<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های M.lotfalinejhad</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohammadlotfi3593</link>
        <description>واسه نمایش نیست،حرفشونه که مهم‌نیست...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 19:52:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/210324/avatar/UfkdLu.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>M.lotfalinejhad</title>
            <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آخر یار باوفایم بی وفا شد..</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%A8%DB%8C-%D9%88%D9%81%D8%A7-%D8%B4%D8%AF..-oysom90fyglj</link>
                <description>آخر یار باوفایم بی وفا شدرفت و از این خانه گم و گور شدآخر یار بی وفایم باوفا شداو هم رفت و دیگر این خانه سوت و کور شد.ه.ه.ه.ه.ه.ه.ه.ه.ه.هکاشکی پیامک هم آنسند داشتزرنگ بود حرفت را میخواندولی چیزی گنگ و مجهول داشتکاشکی در دنیا بود قضاوتیتا کسی مثل من مظلوم هم وکیلی داشتکاشکی بود پایان دردم کاشتنمیکاشتم ای کاش را آخر زندگیم برداشت داشتکاشکی زبان بند نیاید و ادامه دهماز ای کاشها سر مقاله دهمای کاش تمام شود این سلول دردمیخواهم زندگیم را به این دنیا وثیقه دهممیخواهم بر کنم این رخت بند رامن زندگیم را به آفریدگار هدیه دهممیدانم و شک‌ندارم هست دنیا سخت گر نباشمحداقل خوشی را به عزیزانم ک هدیه دادمپشت سرم اشک نریزد کسیخود ریختم که نوشتمببین صورتم را مطمئنم از این دنیا با لبخند میرم.</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Sun, 03 Jan 2021 01:00:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چقدر پرت است این نوشته...</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-kvjr0bhl94dd</link>
                <description>چقدر پرت است این نوشته،،،که انقدر وابسته و دلبسته و وابسته تر از وابسته ای که خیال کنی نباشد همچون او ولی بوقتش چشم باز کنی و بیابی در زمان صدها برتر از او،دردناکست که از چشت بیفتد و ندادند و بدانی و برروی خود نیاوری،همانقدر و دوچندان زیباست بعد از سالیانی همچون عمر هنوز هم تصور در آغوش گرفتنت...و تو نمیدانی چه حس زیبا، کوتاه و دائمیست تصور و خیال آغوشت در آغوشم،فقط همین ایستاده سر بر روی شانه ات.</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Thu, 17 Dec 2020 21:08:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فقط خودتی برای خودت...</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-m1fr9dsmw67c</link>
                <description>شبی آمدند به نمایش داغداریدر میان نمایش چشمانشان خونیگفتند و نالیدند و زجه زدند از برای غمتاشکهایی که جاری شد از برای دردتولی آخر نمایش درد همچنان باقیستتو باختی،دستو طوفان دوستان در هوا جاریست.</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Sun, 13 Dec 2020 22:20:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاید پست مدرن..</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-tcpk0hesxxmx</link>
                <description>از منو تویی که قبل از ما شدن مردتا آن مردی که از کمر تا خوردزنی تا میان کوچه یواش آمدسرکوچه وایستاد تا که همانجا خوابش برداز منو تویی که مایه خجالت بودهبظاهر خوش بوده و در سرشت بودهاز دعواهای بی پایه و اساساز کافه رفتنهای تکراری و مثلا خاصاز این همه بغض و کینه من خسته اماز این همه تظاهر من خسته اماز این همه خاطره من خسته اماز فکر نبود یار است که دیگر من خسته اماز آنی که در جوانی پیر شدهگوشه ای غمگین نشسته و اندوهگین و سیر شدههمانی که بعد از این همه سختی و دردهمچون بازگشت کننده ای مبارز و دلیر شدهاز کلماتی که بغض صدا شددر دل خفه شد اشک چشمها شداز این همه گفته و نگفته و حفظ شده همچون رازبه کلمات مکتوبم و این همه ارزشها،سوگندیکی پشیمان و دیگری زنده شدآخر داستانش مردن و دیگری جاودان شدنقاشی: امیر.م</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Wed, 02 Dec 2020 11:29:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دروغ پیمان...</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-pjhe3sbtgzih</link>
                <description>آنکس ک خود را یار من میخواندبا دشمن هم پیمان جانم گشتآمد و نزدیک نزدیک شدهم پیاله ی آنان گشتآنکس که از وفا میگفتخودکشی داد گربه ها راآمدو از زندگی ای گفتداد بدستم دسته تیغی راچ بدیهایی ک ناز گشتم کمخوبی هایی ک حال کردمگوئی بازیچه آنان بود که طبق نقشه ای راه میرفتآخر تیر خلاصم زدمن خوب بودم،خلاص گشتمحالا ای یار دیروزم دروغ پیمان دیروزمبینی شوم چون بادتویی بدنبال آنروزم</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Thu, 19 Nov 2020 21:47:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خواستم فریاد زنم...</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D9%85-iwuyhnoc1d91</link>
                <description>خواستم فریاد زنم لب و دهان دوختنخواستم بر آب زنم کشتی نجات ساختنخواستم با یار هم آوازی کنم صدای بلبلی را در گوش من آواختنحال که افسرده و داغان شده ام حال که گوشه گیرو پیر شده امحال که سرخورده و نالان شده ام حال که از زندگی خود سیر شده امغریبه ها آمدندو دوست شدنددشمنان یکی یکی یار شدندرفته پشیمان و نالان گشتکرده از کرده خود داغان گشتشاید ظاهرشان خوب بود ولی. نیتشان بود که من را حیران گشتمن شدم سرزنده ای آباد مشهور. او بود که آنی از اینجا محو گشتمیگذرد دوران و یادت باشددر حوض نقاشی شبی هم نوبت ما میباشد</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Sun, 15 Nov 2020 03:44:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکامل و تضاد</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%88-%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AF-yfdhgukvqejr</link>
                <description>چکار کنم که دلداری ندارمیار دارم،ولی غمخواری ندارم..امید به زندگانی زنده شد دوبارهچکار کنم ک جز تخیل دیگر چیزی ندارمروز مست ظهر مست شب مستآری این مرد هست هر روز از گریه مستحتی شرابی هم نیست اینجا که نوش جانش کنیمبا طعمش مستیمان را دو چندانش کنیمبا بوی عود و نور شمعشبا موزیک لایت و سراسر غمشیا با عکسی از موهای فرفریش کافیست! باید آتش زنم عکسهای لعنتیشآتش میزنم و میسوزانمشاید جز یکی،که یادم نرود داستان زندگیمداستان زندگی سر و پا تضادنه ۲شخصیتی و ۲قطبی،همزمان تضادخود گویم این هست از تکاملم و لطفشخود گویم این هست همان محمد مظلوم و پاکشگویدم چیزی در سرم انگاریکه ابله این همان وهم است تو در خیالیتوهم داری که قدیس هستی؟عمری سر کردی بکن که از زندگی دور هستیصدای دیگر که از پاداش میگویداز بدی زنا و از زشت میگویدصدای دیگر ک حاصل جمع‌بندیستاز مشترکاتشان،خوب و بد میگویدصدای اول صدای شیطان استدومیش وحی فرشتگان استسومین صدا طوفان افکارنتیجه تفکر و ایمان خویش استاین ۳صدا زندند همیشهبرای من و شما هستند همیشهباید دقت کنی و تشخیصش دهیصداها را از یکدیگر تمییزش دهی۳بیت اول و ۳تای آخرنمونه ایست از این تضاد و بدبختیتضادی که از بیشعوری ملتها شروع شداز سر بهانه ای برای جنگ شروع شدوگرنه این هست عین تکامل و رشدمذهب معرفت موزیک هرکدام جای خود:/</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Tue, 13 Oct 2020 12:07:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لیاقت</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%82%D8%AA-nlpf4ep1eh3v</link>
                <description>هر کس لیاقتی دارد/خوبی حدو مرزی دارددر دهان خوک صفتان/همان پهن مزه عسل داردمهربانی اندازه ای دارد/گذشت هم مقداری داردترس هم چیز خوبیست/برای شغالان حکم زندگی داردشرافت ک دیگر پر کشید رفت/گویی لاشخوری او را بلعیدو رفتپول دار اعتبار دارد/برای بزان بادی در دماغ دارداز پسران فقط آلتی مانده/چون خری ک در گل واماندهاز دختر فقط نامی به یادگار مانده/چون کفتری که بی بال ماندهاین است جهانی که به یادگار گرفتیم/اکنون ک به باغ وحشی شباهت دارد</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Tue, 29 Sep 2020 01:37:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیچ،فقط به اصل خویش بازگشت گرفت.</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%DB%8C%D9%82%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF-q52b7o17ocvp</link>
                <description>روز است و روزی از نو/۴ ستون بدن خالی از توروز است و منتظر شبش/تا بیاید بوی عود و نور شمعشاول هفتست و میگذرانم به امید جمعه/تا بیاید غروب و اشکای نابشباز حرف غروب جمعه شد قلبم گرفت/بی خبر از هیچکس دردش گرفتبی خبر تر تر منم نیست خبریبشکند دستم که روزی دستش را گرفتبشکند دستم ک هیچوقت نمک نداشت/انقدر خوبی کن کار کن ناز کنآخر رفتو دست شغالی را گرفتتف بر من ک روزی فرشته پاک خواندمشیقین از جنیان بود ک به اصل خویش بازگشت گرفت...</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Sun, 27 Sep 2020 03:07:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه زیبا گفت...</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%DA%86%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-qcyyzncckcx1</link>
                <description>گفت دلم برای خودم هم تنگ شده است چه برسد ک بتوانم برسم به یاد تو..بغض ترکیدو اشک سرازیر شد؛چه زیبا گفت،دلم برای خودم تنگ شده است اما در کنار تودر‌ کنار تو آرام سر بر روی شانه ات در کنار تو نازی بود در درون سینه امو حال مانده است نازیو به دنبال شانه ای میگرددولی‌ خب چطور میشود شانه اش باشدو به یاد تو بگریممن بدنبال آینده ای آزاد میگردم به دنبال آینده ای آباد میگردماو هم بیاید،بعد از گریه و آرامش هزاران بار دور سرش طواف گویان میگردم و این تنها بهانه من برای ادامه راه است.</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Thu, 24 Sep 2020 19:22:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست...</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-n3uzkudogi07</link>
                <description>روزی ما از عکسی با نگاهی چپ و خفناک استفاده میکردیم برای ترس و فاصله امروز آنها از آن استفاده کنند و گویند این غول آخرتان بود که دیگر مُرده ... تا برای من باشد اَخ استو به او که رسید شد غولی بزرگ،سیاست همین است و زندگی هم تمامش تماما سیاست</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jul 2020 03:48:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کِمِکس،متفاوت برای من،متفاوت برای کار...</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%DA%A9%D9%90%D9%85%D9%90%DA%A9%D8%B3%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-mfxezddq7ydz</link>
                <description>امروز میخوایم در مورد دم آوری قهوه بروش کمکس با شما مطلب به اشتراک بذاریم.کِمِکس نوعی دم آوری قهوه میباشد و همانطور ک گفتیم در قسمت قهوه های دمی همچون فرانسه،ترک و دله عربی قرار میگیرد.کمکس خود یک شیشه خمیده شکل با اصالتی آلمانیست که در آن زمان و دما از ملاکهای اصلی میباشند و برخلاف قهوه اسپرسو فشار در آن بسیار کم و پایین بوده ولی زمانش بسیار بالاتر. همانطور ک میدانیم طعم قهوه در شرایط مساوی و باریستا یکسان به دانه قهوه و مقدار رُست  و برشته شدن دون آن مربوط است،با این حال طعم قهوه کمکس بسیار لذیذ و دلچسب میباشد ولی برخلاف اسپرسو و قهوه ترک و همچون قهوه فرانسه به لیوان احتیاج دارد نه فنجان :/کمکس دستگاهیست شیشه ای معمولا بدون دسته و همراه با  حفاظی‌ چرمی ویا معمولا چوبی بدور آن برای جلوگیری از  آسیب زدن حرارت به دستان،همراه با فیلتری کاغذی،آهنی و یا پارچه ای که به فیلتر فلزی و پارچه ای آن تقریبا میتوان نام دائمی داد.دمآوری قهوه بروش کمکس سادست،فیلتر را باز کرده،درجای خود یعنی بالای دستگاه قرار داده و کمی با آب خیسش میکنم تا به دیواره ها بچسبد،حال قهوه را که با درجه آسیاب متوسط مایل به بزرگ آسیاب شده را در جای خود میریزیم و به آرامی هرچه تمامتر آبجوش ✓مناسب را،بصورت دورانی بر روی آن میریزیم،چه بهتر که اگر از کتری مخصوص آن یعنی کتری گردن غازی استفاده بکنیم.از قهوه لذیذ خود لذت ببرید.</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jul 2020 03:19:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلنوشت،عکسی که مدتیست خاطره ای دائمی شد</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%B9%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%AF%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%A6%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-qcbegv4fwqiw</link>
                <description>من عاشقانه سرکرده ام و میکنم زندگی رامن ترجیح میدهم باطنت به ظاهر تمیز رامن ترجیح میدهم نازش کنم بوسش کنمدیگری دوست دارد ترجیح دهد لفظ رکیک و خشمِ زن کش رامن میخواهم در خانه ام مِی خورم و باشد ک باید تا تماشایش کنمیکی دوست دارد بزندو بعدش رَود دوبس دوبس کندمن دیدم دزدی از خویش را از ۲دوستنه از نیاز،مسئول بودم،نیتش اعتبارم بودمن نه نامردی بلکه هرزگی از رفیقی برادرنما را بعد از پایان ۲دوره از زندگی امروز بود ک دیدممن این اجتماع کثیف را دیگر کامل دیده امبیمارستان را کامل انتظام را سابق خوب چشیده امو وقتی به دست چپ خود و حال داغونه امروزم نگاه میکنم،در میابم که من نه بیماری روانپریش بلکه تحمل درد خویش را دارم،بار اضافیست،تحمل اندوه دیگران بود که تیغ را بر روی رگم مردانه لغزانید.بدنبال نقطه ضعفم بودید و همینطور همچنان سالها بدنبال آن بدویدو بدنبال گرمی باشید که ما اینگونه پیشرفت میکنیمو اعتبارمیخریمو شرافت کسب میکنیم،،زمان زمانه عدالت است و تفاوتها نمایان خواهد شد،مطمئن باشید</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jul 2020 08:37:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرشته ای که گول خورد و شیطان شد</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF-aj95omohmzeh</link>
                <description>با فرشته ای کوچک اینجا ساخته شد.انسان آزاد است..از قبل هم جای خالیَش روی دستم حک شده بود.انسان حیوانیست آزاد،گاه فرشته ای با وفا گاه شیطانی سگ نما...انسان آزاد است انتخاب کند،راه خود را،سبک خود را،چگونگی زندگانی خودرا...من میتوانم با گربه ها کنار بیام ولی با چشمانِ شیطانیه شخصی نمایشی وفادار همچون سگ،اصلابدست آوردن اعتبار شاید کمی آسون باشه ولی شرافت اصلا،بخود ارزش بدید چراکه ارزش انسانها از «خلوت دیگران با خود» نشات میگیرد.</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jun 2020 22:06:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاص ترینم،اولینم</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%85-q1inpljsyo3y</link>
                <description>چه زیباست انتظار دیدن یارچه زیباست تصور گرفتن دست یارمیگیرم و میروم از هوش میدانممیآید از گوشه چشمی اشک میدانمبا اینکه سختو عذاب است ولی:نمیسازم خاطره ای از نوع عشقهمین دوستی میشود خاطره ای میدانمدوستی زیبا همراه با لبخندهمین لبخند اوست که میدهد جان به بوستان میدانمنزدیک به هزار فرسنگ راه آمدم برای دیدیدنشتا شروع کردم باران گرفتخدایم هم با من گریست میدانممیدانم ک نمیدانی چ حالی دارممیدانم ک نمیدانی چ حسی دارمسخن کوتاه باید کردهیچ ندارم بجز:رنج درون خون درون قلب درون ک تقدیم تو باد </description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jun 2020 03:50:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حس حقیقی خود</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D8%AD%D8%B3%DB%8C-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-tx0hffucqg7m</link>
                <description>دیگر چه فرقی دارد؟هیچ عیبی ندارد، بازهم بروهمین که دمی آمدی اجازه دادی دوباره تنفست کنم بس است.من سالهاست دیگر فقط در آرزوی همین یک دم بودم.انتظار بیشتری ندارم چرا که آرزویی برآورده شده.اما خب حس هایی زنده شده که شاید دردناک بنظر برسند ولی خوشیش را شاید یک در میلیون دریابند.من این حس عاشقانه را دوست دارم،عمریست اینگونه زندگی کردم،دپرسی نیست،،من این حس شاعرانه را دوست دارم.عمریست که در گوشه خوابگاه خود تنها زندگی میکنم،من خیال کردن را دوست دارم،در زندگی کم ندارم و دیگر نامی از تبعید نمیبرم،ولی براستی از زمانِ شروع شعور دیگر این زندگی را دوست ندارم،.همچون دلنوشت بخوانید،که بخواهید آرامشی سراغم آید.</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2020 02:49:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بشین دم پنجره عابران را ببین</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D8%A8%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%85-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86-p4gr7p6ly8ky</link>
                <description>بشین دم پنجره عابران را ببیناین فیلم اکشن ملو درام جنایی را ببیناکشن است گاهی و گاهی خندت میگیرداز این زمین و زمان بد دلت میگیردبشین ببین عشقهای واهی رااولین دوستی ک لزوما معنیش عشق نیستحالا بشین ببین شکست خوردگان خیالی راهمان بهانه لجن شدن اجتماع را..دردناک است ولی برو جنوب شهر را هم ببینسرخوشی جوانان با سیگارو گرد را بعد دردو دلشان با یکدیگر راغمم میگیرد،تنها تفریحمان با پول کم راببین چطور سگ دو میزنند تمام جوانان شهرک بسازنند برای خود زندگی بهتر،زندگی لاکچری،فقط از این بهتر....طولانی شد تمامش میکنمفقط آن طرف ماموری ایستاده وظیفه شناسزندگی سخت هستا سخترش میکندتا دیروز اسمش بودحال زرنگ شده پاکش میکندبرچسبو میکندو مشغول دغل بازیستانگار ما یهود و زمانه ام نازیست...</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2020 17:44:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتظار..</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-g54u9y3arcb2</link>
                <description>چه خوش بُود اگر بعد پایانم سیاهی باشدچه خوش بُود اگر بخوابمو بعد آن برزخی باشدچه خوب بود اگر فردا زمینی نبودچه خوب بود اگر از نسل انسان هیچ‌باقی نبودچه خوب است بعد هر زهر خوابی باشدچه خوب است بعد درد، بی جسمی باشدآه چه خوب بود میکردم تمام این نوشته ها رامن به پارگی کاریزماتیک رگ گردنم راضیممن به زندان از تبعید راضیترممن به مرگ امروز نه انتظارو انتظارو میلیاردها انتظارآری براستی من به آن راضیترم</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2020 14:41:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلم..</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D9%82%D9%84%D9%85-mz2h83jyvg97</link>
                <description>ای قلم بیا یاری کن و بنویساز عشق،از درد،از خشم از ذهر با صدای اخبار بنویسبنویس که تیر میکشد این دل،بنویس که ذهر است واقعا این میبنویس شاید واقعا بد مستم،بنویس همین قبل از مستی بود که بد گرسیتم.راه برو قلم دارد خوشم می آید،کم کَمَک لبخند بر روی لبم میآیدولی آه و خب که خودم میدانم،این لبخند شکل همان تلختر از اشک میماند.درد دارم و درد دارم و درد دارمقرار بود نشر پیدا کند آیا میتانم؟</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2020 14:42:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هستی..</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadlotfi3593/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-rmtcl0vvawn5</link>
                <description>اگر آدمی میدانست که چقدر از زیستن خود خانواده یار زمین و هرکسو هر چیز که میشناسد باقی مانده مطمئنا جور دیگری زندگی میکرد.زمانی باقی نمانده و این پیشگویی نیست که بگویم آن روز روز حسرت است حسرتو حسرت...شاید هنوز درست معنی حسرت را درک نکرده باشی.</description>
                <category>M.lotfalinejhad</category>
                <author>M.lotfalinejhad</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2020 04:35:07 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>