<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محسن</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohsen</link>
        <description>با دوتا دست هندونه های زیادی برداشتم. به مدیریت پروژه علاقه دارم و سعی میکنم هرروز بخندم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 22:00:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/50/avatar/m08yUx.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محسن</title>
            <link>https://virgool.io/@mohsen</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سوالاتی که در مصاحبه مدیریت محصول می‌شنوید - قسمت یک</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsen/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-vz9alxhitwre</link>
                <description>سوالاتی که در مصاحبه مدیریت محصول می‌شنوید - قسمت یک تو قسمت قبل براتون از مهارت‌های نرم و سوالاتی نوشتم که توی فرآیند مصاحبه مدیریت محصول ازتون پرسیده میشه. تو این مقاله، میخوایم به جواب اون سوالات بپردازیم، پس بدون اضافه گویی، سوالات مصاحبه مدیریت محصول رو لیست میکنم و به جواب تک تکشون میرسیم.ازتون میپرسن که: مدیر محصول چیکار میکنه؟ تعریف این شغل چیه؟متاسفانه یا خوشبختانه، مدیریت محصول تو ایران از دیدهای متفاوتی بهش نگاه میشه و یه تعریف ثابت نداره، ولی بهترین تعریفی که هم استاندارد باشه و هم با اکوسیستم ایران تطابق داشته باشه اینه:مدیر محصول، وظیفه مدیریت فرآیندهای تولید یک محصول، ساخت اون به بهترین شکل و ارائه اون محصول به مخاطب درست رو به بهترین نحو و در بهترین زمان بر عهده داره.در واقع، مدیر محصول پدر یه محصوله و باید مطمئن شه بچه‌اش به بهترین شکل آماده ورود به اجتماع میشه.توی مصاحبه ازتون سوال میپرسن که: زمان خلق یه فیچر، روند مدیر محصول برای پیاده سازیش چیه؟زمانی که یه فیچر جدید میخواد به محصول اضافه بشه، باید بر اساس یه یوزر استوری یا داستان کاربر تهیه شده باشه. به زبون ساده، یوزر استوری همون نیاز کاربر هست که میگه چرا باید این فیچر تولید شه، به چه شکل تولید شه و .. . در نتیجه، اون یوزر استوری حتما باید وجود داشته باشه. مطابق یوزر استوری یک فیچر، اولویتش و سختی‌های زمانی و فنی که برای تیم فنی میبره، باید بهش یوزر استوری پوینت داده شه. مطابق یوزر استوری پوینت، باید توی اسپرینتی که براش مناسب هست جا داده شه و در نهایت پیاده سازی شه. در حین، قبل و بعد از پیاده سازی، باید توسط تیم دیزاین تست‌های کاربردپذیری مناسبی روش انجام شه که به بهترین جواب برسیم.روندی که براتون گفتم، روندی هست که امتحان خودش رو پس داده و و شما هم می‌تونید در پاسخ به سوال «روند پیاده سازی فیچر» توی مصاحبه به عنوان مدیر محصول این جواب رو بدید. ولی ممکنه اتفاقات دیگه‌ای هم بیفته، مثلا یه فیچر وسط یه اسپرینت از تیم توسعه و سهامدارها میرسه و اصرار بر این وجود داره که تو همون اسپرینت قرار بگیره و توسعه پیدا کنه. تو این مواقع راه حل چیه؟ جلوتر بهش میرسیم.ازتون میپرسن که: روند خلق یوزر استوری‌ها و اپیک‌ها از دید شما به عنوان مدیر محصول چیه؟هر محصولی برای توسعه، یه نقشه راه داره. در کنار اون نقشه راه که بهش Product roadmap میگیم، یه سند آینده و چشم انداز محصول هم وجود داره که بر اساس نظرات سهامداران محصول تهیه شده که بهش product vision میگیم.این دو تا سند، قراره تعریف کامل محصول رو به ما بگن و به مدیر محصول بفهمونن که مدیر چه محصولیه! با دیتایی که این دوتا سند به ما میدن، ما می‌تونیم متوجه بشیم مشکلاتی که محصول قراره برای کاربر حل کنه چیه و یوزر استوری‌ها رو تدوین کنیم. برای راستی آزمایی یوزر استوری‌ها، میتونیم با مشتری‌ها مصاحبه کنیم و از دیتایی که به هر شکلی وجود داره استفاده کنیم؛ اعم از فیدبک‌ها و .. . در نهایت هم، یوزر استوری‌ها رو بر اساس یوزر استوری پوینت در اپیک‌ها جا میدیم و تمام!ازتون میپرسن که: با چه شیوه‌ای اسپرینت رو اولویت بندی میکنین؟در حقیقت برای این سوال، جواب مشخص و جامعی وجود نداره. تو اولویت بندی سه فاکتور هست که شما به عنوان مدیر محصول باید بهشون توجه کنین (و البته توی مصاحبه هم این‌ها رو بیان کنین):نظرات سهامداراننیاز کاربرمنابعجنس محصول و اینکه b2b ، b2c یا b2g باشه خیلی تو جواب این سوال تاثیر داره. در واقع، برای اولویت بندی، شما باید همیشه به هر سه تا فاکتور توجه کنین. حالا ممکنه با توجه به شرایط، وزن توجه شما هم کم و زیاد شه. ولی همیشه و در هر شرایطی، هر سه این‌ها مهم هستن و باید بهشون توجه شه.ازتون میپرسن که: تجربه‌تون رو در استفاده از کانبان یا اسکرام بگین.راجع‌به نیچه یه حکایتی وجود داره؛ یه روزی نیچه طی یه جریانی شروع میکنه به داد زدن و میگه: خدا مرده! ما خدا رو کشتیم! حالا ما کاری نداریم که چرا این اتفاق افتاده و چجوری به این نتیجه رسیده، ولی بیاین با خودمون صادق باشیم. کانبان مرده! ما کانبان رو کشتیم!من برای نگارش این مقاله، تعداد زیادی مصاحبه با چندین شرکت به عنوان مدیر محصول انجام دادم و یک درصد از اون شرکت‌ها، معتقد به استفاده از کانبان بودن و بقیه روی اسکرام سوار بودن.با همه این تفاسیر، میشه نتیجه گرفت که تمرکز رو اسکرام نتایج خیلی بهتری رو نسبت به تمرکز روی کانبان داره. این مقاله راه رو به شما نشون نمیده، ولی اگر شما هم عقیدتون مثل منه، تجربه استفاده خودتون از اسکرام رو بگین و اطلاعاتی که راجع‌به کانبان دارین رو تو پاسخ به این سوال ذکر کنین که به عنوان یه مدیر محصول، ترجیح میدین تحت چه متدی کار کنین.ازتون سوال میپرسن که: چجوری داده‌ها رو تحلیل میکنین؟چه بخوایم و چه نخوایم، این روزها تحلیل داده ، یکی از اصلی ترین مهارت‌های مدیر محصوله. خیلی از شرکت‌ها به این مورد اهمیتی نمیدن و اصلا ممکنه توی جلسه مصاحبه این سوال رو ازتون نپرسن. دلایل زیادی هم برای این کار ممکنه وجود داشته باشه؛ ممکنه که تیم دیتا داشته باشن و نیازی به این مهارت برای یه مدیر محصول نداشته باشن. یا ممکنه اصلا تحلیل دیتا براشون مهم نباشه و نخوان براش هزینه‌ای بکنن. اینا رو گفتم که بگم مهارت تحلیل دیتا بایدی نیست، ولی اگر میخواین تو این شغل پیشرفت کنین، باید این مهارتو یاد بگیرین.حالا سوال اینه که دیتا رو چجوری تحلیل میکنیم؟ابزارهای زیادی برای تحلیل دیتا و ویژوال کردنش وجود داره، از معروف‌ترین‌ها میشه به PowerBI اشاره کرد که تو خیلی از شرکت‌های ایرانی استفاده میشه. به طور خلاصه، فرآیند تحلیل دیتا یعنی اینکه رفتار کاربران در محصول track شه و بر اساس اون رفتار، محصول بهتری براش تولید شه. طبیعیه که ذهنتون بره سمت تجربه کاربری، ولی من دارم درباره دیتای فراتری صحبت میکنم که ممکنه توی هر محصولی پارامترهای خودش رو داشته باشه. در واقع به عنوان یه مدیر محصول بالقوه، جواب درست برای این توی مصاحبه اینه که: محصول باید شناخته شه، پارامترها و سنجه‌های مهم محصول از دید سهامدار و مطابق با پروداکت ویژن تهیه شه و رفتار کاربران در اون پارامترها، جمع آوری و با ابزارهای متفاوتی که وجود داره، تحلیل و بررسی شه.ازتون میپرسن که: اگه شما مدیر محصول ما بشین، ویژن محصول رو چجوری تعریف میکنین؟بالاتر راجع‌به ویژن محصول باهاتون صحبت کردم، در اکثر شرکت‌ها ویژن محصول ندارن و یا یه نسخه خیلی ابتدایی ازش توی شرکت وجود داره. در نتیجه، یکی از وظایف شما به عنوان مدیر محصول میتونه بهبود و یا تدوین این سند باشه. این سند در واقع یه بازتاب نوشتاری از توصیف سهامداران محصول، واقعیات بازار محصول و هرگونه فیدبکیه که توسط کاربران داده میشه. در واقع شما تو این سند، باید بگین که پروداکتی که به عنوان مدیر محصول روش کار میکنین چیه، چه مشکلی رو حل میکنه و مهم تر از همه، قراره به چی تکامل پیدا کنه! جواب این سوال توی جلسه مصاحبه هم همینه!برای تدوین این سند، شما باید مصاحبه‌های زیادی با افراد ذینفع داشته باشید. از سهامداران و مدیران ارشد محصول گرفته تا کاربران نهایی. در نهایت و با دیتایی که به دست میارین، میتونین به سوالات بالا جواب بدین و ویژن محصول رو تعریف کنین.ازتون میپرسن که: چقدر با متدهای تولید محصول آشنایی دارین؟ ازتون میخوان که حداقل دو متد رو توضیح بدین.این سوال، سوالیه که بیشتر تو مصاحبه‌های عنوان شغلی Technical product manager پرسیده میشه و نباید از یه product manager صرف انتظار جواب به این سوال رو داشت.ولی در کل، ما متدهای مختلفی برای تولید فنی یک محصول داریم. از ابتدایی‌ترین روش که روش آبشاری هست گرفته تا روش rup و ..توصیه من برای جواب دادن به این سوال اینه که راجع‌به انواع این فرآیندها بخونین! بخونین و یاد بگیرین و یه حداقل آشنایی نسبت بهشون داشته باشید تا بتونید با یه جواب کامل، شایستگی خودتون به عنوان یه مدیر محصول ایده‌آل رو توی همون جلسه چند دقیقه‌ای مصاحبه نشون بدین.ازتون میپرسن که: مدیر محصول چجوری به یوزراستوری‌‌ها، استوری پوینت میده؟میرسیم به سوال آخر از بخش سوالات فنی، جواب این سوال رو توی سوالات قبلی دادم و برای مرور یه بار دیگه میگم. شما باید به چند تا فاکتور برای پوینت دادن توجه کنید؛ نوع محصول، وضعیت فعلی محصول، ددلاین‌ها و منابع. با توجه به این فاکتورها، پوینتی بدید که به اصطلاح نه سیخ بسوزه نه کباب!این مقاله هم نسبت به مقاله قبلی، خیلی طولانی‌تر شد! در نتیجه، جواب سوالات مهارت‌های نرم و تجربی رو میذارم برای مقاله/مقاله‌های بعدی.تو مقاله قبلی، خیلی‌ها لطف داشتن و برام کامنت گذاشتن، تو این مقاله هم همین درخواست رو ازتون دارم و میخوام که نظرتون رو بهم بگین. قطعا شما هم توی جلسات مصاحبه مدیر محصول به این سوال‌ها جواب دادین، دوس دارم بدونم جواب شما چی بوده و با جواب‌هاتون، این مقاله رو بهتر کنم.شما میتونین قسمت قبلی رو از اینجا بخونین و بعد به جواب سوالات توی این مقاله برسین.</description>
                <category>محسن</category>
                <author>محسن</author>
                <pubDate>Sun, 02 May 2021 16:23:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوالاتی که در مصاحبه مدیریت محصول می‌شنوید - قسمت صفر</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsen/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B5%D9%81%D8%B1-wmx7wrm0xlcd</link>
                <description>مدیریت محصول.زمانی که این کلمه رو توی گوگل ترندز سرج میکنین، متوجه میشین که منابع نسبتا زیادی برای این کلمه وجود داره. از منابعی که دارن مفاهیم رو توضیح میدن تا اونایی که سعی دارن با راه‌اندازی کلاس‌ها و دوره‌های مختلف، به افراد مختلف، راجع‌به این شغل توضیح بدن.ماها توافق داریم منابع زیاده، ولی در ظاهر. چرا؟ توضیح میدم.تقریبا یکی دوماهه که فعالیتم رو توی لینکدین به صورت جدی شروع کردم و سعی میکنم توی این حوزه تولید محتوا کنم. تقریبا از همون روز اول هم با تعداد خیلی زیادی پیام مواجه شدم که آقای مدیر محصول! اصن بگو ببینم شغلت چیه! در ادامه هم ازم میپرسیدن که: من چجوری میتونم این شغل رو داشته باشم!توی این ۶-۷ سالی که تو پوزیشن‌های مختلف، اقدام به فعالیت کردم، هم در نقش مصاحبه شونده بودم و هم در نقش مصاحبه کننده. برای عنوان‌های زیادی هم این اتفاق افتاد، از مارکتینگ و طراحی گرافیک گرفته، تا مدیریت محصول و تولید محتوا.همه اینارو گفتم که بگم، میخوام تو این مقاله براتون به یکی از مهم ترین قدم‌ها برای فعالیت تو مدیریت محصول صحبت کنم. فرآیند نام آشنایی به اسم مصاحبه! تو این مقاله، قراره بگم که تو این روند منتظر چه سوالایی باشین و چه جواب هایی بدین.به طور کلی، مدیریت محصول فقط راجع‌به مفاهیم فنی نیست و یکی از معدود شغل‌هاییه که بیشتر از موارد فنی، به مهارت‌های نرم توجه میکنه. حالا اصن مهارت‌های نرم چیه؟ من نمیخوام توی تعریفم، از کلیشه‌ها استفاده کنم و بگم که آره، مثلا خوب حرف زدن تو شرکت مهارت نرمه! بیاین یکم تخصصی‌تر حرف بزنیم:شما برای مدیر محصول شدن، نیازمند چند تا مهارت نرم اصلی هستین:مدیریت بحران - مدیریت ارتباطات - رهبری - آن تایم بودن - مهارت «نه» گفتناین موارد، مهم ترین چیزایی هستن که قراره بهشون نیاز پیدا کنید و توی مصاحبه هم، ازشون زیاد سوال میشه.همونجور که گفتم، مصاحبه برای شغل مدیریت محصول، هم فنیه و هم توش سناریوهای مختلفی طرح میشه که سعی داره مغز شما رو به چالش بکشه. اول از سوال‌های فنی شروع میکنم و بعد به سوالات جالب‌تر میرسیم:ازتون میپرسن که: مدیر محصول چیکار میکنه؟ تعریف این شغل چیه؟ازتون میپرسن که: زمان خلق یه فیچر، روندتون برای پیاده سازیش چیه؟ازتون میپرسن که: روند خلق یوزر استوری‌ها و اپیک‌ها از دید شما چیه؟ازتون میپرسن که: با چه شیوه‌ای اسپرینت رو اولویت بندی میکنین؟ازتون میپرسن که: تجربه‌تون رو در استفاده از کانبان یا اسکرام بگین.ازتون میپرسن که: چجوری داده‌ها رو تحلیل میکنین؟ازتون میپرسن که: ویژن محصول رو چجوری تعریف میکنین؟ازتون میپرسن که: چقد با متدهای تولید محصول آشنایی دارین؟ ازتون میخوان که حداقل دو متد رو توضیح بدین.ازتون میپرسن که: چجوری استوری پوینت میدین به یوزر استوری‌ها؟بعد از این سوالات، نوبت میرسه به سوالاتی که به تجربه شما مربوطه(در فرضی که قبلا تایتل‌های مدیریتی داشتید):تجربه‌تون برای حل یه مشکل تو محصول که به صورت فیدبک به دست شما رسیده چیه؟ روند حلش چجوری بوده؟نحوه تعامل نرمتون با افرادی که برای پیش بردن تسک ها نیاز به حرف شنویشون دارین چجوریه؟چجوری تشخیص میدین که یه مشکل، واقعا یه مشکله؟۳۰ روز اول مدیریت محصولتون رو چجوری میگذرونین؟و در نهایت، میرسیم به سوالاتی که به مهارت های نرمتون برمیگردن:فرض کنین مدت زمان سه روز به دیپلوی فیچر جدید مونده و تیم به شدت درگیره، از طرف سهامدار بهتون یه تسک خیلی فورس محول میشه و ازتون میخواد که انجامش بدین، واکنشتون چیه؟سهامدار راجع‌به فیچر سوال قبلی به چیزی که خواسته رسیده و کاربر زمانی که فیچر رو تست کرده، نظرشون این بوده که ساختار فیچر عوض شه. در واقع شما دوتا نظر مخالف هم دارین که باید به یکیشون بپردازین، نظر سهامدار اصلی مجموعه و نظر کاربر محصول، کدوم رو اولویت قرار میدید؟بچه‌های تیم دیزاین رو وایرفریم یه محصول تاکید زیادی دارن، وایرفریمی که توسط خودشون طراحی شده، خوبی این ساختار اینه که کاربر پسنده و یوزر گیج نمیشه، ولی بدیش اینه که قیف فروش رو طولانی‌تر میکنه. سهامدار اصلی، تاکید زیادی داره رو اینکه محصول سریعتر به پول برسه. شما چجوری تیم دیزاین رو قانع میکنین که اتفاقی که باید بیفته همون راه حل سهامداره؟اول مقاله، بهتون گفتم که قراره جواب این سوالات رو هم بهتون بگم، ولی از اونجایی که این مقاله همین الان هم طولانی شده، تو قسمت بعدی به صورت اختصاصی به جواب این سوالات میپردازم.بیان کردن نظراتتون راجع به این مقاله، به شدت بهم کمک میکنه که بتونم مقاله بعدی رو بهتر بنویسم. از شما تو این فرآیند چه سوالاتی پرسیدن که اینجا دیده نشده؟راستی، اگر دوس داشته باشین، میتونین صفحه لینکدین من رو دنبال کنین. خوبیش اینه که اونجا بیشتر از هرجای دیگه ای راجب مدیریت محصول و دنیای عجیب غریبش مینویسم. </description>
                <category>محسن</category>
                <author>محسن</author>
                <pubDate>Thu, 29 Apr 2021 22:17:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینفلوئنسرهای استارتاپی ایران</title>
                <link>https://virgool.io/Productpizza/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D9%84%D9%88%D8%A6%D9%86%D8%B3%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-ibx0plieu0au</link>
                <description>لیست اینفلوئنسرهای استارتاپی ایرانبه واسطه پروداکت پیتزا، این چند وقت مطالعم راجع به دیجیتال مارکتینگ بالا رفته و تو همین مطالعات، به یه فکت جالب رسیدم. تو سال 2021، یکی از جوابگو ترین ترندها قراره اینفلوئنسرمارکتینگ باشه، تو این مقاله، به طور خیلی مختصر به معرفی 5تا از افراد/برندهای تاثیرگذار اکوسیستم استارتاپی ایران تو اینستاگرام میپردازم ولی جلوتر، قراره تو صفحه اینستاگراممون، برای معرفی تک‌تک این افراد به صورت مفصل اقدام کنیم. پنج فرد/مجموعه تاثیرگذار در حوزه مارکتینگ:عادل طالبی: 17.8k دنبال‌کنندهعلیرضا کاظم‌زاده: 27k دنبال‌کنندهرضا واعظی: 85.4k دنبال‌کنندهبهنام کشانی: 18.4k دنبال‌کنندهمجموعه دی‌ام‌برد: 38.8k دنبال‌کنندهپنج فرد/مجموعه تاثیرگذار در حوزه محتوا:احسان طریقت: 18.4k دنبال‌کنندهپارسا کاکویی: 15.6k دنبال‌کنندهمحمدرضا فهیمی: 52.2k دنبال‌کنندهمجموعه محتوا کلاب: 6324 دنبال‌کنندهفرزاد مهردادی: 10.3k دنبال‌کنندهپنج فرد/مجموعه تاثیرگذار در حوزه برند و کاربردپذیری:مجموعه پروداکت فکتوری: 15k دنبال‌کنندهمجموعه یوایکس بوک: 17.2k دنبال‌کنندهمجموعه گراف‌هیت: 28.3k دنبال‌کنندهعلیرضا طاهری: 19.6k دنبال‌کنندهادوین قاسمی: 24.4k دنبال‌کنندهپنج فرد/مجموعه تاثیرگذار در حوزه مدیریت و محصول:صدف امیدواری: 4096 دنبال‌کنندهکاوه یزدی‌فرد: 12.9k دنبال‌کنندهرضا غیابی: 12.3k دنبال‌کنندهمحسن احمدی: 3595 دنبال‌کنندهشروین مشایخ: 57.6k دنبال‌کننده</description>
                <category>محسن</category>
                <author>محسن</author>
                <pubDate>Sat, 02 Jan 2021 16:42:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما به مدیر پروژه تبدیل نمی‌شوید اگر..</title>
                <link>https://virgool.io/Productpizza/how-to-be-project-manager-dyfdgjhwoiwu</link>
                <description>امروز توی این مقاله، می‌خوایم خیلی مختصر و مفید به بررسی ویژگی‌های پایه‌ای یک  شخصیت «مدیر» بپردازیم. در واقع توی قرن ۲۱، همه ما باید مدیر پروژه باشیم  و بتونیم پروژه‌های زندگی شخصی و کاری خودمون رو مدیریت، یا به‌قول  انگلیسی‌ها هندل (handle) کنیم. ولی یه مدیر پروژه چه ویژگی‌هایی داره که  اون رو تبدیل به یه فرد کارکشته می‌کنه؟ توی این مقاله ۵تا از مهم‌ترین  ویژگی‌ها رو بررسی می‌کنیم.۱-اگر استرس روزانه زیادی رو تحمل می‌کنین:همه  ما توی ایران زندگی می‌کنیم و چه بخوایم و چه نخوایم، هرروز با حجم زیادی  از استرس مواجه میشیم. ولی با وجود همه این استرس‌ها، باید بتونیم برای  پروژه‌های کوچیک و بزرگ زندگی شخصیمون هم آماده باشیم. امکان داره در طی یک  روز کاری با بحران‌های عجیب و غریب زیادی روبرو بشیم؛ بحران‌هایی که تا  الان تجربه‌شون نکردیم و نیازمند این هستن که توی سریع‌ترین زمان ممکن حل  بشن. پس کنترل استرس برای مدیر پروژه، یه مهارت لازم و ضروریه.۲-اگر به زمان خودتون اهمیت نمیدین:اهمیت  به زمان یه فاکتور اساسی و به شدت لازم برای یک مدیر پروژه‌ست. تا به حال  براتون پیش اومده که یه قرار ملاقات داشته باشید و چند دقیقه دیرتر برسید؟  یا یه قرار کاری مهم رو فراموش کنید؟ مدیریت پروژه یه فرآیند بزرگه که پر  از مراحل و موانع متفاوته. یه مدیر پروژه تنها در صورتی می‌تونه پروژه رو  به صورت تمام و کمال به هدف اصلیش برسونه که به اصطلاح «قدر ثانیه‌ها رو هم  بدونه». شما به عنوان مدیر پروژه، حق هیچ اشتباهی رو در طی فرآیند مدیریت  پروژه ندارین و یکی از همین اشتباهات ممنوعه، فراموشی یا تاخیر توی انجام  کارهاست.۳-اگر اولویت‌بندی براتون سخته:بیاین  با هم یه سناریو رو تصور کنیم: فرض کنید یکی از سهامدارای پروژه، درست  یکماه مونده به زمان تحویل (یا همون ددلاین)، یه صبح دل انگیز از خواب پا  میشه و تلگرامتون رو پر می‌کنه از ایده‌های جدید برای محصولش. البته که این  سهامدار عزیز ازتون انتظار داره که این ایده‌ها رو توی همین ورژن اول  پیاده کنید. جواب شما چیه؟ چجوری می‌تونین بین این موارد جدید و موردهای  قبلی اولویت‌بندی انجام بدین؟ توی اولویت‌بندی به چی فکر می‌کنین؟ کاربران؟  یا ترجیحات سهامداران؟ کدوم جواب درسته؟ کدوم مدل اولویت‌بندی  منطقی‌ترینه؟ یکی از اصلی‌ترین مهارت‌های یه مدیر پروژه، اولویت‌بندی  نیازهای پروژه‌ست. شما باید یاد بگیرید که هر حرفی درست نیست، هر فیچری  به‌جا نیست و هر کاربرد مورد انتظاری منطقی نیست. باید بتونین در سریع‌ترین  زمان ممکن بک‌لاگ پروژه‌تون رو تهیه کنین و بعد به نوشتن وظایف بر اساس  اولویت‌ها بپردازید.۴-اگر برای انجام تصمیمات وابسته به بقیه افراد هستید:توی  زندگی شخصی همه‌مون پیش اومده که خیلی وقتا موقع گرفتن یه تصمیم دچار شک  شدیم. اکثر مواقع، دلیل این اتفاق وابسته بودن خودمون و قدرت تصمیم‌گیریمون  به حرف‌ها و نظرات دیگرانه. خارجیا یه اصطلاح دارن به اسم overthinking.  معنی overthinking رو می‌دونین؟ وقتی به یه مسئله بیش از حد مورد نیازش فکر  می‌کنیم، بیشتر از ظرفیتش براش وقت می‌ذاریم و ذهنمون رو درگیرش می‌کنیم،  داریم «بیش از حد فکر می‌کنیم»بخشی  از این فکرها، ناشی از وابسته بودن قدرت تصمیم‌گیری ما به افراد دیگه‌ست.  یه مدیر پروژه توانمند می‌تونه در مواقع نیاز، بدون صحبت با دیگران و فقط  با اتکا به خودش، تصمیماتی رو بگیره. این تصمیمات پروژه رو به سمت بهبود  می‌برن و در نهایت، پروژه بدون نقص به مشتری تحویل داده میشه.۵-اگر توی ارتباط برقرار کردن مهارت زیادی ندارید:بذارید  رک صحبت کنم، در طی فرآیند مدیریت پروژه، شما با افراد خیلی زیادی سر و  کله می‌زنین؛ از سهامداران اصلی پروژه گرفته تا مشتری نهایی و عوامل  اجراییش. بخاطر همینه که توانایی مدیریت صحبت‌ها، مذاکره و برقراری ارتباط  یکی از اصلی‌ترین مهارت‌های یه مدیر پروژه‌ست. شما باید بدونید که در چه  زمانی نیازمند صحبت با چه افرادی هستید و می‌تونید چجوری این صحبت رو به  بهترین شکل ممکن پیش ببرید. در نظر داشته باشید که منظور از بهترین شکل  ممکن، رسیدن شما به هدفتون از اون مکالمه‌ست. بد نیست که تا حدی هم از زبان  بدن فرد مقابلتون درس بگیرید و سعی کنید بهترین واکنش‌ها رو نشون بدید. در  واقع، یه مدیر پروژه بدون مهارتهای ارتباطی، مثل یه پرنده بدون باله!در  پایان و با توجه به همه این نکته‌ها، در نظر داشته باشید که با ایجاد و  بهبود مهارت‌های گفته شده در خودتون، قطعا می‌تونین مسیر رشد رو طی کنین و  به یه مدیر پروژه درجه یک تبدیل بشین.نظر شما چیه؟ چه مهارت‌های دیگه‌ای برای یه مدیر پروژه لازمه؟ برام کامنت بذارین.</description>
                <category>محسن</category>
                <author>محسن</author>
                <pubDate>Thu, 10 Dec 2020 16:08:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعترافات مدیریتی: 3 اتفاق که مدیر خوب را به مدیر بد تبدیل میکند.</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsen/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-3-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%AF-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-hevkaa2fdgsn</link>
                <description>مدیر بد!سلام! من محسن خانی هستم، مدیر اجرایی استودیو بازی سازی وایت ویزارد و توی این مطلب، میخوام از 3تا اتفاقی بگم که میتونن یک مدیر خوب رو، تبدیل به بدترین مدیر دنیا کنن. توی لینک زیر میتونین راجب من و مجموعه ای که مدیرش هستم بیشتر بخونین و یجورایی با یک پیش زمینه وارد این مقاله شید. https://virgool.io/@mohsen/myjungle-pzyesj9ft6oq من تو 10ماه گذشته، تیمی رو مدیریت میکردم و در انتهای این 10ماه، مجبور شدم اعضای تیم رو با افراد جدیدی جایگزین کنم. در واقع تو این مطلب، میخوام 3 موردی که باعث شده این اتفاق بیفته رو توضیح بدم. دوس دارم اول متن بگم که، من آدم کاملی نیستم و اولین تجربه جدی مدیریت رو گذروندم؛ پس دوست دارم متن رو نقد کنین و بهم نظرتون رو بگین.1- عبور از خط روابط:اگر لینکی که بالا براتون گذاشتم رو خونده باشین، متوجه میشین که من قبل از تاسیس این استودیو، مدیریت اجرایی یک استارتاپ رو به عهده داشتم. پس با تجربه تو اون استارتاپ وارد فضای مدیریت یک شرکت شدم. همونجور که حتما میدونین، روابط اعضای یک تیمِ استارتاپی با روابط اعضای یک شرکت فرق داره. من این دو مورد رو به این صورت جدا میکنم: اعضای اصلی یک استارتاپ، حقوقی دریافت نمیکنن ولی در شرکت، تمامی کارمندان حقوق ماهیانه دریافت میکنند. پس من از یک فضای دوستانه و رفاقتی وارد یک فضایی شدم که باید آخر ماه به کارمندم حقوق میدادم! همونجور که حدس میزنین، اتمسفری رو به وجود آوردم که کارمندم، تبدیل به دوست صمیمیم شد! این مورد اولین اشتباه من بود که باعث شد منِ مدیرِ خوب، تبدیل به یک مدیر بد بشم. 2- عدم توجه به تیپ شخصیتی افراد:به عنوان یک مدیر، یکی از اصلی ترین وظایف من، شناخت صحیح و کامل تیپ شخصیتی کارمندم هست. من ازین مورد غافل شدم و این اتفاق باعث شد که من از کارمندم، انتظاری داشته باشم که ذاتا نمیتونست برآورده بکنه! تیپ شخصیتی آدم ها بسیار مهمه و من به عنوان یک مدیر، نمیتونستم از کارمند درونگرام انتظار داشته باشم که تمامی مواردی که اذیتش میکنه رو رک بهم بگه! نمیتونستم از کارمندی که ذهن منطقی داشت انتظار داشته باشم که ایده پردازی کنه! متاسفانه، این مورد به شدت به من و تیمم ضربه زد و متوجه شدم که تیپ شخصیتی چقدر میتونه مهم باشه. 3- برخوردِ غیرضروریِ نرم:همونجور که اشاره کردم، من از مدیریت یک تیم استارتاپی وارد مدیریت یک شرکت شدم. در استارتاپ ها، طبیعتا برخورد ها در مواقعی که اشتباهی از سوی کسی رخ میده نرم و رفاقتیه! من هم در ابتدا تصمیم گرفتم همین شیوه رو توی شرکتم پیاده کنم و اصلا متوجه نبودم که اگر ازونور بوم بیفتم، باعث میشه نیروی کاریم هیچ تبعیتی حتی برای انجام دادن وظیفش از من نداشته باشه! این اتفاق دوتا دلیل داشت. اولین دلیل مورد اول همین مقالست، و دومین دلیل، برخورد نرمِ من در جاهایی بود که جا داشت برخورد شدیدتری کنم. در واقع من ازونور بوم افتادم و نتونستم کاریزمای کافی رو در خودم، برای مدیریت ایجاد کنم.خیلی ممنونم ازینکه چشماتون رو گذاشتین و این چندخط رو خوندین. به شدت دوست دارم من و این نوشته رو نقد کنین و نظرتون رو بهم بگین. همونجور که اول متن گفتم، قطعا من هم پر از ایرادم و دوست دارم بتونم با شنیدن نظراتی، ایراداتم رو بهبود بدم. جلوتر، بیشتر از مدیریت مینویسم و قول میدم که روز به روز بهتر شم. </description>
                <category>محسن</category>
                <author>محسن</author>
                <pubDate>Sun, 02 Feb 2020 21:05:38 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>