<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محسن سلیمی فرد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohsen.salimifard</link>
        <description>من که بخش بزرگی از زندگیم رو تا امروز صرف مطالعه، تحقیق و توسعه خودم و تکنولوژی کردم، می خوام از بین مردم دنیا عده ای رو با خودم همراه کنمو باهم دنیای بهتری بسازیم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 08:16:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/756707/avatar/KsrtSM.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محسن سلیمی فرد</title>
            <link>https://virgool.io/@mohsen.salimifard</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کشاورزی جمعی یا استفاده از سرمایه گذاری جمعی در صنعت کشاورزی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsen.salimifard/%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-ogfczfamskha</link>
                <description>مقاله زیر یک مقاله بازبینی مفهومی جدید به نام کشاورزی جمعی، Crowd Farming  است، این سیستم در تلاش است تا با کاهش یا حذف بخشی از زنجیره تامین محصولات کشاورزی ، علاوه بر کاستن از رد پای تولید کربن در فرایند های مختلف زنجیره ارزش و تامین محصولات کشاورزی ، سهم بیشتری از ارزش ایجاد شده را به کشاورزان برساند و با تحقق این بخش، انتظارات بیشتری از کشاورزان و باغداران در راستای تولید مسئولانه تر و با نگاهی عمیق تر به حفظ منابع ارزشمند محیط زیستی داشته باشد. در ادامه این مقاله که برگردان فارسی چندین محتوا با موضوعیت Crowd Farming  است، با این مفهوم و نوآوری های آن بیشتر آشنا می شوید و در پایان با سوالات من در خصوص شیوه پیاده سازی و الگوی مناسب برای بهره مندی از این ترند رو به رشد مواجه خواهید شد.برگرفته از وب گاه Crowdfarming.comآیا می دانید غذایی که می خورید از کجا می آید؟ چگونه کشت می شود؟ کجا بوده است؟ اکنون می توانید از محصولات تازه مستقیم و بدون واسطه از کشاورز لذت ببرید و در عین حال تأثیر اجتماعی و زیست محیطی مثبتی ایجاد کنید.وقتی درخت یا مزرعه‌ای را به قیومیت می‌پذیرید، به کشاورز اجازه می‌دهید تا محصولی را رشد دهد و بداند که کسی آن را مصرف خواهد کرد، و همچنین تولید با اطلاع از قیمت فروش نهایی آن رخ می دهد. این به آنها کمک می کند تا شرایط را در محیط های روستایی بهبود بخشند و شما می توانید از محصولات تازه برداشت شده و مستقیماً از مزرعه لذت ببرید.با خرید مستقیم یک جعبه محصولات فصلی از کشاورز به آنها اجازه می‌دهید تا قیمت مناسبی برای برداشت خود داشته باشند و به کاهش ردپای کربن ناشی از حمل و نقل غیرضروری بین واسطه‌ها کمک کنید. همچنین با منشاء دقیق و روش های کشت غذای خود آشنا می شوید.در سراسر جهان، کشاورزان با دامپینگ قیمت ( کاهش قیمت شدید برای کنترل بخشی از بازار و حذف حلقه های ضعیف زنجیره ارزش)توسط عمده فروشان، با استانداردهای سخت و امنیت برنامه ریزی پایین مبارزه می کنند. دامنه خلاقیت در کار محدود است. کمیت به جای کیفیت قانون است. هرکسی که از این شرایط به اندازه کافی دلزده شده و می‌خواهد آزادی بیشتری از نظر روش‌های کشت، قیمت‌گذاری و انتخاب محصول داشته باشد، می‌تواند از کشاورزی جمعی Crowd Farming استفاده کند.کشاورزی جمعی، تلاشی برای بازگرداندن قدرت بیشتر به دست کشاورزان است. این پلتفرم این امکان را برای مزارع فراهم می‌سازد تا درخت، سهمی از حیوان یا بخشی از مزرعه را که سرپرستی آن (قیومیت) توسط مصرف‌کنندگان پذیرفته شده است، پرورش دهند. آنها بهای تعیین شده توسط مزرعه را می پردازند و در ازای آن برداشت درخت، محصولات حیوانی یا میوه ها را از مزرعه “خود” دریافت می کنند.برگرفته از وب سایت crowdfarming.comهدف ایجاد ارتباط مستقیم و شفاف بین تولیدکنندگان و مصرف کنندگان با قطع زنجیره تامین است. این نه تنها با قیمت های پایین و عدم قدردانی از اقدامات کشاورز مقابله می کند، بلکه از تولید بیش از حد و هدر رفتن مواد غذایی نیز جلوگیری می کند، زیرا فقط آنچه قبلاً فروخته شده است تولید و برداشت می شود.کشاورزی جمعی برای چه کسانی خوب است؟کشاورزی جمعی برای کشاورزانی مناسب است که نسبت به محیط زیست، تنوع زیستی و اکوسیستم کشاورزی به طور کلی مسئولیت و آگاهی نشان داده یا می خواهند چنین باشند. در این سیستم گواهینامه های ارگانیک گران قیمت اجباری نیست. برای فعالیت در این پلت فرم فقط لازم است ثابت کنید ازهیچ علف کش یا آفت کش شیمیایی استفاده نشده است. هیچ الزام سخت دیگری وجود ندارد. نه به اندازه معین مزرعه و نه حداقل مقدار تولید نیاز است. علاوه بر آگاهی زیست محیطی صحیح ، استانداردهای اخلاقی صحیح در مدیریت مزرعه و گشودگی نسبت به خواسته های مشتریان از ارکان حمایتی این مفهوم است.اگر مشتری یک واحد تولیدی، به عنوان مثال یک درخت سیب را بپذیرد، نامی برای آن می گذارد. سپس مزرعه دار یک برچسب نام را روی درخت قرار می دهد و سالی یک بار عکس ″فرزندخوانده″ را در سایت خود آپلود می کند. به این ترتیب مشتری که اکنون کشاورز است، همیشه می تواند رشد درخت را دنبال کند که باعث تقویت و تحکیم رابطه بین او و تولید کننده می شود.مفهوم Crowd farming بواسطه ارتباطات، باز بودن و شفافیت نسبت به مصرف کنندگان رشد می کند. اطلاعات منظم در مورد فرآیندهای مزرعه و به ویژه واحد تولید پذیرفته شده مهم است. علاوه بر این، کشاورزان با بازدید مالکان جدید موافقت می کنند.در کشاورزی جمعی کیفیت مهم است نه کمیت .مزایای Crowd farming واضح است، ما برای توده‌ای از مشتریان ناشناس تولید نمی‌کنیم، بلکه برای افرادی که از قبل تصمیم گرفته‌اند از مزرعه‌داری خوب با قیمتی واقعی حمایت کنند، تولید می کنیم. بنابراین مزرعه دارای امنیت برنامه ریزی است و می توان مطمئن بود که کار آن بیهوده نبوده است. زنجیره تامین کوتاه، هزینه ها و تلاش های بخش فروش را کاهش می دهد و منابع مالی و زمان مورد نیاز برای این کار را کاهش می دهد. کشاورزان می‌توانند با الگو های کشت بهتر، گونه‌ها، و مراقبت‌های بیشتر به نفع کیفیت محصولات و زندگی خود برخورد کنند.ایده کشاورزی جمعی از اسپانیا در سال ۲۰۱۷سرچشمه گرفت و به سرعت فراتر از مرزهای این کشور در سراسر اروپا گسترش یافت. تقاضا ها تا برآورده شدن فاصله زیادی دارد. درخواست‌های کشاورزان جدید بسیار فراتر از عرضه ( فروش سیستم) است.ماموریت Crowd Farming، مستقر در اسپانیا، دموکراتیک کردن زنجیره تامین مواد غذایی از طریق امکان فروش مستقیم از تولیدکنندگان به مصرف‌کنندگان است: تعداد فزاینده‌ای از مصرف‌کنندگان به دنبال خرید مستقیم غذای خود از تولیدکنندگان هستند، و در عین حال تولیدکنندگان به دنبال کانال های فروش بدون واسطه هستند. این یک ترند جدید نیست، این یک انقلاب به شدت مورد نیاز در ناکارآمدترین زنجیره تامین جهان است. گونزالو ارکولو، کشاورز و یکی از بنیان‌گذاران Crowd Farming، توضیح می‌دهد که Crowd Farming یک فروشگاه یک‌جا است که به کشاورزان ابزارهای مورد نیاز برای ایجاد کانال فروش مستقیم محصولات خود را ارائه می‌دهد.وب سایت Crowdfarming  خدمات لجستیک، خدمات پشتیبانی مشتری، بسته بندی و بازاریابی را به کشاورزان ارائه می دهد. اختراع یک سیستم قیومیت، که مصرف‌کننده را قادر می‌سازد تا با تأمین مالی یک درخت و دریافت محصول در ازای آن، فعالانه به کشاورزی پایدار کمک کند، و ثابت کرده است که یک تغییر دهنده بازی بزرگ، در ایجاد روابط بین تولیدکننده و مصرف‌کننده و مبارزه با تولید ضایعات مواد غذایی است. این شرکت در حال ایجاد تغییری در مسیر صنعت، «کشاورز به مصرف کننده» است و با حدود ۲۰۰ کشاورز که محصولات خود را به ۳۵۰۰۰۰ مصرف کننده نهایی در سراسر اروپا می فروشند، به رهبر بازار تبدیل شده است.این مقاله را با ترجمه بخش هایی از یک مطالعه موردی از وبگاه techdetector.de به قلم آقای الکس ترنر (Alex Turner) و بیان دیدگاه های او ادامه می دهیم.تغذیه به عامل اصلی مرگ و میر و بیماری در جهان تبدیل شده است و هر دو انتهای مقیاس را تحت تأثیر قرار می دهد: ۸۲۰ میلیون نفر دچار سوء تغذیه هستند، در حالی که ۱٫۹ میلیارد بزرگسال دارای اضافه وزن هستند. بسیاری به دنبال راه‌حل‌هایی از سمت فناوری های کشاورزی هستند. بنابراین کشاورزی جمعی چه چیزی را می تواند سر میز بیاورد؟ملاحظات کلیدی : فشار بر صنایع غذایی کشاورزیکشاورزی و صنایع غذایی در سه چالش کلیدی برای آینده همگرا هستند: جمعیت و رشد جمعیت، تغییرات آب و هوا، و کمبود منابع طبیعی.جمعیت جهان از سه میلیارد در سال ۱۹۵۸به ۷٫۷میلیارد نفر افزایش یافته است. پیش بینی می شود تا سال ۲۰۵۰به ۹٫۷میلیارد برسد و سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) پیش بینی کرده است که کشاورزان برای تامین تقاضا باید ۷۰درصد غذای بیشتری تولید کنند. در حال حاضر، ۵۰درصد از زمین های زیر پوشش گیاهی جهان برای کشاورزی استفاده می شود و صرفاً استفاده از زمین های بیشتر راه حل نیست. در همین حال، سهم کشاورزی از تولید ناخالص داخلی جهانی به تنها سه درصد کاهش یافته است، یعنی یک سوم سهم آن در چند دهه پیش.به این موارد، چالش های خاص صنعت کشاورزی و غذایی، مربوط به تفاوت در قیمت کالاها، دسترسی به اطلاعات، منابع مالی و بازارها را اضافه کنید، و روشن می شود که ایجاد یک زنجیره تامین مواد غذایی پایدارتر برای صنعت کشاورزی و غذایی و یک صنعت پایداربرای آینده حیاتی است.اقتصاد اشتراکی به صنایع غذایی می رسد.صنعت کشاورزی و مواد غذایی در حال حاضر عظیم است و ارزش آن حداقل ۸تریلیون دلار برآورد شده است. در سال‌های اخیر، استارت‌آپ‌ها با ایجاد پلتفرم‌های دیجیتال برای دسترسی کشاورزان به سرمایه‌های جمعی و همچنین امکان خرید مستقیم از کشاورزان و تامین‌کنندگان، به دنبال این بوده‌اند که این شکاف را پر کنند. پلتفرم‌های سرمایه‌گذاری جمعی، کشاورزان را قادر می‌سازد تا سرمایه خود را از یک گروه یا انبوهی از سرمایه‌گذاران، اغلب با طرح‌های مشارکت در سود جذب کنند. پلتفرم هایی از این قبیل باعث می شوند کارآفرینان حوزه کشاورزی را در زمینه هایی که قبلا با چالش روبرو بودند منابع بیشتری داشته باشند.تقاضای فزاینده برای محصولات محلی، فصلی و هم راستا تر با اصول اخلاقی، با نیاز کشاورزان برای دسترسی به سرمایه و مذاکره برای قیمت‌های منصفانه‌تر همگرا شده است و موجب جلب توجه منابع اقتصاد اشتراکی شده و محرک رونق در طرح‌های کشاورزی جمعی شده است.خرید مستقیم از کشاورزان قابلیت ردیابی و شفافیت را فراهم می کند و با ایجاد و محافظت از مشاغل در بخش کشاورزی، ایجاد کارآفرینان کشاورزی جدید و تضمین قیمت گذاری عادلانه تر برای کشاورزان، تأثیر اجتماعی و زیست محیطی مثبتی ایجاد می کند.کشاورزی جمعی از طریق یک بازار دیجیتال تسهیل می شود که از طریق برنامه های تلفن همراه، سفارش آنلاین و پلت فرم های عمده فروشی فعال می شود. برای تبدیل شدن به یک کشاورز جمعی، یک مصرف کننده از طریق یک وب سایت یا برنامه به پلتفرم دسترسی پیدا می کند، کالای مورد علاقه خود را انتخاب می کند و مقداری را که می خواهد دریافت کند را مشخص می کند. هنگامی که فصل برداشت فرا می رسد، مصرف کننده محصول را مستقیماً درب منزل تحویل می گیرد.هنگامی که این صنعت با پلتفرم‌های مبتنی بر بلاک چین ترکیب می‌شوند، برنامه‌هایی مانند «قراردادهای هوشمند(Smart Contracts)» و « گواهی‌های بلاک چین(Blockchain Certificates)» می‌توانند از قابلیت ردیابی برای فرآیندهای مزرعه به مصرف‌کننده اطمینان حاصل کنند و در نتیجه اطلاعات دقیقی در مورد منشأ و پردازش مواد غذایی ارائه دهند. علاوه بر این، وقتی این پلتفرم‌ها با یادگیری ماشینی (Machine Learning) همراه می‌شوند، این بازارهای نوظهور می‌توانند خرید بعدی را که مصرف‌کنندگان احتمالاً انجام خواهند داد، پیش‌بینی کنند، بنابراین در تصمیم‌گیری های آینده از دیدگاه کشاورز کمک می‌کنند.کاربرد فناوری های بلاک چین در کشاورزیچشم اندازهای آیندهمکانیسم‌های کشاورزی مشترک با حمایت جامعه در طول زمان چندوجهی‌تر شده‌اند. منابع در مراحل مختلف تولید به اشتراک گذاشته می شوند و انواعی از توزیع رسمی و غیررسمی و طرح های تصمیم گیری ایجاد می شوند. باز کردن فضاهای دموکراتیک همکاری مستقیم بین تولید کننده و مصرف کننده، الگویی را ایجاد می کند که می تواند به جامعه اجازه دهد تا اساساً سیستم غذایی را دوباره تصور کند. اگرچه ارتقاء سطح یک چالش باقی مانده است، کشاورزی جمعی می تواند نقش مهمی در ایجاد جوامع و مشاغل غذایی سالم، متنوع و شاد در آینده ایفا کند.این پلتفرم دیجیتال نه تنها با حذف واسطه‌ها بر کل تدارکات زنجیره تامین تأثیر می‌گذارد، بلکه تعداد مصرف‌کنندگان آگاه را افزایش می‌دهد که دسترسی منصفانه به غذاهای سالم و محلی دارند و در عین حال به مراحل تولید، فرآوری، توزیع و پس از مصرف متصل هستند.همچنین بازار را با بینش های مصرف قابل توجه تری تقویت می کنه  که می تواند سودآوری را هم برای خواربارفروش و هم برای تولیدکننده مواد غذایی بهبود بخشد و در نتیجه احتمالاً ضایعات مواد غذایی را کاهش دهد.پیشرفت‌های اخیر مانند توکن‌سازی کالاهای کشاورزی به منظور امکان تجارت آن‌ها در بلاک چین، دنیای کشاورزی جمعی را گسترده ترخواهد کرد. باید دید که آیا توکن های دارای پشتوانه کشاورزی واقعاً مسائل مربوط به نوسانات و نقدینگی را که در برنامه های پس انداز مبتنی بر پول نقد و سهام وجود دارد حل می کند یا خیر. استدلال موافق این است که این توکن‌ها در مقابل ارزهای فیات ناپایدار، به استیبل کوین‌های واقعی با پشتوانه دارایی‌های واقعی تبدیل می‌شوند. کشاورزی توکنیزه شده بدون شک فرصتی را برای کشورهای در حال توسعه فراهم می کند تا فرصت های سرمایه گذاری و صادرات بیشتری را در طیف وسیعی از صنایع کشاورزی ایجاد کنند، شمول مالی در محل را بهبود بخشد و به مردم محلی وسیله مبادله ای را ارائه دهد که در خطر کاهش ارزش نباشد.کشاورزی توکنیزه شده بدون شک فرصتی را برای کشورهای در حال توسعه فراهم می کند تا فرصت های سرمایه گذاری و صادرات بیشتری را در طیف وسیعی از صنایع کشاورزی ایجاد کنند، شمول مالی در محل را بهبود بخشد و به مردم محلی وسیله مبادله ای را ارائه دهد که در خطر کاهش ارزش نباشد.حال که با جریان تحولات این صنعت و مفاهیم و نوآوری های صورت گرفته در آن آشنا شدید، بینش های من و دلیل ارجای من به این صنعت نوظهور را مروری می کنیم.در سال های اخیر ، کاهش بارندگی ها و تغییرات اقلیمی و درنتیجه کاهش کیفیت منابع آبی در کشور از یک طرف و شور شدن خاک بعنوان اصلی ترین سرمایه ملی این ضرورت ایجاب می کند که کشاورزان با آگاهی کامل از اقدامات خود بمنظور افزایش تولید یا حفظ سطح فعلی آن ،هرچه سریعتر به سمت اقدامات و فرآیند های کشاورزی پایدار حرکت کنند.کشاورزی پیشه بخش بزرگی از مردمان ایران زمین بوده و ایران با داشتن اقلیم چهار فصل در تولید بسیاری از محصولات باغی و زراعی و گیاهان دارویی در جایگاه های برتر تولید قرار دارد. اما همواره کشاورزان بعنوان اولین حلقه زنجیره تامین محصولات از کمترین درآمد در ارزش نهایی خلق شده برخوردارند و مشکلات اخیر با افزایش بی سابقه قیمت نهاده های با کیفیت کشاورزی، هزینه های تولید آن ها را به شدت افزایش داده که از سوی دیگر درآمد آنها را کاهش می دهد.برخی محصولات انحصاری و اختصاصی ایران مانند زرشک قرمز بی دانه ، به دلایل مختلفی مورد بی مهر ی و کم مهری مصرف کنندگان و صادرکنندگان کالاهای کشاورزی قرار گرفته، در حالی که در صورت بررسی منابع علمی و فرهنگ عامه متوجه می شویم این محصول یک فرآورده استثنایی است که می تواند بعنوان یک غذا دارو نقش ویژه ای در افزایش سلامت مصرف کنندگان آن در این زمانه کاهش فعالیت های بدنی و تجمع معظلات سلامت در زندگی افراد و گروه ها داشته باشد. مشکلاتی که در بالا اشاره شد و ویژگی های سازگاری مثال زدنی زرشک در حفظ تولید پایدار و اقتصادی در چنین شرایطی، باعث شده تا توجه های بیشتری به سمت توسعه کاشت این محصول در گوشه گوشه ایران شود. در آینده ای نه چندان دور شاهد افزایش تولید این محصول خواهیم بود و این در حالی است که اگر برای فروش و صادرات آن به درستی برنامه ریزی و عمل نکنیم، مازاد تولید و نبود تقاضا سبب کاهش شدید صرفه اقتصادی برای کاشت این محصول خواهد شد و این بیش از هر گروهی به ضرر اولین و قدیمی ترین تولید کنندگان این محصول، یعنی کشاورزان خراسان جنوبی خواهد بود.با تشریح مبانی کشاورزی جمعی و سپس ارایه گوشه ای از مشکلات کشاورزی در این مرز و بوم ، می خواهم بگویم شاید این ترند جدید بتواند راه گشای برخی از این مشکلات باشد. باتوجه به محدودیت های بین المللی ایرانیان برای بهره مندی از شبکه های توزیع بین المللی، شاید نقطه شروع این فعالیت ها و بازبینی و استاندارد کردن قوانین و الگو های آن می بایست در داخل مرزهای کشور باشد.اما قطع به یقین برای برخی محصولات با ارزش، همچون زعفران یا برخی خشکبار پر مصرف و آشنا مانند پسته می توان با ایجاد زیرساخت هایی مطمئن هم اکنون نیز از مزایای این موج جدید عرصه فناوری و کشاورزی بهره برد.استفاده از فناوری های بلاک چین و ارزش گذاری دارایی ها و تولیدات کشاورزی و فراهم نمودن امکان تبادل کالا ها فارغ از دغدغه های انتقالات ارزی، شاید یکی از ضروری ترین اقدامات و پیش نیاز توسعه این سیستم باشد. اینجا است که از شما خواننده آگاه و مسئولیت پذیر تقاضا دارم ، پاسخ گوی سوالات زیر باشید:۱- تاکنون کاربرد چه مدل هایی شبیه به الگوی کشاورزی جمعی را در حوزه کدام دسته از تولیدات کشاورزی ایران و در چه حوزه جغرافیایی مشاهده کرده اید؟۲- آیا پلتفرمی که در این زمینه فعالیت کند را می شناسید و تجربه ای از همکاری با آنها دارید؟۳- آیا از کاربرد فناوری های بلاک چین در تسهیل مبادلات تجاری در هر صنعتی در داخل کشور آگاه هستید یا نمونه های آن را مشاهده کرده اید؟۴- به نظر شما بهترین الگو برای بهره مندی از مزایای این ترند رو به رشد فناوری کشاورزی چیست؟ممنون از اینکه تا این بخش از مقاله با من همراه بودید و امیدوارم این مقاله ارزش زمانی که برای خواندن آن صرف کرده اید را داشته باشد. نظرات شما زیر این پست می تواند پل ارتباطی بین ما باشد تا آینده ای سبزتر و پایدار تر برای فردا رقم زنیم.نسخه کامل تر این مقاله در وب سایت من ،ایساپارس  با عنوان ″ Crowd farming یا crowd funding در صنعت کشاورزی″در دسترس است، همچنین با مراجعه به وب سایت ایساپارس می توانید دیگر مقاله های من را بخوانید و درصورتی که نتیجه گرفتید می توانید در این مسیر با من همراه شوید، با من تماس بگیرید.</description>
                <category>محسن سلیمی فرد</category>
                <author>محسن سلیمی فرد</author>
                <pubDate>Tue, 07 Dec 2021 01:12:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت جایگاه پادشاهی نیست.</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsen.salimifard/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qftxyfc62jod</link>
                <description>پنج اشتباهی که مدیران خوب نباید مرتکب شوند.این بار می خواهم حکایتی مدیریتی رو برای شما بازگو کنم. این گفته ها برداشت های شخصی من از کتابی کوتاه اما تاثیرگذار درباره مدیریت هست. ترجمه فارسی این کتاب با نام «انگیزه» توسط «نشر نوین» ترجمه شده و کتابی است که با یک روایت داستان گونه شروع می شود و در قالب این داستان از اشتباهات مهلک مدیریتی که می تواند یک کسب و کار رو در سکون نگه داره و یا با پرهیز از آنها موجب تعالی آن شرکت بشود روایت می کند.من مطالعه این کتاب رو در دورانی آغاز کردم که هفته دوم ابتلا به کرونا می گذراندم و همسرم بعد از من و در هفته اول و سخت بیماری بود. روزهای نفرت بار، پر از درد و خستگی و بیتابی،  اما روایت جذاب و داستان گونه این کتاب و توصیه نویسنده در پشت کتاب من رو به خوندن این کتاب تا انتها ترغیب کرد.دراین دوره دو هفته ای سخت و دردناک کتاب های صوتی متعددی را گوش دادم، اما روایت این کتاب بخاطر پیام موجز اون بسیار برام جالب بود. یک سال و چند ماه پیش که مدیریت داخلی یک شرکت نسبتا پرکار رو قبول کردم و بعد از خروج از این مجموعه و تجربه یک ساله ای که داشتم و نقشی که به نظر خودم  نتوانستم بخوبی ایفا کنم برای من جالب و واجب بود که بیشتر با مفاهیم مدیریت و اشتباهات رایج مدیریتی آشنا بشوم تا در تجربیات بعدی، نقش خودم رو بهتر و موثر تر ایفا کنم.مقاله ای که در ادامه خواهید خواند و اقدام برای خلاصه کردن نکات آموزنده این کتاب، از دو جهت برای من اهمیت دارد. اول تشکر از نویسنده و ناشر کتاب که در یک مجموعه کوتاه و خلاصه از این اشتباهات مهلک مدیریتی یاد کردند و دوم بازخوانی ، یادآوری مطالب ، درک عمیق تر و سعی در انتقال این مفاهیم به علاقمندانی که وقت خواهند گذاشت و این مقاله رو مطالعه خواهند کرد.صد البته که من خواندن کامل متن کتاب رو پیشنهاد میدهم. برای این کار حدود 6 تا 7ساعت زمان نیاز خواهید داشت، اما برای خواندن این مقاله و متعهد شدن به خواندن کتاب حدود 20 دقیقه از زمان خودتان را باید به خواندن اختصاص بدهید. درک این مقاله و اگر من موفق بشوم شما رو به خواندن کامل کتاب ترغیب کنم، می تواند تأثیر قابل توجهی در زندگی شما و اطرافیان شما بگذارد، چه بعنوان یک کارمند یا یک مدیر. بیشتر از این شما رو معطل نمی کنم، برویم سراغ خلاصه کتاب.این کتاب رومی تونید از نشر نوین تهیه کنید.در جریان این کتاب انگیزه های افراد برای مدیریت تشریح می شود . بر خلاف تصور عمومی که مدیریت رو صرفا یک جایگاه برتر و محلی برای اعمال نظر ، قدرت و شاید تحکم و بهره مندی از مزایا بدانند، مدیریت مرحله ای از دوران کاری هست که فرد باید تصمیمات سخت بگیره، کارهای خسته کننده و چالش برانگیز رو انجام بده و مهم تر از هرچیزی مسئولیت پذیری بالایی داشته باشد. به عبارت دیگه مدیریت پادشاهی و محل دستور دادن نیست.این کتاب دو انگیزه اصلی برای رهبری رو تشریح می کند. نوع اول رهبری پاداش محور هست.در این مدل رهبر یا مدیر این جایگاه را ثمره سخت کوشی و سال ها تجربه و زحمات خودش می داند و بنابراین هر اقدام و فعالیتی که این تجربه را لذت بخش کند حق خود می داند و اقداماتی که از نظر او کم اهمیت ، بی اهمیت، اقدامات ناخوشایند و دشوار است را به دیگران می سپارد.اما نوع دوم، رهبری مسئولیت محور هست. در این اعتقاد، فرد این جایگاه را یک مسئولیت می داند و بر اساس آن، تجربه مدیر بودن رو سخت و چالش برانگیز می داندکه قطعا در این مسیر عناصر رضایت شخصی هم وجود خواهد داشت.این دو الگو در اغلب مدیران بصورت همزمان وجود دارد و یکی از این دو الگو بر شخصیت فرد غلبه می کند. یک مدیر مسئولیت محور همیشه فراتر از انتظارات عمل می کند اما مدیر پاداش محور در برآورده کردن انتظارات شکست می خورد.اما انگیزه مدیر چگونه بر رفتار سازمان اثر می گذارد. انگیزه بر رفتار فرد تاثیر می گذارد، فرد پاداش محور در موقعیت های سخت مسئولیتی را که بر عهده دارد به انجام نمی رساند یا اگر احساس کند کاری بی اهمیت است از انجام آن سرباز می زند. برای یک فرد مسئولیت محور ، مدیر شدن به معنی شروع روزهای سخت اما شیرینی است که می تواند با همراه کردن دیگر افراد سازمان به خلق نتایج شگفت انگیز بیانجامد.تصور کنید یک مدیر، جایگاه خود را یک شهربازی برای تخلیه هیجانات خود بداند، چه فرصت هایی را به باد خواهد داد. اگر مدیری مشکلاتی را که از نظر او هیجان انگیز نیست نادیده بگیرد و از موقعیت هایی که برای آنها شهرت و افتخار به ارمغان نیاورد امتناع کند، این الگو های رفتاری بر کارمندان و معاونان مسئولیت محور زیر دست او نیز کم کم تاثیر خود را می گذارد.در سوی دیگر مدیری را تصور کنید که معتقد است انجام کم اهمیت ترین و سخت ترین فعالیت ها وظیفه خودش است. این مدیر سخنرانی کردن و در مرکز توجه بودن را بخش بسیار کوچکی از شغل خود می داند و اصلاح مسیر سازمان به مسیر درست را وظیفه خود می داند.شروع این کتاب با ارائه گفتگویی بین دو مدیر رده بالای شرکت های معظمی است که یکی در موقعیت خود به موفقیت های قابل توجهی رسیده و سهم قابل توجهی از بازار هدف را در اختیار دارد و دیگری که بعد از سالها تلاش و رشد تدریجی اکنون به مدیریت ارشد رسیده احساس می کند سهم بازار آنها در حال کاهش است ، شغل او دیگر برایش جذابیت ندارد و شرکت او در دستیابی به نتایج درخشان و قابل توجه از مسیر بازمانده. این دو شرکت خدمات مشابهی را در دو بخش جغرافیایی غیر هم پوشان بازار ارایه می دهند و رقابت با شرکت بزرگی که برای هردوی آنها تهدید محسوب می شود حکایت شکل گیری داستان کتاب است.  این داستان جذاب کمک می کند تا در نتیجه گیری بخش انتهایی کتاب بتوانید ۵ اشتباه رایج مدیران را بخوبی درک کنید.در ادامه به شرح هریک از این اشتباهات می پردازیم.1. ایجاد تیم مدیریتخیلی از مدیران اهمیت کمی به ساخت تیم اجراییشان می دهند، به همین دلیل در کمال تعجب این مسئولیت را به شخصی دیگر( مدیر منابع انسانی) واگذار می کنند. اگر اعضای تیم مدیریت باورنداشته باشند که مدیر، تیم سازی را یکی از مهم ترین وظایفش می داند، آنها هیچ چیز را جدی نخواهند گرفت.چند دلیل برای این تفویض مسئولیت وجود دارد، اولا اینکه این مدیران تیم سازی را در موفقیت سازمان موثر نمی دانند، چراکه آنها هنوز باور دارند مسائل تکنیکی از جمله امور مالی و استراتژی یا بازاریابی مفاهیم مهم تری هستند. پس امور تکنیکی را خود بر عهده می گیرند و امور کم اهمیت را به دیگری می سپارند.دلیل دیگر اینکه تیم سازی موثر همیشه در برگیرنده گفت گو های احساسی و ناراحت کننده است. بسیاری از این مدیران وقتی چنین گفتگوی ناخوش آیندی پیش می آید امیدوارند همکار یا مشاور داخلی این شرایط را مدیریت کند.در بد ترین سناریو برخی مدیران اصلا تیم سازی را بیخیال می شوند و آن را کاری احساسی و بی ربط به اصول اولیه و سود و زیان شرکت می دانند. بر خلاف نظر این گروه، تیم سازی کارآمد باعث موفقیت در امور بازاریابی ، مالی، راهبردی و همه ابعاد تکنیکی می شود.2. مدیریت کارمندان ( واداشتان آنها به مدیریت خودشان)بسیاری از مدیران، بخصوص آنها که جایگاه بالاتری در سازمان برخوردارند، علاقه ای به مدیریت فردی کارکنان اجرایی خود ندارند. بسیاری از این مدیران به گونه ای تربیت شده اند که مدیریت را بعنوان مجموعه ای از فعالیت های بروکراتیک و بسیار منسجم در راستای تعین اهداف دقیق، بررسی کردن عملکرد ها و تعیین پاداش می دانند.مدیریت کردن افراد به این معنی است که به آنها در تعیین و تنظیم مسیر کلی اقداماتشان کمک کنید، در عین حال آنها نیز از هماهنگی و قابل درک بودن مسیر برای همکارانشان اطمینان حاصل کنند و همواره از راه های شناخت موانع و مشکلات احتمالی به اندازه کافی مطلع باشند.همچنین مدیریت افراد به معنای تعلیم مدیران به ارتقای رفتاری خودشان نیز هست که احتمال موفقیتشان را بالا می برد.«من از مدیریت ذره بینی متنفرم»  بسیاری از مدیران به این بهانه، درک بسیار ناچیزی از مدیران اجرایی خود دارند و مرتب می گویند من مدیر باتجربه استخدام کرده ام یا من به آنها اعتماد مطلق دارم، در حالی که اعتماد دلیل خوبی برای مدیریت نکردن یک فرد نیست. همچنین اگر به کارمندی برای پیدا کردن مسیر درست و پیگیری روند پیشرفتش کمک کنید، این کار مدیریت ذره بینی نیست.یک مدیر همچنین باید اطمینان حاصل کند که کارمندان یک درجه پایین تر از خودش نیز ، کارکنان تیم خودشان را مدیریت می کنند. یک مدیر پاداش محور، از اینکه می تواند کارها را به خواست و تمایل خودش انجام دهد انگیزه می گیرد، لذا این مدیران دوست دارند پادشاهی کنند، پادشاهان کمی دوست دارند مدیریت کنند.اگر برای مدیریت کردن لایه های زیر دست خود، توجیه شما این است: « من مدیر باتجربه استخدام کرده ام و به آنها اعتماد دارم، آنها نباید به مدیریت کردن من نیاز داشته باشند» لازم است ذکر کنم، مدیریت کردن کسی نه کار تنبیهی و نه نشانه بی اعتمادی است و ربطی به برتری ندارد.مدیریت عبارت است از تطبیق دادن فعالیت ها، رفتارها و دیدگاه های کارکنان با نیازهای سازمان و اطمینان یافتن از اینکه مشکلات کوچک به مشکلات بزرگ تبدیل نمی شوند.3. انجام گفتگوهای ناخوشایند و دشوارهر مدیری می داند که موقعیتی مانند یک گفتگوی ناراحت کننده یا دشوار همیشه بوجود می آید، اما بیشتر در مواقعی که یک مشکل رفتاری رخ می دهد به آن نیاز پیدا می کنیم.یکی از مسئولیت های مدیر برخورد صریح، سریع، شفاف و غیر جانبدارانه با مسائل سخت و ناخوش آیند است. اخلاقیات ناپسند اعضای تیم تا زد و بند های مخرب بینشان، مشکلات اخلاقی و برخی ضد هنجار ها از جمله این موارد هستند. هیچ مدیری نیست که در طول دوره فعالیتش از ورود به چنین موقعیت هایی اجتناب نکرده باشد،‌اما چرا اینگونه است؟حتی بسیاری از مدیران هستند که از این کار متنفرند. مدیران به این دلیل از اقدام خود داری می کنند، چراکه معتقدند این عمل عملکرد سازمان را پایین نمی آورد. همانطور که رفتار صحیح و مقبت و فراتر از انتظار باید پاداش داده شوند، با رفتارهای مخرب و غیر سازنده باید به صراحت برخورد شود.به گفته نویسنده، مدیر خوب «مسئولیت پذیری مسرت بخش» دارد، یعنی او عاشق این است که به کسانی که اشتباه می کنند کمک کند و مشتاقانه به آنها می فهماند که فقط خودشان می توانند تصمیم بگیرند و رفتار و دیدگاهشان را عوض کنند. در ادامه به آنها یادآوری می کند که اگر نتوانند رفتار خود را اصلاح کنند باید شرکت را ترک کنند.در چنین گفتگویی نه نیاز به عصبانیت هست و نه نیاز به مهربانی، بلکه این پیام ها باید با جدیت به فرد خاطی یادآوری شود.ساخت یا تغییر یک سازمان با تغییر مدیرانی آغاز می شود که برای آن سازمان کار می کنند و این منجر به تغییر رفتار در بقیه سازمان می شود. اگر مدیری در تقابل سریع با کارکنان در مسائل کوچک ناتوان باشد، این ضمانتی برای بزرگ تر شدن مشکلات است.هیچ کس دوست ندارد با بیان مطالبی در تقابل با کسی که مرتکب اشتباه شده او را ناراحت کند و بسیاری از ما از این امر گریزانیم. اما اگر یک مدیر اقدام متناسبی در چنین موقعیتی انجام ندهد، اقدامی خودخواهانه مرتکب شده است. این مدیر درواقع بخاطر احساس خود از این اقدام شانه خالی می کند نه بخاطر احساس کارمندانش.4. برگزاری جلسات گروهی با کیفیتجلسات یکی از منفورترین و گاهی کم اهمیت ترین فعالیت ها در فضای کسب و کار است، البته می توانید تصور کنید در چه محیط هایی چنین تصوراتی بوجود می آید. در جلسات شرکت ها در خصوص برنامه های قبلی ، برنامه های آینده ، ارزیابی یک استراتژی یا تغییر آن و بسیاری اقدامات حساس دیگر تصمیم گیری می کنند. حال شما بگویید آیا چیزی مهمتر از یک جلسه هم هست؟بسیاری از مدیران و روسای سازمان ها معترفند که از جلسات می ترسند و آنها را جلسات تنبیه یا مجازات می دانند( بخاطر برخوردهایی که باید با واحد ها یا بخش های که کم کاری کرده اند)، پس بجای برگزاری جلساتی متمرکز، مرتبط و فشرده ، فقط حضور در جلساتی سرسری و بی کیفیت را تحمل می کنند. بعضی مدیرها حتی در جلسات شرکت نمی کنند و آنها را به بخش های زیردست خود واگذار می کنند.جلسات فضایی هستند که مهمترین تصمیمات در آنها گرفته می شوند. اگر برای یک پزشک متخصص یک عمل جراحی محل ارزیابی عملکرد است، بهترین زمان برای شناسایی عملکرد مدیر، در جلسات است.مدیری که با یک جلسه بی کیفیت کنار بیاید، با دو سناریو مواجه خواهد بود. سناریوی اول اینکه جلسات بی کیفیت به تصمیمات بد منجر خواهد شد، در جلسه ای که جذابیت ندارد، آیا تصمیمات گرفته شده معتبر خواهند بود؟ حال تصور کنید اثر چنین تصمیماتی در آینده سازمان چه خواهد بود.در سناریوی دوم، اگر جلسات بی کیفیتی در سطح اجرایی داشته باشیم، الگوی بدی برای باقی سازمان خواهیم بود.کیفیت اقدامات در سطوح بالای مدیریتی ، سقف انتظارات از لایه های پایینی است. یعنی این جلسات بی کیفیت به لایه بعدی نیز سرایت کرده و جلسات لایه های میانی نیز از کیفیت مطلوب بهره مند نخواهند بود، تصمیمات نامطلوب لایه به لایه در سازمان تولید شده و سرنوشت سازمان را در حاله ای از ابهام فرو می برد.5. ارتباط مداوم و مکرر با کارکناناغلب مدیران از ارتباط داشتن با کارمندان استقبال می کنند، اما از اینکه چه میزان ارتباط برای موفقیت سازمان ضروری است آگاه نیستند. پس استراتژی جدید یا برنامه خود را با تعداد محدودی از مدیران اجرایی خود مطرح می کنند و معتقد اند کار خود را انجام داده اند.بر اساس نتایج تحقیقی که نویسنده این کتاب بیان می کند، کارمندان باید یک پیام را ۷ مرتبه بشنوند تا جدیت مدیرشان را در آن موضوع باور کنند. تا قبل از ۷ بار آن پیام را در حد یک نطق یا پیام درون سازمانی می دانند.برخی مدیران از تکرار پیامشان خودداری می کنند، چراکه آن را به معنی توهین به مخاطبانشان می دانند.یک مدیر باید بداند، هدف از ارتباط برقرار کردن، نه سرگرمی خودشان است و نه صرف اطلاع دادن به دیگران. دلیل این ارتباط در هر سطح این است که از هماهنگی کارمندان باهم و به روند فعلی و نقش آنها در موفقیت سازمان آگاه شوند. این موضوع بیشتر یک فرآیند احساسی است نه یک فرایند اطلاعاتی و انتقالی و به تلاش جدی، مکرر، آگاهانه و گاه خسته کننده مدیر نیاز دارد.مدیر ماهر، خود را مدیر یادآوری می داند. مدیر در ارائه و تکرار این پیام ها باید خلاق باشد و تکرار پیام ها را به شیوه ها و با ابزارهای متعدد انجام دهد تا اطمینان حاصل کند این پیام در تمام لایه های سازمان بخوبی نفوذ کرده و به درستی درک شده است. سخنرانی ها، مهمانی های سازمانی، ارسال ایمیل، خبرنامه سازمان و هر شیوه دیگری می تواند برای ارایه این پیام ها استفاده شود.ممنون از شما که تا اینجا با من همراه شدید. اگر احساس کردید این توضیحات به حد کافی ملموس و گیرا نیست، امیدوارم در شما کنجکاوی لازم برای خواندن کامل کتاب را ایجاد کرده باشم. اما اگر وقت شما کم و کارهایی که باید انجام دهید بسیار است، همین خلاصه نیز می تواند نقطه شروع خوبی باشد.اگر از خوندن این مقاله و سبک نوشتار من خوشتون اومده ، توصیه می کنم یک سر به وب سایت من، ایساپارس بزنید و در اونجا بامقاله های دیگه من هم آشنا بشید. همینطور نوشته های دیگه ای هم در ویرگول دارم که برگرفته از دغدغه ها و آموخته های من هستن، نظرات شما و همراهی با من در مسیری که برای تغییر در نظر دارم، بار همه ما رو سبک تر و سپری کردن مسیر رو لذت بخش تر می کنه. بعنوان پیشنهاد خوندن مقاله «چگونه یک طراح صنعتی توانست اقتصاد ژاپن را متحول کند»  رو توصیه می کنم.</description>
                <category>محسن سلیمی فرد</category>
                <author>محسن سلیمی فرد</author>
                <pubDate>Tue, 30 Nov 2021 20:55:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زرشک، یاغوت سرخ قهستان که مغفول تلاش های ما ایرانی ها مانده و دنیایی محروم از خواص بی نظیر سلامت افزای اون هستن.</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsen.salimifard/%D8%B2%D8%B1%D8%B4%DA%A9-%DB%8C%D8%A7%D8%BA%D9%88%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D9%82%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%BA%D9%81%D9%88%D9%84-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B5-%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%B8%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86-ojmq44nm1rnj</link>
                <description>متنی که پیش روی شما است یک مقاله وبلاگی در خصوص محصولی به نام زرشک، اما این یعنی چی. هرچیزی که در این مقاله خواهم نوشت دریافت ها یا برداشت های شخصی من هست و قرار نیست برای بیان حرف یا ادعا ها در این مقاله منابعی رو خدمت شما خواننده عزیز معرفی کنم. این دلنوشته به نوعی نگرانی و دغدغه من بعنوان یک کشاورز، زرشک کار، یک زاده سرزمین یاغوت سرخ و کسیه که بیش از یک سوم عمر خودش را تا امروز در توسعه فن آوری های بعد از برداشت زرشک صرف کرده. وقت شما برای من بسیار ارزشمنده و لذا از بیان هجویات خودداری خواهم کرد و اگر ازخوندن این مقاله لذت بردین یا دغدغه مشترکی با من داشتین، نظر و پیشنهاد خودتون رو بنویسید تا در شبکه ای از هم اندیشی و هم افزایی بتونیم گره کوچکی از این صنعت و محصول مغفول مانده رو بازکنیم.با شنیدن کلمه «زرشک» چه چیزی به ذهن شما خطور می کنه؟!بیاین داستان رو اینطوری شروع کنیم، حس شما بعد از شنیدن کلمه «زرشک » چیه؟ ، آدم های مختلف می تونن احساسات متفاوتی رو بیاد بیارن ، برای من و برای خیلی از همشهریا و هم استانی هام شنیدن این کلمه احساسات مبهمی از ترشی دلچسب و جاری شدن آب دهان، نیش سوزناک خارهای  زرشک برای مقابله با دستان غارتگر ما که داریم دسترنج یک سالش رو به یغما می بریم، هوای سرد و نمناک و محصولی که باید به سرعت و قبل از باران بعدی جمع آوری بشه، دشت های زرد رنگ زیبا در بهار و کندو های عسل که به خوبی در دشت ها رویت می شن تا عسل زرشک جمع آوری کنن، دشت های سرخ در فصل پاییز چه وقتی زرشکا روی درختا منتظر چیده شدن هستن و چه وقتی زمین های کاهگل شده رو با خرمن های زرشک می پوشونن تا زرشک ها خشک بشه و جمع آوری و تکاندن تالارهای زرشک (اصطلاحی که برای انبارهایی بکار می رن که شاخه های زرشک رو روی داربست هایی از جنس چوب برای مدت 4 تا 6 ماه بسته به شدت بارندگی ها در فصل پاییز و زمستان نگهداری می کنند تا خشک بشه)، بادکش کردن و دم گیری و خارچینی تا دست چین کردن و در نهایت بسته بندی اونه.همه اینا رو گفتم تا بخاطر بسپارین اونچه که به اشتباه یا غیر عمد توسط رسانه ها و برنامه های مختلف از نام زرشک بر اذهان شما نقش می بنده و یادآور حس کم ارزشی و بی بها بودن برای محصول زرشک رو داره، در ذهن ما خراسانی ها ( که امروز باید بگیم خراسان جنوبی ) ها جایی نداره. این ذهنیت اشتباهی که دستپخت کم کاری ما است ، امروز با تلاش مضاعف و همت جمعی همه ایرانی ها باید تغییر کنه تا این محصول ارزشمند بتونه جایگاه خودش رو در چرخه مصرف و نقش سلامت افزای خود رو در زندگی ما ایفا کنه.انواع زرشک موجود در ایران :اما لازمه کمی اطلاعاتتون رو راجع به انواع زرشک موجود در ایران بالا ببرم. بنده سه نوع زرشک می شناسم و شیوه آشنایی خودم رو براتون شرح میدم. بیشترین سهم بازار از تولید زرشک رو زرشک بی دانه قرمز به خودش اختصاص میده، این زرشک همون زرشکی هست که بخش عمدش یعنی تقریبا همش در استان خراسان جنوبی تولید میشه. این زرشک رو به نام علمی بربریس ولگاریس میشناسن.زرشک قرمز بی دانهنوع دیگه زرشک، زرشک قرمز دانه دار هست. این گونه زرشک عمدتا بصورت وحشی و در بسیاری از کوهستان ها بصورت پراکنده وجود دارد. میزان تولید این محصول خیلی کم و محدوده و در استان خراسان محصول این درخت ها رو برداشت نمی کنن. محصول این نوع زرشک یه هسته داره که بخش عمده میوه رو تشکیل میده، میزان آب یا درصد رطوبت این محصول بسیار کمتر از زرشک بی دانه و محصول ترش تر هست.زرشک قرمز دانه داریک نوع زرشک دیگر هم که در ایران وجود دارد و بصورت وحشی در عرض های شمالی تر کشور رشد می کنه، زرشک سیاه هست. این زرشک هم در نوع دانه دار و هم در نوع بی دانه در کوهستان های نوارهای شمالی کشور رشد می کنه. محصول این درختان بسیار گران و برداشت اونها سخت و محدوده.زرشک سیاهضرورت توجه بیشتر به «مکمل غذایی زرشک»به این دلیل عنوان مکمل غذایی رو برای زرشک انتخاب کردم، چون من از خواص بی نظیر اون برای سلامتی بدن آگاهم. در مقالات دیگه ای حتما در این خصوص توضیحات بیشتری رو ارایه خواهم داد. توسعه ارتباطات و فناوری هایی که به واسطه ظهور همه گیری کرونا بیش از پیش باعث شدن تا رویکرد کم تحرکی و به تبع عادت های ضدسلامتی ما، دور کاری سلامت جوامع امروزی رو به خطر بندازن از یک طرف و توسعه محصولات با طعم های تند و جذاب و خوش رنگ و لعابی که در بلند مدت بلای جان ما انسان ها خواهد شد، حکم می کنه که هر محصول یا فرآورده ای که بتونه به توسعه سلامت قلب ما که بعد از مغز حیاتی ترین عضو بدن ما است کمک کنه بیش از حد توجه کنیم. امروز دیگه خطر سکته قلبی یا افزایش چربی و فشار خون فقط برای گروه های اقلیت جامعه خطر محسوب نمیشه و شاهدیم که حتی ورزش کاران حرفه ای هم به نوعی با خطرات سکته های قلبی مواجه هستن. نمی خوام بگم که فقط رژیم غذایی و غذاهای ناسالم نرخ رشد این نوع بیماری ها رو افزایش داده ، عوامل گوناگون و متعدد هستن . اما همین مسئله به ما یادآوری می کنه که از هر محصول طبیعی سالم یا فرصتی برای بازسازی سلامت سیستم بدن خودمون بهره بگیریم.گیاه شناسی و مصارف زرشکاما زرشک چطور محصولی هست! تا اونجا که من خراسانی می دونم و شاید برای شما هم لازم باشه بدونین، محصول زرشکی که خیلی از شما ها بعنوان زرشک خشک در خوراک هایی مثل زرشک پلو مصرف کردین، از یک درختچه خزان کننده با فرم بوته ای با شاخه هایی خشک و شکننده و پر از خارهای دردناک عمل میاد. این محصول بصورت خوشه ای روی درخت توسعه پیدا می کنه و با علم اندک باغبانی من جزء محصولاتی هست که میشه ادعا کرد بیشترین زمان استقرار روی درخت تارسیدن رو داره.درختچه های زرشک بسته به سردی منطقه از اوایل فروردین و تا اواسط اردیبهشت شکوفه میدن و میوه تشکیل میشه . این میوه ها گاهی تا نیمه آبان برای رسیدن روی درختچه می مونن. این درختچه برای اینکه بتونه با اقلیم خشک و بیابانی مناطق جنوبی خراسان سازگار بشه ، برگ هایی خاردار و خارهایی بسیار سخت رو بر روی  شاخه های یک ساله و دوساله درخت توسعه داده و این نوع برگ و شاخه به تحمل تنش های محیطی مختلف مثل گرما و خشکی کمک ویژه ای میکنه.سطح زیر کشت این محصول بنا بر آمار سازمان جهاد کشاورزی چیزی بین 12 تا 14 هزار هکتار هست و بیش از 90 درصده این غذا داروی ارزشمند در استان خراسان جنوبی کاشت شده و برداشت میشه. در سال های اخیر باتوجه به شور شدن و کاهش کیفیت آب چاه های عمیق کشاورزی در نقاط مختلف ایران و توسعه شناخت از این محصول شاهد هستیم که هم اکنون در 28 استان از 32 استان کشور محصول زرشک مورد کاشت قرار گرفته و بعد از استان خراسان جنوبی ، استان فارس و بعد هم اصفهان بیشترین سطح زیر کشت این محصول رو دارن. البته سطح زیر کشت این محصول در این استان ها در مقایسه با خراسان جنوبی بسیار اندک و ناچیز است.مصرف این محصول عمدتا بصورت خشکبار بوده و بخش عمده محصول زرشک توسط باغدار ها با زیرساخت های سنتی و نیمه سنتی مثل تالارهای زرشک که در بالا توضیح داده شد، خشک می شن. چند سالی هم هست که شرکت هایی در منطقه ما و در دیگر نقاط ایران محصول زرشک رو بصورت تازه مصرف می کنن. این مصرف محدود به یک دوره یک تا دو ماهه هست که محصول زرشک بصورت تازه در بازارها و میوه فروشی ها به اشکال مختلف حضور دارن. مصرف کنندگان به سهم خودشون از این محصول خریداری می کنن و اما این بخش می تونه با توسعه زیر ساخت های لازم و تهیه محصول بهداشتی از میوه تازه برای تمام سال قابل تجدید باشه.همینطور بخش اندکی از تولید زرشک هم توسط صنایع تبدیلی که در منطقه ایجاد شده به آب زرشک، شربت زرشک و کنسانتره زرشک (شربت غلیظ شده میوه) تبدیل میشن. این میزان درسته محدوده اما با توسعه هرچه بیشتر ظرفیت این صنایع هم توسعه و ترویج محصول راحت تر میشه و هم بخشی از دغدغه کشاورزان منطقه کاهش پیدا می کنه. خرید این صنایع تبدیلی در سال های اخیر به شدت نوسان داشته و تابعی از تقاضای مصرف کنندگان هست. کرونا همونطور که بر همه صنایع کشور تأثیر گذاشته بر صنعت تولید و فرآوری زرشک تاثیر بسیار بدتری گذاشته به نوعی که سبب کاهش شدید صادرات و به نوعی توقف صادرات این محصول شده.این کاهش صادرات بیشتر مربوط به محدودیت واردات محصولات کشاورزی در کشور های هدف هستن. تولید این محصول اما در سال های گذشته روند رشد خود را حفظ کرده و الان بخش عمده تولید زرشک دو سال اخیر در انبار ها و سردخانه ها ذخیره شده. یکی از نقاط ضعفی که به وضوح آسیب پذیری این صنعت رو نشون داده، نبود زیرساخت های مناسب برای انبار داری این حجم از تولیداته.همونطور که در سال های گذشته دیدیم دو محصول زرشک و زعفران به دلیل تولید مازاد بر مصرف داخلی ، در حالی که قیمت تمام محصولات کشاورزی به تناسب تورم رشد کرده، قیمت این محصولات در محدوده قیمت محصول در 4 سال گذشته است و گاه گاهی شاهد نوسانات اندکه. این امر ضرورت توسعه بازاریابی صادرات محور رو بیش از هر محصولی برای این دو محصول ارزشمند که ارزش دارویی و سلامت افزای اونها برای خیلی ها شناخته شده و برای خیلی ها ناشناخته است، ایجاد می کنه. این دلنوشته کوتاه آغاز تلاش های من برای این مسیر سخت و دشواره، ترویج و شناسوندن خواص بی نظیر زرشک که می تونه نقش مهمی در سلامت هموطنان من در ایران و همه مصرف کنندگان اون در سراسر دنیا ایفا کنه.متاسفانه تلاش های بازاریابی و ترویجی محصولات کشاورزی منحصر بفرد در ایران بسیار کند و به نوعی میشه گفت بدون تحرکه. ایران سرزمین چهار فصله و محصولات کشاورزی متعددی در ایران تولید میشه. خیلی از این محصولات در دسته تره بار و بخش بزرگی در دسته خشک بار هستند. ازجمله این محصولات پر تولید میشه پسته، گردو، زردآلو و در دسته گیاهان دارویی بعنوان شاخص ترین محصول زعفران رو نام برد. ایران برای سالیان متمادی بزرگ ترین تولید کننده پسته در جهان بود اما اکنون ایران با آمریکا که سابقه کشت و کار پسته در اون کمتر از 60 سال هست برای کسب مقام بزرگترین تولید کننده در رقابته. آمریکا بسیاری از جایگاه هایی که در خصوص پسته متعلق به ایران بوده رو فتح می کنه و دسترسی ایران رو به بازارهای معتبر و ارزشمند محدود می کنه.  اتفاقی که برای پسته ایران افتاد برای دیگر محصول شاخص ایران، زعفران هم می تونه تکرار بشه و در حال حاضر کشور همسایه ما ترکیه با قدرت و برنامه ریزی سعی در جذب متخصصین ، دانش فنی مرتبط با تولید زعفران و منابع اولیه تولید اونه تا بتونه از بازار رو به رشد و بزرگ گردش مالی زعفران دنیا برای خود سهم قابل توجه ایجاد کنه. در این سایت در مقالات متعدد در خصوص اهمیت فرآوری اصولی در صادرات زعفران صحبت کردم و می تونید این مقالات رو بخونید. جدید ترین این مقالات با عنوان «چرا زعفران ایران نتوانست سهم قابل توجهی از بازار جهانی را به خود اختصاص دهد؟» منتشر شده و توصیه می کنم اون رو بخونینُ شاید اندیشه شما طرحی انقلابی ایجاد کنه که گره کور بازریابی زعفران ایران رو باز کنه.موانع صادرات محصول زرشکزرشک یک غذا داروی کامل با خواص منحصر بفرد و ویژه است. این نوع محصول صرفا در ایران کاشت میشه و عمده تولید این محصول محدود به منطقه جغرافیایی محدودی به نام خراسان جنوبی یا منطقه قهستانه.این محصول ارزشمند برای سال ها تولید محدودی داشته و اما در دو دهه گذشته با کاهش کیفیت منابع آبی در این منطقه و کل ایران و سازگاری بالای این محصول با شرایط تنش های آبی و حفظ تولید اقتصادی در این شرایط ،کاشت و تولید این محصول توسعه پیدا کرده و این امر ضرورت استاندارد سازی و توسعه زیرساخت های تولید، فرآوری، بسته بندی و صادرات محصول رو هر روز بیشتر از دیروز می کنه.اما از منظر من ، چالش های تولید صادرات محور این محصول بصورت تیتروار بیان می کنم:ناشناخته بودن محصول زرشک بی دانه قرمز در سطح بین المللی و ملیتقاضای پایین برای صادرات محصول به دلیل نبود برنامه بازاریابی منسجمنبود زیر ساخت های مناسب برای برداشت محصول و عدم درک این ضرورت از سوی کشاورزکاهش کیفیت منابع آبی در مناطق کشت و کار این محصول که سبب کاهش کمیت و کیفیت تولید محصول می شود.توسعه آفات مستقر بر محصول زرشک در مراحل مختلف تولید و فرآوری به دلیل تداوم خشک سالی و توسعه کاشت تک محصولیسمپاشی های غیر ضروری و غیر اصولی در تولید و فرآوری محصول که مانعی بزرگ بر سر راه تولید محصول صادراتی می باشدنبود زیرساخت های مناسب برای فرآوری اصولی بمنظور تولید محصول با کیفیتنبود همیت ملی برای توسعه بازاریابی و برند سازی این محصول انحصاری ایرانی که می تواند بعنوان یک فرآورده سلامت افزای حیاتی در تمام دنیا مورد استفاده قرار گیرد.این لیست اگر قرار باشه با جزئیات مطرح بشه می تونه موارد بیشماری رو شامل بشه. اما همونطور که گفتم اینا از منظر من مطرح میشن. با تشکر از توجه شما، دیگر مقالات سایت من رو هم بخونید.</description>
                <category>محسن سلیمی فرد</category>
                <author>محسن سلیمی فرد</author>
                <pubDate>Fri, 24 Sep 2021 17:54:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک طرح صنعتی توانست اقتصاد ژاپن را متحول نماید؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsen.salimifard/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AF-bmfykboxn6mx</link>
                <description>اگر از شما بخواهند چشمان خود را ببندید و یک شیشه انحنا دار با یک اکسیر نوشیدنی تیره رنگ تصور کنید، چیزی که بارها آن را روی میزهای غذاخوری دیده اید، چه به ذهن شما خطور می کند. احتمالا به یک بطری کوکاکولا فکر کردید، درسته!اما دنیا هم اکنون در خصوص سوس سویا کیکومان (Kikkoman Soy Sauce) نیز به همین سطح از آگاهی رسیده است. طراحی زیبا و هم کاربردی، نمی شود هیچ میز غذای رستوران های چینی یا میز سوشی ژاپنی را بدون دیدن این ظرف شیشه ای تصور کرد.برخلاف طراحی به ظاهر ساده آن، واقعیت مسیر از یک دوره تاریک و تاثیرگذار تاریخی آغاز می شود که یک بازمانده جوان جنگ جهانی را ترغیب کرد تا در پاسخ به ویرانی و نابودی ، نهایتا باعث تقویت و نفوذ بیشتر میراث آشپزی ژاپنی در سراسر دنیا گردد. اگرچه تلاش های بسیاری در این مسیر صورت گرفته بود، اما طراحی منحصربفرد این بطری باعث شهرت Kikkoman  بعنوان یک برند در دنیا شد.کنجی اکوآن (Kenji Ekuan)  در سنین نوجوانی شاهد تخریب و ویرانی ناشی از بمباران اتمی هیروشیما بود، وقتی از دانشگده افسری نیروی دریایی به هیروشیما بازگشت جز ویرانی و نابودی چیزی وجود نداشت، او خواهرش را در زمان انفجار و پدرش، یک راهب بودایی در یک معبد محلی را یک سال بعد در حالی که از اثرات تشعشعات رنج می برد از دست داد. این فقدان و ویرانی سبب شد اکوآن طراحی را بر اساس فلسفه و باور های بودایی ادامه دهد.اکوان در گفتگو با نیویورک تایمز مطرح کرد ، «درمواجهه با پوچی، نوستالژی عمیقی را برای فرهنگ بشری احساس می کردم» «نیاز داشتم را چیزی را لمس کنم ، به تماشای چیزی بپردازم» او افزود « درست در همان دوره تصمیم گرفتم تا به خلق اشیا بپردازم»«اندیشه بودا و فلسفه او رستگاری برای تمام موجودات زنده است، اما من باور داشتم که مسیر رستگاری من از خلق اشیا می گذرد» او در سلسله ای از یادداشت های خود در ۲۰۰۲ چنین نوشته بود.اکوآن ابتدا قدم در مسیر پدرش نهاده بود و تا حدودی آموزه های بودایی را در کیوتو فراگرفته بود، اما نهایتا انتخاب کرد تا در مسیر طراحی گام بگذارد و در شکل دادن به فرهنگ ژاپن بعد از جنگ جهانی نقش ایفا نماید. او بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه هنر و موسیقی توکیو، در 1957 انجمن طراحی صنعتی GK  را احداث نمود در آن زمان بود که تیم او مسئول طراحی بطری سس سویا کیکومان شد.قبل از اختراع بطری جدید، مصرف کننده های سس سویای ژاپنی یک ظرف قوری مانند کوچک را از شیشه های سنگین ۲ لیتری پر می کردند، خود اکوآن در خاطرات خود بارها این تجربه را از مادر خود بیاد می آورد. بر خلاف کتری چای بطری های کیکومان کنترل کافی برای پر کردن طروف کوچک چاشنی را فراهم نمی کرد. بعلاوه بیشتر این ظروف کوچک سس از جنس سرامیک بودند و بدون برداشت درب آنها نمی شد متوجه میزان پر بودن ظرف آنها شد.بطری جدید باید به آسانی قابل پر شدن و قابل برداشتن می بود. طراحی کمر بلند و باریک آن اجازه می داد که سیال به راحتی جریان پیدا کند و انگشتان براحتی اطراف ظرف را بگیرد. استفاده از شیشه شفاف و بدون پوشش برای بدنه تصمیم ساده ای بود که به سادگی عامل تشخیص سطح مایع در داخل شیشه می شد. بعلاوه دهانه آن برای پر کردن مجدد بدون چکه کردن به اندازه کافی باز بود.درب جدید شیشه سس اکوآن قابل توجه ترین بخش طراحی او بود چراکه مشکلی که برای قرن ها استفاده کنندگان از سس سویا در ظروف سنتی با آن مواجه بودند را مرتفع کرد. بعد از ۳ سال تلاش و خلق بیش از ۱۰۰ طرح نتیجه یک درب با شیب معکوس بود. قوری هایی که قبلا برای ریختن سس سویا مورد استفاده قرار می گرفت در هر صورت استفاده، به دلیل ویژگی های خود سس سویا از لبه قوری چکه می کرد. شیب معکوسی که درب طراحی شده اکوآن داشت سبب می شود تا قطره بدون ریزش به داخل طرف برگردد. با این تغییر به ظاهر ساده ظروف جدید سس کیکومان با طراحی زیبا و منحنی شکل خود به یکی از اجزای ثابت میزهای غذا خوری رستوران ها و آشپزخانه ها در سراسر دنیا تبدیل شد.با شروع ارائه بطری جدید در ۱۹۶۱ ، سس کیکومان در زمان مناسبی برای ژاپن به بازار آمد. ژاپن به دنبال بازسازی و بازتعریف دوباره خود بود و با این ظرف به راحتی صاحب یک سمبل صادراتی برای ژاپن جدید شد. سس سویا برای قرن ها بخشی از سنت غذایی و آشپزی در ژاپن بود، ظرف سس جدید در حالی که دستاوردی از ژاپن معاصر بود، آنهایی را که سرمست از میراث کهن و سنت ملت بودند راضی می نمود.سس سویا کیکومان با بطری رومیزی جدید آنها یک مثال زود هنگام از صادرات کالاهای فرهنگی ژاپنی ها بود که به موفقیت رسید همچنین دیگر سنت های تغذیه ای مانند سوشی، آثار هنری ژاپن و محصولات رسانه ای آنها مانند گودزیلا و ابزارهای تکنولوژیک مانند واکمن سونی نیز بعدها به موفقیت رسیدند.از آنجا که اکوآن را با ظاهری راهب گونه می شناختند ، اکوآن آثار خود را با ملاحظات عمیقاً فلسفی ارایه می داد. او برای حل مشکلات تا آنجا که ممکن است طراحی می کرد. دستاورد های او اقامتگاه های لوکسی نیست که به آسمان پرواز می کنند ، بلکه قطارهای مسافرتی هستند که روزانه هزاران نفر از آنها استفاده می کنند ، نشان شهرداری ها و فروشگاه های رفاه ، و البته ، ظرف سس کیکومان Kikkoman. اگر دارمای اوپنهایمر منجر به نابودی ژاپن شد ، اکوآن منجر به تولد دوباره فرهنگ ، اقتصاد و جامعه جدید ژاپنی گردید.در دهه های پس از معرفی بطری نوآورانه Kikkoman ، کنجی اکوآن همچنین موتورسیکلت Yamaha VMAX و چندین قطار را طراحی کرد ، از جمله سری 253 Narita Express و لوگوی Ministop  ، یک فروشگاه زنجیره ای رفاهی بین المللی . اکوآن  همچنین ریاست موسسه طراحی ژاپن را بر عهده گرفت، به عنوان رئیس دانشگاه هنر و فرهنگ Shizuoka و به عنوان سرپرست کالج طراحی مرکز هنری فعالیت نمود.سس کیکومان با بطری جدید، با فروش سالانه ۳.۹ میلیارد دلار پیشرو سس های آسیایی در ژاپن، استرالیا، اروپا و ایالت متحده شد. کیکومان برای بطری خود در خواست ثبت نشان تجاری سه بعدی داد و در نهایت در سال 2018 موفق به ثبت نشان تجاری سه بعدی برای طراحی بطری خود در ایالات متحده، ژاپن، استرالیا ، اتحادیه اروپا و روسیه گردید. بطری طراحی شده توسط اکوآن  فراتر از نشانی تجاری برای سس سویا ، به نمادی از فرهنگ ژاپنی و کمک به سنت های غذایی در جهان تبدیل شد.کنجی اکوآن بعد از چند دهه دنبال کردن سبک زندگی یک «خالق» ، در حالی که طرح های زیبای بسیاری را در دسترس همگان قرار داد در سال ۲۰۱۵ چشم از جهان فروبست. او که الهام بخشش جنگ و ویرانی و مرگ بود، به بازسازی و بازتعریف ملت خود بعد از جنگ کمک کرد و زیبایی را در اشیای روزمره همچون قطارها و تابلو های فروشگاه ها  نهادینه کرد که هر دو به نماد هایی از ژاپن بعد از جنگ تبدیل شدند. او را یکی از ستون های بازسازی ژاپن بعد از جنگ می دانند. ساده ترین مخلوق او، بطری سس سویای کیکومان همچنان با ارزش ترین شاهکار او است.  از شما خواننده عزیز دعوت می کنم تا نسخه دیگری از این مقاله که چالشی در خصوص هویت فرهنگی زعفران ایران است را در سایت شخصی من با عنوان «چرا زعفران ایران نتوانست سهم قابل توجهی از بازار جهانی را به خود اختصاص دهد؟» نیز بخوانید.</description>
                <category>محسن سلیمی فرد</category>
                <author>محسن سلیمی فرد</author>
                <pubDate>Thu, 19 Aug 2021 19:38:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا شبکه های اجتماعی و موتور های جستجو جاسوسی ما رو می کنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsen.salimifard/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D9%88-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-auwxpytafxwe</link>
                <description>قصد کردم راجع به موضوعی بنویسم که مدت ها است ذهن من به خودش مشغول کرده. من نویسنده نیستم اما بعضی وقت ها که لابلای همه دغدغه ها و کارهای عقب موندم وقتی رو به زور برای خودم ایجاد می کنم تا دست به قلم بزنم و تراوشات ذهن آشفتم رو روی صفحه ای درج کنم. تو این نوشته قصد دارم از یک نگرانی براتون بگم که ریشه در پیشرفت تکنولوژی داره و برای همین مروری بر خاطرات گذشتم کردم تا به اهمیت این موضوع بیشتر واقف بشین. برای خوندن این مقاله حدود ۱۵ دقیقه زمان لازمه اما برای فکر کردن به اون فقط به شما بستگی داره.این داستان خیلی پراکنده است و سعیم بر اینه به شکلی داستان رو جمع کنم. این دومین تلاش من برای نوشتنه، اولی رو حدود دو سال ‍پیش نوشتم ولی منتشرش نکردم. حالا با کمک یه دوست جایی رو ‍پیدا کردم برای نوشتن و برای شنیده شدن.شروع داستان از جایی که سرچشمه الهام بسیاری از نویسنده ها است. ظلم حاکمیت ، تکنولوژی در خدمت ظالم و کاهش اختیارات انسان ها بخصوص قشر متوسط ، از این بابت به اختیارات بخش ضعیف اشاره نکردم چرا که فقر و ضعف خود بخود اختیار رو از انسان سلب می کنن.این روزها به لطف اطلاع رسانی آزاد و سریع همه ما از ظلم حاکمیت در سطوح مختلف آگاهی پیدا می کنیم، چه در یک حکومت دیکتاتوری باشیم یا جامعه متمدن دموکرات، به نظر من جایی که اعمال حاکمیت لازمه حکومت باشه، ظلم گسترش ‍پیدا می کنه و ما هم که در طبقه متوسط حکومت ظالمانه ای قرار گرفتیم بارها و بارها طبعات این ظلم رو حس کردیم.اما دومین محرک من سطح تکنولوژی و سرعت رشد اونه، حتی تو کشور در حال توسعه ما باوجود همه منابع طبیعی و خدادادیش من که یکی از دنبال کننده های اخبار فناوری ام می تونم حس کنم که دنیای فناوری با چه سرعتی داره رشد می کنه و متاسفانه این فناوری ها در اختیار حکومت های تمامیت خواه و قدرت طلبی قرار می گیره که از اون برای کنترل همه جانبه جامعه به نفع امیال خودشون استفاده می کنن.فیلم های علمی تخیلی فراوانی ساخته شده که به نظرم نویسنده هاشون آینده نگر های نخبه ای هستن و به نوعی فردای غریب الوقوع حاکمیت در دنیا رو برای ما به تصویر کشیدن، تو این فیلم ها می بینیم که حکومت داری به شکل امروزی که محصور در مرز جغرافیایی خاصی باشه و بر گروهی خاص حاکمیت کنه رو تمام شده ، حاکمیت به معنای جدید در حال ظهورن، سرمایه داری، دستیابی و دسترسی به بالاترین سطوح تکنولوژی و قدرت کنترل رفتار جامعه به شکل های متفاوت ویژگی های این حکومت های نوظهورن.ژانر علمی تخیلی، ژانر مورد علاقه منه و معتقدم اونچه انسان ها قادر به تصویر سازی و تخیل اون باشن رو حتما روزی می سازن و این گاهی خیلی دلهره آور میشه. درسته که تو فیلم ها همیشه ابر قهرمان ها یا انسان های خوش تینت برنده نهایی داستان هستن، اما در دنیای واقعی چیز دیگه ای می بینیم.تکنولوژی هایی که رفتار و افکار جامعه رو تحت تاثیر خودشون قرار می دن به سرعت در حال توسعه هستند و همه این ها جزء بهینه سازی هایی هستن که امروز هدف موتورهای جستجو و رسانه های اجتماعی هستن،اما نداشتن آگاهی کافی و درک درست برای انتخاب می تونه منجر به اتفاقاتی بشه که برای آیندگان ما حسرت به ارمغان بیاره.این روزها تو دست همه ابزاری هست که برای بعضی ها همراه لحظه ها در گذران دقایقی از شبانه روز و برای بعضی ها به معنی ساعت ها وقت گذرانیه. درست حدس زدین منظورم گوشی های هوشمنده ، یک آمیخته تکنولوژی که که با سرعت چشمگیری داره تبدیل میشه به کنترل هوشمند رفتار و زندگی ما انسان ها.بذارین مروری به گذشته بزنم، گذشته ای که برای بعضی ها یادآور تلخی های تمام نشدنیه. سال ۸۸ من بعنوان یه دانشجوی سال آخری حوادث و گذران دوران رو از یاد نبردم درسته که تو این سال ها  بارها اتفاقات تلخی رخ داده اما بعضی اتفاقات همیشه در اذهان باقی می مونه. تو اون سال بود که برای اولین بار اطلاع رسانی تو شبکه های اجتماعی اثر خودش را برای ما ایرانی ها آشکار کرد. FACEBOOK و YOUTUBE  به سرعت فیلتر شد و محدود کردن سرعت و دسترسی به اینترنت از اونجا شروع شد. بعد از اون دوره حکومت اینترنت رو به شکل دیگه ای مورد ارزیابی قرار داد و خدا می دونه بعد از چندین دوره تکرار، الان چه زیرساخت هایی برای رصد و کنترل رفتار ما در اینترنت پایه گذاری شده، من اصلا علم این رو ندارم که از ظرفیت هوش مصنوعی و پایگاه های بیگ دیتا حرفی بزنم. اما نمی دونم متخصص های این حوزه می تونن ابعاد اثرات این دو حوزه رو بر زندگی ما بیان کنن؟!این اتفاقات مختص حکومت تمامیت خواه ماه نیست، بلکه به تمام حکومت ها و بخصوص حاکمان آینده یعنی صاحبان رسانه و تکنولوژی هم بر می گرده. اون روزها که ازش به اختشاشات ۸۸ یاد میشه و معترضین خس و خاشاک خونده می شدن رو خوب یادمه، فضا به شدت امنیتی بود، دانشجوی ستاره دار و غصه های دنباله دار. پیامک های حاوی هر کلمه مرتبط به رنگ به مقصد نمی رسیدن. جنبش سبز و جنبش های رنگی از واژه های ممنوعه تو پیامک ها بودن.  اون روزها وقتی می خواستیم تو خوابگاه راجع به موضوع حساسی صحبت کنیم باتری گوشی هامون رو در میاوردیم برای اینکه با قطعیت می دونستیم گوشی حتی در حالت خاموش قابلیت شنود داره فقط وقتی به منبع انرژی متصل نباشه نمی تونه ابزار شنود باشه.  اون زمان دوربین گوشی ها توانمند نبودن وگوشی های لمسی به تازگی در حال ظهور بودن.اون دوران رو با امروز و اون گوشی ها رو با  رو با گوشی های هوشمند امروز مقایسه کنید، قابلیت ارسال همزمان تصاویر و صدا به تمام دنیا، صفحات تمام لمسی، که انقدر دارن هوشمند میشن که می تونن هیجان و احساسات  ما رو  از شدت ضربان قلب، شدت لمس کردن صفحه لمسی و و قدرت آنالیز حالات چهره ما رو دارن. این گوشی ها با دوربین جلوی با رزولوشن بالا قابلیت شناسایی احساس شما بعد از دیدن تصویر یا یک فیلم یا شنیدن یک صدا رو دارن پیدا می کنن. با کلی اپلیکیشن هوشمند که قابلیت کنترل دایم محل حضور ما رو دارن و دسترسی های نامحدودی که ما صرفا برای استفاده از امکانات یا دستیابی به سرگرمی ها در اختیار شرکت ها قرار می دیم. نقطه پایانی هم برای این قابلیت ها نمیشه متصور شد. همه این ها فقط سطح قابل لمس و ادراک پذیر این تکنولوژی برای ما کاربران عادیه. امکانات و قابلیت های پنهان و زیرین این تکنولوژی باشه برای متخصصین.توجه کنید که باتری این گوشی ها به ندرت قابل جدا سازیه و قابلیت هایی مثل جستجوی صوتی با قدرت تشخیص بالا رو دارن که می تونن رو کلید واژه های خاصی حساس بشن، موتور های جستجوی صوتی که علاوه بر کاهش دغدغه ما دارن یاد می گیرن مثل ما فکر کنن و حتی بسیار توانمند تر از ما فکر کنند. به عبارت خلاصه این گوشی ها در صورت خواست شرکت های صاحب این تکنولوژی ها یا حکومت ها می تونن یک ابزار جاسوسی تمام عیار باشن که در همه خونه ها و در همه جا حضور دارن که برای خیلی از ما هیچ وقت فاصلشون بیشتر از ۱ متر نمیرسه.با مقدمه ای که گفتم می خوام شما رو با یک نویسنده نخبه که دو شاهکار بی نشیر داره آشنا کنم.  جرج اورول نویسنده دو اثر فاخر قلعه حیوانات و رمان حراس انگیز ۱۹۸۴. برای اینکه با قلعه حیوانات آشنا بشیم بذارین برگردیم به سال آشنایی من با این کتاب.تمام اونایی که بیشتر از ۱۹ سال دارن، سال ۱۳۸۶ رو با سرمای بی حسابی که برای بیشتر از ۴۰ روز ادامه داشت به یاد می یارن. برف سنگین و یخبندانی که مدت ها ادامه داشت. آفتابی که بیشتر از ۱ ماه پشت ابرها ناپدید بود. سرمایی در رکورد های هواشناسی بی سابقه و در یاد خاطره ۳ نسل لمس نشده بود.تو یکی از شب های سرد پاییز همون سال بود که وقتی برای تعطیلات قبل از امتحانات داشتم از مشهد به قاین برمی گشتم، تو خوابگاه از یه دوست کتابی رو گرفتم وتا زمانی که منتظر اومدن تاکسی بودم لباس گرم به تن و آماده رفتن شروع کردم به خوندن اون. کتاب از اون نسخه های قدیمی، اصیل و بدون سانسور قبل از انقلاب بود. اسم کتاب آدم رو یاد رمان های کودک و نوجوان می نداخت. من هم که اون زمان ها بیشتر اهل خوندن مجله های علمی و مستند بودم زیاد با اسم کتاب آشنایی نداشتم و فقط چون  به فردی که کتاب رو به من قرض داده بود و بینشش اعتماد داشتم، تصمیم گرفتم کتاب رو بخونم.اتوبوسی که به سمت خونه حرکت می کرد، حدود ساعت ۱۰ شب حرکت می کرد اما بخاطر شرایط بد خیابون ها و کمبود تاکسی هایی که حاضر بودن تو این شرایط حرکت کنن تصمیم گرفته بودم چند ساعتی رو زودتر برم و با خیال راحت تو سالن انتظار ترمینال قبل ازحرکت اتوبوس حاضر باشم.  اینطوری شد که حوالی ساعت ۶ به تاکسی زنگ زدم و قرار شد ساعت ۷ ماشین بیاد دنبالم تا بریم ترمینال، همه دانشجو ها و سرباز ها این ساعت ها رو خوب درک می کنند. وقتی قراره به خونه بری و مشتاقه دیدار اعضای خانواده ای، اشتیاق و دلتنگی با هم حالتی رو بوجود میاره که دل و دماغ کار جدی رو نداری، دلت می خواد فقط زمان یه جوری بگذره، چی بهتر از این که تو همچین شرایطی یک کتاب جذاب و خوب گیرت بیاد.از بخت خوش اون روز من یه کتاب معروف رو داشتم که بخونم. از همون ابتدا داستان خیلی مجذوب کننده بود. بدون اینکه متوجه بشم یک ساعت گذشت و من بخشی از کتاب رو خونده بودم. با کلی لباس گرم و یک کاپشن ضخیم و یک کوله پر کتاب سوار تاکسی شدم تا به ترمینال بریم. از دانشگاه تا ترمینال در حالت عادی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه راه بود ولی تو اون شرایط و خیابان های یخ زده حدود ۴۵ دقیقه طول کشید تا به ترمینال رسیدم. تو اون سرما دیگه خبری از داد زن های همیشه نبود. کسی که می خواست بلیط بگیره شاید یک روز قبل یا همان روز تلفنی بلیط رو رزرو کرده بود و از داشتن جا تو ماشین مطمئن بود. اصلا نمی شد ریسک کرد که بیای و بدون جا بمونی.حدود ۲ ساعت تا حرکت ماشین وقت داشتم. توسالن انتظار جلوی یکی از بخاری های بزرگ جایی رو پیدا کردم و خوندن کتاب رو ادامه دادم. یه ربع مونده به ۱۰ سوار ماشین شدم و تا چراغ های داخل اتوبوس روشن بودن با تمرکز تمام بخش های پایانی داستان رو خوندم. حس عجیبی داشتم، از سیر داستان مجذوب و از پایان ناخوشایند و غیر منتظره شگفت زده بودم، داشتم زندگی خودمون رو با داستان کتاب مقایسه می کردم. در عجب بودم که آیا نویسنده این کتاب تو عصر ما و در کشور ما زندگی می کرده ، و اینکه تاریخ ما رو با مهارت و برای پرهیز از شناخته شدن با شخصیت های حیوانی در هم آمیخته یا... بهتره خودتون این قصه رو بخونید.اون شب اصلا نتونستم بخوابم. اتوبوس هم با سختی تمام و در شرایطی که تقریبا سوخت رسانی به دلیل یخ زدن مسیرش در حال مختل شدن بود ما رو به قاین رسوند.ساعت ۴ صبح که رسیدیم دمای هوا نزدیک ۲۵ درجه زیر صفر بود. عجب سالی بود اون سال و عجب داستانی بود ،” قلعه حیوانات” .بعد از قلعه حیوانات اسم جرج اورول تو ذهنم نقش بسته بود به شکلی که هرجا اسم اون رو روی کتابی می دیدم ساده ازش رد نمی شدم. زمستان ۸۶ گذشت و بهار ۸۷ فرا رسید، اون زمان  ها رسم بود که جلوی دانشگاه بساط کتاب فروشی برپا می کردن. واسه بچه هایی که دانشگاه فردوسی درس خوندن، درب شمالی کنار نرده های دیوار دانشکده دندانپزشکی. یکی از عادت های من هم این بود که اگر زمان داشتم لابلای عناوین جستجویی بکنم. تو یکی از این روزا حوالی ۱۰ صبح بود که وقتی داشتم می گشتم دوباره به اسم جرج اورول برخوردم، کتاب رو برداشتم و فروشنده هم که با کتاب هایی که می فروخت غریبه نبود، بی درنگ گفت کتاب خوبیه از خوندنش پشیمون نمیشی. پشت کتاب خوندم و حس کردم ارزش خریدن رو داره و خریدمش.سالهای ۸۵ تا ۸۹ که مرتب کلاس زبان می رفتم، یکی از سرگرمی های مورد علاقه من گوش دادن به کتاب های صوتی زبان اصلی و سمینارهابود. کتاب های صوتی برای من مزیت های بیشتری نسبت به کتاب چاپی داشتن، چرا که می تونستی در حال رفت و آمد بین مسیر ها، تو ترافیک ها در حال انجام کارهای فیزیکی و حتی تو تاریکی بهشون گوش بدی. بنا براین به رسم عادت لابلای پایگاه هایی که اون زمان می شناختمشون کتاب صوتی رمان ۱۹۸۴ به زبان انگلیسی رو پیدا کردم. اون زمان از 4shared.com  و filetube فایل هایی رو که دیگران به اشتراک می ذاشتن می تونستی پیدا کنی، الان دیگه به اون سختی ها نیست و از این دو سایت هم دیگه خبری نیست. اون زمان فایل ها رو کم حجم می کردم و روی گوشیم منتقل می کردم، و هرقت که می خواستم گوش بدم هندزفری رو از زیر لباس هام رد می کردم گوشی هندز فری رو دور گردندم می پیچوندم که خیلی تابلو نباشه و فیش اون رو توی جیبم به گوشی وصل می کردم. چه شب ها و چه ساعت های طولانی رو که قدم زنان مسیر ورودی درب شمالی دانشگاه تا خوابگاه ها رو با کتاب ها وسمینار های صوتی توسعه فردی گذروندم. دانشگاه فردوسی تو بهار یکی از زیبا ترین دانشگاه های ایران بود فضای سبزی متنوع و همیشه آباد ، پر از راه های مرموز و مسیرهایی که همیشه یکی دیگه برای کشف کردن داشت. یکی از اون آدم های تاثیر گذار آنتونی رابینز بود. هرچی از آنتونی رابینز تو اینترنت پیدا می کردم رو دانلود می کردم و گوش می دادم. اون زمان یه گوشی K800  سونی اریکسون با حافظه ۵۱۲ مگابایت داشتم که اون زمان گوشی شاخی محسوب می شد. مسیر های بین شهری برای گوش دادن کتاب های صوتی خیلی خوبن. زمان طولانی در اختیار داری و به راحتی می تونی تمرکز کنی و کسی باهات کاری نداره، اما داخل شهر همه چیز به این راحتی نیست.یه بار دیگه تو مسیر مشهد به قاین فایل های کم حجم شده  ۱۹۸۴ رو روی گوشی ریختم تا ببینم این یکی شاهکار جرج اورول چطوریه، اتوبوس که حرکت کرد شروع کردم به گوش دادن. صدای خواننده هم گیرا و پرحجم بود و مشخص بود داستان قراره پر تنش باشه. حدود نیم ساعت از کتاب رو که گوش دادم اظطراب وجود من رو فراگرفته بود، خشمم داشت برانگیخته می شد و ترس هم لابلای اون احساسات سرک می کشید. شروع داستان مثل قلعه حیوانات با یه تصویر سازی فوق العاده دقیق ولی حراس انگیز همراه بود. برای چند لحظه پخش رو متوقف کردم تا بتونم به خودم مسلط بشم اما شدنی نبود. رسیده بودم به بخشی از کتاب که پلیس اندیشه می تونست همه چیز رو مورد سوال قرار بده، هیچ کس حتی تو افکار خودش هم نمی تونست حزب حاکم رو زیر سوال ببره، اگر بو ببرن مرگ دردناکی در انتظارته، حالا این ها رو بذارین کنار این که تو یه ویران شهر زندگی کنی و از حداقل امکانات شهروندی بهره مند باشی، بچه های خودت هم جاسوسایی ان که می تونن تو رو به حکومت لو بدن.تموم شد، از اونجا که کتاب، فیلم یا فایل صوتی که من گوش می دادم می تونست تا مدت ها من رو تحت تاثیر مثبت یا منفی خودش قرار بده، تصمیم گرفتم شندین کتاب صوتی رو ادامه ندم و تا به الان هم که دارم این متن رو می نویسم به کتاب گوش ندادم یا نسخه چاپی رو نخوندم، چراکه این فکر که دیگه تو این داستان چی می تونه در انتظار آدم باشه من رو پر از دلهره می کرد.بعد از ازدواج همسرم که مثل من کنجکاو و چالش طلب بود من رو تشویق کرد که کتاب رو باهم بخونیم. اما به دلیل همون ترسی که بهش اشاره کردم بجاش گشتیم و فیلمی رو که با اقتباس از رمان ساخته شده بود رو پیدا و تماشا کردیم. قطعا با دیدن فیلم هیچ وقت به اندازه کتاب خوندن نمی تونیم حس نویسنده رو درک کنیم اما در این مورد خواص با پیشینه ای که از داستان داشتم، دیدن یک فیلم 90 دقیقه ای از خوندن یک کتاب تو یک ماه یا شنیدن کتاب صوتی تو چند روز درد و رنج به مراتب کمتری داره. رمان ۱۹۸۴ در سال ۱۹۴۸ نوشته شده و فیلم در سال ۱۹۵۶ با اقتباس از اون ساخته شده.برای اونهایی که حوصله خوندن کتاب رو ندارن یا فکر می کنن وقت گوش دادن به کتاب صوتی رو ندارن تماشای این فیلم رو توصیه می کنم. تو این داستان خط سیر تاریک و دهشت آوری از گشترش جنگ و توسعه حکومت های تمامیت خواهی رو می بینی که به هر قیمتی قصد دارن کنترل خودشون رو بر توده مردم حفظ کنن. در نهایت من فایل صوتی کتاب رو گوش دادم و همونطور که تصور می کردم، شنیدن این همه تلخی و شکنجه آزار از یک فیلم ۹۰ دقیقه ای خیلی سخت تره با وجود این توصیه می کنم هر آدمی که به هنر علاقمنده یا در اندیشه تغییر این رمان رو از دست نده.در خلال این داستان بارها از دستگاهی با نام تله اسکرین یاد میشه که خوندن کتاب و خوندن این مقاله شما رو به یاد گوشی های هوشمندی خواهد انداخت که امروز در دست های ما است. بیشتر از ۷۰ سال پیش جرج اورول چنین آینده ای رو برای بشریت در ۱۹۸۴ متصور شد، این عدد صرفا یک عدده و با برعکس کردن سال نوشتن کتاب بدست اومده. آینده به اون تاریکی که جرج اورول برای ما ترسیم کرده نیست ، ولی بخش عمده ای از پیش بینی های اون محقق شده، اگر بخوایم بدبینانه به این داستان نگاه کنیم انگار رمان های جرج اورول نقشه راه رو برای حکومت های تمامیت خواه و دیکتاتور ترسیم کرده.گوشی های هوشمندی که امروز در اختیار ما است می تونه رفتار و انتخاب های ما رو به شکلی نامحدودی  ضبط پ تحلیل کنه و با شناسایی الگوی فکری ما به صاحبان این تکنولوژی این امکان رو میده که ذهن ما رو با هدایت هوشمندانه به سمتی ببرن که منافع مالی اون ها رو بیشتر و بیشتر و ما رو وابسته و ابسته ترکنه.بیگ دیتا و هوش مصنوعی این روزها در شبکه های اجتماعی مختلف مثل Facebook, Instagram, LinkedIn فروشگاه های آنلاین مثل Alibaba, Amazon  و موتور های جستجو مثل google با محدود کردن دامنه انتخاب ما بر اساس الگوهای فکری گذشته به صرفه جویی کردن در زمان ما کمک می کنن، اما تصور کنید تمام این شناخت و ابزارهای شناختی اگر در اختیار حکومتی دیکتاتور و تمامیت خواه قرار بگیره چطور می تونه با هر حرکت اپوزیسیون و ضد خودش به مبارزه برخیزه و به عبارتی هر تغییری رو در نطفه خفه کنه.تجربه شخصی من از گوگل و یوتیوب شاید برای بعضی از شما ها سوال بر انگیز یا فقط یادآوری خاطره مشابه باشه. این روزها نوتیفیکیشن هایی رو از گوگل دریافت می کنم که انگار داره فکر من رو می خونه و حرفام رو تو خونه می شنوه و تحلیل می کنه. اصلا انگار گوگل داره مثل من فکر می کنه.یه بار یه فیلم رو از رو هارد کامپیوتر کپی کردم رو یه فلش و تماشا کردیمش، روزهای بعد مرتب نوتیفیکیشن هایی در خصوص کارگردان فیلم و فیلم های دیگه اون دریافت کردم که من رو ترغیب به تماشای بقیه آثار اون کارگردان کرد. نکته اینجاست اون فیلم روی هارد کامپیوتر بود و تلویزیون ما هم به اینترنت وصل نیست.تجربه من از این داستان این بود که گوگل حرف های ما رو هم می تونه بشنوه و تحلیل کنه.یه بار دیگه هم داشتم تو یوتیوب دنبال یه دستگاهی می گشتم که فیلمی از اون رو داخل اینستاگرام دیده بودم. ویدیو مال چین بود و نتونستم هیچ کلید واژه انگلیسی پیدا کنم که تو جستجوی من تو یوتیوب بتونه کمکم کنه. در حالی که ساعت ها لابلای ویدیو های مختلف گشتم و کلید واژه های مختلف رو جستجو کردم اما چیزی که می خواستم رو پیدا نکردم. من هر از گاهی که انرژی روحیم کم میشه میرم داخل یوتیوب و چند تا کلیپ از تکنولوژی های مورد علاقم نگاه می کنم. حدود ۱۰ تا ۱۵ روز از اون جستجو می گذشت و دوباره قصد یوتیوب کردم. وقتی صفحه رو بازکردم، نمایش سفارشی شده یوتیوب برام یه سوپرایز یا جایزه در نظر گرفته بود.درست تو ویدیوهای پیشنهادی که سمت راست و بالای صفحه ظاهر می شن یه ویدیوی کامل از آموزش ساخت وسیله ای بود که دنبالش می گشتم. من اصلا این کلید واژه رو جستجو نکرده بودم یا بهتره بگم به ذهنم نرسیده بود، اما با لطف هوش مصنوعی، خود این ویدیو سر از راه من درآورد و جالب این بود که بازهم با جستجوی کلید واژه جدیدی که در عنوان این کلیپ بود تنها گزینه با ارزش و به درد بخور همینی بود که خود یوتیوب به من هدیه داده بود. تصور کنید ازبین میلیارد ها کلیپ این هوش مصنوعی چیزی رو که من لازمش داشتم حتی بدون اینکه ازش خواسته باشم برام پیدا کرده بود.امیدوارم منظورم رو درک کرده باشین، من نمی گم اونا دارن جاسوسی ما رو می کنن، اما اگر بخوان همه ابزار لازم رو در اختیار دارن. برای من آینده این تکنولوژی ها مبهم و گاهی ترسناکه، نظر شما چیه؟ ممنونم که تا اینجا وقت گذاشتین و نوشته من رو خوندین. برای تکمیل حرفام لینک گزارشی که توسط یک استاد و پژوهشگر در زمینه ترند های آینده اقتصاد در ۱۰ سال آینده تهیه شده رو براتون می ذارم یا می تونید به صفحه دکتر مجتبی لشکربلوکی در اینستاگرام مراجعه کنید.لطفا نظرتون رو راجع به این مطلب برای من بنویسین.</description>
                <category>محسن سلیمی فرد</category>
                <author>محسن سلیمی فرد</author>
                <pubDate>Mon, 29 Mar 2021 00:11:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>