<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد مهدی شریفه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohammadmehdisharife</link>
        <description>عاشق ایران
رئالیست
دانشجوی لیسانس مهندسی کامپیوتر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 12:29:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3537140/avatar/hTXQLp.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد مهدی شریفه</title>
            <link>https://virgool.io/@mohammadmehdisharife</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سیر تکاملی جنگنده JF17 Thunder</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmehdisharife/%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%86%D8%AF%D9%87-jf17-thunder-umrmxlxxshmp</link>
                <description>JF17 ThunderJF-17 Thunder یه جنگنده سبک و چندمنظوره‌ست که پاکستان با کمک چین ساخته. هدفش این بود که جایگزین جنگنده‌های قدیمی بشه و توان دفاعی کشور رو بالا ببره، بدون اینکه خیلی هزینه‌بردار باشه. این جنگنده طی سال‌ها حسابی پیشرفت کرده و هر نسخه جدیدش امکانات راداری، الکترونیکی و تسلیحاتی بهتری داره. تو ادامه مقاله، به تاریخچه و سیر تکاملی JF-17 نگاهی می‌اندازیم.چرا و چگونه اصلا این جنگنده توسعه داده شد؟داستان JF-17 از اواخر دهه ۹۰ شروع شد، وقتی پاکستان دید جنگنده‌های قدیمیش دیگه جوابگو نیستن و باید یه گزینه سبک، چندمنظوره و ارزون پیدا کنه. اون موقع‌ها Mirageها و F-7ها دیگه قدیمی شده بودن و نمی‌تونستن با جنگنده‌های مدرن مقابله کنن. به همین خاطر، پاکستان با چین دست به همکاری زد و پروژه‌ای به اسم FC-1 شروع شد که بعدها به JF-17 معروف شد. هدفش این بود که یه جنگنده جمع‌وجور ولی کارآمد داشته باشن که بتونه هم هوا به هوا بجنگه هم هوا به زمین حمله کنه.این جنگنده خیلی روی ارزان بودن تاکید داشت پس ویژگی هایی مثل تک موتوره, چند منظوره, سبک رو براش در نظر گرفتن و این باعث شد که قیمت تمام نسخه ها زیر چهل میلیون دلار در بیاد برای مقایسه یک اف 15 نسل جدید میتونه تا صد میلیون دلار قیمت داشته باشه.اولین نسخه یعنی Block IBlock I، اولین نسخه عملیاتی JF-17 بود که حدود سال 2007 وارد خدمت شد. این نسخه هنوز خیلی امکانات پیشرفته نسخه‌های بعدی رو نداشت، اما یه جنگنده جمع‌وجور و چندمنظوره به حساب می‌اومد. موتورش RD-93 تک‌موتوره بود که سرعت بالا و برد کافی بهش می‌داد. رادارش ساده و از نوع رادار پالسی-داپلر بود که بیشتر برای شناسایی هواپیماهای دشمن کاربرد داشت تا اهداف زمینی. کابین هم هنوز دیجیتال کامل نبود و ابزارهای سنتی هم درش وجود داشت.از نظر تسلیحات، Block I می‌تونست موشک‌های هوا به هوا مثل PL-5 و PL-9 و بمب‌های سبک هوا به زمین حمل کنه، ولی ظرفیت حملش محدود بود. برد پروازی با سوخت داخلی حدود 1200 کیلومتر بود و می‌شد با تانکر سوخت اضافی تا حدود 2000 کیلومتر هم بره. سرعتش تا Mach 1.6 می‌رسید و سقف پروازش حدود 16 هزار متر بود.این یعنی موشک های دوربرد هوا به هوا مثل PL-12 رو نداشته رادار آرایه فازی نداشته عملا توانایی خوبی در نبرد هوا به سطح نداشته و بشدت سیستم تسلیحاتی های محدود و وابسته به روسیه بودن.دومین نسخه یعنی Block IIBlock II، نسخه بهبود یافته JF-17، از حدود سال 2013 وارد خدمت شد و روی نقاط ضعف نسخه اول تمرکز داشت. مهم‌ترین تغییر، سیستم‌های راداری و الکترونیکی ارتقا یافته بود که اجازه می‌داد اهداف هوایی و زمینی رو دقیق‌تر شناسایی کنه و با دیگر سامانه‌ها هم داده رد و بدل کنه. کابین دیجیتال‌تر شده بود و خلبان راحت‌تر می‌تونست سلاح‌ها و اطلاعات پروازی رو مدیریت کنه.تسلیحات هم نسبت به Block I خیلی بهتر شده بود. حالا جنگنده می‌تونست موشک‌های PL-12 هوا به هوا با برد متوسط رو استفاده کنه و علاوه بر بمب‌های معمولی، بمب‌های هدایت‌شونده لیزری (LGB) هم حمل کنه. همچنین ظرفیت حمل موشک‌های هوا به سطح مثل C-802 برای هدف‌های زمینی و دریایی اضافه شده بود. این یعنی Block II هم تو نبرد هوایی و هم در حمله به اهداف زمینی انعطاف بیشتری داشت.موتور هنوز RD-93 بود، اما بهینه‌سازی شده بود تا دوام و عملکردش بهتر بشه. برد عملیاتی و سقف پرواز تقریباً مثل نسخه اول بود، ولی با امکانات جدید، توان رزمی و دقت مأموریت‌ها خیلی افزایش پیدا کرده بود.در کل، Block II یه نسخه کارآمدتر و آماده‌تر برای نبردهای واقعی بود که تجربه Block I باعث شده بود خلبانان و مهندس‌ها بفهمن چه چیزهایی برای ارتقا لازم است.سومین و آخرین نسخه ی فعلی Block IIIBlock III، نسخه پیشرفته‌تر JF-17، بزرگ‌ترین جهش این جنگنده نسبت به Block II محسوب می‌شه. مهم‌ترین تغییرش رادار پیشرفته AESA هست؛ در حالی که Block II هنوز از رادار سنتی پالسی-داپلر استفاده می‌کرد، رادار Block III برد و دقت رهگیری رو خیلی بهتر کرده و می‌تونه چندین هدف رو همزمان شناسایی و رهگیری کنه. این یعنی خلبان می‌تونه همزمان با هواپیماهای دشمن و اهداف زمینی درگیر بشه بدون اینکه کنترلش سخت بشه.کابین هم نسبت به Block II خیلی ارتقا پیدا کرده؛ نمایشگرهای چندمنظوره بزرگ‌تر و HUD دیجیتال پیشرفته به خلبان امکان می‌ده مدیریت تسلیحات و اطلاعات پروازی رو سریع‌تر انجام بده. سیستم‌های جنگ الکترونیک و مقابله با رادار هم پیشرفته‌تر شدن تا احتمال شناسایی شدن توسط دشمن کاهش پیدا کنه.تسلیحات هم تغییرات چشمگیری داشتن:Block II بیشتر روی موشک‌های PL-12 و بمب‌های هدایت‌شونده لیزری تمرکز داشت، اما Block III علاوه بر اون‌ها، قابلیت حمل موشک‌های Kh-31 ضدکشتی و بمب‌های هدایت‌شونده ماهواره‌ای و خوشه‌ای رو هم داره. این باعث شده توان رزمی در حمله به اهداف زمینی و دریایی خیلی بالاتر بره.امکان مدیریت سلاح‌ها هم با سیستم‌های جدید دقیق‌تر و انعطاف‌پذیرتر شده.از نظر موتور هنوز RD-93 هست، ولی بهینه‌سازی‌هایی در دوام و کارایی صورت گرفته. همچنین Block III قابلیت دیتا لینک و تبادل اطلاعات با دیگر سامانه‌ها رو داره که Block II نداشت، یعنی می‌تونه بخشی از یک نیروی هوایی شبکه محور باشه و اطلاعات واقعی و دقیق رو در زمان واقعی بین جنگنده‌ها رد و بدل کنه.در کل، تفاوت اصلی Block III با Block II در رادار، الکترونیک، کابین دیجیتال پیشرفته، تسلیحات متنوع‌تر و ارتباطات شبکه‌ای هست که باعث شده این نسخه به یک جنگنده کاملاً مدرن و آماده نبردهای پیچیده امروزی تبدیل بشه.نسخه ی آینده یا همون Block IVBlock IV، نسل آینده JF-17، هدفش نزدیک‌تر کردن این جنگنده به سطح جنگنده‌های مدرن نسل 4++ هست. هنوز کاملاً عملیاتی نشده، ولی برنامه‌ها و نمونه‌های اولیه مشخصات جالبی دارن. بزرگ‌ترین تغییر نسبت به Block III، رادار AESA پیشرفته‌تر با برد و دقت بیشتره که توان شناسایی اهداف کوچک و چندگانه و حتی موشک‌های در حال پرواز رو داره.کابین دیجیتال کامل‌تر شده و سیستم‌های HUD و نمایشگرهای چندمنظوره با رابط گرافیکی بهتر، کنترل تسلیحات و اطلاعات پروازی رو خیلی راحت‌تر می‌کنه. همچنین سیستم‌های جنگ الکترونیک و مقابله با رادار (EW/ECM) پیشرفته‌تر شدن، که باعث می‌شه جنگنده تو شرایط پیچیده رزمی خیلی ایمن‌تر عمل کنه.تسلیحات هم یه جهش بزرگ نسبت به نسخه‌های قبلی دارن:موشک‌های هوا به هوا پیشرفته‌تر با برد بیشتر و هدایت دقیق‌تر.بمب‌های هوا به زمین هدایت‌شونده ماهواره‌ای و لیزری، با دقت خیلی بالا.امکان حمل موشک‌های ضدکشتی و موشک‌های کروز سبک برای اهداف زمینی دوربرد.ظرفیت حمل سلاح‌ها افزایش پیدا کرده تا خلبان در یک پرواز چند نوع مأموریت رو انجام بده.از نظر موتور، احتمالاً نسخه بهینه‌شده RD-93 یا موتور جدید با توان بیشتر استفاده می‌شه تا با وزن بیشتر و تسلیحات بیشتر هماهنگ باشه. همچنین Block IV توانایی ادغام با شبکه‌های رزمی پیشرفته و مدیریت داده‌های مشترک رو داره، یعنی می‌تونه بخشی از عملیات گروهی و شبکه محور باشه و اطلاعات جنگی رو در زمان واقعی با دیگر هواپیماها و سامانه‌ها به اشتراک بذاره.در کل، Block IV یه JF-17 کاملاً مدرن و منعطفه که تفاوتش با Block III در رادار و الکترونیک پیشرفته‌تر، تسلیحات متنوع و قدرتمندتر، و ادغام بهتر با شبکه رزمی هست. این نسخه نشون می‌ده که پاکستان و چین برنامه دارن JF-17 رو تا حد ممکن به یک جنگنده مدرن چندمنظوره تبدیل کنن.جمع بندیJF-17 Thunder یه جنگنده جمع‌وجور، چندمنظوره و نسبتاً ارزونه که Pakistan با کمک چین ساخته. با اینکه هزینه تولید و نگهداریش خیلی کمتر از جنگنده‌های پیشرفته غربیه، ولی توان رزمی خوبی داره و می‌تونه هم هوا به هوا بجنگه، هم به اهداف زمینی و دریایی حمله کنه. هر نسخه از Block I تا Block IV نشون داده که این جنگنده با ارتقاهای رادار، الکترونیک و تسلیحات، انعطاف‌پذیری بیشتری پیدا می‌کنه و می‌تونه تو نبردهای مدرن عملکرد قابل قبولی داشته باشه. به عبارتی، JF-17 یه ترکیب خوب از کارایی، انعطاف و هزینه مناسبه که برای کشورهای در حال توسعه مثل پاکستان یه گزینه ایده‌آل حساب می‌شه.</description>
                <category>محمد مهدی شریفه</category>
                <author>محمد مهدی شریفه</author>
                <pubDate>Thu, 28 Aug 2025 00:41:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا چین به ایران جنگنده خواهد فروخت</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmehdisharife/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AE%D8%AA-zrznq5bnby3p</link>
                <description>چین در دهه‌های اخیر همواره سیاستی مبتنی بر «ابهام استراتژیک» را در عرصه‌های گوناگون دنبال کرده است؛ سیاستی که نه تنها در روابطش با آمریکا و تایوان یا در موضوع دریای جنوبی چین دیده می‌شود، بلکه در مناسبات دفاعی و تسلیحاتی با کشورهایی چون ایران نیز قابل مشاهده است. پکن عادت دارد هم‌زمان که سیگنال‌هایی از همکاری و شراکت راهبردی می‌دهد، در عمل مرزهای روشنی میان آنچه ممکن است منتقل کند و آنچه هرگز حاضر نیست واگذار کند، ترسیم نماید.در موضوع حساس فروش جنگنده به ایران نیز همین وضعیت برقرار است. شواهد گوناگون ـ از خطوط تولید فعال در چین و پاکستان گرفته تا سخنان مقامات رسمی ایران درباره همکاری‌های نظامی با شرق، و حتی گزارش‌هایی درباره مذاکرات پشت‌پرده ـ همه دست به دست هم می‌دهند تا این پرسش را جدی‌تر کنند: آیا چین در نهایت حاضر خواهد شد بخشی از توان هوایی خود را در اختیار ایران قرار دهد، یا ابهام استراتژیک همیشگی‌اش باز هم مانع خواهد شد؟سیگنال های اولیهتحویل بسیار کند جنگنده های روسی سوخو 35 و جنگ ژوئن پاکستان و هند که باعث نخستین حضور موفق رزمی J-10C و موشک PL-15 در خدمت پاکستان طی جنگ کوتاه ماه می با هند شد و شکار موفق چند فروند داسو رفال که پیشرفته ترین جنگنده ساخت فرانسه هستند توسط این جنگنده چینی باعث شد خیلی از سیاسیون و کارشناسان به این فکر بیوفتند که ایران باید از چین جنگنده بخره.چین هم خطوط تولیدی بسیار سریعی داره و میتونه بر خلاف روسیه سریع تامین کنه هم اینکه روسیه تحت فشار رقابت با چین جنگنده های ایرانی را سریعتر تحویل خواهد داد.اولین سیگنال ها توسط رسانه ی چینی بریکس نیوز در اوایل جنگ دوازده روزه مطرح شد و بعدا توسط العربی الجدید و برخی رسانه های دیگر تشدید شد.همچنین عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع ایران، اواخر ژوئن، تنها چند روز پس از برقراری آتش‌بس جنگ ژوئن، برای شرکت در نشست سازمان همکاری شانگهای به چین سفر کرد. یک گزارش تأییدنشده از رسانه‌ای تایوانی ادعا کرد که نصیرزاده درخواست خرید J-10C را مطرح کرده است. ایرانی‌ها به‌ویژه به دنبال J-16 «چیان‌لونگ» ساخت شرکت شنیانگ و همچنین J-10 هستند.همه ی این ها در مجموع این شایعات رو بشدت تشدید کرد.سابقه ی سینوسی روابط نظامی ایران و چینروابط نظامی ایران و چین تاریخی طولانی اما پر از محدودیت و احتیاط دارد. در سال‌های پس از جنگ ایران و عراق، وقتی جمهوری اسلامی برای بازسازی توان دفاعی خود تحت فشار شدید تحریم‌های غرب قرار گرفت، چین یکی از معدود کشورهایی بود که حاضر شد فناوری و تجهیزات در اختیار تهران بگذارد. در دهه ۱۳۷۰ (۱۹۹۰ میلادی) بخش قابل توجهی از موشک‌های کروز ضدکشتی، موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد و سامانه‌های پدافندی ایران از مسیر همکاری با چین تأمین شد. این همکاری‌ها نه تنها به ایران امکان داد توان موشکی خود را ارتقا دهد، بلکه به مرور به خودکفایی در طراحی و تولید نسل‌های بعدی موشک نیز منجر گردید.با این حال، تجربه نشان داد که چین در حوزه‌ی جنگ‌افزارهای استراتژیک، از جمله جنگنده‌های پیشرفته، همواره محتاط عمل کرده است. در حالی که تهران در مقاطع مختلف برای خرید جنگنده‌های چینی مانند J-7، J-10 یا حتی نمونه‌های صادراتی JF-17 ابراز تمایل کرده، پکن هرگز حاضر نشد قراردادی شفاف و رسمی در این زمینه منعقد کند. علت این مسئله روشن است: جنگنده نه یک کالای دفاعی معمولی، بلکه نماد برتری هوایی و قدرت تهاجمی است، و فروش آن می‌تواند پیامدهای ژئوپلیتیک گسترده‌ای برای چین در روابط با آمریکا، اروپا و کشورهای خاورمیانه به همراه داشته باشد.از سوی دیگر، همکاری‌های تسلیحاتی دو کشور عمدتاً در حوزه‌هایی متمرکز بوده که هزینه‌ی سیاسی کمتری برای پکن داشته‌اند: انتقال فناوری پهپادها، فروش قایق‌های تندرو، و کمک‌های محدود در سامانه‌های پدافندی. به بیان دیگر، چین تلاش کرده است ایران را از نظر دفاعی تقویت کند، اما همواره مرز روشنی میان فناوری‌های «قابل صادرات» و فناوری‌های «خط قرمز» ترسیم کرده است.در همین چارچوب است که مسئله فروش جنگنده به ایران به موضوعی مبهم و پرحاشیه بدل شده است: از یک سو سابقه همکاری و نیاز ایران وجود دارد، و از سوی دیگر احتیاط تاریخی پکن در حوزه هوایی مانعی جدی محسوب می‌شود.دلایل احتمالی برای فروشاگرچه سیاست سنتی پکن بر احتیاط و ابهام استوار است، اما برخی شواهد و روندها می‌تواند زمینه‌هایی برای تغییر این رویکرد فراهم کند. بررسی این عوامل نشان می‌دهد که چین، دست‌کم در سطح نظری، انگیزه‌هایی برای گشودن درهای صادرات جنگنده به ایران دارد:توافق جامع ۲۵ ساله ایران و چینامضای توافق بلندمدت همکاری‌های راهبردی میان تهران و پکن در سال‌های اخیر، بستر سیاسی و حقوقی تازه‌ای برای گسترش روابط دو کشور فراهم کرده است. هرچند بخش عمده این توافق بر انرژی، زیرساخت و سرمایه‌گذاری متمرکز است، اما برخی بندهای آن به همکاری‌های نظامی و امنیتی نیز اشاره دارند. در صورت فعال شدن این بندها، فروش یا انتقال فناوری جنگنده می‌تواند یکی از مصادیق همکاری‌های عمیق‌تر دفاعی باشد.نیاز ایران به نوسازی هوایی و ظرفیت بازار بزرگپناوگان هوایی ایران در وضعیت فرسودگی شدید قرار دارد و همین مسئله آن را به یکی از مشتریان بالقوه مهم جنگنده‌های مدرن بدل کرده است. برای چین، که در حال تبدیل شدن به یکی از صادرکنندگان نوظهور تسلیحات است، حضور در چنین بازاری می‌تواند هم سود اقتصادی و هم دستاورد ژئوپلیتیکی به همراه داشته باشد.رقابت چین با ایالات متحدهپکن در دهه اخیر بیش از پیش تلاش کرده است نفوذ خود را به مناطق حساس از جمله خاورمیانه گسترش دهد. فروش جنگنده به ایران می‌تواند پیام روشنی به واشنگتن باشد که چین حاضر است متحدان آمریکا را به چالش بکشد و نقش جایگزین در نظم امنیتی منطقه ایفا کند. این موضوع به‌ویژه پس از تشدید رقابت چین و آمریکا بر سر تایوان و فناوری‌های پیشرفته، رنگ و بوی بیشتری به خود گرفته است.تجربه موفق فروش جنگنده به سایر کشورهاچین در سال‌های اخیر صادرات جنگنده‌های JF-17 به پاکستان و برخی کشورهای دیگر را تجربه کرده و در حال مذاکره برای فروش J-10C نیز هست. این موفقیت‌های صادراتی می‌تواند پکن را تشویق کند که در بازارهای دشوارتر، از جمله ایران، نیز حضور پیدا کند و سهم خود از بازار جهانی تسلیحات را افزایش دهد.تقویت جایگاه چین در معماری امنیتی خاورمیانهبا توجه به نقش پررنگ چین در میانجیگری میان ایران و عربستان و تمایلش به تثبیت جایگاه در معادلات امنیتی منطقه، فروش جنگنده به تهران می‌تواند به‌عنوان بخشی از یک استراتژی کلان‌تر برای موازنه قدرت در خاورمیانه ارزیابی شود. هرچند چنین اقدامی پرریسک است، اما می‌تواند پیام روشنی درباره عزم پکن برای ایفای نقشی فعال‌تر در این منطقه حساس ارسال کند.گزینه‌های احتمالی چین برای ایراناگر فرض را بر این بگذاریم که پکن در نهایت تصمیم بگیرد به ایران جنگنده‌ای بفروشد، پرسش کلیدی این است که چه مدلی در دایره‌ی انتخاب قرار خواهد گرفت. مرور خطوط تولید و سیاست صادراتی چین نشان می‌دهد که احتمالاً گزینه‌ها محدود به چند نمونه مشخص هستند:JF-17 ThunderJF-17 Thunder (چین-پاکستانی)این جنگنده محصول مشترک چین و پاکستان است و اساساً برای بازار صادرات طراحی شده است. JF-17 از نظر فناوری ساده‌تر از جنگنده‌های پیشرفته‌تر چینی است، اما مزیت اصلی آن قیمت پایین و امکان تحویل سریع است. ایران می‌تواند از این هواپیما برای جایگزینی بخشی از ناوگان فرسوده خود استفاده کند. با توجه به اینکه این جنگنده پیش‌تر به کشورهایی مانند نیجریه و میانمار صادر شده، فروش آن به ایران نسبتاً کم‌هزینه‌تر خواهد بود.J-10cJ-10Cجنگنده‌ای پیشرفته‌تر با قابلیت‌های راداری مدرن و توانایی حمل تسلیحات متنوع. J-10C به‌عنوان ستون اصلی نیروی هوایی چین شناخته می‌شود و فروش آن به ایران می‌تواند پیام ژئوپلیتیک بسیار مهمی داشته باشد. با این حال، ریسک چنین فروشی بالاست و چین باید میان منافع اقتصادی و فشارهای سیاسی سنگین موازنه برقرار کند. اگر روزی روابط ایران و چین به سطحی کاملاً راهبردی برسد، J-10C می‌تواند گزینه‌ای روی میز باشد.J-35J-35 (نسخه صادراتی نسل پنجم)این جنگنده که در حال توسعه است، قرار است به‌عنوان نمونه صادراتی نیروی هوایی چین و رقیبی برای F-35 عرضه شود. احتمال فروش آن به ایران در کوتاه‌مدت بسیار پایین است، چراکه پکن هنوز حتی در داخل کشور خود به‌طور کامل آن را وارد خدمت نکرده است. با این حال، اگر چین بخواهد به‌طور نمادین برتری فناورانه خود را به رخ بکشد و بازار ایران را به‌عنوان ویترینی برای قدرت نظامی خود به کار گیرد، J-31 می‌تواند در آینده‌ای دور یکی از گزینه‌ها باشد.انتقال فناوری و تولید مشترکچین سابقه‌ی انتقال فناوری به کشورهای دیگر (مانند پاکستان در پروژه JF-17) را دارد. از آنجا که ایران تجربه بومی‌سازی در صنایع هوایی دارد، ممکن است پکن به‌جای فروش مستقیم جنگنده، بخشی از فناوری یا خطوط تولید را در اختیار ایران قرار دهد. این گزینه، اگرچه زمان‌بر است، اما برای ایران جذاب خواهد بود زیرا تحریم‌پذیری کمتری دارد.به‌طور کلی، واقع‌بینانه‌ترین سناریو برای ایران در کوتاه‌مدت، دسترسی به JF-17 یا نوعی همکاری محدود فناورانه است. فروش جنگنده‌های پیشرفته‌تر مانند J-10C یا J-31 بیشتر در حوزه «امکان نظری» قرار می‌گیرد تا یک احتمال عملی.❤️</description>
                <category>محمد مهدی شریفه</category>
                <author>محمد مهدی شریفه</author>
                <pubDate>Sat, 23 Aug 2025 00:46:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زبان Rust؛ معجزه‌ای با زخم‌های عمیق</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmehdisharife/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-rust-%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B2%D8%AE%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-sf8ry0zqtisj</link>
                <description>این روزها زبان برنامه‌نویسی Rust حسابی محبوب شده و تقریباً همه برنامه‌نویسا، از فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا برنامه‌های سطح پایین سیستمی، باهاش کار می‌کنن. Rust یکی از معدود زبان‌هایی هست که بدون استفاده از جمع‌آوری زباله (Garbage Collector) حافظه رو خیلی امن مدیریت می‌کنه. احتمالاً کلی از خوبی‌هاش شنیدید، اما اینجا می‌خوام یه کم درباره مشکلاتش صحبت کنم؛ چیزایی که شاید کمتر بهشون توجه شده ولی برای خیلی‌ها دردسر درست کرده.Rust Logoپیچیدگی سیستم بیلد و کامپایلراول بگم که سیستم بیلد «کارگو» و خود کامپایلر Rust یه جورایی پیچیدگی‌شون از خیلی از ابزارهای مشابه تو C و C++ بیشتره. یعنی این که وقت ساخت برنامه خیلی طولانی میشه، حتی بعضی وقت‌ها این تفاوت سرعت به چند برابر میرسه و جاهایی هم دیدم که سرعت ساخت کلی صد برابر کمتر شده! این موضوع می‌تونه حسابی اعصاب برنامه‌نویس رو خورد کنه و روند کار رو کند کنه. تازه این فقط مشکل سرعت نیست، همین پیچیدگی باعث میشه خطاهای عجیب غریب هم زیاد بشه.درخت وابستگی‌های بزرگیه فرق دیگه Rust با C/C++ اینه که کتابخونه‌هاش معمولاً یه عالمه وابستگی دارن. یعنی ممکنه تو فقط ده تا کتابخونه نصب کنی، اما سیستم تو کلی صدها کتابخونه دیگه هم نصب کنه! این یعنی هم حجم فایل اجرایی‌ت میره بالا هم ساخت برنامه خیلی طولانی‌تر میشه. تازه اگه یکی از کتابخونه‌های اصلی تغییر کنه، ممکنه همه کتابخونه‌های وابسته‌ش هم به دردسر بیفتن و مجبور بشی کلی کد رو درست کنی که باعث بروز خطاهای بیشتر میشه.سینتکس تابعی پیچیدهRust یه زبانیه که خیلی از ویژگی‌های برنامه‌نویسی تابعی داره؛ یعنی اون سبک برنامه‌نویسی که خیلی مقاوم‌تره و توی چندتا کار هم‌زمان عالی کار می‌کنه. اما واقعیتش اینه که سینتکس این سبک برای خیلی‌ها سخت و پیچیده‌س. حتی اگه کدت صد خط باشه، ممکنه یه جورایی حس کنی هیچی نمی‌فهمی چی داره می‌گذره و دنبال کردنش سخته.ناپایداری زبانمشکل قبلی‌ها شاید با تجربه حل بشه، اما یه مشکل بزرگ دیگه هست که راه‌حل آسونی نداره: ناپایداری Rust. نه فقط این که ABI پایداری نداره، بلکه حتی سینتکس‌های پایه زبان هم تو هر نسخه آپدیت تغییر می‌کنن! یعنی وقتی یه برنامه نوشتی، باید همیشه حواست باشه که با هر نسخه جدید باید کلی تغییر تو کدت بدی که برنامه هنوز درست کار کنه.جمع‌بندیRust با همه خوبی‌ها و امکاناتش، هنوز چالش‌های خودش رو داره که بعضی وقت‌ها می‌تونه توسعه سریع رو سخت کنه. پیچیدگی سیستم ساخت، وابستگی‌های زیاد، سختی فهم سینتکس تابعی و همین ناپایداری زبان، چیزایی هستن که قبل از انتخاب Rust باید حسابی بهشون فکر کنی. البته Rust یه زبان جوان و رو به رشده و احتمالاً تو آینده خیلی از این مشکلات کمتر میشن و جایگاهش تو دنیای برنامه‌نویسی محکم‌تر میشه.</description>
                <category>محمد مهدی شریفه</category>
                <author>محمد مهدی شریفه</author>
                <pubDate>Tue, 12 Aug 2025 13:57:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور ساده ترین شل (shell) جهان رو نوشتم</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmehdisharife/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%84-shell-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%85-weizkedaamd9</link>
                <description>سلام!اگر تا حالا فکر کردید یک برنامه مثل ترمینال یا CMD چطور کار می‌کند، این مقاله را از دست ندهید. من یک شل ساده نوشتم که می‌خواهم به زبان خیلی ساده و خودمانی به شما بگویم این برنامه چطور کار می‌کند و چطور با چند خط کد، یک شل کوچک و کاربردی ساختم. این پروژه بیشتر برای یادگیری و تمرین خودم بود، ولی فکر کردم بد نیست تجربه‌ام را با شما هم به اشتراک بگذارم. اگر علاقه دارید می‌توانید کد را در گیت‌هاب من هم ببینید و از آن استفاده کنید.در این مقاله قدم به قدم مراحل نوشتن شل را توضیح می‌دهم و نکاتی که در این مسیر یاد گرفتم را با شما درمیون می‌گذارم.shellشل چیست ؟شل در واقع برنامه‌ای است که ما با آن ارتباط برقرار می‌کنیم تا سیستم‌عامل دستورات ما را اجرا کند. وقتی در ترمینال دستور می‌نویسیم، مثلاً ls یا cd، این دستور به شل می‌رسد، شل آن را می‌فهمد، به سیستم‌عامل می‌گوید اجرا کند و بعد نتیجه را به ما نمایش می‌دهد.شل مثل یک مترجم بین ما و سیستم‌عامل عمل می‌کند. علاوه بر این، شل می‌تواند برنامه‌های مختلف را با هم ترکیب کند، دستورات پیچیده‌تر بسازد و کارهای دیگری مثل مدیریت فایل‌ها و فرآیندها را آسان‌تر کند.cmd در ویندوز و bash در لینوکس نمونه‌های معروف شل هستند.چرا خودم شل نوشتم؟شاید بپرسید، خب خیلی شل آماده هست، چرا من رفتم و یک شل ساده خودم نوشتم؟ راستش هدف اصلی من یادگیری بود. می‌خواستم بفهمم برنامه‌های خط فرمان چطور کار می‌کنند و چطور دستورات را اجرا می‌کنند.علاوه بر این، ساختن یک شل ساده تمرین خوبی برای یادگیری مفاهیم مهمی مثل فرآیندها، فراخوانی‌های سیستمی و مدیریت ورودی و خروجی در سیستم‌عامل بود. ضمن اینکه این شل را با زبان C نوشتم که به سیستم نزدیک‌تر است و دسترسی کامل‌تری به منابع سیستم دارد.شل ساده من: قابلیت‌ها و روش راه‌اندازیحالا باید بدانیم اصلاً چه چیزی می‌خواهیم بسازیم و چه تفاوت‌هایی دارد؟ شل ما ساده‌ترین نوع شل است که برای سیستم‌عامل‌های یونیکسی (UNIX-like) مانند لینوکس و BSD نوشته شده است.برای زبان برنامه‌نویسی، من از C استفاده کردم چون اولاً معروف‌ترین زبان برنامه‌نویسی سیستمی دنیاست و سازگاری خیلی خوبی با UNIX دارد. اکثر شل‌های دیگر هم با C نوشته شده‌اند.انتخاب کامپایلرزبان C برخلاف بسیاری از زبان‌های برنامه‌نویسی، چندین کامپایلر دارد؛ یعنی هر تیم یا گروهی ممکن است یک کامپایلر C اختصاصی ساخته باشد. تیم گنو (GNU) کامپایلر خودشان به نام gcc را ساخت که برای محیط‌های UNIX بهینه شده است.ما هم از همان کامپایلر استفاده می‌کنیم.برای نصب آن در اوبونتو می‌توانید از دستور زیر استفاده کنید:sudo apt install gccشروع کد نویسیخب، بریم کدنویسی را شروع کنیم. ابتدا باید هدر فایل‌های مورد نیاز را include کنیم و تابع main را بنویسیم.تمپلیت برای شروعسه include اول مربوط به کتابخانه‌های پایه زبان C هستند که توابعی مثل کار با رشته‌ها، ورودی/خروجی و توابع کمکی را فراهم می‌کنند. دو هدر بعدی unistd.h و sys/wait.h مربوط به سیستم‌کال‌های لینوکس برای ارتباط با سیستم‌عامل و مدیریت وقفه‌ها هستند که در ادامه بیشتر با آن‌ها آشنا می‌شویم.ایجاد فرایند (process)گفتیم که شل دستورات ما را اجرا می‌کند، اما چطور؟ شل نام هر برنامه‌ای که می‌نویسید را پیدا می‌کند و به عنوان یک فرآیند فرزند (subprocess) خودش اجرا می‌کند.پس اولین قدم این است که یاد بگیریم چطور یک فرآیند فرزند ایجاد کنیم.ایجاد فرایند فرزندتابع fork برنامه را به دو شاخه پدر و فرزند تقسیم می‌کند. در شاخه فرزند عدد صفر برمی‌گرداند. شرط بررسی می‌کند اگر عدد صفر بود، با استفاده از تابع execvp برنامه‌ای که به شل داده شده را اجرا می‌کند. تابع wait در انتهای کد باعث می‌شود شاخه پدر منتظر پایان کار فرزند بماند.برای اینکه بتوانیم نام برنامه را دریافت و پردازش کنیم باید یک حلقه بی‌نهایت بنویسیم که در نهایت کد برنامه چیزی شبیه به این میشه:این کد هر بار یک اسم از خط فرمان دریافت میکنه و اجرا میکنه.برای دیدن پروژه ی کامل هم میتونید به گیت هاب پروژه ی من به آدرس https://github.com/mohammadmehdisharife/bare-shell.git مراجعه کنید. ❤️</description>
                <category>محمد مهدی شریفه</category>
                <author>محمد مهدی شریفه</author>
                <pubDate>Mon, 11 Aug 2025 17:53:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زبان آرمانی: جست‌وجو برای آزادی در دنیای برنامه‌نویسی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadmehdisharife/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%AC%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-oky9wgd6rzgw</link>
                <description>زبان های برنامه نویسیزبان برنامه‌نویسی آرمانی؛ ترکیب بهترین‌هاتصور کنید زبانی وجود داشته باشد که سادگی Python، امنیت Rust، زیبایی Lisp، انعطاف‌پذیری Lua و بهترین ویژگی‌های سایر زبان‌ها را در خود جمع کرده باشد. در این مقاله، ایده‌هایی برای طراحی چنین زبان برنامه‌نویسی آرمانی را بررسی می‌کنیم.پارادایم برنامه‌نویسیانتخاب پارادایم، نخستین و مهم‌ترین تصمیم در طراحی یک زبان است. پارادایم نحوه طراحی سینتکس، ساختار و حتی ابزارهای جانبی زبان را تعیین می‌کند. هدف ما ایجاد زبانی است که بیشترین آزادی و سادگی را به برنامه‌نویس بدهد؛ به شکلی که بدون نیاز به IDEهای انحصاری یا ابزارهای پیچیده، تنها با خط فرمان قابل استفاده باشد.به همین دلیل، وابستگی به پارادایم‌های پیچیده مانند شی‌گراییِ سنگین (که اغلب منجر به کدهای طولانی و وابستگی به ابزارهای سنگین می‌شود) با این هدف در تضاد است. در عوض، پارادایم رویه‌ای گزینه‌ای منطقی است: هم در محیط‌های تعاملی (REPL) کاربرد دارد و هم برای توسعه برنامه‌های سیستمی پیچیده کارآمد است.البته این زبان می‌تواند قابلیت ترکیب پارادایم‌ها را نیز داشته باشد؛ برای مثال، پشتیبانی از برنامه‌نویسی واکنشی (Reactive) در سبک JavaScript یا برنامه‌نویسی داده‌محور (Data-Oriented) در سبک Lisp.سینتکس: ریاضی یا سیستمی؟تاریخچه زبان‌های برنامه‌نویسی نشان می‌دهد که بسیاری از آن‌ها تحت تأثیر تفکر ریاضی‌دانان اولیه شکل گرفته‌اند و بنابراین سینتکس‌شان شبیه معادلات ریاضی است. اما دیدگاه ما این است که کد باید بازتاب‌دهنده عملیات واقعی در سطح سیستم باشد.برای نمونه، به جای تعریف متغیر در Python به شکل:تعریف متغییر در زبان پایتونمی‌توان در زبان آرمانی چنین نوشت:تعریف متغییر در زبان آرمانیاین جمله، عمل را دقیقاً همان‌طور بیان می‌کند که در حافظه رخ می‌دهد: قرار دادن مقدار ۱۰ در متغیر Number. همین ایده می‌تواند در تعریف و اجرای توابع و سایر ساختارها هم به کار رود تا کد برای برنامه‌نویس ملموس‌تر شود.حالت‌های اجرا (Execution Modes)زبان آرمانی باید یک زبان هیبریدی باشد؛ یعنی هم مفسر (Interpreter) داشته باشد و هم قابلیت کامپایل شدن به پلتفرم‌های مختلف را فراهم کند. این کامپایلرها می‌توانند شامل موارد زیر باشند:کامپایل به کد ماشین بومی (Native)خروجی برای ماشین‌های مجازی زبان‌های دیگرپشتیبانی از WebAssembly برای اجرا در مرورگراجرای مستقیم در محیط مفسریچنین انعطافی باعث می‌شود یک زبان بتواند در دامنه‌های گوناگون، از برنامه‌نویسی سیستمی تا توسعه وب، کاربرد داشته باشد.کراس پتلفرمکراس‌پلتفرم بودنبرای واقعی بودن قابلیت Cross-Platform، زبان باید در لایه بالاتری از سخت‌افزار عمل کند و جزئیات فنی مانند مدیریت حافظه را (در حالت پیش‌فرض) از کاربر پنهان کند. این سادگی باعث می‌شود پیاده‌سازی کامپایلر و مفسر برای پلتفرم‌های مختلف آسان‌تر باشد، بدون اینکه کاربر نیاز به تغییر کد داشته باشد.باگاجتناب از مشکلات ذاتیبیشتر زبان‌ها با یک یا چند محدودیت ذاتی مواجه‌اند. برای مثال:Java و C# سابقه مشکلات Null Reference داشته‌اند.بسیاری از زبان‌های سیستمی مانند C و ++C از نظر Memory Safety آسیب‌پذیرند.JavaScript از مشکل چندپارگی (Fragmentation) اکوسیستم رنج می‌برد.Swift و Objective-C در زمینه کراس‌پلتفرم محدودیت دارند.زبان آرمانی باید از ابتدا به‌گونه‌ای طراحی شود که این نوع محدودیت‌های شناخته‌شده را به حداقل برساند.پشتیبانی بلندمدتزبان باید ثبات سینتکس و API داشته باشد و از تغییرات شکاف‌ساز (Breaking Changes) اجتناب کند. این ثبات باعث می‌شود کدهای قدیمی بدون تغییر کار کنند و کارفرمایان با اطمینان بیشتری از آن در پروژه‌های بزرگ استفاده کنند.مدیریت حافظهیکی از ویژگی‌های کلیدی زبان آرمانی، انعطاف در مدل مدیریت حافظه است. این زبان می‌تواند از چندین روش Garbage Collection (مانند Reference Counting یا Tracing GC) پشتیبانی کند و در صورت نیاز امکان مدیریت دستی حافظه را نیز در اختیار توسعه‌دهنده بگذارد. این انعطاف، زبان را برای کاربردهای سیستمی و Real-Time نیز مناسب می‌کند.تنوع در مولتی‌تسکینگروش‌های چندوظیفگی در زبان‌ها متفاوت است:در Elixir، هر وظیفه یک Process مستقل است.در C، وظایف به‌صورت Threadهای بومی اجرا می‌شوند.در Java و C#، Threadهای مجازی (Managed Threads) روی ماشین مجازی اجرا می‌شوند.زبان آرمانی باید امکان انتخاب بین این مدل‌ها را فراهم کند تا بر اساس نیاز پروژه، بهترین روش به کار گرفته شود.جمع‌بندیمشکلات بسیاری از زبان‌های مدرن به دلیل پیچیدگی‌های غیرضروری و محدودیت در نحوه اجرا و کامپایل است. زبان آرمانی باید:ساده و قابل فهم باشد.انعطاف‌پذیری بالایی در پارادایم، مدیریت حافظه و مولتی‌تسکینگ داشته باشد.سینتکس آن بازتاب‌دهنده عملیات واقعی سیستم باشد.پایداری بلندمدت و کراس‌پلتفرم واقعی را تضمین کند.چنین زبانی می‌تواند به‌عنوان ابزاری واحد، نیازهای متنوع برنامه‌نویسان را برآورده کرده و از وابستگی به زبان‌های متعدد بکاهد.</description>
                <category>محمد مهدی شریفه</category>
                <author>محمد مهدی شریفه</author>
                <pubDate>Sat, 09 Aug 2025 12:53:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینترنت، اسلحه‌ی جدید جنگ‌های آینده</title>
                <link>https://virgool.io/peykmellat/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%AD%D9%87-%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-ip4b8h9tyfhc</link>
                <description>فرض کن یه روز صبح از خواب پا می‌شی، فکر می‌کنی بالاخره جنگ تموم شده چون نه موشکی پرتاب شده، نه صدای تیر و انفجاری می‌شنوی. می‌ری بیرون که بری سر کارت، خیابون‌ها شلوغه، مردم انگار خوشحال‌تر شدن، فکر می‌کنی همه چی داره آروم می‌شه. اما وقتی می‌رسی بانک، می‌بینی جمعیت جمع شدن و داد و فریاد می‌کنن. فکر می‌کنی شاید یه اختلاس شده یا یه مشکلی پیش اومده. بعد می‌خوای از یه سوپری یه نخ سیگار بخری، کارت خطا میده: «کارت شما دیگه کار نمی‌کنه.» با خودت می‌گی خب یه اختلال کوچیکه، درست می‌شه.ولی وقتی می‌ری پمپ بنزین، می‌بینی صف طولانیه و اصلا نمی‌تونن بنزین بزنن. تمام شهر فلج شده، از بانک‌ها و نیروگاه‌ها گرفته تا همون سوپرمارکت کوچیک دم خیابون.حالا تازه می‌فهمی جنگی که توی ذهنت بود موشک و بمب نیست، بلکه کدها و اسکریپت‌ها دارن به اینترنت کشورت شلیک می‌کنن. این اتفاق بارها تو دنیا افتاده، از کشورهای کوچیک مثل آلبانی و اوکراین گرفته تا ابرقدرت‌هایی مثل آمریکا، روسیه و چین.هیچ کس توی این جنگ سایبری واقعاً در امان نیست، و هیچ‌کس هم نمی‌دونه واقعاً کی پشت این حملات بوده. شاید یه هکر جوون توی یه کافی‌شاپ باشه، یا تیم‌های پیچیده و حرفه‌ای وابسته به دولت‌ها مثل APT33 ایران یا Unit 8200 رژیم اسرائیل.حملات سایبری: دسته‌بندی بر اساس دامنه تأثیر و هزینه سیاسیوقتی بحث حملات سایبری می‌شه، راه‌های مختلفی برای دسته‌بندی وجود داره.اما هدف من اینجا دسته‌بندی‌های فنی مثل XSS یا DDoS نیست، بلکه می‌خوام از منظر سیاسی و بر اساس معیارهایی مثل دامنه تأثیر، هزینه و زمان بررسی کنم.دسته اول: حملات انفرادیاین نوع حملات دامنه تأثیر خیلی کوچیکی دارن و معمولاً فقط یک یا چند نفر رو هدف می‌گیرن.مثلاً فیشینگ: فرض کن یه نفر زنگ می‌زنه به پدرت و می‌گه تو در یه مسابقه برنده شدی، بعد می‌خواد کد یکبار مصرف پیامکی رو بگیره.اگر پدرت کد رو بده، حسابش خالی می‌شه!این یعنی آسیب فقط به یک نفر وارد شده و اثر سیاسی خاصی نداره.دسته دوم: حملات گروهی محدودتو این دسته، حمله به جمعیت کوچکی وارد می‌شه؛ مثلاً ارسال یه لینک آلوده توی یه گروه واتساپ.اون لینک می‌تونه کدی داشته باشه که بدون دخالت کاربر اطلاعاتش رو بدزده.معمولاً این حملات زیر ده هزار نفر رو هدف می‌گیرن و سریع شناسایی و متوقف می‌شن.اینجا دامنه آسیب بزرگ‌تره اما هنوز در مقیاس محدود باقی می‌مونه.دسته سوم: حملات زیرساختی و ملیاین دسته پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین حملاته.اینجا کاربر معمولی هیچ نقشی نداره و نمی‌تونه جلوی حمله رو بگیره.مثلاً حمله به پمپ بنزین‌ها، سرورهای اصلی شبکه‌های اجتماعی یا سیستم ثبت احوال.چون این زیرساخت‌ها معمولاً بسیار محافظت شده‌ان، حمله بهشون نیازمند برنامه‌ریزی طولانی‌مدت و منابع زیاد هست.مثل حمله‌های مخفیانه به ثبت احوال و پمپ بنزین توسط رژیم اسرائیل و حمله ی ایران به ایران اینترنشنالاینجا تاثیر سیاسی و اجتماعی و در موارد خاص اقتصادی و جانی بسیار عمیقه و کل کشور رو درگیر می‌کنه.چرا دفاع سایبری ایران ضعیف‌تر از حملاته است؟با اینکه ایران تیم‌های مهاجم قدرتمند و شناخته‌شده‌ای داره مثل APT33، APT34، APT35، APT39 و APT42، اما وقتی پای دفاع وسط میاد، اوضاع چندان امیدوارکننده نیست.دلایل زیادی وجود داره، اما به نظرم مهم‌ترینش «غرب‌گرایی افراطی در بدنه مدیریتی» و «وابستگی شدید به ابزارهای توسعه‌ی تجاری غربی» هست.با اینکه برای خیلی از این ابزارها، جایگزین‌های متن‌باز، امن‌تر و بومی وجود داره، ولی باز هم مدیران ما تمایلی به استفاده از اون‌ها ندارن. بیاید چند دلیل اصلی رو با هم مرور کنیم:نفوذ آموزشی شرکت‌های غربی در دانشگاه‌هاشرکت‌هایی مثل مایکروسافت، در دانشگاه‌های ایران نفوذ جدی دارن.نمایندگان رسمی یا غیررسمی این شرکت‌ها، حتی در میان اساتید با رتبه‌های بالا، حضور فعال دارن.در نتیجه، اساتیدی رو می‌بینیم که به‌شدت روی ابزارهای تجاری خاص تعصب دارن و حتی وقتی نسخه‌های متن‌باز قوی‌تر وجود داره، باز هم روی همون ابزارها پافشاری می‌کنن و اون‌ها رو تدریس می‌کنن.علاقه‌ی مدیران کهنسال و محافظه‌کار به برندهای بزرگمدیران قدیمی، به‌جای نگاه تحلیلی به فناوری، بیشتر تحت تأثیر تبلیغات و برندها قرار می‌گیرن.مثلاً وقتی یه محصول صرفاً برچسب &quot;Enterprise&quot; یا &quot;Commercial&quot; داره، سریع‌تر اعتماد می‌کنن.یه نمونه واضحش، استفاده‌ی گسترده‌ی بانک‌های ایرانی از زبان برنامه‌نویسی #C هست.با اینکه این زبان در پروژه‌های حساس مشکلات امنیتی زیادی ایجاد کرده، اما هنوز جایگزین نشده چون &quot;آشناست&quot; یا برندش شناخته‌شده‌ست.سیستم آموزشی غیرخلاق و بدون تحقیقبرخلاف مدل آموزشی غربی که تحقیق، خلاقیت و تجربه‌محوری اساس کاره، توی ایران بیشتر تأکید روی تکرار فناوری‌های قدیمی و «امتحان‌پس‌داده» هست.نتیجه‌اش می‌شه تربیت نیروهایی که بیشتر مصرف‌کننده‌ان تا توسعه‌دهنده. این رویکرد، عملاً جلوی رشد در حوزه‌هایی مثل امنیت سایبری رو می‌گیره.نتیجه ی این همه صحبتهمه‌ی این حرف‌ها یه چیزو نشون میده: دیگه لازم نیست یه کشور رو با بمب و موشک بزنی تا فلجش کنی. کافیه چند خط کد درست بنویسی و یه نقطه‌ی حساس رو بزنی، اون‌وقت همه چی از کار می‌افته؛ بانک، بنزین، برق، حتی اعتماد مردم. امنیت سایبری الان دیگه یه گزینه نیست، یه ضرورت قطعی برای بقاست. اگه ما دفاع نکنیم، دیر یا زود یکی از همون حمله‌هایی که فکر می‌کنیم مال کشورهای دیگه‌ست، سر خودمون خراب میشه. امنیت دیجیتال، یعنی امنیت واقعی کشور.پس با دوری از منافع شخصی و تعصبات به پیشرفت کشورمون و امنتر شدنش کمک کنیم.</description>
                <category>محمد مهدی شریفه</category>
                <author>محمد مهدی شریفه</author>
                <pubDate>Fri, 08 Aug 2025 01:33:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>