هایی که دارند، بیشترین میزان بهره‌ وری را داشته باشند.8. تلاش و استمرارهیچکسی دوست ندارد که یک بازنده باشد ولی باید پذیرفت که همه ی افراد شکست می‌خورند. امکان دارد که ایده‌ی شما با شکست مواجه شود اما نباید نیمه ی پره لیوان را نادیده گرفت. شاید شما شکست خورده باشید ولی تجربه های بسیار ارزشمندی در این راه کسب کرده‌اید، پس تا اونجایی که می توانید به تلاش خود ادامه بدهید و اگر چنان چه که می دانید این مسیر فایده ای ندارد، آن را تغییر دهید.9. برقراری تعادلمنظور از تعادل یعنی تعادل میان کار و زندگی است. اجرای پروژه ی استارتاپی قطعا به اندازه ی کافی وقت گیر خواهد بود ولی به این نکته توجه بکنید که اگر بخواهید کل وقت خود را صرف استرس ها و برنامه های استارتاپ بکنید، شاید تا یک مقطعی منطقی خواهد بود ولی به مرور زمان می تواند شما را خسته و حتی نا امید بکند. استراحت کردن، به خصوص در روزهای تعطیل را اصلا فراموش نکنید. شما نیاز دارید که تجدید قوا بکنید و با انرژی بیشتری ادامه دهید.کسب و کار چیست؟برای کسب و کار، همچون استارتاپ تعاریف زیادی وجود دارد ولی می‌توانیم یک تعریف واحد برای آن در نظر بگیریم و آن هم این که یعنی هر گونه فعالیتی که با هدف سود و کسب درآمد صورت بگیرد. حالا می تواند خرید و فروش، تولید یک کالا یا ارئه ی خدمات باشد.ویژگی‌های کسب و کار:1. فروش کالاها و خدمات2. ایجاد ارزش3. انگیزه ی کسب درآمد4. معامله ی کالا یا خدمات5. فعالیت های همراه با ریسکاهداف کسب و کاریک باور غلط وجود دارد و آن هم این است که تمامی اهداف کسب و کار، تنها در کسب درآمد و سود خلاصه می شود. اهداف کسب و کارها متفاوت است اما می‌توان گفت علاوه بر کسب درآمد و سود، بدست آوردن سهم خود در بازار و ارائه ی بهترین خدمات یا محصول به منظور شناساندن برند خود، از دیگر اهداف کسب و کار به شمار می‌رود.ویژگی‌های صاحبان کسب و کار:1. اشتیاق و انگیزهانگیزه یکی از عامل‌های بسیار مهم برای صاحبان کسب و کار برای رسیدن به اهداف خود می‌باشد.2. ریسکدر واقع ریسک کردن بسیار خوب است اما گاهی وقتا می‌تواند برای ما گران تمام بشود. صاحبان کسب و کار باید به این نکته توجه داشته باشند که به صورت کاملا سنجیده، منطقی و همراه با اطلاعات بسیار بالا، ریسک بکنند. اجازه ندهید که ترس از ریسک کردن باعث این بشود که شما در یک نقطه ثابت بمانید و بعد ها حسرت فرصت های از دست رفته را بخورید.3. مدیریت صحیح پولاین موضوع نیاز به تمرین و برنامه ریزی دارد که در ادامه توضیح خواهیم داد.1. بودجه بندیتمامی مخارج قطعی و متغیر خود را بر روی کاغذ بنویسید. لزوما نباید صاحب یک کسب و کار باشید تا بتوانید این گونه بودجه بندی بکنید، این کار را برای خود تبدیل به یک عادت بکنید. خیلی از ماها اغلب این کار را عبث و بیهوده می‌نامیم و حتی وقتی مخارج خود را بر روی کاغذ می‌نویسیم، به یکباره کاغذ را کنار گذاشته و همه چیز را فراموش می‌کنیم.مخارج قطعی مثل وام، کرایه خانه و از این دسته از مخارج را بر روی کاغذ درج کرده و سپس هزینه های متغیر ماهیانه همچونقبض آب، برق و گاز و غیره را ثبت بکنید. اگر که ماهانه یا روزانه این کار را انجام بدهید، به اهمیت این موضوع پی خواهید برد و می توانید به راحتی پس انداز بکنید.2. عمل کردن به کاغذبه هر آن چه که بر روی کاغذ نوشته اید، عمل بکنید. اگر که بدهی دارید و قرار است تا اخر ماه آن را پرداخت کنید، باید بدانید که چه مقدار پول باید به آن تخصیص بدهید.3. خرج‌های غیر ضروری را محدود یا از بین ببریدهمه ی ما بارها این را تجربه کرده‌ ایم که در کیف پول یا حسابمان آن قدر پول در اختیار داریم که دوست داریم آن را خرج چیزهایی بکنیم که علاقه داریم و طبق معمول با این ذهنیت که الان اول ماه است و تا آخر ماه فرصت بسیار است، به یکباره ملاحظه می کنیم که ای دل غافل، پول کم آورده ایم. صاحبان کسب و کار باید مقوله ی مدیریت مالی را به شدت جدی بگیرند؛ مخصوصا اگر که کسب و کار خود را تازه راه اندازی کرده اند و هنوز به آن میزان از جریان درآمدی نرسیده اند.4. مخارج کوچک و مرموز را شکار کنید!مخارج کوچک و مرموز اغلب همان هزینه هایی هستند که به یکباره در مورد آن ها تصمیم گرفته می شود و ما متوجه ی آن ها نمی شویم؛ و زمانی که پول کم می آوریم با خود می گوییم که ای بابا، من که چیزی نخریده ام. از جمله مخارج کوچک را می توان به خورد و خوراک، تنقالات و تفریحات، که معمولا به صورت لحظه ای تصمیم گیری می شوند، اشاره کرد.5. اجتناب کردن از گرفتن قسط و وام جدیدقطعا کسی دوست ندارد که به بدهی‌هایش اضافه شود، اگر که درآمد شما به حدی رسیده است که می‌دانید از عهده‌ی قسط دیگری بر می‌آیید باز هم دلیل نمی شود که  وام جدیدی بگیرید. این شما هستید که تصمیم می گیرید که آیا گرفتن وام جدید تاثیر منفی بر روی مدیریت پول شما خواهد داشت یا خیر.6. دوری از اجناس گران قیمتاین به آن منظور نیست که نباید چیزهای گران قیمت را خرید. برای مثال شاید شما نیاز به یک کامپیوتر داشته باشید و می دانید که به آن احتایج دارید و در حال حاضر قیمت کامپیوتر بسیار زیاد است، شما باید زمان این گونه خریدهای گران قیمت خود را به تعویق بیاندازید. هر چند شایان ذکر است که در شرایط اقتصاد فعلی، هیچ چیزی قابل پیش بینی نیست. اما برای شروع مدیریت مالی خود، باید قید خرید های گران قیمت را بزنید.7. تمرین و ممارستاگر که بتوانید به اهداف مالی خود متعهد باشید، عادت‌های مالی سالم پیدا خواهید کرد. این کار برای دفعات اول سخت و خسته کننده خواهد بود ولی به مرور زمان اثر موثر خود را خواهد گذاشت. شاید صاحبان کسب و کار سرشان شلوغ باشد اما اپلیکیشن های زیادی برای مدیریت مالی وجود دارند. اپلیکیشن هایی همچون:.BillGuard.Dollarbird.Fudget.Goodbuget.LearnVest.LevelMoney.Penny.Mintتفاوت کسب و کار و استارتاپ؟تفاوت های بسیار زیادی وجود دارد ولی اینک به برخی از آن ها می پردازیم:1. مقیاس پذیری و رشدهمانطور که گفتیم، استارتاپ های معمولا اغلب با تکنولوژی سروکار دارند و علاوه بر آن هیچ گونه محدودیت جغرافیایی، مکانی و زمانی ندارند. اجازه بدهید با یک مثال تفاوت کسب و کار و استارتاپ را بهتون بگم. برای مثال اگر یک شرکت تولیدی تازه تاسیس شده ی کفش را در نظر بگیریم، فارغ از آن که حتی اگر نوآوری جدیدی در صنعت خودش داشته باشد، در واقع یک کسب و کار است نه یک استارتاپ! یا اگر که یک سوپر مارکتی را در نظر بگیرید که روزانه کلی مشتری دارد و به آن ها محصولاتی را عرضه میکند بازم یک استارتاپ نیست و یک کسب و کار است.اما اگر یک فروشگاه اینترنتی را در نظر بگیریم، یا یک شرکت حمل و نقل آنلاین همچون اسنپ، یا یک خرده فروشی آنلاین همچون دیجی کالا را در نظر بگیریم، می‌توانیم بگوییم که همه ی این‌ها استارتاپ هستند. در واقع تفاوت اصلی در اینجا مشخص می‌شود که یک استارتاپ به صورت همزمان توانایی خدمت دهی به کلی مشتری را دارا می‌باشد، در حالی که لزوما هر شرکت نوپایی استارتاپ نیست.2. ایده پردازیمطالعه کردن یکی از راه‌های بدست آوردن ایده است اما لزوما تنها این کافی نیست. اما باید این حقیقت را پذیرفت که تا زمانی که ما در صنعتی تجربه‌ی کار کردن را نداریم یا دست کم اطلاعات کافی را در اختیار نداریم، نمی‌توانیم بدون هیچ استراتژی و برنامه‌ی درستی استارتاپ خود را راه اندازی بکنیم.اغلب کسب و کارها، ایده‌های بسیار سنتی هستند که از قدیم و ایام بوده اند. مثل رستوران‌ها، سوپر مارکت‌ها، کتاب فروشی‌ها، مغازه‌های لباس‌های ورزشی و از این قبیل موارد که وجود داشته اند. اما استارتاپ‌ها ایده‌های جدید، ریسک پذیر و با قابلیت رشد بسیار بالایی هستند که همانقدر که احتمال موفقیت آن ها وجود دارد، احتمال شکست آن‌ها هم است. و ایده‌های استارتاپ‌ها، اید‌ه‌هایی هستند که یا در گذشته وجود نداشته اند و یا یک نوآوری خاصی در آن‌ها به وجود آمده است. مثل فروشگاه های اینترنتی که قبلا حتما باید حضوری مراجعه میکردیم اما امروزه می‌توانیم به صورت آنلاین، محصولات مورد نظر خود را در حالی که در خانه هستید، سفارش بدهید.3. دریافت سرمایهاغلب کسب و کارها، نیاز به سرمایه یا بهتره بگویم سرمایه‌های زیادی ندارند، زیرا هدف کسب و کارها رسیدن به یک میزان ثابتی از درآمد است. اما استارتاپ ها به دلیل ریسک پذیری بالا، نو بودن و اجرا کردن ایده‌هایشان، نیاز به سرمایه گذاران خطرپذیر دارند.4. تعداد کارکناندر واقع استارتاپ‌ها برخلاف کسب و کارها، اعم از کسب و کارهای کوچک و بزرگ، با افزایش مشتریانشان، این امکان وجود دارد که تعداد کارکنان آن ها ثابت بماند. اما کسب و کارها برای رسیدگی بیشتر و همراه با گسترش سهم بازارشان نیاز به استخدام بیشتر افراد می‌کنند.دلایل شکست استارتاپ ها1. سرمایه ناکافینبود سرمایه کافی نه تنها در آینده برای استارتاپ ها کار ساز نیست بلکه باعث ضررهای بسیار جبران ناپذیری می‌شود. استارتاپ‌ها بسیار بیشتر از کسب و کارهای کوچک نیازمند سرمایه هستند، زیرا برای توسعه‌ی مقیاس و افزایش مخاطبین بیشتر برای ادامه‌ی روند خود باید تدابیری به کار بگیرند که بدون سرمایه امکان پذیر نمی‌باشد.2. هم تیمی‌های ضعیفیک استارتاپ هر چقدر هم که بر اساس ایده‌ای جدید و ناب شکل گرفته باشد، در صورت نبود تیم قوی با مجموعه‌ای از مهارت‌ها برای مواجهه با چالش‌های فراوان کسب و کار، به احتمال زیاد شکست خواهد خورد. اعضای تیم در استارتاپ‌ها علاوه بر داشتن مهارت و دانش تخصصی، باید از نظر مهارت‌های ارتباطی، ویژگی‌های شخصیتی و چشم‌انداز و اهداف بلندمدت نیز با یکدیگر و با بنیان‌گذاران استارتاپ هم‌راستا باشند.3. اطلاعات نادرست از بازاراز شناخت بازار نباید غافل شد. اکثر استارتاپ ها بیشتر به دنبال کسب سود و برطرف کردن نیاز های خود هستند، نه نیاز بازار! این امر به صورت مستقیم موجب شکست استارتاپ می شود.4. درک نادرست از مدل کسب و کارمدل کسب و کار، پایه و اساس شکل گیری یک استارتاپ است. در یک مدل کسب و کار دقیق، منابع درآمدی، مشتریان، مخاطبان هدف، محصولات، جزییات مالی و نیازهای سرمایه‌ای استارتاپ مشخص شده‌اند. بنابراین اگر مدل کسب و کار به درستی طراحی نشده باشد، این احتمال وجود دارد که استارتاپ در نتیجه اشتباهات موجود در مدل کسب و کار، محکوم به شکست خواهد شد.5. محصول بی کیفیتقطعا مشتری عاشق چشم و ابروی من و یا شمایی که صاحبان کسب و کار هستیم، نیست. قطعا مشتریان به دنبال محصولی هستند که کیفیت بسیار خوب داشته و بابت پرداختن بهای آن دچار پشیمانی نشوند.6. ضعف در بازاریابیچه در بازار پر رقابت ورود کرده باشید و چه در بازاری که هنوز تعداد رقبا کم است یا بازاری که هنوز رقیبی در آن حضور ندارد، اگر چه ایده ی شما ناب و خاص باشد اما بازاریابی شرکت شما ضعیف باشد، قطعا به نتایج مطلوبی نخواهید رسید.آیا هر کسب‌وکار اینترنتی استارتاپ است؟امروزه فضای مجازی نقش بسیار موثری در افزایش ارتباطات افراد جامعه دارد. از این رو حضور در این فضا شرایط بسیار مناسبی برای رشد هر کسب‌وکاری فراهم می‌کند. استفاده از این فضا برای استارتاپ‌ها که به دنبال رشد سریع و گسترش زمینه کاری خود هستند امری ضروری است اما این بدان معنی نیست که هر کسب‌وکاری که در فضای مجازی فعالیت می‌کند لزوماً استارتاپ باشد. به عنوان مثال می‌توان به وب‌ سایت‌های فروشگاه‌ها اشاره کرد که امر فروش را برای آنها آسان می‌کند اما چنین فروشگاه هایی استارتاپ نیستند و همین امر ممکن است باعث بروز اشتباه گردد.چه زمانی دیگر استارتاپ، یک شرکت است؟گوگل هم یک زمانی یک استارتاپ بود، همینطور اپل، فیس بوک، آمازون و بسیاری از این دسته از شرکت‌ها که زمانی استارتاپ بودند ولی الان شرکت هستند. در واقع میتوان گفت که یک پروژه تا زمانی یک استارتاپ محسوب می شود که هم تعداد کارکنان آن ها کم باشد، ترجیحا بین 5 الی 9 نفر و بعد تبدیل به کسب و کار کوچک می شود، که تعداد کارکنان در آن موقع معمولا زیر 40 نفر است و زمانی می توانیم یک کسب و کار را بزرگ بنامیم که تعداد کارکنان آن ها بسیار بیشتر از این تعداد باشد.کلام آخرهر استارتاپی می تواند یک کسب و کار باشد ولی هر کسب و کاری نمی‌تواند یک استارتاپ باشد.</description>
                <category>Mohammad Javad Gholami</category>
                <author>Mohammad Javad Gholami</author>
                <pubDate>Tue, 10 Nov 2020 15:06:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت مدیریت زمان و راه های موثر آن</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadjavadgholami1378/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A2%D9%86-la7wmdtc3wwb</link>
                <description>مدیریت زمان چیستدر واقع هیچ چیز با ارزش‌تر از زمان نیست. همه‌ی ما اهدافی داریم که دوست داریم به آن‌ها دست پیدا کنیم، اما واقعیت امر این است که ما از یکی از مهم‌ترین مهارت های بدرد بخور زندگیمان غافل هستیم؛ و آن هم مدیریت زمان است. افراد موفق به خوبی می‌توانند زمان خود را مدیریت بکنند.اغلب شده که ما در طول یک روز، با لیست بلند بالایی از فعالیت ها و کارهای بسیار زیادی که خود تعیین کرده ایم مواجه ایم. و حتی بار ها پیش خود فکر کرده ایم که اگر سرمان خیلی شلوغ باشد، به این معناست که ما داریم راه درست را می‌رویم. صادقانه باید بگویم که اشتباه می‌کنیم! در واقع همه ی ما نگرش نادرستی نسبت به این مسئله داریم. و در اکثر مواقع ناموفق هستیم، زیرا توجه خود را به فعالیت های متعدد معطوف کرده ایم، و نمی‌توانیم به همه ی آن‌ها برسیم.شاید باورت نشه! اما باید بگم که طبق یک سری از تحقیقات معتبر، هر انسان نمی‌تواند در طول یک روز بیشتر از سه هدف ( فعالیت-کار و یا هر چه را که اسمش بگذارید) به اتمام برساند. بعد از تمرکز، مدیریت زمان یکی از اساسی‌ترین مهارت هایی است که برای موفقیت هر شخصی کاملا ضروری است.تعاریف زیادی میتوان از مدیریت زمان کرد ولی یک تعریف واحد میتوان برای آن در نظر گرفت و آن هم این است که:مدیریت زمان یعنی افزایش بهره وری و کاهش اتلاف وقت.به یاد داشته باشید که زمان برای همه ی ما بسیار اهمیت بسزایی دارد، و ما دوست نداریم که زمان ارزشمند خود را از دست بدهیم. پس باید با یک برنامه ریزی دقیق و درست، بتوانیم بهره وری خود را افزایش دهیم و اهمال کاری و اتلاف وقت را به حداقل برسانید.اهمال کاری چیست؟دشمن مدیریت زمان! در واقع اهمال کاری، دشمن واقعی شما است. بسیاری از افراد ( از جمله همه ی ما )، گاه حال و حوصله ی انجام هیچ کاری را نداشته و همه ی کار ها را یا به دقیقه ی نود موکول کردیم یا آن قدر پشت گوش انداختیم که دیگه یادمان رفته آن را انجام بدهیم، یا برای خود زمان خاصی را مشخص کرده و نتوانسته ایم آن فعالیت را به اتمام برسانیم. در هر صورت این نشان میدهد که ما در مدیریت زمان شکست خورده ایم.اهمیت مدیریت زمانشاید از خود بپرسید که حالا فواید مدیریت زمان چیست؟ چه لزومی دارد که من این مهارت را یاد بگیرم؟ در واقع این مهارت به ما یاد میدهد تا:1. کاهش استرسما وقتی برای خود برنامه ریزی میکنیم، ناخودآگاه دچار استرس میشویم. پس بسیار مهم است که برنامه ای کاملا منسجم و درست را تنظیم کنیم تا بتوانیم به همه ی فعالیت های خود برسیم.2. افزایش بهره وریوقتی بتوانیم به درستی یک برنامه ی خوب داشته باشیم و به آن عمل کنیم، می‌توانیم بهره وری خود را افزایش دهیم. بهره وری به معنای این است که بتوانیم بهترین استفاده را از زمان داشته باشیم.3. افزایش موقعیت های بسیار زیاد برای پیشرفتوقتی که شما بتوانید زمان خود را مدیریت کنید، مسلما وقت خالی به اندازه ی کافی دارید تا از موقعیت ها و فرصت هایی که برایتان به وجود می آیند، نهایت استفاده را ببرید.4. افزایش رضایتمندیمدیریت زمان به همه ی ما حس بسیار خوبی می‌بخشد، زیرا ما به کارهایمان رسیدگی کردیم و از آن طرف وقت کافی برای استراحت و تفریح هم در اختیار داریم.5. افزایش اعتماد به نفسعدم مدیریت زمان1. عدم رسیدگی به همه ی کارهایماناین موضوع به شدت ما را ناراحت میکند و حس بدی به ما دست میدهد، مخصوصا این که ما دوست نداریم وقت خود را از دست بدهیم. باز هم تاکید میکنم که زمان، مهم‌ترین چیزی است که ما در اختیار داریم.2. اتلاف وقت زیادجدا از اهمال کاری، اگر که ما نتوانیم به درستی طبق برنامه جلو برویم، نه تنها زمان بیشتری را از دست میدهیم بلکه خود را به مرور زمان خسته می‌کنیم. پس لطفا حواستان به این موضوع باشد.3. افزایش استرسافزایش استرس نه تنها باعث زودتر انجام شدن کارتان نمی‌شود، بلکه کیفیت کارتان را هم پایین می آورد.4. کاهش رضایتمندیقطعا هیچ شخصی با از دست رفتن زمان با ارزشش و انجام نشدن کارهایش خوشحال نمیشود!5. کاهش اعتماد به نفساسترس و نارضایتی فردی، به مرور موجب کاهش اعتماد به نفس ما می شود.چرا نمی‌توانیم به همه ی کارهایمان رسیدگی کنیم؟دلایلی بسیار زیاد و متعددی وجود دارند از جمله:· عدم اولویت بندی مناسب· عدم داشتن انگیزه· اهمال کاری و تنبلی· نداشتن فهرست روزانه·  آرزوهای بزرگ و به دور از ذهن· کمال گرایی یا کامل گرایی· ضعف در تصمیم گیری· نه گفتن را بلد نبودنلازم به ذکر است که بگویم دلایل بسیار زیاد دیگری هم وجود دارد، اما معمولا اینها دلایل پررنگ تری نسبت به بقیه هستند. حالا برای اینکه بتوانیم به درستی زمان خود را مدیریت بکنیم، طی کردن گام های ذیل بسیار حائز اهمیت است.راه های موثر و مهم در مدیریت زمان1. منظم باشیدنبود نظم همیشه به ضرر ما تمام میشود. این یک حقیقت است که ما نمی‌توانیم منظم باشیم چون که این امر برای‌ ما بسیار سخت و دشوار است، پس از امروز منظم بودن را یاد بگیرید. اما چگونه؟ شما می‌بایست برای منظم بودن، هر روز برنامه ریزی داشته باشید. هر روز صبح، نیم ساعت پس از بلند شدن، فهرستی از کارهای مهمتان را نوشته و حتما مشخص بکنید که چه موقع شروع و چه موقع تمام خواهید کرد. تعهد داشته باشید نسبت به اهدافتان.2. دسته بندیکارهای مهم‌تان را دسته بندی کرده و آن ها را به گام‌های کوچک‌تر تقسیم کنید. فراموش نکنید که حتما باید استراحت در برنامه‌ی شما باشد، در غیر این صورت شما خسته می‌شوید و چه بسا بقیه‌ی کارها را رها کنید.3. لیست کردن فهرستی از کارهای روز بعدهمیشه قبل از خواب، لیستی از کارهایی که می‌خواهید برای روز آینده انجام دهید، تهیه کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا وقت خود را برای برنامه ریزی مجدد کارها تلف نکنید.4. اپلیکیشن های مدیریت زمانشما می‌توانید برای مدیریت زمان، از اپلیکیشن های زیر استفاده بکنید:· Wunderlist· Trello· Quality Time· To-doist· Onenote· Taskulu5. قانون 80-20این قانون می‌گوید که 80% از نتایج حاصل از 20% تلاش ما است. اجرای این قانون می‌تواند برای ما یک برنامه ی کاملا منسجم و سازمان دهی شده به وجود بیاورد، فقط کافی است که اهداف خود را به طور دقیق مشخص کرده و آن 20% از تلاش هایی را که موجب میشود آن 80% از موفقیت را کسب کنیم را پیدا کرده و به آن عمل کنیم. فراموش نکنید که لزوما دانستن به معنای توانستن نیست.6. پشتکار داشته باشیدبه شما اطمینان میدهم که مدیریت زمان برای هر شخصی، خصوصا در دفعات اول کاری سخت و حتی وحشتناک خواهد بود، اما با تلاش و استمرار می‌توانید این کار را تبدیل به یک عادت بسیار مهم و مفید کنید.نتیجه گیری:اگر که خواهان رسیدن به موفقیت هستید، پس از همین لحظه شروع کنید به برنامه‌ ریزی کردن و تمامی مراحل موثر مدیریت زمان را به اجرا در بیاورید.</description>
                <category>Mohammad Javad Gholami</category>
                <author>Mohammad Javad Gholami</author>
                <pubDate>Wed, 04 Nov 2020 21:14:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تند خوانی، خلاصه نویسی و تقویت تمرکز</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadjavadgholami1378/%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-jl7j5fqxkell</link>
                <description>تند خوانی چیست؟تند خوانی یک روش کاملا علمی برای افزایش سرعت مطالعه و درک مطلب است. بار‌ها شده که اکثر دانش آموزان یا دانش جویان، زمان اندکی در اختیار داشتند و نتوانسته‌اند به خوبی همه‌ی درس‌های خود را مرور کرده و یا به طور کامل بخوانند. تند خوانی به ما این امکان رو می‌دهد که هم سرعت مطالعه خود را بالا ببریم و هم این که درک مطلب بالایی را از متون خوانده شده، بدست بیاریم.اما قبل از هر چیزی باید بدانیم که روش های صحیح مطالعه چیست؟تند خوانی، صحیح ترین روش برای مطالعه و یادگیری است اما باید بدانیم که چه شرایط هایی را برای مطالعه باید رعایت بکنیم که این رعایت این شرایط الزامی است.1. تمامی عوامل حواس پرتی را دور کنیدگوشی خود را سایلنت یا خاموش کنید و ترجیحا بیرون از اتاق بگذارید تا برای چک کردنش مدام وسوسه نشوید. علاوه بر گوشی، هر عامل دیگری که موجب حواس پرتی شما می شود رو باید از خودتون دور کنید.2. در یک محیط بی صدا قرار بگیریددر اتاقتون رو ببندید و سعی کنید که حواستان به صداهای بیرون از اتاق پرت نشود.3. کنار پنجره قرار نگیریدامکان دارد به دلیل صداهایی که به گوش شما می‌رسد، نتواند به خوبی تمرکز کنید.4. محیط مطالعه باید پر نور باشدقطعا در یک محیط تاریک یا یک محیط کم نور نمیتوان مطالعه کرد. مطالعه در یک محیط کم نور، به مرور زمان به چشمانتان آسیب می رساند.یک روش برای مطالعه ی بهتر و موثر‌تر:استفاده از تکنیک S-QSM است.در این روش، ابتدا باید بدانیم که قرار است راجب چه موضوعی بخوانیم. این بدان معنی نیست که ما قبل از خریدن کتاب، چشم بسته کتاب را می‌خریم! بلکه ما ابتدا باید نگاهی به فهرست کتاب مورد نظر بیندازیم. شما حتما قبل از خریدن یک کتاب، یا از طریق اینترنت یا پرسیدن سوال از اشخاص و یا تنها با نگاه کردن به آن کتاب، اقدام به خرید می‌کنید.پیشنهاد من این است که حتی زمانی که یک کتابی را خریده‌اید، علیرغم این که در مورد موضوع آن مطمئن هستید، نگاهی به تیتر‌های فهرست کتاب بکنید. این گونه مغز شما برای مطالعه در آن موضوع، آماده می شود.گام دوم طرح سوال است. بله! سوال بپرسید؛ از خودتان سوال بپرسید که این کتاب چه چیزی را می‌خواهد به من یاد بدهد. گام سوم تند خوانی است. شایان ذکر است که با سرعت خودتان مطالعه بکنید و به مرور سرعت خود را افزایش دهید. نه کمتر از سرعت واقعیتان و نه بیشتر.و گام آخر مایند مپ است که در ادامه به توضیح آن می‌پردازیم. تکنیک های مهم تند خوانی:1. مکث ممنوعمکث کردن، مغز را خسته می کند.2. همیشه از نشانه استفاده بکنیدیعنی این که باید کلمات را با یک شئ دنبال بکنید. با خودکار، مداد یا انگشت دستتون، باید به طور همزمان همراه با چشم، کلمات را دنبال بکنید3. قوی تر کردن عضلات چشمسعی کنید که تمامی تمرکز خود را برای دیدن کلمات به کار بگیرید! این به آن معنا نیست که شما با چشم بسته کلمات را میخوانید، نه! شما باید با استفاده از یک نشانه ( مثل خودکار، مداد یا انگشت دست ) به طور همزمان کلمات را دنبال بکنید.4. برگشت به عقب ممنوعهرگز مطلبی رو که متوجه نشدید، برنگردید که دوباره بخوانید. کنار متن با یک علامت ضربدر مشخص کنید که پس از پایان فصل یا کتاب، دوباره برخواهید گشت یا در مرور کردن، به آن مطلب توجه خواهید کرد.5. دوباره خوانی ممنوعهمانند روش قبلی است.6. با صدای بلند یا لب خوانی ممنوعزیرا باعث برهم زدن تمرکز و کاهش بازده ی یادگیری می شود.7. نکته نویسیشما می توانید بر روی کلمات یا جملات بسیار مهم خط بکشید و یا این که نکات مهم را در یک دفترچه یادداشت نمایید.8. خلاصه نویسیدقت داشته باشید که خلاصه نویسی با نکته نویسی فرق می کند. تند خوانی به این شکل نیست که تنها با خواندن درست بشود و بتوان هم سرعت خود را افزایش داد، هم تمرکز و هم درک مطالب! چون در غیر این صورت فرقی با خواندن روزنامه نمی کند. هدف خلاصه نویسی، رساندن منظور نویسنده در کمترین زمان، بالا بردن میزان یادگیری و کاهش زمان است.فواید خلاصه نویسی:1. حجم کم اطلاعات2. افزایش درک مطلب3. افزایش یادگیری4. افزایش سرعت پردازش5. مرتب کردن و مرتب کردن اطلاعات6. تثبیت اطلاعاتاز اشتباهات رایج خلاصه نویسی:1. هایلایت کردن همه ی خطوط2. پراکنده نویسیمایند مپ:مایند مپ یا نقشه ی ذهنی یکی از بهترین روش های یادگیری در جهان است که به ما دید کلی می دهد و باعث می شود تا مطالب، با یک چارچوب بسیار خاص و منظمی در ذهن ما قرار بگیرد. این روش برای اولین بار توسط تونی بوزان مطرح شد. مایند مپ ( نقشه ی ذهنی )کاربرد های مایند مپ:1. مدیریت اطلاعات2. یادداشت برداری کردن3. کنفرانس-سخنرانی-جلسات4. آمادگی برای امتحان5. کتاب نویسی6. ایده نویسی7. مراحل مختلف یک مدیریت پروژه8. خلاصه نویسی کردن9. مقاله نویسی10. خلاصه کتابلازم به ذکر است که مایند مپ، برای مرور کتب درسی بسیار تاثیر گزار است. اگر که جزئی از متقاضیان کنکور سراسری هستید، مایند مپ بدردتان می‌خورد.  مراحل تعیین هدف:1. خواندن کتاب2. مشخص کردن هدف خود3. طرح کردن سوال4. پاسخ به سوال2. یک دفترچه ی یادداشت داشته باشید3. علامت گذاری-خط کشی-هایلایت4. فهرست شخصیت های اصلی5. نوشتن نکته اصلی کتاب6. تقسیم کتاب به چند قسمت7. شناسایی ایده اصلی کتابنکات کلیدی خلاصه نویسی:1. حجم خلاصه نویسی2. ترکیب وقایع3. دسته بندی مطالب4. نکات اصلی و شخصیت های اصلی5. نکات اصلی هر قسمت6. نتیجه گیری با بیان هدف اصلی7. ویرایش و بازبینی8. استفاده نکردن از عقاید خودبه یاد داشته باشید قبل از شروع یک کتاب اول باید یک دید کلی نسبت به کتاب داشت و بعد از تمام کردن کتاب، حتما آن چیز هایی که یادگرفتید را خلاصه کنید. لزوما از یک کتاب قرار نیست که کل متن رو هایلایت بکنید، فقط اون قسمت هایی که خیلی مهم است رو زیرش خط بکشید و یا اگه متوجه نشدید، کنارش با یک علامت ضربدر مشخص بکنید که پس از پایان فصل یا کتاب، دوباره بیایید و آن قسمت را بخوانید.و در آخر اگر که میخواستید سرعت مطالعه ی خود را محاسبه کنید، یک کتاب را انتخاب بکنید، و زمان بگیرید به مدت 1 دقیقه. بعد از اتمام 1 دقیقه، تعداد کلمات در سطر اول را بشمارید، بعد تعداد خط هایی را که خوندید را بشمارید. و در آخر تعداد کلمات در سطر اول را در تعداد خط های خوانده شده را ضرب کنید. سرعت مطالعه ی شما به دست خواهد آمد.یک تمرین برای تقویت حافظه و تمرکز:شما می توانید از تمرین کارت در کتاب استفاده بکنید. این روش اینگونه است که شما اول، یک کارت را در یکی از صفحات کتاب می زارید؛ فرقی نمی کند که چه کتابی باشد ( مثلا صفحه ی 80 ). به یاد داشته باشید که باید صفحه ای را که انتخاب کردید، یادتان مانده باشد. روز بعد، همان کارت را بدون این که تقلبی بکنید، باید پیدایش بکنید. مثلا می گویید: صفحه ی چند بود؟ اها 80. و این کار را همینطور ادامه می دهید و کارت را در صفحه ی دیگری می گذارید. 10 روز اول با یک کارت، 10 روز دوم با دو کارت و این روش را همینطور ادامه می دهید. من نمیتوانم به شما بگویم تا چند روز ادامه بدهید ولی نظر من اینه که این کار را تا 40 روز یعنی با 4 تا کارت انجام بدهید و اگر که در پی به چالش کشیدن خود بودید، میتوانید تعداد کارت ها را افزایش دهید.نتیجه گیری:صبر کنید!به یاد داشته باشید که هدف از تند خوانی، پیدا کردن سرعت خود و لذت از مطالعه است. قرار نیست که شما با سرعت 5000 کلمه بر دقیقه بخوانید. شاید این مسئله برای شما یک هدف باشد که بخواهید سرعت خود را تا چندین برابر افزایش دهید ولی به یاد داشته باشید که این موضوع، یک پروسه ی زمان‌ بر است و نیاز به تلاش و کوشش دارد؛ شما ابتدا باید سرعت خود را پیدا بکنید و بعد از آن با تمرین‌های بیشتر، سرعت خود را بهبود ببخشید. </description>
                <category>Mohammad Javad Gholami</category>
                <author>Mohammad Javad Gholami</author>
                <pubDate>Tue, 13 Oct 2020 15:58:06 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>