<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میلاد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@moheme</link>
        <description>طراح و برنامه نویس وب‌سایت و اپلیکیشن</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:50:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2875/avatar/IBQxhX.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میلاد</title>
            <link>https://virgool.io/@moheme</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آموزش شهروندی و مسئولیت اجتماعی فقط برای همسایه نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-tfxdwq4shftk</link>
                <description>چند روز پیش توی پیاده‌رو قدم می‌زدم و در حالی که با هدفون به پادکست آموزش زبان انگلیسی گوش می‌دادم، از نور نارنجی رنگ زیبایی که از غروب خورشید به چشمای من می‌تابید حسابی لذت می‌بردم. حدود بیست متر جلوتر، خانم و آقایی به همراه بچه کوچیک خودشون در حال قدم زدن بودند. پسر بچه‌ی ۵-۴ ساله‌ی خوشتیپی که در حال پفک خوردن بود و هر از گاهی هم از قدم‌های پدر و مادرش عقب می‌موند و به طرز جالبی دوباره می‌دوید تا بهشون برسه. من کلا از دیدن بچه‌های کوچیک لذت می‌برم و گاهی اوقات واسشون دست تکون میدم یا برای خندیدنشون ادا در میارم. راستش خیلی اوقات با نگاه کردن به رفتار بچه‌ها، ازشون چیزای جدید یاد می‌گیرم.  تو همین حال و هوای زیبا بودم که یه صحنه حسابی منو به وجد آورد. اون صحنه اتفاق بزرگی نبود اما نمی‌دونم چرا برای من خوشایند بود. وقتی پفک پسربچه تمام شد، با حالت بازیگوشی شعر خوندن، جلد اونو تا کرد و داد به پدرش. من فکر می‌کنم بخش زیادی از بچه‌ها وقتی توی خیابون هستند این کار رو نکنند. حتما پدر و مادر این پسر بچه زمان زیادی رو برای آموزش این موضوع به فرزند خودشون صرف کرده بودند.  توی همین افکار بودم و از زمین و زمان و این صحنه‌های خوب کوچیک لذت می‌بردم که دقیقا مثل فیلم‌های طنز رضا عطاران، در یک لحظه لبخند از روی صورتم محو شد! چند ثانیه بعد از اینکه پدر جلد پفک رو گرفت، در حالی که با خانم خودش صحبت می‌کرد، جلد پفک رو مچاله کرد و به طرف جوب آب انداخت! این در حالی بود که درست چند متر جلوتر یه سطل زباله گنده وجود داشت.ممکنه این صحنه برای بخش زیادی از مردم جامعه عجیب نباشه، اما دستکم برای من، همه‌ی حس و حال خوبی که داشتم رو از بین برد. قطعا که رفتار اون شهروند زننده بود، اما اعتقاد دارم که انگشت اتهام رو به تنهایی نمیشه به سمتش دراز کرد. من اعتقاد دارم که اون فرد نسبت به این موضوع آگاه نیست. همین!  آموزش شهروندی؛ ما کجای داستانیم؟ در رابطه با اینکه آموزش شهروندی چیه و چه فوایدی داره، تعاریف و مقاله‌های زیادی منتشر شده و من به خوبی می‌دونم که صحبت کردن پیرامون این موضوع از حوصله شما و این محتوا خارجه چون من دوست دارم خیلی خودمونی، تجربی و قابل لمس‌تر صحبت کنم. اما اجازه بدید به این عبارت بسنده کنم که  آموزش شهروندی یعنی اینکه من، شما و سایر شهروندان به این درک  برسیم که عضوی از یه جامعه هستیم. جامعه‌ای که تاثیر زیادی از تک‌تک اعضای  خودش می‌گیره. به دلیل همین تاثیر، آموزش شهروندی به ما یاد میده که چطوری  می‌تونیم به گونه‌ای رفتار کنیم که نه تنها تاثیر منفی روی این جامعه  نداشته باشیم، بلکه باعث افزایش کیفیت زندگی جامعه (خودمون و خودتون)  بشیم. اما ما توی این موضوع به شدت ضعف داریم. و این ضعف هم از همون نقطه‌ی شروع، یعنی تعریف آموزش شهروندی شروع میشه. علاقه بسیار زیاد ما به آکادمیک کردن تعریف آموزش شهروندی و همینطور مباحث مرتبطی مثل مسئولیت اجتماعی، باعث شده ما دچار حس بیگانگی با لغت «آموزش» و «شهروند» بشیم.  شاید «یاد گرفتن» برای ما حس خوشایندی باشه، اما آموزش داده شدن نه! برای شما رو نمی‌دونم اما برای من که تقریبا آموزش داده شدن حسی توام با ترس رو به همراه داره :)  با شنیدن کلمه آموزش، احتمالا ذهن سریع به سمت آموزش و پرورش معطوف میشه. اگر بخوایم صادق باشیم، متاسفانه در کشور ما «اکثر» دانش‌آموزان و دانشجوها در حالی به مدرسه و دانشگاه میرن و فارغ‌التحصیل میشن که تقریبا میشه گفت هیچ مهارتی که پایه و اساس مسئولیت پذیری اجتماعی باشه رو به همراه ندارند. نه که دانش‌آموزها و دانشجویان نخوان، بلکه سیستم آموزشی به نحوی نیست که توی موضوع آموزش شهروندی به صورت کاملا عملی اقدام کنه. و این موضوع فقط نباید در کتاب‌ها خلاصه بشه چون آموزش شهروندی زمانی معنی پیدا می‌کنه که چارچوبی برای همفکری، مشورت و شناخت محیط زندگی، از زمان پیش‌دبستانی و کودکی شکل بگیره. البته اگر بخوایم انصاف داشته باشیم، پیشرفت خوبی برای آموزش شهروندی از سنین پایه حاصل شده. زمانی که ما بچه بودیم، آموزش شهروندی خلاصه می‌شد به چوب و شلنگ و فلک :) اما الان با تعداد زیادی مهدکودک و مدرسه‌های (عمدتا غیرانتفاعی) طرفیم که برنامه‌های جالب توجهی رو برای بچه‌ها در نظر می‌گیرن. اما نکته مهمی که باید به اون دقت داشته باشیم اینه که سیستم آموزشی فقط به مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها خلاصه نمیشه. اتفاقا توی ایران متولی آموزش شهروندی، شهرداری‌ها هسنتد. مدتی پیش، من و تیم توسعه دهنده استارت آپ مهمه، به دعوت از واحد فناوری شهرداری تهران، مهمان همایشی با نام تهران هوشمند بودیم. در همایش تهران هوشمند، شرکت‌ها و سازمان‌های زیادی در حوزه‌های مختلف حضور پیدا کرده بودند تا ایده‌های خودشون رو برای تهران هوشمند با دیگران در میان بذارند. آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، صحبت‌های صریحی رو عنوان کرد. یکی از جمله‌ها این بود که: ما برای داشتن شهری هوشمند، باید شهروند هوشمند داشته باشیم.من به این موضوع قبلا فکر کرده بودم و مثال‌های متعددی رو توی ذهنم مرور کردم. شهرداری‌ها بودجه‌های زیادی رو صرف مسائل عمرانی می‌کنند. بر برای هیچ شهروندی پوشیده نیست که بخش عمده‌ای از پروژه‌های اجرا شده در این حوزه، باعث رضایت مردم میشه اما به نظرتون صرفا با پروژه‌های عمرانی میشه این اطمینان رو ایجاد کرد که ما شهری هوشمند و در عین حال بدون معضلات شهری داریم؟ من در رابطه با قبول این موضوع کمی تردید دارم. می‌خوام چندتا مثال ملموس بزنم. مثال‌هایی که مطمئنم شما هم در طول روز بارها با اون مواجه می‌شید:- تقریبا همیشه جلوی شرکت ما ترافیکه. یه روز تصمیم گرفتم منشا اصلی این ترافیک رو پیدا کنم. فکر می‌کنید چراغ راهنمایی رانندگی مقصر اصلی این ترافیکه؟ نه! در فاصله تقریبا پونصد متری از شرکت ما، یکی از مراکز اصلی شهر وجود داره. جایی که راننده تاکسی‌ها مدام و یکی پس از دیگری برای سوار کردن مسافر توقف می‌کنند. حتی تعدادی از مردم به راحتی ماشین خودشون رو پارک دوبل (و یا حتی سوبل!) می‌کنند تا به کارهای خودشون از قبیل خرید و ... بپردازند. همین توقف‌های چندثانیه‌ایِ به ظاهر ساده، و بدتر از اون رفتاری که تبدیل به عادت شده، تاثیری در صدها متر اون‌طرف‌تر که ما هستیم می‌ذاره! شاید واستون جالب (و البته دردناک)‌ باشه که بدونید دقیقا دوتا پارکینگ بزرگ در اطراف اونجا وجود داره!  - یا به عنوان یه مثال دیگه، تصور کنید شهرداری‌ها هزاران نیروی پاکبان استخدام کنند و تعداد این پاکبان‌های محترم به اندازه‌ای باشه که هیچ زباله‌ای فرصت بودن روی زمین رو پیدا نکنه! :) آیا مشکل حل میشه؟ من فکر نمی‌کنم. چراکه مثلا تصور کنید یه گردشگر خارجی (و یا داخلی) صحنه زباله ریختن یک شهروند رو ببینه و در مورد اون در وبلاگ خودش بنویسه. آیا این موضوع نمی‌تونه تمامی تلاش اون پاکبان‌ها، وجهه شهر و همچنین میلیاردها تومن هزینه رو به راحتی نابود کنه؟ آیا یه رفتار به ظاهر ساده‌ی یه شهروند نمی‌تونه توی کل صنعت گردشگری شهر تاثیر بذاره؟ اینکه هیچ زباله‌ای فرصت بودن روی زمین رو پیدا نکنه یه فرض محال بود تا به شما بگم که حتی در ایده‌آل‌ترین حالاتی که ما فکر می‌کنیم، آگاهی نداشتن یه شهروند در قبال مسئولیت اجتماعی خودش، می‌تونه چه تاثیرات بزرگی توی جامعه بذاره. حالا شما جدا از این فرض محال، تجسم کنید شهرهای ما رو که روزانه هزاران و یا حتی میلیون‌ها بار شاهد زباله ریختن هستند ...موضوعاتی که عنوان میشه آکادمیک نیستند بلکه مواردی هستند که من و شما روزانه هزاران مورد از اون رو توی محل زندگی خودمون می‌بینیم. متاسفانه به جز چند شهر که روی موضوع آموزش شهروندی حساب ویژه‌ای باز کردند، بخش عمده‌ی شهرداری‌ها بحث آموزش شهروندی رو به کلاس‌های منجوق دوزی و ... و یا نهایتا به نصب چند بنر در شهر خلاصه کرده‌اند!پایه و اساس آموزش شهروندی، چیزی نیست جز درک نیاز، خلاقیت، مشورت و مشارکت. البته نباید این موضوع رو هم نادیده بگیریم که شهرداری نمی‌تونه به تنهایی بار آموزش شهروندی رو به دوش بکشه. آموزش شهروندی و مسئولیت اجتماعی؛ همه مقصرند به جز من! دکتر سعید معیدفر، یکی از جامعه‌شناسان برجسته ایران، چند وقت پیش می‌گفت: حالا ما برای این موضوع داریم چیکار می‌کنیم؟ما به واسطه استارت آپ قبلی که تعامل مستقیمی با صدها هزار کاربر داشت، رفته‌رفته ایده فناورانه‌ای رو خلق کردیم تا با همراهی اقشار مختلف جامعه، فضایی برای همفکری و همکاری و در نهایت حل معضلات کوچیک و بزرگ شهری شکل بگیره. اپلیکیشن مهمه یه نیرو محرکه‌ی خوب برای اینه که حس وظیفه‌شناسی و نقش شهروندان رو در رشد و توسعه محل زندگی پررنگ‌تر کنیم.  در «رسانه گروهی مهمه» کاربران می‌تونند در محله و یا شهر خودشون، در موضوعات مختلف کمپین بسازند و اون رو مدیریت کنند! این کمپین‌ها می‌تونه برای حل یک نیاز و یا حمایت از یک علاقه باشه. از شما دعوت می‌کنم در مورد استارت آپ مهمه بیشتر بدونید و یا اولین کمپین خودتون رو در محله بسازید.  محتواهای وابسته:چطوری یک کمپین خوب اجرا کنیم؟ مسئولیت اجتماعی؛ فرشته‌ای گم شده در میان ستاره‌ها! </description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Fri, 01 Jun 2018 20:11:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تراژدی محمد صلاح؛ برای من و تو هم صادق است!</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%9B-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%88-%D9%87%D9%85-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ow99x7ewexf4</link>
                <description>این محتوا در مورد فوتبال نیست اما بازی فوتبال تیم رئال مادرید و لیورپول و  اتفاقی که برای محمد صلاح افتاد، باعث شد فکرم به موضوعی که در ادامه می‌خونید مشغول بشه.این محتوا در مورد یک تراژدی عجیب و غریبه که زندگی من و تو هم با اون بیگانه نیست. محمد صلاح، بازیکن مصری تیم لیورپول انگلیس، توی دو سه سال گذشته برای طرفداران فوتبال به چهره‌ای شناخته شده تبدیل شده. بازیکنی که در کشور نه‌چندان فوتبالی مصر رشد کرد، و خیلی زود بعد از کشورهای سوییس و ایتالیا، تونست به انگلیس بره و در یکی از بزرگترین باشگاه‌های فوتبال دنیا، یعنی لیورپول بازی کنه.  محمد صلاح، درست در زمانی که همه‌ی نگاه‌ها به بازیکنان اروپایی بود رشد کرد و خیلی خوب تونست با تکنیک خیره کننده خودش، دل هواداران فوتبال رو به دست بیاره.  علاوه بر موفقیت‌های خوبی که محمد صلاح تونست با تیم باشگاهی لیورپول بدست بیاره، برای کشورش هم تاریخ‌ساز شد. این بازیکن با بازی خوبی که در تیم ملی مصر داشت، و گل دقیقه ۹۵ خودش در بازی‌های مقدماتی جام جهانی، باعث شد تیم ملی مصر بعد از ۲۸ سال بتونه به جام جهانی صعود کنه. اما این محتوا در مورد محمد صلاح نیست. در رابطه با فوتبال هم نیست. در رابطه با اتفاقیه که دیشب توی بازی رئال مادرید و لیورپول افتاد. جریان از اونجا شروع شد که محمد صلاح با درخشش خودش در تیم لیورپول، تونست بعد از مدت‌ها در جام باشگاهی اروپا به فینال برسه. فینالی که یک طرف اون حریف پر قدرت و پر ستاره‌ای به نام رئال مادرید وجود داشت.  از همون زمانی که لیورپول به فینال راه پیدا کرد، طرفداران فوتبال لحظه‌شماری می‌کردند تا بتونند تقابل این دو تیم قدرتمند، و به خصوص تقابل محمد صلاح و کریستیانو رونالدو رو ببینند. هر دو بازیکن تکنیک منحصر به فردی داشتند و این رویارویی می‌تونست طرفداران فوتبال رو حسابی به وجد بیاره. از طرفی محمد صلاح در چند مصاحبه اخیر به شدت اشتیاق خودش رو برای بازی در این فینال نشون داده بود. لحظه‌ای که تا همین چند وقت پیش، برای محمد صلاح رویایی بیش نبود. این اتفاق زمانی حساس‌تر می‌شد که این بازی می‌تونست محمد صلاح رو دقیقا قبل از شروع جام جهانی به یک فوق‌ستاره تبدیل کنه و احتمالا محمد صلاح هم چیزی رو جز این نمی‌خواست. دیشب به دلیل جذابیت بالایی که این فوتبال داشت، منم کار و بار رو تعطیل کردم و با یه پفک و چیپس و کمی تخمه نشستم تا از دیدن این فوتبال لذت ببرم. بازی تا دقیقه ۳۰ در اختیار لیورپول بود و محمد صلاح هم به خوبی تکنیک و چابکی خودش رو به رخ می‌کشید. اما در دقیقه ۳۰، عجیب‌ترین تراژدی برای محمد صلاح رخ داد :) سرخیو راموس (بازیکن رئال مادرید)، با خطایی که روی صلاح انجام داد، باعث شد محمد صلاح در عین ناباوری از ناحیه کتف مصدوم بشه. اشک‌های شدید محمد صلاح، قطعا که به خاطر درد شدیدی که می‌کشید نبود، محمد صلاح حتی تصور هم نمی‌کرد که درست در همون لحظه‌ای که هم خودش و هم طرفداران فوتبال در دنیا انتظار درخشیدنش رو داشتند مصدوم بشه و بازی رو از دست بده. رفتن محمد صلاح، پاشنه آشیل تیم لیورپول بود. لیورپول بازی دیشب رو با نتیجه ۳ بر ۱ باخت و با اشتباهات زیادی که دروازه‌بان نشون می‌داد، شانس هم اورد که بیشتر گل نخورد. به این ترتیب رئال مادرید قهرمان لیگ اروپا شد و لیورپول و صلاح در عین ناباوری حذف شدند. این تراژدی از جایی عجیب‌تر شد که امروز در اخبار می‌خوندم که محمد صلاح به احتمال بسیار زیاد جام جهانی رو هم به دلیل مصدومیت از دست داد!از همون دیشب فکرم به این موضوع مشغول شد. این نقطه، دقیقا همون جای تعریف نشده از زندگیه. جایی که نه من ازش خبر دارم، نه تو و نه هیچ کس دیگه‌ای. یادمه حدود دو سال پیش، داشتم روی کمپین بزرگی به نام «مهمه» کار می‌کردم. ایده این کمپین، از حادثه تلخ فرو ریختن ساختمان پلاسکو شروع شد. از اونجایی که ما قبلا چندتا کمپین خوب و بزرگ کشوری اجرا کرده بودیم، تصمیم گرفتیم با ایده‌ای که قرار بود کمپین «مهمه» داشته باشه، جریان فرهنگی-اجتماعی خوبی رو در فضای مجازی ایجاد کنیم. با توجه به اینکه من و تیمم نمی‌خواستیم زمان زیادی از حادثه پلاسکو بگذره، سریعا دست به کار شدیم و به با روزی ۱۵-۱۴ ساعت روی ایده این کمپین کار کردیم. این کمپین قرار بود یه سایت خیلی خوب هم داشته باشه که ایده کمپین در اون اجرا بشه. بنابراین ما یک ماه به صورت فشرده طراحی و برنامه نویسی اون سایت رو در دستور کار قرار دادیم و نهایتا تونستیم با چندین هزار خط کد، اون چیزی که مدنظرمون بود رو برای کمپین طراحی کنیم. درست یک روز قبل از اینکه کمپین رو معرفی کنیم، با اشتباهی که من انجام دادم، بخش زیادی از اطلاعات (حدودا ۹۰ درصد) از بین رفت و به این ترتیب شوک بزرگی به من و تیم وارد شد. بعد از دو سه روز کلنجار رفتن با خودمون، تصمیم گرفتیم دوباره کار طراحی و برنامه نویسی رو شروع کنیم. در طول بازطراحی پروژه، رفته رفته ایده تکمیل‌تر شد. این موضوع باعث شد ایده استارت آپ مهمه شکل بگیره. این بار ما خودمون بودیم که کمپین رو اجرا نکردیم چون تونستیم ایده رو تکمیل‌تر کنیم و اهداف بزرگتری رو برای اون در نظر بگیریم! :) من می‌دونم که این موضوع برای شما و هر کس دیگه‌ای هم وجود داره. با کمی فکر کردن پیرامون این موضوع، می‌تونید مثال‌های مشابهی رو از بطن زندگی خودتون بیرون بکشید. در رابطه با اینکه منشا این اتفاقات غیرمنتظره کجاست، چیزی نمی‌دونم. اما می‌دونم که اگر اراده و پشتکار وجود داشته باشه، بلند شدن پعد از هر بار زمین خوردن، از ما چیزی می‌سازه که خودمون هم متحیر می‌مونیم. اما برعکس اگر اراده و پشتکاری وجود نداشته باشه، احتمالا زمین خوردنمون به ما یاد خواهد داد که ما چیزی جز سرنوشت نیستیم!نوشته اصلی: وبلاگ مهمهنظر شما چیه؟ :)</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Sun, 27 May 2018 17:06:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری توی اینترنت یه کمپین خوب و پرمخاطب اجرا کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-nf3d39s1nskk</link>
                <description>اگر نمی‌دونید کمپین چی هست، لطفا ابتدا محتوای مربوط به کمپین چیست رو بخونید. چرا باید کمپین بسازیم؟ احتمالا انسان‌های کمی پیدا میشن که دقیقا شخصیتی مثل شخصیت ما داشته باشند. اما حتی در اوج تفاوت‌ها، شباهت‌هایی هم وجود داره که باعث میشه ما فارغ از تفاوت‌ها، برای بعضی موضوعات یک هم‌افزایی شکل بدیم. منظور از هم‌افزایی، استفاده از قابلیت‌ها و انرژی‌های همدیگه‌ست. اما مگر امکان داره که ما در اوج تفاوت‌ها هم‌افزایی انجام بدیم؟  بله! امکان داره. دامنه نیازها و علایق ما بسیار گسترده‌ست. هر فعالیتی که ما در طول روز انجام میدیم، قطعا یا به نیازها و یا به علایق ما مربوط میشه. هرچند درسته که شاید کمتر انسانی رو پیدا کنیم که دقیقا شخصیتی مشابه با شخصیت ما داشته باشه، اما به دلیل این گستردگی نیازها و علایق، حتما میشه وجه مشترکی بین خودمون و سایرین پیدا کرد. برای مثال ممکنه شما درون گرا باشید اما کل افرادی که با اون‌ها در ارتباط هستید برون گرا باشند. این به معنای این نیست که شما به هیچ طریقی نمی‌تونید با هم ارتباط برقرار کنید. نیازها و یا علایق مشترک، می‌تونه حتی سنگ و شیشه رو هم در کنار هم نگه داره :)مثلا ممکنه شما در عین حال که درون‌گرا هستید اهل کتاب و کتاب خوانی باشید. و کتاب و کتاب خوانی هم می‌تونه مورد علاقه بقیه افراد جامعه باشه. یا مثلا ممکنه در ابعاد بزرگ‌تر شرکت شما دل خوشی از شرکت رقیب نداشته باشه اما برای رفع یک نیاز مشترک، یک هم‌افزایی خوب رو با هم انجام بدید. خب، از موضوع اصلی دور نشیم، هدف از ایجاد یه کمپین هم دقیقا همینه. کمپین‌ها اصولا برای حمایت و یا برجسته‌سازی یک موضوع مورد علاقه و یا برای رفع یک نیاز مشترک ساخته میشن.شاید بشه کل کمپین های تبلیغاتی، خیریه، اطلاع رسانی و ... رو در همین رفع نیاز و یا حمایت و برجسته سازی علایق خلاصه کرد.چطوری یه کمپین خوب ایجاد کنیم؟  یک - برای انتخاب موضوع کمپین، خوب فکر کنید: به نیازها و یا علایق خودتون نگاهی بندازید. سعی کنید یک موضوع مشترک با گروهی از مردم جامعه پیدا کنید. مثلا ممکنه شما نیاز به یادگیری زبان انگلیسی داشته باشید. خب این یه نیاز مشترک بین گروهی از مردم جامعه‌ست. شما می‌تونید با ساختن یک کمپین برای یادگیری زبان انگلیسی، اجتماعی رو تشکیل بدید که برای یادگیری و آموزش زبان انگلیسی هم‌افزایی می‌کنند. یعنی به هم چیز یاد میدن، از هم چیز یاد می‌گیرن و یا با مشاوره و ارائه راهکار، باعث پیشرفت هم میشن.  دو - هدف از ایجاد کمپین رو دقیقا مشخص کنید:یه کمپین خوب باید هدف مشخصی داشته باشه تا وقتی مردم با اون مواجه میشن بدونند که کمپین قراره چه هدفی رو محقق کنه. مثلا من چند روز پیش یه کمپین به نام اصفهان گردی ساختم و هدف اون رو اینطوری قید کردم «معرفی زیبایی ها و جاذبه های تفریحی و گردشگری اصفهان». ببینید دقیقا من توی یه جمله برای کاربران مشخص کردم که این کمپین چیه و قراره به کجا برسه. سه - نیاز کمپین رو به صورت کامل برای مخاطبان‌تون شرح بدید:زمانی که مخاطب به موضوع و هدف کمپین علاقمند میشه، تمایل زیادی داره تا بدونه داستان کمپین چیه و قراره چه برنامه‌ای رو دنبال کنه تا به هدف ذکر شده برسه. خیلی اوقات موضوع و هدف به خودی خود می‌تونه باعث اشتیاق کاربر بشه اما نبود برنامه‌ای درست و حسابی که کمپین رو شرح بده، باعث میشه تاثیر مثبت موضوع خوب کمپین هم از بین بره. مثلا کمپین‌های زیادی در سطح ملی برای استفاده بهینه از آب و مقابله با بحران آب شکل گرفتند اما چون برنامه درست و حسابی نداشتند، خیلی زود به فراموشی سپرده شدند.  چند تا توصیه در رابطه با این موضوع: - سعی کنید توضیحات رو به صورت داستانی بنویسید و توی اون به این اشاره کنید که کمپین از کجا اومده و برای چی شروع به کار کرده و قراره به کجا برسه.- از مخاطبان درخواست کنید که برای پیشبرد اهداف کمپین کاری رو انجام بدند. صرف اینکه هزار نفر به کمپین شما بپیوندند دلیلی برای موفقیت کمپین شما نیست. توجه به این موضوع می‌تونه جریان کمپین رو از یک رسانه یک طرفه‌ی خشک و بی‌روح به یک جریان تعاملی تبدیل کنه. مثلا من برای کمپین اصفهان گردی از مخاطبان کمپین دعوت کردم تا بعد از هر گشت و گذار در اصفهان، جاذبه های گردشگری شهر رو به دیگر اعضای کمپین هم معرفی کنند. یا مثلا برای کمپین یادگیری زبان، میشه از مخاطبان درخواست کرد که بعد از پیوستن به کمپین، چیزهای مفیدی رو که در طول روز یاد می‌گیرن، برای سایر مخاطبان هم منتشر کنند. چهار - محتوا تولید کنید و دیگران رو به تولید محتوا برای پیشبرد اهدف کمپین تشویق کنید: با تولید محتوای مفید، می‌تونید روز به روز افراد بیشتری رو با کمپین خودتون آشنا کنید. تولید محتوای مفید (شامل متن، عکس، ویدیو و ...) باعث میشه گوگل صفحات مربوط به کمپین شما رو به راحتی شناسایی کنه و به افراد بیشتری نشون بده. مثلا زمانی که من دغدغه یادگیری زبان انگلیسی رو دارم، احتمالا اولین کاری که انجام میدم اینه که توی گوگل عبارت «آموزش زبان انگلیسی» رو جستجو می‌کنم. با فرض اینکه موضوع کمپین شما پیرامون زبان آموزی باشه و محتوای مناسبی رو برای این کمپین منتشر کنید، من به راحتی می‌تونم کمپین شما رو از بین ده‌ها هزار سایتی که مربوط به آموزش زبان انگلیسی میشه پیدا کنم. از طرف دیگه، تولید محتوای مفید می‌تونه دلیل مناسبی برای ماندگار شدن مخاطبان کمپین بشه. ما در سرویس مهمه که توسط گروه حس ساخته شده، پروسه ساخت کمپین  رو بسیار راحت کردیم. شما به سادگی و بدون نیاز به دانش فنی می‌تونید در  محله و یا شهر خودتون در موضوعات مختلف کمپین بسازید. اگر آماده‌اید، اینجا کلیک کنید و یک کمپین بسازید ! این سرویس کاملا رایگانه :)منبع: سایت مهمه</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Fri, 18 May 2018 15:17:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیدار اتفاقی با رضا عطاران و تامل در یک عکس دو نفره</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B9%D8%B7%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D9%88-%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%87-qspjr68lonhb</link>
                <description>بعد از چند روز کار زیاد، حوالی ساعت ۶ عصر تصمیم گرفتم برم یه تابی توی شهر بزنم و کمی هم به تفریح خودم توجه کنم. راستش وقتی اسم تفریح میاد، زیاد جای دوری نرید چراکه یکی از بهترین تفریح‌های من قدم زدن توی خیابون و بودن در بین مردمه. اون روز تصمیم گرفتم برم مجتمع ستاره باران تبریز و مثل چهار-پنج ماه پیش، سریع یه چرخی بزنم و احتمالا توی فودکورتش یه میان وعده بخورم. اصولا این پروسه نباید بیشتر از بیست دقیقه طول می‌کشید.  وقتی به طبقه سوم مجتمع ستاره باران رسیدم، جمعیت بسیار زیادی رو دیدم. اول حسابی تعجب کردم اما در همون لحظه صدای خانمی که از بلندگوی سالن پخش شد، روشنم کرد که اینجا چه خبره. از صدا فهمیدم که تا لحظاتی دیگه قراره رضا عطاران در بین مردم حضور پیدا کنه. اینکه چرا الان رضا عطاران اونجاست رو میشد از بنرهای فیلم مصادره فهمید. جمعیت بسیار زیاد بود و یه صف بلند دور تا دور محلی که برای دیدار آماده کرده بودند تشکیل شده بود. قرار بود مردم یک نفر یک نفر از قسمت ورودی (که با پایه و بند ایجاد شده بود) عبور کنند و در چند ثانیه با هنرمند محبوب خودشون عکس بگیرند و سریعا از قسمت دیگه‌ی سن خارج بشند.باید صادقانه بگم که در چند سال گذشته انقدر با سینمای ایران بیگانه شدم که آخرین فیلمی که توی سینما دیدم رو یادم نمیاد. در رابطه با ارادی و یا غیر ارادی، و یا خوب و یا بد بودن این موضوع نظری ندارم اما به هر حال، منم مثل هر کس دیگه‌ای از شنیدن خبر حضور رضا عطاران در بین مردم خوشحال شدم و رفتم کنار جمعیت ایستادم و منتظر موندم تا بتونم ایشون رو ببینم. داشتم به اون شلوغی نگاه می‌کردم که یکی از محافظان (تامین‌کننده نظم سالن) به طرف من اومد و گفت که آقا اینجا قسمت خروجیه. اگر می‌خوای عکس بگیری برو اونور، آخر صف وایسا! من سریع جواب دادم که آقا من قصد عکس گرفتن ندارم و همینطوری اینجا ایستادم تا رضا عطاران رو ببینم. ایشون بعد از گفتن اینکه به هر حال نمیشه اینجا ایستاد به من گفت که بچه کجایی؟ و منم گفتم اصفهان. گفت یعنی واقعا نمی‌خوای عکس بگیری؟ گفتم نه که دلم نخواد اما من اتفاقی با این موضوع مواجه شدم و همین که اومدن رضا عطاران رو ببینم، کفایت می‌کنه. صدای مردم اجازه نمی‌داد که این گفتگوی کوتاه به راحتی انجام بشه. بنابراین آقای محافظ سرش رو به سمت گوش چپ من اورد و گفت همینجا بمون تا از این طرف سریع بفرستمت داخل تا بتونی عکس هم بگیری. من گفتم چشم و به جمعیت نگاه کردم. راستش حتی فکر کردن به اینکه این همه آدم از دو سه ساعت قبل منتظر هستند هم نتونست باعث نه گفتن به پیشنهاد اون آقا بشه! :)چند برابر شدن صدای جمعیت سالن ناشی از پایان انتظارها بود. رضا با یک کلاه قهوه‌ای که دورش نوار طلایی رنگی بود، ست ساده و شیکی رو با یک پیراهن سفید و کت مشکی ساخته بود. من متانت و سادگی رضا عطاران رو از همون لحظه ورود حس کردم. عطاران به اندازه‌ای ساده و طبیعی بود که من یک لحظه شک کردم که نکنه این بدل رضا عطاران هست! رضا عطاران به طرز عجیبی خودش بود. خبری از نقش‌های رنگارنگ و متفاوتش در فیلم‌های مختلف نبود. هرچند فکر کنم آخرین فیلمی که از رضا عطاران دیده بودم سریال خانه به دوش بود، اما در کسری از ثانیه می‌تونستم بنده حزب باد باشم و بهترین بازیگر مورد علاقه خودم رو ایشون بدونم! :)خلاصه به محض اینکه رضا عطاران وارد سن شد، دختر خانم نامحترمی به سمت ایشون دوید و تعدادی از میله‌ها و بندهای متصل به اون رو انداخت. همین اتفاق باعث شد تمامی صف به هم بریزه و هر کسی برای زودتر وارد شدن به سن تلاش کنه. تعدادی این فرصت رو پیدا می‌کردند تا با بازیگر محبوب سینما عکس بگیرند. از طرفی دیگه، اون آقایی که با من قبلا هم‌کلام شده بود، در اون شلوغی من رو به سمت رضا عطاران هدایت می‌کرد. نمی‌دونم اسمش رو باید گذاشت مرام، مهمان‌نوازی و یا پارتی بازی! به هر حال من به رضا عطاران رسیدم و ... + سلام - سلام عزیز  + خوبید آقای عطاران؟  - ممنونم. من خوبم. عکس بگیریم؟  + بله بله. مرسی. منم برای همین اومدم. و نتیجه‌ی اون عکس زیر شد ... راستش نمی‌دونم رضا عطاران چرا تا این اندازه آروم بود. یه لبخند بسیار کوچیک روی لب داشت و بدون هیچ عکس‌العمل اضافه‌ی دیگه‌ای فقط نگاه می‌کرد. به این دوربین، به اون دوربین، به من، به اون، به ما، و دوباره و دوباره ... به اندازه‌ای تحت تاثیر انرژی مرموز این فرد قرار گرفتم که برای دقایقی همونجا ایستادم و به رضا عطاران، مردم، دوربین‌ها، سلفی‌ها و ... نگاه کردم. این موضوع باعث شد خیلی سریع نکته‌ای قابل توجه رو کشف کنم که به شدت برای خود من تلنگر بود. چیزی که من در اون یکی دو دقیقه می‌دیدم، دخترها و پسرهایی بودند که به هزار زور خودشون رو به رضا عطاران می‌رسوندند و بعد از اون سریع دست به کار می‌شدند و دوربین رو نوبتی به هم می‌دادند تا با رضا عکسی دو نفره داشته باشند، یا به محض رسیدن، دست روی شونه‌ی رضا می‌انداختند و با یه لبخندی که ناشی از چیزی به نام «موفقیت» بود، یکی دوتا سلفی می‌گرفتند و سریع از سن خارج می‌شدند و دوباره آدمای بعدی.  جالب اینجا بود که نگاه من، برای چند ثانیه افراد خوشحالی که از سن خارج می‌شدند رو دنبال می‌کرد. به طرز عجیبی بخش قابل توجهی از افرادی که من شاهدشون بودم، سریع دست به کار می‌شدند و عکس رو در تلگرام و اینستاگرام به اینور و اونور می‌فرستادند. شاید این رفتار طبیعی باشه، اما چیزی که موضوع رو دردناک می‌کرد این بود که تقریبا هیچکس از همین فرصت کم هم برای هم‌کلام شدن با بازیگر محبوبش استفاده نمی‌کرد. مردم حتی سلام هم نمی‌کردند! شور و اشتیاق برای عکس گرفتن و ارسالش در شبکه‌های اجتماعی، به اندازه‌ای زیاد بود که اصل مطلب فراموش شده بود. تنها چیزی که اونجا اهمیت نداشت، خود رضا عطاران بود!  بعد از این بود که راحت‌تر می‌تونستم معنی اون نگاه‌های عمیق رضا عطاران رو بدونم. نگاهی که به وضوع در عکس بالا هم قابل مشاهده‌ست.  توی مسیر برگشت، مدام به این موضوع فکر می‌کردم. این چهار-پنج دقیقه به اندازه‌ای واسم مهم شده بود که اون رو به موضوعات مختلفی از زندگیم بسط دادم. به این فکر می‌کردم که چه اتفاقی می‌افته که ما خیلی اوقات اصل موضوع رو فراموش می‌کنیم؟ - قبل از کنکور با خودمون عهد بستیم که توی کنکور برای رشته مهندسی مکانیک، مهندسی نفت، دندان‌پزشکی و یا ... قبول بشیم و بعد از اون بهترین دانشجوی فلان دانشگاه بشیم. اما تا چشم به هم زدیم، خودمون رو در تکاپوی بی‌انتهایی برای پاس کردن درس‌ها دیدیم. اصل موضوع فراموش شده بود.  - شوهر، حسابی اهل خورد و خوراکه. خانم روی پخت غذا بیشتر وقت می‌ذاره تا میزان عشقش رو از این طریق به شوهرش نشون بده. اما رفته‌رفته این موضوع انقدر اهمیت پیدا می‌کنه که زن مدام در آشپزخونه‌ست و مجالی برای صحبت کردن با شوهر باقی نمی‌مونه. یا مردی که چنان غرق کار و فکر تامین آینده خانواده میشه که خانواده رو به کلی فراموش می‌کنه! - وب‌مسترها و تولیدکنندگان محتوا، تصمیم می‌گیرند یک سایت با کیفیت ایجاد کنند که در اون محتوایی غنی برای مخاطبان منتشر بشه. برای جذب مخاطب، ورودی از گوگل خیلی می‌تونه تاثیر داشته باشه. پس با حقه‌های پی‌درپی و تولید محتوایی زرد، تلاش می‌کنند که ورودی بیشتری از سمت گوگل جذب کنند اما غافل از اینکه هدف تولید محتوای باکیفیت برای کاربر بود، نه محتوای زرد و پر از کلمات کلیدی برای گوگل! شما هم در مورد این موضوع فکر کنید. می‌دونم که خیلی سریع نمونه‌های مشابهی رو توی زندگی خودتون پیدا می‌کنید. فعلا :) متن اصلی: وبلاگ مهمه</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Wed, 09 May 2018 13:32:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲ سکانس از تهران هوشمند</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%DB%B2-%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-xhtofp9y1jca</link>
                <description>سکانس اول؛ گام بلند شهرداری تهران برای ساختن شهری هوشمندروز یک شنبه ۱۳ اسفند، روزی متفاوت برای اکوسیستم استارتاپی ایران بود. از همان ابتدای رونمایی از همایش تهران هوشمند می‌شد به این موضوع پی برد که این‌بار نه تنها با آن همایش‌های همیشگی و روتین استارتاپی مواجه نیستیم، بلکه شاهد عزمی راسخ و هدفمند یکی از بزرگترین ارگان‌های اجرایی غیر دولتی یعنی شهرداری هستیم. همایش تهران هوشمند با حضور ۵۰ استارت‌آپ منتخب در دو روز متوالی در برج میلاد برگزار شد که در آن شخصیت‌های محترمی همچون مهندس آذری جهرمی وزیر محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات، دکتر نجفی شهردار تهران، دکتر سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور ایران و معاونان‌شان برگزار شد. سخنرانی این عزیزان هم نه تنها با گفتن جملاتی تکراری همراه نبود، بلکه با لحنی عامیانه‌تر، چالش‌های مهمی از لزوم حمایت هدفمند و همه جانبه از استارتاپ‌هایی که منجر به هوشمند سازی شهر می‌شود مطرح شد. آذری جهرمی با سخنانی بعضا انتقادی، نکات مهمی را مطرح نمودند: برای داشتن شهری هوشمند، باید شهروند هوشمند داشت. سکانس دوم؛ حضور استارتاپ مهمه در تهران هوشمند استارتاپ مهمه، یکی از ۵۰ استارت‌آپ حاضر در این رویداد بود. به دعوت واحد فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران، میلاد جعفری و سعیده نیک فردین به عنوان بنیان‌گذاران استارتاپ مهمه در همایش تهران هوشمند حضور پیدا کردند و با تعداد زیادی از شهروندان، شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی و خصوصی و همچنین تعدادی از معاونت‌های محترم شهرداری تهران پیرامون پروژه مهمه صحبت کردند. پروژه مهمه علاوه بر شهروندان، مورد توجه چند سازمان دولتی و خصوصی قرار گرفت و جلسه‌هایی برای بررسی راه‌های همکاری تنظیم شد که در محتواهای بعدی نتایج این جلسات اعلام خواهد شد.همایش تهران هوشمند میزبان استارتاپ مهمه بودآخرین صحبت‌های میلاد جعفری و سعیده نیک‌فردین پیش از ارائه در برج میلادنقش سازمان‌های دولتی و خصوصی در پروژه مهمهچگونه می‌توان چالش‌های شهری را با کمک شهروندان و سازمان‌ها حل کرد؟منبع اصلی</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Sat, 10 Mar 2018 09:37:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربیات استارتاپی سعیده نیک‌فردین از کار روی ۳ استارتاپ</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%DB%B3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-b5qelwslxkex</link>
                <description>تیم توسعه دهنده اپلیکیشن مهمه پس از اینکه چند روز پیش نسخه‌ای پایدار از این اپلیکیشن را منتشر کرد، این‌بار در جمع کارآفرینان و فعالین حوزه استارت‌آپی حضور پیدا کرد تا ضمن معرفی و تشریح ابعاد این پروژه، از نقطه نظرات حاضرین در جلسه استفاده نماید.  در این جلسه که به میزبانی شرکت آرتان و با همکاری شرکت منشا برگزار شده بود، در ابتدا دکتر کیهان ور مقدمه‌ای را پیرامون مشکلات و معضلات فعالیت در اکوسیستم استارت‌آپی مطرح نمودند. پس از آن، از خانم مهندس نیک فردین دعوت شد تا به عنوان هم‌بنیان‌گذار استارت‌آپ «مهمه»، معرفی این پروژه را در حضور فعالین این حوزه آغاز کند.  در ادامه بخش‌هایی مهم از صحبت‌های خانم نیک فردین که در این جلسه مطرح شد، آورده شده است. ‌ یادگیری، مهره‌ای ارزشمند برای استارت‌آپ‌ها خانم نیک فردین در ابتدای سخنرانی خود، به اهمیت یادگیری اشاره کردند. ایشان در این باره گفتند:  من اینجا هستم تا ضمن ارائه پروژه، از نظرات شما استفاده کنم. وقتی حرف از استفاده کردن از نظرات می‌زنم، منظور گفتن جمله‌ای صرفا روتین نیست، بلکه به باور ما برای ماندگار شدن در این حوزه، یادگیری از هرچیزی مهم‌تر است. یادگیری باید تحت هر شرایطی، و در زمان‌های مختلف انجام شود. مهم نیست که استارتاپ شما تازه شروع به فعالیت کرده است یا نه، مهم این است که باید یادگیری در تمام فراز و نشیب های زندگی انجام شود.    قبل از شروع یک استارتاپ، زندگی‌ات را استارتاپی کن ایشان در ادامه در رابطه با زندگی استارتاپی گفتند:  برای داشتن یک استارتاپ خوب، باید زندگی استارتاپی خوبی هم داشت. برای همین من ترجیح دادم در معرفی خودم به هم همین بسنده کنم که من سعیده نیک فردین هستم، کسی که یک زندگی استارتاپی دارد. به باور من، قبل از ایجاد یک استارتاپ باید خودتان را برای یک زندگی استارتاپی آماده کنید. این زندگی شما استارتاپی به شما امکان این را می‌دهد تا با فراز و نشیب‌های زندگی وفق پیدا کنید.  تجربه‌هایی که برایم مقدس هستند ایشان قبل از معرفی پروژه مهمه، ترجیح دادند از تجربیاتی که از سال‌ها فعالیت در حوزه استارت‌آپی کسب کرده‌اند، صحبت کنند چراکه به باور خانم نیک‌فردین، همین تجربیات باعث شده است تا استارتاپ مهمه شکل بگیرد.  خود باوری؛ تجربه ما از استارتاپ اول ایشان در این باره می‌گویند:  مهمه حاصل ۶ سال تجربه‌ی مفیدی است که از کار کردن روی دو پروژه قبلی ایجاد شده است. سال ۹۰ ماهنامه‌ای با عنوان مجله الکترونیکی آفلاین که به حوزه IT اختصاص داشت، ایجاد شد. در ابتدا این ماهنامه توسط همکار بنده، آقای جعفری که هم‌اکنون هم‌بنیان‌گذار استارتاپ مهمه هستند منتشر شد. برای انتشار نسخه اول این ماهنامه الکترونیکی، آقای جعفری هم مدیرمسئول بودند، هم سردبیر، هم نویسنده و هم طراح! ایشان کار را کاملا تنهایی شروع کردند. ما با تمام زحمات اولین شماره این ماهنامه را منتشر کردیم. در ابتدا به سایت‌های بزرگ دانلود پیام می‌دادیم و از آن‌ها می‌خواستیم تا این ماهنامه را برای کاربران خود منتشر کنند.  بیشتر این وب‌سایت‌ها هزینه‌های زیادی را برای انتشار درخواست می‌کردند. اما با انتشار چند شماره، این سایت‌ها نه تنها ماهنامه آفلاین را به صورت  خودجوش منتشر می‌کردند، بلکه چند روز قبل از انتشار نسخه جدید با ما تماس می‌گرفتند تا ماهنامه را برای آن‌ها زودتر ارسال کنیم.  این پروژه ما را به خودباوری رساند، چراکه آن یک نفر نویسنده، به بیش از ۴۰ نویسنده متخصص، و مخاطبین هم به بیش از ۱۰۰ هزار نفر رسیده بودند.  در  این لحظه دکتر کیهان ور، با تشویق خانم نیک فردین به نکات جالبی که از  صحبت‌های ایشان برداشت کرده بودند اشاره کردند. ایشان در این‌باره گفتند:  نکته جالبی در صحبت‌ها وجود داشت. ایشان می‌گویند این ماهنامه  یک نفره بود و ما  این ماهنامه را با این شرایط شروع کردیم. دقت کنید این  درست است که با یک نفر شروع شده، اما آن یک نفر الان آن کسی‌ست که با هم در  یک تیم‌اند. این  اتفاق، اتفاقی نادر و جالبی است که نشان می‌دهد این‌ها  چه کرده‌اند. این نشان می‌دهد ایشان تا چه حد در تیم هستند. در همین مورد، آقای جعفری، هم‌بنیان‌گذار استارتاپ مهمه، نکته جالب دیگری را هم به دیگران گفتند:‌ نکته جالب‌تر اینجاست که در ابتدا خود خانم نیک‌فردین هم از مخاطبین مجله آفلاین بودند و دقیقا شروع آشنایی ما هم به همین اتفاق بر می‌گردد. ایشان در شماره چهارم یا پنجم مجله بود که به من ایمیل داده بودند و از این حرکت خوبی که آغاز شده تشکر کردند.  بعد از صحبت‌های میلاد جفری، دکتر کیهان ور ادامه دادند:  یعنی حالا یک ذهنیت دیگر داریم. یک مخاطب خودش را جز تیم  می‌دارند. این همان shared vision است چیزی که من بارها گفته‌ام خیلی‌ها  ندارند.  اجتماعی بودن؛ تجربه ما از استارتاپ دوم دومین پروژه‌ای که سعیده نیک فردین به آن اشاره کرد، پروژه‌ای با نام «حس» بود. وی در این‌باره گفت: پروژه حس را من و آقای جعفری در سال ۹۲ شروع کردیم. این هم با دو نفر شروع شد و الان بیش از ۲۴۰ هزار مخاطب دارد. در این پروژه سرویس‌های مختلفی در زمینه‌های انگیزشی، سبک زندگی و انسانیت فراهم شده بود. یکی از کارهایی که ما هر چند ماه یک‌بار در پروژه حس انجام می‌دادیم، برگزاری کمپین‌های کشوری با اهداف فرهنگی-اجتماعی بود. این کمپین‌ها، با بازخوردهای زیادی از رسانه‌ها داخلی و بعضا بین‌المللی همراه بود. این روند پروژه حس تا حادثه غم‌انگیز فرو ریختن ساختمان پلاسکو ادامه داشت. در آن حادثه، حتما تصاویر ناراحت‌کننده‌ای از جمله سلفی گرفتن با ساختمان، ترافیک مردم، رفتن  روی ماشین‌های آتش‌نشانی و عکس گرفتن را به یاد دارید. همین موضوع باعث شده بود تا ده‌‌ها پیام از سراسر ایران برای اجرای کمپینی پیرامون این موضوع دریافت کنیم. ما سریعا دست به کار شدیم و در عرض یک ماه کمپینی را با نام «صدای آژیر مهمه» طراحی کردیم. همه چیز برای معرفی کمپین در ابعاد کشوری آماده بود اما روز قبل از معرفی کمپین، میلاد جعفری گفت که کتاب هم مهمه، احترام به پدر و  مادر هم مهمه، حمایت از فیلم مورد علاقه هم مهمه. و همینطور شروع کرد به گفتن و در نهایت گفت که آیا ما باید برای هزاران موضوع کمپین ایجاد کنیم؟ به نظر من هر چیزی توی زمان و شرایط خودش مهمه! همین سوال به ظاهر ساده، ما را وارد چالشی جدی کرد. چالشی که نه تنها باعث شد کمپین اجرا نشود، بلکه دریچه‌هایی از یک طرح جدید را به رویمان باز کرد. طرحی با نام «مهمه» ... استارتاپ مهمه؛ بستری برای اجرای کمپین مهمه پلتفرمی برای اجرای کمپین در ا بعاد، موضوعات، محلات و شهرهای مختلف است. کاربران این اپلیکیشن شهروندان، سازمان‌های مردم‌نهاد، شرکت‌ها و  سازمان‌های دولتی و خصوصی هستند. هدف  از ما ساختن کمپین نیست. هدف اپلیکیشن هم صرفا ساختن کمپین نیست بلکه ما پلتفرمی را طراحی کرده‌ایم که کاربر (شامل گروه‌هایی که عنوان شد) بتواند برای حل معضلات خود و جامعه قدم‌هایی مثبت بردارد و همینطور بتواند برای حرکت‌های مورد علاقه‌اش کاری مثبت انجام دهد.  و کمی بیشتر  در انتهای این جلسه تجربه‌هایی که از سال‌ها کار روی چندین استارتاپ حاصل شده مطرح شد که می‌توانید آن را در محتوای تجربه های استارتاپی مهمه  بخوانید. از طرفی بخشی از این ارائه به موضوع لزوم توجه ویژه به انتقادات کاربران اختصاص داشت که این تجربه خوب را هم می‌توانید در محتوای شنیدن انتقادات؛ تغییرات گسترده در اپلیکیشن مهمه بخوانید.   </description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Sat, 03 Mar 2018 16:48:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمپین کفش تبریز؛ برای حمایت از صنعت کفش با کیفیت داخلی</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%81%D8%B4-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D8%9B-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%DA%A9%D9%81%D8%B4-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-rvhbz0y1rosh</link>
                <description>با نزدیک به ایام عید نوروز، بازار خرید هم مثل هر سال داغ می‌شود. یکی از  این بازارها، بازار کفش است. درصد بالایی از شهروندان در ایام قبل از شروع  سال نو، اقدام به خرید کفش و بعضا لباس می‌کنند. اما با بررسی روندی که در سال‌های گذشته در جریان بوده است، کاملا قابل  پیش‌بینی‌ست که امسال هم بازار کفش مملو از اجناس بی کیفیت ساخت چین خواهد  بود. و این در حالی‌ست که صنعت کفش با کیفیت تبریز که می‌تواند در بازار  حرف‌های خوبی برای گفتن داشته باشد، رو با نابودی‌ست. در گذشته تبریز همانند برندی بود که با آمدن نامش، نام کفش با کیفیت را هم همراه خود  می‌آورد. اما امروزه به دلیل حجم بالای کفش بی کیفیتی که ساخت چین است، رقابتی  ناسالم شکل گرفته که نه تنها سلامت پای خریداران را تهدید می‌کند، بلکه  صنعت کفش با کیفیت تبریز را هم با چالش‌های جدی مواجه کرده است. در این بین که تولیدی‌های زیادی در تبریز تعطیل شده‌اند،‌ هستند تولیدی‌هایی که با وجود تمام مشکلات خود را سرپا نگه داشته‌اند و باز هم  کیفیت حرف اول را در کار‌شان می‌زند. فقط کافی‌ست یک بار لذت استفاده از کفش با کیفیتی که به دست هنرمندان  تبریزی تولید می‌شود را تجربه کنید. کفشی که نه تنها سلامت پای شما را به  خطر نمی‌اندازد، بلکه برای مدت‌ها با حفظ کیفیت، همراه شما خواهد بود. لزوم توجه به این موضوع مهم باعث شده تعدادی از کاربران سایت و اپلیکیشن  مهمه، کمپین بزرگی را برای حمایت از صنعت کفش تبریز اجرا کنند. این کمپین که با نام کمپین کفش تبریز معرفی شده است، در تلاش است با همکاری شهروندان  تبریز، در جهت حمایت از صنعت کفش با کیفیت تبریز گام بردارد. در ادامه متنی که برای این کمپین منتشر شده است را بخوانید:  سویشرت سبز، کفشی سبز رنگ هم می‌طلبید تا زیباتر به چشم بیاید. پس کفش‌ها  می‌بایست فقط سبز باشند تا چیزی که در ذهنم نقش بسته بود را تکمیل کنم چراکه احتمالا قرار بود ماه آینده دنبال کفشی مشکی رنگ بگردم، دقیقا  همانطور که ماه پیش این تلاش را برای ست کردن سویشرتی سفید رنگ با کفشی  سفید انجام شده بود! داستان از جایی سخت‌تر می‌شد که کفش می‌بایست حتما آدیداس اصل، پوما اصل و  یا هر برند معروف دیگری باشد. حتی مهم نبود که کفش‌ها به اصطلاح پایم را  بزند یا نه، رنگ کفش و اصل بودن آن شرطی حیاتی بود. این سخت‌گیری طبیعتا  نیاز به هزینه‌های زیادی هم داشت چراکه مگر می‌شد کفش آدیداس اصل را با  هزینه‌ای کم خریداری کرد؟  اوایل جوانی بود و روحیاتم این تنوع طلبی در پوشش را می‌طلبید و کاملا هم  طبیعی به نظر می‌رسید. بعد از یکی دو سال، میخچه‌هایی که روی انگشت‌های کوچک دو پایم نقش بسته  بود، امانم را بریده بود. برای درمان به پزشک که مراجعه کردم، با جمله  «کفش‌هایی که می‌پوشی استاندارد نیست» مواجه شدم! مگر می‌شد آن برندهای اصلی که همیشه هزینه‌های زیادی برای آن صرف می‌کردم  استاندارد نباشد؟ احتمالا پزشک هم خواسته همانند پدرم چیزی بگوید! بعد از  درمان میخچه‌ها، دیری نگذشت تا روزم از نو شروع شود ... این روند تا مدت‌ها ادامه داشت تا شور و اشتیاق آن روزها به مرور زمان کمتر  شد. سال‌ها بعد با برادرم که فروشگاهی کفش راه انداخته بود به یکی از  تولیدی‌های بزرگ کفش رفتیم تا در خرید کفش برای فروشگاهش به او کمک کنم. با  ورود به سالن تولید کفش با کفی‌ها و رویه‌های چینی و همچنین بیش از ۱۰  دوزنده‌ای مواجه شدم که در کسری از ثانیه کفی‌ها و رویه‌ها را به هم  می‌دوختند و کفش تولید می‌کردند! چیزی که قلبم را به درد می‌آورد نه تنها این کفش‌های چینی بی کیفیت، بلکه برچسب‌هایی از برندهای معروف بودند که روی آن‌ها چسبانده می‌شدند. کفش‌هایی  که من هزینه‌های زیادی را در گذشته برای خرید آن‌ها صرف می‌کردم. از آن روزها سال‌ها گذشت. دو سال پیش از اصفهان به تبریز مهاجرت کردم. یکی  از دوستانم حدود یک و نیم سال پیش به مناسبت تولدم، یک جفت کفش تبریز به من  هدیه داد. کفشی که قیمتش هرچند کم نبود، اما قطعا کمتر از آن کفش‌های  بی‌کیفیت چینی بود که من به جای کفش اصل می‌خریدم. کفشی که تا همین لحظه که  در حال نوشتن این متن هستم، می‌پوشم! من اصالتا اهل تبریز نیستم، اما وظیفه خودم می‌دانم از این محیطی که  اپلیکیشن مهمه فراهم کرده است کمپینی را برای حمایت از کفش با کیفیت تبریز  آغاز کنم چراکه در این سال‌ها به خوبی به این موضوع پی برده‌ام که چرا باید  از تولیدات با کیفیت ملی حمایت کرد. با توجه به اینکه به ایام عید نوروز نزدیک می‌شویم، از همه شما شهروندان  عزیز تبریزی که دغدغه‌ای مشابه با من دارید دعوت می‌کنم علاوه بر پیوستن به  کمپین کفش تبریز، برای دیده شدن این کمپین در کنار من باشید. بدین منظور لطفا تجربیات خودتان را در رابطه با این موضوع، از طریق اپلیکیشن مهمه به صورت متن، عکس و یا ویدیو در صفحه کمپین کفش تبریز منتشر نمایید و دوستان خودتان را به این کمپین فرا بخوانید.</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Mon, 26 Feb 2018 12:30:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمپین چیست و چگونه یک کمپین خوب اجرا کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-o2zxlq1lkt8f</link>
                <description>امروزه درصد بالایی از کاربران اینترنت از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند و حداقل برای یک بار هم که شده با واژه کمپین مواجه شده‌اند. در این محتوا، با هم نگاهی به مفهومی کاربردی از واژه کمپین می‌اندازیم و پیرامون این صحبت می‌کنیم که برای اجرای یک کمپین خوب، به چه مواردی نیاز داریم. برای تعریف کمپین، نظرات آکادمیک زیادی مطرح شده است اما بسیاری از این تعاریف با آن‌چیزی که در عمل اتفاق می‌افتد فاصله زیادی دارد. کمپین چیست؟ از یک نیاز و تلاش برای رسیدن به هدفی که آن نیاز را پوشش دهد  شروع می‌شود. وقتی ثمره‌ی یک نیاز، هدف باشد، حرکتی هدفمند آغاز می‌شود که  به طور کلی می‌توان این حرکت هدفمند را کمپین نامید. چون کمپین‌ها بر اساس نیازهای مختلفی شکل می‌گیرند، بنابراین با نمونه‌های متفاوتی از جمله کمپین مذهبی، کمپین سیاسی، کمپین اجتماعی، کمپین تبلیغاتی و ... مواجه می‌شویم. کمپین در اصل حرکتی هدفمند برای پوشش یک نیاز است. ما در طول روز ممکن است در کمپین‌های مختلفی شرکت داشته باشیم. مثلا عزاداری ایام محرم و حضور مردم در دسته‌های عزاداری را در نظر داشته باشید. در این حرکت، نیاز و هدفی بین شهروندان وجود دارد که با یک کمپین مذهبی محقق می‌شود. یا در مراسم ازدواج، خانواده‌ها نیاز و هدفی مشترک را دنبال می‌کنند که به تشکیل خانواده توسط دو نفر منجر می‌شود. و همچنین در بلایای طبیعی مثل زلزله اخیر کرمانشاه، حرکتی آغاز می‌شود که به کمک‌رسانی به زلزله‌زدگان منجر می‌شود.در فضای مجازی هم داستان تقریبا از همین قرار است. فضای مجازی به عنوان یک ابزار این امکان را به کاربران می‌دهد تا با دسترسی به بخش بیشتری از جامعه‌ی آماری، کمپین‌های مختلفی ایجاد شود. نکته مهم در کمپین سازی، همان نیاز و هدف مشترک است. یعنی فعالیتی که با شناخت این دو همراه نباشد، صرفا یک حرکت است نه یک کمپین. این موضوع، لازمه بزرگی است که عدم توجه به آن می‌تواند باعث از دست رفتن زمان و هزینه‌های زیادی شود. برای نمونه شرکت‌های بزرگی وجود دارند که در تبلیغات خود این اشتباه را مرتکب می‌شوند. این دسته از شرکت‌ها گمان می‌کنند بدون کشف نیاز، تعیین هدف و تدوین برنامه‌ای جامع برای تحقق آن، و فقط با رزرو تمامی بیلبوردهای یک اتوبان و پخش چندین‌باره‌ی تبلیغات‌شان در تلویزیون، می‌توانند یک کمپین تبلیغاتی ایجاد کنند و از آثار مثبت آن بهره ببرند. مدت زمان اجرای یک کمپین چقدر است؟ تعریف زمان برای اجرای یک کمپین، نسبی است. کمپین تا زمانی که نیاز را پوشش ندهد و به هدف تعیین شده نرسد، باید ادامه داشته باشد. فقط تعداد کمی از کمپین‌هایی که در فضای مجازی ایجاد می‌شوند به این موضوع توجه دارند. برای مثال هر سال تابستان با گرم شدن هوا، به رسم چندین ساله باید منتظر کمپین‌هایی با نام‌های مختلف باشیم که بعضا با همراهی هنرمندان برای مصرف بهینه آب اجرا می‌شوند و پس از مدتی، دیگر نه اسمی از کمپین مربوطه می‌توان شنید و نه هدفی را می‌توان دید که محقق شده باشد. شاید این سوال در ذهنتان ایجاد شود که مثلا آیا این منطقی‌ست که هنرمندان مذکور، کمپین مربوطه را تا سال‌ها ادامه دهند تا مشکل بحران آب حل شود؟ نه قطعا منظور این نیست چراکه همه ما می‌دانیم که مشکل آب با یک کمپین حل نخواهد شد و سال‌ها زمان برای احیا و حفظ آن نیاز است. منظور این است که تحقق هدف یک کمپین و اعلام پایان آن می‌تواند مثلا اطلاع‌رسانی و آموزش یک میلیون نفر در عرض یک سال باشد، نه حرکتی که به نام کمپین به چند نشست خبری روتین و چند طرح در اینستاگرام خلاصه شود. در محتوای بعدی، به معرفی چند کمپین خوب و بد خواهیم پرداخت و پیرامون این موضوع بیشتر صحبت خواهیم کرد. همچنین از شما دعوت می‌کنم دو محتوای مرتبط با این موضوع با عناوین مسئولیت اجتماعی مهمه؛ چطوری یک کمپین خوب اجرا کنیم؟ و مسئولیت اجتماعی فرشته‌ای گم شده در میان ستاره‌ها را مطالعه نمایید.  پیشنویسی از این محتوا قبلا در وبلاگ مهمه منتشر شده.</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Sat, 24 Feb 2018 13:04:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئولیت اجتماعی مهمه؛ چطوری یک کمپین خوب اجرا کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85%D9%87%D8%9B-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ugelatzeuz0n</link>
                <description>مسئولیت اجتماعی از آن عباراتی‌ست که تعاریف مختلف و بعضا پیچیده‌ای برای آن ارائه شده است. در پروژه‌ای که در ادامه به شرح آن خواهیم پرداخت، سعی کرده‌ایم تعریف ساده و در عین حال جامعی را برای آن در نظر بگیریم:ما نسبت به دیگران، محیط و شرایطی که با آن مواجه هستیم مسئولیم.این عبارت از تجربه‌ی ۶ ساله‌ی ما از دو استارتاپی حاصل گشته که به صورت مستقیم با مردم تعامل داشته‌اند. در طول این سال‌ها به خوبی درک کرده‌ایم که معضلات و دغدغه‌های مردم جامعه بسیار زیاد است اما این به معنای منحصر به فرد بودن آن‌ها نیست! یعنی افراد دیگری هم در محله، شهر و یا در سراسر کشور وجود دارند که دغدغه مشابهی با دیگران دارند. موضوع فوق، موضوع بسیار مهمی‌ست، چراکه به باور ما، روح و هدف مسئولیت اجتماعی از همین نقطه شکل می‌گیرد.از نظر اجتماعی، مسئول بودن یعنی شهروندان و سازمان‌ها می‌بایست با اخلاق و با حساسیت نسبت به مسائل اجتماعی، فرهنگی و محیطی رفتار کنند. تلاش برای برقراری موضوع مسئولیت اجتماعی، به افراد، سازمان‌ها و دولت کمک می‌کند تا تاثیری مثبت بر پیشرفت، کار، جامعه و در نهایت توسعه پایدار داشته باشند.با این مقدمه، در ادامه به تشریح پروژه منحصر به فردی خواهیم پرداخت که سعی دارد برای اولین بار در ایران سیستمی را ارائه دهد تا افراد به صورت هدفمندتر، مسئولیت اجتماعی خود را ایفا کنند و در نهایت باعث پیشرفت کشورمان در حوزه‌های مختلف شوند.وقتی ما تصمیم می گیریم مفید باشیم!با گسترش استفاده از اینترنت و همه‌گیر شدن شبکه‌های اجتماعی، در سال‌های اخیر با واژه‌ای به نام کمپین (پویش) بیشتر از هر زمان دیگری آشنا شده‌‌ایم. قبلا هرگاه با واژه کمپین مواجه می‌شدیم، ذهن ناخودآگاه به سمت یک حرکت تجاری (یا همان کمپین تبلیغاتی) هدایت می‌شد اما امروزه با درک بیشتر مفهومی به نام مسئولیت اجتماعی، کمپین‌ها ممکن است از یک احساس نیاز مشترک بین گروهی از شهروندان شکل بگیرند.در ادامه به مهمترین دلایلی که باعث شکل‌گیری یک کمپین می‌شوند نگاهی بیاندازیم:۱ - نیازنیاز و دغدغه‌ای مشترک بین چند نفر، بنیادی‌ترین دلیلی‌ست که باعث می‌شود شهروندان کمپینی را ایجاد کنند. برای مثال استفاده بهینه از آب، کتاب و کتابخوانی، تشویق تیم مورد علاقه و ...۲ - منحصر به فرد نبودن نیازنیازها اصولا منحصر به فرد نیستند.  زمانی که افراد به این موضوع پی می برند، تمایل دارند با افرادی که نیاز‌های مشابه دارند، در ارتباط باشند. این ارتباط ممکن است با همکاری طرفین، به یک راهکار و یا یک آگاهی‌رسانی ختم شود. برای نمونه، در مثال‌های قبلی افراد زیادی وجود دارند که دغدغه‌هایی همچون صرفه جویی و استفاده بهینه  آب برای جلوگیری از بحران خشکسالی، پایین بودن سرانه مطالعه کشور، باخت‌های پی‌در‌پی تیم ورزشی مورد علاقه و غیره رو دارند.۳ - احساس مسئولیتزمانی که یک فرد و یا گروهی از شهروندان پیرامون یک موضوع خاص احساس مسئولیت می‌کنند، احتمالا ایجاد یک کمپین می‌تواند موثرترین راه برای ایفای مسئولیت اجتماعی باشد.شاید در نگاه اول به نظر برسد که طراحی و پیاده‌سازی یک کمپین کار ساده‌ای است و می‌توان آن را به تعریف یک هشتگ خلاصه کرد. هرچند این موضوع ممکن است برای بعضی از کمپین‌ها صدق کند، اما با بررسی کمپین‌های مختلفی که در سال‌های اخیر اجرا شده‌اند می‌توان به خوبی دریافت که بسیاری از کمپین‌ها پس از مدتی به نتایج دلخواه نمی‌رسند و منحل می‌شوند. برای شکست کمپین‌ها هم دلایل متفاوتی می‌تواند عنوان شود اما به صورت خلاصه، موارد زیر می‌تواند در موفقیت یک کمپین تاثیر مستقیم داشته باشد.۱ - دانش کافی؛ راهکار پیشنهادیاساسا نیاز می‌تواند نیرو محرکه‌ی خوبی باشد اما نمی‌تواند دلیل خوبی برای موفق شدن یک کمپین باشد. شخص و یا سازمانی که تمایل دارد یک کمپین موفق ایجاد کند، می‌بایست اشراف قابل قبولی به آن نیاز و راه حل‌های احتمالی آن داشته باشد. آگاهی رسانی پیرامون یک نیاز و یا یک معضل، قابل تقدیر است اما چیزی که باعث می‌شود یک کمپین نتایج قابل قبولی را کسب کند، موضوعی ورای آگاهی‌رسانی است. ایجاد کنندگان کمپین برای موفق شدن کمپین‌شان می‌بایست راه‌حلی در اختیار دیگران قرار دهند. ۲ - ارتباط همگانی هنگامی که یک کمپین ایجاد می‌شود، از آن به بعد مختص سازندگانش نیست! این موضوع بسیار مهمی‌ست که در اکثر کمپین‌های ایرانی نادیده گرفته می‌شود. سایر مخاطبان هم باید این فرصت را داشته باشند تا در کمپین مربوطه ابراز وجود کنند. با توجه به مثال‌های قبلی، مجددا به موضوع آب اشاره کنیم. در زمان خاصی از سال، کمپین‌های متعددی ایجاد      می‌شوند و تعدادی از هنرمندان هم با گفتن جملاتی که برای بسیاری از شهروندان تکراری‌ست، سعی دارند تاثیر   مثبتی برای استفاده بهینه‌ی آب داشته باشند، اما کمپین مربوطه به نتایج دلخواه نمی‌رسد و پس از مدتی تا سال بعد و شروع مجدد تب و تاب بحران خشکسالی، منحل می‌شود. دلیل اصلی این موضوع هم، شاید رسانه‌ی یک طرفه‌ای باشد که توسط این کمپین‌ها ایجاد می‌شود و سعی دارد بدون ارائه راهکار و شریک ساختن مردم در آن حرکت، مطالبی همیشگی را به شهروندان بازگو کند. ۳ - کار عملیبا توجه به مطالب قبلی، مخاطبان یک کمپین علاوه بر آگاهی‌رسانی به یکدیگر، می‌بایست به سمت کار عملی سوق داده شوند. مثلا برای موضوع بحران آب، صرفا راهکار پیشنهادی و ارتباط همگانی بسنده نمی‌کند و باید تدابیری اندیشیده شود تا مخاطبان بتوانند طرح‌هایی خلاقانه برای صرفه‌جویی در آب ارائه دهند و دیگران را آگاه کنند.این سه مورد، از لازمه‌های یک کمپین  هدفمند و تاثیرگذار بودند. موارد زیاد دیگری هم در شکست و یا موفقیت یک کمپین نقش دارند که می‌توان آن‌ها را در پارامترهای زیر خلاصه کرد:- کانال‌های ارتباطی مشخص- جامعه هدف مشخص- طراحی و برنامه‌نویسی- دانش رسانه‌ای کافی- تولید محتوای غنی- روابط عمومی قوی برای شناسایی و همکاری با سازمان‌های مرتبط با کمپین و چهره‌های شاخصآیا برای حمایت و یا حل کردن یک معضل کوچک و یا بزرگ در محله  یا شهر، باید حتما تیم‌هایی برای تولید محتوا، طراحی، برنامه‌نویسی و  همچنین کانال‌های ارتباطی قوی داشت؟!با توجه به توضیحاتی که در بخش‌های قبلی ارائه شد، هرچند با توجه به رشد روز افزون شبکه‌های اجتماعی به این نتیجه رسیده‌ایم که راه‌اندازی یک کمپین می‌تواند برای حمایت از یک حرکت و یا حل یک معضل مفید باشد، اما به دلیل موارد متفاوتی که پیش روی کاربران اینترنت قرار می‌گیرد، احتمالا یا از ایجاد یک کمپین منصرف می‌شوند و یا کمپینی می‌سازند که پس از مدتی منحل می‌شود. از طرفی، اگر فردی از معضل زباله ریختن در محله‌شان رنج ببرد، چگونه می‌تواند این موضوع را حل کند؟ یا چگونه یک نفر می‌تواند از بازیگر مورد علاقه‌اش دعوت کند تا در فلان فیلم بازی کند؟ یا شاید در نگاه اول مضحک به نظر برسد اگر یک نفر تصمیم بگیرد مشکل ترافیک در خیابان‌شان را حل کند! موضوع برای درختکاری، حمایت از تیم مورد علاقه، خرید گروهی از کتاب یک نویسنده خوب و ... چطور است؟چگونه می‌توان برای هزاران مورد مشابهی که با آن مواجه هستیم، راهکار ارائه داد؟ و یا چگونه می‌توان افرادی که دغدغه مشابهی دارند را در محله و یا نقاط جغرافیایی متفاوت شناسایی کرد؟ آیا برای رسیدگی به هر کدام از این دغدغه‌ها باید کمپینی را از صفر ساخت؟ و آیا اصلا ایجاد کمپین برای ما مقدور خواهد بود و به منابع متفاوتی از جمله منابع فنی، مالی، نیروی انسانی و ... دسترسی داریم؟هرگاه صحبتی از رشد و ترقی جامعه به میان می‌آید، به دنبال آن عبارت مسئولیت اجتماعی هم مطرح می‌شود. در رابطه با مسئولیت اجتماعی تعاریف بسیاری مطرح شده اما ما در اپلیکیشن مهمه، تعریف خیلی ساده و در عین حال قدرتمندی برای مسئولیت اجتماعی مطرح کرده‌ایم. از نظر ما کل تعاریف مربوط به مسئولیت اجتماعی را می‌توان در جمله زیر خلاصه کرد:هرکدام از ما فردی برای خود، و فردی برای جامعه هستیم!مهمه بستری برای ایفای مسئولیت‌های اجتماعی فردی و سازمانی در ابعاد، موضوعات، مناطق و شهرهای مختلف است که ایده خلاقانه آن برای اولین بار اجرا شده است. اپلیکیشن مهمه به کاربران این امکان را می دهد تا به سادگی و بدون نیاز به دانش فنی، کمپین‌هایی را در محله و یا شهر خود ایجاد کنند و به راحتی به جامعه هدف خود دسترسی داشته باشند. همچنین کاربران می‌توانند با مشارکت در کمپین‌های مورد علاقه، باعث ترند (محبوب) شدن آن شوند.کاربران در اپلیکیشن مهمه قادر خواهند بود در محله و یا شهر خودشان یک کمپین ایجاد کنند. پس از آن، جامعه هدف این کمپین (هم‌محلی‌ها و یا همشهریان) مطلع خواهند شد و در صورت علاقه‌مندی می‌توانند به کمپین مربوطه بپیوندند.همراهان این کمپین با استفاده از سیستم اشتراک‌گذاری ویدیو که در اپلیکیشن مهمه وجود دارد، می‌توانند تجربیات و یا راهکارهای خود را پیرامون موضوع مطرح شده برای دیگران منتشر کنند. دیگران هم می‌توانند به ویدیوهای مربوطه امتیاز دهند و ویدیویی که فکر می‌کنند مهمتر از دیگر ویدیوها است را ترند (محبوب) کنند.ایجاد کمپین در محله و یا شهردر اپلیکیشن مهمه، کاربران قادر خواهند بود در موضوعاتی مختلف، کمپین‌های منطقه‌ای و یا شهری ایجاد کنند. این کمپین‌ها ممکن است با اهدافی از جمله راهکار و رفع یک مشکل فرهنگی-اجتماعی، حمایت از یک تیم ورزشی، تشکر برای یک اقدام خوب، اطلاع رسانی و یا ... ساخته شوند. کمپین‌هایی از این قبیل:پیوستن به کمپین‌های مختلفکاربران می‌توانند بسته به نیاز، علاقه و یا معضلات خود، به کمپین‌های مختلف بپیوندند. کاربران از این طریق با جامعه‌ای در ارتباط خواهند بود که دغدغه‌ای همانند آنها دارند. یک کار حمایتی همانند پیوستن به یک کمپین برای خرید گروهی از یک کتاب‌فروشی و یا حل یک معضل مثل زباله‌های محله.ارسال متن، عکس و ویدیو برای حمایت از کمپینکاربران می‌توانند برای کمپین‌های مورد علاقه‌ی خود، محتوایی شامل متن، عکس و ویدیو ارسال کنند و باعث ترند (محبوب) شدن این کمپین‌ها بشوند. این محتواها ممکن است در مورد یک راهکار، تجربه و یا مواردی شبیه به آن باشد.امتیاز، دیدگاه، اشتراک، اعلان و ...کاربران قادر خواهند بود به ویدیو‌های مورد علاقه امتیاز مثبت دهند تا بیشتر دیده شوند. به این ترتیب راهکار، تجربه و یا نظر گفته شده در ویدیو، مورد استفاده افرادی که کمپین مربوطه را دنبال می‌کنند قرار خواهد گرفت.در ادامه از شما دعوت می‌کنم ضمن نصب مهمه از کافه بازار و استفاده از آن، دو محتوای تجربه استارتاپی مهمه و همچنین مسئولیت اجتماعی؛ فرشته‌ای گم شده در میان ستارگان را هم مطالعه بفرمایید.منبع</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Fri, 23 Feb 2018 17:14:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای پیشرفت استارتاپ، انتقادات را بشنوید</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AF-xbw2xbeql8bg</link>
                <description>بعد از انتشار نسخه اولیه  اپلیکیشن مهمه، با بازخوردهای متفاوتی از سمت کاربران و همچنین رسانه های  مختلف مواجه شدیم. در بسیاری از این بازخوردها، کاربران و رسانه‌ها از  ایده‌ی این اپلیکیشن تعریف و تمجید کردند و درخواست‌های متعددی هم برای  همکاری و سرمایه‌گذاری برای‌مان ارسال شد. اما  در این بین بازخوردهایی با ماهیتی متفاوت با آنچه گفته شد وجود داشت که  بیشتر از بازخوردهای قبلی به دل تیم توسعه‌دهنده می‌نشست. این دسته از  کاربرانی که اپلیکیشن مهمه را تست کرده بودند، انتقادهای مختلفی را نسبت به  بخش‌های مختلف این اپلیکیشن مطرح کرده بودند. این انتقادات بیشتر شامل  رابط کاربری (UI)، تجربه کاربری (UX)، توقف‌های ناگهانی، سرعت پایین و ...  بود. این بازخوردها نه تنها باعث شد خستگی چندماه کار روی این اپلیکیشن از  تن تیم توسعه‌دهنده بیرون رود، بلکه خودمان را متعهدتر از قبل می‌دانستیم. از محتوای قبلی که به تجربه های استارتاپی مهمه مربوط می‌شد:  کاربران  می‌توانستند شما را هم مثل هزاران سرویس دیگر نادیده بگیرند، اما به  اندازه‌ای ارزشمند بوده‌اید که آنها وقت‌شان را صرف نقد برای بهبود  سرویس‌تان کرده‌اند!بعد از  این بازخوردها دست به کار شدیم تا نسخه‌ای پایدارتر از این اپلیکیشن را  منتشر کنیم. این تغییرات گاها به اندازه‌ای گسترده بود که حتی مجبور شدیم  بسیاری از بخش‌ها را از ابتدا بنویسیم. برای نسخه اولیه اپلیکیشن مهمه  ده‌ها صفحه مختلف طراحی و برنامه نویسی شده بود که بسیاری از این صفحه‌ها  در نسخه پایدار بازنویسی شدند. در ادامه تغییرات عمده نسخه ۲ اپلیکیشن مهمه  را نسبت به نسخه اولیه آن ببینید و بخوانید. صفحه کمپین‌هایکی از مهمترین صفحات موجود در اپلیکیشن مهمه، صفحه مربوط به کمپین‌هاست چراکه اصل ایده‌ی اپلیکیشن مهمه در اجرای کمپین‌  های مختلف نهفته شده است. بنابراین تیم توسعه‌دهنده می‌بایست تلاش بیشتری  برای طراحی و برنامه نویسی آن از خود نشان می‌داد. تلاشی که در نسخه اول  اپلیکیشن ناکام مانده بود چراکه در کل مورد پسند مخاطبان قرار نگرفته بود. در  نسخه اولیه: هدف ساخت صفحه‌ای بود تا کاربر بتواند کمپین‌های کشوری، آخرین  کمپین‌های شهرش، آخرین کمپین‌های محله و همچنین کمپین‌هایی که دنبال  می‌کند را ببیند. ایده کلی خوب بود اما بد اجرا شده بود. این صفحه با وجود  اهمیت بالا، با طراحی نه چندان خوبی همراه بود. طراحی خشک و بی‌روحی که  شاید در نگاه اول خوب به نظر می‌رسید، اما پس از مدتی کار کردن با آن،  احتمالا باعث خستگی و دلزدگی کاربر می‌شد. این  موضوع به خوبی در بازخوردهایی که دریافت کردیم قابل مشاهده بود. بسیاری از  کاربران از ایده استارتاپ مهمه تعریف و تمجید کرده بودند اما انتقادهایی  را هم نسبت به محیط خشک و بی‌روح آن مطرح می‌نمودند. تیم توسعه دهنده  اپلیکیشن مهمه بعد از دیدن این انتقادها، سریعا دست به کار شد تا طرحی جدید  را برای این صفحه‌ی مهم پیاده‌سازی کند. در  نسخه جدید: این صفحه به کلی بازطراحی شد. باکس‌های مربوط به کمپین‌های  مختلف، از محیط خاکستریِ خشک و یکدست فاصله گرفتند و با رنگ‌هایی متنوع،  روح تازه‌ای در آن‌ها دمیده شد. سایر تغییرات صفحه کمپین‌ها: - اضافه شدن بخش کمپین‌های اخیر در شهرهای دیگرصفحه تایم‌لاین (محتواها) در  نسخه اولیه: هدف طراحی یک تایم‌لاین (خط زمان) بود که عکس منتشر کننده یک  ویدیو را به عکس منتشر کننده‌ی ویدیوی بعدی متصل می‌کرد. در این طراحی سعی  شده بود با الهام از لوگوی مهمه، به کاربر القا کنیم که برای تحقق اهداف کمپین مربوطه باید همه در کنار هم باشیم. این  ایده می‌توانست انگیزه‌ای باشد برای فعالیت افرادی که به کمپین مربوطه  پیوسته‌اند اما فعالیتی نکرده‌اند. اما بعد از انتشار نسخه اول، این نیاز  ایجاد شد تا رابط کاربری صفحه محتواها تغییرات اساسی داشته باشد چراکه به  این موضوع پی بردیم سبک طراحی به گونه‌ای است که در نگاه اول به جای اینکه  تمرکز کاربر به محتوای اصلی که همان ویدیوی منتشر شده است سوق داده شود،‌  به موارد دیگری از جمله عکس پروفایل کاربر و خط میان عکس‌ها معطوف می‌شود.  از طرفی اندازه کوچک باکس مربوط به ویدیو، در دستگاه‌هایی با اسکرین کوچکتر  می‌توانست تجربه کاربری بدی را رقم بزند. حالا بماند که با کلیک روی  ویدیو، صفحه جدیدی باز می‌شد تا ویدیو در آن پخش شود. در  نسخه جدید: ایده اتصال تصویر پروفایل کاربران منتفی شد. باکس‌ها تمام عرض  شدند و پیرو آن ویدیوها هم از اندازه کوچک به اندازه تمام عرض تغییر حالت  دادند. تمام عرض شدن ویدیو این امکان را به تیم توسعه دهنده می‌داد تا بر  خلاف نسخه قبلی، ویدیو بدون باز شدن صفحه‌ای جدید، در همان مکانی که هست  نمایش داده شود. این موضوع می‌تواند تجربه کاربری خوبی را رقم بزند چرا که - عناصر اضافی مانند خطوطی که کارایی نداشتند از باکس‌های ویدیو حذف شدند. - ویدیو‌ در همان صفحه نمایش داده می‌شود، پس نیازی به بازشدن صفحات اضافی نیست.- طراحی مینیمال، اصل مطلب را در بهترین زمان و بهترین حالت به کاربر می‌رساند. سایر تغییرات صفحه محتواها: -  در بالای صفحه، ابزار مربوط به ارسال محتوا گنجانده شده است تا کاربر  بتواند به راحتی محتوای خود را برای کمپین‌های مختلف منتشر کند. - حذف دکمه محتوای بیشتر و استفاده از موقعیت اسکرول برای لود کردن محتوای بیشترصفحه ایجاد اگر  محتوایی وجود نداشته باشد، قطعا دو صفحه‌ی کمپین‌ها و محتواها هم وجود  نخواهند داشت. پس تیم توسعه دهنده نباید نقش مهم صفحه‌ی ایجاد را نادیده  می‌گرفت. در نسخه اولیه: با  کلیک کردن روی دکمه‌ی ایجاد، صفحه‌ای باز می‌شد که دو دکمه‌ی بزرگ در آن  بود که یکی مربوط می‌شد به ایجاد کمپین و آن یکی هم مربوط می‌شد به انتشار  محتوا. باز با کلیک روی هر کدام از این‌ها صفحات جداگانه‌ای باز می‌شد و  این داستان بارها تکرار می‌شد. جدا از این سناریوی بد، اشکالات متعددی که  برای ساخت یک کمپین و یا انتشار یک محتوا رخ می‌داد، می‌توانست تجربه  کاربری بدی را در این اپلیکیشن رقم بزند. در  نسخه جدید: همه چیز ساده شد. هم ساخت کمپین و هم انتشار محتوا، در یک صفحه  است. با کلیک روی دو گزینه‌ای که در بالای صفحه قرار دارد، به راحتی کارِ  چندین فرم تو در توی نسخه قبلی انجام می‌شود. همچنین با تغییر ساز و کاری  که در پشت اپلیکیشن وجود دارد، بسیاری از آن اشکالات احتمالی برای ارسال  محتوا و کمپین برطرف شد. سایر تغییرات اپلیکیشن مهمهتغییرات  سه صفحه‌ای که در بالا شرح داده شد، به بازطراحی این صفحات مربوط می‌شد.  برای ایجاد یک تجربه کاربری خوب، بخش‌های مختلفی در رابط کاربری اضافه، حذف  و یا تغییر کرد. همچنین زبان‌ها و تکنولوژی‌های برنامه‌نویسی سمت سرور که  اکثرا برای کاربر قابل لمس نیست تغییر کرد تا بتواند سرعت و کارایی مناسبی  را برای اپلیکیشن جدید مهمه به ارمغان بیاورد.یکی  دیگر از تغییرات بنیادی این نسخه، قابلیت استفاده همگانی از اپلیکیشن است.  به این ترتیب برای استفاده از این اپلیکیشن نیاز نیست حتما از ابتدا عضو  شوید. لیست تغییرات کلی اپلیکیشن مهمه- تغییرات گسترده در رابط کاربری- امکان دیدن محتوا و کمپین‌ها بدون عضویت- امکان ارسال متن و تصویر، علاوه بر ویدیو- افزایش سرعت بارگذاری- رفع بسته شدن ناگهانی اپلیکیشن- اضافه شدن پوش ناتیفیکیشن‌های هدفمند- اضافه شدن قابلیت جستجو در کمپین‌ها و محتواها- بهبود تجربه کاربری  در پایان از همه شما مخاطبان عزیز دعوت می‌کنم اپلیکیشن مهمه را از کافه بازار یا سایت مهمه دانلود و نصب نمایید. امیدوارم مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد. منبع</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Fri, 23 Feb 2018 02:48:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه های استارتاپی؛ تجربه‌هایی از کار روی استارت‌آپ مهمه</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%9B-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A2%D9%BE-%D9%85%D9%87%D9%85%D9%87-kqgmzl41ecmp</link>
                <description>وقتی چند ماه پیش، برای اولین بار اپلیکیشن مهمه منتشر شد، هر  کسی می‌توانست حس و حال عجیبی را در چهره تیم توسعه دهنده این اپلیکیشن ببیند. حس و حالی توام از خستگی، اما سرشار از انرژی. خستگی برای بیش از ده ماه کار مداوم، و انرژی هم برای تلاش‌هایی که پس از ماه‌ها می‌شد نتیجه‌اش را دید. درست چند روز پس از انتشار اپلیکیشن، به دلیل کیفیت مناسبی که این اپلیکیشن دارا بود، با پیشنهاد کافه بازار در قسمت تازه‌های برگزیده‌ی این مارکت اندروید قرار گرفت. این حمایت کافه بازار باعث شد در مدت کوتاهی پس از انتشار، با پیشنهادات و انتقادات زیادی از سمت کاربران مواجه شویم. پیشنهادات و انتقاداتی که تیم توسعه دهنده‌ی این اپلیکیشن به خوبی می‌توانست ارزش آن را بداند. بسیاری از کاربران از ایده‌ی منحصر به فرد این شبکه اجتماعی تقدیر کرده بودند. نگار در کافه بازار: اپلیکیشن واقعا ارزشمندی هست. امیدوارم همه گیر بشه چون ایده خوبی داره.سارا در کافه بازار:‌عالییییییی مرسی بازار واقعا برنامه کاربردی هست دست سازندش هم طلا.محمد در پرشین بلاگ: به نظر من همه باید از این اپلیکیشن حمایت کنیم. به جرات  میتونم بگم این اپلیکیشن میتونه همسطح تلگرام و اینستاگرام باشه. خسته  نباشید. ناشناس در کافه بازار:سلام این اپ خیلی عالیه توصیه می کنم اونو نصب کنید و با راه اندازی کمپین ها به یاری نرم افزارهای ایرانی بشتابید.امیرمحمد در ویرگول:منم تصمیم گرفتم عضو شم. به نظرم ایده خوبیه. اگه بشه یه نفر  خیر، یه مبلغی حدود یکی دو میلیون تومن خرج کنه و تبلیغ این اپلیکیشنو تو  اینستاگرام کنه خیلی خیلی تو روند همگانی شدنش کمک میکنه.ده‌ها بازخورد مثبتی که در مدت کوتاهی از انتشار این اپلیکیشن حاصل شده بود، به همراه پوشش رسانه‌های مختلف، خستگی چند ماه کار مداوم را از تن تیم توسعه دهنده بیرون می‌کرد. اما در این بین چیزی که برای ما از اهمیت بیشتری برخوردار بود، نه تنها این تعریف و تمجیدها، بلکه انتقادات و پیشنهادات کاربران بود. ما از همان ابتدای فعالیت عهد بسته‌ایم که به این انتقادات، به چشم سرمایه‌های ارزشمندی نگاه کنیم که می‌تواند باعث رشد و ترقی استارت‌آپ مهمه شود. برای نمونه:مصطفی در کافه بازار: گرافیکش خیلی ضعیفه، ux خوبه ولی ui خیلی مورد داره.ادیب در کافه بازار:خوب نیست اصلا این چه سرعت و گرافیکی هستش!شقایق در کافه بازار: سلام عرض شد... واقعا  ایده خوبیه اما کمپین ک ایجاد میکنم از  برنامه میاد بیرون یعنی به قسمت  انتخاب عکس پروفایل که میرسه میاد بیرون.  واس شمام هست؟حسین در کافه بازار:افتضاحه قسمت ثبت نامش داخل ثبت شهرش بالا نمیاد و خیلی هم کنده.این انتقادات ارزشمند باعث شد بیش از پیش به این موضوع پی ببریم که «تمام شدن» در این کار، موضوعی‌ست نسبی! بنابراین سریعا دست به کار شدیم و با برنامه‌ای هدفمند و دقیق، تغییرات گسترده‌ای را در اپلیکیشن مهمه آغاز کردیم. تیم توسعه‌دهنده، علاوه بر اصلاح بسیاری از بخش‌های معیوب، بخش‌های عمده‌ای از اپلیکیشن را هم بازنویسی کرد. اعمال این تغییرات گسترده که شامل فرانت‌اند و بک‌اند می‌شد، بیش از سه ماه زمان برد و نسخه دوم این اپلیکیشن که نسخه پایدار اپلیکیشن مهمه شناخته می‌شود، به تازگی منتشر شده است. در این ماه‌ها فشار کاری بالا، تجربه‌هایی را برای تیم توسعه دهنده به ارمغان آورد که خواندن آن برای افرادی که رویای داشتن یک استارتاپ را در ذهن می‌پرورانند، قطعا می‌تواند مفید باشد. مانند یک پدر قاطع باش، اما دوست!من به عنوان برنامه‌نویس ارشد و مدیر پروژه، در این روزها به خوبی ارزش نحوه رفتار با اعضای تیم را به خوبی می‌دانم. دوست بودن بیش از اندازه با هم‌تیمی‌ها، پروژه را از مسیر اصلی دور می‌کند و برعکس، قاطع بودن افراطی هم باعث کور شدن خلاقیت هم‌تیمی‌ها و تبدیل شدن یک کار دوست داشتنی به کاری ملال آور می‌شود. اگر شما سرپرستی پروژه‌ای را قبول می‌کنید، باید به خوبی در رابطه با نحوه رفتار با هم‌تیمی‌هایتان آگاه باشید چراکه عدم توجه به این موضوع می‌تواند نتایج غیرمنتظره‌ای از جمله پاشیدن تیم، از بین رفتن خلاقیت، دور شدن از مسیر اصلی و یا طولانی شدن روند توسعه را برای شما و پروژه‌تان به ارمغان بیاورد!درست است که اعضای تیم نباید مشکلات شخصی و خانوادگی‌شان را وارد پروژه کنند، اما این به معنای بی‌رحمی شما هم نیست! شما باید توانایی این را داشته باشید تا حالات روحی و روانی اعضای تیم‌تان را درک کنید. برای نمونه ممکن است همکار شما، دچار عادت ماهانه شده باشد و نخواهد که هم‌تیمی‌ها از وضعیت او با خبر شوند. نکته‌ی دیگری که در نحوه رفتار با هم‌تیمی‌ها باید به آن توجه شود، این است که نباید خودتان را جدا از تیم بدانید. مدیر (یا سرپرست) بودن شاید به معنای بالاتر بودن باشد، اما مطمئن باشید در یک تیم استارتاپی به معنای بهتر بودن نیست! اگر شما سرپرست یک تیم هستید، خونی رنگی‌تر از دیگران ندارید و باید برای موفقیت استارتاپ‌تان، پا به پای هم‌تیمی‌های خود کار کنید. از انتقاد نترس، طفره نرو، تو ارزشمندی!درست است که بعضی از انتقادات ممکن صادقانه نباشد اما، شما به عنوان یک تیم استارتاپی نباید در مقابل انتقادات سازنده گارد بگیرید. دقیقا مثل ما که با وجود خستگی‌های ناشی از نسخه اولیه اپلیکیشن، انتقادات کاربران را دیدیم و سریعا دست به کار شدیم برای نوشتن نسخه دوم و پایدار اپلیکیشن مهمه.به انتقادها از این دید نگاه کنید که:کاربران می‌توانستند شما را هم مثل هزاران سرویس دیگر نادیده  بگیرند، اما به اندازه‌ای ارزشمند بوده‌اید که آنها وقت‌شان را صرف نقد  برای بهبود سرویس‌تان کرده‌اند!تمام شدن کار، نسبی است!کار واقعی در اکوسیستم استارتاپی، تمام نخواهد شد. اشتباهی که بسیاری از علاقمندان به فعالیت در حوزه استارتاپی انجام می‌دهند، این است که تصور می‌کنند مثلا بعد از اینکه اپلیکیشن‌شان رونمایی شد کار تمام می‌شود. اتفاقا به نظر ما، کار بعد از رونمایی تازه شروع می‌شود. نه تنها نباید انرژی کمتری را صرف کنید، بلکه باید انرژی مضاعفی را برای پیشبرد اهداف استارتاپ‌تان به کار بگیرید. شما و هم‌تیمی‌هایتان باید به صورت مداوم برای رشد و توسعه سرویس‌های خود زمان صرف کنید و روش‌های متفاوتی را آزمایش کنید. دیده شو اما نیازی به توجیه همه نیست!اینکه شما و استارتاپ‌تان بتوانید در رسانه‌ها و محافل مختلف دیده شوید، موضوع بدی نیست و اتفاقا می‌تواند در بهتر دیده شدن استارتاپ‌تان تاثیر داشته باشد. اما مشکل از آنجایی شروع می‌شود که شما به دلیل اهمیت بالای استارتاپ‌تان، تصور می‌کنید که باید همه را توجیه کنید که استارتاپ‌تان خوب است و ایده‌تان جواب می‌دهد. احتمالا در بسیاری از اوقات هم بعد از ساعت‌ها توجیه، سردرد گرفته‌اید و نا امید شده‌اید که چرا دیگران نمی‌فهمند من پیرامون چه چیزی صحبت می‌کنم.تجربه‌ای که من از چندین سال کار روی استارتاپ‌های مختلف و به خصوص از پروژه جدیدمان یعنی مهمه کسب کرده‌ام، به خوبی به من آموخته که نیازی به اثبات کردن پروژه برای همه نیست. شاید در نگاه اول به نظر برسد که مثلا ما برای موفقیت پروژه نیاز داریم که دیگران را پرزنت کنیم، اما در عمل در «اکثر اوقات» چیزی به جز سردرد و تلف کردن وقت به دست نمی‌آورید. با یک زمان‌شناسی مناسب، اجازه دهید کیفیت پروژه، خودش و شما را پرزنت کند نه شما پروژه را !گذشته خیلی خوبه، اما برای گذشته!اینکه من کجا بوده‌ام، چه کار می‌کردم و چرا شکست خورده‌ام و چرا پروژه‌ام با تمام موفقیت‌ها به اصطلاح نگرفته است و ...، تمام شده رفته! بیش از این در موردش صحبت نکنید. به خاطره‌ها بسپارید و تمام تمرکزتان را روی استارتاپ جدید بگذارید. فراز و نشیب‌های همیشگیبعد از ماه‌ها تلاش، با وجود مشکلات متفاوت، وب‌سایت و اپلیکیشن‌تان را نوشته‌اید و آماده‌اید برای پرواز کردن در بین استارتاپ‌های یونیکورن، اما امروز که آمار نصب اپلیکیشن را چک می‌کنید، کمتر از صدتاست. فردا هم کمتر از صدتاست. هفته آینده و حتی ماه آینده هم همینطور! اگر قبلا سرویسی را رونمایی کرده باشید، حتما خوب می‌دانید که از چه چیزی صحبت می‌کنم. من هم خوب می‌دانم که ضد حالی بزرگتر از این برای تیم توسعه دهنده وجود ندارد. همانطور که قبلا گفتم، بعد از رونمایی از استارتاپ‌تان، نه تنها کار تمام نمی‌شود بلکه با تمام قوا شروع می‌شود!این‌ها مهمترین مواردی بود که از ماه‌ها کار کردن روی استارتاپ مهمه و همچنین سال‌ها تجربه از کار کردن روی استارتاپ‌های مختلف کسب شده است. البته لازم به ذکر است که این موارد می‌تواند با توجه به شرایط مختلف، متفاوت باشد. بنابراین خرسند خواهم شد اگر شما هم تجربیات خوب خودتان را از کار روی استارتاپ‌تان، با من و دیگران به اشتراک بگذارید. مرسی :)</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Wed, 21 Feb 2018 16:54:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویدیویی تاثیرگذار از فحاشی در شبکه‌های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-ks8kcu8ovuiw</link>
                <description>چند روز پیش خواب دیدم یک نفر بدون اجازه وارد خونه من شد! و زمانی که من به این موضوع اعتراض کردم، با توهین شدیدی مواجه شدم. در شوک این توهین‌ها بودم که چندین نفرِ دیگه هم با چوب و چماق، بدون اجازه وارد خونه شدند. تا به خودم اومدم، دیدم که صدها و هزاران نفر از در و پنجره و دیوار به سمت خونه من روانه شده اند. کابوس وحشتناکی بود، درست مثل چند سال پیش … اون زمانی که ما هم مثل همه مردم دنیا منتظر این بودیم که نتایج قرعه کشی مسابقات جام جهانی فوتبال رو از تلویزیون ببینیم تا با یه حس غرورآمیز با تیم های هم‌گروه تیم ملی کشورمون، آشنا بشیم. اما بعد از مشخص شدن گروه‌ها، دیری نگذشت که این خبر خوب برای خیلی از ایرانی‌ها به داستانی دردناک تبدیل شد. دردناک نه به این علت که حریف‌های ایران تیم‌های قدری بودند، نه، به خاطر اینکه بعد از چند ساعت، هزاران نفر به صفحات لیونل مسی در شبکه های اجتماعی هجوم بردند و حسابی از خجالت این بازیکن تیم فوتبال در اومدند. هرچند اون موقع من توی شکل گیری این حرکت نقشی نداشتم، اما به اندازه‌ی اون هزاران نفر، شرمنده و خجالت زده شده بودم. یادمه اون موقع حسابی پیگیر اخبار بودم تا بدونم رسانه‌های دنیا پیرامون این موضوع اطلاع رسانی می کنند یا نه. متاسفانه رسانه‌های بزرگی این اتفاق رو پوشش دادند و به این ترتیب کشور عزیزمون با یک اتفاق زشت به دنیا معرفی شد! اما این ابتدای داستان بود. فحاشی در شبکه‌های اجتماعی، یکی پس از دیگری قربانی می گرفت. از هنرمندانی مثل هانیه توسلی و بهاره رهنما بگیرید تا بازیکنانی مثل هاشم بیگ زاده و علیرضا حقیقی. چیزی که نباید اتفاق می افتاد، افتاد، فحاشی به یک اصل در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده بود. بزرگ و کوچیک و سالمند و جوان هم نمی شناخت. ما یاد گرفتیم … ما یاد گرفتیم در شبکه های اجتماعی برای تحقیر دیگران از کلمات رکیک استفاده کنیم اما چیزی که این اتفاق رو دردناک‌تر می کرد این بود که ما به این موضوع عادت کردیم! اما باید کاری انجام می شد؛ اینجا بود که تصمیم گرفتیم یک کمپین در فضای مجازی ایجاد کنیم. کمپین رکیک نیستم. رکیک نیستم حرکتی جمعی‌ست برای مقابله با فضای عنوان شده. برای تحقق هرچه بهتر اهداف این کمپین، در شبکه های اجتماعی پیگیر #رکیک_نیستم باشید و با پیوستن به این کمپین در اپلیکیشن مهمه، در کنار ما باشید. https://moheme.ir/api/data/campaigns/5a8abe247239040f809e4526/members/59a5c77367193d146bd5970b/r281519070607917.mp4 </description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Tue, 20 Feb 2018 14:34:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی دقیق‌تر به کمپین رکیک نیستم</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%B1%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-hkwykclcidez</link>
                <description>علیرضا حقیقی یکی از قربانیان فحاشی گروهی در شبکه های اجتماعی از آغاز به کار کمپین رکیک نیستم مدت زیادی نمی گذرد اما در همین مدت کم، رسانه‌های بسیاری نسبت به معرفی کمپین رکیک نیستم اقدام کرده‌اند. مدتی پیش  مصاحبه‌ای با روزنامه دنیای اقتصاد انجام شد و توضیحاتی پیرامون این کمپین مطرح شد که در ادامه می‌توانید مطالعه نمایید و اطلاعات بیشتری پیرامون  این کمپین کسب نمایید.کمپین رکیک نیستم برای مقابله با فحاشی در شبکه های اجتماعی   یکی از موارد بسیار مهمی که در کمپین رکیک نیستم باید در نظر گرفته شود این  است که این حرکت فرهنگی-اجتماعی فقط برای افرادی که در شبکه‌های اجتماعی  فحاشی می‌کنند نیست. بلکه نکته قابل توجه، تمرکز این کمپین روی افرادی است  که یا کلا فحاشی نمی‌کنند یا تمایلی به فحاشی کردن ندارند، اما بسته به  شرایط واکنش‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند.    شاید پذیرش رویکرد عنوان شده برای بسیاری از افراد سخت باشد؛ بنابراین  بهتر است این موضوع را با ذکر یک مثال برای شما مخاطبان عزیز ترسیم کرد.   تصور کنید شما در صفحه هنرمند محبوب‌تان در یکی از شبکه‌های اجتماعی پیامی محبت‌آمیز ارسال می‌کنید و از هنرمند خودتان بابت زحماتش قدردانی می‌کنید. بعد از ارسال پیام، شخصی فقط به دلیل اینکه به هنرمند شما علاقه‌ای ندارد، به شما فحاشی می‌کند. شما ممکن است پاسخ این فرد را با فحاشی بدهید و درگیر چرخه بی انتهایی از فحاشی و توهین‌ها شوید، به نحوی که حتی خودِ شما هم تا چند دقیقه قبل تصور نمی‌کردید قرار است این همه کلمات رکیک بین شما و دیگران رد و بدل شود، اما قسمت دردناک داستان این است که شما خواسته یا ناخواسته رفتار بد طرف مقابل را تکرار و در عین حال ترویج کرده‌اید؛ چراکه پیام شما توسط افراد زیادی از جمله کودکان خوانده می‌شود و افراد بیشتری به این چرخه فحاشی دعوت می‌شوند تا از هنرمند محبوب خودشان دفاع یا او را طرد کنند؛ بنابراین شما بر خلاف آن چیزی که فکر می‌کردید، نقش موثری در بحرانی کردن معضل فحاشی در شبکه‌های اجتماعی داشته‌اید، حتی بدون اینکه خودتان هم متوجه شده باشید. همین موضوع به‌خوبی چرایی و چگونگی فحاشی گروهی در شبکه‌های اجتماعی را برای ما آشکارتر می‌کند. فحاشی گروهی به یکباره شکل نمی‌گیرد، بلکه همین رد و بدل کردن چند کلمه به ظاهر ساده، جریانی بی انتها از کلمات رکیک را ایجاد می‌کند که هر از گاهی افراد صاحب‌نامی را هم به قربانی فحاشی در شبکه های اجتماعی تبدیل می‌کند و اتفاقا نکته تامل برانگیز این است که طرفداران این افراد هم نقش موثری در این حرکت داشته‌اند.فقط کافی است سری به صفحه کمپین رکیک نیستم در اپلیکیشن مهمه بزنید تا متوجه این موضوع بشوید که در همین یک سال گذشته چه تعداد زیادی از هنرمندان، ورزشکاران و ... مورد فحاشی گروهی قرار گرفته‌اند و با بستن صفحه خود در شبکه‌های اجتماعی، طرفداران خودشان را تنها گذاشته‌اند. اما با بعضی اقدامات به ظاهر ساده، می‌توان تاثیر بسیار خوبی برای پیشگیری و درمان این معضل فرهنگی-اجتماعی داشت. تصور کنید زمانی که در شبکه‌های اجتماعی مورد فحاشی قرار می‌گیرید، واکنشی متفاوت با آن چیزی که گفته شد داشته باشید. مثلا اولین کار این باشد که حرف بدی نزنید و مستقیما فرد مورد نظر را گزارش و مسدود کنید. به همین راحتی: - شما وارد جریان فحاشی نشدید.   - رفتار بد طرف مقابل را تکرار نکرده‌اید.  - با گزارش دادن و مسدود کردن شخص، قدم مثبتی برای درمان این معضل برداشته‌اید.   - از چهره محبوب خودتان حمایت کرده‌اید.   - در تربیت مثبت نسل آینده نقش موثری را ایفا کرده‌اید.   - در موارد نادر، از وقوع جرم و جنایت جلوگیری کرده‌اید.  - و ...بر اساس این گفته‌ها، شاید همین، موضوع اهمیت کمپین رکیک نیستم را برای  منتقدان این حرکت فرهنگی-اجتماعی روشن‌تر کند و جوابیه‌ای باشد برای برداشت  ظاهری از این حرکت فرهنگی-اجتماعی.  به‌عنوان مثال آقای هوشنگ گلمکانی  (منتقد سینما) در نقد این کمپین در روزنامه جام‌جم  نوشته بودند:  «کمپینی درست شده با عنوان من رکیک نیستم برای مقابله با فحاشی در فضای  مجازی و شبکه‌‌های اجتماعی. به‌عنوان یک تجربه، کار بدی نیست؛ یعنی ضرری که  ندارد اما بعید است ثمری داشته باشد. بعید است کاربرانِ فحش ندانند فحاشی  بد است! اما فحاشی می‌کنند به هزار و یک دلیل. مثل خیلی از ویژگی‌ها و  اعمال بد و منفی دیگر، وگرنه می‌شود کمپین‌های دیگری هم راه انداخت؛ مثلا  کمپین من بد نیستم، من دزد نیستم، من متعصب نیستم، من حسود نیستم و انواع  کمپین‌های مشابه.»  با توجه به مواردی که در بالا اشاره شد، آقای گلمکانی بدون توجه به جامعه  آماری مخاطبان و اهداف بلندمدت این کمپین، فقط یک برداشت ظاهری از اسم کمپین داشته‌اند. از مخاطبان اصلی این کمپین که بگذریم، می‌رسیم به  صاحبان و گردانندگان صفحات مختلف. چیزی که تا الان عنوان شد، فقط مربوط می‌شد به کاربران عادی شبکه‌های اجتماعی، اما اهداف این حرکت  فرهنگی-اجتماعی به این خلاصه نمی‌شود بلکه برنامه‌های بلندمدت خوبی برای  همکاری بیشترِ گردانندگان صفحات مختلف در نظر گرفته شده است. مثلا تصور کنید خوانندگان محبوب شما افرادی همچون سیروان خسروی، فرزاد  فرزین، رضا صادقی و ... باشند. طبق موارد گفته شده، شما وظیفه مشخصی دارید  تا واکنش مناسبی نسبت به فحاشی در صفحات مربوط به چهره‌های محبوب خودتان  داشته باشید. این شرطی لازم است اما نه کافی. باید همکاری افراد محبوبِ شما  هم مکملی برای این وظیفه شناسی شما باشد. به این ترتیب این حرکت  فرهنگی-اجتماعی می‌تواند دلیلی باشد تا هنرمندان، ورزشکاران، خوانندگان و  ... به جای پشت کردن به هواداران و خداحافظی از شبکه‌های اجتماعی، نسبت به  هواداران خود احساس وظیفه کنند و تدابیر مناسبی از جمله مسدود کردن کاربران فحاش را از قبل بیاندیشند و به کار بگیرند.  با توجه به اینکه مدت زیادی از ایجاد این کمپین نمی‌گذرد، در حال حاضر در  مرحله اطلاع رسانی هستیم. از شما مخاطبان محترم دعوت می‌شود از طریق اپلیکیشن مهمه به صفحه اختصاصی این کمپین بپیوندید.پی‌نوشت: ویدیوی تاثیرگذار این کمپین در ویرگول منتشر شد که از همه شما دوستای گلم دعوت می‌کنم این ویدیو رو در پست دیگری در ویرگول ببینید.</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Tue, 20 Feb 2018 14:16:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویدیوی تاثیرگذار کمپین «مهمه»</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D9%87-ewb231w0au2g</link>
                <description>روی صندلی راک نشسته بودم و در حالی که به آرومی خودم رو تکون می‌دادم به این  موضوع فکر می‌کردم که اهدافم توی زندگی چیه و می‌خوام چیکار کنم. https://as5.asset.aparat.com/aparat-video/e285f6e6fcf44d208497ec45d0dfe1148098810-360p__81018.mp4 بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم به این سوال بنیادی رسیدم که اصلا توی زندگی چی واسم مهمه؟! خب اولین چیزی که بی درنگ به خودم گفتم، پول بود. پول برای همه مهمه! بعد از اون یه موقعیت شغلی خوب بود. زبان خارجه هم از اون مواردی بود که سریع به ذهنم خطور کرد! توی همین افکار بودم که چشمم از لای در اتاقم به آشپزخونه افتاد. چیزی رو که می‌دیدم نمی‌تونستم باور کنم... مادرم در حالی که یه قاشق توی دستش بود کف آشپزخونه افتاده بود!  توان حرکت نداشتم...  برای چند ثانیه واقعا نمی‌تونستم به چیزی فکر کنم...  به سمتش دویدم و دیدم که از حال رفته. نمی‌تونستم بفهمم چه مشکلی پیش اومده. حتی نمی‌تونستم تشخیص بدم که نفس می‌کشه یا نه.  کلی آب به صورتش پاشیدم. هیچ عکس‌العملی نشون نمی‌داد. ترس به من غلبه کرده بود. سریعا با اورژانس تماس گرفتم. فقط یادمه التماسشون می‌کردم که مادرم رو بهم برگردونند. به ازای هر ثانیه‌ای که می‌گذشت، می‌تونستم کل دردهای دنیا رو توی وجودم حس کنم... حاضر بودم تمام چیزهایی که تا چند دقیقه‌ی قبل فکر می‌کردم مهمه رو فدا کنم تا مادرم یک بار دیگه به من نگاه کنه و لبخند بزنه ...توی ذهنم می‌تونستم صدای آژیر آمبولانس رو توی خیابون‌های شلوغ شهر بشنوم. می‌تونستم گیر افتادنش پشت انبوهی از ماشین‌ها رو حس کنم. دوست داشتم توی خیابون می‌بودم و دست تک‌تک راننده‌ها رو می‌بوسیدم، تا بتونم راه رو برای آمبولانس باز کنم.  ای کاش این قدرت رو داشتم!  ای کاش برای چند لحظه، زمان معنای خودش رو از دست می‌داد.متاسفانه ... متاسفانه ...  همین تراژدی دردناک، باعث شد هر موقع توی خیابون صدای آژیر می‌شنوم ناخودآگاه اشکم سرازیر بشه. مثل همین چند وقت پیش که تعداد زیادی از آتش‌نشانای کشورمون … آه ... به کمپین مهمه بپیوندید تا با ایفای نقش مسئولیت اجتماعی، برای کشور عزیزمون مفید باشیم.</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jan 2018 13:57:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئولیت اجتماعی؛ فرشته‌ای گم شده در میان ستاره‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%9B-%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%87%D8%A7-d8y2mfmucib4</link>
                <description>نوشتن پیرامون بعضی از موضوعات، کار سختی‌ست، اما ننوشتن کاری‌ست سخت‌تر! مسئولیت اجتماعی یکی از این موضوعات است. کوتاه در مورد آنچه در این محتوا آورده شده است:در این محتوا سعی شده از مباحث آکادمیک فاصله گرفته شود و یادداشتی خودمانی پیرامون مسئولیت اجتماعی ارائه شود، چراکه اساسا همین «خودمانی» بودن است که نقش مفهومی به نام مسئولیت اجتماعی را در یک جامعه پر رنگ‌تر می‌کند.ضمنا لازم به ذکر است، برای جلوگیری از تکرار مداوم کلمات مشابه، در این محتوا به جای عباراتی همچون مسئولیت های اجتماعی، مسئولیت پذیری اجتماعی و … ، سعی شده است از همان عبارت مسئولیت اجتماعی استفاده شود.   برداشت اول - مسئولیت اجتماعی فردی؛ فرشته‌ای گم شده در میان ستاره‌ها  این مسئولیت اجتماعی چیست؟ اولین بار حدود ۷-۶ سال پیش بود که با واژه نامأنوس مسئولیت اجتماعی مواجه شدم. در آن زمان مقالات اندکی که پیرامون این موضوع به فارسی منتشر شده بود را خواندم و به زودی دریافتم که علائق شخصی‌ام، به صورت ارادی و یا غیر ارادی، این‌چنین ایجاب کرده است تا در مسیری قدم بردارم که زندگی‌ام بیش از هر زمان دیگری با این مفهوم وفق پیدا کند.به مرور زمان پروژه‌هایی که سال‌ها زمان برایش صرف شد، مورد توجه ده‌ها هزار نفر از سراسر دنیا قرار گرفت و همین بازخوردهای مثبت، دلیلی شد تا بیش از پیش به موضوع مسئولیت اجتماعی علاقه‌مند شوم. در ادامه در مورد این پروژه‌ها صحبت خواهیم کرد اما برای الان، اجازه دهید با هم به دنبال تعریف مناسبی برای مسئولیت اجتماعی باشیم.در این سال‌ها، با تعاریف مختلفی از مسئولیت اجتماعی مواجه شده‌ام. این تعاریف بعضا به اندازه‌ای آکادمیک بوده و هست که اگر راستش را بخواهید حوصله‌ی آدم را سر می‌برد و خواننده را پشیمان می‌کند که اصلا این مقاله چه دردی را از جامعه دوا می‌کند؟!  حتی در مواردی چنان واژه مسئولیت اجتماعی را پیچیده توصیف کرده‌اند که خواننده نه تنها به «خودمانی» بودن آن پی‌نمی‌برد، بلکه حس و حال چهار گزینه‌ای‌های کنکور را پیدا می‌کند! اگر جستجویی در محتوای فارسی وب انجام دهید، متوجه خواهید شد که در ایران، مفهوم مسئولیت اجتماعی از همان خشت اول به بی‌راهه رفته است. درصد بالایی از محتوایی که برای مسئولیت اجتماعی منتشر شده، به مسئولیت اجتماعی سازمانی (CSR) پرداخته است. حتی در بعضی از مقالات، مسئولیت اجتماعی را به اشتباه معادل CSR (مسئولیت اجتماعی سازمانی) معرفی کرده‌اند. از طرفی، نظرات اندیشمندان و همچنین مسئولان به گونه‌ای منعکس شده است که شکی وجود ندارد درصد بالایی از شهروندان، مسئولیت اجتماعی را همان کارهای خیریه (کمک‌های مالی به گروهی از مردم جامعه) می‌دانند. در یک نظرسنجی آنلاین که توسط ما در پروژه حس انجام شد، حدود ۳ هزار نفر از ۴ هزار نفری که در این نظرسنجی شرکت کرده بودند، اعتقاد داشتند که مسئولیت اجتماعی همان نیکوکاری (کمک مالی به دیگران) است! خانم فاطمه دانشور هم که از افراد پیشرو در حوزه مسئولیت اجتماعی هستند، این موضوع را به خوبی بیان می‌کنند: از مشکلات اصلی، این است که مفهوم مسئولیت‌ پذیری اجتماعی به  طور کامل درک نشده. در واقع این مفهوم به‌درستی شناخته نشده است. در مرحله  اول باید برای پر کردن  و رفع این خلا  مفهوم شناسی اقداماتی انجام داد.مسئولیت اجتماعی فرشته‌ای‌ست که با کمک آن می‌توان راه را برای پیشرفت جامعه و رسیدن کشور به توسعه پایدار هموار کرد اما همین خلا مفهوم شناسی که خانم دانشور هم به آن اشاره می‌کنند، دلیلی شده تا این فرشته را در میان ستاره‌ها گم کنیم! همانطور که پیش‌تر عنوان شد، در طول چهار سال، در پروژه‌ای که با بازخورد‌ ده‌ها هزار نفر از سراسر دنیا همراه بود، دریافتیم که مسئولیت اجتماعی یعنی مسئولیت اجتماعی!  زمانی که در آن پروژه با تولید محتوای سبز و همچنین اجرای کمپین های  مختلف، با هزاران بازخورد شامل ویدیوهای ارسالی کاربران از  ترک کردن سیگار، کاهش اضافه وزن، رهایی از افسردگی و فکر خودکشی، غلبه بر سرطان و نمونه‌هایی از این دست مواجه می‌شدیم، مفهوم مسئولیت اجتماعی بیش از هر زمان دیگری برای‌مان قابل لمس می‌شد، به گونه‌ای که به این باور رسیده بودیم که مسئولیت یعنی مسئولیت و اجتماعی هم یعنی اجتماعی! نه چیزی کمتر و نه چیزی بیشتر.از نظر ما کل تعاریف مربوط به مسئولیت اجتماعی را می‌توان در جمله زیر خلاصه کرد: هرکدام از ما فردی برای خود، و فردی برای جامعه هستیم!  این تعریف نه تنها به مسئولیت انسان‌ها در قبال هم محدود نمی‌شود، بلکه به خوبی می‌تواند رفتار انسان نسبت به حیوانات، محیط زیست و ... را هم در ذهن تداعی کند. خیلی ساده یعنی ما مسئولیم! همه‌ی ما در مورد اتفاقاتی که در جامعه می‌افتد مسئولیم. حقیقتا شاید خیلی‌ها فکر کنند این جمله شعاری بیش نیست. اما با بررسی موضوع مسئولیت اجتماعی در کشورهای جهان، به وضوح می‌توان نقش پر رنگ مسئولیت اجتماعی را در رشد و ترقی کشورها دید.ما معتقدیم اگر امروز کشور عزیزمان با بحران آب روبروست، اگر طبیعت در حال تخریب است، اگر بادکنک‌های یک کودک کار به فروش نمی‌رود، اگر سالانه هزاران نفر در جاده‌ها جان خود را از دست می‌دهند، اگر به کودکی تجاوز می‌شود و هزاران اگر دیگر، همه‌ی ما مسئولیم. همه ما در پیدایش این معضلات سهیم هستیم و گره‌ی این مشکلات هم زمانی باز می‌شود که همه بدانیم مسئولیم. برای درک بهتر این موضوع، صحبت‌های دکتر سعید معیدفر، از جامعه‌شناسان برجسته کشور عزیزمان را بخوانید:  تمام بودجه کشور را بیارید در بحث راه‌سازی! یعنی آموزش و  پرورش، بهداشت و درمان و همه‌ی حوزه‌های دیگر را تعطیل کنید و بودجه‌هایشان  را صرف راه‌سازی کنید! حالا آیا مشکل تلفات جاده‌ای حل خواهد شد؟! در یک  تصادف، مردم مقصر را وزارت راه و شهرسازی می‌دانند، وزارت مقصر را پلیس  راهنمایی رانندگی می‌داند، پلیس راهنمایی رانندگی خودروساز را مقصر  می‌داند. در واقع بحث ما این است که بیایید همه احساس مسئولیت کنیم. چرا ما  همیشه عادت کرده‌ایم که مسئله را به دوش دیگری بیاندازیم. بیایید و ببینیم  که هر کدام از ما چه مسئولیتی در قبال موضوع داریم؟ آیا سالی شانزده‌هزار  کشته و یا سیصد هزار مجروح و معلول در جاده‌ها فاجعه نیست؟ قطعا که همه  مسئولیم ...مسئولیت اجتماعی یک خرد جمعی‌ست . خردی که می‌تواند یک جامعه را چنان قدرتمند کند که شهروندانش حتی در تنهایی هم بتوانند انرژی و نیروی محرکه جامعه را در کنار خود احساس کنند، و نبودش هم می‌تواند یک جامعه را چنان درنده کند که هیچ‌چیز و هیچ‌کس برای مردمانش اهمیت نداشته باشد. برداشت دوم - مسئولیت اجتماعی سازمانی؛ فرشته‌ای گم شده در میان ستاره‌ها (برندها) آن زمانی که سن و سال چندانی نداشتیم، قهرمان‌هایمان به چند شخصیت تاریخی، سینمایی، افسانه‌ای و یا مواردی از این دست خلاصه می‌شدند. قهرمان کسی بود که می‌توانست از پس هر کاری برآید. او الگوی زندگی ما بود و محال بود که از پس کارهای سخت بر نیاید. زمانی هم که از بد روزگار، قهرمانمان شکست می‌خورد، شب‌ها از ناراحتی خوابمان نمی‌برد و حتی روز بعد در مدرسه با ناراحتی تمام با بچه‌ها پیرامون آن صحبت می‌کردیم و در غم هم شریک می‌شدیم. برای شما را نمی‌دانم، اما برای من، قهرمان کودکی‌ام احمدرضا عابدزاده بود. کسی که در باورم می‌توانست در مقابل شلیک یک دنیا توپ هم ایستادگی کند و حتی در سخت‌ترین شرایط، مثل یک جنگجو لبخندش را چنان نثار وجودمان کند که از خود بی خود شویم. یکی از آن مهارهای توپ با یک دست، و لبخند شیرینش در حالی که آدامس می‌جوید کافی بود تا روز بعد کل بچه‌های محل دعوا کنیم که در بازی امروز اسم کدام دروازه‌بان عابدزاده باشد.روزی دیگر، درست در همان لحظه‌ای که منتظر سکانسی قهرمانانه بودیم، کافی بود توپ داخل دروازه قهرمان‌مان جای بگیرد تا از شدت ناراحتی، بازی فوتبال در محل تعطیل شود. او کیمیاگری بود که می‌توانست در کسری از ثانیه تصمیم بگیرد که حال ما چگونه باشد. حتی انتظار ما از او به اندازه‌ای بود که مهارهایی که همراه با لبخند نبود به ما نمی‌چسبید. دلمان را می‌شکست.   مسئولیت‌مان دو طرفه بود. این وظیفه ما بود که از قهرمان‌مان حمایت کنیم و او هم وظیفه داشت که قهرمانش ما بماند!اگر سعی کنیم بسیاری از تعریف‌های پیچیده‌ای که برای مسئولیت اجتماعی عنوان می‌شود را نادیده بگیریم، مسئولیت اجتماعی دقیقا همین موضوع است. اینکه ما در هر سطحی که هستیم، با توجه به شرایط، وظایف خودمان را به خوبی بشناسیم. با گذر زمان و تکامل انتظارات اجتماعی، شرایط برای سازمان‌ها و شرکت‌ها (ستاره‌ها) هم به گونه‌ای تغییر کرد که می‌بایست دریچه جدیدی را به روی سازمان باز کنند. مردم دیگر صرفا برای رفع نیاز، از محصولات و یا خدمات یک سازمان استفاده نمی‌کنند، بلکه انتظارات تکامل یافته‌ی اجتماعی به سمتی پیش می‌رود که یک برند، دیگر یک شرکت عظیم و دست نیافتنی نیست، بلکه همانند دوستی می‌ماند که همواره در کنار ماست. دقیقا همانند عابدزاده که عقاب آسیا بود اما اسمش روی دروازه‌بان محله‌مان هم بود! همین انتظارات تکامل‌یافته و خلق ارزش‌های جدید، سبب پیدایش اصلی به نام مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) در شرکت‌ها و سازمان‌ها شد. اصلی که عنوان می‌کند: هدف فقط فروش کالا و خدمات نیست. جامعه خواستار خلق ارزش  مشترکی‌ست که همه را بهره‌مند کند. مسئولیت اجتماعی شرکت ها (CSR)، به درک  تاثیرات اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی کسب‌و‌کار شما بر دیگران اشاره  دارد. مسئولیت اجتماعی شرکتی با اداره‌ی کسب‌و‌کار شما و اقدامات آن به  شیوه‌ای اخلاقی و مسئولانه مرتبط است. می‌توان از آن استفاده‌ی مثبتی کرد و  در صورت اجرای موثر آن، می‌توان به طرز شگفت انگیزی بهره‌وری و سودآوری  شرکت را افزایش دهد. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، مسئولیت اجتماعی (فردی و سازمانی) از نان شب هم واجب‌تر است!  از ۴۰-۳۰ سال پیش تا کنون، در امریکا و کشورهای اروپایی به صورت هدفمند و جدی برای تحقق این موضوع کار شد. برای مثال از پیشرو ترین شرکت‌ها در حوزه مسئولیت اجتماعی می‌توان به شرکت‌های گوگل، مایکروسافت، لگو، اینتل و BMW اشاره کرد. این شرکت‌ها با برنامه‌های عظیم مسئولیت اجتماعی، علاوه بر اینکه همیشه در کنار جامعه بوده‌اند، سود خود را با ایجاد ارزش مشترک، افزایش داده‌اند.  اگر بخواهیم با هم صادق باشیم، اوضاع مسئولیت اجتماعی شرکتی در ایران زیاد خوب نیست. صحبت جدی در رابطه با مسئولیت اجتماعی شرکتی در ایران از حدود ۶-۵ سال پیش شروع شد اما به جز مواردی اندک، کارهای انجام شده چیزی نبود که بتوان اسم مسئولیت اجتماعی را روی آن گذاشت.   نیکوکاری (کمک‌های نقدی) نمونه خوبی از مسئولیت اجتماعی‌ست، اما نه همه آن!  همانطور که پیش‌تر عنوان شد، اشتباه بزرگی که در این حوزه می‌توان مرتکب شد این است که تصور کنیم مسئولیت اجتماعی (فردی و سازمانی) یعنی «فقط و فقط» کمک‌های نقدی. نیکوکاری (کمک‌های نقدی) شاید نمونه خوبی برای اهداف مرتبط با مسئولیت اجتماعی باشد اما همه‌ی آن نیست. این دقیقا همان نکته ظریفی‌ست که باعث شده اکثر شرکت‌های ایرانی در درک مفهوم مسئولیت اجتماعی سازمانی به بی‌راهه بروند. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته‌ی جهان، شرکت‌هایی موفق‌ترند که برای مسئولیت اجتماعی شرکتی خود ارزش زیادی قائل هستند. این شرکت‌ها همواره در تلاش هستند تا ارزش مشترکی را با اجرای ایده‌هایی خلاقانه و کاربردی خلق کنند. این ایده‌ها، با پشتوانه‌ی برنامه‌های دراز مدت و کاملا دقیقی اجرا می‌شوند که این شرکت‌ها قبلا برای اهداف مرتبط با مسئولیت اجتماعی شرکتی خود مشخص نموده‌اند. بعضا این برنامه‌ها در دسترس شهروندان قرار می‌گیرد تا آنها بدانند که مثلا فلان شرکت، در پنج سال آینده چه ارزش مشترکی را برای جامعه خلق می کند و حافظ کدام منافع جامعه خواهد بود.  نکته بالا نکته‌ای بسیار مهم است، چراکه به باور ما مهمترین اشتباهی که در درک مسئولیت اجتماعی در ایران شده، همین موضوع است. شرکت‌های بسیاری در وب‌سایت‌های خود صفحاتی را به مسئولیت اجتماعی اختصاص داده‌اند. با بررسی این صفحات که بعضا با ذکر پروژه‌های انجام شده همراه است، در خواهیم یافت که اکثر این پروژه‌ها هرچند ارزشمند هستند اما با مفهوم واقعی مسئولیت اجتماعی بسیار فاصله دارند.  اما همانگونه که پیش‌تر عنوان شد، آینده مسئولیت اجتماعی در ایران روشن به نظر می‌رسد چراکه نمی‌توان نسبت به فعالیت‌های ارزشمند تعدادی از شرکت‌ها در این حوزه بی لطفی کرد. در محتوای بعدی، نمونه‌هایی از فعالیت‌های بسیار خوبی که در حوزه مسئولیت اجتماعی در ایران انجام شده است را با هم بررسی می‌کنیم. نظر شما در این مورد چیست؟</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jan 2018 09:52:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید از اپلیکیشن مهمه استفاده کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-mxvdhqk1zrqj</link>
                <description>بعضی چیزا واقعا مهمه!هرگاه صحبتی از رشد و ترقی جامعه به میان می‌آید، به دنبال آن عبارت مسئولیت اجتماعی هم مطرح می‌شود. در رابطه با مسئولیت اجتماعی (یا مسئولیت‌های اجتماعی) تعاریف بسیاری مطرح شده است که از حوصله‌ی این بحث خارج است؛ اما در همین حد کافی است که بگوییم ما در اپلیکیشن مهمه، تعریف بسیار ساده‌ای برای مسئولیت اجتماعی مطرح کرده‌ایم. از نظر ما کل تعاریف مربوط به مسئولیت‌های اجتماعی را می‌توان در جمله زیر خلاصه کرد:هرکدام از ما فردی برای خود و فردی برای جامعه هستیم!یعنی ما مسئولیم! همه‌ی ما در مورد اتفاقاتی که در جامعه می‌افتد مسئول هستیم. حقیقتا شاید خیلی‌ها فکر کنند این جمله شعاری بیش نیست؛ اما با بررسی موضوع مسئولیت‌های اجتماعی در کشورهای جهان، به وضوح می‌توان نقش پر رنگ مسئولیت اجتماعی را در رشد و ترقی کشورها دید.ما معتقدیم اگر امروز کشور عزیزمان با بحران آب روبه‌رو است، اگر طبیعت در حال تخریب است، اگر سالانه هزاران نفر در جاده‌ها جان خود را از دست می‌دهند، اگر به کودکی تجاوز می‌شود و ...، همه‌ی ما مسئولیم. همه ما در پیدایش این معضلات سهیم هستیم و گره‌ی این مشکلات هم به دست توانمند مردم کشور عزیزمان باز می‌شود. برای درک بهتر این موضوع، صحبت‌های یکی از برجسته‌ترین جامعه‌شناسان کشور (دکتر سعید معیدفر) را بخوانید:تمام بودجه‌ی کشور را در بحث راه‌سازی بیاورید! یعنی آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و همه‌ی حوزه‌های دیگر را تعطیل کنید و بودجه‌هایشان را صرف راه‌سازی کنید! حالا آیا مشکل تلفات جاده‌ای حل خواهد شد؟! در یک تصادف، مردم مقصر را وزارت راه و شهرسازی می‌دانند، وزارت راه پلیس راهنمایی و رانندگی رامقصر می‌داند، پلیس راهنمایی رانندگی خودروساز را مقصر می‌داند. در واقع بحث ما این است که بیایید همه احساس مسئولیت کنیم. چرا ما همیشه عادت کرده‌ایم که مسئله را به دوش دیگری بیاندازیم. بیایید و ببینیم که هر کدام از ما چه مسئولیتی در قبال موضوع داریم؟ آیا سالی شانزده‌ هزار کشته و یا سیصد هزار مجروح و معلول در جاده‌ها فاجعه نیست؟ قطعا که همه مسئولیم ...چرا ما به اپلیکیشن مهمه نیاز داریم؟ در حقیقت ایده‌ای که منجر به تولید اپلیکیشن مهمه شد، منحصر به فرد است و برای اولین بار در کشور شاهد آن هستیم. در اپلیکیشن مهمه، ما دست از مقصر دانستن این و آن بر می‌داریم و برای اولین بار، مسئولیت‌های اجتماعی خودمان را انجام می‌دهیم.  اپلیکیشن مهمه به ما این امکان را می‌دهد تا کمپین‌هایی را در محله و یا شهرمان ایجاد کنیم. در اپلیکیشن مهمه در حالت کلی می‌توان چه کاری انجام داد؟ - ایجاد کمپین: شما می‌توانید به راحتی برای موضوعات مختلف کمپین ایجاد کنید تا افرادی که دغدغه مشابهی با شما دارند، به کمپین شما بپیوندند. نمونه‌ای از کمپین‌ها- ارسال ویدیو: با ارسال ویدیو و دست به کار شدن‌تان، از کمپین‌های مورد علاقه‌تان حمایت کنید. همچنین می‌توانید ویدیوهای دیگران را ببینید. شاید آنها حاوی نکته‌ای ارزشمند برای شما باشد.نمونه‌ای از ویدیوها- امتیاز، دیدگاه، اشتراک، اعلان و ...: به ویدیوهای مورد علاقه‌تان امتیاز دهید تا بیشتر دیده شوند. مثلا شما با امتیاز دادن به ویدیویی که حاوی یک راهکار برای موضوع کمپین مربوط است، باعث می‌شوید آن ویدیو محبوب شود و افراد بیشتری از موضوع آن ویدیو استفاده کنند. کمپین‌ها باید در چه سطح و اندازه‌ای باشند؟شما در اپلیکیشن مهمه قادر خواهید بود چه در خیابان و یا محله‌تان و چه در شهرتان کمپین‌های متفاوتی را ایجاد کنید. اندازه‌ی کمپین کاملا با موضوع کمپین در ارتباط است. مثلا ممکن است شما با معضل زباله ریختن در محله‌تان مواجه باشید، بنابراین دست به کار شوید و از طریق اپلیکیشن مهمه، یک کمپین کوچک در محله‌تان ایجاد کنید و یا دوست دارید جاذبه‌های گردشگری شهرتان را به همه مردم ایران نشان دهید، بنابراین یک کمپین بزرگ شهری ایجاد کنید. اپلیکیشن مهمه را از کافه بازار محترم و یا سایت اپلیکیشن مهمه دریافت نمایید.</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jan 2018 12:03:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه تصمیم جدی بگیر و بیا بیرون!</title>
                <link>https://virgool.io/@moheme/%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%88-%D9%84%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%87-mvj6igtiffoe</link>
                <description>یکی از دوستانم، هر دو ماه یک بار، تصمیم به ترک شبکه‌های اجتماعی می‌گیره. بعد، حدود سه ماه از تلگرام دور میشه و بعد از سه ماه، دوباره با پیام تلگرام مواجه میشم که فلانی به تلگرام پیوست! چند روز پیش داشتم باهاش در مورد این موضوع صحبت می کردم. می گفت از شبکه های اجتماعی واقعا خسته شده. به قول اون، شبکه های اجتماعی مثل زهر می مونند. بعد از اینکه ازش پرسیدم که خب چرا مجددا به شبکه های اجتماعی بر می گردی، گفت نمی‌تونم!فعلا این موضوع رو گوشه ذهنتون داشته باشید ... مدت‌ها پیش یکی از دوستان به نام جادی که سال‌هاست در فضای وب ایران فعالیت می‌کنه، در یکی از پست‌های خودش به موضوعی اشاره کرده بود که من همیشه به اون اعتقاد داشتم. تمام اون صحبت‌ها رو در یک جمله خلاصه می‌کنم که:ابزار مجرم نیستند. این انسان‌ها هستند که از ابزار استفاده نادرستی می‌کنند!من با درصد بالایی، به این جمله اعتقاد دارم. شما با مثال‌های متعددی که دنیای امروز ما باهاش درگیر هست، می تونید درک بهتری از این جمله پیدا کنید. اما این موضوع چه ربطی داره به تلگرام و اینستاگرام و در کل شبکه های اجتماعی؟خب ببینید، احتمالا همه ما از اینکه زمان بسیار زیادی رو در شبکه های اجتماعی (به خصوص تلگرام و اینستاگرام) می‌گذرونیم ناراحتیم. همه‌ی ما روزانه چندین ساعت از وقت خودمون رو مثل یک جسم بی‌جان سپری می‌کنیم که بزرگ‌ترین کاری که می‌تونه انجام بده، حرکت انگشت شست دستش به بالا و پایینه! چه اندوه بزرگی‌ست نه؟ من مادرهای زیادی رو می شناسم که بزرگترین کاری که در زندگی انجام میدن، احتمالا بزرگ کردن فرزند است! یعنی دو هدف در زندگی دارند، یکی بزرگ کردن فرزند، و یکی هم چک کردن تلگرام!از اون طرف پدرهایی رو می‌شناسم که بعد از برگشتن از سرکار، یک کار بیشتر ندارند، نشستن سر موبایل و چک کردن تلگرام و اینستاگرام تا پاسی از شب! این موضوع شاید خنده‌دار باشه، و شاید افرادی هم سریعا نسبت به این موضوع جبهه بگیرند، اما قطعا بیگانه نیست. کافیه نگاهی به اطرافیان بندازید. چند ساعت از زمان هر کس صرف این ابزارها میشه؟ دو ساعت؟ چهار ساعت؟ یا هشت ساعت؟متوسط زمان استفاده از شبکه های اجتماعی در جهان ۱۰۹ دقیقه‌ست. این رقم بنا به گفته‌ی رئیس مرکز رسانه‌های دیجیتال برای ایرانی‌ها ۵ تا ۹ ساعت است! و جالب توجه اینه که ژاپنی‌ها در طول روز به صورت متوسط ۱۹ دقیقه از زمان خودشون رو صرف شبکه‌های اجتماعی می‌کنند!چند سال پیش وایبر یک پیام‌رسان محبوب مثل تلگرام در بین ما ایرانی ها بود. اما بعد از مسدود شدنش، ملیون‌ها نفر به تلگرام هجوم اوردند. چه چیزی می تونست برای خالقین تلگرام بهتر از این باشه؟ تلگرام روز به روز قابلیت‌های فوق العاده‌ای رو در اختیار همگان گذاشت. از ساختن گروه و کانال بگیرید تا ارسال فایل و ... .همین قابلیت‌ها باعث شد ما تصور کنیم که تلگرام نهایت تکنولوژیه و احتمالا اگر اینترنت پایانی داشته باشه، پایانش تلگرام است و بس!در اینکه تلگرام یک ابزار فوق العاده‌ست شکی نیست. تلگرام می تونه باعث بشه ما با عزیزانمون راحت تر ارتباط برقرار کنیم و فایل هایی شامل عکس و یا ویدیو رو راحت تر منتشر کنیم. اما واقعا، آیا این ابزار انقدر خوب هست که ساعت‌های زیادی از وقت خودمون رو صرفش کنیم؟ آیا تلگرام در این موضوع ضعف داره؟ مشکل از کجاست؟ با توجه به مطالبی که بالاتر اشاره کردم، تلگرام و اینستاگرام هم به عنوان یک ابزار، به هیچ عنوان مجرم نیستند. این ما هستیم که استفاده نادرستی از این ابزار داریم. ما به راحتی به خودمون اجازه میدیم ساعت ها از وقت خودمون رو صرف مطالب مختلفی بکنیم که عملا بود و نبودشان برای ما هیچ فرقی ندارند (البته اگر ضرر نداشته باشند!)ما ساعت هایی رو که می تونیم صرف یادگیری یک زبان، ورزش کردن، کتاب خواندن، یادگیری یک تخصص، توجه به خانواده و ... بکنیم، به راحتی از دست میدیم! ما به همین سادگی، حال و آینده خودمون رو با صدها و هزاران مطلب هرزی که در طول روز می خونیم، هدر میدیم.یک تصمیم باحال؛ یک نتیجه باحال‌تر!هرچند من همیشه نسبت به این موضوع حساس بودم که استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی نداشته باشم، اما خواه و یا ناخواه، من هم هر از گاهی درگیر این جریان شده‌ام و دست آخر، وقتی به زمان از دست رفته فکر می‌کردم، از خودم بدم میومد! یک بار تصمیم گرفتم به جای استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی همچون تلگرام و اینستاگرام، ارزش بیشتری رو برای خودم قائل بشم. من تصمیم گرفتم زبان انگلیسی رو به صورت خودآموز یاد بگیرم. بله خودآموز! همین یک تصمیم ساده باعث شد، بیش از هر زمان دیگه‌ای از اتلاف وقتم در شبکه های اجتماعی جلوگیری بشه. من در طول شش ماه تونستم رشد بسیار زیادی در یادگیری زبان انگلیسی داشته باشم. زمانی که می تونست به راحتی در شبکه های اجتماعی هدر بره رو به یک زمان سودمند تبدیل کردم. به همین راحتی! علاوه بر اون می‌تونستم روی علاقه‌های خودم بیشتر زمان بذارم. مثلا کار کردن روی پروژه مسئولیت اجتماعی «مهمه».پیشنهادت چیه؟- اول از همه باید به این نتیجه برسید که تلگرام و اینستاگرام هم یک ابزار هستند. یک ابزار ساده. ابزار ساده‌ای که آخر اینترنت و تکنولوژی نیستند!- به این نتیجه برسید که تلگرام یک ابزار پیام رسان است. یعنی فقط یک ابزار برای پیام دادن به دوستان (آن هم نه همیشه، زمان‌هایی که باید پیام بدید!)- به این نتیجه برسید که شما نمی تونید از یک ابزار پیام رسان کل درس زندگی‌تان را بیاموزید! اگر اینطور بود، حتما دانشگاه‌ها هم باید به تلگرام منتقل می‌شدند. بنابراین در ۹۰ درصد مواقع، ده‌ها کانال تلگرامی که در آن عضو شده‌اید به جز اتلاف وقت برای شما سودی نخواهند داشت.- گروه‌های تلگرامی، بهترین وسیله برای اتلاف وقت شما هستند. توجه ویژه‌ای روی این موضوع داشته باشید چون گروه‌های تلگرامی توجه ویژه‌ای به زمان شما دارند!و در آخر:- این تصمیم شماست که وقتتون رو چگونه صرف کنید. زمان می‌تواند در هر جایی هدر رود، اما برای ما ایرانی‌ها چه چیزی بهتر از تلگرام و اینستاگرام می‌تواند وقت‌مان را هدر دهد؟- این متن در مخالفت با محتوای زرد (هرز) بود که وقت ما رو تلف می‌کنند نه خودِ تلگرام، اینستاگرام و ...- هیچ چیزی ارزشمندتر از جلوگیری از اتلاف وقت شما نیست. بنابراین برای ترک کانال‌ها و گروه‌های تلگرامی با خودتان تعارف نداشته باشید و از خودتان خجالت نکشید، حتی اگر آن کانال، کانال ما (کانال مهمه) باشد!</description>
                <category>میلاد</category>
                <author>میلاد</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jan 2018 10:48:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>