<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mohammad Sedaghati Jahromi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohammadsedaghati</link>
        <description>دوس دارم ارزش آفرین باشم.ارگنایزر تدکس جوانان خیابان زند شیراز.مترجم چنتا دونه کتاب.طراح تجربه پرزنتیشن.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:04:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/129389/avatar/tvb0Lq.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mohammad Sedaghati Jahromi</title>
            <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati</link>
        </image>

                    <item>
                <title>من یک مترجمم. کتاب سوم: 50 درس از زندگی و تجارت از ایلان ماسک</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D9%85%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%85-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%88%D9%85-50-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%B3%DA%A9-or2uyxyhcpfm</link>
                <description>نام کتاب: 50 Life and Business Lessons from Elon Muskنام ترجمه: 50 درس از زندگی و تجارت از ایلان ماسکمترجم: محمد صداقتی جهرمیانتشارات: رساشابک:9789643179663به نام اوهمت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیده اندبرآن شدم تا در سومین تجربه­ ترجمه، داستان زندگی یکی از جاه­طلب­ترین کارآفرین­های دنیا را به زبان فارسی برگردانم. در این کتاب آموزه­های تجاری بزرگ­ترین کارآفرین قرن بیست و یک را با هم می­خوانیم. اعتماد به نفس بالا و جاه­طلبی شدید او باعث شده است تا با وجود چالش­های بسیار، از پس همه مشکلات برآید.موفقیت ایلان ماسک از یک تئوری ساده و بی­نقص پیروی می­کند؛ شهرت ایلان ماسک به دلیل اندیشه پیشرو او در زمینه تکنولوژی و تلاش برای توسعه آن است. اگر چه او در زمره صد فرد ثروتمند جهان قرار دارد، اما او را به ندرت به عنوان یک سرمایه ­دار و حتی سرمایه­ گذار می­شناسند. او به طور قطع متمایزترین، عجیب­ترین و در عین حال جاه­طلب­ترین مدیرعاملی است که تا به حال دیده­اید. ایلان ماسک مدیر عامل شرکت تسلاموتورز از ابتدا رویاهای بزرگی را در سر می­پروراند؛ رویاهایی که بسیار پر ریسک و پر هزینه بود. وی علاوه بر مدیریت شرکت تسلا، مدیر عامل شرکت اسپیس­ایکس نیز است. ترکیبی از هوش تجاری و هدف­مندی بالای ایلان ماسک او را به مردی که امروزه می­شناسیم، بدل کرده است. فردی عمل­گرا که می­داند چگونه باید یک شرکت را مدیریت کند.ایلان ماسک در آفریقای جنوبی بزرگ شد. سپس به کانادا و در نهایت به آمریکا رفت. او در رشته­های اقتصاد و فیزیک تحصیل کرده است. شاید چنین سابقه­ای برای فردی که در صنعت خودروسازی و هوافضا فعالیت دارد، چندان مورد انتظار نباشد. اما هیچ چیزی مانع دست­یابی او به اهدافش نمی­شود. اهدافی که شامل ایجاد سامانه حمل و نقل پاک و ایجاد یک نوع حیات بشری بر روی دیگر سیاره­ها نیز می­شود.آری؛ تفاوت دیدگاه­هاست که فردی را به بِرندی به نام ایلان ماسک تبدیل می­کند. انصراف از برترین دانشگاه جهان در اوایل سنین جوانی، تنها از ایلان ماسک­ها، بیل گیتس­ها و استیو جابزهای دنیا برمی­آید. آن­ها ثابت کرده­اند که برای رسیدن به هدف، می­توان از بهترین­ها دست کشید و قدم در راه نهاد.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Fri, 06 Jun 2025 19:37:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من یک مترجمم. کتاب هشتم: بی حد و مرز</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D9%85%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%85-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%B2-eb5aqsuyqbzw</link>
                <description>نام کتاب: (Expanded Edition)Limitlessنام ترجمه: بی حد و مرز (ویرایش جدید)مترجم: محمد صداقتی جهرمی، دکتر مهدی خادمه الرسولانتشارات: کوله پشتیشابک:9786004615273در هشتمین تجربۀ ترجمه به سراغ یکی از مفاهیم اساسی و پایه ‏ای تمدن ‏ها و فرهنگ‏ های متفاوت رفتم. یکی از چالش‏ هایی که همواره جامعۀ بشری با آن روبه ‏رو است، مفهوم یادگیری است. البته چالش بنیادی ‏تر، نحوۀ آموختنِ یادگیری است؛ اینکه چگونگی آموختن را یاد بگیریم. متأسفانه در طول سال‏ های تحصیلی شاهد آن بوده ‏ایم که چگونه آموختن را به ما یاد نداده ‏اند. درواقع ما روش‏های یادگیری را نیاموخته‏ ایم و یادگیری‌مان صرفاً به حفظ کردن محدود شده است.جیم کوییک یک متخصص جهانی شناخته‌شده درزمینهٔ تندخوانی، بهبود حافظه، عملکرد مغز و یادگیری سریع است. كوییک پس از آسیب مغزی در دوران كودكی که وی را دچار چالشِ یادگیری كرد، راهكارهایی را برای بهبود چشمگیر عملکرد ذهنی خود ایجاد كرد. برای بیش از دو دهه، او به‌عنوان مربی اصلی مغز بسیاری از مدیران عامل و مشاهیر جهان خدمت کرده است. او زندگی خود را وقف کمک به دیگران کرده است تا از نبوغ واقعی و قدرت مغزی خود برای یادگیری سریع ‏تر، داشتن ذهنی قدرتمندتر، شکوفاتر، بهره‏ورتر و مؤثرتر استفاده کنند. تکنیک ‏های پیشرفتۀ جیم، سبک ارائۀ سرگرم‏کننده و عملکردهای چشمگیر قدرت مغزی، وی را به یک مربی نمونه برای نهادها و سازمان‏ های برتر تبدیل کرده است. جیم در این کتاب قدم‌به‌قدم با ما همراه می‏ شود تا چگونگی آموختن را به ما یاد دهد و با استفاده از روش ‏های علمی جدید، خط بطلانی روی سبک ‏های اشتباه و منسوخ یادگیری بکشیم.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Fri, 06 Jun 2025 19:05:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخه هایپ</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%BE-nui0jhet66os</link>
                <description>چرخه تکنولوژی هایپ برای اولین بار در سال 1995 توسط مؤسسه گارتنر مطرح و پیشنهاد شده است. این نمودار نشان می دهد که یک تکنولوژی نوظهور چه مراحلی را طی می کند. بر روی محور افقی، زمان و بر روی محور عمودی، میزان دیده شدن تکنولوژی را داریم. این نمودار از 5 فاز تشکیل شده است:1. محرک تکنولوژی (Technology Trigger)2. قله اوج انتظار از تکنولوژی (Peak of Inflated Expectations)3. دره نا امیدی (Trough of Disillusionment)4. شیب روشنگری (Slope of Enlightenment)5. فلات بهره وری (Plateau of Productivity)</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Sat, 30 Sep 2023 13:54:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوسوتوانی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-yewipp2nwylg</link>
                <description>اصطلاح دوسوتوانی(Ambidexterity ) ریشه در علم روانشناسی دارد؛ به افرادی اطلاق می­شود که به صورت متعادل و یکسان می­توانند از هر دو دست راست و چپ استفاده کنند. سپس به ادبیات کارآفرینی ورود پیدا کرده است. سازمان­ها، استارتاپ­ها و شرکت­های نوپا باید بتوانند هم به وضعیت موجود توجه کنند (بهره برداری) و هم درصدد کشف فرصت­های آینده باشند (کشف). پس برقراری تعادل میان این دو وظیفه به سازمان کمک مهمی می­کند. به این برقراری تعادل میان این دو وظیفه (بهره برداری و کشف)، دوسوتوانی می­گویند. سؤالی که شکل می­گیرد این است که کسب­و­کارهای نوپا و استارتاپ­ها چگونه می­توانند به این دوسوتوانی دست پیدا کنند. پاسخ به این سؤال باعث به وجود آمدن انواع مختلف دوسوتوانی شده است:1. دوسوتوانی ساختاری (Structural Ambidexterity): دو واحد مجزا و موازی در سازمان پدید می­آید که به طور موازی با هم فعالیت می­کنند. بدین صورت که در سازمان یک واحد فنی و مهندسی شکل می­گیرد که به وضعیت موجود توجه دارد و یک واحد تحقیق و توسعه که خلق نوآوری را انجام دهد.2. دوسوتوانی ترتیبی (Sequential Ambidexterity): این روش بدین صورت است که در سازمان واحد تحقیق و توسعه مستقل شکل نمی­گیرد، بلکه در مقاطع زمانی مختلف به فعالیت­های نوآورانه روی آورده می­شود و این برقراری تعادل در مقاطع زمانی مختلف شکل می­گیرد.3. دوسوتوانی زمینه ­ای (Contextual Ambidexterity): این روش این­گونه است که یک سازمان و کسب­و­کار نوپا آنقدر افرادش را توانمند می­سازد که همزمان که در حال انجام فعالیت­های روزانه­شان هستند، به آینده و نوآوری هم توجه دارند.4. دوسوتوانی بین شرکتی ( Interorganizational Ambidexterity): در واقع باید توجه داشت که منبه هر سازمان آنقدر کافی نیست که هم بتواند به فعالیت­های روزانه و وضع موجود بپردازد و هم بخشی از منابع را به آینده سازمان اختصاص دهد. به همین دلیل کسب­و­کارهای نوپا می­توانند این وظایف را با هم به اشتراک بگذارند. در نتیجه رویکرد نوآوری باز از اینجا نشأت می­گیرد.  </description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Sat, 30 Sep 2023 13:51:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمان مدیریت، میمون رو دوش کیه؟ (چه کسی میمون را در اختیار دارد؟)</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B4-%DA%A9%DB%8C%D9%87-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-rspvlymgqyta</link>
                <description>عنوان انگلیسی مقاله:Management time, Who’s Got the Monkey? William Oncken and Donald Wass, 1974آنکن، برای توضیح کارهایی که بین مدیر و کارمند رد و بدل می‌شود، از استعاره‌ میمون استفاده می‌کند. مثلاً وقتی مدیر کاری را به کارمند خود می‌سپارد، می‌گوید که میمونی روی شانه‌ مدیر بود و مدیر‌ آن را روی شانه‌ کارمند گذاشت.Monkey on the Back: You are carrying a burden or a problem that you find difficult to get rid of.برای اولین بار در سال ۱۹۷۴ و در دانشگاه هاروارد بود که نظریه مدیریت میمون یا Monkey Management Theory مطرح شد. در آن زمان ویلیام آنکن و دونالد واس، مقاله‌ای با عنوان (چه کسی میمون را در اختیار دارد؟) را به رشته تحریر درآوردند.آن‌ها در این مقاله از سازمانی صحبت کردند که کارمندانش کارها و مشکلاتشان را مانند میمون به دوش مدیر می‌اندازند.  آن‌ها در نوشته خود به راهکارهایی اشاره کردند که مدیر بتواند خود را از شر میمون‌ها خلاص کند.درواقع در این عبارات قصد دارد بیان کند که مدیر خوب کسی است که بتواند به کارمندانش کمک کندتا خودشان مسائلشان را حل کنند، نه اینکه بار مشکلات آن‌ها را به دوش بکشند!آیا تا به حال به شرکتی وارد شده‌اید که مدیر مجموعه در حال دوندگی برای انجام وظایف باشد در حالی که کارمند بیکار است؟! شاید به نظر عجیب برسد اما مجموعه‌های زیادی با این سیستم در حال فعالیت هستند که مدیر چندین برابر کارمندان کار می‌کند!مشکلاتی که این دسته از مدیران با آن دست به گریبان‌اند، مانند میمون‌های بازیگوش از سر و کول آن‌ها بالا می‌روند. در چنین سازمان‌هایی در پایان روز که همه کارمندان به خانه می‌روند، مدیر همچنان در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات میمون‌ صفت است!در این مقاله به این موضوع می پردازیم که: مدیریت میمون چگونه انجام می‌شود؟نظریه مدیریت میون چیست؟فرض کنید که شما به عنوان یک مدیر پشت میز خود نشسته‌اید و کارمندتان به اتاق شما مراجعه می‌کند. دلیل مراجعه او، بیان مشکلی که در روند انجام وظایف برایش پیش آمده، است. مدیرانی که به داشتن میمون‌های زیاد علاقمندند، حل مشکل کارمند را به عهده گرفته و بدین ترتیب مشکل از شانه کارمند به مدیر منتقل می‌شود. حال تصور کنید که این اتفاق چندین بار در روز برای یک مدیر رخ دهد! بدون شک در پایان روز مدیر می‌ماند و حجم زیادی از کارهای انجام نشده کارمندانش که برای انجام آن‌ها داوطلب شده است!مدیری که مشکلات کارمندانش را به عهده می‌گیرد، نه تنها به مرور زمان زیر بار فشار کاری له می‌شود، بلکه به صورت ناخواسته جلوی پیشرفت کارکنان خود را نیز می‌گیرد.چون که این کار مدیر در جهت رسیدن سازمان به اهدافش نیست، خیلی زود به دلیل عدم توانایی در انجام وظایف به عنوان مدیر نالایق و غیر حرفه‌ای شناخته شده و از کار برکنار خواهد شد!3 نوع مختلف مدیریت زمان که با آن سر و کار داریم:1. زمان رئیس تحمیل:زمان‌هایی که مدیر باید برای انجام دستورات بالادستی‌ها وقت بگذارد و در صورتی که مدیر آن را انجام ندهد، بازخواست می شود (مثلاً تنظیم یک گزارش اختصاصی برای مدیر ارشد)2.زمان مجموعه تحمیل:زمان‌هایی که باید برای انجام کارها و وظایف سیستمی صرف شود. نادیده گرفتن این درخواست ها نیز مجازات هایی در بر خواهد داشت اما معمولا سریع و متقیم نیست (مثلاً جلسات هفتگی با مدیران هم‌رده)3.زمان خود تحمیل:زمانی که مدیر به اختیار و انتخاب خود، برای انجام کارها و فعالیت‌هایی که مناسب می‌داند صرف می‌کند. زمانی که صرف کارهایی می شود که از خود مدیر سرچشمه می گیرد. بخش مهمی از این زمان را زیردستان صرف می کنند و زمان «زیردست تحمیل» نام دارد. این زمان مجاراتی را در بر نخواهد داشت.ویلیام آنکن توضیح می‌دهد که معمولاً دست مدیران برای کاهش دادن زمان‌های دسته‌ی اول و دوم چندان باز نیست. بیش ترین اختیار برای مدیریت زمان، به گروه سوم بازمی‌گردد. ضمن این‌که مدیر با تفویض کردن بخش‌هایی از فعالیت‌های گروه سوم به زیردستان، می‌تواند وقت خود را کمی آزاد کرده و به فعالیت‌ها و کارهای مهم‌تر و اثرگذارتر بپردازد.از‌ آن جایی‌که مدیران نمی‌­توانند خواسته‌­های تحمیل‌شده‌ رؤسا و مجموعه را سرهم‌بندی کنند، پس زمان «خود تحمیل»، حوزه‌­ اصلی نگرانی آن‌ها خواهد بود. مدیران باید قسمت اختیاری زمان «خود تحمیل» را با حداقل سازی و رهایی یافتن از زیردستان، گسترش دهند. آنگاه می­‌توانند زمان بیش تری برای کنترل بهتر فعالیت‌­های «رئیس تحمیل» و «مجموعه تحمیل» داشته باشند؛ اما چگونه؟میمون کجاست؟تصور کنید که مدیر در حال قدم زدن در سالن است و متوجه می‌­شود که یکی از زیردستانش، به سمت او می­‌آید. وقتی به یکدیگر می‌­رسند، زیردست می‌­گوید: «صبح‌ به‌ خیر. راستی ما به مشکلی برخورده‌­ایم. ببینید… » مدیر در این مشکل متوجه دو خصیصه می‌­شود که در همه­‌ مسائلی که زیردستانش برای او می­‌آورند مشترک است. به این صورت که مدیر:1. به‌اندازه‌ کافی آگاهی داشت که بتواند مشکل را متوجه شود2. اما آگاهی‌­اش به‌اندازه‌ای نبود که بتواند آن‌گونه که از او انتظار می‌­رود، بی­درنگ پاسخ دهد.سرانجام مدیر گفت: «خوشحالم که این مسئله را مطرح کردی، اما الآن عجله دارم. اجازه بدهید درباره‌­ آن فکر کنم و بعداً شما را در جریان بگذارم. »قبل از اینکه این دو یکدیگر را ملاقات کنند، میمون بر پشت چه کسی بود؟ زیردست.بعد از اینکه از هم جدا شدند، چه کسی میمون را بر پشت داشت؟ مدیر.زمان «زیردست تحمیل» فرصتی ایجاد می­‌کند تا میمون، با موفقیت از پشت زیردست به پشت مافوق بپرد و این سواری گرفتن از مدیر تا زمانی که میمون به صاحب مناسب خود برای نگهداری و تغذیه نرسد، تمام نمی‌شود. خودتان را در جایگاه این مدیر قرار دهید، با این حرکت، در حقیقت شما اجازه داده‌­اید که میمونی از پشت زیردستتان به پشت شما منتقل شود و هم‌اکنون، شما هستید که برای زیردستتان کار می­‌کنید.مدیر با پذیرش میمون، به صورت داوطلبانه در جایگاهی پایین تر از زیر دست خود قرار می گیرد و مسئولیتی را از زیردست دریافت کرده است و قول داده که گزارش پیشرفتی به او دهد. فرد زیر است برای آنکه مطمئن شود مدیر موضوع را فراموش نکرده است، بعداً سرش را وارد دفتر مدیر می کند و با خوشحالی می پرسد: « خبری نشد؟ » (به این می گویند نظارت)پس مدیر تصمیم می گیرد که خودش را از شر میمون ها خلاص کند و به هدف اصلی اش یعنی زمان مدیریت دست پیدا کند.مدیر، شنبه صبح هنگامی که ۴ کارمندش در خارج از دفتر او جمع شده و منتظر دیدار با او و گفت و گو درباره کارهایی بودند که از دوش خود برداشته و به دوش او انداخته بودند، به دفترش وارد شد یکی یکی آن ها را صدا کرد. هدف آن بود که کار را روی م یز، میان خود و کارمند قرار بدهد و مشخص کند که حرکت بعدی کارمند چه می‌تواند باشد. با هر کارمندی که دفتر مدیر را ترک می کند مدیر از این که می‌بیند وظیفه ای از دوش او برداشته می شود و روی دوش کارمند خارج می شود احساس راحتی می کند. حداقل ۲۴ ساعت دیگر کارمند منتظر اقدام مدیر نیست در عوض این مدیر است که منتظر کارمند خواهد بود. سپس مدیر قدم زنان به سمت اتاق کارمند می رود، سر خود را به در می چسباند و با لبخند می پرسد: « اوضاع خوب است؟ »هیچگاه هنگامی که من به شما برای حل این مسئله یا هر مسئله دیگری کمک می کنم مسئله مسئله من نخواهد شد. لحظه ای که مسئله من شود، شما دیگر مسئله ای نخواهید داشت، من نمی‌توانم به شخصی که مسئله ندارد کمک کنم. هنگامی که این جلسه تمام شود مسئله نیز به همان صورت که وارد شده بود این دفتر را ترک خواهد کرد یعنی بر دوش شما. شما می توانید در هر زمان تعیین شده، از من تقاضای کمک کنید و ما با هم تصمیم خواهیم گرفت. من درباره انجام دادن هیچ حرکتی به تنهایی تصمیم نخواهم گرفت.مدیر همین کار را با تک تک زیر دست هایش انجام داد تا بالاخره در ساعت ۱۱ متوجه شد که دیگر مجبور نیست در اتاقش را ببندد؛ میمون هایش رفته بودند. آنها باز می گردند، اما تنها با قرار قبلی. تقویم این اطمینان را به او می‌دهد.مراقبت و تغذیه میمون هامیمون ها یا باید تغذیه شوند یا از بین بروند: این مشکلات که مانند میمون از سر و کول شما بالا می‌روند، برای اینکه آرام بگیرند، باید در زمان‌های مشخص تغذیه شوند. به عبارتی دیگر، در زمان‌های مشخص باید به پیگیری مسائل بپردازید. چنانچه حل کردن مشکل آسان است، با سرعت به سراغ حل آن بروید و  یا از سر راه حذفش کنید!تعداد میمون‌ها همیشه باید از ماکزیمم میمونی که مدیر می‌تواند تحمل کند کمتر باشد: به عنوان یک مدیر باید بدانید که تا چه حد می‌توانید به مشکلات رسیدگی کنید و تا چه میزان طاقت انجام کارها به صورت فشرده را دارید. از به عهده گرفتن سرپرستی میمون‌های زیاد، به شدت خودداری کنید! وجود مداوم میمون‌ها نشانه‌ای از یک مدیریت بد است. آنها نشان می‌دهند که کارمندان بیش از حد کار می‌کنند و بنابراین تمرکز کمتری دارند.تنها با قرار ملاقات قبلی باید به میمون‌ها رسیدگی کرد: اینکه به کارکنان شرکت خود اجازه دهید به راحتی مشکلاتشان را مطرح کنند، درواقع شانه خود را در اختیار بار اضافی مسائل قرار داده‌اید! برای اینکه بتوانید برنامه کاری خود را به راحتی مدیریت کنید و دچار فشار کاری نشوید، در روز و ساعات مقرری برای شنیدن مسائل کارمندانتان وقت بگذارید.باید به میمون‌ها به‌صورت رودررو  یا با تلفن غذا بدهید و هرگز این کار را با ایمیل انجام ندهید: به یاد داشته باشید که وقتی ایمیلی فرستاده می‌شود، حرکت بعدی به عهده مدیر شرکت است. اگر مشکل مذکور بسیار جدی است، کارمندان باید آموخته باشند که به‌جای اینکه به سادگی این مشکل را در ایمیل مطرح کنند، درخواست یک جلسه کنند. اگر مساله موردنظر جدی نیست، کارمندان را تشویق کنید که تا جلسه بعد منتظر بمانند.هر میمون باید یک زمان بعدی غذا دادن داشته باشد: ممکن است بنا به دلایلی برنامه‌ای که درمورد پیگیری مشکلات مشخص کرده‌اید، جابجا شود. اما هیچ‌گاه انجام این کار را پشت گوش نیندازید! گرسنگی میمون‌ها کار دستتان خواهد داد. یا میمون می میرد و یا بر روی شانه مدیر می پرد.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Mon, 22 May 2023 18:52:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا یک فیل در کارآفرینی داریم؟2</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%852-hdgg0fumg7ox</link>
                <description>1.نخستین مرد جوان با عجله به سمت پهلوی فیل دوید. او دست‌هایش را باز کرد و پهلوی تخت و وسیع حیوان را لمس کرد. هوا را بو کشید و با خود فکر کرد: &quot;این یک حیوان است، بینی من بویش را احساس می‌کند، اما این حیوان شبیه به یک دیوار است.&quot;  او با عجله به سمت شهر برگشت تا این کشف را به مردم شهر اطلاع دهد.لو و مک‌میلان  نشان دادند مشخصه‌ی هدف شامل بررسی یک هدف ویژه و نیز بزرگتر در پژوهش است. بسیاری از بحث های آن ها در رابطه با هدف، شامل تبیین ویژگی‌های کارآفرینی با بررسی تعاریف قبلی کارآفرینی است و هدف زیر را برای پژوهش کارآفرینی ارائه می‌دهند: &quot;تلاش برای توضیح و تسهیل نقش کسب و کار جدید در پیشبرد روند پیشرفت اقتصادی&quot; آن ها پیشنهاد کردند پژوهش در حوزه‌ی کارآفرینی در صورتی پیشرفت خواهد کرد که مطالعات به صراحت به این هدف کلی علاقمند باشند. شین و ونکاتارامان هدف پژوهش‌های کارآفرینی را مشخص نمودند. آن ها حوزه‌ی کارآفرینی را این گونه تعریف کردند: بررسی علمی فرصت‌های ایجاد خدمات و کالاهای آینده به چه صورت، توسط چه کسی و با چه اثراتی، کشف، ارزیابی و مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند. در نتیجه، این حوزه شامل مطالعه‌ی منابع فرصت، فرآیندهای کشف، ارزیابی و بهره‌برداری از فرصت‌ها و مجموعه‌ای از افرادی است که آن ها را کشف و ارزیابی نموده و از آنها بهره‌برداری می‌کنند.پژوهشگران سازمان‌ها اساساً با 3 سؤال پژوهشی در رابطه با کارآفرینی مواجهند:فرصت‌های خلق خدمات و کالاها چرا، چه هنگام و به چه نحو به وجود می‌آیند. چرا، چه هنگام و به چه نحو برخی افراد و نه بعضی دیگر، این فرصت‌ها را کشف نموده و از آن ها بهره‌برداری می‌کنند.شیوه‌های متفاوت مورد استفاده برای بهره‌برداری از فرصت‌های کارآفرینی، چرا، چه هنگام و به چه نحو با هم تفاوت دارند.2. دومین مرد نابینا، در حالیکه هوا را بو می‌کرد، خرطوم فیل را بغل کرد. فیل از این اتفاق تعجب کرده بود و با صدای بلند خرخر کرد. مرد جوان نیز به نوبه‌ی خود تعجب کرد و فریاد زد: &quot; این فیل شبیه مار است، اما به قدری بزرگ است که نفس گرم آن صدای خر و پف می‌دهد. &quot; او به سمت شهر دوید و داستانش را تعریف کرد.لو و مک‌میلان  توسعه‌ی نظریه در کارآفرینی را از دو منظر بررسی کردند: انطباق راهبردی و بوم‌شناسی جمعیت. آن ها عنوان نمودند چشم‌انداز انطباق راهبردی در کارآفرینی بر آزادی افراد در تصمیم‌گیری شامل شناسایی فرصت‌ها، جمع‌آوری منابع برای بهره‌برداری از آن فرصت‌ها و راهبردهای دخیل در دنبال کردن آن فرصت‌ها از طریق شرکت‌ها، تمرکز دارد. در مقابل، چشم‌انداز بوم‌شناسی جمعیت بر عوامل محیطی هم به عنوان پیش نیاز فعالیت شرکت و هم سازوکارهایی برای انتخاب شرکت‌های جدید تأکید دارد. شین و ونکاتارامان در عین حال که سهم سایر رشته‌ها و چشم‌اندازها را به رسمیت می‌شناسند، بر این باورند حوزه‌ی کارآفرینی که بایستی به عنوان حوزه‌ای منحصربه فرد از علوم اجتماعی، موضوع سودمندی لحاظ شود، باید چارچوبی مفهومی داشته باشد که مجموعه‌ای از پدیده‌های تجربی توجیه‌نشده و پیش‌بینی‌نشده توسط چارچوب‌های مفهومی موجود در سایر حوزه‌ها را تشریح و پیش‌بینی کند. آنچه در این اظهارنظر نهفته است، این باور است که حوزه‌ی کارآفرینی، نظریه‎‌ی خود را بسط خواهد داد.چنین به نظر می‌رسد که شاهد تغییر در چشم‌اندازهای نظری باشیم، اما به ظاهر، این عمدتاً در قالب سطح تحلیل انجام می‌گیرد. لو و مک‌میلان به دنبال نظریه‌های مرتبط با سازمان‌ها (انطباق راهبردی) و محیط (بوم‌شناسی جمعیت) هستند، اما شین و ونکاتارامان بر نظریه‌هایی تأکید دارند که به احتمال زیاد رفتار فردی را از دیدگاه اقتصاد تشریح می‌کنند. بنده تعصبات ذاتی در شین و ونکاتارامان را که نشان می‌دهد آن ها هیچ چشم‌انداز نظری مرتبط با درک افراد و فرصت‌ها را لحاظ نکرده‌اند، درک نمی‌کنم.3. سومین مرد جوان، عاج فیل را لمس کرد. او سطح سخت، هموار و تیز عاج را احساس کرد، به صدای خراشیده شدن ماسه‌ها زیر عاج گوش داد و سپس زمانی که فیل عاجش را بلند کرد، توانست نوک تیز آن را احساس کند. با خود فکر کرد: شگفت‌آور است، فیل مانند یک نیزه، سخت و تیز است، اما مانند حیوانات، بو و صدا دارد. او نیز به سمت شهر دوید.لو و مک‌میلان نشان دادند که مشخصه‌ی تمرکز به شناسایی پدیده‌ی خاصی که بایستی در پژوهش کارآفرینی بررسی شود، مربوط می‌شود. آن ها پژوهش قبلی در رابطه با شخصیت و بستر اجتماعی کارآفرینان را بررسی نموده و بر اهمیت مطالعه‌ی کارآفرینی به شیوه‌ای چارچوب‌محور و فرآیندمحور تأکید دارند. آن چه به صورت تلویحی در دیدگاه آن ها نهفته است، تأکید بر کارآفرین به عنوان محور کارآفرینی است، هرچندکه آنها اذعان نمودند فعالیت‌های کارآفرینان نه تنها مبتنی بر مشخصه‌های خود آن ها، بلکه مبتنی بر تأثیرات فرایندهای سازمانی، محیطی و ایجاد سازمان نیز هست. شین و ونکاتارامان در تعریف این مشخصه‌ی تمرکز برای پژوهش‌های کارآفرینی به صراحت بیان می‌کنند:ما از جنبه‌های زیر با این چارچوب‌ها تفاوت داریم:.1تمرکز ما بر وجود، کشف و بهره‌برداری از فرصت‌ها است..2بررسی تأثیر افراد و فرصت‌ها توسط ما، به جای تبعات و پیامدهای زیست‌محیطی.3 لحاظ نمودن چارچوبی گسترده‌تر از چارچوب ایجاد شرکتبنده بر این باورم شین و ونکاتارامان در تلاشند پیشنهادات لو و مک‌میلان را در تمرکز فرآیندمحور و چارچوب‌محور گسترده‌تر بررسی کنند. من مشخصه‌ی تمرکز در شین و ونکاتارامان را این گونه تفسیر می‌کنم: نیاز به پژوهش‌هایی که بایستی فرصت‌ها و افراد و نه صرفاً افراد را به رسمیت بشناسند. بهره‌برداری از فرصت‌ها نیز فرآیندی است که جایگاهی فراتر از ایجاد شرکت دارد. تفاوت اساسی دیدگاه کارآفرینی شین و ونکاتارامان با تمرکز پژوهش‌های قبلی کارآفرینی، تأکید بر فرصت‌ها است.4. چهارمین مرد جوان دستانش را پایین آورد و یکی از پاهای فیل را لمس کرد. او دور تا دور پا را بررسی کرد و در آغوش گرفت و پوست خشن آن را نیز احساس کرد. سپس فیل آن پا را روی زمین کوبید و مرد جوان آن را رها کرد. او با خود فکر کرد: تعجبی ندارد که این فیل دشمنان پادشاه را می‌ترساند، این مانند تنه‌ی درخت یا یک ستون قدرتمند است ولی با این وجود خم می‌شود، بسیار قوی است و با قدرت زیادی به زمین ضربه می‌زند. او که خودش هم کمی ترسیده بود به شهر بازگشت.لو و مک‌میلان مشاهده نمودند که کارآفرینی در 5 سطح تحلیل اتفاق می‌افتد: فردی، گروهی، سازمانی، صنعتی و جامعه. آن ها عنوان نمودند بینش‌های مهم مرتبط با کارآفرینی را زمانی می‌توان کسب نمود که پژوهشگران قادر باشند مطالعات با ماهیت چندسطحی را انجام دهند. ظاهراً شین و ونکاتارامان مشخصه‌ی سطح تحلیل را در استدلال‌های خود نگنجانده اند، هرچندکه پژوهش‌های آن ها چنین القا می‌کند که با دیدگاه کارآفرینی با ماهیت چندسطحی سر و کار داشته‌اند. در عین حال که بحث آن ها در رابطه با کشف و بهره‌برداری از فرصت‌ها بر استدلال‌هایی تمرکز دارد که ظاهراً نیازمند اقدامات افراد هستند. اما از طریق شیوه‌های بهره‌برداری، بینش‌های خود را از افراد به شرکت‌ها و مؤسسات بسط دادند.5. پنجمین مرد جوان دُم فیل را در دست گرفت. او گفت: &quot;نمی‌دانم این همه هیجان برای چیست. فیل چیزی جز یک تکه طناب پوسیده نیست.&quot; سپس دُم را رها کرد و به سمت شهر رفت.لو و مک‌میلان عنوان نمودند کارآفرینی فرایندی است که با گذشت زمان اتفاق می‌افتد و بایستی پژوهشگران تلاش کنند پژوهش‌های قاب زمانی را بسط دهند تا بازه‌ی وسیع‌تر عوامل اثرگذار بر این فرآیند را دربرگیرد. مثال‌های آن ها برای قاب‌های زمانی مورد استفاده در پژوهش‌های کارآفرینی، از تمرکز بر روند آغاز کار تا مراحل رشد در سازمان‌های رشدیافته را شامل می‌شود. چنین به نظر می‌رسد هیچ روش مستقیمی برای نحوه‌ی بررسی قاب زمانی در بستر چارچوب نظری شین و ونکاتارامان وجود نداشته باشد. منفرض می‌کنم یک قاب زمانی مناسب، ایجاد فرصت‌ها، کشف و بهره‌برداری از آن ها را شامل شود.6. ششمین مرد جوان خیل عجله داشت و نمی‌خواست از بقیه جا بماند. او صدای هوایی را که به خاطر حرکت گوش‌های فیل ایجاد می‌شد، شنید و فشار آن را احساس کرد. سپس گوش فیل را گرفت و آن را احساس کرد. خندید و با خود گفت: &quot;این فیل شگفت‌آور مانند یک پنکه‌ی زنده است.&quot; او نیز همانند دیگران، خشنود از نخستین برداشت سریع خود، به سمت شهر برگشت.لو و مک‌میلان روش‌های زیادی برای پژوهش‌های کارآفرینی ارائه نمودند.این ها به استفاده از توسعه‎ی نظریه و آزمودن فرضیه ختم شدند. با توجه به توصیه‌های قبلی در مورد لزوم وجود رویکردی فرآیندمحور در پژوهش‌های کارآفرینی، آن ها مطالعات را بسط دادند. آن ها به عنوان راهی برای آزمودن فرضیه، تلاش‌های بیشتر در راستای طراحی‌های تجربی را توصیه کردند. شین و ونکاتارامان نشان دادند روش‌های متنوع بسیاری برای کاوش در پرسش‌های برخاسته از چارچوب آن ها نیاز است. در رابطه با توسعه‌ی نظریه، بنده چنین فرض می‌کنم روش‌های بسیاری برای ایجاد و آزمودن فرضیه، مناسب هستند و مطالعه‌ی کارآفرینی به هیچ روشی وابسته نیست.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jan 2022 20:57:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا یک فیل در کارآفرینی داریم؟ 1</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-1-mufj3dki7pjp</link>
                <description>ایده این مقاله بیان و اندیشیدن در مورد وضعیت و کاربردهای نظریه در پژوهش‌های کارآفرینی با استفاده از مقاله‌ی مروری لو و مک‌میلان در رابطه با مبحث کارآفرینی به عنوان یک نقطه‌ی شروع است. مقاله‌ی مروری آنها 6 تصمیم ویژه و کلیدی را که پژوهشگران بایستی در انجام پژوهش‌های کارآفرینی لحاظ کنند، پوشش می‌داد:هدف، چشم‌انداز نظری، تمرکز، سطح تحلیل، قاب زمانی و روش‌شناسی.نگرش مهم برگرفته از مقاله‌ی مروری لو و مک‌میلان بیان می‌کند: این تصمیمات مشخصه‌ی طراحی، به‌هم‌پیوسته بوده و نمی‌توان آن ها را به شیوه‌ی مستقل اتخاذ نمود مقاله‌ی ما با تأیید این بینش، بررسی می‌کند انتخاب چشم‌انداز نظری در کارآفرینی به چه نحو براساس فرضیات مطرح‌شده پیرامون دیگر تصمیمات مشخصه‌، عمل می‌کند.بنده قصد دارم شیوه‌ی ساخت این فرضیات در توسعه‎‌ی نظریه‌ی کارآفرینی را بر اساس مقاله‌ی مروری شین و ونکاتارامان تحت عنوان &quot;نوید کارآفرینی به عنوان یک حوزه‌ی پژوهشی&quot; بررسی کنم. بنده از 6 تصمیم مشخصه‌ی لو و مک‌میلان به عنوان چارچوبی برای این بحث استفاده خواهم کرد. در مقاله‌ی شین و ونکاتارامان تمامی این تصمیمات مشخصه برای بررسی مسائل کلیدی تعریف شده و مورد بررسی قرار گرفته‌اند.این مقاله از 6 تصمیم ویژه‌ و کلیدی برای تحقیقات کارآفرینی(هدف، چشم‌انداز نظری، تمرکز، سطح تحلیل، قاب زمانی و روش‌شناسی)که در مقاله لو و مک‌میلان برای کاوش فرضیات ناگفته در توسعه‌ی نظریه‌ی کارآفرینی مطرح نمودند، استفاده می‌کند. مقاله‌ی شین و ونکاتارامان تحت عنوان &quot;نوید کارآفرینی به عنوان یک حوزه‌ی پژوهشی&quot; به عنوان مدلی برای درک بهتر موضوع، تحلیل شده و توصیه می‌شود.در دوردست‌ترین گوشه‌های کویر، شهری واقع شده بود که تمامی مردم آن نابینا بودند. پادشاه و ارتشش از آن منطقه عبور کردند و خارج از شهر اردو زدند. پادشاه یک فیل بزرگ داشت که از آن برای کارهای سنگین و ترساندن دشمنانش در جنگ استفاده می‌کرد. مردم شهر راجع به فیل‌ها چپزهایی شنیده بودند، اما هیچگاه فرصت دیدن آن را نداشتند. 6 مرد جوان عجول مصمم بودند بفهمند فیل چه شکلی است.هدف این مقاله بیان و بررسی وضعیت و کاربردهای نظریه در پژوهش‌های کارآفرینی با استفاده از مقاله‌ی مروری لو و مک‌میلان در رابطه با مبحث کارآفرینی به عنوان یک نقطه‌ی شروع است. مقاله‌ی مروری آنها 6 تصمیم ویژه و کلیدی را که پژوهشگران بایستی در انجام پژوهش‌های کارآفرینی لحاظ کنند، پوشش می‌داد:هدف، چشم‌انداز نظری، تمرکز، سطح تحلیل، قاب زمانی و روش‌شناسی.یک نگرش مهم برگرفته از مقاله‌ی مروری لو و مک‌میلان بیان می‌کند: تصمیمات مشخصه‌ی طراحی، به‌هم‌پیوسته بوده و نمی‌توان آن ها را به شیوه‌ی مستقل اتخاذ نمود.ایده‌ی اصلی این مقاله این است که توسعه‌ی نظریه در پژوهش‌های کارآفرینی به این نکته بستگی دارد که آیا ما در رابطه با فرضیاتی که در مورد چنین پدیده‌ای مطرح نموده‌ایم، آگاهی داریم یا خیر. برخی شواهد نشان می‌دهد پژوهشگران کارآفرینی از فرضیات خود آگاهی ندارند. گارتنر متوجه شد که پژوهشگران کارآفرینی باورهای بسیار متفاوتی در رابطه با ماهیت کارآفرینی دارند و دیدگاه‌های آن ها از اینکه کارآفرینی به عنوان یک پدیده از چه اجزایی ساخته شده، بسیار متفاوت است. آنچه در یافته‌های آن ها نهفته بود، این ترس است که پژوهش مبتنی بر این دیدگاه‌های متفاوت به عدم هماهنگی نتایج و ایده‌ها منجر خواهد شد. دستیابی به نتایج متفاوت بدون نوعی حس آگاهی مشترک از ویژگی‌های بنیادین کارآفرینی صرفاً لایه‌ی دیگری از سردرگمی اضافه خواهد کرد. بنده بر این باورم: &quot;صرفاً با بیان صریح آنچه بدان باور داریم می‌توانیم به درک نحوه‌ی یکپارچه‌ شدن تمامی این اجزای مختلف کمک کنیم.&quot; من مطمئن نیستم که حوزه‌ی کارآفرینی طی دهه‌ی اخیر به نوعی حس شفافیت نظری دست یافته باشد. با وجود خلق نظریه‌های بسیاری در حوزه‌ی کارآفرینی، پژوهشگران این حوزه شاهد عدم یکپارچه‌سازی تلاش‌های منجر به ارائه‌ی نظریه در یک طرح منسجم هستند. نقل قول زیر نمودی از این نگرانی‌ها است:یک مورد جالب حاصل از این اقدامات این است که هر رشته، شیوه‌ی منحصر به خود را در بررسی کارآفرینی دارد و این شیوه چندان تحت تأثیر چشم‌اندازهای سایر رشته‌ها قرار نمی‌گیرد.&quot;به عبارت دیگر به جای یک یا چند دیدگاه چندرشته‌ای در رابطه با این حوزه، شاهد چندین دیدگاه تک‌رشته‌ای هستیم.&quot;با وجود تعداد بالای مقالات انتشاریافته‌ای که می‌توان آن ها را مرتبط با نظریه‌ی کارآفرینی دانست، هیچ نظریه‌ای در رابطه با کارآفرینی نداریم که مقبولیت عام یافته باشد. با وجود پتانسیلی که این ترکیب متنوع از رشته‌ها با خود به همراه دارد، یک نقطه‌ ضعف بزرگ این است که در بسیاری از موارد، پژوهشگران یک رشته تمایل دارند مطالعات کارآفرینی پژوهشگران سایر رشته‌ها را نادیده بگیرند.چنین به نظر می‌رسد که تلاش‌ها در ارائه‌ نظریه در حوزه‌ی کارآفرینی شباهت‌هایی با داستان &quot;مردان کور و فیل&quot; داشته باشد. شش مرد کور بخش‌های مختفی از بدن فیل را لمس کردند و توصیف‌هایی متفاوتی از ویژگی‌های این حیوان داشتند. این داستان بیانگر نوعی هم‌اندیشی از مسائل یکپارچه‌سازی دیدگاه‌های متفاوت از یک پدیده‌ی بزرگ و پیچیده است. بنده به 2دلیل این داستان را در بخشی از این مقاله بیان نمودم..1در تلاش برای یافتن اصل داستان به شیوه‌های بیان متفاوتی دست یافتم..2داستان مردان کور و فیل نوعی تناقض روشنگر در رابطه با کشف و بیان است.بنده قصد دارم شیوه‌ی ساخت این فرضیات در توسعه‎‌ نظریه‌ی کارآفرینی را بر اساس مقاله‌ی مروری شین و ونکاتارامان تحت عنوان &quot;نوید کارآفرینی به عنوان یک حوزه‌ی پژوهشی&quot; بررسی کنم. بنده از 6 تصمیم مشخصه‌ی لو و مک‌میلان به عنوان چارچوبی برای این بحث استفاده خواهم کرد. در مقاله‌ی شین و ونکاتارامان  تمامی این تصمیمات مشخصه برای بررسی مسائل کلیدی تعریف شده و مورد بررسی قرار گرفته‌اند. من بر این باورم مقاله‌‌ی شین و ونکاتارامان سهم نظری قابل توجهی در حوزه‌ی کارآفرینی دارد و تبعات مهم و غیر قابل انکاری نیز برای پژوهش‌های کارآفرینی خواهد داشت. این نه تنها حاصل تلاش دو پژوهشگر بسیار بااستعداد، بلکه پژوهشی است که می‌تواند همچنان نمودی از توانایی یکی از ژورنال‌های بزرگ حوزه‌ی کارآفرینی باشد که راه پیش‌روی این حوزه را روشن می‌کند. بنده بر این باورم بحث و بررسی مقاله‌ی شین و ونکاتارامان می‌تواند به ایجاد راهی برای پژوهش کارآفرینی کمک کند و پژوهشگران را قادر سازد در این حوزه تصمیمات آگاهانه‌ای در مورد کارایی سهم پژوهشی خود بگیرند.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jan 2022 18:24:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متاورس2</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B32-onjgbhar5qwk</link>
                <description>در متاورس خبری از دولت‌ها و نهادهای نظارتی نیست و این وظیفه فناوری بلاک‌چین است تا امنیت تراکنش‌ها و هویت کاربران را تضمین کند. علاوه بر این، توکن‌های NFT به کاربران متاورس امکان می‌دهد تا درست شبیه دنیای واقعی، مالک آیتم‌های خاص و سفارشی خود باشند و آن‌ها را از پلتفرمی به پلتفرم دیگر جابه‌جا کنند؛ مثلاً در متاورس می‌توانید قطعه زمینی را که در Decentraland خریده‌اید، بفروشید و از پول آن برای خرید اسلحه در بازی فورتنایت استفاده کنید. در این میان، رمزارزها هم به‌عنوان تنها پول قانونی مورد استفاده در متاورس محسوب خواهند شد و نقشه راه شکل‌گیری ساختار اقتصادی متاورس را ترسیم خواهند کرد. البته این اقتصاد متاورسی هم اکنون در حال شکل‌گیری است؛ برخی از شرکت‌ها از همین حالا NFT‌های برند خود را با ارزشی بیش از صدها هزار دلار به حراج گذاشته‌اند.متاورس جهان آینده هست و یکی از ترندهای آینده، مفهوم آموزش است. پیش بینی مارک زاکربرگ اینه که شکل آموزش به کلی عوض میشه و به مرور دسترسی به منابع آموزشی برای همه یکسان خواهد شد. با متاورس ما می توانیم توی همون کلاسی بنشینیم که هم دوره ای هامون در نیویورک یا پکن نشستن. دور میز کلاس بنشینیم، با هم صحبت کنیم و حتی وسایل روی میز رو جابه جا کنیم.نسخه نهایی و کامل متاورس به این زودی ها انجام نمی شود و ساخت این جهان بسیار هزینه بر است. تحلیل گران بر این باورند که مشکلات فنی و انتقال داده از یک نقطه به نقطه دیگر و بازگشت آن باعث می شود تا یک دهه با جهان کامل متاورس فاصله داشته باشیم.ظهور متاورس اجتناب ناپذیر است.منبع: سایت های دیجیاتو و زومیت</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jan 2022 15:36:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متاورس1</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B31-wtcccqbjvaf7</link>
                <description>مارک  زاکربرگ موسس فیسبوک و ملقب به خطرناک ترین فرد جهان در جریان رویداد connect اعلام کرد که نام فیسبوک به متا تغییر پیدا خواهد کرد. او عنوان کرد که از این به بعد، نام فیسبوک نمی تواند تمام مجموعه خدمات تکنولوژی که توسط این هلدینگ ارائه می شود را پوشش دهد.رس به عنوان یک جهان بی حد و مرز آنلاین تعریف می شود که مردم در آن به واسطه ی آواتارهای دیجیتالی با هم در ارتباط هستند. رهبران تکنولوژی این جهان آنلاین را مکانی بی حد و مرز تعریف می کنند که مردم و آواتارهای آن ها می توانند کار کنند، بخوابند، خرید کنند، ورزش کنند و حتی بر روی ماه قدم بزنند. متا شبیه نسخه ای از واقعیت مجازیه که تقریبا برای هر چیزی استفاده می شود. در حال حاضر از تکنولوژی VR فقط در بازی ها استفاده می شود، اما با ظهور متا همه ی بخش های زندگی به اون اضاقه می شوند. غول های تکنولوژی و شرکت های بازی سازی در حال ساخت پلتفرم های متاورس خود هستند. اکثر این شرکت ها معتقدند که جهان متاورس در مالکیت یک شرکت تنها نخواهد بود.تاورس وضعیتی است که قرار است جانشین اینترنت کنونی شود و تمام محتوای آن را اما با محدودیت‌های دسترسی بسیار کمتری به کاربران عرضه کند. پلتفرم‌های آنلاین فعلی به کاربران اجازه می‌دهند در همان محدوده مختص هر سرویس تا حدودی آزادانه حرکت کنند، اما قابلیت تعامل‌پذیری بین پلتفرمی را محدود می‌کنند؛ مثلاً شما آزاد هستید هر چیزی را که دوست دارید در ماینکرفت بسازید، اما نمی‌توانید آنچه را که در ماینکرفت ساخته‌اید به بازی فورتنایت منتقل کنید. این در حالی است که متاورس به کاربران امکان می‌دهد محتوای دلخواه خود را در هر پلتفرمی تولید کرده و آن را آزادانه در سراسر این جهان دیجیتال توزیع کنند.بر خلاف اینترنت فعلی، کاربران متاورس تغییرات ایجادشده توسط کاربران دیگر را در لحظه و زمان واقعی تجربه خواهند کرد. اگر کاربری هرگونه تغییری در متاورس ایجاد کند، آن تغییر دائمی بوده و بلافاصله برای همه قابل مشاهده است. تداوم و قابلیت تعامل‌پذیری به کاربران امکان می‌دهد برخلاف اینترنت، هویت و تجربه‌های آنلاین خود را در سراسر متاورس حفظ کنند. به این معنی که در متاورس، کاربران دیگر نیازی به داشتن پروفایل جداگانه در توییتر، کاراکتری در فورتنایت و اکانت ردیت ندارند، بلکه می‌توانند در تمام این پلتفرم‌ها تنها خود واقعی‌شان باشند. این تداوم هویت، عاملی اساسی در شکل‌گیری نحوه خرید و مصرف محتوا توسط کاربران متاورس خواهد بود.در حالی که با موبایل و کامپیوتر هم می توان وارد متاورس شد، اما به هدست های مجازی، کاربران می توانند جهان آنلاین را ببینند و تجربه کامل تری را به دست آورند. واقعیت افزوده، اشیای مجازی را به نمایی که کاربر از جهان واقعی دارد اضافه می کند.متا هدست های واقعیت مجازی و افزوده را با برند آکولوس عرضه می کند و مایکروسافت هم عینک های واقعیت افزوده را برای کسب و کارها ارائه می کند.به لطف متاورس دیگر لازم نیست برای کار در محیط فیزیکی در دنیای واقعی حضور داشته باشیم؛ بلکه محل کار ما در همان متاورس خواهد بود. عینک‌های واقعیت مجازی و محیط متاورس هم پای هم ساخته می‌شوند و در آینده نزدیک این عینک‌ها کاربردهای زیادی در محل کار خواهند داشت.منبع: سایت های دیجیاتو و زومیت</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jan 2022 15:32:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاقیت و تمایز</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B2-kyo4thg4rrzp</link>
                <description>خلاقیت و تمایزحال که این اصول را با هم بررسی کردیم، ذکر این نکته حائز اهمیت است که درون مایه­ اصول طراحی محصول به خلاقیت و تمایز برمی­گردد. خلاقیت یکی از اسرارآمیزترین توانایی های بشر است. روانشناسان می گویند: افراد خلاق باهوش­تر هستند. مانند بسیاری از شگفتی های ذهن انسان، دانشمندان درباره شناخت کامل خلاقیت نیز ادعایی ندارند. در واقع این­طور می­توان گفت که گام­های رسیدن به خلاقیت مشخص­اند، اما برداشتن این گام­ها تضمینی برای موفقیت نیست.  با این وجود اثبات شده است که اگر این گام­ها را بشناسید و آن­ها را دنبال کنید، احتمال خلاق بودنتان بیش­تر می شود. خلاقیت در تمام مراحل فرآیند طراحی، در قلب آن جای دارد. هیجان انگیزترین و چالشی ترین طرح، نوآورانه ترین طرح است؛ رقابتی که فقط براساس قیمت باشد بسیار محدود است و در نتیجه تمایز محصول، سلاح اصلی رقابت باقی می ماند. تغییرات باید طوری باشد که به چشم مشتری بیاید و این مستلزم خلاق بودن در تمام مراحل فرآیند توسعه محصول از تشخیص فرصت تا مهندسی تولید است.اصل آمادگی ذهنیبرای بسیاری از افراد اتفاق افتاده است که در مکان­هایی مثل حمام، تخت خواب، اتوبوس و ... با الهام مواجه شده­اند. در واقع در حالت نیمه هوشیار بوده­اند که توانسته­اند الهام بخشی را حس کنند. گاهی الهامی که هفته­ها و یا شاید سال­ها به شکل آگاهانه و سرسختانه برای رسیدن به آن کوشیده­ایم، در لحظه آرامش و از هیچ پدید آمده است.برای تکوین یک ایده باید اجازه دهید آن ایده در ذهنتان آرام گیرد. با آرامش و آزادسازی ذهن، فکرهای متنوع­تری به ذهن می­رسد. حتی براساس یک نظریه، در زمان خواب خاطرات روز قبل دسته بندی می­شوند و در بخش­های مناسب حافظه جای می­گیرند. هر از گاهی اندیشمندان بزرگ ناگهان از یک خواب عمیق برمی خیزند، در حالی که دشوارترین مسئله ها را کاملا حل کرده­اند. در این موارد احتمالا در طول خواب و در جریان دسته بندی حافظه، ارتباط ضروری میان ایده­ها شکل گرفته است. برای بیشتر مسائل طراحی عمدتا زمان کافی وجود ندارد که بنشینیم و منتظر رسیدن الهام باشیم. پژوهش­های انجام شده از داستان اکتشاف­های بزرگ و تجربیات عملی، آشکار کرده که آمادگی، کلید تفکر خلاق است. یک ایده خلاق اغلب ارتباط، گسترش یا درکی جدید و متفاوت است از یک دسته ایده موجود. آمادگی فرآیندی است که ذهن به وسیله آن در ایده­های موجود غرق می­شود و غرق شدن در این ایده­ها انرژی لازم را برای پیشرفت بزرگ خلاقانه فراهم می­آورد. حتی بزرگ ترین پیشرفت های خلاقانه هم در خلا رخ نمی­دهند.داستان ارشمیدس را شنیده ایم. اما از این داستان چه می توان آموخت؟ارشمیدس مرد باهوشی بود و در دوره ای زندگی می کرد که نیاز به اندازه گیری حجم اشیا اهمیت یافته بود. حل یک مسئله خاص به او پیشنهاد شده بود. بصیرت ابتدایی او مسئله را چارچوب بندی و توجه وی را روی روش­های اندازه گیری حجم یک شی پیچیده متمرکز کرد. راه حل این مسئله بسیار ارزشمندتر از خلوص تاج یک پادشاه ظالم بود. اما ارشمیدس چه زمانی به راه حل سؤال پادشاه دست یافت؟ بله درسته! زمانی که در حمام بود. بدین معنی که ذهن ارشمیدس آمادگی ذهنی لازم را داشت، اما بدان معنا نبود که او به صورت 24 ساعته در حال فکر کردن به آن موضوع بوده است. به قول روزاریوم که می­گوید: &quot; جست­و­جو می­کنی و به هیچ نمی رسی. جست­و­جو نمی­کنی و در عین حال می­یابی. &quot;و مثالی دیگر:مورد بعدی کاغذ چسب دار است که توسط شرکت 3M اختراع شد. در سال 1968، اسپنسر سیلور چسبی را کشف کرد که قدرت چسبندگی بالایی نداشت. اما کسی توجهی به این اختراع نداشت. نا امید نشد و 5 سال به دنبال کاربردی برای آن بود. تا اینکه روزی به کلیسا رفت و یک اتفاق، الهام بخش او شد. همکارش همیشه برای مراسم یکشنبه­ها، سرودهای کتاب را با تکه­های کاغذ نشانه گذاری می­کرد. در آن روز، هنگامی که به سرعت از یک سرود به سرود دیگر می­رفت، کتاب از دستش به زمین افتاد و کاغذها از جایشان بیرون ریختند. این همان جرقه لازم بود. او به تکه هایی از کاغذ نیاز داشت که با یک چسب نه چندان قوی به صورت موقت در جایشان نگه داشته شوند. بدین ترتیب، کاغذ پشت چسب دار 3M به وجود آمد. پیشرفت بعدی با کشف فرآیندی به وجود آمد که چسبی تولید شد که به برخی از سطوح، محکم­تر از بقیه بچسبد. این نوع چسب به کاغذ بیش از هر سطح دیگری می­چسبید. برای اولین بار یک تکه کاغذ می­توانست بدون اینکه اثری از مواد چسبنده بر جای گذارد به یک سطح بچسبد.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Thu, 30 Dec 2021 14:27:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصول ادراک دیداری در طراحی محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%DA%A9-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-hpxfuprjtzdm</link>
                <description>مقدمهدر دنیای امروز از مصرف کنندگان تا دولت ها، همه طراحی ظاهری را راهی برای افزودن ارزش بدون تغییر در کارایی فنی محصول می دانند. لازم نیست طراحی ظاهری پرزرق و برق، پیچیده یا گران قیمت باشد یا اینکه برچسب طراح مشهوری برآن زده شود، طراحی ظاهری محصول در پی ایجاد جذابیت دیداری برای محصولات معمولی است. وقتی محصولی را جذاب می دانیم به ندرت منظورمان صدا، احساس یا بوی آن است. این نکته یادآور می شود که ادراک انسان در تسخیر حس بینایی وی قرار دارد و طراحی ظاهری اغلب به معنای طراحی دیداری محصول است.تحلیل اطلاعات در مغزتحلیل اطلاعات در مغز به دو صورت انجام می­پذیرد:1. تصویر کلی برای یافتن اشکال و الگوها پویش می­شود. (پیش آگاهانه)2.  پردازش تصویری تمرکز بر جزئیات تصویر، جهت بررسی اجزای تشکیل دهنده آن (آگاهانه)مجموع این یافته ها درک مهم و غیرشهودی را از بینایی انسان ارائه می­کند. ما چیزی را می بینیم که خیال می­کنیم می­بینیم! ما بعد از دیدن تصویر بدون فکر ویژگی های اصلی آن را استخراج می­کنیم. با استفاده از این ویژگی ها مغز طرحی که فکر می­کند در تصویر موجود است می­سازد! زیبایی حقیقتا در چشمان و ذهن بیننده است. اگر می­خواهیم یک شی را زیبا طراحی کنیم باید آن را مطابق با خصوصیات ادراک دیداری انسان بسازیم.  بنابراین، شناخت نظام بینایی عاملی کلیدی برای خلق زیبایی است.  در فرآیند طراحی محصول، قوانینی تحت عنوان قوانین گشتالت وجود دارند که به بررسی آن خواهیم پرداخت.قوانین گشتالتگشتالت یک نظریه روانشناسی است که چگونگی ادراک بصری توسط مغز انسان را توضیح می‎دهد. از آن‎جا که زمان ظهور این نظریه مصادف با دوران اوج هنر مدرن است، از همان ابتدا به حوزه طراحی وارد شده و تاکنون جایگاه مهمی در هنر داشته است. مفهوم گشتالت به زبان ساده یعنی ذهن انسان برای درک پدیده‎ها آن‎ها را به صورت یک کل دریافت می‎کند. به بیان دیگر، با استناد به اصول گشتالت، ذهن در نگاه نخست به جای درک جزء به جزء یک تصویر در صدد است که یک کلیت از آن ارائه دهد. تخطی از قوانین گشتالت به راحتی می­تواند در محصول احساس عدم انسجام پدید آورد. فراگیرترین کاربرد نظریه گشتالت برای طراحی ظاهری محصول به سادگی دیداری محصولات مربوط است. جهت تطابق با قواین قدرتمند گشتالت، محصول باید متقارن باشد و از خطوط واضحی که در مجموع اشکال هندسی ساده را پدید می­آورند تشکیل شود. هرچه قسمتی از تصویر قرینه تر، به طور نسبی کوچکتر، محاط تر و دارای گرایش نسبت به یکی از دو محور افقی و یا عمودی باشد، احتمال اینکه به عنوان موضوع تصویر دیده شود بیش­تر است. اگر کل قوانین طراحی ظاهری محصول را همین­ها بدانیم می­توان آن را در شعار ساده گرایی خلاصه کرد. در این قسمت بقیه­ی قوانین طراحی محصول را با هم بررسی خواهیم کرد:1. اصل تقارن: مغز انسان نسبت به محصولاتی که تقارن هستند، واکنش مثبت­تری را از خود نشان می­دهد. برای مثال از هزاران سال پیش، طراحان و معماران از این اصل در تولید محصولات و بناهای خود استفاده می­کردند که بنای تخت جمشید از نمونه­های بارز استفاده از این اصل است.2. اصل سادگی: مغز انسان به سادگی در طراحی اهمیت بسیار زیادی می­دهد. در واقع اینگونه است که مغز انسان نسبت به سادگی، واکنش مثبت­تری از خود نشان می­دهد و طراحان محصول همواره در این تلاشند تا بتوانند سادگی را خلق کنند برای مثال، در طراحی محصولات شرکت اپل از این اصل استفاده شده است، به گونه­ای که می­بینیم این اصل در تمامی فرآیند طراحی به کار گرفته شده است؛ از طراحی جعبه­های محصولات، خود محصولات و لوازم جانبی آن­ها.3. اصل نئوتونی: از قوانین خاص طراحی محصول می­توان به این اصل اشاره کرد. ویژگی مشترک همه چهره­های مطلوب، وجود خصوصیات نوزادی است که روانشناسان آن را نئوتونی می­نامند. بهترین مثال برای این اصل، طراحی چهر­های انیمیشن­هاست که خالق کاراکترها به خوبی از این اصل استفاده می­کنند. زمانی که اسم انیمیشن را می­شنویم، ممکن است چهره­هایی همچون ملوان زبل، گارفیلد، ملوان زبل، میکی ماوس و... در ذهنمان نقش ببنند. این کاراکترها به این دلیل در ذهن ما نقش بسته­اند که طراحان انیمیشن از این اصل در طراحی استفاده کرده­اند.4. سری فیبوناچی:  این اعداد به نام لئوناردو فیبوناچی، ریاضی‌دان ایتالیاییِ قرن سیزدهم میلادی، نام‌ گذاری شده ‌است. سری فیبوناچی می­گوید: غیر از دو عدد اول، اعداد بعدی از جمعِ دو عددِ قبلیِ خود بدست می‌آیند. اولین اعداد این سری عبارت‌اند از: 0، ۱، ۱، ۲، ۳، ۵، ۸، ۱۳، ۲۱، ۳۴، ۵۵، ۸۹ و... حال ممکن است این سؤال به وجود بیاید که طراحان چگونه از این اصل در طراحی محصول استفاده می­کنند؟ لاله گوش انسان و لاک حلزون­ها مثال­هایی از طبیعت هستند که به این اصل اشاره دارند. با توجه به شکل­های زیر، اهمیت این اصل کاملا پدیدار می­­شود. طراحان سعی می­کنند با الهام گرفتن از این اصل در طبیعت، محصولات متمایزی را خلق کنند.5. اصل جذابیت تداعی دو پهلو: تداعی دو پهلو وقتی اتفاق می افتد که دو خط فکری مستقل و منطقی در مسیری به هم برخورد کرده و قدرت معمول تداعی را در ما دچار بهت و شگفتی می­کنند. بعضی از محصولات جذاب مضامین تداعی دو پهلوی قوی دارند. که این راهی برای ایجاد جذابیت در طراحی ظاهری است. مثالی که در این زمینه بسیار معروف است، اختراع سکوی پرواز هواپیما روی ناو هواپیمابر است که طرح آن الهام گرفته از سکوی پرش اسکی است. و یا طراحی خودرو بی ام و که برگرفته از فک و صورت کوسه است. طراحی پهپادهای نظامی نیز الهام گرفته شده از پرواز عقاب می­باشد.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Thu, 30 Dec 2021 14:26:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقابل دیدگاه شومپیتری و دیدگاه کرزنری در کارآفرینی به زبان ساده2</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%88%D9%85%D9%BE%DB%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%872-t503b4hqcxz8</link>
                <description>در ادامه مقاله قبل به این نتیجه رسیدیم که:در مدل شومپیتری کارآفرین، نوآوری دارد و نقشش تعادل شکنی است که هم باعث تولید ثروت و هم باعث توزیع ثروت می شود.در مدل کرزنری کارآفرین، نوآوری ندارد و نقشش تعادل سازی است که فقط باعث تولید ثروت می شود.کارآفرینی کرزنری یا شومپیتری به عنوان مصلح و منجی جامع سرمایه داری هستند. به این دلیل که چون جامعه سرمایه داری(کاپیتالیسم) در درون خودش مشکلاتی دارد که یکی از آن ها انحصار ثروت در دست عده ای معدود است که باث شکل گیری و به وجود آمدن اختلاف ظبقاتی می شود. از این روست که کارآفرین باید وارد میدان شود و این شکاف طبقاتی را از بین ببرد و یا آن را کاهش دهد.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Sat, 25 Dec 2021 18:52:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقابل دیدگاه شومپیتری و دیدگاه کرزنری در کارآفرینی به زبان ساده1</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%88%D9%85%D9%BE%DB%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%871-woey9bkvl89l</link>
                <description>آقای اسپنسر در مقاله ای که در سال  2008 با عنوان &quot;کارآفرینی، نوآوری، توزیع ثروت؛ ماهیت تخریب خلاق&quot; منتشر می کند به بررسی تقابل دو مدل شومپیتری و کرزنری در کارآفرینی می پردازد.شومپیتر اینگونه بیان می کند: &quot; در جریان توزیع ثروت، عده ای از افراد با به وجود آوردن انحصار باعث می شوند تا حجم زیادی از سرمایه جامعه را در اختیار بگیرند. بدین گونه است که در جامعه شکاف طبقاتی و اقتصادی ایجاد می شود. در ادامه بیان می کند که وقتی چنین چیزی در جامعه سرمایه داری به وجود می آید، جامعه روح سرزندگی  و امیدش را از دست می دهد. در نتیجه آن 2 عامل به وجود می آید که شومپیتر از آن به عنوان بحران جامعه سرمایه داری یاد می کند.این 2 بحران اینگونه هستند:1. وقوع آشوب اجتماعی 2.ظهور سوسیالیسم که باعث می شود دولت ها در اقتصاد دخالت کنند.پس نقش کارآفرین در مدل شومپیتر چیست؟ در این حالت تعادل جامعه از بین می رود و همه از ثروت عادلانه بهره مند نمی شوند. کارآفرین با یک نوآوری وارد عرصه می شود و با ایجاد یک شرکت جدید و مستقل باعث می شود تا این شرکت بتواند بازار را از دست انحصارگرایان بیرون آورد و شرکت های قبلی یا ورشکست می شوند و یا حجم زیادی از ثروتشان را از دست می دهند که به آن تخریب خلاق می گویند. این تخریب خلاق باعث به وجود آمدن توزیع عادلانه ثروت می شود که به آن بازتوزیع منصفانه ثروت گفته می شود. پس در مدل شومپیتر، کارآفرین هم باعث تولید ثروت و هم باعث توزیع ثروت می شود.&quot;کرزنر اینگونه بیان می کند:&quot;کارافرین با کشف و بهره برداری از فرصت وارد جامعه می شود و با هوشمندی خودش باعث شناسایی یک فرصت و بهره برداری از آن می شود. منظور او از فرصت، نیازهای موجود در بازار و یا تقاضاهایی است که برآورده نشده است.&quot;به صورت خلاصه می توان گفت:در مدل شومپیتری کارآفرین، نوآوری دارد و نقشش تعادل شکنی است که هم باعث تولید ثروت و هم باعث توزیع ثروت می شود.در مدل کرزنری کارآفرین، نوآوری ندارد و نقشش تعادل سازی است که فقط باعث تولید ثروت می شود.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Sat, 18 Dec 2021 01:26:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوسک ها و سوسری ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D8%B3%D9%88%D8%B3%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B3%D9%88%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7-hdhs7cwnzdx8</link>
                <description>سفري به دنياي سوسك ها!این وسط یک امای بزرگ وجود دارد که موضوع اصلی سفر علمی  امروز ماست. غلط مصطلحی که بین اکثر ما رایج است و خیلی ها از آن اطلاعی ندارند. و آن چیست؟تفاوت سوسک ها و سوسری ها!!سوسری ها و سوسک ها با هم متفاوتند. این دو گونه دو راسته متفاوت از حشرات هستند که معمولا با هم اشتباه گرفته می شوند. در باور عموم به سوسری ها سوسک اطلاق می شود که اشتباه است. برای این که راحت­تر این دو راسته رو بشناسیم خوب است که تفاوت­ها و شباهت هایشان را با هم بررسی کنیم:شباهت­ها:در نگاه اول شاید به هم شبیه باشند، اما درواقع سوسری ها هم از نظر شکل شناسی و هم از نظر بهداشتی تفاوت های زیادی با سوسک ها دارند.  تفاوت ها:سوسری ها همه چیز خوار هستند و رنگ انواع مختلف آن ها نزدیک به هم و عموما خاکستری، قهوه ای مایل به قرمز و سیاه است در صورتی که سوسک ها بسته به نوع، چوبخوار یا گوشتخوار و ... بوده و در میان حشرات یکی از متنوع ترین طیف رنگ بندی و اندازه را دارند.  سوسری ها یکی از آلوده ترین حشرات هستند و به دلیل نزدیکی به محل زیست انسان ها از نظر بهداشتی باید مراقب باشیم. سـوسـري ها از كثافات، غذاهای مانده، غـذاهاي فـاسد و ... تغذيه كرده و قسمتي از غــذاي هضم نشده خود را برمي گردانند، به دفع مدفـوع روي غذا عادت دارند، از دهان و غدد خود ماده اي ترشح مي كنند كه در مسير حركت آن ها و منابع غذايي شان بوي ماندگار و نامطبوعي را ايجاد مي كند. سوسری ها قادر هستند بدون غذا تا یک هفته و بدون هوا تا 45 دقیقه زنده بمانند. ثابت شده است که مقاومت این حشرات به اشعه های مضر تا 15 برابر انسان است. دلیل این مقاومت نحوه تقسیم سلولی این حشرات است. این گونه حشرات قادرند به مدت نیم ساعت در زیر آب زنده بمانند.این ویژگی سوسری ها را به یکی از سازگارترین موجودات کره زمین تبدیل کرده است.سوسری­های منازل چه مکان هایی را دوست دارند؟سوسری ها گرما را دوست دارند و پشت رادیاتورها و لوله ­های آب گرم مخفی می­شوند. روزها در شکاف و درز دیوارها، چهارچوب درها و مبل ها پنهان می شوند. نقاط تاریک مانند تختخواب، پشت یخچال و اجاق و ظروف آشپزخانه، کابینت ها، توالت، حمام، لوله بخاری، محل نگهداری حیوانات، زیرزمین ها، داخـل تلویزیون و رادیو و دیگر وســایل الکــتریکی، آبروها و سیستم فاضلاب محل اختفای آن­ها است.گروهی از سوسری­ها راه­های بهتری را برای مسافرت پیدا کرده ­اند. از طریق راه رفتن و پرواز حرکت کرده و نیز همراه وسایل حمل و نقل، کشتی و هواپیما مسافت­های طولانی را طی می­کنند.سوسری ها پس از ورود به اماکن و مستقرشدن در محل مناسب شـروع به تخم ریزی می کنند. تخم آن­ها درون پوشش یا کپسولی قهوه ای و لوبیا مانند شامل دو ردیف مـوازی اتاقک­های حاوی تخم  قراردار. سوسری ها این کپسول ها را در محل­های تاریک و  دور از چشم در شکاف ها و درزها گذاشته و یا به  سطوح زیرین مـیز وصندلی یا تختخواب ،جعبه  چوبی و دیگر وسایـل بسته بـندی شده  می­چسبانند.  کپسول ها به تدریج بزرگ شده، پس از مدتی حشرات جوان سفیدرنگ کوچک بدون بال از درون آن خارج می شوند. از ابتدای تخـم ریزی تا خارج شدن نوزاد سـوسک، سی تا پنجاه روز طول می کشد. سوسری بالغ چند ماه تا یکسال زندگی می کند و در این مدت  عمل تخم ریزی چندین بار تکرار می شود.ساختار فیزیکی بدن سوسک حمام، معجزه خلقتسوسک حمام از معجزات خلقت است. خواهیم دید که در این بدن جمع و جور چه جزییات بی‌نظیری گنجانده شده که او را متناسب برای زندگی در محیط خاص او می‌کند. سوسک‌ها اسکلت خارجی دارند یعنی برعکس پستانداران که دارای اسکلت داخلی هستیم و استخوان‌ها با ضخامت زیاد گوشت و ماهیچه پوشانیده شده، اسکلت سوسک‌ها خارجی است. ساخته شده از ماده‌ای به‌نام کیتین می‌باشد. کیتین اندام‌های داخلی بدن سوسک را حفاظت می‌کند و مانند غلاف روی اندام‌های داخلی کشیده شده است. این ماده بسیار محکم است و مثلا اگر سوسک از ارتفاع زیاد سقوط کند، بدون آسیب زنده می‌ماند. کیتین به ‌نحو ماهرانه سر، سینه و شکم حشرات به اضافه ٦ دست و پا و به خصوص شاخک‌ها را می‌پوشاند. کیتین همراه با سوسک‌ها رشد می‌کند و سوسک‌ها نیاز به پوست‌اندازی ندارند. شاخک‌ها به راستی شاهکار عالم خلقت می‌باشند. حتما تخم سوسک‌ها را دیده‌اید. ماده سوسک مدت‌ها این تخم‌ها را تا نیمه از بدن خود خارج می‌نماید و به‌دنبال محل مناسب برای رهاکردن تخم می‌گردد. محلی که او به ‌دنبال است باید مرطوب، تاریک و در محلی مانند شکاف دیوار... باشد. اگر کمی بی‌رحمی به خرج دهیم و این تخم قهوه‌ای‌رنگ را پیدا کرده آن‌را از طول شکاف دهید. تعداد ١٨ تا ٢٠ حجره در دو طرف محور عمودی تخم سوسک حمام مشاهده می‌کنید. یعنی در طول این تخم که ٥ میلیمتر طول دارد ١٨ یا ٢٠ حجره در چپ و راست محور تخم مشاهده می‌شوند. اگر با ذره‌بین خوب بکاوید، بچه ‌سوسک‌هایی می‌بینید که در حجره خود آرمیده‌اند ولی مسئله جالب آن‌است که بچه‌سوسک‌ها کمتر از نیم میلیمتر طول دارند ولی شاخک آن‌ها دو برابر خودشان طول دارد. هر شاخک حدود ٥/٢ سانتیمتر طول دارد و از ٢٠ گره تشکیل شده است که هر بخش، طناب‌های عصبی از مغز سوسک به‌طرف انتهای شاخک می‌رفت.سوسک حمام یک سوسک پهن است به این مفهوم که با خم کردن دست‌ها و پاها خود را کاملا نزدیک به زمین می‌کند و سپس از شکاف‌ها و درزهای بسیار کوچک رد می‌شود و جان خود را نجات می‌دهد. این یک امتیاز برجسته است که موجب حفظ جان‌شان می‌شود. شاخک­ها و سیخک‌هایی که روی پاهای این سوسک‌ها وجود دارند که اخیرا دانشمندان متوجه شده‌اند که این سیخک‌ها جهت وزیدن باد و تغییرات توده هوا را نمایش می‌دهد! فرض کنید که شما در یک سوراخ قرار دارید و بعد جریان باد که از جابه جا شدن توده هوا حاضر شده نشان می‌دهد که یک نفر موجب تغییر جریان هوا شده. این یک زنگ خطر و اخطار مهم است که جایگاه و جهت حرکت انسان یا شکارچی را مشخص می‌کند. و در این حالت جانشان را حفظ می­کنند. یک رفتار بسیار جالب و عجیب آن است که سوسک‌ها همیشه در خط دیوارهای افقی و عمودی حرکت می‌کنند و در این موقعیت لگد کردن آن ها غیرممکن است! اگر این سوسک‌ها درفضای باز و مثلا وسط یک اتاق بزرگ رفت و آمد کنند به وسیله لگد به راحتی له می‌شوند ولی آن­ها یاد گرفته‌اند که وسط اتاق تردد نکنند و از ین طریق جانشان را حفظ کنند.اگر تا الان با خواندن این مقاله حالتان تغییر کرده و درحال گفتن این جمله هستید که: این چه موضوعیه؟؟ باید بگویم که در خیلی از کشورها این حشرات شام یک خانواده را تشکیل می­دهند. برای مثال اگر یک دوست چینی یا تایلندی داشته باشید ممکن است برای شام شما را به به صرف سوپ سوسک یا سوسک سوخاری دعوت کند. پس آنقدر هم که فکر میکنیم مضر نیستند و برداشت اشتباهی داشته­ایم.سوسک ها با تنوع فوق العاده ای که در جهان دارند جایگاه خودشان را در میان حشرات پرورشی نیز باز کرده­اند. در کشور خودمان نیز پرورش سوسک های مختلف با کاربردهای متفاوت رواج یافته و ارزآوری فوق العاده­ای را در بر دارد.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Wed, 10 Nov 2021 18:32:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلایل یادگیری گیمیفیکیشن</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%81%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-lwpvpg8qtoz7</link>
                <description>به دلایل زیر باید گیمیفیکیشن را یاد بگیریم:1- امروزه در طراحی کسب و کارهای مدرن تقریبا همه چیز به سمت و سوی گیمیفیکیشن می رود. شرکت­های زیادی هستند که بصورت جدی روی این مبحث کار تحقیقاتی می­کنند که منجر به افزایش فروش آن­ها شده است. (3)2- ابزار بازی بسیار قدرتمند است.احتمالا واژه­ ی اعتیاد آور بودن را برای بازی ها شنیده اید که حکایت از جذابیت آن برای کاربر دارد. آن­چه که در این بازی وجود دارد و باعث جذابیت آن شده را ابزار یا عناصر بازی می­نامیم.3-  بستر فناوری اطلاعات و ارتباطات(IT):به دلیل دسترسی فوق العاده آسان و بدون محدودیت زمانی، دیگر نمی­توان از نفوذ دنیای مجازی مخصوصا شبکه های اجتماعی در زندگی روزمره مردم چشم پوشی کرد. از مناسب ترین و پربازده ترین بستر ها برای پیاده سازی گیمیفیکیشن می­توان به کانال­های ارتباطی فناوری اطلاعات و ارتباطات اعم از وبسایت، اپلیکیشن ها یا شبکه های اجتماعی اشاره کرد.4- آسان نبودن:اگر‌‌ فکر می­کنید گیمیفیکیشن یا بازی سازی در پروژه­ هایمان یک سیستم امتیازدهی و رتبه بندی ساده است باید عرض کنم خوشبختانه حق با شما نیست! برای مثال قرار دادن اسباب بازی در بسته بندی گندمک یک ایده ی ناب در سال 1912 بود که در سال 2017 نمی­توان امید چندانی به این روش داشت.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Wed, 10 Nov 2021 18:23:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گیمیفیکیشن و تاثیر بر انسان ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%DA%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%81%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%C2%AC%D9%87%D8%A7-fet7emd0sz6l</link>
                <description>گیمیفیکیشن چیست؟بسیاری از افراد به محض شنیدن این واژه، گمان می­کنند گیمیفیکیشن نوعی برنامه نویسی یا مکانیزم ساخت بازی های کامپیوتری است. اما اصلا جای نگرانی نیست؛ قرار نیست با این چیزها سر و کار داشته باشیم. هنوز واژه ی فارسی مناسبی برای Gamification در نظر گرفته نشده است؛ اما اگر بخواهیم آن را به ساده ترین شکل ممکن بیان کنیم، می­توانیم بگوییم:&quot;به کار بردن عناصر و ابزار بازی در هر آن­چه که بازی نیست&quot;طبق نتایج تحقیقات انجام گرفته که از بین بیش از 300 زوج انجام شده جذاب ترین دوران زندگی آن­ها، دوران نامزدی است. engagement معادل انگلیسی واژه ی نامزدی که بر گرفته از engage به معنای درگیر بودن، تعامل داشتن و یا اشتیاق است. در واقع می­توان بیان کرد که گیمیفیکیشن ایجاد تعامل و درگیری فکری بین مخاطب و هدف ما است. به تعبیری اگر بتوان رابطه­ ی هدف با مخاطب را در حالت نامزدی یا همان engagement حفظ کنیم، شانس خیلی زیادی برای موفقیت خواهیم داشت. در واقع عناصر بازی برای ما مانند جعبه ابزارند و این هنر ما است که چگونه ابزارها را به کار بگیریم.گیمیفیکیشن چگونه پدیدار شدریشه ­های اجرای آن برای اولین بار به سال1912 برمی­گردد. شرکت کراکر جک که گندم فرآوری شده یا گندمک را تولید می­کرد با قرار دادن اسباب بازی در داخل بسته بندی­ها توانسته بود فروش فوق العاده ای داشته باشد. بعد از آن شرکت های بی­شماری این کار را انجام دادند. از موفق ترین شرکت های داخلی که برای اولین بار از گیمیفیکیشن استفاده کرد می­توانم به یکی از شرکت های تولید کننده اسنک اشاره کنم. این شرکت با قرار دادن عکس های چسبان در داخل بسته بندی­ها و جمع آوری آن توسط مشتریان و تکمیل آلبوم مربوطه توسط مشتریان، این فرآیند را انجام می­داد. اگر بخواهیم از اولین پیاده سازی­های گیمیفیکیشن را بر بستر تکونولوژی را نام ببریم می­توانیم به ساخت ویدئو­های آموزشی در کشور آمریکا برای دانش آموزان اشاره کرد. طبق تحقیقاتی که در سال 1980 توسط آموزش و پرورش ایالات متحده آمریکا برای افزایش ضریب بازدهی یادگیری دانش آموزان بر روی 800 دانش آموز صورت گرفت، جدول ضرب را به دو روش به دانش آموزان ارائه دادند. یک روش، روش مرسوم بود و روش دیگر با ابزار و عناصر بازی درآمیخته شده بود که دانش آموزان مباحثی را که با عناصر بازی تلفیق شده بودند را بهتر یاد می­گرفتند. این آغازی بود برای ساخت ویدئو های آموزشی که در آن از ابزار و عناصر بازی استفاده می­شد.بخش­های اصلی گیمیفیکیشنگیمیفیکیشن به 3 بخش اصلی تقسیم می­شود:بخش خارجی، بخش داخلی و تغییر رفتار· بخش خارجی:به قسمتی از گیمیفیکیشن گفته می­شود که با کاربران یا مشتریان در ارتباط است. اپلیکیشن­ها، وبسایت­ها، تکنیک های بازاریابی و فروش و... در این بخش جای می­گیرند. مانند مثال­هایی که در صفحات قبل آورده شد.· بخش داخلی:در این بخش از گیمیفیکیشن برای حل مشکلات درون سازمانی توسط کارکنان یا مخاطب مورد استفاده قرار می­گیرد. برای مثال استفاده از تکنیک &quot;با ارزش ترین&quot; باعث ایجاد رقابت در بین کارکنان می­شود که برای ارزشمندترین شدن و دست­یابی به جوایز احتمالی تلاش می­کنند. حل مشکلات درون سازمانی توسط مخاطبین یا مشتریان همواره برای سازمان­ها لذت بخش بوده است. برای مثال شرکت مایکروسافت با ارائه ­ی تعداد بسیار زیادی زبان مختلف بر روی ویندز 7، چالش جدیدی را ازمایش کرد. مایکروسافت از کاربران سراسر دنیا خواست تا به صورت آزمایشی بخش زبان ویندوز7 را دانلود کنند و در مناطق زمانی مختلف نسبت به کارکردن با بخش زبان اقدام کنند؛ نتیجه­ ی این فراخوان شناسایی 6700 باگ و 100 مشکل اساسی بود. این مشارکت گسترده کاربران در برابر استخدام برای کاربران برتر بود که از طرف مایکروسافت ارائه شده بود. در واقع گیمیفیکیشن با ایجاد انگیزه در کاربران، باعث تعامل زیاد آن­ها با این طرح مایکروسافت بود که منجر به رفع مشکلات ویندوز 7 شد.· تغییر رفتار:بخش سوم در جهت تغییر رفتار برای افراد مورد نظرمان کاربرد دارد. این بخش دقیقا با به کارگیری ابزار و عناصر بازی بین هدف ما و مخاطبانمان تعامل ایجاد می­کند. همان­طور که از نام این بخش پیداست برای ایجاد تغییر در رفتار مخاطبمانمان استفاده می­شود.هدف گیمیفیکیشنهدف اصلی از گیمیفیکیشن تاکید بر جنبه‌ و انگیزه‌های انسانی در همه فرایندها است. یعنی همه ­ی سیستم‌ها به جای طراحی عملکرد- محور که هدفش کاراییِ صرف است، با طراحی انسان- محور، برای انگیزه‌های انسانی بهینه شوند. به طوری که بتواند بیشترین تاثیر متقابل را بر گروه مخاطبین هدف بگذارد. گیمیفیکیشن باعث می ­شود تا مخاطبین هدف، تعامل بیشتر و موثرتری را بر قرار کنند که خود باعث وفاداری مخاطب نسبت به محصول یا خدمت شما می­شود.در حال حاضر بیشتر سیستم‌ها عملکردگرا هستند یعنی متمرکز بر عملکرد بوده و به نحوی طراحی شده‌اند که کارها درست و سریع انجام شوند. کارخانه‌ای را تصور کنید که کارگرانش کارهای خود را انجام می‌دهند، فقط به این دلیل که مجبورند و باید این کار را بکنند. در حالیکه طراحی انسان- محور یادآوری می‌کند که افراد درونِ یک سیستم، انسان هستند و احساسات دارند. آن‌ها می‌توانند حس‌های مختلفی مانند عدم امنیت، بی‌انگیزگی و حتی اجبار داشته باشند. بنابراین چقدر خوب می‌شود اگر این سیستم به کمک گیمیفیکیشن، متناسب با احساسات و انگیزه‌های آن‌ها بهینه شود تا تعامل و مشارکت آن‌ها هم بیشتر شود.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Wed, 10 Nov 2021 18:18:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دایره فرصت آفرینی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-qwhmgjewxdse</link>
                <description>فرصت افرینی چیست؟ فرصت­آفرین­ها چه شکلی­ هستند؟ به جای 2  تا پا 4 پا دارند؟ 2  تا بینی دارند؟ به جای 2 تا چشم 5 تا چشم دارند؟ پاهای بلندتری دارند؟ قد کوتاه تر یا بلندتری دارند؟ راز آفرینش فرصتهاشون چیه؟ فرصت ها را چگونه خلق می کنند؟ راز موفقیتشون را در 2 بخش دیدیم. یکی الگو و یکی باور. فرصت­آفرین­ها این طوری قدم برمی دارند. با الگو بودن و باور قلبی داشتن.اگر فردی این 2 تا ویژگی را اجرا کند، به عقیده خبرگان فرصت­آفرینی جز فرصت­آفرینان موثر خواهد بود. چون مشکل ما مشکل اجراست. چه کنیم که اول الگو باشیم؟ یعنی کسانی که فرصت­آفرین هستند، به جای این­که از درون آموزش بگیرند، خودشان الگوی دیگران هستند. خودشون مرجع دیگران هستند. خودشان در نقش منبع الهام دیگران هستند. چیکار کنیم منبع الهام دیگران باشیم؟ رمز فرصت آفرینی کجاست؟در این قسمت، یک دایره فرصت­آفرینی داریم. تفاوت افراد فرصت­آفرین و افراد پیرو درون این دایره پنهان شده است. این دایره 3 حلقه داره: چرا، چگونه و چه. با استفاده از چهارچوب مفهومی دایره فرصت آفرینی به بررسی این موضوع می پردازیم که چگونه برخی از اشخاص به فرصت­افرینان بزرگ تبدیل می شوند، دستاوردهای بزرگی دارند و کمک می کنند دیگران نیز دستاوردهای بزرگی داشته باشند.Why چراHow چگونهWhat چهتفاوت افراد فرصت­آفرین در جهت حرکت این دایره است. آدم­های معمولی که 95 تا 99 درصد افراد اجتماع را تشکیل می­دهند، از بیرون به داخل می روند. یعنی از چه می روند به چرا. آدم­های فرصت­آفرین از داخل به بیرون حرکت می کنند. یعنی از چرا شروع می کنند و به چه می رسند.دانشجوهای معماری را ببینید. برای انجام پروژه­هایشان ماکت درست می کنند. چرا؟ چون می خواهند اول را آخر ببینند. می خواهند آینده پروژه را ببینند. آن ها به خوبی واقف هستند که فرصت، لایه لایه است. ممکن است بگویندکه در حال ساخت خانه هستند. سوال بپرسید که خانه­هایشان چند طبقه است؟ پاسخ دهند: 4 طبقه است. امیدواریم به 40 طبقه هم برسیم و اگر پول داشتیم تا 400 طبقه هم می رویم. امکان ندارد. فرصت­ها به هیچ وجه این گونه به وجود نمی­آیند.آدم­های فرصت­آفرین آینده را می­بینند. آینده را می دانند. آن را خلق می کنند. معمارها این موضوع را به خوبی متوجه شده اند. اما گ.یی خیلی از ما این مهم را نادیده می گیریم. از طرف دیگر باید به این مهم توجه داشت که فرصت­آفرین ها به یک یار تمام قد نیاز دارند. این یار تمام قد می تواند دانش، علم و یا حتی یک فرد باشد. یاری که همراهشون باشد. برای دیدن و شناسایی فرصت­ها، نمی توان تیشه­ای عمل کرد. باید ریشه ای حرکت کرد. همه چیز مال من نه! فرصت­آفرین ها همیشه نیم نگاهی به طرف مقابل دارند. بعضی وقت ها افراد فقط جلو می روند و می درّند. فرصت­آفرین­ها همیشه طرف مقابل را می بینند. منافع دیگران را در نظر می گیرند. ما حتی اگر در مذاکرات هم نیم نگاهی به اطراف نداشته باشیم، عملا بازی مهره هایمان را از دست خواهیم داد. یک ضرب المثل آفریقایی می گوید که زمان گرسنگی شیرها که فرا برسد، همه سیر خواهند شد. فرصت آفرینی رابطه مستقیمی با آینده پژوهشی دارد. موضوعات آینده‌پژوهی در برگیرنده گونه‌های ممکن، محتمل و دلخواه برای دگرگونی از حال به آینده هستند. دقیقا همان موضوعی که فرصت آفرینی به دنبال خلق آن است. فرصت آفرینان، به دیگران آموزش نمی دهند؛ آن ها باعث تغییر خود، دیگران و اجتماع اطرافشان می شوند.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Wed, 10 Nov 2021 18:10:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اکسپو به زبان ساده!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%BE%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-irc9euji2aqu</link>
                <description>تو دنیا رویدادهای بزرگ و مهمی وجود داره که سالانه برگزار میشه.به یه سری از این رویدادها اصطلاحا مگا ایونت گفته میشه که المپیک و جام جهانی در راس اونا قرار دارن.حالا اکسپو چیه؟اکسپو سومین رویداد مگا ایونت جهانیه که هر 4 سال یک بار برگزار میشه و مربوط به فرهنگ، تکنولوژی و صنعت میشه. اکسپو برگرفته از کلمه Exposition هست و لقب &quot;المپیک فرهنگ ملل&quot; رو بهش دادن.همه کشورهای دنیا تو این رویداد 6 ماهه حضور پیدا میکنن تا دستاوردهاش رو به دیگران نشون بدن.توی این رویداد که مدت زمانش 6 ماه هست، میتونید با فرهنگ و مردم کشورهای مختلف آشنا بشید و اطلاعات زیادی به دیت بیارید.این اولین باره که اکسپو در خاورمیانه برگزار میشه و دبی میزبان این مگا ایونت جذاب و بنی نظیر هست. این رویداد قرار بود سال 2020 برگزار بشه که کرونا باعث شد با تعویق حدودا 11 ماهه شروع بشه.یکی از جالب ترین نکات اکسپو اینه که کشور میزبان یک تم رو تعیین میکنه که بقیه کشورها باید بخش نمایشگاهی خودشون رو مطابق اون طراحی کنن.تم اکسپو دبی2020 این هست:Connecting Mind, Creative the Future</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Sat, 02 Oct 2021 22:02:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من یک مترجمم. کتاب هفتم: دست و پا باش</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D9%85%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%85-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-fwkfdynadbqc</link>
                <description>نام کتاب: Be the Hands and Feetنام ترجمه: دست و پا باشمترجم: محمد صداقتی جهرمیانتشارات: کوله پشتیشابک:9786004613965بر آن شدم تا در هفتمین تجربه ترجمه، داستان متفاوت، متمایز و اثربخش یکی از توانمندترین سخنران‌های انگیزشی دنیا را به زبان فارسی برگردانم. سخنرانی که از لحاظ جسمی با تمامی افراد جهان متفاوت است. تفاوتی جسمانی که به تمایزی رفتاری تبدیل شده است. نیک وویچیچ متولد استرالیاست و به علت ابتلا به یک بیماری نادر در هنگام تولد از نعمت دست و پا محروم بوده ‌است. در کودکی متوجه شد که هیچ شباهتی با دیگر کودکان ندارد. او دست نداشت، پا نداشت و دلیلی هم برای خوشحالی نداشت. همکلاسی‌هایش او را مسخره می­کردند و روزبه‌روز بر ناراحتی‌هایش افزوده می‌شد. هر چند در کودکی دچار افسردگی شده بود، اما کم‌کم و با کمک پدر و مادرش آموخت تا قابلیت‌هایش را افزایش دهد.به‌رغم اینکه بدون دست و پا به دنیا آمده بود، هرگز در حصار شرایط خود نمانده است. به سراسر دنیا سفر می‌کند و میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار می‌دهد. او یک الگوی انگیزشی تمام­عیار است. او به مردم دنیا می‌آموزد تا با ایمان، امید، عشق و شجاعت خویش بر ناملایمات زندگی چیره شوند، مسیر الهی را در پیش گیرند و به اهداف خود برسند. او به همۀ ما یادآور می‌شود که نباید اجازه دهیم اهدافمان به آرزو تبدیل شود. با اینکه محدودیت دارد، اما هرگز خود را ناتوان ندیده است. او در رشته‌های شنا، موج‌سواری و گلف فعالیت می‌کند و عاشق هیجان است. شرایط استثنایی نیک می‌توانست نقطه ضعفی بزرگ به حساب آید، اما او دقیقاً همین نقطه ضعف را به فرصت تبدیل کرد. حضور خداوند در زندگی‌اش باعث شده تا معنای زندگی را درک کند. او همۀ افراد دنیا را به قدم گذاشتن در مسیر الهی فرا می‌خواند. هم‌اکنون یکی از تأثیرگذارترین سخنرانان انگیزشی در دنیا محسوب می‌شود و مؤسسۀ «زندگی بدون دست و پا» را اداره می‌کند. نیک در این کتاب به همۀ ما یاد می‌دهد چگونه خداوند در سخت‌ترین لحظات زندگی با ماست.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Fri, 20 Aug 2021 21:52:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@mohammadsedaghati/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-lpcvh61lub7b</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/kndrrrlu5von-2j87A.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۸,۷۲۸ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۱۰۶ مرتبه پسندیدند و  ۱۲ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۱۷ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۱,۰۳۹ بار خوانده شدند و ۳۸,۹۸۳ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۰۵۳۴۴۵۳ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۴,۵۲۹ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۰۵۳۴۴۵۳ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>Mohammad Sedaghati Jahromi</category>
                <author>Mohammad Sedaghati Jahromi</author>
                <pubDate>Tue, 23 Mar 2021 17:21:07 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>