<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد مهدی مهرآئین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohammadmahdimehraeen</link>
        <description>محمد مهدی مهرآئین دانشجوی مدیریت مالی، علاقه‌مند به فایننس، بلاکچین و فین‌تک.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:31:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>محمد مهدی مهرآئین</title>
            <link>https://virgool.io/@mohammadmahdimehraeen</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بلاک‌چین و هوش مصنوعی: داستان پشت سر و هیاهو</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmahdimehraeen/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%B3%D8%B1-%D9%88-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88-e4c37oqbylkw</link>
                <description>بلاک‌چین و هوش مصنوعی بیش از پنج سال است که به هم نزدیک شده‌اند - با ظهور اولین پروژه‌های بلاک‌چین که از هوش مصنوعی استفاده می‌کردند در اوایل ۲۰۱۸.اغلب به عنوان دو تکنولوژی مخل بالقوه این قرن معرفی می‌شوند، بلاک‌چین و هوش مصنوعی به طور گسترده‌ای انتظار می‌رود که نحوه زندگی روزمره ما را تغییر دهند.با کاربردهایی در تقریباً هر زمینه، بخش و صنعتی، هم هوش مصنوعی و هم بلاک‌چین برای افزایش کارایی، باز کردن جریان‌های درآمد جدید، اتوماسیون کارهای تکراری و حتی حذف نیاز به نظارت انسانی بر روی وظایف هم ساده و هم پیچیده به کار گرفته می‌شوند.همانطور که در مورد بسیاری از تکنولوژی‌های نوظهور اتفاق می‌افتد، تلاش‌هایی در جریان است تا ببینیم چگونه بلاک‌چین و هوش مصنوعی می‌توانند برای تقویت یک موج جدید از محصولات، خدمات و فرصت‌ها با هم هم‌افزایی کنند. در حالی که بسیاری از این‌ها احتمالاً شکست خواهند خورد، برخی احتمالاً موفق خواهند شد و صنایع کاملی را مختل کنند.چگونه هوش مصنوعی در کنار بلاک‌چین استفاده می‌شود؟بلاک‌چین و هوش مصنوعی بیش از پنج سال است که در حال همگرایی هستند - با ظهور اولین پروژه‌های بلاک‌چین که از هوش مصنوعی بهره می‌بردند در اوایل ۲۰۱۸.در حالی که اکثر این پروژه‌ها تنها شامل تکنولوژی‌های اولیه هوش مصنوعی بودند، نوآوری‌های اخیر امکان ایجاد موج جدیدی از پروژه‌های قابل توجه‌تر که از آخرین تکنولوژی‌های بلاک‌چین و هوش مصنوعی بهره می‌برند را فراهم کرده‌اند تا میزان زیادی از کاربردی بودن را برای کاربران فراهم کنند.در حال حاضر، NFTهای تولیدی به دور از شک، محبوب‌ترین ترکیب هوش مصنوعی و بلاک‌چین هستند، که اکنون ده‌ها مجموعه NFT وجود دارد که با استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی ایجاد شده‌اند. این الگوریتم‌ها معمولاً بر اساس سبک‌ها و تکنیک‌های مختلف آموزش داده می‌شوند و سپس برای تولید NFTهای خروجی که شبیه به یک سبک هنری ثابت هستند، استفاده می‌شوند.یکی از اولین نمونه‌های یک مجموعه NFT تولیدی، Autoglyphs توسط Larva Labs است. این مجموعه شامل ۵۱۲ گلیف است که توسط یک مولد هوش مصنوعی با استفاده از تنها نمادهای ساده ASCII ایجاد شده‌اند. از زمان انتشار آن در سال ۲۰۱۹، بازار NFT شاهد انفجار مجموعه‌های NFT تولیدی بوده است، از جمله Art Blocks، Lost Poets و Solvency.فراتر از این، Alethea یکی از اولین پروژه‌ها بود که آنچه را که به عنوان NFTهای &#039;هوشمند&#039; و تعاملی توصیف می‌کند، ایجاد کرد. این پلتفرم به تازگی CharacterGPT را معرفی کرده است - که از هوش مصنوعی چند حالته برای تولید شخصیت‌های ۳D از دستورات متنی ساده استفاده می‌کند. علاوه بر مجموعه‌های NFT تولیدی، تعدادی از پروژه‌های بلاک‌چین در حال بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای کاربردهای عملی‌تر هستند. یکی از رایج‌ترین کاربردها، استفاده از هوش مصنوعی برای قدرتمند سازی محدوده جدیدی از محصولات و برنامه‌های مالی غیرمتمرکز است.چندین پروژه و شرکت اکنون از هوش مصنوعی برای یافتن فرصت‌های معاملاتی فوری استفاده می‌کنند، همچنین برای اتوماسیون تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری و معاملات. این شامل DefiLabs می‌شود، که با استفاده از داده‌های مبتنی بر بلاک‌چین، هوش مصنوعی را آموزش می‌دهد تا به طور خودکار دارایی‌ها را مدیریت کرده و بازدهی کشاورزی را بهبود بخشد، و همچنین Zoidpay که در حال ساخت محصولات مدیریت وام و ریسک مبتنی بر هوش مصنوعی است.سایر پروژه‌ها به دنبال یکپارچه‌سازی هوش مصنوعی در سطح عمیق‌تری هستند. این شامل Velas می‌شود، که بر روی یک تکنولوژی به نام &quot;AIDPOS&quot; کار می‌کند تا به طور خودکار برای عملکرد و امنیت بهینه‌سازی شود، در حالی که هزینه‌ها را پایین نگه می‌دارد، و BitTensor که در حال ساخت یک شبکه یادگیری ماشینی مبتنی بر بلاک‌چین است که قدرت یک بازار غیرمتمرکز برای هوش مصنوعی را فراهم می‌کند.همچنین، CryptoGPT اولین پروژه‌ای است که یک لایه-۲ ZK متمرکز بر هوش مصنوعی می‌سازد - در حالی که یک SDK ارائه می‌دهد که توسعه‌دهندگان می‌توانند برای افزودن به راحتی ویژگی‌های هوش مصنوعی به برنامه‌های خود استفاده کنند، تا به کاربران کمک کند داده‌های استفاده خود را به صورت اختیاری پولی کنند.سینگولاریتی‌نت یکی از محبوب‌ترین پروژه‌های مبتنی بر بلاک‌چین با محوریت هوش مصنوعی است. هدف اصلی این پلتفرم، توسعه هوش مصنوعی عمومی (AGI) است. سینگولاریتی‌نت با فراهم کردن یک پلتفرم بر پایه بلاک‌چین، به دنبال این است که امکان همکاری بین AI‌ها را فراهم کند و ابزارها و عوامل AI را به راحتی قابل خرید، فروش و به اشتراک‌گذاری کند.با این حال، نه همه تلاش‌های یکپارچه‌سازی بلاک‌چین و AI طبق برنامه پیش رفته‌اند، و یک قبرستان واقعی از پروژه‌هایی وجود دارد که با چالش‌هایی مواجه شده و در رسیدن به اهدافشان ناکام مانده‌اند - بسیاری از این پروژه‌ها مربوط به دوره 2017 هستند.یک نمونه، پروژه‌ای به نام DEEP AERO است که قول استفاده از AI و بلاک‌چین برای توانمندسازی پهپادهای خودمختار در پروازهای کم ارتفاع را داده بود. با وجود اینکه احتمالا تا 135,000 اتریوم در ICO سال 2018 جمع‌آوری کرده، این پروژه اکنون به نظر می‌رسد که منحل شده است.عملکرد اخیرپروژه‌های مبتنی بر بلاک‌چین و رمزارز با محوریت AI از ابتدای سال 2023 روندی شبیه به رشد سریع و چشمگیری داشته‌اند - با بازدهی قابل توجهی نسبت به روند کلی بازار، عملکرد خیره‌کننده‌ای را ثبت کرده‌اند.تنها در ژانویه 2023، سه پروژه برتر AI به طور متوسط بیش از 150٪ افزایش یافته‌اند، که تقریبا پنج برابر میانگین بازار در همان دوره است. از آن زمان به بعد، اکثر پروژه‌های برجسته AI شاهد اقدامات قیمتی صعودی بوده‌اند، به طوری که تعدادی از پروژه‌ها در اولین هفته فوریه بیش از دو برابر ارزش خود را افزایش داده‌اند.دلایل رشد اخیر کاملا واضح است: پذیرش سریع و گسترش کاربردهای سنتی هوش مصنوعی (به خصوص GPT-3، Midjourney و اخیراً ChatGPT)، به علاوه موج عظیم هیجان و توجه به آینده این فناوری به دلیل علاقه قابل توجه شرکت‌های بزرگ فناوری. طبیعتاً، این موضوع تا حدودی به بخش بلاک‌چین و AI نیز سرایت کرده است.در نتیجه، اکثر پروژه‌های معتبر ترکیب بلاک‌چین + AI در هفته‌های اخیر عملکرد خوبی داشته‌اند - اگرچه بیشتر آن‌ها همچنان به شدت از ارزش‌های بالاترین سطح تاریخی خود پایین‌تر هستند. به عنوان مثال، The Graph (GRT) هنوز بیش از 90٪ نسبت به بالاترین ارزش خود در فوریه 2021 پایین‌تر است، علی‌رغم اینکه پس از اخبار مربوط به AI جدید گوگل موسوم به Bard و ادغام نسخه پیشرفته GPT-3 در Bing، قیمت آن افزایش یافته است.با این حال، برخی معتقدند که این روند اخیر صرفاً اشتیاق بی‌منطق است تا ناشی از تغییرات در کاربرد و ارزش اساسی این پروژه‌ها.همچنین، در حالی که بسیاری از پروژه‌ها ادعا می‌کنند که از قابلیت‌های هوش مصنوعی برخوردار هستند، بسیاری هنوز در مرحله توسعه قرار دارند یا صرفاً از AI به عنوان یک واژه تبلیغاتی استفاده می‌کنند. بنابراین، انجام تحقیقات دقیق قبل از سرمایه‌گذاری در هر پروژه‌ای مهم است.پروژه‌های رمزنگاری مبتنی بر هوش مصنوعیدر حال حاضر، منظره‌ی هوش مصنوعی و بلاک‌چین توسط تعداد انگشت‌شماری از بازیگران بزرگ دنیا اداره می‌شود که بزرگ‌ترین آن‌ها دارای ارزش بازاری بیش از 100 میلیون دلار هستند. در حال حاضر، فقط سه تا از 100 پروژه برتر رمزنگاری از نظر ارزش بازار، عناصر هوش مصنوعی دارند.برخی از پروژه‌های محبوب رمزنگاری مبتنی بر هوش مصنوعی عبارتند از: The Graph (GRT) در حال حاضر بزرگ‌ترین پروژه رمزنگاری مبتنی بر هوش مصنوعی از نظر ارزش بازار، گراف یک پلتفرم است که داده‌ها را از طیف وسیعی از بلاک‌چین‌ها ایندکس می‌کند. این پلتفرم از هوش مصنوعی برای ایندکس و بازیابی کارآمدتر این داده‌ها استفاده می‌کند و به این ترتیب به توانایی نسل بعدی برنامه‌های کاربردی غیرمتمرکز (DApps) کمک می‌کند. اخیرا گراف، کمک مالی 60 میلیون دلاری را به سمیوتیک AI اعطا کرده است که اکنون تحقیق و توسعه برای کاوش در نحوه استفاده از هوش مصنوعی برای بهبود قابلیت‌های گراف را انجام می‌دهد. SingularityNET (AGIX) سینگولاریتی‌نت یکی از اولین پروژه‌ها برای ادغام فناوری بلاک‌چین و هوش مصنوعی است که با ارائه یک پلتفرم غیرمتمرکز برای خدمات هوش مصنوعی، به توسعه‌دهندگان و کسب‌وکارها اجازه می‌دهد تا الگوریتم‌ها و مدل‌های خود را پولی کنند، در حالی که به کاربران نهایی امکان دسترسی و استفاده از خدمات هوش مصنوعی در محیطی غیرمتمرکز و امن را می‌دهد. Ocean Protocol (OCEAN) اقیانوس پروتکل یک پلتفرم غیرمتمرکز است که تبادل امن و شفاف داده‌ها برای کاربردهای هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشین (ML) را فراهم می‌کند. این پلتفرم از فناوری بلاک‌چین و قراردادهای هوشمند برای ایجاد محیطی امن برای ارائه‌دهندگان داده به منظور کسب درآمد از داده‌های خود ضمن حفظ کنترل بر استفاده از آن‌ها استفاده می‌کند. Fetch.AI (FET)Fetch AI یکی از شناخته‌شده‌ترین پروژه‌ها برای بهره‌برداری از هوش مصنوعی و بلاک‌چین است. Fetch AI از این دو فناوری نوظهور برای به قدرت رساندن طیفی از عامل‌های خودکار استفاده می‌کند که می‌تواند برای بهبود و مقیاس‌بندی صنایع مختلف استفاده شود. این پلتفرم به دنبال ایجاد یک شبکه باز و همکاری‌پذیر است که در آن داده‌ها و خدمات به راحتی قابل دسترسی و کسب درآمد هستند، کمک به ایجاد رشد اقتصادی جدید و مدل‌های کسب‌وکار.Numerai (NMR)نومرای از هوش مصنوعی برای به قدرت رساندن یک صندوق سرمایه‌گذاری جمعی غیرمتمرکز استفاده می‌کند. مدل‌های هوش مصنوعی از سراسر جهان بر روی داده‌های مالی رمزنگاری‌شده آموزش داده می‌شوند تا پیش‌بینی‌هایی انجام دهند. سپس این مدل‌ها ترکیب شده و پیش‌بینی‌ای ایجاد می‌کنند که در بازارهای مالی جهانی معامله می‌شود. شرکت‌کنندگان در شبکه از طریق یک سیستم پاداش توکن تحریک می‌شوند که سودها را به صورت دموکراتیک توزیع می‌کند.در کل، بیش از 100 پروژه بلاک‌چین اکنون به نوعی از هوش مصنوعی بهره می‌برند. برخی از این‌ها از ابتدا بر روی هوش مصنوعی متمرکز بودند، در حالی که برخی دیگر به تازگی هوش مصنوعی را به نقشه راه یا برنامه‌های کاربردی آتی خود اضافه کرده‌اند.برخی از پروژه‌های محبوب که به تازگی هوش مصنوعی را ادغام کرده‌اند عبارتند از: • TRON: در یک رشته توییت اخیر، بنیان‌گذار TRON، جاستین سان، توسعه یک چارچوب پرداخت غیرمتمرکز برای سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی را اعلام کرد. این چارچوب جدید از قراردادهای هوشمند TRON برای فراهم کردن تسویه‌حساب‌های امن پرداخت بین عوامل هوش مصنوعی و خدمات استفاده می‌کند. این راه‌حل جدید نهایتاً از توکن‌های TRX و BTT برای تقویت حکومت دموکراتیک و ذخیره‌سازی غیرمتمرکز استفاده خواهد کرد. • PRIMAL: در ژانویه 2023، PRIMAL اعلام کرد که قصد دارد فناوری ChatGPT را برای ارائه ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی به کاربران خود ادغام کند. این ادغام جدید، مجموعه‌ای از محصولات جدید هوش مصنوعی را برای کاربران برنامه move2earn فراهم می‌کند، شامل یک متخصص تغذیه دیجیتال، مربی دیجیتال و مرکز ورزشی. این ابزارها توسط کاربران برنامه ردیابی تناسب اندام PRIMAL قابل دسترسی خواهند بود. • XANA: این تأمین‌کننده نسبتاً جدید زیرساخت متاورس و اکوسیستم GameFi، از زمان راه‌اندازی خود با انتشار مجموعه NFT مبتنی بر AI XANA: Genesis در سال 2022، هدف‌هایی در زمینه هوش مصنوعی داشته است. اما این پروژه اخیراً تلاش‌های خود را دوچندان کرده و برنامه‌هایی را برای اجازه دادن به شرکت‌ها، سازمان‌ها و دولت‌ها برای استفاده از هوش مصنوعی به منظور ساخت محصولات و خدمات سرگرمی مبتنی بر متاورس اعلام کرده است.AIPad چیست ؟AIPad یک پلتفرم طراحی‌شده است تا دسترسی به فرصت‌های سرمایه‌گذاری جدید را برای همگان دموکراتیزه کند. در حال حاضر، بسیاری از بزرگترین و معتبرترین شرکت‌های سنتی هوش مصنوعی به صورت خصوصی مالکیت دارند و دسترسی به موفقیت آن‌ها مگر از طریق شرکت در دورهای تأمین مالی خصوصی آن‌ها برای سرمایه‌گذاران بسیار دشوار است.در همین حال، پروژه‌های بلاک‌چین مبتنی بر هوش مصنوعی معمولاً توسط سرمایه‌گذاران سرمایه‌گذاری خطرپذیر (VCs) و سرمایه‌گذاران فرشته موفق انحصار می‌شوند که در مراحل بذر و فروش خصوصی آن‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند تا به بهترین شرایط و قیمت‌ها دسترسی پیدا کنند.این امر باعث می‌شود سرمایه‌گذاران خرده‌فروشی گزینه‌های محدودی برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های اولیه بلاک‌چین AI داشته باشند، به جز خرید آن‌ها پس از لیست‌شدن در بازار نقطه‌ای یا گمانه‌زنی در مورد آن‌ها از طریق یک محصول مشتق یا صندوق شاخص رمزنگاری.برای کمک به دموکراتیزه کردن دسترسی به این فرصت‌های سرمایه‌گذاری جدید، AIPad توسط همان تیمی که پلتفرم‌های محبوب راه‌اندازی BSCPad و GameZone را ایجاد کرده‌اند، تأسیس شده است.پلتفرم جدید راه‌اندازی، بر پروژه‌های هوش مصنوعی مبتنی بر فناوری بلاکچین تمرکز دارد و از یک مدل تخصیص سطح‌بندی شده استفاده می‌کند تا به دارندگان توکن AIPAD اجازه دهد در دوره‌های فروش خصوصی و IDO این پروژه‌ها شرکت کنند. علاوه بر میزبانی IDOها برای پروژه‌های AI، این پلتفرم از فناوری چت‌بات OpenAI برای ارائه پشتیبانی به بازدیدکنندگان و کاربران بهره می‌برد.تا زمان نوشتن این متن، AIPad سه پروژه هوش مصنوعی را برای برگزاری IDO روی پلتفرم خود در نظر گرفته است. تاریخ راه‌اندازی هنوز اعلام نشده است.پروژه‌های رمزارز مبتنی بر هوش مصنوعی آیندهصنعت بلاکچین سریع حرکت می‌کند. هر زمان که یک فناوری جدید پتانسیل و توانایی‌های قابل توجهی را نشان می‌دهد، توسعه‌دهندگان و کارآفرینان معمولاً سریع برای نوآوری و توسعه ایده‌های تجاری جدید و کاربردها اقدام می‌کنند.به همین دلیل، نسل بعدی پروژه‌های AI همیشه در حال توسعه است، برخی از برجسته‌ترین آنها عبارتند از:CryptoGPTیک لایه دوم ZK آینده که به کاربران امکان می‌دهد به سرعت و آسانی اطلاعات خود را به پول تبدیل کنند. این پلتفرم مفاهیم NFT‌های کپسول داده را معرفی می‌کند، که مخازن داده زنجیره‌ای هستند که می‌توانند با داده‌های جدید به‌روزرسانی شوند و از طریق درخواست‌های توسعه AI به راحتی به پول تبدیل شوند. این پلتفرم به کاربران یک راه‌انداز ساده ارائه می‌دهد که می‌تواند برای جمع‌آوری و ذخیره داده‌ها از انواع برنامه‌ها استفاده شود، که سپس می‌تواند به جریان نقدی تبدیل شود، اگر آن‌ها انتخاب کنند. AI Arenaکه از سال 2021 در حال توسعه است، AI Arena یک برنامه مبتنی بر اتریوم است که از هوش مصنوعی برای افزایش توانایی‌ها و بهره‌وری NFT‌ها استفاده می‌کند. این بازی حول شخصیت‌های NFT متعلق به بازیکنانی می‌چرخد که با تقلید از اعمال انسانی در طول زمان تکامل می‌یابند و سپس در آرنا با یکدیگر مبارزه می‌کنند. این بازی در حال حاضر روی Arbitrum ساخته می‌شود. Bittensorیکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های AI، Bittensor امیدوار است یک سیستم بازار هوش مصنوعی غیرمتمرکز را به اکوسیستم Polkadot بیاورد. این پلتفرم با هدف کمک به تسهیل کالایی‌سازی هوش مصنوعی با فراهم کردن یک مخزن منبع باز از هوش ماشینی توزیع شده بر روی بلاکچین است. HyperCycleاز خالقان SingularityNET، HyperCycle یک بلاکچین لایه دوم طراحی شده خاص برای برنامه‌های هوش مصنوعی غیرمتمرکز بسیار مقیاس‌پذیر و قابل دسترسی است. این پلتفرم با استفاده از چارچوب زنجیره جانبی Hydra کاردانو راه‌اندازی خواهد شد و از سیستم Proof-of-Reputation (POR) SingularityNET به همراه ساختارهای داده TODA بهره می‌برد. PLAI Labsکه خود را به عنوان &quot;نسل بعدی پلتفرم‌های اجتماعی&quot; معرفی می‌کند، PLAI Labs قصد دارد با استفاده از AI، فناوری بلاکچین و گیمیفیکیشن، تجربه جدیدی از بازی‌های اجتماعی را ارائه دهد. این شرکت در حال ساخت یک پلتفرم جدید است، با گیم‌پلی مبارزه و معامله که در داستانی تنیده شده که برای سال‌ها تکامل خواهد یافت. Rejuve Networkاین پروژه قصد دارد از هوش مصنوعی برای جمع‌آوری، تحلیل و ارزیابی داده‌های سلامتی کاربران استفاده کند تا توصیه‌های مبتنی بر تحقیق در زمینه سلامتی و طول عمر را ارائه دهد. از AI برای تولید یک شبیه‌سازی مکانیستی از بدن انسان استفاده خواهد شد که می‌توان توسط عوامل AI و محققان مورد مطالعه و آزمایش قرار گیرد تا بینش‌ها و مداخلات سلامتی تولید شود.منبع: CoinMarketCap — Blockchain and AI: What’s Behind the Hype” (سری مقالات Academy)</description>
                <category>محمد مهدی مهرآئین</category>
                <author>محمد مهدی مهرآئین</author>
                <pubDate>Tue, 02 Sep 2025 14:10:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه‌ی نصف شدن بیت‌کوین: نگاهی به گذشته</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmahdimehraeen/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D8%B5%D9%81-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-dg0ksv3nvyhz</link>
                <description>«هاوینگ بیت‌کوین — کاهش پاداش‌ها و ایجاد حس ترس از دست دادن (FOMO) از سال ۲۰۱۲. پیش‌بینی‌های زیادی درباره «ترکیدن حباب» بوده، اما دقت کمی داشته‌اند.»پاداش بلاک بیت‌کوین هر ۲۱۰,۰۰۰ بلاک یا تقریباً هر چهار سال یک بار نصف می‌شود. این کاهش منظم نرخ تورم بیت‌کوین به عنوان &quot;نصف شدن&quot; شناخته می‌شود، که پیش‌بینی‌های بی‌پایانی از ترکیدن حباب‌ها توسط بدبینانی که بیت‌کوین ندارند، ایجاد می‌کند.نصف شدن بعدی در تاریخ ۱۷ آوریل ۲۰۲۴ (برآورد شده) در راه است، که در آن پاداش بلاک از ۶.۲۵ بیت‌کوین به ۳.۱۲۵ بیت‌کوین کاهش می‌یابد.اما بیایید کمی به عقب برگردیم و سفر کوتاهی به گذشته داشته باشیم، به اولین نصف شدن بیت‌کوین در سال ۲۰۱۲. احتمالاً آن زمان شما به سختی می‌دانستید که رمزارز چیست.این مقاله به بررسی سه نصف شدن قبلی بیت‌کوین می‌پردازد. ما به این نگاه می‌کنیم که قیمت بیت‌کوین در اطراف هر رویداد چگونه واکنش نشان داده و همچنین داستان‌های &quot;بیت‌کوین مُرد&quot; که در این اوقات با وجود بهبودی نهایی، اوج می‌گرفتند را تحلیل می‌کنیم.با استفاده از داده‌های صفحه‌ی مرگ بیت‌کوین در ۹۹بیت‌کوینز، که پیش‌بینی‌های انجام شده توسط اشخاص معروف و نشریات محبوب در مورد پایان بیت‌کوین را ردیابی می‌کند، ما به تحلیل زمانی که این دیدگاه‌های بدبینانه و گمراه‌کننده به اوج رسیده‌اند در ارتباط با نصف شدن‌ها و رونق‌های گاوی که دنبال کردند، می‌پردازیم. این نوری به چرخه‌های ترس، بی‌اطمینانی و شک (FUD) و انتقادات بی‌اساسی که طی تاریخ بیت‌کوین اطراف آن بوده‌اند، می‌تاباند.بیایید شروع کنیم! ۲۸ نوامبر ۲۰۱۲: اولین برشاولین نصف شدن بیت‌کوین، اولین ۵۰٪ از پاداش استخراج بیت‌کوین را حذف کرد - از ۵۰ به ۲۵ بیت‌کوین به ازای هر بلاک. در آن زمان، تأثیر نصف شدن هنوز در قیمت‌گذاری لحاظ نشده بود. جامعه با اضطراب نظاره‌گر بود، چرا که قیمت بسته شدن در روز نصف شدن ۱۲.۲۰ دلار بود.در ماه‌های پس از اولین نصف شدن بیت‌کوین در سال ۲۰۱۲، نرخ هش شبکه و دشواری آن کاهش یافت زیرا ماینرهای کم‌سود دستگاه‌های خود را برای کاهش هزینه‌ها خاموش کردند. با این حال، تا اوایل ۲۰۱۳، بیت‌کوین اولین رونق اصلی خود را آغاز کرد و از ۱۳ دلار به حدود ۱,۰۰۰ دلار تا پایان سال افزایش یافت.ترس‌ها از تسلیم شدن ماینرها عمدتاً بی‌اساس ثابت شد. شبکه به خوبی کار می‌کرد و جامعه بیت‌کوین درس اولیه‌ای آموخت: نصف شدن‌ها برای شبکه و قیمت بیت‌کوین مثبت هستند.مجموع عرضه بیت‌کوین در ۲۸ نوامبر ۲۰۱۲: ۱۰,۵۰۰,۰۰۰قیمت بسته شدن در روز نصف شدن: ۱۲.۲۰ دلار بررسی داستان &quot;بیت‌کوین مُرده&quot; در اطراف اولین نصف شدنپیش از نصف شدن، تنها چند مقاله پراکنده وجود داشت که به انتقاد از امکان پذیری بیت‌کوین می‌پرداخت، از دسامبر ۲۰۱۰ تا نوامبر ۲۰۱۲. این‌ها احتمالاً نشان‌دهنده تردید در مورد نوسان بیت‌کوین و عدم پذیرش اصلی آن بودند.در ماه‌هایی که دقیقاً قبل از نصف شدن بودند (سپتامبر - اکتبر ۲۰۱۲)، هیچ مقاله انتقادی وجود نداشت. قیمت نسبتاً پایدار حول و حوش ۱۰-۱۵ دلار باقی ماند.داستان انتقادی در آوریل ۲۰۱۳ با سه مقاله بسیار منفی در مورد آینده بیت‌کوین شروع به رشد کرد، با اینکه مجله Slate بیت‌کوین را طلای احمقانه خواند و Chron توضیح داد که چرا بیت‌کوین به شکست محکوم است. این با اولین افزایش قابل توجه قیمت هم‌زمان بود که به اوج ۲۱۳ دلار رسید. احتمالاً نوسانات باعث تجدید تردید شد. انتقادات در مارس ۲۰۱۴ به اوج خود رسیدند، زمانی که بیت‌کوین از ارتفاعات ۱,۱۳۲ دلار به ۵۵۵ دلار سقوط کرد. حدود هفت مقاله انتقادی توسط سایت‌های محبوب منتشر شد که پایداری بیت‌کوین را زیر سؤال می‌بردند. طی سال ۲۰۱۴، در زمان‌هایی که قیمت دچار نوسان یا سقوط می‌شد، افزایش دوره‌ای در مقالات انتقادی وجود داشت. یکی از رویدادهایی که تعداد این مقالات را افزایش داد، بسته شدن Mt. Gox بود، مبادله‌ای که ۷۰٪ از کل معاملات بیت‌کوین در سراسر جهان را در دست داشت. تا پایان سال ۲۰۱۴، حتی با نوسانات، داستان منفی کُند شد با تنها هشت مقاله انتقادی بین آوریل - نوامبر ۲۰۱۴. این نشان‌دهنده پذیرش رو به رشد در جریان اصلی است که تردیدها را کاهش می‌دهد. اگر کسی در زمان اولین نصف شدن ۱۰۰ دلار در بیت‌کوین سرمایه‌گذاری کرده بود، چه می‌شد؟اگر کسی پیش‌بینی می‌کرد و تنها ۱۰۰ دلار در بیت‌کوین در ۲۸ نوامبر ۲۰۱۲ (تاریخ اولین نصف شدن) سرمایه‌گذاری می‌کرد، این سرمایه‌گذاری تا ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۳، با قیمت ۲۶,۲۹۳.۸۷ دلار برای هر بیت‌کوین، به مبلغ شگفت‌انگیز ۱,۶۲۹,۳۸۷ دلار ارزش داشت. به عبارت دیگر، یک سرمایه‌گذاری ساده ۱۰۰ دلاری در عرض کمتر از ۱۰ سال، بیش از ۱.۶ میلیون دلار سود به همراه داشته است.با تحریک شوک‌های عرضه داخلی ناشی از نصف شدن‌های چهارساله بیت‌کوین، به همراه پذیرش فزاینده در جریان اصلی، بیت‌کوین به سرمایه‌گذاران اولیه خود بازدهی سرمایه‌گذاری که احتمالاً بزرگ‌ترین بازدهی سرمایه‌گذاری در تاریخ مدرن است، پاداش داده است. همه این‌ها با اولین نصف شدن در سال ۲۰۱۲ شروع شد، که اولین موج قابل توجه ارزش‌گذاری قیمت را به همراه آورد و صحنه را برای سودهای عظیمی که قرار بود بیایند، آماده کرد.۹ ژوئیه ۲۰۱۶: آماده شدن برای انفجارنصف شدن دوم پاداش بلاک را دوباره ۵۰٪ کاهش داد - از ۲۵ به ۱۲.۵ بیت‌کوین. جامعه انتظار یک رونق دیگر را داشت که توسط نصف شدن به راه افتاده بود، چرا که خاطرات ۲۰۱۲ هنوز تازه بود. بسیاری پیش‌بینی افزایش قیمت را داشتند. با این حال، برخی هشدار دادند که پاداش کمتر ماینینگ می‌تواند سود ماینینگ را کاهش دهد و به شبکه آسیب بزند.ما همه می‌دانیم که بعد از آن چه اتفاقی افتاد…بیت‌کوین در سال ۲۰۱۷ یک رونق باورنکردنی داشت. قیمت آن تا پایان سال تقریباً به ۲۰,۰۰۰ دلار رسید و این اولین بار بود که رمزارزها در توجه جهانی قرار گرفتند. این مقدمه‌ای برای یک رونق بزرگ‌تر چهار سال بعد بود...مجموع عرضه بیت‌کوین در ۹ ژوئیه ۲۰۱۶: ۱۵,۷۵۰,۰۰۰قیمت بسته شدن در روز نصف شدن: ۶۴۰.۵۶ دلاربررسی داستان &quot;بیت‌کوین مُرده&quot; در اطراف نصف شدن دومهمانطور که نصف شدن دوم نزدیک می‌شد، داستان منفی شروع به رشد کرد. از دسامبر ۲۰۱۴ تا ژوئیه ۲۰۱۶، افزایش دوره‌ای در مقالات منفی در مورد آینده بیت‌کوین، به ویژه در زمان‌های نوسان یا سقوط قیمت وجود داشت. برخی از نکات برجسته شامل: • در دسامبر ۲۰۱۴، شش مقاله بسیار منفی توسط نشریات محبوب تولید شد، دو تای آنها امکان پذیری بیت‌کوین را زیر سؤال بردند. • در ژانویه ۲۰۱۵، ۱۴ مقاله منتشر شد، بیشتر آنها آن را &quot;پایان بیت‌کوین&quot; خواندند (ما می‌دانیم که چگونه به پایان رسید!) • در مارس ۲۰۱۵، یک مقاله هشدار داد که بیت‌کوین در حال ناپدید شدن است، در حالی که Financial Times با اطمینان پیش‌بینی کرد که شانس بیت‌کوین (یا رمزارزها به طور کلی) برای تبدیل شدن به یک ارز اصلی صفر است (پی‌پال از سال ۲۰۲۳ سلام می‌کند) &quot;هیچ دولتی برای مدت طولانی با آن (بیت‌کوین) کنار نخواهد آمد&quot;، جیمی دایمون، مدیرعامل جی‌پی‌مورگان چیس، طبق گزارشی از کوین‌دسک در نوامبر ۲۰۱۵ گفت.در ماه‌های منتهی به نصف شدن دوم (نوامبر ۲۰۱۵ - ژوئیه ۲۰۱۶)، چندین مقاله منفی منتشر شد.پس از نصف شدن در ۹ ژوئیه ۲۰۱۶، کاهش قابل توجهی در مقالات منفی در مورد آینده بیت‌کوین مشاهده شد. با این حال، در نوامبر ۲۰۱۶، چندین مقاله انتقادی ظاهر شدند، از جمله &quot;بیت‌کوین قرار بود دنیا را تغییر دهد. پس چه اتفاقی افتاد؟&quot; توسط Vox.علاوه بر آن، در ۱۷ نوامبر ۲۰۱۶، مدیرعامل Circle به CoinJournal گفت، &quot;بسیار بعید است که هیچ یک از ما در پنج یا ده سال آینده از بیت‌کوین استفاده کنیم. به همان روشی که - چند نفر از ما از NCSA Mosaic یا Netscape Navigator استفاده می‌کنیم؟&quot;دوره‌های انتقاد شدید معمولاً با نوسانات قیمتی عمده و سقوط‌ها همبستگی داشتند. بیت‌کوین در این دوره دچار نوسانات فوق‌العاده‌ای شد زمانی که از یک آزمایش حاشیه‌ای به یک کلاس دارایی مرسوم تبدیل شد.علاوه بر این، حملات هک برجسته صرافی‌ها، جنجال‌ها در اطراف راه‌حل‌های مقیاس‌پذیری و عدم قطعیت‌ها در مورد قوانین چالش‌هایی برای بیت‌کوین ایجاد کردند. حوادثی مانند هک Mt. Gox و بحث‌ها بر سر SegWit و فورک‌های سخت، سؤالاتی در مورد امنیت بیت‌کوین، حکومت‌داری و توانایی آن برای تکامل به صورت مؤثر مطرح کردند.ظهور سریع رمزارزهای رقیب جدید مانند اتریوم همچنین این فرضیه را که بیت‌کوین همیشه سکه غالب باقی خواهد ماند، به چالش کشید. رشد آلت‌کوین‌ها و توکن‌ها محدودیت‌های درک شده بیت‌کوین را برجسته کرد و بحث‌هایی در مورد ارزش بلندمدت آن را برانگیخت.اگر در زمان نصف شدن دوم ۱۰۰ دلار در بیت‌کوین سرمایه‌گذاری کرده بودید، چه می‌شد؟اگر شما ۱۰۰ دلار در بیت‌کوین در ۹ ژوئیه ۲۰۱۶ - روز نصف شدن دوم - سرمایه‌گذاری کرده بودید، اکنون سرمایه شما حدود ۴,۰۰۰ دلار ارزش داشت.قیمت بیت‌کوین در آن روز ۶۴۰.۵۶ دلار بود. با قیمت امروزی ۲۶,۲۹۳ دلار، ۰.۱۵۵۵ بیت‌کوین که آن زمان با ۱۰۰ دلار خریداری شده بود، اکنون حدود ۴,۰۹۲ دلار ارزش دارد - بازگشت بیش از ۴۰ برابر سرمایه اولیه شما. ۱۱ مه ۲۰۲۰: یک میلیون دیگرنصف شدن سوم، پاداش استخراج را دوباره نصف کرد. قابل پیش‌بینی بود، اما بسیار بنیادی. با کاهش پاداش استخراج به ۶.۲۵ بیت‌کوین به ازای هر بلاک، بیت‌کوین برای یک رونق دیگر آماده می‌شد.گمانه‌زنی‌ها در مورد پذیرش نهادی رو به رشد و بیت‌کوین به عنوان پوششی برای تورم فراوان بود. پس از نصف شدن، قیمت بیت‌کوین دوباره افزایش یافت. جامعه این بار آماده بود - آن‌ها درس را قبلاً آموخته بودند. روز نصف شدن با اشتیاق انتظار کشیده شد، اما جشن‌های واقعی تا رونق باورنکردنی در ۲۰۲۱ آغاز نشد.بسیاری انتظار دارند تاریخ در ۲۰۲۴ خود را تکرار کند.اما، آیا این اتفاق خواهد افتاد؟مجموع عرضه بیت‌کوین در ۱۱ مه ۲۰۲۰: ۱۸,۳۷۵,۰۰۰قیمت بسته شدن در روز نصف شدن: ۸,۶۰۵.۰۳ دلاربررسی داستان &quot;بیت‌کوین مُرده&quot; در اطراف نصف شدن سومپس از نصف شدن، داستان منفی شروع به رشد کرد، زیرا بیت‌کوین بیشتر به جریان اصلی پیوست. با این حال، به نظر می‌رسید که بیشترین شک‌گری از اقتصاددانان، دانشگاهیان و مالی‌دانان قدیمی‌تر صادر می‌شود.در اوت ۲۰۱۷، چندین مقاله پیش‌بینی نابودی بیت‌کوین و خواندن آن به عنوان یک حباب را انجام دادند. این موضوع با افزایش قیمتی که بیت‌کوین را از حدود ۱,۰۰۰ دلار به حدود ۲۰,۰۰۰ دلار برد، هم‌زمان بود. احتمالاً نوسانات شک‌گری را دوباره ایجاد کرد. داستان منتقدان در دسامبر ۲۰۱۷ با افزایش چشمگیر قیمت به اوج خود رسید. در آن ماه حدود ۳۳ مقاله بسیار خرسی از نشریات محبوب وجود داشت که بیت‌کوین را یک فریب یا حباب خواندند. افزایش دراماتیک قیمت باعث توجه شدید رسانه‌ها و شک‌گری شد.طی سال ۲۰۱۸، در زمان‌های سقوط قیمت‌های عمده، افزایش دوره‌ای در مقالات انتقادی رخ داد. تعداد مقالات ترحیم بیت‌کوین در نوامبر - دسامبر ۲۰۱۸، زمانی که قیمت به زیر ۴,۰۰۰ دلار سقوط کرد، به اوج خود رسید. در این نقطه، نگرانی‌ها در مورد امکان‌پذیری بیشتر توسط نوسانات تا افزایش توجه رانده می‌شدند.در ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰، حجم کلی مقالات منتقد کاهش یافت اما در اطراف نوسانات قیمت افزایش یافت. این نشان می‌دهد که با وجود شک‌گری باقی‌مانده، بیت‌کوین همچنان در حال کسب پذیرش و جذب در جریان اصلی بود.تا سال ۲۰۲۱، یک افزایش عظیم دیگر در مقالات منتقد وجود داشت وقتی که بیت‌کوین به ۶۰,۰۰۰ دلار نزدیک شد. با این حال، حجم و فرکانس این پیش‌بینی‌های خرسی در نیمه دوم ۲۰۲۱ شروع به کاهش کرد. این احتمالاً نشان‌دهنده این است که رمزارز در نهایت در حال گذر از مرحله &quot;مد&quot; در چشم مالی جریان اصلی بود. اگر کسی در زمان نصف شدن سوم ۱۰۰ دلار در بیت‌کوین سرمایه‌گذاری کرده بود، چه می‌شد؟اگر کسی تصمیم می‌گرفت ۱۰۰ دلار در بیت‌کوین در ۱۱ مه ۲۰۲۰، زمانی که قیمت آن ۸,۶۰۵ دلار بود، سرمایه‌گذاری کند، اکنون ارزش این سرمایه‌گذاری تا ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۳، ۳,۰۵۴ دلار خواهد بود. به عبارت دیگر، سرمایه‌گذاری ۱۰۰ دلاری در بیت‌کوین زمانی که قیمت آن زیر ۱۰,۰۰۰ دلار بود، تنها بیش از سه سال پیش، اکنون بیش از ۲,۹۵۴ دلار سود (حدود ۲۹ برابر سرمایه اولیه) به دست آورده است. ۲۰۲۴ و پس از آننصف شدن بعدی، که کی فکرش را می‌کرد، دوباره پاداش استخراج را کاهش خواهد داد - به ۳.۱۲۵ بیت‌کوین به ازای هر بلاک. جامعه بیت‌کوین با اشتیاق این مرحله مهم را انتظار می‌کشد. این امر منجر به کمیاب‌تر شدن عرضه بیت‌کوین خواهد شد و، امیدوارانه، یک بازار گاوی جدید را معرفی می‌کند.نصف شدن‌های داخلی بیت‌کوین به عنوان یک ویژگی منحصر به فرد که کنترل پیش‌بینی‌پذیری بر صدور عرضه آن اضافه می‌کند، برجسته هستند. سایر رمزارزها سعی کرده‌اند مدل آن را کپی کنند، اما هیچ بلاک‌چین دیگری موفقیت مشابهی با نصف شدن‌ها و کاهش تورم مانند بیت‌کوین نداشته است. البته، برخی منتقدان استدلال کرده‌اند که نصف شدن‌ها غیر ضروری هستند و عرضه بیت‌کوین می‌توانست به سادگی در ۲۱ میلیون واحد محدود شود با تمام واحدها که بلافاصله آزاد می‌شوند. اما ساتوشی ناکاموتو به درستی اهمیت صدور تدریجی و قانون‌مند و نقش آن در افزایش پذیرش و عدالت را تشخیص داد. بیت‌کوین بدون نصف شدن‌ها هرگز به جایی که امروز است نمی‌رسید. نصف شدن‌ها همچنین پیوندهایی بین هر نسل از کاربران بیت‌کوین ایجاد می‌کنند. کسانی که در نصف شدن اول ۲۰۱۲ شرکت کردند، رشد جامعه و عبور از نقاط عطف جدید را تماشا کرده‌اند. و کسانی که پس از ۲۰۲۰ پیوسته‌اند، به نصف شدن‌های قبلی برای درک زمینه‌های ریشه‌های بیت‌کوین نگاه می‌کنند. نصف شدن‌ها به جامعه یادآوری می‌کنند که تا کجا آمده‌ایم، و هنوز کجا باید برویم.بررسی داستان &quot;بیت‌کوین مُرده&quot; در اطراف نصف شدن چهارمافزایش حس منفی که در دسامبر ۲۰۲۱ مشاهده شد، در پی اصلاحات قابل توجه در قیمت‌های بیت‌کوین و سایر رمزارزهای اصلی در اوایل همان سال رخ داد. در حالی که بیت‌کوین تا دسامبر دوباره به بالای ۴۵,۰۰۰ دلار بازگشت، مقالات منفی که ظاهر شدند احتمالاً نشان‌دهنده افزایش نگرانی‌ها در مورد نوسانات رمزارز بودند. ترس در سال ۲۰۲۲ شدت گرفت، زمانی که بازیگران اصلی در فضای وب۳ شروع به لرزیدن کردند. در ژوئن ۲۰۲۲، زمانی که داستان با افراد مشهور و نشریات محبوب که بیت‌کوین را مرده و پانزی اعلام کردند، منفجر شد، بازار رمزارز در حالت ترس شدید قرار داشت.زودتر در همان ماه، وام‌دهنده رمزارز، شبکه Celsius، برداشت‌ها را متوقف کرد و اکوسیستم Terra در ماه مه ۲۰۲۲ فروپاشید و میلیاردها ارزش بازار را از بین برد.موج منفی رسانه‌ها در ژوئن مستقیماً با سقوط بیت‌کوین به زیر ۲۰,۰۰۰ دلار برای اولین بار از سال ۲۰۲۰ همزمان بود. اثر توده‌ای رسانه‌ها احتمالاً فشار فروش را تشدید کرد.در سپتامبر ۲۰۲۲ وقتی بیت‌کوین دوباره به زیر ۱۹,۰۰۰ دلار تست شد، دو مقاله ترحیم دیگر از نشریات محبوب ظاهر شدند. این سقوط در پی شکست‌های بیشتر رمزارز، از جمله ورشکستگی‌های Three Arrows Capital و Voyager Digital رخ داد.در حالی که بازار طی باقیمانده ۲۰۲۲ ثابت شد، نگرانی‌ها در مورد قرار گرفتن نهادی رمزارز ادامه داشت. این مسئله در نوامبر با سقوط شگفت‌انگیز FTX به اوج رسید که موج دیگری از بدبینی و شک‌ها در مورد امکان‌پذیری رمزارز را تغذیه کرد.در خلاصه، اوج‌های دوره‌ای در پوشش رسانه‌ای &quot;بیت کوین مرده است&quot; به نظر می‌رسد که به شدت با فروش‌های بازار و شکست‌های عمده در ارزهای دیجیتال ارتباط دارند. همانطور که به نصف‌شدن در سال ۲۰۲۴ نزدیک می‌شویم، سوال بزرگ این است که آیا خوش‌بینی تجدید شده پیرامون این رویداد می‌تواند بر ضربات مکرر به روانشناسی بازار غلبه کند یا خیر. با این حال، اگر پذیرش عمومی همچنان رو به رشد باشد، تأثیر پوشش منفی رسانه‌ها ممکن است برای مدتی کاهش یابد.منبع: CoinMarketCap — Bitcoin Halving History: A Look Back in Time” (سری مقالات Academy)</description>
                <category>محمد مهدی مهرآئین</category>
                <author>محمد مهدی مهرآئین</author>
                <pubDate>Tue, 02 Sep 2025 14:03:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاوشی در ارزش درونی: چیست، چرا بیت کوین این ارزش را ندارد، و چرا بیت کوین این ارزش را دارد</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmahdimehraeen/%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-xfrsx7nitv3u</link>
                <description>یکی از موضوعاتی که درباره‌ی بیت کوین همیشه مطرح می‌شود، ایده‌ی «ارزش ذاتی» است. برخلاف تقریباً تمام کالاهای دیگر که ما روزانه با آن‌ها سروکار داریم، چه میز و صندلی باشد، سیب، بلیط تئاتر، کتاب‌های دیجیتال یا حتی مشتقات مالی، به نظر می‌رسد که بیت کوین‌ها خودشان به تنهایی هیچ ارزشی ندارند - آن‌ها فقط مواردی در یک پایگاه داده‌ی دلخواه هستند. با این حال، در عین حال، هر کدام از این موارد اکنون تقریباً به ارزش ۱۰۰۰ دلار در بیت‌استمپ و حتی بیشتر در مت‌گاکس و بی‌تی‌سی‌چاینا می‌ارزد. این تضاد عجیب، ویژگی منحصر به فردی که در یک معنا کاملاً بی‌ارزش بوده و در عین حال در معنای دیگر بسیار باارزش است، شاید بزرگ‌ترین مانع روانی برای بسیاری از افراد برای پذیرش بیت کوین به عنوان یک ابزار اقتصادی مشروع باشد؛ احساسی که ثروت فرد در بی‌تی‌سی هیچ پایه‌ی محکمی برای تکیه کردن ندارد، به جز یک نهاد مبهم و مه‌آلود به نام «بازار»، به سختی قابل غلبه است.  برخی اقتصاددانان حتی تا آنجا پیش می‌روند که بگویند بیت کوین به این دلیل نمی‌تواند به یک ارز واقعی تبدیل شود و قرار است در نهایت به عنوان یک حباب سفته‌بازی منفجر شود و برای همیشه فرو بپاشد. اما در عین حال، برخی دیگر استدلال می‌کنند که بیت کوین دارای ارزش ذاتی است، و برخی دیگر ادعا می‌کنند که ارزش ذاتی نه تنها مهم نیست، بلکه در واقع یک ساختار ذهنی کاملاً بی‌استفاده است که هیچ تعریف اقتصادی معتبری ندارد - همه ارزش‌ها ذهنی هستند، همانطور که بسیاری عادت کرده‌اند بگویند. هدف از این مقاله بررسی دقیق‌تر این سوال خواهد بود؛ ارزش ذاتی چیست و تا چه حد هم بیت کوین و هم سایر ارزهایی که امروزه استفاده می‌کنیم، دارای ارزشی هستند؟  چیستی ارزش ذاتی؟اولین تعریف از ارزش ذاتی، و آن که اقتصاددانان سنت «ارزش ذهنی» بیشترین تمایل را برای رد کردنش دارند، تعریف واقعی است - ایده‌ای که می‌گوید نوعی خاصیت «ارزش» ذاتی در اشیاء و مواد وجود دارد که می‌توان مانند چگالی و دما به صورت علمی اندازه‌گیری و تعریف کرد. این نظریه به وضوح نادرست است؛ بهترین آزمایش فکری برای دیدن این موضوع تصور کردن خود در یک جزیره‌ی بیابانی با هزار اتومبیل و بدون آب است. اگر در آن شرایط، کسی به شما یک لیوان آب (~۰.۰۰۰۰۱ دلار در جامعه‌ی مدرن) در ازای یک اتومبیل (~۱۰۰۰۰ دلار) پیشنهاد دهد، احتمالاً در نهایت شما آن را قبول خواهید کرد.  چیستی ارزش ذاتی؟اولین تعریف از ارزش ذاتی، و آن که اقتصاددانان سنت «ارزش ذهنی» بیشترین تمایل را برای رد کردنش دارند، تعریف واقعی است - ایده‌ای که می‌گوید نوعی خاصیت «ارزش» ذاتی در اشیاء و مواد وجود دارد که می‌توان مانند چگالی و دما به صورت علمی اندازه‌گیری و تعریف کرد. این نظریه به وضوح نادرست است؛ بهترین آزمایش فکری برای دیدن این موضوع تصور کردن خود در یک جزیره‌ی بیابانی با هزار اتومبیل و بدون آب است. اگر در آن شرایط، کسی به شما یک لیوان آب (~۰.۰۰۰۰۱ دلار در جامعه‌ی مدرن) در ازای یک اتومبیل (~۱۰۰۰۰ دلار) پیشنهاد دهد، احتمالاً در نهایت شما آن را قبول خواهید کرد. با این حال، بیشتر افراد تحصیل‌کرده مطالب بالا را درک می‌کنند، حتی اگر همه آن را به طور کامل از نظر روانشناختی درک نکرده باشند. بنابراین، معنای دیگری برای مفهوم «ارزش ذاتی» وجود دارد، معنایی که در برابر بررسی فلسفی به راحتی سقوط نمی‌کند، همانطور که بسیاری از اقتصاددانان ذهنی‌گرا تمایل دارند باور کنند. و ایده این است. در ریاضیات، مفهومی به نام پایه‌داری وجود دارد - به عنوان مثال، مجموعه‌های {۱}، {۱,۲,۳} و {۱,۲,{۳,{۴,۵,۶},۷,{۸,{۹}}}} «پایه‌دار» هستند - شما فقط می‌توانید تا مقدار محدودی پایین بروید و در نهایت به کف می‌رسید. اما شیء {۱, {۲, {۳, {۴, … }}}} پایه‌دار نیست - این شیء به طور نامحدود پایین می‌رود، و در واقع تحت اکسیوم‌های استاندارد نظریه مجموعه‌ها، ریاضیدانان حتی آن را به عنوان یک مجموعه در نظر نمی‌گیرند.  در مورد ارزش ذاتی، ایده مشابه است. اینجا، با این حال، ما بررسی می‌کنیم که آیا زنجیره‌ی توجیه برای چرایی مفید بودن چیزی دارای پایه و اساس است یا خیر. به عنوان مثال، با یک صندلی، زنجیره تنها یک مرحله دارد: شما یک صندلی می‌خواهید چون باعث راحتی شما می‌شود. تمایل به راحتی یک اصل بنیادین انسانی است - این تمایل وابسته به وجود چیز دیگری نیست. با یک شیء مانند یک بازوی رباتیک در یک کارخانه، وضعیت پیچیده‌تر است. صاحب کارخانه یک بازوی رباتیک را می‌خرد (یا می‌سازد) زیرا این امکان را به کارخانه می‌دهد که پیچ‌گوشتی‌ها را سریع‌تر تولید کند. صاحب کارخانه پیچ‌گوشتی‌ها را می‌خواهد زیرا می‌تواند آن‌ها را به توزیع‌کنندگان بفروشد. توزیع‌کنندگان پیچ‌گوشتی‌ها را می‌خواهند زیرا می‌توانند آن‌ها را به مصرف‌کنندگان بفروشند. در نهایت، مصرف‌کننده یک پیچ‌گوشتی را می‌خرد زیرا می‌تواند از آن برای تعمیر مبلمان استفاده کند، که این تمایل به راحتی را پشتیبانی می‌کند. زنجیره طولانی‌تر است، اما در یک نقطه‌ای به پایان می‌رسد. با بیت کوین، وضعیت متفاوت است. آلیس یک بیت کوین می‌خواهد زیرا می‌تواند آن را به ازای محصولات و خدمات به باب بدهد. باب آن را می‌خواهد زیرا می‌تواند به طور مشابه از آن برای به دست آوردن کالاها یا خدمات از چارلی استفاده کند. چارلی می‌خواهد همان کار را با دیو انجام دهد. و سپس، در نهایت، زکری می‌خواهد بیت کوین را با آلیس خرج کند. زنجیره‌ی توجیه هیچگاه به پایان نمی‌رسد. بنابراین، ارزش بیت کوین «پایه‌دار» نیست.  تعریف جایگزین و معادل ارزش ذاتی این است: یک محصول دارای ارزش ذاتی است اگر یک نهاد خدایی فرضی بتواند ارزش آن را فقط با تغییر خاطرات مردم تغییر دهد - بدون تغییر در تمایلات آن‌ها. اگر فردا، خدای اقتصاد شیطان‌صفت تصمیم بگیرد خاطرات همه را تغییر دهد و همه تابلوهای قیمت در فروشگاه‌ها را به گونه‌ای تغییر دهد که ارزش صندلی‌ها ده برابر کمتر شود، اقتصاد نتیجه‌گیری شده پایدار نخواهد بود. مردم همچنان همان سطح تمایل به راحتی را دارند، و سختی تولید صندلی‌ها تغییر نخواهد کرد، بنابراین تقاضای بیش از حد برای صندلی‌ها در قیمت پایین‌تر وجود خواهد داشت، که باعث تنظیم مجدد قیمت به سمت بالا می‌شود - در واقع، قیمت به میزانی نزدیک به قیمت اصلی برمی‌گردد. حالا، آزمایش را با بیت کوین در نظر بگیرید. حالا، خدای اقتصاد خاطرات مردم را به گونه‌ای تغییر می‌دهد که بیت کوین در جولای ۲۰۱۳ اختراع شد و پرایم‌کوین اول در سال ۲۰۰۹ آمد. همچنین، خدای اقتصاد ارزش یک بیت کوین را به ۴ دلار و ارزش یک پرایم‌کوین را به ۱۰۰۰ دلار تغییر می‌دهد. آیا کسی به واقعیت پیشنهاد می‌کند که ارزش بیت کوین به سرعت به سطوح اصلی خود بازگردد، یا حتی تا ارزشی پنجم از ارزش پرایم‌کوین برسد؟ احتمالاً خیر. بنابراین، ارزش بیت کوین به شدت به جزئیات دلخواه تاریخی گره خورده است - به سختی چیزی است که می‌توان آن را «ذاتی» نامید.  واقعاً چیستی ارزش ذاتی چیست؟با این حال، در این نقطه، با یک مانع فلسفی جالب روبرو می‌شویم: دقیقاً تفاوت بین یک تمایل، زیرساخت و خاطره چیست؟ به عنوان جایگزین، در چه نقطه‌ای چیزی یک تمایل ذاتی است و در چه نقطه‌ای نیاز به توجیه دارد؟ در نظر بگیرید سه مورد زیر:1 خدای اقتصاد ارزش مبلمان یک طراح مبلمان لوکس را به ۱۰ دلار تنظیم می‌کند و ارزش مبلمان ایکیا را به ۳۰۰۰ دلار بالا می‌برد2 خدای اقتصاد ارزش کیف‌های گوچی را به ۱۰ دلار کاهش می‌دهد و ارزش یک فروشنده‌ی چینی ناشناخته خاصی را به ۱۰۰۰۰ دلار افزایش می‌دهد3 خدای اقتصاد ارزش بیت کوین‌ها را به ۴ دلار کاهش می‌دهد و ارزش پرایم‌کوین‌ها را به ۱۰۰۰ دلار افزایش می‌دهد  تفاوت در اینجا چیست؟ ما به وضوح تفاوت را در مورد سوم می‌بینیم - تفاوت بین بیت کوین و ایکس‌پی‌ام محصولی دلخواه از خاطره است، در حالی که در موارد ۱ و ۲ با کالاهای فیزیکی کاملاً متفاوتی سروکار داریم. با این حال، حتی بین موارد ۱ و ۲ نیز تفاوت وجود دارد. تفاوت این است: در مورد ۲، کیف‌های گوچی آنچه که به عنوان کالای وبلن شناخته می‌شود - کالایی که ارزش آن به دلیل افزایش قیمتش بالا می‌رود. به زبان ساده، یک نماد وضعیت. بنابراین، اگر قیمت کیف گوچی به ۱۰ دلار کاهش یابد، مردم آن را به اندازه‌ی قبل ارزشمند نمی‌دانند زیرا همه یکی دارند و خاصیت انحصاری خود را از دست می‌دهد. با این حال، در مورد مبلمان لوکس، محصولات آن‌ها به طور موضوعی برتر هستند - این واقعیت که مبلمان لوکس نسبت به محصولات معمولی از ایکیا راحت‌تر است، بر اساس ترجیحات انسانی بنیادی برای راحتی است، نه هر نوع ارزش نوظهوری که توسط جامعه تولید شود. بنابراین، مورد ۲ به نظر می‌رسد که در واقع به مورد ۳ نزدیک‌تر است تا مورد ۱ با تعریف دوم از ارزش ذاتی.  با این حال، از طریق عدسی تعریف اول، یک تفاوت جزئی وجود دارد. در مورد بیت کوین، آلیس یک بیت کوین را می‌خواهد زیرا می‌تواند از آن برای پرداخت به باب استفاده کند، که می‌تواند از آن برای پرداخت به چارلی استفاده کند، و به همین ترتیب تا بی‌نهایت. در مورد یک کیف گوچی، آلیس یک کیف گوچی را می‌خواهد زیرا می‌تواند از آن برای تحت تاثیر قرار دادن باب (یا شاید بتی) استفاده کند، که واقعاً خاصیت تحت تاثیر قرار گرفتن بیشتر توسط کیف‌های گوچی نسبت به کیف‌های فروشنده‌ی چینی ناشناخته را به عنوان تمایل دارد - هرچند یکی که توسط قیمت بالا و محدودیت عرضه کیف گوچی ایجاد شده است. بنابراین، زنجیره‌ی توجیه در واقع پایه‌دار است، اگرچه اثرات اقتصادی یک کالای وبلن باعث می‌شود وضعیت در عمل مشابه به یک زنجیره‌ی نامحدود نزولی باشد.در مقایسه‌ی بیت کوین با پرایم‌کوین، ما یک اثر دیگر را می‌بینیم. بیت کوین نه تنها شهرت عمومی بیشتری نسبت به پرایم‌کوین دارد؛ بلکه همچنین سطح امنیت شبکه‌ی بالاتری دارد، و پذیرش بیشتری توسط فروشندگان دارد. اگر خدای اقتصاد تغییری در بیت کوین/پرایم‌کوین ایجاد کند، بسیاری از ماینرهای بیت کوین از ماین کردن دست می‌کشند زیرا ماین کردن دیگر در ۴ دلار سودآور نخواهد بود، اما به دلیل سرمایه‌گذاری‌های قبلی در ماینینگ بیت کوین، قدرت محاسباتی شبکه به همان اندازه‌ای که می‌شد اگر قیمت از ابتدا ۴ دلار بود، کاهش نمی‌یابد.  به همین ترتیب، بسیاری از فروشندگان احساس می‌کنند که اشتباه کرده‌اند که تصمیم گرفته‌اند بیت کوین جدید و نامعروف را بپذیرند و نه پرایم‌کوین پرطرفدارتر را، اما بسیاری در نهایت تصمیم می‌گیرند هر دو را بپذیرند، تا جایی که اکنون آن‌ها را می‌پذیرند. بنابراین، با در نظر گرفتن تعریف دوم از ارزش ذاتی، به نظر می‌رسد که بیت کوین واقعاً دارای مقدار محدودی از ارزش ذاتی از سرمایه‌گذاری شده است.  چگونه استدلال بالا را به تعریف اول از ارزش ذاتی ترجمه کنیم؟ ساده‌ترین رویکرد این است: آلیس می‌خواهد ابتدا بیت کوین‌ها را به باب بفرستد و نه پرایم‌کوین‌ها، اول از همه به این دلیل که باب ارزش بیشتری برای بیت کوین‌ها قائل است، 250 برابر بیشتر، اما همچنین به این دلیل که باب برخی زیرساخت‌های موجود برای پذیرش آن‌ها دارد، و پرداخت امن‌تر است زیرا شبکه بیت کوین قوی‌تر است به دلیل سطح بالاتر سرمایه‌گذاری - هر دوی این‌ها ویژگی‌هایی از دنیای واقعی هستند، نه خاطرات باب. بنابراین، به نظر می‌رسد بیت کوین در یک معنای نسبی، برخی ارزش ذاتی دارد، هرچند در یک معنای مطلق دشوار است تشخیص داده شود.در نهایت، همانطور که معلوم می‌شود، بیت کوین دارای مقدار محدودی از ارزش «مطلق» ذاتی است: پروتکل بیت کوین می‌تواند برای اهداف دیگری غیر از فقط پول استفاده شود. به عنوان مثال، حالا یک سرویس وجود دارد که اجازه می‌دهد از بلاکچین بیت کوین برای ارائه اثبات رمزنگاری شده استفاده کنید که شما یک سند خاصی را قبل از زمان مشخصی ایجاد کرده‌اید.  یک سرویس مشابه بر روی پرایم‌کوین کمتر مفید خواهد بود چون پرایم‌کوین در شبکه‌اش قدرت محاسباتی کمتری دارد و بنابراین کمتر امن است. مهم است که یک نکته را اینجا بیان کنیم: ما در مورد ارزش ذاتی بیت کوین‌ها صحبت می‌کنیم، نه پروتکل بیت کوین. با این حال، یک راه‌حل ساده وجود دارد: ارزش ذاتی یک بیت کوین، استفاده آن در پرداخت هزینه‌های تراکنش برای این نوع استفاده‌های جایگزین بلاکچین است.  پس نکته‌ی همه‌ی این‌ها چیست؟ چرا ما حتی در مورد ارزش ذاتی اهمیت می‌دهیم؟ چرا ارزش ذهنی یک بیت کوین، و در واقع هر ارزی، کافی نیست؟ یک پاسخ، ثبات است - در عمل، تمایلات معمولاً کندتر از تعصبات اجتماعی تغییر می‌کنند، بنابراین احتمال اینکه یک بیت کوین ۹۹٪ از ارزش خود را در یک سال از دست بدهد و در آنجا باقی بماند، بیشتر از یک صندلی است. این واقعاً یک مشکل است؛ با این حال، این موضوع در مورد همه ارزها صادق است. هرچند طلا اغلب به خاطر ارزش ذاتی‌اش ستایش می‌شود، در واقعیت ارزش ذاتی‌اش بسیار کم است. این می‌تواند هم به صورت تحلیلی و هم تجربی مشاهده شود. از دیدگاه تحلیلی، سه عملکرد اصلی طلا به عنوان ذخیره ارزش، الکترونیک و جواهرات است. به عنوان ذخیره ارزش، ارزش طلا غیر ذاتی است. به عنوان جواهرات، ارزش طلا ذاتی است، اما چون کالای وبلن است به طور واقعی غیر ذاتی است؛ اگر دستبند‌های طلا از هر فروشگاه دلاری قابل خرید بودند، کسی به آن‌ها اهمیت نمی‌داد. و در نهایت، در الکترونیک طلا بیشتر در سیم‌ها برای رسانایی الکتریکی استفاده می‌شود - و آن هم در مقادیر بسیار کم. اگر ارزش غیر ذاتی و ارزش کالای وبلن آن برداشته شود، طلا احتمالاً بیشتر از ۳۰ دلار در هر اونس ارزش نخواهد داشت.  و ما می‌توانیم این را به صورت تجربی نیز ببینیم - تا به اخیر در سال ۲۰۰۱، طلا تنها ۲۷۵ دلار در هر اونس ارزش داشت، و اکنون بیش از ۱۲۰۰ دلار ارزش دارد. آیا ما باید باور کنیم که مردم آن زمان پنج برابر کمتر از طلا برای الکتریسیته استفاده می‌کردند؟ حتی این رند، شاید مشهورترین طرفدار طلا به عنوان تنها ارز واقعی، آن را به خاطر درخشندگی و رسانایی الکتریکی‌اش تحسین نکرد، بلکه به خاطر اینکه به مدت شش هزار سال گذشته به عنوان وسیله‌ای برای تجارت اقتصادی استفاده شده است. بنابراین، شاید بیت کوین حتی نسبت به ارزش بازاری‌اش، ارزش ذاتی بیشتری نسبت به طلا داشته باشد؛ و حتی اگر نداشته باشد، بیت کوین یک برگ برنده دارد که حتی طلا ندارد - محدودیت کاملاً محدود ۲۱ میلیون واحدی‌اش. با بیت کوین، خطری وجود ندارد که ما میلیاردها بیت کوین جدید را روی ماه پیدا کنیم، یا که یک کیمیاگر شکافت هسته‌ای راهی را برای تبدیل ارزان بیت کوین‌های جدید به وجود آوردن از پرایم‌کوین‌ها. بنابراین، وقتی بیت کوین از یک ارز استارتاپی به یک جایگزین بالغ‌تر تبدیل می‌شود، با پذیرش کافی برای اطمینان از اینکه نمی‌تواند دیگر تا یک عامل ۱۰۰۰ رشد کند و زیرساخت کافی برای اطمینان از اینکه نمی‌تواند به یکباره ناپدید شود، دلیلی برای باور کردن وجود دارد که حداقل به اندازه طلا در ارزش ثابت باشد. آیا خواهد بود؟ فقط زمان نشان خواهد داد.این مقاله نسخه ای غیررسمی از محتوای منتشر شده در وبلاگ bitcoinmagazine است. نسخه اصلی متعلق به نویسنده و وبلاگ bitcoinmagazine می‌باشد.</description>
                <category>محمد مهدی مهرآئین</category>
                <author>محمد مهدی مهرآئین</author>
                <pubDate>Mon, 01 Sep 2025 11:21:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثبات دانش صفر: بهبود حریم خصوصی در یک بلاک‌چین</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmahdimehraeen/%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9-%DA%86%DB%8C%D9%86-w0vwem7atert</link>
                <description>«این مقاله ترجمه‌ای غیررسمی از محتوای منتشر شده در وبلاگ Altoros است. نسخه اصلی متعلق به نویسنده و وبلاگ Altoros می‌باشد.»با استفاده از اثبات دانش صفر، یک تراکنش بلاک‌چین می‌تواند تایید شود در حالی که هویت کاربر ناشناس باقی می‌ماند. رمزنگاری یکی از مهم‌ترین اجزای فناوری بلاک‌چین است که در چند سال گذشته به شدت گسترش یافته است. در اینجا، ما در مورد اثبات دانش صفر (ZKP) صحبت می‌کنیم - یک مکانیزم/پروتکل که ارتباط نزدیکی با رمزنگاری دارد. شما با مفاهیم کلی اثبات دانش صفر و اثبات دانش صفر غیرتعاملی آشنا خواهید شد، موارد استفاده از این پروتکل درون بلاک‌چین را مشاهده خواهید کرد، و یک نگاه عمیق به اثبات دانش صفر از دیدگاه رمزنگاری خواهید داشت.   اثبات دانش صفر چیست؟اثبات دانش صفر یکی از مفاهیم بسیار پیچیده و جذاب در رمزنگاری کاربردی امروزی است. از استفاده احتمالی در خلع سلاح هسته‌ای گرفته تا فراهم کردن تراکنش‌های ناشناس و امن برای شبکه‌های عمومی بلاک‌چین، اثبات دانش صفر نمونه‌ای برجسته از نوآوری در رمزنگاری است.در رمزنگاری، اثبات دانش صفر یا پروتکل دانش صفر روشی است که طی آن یک طرف (اثبات‌کننده) می‌تواند به طرف دیگر (تاییدکننده) ثابت کند که آنها مقداری x را می‌دانند، بدون اینکه هیچ اطلاعاتی به جز اینکه آنها مقدار x را می‌دانند منتقل کنند. جوهره اثبات دانش صفر این است که اثبات اینکه کسی اطلاعات خاصی را می‌داند با فاش کردن آن ساده است. چالش این است که چنین دانشی را بدون فاش کردن خود اطلاعات یا هرگونه اطلاعات اضافی توجیه کنیم. یک اثبات دانش صفر باید سه ویژگی زیر را داشته باشد:•         کامل بودن. اگر بیانیه حقیقت داشته باشد، تاییدکننده صادق - کسی که درست از پروتکل پیروی می‌کند - توسط اثبات‌کننده صادق از این واقعیت قانع خواهد شد.•         صداقت. اگر بیانیه نادرست باشد، هیچ اثبات‌کننده کلاهبرداری نمی‌تواند تاییدکننده صادق را متقاعد کند که حقیقت دارد، مگر با یک احتمال کوچک.•         دانش صفر. اگر بیانیه حقیقت داشته باشد، هیچ تاییدکننده‌ای چیزی یاد نمی‌گیرد، به جز این واقعیت که بیانیه درست است. به عبارت دیگر، فقط دانستن بیانیه (نه راز) برای تصور کردن سناریویی کافی است که نشان دهد اثبات‌کننده راز را می‌داند. این امر از طریق هر تاییدکننده‌ای که یک شبیه‌ساز دارد، محقق می‌شود که می‌تواند یک گزارش را تولید کند که شبیه به تعامل بین اثبات‌کننده صادق و تاییدکننده باشد. شبیه‌ساز باید بتواند گزارش را تولید کند، در حالی که فقط به بیانیه‌ای که باید اثبات شود دسترسی دارد و نه به خود اثبات‌کننده.کامل بودن و صداقت ویژگی‌هایی از سیستم‌های اثبات تعاملی عمومی‌تر هستند. اضافه کردن دانش صفر است که فرایند تایید را به یک اثبات دانش صفر تبدیل می‌کند. اثبات‌های دانش صفر اثبات‌هایی در معنای ریاضی این واژه نیستند، زیرا احتمال کوچکی وجود دارد، خطای صداقت، که یک اثبات‌کننده کلاهبردار بتواند تاییدکننده را از یک بیانیه نادرست متقاعد کند. به عبارت دیگر، اثبات‌های دانش صفر اثبات‌های احتمالی هستند تا اثبات‌های قطعی. با این حال، تکنیک‌هایی وجود دارد که خطای صداقت را به مقادیر ناچیزی کوچک کاهش دهد. ساختار کلی یک ZKPساختار کلی یک اثبات دانش صفر شامل سه عمل متوالی بین شرکت‌کنندگان A و B است. این اعمال شاهد، چالش و پاسخ نامیده می‌شوند.شاهد. این واقعیت که A راز را می‌داند، مجموعه‌ای از سوالات را تعیین می‌کند که همیشه می‌تواند توسط A به درستی پاسخ داده شود. ابتدا، A به طور تصادفی هر سوالی را از مجموعه انتخاب می‌کند و یک اثبات محاسبه می‌کند. سپس، A اثبات را به B می‌فرستد.A یک سوال تصادفی انتخاب می‌کند و اثبات را به B می‌فرستد.چالش. پس از آن، B یک سوال از مجموعه انتخاب می‌کند و از A می‌خواهد به آن پاسخ دهد.B یک سوال تصادفی انتخاب می‌کند و از A می‌خواهد به آن پاسخ دهد.پاسخ. A پاسخ را محاسبه می‌کند و آن را به B بازمی‌گرداند.A پاسخ را محاسبه می‌کند و آن را به B می‌فرستد.پاسخ دریافت شده به B اجازه می‌دهد تا بررسی کند که A واقعاً راز را می‌داند.این رویه را می‌توان به اندازه دلخواه تکرار کرد، تا اینکه احتمال اینکه A حدس بزند به جای اینکه پاسخ‌های درست را بداند، به اندازه کافی پایین بیاید.برای نشان دادن نحوه عملکرد ZKP در عمل، ویکی‌پدیا به داستان غار علی بابا اشاره می‌کند که اولین بار توسط ژان-ژاک کویسکاتر منتشر شد. در این مثال، پگی نقش اثبات‌کننده و ویکتور نقش تاییدکننده را دارد.در این داستان، غار به شکل یک حلقه است. ورودی در سمت چپ قرار دارد و یک در جادویی سمت راست را مسدود می‌کند. پگی می‌خواهد به ویکتور ثابت کند که او کلمه رمز را برای باز کردن در جادویی می‌داند. با این حال، او نمی‌خواهد کلمه رمز را فاش کند.ویکتور بیرون صبر می‌کند در حالی که پگی یک مسیر انتخاب می‌کندبرای اثبات اینکه پگی کلمه راز را می‌داند، مسیرهای چپ و راست از ورودی را به عنوان A و B علامت‌گذاری می‌کنند. ویکتور بیرون از غار منتظر می‌ماند، در حالی که پگی وارد می‌شود. پگی بدون اینکه ویکتور ببیند، از مسیر A یا B می‌رود. سپس ویکتور وارد غار می‌شود و نام مسیری که می‌خواهد پگی از آن بازگردد - A یا B - را فریاد می‌زند. با توجه به اینکه پگی واقعاً کلمه راز را می‌داند، او به راحتی می‌تواند در جادویی را باز کند، اگر لازم باشد، و از مسیری که ویکتور انتخاب کرده است به ورودی بازگردد.ویکتور وارد غار می‌شود و به طور تصادفی یک مسیر را صدا می‌زنددر صورتی که پگی کلمه راز را نداند، تنها زمانی می‌تواند از در به ورودی بازگردد که ویکتور مسیری را که او پس از ورود به غار انتخاب کرده است، صدا بزند. از آنجایی که مسیری که ویکتور انتخاب می‌کند تصادفی است، احتمال اینکه پگی کلمه راز را نداند 1/2 است. اگر فرایند را k بار تکرار کنید، احتمال به (1/2)^k می‌رسد. به این ترتیب، برای مثال کافی است فرایند را 20 بار تکرار کنید تا اثبات شود که پگی کلمه راز را می‌داند.پگی با استفاده از مسیری که ویکتور صدا زده است به ورودی بازمی‌گردداگر ویکتور همه چیز را با دوربین ضبط کند، ویدیو نتیجه شاهدی برای هیچ طرف دیگری نخواهد بود، زیرا آنها می‌توانند از پیش توافق کنند که پگی کجا برود. این بدان معناست که او می‌تواند بدون دانستن خود کلمه راز، راه درست بیرون رفتن را پیدا کند.همانطور که می‌بینیم، مثال غار دارای ویژگی‌های زیر است: کامل بودن، صداقت و دانش صفر.توجه داشته باشید که تعامل بین کاربران برای یک ZKP لازم است. اگرچه تعداد تعاملات در پروتکل‌های تک‌دوره‌ای و ثابت کم است، اما هر دو کاربر باید به طور همزمان درگیر باشند.  اثبات دانش صفر غیرتعاملییک موقعیت را در نظر بگیرید که در آن کاربران P و V ریاضیدان هستند و آنها از پست عادی (پست حلزونی) برای ارتباط با یکدیگر استفاده می‌کنند. ریاضیدان P می‌خواهد به دور دنیا سفر کند و بدون فاش کردن ماهیت اثبات، قضایای جدیدی را به ریاضیدان V ثابت کند. در این سناریو، ما نیاز به ابداع یک پروتکل غیرتعاملی داریم، زیرا ریاضیدان P ممکن است آدرس ثابتی نداشته باشد و قبل از دریافت پاسخ بعدی جابجا شود.بلوم، فلدمن و میکالی یک اثبات دانش صفر غیرتعاملی پیشنهاد کردند، جایی که کاربران P و V یک کلید راز مشترک دارند که برای اثبات اینکه P اطلاعات رازی را می‌داند بدون فاش کردن خود اطلاعات کافی است.برخلاف یک اثبات دانش صفر معمولی، ساختار کلی یک اثبات دانش صفر غیرتعاملی فقط شامل یک عمل بین شرکت‌کنندگان P و V است و این عمل شاهد است.P اطلاعات رازی را به عنوان یک آرگومان به یک تابع خاص - “ساخت یک اثبات” - می‌گذراند (تصویر زیر را ببینید). خروجی مقداری از “اثبات” است. پس از آن، P “اثبات” را به کاربر V می‌فرستد. سپس، V می‌تواند با استفاده از “اثبات” و یک تابع خاص دیگر - “بررسی یک اثبات” - بررسی کند که آیا P اطلاعات رازی را می‌داند یا خیر.در یک اثبات دانش صفر غیرتعاملی، A و B فقط یک بار با هم تعامل دارند.اثبات دانش صفر کجا می‌تواند کاربرد داشته باشد؟سیستم‌های احراز هویت. تحقیقات در زمینه اثبات‌های دانش صفر توسط سیستم‌های احراز هویت برانگیخته شده است، جایی که یک طرف می‌خواهد هویت خود را با استفاده از برخی اطلاعات رازی، مانند یک رمز عبور، به طرف دوم ثابت کند، اما نمی‌خواهد طرف دوم چیزی درباره راز یاد بگیرد.رفتار اخلاقی. یکی از موارد استفاده از اثبات دانش صفر در پروتکل‌های رمزنگاری، تحمیل رفتار صادقانه در حالی که حریم خصوصی حفظ می‌شود، است. به طور خلاصه، ایده این است که یک کاربر را مجبور کنیم تا با استفاده از ZKP ثابت کند که رفتار او بر اساس پروتکل مناسب است. به لطف صداقت، ما می‌دانیم که یک کاربر باید به صورت صادقانه عمل کند تا بتواند اثبات معتبری ارائه دهد. به لطف دانش صفر، ما می‌دانیم که یک کاربر در فرایند ارائه اثبات، حریم خصوصی اسرار خود را به خطر نمی‌اندازد.محرمانگی. یکی دیگر از موارد استفاده از ZKP در معاملاتی است که به محرمانگی نیاز دارند. یک بلاک‌چین عمومی ساده (مانند اتریوم) را در نظر بگیرید که به یک ارز دیجیتال یا توکن مرتبط است. وقتی یک معامله معمولی بین کاربران اتفاق می‌افتد، بلاک‌چین اطلاعات دقیق انتقال را ثبت می‌کند: چه کسی، به چه کسی، و چقدر. بنابراین، اگر شما آدرس معامله خاص یا آدرس کاربر را بدانید، می‌توانید برخی نتایج مالی بگیرید. برای کسب‌وکارهای امروزی حیاتی است که برخی جزئیات را برای معاملات خاصی پنهان کنند.در این مورد، یک ZKP امکان پنهان کردن جزئیات معامله و تشخیص آنها به عنوان معتبر برای افزودن به یک بلاک جدید را فراهم می‌کند. (مثالی از چنین بلاک‌چینی، زی‌کش است.) بررسی اطلاعات شخصی.اگر بخواهید از بانک وام بگیرید، لازم است گواهی درآمد ارائه دهید. این گواهی شامل اطلاعات محرمانه است. در این مورد، برخی از داده‌های شخصی شما در دسترس دیگران خواهد بود و این چیزی است که ما می‌خواهیم از آن اجتناب کنیم. باید برای بانک کافی باشد که بداند یک فرد حداقل مشخصی را که برای بازپرداخت وام لازم است، درآمد دارد.ما می‌توانیم یک سیستم توزیع شده را پیاده‌سازی کنیم که در آن هر کاربر یک شناسه دیجیتال رمزنگاری خاصی خواهد داشت که شامل برخی از داده‌های شخصی است. این شناسه دیجیتال بدون دانستن صاحب آن غیرقابل جعل یا تغییر خواهد بود. بانک‌ها و سازمان‌های دیگر نیز اسناد دیجیتالی خودشان را خواهند داشت.در این سیستم، برای گرفتن وام، می‌توانید گواهی دیجیتال درآمد مربوطه را از شرکت خود دریافت کنید که قانونی بودن آن به راحتی به صورت رمزنگاری قابل بررسی است. سپس می‌توانید درخواست وام کنید. بانک سپس ممکن است با استفاده از ZKP تأیید کند که شما حداقل مورد نیاز را درآمد دارید و لازم نیست جزئیات حساس فاش شود. مثالی از چنین بلاک‌چینی، هایپرلجر ایندی است.تعامل نماینده خارج از دفتر در هم‌ترازی در ایندیناشناسی. گاهی اوقات، لازم است که مقداری ناشناسی در بلاک‌چین وجود داشته باشد. به عنوان مثال، انجام معاملات بدون فاش شدن هویت شما یا معاملاتی که مرتبط نیستند. همچنین باید امکان‌پذیر باشد که یک کاربر چندین معامله انجام دهد، در حالی که هویت را مخفی نگه دارد.برای این منظورها، می‌توانید از هایپرلجر فابریک استفاده کنید، شروع با نسخه 1.2، که از یک پروتکل رمزنگاری مبتنی بر ZKP خاص - میکسر هویت (Idemix) - پشتیبانی می‌کند.یک ZKP یک روش رمزنگاری قدرتمند است و استفاده آن در بلاک‌چین در مواردی که فناوری‌های بلاک‌چین موجود می‌توانند یک ZKP را برای پاسخگویی به نیازهای خاص کسب‌وکار با تمرکز بر حفظ حریم خصوصی داده‌ها اقتباس کنند، امیدوارکننده به نظر می‌رسد. برای جزئیات بیشتر در مورد مفاهیم پشت اثبات دانش صفر و پیاده‌سازی‌های آن، پست ما در مورد ZKP غیرتعاملی را بخوانید یا مقاله تحقیقات کامل را بررسی کنید.«منبع: Altoros — “A Zero-Knowledge Proof: Improving Privacy on a Blockchain”»</description>
                <category>محمد مهدی مهرآئین</category>
                <author>محمد مهدی مهرآئین</author>
                <pubDate>Sat, 30 Aug 2025 00:21:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه بررسی عمیق در مورد Fuel Network</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmahdimehraeen/%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-fuel-network-k4tv597hs6mb</link>
                <description>شبکه Fuel چیست؟شبکه Fuel ابتدا به عنوان یک راهکار مقیاس‌پذیری لایه-۲ (L2) برای اتریوم راه‌اندازی شد و یکی از اولین رول‌آپ‌های خوش‌بینانه بود که در اواخر ۲۰۲۰ بر روی اتریوم اصلی اجرا شد. از آن زمان تاکنون، Fuel به یک لایه اجرایی مدولار تکامل یافته است که امنیت بالا، نرخ انتقال داده‌ها به نسبت سریع‌تر و رابط کاربری دوستانه‌ای برای توسعه‌دهندگان ارائه می‌دهد. شبکه Fuel چه مشکلی را حل می‌کند؟Fuel در پی حل مشکل زیربنایی با بلاکچین‌های L2 است که در حفظ مانع هزینه‌های تراکنش در اتریوم هنگام افزایش مقیاس شبکه ناکام مانده‌اند.باید توجه داشت که اگرچه اکثر راهکار‌های L2 به طور کلی به کاهش هزینه کمک کرده‌اند، اما مشکل تنها زمانی بروز می‌کند که ترافیک بالایی در اتریوم وجود داشته باشد و شبکه فرعی متراکم شود. Fuel با معرفی مدولاریته، یک رویکرد متفاوت به &#039;بحران مقیاس‌پذیری&#039; در اتریوم ارائه می‌دهد، جایی که لایه اجرایی از لایه دسترسی داده و اجماع جدا می‌شود. هدف شبکه Fuel چیست؟هدف اصلی Fuel، به عنوان یکی از سریع‌ترین لایه‌های اجرایی مدولار برای فناوری بر پایه بلاکچین، ارائه امنیت بی‌نظیر و حداکثر نرخ انتقال داده‌ها و بهبود تجربه کلی توسعه‌دهندگان بر روی اتریوم است.Fuel آینده‌ای را تصور می‌کند که در آن همه افراد توانایی ایجاد و بهره‌مندی از سیستم‌های خودمختار کاملاً قابل اعتماد را دارند. این شبکه‌های مستقل به افراد در سراسر جهان امکان همکاری، هماهنگی و هم‌افزایی را بیش از هر زمان دیگری فراهم خواهند کرد.بر اساس سفیدنامه رسمی Fuel، ساخت بر روی Fuel به معنای &quot;رهایی از محدودیت‌های بلاکچین‌های یکپارچه‌ای است که ما را به عقب نگه داشته‌اند&quot;. شبکه Fuel چگونه به هدف خود دست می‌یابد؟Fuel بر اساس سه ستون اصلی در مجموعه فناوری خود عمل می‌کند که امنیت بالا و انعطاف‌پذیری در نرخ انتقال داده‌ها را در اتریوم تضمین می‌کند. بیایید به طور خلاصه هر یک از آن‌ها را بررسی کنیم:۱. اجرای موازی تراکنش‌هاFuel به دلیل استفاده از مدل UTXO با لیست‌های دسترسی حالت سختگیرانه، قدرت پردازش بالایی ارائه می‌دهد، که به آن اجازه می‌دهد از رشته‌ها و هسته‌هایی که در بلاکچین‌های تک‌رشته‌ای سنتی بیکار می‌مانند، استفاده کند. با شناسایی وابستگی‌های تراکنش قبل از اجرا، FuelVM قادر است تراکنش‌ها را به صورت موازی اجرا کند، و ادعا می‌کند که این روش سطح بالاتری از قدرت محاسباتی، دسترسی به حالت‌ها و نرخ انتقال تراکنش‌ها را نسبت به بلاکچین‌های تک‌رشته‌ای ارائه می‌دهد.۲. ماشین مجازی Fuel (FuelVM)بر اساس اظهارات Fuel، FuelVM به گونه‌ای خاص طراحی شده است تا پایانی برای ناکارآمدی معماری‌های ماشین مجازی بلاکچین فراهم کند، در حالی که مجموعه‌ای از طرح‌های بالقوه را برای توسعه‌دهندگان باز می‌کند. این ماشین مجازی با در نظر گرفتن همه چیزهایی که طی سال‌ها از اکوسیستم اتریوم آموخته شده است، اما به دلیل نیاز به سازگاری با نسخه‌های قبلی قابل اجرا نبوده‌اند، طراحی شده است.۳. بهبود تجربه توسعه با Sway و ForcFuel با زبان اختصاصی خود به نام Sway و مجموعه ابزارهای پشتیبانی‌کننده‌ای به نام Forc (مختصر Fuel Orchestrator)، تجربه توسعه‌ای ساده و روان را برای توسعه‌دهندگان فراهم می‌کند. محیط توسعه Fuel مزایای زبان‌های قرارداد هوشمند Solidity را به همراه پارادایم‌های زبان برنامه‌نویسی Rust به صورت یکپارچه در کنار هم قرار می‌دهد. کاربردهای شبکه Fuel چیست؟فناوری Fuel به شبکه اتریوم در افزایش مقیاس‌پذیری و عملکرد به طور قابل توجهی کمک می‌کند و آن را مناسب برای طیف گسترده‌ای از کاربردها می‌سازد. برخی از کاربردهای بالقوه عبارتند از:۱. اجرای موازی تراکنش‌هااتریوم قادر است تراکنش‌ها را به ترتیب، یکی پس از دیگری اجرا کند. با این حال، به دلیل پیشرفت‌های انجام شده در پردازنده‌های مدرن و همچنین محدودیت‌های آن‌ها در افزایش سرعت تک‌هسته‌ای، توانایی پردازش چند تراکنش به صورت هم‌زمان (یعنی اجرای موازی) می‌تواند سطح عملکرد فعلی را به طور انقلابی تغییر دهد. Fuel با معرفی لیست‌های دسترسی اجباری، مشابه EIP-648، از اجرای موازی تراکنش‌ها پشتیبانی می‌کند. هر تراکنش باید مشخص کند با کدام قراردادها مجاز به تعامل است. هنگامی که یک تراکنش تلاش به دسترسی به قراردادی که در لیست نیست می‌کند، اجرای آن رد خواهد شد. با قرار دادن این لیست‌های دسترسی، تراکنش‌ها می‌توانند به طور هم‌زمان در مجموعه‌هایی از قراردادهایی که با هم انحصاری هستند اجرا شوند. ۲. اثبات تقلباثبات‌های تقلب یک مکانیسم بلاکچینی هستند که در آن اعتبار بلوک‌های جدید با ارائه اثبات ادعاهای نادرست در یک بلوک جدید در بازه زمانی قابل تنظیم برقرار می‌شود. کلاینت‌های سبک می‌توانند به این فرآیند اعتماد کنند، به شرطی که حداقل یک نود کامل صادق در شبکه برای ایجاد اثبات‌های تقلب وجود داشته باشد. هم پروتکل Fuel و هم FuelVM با قابلیت‌های اثبات تقلب، به ویژه برای محیط‌های محدود مانند ماشین مجازی اتریوم، طراحی شده‌اند. پروتکل تراکنش و سیستم اعتبارسنجی Fuel در برابر تقلب مقاوم هستند، به لطف اثبات‌های تقلب UTXO. FuelVM از پروتکل بازی تعاملی تأیید برای تقسیم یک مسیر اجرایی استفاده می‌کند تا یک مرحله اجرا شود تا برای انحراف ارزیابی شود. این مجموعه دستورالعمل‌ها با توجه به وضوح و امنیت طراحی شده است - آن‌ها بیانگر هستند و قادر به اثبات فعالیت‌های تقلبی در چارچوب ماشین مجازی اتریوم هستند. نتیجه‌گیری: مسیر پیش رو برای شبکه Fuelهمانطور که پروژه‌های ساخت مدولار به سرعت پیشرفت می‌کنند، آن‌ها همچنان یکدیگر را تقویت می‌کنند. بر اساس گفته‌های توسعه‌دهندگان در Fuel، بهینه‌سازی و افزایش مقیاس باید بر روی حوزه‌های اجرایی تمرکز کند، چرا که دیلماهای دسترسی داده با فناوری‌هایی مانند نمونه‌برداری دسترسی داده Celestia که امکان تأیید محتوای یک بلوک را بدون دانلود کل داده‌ها فراهم می‌کند، قبلاً مورد مقابله قرار گرفته‌اند. Fuel ادعا می‌کند که راهکاری قدرتمند و عملکردی برای توسعه‌دهندگان اتریوم با قابلیت‌های اجرای موازی تراکنش و اثبات تقلب فراهم می‌آورد. محیط توسعه Fuel مزایای زبان قرارداد هوشمند Solidity و پارادایم‌های Rust را در یک مجموعه ابزار آسان برای استفاده ترکیب می‌کند. همچنین تجربه توسعه‌ای ساده و روان با زبان اختصاصی خود به نام Sway و مجموعه ابزارهای پشتیبانی‌کننده به نام Forc (مختصر Fuel Orchestrator) برای توسعه‌دهندگان فراهم می‌کند. با فناوری خود، Fuel به شبکه اتریوم در افزایش مقیاس‌پذیری و عملکرد به طور قابل توجهی کمک می‌کند و آن را مناسب برای طیف گسترده‌ای از کاربردها، از جمله اجرای موازی تراکنش‌ها و اثبات‌های تقلب می‌سازد. همانطور که پروژه‌های ساخت مدولار ادامه به رشد دارند، امکانات فناوری Fuel نیز افزایش می‌یابد. امید است که این مسیر جدیدی از فرصت‌ها را برای توسعه‌دهندگان در آینده‌ای نزدیک باز کند.منبع: CoinMarketCap — “A Deep Dive Into Fuel Network” (سری مقالات Academy)</description>
                <category>محمد مهدی مهرآئین</category>
                <author>محمد مهدی مهرآئین</author>
                <pubDate>Sat, 30 Aug 2025 00:01:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای مبتدیان برای مالی غیرمتمرکز (DeFi)</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmahdimehraeen/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-defi-pjrpivbnyfob</link>
                <description>وعده‌ی ارزهای دیجیتال این است که پول و پرداخت‌ها را برای همه‌ی افراد در سراسر جهان، بدون توجه به مکان آن‌ها، در دسترس قرار دهد.جنبش مالی غیرمتمرکز (DeFi) یا مالی باز، این وعده را یک گام جلوتر می‌برد. تصور کنید یک جایگزین جهانی و باز برای هر سرویس مالی که امروزه استفاده می‌کنید — پس‌انداز، وام، معامله، بیمه و موارد دیگر — که برای هر کسی در دنیا با یک اسمارت‌فون و اتصال اینترنتی قابل دسترس باشد. این اکنون امکان‌پذیر است روی بلاک‌چین‌های قرارداد هوشمند، مانند اتریوم. &quot;قراردادهای هوشمند&quot; برنامه‌هایی هستند که روی بلاک‌چین اجرا می‌شوند و می‌توانند به طور خودکار زمانی که شرایط خاصی برآورده شوند، اجرا شوند. این قراردادهای هوشمند به توسعه‌دهندگان امکان می‌دهند تا عملکردهای پیچیده‌تری نسبت به فقط فرستادن و دریافت کردن ارز دیجیتال بسازند. این برنامه‌ها همان چیزی هستند که ما اکنون به آن‌ها اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز، یا دَپ‌ها می‌گوییم.می‌توانید به یک دَپ به عنوان یک اپلیکیشن که روی تکنولوژی غیرمتمرکز ساخته شده است فکر کنید، به جای اینکه توسط یک نهاد یا شرکت مرکزی واحد ساخته و کنترل شود. (به این کلمه، دَپ، عادت کنید، از این به بعد زیاد از آن استفاده خواهید کرد.)در حالی که برخی از این مفاهیم ممکن است آینده‌نگرانه به نظر برسند– وام‌های خودکار که مستقیماً بین دو غریبه در نقاط مختلف جهان مذاکره می‌شوند، بدون دخالت بانک– بسیاری از این دَپ‌ها امروزه فعال هستند. دَپ‌های DeFi وجود دارند که به شما امکان می‌دهند استیبل‌کوین‌ها (ارز دیجیتال که ارزش آن به دلار آمریکا متصل است) بسازید، پول قرض دهید و بهره بر روی ارز دیجیتال خود دریافت کنید، وام بگیرید، یک دارایی را با دیگری مبادله کنید، روی دارایی‌ها شرط بندی کنید، و استراتژی‌های سرمایه‌گذاری خودکار و پیشرفته‌ای را پیاده‌سازی کنید.چه چیزی این دَپ‌های DeFi را از همتایان سنتی‌شان در بانک‌ها یا وال استریت متمایز می‌کند؟ ·       در مرکز عملیات این کسب‌وکارها، مدیریت توسط نهادها و کارکنان آن‌ها انجام نمی‌شود - بلکه قوانین به صورت کد نویسی شده‌اند (یا قرارداد هوشمند، همانطور که قبلاً ذکر شد). وقتی قرارداد هوشمند در بلاک‌چین قرار می‌گیرد، دَپ‌های DeFi می‌توانند خودشان با کمترین یا بدون دخالت انسانی اجرا شوند (گرچه در عمل، توسعه‌دهندگان اغلب دَپ‌ها را با به‌روزرسانی‌ها یا تصحیح اشکالات نگهداری می‌کنند).·       کد در بلاک‌چین برای بررسی توسط هر کسی شفاف است. این اعتماد متفاوتی با کاربران ایجاد می‌کند، زیرا هر کسی فرصتی برای درک عملکرد قرارداد یا یافتن اشکالات دارد. همچنین تمام فعالیت‌های معاملاتی برای مشاهده توسط هر کسی عمومی است. هرچند این ممکن است سوالاتی در مورد حریم خصوصی ایجاد کند، معاملات به صورت پیش‌فرض ناشناس هستند، یعنی مستقیماً به هویت واقعی شما مرتبط نیستند.·       دَپ‌ها از روز اول به گونه‌ای طراحی شده‌اند که جهانی باشند — چه در تگزاس باشید چه در تانزانیا، به همان خدمات و شبکه‌های DeFi دسترسی دارید. البته، ممکن است قوانین محلی اعمال شوند اما، از نظر فنی، بیشتر اپلیکیشن‌های DeFi برای هر کسی با اتصال اینترنتی در دسترس هستند.·       “بدون اجازه” برای ایجاد، “بدون اجازه” برای شرکت کردن — هر کسی می‌تواند اپلیکیشن‌های DeFi بسازد و از آن‌ها استفاده کند. بر خلاف مالی امروزی، هیچ دروازه‌بان یا حساب‌هایی با فرم‌های طولانی وجود ندارد. کاربران مستقیماً با قراردادهای هوشمند از طریق کیف پول‌های رمزنگاری خود ارتباط برقرار می‌کنند. ·       تجربه کاربری انعطاف‌پذیر — از رابط کاربری یک دَپ خاصی خوشتان نمی‌آید؟ مشکلی نیست — می‌توانید از یک رابط طرف ثالث استفاده کنید، یا خودتان یکی بسازید. قراردادهای هوشمند مانند یک API باز هستند که هر کسی می‌تواند یک اپلیکیشن برای آن بسازد.·       قابلیت تعامل — اپلیکیشن‌های جدید DeFi می‌توانند با ترکیب کردن محصولات دیگر DeFi مانند قطعات لگو ساخته یا ترکیب شوند — به عنوان مثال، استیبل‌کوین‌ها، مبادلات غیرمتمرکز، و بازارهای پیش‌بینی می‌توانند ترکیب شوند تا محصولات کاملاً جدیدی شکل بگیرند.DeFi اکنون یکی از سریع‌ترین بخش‌های در حال رشد در حوزه کریپتو است. ناظران صنعت با یک معیار جدید منحصر به فرد — &quot;ETH قفل شده در DeFi&quot; — پیشرفت را اندازه‌گیری می‌کنند. در زمان نوشتن، کاربران بیش از 600 میلیون دلار ارزش کریپتو را در این قراردادهای هوشمند سپرده‌گذاری کرده‌اند.علاقه‌مند شده‌اید؟ بیایید نگاهی دقیق‌تر به تنها چند مورد از دَپ‌های محبوب DeFi که امروز می‌توانید امتحان کنید بیندازیم. برای اتصال به این دَپ‌ها به یک کیف پول رمزنگاری با مرورگر داخلی دَپ نیاز دارید (مانند Coinbase Wallet). همچنین می‌توانید از بیشتر این دَپ‌ها روی دسکتاپ با انتخاب گزینه Coinbase Wallet و اسکن کردن یک کد QR استفاده کنید. روزهای اولیه برای دَپ‌ها است، بنابراین کاربران DeFi باید تحقیقات خود را در مورد محصولات و خدمات جدید انجام دهند. مانند هر کد کامپیوتری، قراردادهای هوشمند می‌توانند هم به خطاهای برنامه‌نویسی ناخواسته و هم به حملات خرابکارانه آسیب‌پذیر باشند. استیبل‌کوین و بانک ذخیره غیرمتمرکز: MakerDAOمیکر یک پروژه استیبل‌کوین است که در آن هر استیبل‌کوین (که DAI نامیده می‌شود) به دلار آمریکا متصل شده و توسط وثیقه به شکل کریپتو پشتیبانی می‌شود. استیبل‌کوین‌ها قابلیت برنامه‌ریزی کریپتو را بدون معایب نوسانی که در ارزهای دیجیتال &quot;سنتی&quot; مانند بیت‌کوین یا اتریوم می‌بینید، ارائه می‌دهند. شما می‌توانید امتحان کنید که خودتان یک استیبل‌کوین DAI در دَپ Maker Oasis بسازید. اما میکر فقط یک پروژه استیبل‌کوین نیست – بلکه به دنبال این است که یک بانک ذخیره غیرمتمرکز باشد. افرادی که یک توکن جداگانه اما مرتبط، MKR، را نگهداری می‌کنند، می‌توانند در تصمیمات مهمی مانند هزینه پایداری (مشابه نحوه رأی‌گیری کمیته بازار باز فدرال رزرو برای نرخ وجوه فدرال) رأی دهند. یک استیبل‌کوین دیگر با معماری متفاوت، USD Coin (USDC) است، که هر توکن USDC توسط یک دلار آمریکا که در یک حساب بانکی مورد حسابرسی نگهداری می‌شود، پشتیبانی می‌گردد. قرض دادن و قرض گرفتن: CompoundCompound یک دَپ مبتنی بر بلاک‌چین برای قرض دادن و گرفتن است — شما می‌توانید کریپتوی خود را قرض دهید و بهره بر روی آن کسب کنید. یا شاید به پول نیاز دارید تا اجاره خانه را پرداخت کنید یا خرید مواد غذایی انجام دهید، اما سرمایه‌تان در سرمایه‌گذاری‌های کریپتویی شما بسته شده است؟ می‌توانید کریپتوی خود را به عنوان وثیقه در قرارداد هوشمند Compound سپرده‌گذاری کنید و علیه آن وام بگیرید. قرارداد Compound به صورت خودکار وام‌گیرندگان و وام‌دهندگان را با یکدیگر تطبیق می‌دهد و نرخ بهره را بر اساس عرضه و تقاضا به صورت پویا تنظیم می‌کند. دیگر دَپ‌های محبوب قرض دادن/گرفتن عبارتند از Aave و dYdX. مجمع‌کنندگانی مانند LoanScan، نرخ‌های بهره قرض دادن/گرفتن را در میان دَپ‌های مختلف پیگیری می‌کنند، بنابراین می‌توانید برای یافتن بهترین نرخ‌ها جستجو کنید. تبادل توکن خودکار: UniswapUniswap یک صرافی ارز دیجیتال است که کاملاً بر روی قراردادهای هوشمند اجرا می‌شود، به شما امکان می‌دهد توکن‌های محبوب را مستقیماً از کیف پول خود معامله کنید. این با صرافی‌هایی مانند Coinbase متفاوت است که کریپتوی شما را نگهداری می‌کنند و کلیدهای خصوصی شما را برای حفظ امنیت نگه می‌دارند. Uniswap از یک مکانیزم نوآورانه به نام ساخت بازار خودکار استفاده می‌کند تا معاملات را نزدیک به قیمت بازار به صورت خودکار تسویه کند. علاوه بر معامله، هر کاربر می‌تواند با ارائه کریپتو به قرارداد Uniswap و دریافت سهمی از کارمزدهای مبادله، به عنوان یک تأمین‌کننده نقدینگی عمل کند. این را &quot;استخر کردن&quot; می‌نامند. سایر پلتفرم‌های محبوب مبادله غیرمتمرکز (DEXها) شامل 0x، AirSwap، Bancor، Kyber، IDEX، Paradex و Radar Relay می‌باشند. همه آن‌ها معماری‌های کمی متفاوتی دارند. بازارهای پیش‌بینی: AugurAugur یک پروتکل بازار پیش‌بینی غیرمتمرکز است. با Augur، شما می‌توانید در مورد نتایج رویدادها رأی دهید، به جز اینکه با اتصال یک ارزش به رأی خود، &#039;پوست در بازی&#039; قرار می‌دهید. پلتفرم‌های بازار پیش‌بینی مانند Augur و Guesser نوپا هستند، اما نمایی از آینده‌ای را ارائه می‌دهند که در آن کاربران می‌توانند با استفاده از خرد جمعی، پیش‌بینی‌های بهتری انجام دهند. دارایی‌های مصنوعی: SynthetixSynthetix یک پلتفرم است که به کاربران اجازه می‌دهد نسخه‌های مصنوعی از دارایی‌هایی مانند طلا، نقره، کریپتوکارنسی‌ها و ارزهای سنتی مانند یورو را بسازند و مبادله کنند. این دارایی‌های مصنوعی توسط وثیقه اضافی که در قراردادهای Synthetix قفل شده است، پشتیبانی می‌شوند. بازی‌های پس‌انداز بدون زیان: PoolTogetherقابلیت ترکیب‌پذیری DeFi خود را به امکانات بی‌نهایت جدیدی ارائه می‌دهد. PoolTogether یک بازی بدون زیان است که در آن شرکت‌کنندگان استیبل‌کوین DAI را در یک قاب مشترک سپرده‌گذاری می‌کنند. در پایان هر ماه، یک شرکت‌کننده خوش‌شانس تمام بهره به دست آمده را برنده می‌شود، و همه نیز سپرده‌های اولیه خود را پس می‌گیرند. پس بعدی برای DeFi چیست؟پول و مالی از زمان طلوع تمدن بشری به شکلی یا شکل دیگری وجود داشته‌اند. کریپتو تنها آخرین نماد دیجیتالی آن است. در سال‌های آینده، ممکن است شاهد بازسازی هر خدمت مالی که امروزه در سیستم فیات استفاده می‌کنیم برای اکوسیستم کریپتو باشیم. ما از قبل شاهد صدور و مبادله دارایی، قرض دادن و گرفتن، نگهداری، و مشتقات ساخته شده برای کریپتو بوده‌ایم. بعدی چیست؟ نسل اول دَپ‌های DeFi به شدت به وثیقه به عنوان یک اقدام احتیاطی تکیه می‌کنند. یعنی شما باید از قبل کریپتو داشته باشید و آن را به عنوان وثیقه ارائه دهید تا بتوانید بیشتر کریپتو قرض بگیرید. قرض گرفتن و قرض دادن سنتی بدون وثیقه باید به یک سیستم هویتی تکیه کند، به طوری که وام‌گیرندگان بتوانند اعتبار خود را ایجاد کرده و قدرت قرض گرفتن خود را افزایش دهند، مشابه با امروزه SSN و امتیازات FICO. با این حال، بر خلاف سیستم‌های هویت و اعتبار امروزی، یک هویت غیرمتمرکز باید هم جهانی و هم حفظ حریم خصوصی باشد. ما همچنین نوآوری‌هایی در حوزه بیمه می‌بینیم. بسیاری از وام‌های DeFi امروزه بیش از حد وثیقه‌دار هستند (به این معنا که وام‌ها به دلیل داشتن بالشتک بزرگی از دارایی‌های نگهداری شده در ذخیره، به ظاهر ایمن به نظر می‌رسند). اما قوی سیاه برای DeFi آسیب‌پذیری‌های قرارداد هوشمند است. اگر یک هکر باگی را در کد منبع باز یک دَپ پیدا کرده و آن را مورد بهره‌برداری قرار دهد، میلیون‌ها دلار می‌تواند در یک لحظه تخلیه شود. تیم‌هایی مانند Nexus Mutual در حال ساخت بیمه غیرمتمرکزی هستند که در صورت هک شدن قراردادهای هوشمند، کاربران را کامل می‌کند. یک روند دیگری که ما مشاهده می‌کنیم بهبود تجربه کاربری است. نسل اول دَپ‌ها توسط علاقه‌مندان بلاک‌چین برای علاقه‌مندان بلاک‌چین ساخته شد. این دَپ‌ها کار عالی در نمایش امکانات جدید و هیجان‌انگیز DeFi انجام دادند، اما کاربرپسندی آن‌ها چیزی برای تمایل باقی گذاشت. آخرین نسخه‌های اپلیکیشن‌های DeFi در حال اولویت‌بندی طراحی و سهولت استفاده هستند تا مالی باز را به مخاطب گسترده‌تری برسانند. در آینده، ما انتظار داریم که کیف پول‌های کریپتو به پورتال تمام فعالیت‌های دارایی دیجیتال شما تبدیل شوند، دقیقاً مانند اینکه امروزه مرورگر اینترنتی شما پورتال به اخبار و اطلاعات جهان است. تصور کنید یک داشبورد که به شما نه تنها نشان می‌دهد که چه دارایی‌هایی دارید، بلکه چقدر در پروتکل‌های مالی باز مختلف قفل شده است– وام‌ها، استخرها و قراردادهای بیمه. در سراسر اکوسیستم DeFi، ما همچنین شاهد حرکت به سمت غیرمتمرکز کردن حکمرانی و تصمیم‌گیری هستیم. با وجود کلمه &quot;غیرمتمرکز&quot; در DeFi، بسیاری از پروژه‌های امروزی کلیدهای اصلی برای توسعه‌دهندگان برای خاموش یا غیرفعال کردن دَپ‌ها دارند. این کار برای اجازه به‌روزرسانی‌های آسان و فراهم کردن یک شیر اضطراری خاموش در صورت کد باگ‌دار انجام شد. با این حال، به مرور که کد بیشتر آزمایش می‌شود، ما انتظار داریم که توسعه‌دهندگان این دسترسی‌های پشتی را کنار بگذارند. جامعه DeFi با روش‌هایی برای اجازه دادن به ذی‌نفعان برای رأی دادن در تصمیمات، از جمله از طریق استفاده از سازمان‌های خودکار غیرمتمرکز مبتنی بر بلاک‌چین (DAOها)، آزمایش می‌کند. یک اتفاق جادویی در سیستم مالی باز در حال رخ دادن است — کریپتو در حال آوردن پول به دنیای آنلاین است، و ما شاهد یک پرش کوانتومی در زمینه امکانات پول هستیم. این یک فرصت نادر است که ببینیم یک صنعت کاملاً جدید از صفر شکوفا می‌شود. فضای DeFi ابتدا به دنبال به دست آوردن جایگاه صنعت خدمات مالی امروزی خواهد بود. اما با گذشت زمان، حتی تصور کردن نوآوری‌هایی که خواهند آمد، وقتی قدرت ساخت خدمات مالی به هر کسی که می‌تواند کد بنویسد دموکراتیک شود، دشوار است.منبع:  Coinbase — A Beginner’s Guide to Decentralized Finance (DeFi)، منتشرشده در وبلاگ Coinbase توسط Sid Coelho-Prabhu.</description>
                <category>محمد مهدی مهرآئین</category>
                <author>محمد مهدی مهرآئین</author>
                <pubDate>Fri, 29 Aug 2025 23:54:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه 0x برای سه‌ماهه سوم ۲۰۲۳</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmahdimehraeen/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-0x-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B3-kyjdxng1kmu1</link>
                <description>این متن ترجمه‌ای غیررسمی از گزارش Messari است و صرفاً جهت دسترسی فارسی‌زبانان منتشر می‌شود. نسخه اصلی متعلق به Messari می‌باشد.مهم‌ترین بینش‌ها·       در سه‌ماهه سوم ۲۰۲۳، ۰x سطح بی‌سابقه‌ای از ادغام روزانه برنامه‌ها را تجربه کرد که به ۸۰ رسید (افزایش ۱۴% نسبت به سه‌ماهه قبل). همچنین بیشترین سهم از معاملات RFQ (کم هزینه‌تر/کارآمدتر) را نسبت به کل معاملات انجام شده داشت که ۷۱% بود (افزایش ۲۵% نسبت به سه‌ماهه قبل).·       در مقایسه با رقبای خود، ۰x پایین‌ترین سطح میانگین روزانه نرخ شکست معاملات (نرخ بازگشت) را با ۴.۴% داشت (کاهش ۴.۶% نسبت به سه‌ماهه قبل)، در حالی که حجم معاملات و تعداد میانگین روزانه معامله‌گران منحصر به فرد به ترتیب ۳۳% و ۲% کاهش یافت.·       ۰x در سه‌ماهه سوم، به طور میانگین بیش از ۱۰,۰۰۰ کاربر منحصر به فرد در روز داشت، در حالی که نزدیک‌ترین رقیب آن کمتر از ۷,۶۰۰ کاربر داشت.·       Polygon و BNB Smart Chain (BSC) همچنان در سه‌ماهه سوم، بیش از Ethereum در معاملات ۰x نقش داشتند، به ترتیب ۳۰% و ۲۵% از کل معاملات را به خود اختصاص دادند. در همان زمان، Ethereum همچنان بیشترین سهم حجم را با ۸۱% در دست داشت.·       در سه‌ماهه سوم، ۰x پشتیبانی خود از منابع نقدینگی را به بیش از ۱۰۰ افزایش داد، در حالی که پشتیبانی از Base را در API تعویض خود اضافه کرد. همچنین، در Robinhood و Portal ادغام شد.   مقدمه‌ای در مورد ۰x۰x مجموعه‌ای یکپارچه از API‌های زیرساخت مالی غیرمتمرکز (DeFi) است که به توسعه‌دهندگان و تیم‌ها امکان می‌دهد تا محصولات مالی را بر روی ریل‌های رمزنگاری بسازند. API‌های ۰x بیش از ۶۰ میلیون معامله و حجمی به ارزش ۱۳۳ میلیارد دلار را از بیش از ۷ میلیون کاربری که در برنامه‌هایی مانند کیف پول Coinbase، کیف پول Robinhood، MetaMask، Zerion، Zapper و غیره معامله می‌کنند، پردازش کرده است. از طریق API‌های ۰x (مسیریابی خارج از زنجیره) و پروتکل ۰x (تسویه درون زنجیره از طریق یک پروتکل منبع باز)، ۰x ارتباط بین سازندگان و خریداران را برای تسهیل معامله دارایی‌های دیجیتال فراهم می‌کند. در حالی که خریداران نیازمند نقدینگی دارایی‌های دیجیتال در ۰x هستند، سازندگان طرف‌هایی هستند که این نقدینگی را تأمین می‌کنند. سازندگان درون زنجیره شامل AMM‌ها و DEX‌ها می‌باشند، در حالی که سازندگان خارج از زنجیره بازارسازان حرفه‌ای هستند که نقدینگی درخواست برای نقل قول (RFQ) را برای ۰x فراهم می‌کنند. محصول پرچم‌دار ۰x، API تعویض، به توسعه‌دهندگان امکان می‌دهد تا بهترین قیمت اجرا شده را مستقیماً در برنامه‌های خود به کاربران ارائه دهند. این کار را با تجمیع نقدینگی از بیش از ۱۰۰ منبع، از جمله مبادلات غیرمتمرکز (DEX‌ها) و بازارسازان خصوصی از طریق RFQ ۰x و مسیریابی سفارش هوشمند اختصاصی خود انجام می‌دهد. بهترین قیمت اجرا شده با قیمت نقل شده متفاوت است، زیرا بهترین نرخ زمانی است که معامله محقق می‌شود، در مقابل نرخ نقل شده که ممکن است به دلیل لغزش قیمت دچار تغییر شود. API تعویض در نه بلاک چین سازگار با EVM از جمله Ethereum، BNB Smart Chain (BSC)، Polygon، Avalanche، Optimism، Fantom، Celo، Arbitrum و Base در دسترس است. پلتفرم ۰x همچنین شامل داشبورد ۰x است، یک ابزار تجربه توسعه‌دهنده با کلیدهای API فوری، تحلیل‌ها و کنترل‌های درآمدزایی؛ API انتقال تراکنش، که به توسعه‌دهندگان امکان می‌دهد تا تجربه کاربری را برای کاهش افت در فرآیند معامله بهبود بخشند (در حال حاضر در بتا در Ethereum و Polygon)؛ و API دفتر سفارشات، که به توسعه‌دهندگان امکان می‌دهد تا سفارشات محدود را به برنامه‌های DeFi خود اضافه کنند (در دسترس در Ethereum، Polygon و BSC). محصولات ۰x از زمان راه‌اندازی آن در سال ۲۰۱۷، پشت صحنه فرآیندهای بسیاری از DeFi را تأمین کرده‌اند و همچنان با ویژگی‌ها و بهبودهای جدید به‌روزرسانی می‌شوند. شاخص‌های کلیدیتحلیل عملکردحجم و معاملاتحجم خدمات ارائه شده توسط API‌های ۰x در سه‌ماهه سوم، ۳۳% کاهش یافته است، از ۴ میلیارد دلار به ۲.۷ میلیارد دلار. بزرگترین کاهش‌ها در تکمیل سفارشات از Uniswap (۴۹%-)، ۰x RFQ (۲۸%-)، و سایر AMM‌ها (۱۹%-) بوده است. با این حال، سهم حجم نسبت داده شده به تکمیل AMM از ۴۶% به ۵۵% در سه‌ماهه به سه‌ماهه افزایش یافته است. اضافه شدن مداوم منابع نقدینگی جدید ممکن است منجر به افزایش بیشتر حجم شود وقتی فعالیت بازار به رمزنگاری بازگردد، حتی در مقایسه با سه‌ماهه‌های پیشین که عملکرد خوبی داشتند.با وجود سلطه Ethereum در سهم حجم ۰x (۸۱%)، این بلاک‌چین اکثر فعالیت‌های معاملاتی را در پروتکل راهبری نمی‌کند. در عوض، بیشتر معاملات ۰x در Polygon (۳۰%) و BNB Smart Chain (۲۵%) رخ می‌دهد، در حالی که Ethereum حدود ۱۷% می‌چرخد. هرچند Polygon و BSC بیشترین معاملات را در این سه‌ماهه داشتند، اما درصد سهم خود را از دست دادند زیرا Optimism سهم خود را ۶% در سه‌ماهه به سه‌ماهه افزایش داد، از ۸% به ۱۴%. Optimism همچنین از Arbitrum پیشی گرفت که سهم خود را از ۱۰% به ۸% در سه‌ماهه سوم کاهش داد. در مورد حجم، Optimism تنها ۰.۷% در سه‌ماهه سوم افزود، به ۲.۷% از کل حجم ۰x رسید. Arbirtrum بزرگترین حرکت در سهم حجم را در سه‌ماهه به سه‌ماهه داشت، از ۱۱% به ۷% کاهش یافت. توزیع سهم معاملات و حجم ۰x نشان می‌دهد که معامله‌گران با حجم بالا هنوز در Ethereum متمرکز هستند.برای دومین سه‌ماهه متوالی، ۰x به طور میانگین بیش از ۱۰,۰۰۰ معامله‌گر منحصر به فرد روزانه جذب کرد، و از رقبای خود در زمینه تجمیع‌کننده‌های DEX و ارائه‌دهندگان نقدینگی پیشی گرفت. در سه‌ماهه دوم، بیشتر بازار شاهد رشد در تعداد معامله‌گران منحصر به فرد روزانه بود. ParaSwap ۲۳% افزایش داشت، سایر پروتکل‌ها ۳۱% جهش کردند، و ۰x با ۷۱% افزایش یافت. با این حال، در سه‌ماهه سوم، کل بازار شاهد کاهش ۵% در تعداد معامله‌گران منحصر به فرد روزانه بود، با این حال ۰x تنها ۲% در سه‌ماهه به سه‌ماهه کاهش یافت. توسعه‌های مداوم و افزایش ادغام‌های ۰x آن را در موقعیت خوبی برای جذب کاربران بیشتر در آینده قرار می‌دهد. معاملات RFQدر ۰x، نقدینگی خارج از زنجیره از بازارسازان حرفه‌ای از طریق سیستم درخواست برای نقل قول (RFQ) تأمین می‌شود. سیستم RFQ به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا نقل قول‌های لحظه‌ای را از بازارسازان درخواست کنند. با استفاده از سیستم RFQ، معامله‌گران می‌توانند از لغزش قیمت جلوگیری کنند، خطر حملات MEV را کاهش دهند و اطمینان حاصل کنند که اجرای معامله بهینه‌سازی شده است. RFQ در جفت‌های غیر-ثابت بهترین عملکرد را دارد، از جمله برخی از پرمعامله‌ترین جفت‌ها مانند USDC-WETH، USDT-WETH، USDC-WBTC، WBTC-WETH و DAI-WETH. در طول سال گذشته، معاملات RFQ به تسلط بر فعالیت‌های ۰x در جفت‌هایی که در دسترس هستند رسیده‌اند، از ۲۹% در سه‌ماهه سوم ۲۰۲۲ به ۷۱% در سه‌ماهه سوم ۲۰۲۳ افزایش یافته است. این نشان‌دهنده چهار سه‌ماهه متوالی رشد است. در هر شرایط بازاری، کاربران برای معاملاتی که اقتصادی‌تر هستند و از خطرات لغزش قیمت/MEV اجتناب می‌کنند، ترجیح خواهند داد.ادغام برنامه‌هاادغام برنامه‌های API‌های ۰x از سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۲ به بعد همچنان در حال رشد است. در سه‌ماهه دوم، تعداد برنامه‌هایی که از ۰x استفاده می‌کنند ۳۲% افزایش یافت و در سه‌ماهه سوم، دوباره افزایش یافت - این بار ۱۴%، به ۸۰ ادغام رسید. با وجود افزایش در ادغام‌ها، میانگین معاملات روزانه ۱۸% کاهش یافت، که نشان‌دهنده رکود در استفاده عمومی از رمزنگاری است. اگر رمزنگاری به بهبود در شرایط بازار مطلوب ادامه دهد، ۰x آماده خواهد بود تا فعالیت و استفاده را هنگامی که در برنامه‌های بیشتری ادغام می‌شود، به خود جلب کند. تحلیل کیفی۰x سه‌ماهه سوم پرباری داشت، زیرا طی این سه‌ماهه توسعه‌های جدیدی را عرضه کرد - هم برای پروتکل اصلی خود و هم برای Matcha، یک تجمیع‌کننده DEX که توسط ۰x توسعه یافته است. توسعه‌ها و ادغام‌ها·       API تعویض ۰x منابع نقدینگی پشتیبانی شده را به بیش از ۱۰۰ افزایش داد. به طور قابل توجهی، Maverick، یک AMM کارآمد، و هشت منبع نقدینگی دیگر در سه‌ماهه سوم اضافه شدند.·       API تعویض ۰x پشتیبانی از Base را اضافه کرد.·       Robinhood API انتقال TX را برای ارائه تعویض درون برنامه‌ای به کاربران ادغام کرد.·       Portal، یک شرکت زیرساخت UX برای Web3، API تعویض ۰x را در SDK خود پیاده‌سازی کرد، که به توسعه‌دهندگان امکان می‌دهد تعویض توکن درون برنامه‌ای را راه‌اندازی کنند.·       ۰x برنامه‌های پرداختی برای API تعویض ۰x راه‌اندازی کرد. این امر به ۰x یک شکل قابل اعتماد درآمد را می‌دهد در حالی که ادامه به رشد، افزودن ویژگی‌های جدید و ارتقاء ابزارهای موجود دارد. توسعه‌های Matcha • از توسعه‌های ۰x مانند افزایش منابع نقدینگی و اضافه کردن Base بهره‌مند شد. • پوشش توکن از ۱۱,۰۰۰ به ۴.۷ میلیون افزایش یافت. • بهبودهای UX مانند تأییدیه‌های توکن بدون هزینه گاز، نمایش چند زنجیره‌ای برای توکن‌های پشتیبانی شده، و رابط‌های بازطراحی شده. • ارتقاء سفارشات محدود شامل پشتیبانی از تنظیمات درصد ثابت برای سفارشات، تعیین مقدار دقیق سفارش، تکرار سفارشات گذشته، و لغو چندین سفارش به طور همزمان (که هزینه گاز دارد). • راه‌اندازی حالت تراکنش خودکار Matcha، که خطر MEV را کاهش می‌دهد، هزینه‌های گاز را برای ورود به بلاک به صورت پویا تنظیم می‌کند، هزینه‌های گاز را حذف می‌کند، و سفارشات را در کتاب RFQ یکپارچه می‌سازد. اتهامات CFTC به ZeroEx Inc. به مبلغ ۲۰۰,۰۰۰ دلارکمیسیون تجارت آتی کالا (CFTC) در سپتامبر ۲۰۲۳، دستوری علیه ZeroEx Inc. (۰x) صادر کرد و این شرکت را به دلیل تسهیل معاملات کالای خرده‌فروشی با اهرم و حاشیه در دارایی‌های دیجیتال به مبلغ ۲۰۰,۰۰۰ دلار جریمه کرد. از طریق Matcha، کاربران از ایالات متحده در حال معامله این دارایی‌ها بودند که منجر به صدور دستور CFTC شد. دارایی‌های مورد بحث، تقریباً قراردادهای ۲:۱ با اهرم را برای دارایی‌های دیجیتالی مانند ETH و BTC فراهم می‌کردند. CFTC معاملات این دارایی‌ها را به عنوان معاملات کالای خرده‌فروشی با اهرم یا حاشیه طبقه‌بندی کرد که نقض قانون مبادله کالا (CEA) بود. Matcha توضیح داد که معامله این دارایی‌ها کمتر از ۰.۱% از حجم معاملات آن از زمان شروع بوده است. خلاصه پایانی۰x یکی از مستحکم‌ترین و پراستفاده‌ترین تجمیع‌کننده‌های نقدینگی برای DeFi است. این پلتفرم از رقبای خود در تعداد معامله‌گران منحصر به فرد روزانه پیشی گرفت و تنها ۴% نرخ بازگشت در سه‌ماهه سوم داشت (در حالی که سایر رقبا بالای ۵% بودند). با وجود کاهش حجم پردازش شده، ۰x ادغام برنامه‌ها را افزایش داد (+۱۴%) و درصد بیشتری از معاملات RFQ را پردازش کرد (+۲۵%) در سه‌ماهه سوم. همچنین، پشتیبانی خود از منابع نقدینگی را به بیش از ۱۰۰ افزایش داد، در حالی که پشتیبانی از Base را در API تعویض خود اضافه کرد. علاوه بر این، ۰x در برنامه‌ها و سیستم‌های قابل توجهی مانند Robinhood و Portal ادغام شد. ۰x همچنان آماده است تا ارزش را در دور بعدی رونق بازار به دست آورد.منبع:  Messari — “0x Q3 2023 Brief”, گزارش فصلی (Quarterly Brief) عملکرد پروتکل 0x در سه‌ماهه سوم ۲۰۲۳.</description>
                <category>محمد مهدی مهرآئین</category>
                <author>محمد مهدی مهرآئین</author>
                <pubDate>Fri, 29 Aug 2025 23:45:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Proof-of-Stake (PoS) vs Delegated Proof-of-Stake (dPoS)</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmahdimehraeen/proof-of-stake-pos-vs-delegated-proof-of-stake-dpos-tsqjkzqybb3l</link>
                <description>خلاصه: • استخراج موجودی (PoS) و استخراج موجودی تفویض شده (dPoS) محبوب‌ترین پروتکل‌های اجماع مبتنی بر سهام‌گذاری هستند. • اجماع تضمین می‌کند که شرکت‌کنندگان در شبکه تراکنش‌ها را بدون نیاز به مقامات مرکزی تأیید کنند. • استخراج شامل تأیید تراکنش‌ها در ازای دریافت پاداش است، در حالی که الگوریتم‌های اجماع امکان تأیید تراکنش‌ها را فراهم می‌کنند. • PoS نیازمند سهام‌گذاری دارایی‌ها برای تبدیل شدن به یک تأییدکننده است، که سهام‌گذاری بیشتر شانس انتخاب شدن را افزایش می‌دهد. • dPoS شامل رأی دادن به نمایندگانی است که تراکنش‌ها را تأیید می‌کنند، که سرعت و قابلیت ارتقاء را به ارمغان می‌آورد. • PoS و dPoS در ایجاد بلوک‌ها (قدرت سهام‌گذاری در مقابل انتخاب دموکراتیک) و حکومت‌داری (سخت‌گیرانه در مقابل دموکراتیک) با هم تفاوت دارند.با توجه به تأکید روزافزون بر قابلیت ارتقاء، بلاکچین‌ها بیش از پیش به سمت مکانیزم‌های مبتنی بر سهام‌گذاری برای تأمین امنیت شبکه‌های خود و دستیابی به اجماع می‌روند. این مدل پس از افزایش نظارت بر بلاکچین‌های PoW و نرخ مصرف بالای انرژی آن‌ها، حتی محبوب‌تر شده است.در حالی که چندین پروتکل اجماع مبتنی بر سهام‌گذاری وجود دارد که توسعه‌دهندگان می‌توانند از بین آن‌ها انتخاب کنند، دو گزینه محبوب‌ترین آن‌ها الگوریتم استخراج موجودی کلاسیک (PoS) و مکانیزم استخراج موجودی تفویض شده (DPoS) هستند. شاید این سوال برای شما پیش آید که کدام یک از این دو مدل قابل اعتمادتر است. این مقاله مروری جامع بر PoS و DPoS به همراه شباهت‌ها و تفاوت‌های آن‌ها ارائه می‌دهد. اجماع و استخراج چیست؟اجماع بلاکچین چیست؟اصل اساسی فناوری بلاکچین، رویکرد غیرمتمرکز به حسابداری را در اولویت قرار می‌دهد. این مفهوم تضمین می‌کند که هر شرکت‌کننده یا گره‌ای از شبکه می‌تواند به یک نسخه از دفتر الکترونیکی (بلاکچین) دسترسی داشته باشد و صحت محتوای آن را به طور زنده تأیید کند.این مدل موجب حذف مراجع مرکزی مانند بانک‌ها می‌شود به گونه‌ای که شرکت‌کنندگان یا گره‌های شبکه به صورت جمعی تأیید می‌کنند که داده‌های وارد شده در بلاکچین معتبر هستند. و برای این کار، شبکه باید وسیله‌ای برای هماهنگ کردن تمام نسخه‌های دفتر موجود نزد اعضای جداگانه را در بر بگیرد. تنها پس از آن است که اجماع حاصل می‌شود.به عبارت دیگر، اجماع تضمین می‌کند که تمام شرکت‌کنندگان شبکه موافق هستند که ورودی‌های جدید یا تراکنش‌های دفتر بلاکچین، موارد قدیمی را نامعتبر نمی‌کنند.بر اساس این تعریف، می‌توان مکانیزم‌های اجماع را به عنوان پروتکل‌هایی تعریف کرد که به شرکت‌کنندگان شبکه امکان می‌دهند تا تراکنش‌ها را بدون نیاز به ورودی مراجع مرکزی تأیید کنند.استخراج چیست؟شما موافقید که کمی سخت است مردم را ترغیب کنیم تا مسئولیت امنیت یک شبکه را بدون قرار دادن یک سیستم پاداش بر عهده بگیرند. به همین دلیل است که بلاکچین‌ها تقریباً همیشه اقتصاد مبتنی بر انگیزه را در اطراف پروتکل‌های اجماع خود وارد می‌کنند. چنین سیستمی کاربر معمولی یک شبکه بلاکچین را به تأیید تراکنش‌ها ترغیب می‌کند. در ازای کمک به امنیت شبکه، تأییدکنندگان معمولاً پاداش‌هایی را که به ارز رمزنگاری شده بومی بلاکچین مربوط است، دریافت می‌کنند.به زبان ساده، فرایند تأیید تراکنش‌ها برای به دست آوردن ارز رمزنگاری، استخراج نامیده می‌شود. شرکت‌کنندگانی که با موفقیت دسته‌های جدیدی از تراکنش‌ها را اضافه می‌کنند، با ارزهای رمزنگاری جدیداً چاپ شده و هزینه‌های تراکنش پرداخت می‌شوند. انواع مختلف الگوریتم‌های اجماعشایان ذکر است که چندین پروتکل به طور خاص برای فعال کردن اجماع بلاکچین طراحی شده‌اند. موارد زیر برخی از گزینه‌های محبوب هستند: • استخراج موجودی (Proof-of-Work) • استخراج موجودی (Proof-of-Stake) • استخراج موجودی تفویض شده (Delegated Proof-of-Stake) • استخراج موجودی انتخاب شده (Nominated Proof-of-Stake) • استخراج موجودی مقام (Proof-of-Authority) • استخراج موجودی زمان (Proof-of-Time) • استخراج موجودی تأیید (Proof-of-Validation) تمام مکانیزم‌های اجماع فوق دارای یک ویژگی مشابه هستند که در آن‌ها به دنبال فعال کردن یک سیستم تأیید تراکنش هستند که توسط شرکت‌کنندگان یک شبکه اداره می‌شود. با این حال، آنچه آن‌ها را از هم متمایز می‌کند، روشی است که آن‌ها برای برقراری اجماع و انتخاب تأییدکنندگان به کار می‌برند. به عنوان مثال، مکانیزم استخراج موجودی (Proof-of-Work) نیاز دارد که تأییدکنندگان بالقوه قدرت محاسباتی خود را به شبکه اختصاص دهند.از طرف دیگر، استخراج موجودی (Proof-of-Stake) اجازه می‌دهد تأییدکنندگان بر اساس تمایلشان برای قفل کردن مقداری ارز رمزنگاری در بلاکچین انتخاب شوند. چرا بلاکچین به مکانیزم‌های اجماع نیاز داردهمانطور که پیشتر اشاره شد، پروتکل‌های اجماع سیستم‌های غیرمتمرکزی برای تأیید داده‌های وارد شده به دفترهای بلاکچین فعال می‌کنند. آن‌ها اطمینان می‌دهند که بلاکچین‌ها به مراجع مرکزی وابسته نباشند. به جای آن، آن‌ها اطمینان می‌دهند که شرکت‌کنندگان شبکه، به دلیل گنجاندن پروتکل‌های اجماع، می‌توانند نقش‌های مهمی در فرایند تأیید ایفا کنند. پروتکل‌های اجماع، سیستم‌هایی را برای انتخاب تصادفی تأییدکنندگان مسئول اضافه کردن تراکنش‌های جدید به بلاکچین پیاده‌سازی و مدیریت می‌کنند. همچنین، این پروتکل‌ها شرکت‌کنندگان را تشویق می‌کنند تا با اهداف کلی بلاکچین همکاری کنند. بنابراین، فعالیت‌هایی که به امنیت اکوسیستم کمک می‌کنند، پاداش داده می‌شوند. از طرف دیگر، برخی از پروتکل‌های اجماع، تأییدکنندگان را برای خاموشی‌ها یا فعالیت‌های مخرب جریمه می‌کنند. استخراج موجودی (PoS) چیست؟همانطور که پیشتر ذکر شد، پروتکل استخراج موجودی (PoW)، که اولین نوع الگوریتم اجماع ایجاد شده است، نیاز دارد که چندین گره دستگاه‌های استخراج قدرتمندی را راه‌اندازی کنند تا شانسی برای تبدیل شدن به یک تأییدکننده داشته باشند. طبق شاخص مصرف انرژی بیت کوین دیجیکونومیست، میانگین هر تراکنش بیت کوین ۷۰۴.۷۵ کیلووات ساعت برق مصرف می‌کند - معادل نرخ مصرف انرژی یک خانواده متوسط در ایالات متحده برای تقریباً ۲۴.۱۶ روز. بنابراین، نیاز به جایگزین‌های کم مصرف‌تر برای PoW، مکانیزم استخراج موجودی (Proof-of-Stake) را پدید آورد. برخلاف PoW، استخراج موجودی نیاز دارد که کاربران دارایی‌های خاصی از ارزهای رمزنگاری را سهام‌گذاری کنند تا تعهد خود را برای تبدیل شدن به تأییدکنندگان نشان دهند. در واقع، تأییدکنندگان بالقوه باید دارایی‌های خود را در بلاکچین به عنوان نشانی از تعهد خود به سلامت شبکه قفل کنند. کل ایده بر این فرضیه استوار است که برای شرکت‌کنندگان غیرمنطقی خواهد بود که اعتبار شبکه را به خطر بیندازند اگر پول آن‌ها در خطر باشد. مکانیزم PoS به طور تصادفی تأییدکنندگان را از میان استخر سهام‌داران انتخاب می‌کند. به این فکر کنید که گویی یک سیستم انتخاب بر اساس قرعه‌کشی است که در آن برنده خوش‌شانس می‌تواند دسته‌های جدیدی از تراکنش‌ها را به بلاکچین اضافه کند. هر بار که یک بلوک جدید از تراکنش‌ها اضافه می‌شود، قرعه‌کشی دوباره شروع می‌شود تا تأییدکننده بعدی را انتخاب کند. توجه داشته باشید که شانس تبدیل شدن به یک تأییدکننده با افزایش تعداد سکه‌های سهام‌گذاری شده افزایش می‌یابد. به عبارت دیگر، گره‌هایی با سهام‌های بیشتر (تعداد توکن‌های قفل شده در بلاکچین) تمایل بیشتری برای انتخاب شدن به عنوان تأییدکنندگان دارند. عامل دیگری که بر فرآیند انتخاب تأثیر می‌گذارد، مدت زمان سهام‌گذاری است. علاوه بر این، تأییدکنندگان موفق پاداش‌هایی به صورت سکه‌های تازه چاپ شده مربوط به شبکه PoS دریافت می‌کنند. این علاوه بر هزینه‌های تراکنش است. جزئیات مهم دیگری در مورد PoS این است که این مکانیزم با اعمال جریمه‌ها به منظور دلسرد کردن اقدامات مخرب، وضع شده است. متخلفان - تأییدکنندگانی که در انجام وظیفه خود شکست می‌خورند یا تراکنش‌های نامعتبری را اضافه می‌کنند - خطر از دست دادن بخشی یا تمام سرمایه‌های سهام‌گذاری شده خود را دارند. متخلفان حتی پس از از دست دادن سهام‌های خود ممکن است ممنوعیت دریافت کنند. یک مثال از بلاکچینی که از مکانیزم PoS استفاده می‌کند، اتریوم است. مزایا و معایب استخراج موجودی (Proof-of-Stake)مزایامزایای مکانیزم اجماع PoS عبارتند از: • PoS بهبود قابل توجهی از نظر مصرف انرژی در مقایسه با الگوریتم استخراج موجودی (Proof-of-Work) ارائه می‌دهد. فرآیند تأیید مبتنی بر سهام‌گذاری در بلاکچین‌های PoS آن‌ها را بسیار کارآمدتر از نظر انرژی نسبت به شبکه‌های PoW می‌سازد. • مکانیزم اجماع PoS یک اقتصادی ایجاد می‌کند که تأییدکنندگان را تشویق یا تنبیه می‌کند. این سیستم، تا حد زیادی، از وقوع تقلب و بی‌توجهی از سوی تأییدکنندگان جلوگیری می‌کند.• از آنجا که نیازهای محاسباتی برای سهام‌گذاری به اندازه مکانیزم PoW فنی نیستند، تعداد بیشتری از کاربران بلاکچین می‌توانند در فرآیند تأیید شرکت کنند. با توجه به تعریف ما از اجماع، هرچه تعداد بیشتری از افراد در حفظ امنیت شبکه شرکت کنند، بلاکچین غیرمتمرکزتر می‌شود. بنابراین، سهام‌گذاری مدلی فراگیرتر نسبت به مکانیزم استخراج در اکوسیستم‌های مبتنی بر PoW است.  • مکانیزم اجماع PoS یک اقتصادی ایجاد می‌کند که تأییدکنندگان را تشویق یا تنبیه می‌کند.این سیستم، تا حد زیادی، از وقوع تقلب و بی‌توجهی از سوی تأییدکنندگان جلوگیری می‌کند. • از آنجا که نیازهای محاسباتی برای سهام‌گذاری به اندازه مکانیزم PoW فنی نیستند، تعداد بیشتری از کاربران بلاکچین می‌توانند در فرآیند تأیید شرکت کنند. با توجه به تعریف ما از اجماع، هرچه تعداد بیشتری از افراد در حفظ امنیت شبکه شرکت کنند، بلاکچین غیرمتمرکزتر می‌شود. بنابراین، سهام‌گذاری مدلی فراگیرتر نسبت به مکانیزم استخراج در اکوسیستم‌های مبتنی بر PoW است. معایب PoS • الگوریتم اجماع PoS معمولاً فرآیند تأیید را به شرکت‌کنندگانی با ارزش دارایی بالا محدود می‌کند، با توجه به اینکه معمولاً سهام‌داران با سهام بالا در اولویت قرار می‌گیرند. با این حال، برخی راه‌حل‌ها راهی برای این مسئله یافته‌اند. آن‌ها پلتفرمی ایجاد کرده‌اند که در آن کاربران می‌توانند دارایی‌های خود را ادغام کرده و به صورت مشترک سهام‌گذاری کنند. این راه‌حل‌ها به شرکت‌کنندگان شبکه که به طور معمول نمی‌توانند حداقل مالی مورد نیاز برای سهام‌گذاری را برآورده کنند، این امکان را می‌دهند تا به صورت جمعی این کار را انجام دهند. همچنین شانس آن‌ها برای انتخاب شدن به عنوان تأییدکننده را افزایش می‌دهد. های تاریخی بلاکچین ممکن می‌شود. استخراج موجودی تفویض شده (DPoS) چیست؟استخراج موجودی تفویض شده (DPoS) یک نوع دیگر از سهام‌گذاری است که بر سرعت و قابلیت ارتقاء تمرکز دارد. برخلاف مکانیزم اجماع PoS، DPoS زیرساخت‌هایی ایجاد می‌کند که سیستم تأیید تراکنش را به کل شبکه باز می‌کند. این سیستم به دنبال درگیر کردن همه افراد است، حتی کسانی که قادر به برآورده کردن حداقل شرایط لازم برای تبدیل شدن به تأییدکنندگان نیستند. در DPoS، به جای اینکه هر کاربر برای تبدیل شدن به تأییدکننده سهام‌گذاری کند، کاربران نمایندگانی را انتخاب می‌کنند تا به نمایندگی از آن‌ها در فرآیند تأیید تراکنش‌ها شرکت کنند. این سیستم به کاربران اجازه می‌دهد تا بدون نیاز به قفل کردن سهام بزرگ، در تصمیم‌گیری‌های شبکه نقش داشته باشند. این امر به افراد با سهام کمتر امکان می‌دهد تا در تأیید تراکنش‌ها نقش داشته باشند و به این ترتیب، به دموکراتیک‌تر شدن فرآیند اجماع کمک می‌کند. مفهوم DPoS سعی دارد شبکه را دموکراتیک‌تر کند تا کاربر معمولی بتواند نمایندگانی را برای انجام وظایف مرتبط با تأیید تراکنش‌ها به نمایندگی از خود انتخاب کند. همانطور که از نام آن پیداست، DPoS به کاربر معمولی بلاکچین اجازه می‌دهد تا برای نمایندگانی که آماده برعهده گرفتن الزامات فنی تأیید تراکنش‌ها هستند، رأی دهند. DPoS چگونه کار می‌کند؟رأی‌گیریهمانطور که قبلاً ذکر شد، رأی‌گیری جزء حیاتی DPoS است. پروتکل به کاربران بر اساس تعداد توکن‌های بومی بلاکچین که آن‌ها سهام‌گذاری کرده‌اند، قدرت رأی‌دهی اختصاص می‌دهد. در برخی موارد، سهام‌داران می‌توانند قدرت رأی‌دهی خود را به سایر کاربران منتقل کنند به جای اینکه مستقیماً برای یک گره تأییدکننده رأی دهند. شاهدانشاهدان عاملان گره‌ای هستند که برای اضافه کردن بلوک‌های جدید تراکنش‌ها به بلاکچین انتخاب شده‌اند. آن‌ها باید مشخصات سخت‌افزاری مورد نیاز برای تولیدکنندگان بلوک را برآورده کنند. مهم‌تر از آن، آن‌ها باید اعتبار خوبی داشته باشند تا بتوانند رأی‌های کافی جذب کنند. هنگامی که شاهدان با موفقیت بلوک‌های جدیدی از تراکنش‌ها را اضافه می‌کنند، آن‌ها پاداش دریافت می‌کنند که می‌توانند آن را بین سهام‌دارانی که برای آن‌ها رأی داده‌اند، تقسیم کنند. زمان تراکنشزمان تراکنش در dPoS بسیار کوتاه‌تر از PoS است. این به دلیل این است که اکثر بلاکچین‌های DPoS تعداد کمی از شاهدان را حفظ می‌کنند - معمولاً بین 20 تا 100. بنابراین، زمان کمتری برای تأیید یک بلوک از تراکنش‌ها لازم است. نمایندگاننمایندگان عناصر اصلی حکومت‌داری بلاکچین‌های DPoS هستند، زیرا آن‌ها تغییراتی را پیشنهاد می‌دهند که آینده شبکه بلاکچین را شکل می‌دهند. سپس این پیشنهادات برای رأی‌گیری قرار می‌گیرند. این تمرین رأی‌گیری حکومتی برای تمام شرکت‌کنندگان شبکه باز است، به شرطی که توکن بومی شبکه را سهام‌گذاری کرده باشند. محدودیت‌های استخراج موجودی تفویض شده (DPoS)با توضیح نحوه کارکرد مکانیزم اجماع DPoS، شاید شما کنجکاو باشید که بدانید محدودیت‌های آن چیست؟از آنجا که تعداد محدودی از گره‌ها فرآیند تأیید را به قدرت می‌رسانند، بلاکچین‌های DPoS تمایل دارند به سمت متمرکز شدن بروند. این به ویژه برای بلاکچین‌هایی صادق است که بر تعداد کمی از شاهدان برای تأیید تراکنش‌ها تکیه دارند. تفاوت‌های بین استخراج موجودی (PoS) و استخراج موجودی تفویض شده (DPoS)با توجه به اصول کاری پروتکل‌های اجماع PoS و DPoS، واضح است که تفاوت‌های اصلی بین این دو پروتکل حول دو عامل، یعنی ایجاد بلوک و حکومت‌داری می‌چرخد.در زیر توضیح دقیق‌تری درباره چگونگی ایجاد بلوک و تکنیک‌های حکومت‌داری PoS و DPoS آورده شده است که آن‌ها را متفاوت می‌سازد. ایجاد بلوکپروتکل PoS فرآیند انتخاب تأییدکننده خود را بر اساس قدرت سهام‌گذاری کاربران مبنا قرار می‌دهد. به عبارت دیگر، کاربران وقتی دارایی‌های خود را در بلاکچین قفل می‌کنند، واجد شرایط برای تبدیل شدن به تأییدکنندگان می‌شوند. در مقابل، DPoS یک سیستم دموکراتیک را فعال می‌کند که در آن دارندگان توکن تأییدکنندگان را انتخاب می‌کنند. از آنجایی که DPoS نقش تأیید تراکنش‌ها را به تعداد محدودی از شرکت‌کنندگان اختصاص می‌دهد، زمان ایجاد بلوک - زمان لازم برای اضافه کردن یک بلوک جدید از تراکنش‌ها - معمولاً کوتاه‌تر است. از طرف دیگر، PoS به تقریباً هر عامل گره اجازه می‌دهد تا برای نقش تأییدکننده‌ها رقابت کند، به شرطی که الزامات سهام‌گذاری را برآورده کند. بنابراین، انتخاب تأییدکنندگان زمان بیشتری می‌برد. حکومت‌داریعلاوه بر این، حکومت‌داری در اکوسیستم PoS بسیار سخت‌گیرانه‌تر از بلاکچین‌های DPoS است. این آخری یک مدل دموکراتیک را فعال می‌کند که به کاربران اجازه می‌دهد بر روی تغییرات رأی دهند. از سوی دیگر، بلاکچین‌های PoS یک شاخه‌بندی سخت یا تغییر اساسی در کد زیربنایی خود اجرا می‌کنند به گونه‌ای که کاربران باید به نسخه به‌روزرسانی شده نرم‌افزار بلاکچین منتقل شوند.منبع:CoinMarketCap — “Proof-of-Stake (PoS) vs Delegated Proof-of-Stake (dPoS)”، منتشر شده در بخش Academy.</description>
                <category>محمد مهدی مهرآئین</category>
                <author>محمد مهدی مهرآئین</author>
                <pubDate>Tue, 26 Aug 2025 22:33:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Bitcoin: A Peer-to-Peer Electronic Cash System</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmahdimehraeen/bitcoin-a-peer-to-peer-electronic-cash-system-opqbnzg6kz13</link>
                <description>بیتکوین: یک سیستم پول نقد الکترونیکی همتا به همتا Satoshi Nakamoto   satoshin@gmx.com  www.bitcoin.orgاین متن ترجمه فارسی «وایت‌پیپر بیت‌کوین» است که در سال ۲۰۰۸ توسط ساتوشی ناکاموتو منتشر شد. هدف از این ترجمه، دسترسی آسان‌تر فارسی‌ زبانان به محتوای اصلی وایت‌پیپر بیت‌کوین است. متن حاضر ترجمه‌ای است منطبق بر نسخه اصلی.چکیده. نسخ های کاملاً همتا به همتا از پول الکترونیکی به ما این امکان رو میده که پرداختهای آنلاین رو مستقیماً از یک طرف به طرف دیگر بفرستیم بدون اینکه نیازی به عبور از یک موسسه مالی باشه. امضاهای دیجیتال بخشی از راه حل رو ارائه میدن، ولی مزایای اصلی از بین میرن اگر هنوز هم نیاز به یک طرف ثالث مورد اعتماد باشه تا از دوبار خرج کردن جلوگیری کنه. ما یک را ه حل برای مشکل دوبار خرج کردن ارائه میدیم با استفاده از یک شبکه همتا به همتا. این شبکه با هش کردن تراکنشها در یک زنجیره مداوم از اثبات کار مبتنی بر هش، تراکنشها را زمانبندی میکند و یک رکوردی رو شکل میده که نمیشه بدون دوباره انجام دادن اثبات کار تغییر داد. طولان یترین زنجیره نه تنها به عنوان مدرکی برای توالی رویدادهایی که شاهدش بودیم عمل میکنه، بلکه مدرکیه که نشون میده از بزرگترین مجموعه قدرت پردازشی CPU اومده. تا زمانی که اکثریت قدرت پردازشی CPU تحت کنترل گر ههایی باشه که برای حمله به شبکه همکاری نمیکنن، آنها طولانیترین زنجیره رو تولید میکنن و از حمل هکنندگان جلومیزنن. خود شبکه به حداقل ساختار نیاز داره.پیامها به بهترین شکل ممکن پخش میشن، و گره ها میتونن از شبکه خارج و دوباره به آن بپیوندن به دلخواه، طولانیترین زنجیره کار رو به عنوان مدرک اینکه چی اتفاق افتاده وقتی آنها نبودند، قبول میکنند.1. مقدمهتجارت در اینترنت تقریباً به طور انحصاری به موسسات مالی به عنوان طر فهای ثالث مورد اعتماد برای پردازش پرداختهای الکترونیکی وابسته شده است. در حالی که این سیستم برای اکثر تراکنشها خوب کار م یکند، همچنان از ضعف های ذاتی مدل مبتنی بر اعتماد رنج میبرد. تراکنشهای کاملاً غیرقابل برگشت واقعاً ممکن نیستند، چرا که موسسات مالی نمیتوانند از دخالت در اختلافات خودداری کنند. هزینه دخالت باعث افزایش هزینه تراکنشها میشود، اندازه حداقل تراکنش عملی را محدود میکند و امکان انجام تراکنشهای کوچک و اتفاقی را حذف م یکند، و هزینه گسترده تری در از دست دادن توانایی انجام پرداختهای غیرقابل برگشت برای خدمات غیرقابل برگشت وجود دارد. با امکان برگشت، نیاز به اعتماد گسترش مییابد. فروشندگان باید از مشتریان خود مراقب باشند، آنها را برای کسب اطلاعات بیشتر از آنچه واقعاً نیاز دارند، آزار دهند. درصد مشخصی از تقلب به عنوان اجتنابناپذیر پذیرفته میشود. این هزینه ها و عدم قطعی تهای پرداخت میتوانند به صورت حضوری با استفاده از پول فیزیکی اجتناب شوند، اما هیچ مکانیزمی برای انجام پرداختها از طریق یک کانال ارتباطی بدون طرف ثالث مورد اعتماد وجود ندارد.  آنچه نیاز است یک سیستم پرداخت الکترونیکی مبتنی بر اثبات رمزنگاری به جای اعتماد است، که به هر دو طرف مایل اجازه میدهد مستقیماً با یکدیگر معامله کنند بدون نیاز  به طرف ثالث مورد اعتماد.  میتوان از تراکنشهایی که از نظر محاسباتی عملاً غیرقابل برگشت هستند برای محافظت از فروشندگان در برابر تقلب استفاده کرد، و مکانیزم های اسکرو معمولی به راحتی میتوانند برای حفاظت از خریداران پیاد هسازی شوند. در این مقاله، ما یک راه حل برای مشکل دوبار خرج کردن با استفاده از یک سرور زما نبندی توزی عشده همتا به همتا پیشنهاد میکنیم تا اثبات محاسباتی ترتیب زمانی تراکنشها را تولید کند. سیستم تا زمانی که گر ههای صادق به صورت جمعی بیشتر از قدرت پردازشی CPU را نسبت به هر گروهی از گر ههای مهاجم که با هم همکاری میکنند،  کنترل کنند، امن است.2.  تراکنشهاما یک سکه الکترونیکی را به عنوان یک زنجیره از امضاهای دیجیتال تعریف میکنیم. هر صاحب سکه، آن را به صاحب بعدی منتقل میکند با امضای دیجیتالی هش تراکنش قبلی و کلید عمومی صاحب بعدی و اضافه کردن اینها به انتهای سکه. یک گیرنده میتواند امضاها را بررسی کند تا زنجیره مالکیت را تایید کند.البته مشکل اینجاست که گیرنده نمیتواند تایید کند که یکی از صاحبان سکه آن را دوبار خرج نکرده است. یک راه حل معمول معرفی یک مرجع مرکزی مورد اعتماد، یا ضرابخانه، است که هر تراکنش را برای دوبار خرج کردن بررسی میکند. پس از هر تراکنش، باید سکه را به ضرابخانه برگرداند تا یک سکه جدید صادر کند، و تنها سکه هایی که مستقیماً از ضرابخانه صادر شد هاند، مورد اعتماد هستند که دوبار خرج نشده اند. مشکل این راه حل این است که سرنوشت کل سیستم پولی به شرکتی که ضرابخانه را اداره میکند، بستگی دارد، با هر تراکنشی که باید از طریق آنها انجام شود، دقیقاً مانند یک بانک.ما به روشی نیاز داریم تا گیرنده بداند که صاحبان قبلی هیچ تراکنش زودتری را امضا نکرد هاند. برای مقاصد ما، اولین تراکنش مهم است، پس ما اهمیتی به تلا شهای بعدی برای دوبار خرج کردن نمیدهیم.”“تنها راه تایید نبود یک تراکنش، آگاهی از تمام تراکن شها است.در مدل مبتنی بر ضرابخانه، ضرابخانه از تمام تراکن شها آگاه بود و تصمیم میگرفت کدام یک اول رسیده است. برای انجام این کار بدون یک طرف مورد اعتماد، باید تراکنشها به صورت عمومی اعلام شوند] 1[، و ما به یک سیستم برای توافق شرکت کنندگان بر روی یک تاریخچه واحد از ترتیبی که دریافت شده اند نیاز داریم. گیرنده به مدرکی نیاز دارد که در زمان هر تراکنش، اکثریت گر هها موافق بودند که این اولین دریافت شده است.3. سرور زمانبندیراهحلی که ما پیشنهاد م یکنیم با یک سرور زما نبندی شروع میشود. یک سرور زما نبندی با گرفتن هش یک بلوک از آیت مهایی که قرار است زما نبندی شوند کار م یکند و هش را به طور گسترده منتشر م یکند، مثلاً در یک روزنامه یا پست Usenet ]2-5[. زمانبندی اثبات میکند که داد هها باید در آن زمان وجود داشته باشند ،طبیعتاً، تا بتوانند در هش قرار گیرند. هر زما نبندی هش زمانبندی قبلی را در خود شامل م یشود، یک زنجیره ایجاد م یکند، و هر زما نبندی اضافی، زمانبندی های قبلی را تقویت میکند.  4. اثبات کاربرای پیاده سازی یک سرور زمانبندی توزیع شده بر پایه همتا به همتا، ما باید از یک سیستم اثبات کار استفاده کنیم که شبیه به Hashcash آدام بک] 6[ است، به جای استفاده از روزنامه ها یا پستهای Usenet. اثبات کار شامل جستجو برای یک مقدار است که وقتی هش میشود، مثلاً با 256-SHA، هش با تعدادی بیت صفر شروع میشود. میانگین کار مورد نیاز به صورت نمایی در تعداد بیت های صفر مورد نیاز است و م یتوان با اجرای یک هش تایید کرد.  برای شبکه زما نبندی ما، ما اثبات کار را با افزایش یک nonce در بلوک تا زمانی که یک مقدار پیدا شود که هش بلوک را با بی تهای صفر مورد نیاز بدهد، پیاد هسازی م یکنیم. زمانی که تلاش CPU صرف شده است تا آن را مطابق با اثبات کار کند، بلوک نمیتواند بدون انجام دوباره کار تغییر کند. وقتی بلوک های بعدی پس از آن به زنجیر کشیده میشوند، کار برای تغییر بلوک شامل انجام دوباره تمام بلوک های پس از آن خواهد بود.  اثبات کار همچنین مشکل تعیین نمایندگی در تصمیم گیری اکثریت را حل میکند. اگر اکثریت بر اساس یک -آدرس-IP-یک-رای بود، توسط هر کسی که قادر به اختصاص دادن تعداد زیادی IP باشد، میتوانست دستکاری شود. اثبات کار در واقع یک -CPU-یک-رای است. تصمیم اکثریت توسط طولانی ترین زنجیره نمایندگی میشود، که بیشترین تلاش اثبات کار در آن سرمایه گذاری شده است. اگر اکثریت قدرت CPU تحت کنترل گر ه های صادق باشد، زنجیره صادق سریعتر رشد میکند و از هر زنجیره رقابتی جلو میزند. برای تغییر یک بلوک گذشته، یک مهاجم باید اثبات کار بلوک و تمام بلوک های پس از آن را دوباره انجام دهد و سپس با کار گر ه های صادق به روز شود و از آنها پیشی بگیرد. ما بعداً نشان خواهیم داد که احتمال یک مهاجم کندتر که سعی در رسیدن دارد، با اضافه شدن بلو کهای بعدی به طور نمایی کاهش مییابد.برای جبران افزایش سرعت سختافزار و تغییر علاقه به اجرای گره ها در طول زمان، دشواری اثبات کار توسط یک میانگین متحرک تعیین میشود که هدف آن تعداد متوسط بلوک ها در هر ساعت است. اگر بیش از حد سریع تولید شوند، دشواری افزایش مییابد. 5. شبکهمراحل اجرای شبکه به شرح زیر است:۱. تراکنشهای جدید به تمام گره ها پخش میشوند.۲. هر گره تراکنشهای جدید را در یک بلوک جمع آوری میکند.۳. هر گره بر روی یافتن یک اثبات کار دشوار برای بلوک خود کار میکند.  ۴. وقتی یک گره اثبات کار را پیدا میکند، بلوک را به تمام گره ها پخش میکند.۵. گره ها بلوک را فقط در صورتی قبول میکنند که تمام تراکنشهای موجود در آن معتبر باشند و قبلاً خرج نشده باشند.۶. گره ها با کار کردن بر روی ایجاد بلوک بعدی در زنجیره، موافقت خود را با بلوک ابراز میکنند، با استفاده از هش بلوک پذیرفت هشده به عنوان هش قبلی.  گر هها همیشه طولان یترین زنجیره را درست تلقی میکنند و بر روی گسترش آن کار میکنند. اگر دو گره نسخ ههای مختلفی از بلوک بعدی را همزمان پخش کنند، برخی گر هها ممکن است اول یکی را دریافت کنند. در این حالت، آنها بر روی اولینی که دریافت کرده اند کار میکنند، اما شاخه دیگر را در صورتی که طولانی تر شود، ذخیره میکنند. تساوی وقتی شکسته میشود که اثبات کار بعدی پیدا شود و یک شاخه طولانی تر شود؛ گر ههایی که بر روی شاخه دیگر کار می کردند، سپس به شاخه طولان یتر تغییر مسیر می دهند.پخش تراکنشهای جدید لزوماً نیازی به رسیدن به تمام گره ها ندارد. تا زمانی که به تعداد زیادی از گره ها برسند، به زودی در یک بلوک قرار خواهند گرفت. پخش بلو کها نیز نسبت به پیا مهای از دست رفته تحمل پذیر است. اگر یک گره بلوکی را دریافت نکند، هنگامی که بلوک بعدی را دریافت کند و متوجه شود یکی را از دست داده است، آن را درخواست خواهد کرد.  6. انگیزهبه طور سنتی، اولین تراکنش در یک بلوک یک تراکنش ویژه است که یک سکه جدید را شروع م یکند که متعلق به خالق بلوک است. این امر انگیز های برای گر هها برای حمایت از شبکه فراهم میکند، و راهی برای توزیع اولیه سک هها در گردش ارائه میدهد، چون هیچ مرجع مرکزی برای صدور آنها وجود ندارد. اضافه شدن مداوم یک مقدار ثابت از سکه ای جدید مشابه استخراج کنندگان طلا که منابع را برای افزودن طلا به گردش صرف میکنند. در مورد ما، زمان CPU و برق است که صرف میشود.  انگیزه همچنین میتواند با هزین ههای تراکنش تأمین مالی شود.  اگر مقدار خروجی یک تراکنش کمتر از مقدار ورودی آن باشد، اختلاف به عنوان هزینه تراکنش است که به مقدار انگیزه بلوکی که تراکنش را شامل م یشود، اضافه میشود. هنگامی که تعداد مشخصی از سک هها وارد گردش شوند، انگیزه میتواند کاملاً به هزینه های تراکنش تغییر یابد و کاملاً بدون تورم باشد .انگیزه ممکن است به تشویق گره ها برای باقی ماندن صادق کمک کند. اگر یک مهاجم حریص بتواند قدرت CPU بیشتری نسبت به تمام گر ههای صادق جمع آوری کند، باید بین استفاده از آن برای کلاهبرداری از مردم با پس گرفتن پرداختهای خود، یا استفاده از آن برای تولید سکه های جدید انتخاب کند. او باید آن را سودآورتر بیابد که با قوانین بازی کند، قوانینی که به او با سک ههای جدید بیشتر از همه دیگران به صورت ترکیبی سود می برند، تا اینکه سیستم و اعتبار ثروت خودش را تضعیف کند.7.  بازیابی فضای دیسکهنگامی که آخرین تراکنش در یک سکه زیر تعداد کافی بلوک ها دفن شود، تراکنش های خرجشده قبل از آن میتوانند برای صرفه جویی در فضای دیسک حذف شوند. برای تسهیل این کار بدون شکستن هش بلوک، تراکن شها در یک درخت مرکل] 7[]2[]5[ هش میشوند، با فقط ریشه آن که در هش بلوک گنجانده میشود .بلو کهای قدیمی سپس میتوانند با قطع کردن شاخه های درخت فشرده شوند. هش های داخلی نیازی به ذخیره سازی ندارند.یک سربرگ بلوک بدون تراکنشها حدود ۸۰ بایت خواهد بود. اگر فرض کنیم بلو کها هر ۱۰ دقیقه تولید شوند ،۸۰ بایت ۶ ۲۴ * ۳۶۵ = ۴.۲ مگابایت در سال. با توجه به اینکه سیست مهای کامپیوتری معمولاً با ۲ گیگابایت رم در سال ۲۰۰۸ به فروش میرسند، و قانون مور پی شبینی رشد فعلی ۱.۲ گیگابایت در سال را میکند، ذخیره سازی نباید مشکلی باشد حتی اگر لازم باشد سربرگهای بلوک در حافظه نگه داشته شوند.  8. تایید پرداخت ساد هشدهامکان تایید پرداخ تها بدون اجرای یک گره کامل شبکه وجود دارد. یک کاربر فقط نیاز دارد یک نسخه از سربرگهای بلوک طولانی ترین زنجیره اثبات کار را نگه دارد، که م یتواند با پرس و جو از گره های شبکه تا زمانی که متقاعد شود طولانی ترین زنجیره را دارد، به دست آورد و شاخه مرکلی که تراکنش را به بلوکی که در آن زمانبندی شده است، متصل میکند. او نمیتواند خودش تراکنش را بررسی کند، اما با اتصال آن به جایی در زنجیره، م یتواند ببیند که یک گره شبکه آن را پذیرفته است، و بلو کهای اضافه شده پس از آن بیشتر تایید م یکنند که شبکه آن را پذیرفته است.بنابراین، تایید تا زمانی که گرههای صادق شبکه را کنترل کنند، قابل اعتماد است، اما بیشتر آسیب پذیر است اگر شبکه توسط یک مهاجم زیر سلطه قرار گیرد. در حالی که گره های شبکه میتوانند خودشان تراکنشها را تایید کنند، روش ساد هشده میتواند توسط تراکن شهای ساختگی یک مهاجم فریب داده شود تا زمانی که مهاجم بتواند شبکه را زیر سلطه خود نگه دارد. یک استراتژی برای محافظت در برابر این موضوع این خواهد بود که از هشدارهای گره های شبکه وقتی یک بلوک نامعتبر را تشخیص میدهند، استفاده کنید، که باعث میشود نر مافزار کاربر بلوک کامل و تراکن شهای هشدارداد هشده را برای تایید ناسازگاری دانلود کند. کسبوکارهایی که پرداختهای مکرر دریافت میکنند، احتمالاً همچنان میخواهند گره های خودشان را برای امنیت مستقل تر و تایید سریع تر اجرا کنند. 9. ترکیب و تقسیم ارزشاگرچه ممکن است تک تک سکه ها را به صورت جداگانه کنترل کرد، اما انجام یک تراکنش جداگانه برای هر سنت در یک انتقال دشوار خواهد بود. برای اجازه دادن به تقسیم و ترکیب ارزش، تراکنشها شامل ورود یها و خروجی های متعدد هستند. معمولاً یا یک ورودی واحد از یک تراکنش بزرگتر قبلی وجود دارد یا ورود یهای متعددی که مقادیر کوچکتر را ترکیب میکنند، و حداکثر دو خروجی: یکی برای پرداخت، و دیگری برای بازگرداندن باق یمانده، اگر وجود داشته باشد، به فرستنده.  باید توجه داشت که فناوت، جایی که یک تراکنش به چندین تراکنش وابسته است و آن تراکنشها به بسیاری دیگر وابسته هستند، در اینجا مشکلی ایجاد نمیکند. هرگز نیازی به استخراج یک نسخه مستقل و کامل از تاریخچه یک تراکنش نیست.  10. حریم خصوصیمدل بانکداری سنتی با محدود کردن دسترسی به اطلاعات به طر فهای درگیر و طرف ثالث مورد اعتماد، سطحی از حریم خصوصی را به دست می آورد. ضرورت اعلام عمومی تمام تراکنشها این روش را غیرممکن میکند، اما حریم خصوصی همچنان میتواند با قطع جریان اطلاعات در جای دیگر حفظ شود: با نگه داشتن کلیدهای عمومی به صورت ناشناس. عموم مردم میتوانند ببینند که کسی مقداری را به شخص دیگری میفرستد، اما بدون اطلاعاتی که تراکنش را به کسی مرتبط کند. این مشابه سطح اطلاعات منتشر شده توسط بورسهای اوراق بهادار است، جایی که زمان و اندازه معاملات فردی، “نوار”، عمومی میشود، اما بدون اینکه بگوید طرف ها چه کسانی بودند.به عنوان یک دیوار آتش اضافی، باید برای هر تراکنش از یک جفت کلید جدید استفاده شود تا جلوی ارتباط آنها با یک صاحب مشترک گرفته شود. برخی ارتباطات هنوز با تراکنش های چند ورودی، که لزوماً نشان میدهند ورود ی هایشان متعلق به یک صاحب واحد بود هاند، اجتناب ناپذیر است. خطر این است که اگر صاحب یک کلید فاش شود، ارتباط ممکن است تراکنش های دیگری را که متعلق به همان صاحب بودند، فاش کند.  10.محاسباتما سناریوی یک مهاجم را در نظر م یگیریم که سعی در تولید یک زنجیره جایگزین سریعتر از زنجیره صادق دارد. حتی اگر این کار انجام شود، سیستم را به تغییرات دلخواه باز نمیکند، مانند ایجاد ارزش از هوا یا گرفتن پولی که هرگز متعلق به مهاجم نبوده است. گر هها یک تراکنش نامعتبر را به عنوان پرداخت قبول نخواهند کرد، و گر ههای صادق هرگز یک بلوک حاوی آ نها را قبول نخواهند کرد. یک مهاجم فقط میتواند سعی کند یکی از تراکن شهای خود را تغییر دهد تا پولی را که اخیراً خرج کرده است، پس بگیرد.   مسابقه بین زنجیره صادق و زنجیره مهاجم میتواند به عنوان یک قدمزنی تصادفی باینومیال توصیف شود.رویداد موفقیت، افزایش زنجیره صادق با یک بلوک است، که باعث افزایش برتری آن به+ ۱ میشود، و رویداد شکست، افزایش زنجیره مهاجم با یک بلوک است، که باعث کاهش فاصله به  -۱ م یشود.  احتمال اینکه یک مهاجم از یک کسری داد هشده دست پیدا کند، مشابه مسئله ورشکستگی قمارباز است. فرض کنید یک قمارباز با اعتبار نامحدود از یک کسری شروع میکند و تعداد نامحدودی آزمایشها را برای رسیدن به تعادل انجام م یدهد. ما میتوانیم احتمال اینکه او هرگز به تعادل برسد، یا اینکه یک مهاجم هرگز به زنجیره صادق دست پیدا کند، به شرح زیر محاسبه کنیم] ۸[ :p = احتمال اینکه یک گره صادق بلوک بعدی را پیدا کن د q = احتمال اینکه مهاجم بلوک بعدی را پیدا کن د qz = احتمال اینکه مهاجم هرگز از z بلوک عق بافتاده دست پیدا کند.با توجه به فرض ما که p &gt; q است، احتمال به طور نمایی کاهش م ییابد به عنوان تعداد بلو کهایی که مهاجم باید به دست آورد، افزایش مییابد. با شانسه هایی که علیه او هستند، اگر او در ابتدا یک پیشروی خو ششانسانه نکند، شانسهای او به طور فزایندهای کوچک میشوند به عنوان اینکه او بیشتر عقب میماند.حال ما در نظر م یگیریم که چقدر طول میکشد تا گیرنده یک تراکنش جدید قبل از اینکه به اندازه کافی مطمئن شود که فرستنده نمیتواند تراکنش را تغییر دهد، صبر کند. ما فرض میکنیم که فرستنده یک مهاجم است که میخواهد گیرنده را باور کند که او برای مدتی به او پرداخت کرده است، سپس آن را بعد از گذشت مدتی به خودش بازپرداخت میکند. گیرنده زمانی که این اتفاق بیفتد، هشدار میدهد، اما فرستنده امیدوار است که خیلی دیر شود.  گیرنده یک جفت کلید جدید تولید میکند و کلید عمومی را کمی قبل از امضا به فرستنده م یدهد. این از فرستنده جلوگیری میکند که یک زنجیره از بلو کها را از قبل آماده کند با کار کردن بر روی آن به طور مداوم تا زمانی که او به اندازه کافی خو ششانس باشد تا به اندازه کافی جلو برود، سپس در همان لحظه تراکنش را اجرا کند. وقتی تراکنش فرستاده میشود، فرستنده ناصادق به صورت مخفیانه بر روی یک زنجیره موازی شروع به کار م یکند که شامل نسخه جایگزین تراکنش خود است.گیرنده منتظر م یماند تا تراکنش به یک بلوک اضافه شود و z بلو کها پس از آن به هم پیوند خورند. او مقدار دقیق پیشرفت مهاجم را نمیداند، اما با فرض اینکه بلوک های صادق زمان متوقع متوسط را به ازای هر بلوک گرفت هاند، پیشرفت بالقوه مهاجم یک توزیع پواسون خواهد بود با مقدار انتظاری:  برای به دست آوردن احتمال اینکه مهاجم هنوز میتواند دست پیدا کند، ما چگالی پواسون را برای هر مقدار پیشرفتی که او میتوانسته انجام دهد، در احتمالی که او میتوانست از آن نقطه دست پیدا کند، ضرب میکنیم:  با تنظیم مجدد برای جلوگیری از جمع بندی دم بینهایت توزیع … تبدیل به کد C.. .با اجرای برخی نتایج، میتوانیم ببینیم که احتمال با z به طور نمایی کاهش مییابد.حل کردن برای P کمتر از ۰.۱% …12. نتیجه گیریما یک سیستم برای تراکنش های الکترونیکی بدون تکیه بر اعتماد پیشنهاد کرده ایم. ما با چارچوب معمول سکه هایی که از امضاهای دیجیتالی ساخته شدهاند شروع کردیم، که کنترل قوی از مالکیت را فراهم میکند، اما بدون راهی برای جلوگیری از دوبار خرج کردن ناقص است. برای حل این مسئله، ما یک شبکه همتا به همتا را با استفاده از اثبات کار برای ثبت یک تاریخچه عمومی از تراکنشها پیشنهاد کردیم که به سرعت برای یک مهاجم تغییر دادن آن از نظر محاسباتی غیرعملی میشود اگر گره های صادق کنترل اکثریت قدرت CPU را داشته باشند. شبکه در سادگی بی ساختار خود مقاوم است. گره ها همه با هم با هماهنگی کمی کار میکنند. آ نها نیازی به شناسایی ندارند، چون پیام ها به هیچ جای خاصی مسیریابی نم یشوند و فقط نیاز است به بهترین شکل ممکن تحویل داده شوند. گره ها میتوانند به دلخواه از شبکه خارج شوند و دوباره به آن بپیوندند، زنجیره اثبات کار را به عنوان مدرکی از آنچه در غیابشان اتفاق افتاده است، پذیرفت هاند. آ نها با قدرت CPU خود رای می دهند، با پذیرش بلو کهای معتبر با کار کردن برای گسترش آ نها و رد کردن بلو کهای نامعتبر با خودداری از کار کردن روی آ نها، نظر خود را ابراز میکنند. هر قوانین و انگیز ههای مورد نیاز م یتوانند با این مکانیزم اجماع اجرا شوند.محتوا های بیشتر در @BitTodayCryptoیادداشت مترجم: این ترجمه توسط محمد مهدی مهرآئین انجام شده است. نسخه اصلی این وایت‌پیپر متعلق به ساتوشی ناکاموتو است. هدف از این کار صرفاً ارائه منبعی فارسی برای علاقه‌مندان و پژوهشگران حوزه بلاکچین و رمزارزهاست.References[1]         W. Dai, &quot;b-money,&quot; http://www.weidai.com/bmoney.txt, 1998.[2]         H. Massias, X.S. Avila, and J.-J. Quisquater, &quot;Design of a secure timestamping service with minimal trust requirements,&quot; In 20th Symposium on Information Theory in the Benelux, May 1999.[3]         S. Haber, W.S. Stornetta, &quot;How to time-stamp a digital document,&quot; In Journal of Cryptology, vol 3, no 2, pages 99-111, 1991.[4]         D. Bayer, S. Haber, W.S. Stornetta, &quot;Improving the efficiency and reliability of digital time-stamping,&quot; In Sequences II: Methods in Communication, Security and Computer Science, pages 329-334, 1993.[5]         S. Haber, W.S. Stornetta, &quot;Secure names for bit-strings,&quot; In Proceedings of the4th ACM Conference on Computer and Communications Security, pages 28-35, April 1997.[6]         A. Back, &quot;Hashcash - a denial of service counter-measure,&quot; http://www.hashcash.org/papers/hashcash.pdf, 2002.[7]         R.C. Merkle, &quot;Protocols for public key cryptosystems,&quot; In Proc. 1980 Symposium on Security and Privacy, IEEE Computer Society, pages 122-133, April 1980.[8]         W. Feller, &quot;An introduction to probability theory and its applications,&quot; 1957</description>
                <category>محمد مهدی مهرآئین</category>
                <author>محمد مهدی مهرآئین</author>
                <pubDate>Tue, 26 Aug 2025 00:48:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>