<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد رحیم زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohammadrahimzadeh</link>
        <description>دکتری بازاریابی و مدرس دانشگاه.
از سال 1393 در فضای کسب و کارهای اینترنتی به عنوان دیجیتال مارکتر، مارکتر و مشاور در حال فعالیت هستم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:38:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1757905/avatar/ZU8m4R.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد رحیم زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه یک بیزینس پلن حرفه‌ای بنویسیم؟ ۱۰ بخش ضروری</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%B3-%D9%BE%D9%84%D9%86-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%DB%B1%DB%B0-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-tqk1kpd9c0jq</link>
                <description>چگونه یک بیزینس پلن حرفه‌ای بنویسیم؟ راهنمای کامل برای جذب سرمایه و رشد کسب‌وکاربسیاری از کارآفرینان تصور می‌کنند بیزینس پلن صرفاً یک سند رسمی برای ارائه به بانک، سرمایه‌گذار یا شتاب‌دهنده است. به همین دلیل معمولاً ده‌ها صفحه نمودار، جدول مالی و توضیحات فنی تهیه می‌کنند.اما واقعیت چیز دیگری است.یک بیزینس پلن موفق قبل از هر چیز یک ابزار فروش است. شما باید بتوانید با استفاده از آن، سرمایه‌گذار، شریک تجاری، مشتری کلیدی یا حتی اعضای تیم خود را متقاعد کنید که کسب‌وکارتان ارزش دنبال کردن دارد.به همین دلیل، کیفیت استدلال، شفافیت مسیر و اعتبار تیم معمولاً اهمیت بیشتری از حجم اطلاعات دارد.بیزینس پلن دقیقاً چه سؤالی را پاسخ می‌دهد؟هر بیزینس پلن خوب باید بتواند به چند سؤال اساسی پاسخ دهد:چه مشکلی را حل می‌کنید؟مشتری شما چه کسی است؟چرا مشتری باید شما را انتخاب کند؟چگونه درآمد کسب می‌کنید؟چه مزیتی نسبت به رقبا دارید؟چه ریسک‌هایی وجود دارد؟چرا تیم شما توانایی اجرای این ایده را دارد؟اگر پاسخ این سؤالات در سند شما مشخص نباشد، حتی دقیق‌ترین پیش‌بینی‌های مالی نیز کمکی نخواهند کرد.اجزای اصلی یک بیزینس پلن حرفه‌ای۱. خلاصه اجرایی (Executive Summary)بسیاری از سرمایه‌گذاران ابتدا فقط همین بخش را می‌خوانند.خلاصه اجرایی باید در چند پاراگراف توضیح دهد:کسب‌وکار شما چیست؟چه ارزشی خلق می‌کند؟بازار هدف شما کدام است؟مدل درآمدی چیست؟چه میزان سرمایه نیاز دارید؟اگر این بخش نتواند مخاطب را جذب کند، احتمالاً بقیه سند نیز خوانده نخواهد شد.۲. معرفی و تاریخچه کسب‌وکاردر این قسمت باید توضیح دهید:شرکت چگونه شکل گرفته است؟در چه مرحله‌ای قرار دارد؟تاکنون چه دستاوردهایی داشته است؟چه نقاط عطفی را پشت سر گذاشته است؟هدف این بخش ایجاد اعتماد و اعتبار است.۳. محصول یا خدمتیکی از اشتباهات رایج، ورود بیش از حد به جزئیات فنی است.مخاطب در وهله اول نمی‌خواهد بداند محصول شما چگونه ساخته می‌شود؛ بلکه می‌خواهد بداند:چه مسئله‌ای را حل می‌کند؟چه ارزشی برای مشتری ایجاد می‌کند؟چه تفاوتی با راه‌حل‌های موجود دارد؟تمرکز باید روی مزیت رقابتی باشد، نه مشخصات فنی.۴. بازار و رقبااین بخش نشان می‌دهد که آیا واقعاً بازار خود را می‌شناسید یا نه.باید مشخص کنید:مشتری هدف چه کسی است؟اندازه بازار چقدر است؟روندهای بازار چیست؟رقبای اصلی چه کسانی هستند؟مزیت رقابتی شما نسبت به آن‌ها چیست؟بسیاری از بیزینس پلن‌ها در همین قسمت شکست می‌خورند؛ زیرا شناخت دقیقی از مشتری ندارند.۵. برنامه بازاریابییکی از مهم‌ترین سؤالات سرمایه‌گذار این است:مشتری از کجا قرار است شما را پیدا کند؟در این بخش باید مشخص شود:کانال‌های جذب مشتری چیست؟استراتژی برندینگ چگونه است؟چه روش‌هایی برای ایجاد تقاضا استفاده می‌کنید؟هزینه جذب مشتری چگونه مدیریت می‌شود؟بازاریابی نباید صرفاً یک لیست از فعالیت‌ها باشد؛ بلکه باید نشان دهد چرا این استراتژی احتمال موفقیت دارد.۶. فروش و توزیعبسیاری از کسب‌وکارها روی محصول تمرکز می‌کنند اما درباره فروش توضیح شفافی ندارند.در این بخش باید مشخص شود:محصول چگونه به دست مشتری می‌رسد؟فروش مستقیم انجام می‌شود یا از طریق نمایندگان؟پوشش جغرافیایی چگونه خواهد بود؟تیم فروش چه ساختاری دارد؟شاخص‌های عملکرد فروش چیست؟۷. تولید و عملیاتدر این قسمت باید نشان دهید که توانایی اجرای وعده‌های خود را دارید.موضوعات مهم شامل:تأمین‌کنندگان اصلیوابستگی به منابع کلیدیفرآیند تولید یا ارائه خدمتکنترل کیفیتتجهیزات موردنیازهزینه‌های عملیاتیظرفیت توسعه و مقیاس‌پذیریسرمایه‌گذار به دنبال این است که ببیند شما نقاط آسیب‌پذیر عملیات را می‌شناسید یا نه.۸. تیم مدیریتییکی از مهم‌ترین بخش‌های بیزینس پلن.نویسندگان راهنمای کمبریج مثال جالبی می‌زنند:اگر مجبور باشید بین یک اسب عالی با سوارکار ضعیف و یک سوارکار عالی با اسب متوسط انتخاب کنید، احتمالاً روی سوارکار شرط می‌بندید.سرمایه‌گذاران نیز اغلب روی تیم سرمایه‌گذاری می‌کنند، نه صرفاً روی ایده.در این بخش باید توضیح دهید:اعضای کلیدی تیم چه کسانی هستند؟چه تجربه‌ای دارند؟چرا این تیم برای اجرای پروژه مناسب است؟چه شکاف‌هایی در تیم وجود دارد و چگونه پر خواهد شد؟۹. برنامه مالیاشتباه رایج بسیاری از استارتاپ‌ها خوش‌بینی بیش از حد است.پیش‌بینی‌های مالی باید شامل موارد زیر باشد:پیش‌بینی فروشصورت سود و زیانجریان نقدینقطه سربه‌سرنیازهای سرمایه‌گذاریسناریوهای خوش‌بینانه و بدبینانهمهم‌تر از خود اعداد، فرضیات پشت آن‌هاست.۱۰. ریسک‌ها و استراتژی خروجهیچ کسب‌وکاری بدون ریسک نیست.یک بیزینس پلن حرفه‌ای ریسک‌ها را پنهان نمی‌کند؛ بلکه نشان می‌دهد:چه ریسک‌هایی وجود دارد؟چگونه مدیریت می‌شوند؟چه برنامه جایگزینی وجود دارد؟همچنین سرمایه‌گذار علاقه دارد بداند:بازده مورد انتظار چیست؟چگونه می‌تواند در آینده از سرمایه‌گذاری خارج شود؟سه اشتباه رایج در نوشتن بیزینس پلن۱. عاشق محصول شدنبسیاری از بنیان‌گذاران ساعت‌ها درباره محصول صحبت می‌کنند اما بازار را نادیده می‌گیرند.۲. خوش‌بینی افراطیفروش، جذب مشتری و رشد معمولاً کندتر از چیزی اتفاق می‌افتد که در اکسل پیش‌بینی می‌شود.۳. پنهان کردن مشکلاتسرمایه‌گذار باتجربه معمولاً مشکلات را پیدا می‌کند. اگر خودتان درباره آن‌ها شفاف نباشید، اعتبارتان را از دست خواهید داد.جمع‌بندیبیزینس پلن مجموعه‌ای از جداول مالی و نمودارها نیست.یک بیزینس پلن موفق باید بتواند نشان دهد:بازار را می‌شناسید.مشتری را درک می‌کنید.مزیت رقابتی مشخصی دارید.تیم مناسبی در اختیار دارید.ریسک‌ها را می‌شناسید.و مهم‌تر از همه، مسیر روشنی برای تبدیل ایده به یک کسب‌وکار پایدار دارید.اگر نتوانید این موارد را شفاف توضیح دهید، حتی بهترین ایده‌ها نیز برای سرمایه‌گذار جذاب نخواهند بود.</description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jun 2026 16:33:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>🎯 مدل تصمیم گیری موفق در کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh/%F0%9F%8E%AF-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-v5bl7h6dcvog</link>
                <description> چرا بعضی تصمیم‌های کسب‌وکاری موفقیت‌آمیزن و بعضی فقط روی کاغذ خوب به نظر میان؟این مدل می‌گه: همه چیز به سطح استراتژی و هماهنگی بین آنها بستگی داره. مسئله:این چارچوب بررسی می‌کنه که چگونه استراتژی‌های مختلف در سازمان (از CEO تا تیم عملیاتی) باید هماهنگ باشن تا اهداف کسب‌وکار محقق بشه. روش:مروری بر مدل ۴ سطح استراتژی:- Corporate Strategy  - Business Strategy  - Functional Strategy  - Operational Strategy   نتیجه:هر سطح استراتژی نقش مشخص داره و باید با سطوح دیگر همسو باشه:1. Corporate Strategy   - بالاترین سطح، تعیین چشم‌انداز و اهداف کلان     - اجرا توسط CEO و تیم اجرایی ارشد  2. Business Strategy   - هر واحد کسب‌وکار چطور اهداف کلان رو عملی کنه     - اجرا توسط مدیران کل و سرپرستان واحد  3. Functional Strategy   - #استراتژی هر دپارتمان یا بخش (HR، Marketing و غیره)     - اجرا توسط مدیران میانی  4. Operational Strategy     - روزانه، تمرکز روی اجرای بهینه کارها     - اجرا توسط سرپرست‌ها، تیم‌ها و اعضای عملیاتی  و نکته کلیدی:&gt; هماهنگی بین این سطوح، پیش‌نیاز موفقیت واقعی است. کاربرد:- مدیران ارشد: چشم‌انداز و سیاست‌های کلان تعیین کنن  - مدیران واحدها: اهداف کلان رو به برنامه عملیاتی تبدیل کنن  - سرپرستان و تیم‌ها: تمرکز روی اجرا و بهینه‌سازی روزانه  - هر سازمانی بدون همسویی بین این سطوح، حتی با منابع زیاد هم موفق نمی‌شه تحلیل من:بسیاری از سازمان‌ها روی یک سطح (مثلاً operational) تمرکز می‌کنن و چشم‌انداز کلان رو نادیده می‌گیرن.  نتیجه؟ تلاش‌ها پراکنده و اثرگذاری کم. نظر شما:سازمان شما کدوم سطح هماهنگی بیشتری داره و کدوم سطح مشکل داره؟محمد رحیم‌زاده – استراتژیست و مشاور کسب و کار</description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2026 10:20:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>🎯 بررسی ریشه میکرومنیجمنت</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh/%F0%9F%8E%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AC%D9%85%D9%86%D8%AA-iazg7ngcu4db</link>
                <description>این مدل می‌گه: تفاوت اصلی در «نوع فکر کردن» است، نه فقط تجربه یا هوش. --- 📌 مسئله:این چارچوب بررسی می‌کنه که تفکر استراتژیک چه تفاوتی با تصمیم‌گیری معمولی داره، و مدیران حرفه‌ای چه کارهایی را باید انجام دهند یا از چه اشتباهاتی دوری کنند. --- ⚙️ ساختار:این مدل، ۱۲ مهارت اصلی تفکر #استراتژی محور را در دو بخش مقایسه می‌کند:❌ اشتباهات رایج ✅ رفتارهای حرفه‌ای و استراتژیک --- 🔥 نتیجه:تفکر استراتژیک فقط «برنامه‌ریزی» نیست؛ بلکه نوع نگاه به مسئله است. چند نمونه مهم: 🔹 مدیر غیر‌استراتژیک:فقط مشکل جلوی چشمش را می‌بیند 🔹 مدیر استراتژیک:الگوها و ارتباط بین مسائل را تشخیص می‌دهد --- 🔹 مدیر غیر‌استراتژیک:فقط روی فرصت‌های مثبت تمرکز می‌کند 🔹 مدیر استراتژیک:قبل از وقوع، ریسک‌ها و نقاط شکست را شناسایی می‌کند --- 🔹 مدیر غیر‌استراتژیک:به تصمیم‌ها نگاه صفر و یکی دارد 🔹 مدیر استراتژیک:پیامدها و گزینه‌های جایگزین را هم می‌بیند --- 🔹 مدیر غیر‌استراتژیک:به یک برنامه می‌چسبد 🔹 مدیر استراتژیک:سریع خودش را با شرایط جدید تطبیق می‌دهد --- 💡 کاربرد:برای تصمیم‌گیری بهتر:- قبل از انتخاب، اول هدف را شفاف کن- فقط روی وظایف تمرکز نکن، تصویر بزرگ‌تر را ببین- فرضیاتت را تست کن، نه اینکه بدیهی فرضشان کنی- برای سناریوهای مختلف آماده باش- منابع را جایی بگذار که مزیت واقعی می‌سازند --- 🧩 نکته کلیدی:بزرگ‌ترین تفاوت مدیران متوسط و مدیران استراتژیک، «کیفیت سوال‌هایی» است که از خودشان می‌پرسند. تفکر استراتژیک یعنی:👉 دیدن چیزی که بقیه هنوز متوجهش نشده‌اند. --- 💬 نظر شما:کدام مهارت تفکر استراتژیک در سازمان‌ شما کمتر دیده می‌شود؟ - آینده‌نگری؟- تصمیم‌گیری؟- تطبیق‌پذیری؟- یا دیدن تصویر بزرگ‌تر؟محمد رحیم زاده – استراتژیست و مشاور کسب و کار</description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Sun, 10 May 2026 09:20:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یافتن بهترین استراتژی برای موفقیت کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh/pick-the-right-business-strategy-goads5xt5fsp</link>
                <description>هیراکی موراکامی در کتاب وقتی از دویدن حرف میزنیم از چه حرف میزنیم می‌گوید: اگر کاری را دوست داری آنقدر انجامش بده تا جزیی از شخصیتت شود. این توصیه در کسب و کار نیز صدق می‌کند. زمانی که شما عوامل کلیدی موفقیت کسب و کارتان را یافتید باید برای بدست آوردن، نگه‌داری و یا رها کردن آن‌ها تلاش مستمر و آگاهانه داشته باشید. انتخاب استراتژی مناسب از مهم‌ترین وظایف ما به عنوان مدیران و رهبران کسب و کار است. پیدا کردن مسیر و ریل مناسب و پافشاری برای نگهداری قطار کسب و کار در مسیر درست شاید مهم‌ترین مسئولیت ما باشد.عوامل کلیدی موفقیت کسب و کار شما کدام است؟این عوامل در واقع پاسخ‌هایی است که کسب و کار شما به نیاز بازار بالقوه می‌دهد. به اصلاح فایده‌ای که بیزینس برای کاربران ایجاد می‌کند. طبق تجربه، یکی از سخت‌ترین کارها برای کسب و کارها پیدا کردن این عوامل کلیدی است. بیایید چند نمونه از این عوامل را باهم مرور کنیم تا با دید بهتری مقاله را ادامه دهیم.کاهش زحمت و دردسر کاهش هزینه مالیخدمات و یا محصولات باکیفیتایجاد تنوع مناسب برای حق انتخاب گستردهارایه اطلاعات دقیق و قابل اعتماد درباره موضوعصرفه‌جویی در زمانآسان کردن فرایندهاکمک برای کسب درآمدیکپارچه کردن چند خدمت متفاوتتسهیل ارتباط بین افرادبهبود سلامت جسمی و روانیایجاد سرگرمی و شادیکمک به افراد برای جذاب‌تر شدنکمک به اجاد امنیت بیشتر برای افرادایجاد تجربه های نوستالژیکارایه محصولی خاص و جذابو ... یکی یا چندتا از این عوامل می‌تواند توسط شما به عنوان عامل کلیدی موفقیت انتخاب شود. این انتخاب باید بعد از تحقیقات بازار، مطالعه پرسونا مخاطب و یا مشتری و با توجه به ارزشمند بودن یا نبودن برای کسب و کار و همچنین قابل انجام بودن یا نبودن انتخاب شود.یافتن ریل مناسب کسب و کارحال که عوامل کلیدی موفقیت کسب و کار را پیدا کردیم زمان آن است که برویم و خودمان را با رقبا مقایسه کنیم.1) این عامل کلیدی موفقیت کسب و کار را ما داریم، رقبا هم دارند.اگر آن عامل کلیدی را هم ما داریم و هم رقبا، آن عامل &quot; الزام استراتژیک &quot; است. مدام باید رقبا را پایش کنیم و از طرفی تلاش کنیم آن عامل را در کسب و کارمان بهبود دهیم.2) ما نداریم، رقبا دارنداین مرحله &quot; گلوگاه استراتژیک &quot; نام‌گذاری شده است. یا باید از طریق نوآوری آن عامل کلیدی را به نحو مناسبی ایجاد کنیم، یا تمرکز کسب و کار را از آن قسمت برداشته و روی بخش خاصی تمرکز کنیم.مثلا قیمت پایین (کاهش هزینه مالی) در بازار موبایل یک عامل کلیدی است و ما نمیتوانیم ارزان‌تر از رقبا محصول را تهیه و بفروشیم، در این حالت می‌توان از بازارخرید و فروش موبایل صفر به سمت موبایل کارکرده یا تجهیزات جانبی رفت و یا اگر رقبا خرید اقساطی ارایه نمی‌دهند، از طریق فروش اقساطی، هزینه مالی خریدار را کاهش دهیم.3) ما داریم، رقبا ندارنداین حالت با عنوان &quot;شایستگی استراتژیک&quot; معرفی شده است. در این مرحله باید از ظرفیت تبلیغاتی خود تمام استفاده رو بکنید و داشتن آن ویژگی را به گوش مخاطبان خود برسانید و به اصلاح برای برند خودتان در ذهن مشتری جایگاه سازی کنید.4) ما نداریم، رقبا ندارنددر این شرایط که معروف است به &quot;پتانسیل استراتژیک&quot; می‌بایست برای آینده و کسب آن عامل کلیدی سرمایه‌گذاری کرد. حواسمان باشد که اگر رقبا زودتر از ما به آن عامل کلیدی برسند وارد گلوگاه استراتژیک می‌شویم و کار سخت می‌شود. مسیر درست از سمت استراتژی درست می‌گذردهمانطور که متوجه شدیم تحقیقات درست و شناسایی دقیق نیازهای بازار و آگاهی نسبت به کسب و کار و توانمندی‌ها ما را در انتخاب مسیر مناسب یاری می‌دهد. بدون داشتن استراتژی مناسب نمی‌توان از حضور در مسیر درست اطمینان داشت. روش هایی که مطرح شد به ما کمک می‌کند تا در دوراهی و چندراهی‌ها گمراه نشویم و بدانیم به کدام مسیر و چگونه خواهیم رفت.تمامبا آرزوی رشد و موفقیت برای کارآفرینان و مدیران کسب و کار.من محمد رحیم زاده هستم و شما می‌تونید سایر نوشته های من رو با کلیک روی اسمم بخونید :)</description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jul 2024 16:18:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مراقبت از کارمندان با خودمراقبتی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%AA%DB%8C-ums4imf86hzc</link>
                <description>رهبران موفق عمیقا مراقب خود، شرکت، محصولات، مشتریان و هم‌چنین مراقب کارمندان و اعضای تیم‌شان هستند. واضح است که داشتن تیم قوی شانس رسیدن به موفقیت را افزایش می‌دهد. احتمالا راجع به روش‌های مراقبت از کارمندان شنیده و یا خوانده‌اید. بیشتر این توصیه‌ها لیست بلندبالایی است که باید در محیط کار برای کارمندان مهیا کرد. به این لیست همواره موارد مدرن و به روزتری نیز اضافه می‌شود. محیط کاری مناسب، ایجاد لحظات شاد در محیط کار، انجام بازی هایی برای تقویت روحیه تیمی و مسئولیت‌پذیری، بازی‌وارسازی تسک‌ها برای جذاب‌کردن و اثرگذاری بیشتر، قدردانی و جشن گرفتن موفقیت‌ها، جلسات وان بای وان و  ... . همه این موارد خوب است و اجرای آن‌ها تسهیل‌گر.  اما بحثی که وجود دارد اصالت رفتارهای مدیر است. اصل رفتار از درون فرد نشات می‌گیرد و به راحتی قابل شناسایی و درک شدن است. بحث راجع به خود شماست به عنوان مدیری که می‌خواهد به بهترین نحو رهبری کند.آیا مراقبت چیزی جز ایجاد و حفظ ارتباط درست و بالغانه است؟ارتباط درست و بالغانه از خودمان آغاز می‌شود. زمانی که با خودمان ارتباط درست داشته باشیم می‌توانیم با دیگران نیز ارتباط مناسب داشته باشیم و به ایشان کمک کنیم. مراقبت از کارمندان چه معنایی دارد؟ یک مدیر حد و مرز روابط را چگونه باید مشخص و از آن مراقبت کند؟ اولویت در روابط کاری بین کارفرما و کارمندان چه باید باشد؟(چند لحظه به پاسخ این سوال فکر کنید) ما زمانی می‌توانیم به اندازه کافی (نه زیاد و نه کم) از اعضای تیم مراقبت کنیم که ابتدا مراقب خوبی برای خود باشم. یعنی در ابتدای امر باید خودمان را به اندازه کافی و با آگاهی از ویژگی‌های (مثبت و منفی) دوست داشته باشیم و در جهت خودآگاهی و بهبود مستمر تلاش کنیم. خودآگاهی صورت مساله است و قطعا دانستن درست مساله رسیدن به پاسخ را بسیار تسهیل می‌کند. خود آگاهی و خود مراقبتی چیست؟این که بدانیم ارزش‌های وجودی ما کدام است؟ رنج‌ها و ترس‌های ما در زندگی چه چیزهایی است؟ چه ویژگی‌هایی داشته ایم که در تمام این سال ها تلاش کرده‌ایم آن‌ها را مخفی کنیم؟ پاسخ به این سوالات ما را با خودمان شفاف کرده و ما را در مسیر خودآگاهی و خود مراقبتی کمک خواهد کرد.مراقب خودم باشم یعنی بدانم و کشف کنم در این سال‌های زندگی چه رنج های بزرگی را از سر گذرانده‌ام و این رنج ها و تروماها باعث ایجاد چه باورها و ترس‌های اشتباهی در من شده است. ترس‌ها و باورهایی که جسارت حضور در برخی موقعیت‌ها را  از من گرفته و من را در برابر برخی اتفاقات و کنش‌ها حساس‌تر کرده و باعث شده در برخی موارد خودم را زندگی نکنم و نقش انسان‌های دیگر را بازی کنم و متاسفانه یا خوشبختانه دنیا به‌ آسانی تفاوت رفتار اصیل و کپی شده را متوجه می‌شود.رنج‌های کودکی چگونه در بزرگسالی، ما را متوقف می‌کنند؟تصور کنید من فردی هستم که به دلیل نگرفتن عشق بی قید و شرط از والد در زمان کودکی، معنایش این‌گونه می‌شود که در زمان کودکی برای عشق گرفتن و دوست داشتنی بودن می‌بایست به موفقیتی می‌رسیدم، موفقیت هایی مانند شیطنت نکردن، نمره خوب گرفتن و... ، الان به عنوان یک مدیر تلاش می‌کنم با باج دادن علاقه کارمندان را به سمت خود بکشانم. یا برای اینکه نشان بدهم انسان موفق و تاثیرگذاری هستم مدام و بیش از حد معمول از موفقیت‌های گذشته برایشان تعریف و خود را بی عیب و نقص و برتر از دیگران معرفی می‌کنم.  هدف از این گفته این است که در رابطه با مسایلی که باعث رنج بلند مدت شده فکر کنید و شفاف باشید. آن‌ها ‌را یادداشت و همچنین متوجه این موضوع باشید که کسانی که این رنج‌ها را به شما داده‌اند (عموما والدین) در ناآگاهی بوده‌اند. آن‌ها را نه برای خودشان یا چیز دیگر، بلکه برای رشد خودتان ببخشید و از موانعی که به‌دلیل این رنج‌ها در شما ایجاد شده عبور کنید. رهایی و خود دوستی بعد از دیدن و گذشتن اتفاق می‌افتد.چگونه خود را از این موانع رها کرده و رشد کنیم؟نوشتن رنجش‌ها و بخشش افراد، ما را به خودآگاهی می‌رساند و دلیل انجام رفتارهای ناکارآمد تکراری را آشکار می‌کند. وقتی دلیل این الگوهای ناکارآمد تکراری را مرور کرده و مسبب این رنج ها را می‌بخشیم. در واقع به خود می‌گوییم که متوجه‌ام که دردناک بوده ولی با همه سختی‌هایش چیزی بوده در گذشته من، من امروز دیگر آن کودک آسیب‌پذیر نیستم و می‌توانم از خودم مراقبت کنم. اجازه نمی‌دهم رنج دوران کودکی ادامه زندگی من را نیز تحت تاثیر بگذارد.همانطور که گفته شد رنج، تروما و ترس، باورهایی را در ذهن ما ایجاد می‌کند و باورها اساس تصمیم‌گیری‌های ما هستند.می‌توان با تغییر این باورها، رفتار بالغانه‌تری داشت. این ایده ماست برای مراقبت از خود و افراد تیم.به پاسخ سوال‌های زیر فکر کنید.چندبار ایده‌های نابتان را عملی نکردید و بعد متوجه شدید یک بیزینس موفق با همان ایده توسط فرد دیگری ساخته شده است؟ چندبار اتفاق افتاده که خواستید رویه‌ای را در تیم تغییر دهید ولی این باور که اگر فلانی در این مسیر همراهتان نباشد از پسش بر نمیایید.  یا چندبار برای اینکه اثبات کنید آدم ویژه‌ای هستید، کاری که خیلی هم بلدش نبوده‌اید را بدون کمک گرفتن از دیگران انجام داده و خراب کرده‌اید؟  چندبار با درگیرشدن در جزیی‌ترین تسک‌ها در تیم باعث شدید اعضای تیم سرخورده و در نهایت پروژه با شکست مواجه شود؟اکثر اوقات این‌گونه توجیه می‌کنیم، من منابع مالی و انسانی و ... کافی نداشتم ولی فلانی داشت. اعضای تیم من تخصص و مسئولیت‌پذیر نبودند و هزار و یک دلیل دیگر. بیایید با خودمان شفاف باشیم. جراتش را نداشتیم، کم کاری کردیم، ترسیدیم که شکست بخوریم، بی‌اعتمادیم، می‌خواستیم ثابت کنیم که مستقلیم. کمی عمیق‌تر که می‌شویم مثلا برای انجام ندادن یک ایده می‌گوییم: اگه پدرم یا مادرم هی نمی‌گفت این کارو نکن خطرناکه، من الان به خودم اعتماد بیشتری داشتم و می‌تونستم ریسک‌های درست‌تری تو زندگی بردارم.اغلب نرسیدن‌ها و از دست‌دادن‌های ما ناشی از کم کاری‌ها، کم جراتی‌ها و کم‌شهامتی است. تا زمانی که ندانیم ریشه آن‌ها کجاست، نمی‌توانیم از آن‌ها عبور کنیم.معرفی تکنیک مکثبعد از اینکه رنج‌ها و ترس‌هایمان را شناختیم و بخشیدیم، تکنیک مکث معجزه می‌کند. هدف این تکنیک این ‌است که باورهایی که در لحظه ایجاد می‌شود را به چالش بکشد.فرض کنید؛کارمندتان انتقادی از شما می‌کند. شاید باور شما این است که این فرد دارد وجود شما را بی‌ارزش و به شما توهین می‌کند. در همین لحظه و قبل از واکنش سریع مکث کنید. چه دلایل دیگری می‌تواند وجود داشته باشد؟ شاید آن فرد قلبش برای مجموعه می‌تپد و تمایل به بهبود اوضاع تیم دارد و به همین دلیل از یک رفتار مشخص شما انتقاد می‌کند، معنیش این نیست که کلیت وجود شما را بی ارزش می‌کند. حالا متناسب با این باور یا احتمالات دیگر، رفتار خود را تنظیم و به اصطلاح بالغانه رفتار کنید. بعدا دوباره این واقعه را تحلیل کنید و سعی کنید دلایلی که باعث شد یک انتقاد شما را به هم بریزد را کشف کنید. فقط توجه کنید همه تمرکزتان باید روی خودتان و اتفاقاتی که در درون شما افتاد باشد.چگونه با خودآگاهی از کارمندانمان مراقبت کنیم؟مسیر بلوغ بسیار سخت و پرچالش است. بلوغ یعنی رفتار درست در زمان درست. ما در این مقاله درباره روانشناسی انگیزشی با شما صحبت نکردیم. ما درباره تغییر باور که بسیار سخت است چون ریشه‌ای است صحبت کردیم. اطمینان داریم که یک مدیر زمانی می‌تواند از کارمندان تیم خود مراقبت کند که به مراقبت از خودش بیش از همه‌چیز در این دنیا توجه کند. کسی که پای خود می‌ایستد و شهامت دیدن نقص‌های خودش را دارد و با تلاش مسمتمر در جهت بهبود قدم برمی‌دارد شایستگی رهبری را دارد و افراد تیمش قطعا از کار کردن کنار او لذت بیشتری خواهند برد.تمامبا آرزوی رشد و موفقیت برای کارآفرینان و مدیران کسب و کار.من محمد رحیم زاده هستم و شما می‌تونید سایر نوشته های من رو با کلیک روی اسمم بخونید :)</description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jul 2024 14:12:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثر هاله‌ای در بازاریابی و فروش</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh/halo-effect-in-marketing-vdrlyzo8jic1</link>
                <description>اثر هاله‌ای در بازاریابی و فروش زمانی ایجاد می‌شود که ما بر اساس مشاهده یک یا چند ویژگی مثبت در یک کسب و کار، نسبت به سایر ویژگی‌های آن که مشاهده و یا تجربه نکرده‌ایم، نتیجه‌گیری مثبت می‌کنیم.به عنوان مثال ظاهر مناسب یک فروشگاه اینترنتی، منجر به ایجاد دید مثبتی نسبت به محصولات و خدمات آن‌ در ذهن ما می‌کند. حتی اگر تاکنون از محصولات آن وبسایت استفاده نکرده باشیم. در واقع این ظاهر مناسب هاله‌ی نوری دور برند (فروشگاه) ایجاد می‌کند که سایر ویژگی‌های آن‌را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.ریشه وجودی اثر هاله‌ای چیست؟مغز انسان همیشه وظیفه‌اش این‌ بوده که در سریع‌ترین زمان ممکن، ورودی‌ها را پردازش و کارآمدترین تصمیم را بقا بگیرد. این رویه از هزاران سال پیش منجر به شکل‌گیری برخی خطاهای شناختی (اثر هاله‌ای، یک خطای شناهتی است) در انسان‌ها شده که از طریق DNA پدران و مادران ما به ما نیز رسیده‌است.در زمانی که انسان‌ها در قبیله‌های خیلی کوچک زندگی می‌کردند، زمانی که فردی را به‌جز افراد قبیله‌ی خود می‌دیدند تنها چند ثانیه زمان داشتند تا تصمیم بگیرند آن فرد دوست هست یا دشمن. آن‌ها می‌بایست با یک نگاه کلی در کمتر از چندثانیه این تصمیم را می‌گرفتند زیرا که اگر آن فرد دشمن بود باید زودتر او را می‌کشتند تا خودشان زنده بمانند (بقا).در کنار DNA برخی از خطاهای شناختی از طریق فرهنگ جامعه (خرد و ملان) و بصورت باور در افراد ایجاد می‌شود. مانند این خطای شناختی که افرادی که وضع مالی خوبی دارند افراد باهوشی هستند. در حالی که شاید این ثروت، ارثی باشد که این اواخر به فرد رسیده است.چگونه از اثر هاله‌ای در بازاریابی و فروش استفاده کنیم؟همه‌ این مطالب رو گفتیم تا با درک بهتر از این خطای شناختی استفاده کنیم و به رشد کسب و کارمون کمک کنیم.تو تبلیغاتتون از اینفلوئنسرها استفاده کنید.چه در فضای تبلیغات و چه در فضای روابط عمومی، تلاش کنید از تاییدیه افراد معروف در آن حوزه استفاده کنید. این تاییدیه به شما اعتبار می‌دهد. وقتی از یک اینفلوئنسر در  تبلیغات اینستاگرامی استفاده می‌کنیم، در حقیقت داریم چه کاری انجام می‌دهیم؟ از جذابیت و مقبول بودن آن فرد (برای فالورهاش) استفاده می‌کنیم تا برند خودمان را برای فالورهای ایشان جذاب‌تر کنیم. فقط به این نکته خیلی دقت کنید که اینفلوئنسر با کسب و کار شما مرتبط باشد. تاچ پوینت‌های اصلی کسب و کارتون رو شناسایی و رو بهبودشون کار کنید.تاچ پوینت اینجا یعنی اون نقطه‌هایی که مشتری‌ با شما اتصال پیدا میکنه.اگه فروشگاه فیزیکی هستین: تابلو، چیدمان، ویژگی های ظاهری و رفتاری نیروی فروش و ...اگه فروشگاه اینستاگرامی هستین: کاور پست‌ها، کیفیت عکس‌ها، نگارش متن، پاسخگویی و ...اگه فروشگاه اینترنتی هستین: ظاهر وبسایت، رابط کاربری، تجربه کاربری، چیدن مناسب نقشه سفر مشتری و ...دقت کنید که اسیر کمال‌گرایی نشید. همه چیز را نمی‌توان بهترین کرد، تاچ پوینت‌های اصلی رو پیدا و از اثر هاله‌ای استفاده کنید.تو تبلیغات‌تون روی یک مزیت اصلی تمرکز کنید.برای اکثر کسب‌و‌کارها پیدا کردن مزیت اصلی، یکی از سخت‌ترین کارهاست. ولی باور کنید خیلی مهمه و فقط این مزیت‌هاست که باعث رشد کسب و کار و برند شما خواهد شد. اگر این مزیت رقابتی درست انتخاب شود مانند یک هاله نور برای سایر ویژگی‌های برند شما عمل خواهد کرد.مزیت شما چیه؟ زحمت مشتری رو کم می‌کنید؟ هزینه مالی مشتری رو کم می‌کنید؟ حق انتخاب گسترده به مشتری می‌دهید؟ اطلاعات قابل اتکا و اعتماد به مشتری می‌دهید؟به بهبود سلامت جسم و یا روان مشتری کمک می‌کنید؟مشتری رو سرگرم می‌کنید؟به مشتری کمک می‌کنید که به اهدافش در زندگی برسه؟و ...شرکای تجاری مناسب انتخاب کنید.ما به کمک اثر هاله‌ای تلاش می‌کنیم با منابعی که داریم احساس مثبتی نسبت به خودمان در ذهن مصرف کننده ایجاد کنیم. پس با برندهایی همکاری می‌کنیم که به ایجاد این احساس کمک کنند.  در مکان‌ها و رسانه‌هایی تبلیغ می‌کنیم که به ایجاد این احساس کمک کنند. با تامین‌کننده‌هایی همکاری می‌کنیم که ما را در این مسیر یاری کنند نه اینکه دردسرساز باشند.نام بزرگ برای برند خود انتخاب کنید.همیشه منابع محدود است. اینکه نام برند شما کمک کند تا شما بزرگ و متخصص دیده شوید بسیار آسان‌تر از آن است که شما تلاش کنید تا اسم برندتان را بزرگ کنید.اسم مناسب می‌تواند مانند یک چتر یا هاله نور، در ذهن بازار بالقوه باعث ایجاد احساس مثبت شود و کمک کند شما با تلاش کمتری در ذهن مشتری جایگاه مناسب بسازید.سخنی با مدیران کسب و کار و بازاریابی اثر هاله‌ای به عنوان یک خطای شناختی در رشته‌های مربوط به رفتار مصرف کننده مورد بررسی قرار گرفته است.آشنایی و درک عمیق آن در بهبود تصمیم‌گیری‌های ما در رابطه با تدوین استراتژی بازاریابی و فروش از یک سو و مدیریت تیم از سوی دیگر کمک خواهد کرد. با آگاهی نسبت به این خطای شناختی حواسمان هست که علاقه به یک فرد، روش، ابزار و ... می‌تواند ما را در تصمیم ‌گیری گمراه کند. این آگاهی و دانش به ما کمک می‌کند در تصمیم گیری‌های مهم، از بخش خودآگاه مغزمان استفاده کرده و اجازه ندهیم بخش ناخودآگاه سریع‌ترین تصمیم را بگیرد.تمامامیدوارم این نوشته اندکی تاثیرگذار بوده باشه.من محمد رحیم زاده هستم و شما می‌تونید سایر نوشته های من رو با کلیک روی اسمم بخونید :)</description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jul 2024 13:43:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پارامتر FBCLID در گزارش گوگل آنالیتیکس چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%B1-fbclid-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D8%B3-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-hybzijziactr</link>
                <description>اگه دارید این پست رو می‌خونید، احتمالا اخیرا تو گزارش گوگل آنالیتیکس‌تون با یه پارامتر جدید روبه‌رو شدید و ساختار url تون با پارامتر&quot;fbclid&quot; و کلی حرف و عدد و پارامترهای دیگه زیباییش رو از دست داده.  قبل از هرچیزی بگم که نگران نباشید. همه‌چیز مرتبه.پارامتر FBCLID چیست؟پارامتر fbclid که در گزارش آنالیتیکس مشاهده می‌کنید پارامتر جدیدی است که فیسبوک به لینک‌های خروجی به اشتراک گذاشته شده در فیسبوک و اینستاگرام اضافه می‌کند. بنابراین اگر لینکی از وبسایت شما در فیسبوک یا اینستاگرام به اشتراک گذاشته شود و بازدیدی از وبسایت طریق آن لینک انجام شود، فیسبوک این پارامتر را به آدرس شما اضافه می‌کند. به بیان دیگر این پارامتر &quot;fbclid&quot; یک شناسه کلیک شرکت فیسبوک است.تو گزارش Behavior، با اضافه کردن دایمنشن Source / Medium میبینیم که سورس این ورودی‌ها از اینستاگرام بوده. پس نگران نباشید. همه چیز مرتبه.در نوشته &quot;ورودی گوگل دیسکاور در گوگل آنالیتیکس _ تشخیص سورس و مدیوم&quot; بطور کامل اضافه کردن Secondary Dimension را توضیح دادم.تمامامیدوارم این نوشته بهتون کمک کرده باشه.من محمد رحیم زاده هستم و شما می‌تونید سایر نوشته های من رو با کلیک روی اسمم بخونید :)</description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Mon, 15 May 2023 10:26:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل RFM بازاریابی شما را متحول می‌کند</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D9%85%D8%AF%D9%84-rfm-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-ogf9clg7fkch</link>
                <description>در کتاب‌های بازاریابی تمرکز بسیاری از مباحث بر روی بخش‌بندی بازار یا همان Segmentation است و همواره بیان می‌شود که با تقسیم بندی درست بازار، تمرکز روی یک یا چند بخش و شخصی‌سازی پیام‌ها، بازاریابی اثربخش‌تری را می‌توان ارایه کرد. RFM یکی از این مدل‌های تقسیم‌بندی است که تمرکزش بر روی مشتریان فعلی فروشگاه شماست. تحلیل به کمک RFM محاسن زیادی دارد که در ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت ولی همین که برای انجام آن نیاز به پرسشنامه، کارهای تحقیقاتی و استفاده از روش‌های آماری پیچیده نیست، RFM را بسیار کاربردی و جذاب کرده است.تعریف RFMاین واژه مخفف سه کلمه Recency به معنای اینکه چند روز از آخرین خرید مشتری گذشته است، Frequency به معنای اینکه مشتری چندبار از ما خرید کرده است و Monetary به معنای مجموع مبلغ خرید مشتری است. در واقع در این مدل ما مشتریان را فقط بر اساس نوع رفتاری که با کسب و کار ما داشته‌اند تقسیم‌بندی می‌کنیم و قطعا می‌توانیم پیام‌هایی بسیار شخصی‌ و کارآمد به آن‌ها بدهیم. نحوه محاسبه متغیرها در RFMمهم‌ترین قسمت در عملیاتی سازی مدل RFM نمره دادن به هر کدام از متغیرهاست. هر کدام از متغیرها بصورت طیف 1 تا 5 ارزش‌گذاری می‌شوند، 1 پایین ترین نمره و 5 بالاترین نمره است. برای مثال در مورد Recency باید به نوع بیزینس‌ توجه داشته باشید، اگر محصول زود مصرف عرضه می‌کنید نمره R مشتری که 8 روز از خریدش گذشته را می‌توان 5 و مشتری که 60 روز از خریدش گذشته را می‌توان 1 در نظر گرفت. برای Frequency نیز باید فکر کنید،داده‌های گذشته را کمی بررسی کنید و از شهودتان کمک بگیرید. برای مثال می‌توانید نمره مشتری که تنها یکبار از شما خرید کرده را 1 و نمره مشتری که بیش از 7 بار از شما خرید کرده را 5 درنظر بگیرید. این نمره‌دهی ها با توجه به مدل کسب و کار متفاوت است.در نمره دهی به Monetary می‌توانید از AOV یا همان ارزش میانگین سبد خرید مشتریان استفاده کنید. AOV از تقسیم کل فروش به تعداد سفارش محاسبه می‌شود که می‌توانید آن‌را بصورت ماهانه، فصلی و یا سالانه محاسبه کنید. مبلغی که برای AOV بدست می آید را می‌توان به عنوان نمره 3 در نظر گرفت و سایر نمره‌ها را با توجه به آن تعیین کرد.در تصویر پایین می‌توانید نحوه نمره‌گذاری ما برای این متغیرها را در یک فروشگاه اینترنتی محصولات الکتریکی مشاهده کنید.بخش بندی مشتریان به کمک مدل RFMچنانچه بخواهید با استفاده از اطلاعاتی که تا اینجا مطرح شد یک گروه از مشتریانتان را به عنوان قهرمانان معرفی کنید این گروه چه ویژگی‌هایی دارند؟ساده‌ترین پاسخ این‌است که این گروه باید نمره‌های به مراتب بالاتری در هر کدام از متغیرهای RFM داشته باشند. یعنی تا امروز چندین‌بار از ما خرید کرده‌اند، از آخرین خریدشان زمان زیادی نگذشته است و میزان خریدی که تا امروز در فروشگاه ما انجام داده‌اند مبلغ خوبی بوده است.دسته بندی مشتریان در مدل تحلیل RFM بر اساس نمره‌است که آن‌ها برای هر کدام از متغیرهای RFM می‌گیرند. به عنوان مثال با توجه نوع نمره‌گذاری در تصویر بالا، نمره RFM مشتریی که از آخرین خریدش 33 روز گذشته، تا الان 3 بار از ما خرید کرده و مجموع مبلغ خریدش تا این لحظه 17 میلیون تومان است 434 است.با استفاده از این مدل شما به چند گروه از مشتریان می‌رسید که مدل رفتارتان با هر یک از این گروه‌های مشتری باید متفاوت باشد چون هر کدام از این گروه‌ها ارزش متفاوت و مدل رفتاری متفاوتی نسبت به سایر گروه‌ها دارند. در تصویر پایین می‌توانید دسته‌های متفاوت و نمره‌هایی که در هر دسته جای می‌گیرند را مشاهده کنید.نحوه تنظیم گزارش RFMاگر شما صاحب یک فروشگاه اینترنتی یا هر مدل کسب و کاری هستید به احتمال بسیار زیاد با یک نرم‌افزار حسابداری کار‌ می‌کنید، ساده‌ترین کار برای راه‌اندازی مدل تحلیلی RFM این است که با یک مبلغ بسیار کم از شرکت ارایه‌کننده نرم افزار حسابداریتان بخواهید این گزارش را به عنوان یک فیچر جدید به گزارش‌های حسابداریتان اضافه کند(کاری که من کردم). اگر با ووکامرس کار می‌کنید و امکان گرفتن این گزارش را از نرم‌افزار حسابداری‌تان ندارید می‌توانید از یک پلاگین‌نویس بخواهید که یک پلاگین برای ارایه این گزارش برای شما بنویسد.چنانچه به این مورد هم دسترسی ندارید باید دست به کار شوید و خودتان داده‌ها را در اکسل وارد کرده و با فرمول نویسی به گزارش مورد نظرتان برسید، البته در این مورد هم می‌توانید از متخصصان اکسل استفاده کنید. همیشه در نظر داشته باشید که شما یک مارکتر هستید و قرار نیست در تمام زمینه‌ها متخصص باشید، فضا را برای سایر متخصص‌ها باز کنید تا خودتان در حوزه تخصصتان رشد بیشتری داشته باشید.در ادامه نمونه‌ای از گزارش RFM در نرم‌افزار حسابداری را با شما به اشتراک می‌گذارم.چگونه با RFM بازاریابی خود را متحول کنیم؟به کمک RFM نه تنها بازاریابی بلکه ارزش و سودآوری کسب و کار را می‌توان متحول کرد. در بازاری که بسیاری از رقبا ابتدایی‌ترین اصول بازاریابی را رعایت نمی‌کنند استفاده از RFM می‌تواند برای کسب و کار شما همانند جادو عمل کند. در ادامه چند مثال دیگر برای استفاده از گزارش RFM  مطرح می‌کنم ولی در نظر داشته باشید چیزی که ما را نسبت به سایرین متمایز خواهد کرد خلاقیت در نحوه استفاده از ابزار است.فرض کنید می‌خواهیم به مشتریان تاپ‌لول و یا قهرمانانمان برای شب یلدا هدیه ارسال کنیم. در گزارش RFM کافیست داده‌ها را با توجه به نمره‌ای که برای قهرمانان در نظر گرفتیم فیلتر کرده و گزارش اکسل را دانلود کنیم.میخواهیم مشتریانی که میزان خرید مناسب داشته اند و چندین بار هم از ما خرید کرده‌اند ولی مدتی است که خرید جدید نداشته‌اند را ترغیب کنیم تا مجدد از ما خرید داشته باشند. کافیست گزارش را با توجه به این معیارها فیلتر کرده و با روش‌های خلاقانه خود آن‌ها را ترغیب به خرید مجدد کنیم. در مارکتینگ همیشه باید حواسمان باشید که قرار نیست همه افراد از ما راضی باشند و هیچ‌وقت ما صد در صد بازار را تصاحب نخواهیم کرد. RFM به شما اجازه می‌دهد که برخی مشتریان را رها کنید تا میزان مبلغ تبلیغاتتان را مدیریت و بهینه کنید.تمامامیدوارم این نوشته بهتون کمک کرده باشه.من محمد رحیم زاده هستم و شما می‌تونید سایر نوشته های من رو با کلیک روی اسمم بخونید :)</description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Thu, 23 Feb 2023 12:50:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با OKR کمال گرا باش ولی حرکت کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh/okr-is-the-best-solution-for-perfectionism-b1ew5mjqu9pz</link>
                <description>در این مقاله راهکاری علمی، عملی و بسیار ساده برای غلبه بر ایستایی ناشی از کمال‌گرایی مطرح می‌شود. این راهکار همان OKR است که تقریبا در تمامی سازمان‌های پویا و پیشرفته از آن استفاده می‌شود. اگر سازمان را با تمام پیچیدگی‌هایش به مثابه موجودی زنده در نظر بگیریم، پس راهکاری که باعث رشد سازمان می‌شود قطعا باعث رشد فردی نیز خواهد شد چرا که سازمان مجموعه‌ای است از انسان‌ها و ... .تعریف مختصری از OKR&quot;او کی آر&quot; مخفف  Objective and Key Result به معنای اهداف و نتایج کلیدی است که در بسیاری از سازمان‌ها و کسب و کارهای نوین از این متد برای رسیدن به اهداف و چشم اندازها استفاده می‌شود. سازوکار مدل OKR به این صورت است که واحدهای سازمانی با توجه به چشم انداز و اهداف کلی سازمان و واحد مربوطه، اهداف و نتایج کلیدی واحد خودشان را در بازه های عموما سه ماهه (یک سال به چهار بازه سه ماهه تقسیم می‌شود) خرد می‌کنند و در پایان هر سه ماه، نتایج را می‌سنجند و برای سه ماه آتی برنامه‌ریزی مجدد انجام می‌دهند. هر واحد سازمان تقریبا بین ۳ تا ۴ هدف برای یک بازه سه ماهه انتخاب می‌کند و برای هر هدف نیز تقریبا ۴ یا ۵   نتیجه کلیدی در نظر گرفته می‌شود که بتوان بر اساس آن تحلیل کرد این واحد به چه میزان برای رسیدن به اهدافش درست گام برداشته است.مثال سازمانی برای OKRمثلا واحد مارکتینگ یکی از اهدافش این است که آگاهی از برند شرکت را بیشتر کند.حالا نتایج کلیدی چه می‌تواند باشد؟۱: تعداد بازدیدکنندگان وبسایت در این بازه ۳ ماهه ۲۰۰۰ عدد بیشتر باشد.۲: رشد فالورهای اینستاگرام در این بازه سه ماهه ۵۰۰ نفر بیشتر باشد.۳: در این بازه سه ماهه ۱۰۰ نفر دنبال‌کننده بیشتر در آپارات بدست بیاورد.۴: کانال یوتیوب را راه‌انداری و ۵ ویدیو آموزشی در آن قرار دهد.در نظر داشته باشید که نتایج کلیدی باید به‌گونه ای انتخاب شوند که بتوان آن ها را سنجید.چگونه از OKR برای غلبه بر کمال‌گرایی استفاده کنیم!؟ تا اینجا با مفهوم OKR آشنا شدیم اما نکته‌ای که این متد را به کمال‌گرایی متصل می‌کند در دل نتیجه و روش سنجش آن است. در روش OKR تاکید می‌شود که اهداف و نتایج کلیدی بلندپروازانه (که تخصص کمال‌گرایان است) انتخاب شوند به این صورت که در پایان بازه‌ی سه ماهه و به هنگام سنجش، اگر واحد سازمانی  ۶۰ تا ۷۰ درصد نتایج کلیدی را تاچ کرد یعنی بسیار خوب عمل کرده است.با توجه به مثال بالا که یکی از نتایج کلیدی جذب 500 فالور جدید برای اینستاگرام بود، اگر 350 فالور جدید جذب شد یعنی واحد خوب و درست عمل کرده است و شایسته تقدیر است. مبدعان OKR این‌گونه بیان می‌کنند که اگر واحد و سازمانی توانست به 100%نتایج کلیدی در این بازه سه ماهه دست پیدا کند یعنی اهداف و نتایج کلیدی درست و جاه‌طلبانه انتخاب نشده‌اند و این باگ هدف‌گذاری است.کمال‌گرا باش ولی ایستا هرگز!حالا کمال‌طلبان محترم که برنامه‌ریزی ایده‌آل جزو تخصص‌های ویژه شماست و گاهی اوقات از ترس این‌که به اهداف خودتان نرسید در همان مرحله برنامه ریزی باقی می‌مانید و برای رسیدن به اهدافتان تلاش نمی‌کنید و می‌روید به سمت برنامه ریزی جدید. کمال‌گرایان عزیزی که تا کوچکترین مشکلی پیش می‌آید دست و دلتان به‌کار نمی‌رود. کمال‌گرایان دوست داشتنی که اگر یکی از برنامه‌های روزانه‌تان را انجام ندهید احساس می‌کنید آن روزتان به کل از بین رفته و برایش غصه می‌خورید. برای برنامه ریزی شخصیتان از روش OKR استفاده کنید و به یاد داشته باشید که اگر فقط به 60 درصد برنامه‌ها و نتایج کلیدی‌تان در بازه‌های سه‌ماه دست پیدا کنید، در بلند مدت به تمام اهداف و چشم‌اندازهای شخصیتان در زندگی خواهید رسید. پس برای هر 60 درصد خوشحال باشید و برای 60 درصد بعدی گام بردارید.همیشه به یاد داشته باشید که شرکت های بزرگی همانند گوگل، لینکدین، دیجی‌کالا، اسنپ‌ و بسیاری از کسب‌و‌کارهای موفق دیگر از این متد استفاده می‌کند تا در بلندمدت به اهداف و چشم اندازهایشان دست پیدا‌ کنند.تمامامیدوارم این نوشته بهتون کمک کرده باشه.من محمد رحیم زاده هستم و شما می‌تونید سایر نوشته های من رو با کلیک روی اسمم بخونید :)</description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Wed, 15 Feb 2023 22:13:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای ارزش گذاری فروشگاه اینترنتی _ ساده و کاربردی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh/ecommerce-valuation-guide-mi5yuvdeq1mi</link>
                <description>صاحبان کسب و کار های کوچک و متوسط آنلاین که به رشد رسیده اند تمایل دارند کسب و کارشان را با روشی ساده، کاربردی و علمی ارزش‌گذاری کنند. تفاوتی نمی‌کند این بیزینس فروشگاه اینترنتی باشد، یا فروشگاه اینستاگرامی و یا حتی وبلاگ شخصی.من &quot;محمد رحیم زاده&quot; در این نوشته یک روش علمی، ساده و سریع برای محاسبه ارزش کسب و کارتان ارایه خواهم داد.فرمول ارزش گذاری کسب و کاراقتصاد‌دانان در تحلیل بازارهای سرمایه گذاری از فرمولی به نام P به E استفاده می‌کنند. این نسبت یکی از متداول‌ترین معیارهای ارزیابی سهام شرکت‌ها است و به معنای نسبت ارزش شرکت به سود سالیانه آن است. میزان استاندارد این نسبت بین 7 تا 8 است. بنابراین اگر شما سود سالیانه کسب و کارتان (درآمد منهای هزینه) ضربدر 8 بکنید، تخمینی نسبتا درست از ارزش کسب و کارتان را برآورد کرده اید که البته میتوانید میزان دارایی های کسب و کارتان را نیز به این عدد اضافه کنید.مثالتصور میکنیم صاحب فروشگاه اینترنتی هستیم که متوسط سود ماهیانه اش 50 میلیون تومان است. ارزش این کسب و کار چقدر است؟50 میلیون را ضربدر 12 میکنیم تا سود سالیانه را حساب کنیم، می‌شود: 600 میلیون تومان600 میلیون تومان را ضربدر 8 می‌کنیم و ارزش تخمینی شرکت محاسبه می‌شود:ارزش شرکت: 4 میلیارد و هشتصد میلیون توماننتیجه گیریاین روش محاسبه یک روش بسیار ساده برای تخمین ارزش شرکت است و در آن سایر متغیرها لحاظ نشده و فقط می‌تواند یک دید کلی به صاحب کسب و کار ارایه کند. طبیعی است که برای ارزش گذاری دقیق کسب و کار باید از متغیرهای دیگر، فرمول های دیگر و روش های حرفه ای تر دیگر نیز بهره برد.این نوشته با برداشت شخصی از آموزش های سواد مالی &quot;صادق الحسینی&quot; نگارش شده است.امیدوارم که برای شما مفید باشد. </description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Wed, 08 Feb 2023 13:56:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ورودی گوگل دیسکاور در گوگل آنالیتیکس _ تشخیص سورس و مدیوم</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh/%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D8%B3-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D8%B3-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%85-udkecmpqq7rw</link>
                <description>گوگل دیسکاور، ویژگی نسبتا جدید گوگل است که مقالات و یا حتی محصولات مرتبط با سرچ‌های اخیر کاربر را در google.com و در موبایل به او نشان می‌دهد.به طور معمول گزارش ورودی دیسکاور را می‌توان در گوگل سرچ کنسول، در بخش پرفورمنس، قسمت دیسکاور مشاهده کرد. در این گزارش صفحاتی که از دیسکاور ورودی گرفته اند، میزان ایمپرشن، تعداد کلیک و نرخ متوسط CTR شان نشان داده می‌شود. دقت داشته باشید که اگر این بخش در سرچ کنسول شما نشان داده نمی‌شود یعنی تا این لحظه ورودی از دیسکاور دریافت نکرده اید. نکته بعدی که باید بدانیم این است که شاید صفحه ای از وبسایت شما در گوگل دیسکاور نشان داده شده باشد ولی تا زمانی که کلیکی دریافت نکرده باشد گزارشی از آن صفحه در این بخش نخواهید یافت.گزارش  ورودی دیسکاور در  سرچ کنسولچرا باید ورودی دیسکاور را در گوگل آنالیتیکس تحلیل کنیم؟خب اگه میشه به این دقت گزارش ورودی دیسکاور را در سرچ کنسول مشاهده کرد چه نیازی داریم این ورودی را در آنالیتیکس نیز تحلیل کنیم؟واقعیت اینه که گزارش سرچ کنسول اونقدر دقیق نیست و شما نمی‌تونید با این گزارش متوجه این بشید که نحوه تعامل کاربری که از طریق دیسکاور وارد وبسایت شده چگونه بوده، چه مدل رفتاری داشته و چقدر در مسیر هدف کسب و کار شما پیش رفته. اصلا ورودی دیسکاور برای کسب و کار شما مفید هست یا خیر!پیدا کردن گزارش ورودی گوگل دیسکاور در گوگل آنالیتیکسخب بریم سر بحث اصلی نوشته. وارد آنالیتیکستون بشید:تو داشبودقسمت BehaviorSite Content Landing Page رو انتخاب کنید. حالا برید سروقت سرچ کنسول و قسمت منحصر به فردی از URL صفحه ای که میخواید تحلیل کنید رو بردارید. صفحه ای که من میخوام تحلیل کنم لینکش هست: https://artaelectric.ir/blog/kitchen-lighting/من این قسمت رو کپی می‌کنم، blog/kitchen-lighting .حالا برید تو آنالیتیکس و داده ها رو فیلتر کنید. Advanced رو انتخاب کنید و URL انتخابی رو در کادر مقابل Containing بگذارید و بعد Apply رو بزنید. با این کار فقط گزارش صفحه ای رو فیلتر  می‌کنید که می‌خواهید بررسی کنید(به نقطه های قرمز تو تصویر پایین دقت کنید). تذکر: من از Containing استفاده کردم، شما می‌توانید از Exact استفاده کنید و عین url را در کادر قرار دهید.حالا از تب بالای جدول، Secondary Dimension، گزینه Source/Medium و یا Source رو انتخاب کنید.حالا تو این گزارش میتوان تمام سورس مدیوم های ورودی این صفحه رو مشاهده کرد. دلایل زیادی مطرح هست که ورودی‌های گوگل دیسکاور با سورس مدیوم دایرکت در آنالیتیکس نمایش داده می‌شوند و نزدیک بودن اعداد سرچ کنسول و آنالیتیکس در این مثالی که مطرح شد این فرضیه نزدیک به حکم رو ثابت می‌کند. حالا چرا تعداد ورودی های دایرکت در آنالیتیکس بیشتر از تعداد ورودی های دیسکاور در سرچ کنسول است؟دلیلش این است که ورودی های دیگری هم وجود دارند که با سورس &quot;دایرکت&quot; نمایش داده می‌شوند و طبیعی است که ای عدد بزرگتر از ورودی دیسکاور در سرچ کنسول باشد.نکته: گوگل آنالیتیکس، هر ورودی مستقیم را با سورس &quot;دایرکت&quot; در نظر می‌گیرد، از طرفی هر ورودی که نتواند سورس دقیقش را شناسایی کند نیز به عنوان دایرکت در نظر می‌گیرد.امیدوارم این نوشته بهتون کمک کرده باشه راستی سایر نوشته های من رو در صفحه پروفایل محمد رحیم زاده میتونید ببینید.  </description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Tue, 07 Feb 2023 11:22:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه‌کارهای افزایش بازگشت مشتریان فروشگاه‌های اینترنتی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-f4qk6a4ziiu0</link>
                <description>به عنوان یک صاحب کسب و کار یا دیجیتال مارکتر فروشگاه اینترنتی، به احتمال خیلی زیاد بخش عظیمی از فعالیت های بازاریابی، تبلیغات و رشد فروشگاهتان را بر روی آگاه سازی و جذب مشتریان جدید هزینه کرده اید و توجه کمتری به نگه داشتن مشتریان فعلی داشته اید. اما در نظر داشته باشید که داشتن مشتریان وفادار اساس ساخت یک فروشگاه اینترنتی موفق است.مشتریان وفادار، کمک بزرگی به کسب و کار می‌کنند. آن‌ها سبد خرید بزرگتری دارند، فروشگاه را به دوستانشان معرفی می‌کنند و باعث صرفه جویی در هزینه جذب مشتری می‌شوند. Bain و Harvard در تحقیقی که انجام دادند به این نتیجه رسیدند که افزایش 5درصدی مشتریان بازگشتی، سودآوری را 25 تا 95 درصد افزایش می‌دهد. حتی اگر این افزایش تنها 50درصد هم باشد حفظ مشتریان منجر به صرفه جویی چشمگیری در هزینه و زمان خواهد شد.راهکارهای زیادی برای افزایش نرخ بازگشت مشتریان وجود دارد که در این مقاله سعی می‌کنیم به راهکارهایی که هزینه کم و تاثیرگذاری بالایی دارند بپردازیم.  از اطلاعات مشتریان ساده نگذریدبزرگترین تفاوت فروشگاه‌های سنتی و اینترنتی در حجم اطلاعاتی است که مدیران فروشگاه های اینترنتی از مشتریانشان دارند. اما تا زمانی که این اطلاعات را در پلتفرم مناسب جمع‌آوری و تحلیل نشوند این حجم عظیم اطلاعات هیچ فایده ای برای کسب و کار نخواهد داشت.اگر شرایط استفاده از CRM های نرم افزاری و یا ابری را ندارید، استفاده از پلاگین‌های مورد اعتماد می‌تواند کمک زیادی به تحلیل اطلاعات مشتریان شما بکند.سعی کنید در هر مرحله خلاقیت به خرج دهید، شاید با پرداخت هزینه ناچیز به شرکت حسابداری تان بتوانید چند گزارش ساده ولی کاربردی از مشتریانتان را به گزارشات حسابداریتان اضافه کنید.در کم هزینه ترین حالت، با گرفتن خروجی گزارش فروش از پنل مدیریت، میتوانید گزارشات مناسبی در اکسل برای خودتان ایجاد کنید.یکی از جذابترین تکنیک‌ها در بخش بندی و اولویت بندی مشتریان، تکنیک RFM است. در این روش می‌توانید مشتریان را بر اساس 1) زمانی که از خریدشان گذشته است 2) تعداد خریدهایشان 3) و مبلغ خریدشان دسته بندی و اولویت بندی کنید و به هر دسته متناسب با ویژگی‌های مشترکشان پیام شخصی سازی شده بدهید.تشویق مشتریان برای دعوت از دوستانتوصیه یک دوست برای خرید از یک فروشگاه، راه عالی برای جذب یک مشتری جدید است. اگر به عنوان یک فروشگاه، وظایف خود را به خوبی انجام دهید مشتریانتان تمایل دارند شما را به گروه دوستانشان معرفی کنند  زیرا محصول خریداری شده و شما را دوست دارند و در بدترین حالت، میخواهند خودشان را به عنوان فردی که تصمیم درستی گرفته و فروشگاه خوبی را پیدا کرده به دیگران معرفی کنند.برای اینکه میزان رضایت مشتریان از فروشگاه‌تان را بسنجید می‌توانید یه سوال در پرس لاین ایجاد کرده و بعد از خرید با ارسال پیامک از مشتریانتان بخواهید به آن سوال پاسخ دهند.وظیفه ما به عنوان مارکتر این است که مشتریانمان را ترغیب کنیم که دوستانشان را به خرید از فروشگاه ما دعوت کنند. به عنوان مثال: به ازای هر دعوت موفق توسط مشتری، به او کد هدیه و یا تخفیف ارایه بدهیم.نکته: یادمان نرود که در راه اندازی کمپین، به هدف و مسیری که میتواند هدف را برایمان به ارمغان آورد توجه و با خلاقیت پیش برویم. منظور این است که همیشه یک راه ساده تر و کم هزینه تر وجود دارد که ما را به هدف برساند، پس خلاقیت را فراموش نکنید. به عنوان مثال به جای ساخت صفحه دعوت از دوستان و سروکله زدن با دولوپرها و صرف هزینه و وقت زیاد، می‌توانیم به هر فرد پس از خرید یه کد معرف ارسال نماییم و در متن پیامک به او بگوییم که به ازای هر بار استفاده از این کد، کیف پولتان X تومان شارژ می‌شود.  ذهن خلاق شما قطعا راه های ساده تری برای رسیدن به هدف پیدا خواهد کرد.ارسال کد تخفیف خرید بعدی برای مشتریانخرید با کد تخفیف، هزینه صرف شده مشتری را در فروشگاه ما به نسبت فروشگاه‌های دیگر کاهش می‌دهد و مشتری را ترغیب می‌کند که مجددا از ما خرید کند. مثال: X درصد از مبلغ خرید مشتری را به عنوان اعتبار به کیف پولش اضافه میکنیم یا بعد از هر خرید کد تخفیف برای خرید بعدی با محدودیت زمان برای مشتری پیامک می‌کنیم.نشان دهید که خدمات پس از فروش فوق‌العاده‌ای داریدتعیین زمان ارسال، ارسال به موقع مرسوله و ارسال پیامک حاوی کد مرسوله بایدهای فروشگاه اینترنتی شماست.ولی تماس با مشتریان بعد از خرید معجزه می‌کند، می‌دانم که اینکار شاید از حوصله شما خارج باشید ولی اگر انجامش دهید هم دید بسیار خوبی نسبت به کسب و کار و نیازهای مشتریان بدست خواهید آورد و همچنین به مشتریان الغا می‌کنید که فروشگاه شما متفاوت است.البته همانطور که در بخش‌های قبلی گفته شد، میتوانید میزان رضایت مشتریان را از راه‌های دیگری نیز بپرسید ولی تماس تلفنی اثربخشی بسیار متفاوت‌تری دارد. </description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Wed, 21 Dec 2022 14:42:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اکتیو یوزر در فروشگاه اینترنتی، محاسبه MAU,WAU,DAU</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh/%D8%A7%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B2%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87-mauwaudau-oilaxgaomcex</link>
                <description>بررسی اکتیو یوزرها (کاربران فعال) در فروشگاه های اینترنتی از مباحثی است که کمتر به آن پرداخته شده است. در مهم بودن این شاخص کلیدی عملکرد همین بس که کاربران فعال فروشگاه شما، افرادی هستند که ادامه فعالیت و رشد فروشگاه شما به حضور و رشد آن‌ها بستگی دارد. MAU که مخفف عبارت Monthly Active Users است به تعداد کاربران فعال در بازه‌ی یکماهه اشاره می‌کند. اولین قدم برای محاسبه شاخص های مرتبط با active users تعریف دقیق اکتیو یوزر یا کاربر فعال است. اکتیو یوزر کیست؟به کاربری که فعالیت معنادار و ارزشمند در فروشگاه اینترنتی شما (من این متن را مختص فروشگاه های اینترنتی نوشتم که البته برای هر محصول دیگری نیز قابل استفاده است) داشته باشد اکتیو یوزر گفته می‌شود. با این تعریف هیچ متخصصی جز خود شما نمی‌تواند تعریف جامعی برای کاربران فعال فروشگاه شما ارایه دهد.به عنوان مثال شاید دیجیتال مارکتری با تحلیل‌هایش به این نتیجه رسیده باشد که کاربرانی که در وبسایتش بیش از سه صفحه را می‌بینند کاربران ارزشمندی هستند و احتمال خریدشان نسبت به سایرین بیشتر است (اکتیو یوزر).یا کسب و کار دیگری که برای محصولاتش ویدیو تولید کرده به این نتیجه برسد که کاربرانی که حداقل یک ویدیو را مشاهده کرده اند کاربران ارزشمندی هستند (اکتیو یوزر).به عنوان مثال من اکتیو یوزر را در یکی از فروشگاه‌ها این جوری تعریف کردم: کاربرانی که بیش از دو صفحه از وبسایت را بازدید کرده اند و همچنین بیش از 60 ثانیه در وبسایت حضور داشته اند.برای من کاربری که فقط صفحه رو باز کرده و اسکرول کرده تا پایین، کاربر فعال به حساب نمیاد، برای شما چطور؟چرا محاسبه و بررسی اکتیو یوزرها مهم است؟بطور کلی بررسی اکتیو یوزرها، در رابطه با اینکه چقدر فروشگاه ما برای کاربرانش جذاب است و تا چه میزان توانسته آنها را درگیر کند، اطلاعات مناسبی ارایه می‌دهد.  همچنین می‌تواند در رابطه با کیفیت کاربرانی که وارد فروشگاه شده‌اند ما را راهنمایی کند. فرض کنید طی چندین ماه نرخ رشد ورودی ها به مراتب بیش از نرخ رشد اکتیو یوزرهای فروشگاه شما باشد. شما این مساله را چگونه تحلیل و بررسی خواهید کرد؟تعریف MAU, WAU, DAU MAU: تعداد کاربران فعال در بازه زمانی یکماه
 WAU: تعداد کاربران فعال در بازه زمانی یک هفته
 DAU: تعداد کاربران فعال در بازه زمانی روزانهنمونه نمودار اکتیو یوزرها در گوگل آنالیتیکس یونیورسال </description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Wed, 09 Nov 2022 15:45:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مشتریان سبد خریدشان را رها می‌کنند؟ 3 دلیل و 3 راهکار</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadrahimzadeh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%AF-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-gyxmqxrdx39f</link>
                <description>یکی از رایج ترین بحث‌ها و دغدغه‌های دیجیتال مارکترها بهبود نرخ تبدیل در مراحل پایانی سفر مشتری است، جایی که کاربر محصولات رو به سبد خرید اضافه کرده و حالا فقط مونده اطلاعات تکمیلی رو وارد و تسویه‌حساب رو انجام بده. در این نوشته سعی شده سه دلیل عمده که باعث میشه کاربران مرحله تسویه حساب رو انجام ندن و به اصطلاح سبدخریدشون رو رها کنند به اختصار و ساده گفته شه و برای هر کدام هم راه‌حل ارایه خواهد شد.دلیل 1: کاربر میتواند محصول را  با قیمت بهتر در فروشگاه دیگری تهیه کند.ترس از گرون‌تر خریدن و تمایل به صرفه جویی، اغلب ذهن مشتریان را درگیر و آنها را از خرید منصرف می‌کند. بازار فروشگاه‌های اینترنتی بازاری رقابتی و شفاف است و افراد میتوانند در لحظه چندین فروشگاه را مدنظر داشته باشند و آنها را از لحاظ قیمت، برند، موجودی، توضیحات، مشخصات و سایر المان‌های موردنظرشان مقایسه کنند. طبق گزارش استاتیستا، 36 درصد کاربران به این دلیل سبد خریدشان را رها می کنند که می‌توانند خرید ارزان‌تری از فروشگاه دیگری داشته باشند. تحقیقات نشان داده که مشتریان فروشگاه های اینترنتی خرده فروشی به قیمت بسیار حساس هستند اگر گمان کنند که میتوانند چندهزارتومانی صرفه جویی کنند خریدشان را از فروشگاه شما کنسل و از جای دیگری محصولشان را تامین خواهند کرد. وفاداری به برند در بین فروشگاه‌های اینترنتی خرده فروشی روز به روز سخت‌تر می‌شود.راه‌کار 1: ارسال پیام‌های هدفمند در زمان ترک سبد خریداگر می‌خواهید جزو مارکترهایی باشید که نرخ تبدیل سبد خرید را افزایش می‌دهند، سعی کنید درست ترین پیام ممکن را در درست ترین زمان ممکن یعنی لحظه خروج کاربر (بستن صفحه) به او بدهید. ارسال پوش ناتیفیکیشن یا پاپ آپ حاوی کد تخفیف، ارسال رایگان، پیام احساسی و یا سایر پیام هایی که با توجه به بازار هدفتان در نظر گرفتید میتواند کاربر را مجددا به خرید ترغیب کند. برای این کار میتوانید از ابزارهای مارکتینگ اتومیشن مانند وب اینگیج نیز استفاده کنید.دلیل 2: کاربر اعتماد کافی به فروشگاه ندارد عموم افراد اعتماد کاملی به فروشگاه‌های اینترنتی و خریدهای آنلاین ندارند. برخی رفتارها مانند هزینه های اضافی خرید و دور از انتظار مانند مالیات و هزینه حمل و نقل این احساس ناگوار را تشدید می‌کنند. گزارش استاتیستا نشان می‌دهد که 56% مشتریان، سبد خریدشان را به دلیل هزینه های اضافی مانند مالیات و حمل و نقل رها می‌کنند. از دلایل دیگری که منجر به کاهش اعتماد مشتریان به فروشگاه میشود میتوان به عدم ارایه اطلاعات کامل و کافی در ارتباط با محصول، گارانتی، زمان تحویل، هزینه های اضافی  و سایر اطلاعات مهم اشاره کرد.راه‌کار 2: شفاف و قابل اعتماد باشبرای اینکه بتوانید با عنوان یک فروشگاه قابل اعتماد در ذهن مشتری جایگاه سازی کنید، نیاز است اطلاعات کافی و شایسته در ارتباط با محصول، زمان تحویل، هزینه های اضافی، نحوه مرجوعی و استفاده از گارانتی را در زمان مناسب و در قالب پیام مناسب و شفاف(متن، تصویر، ویدیو و ... ) به مشتری ارایه دهید.اجازه ندهید مشتریان با مشاهده هزینه های اضافی در مراحل پایانی خرید شگفت زده و عصبانی شوند. در مرحله ی درست در سفر مشتری مثلا زمانی که کاربر محصول را به سبد خرید اضافه میکند نسبت به مقدار هزینه های اضافی و دلیل گرفتن این مبلغ اطلاع رسانی کنید. این راهکار به مشتری زمان می‌دهد که قبل از مرحله پرداخت اطلاعات را هضم و مرحله پرداخت را با سلامت بیشتری طی کند.دلیل3: مرحله تسویه‌حساب پیچیده و زمان‌بر استاین واقعیت ساده را فراموش نکنیم که بسیاری از کاربران آشنایی کافی با خرید اینترنتی ندارند و UI/UX پیچیده صفحه پرداخت ممکن است باعث سردرگمی خریداران و انصراف از خرید آن‌ها شود.الزام کاربران به ثبت‌نام قبل از خرید میتواند این احساس را به کاربران منتقل کند که باید زمان بیشتر و احتمالا فرایند پیچیده تری را قبل از رسیدن به درگاه طی کنند و این احساس میتواند منجر به خروج کاربران و انصراف از خرید بیانجامد.راه‌کار 3: ساده بگیریدآیا به تمام فیلدهایی که از کاربر میخواهید در صفحه تسویه حساب پر کند نیاز دارید؟ آیا اطلاعاتی که از کاربر در مرحله ثبت نام گرفته اید را دوباره در صفحه تسویه حساب میگیرید؟از اصول ساده سازی kiss استفاده کنید. صفحه تسویه حساب را بازنگری، قسمت‌ و فیلدهای غیرضروری را حذف کنید و فقط اطلاعاتی که واقعا نیاز دارید را از کاربر بپرسید.مساله رها کردن سبد خرید را می‌تواند با ایجاد چند تغییر کوچک ولی اساسی رفع کرد. این پیاده‌سازی‌های آسان ولی ضروری می‌تواند تاثیر مثبتی بر تجربه خرید مشتریان ایجاد کند. این بهبودها علاوه بر اینکه مرحله پرداخت را تسریع و نرخ تبدیل سبد خرید را افزایش می‌دهد باعث رشد بیشتر اعتماد به برند شما نیز خواهد شد.</description>
                <category>محمد رحیم زاده</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Mon, 31 Oct 2022 17:44:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>