<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محسن احمدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohsenahmadi</link>
        <description>مدیر پروژه، مدیر محصول، اسکرام مستر با سابقه مدیریت محصول/پروژه‌های موفق و البته گاهی هم ناموفق:-)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 18:47:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/639/avatar/BbTeVz.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محسن احمدی</title>
            <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقشه راه محصول مخفی که ای کاش در ابتدای مدیریت محصول می‌دانستم</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%AE%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%85-djo30g59gzg6</link>
                <description>وقتی به عنوان مدیر محصول تازه‌کار شروع به کار می‌کنید، مسیر پیش رو ممکن است مبهم به نظر برسد. در روزهای اولیه کارم، آرزو می‌کردم که یک راهنمای ساختارمند داشته باشم. امروز می‌خواهم فرآیندی را با شما به اشتراک بگذارم که چهار مرحله کلیدی هر ویژگی را پوشش می‌دهد: ایده، طراحی، توسعه و تولید.شروع با یک جهت واضحهر محصول با یک ایده آغاز می‌شود. پیش از شکل‌دهی محصول، باید این سؤالات اساسی را پاسخ دهید:کاربران با چه مشکلاتی روبرو هستند؟محصول شما چگونه این مشکلات را برطرف می‌کند؟اهداف کسب و کار چیست و محصول چگونه به دستیابی به آنها کمک می‌کند؟مرحله ۱: ایدهدر این مرحله، افکار و بازخوردها را از منابع مختلف جمع‌آوری می‌کنید. نکات کلیدی:بارش فکری و ثبت ایده‌هاتعامل با ذینفعان مختلفارزیابی اولیه امکان‌پذیریسازماندهی و اولویت‌بندی ایده‌هاهدف ایجاد فهرستی از امکانات بالقوه است که بعداً اصلاح و اولویت‌بندی می‌شوند.مرحله ۲: طراحیدر اینجا، ایده‌های خام به برنامه‌های مشخص تبدیل می‌شوند. عناصر کلیدی:نمایش بصری (ماکت‌ها، وایرفریم‌ها)تمرکز بر تجربه کاربردریافت بازخورد مکررآمادگی برای تنظیماتیک طراحی خوب به عنوان نقشه مرحله توسعه عمل می‌کند و سوءتفاهم‌ها را کاهش می‌دهد.مرحله ۳: توسعهدر این مرحله، مفهوم به کد تبدیل می‌شود. نکات مهم:ساخت تدریجی و افزایشیآزمایش مداومارتباط مؤثر تیمیمستندسازی تصمیماتبا تقسیم توسعه به مراحل کوچکتر و بررسی‌های منظم، می‌توانید مشکلات را زودتر شناسایی کنید.مرحله ۴: تولیداین مرحله آغاز زندگی محصول در دنیای واقعی است. ملاحظات کلیدی:استراتژی راه‌اندازی مشخصنظارت مستمر بر عملکردجمع‌آوری و ادغام بازخورد کاربرانبرنامه‌ریزی برای بهبودهای آیندهنقش حلقه‌های بازخوردبازخورد در تمام مراحل ضروری است:برگزاری جلسات بررسی منظم آزمایش با کاربران واقعیاعمال تغییرات تدریجیمستندسازی بازخوردها و اقداماتنکات عملی برای پیاده‌سازیتعیین اهداف روشن از ابتدااولویت‌بندی هوشمندانه ویژگی‌هاحفظ انعطاف‌پذیری در فرآیندتشویق همکاری تیمیاستفاده از نقشه راه برای ارتباط بهتربازنگری و اصلاح منظماین نقشه راه بیش از یک سری مراحل است—ابزاری است که به همسویی توسعه محصول با نیازهای کاربران و اهداف کسب و کار کمک می‌کند. با استفاده از این چارچوب، می‌توانید محصولاتی بسازید که واقعاً به هدف خود خدمت می‌کنند.برای مطالعه نسخه کامل این مقاله و دریافت جزئیات بیشتر درباره هر مرحله، راهنمای گام به گام، و روش‌های غلبه بر چالش‌های رایج در مدیریت محصول، اینجا را کلیک کنید.</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Mon, 24 Feb 2025 19:16:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور حباب‌های اطلاعاتی واقعیت‌های زندگی ما را شکل می‌دهند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-ygmutd03mpbs</link>
                <description>زندگی واقعی ما تحت تاثیر پنجره‌های دیجیتالی وسیعی است که روزانه زمان زیادی را در آن‌ها صرف می‌کنیم. این حباب‌های اطلاعاتی به طور عمیقی بر ادراکات و تعاملات ما تاثیر می‌گذارند. پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی، که به عنوان مدیوم‌های جهانی مورد ستایش قرار می‌گیرند، اغلب به طور پارادوکسیکال به عنوان یک اکو چمبر عمل می‌کنند - محیط‌های بسته‌ای که در آن‌ها دیدگاه‌های مشابه تقویت و صداهای مخالف خفه می‌شوند. این پدیده، نه تنها باورهای فردی ما را شکل می‌دهد بلکه آگاهی جمعی را نیز به روش‌های ظریف اما قابل توجهی قالب‌بندی می‌کند.اکو چمبرها یا اتاق‌های پژواک در پلتفرم‌های دیجیتال، تنها محصولات جانبی تعاملات آنلاین نیستند، آن‌ها از طریق الگوریتم‌های پیچیده‌ای که برای پاسخگویی به ترجیحات ما طراحی شده‌اند، مهندسی می‌شوند. این حباب‌های اطلاعاتی دیجیتالی اطمینان حاصل می‌کنند که کاربران عمدتا با محتوایی روبه‌رو شوند که با باورهای موجود آن‌ها همسو است؛ ویژگی‌ای که هدف آن افزایش تعامل کاربران به قیمت از دست دادن مواجهه با تنوع فکری است. این پرورش یکدستی، سوالاتی را مطرح می‌کند که مهمترین آن این است: این اکوچمبرها چگونه بر دیدگاه ما تاثیر می‌گذارند؟ تاثیر آن‌ها بر آزادی افکار ما چیست؟ و چطور باید با آن مواجه شد؟من در مطلبی که پیش‌تر در اینجا منتشر کرده‌ام، به‌طور مختصر در این‌باره صحبت کرده‌ام اما در مقاله پیش‌رو به بررسی مکانیک اکوچمبرهای دیجیتال خواهم پرداخت و کاوشی عمیق‌تر در پیامدهای روان‌شناختی و اجتماعی آن‌ها خواهم داشت. با بررسی مطالعات موردی از سیاست و سلامت عمومی، تاثیرات واقعی این محیط‌های بیرونی را نشان می‌دهم و در نهایت، استراتژی‌هایی را برای رهایی از این محدودیت‌های دیجیتالی به بحث می‌گذارم و برای رویکردی متعادل که یک رژیم اطلاعاتی متنوع و نقادانه را ترویج می‌کند راهکارهایی را می‌نویسم. ما از طریق این بررسی بر اهمیت مواجهه با این اکو چمبرها، و تشویق به ارزیابی مجدد نحوه مصرف اطلاعات در عصر جدید دیجیتال تاکید خواهیم کرد. و سپس تعریف می‌کنم که عناصر تشکیل دهنده یک اکوچمبر در عرصه دیجیتالی چیست، از چه مکانیکی پیروی می‌کند و تاثیرات عمیق آن بر جامعه و شناخت فردی را مورد بحث قرار می‌دهم. این تنها یک رویکرد ساختارمند است که به دنبال آموزش نیست، بلکه صرفا دانشی را به اشتراک می‌گذارد تا بتوانیم محدودیت‌های تجربه‌های دیجیتال خود را شناسایی کرده و آن‌ها را به چالش بکشیم.تعریف اکوچمبرهای دیجیتالاکو چمبرها، همانطور که در دنیای دیجیتال ظاهر می‌شوند، محیط‌هایی هستند که افراد در آن بیشتر به ایده‌ها، ایدئولوژی‌ها و اطلاعاتی دسترسی پیدا می‌کنند که دیدگاه‌های موجود آن‌ها را تقویت می‌کند. این سیلوهای مجازی خودساخته نیستند، آن‌ها توسط معماری خاص پلتفرم‌های دیجیتال به ویژه شبکه‌‌های اجتماعی، شکل گرفته‌اند. درک نحوه تشکیل این اکو چمبرها نیازمند درک رفتار انسانی و زیربنای الگوریتمی پیچیده است.یک اکو چمبر دیجیتال می‌تواند به تالاری از آینه‌های تشبیه شود که افکار و باورهای فردی را بدون دخالت دیدگاه‌های مخالف بازتاب می‌دهد. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که کاربران در معرض انتخابی قرار می‌گیرند، و تنها محتوایی را انتخاب می‌کند که با پیش‌فرض‌هایشان همسو است. شخصی‌سازی تجربه دیجیتال، که می‌تواند تعامل کاربر را ساده‌سازی و بهبود ببخشد، به طور پارادوکسی دامنه اطلاعاتی را محدود می‌کند و یک حلقه بازخورد ایجاد می‌کند که در آن تنها ایده‌های مشابه در گردش و بازگردش است.شکل‌گیری و تقویت اکو چمبرها عمدتا توسط دو مکانیزم درهم تنیده رانده می‌شود: دستکاری الگوریتمی و الگوهای تعامل کاربر.دستکاری الگوریتمی: پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی از الگوریتم‌های پیچیده‌ای استفاده می‌کنند که با ارائه محتوایی که احتمالا برای فرد جذاب است، تعامل کاربر را افزایش دهند. این الگوریتم‌ها رفتارهای گذشته - لایک‌ها، اشتراک‌ها، جستجوها و حتی مدت زمان صرف شده روی پست‌های خاص - را تجزیه و تحلیل می‌کنند تا خوراک کاربر را شخصی‌سازی کنند. در نتیجه، سیستم محتوایی را که با باورهای موجود کاربر همسوتر است، ترویج می‌دهد و در نتیجه تعصبات شناختی او را تقویت می‌کند.الگوهای تعامل کاربر: کاربران به طور طبیعی به سمت جوامع و محتوایی که بازتاب‌دهنده دیدگاه‌ها و ارزش‌های آن‌ها هستند، جذب می‌شوند. این تمایل توسط ویژگی‌های «لایک‌» و «اشتراک‌گذاری» تقویت می‌شود که دید محتوا را به سمت مطالب محبوب و اغلب جنجالی‌تر یا احساسی‌تر متمایل می‌کند. تعاملات درون این گروه‌های همگن هویت گروهی را تقویت کرده و اعضا را بیشتر از دیدگاه‌های مختلف جدا می‌کند.سفارشی‌سازی محتوا: فراتر از الگوریتم‌ها، سفارشی‌سازی محتوا نقش حیاتی را در این میان بازی می‌کند. کاربران اغلب صفحات یا کانال‌هایی را دنبال می‌کنند که به طور خاص با علایق آن‌ها مرتبط است و منجر به مواجهه با محتوای باریک‌تر (سفارشی‌تر) می‌شود. این سفارشی‌سازی به تبلیغات و گروه‌های پیشنهادی نیز گسترش می‌یابد و اثر اکو چمبر را تقویت می‌کند.این اکو چمبرهای دیجیتال نه تنها مواجهه با دیدگاه‌های متنوع را محدود می‌کنند، بلکه فعالانه در شکل‌گیری نظرات دخیل هستند و اغلب به قیمت از دست دادن امکان درک جامع از مسائل. همانطور که بحث در مورد تاثیرات روانشناختی و اجتماعی آن‌ها می‌پردازیم، شناسایی خطرات ذاتی ناشی از چنین محیط‌های اطلاعاتی محصول شده نیز ضروری و غیرقابل انکار است.تاثیرات روان‌شناختی و اجتماعی اکو چمبرهای دیجیتالاکو چمبرهای دیجیتال نه تنها دیدگاه‌های فردی را بازآرایی می‌کنند، بلکه تاثیر عمیقی نیز بر گفتمان اجتماعی دارند. تلفیق تعصبات شناختی و پیامدهای اجتماعی حلقه بازخوردی ایجاد می‌کند که قطبی‌سازی را تشدید و توانایی جمعی برای گفت‌وگوی انتقادی را کاهش می‌دهد. درک این اثرات برای شناسایی پیامدهای گسترده‌تر محیط‌های اجتماعی ما که به طور فزاینده‌ای دیجیتالی شده‌اند، حیاتی است.اکو چمبرها از طیف وسیعی از تعصبات شناختی سوءاستفاده می‌کنند، که در میان آن‌ها تعصب تایید خاص برجسته است. تعصب تایید باعث می‌شود که افراد اطلاعاتی که باورهای پیشین آن‌ها را تایید می‌کند، ترجیح دهند و اطلاعاتی را که با آن‌ها در تضاد است، نادیده گرفته یا توجیه کنند. در اکو چمبرهای دیجیتال، این تعصب به طور مداوم توسط خوراک‌های الگوریتمی که دیدگاه‌های ناسازگار را حذف می‌کنند، تقویت می‌شود، بدین ترتیب اعتقادات را محکم‌تر کرده و احتمال مواجهه با دیدگاه‌های چالش‌برانگیز یا متنوع را کاهش می‌دهد.برای درک بهتر این سوگیری‌های شناختی اینجا مطلبی نوشته‌ام که می‌توانید آن را بخوانید.سایر تعصبات شناختی که اکو چمبرها آن‌ها را دستکاری می‌کنند، شامل اثر قطار است. جایی که افراد باورها را به دلیل ادراک آن‌ها به عنوان محبوب یا عرف در گروهشان، اتخاذ می‌کنند و اثر بازگشت، جایی است که شواهد متناقض باعث تقویت باورهای اصلی فرد به جای ضعیف کردن آن‌ها می‌شود. وقتی این تعصبات به طور مکرر فعال شوند، می‌توانند واقعیت را تحریف کرده و برای افراد دشوار سازند که به طور بی‌طرفانه با موضوعات مواجه شوند یا اطلاعات جدیدی را بپذیرند.تاثیرات اجتماعی اکو چمبرهای دیجیتال از چند جهت قابل بررسی است و عمدتا با افزایش قطبی‌سازی نمود بیشتری پیدا می‌کند. همانطور که افراد به گروه‌های همفکر و ایدئولوژیک می‌پیوندند، زمینه میانه‌روی فرسوده شده و فرصت را برای بروز موقعیت‌های افراطی فراهم می‌کند.این تقسیم‌بندی بیشتر توسط پدیده تفکیک اجتماعی تشدید می‌شود، جایی که مردم خود را به جوامعی که ارزش‌های مشابهی دارند، متصل می‌کنند تا هویت گروهی و وفاداری را تحکیم کنند. چنین تقسیماتی می‌تواند به ذهنیت «ما در مقابل آن‌ها» منجر شود که به ویژه در جوامع تکثرگرا که همکاری و سازش برای دموکراسی‌های کارآمد در آن ضروری است ویرانگر است.علاوه بر این، کاهش مواجهه با دیدگاه‌های متنوع نه تنها بر درک فردی تاثیر می‌گذارد، بلکه بر فرآیندهای تصمیم‌گیری جمعی نیز تاثیرگذار است. این امر ایده‌آل دموکراتیک یک اتخاب آگاهانه که لازمه‌ آن اتخاذ تصمیمات براساس طیف وسیعی از دیدگاه‌ها و شواهد است را تضعیف می‌کند و در بلند مدت،  می‌تواند منجر به تجزیه اجتماعی شود.رسیدگی به تأثیرات روان‌شناختی و اجتماعی اکو چمبرها نیازمند تلاش‌های هماهنگی برای ترویج سواد رسانه‌ای و تفکر نقادانه در کنار مداخلات فناورانه برای تنوع‌بخشی به مواجهه در پلتفرم‌های دیجیتال است. همانطور که ما به کاوش در پیامدهای این حباب‌های دیجیتال ادامه می‌دهیم، نیاز به ابزارها و استراتژی‌هایی برای کاهش اثرات آن‌ها بیش از پیش آشکار می‌شود.مطالعات موردی: اکو چمبرها در عملاکو چمبرهای دیجیتال تأثیر خود را به روش‌های متعدد و قابل توجهی در بخش‌های مختلف نشان داده‌اند. دو مورد از مهم‌ترین حوزه‌ها - قطبی‌سازی سیاسی و اطلاعات نادرست بهداشت عمومی - نشان می‌دهند که چگونه محیط‌های دیجیتال می‌توانند نظر عمومی را شکل دهند و بر نتایج واقعی جهان تأثیر بگذارند.نقش اکو چمبرها در قطبی‌سازی سیاسی در کمپین‌های سیاسی اخیر در سراسر جهان به طور فزاینده‌ای مشهود شده است. به عنوان مثال، در طول انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ ایالات متحده، طرفداران نامزدهای مختلف اغلب در جهان‌های اطلاعاتی جداگانه‌ای یافت می‌شدند. پلتفرم‌هایی مانند فیسبوک و توییتر این تقسیم‌بندی را با ارائه خوراک‌های خبری که باورهای موجود را تقویت می‌کردند، تسهیل کرده و با محدود کردن مواجهه با دیدگاه‌های مخالف، به محیط انتخاباتی قطبی شده کمک می‌کردند. این پدیده منحصر به ایالات متحده نبود؛ الگوهای مشابهی در رویدادهای سیاسی در اروپا، مانند برگزیت، مشاهده شده‌اند که در آن‌ها کمپین‌های هدفمند رسانه‌های اجتماعی تفرقه‌ها را تشدید و اکو چمبرها را تقویت کرده‌اند.این حباب‌های اطلاعاتی دیجیتال پیام‌های حزبی را تقویت می‌کنند، در حالی که نظرات میانه‌رو یا مخالف را فیلتر می‌کنند و منجر به افزایش تنش‌های سیاسی می‌شوند. به طوری که کمپین‌های سیاسی به طور فزاینده‌ای از تجزیه و تحلیل داده‌ها برای هدف قرار دادن رأی‌دهندگان استفاده می‌کنند، خطر عمیق‌تر شدن شکاف‌های سیاسی از طریق کمپین‌های شخصی‌سازی شده افزایش می‌یابد، که چالشی برای مفهوم گفتگوی سیاسی ملی واحد است.اکو چمبرها همچنین تأثیرات شدیدی در حوزه بهداشت عمومی داشته‌اند، که به ویژه در طول همه‌گیری COVID-19 مشهود بوده است. اطلاعات نادرست در مورد واکسن‌ها نمونه‌ای تأثیرگذار است. پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی، که اغلب به عنوان اکو چمبرها عمل می‌کنند، امکان گسترش سریع اطلاعات غلط در مورد ایمنی و اثربخشی واکسن‌ها را فراهم کرده‌اند. این امر به چالش‌های قابل توجهی در بهداشت عمومی منجر شده است، از جمله تردید در مورد واکسن و مقاومت در برابر آن، که تلاش‌ها برای دستیابی به ایمنی گله‌ای در مناطق مختلف را مختل کرده است.در مثالی دیگر، گروه‌های خاصی در فیسبوک و کانال‌هایی در یوتیوب به عنوان کانون‌های اطلاعات نادرست ضد واکسیناسیون شناسایی شده‌اند که اعضای آن دیدگاه‌های بدبینانه خود را در مورد واکسیناسیون بدون استدلال‌های علمی کافی منتشر می‌کردند. این وضعیت نشان می‌دهد که چگونه اکو چمبرها نه تنها اطلاعات نادرست را نشر می‌دهند، بلکه جوامعی را که بر اساس تصورات اشتباه مشترک پیوند خورده‌اند، شکل‌دهی کرده‌اند.این مطالعات موردی نقش قدرتمند اکو چمبرهای دیجیتال در شکل‌دهی به نظر عمومی و تأثیرگذاری بر رویدادهای واقعی جهان را تأکید می‌کنند. در سیاست، آن‌ها می‌توانند مسیر انتخابات و جهت‌گیری‌های سیاستی را تغییر دهند، در حالی که در بهداشت عمومی، می‌توانند تلاش‌های کنترل بیماری و اعتماد عمومی به مداخلات پزشکی را تضعیف کنند. پیامدهای چنین تحریف‌هایی دامنه‌دار است و تأثیری بر ثبات اجتماعی و رفاه فردی دارد.شکستن حباب: استراتژی‌های فرار از اکو چمبرهای دیجیتالبرای مقابله با اثرات اکو چمبرهای دیجیتال، هم افراد و هم پلتفرم‌ها باید گام‌های پیشگیرانه‌ای بردارند. رسیدگی به این مسائل نیازمند آگاهی، اقدام عمدی و تنظیمات فناورانه است. در اینجا، استراتژی‌هایی را ترسیم می‌کنم که می‌تواند به رقیق کردن تعصبات متمرکز و گسترش افق‌های اطلاعاتی کاربران کمک کند.استراتژی‌ها برای افرادتنوع‌بخشی به منابع اطلاعاتی: یکی از مؤثرترین راه‌ها برای فرار افراد از اکو چمبرها، جستجوی فعال و تعامل با انواع منابع خبری است، به ویژه آن‌هایی که توانایی به چالش کشیدن دیدگاه‌های  آن‌ها را دارند. اشتراک در خروجی‌های خبری مختلف، دنبال کردن متفکران از سراسر طیف‌های سیاسی، و شرکت در بحث‌های خارج از منطقه راحتی (کانفورت زون) می‌تواند به کاهش اثرات اکو چمبرها کمک کند.سواد رسانه‌ای بحرانی: توسعه مهارت‌ها در سواد رسانه‌ای می‌تواند افراد را قادر سازد تا اطلاعات جانبدارانه را شناسایی کنند و مکانیزم‌های پشت پرده کیوریشن محتوا در پلتفرم‌های دیجیتال را درک کنند. استفاده از برنامه‌های آموزشی که به کاربران آموزش می‌دهند تا منبع را زیر سؤال ببرند، واقعیت‌ها را بررسی کنند و زمینه اطلاعاتی که مصرف می‌کنند را درک کنند، نیز در این مسیر حیاتی هستند.مشارکت در گفتگوی دقیق: تشویق به گفتگوهای باز با افرادی که نظرات متفاوتی دارند می‌تواند افراد را با دیدگاه‌های جایگزین مواجه سازد و انزوای ایجاد شده توسط اکو چمبرها را کاهش دهد. مشارکت در گفتگوهای محترمانه و سازنده به ایجاد درک و همدلی فراتر از تفاوت‌ها کمک می‌کند.نقش پلتفرم‌هاشفافیت و بازطراحی الگوریتمی: پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی می‌توانند نقش قابل توجهی در تخریب اکو چمبرها با افزایش شفافیت الگوریتم‌های کیوریشن محتوای خود و کاهش وابستگی به معیارهای تعامل که محتوای جنجالی و قطبی‌کننده را ترویج می‌دهند، ایفا کنند. بازطراحی این الگوریتم‌ها به منظور معرفی طیف وسیع‌تری از دیدگاه‌ها می‌تواند به ایجاد محیط اطلاعاتی متعادل‌تر کمک کند.ترویج محتوای متنوع: پلتفرم‌ها قابلیت ترویج محتوایی را دارند که شکاف‌های ایدئولوژیک را پُر کند.پلتفرم‌ها می‌توانند با برجسته‌سازی مقالات، ویدیوها، و بحث‌هایی که چندین جنبه از یک موضوع را ارائه می‌دهند، کاربران را تشویق کنند تا با طیف وسیع‌تری از ایده‌ها روبه‌رو شوند.اجرای و اعمال سیاست‌ها: پیاده‌سازی و اجرای سیاست‌هایی که به هدف قرار دادن اطلاعات نادرست و سخنان نفرت‌پراکن بدون تجاوز به آزادی بیان می‌پردازند، می‌تواند به حفظ گفتگوی دیجیتالی سالم کمک کند. بازرسی‌ها و به‌روزرسانی‌های منظم این سیاست‌ها، بر اساس داده‌های جدید و تحولات فضای دیجیتال، ضروری است.تلاش‌های جمعیخروج از اکو چمبرهای دیجیتال تنها مسئولیت افراد یا پلتفرم‌ها نیست، بلکه نیازمند تلاش‌های جمعی از معلمان، سیاست‌گذاران، توسعه‌دهندگان فناوری، و رهبران جامعه است. با پرورش محیطی که دیدگاه‌های متنوع و تفکر نقادانه را ارزشمند می‌شمارد، جامعه می‌تواند اثرات مخرب اکو چمبرها را خنثی کند.در یادداشت، من به بررسی تأثیر فراگیر اکو چمبرهای دیجیتال بر ادراک و تعامل ما با جهان پرداختم. این حباب‌ها، که توسط دستکاری الگوریتمی تسهیل شده و توسط انتخاب‌های انتخابی خودمان تقویت می‌شوند، نه تنها ورودی‌های اطلاعاتی ما را محدود می‌کنند بلکه به شیوه‌های عمیقی باورها و رفتارهای ما را شکل می‌دهند. پیامدهای زندگی درون این اکو چمبرها از قطبی‌سازی سیاسی افزایش‌یافته تا اطلاعات نادرست بهداشت عمومی متغیر است، که هم بر هماهنگی اجتماعی و هم بر سلامت فردی ما تأثیر می‌گذارد.حیاتی است که هم افراد و هم پلتفرم‌ها استراتژی‌هایی را به کار بگیرند که محیط دیجیتالی سالم‌تر و فراگیرتری را ترویج کنند. برای افراد، تنوع‌بخشی به منابع اطلاعاتی، افزایش سواد رسانه‌ای، و مشارکت در گفتگوی باز گام‌های ضروری برای شکستن محدودیت‌های اکو چمبرها هستند. برای پلتفرم‌ها، تعهد به شفافیت الگوریتمی، ترویج محتوای متنوع، و اجرای دقیق سیاست‌ها می‌تواند تشکیل و تأثیر این حباب‌های دیجیتالی را کاهش دهد.همچنین تشویق به فرهنگ گفتگوی باز و نقادانه و تمایل به کاوش و درک دیدگاه‌های متنوع در این میان ضروری است. با انجام این موارد، نه تنها زندگی خود را غنی‌تر می‌کنیم بلکه به جامعه‌ای آگاه‌تر، همدلانه‌تر و متحدتر کمک می‌کنیم.بیایید همه ما برای دیدگاهی گسترده‌تر و آینده‌ای روشن‌تر، این حباب‌ها را، یک کلیک به نوبت، بترکانیم.کانال تلگرام برای موضوعات مدیریت پروژه و مدیریت محصول کمتر فعال هست ولی هست. برای اینکه باهم در ارتباط باشید می‌تونید اونجا رو داشته باشید تا آگهی‌هایی که گاها تو این حوزه وجود داره و اونجا می‌فرستم یا مطالب تخصصی‌تر در حوزه مدیریت پروژه و مدیریت محصول رو اونجا دنبال کنید.کانال تلگرام جدیدی راه انداختم که کمی خارج از حال و هوای کار و فضای غیر رسمی‌تر هست و چیزهایی که بیشتر بهش علاقه دارم یا نوشته‌ها و داستان‌های کوتاه رو اونجا می‌فرستم. اگه دوست داشتید اینجا عضو بشید.یه خبرنامه انگلیسی هست با موضوع آزادی‌های فردی و اجتماعی و تقریبا هر کتاب، فیلم یا مقاله‌ جذابی که ببینم و البته مرتبط به موضوع باشه رو اونجا در قالب پست‌های هفتگی ارسال می‌کنم. روی سابستک هست و می‌تونید عضو بشید.جدیدترین کتابی هم که توی آمازون منتشر کردم رو از اینجا می‌تونید بهش دسترسی داشته باشید. (البته توی استورهای دیگه آمازون هم در کشورهای دیگه در دسترس هست)همچنان اگر کاری داشتید با من هم می‌تونید از طریق کانال‌ها یا تلگرام با من در ارتباط باشید و هر سوالی که فکر می‌کنید ممکنه بتونم بهتون جواب بدم یا راهنمایی بکنم هم بهتون کمک می‌کنم قطعا.</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Apr 2024 11:12:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش رسانه‌های اجتماعی در گفتمان سیاسی مدرن</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-setq7pe9b1ri</link>
                <description>farنقش رسانه‌های اجتماعی در گفتمان سیاسی مدرنتوضیح ضروری: شاید فکر کنید که این متن خیلی نگاه سیاسی به نقش رسانه‌های اجتماعی داره، اما اگر تا انتهای این متن رو با من همراه باشید، متوجه می‌شید که هدف اصلی‌ای این مطلب این هست که یادآوری کنه چه‌اتفاقی در شبکه‌های اجتماعی در حال رخ دادن هست و چطور این موضوع زندگی سیاسی و اجتماعی ما رو تحت تاثیر قرار داده. در دنیای به شدت در هم تنیده امروز، رسانه‌های اجتماعی مثل توییتر؛ از نقش ساده خود به عنوان کانال ارتباطی ساده، فراتر رفته و به عرصه‌ای کلیدی برای گفتمان و تصمیم‌گیری‌های سیاسی تبدیل شده‌اند. فراگیری این بسترها البته؛ عصر جدیدی را رقم زده که در آن رهبران سیاسی، فعالان و شهروندان برای به اشتراک گذاشتن اخبار، بیان نظرات و جلب فراخوان حمایت‌ها، گرد هم آمده‌اند. تاثیر رسانه‌های اجتماعی بر سیاست، عمیق‌تر و فراگیرتر از قبل شده و همه‌چیز از فراخوان‌های اعتراضی تا شکل‌دهی به کمپین‌های انتخاباتی را نیز تحت تاثیر قرار داده است.با این حال، همزمان با افزایش اهمیت نقش این بسترها در عرصه‌های سیاسی، سوالاتی در مورد تاثیرگذاری آن‌ها بر فرآیند دموکراتیک کردن جامعه نیز مطرح می‌شود. در مرکز این پرسش‌ها می‌توان به نقش رسانه‌های اجتماعی در تاثیرگذاری بر تصمیم‌گیری‌های سیاسی پرداخت. اینکه آیا این رسانه‌ها به دموکراتیزه کردن اطلاعات و افزایش مشارکت‌های سیاسی کمک می‌کنند، یا به انتشار اطلاعات نادرست و قطبی‌سازی نظرات عمومی منجر می‌شوند؟ علاوه بر این، میزان تاثیر این بسترها بر خود دموکراسی باید با دقت زیادی مورد بررسی قرار گیرد. این گفتمان ماهیت دو سویه رسانه‌های اجتماعی در سیاست مدرن را نیز بررسی می‌کند و قابلیت‌های آن را - هم برای بهبود و هم مانع‌تراشی برای فرآیند دموکراتیک کردن جوامع - مورد ارزیابی قرار می‌دهد.در این مطلب، به دنبال درک پیچیدگی‌های نقش رسانه‌های اجتماعی در سیاست هستم. با تجزیه و تحلیل نحوه تاثیرگذاری رسانه‌های اجتماعی مثل توییتر بر روایت‌های سیاسی، شکل‌گیری نظرات عمومی و حتی احتمال تاثیرگذاری بر نتایج انتخابات، می‌توانیم درک بهتری از پیامدهای وسیع‌تر برای دموکراسی داشته باشیم. این بررسی نه تنها قدرت رسانه‌های اجتماعی را یادآور می‌شود، بلکه به ارزیابی چالش‌های آن نیز پرداخته و بینش‌هایی را ارایه می‌کند که چگونه می‌توان این بسترها را به گونه‌ای به کار گرفت که به بهبود محیط سیاسی کمک کند تا اینکه تفرقه‌ها را تشدید کند.قدرت بستر رسانه‌های اجتماعی به عنوان ابزاری سیاسیرسانه‌های اجتماعی به یک ابزار سیاسی ضروری تبدیل شده‌اند که به شخصیت‌هایی از سراسر طیف‌ اجازه می‌دهد تا بدون واسطه‌گری سنتی رسانه‌ها، مستقیما با عموم مردم ارتباط برقرار کنند. توییتر به ویژه به عنوان یک بستر قدرتمند در این میان ظهور کرده که در آن سیاستمداران می‌توانند به سرعت، افکار خود را به اشتراک بگذارند، به رویدادها پاسخ داده و حامیان خود را بسیج کنند. این خط مستقیم، نه تنها پیام‌های آنان را تقویت می‌کند،‌ بلکه امکان دریافت بازخورد و تعامل فوری را از سوی عموم مردم برای آن‌ها فراهم می‌آورد.کاربرد توییتر به عنوان یک ابزار سیاسی، چند وجهی است. این بستر نه تنها به عنوان کانالی برای اعلامیه‌های سیاسی و مواضع حزبی عمل می‌کند، بلکه به عنوان میدانی برای شکل دادن به روایت‌های عمومی و واکنش نشان دادن به رقبای سیاسی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. توانایی ارسال واکنش‌های زنده به رویدادهای جاری، توییتر را در زمان بحران‌های سیاسی یا لحظات خبری مهم، قدرتمندتر نیز ساخته است. علاوه بر این، ساختارِ این بستر که به پیام‌های مختصر و تاثیرگذار تمایل دارد، می‌تواند ارتباطات سیاسی را مستقیم‌تر و احتمالا تاثیرگذارتر کند.یک نمونه برجسته از تاثیر توییتر بر گفتمان سیاسی، انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۶ بود. دونالد ترامپ از توییتر به طور گسترده‌ای برای دور زدن کانال‌های رسانه‌ای سنتی، ارتباط با رای دهندگان و قالب‌بندی روایت خود استفاده کرد. توییت‌های او اغلب چرخه‌های خبری، پوشش رسانه‌ای و همچنین گفتمان عمومی را تحت تاثیر قرار داد.این بینش‌ها بر نقش پیچیده رسانه‌های اجتماعی به ویژه تویتر، در شکل‌دهی ارتباطات سیاسی و ادراک عمومی در دوره‌های حساس انتخابات تاکید کرده است. (اینجا)، (اینجا) و (اینجا)نمونه دیگر، جنبش #BlackLivesMatter بود که از توییتر برای افزایش آگاهی و محرک بحث در مورد بی‌عدالتی نژادی در ایالات متحده استفاده کرد. توییت‌های حاوی این هشتگ، نه تنها به گسترش و پخش اطلاعات کمک کردند، بلکه تظاهرات سراسری در این کشور را نیز سازماندهی و تحریک کردند تا نقش توییتر در فراخوان‌های عمومی برای جنبش‌های اجتماعی را نیز به نمایش بگذارند.در زمینه‌های بین‌المللی نیز، توییتر توانسته است نقش حیاتی در جنبش‌هایی مانند بهار عربی و جنبش‌های اجتماعی ایران ایفا کند. فعالان اجتماعی و سیاسی از این بستر برای سازماندهی تظاهرات، به اشتراک‌گذاری به‌روز رسانی‌های زنده و جلب توجه جهانی به موضوع خود استفاده کرده‌اند. گسترش سریع اطلاعات از طریق توییتر به طور قابل توجهی به دیده شدن و شتاب بخشیدن به این جنبش‌ها کمک کرد و قدرت این بستر را در تاثیرگذاری بر رویدادهای سیاسی و اجتماعی فراتر از مرزها نشان داد.اثر بخشی این رسانه اجتماعی - و البته سایر آن‌ها - در ارتباطات سیاسی واضح است، اما پیامدهای این قدرت پیچیده‌اند. از یک سو، رسانه‌های اجتماعی اطلاع‌رسانی را دموکراتیزه می‌کنند و با ارائه بستری برای بیان دغدغه‌ها و بسیج حمایت، افراد را قدرتمند می‌سازند. از سوی دیگر، همان ابزارها می‌توانند برای گمراه کردن، دستکاری در افکار عمومی و پخش اطلاعات نادرست نیز استفاده شوند.نمونه‌ای از شکل‌گیری و اجرای این پروپاگانداها در کتاب «کنترل رسانه» نوام چامسکی، توضیح داده شده و من پیش‌تر در این مطلب به تفصیل در مورد آن نوشته‌ام.ماهیت خلاصه‌نویسی که در توییتر وجود دارد، همچنین می‌تواند به ساده‌سازی بیش از حد مسائل سیاسی منجر شود و گفتمان دقیق را به تیترهای حساس کننده تبدیل و حتی توانایی این را داشته باشد که از بیان کامل حقیقت دور شده و آن را به بحثی معنادار و پُر حاشیه تبدیل کند.علاوه بر این، ماهیت الگوریتمی توییتر، به ایجاد اتاق‌های انعکاسی جدید می‌انجامد که باعث تقویت باورهای موجود کاربران شده و ممکن است افکار عمومی را بیشتر به سمت دو قطبی کردن فضای جامعه هدایت کند. این جنبه، سوالات مهمی را در مورد نقش رسانه‌های اجتماعی در ترویج فرآیند دموکراتیک سالم مطرح می‌کند. در حالی که رسانه‌های اجتماعی می‌توانند مشارکت را تقویت کنند، در عین حال نیز می‌توانند منجر به افزایش تفرقه و ناسازگاری بیانجامند؛ اگر به دقت مدیریت نشوند.مکانیزم‌های تاثیرگذاریتاثیر رسانه‌های اجتماعی بر درک عمومی و گفتمان سیاسی تنها نتیجه ارتباط مستقیم کاربران نیست؛ بلکه به طور قابل توجهی تحت تاثیر مکانیزم‌های زیربنایی خود پلتفرم‌ها شکل می‌گیرد. به ویژه الگوریتم‌ها و معیارهای مشارکت. این اجزا، نقش حیاتی در تعیین چگونگی گسترش اطلاعاتی دارند که به کاربران می‌رسد.در هسته رسانه‌های اجتماعی مثل توییتر، الگوریتم‌هایی وجود دارند که محتوا را براساس پارامترهای مختلفی مانند رفتار کاربر، تاریخچه تعامل و روابط شبکه‌ای، دسته‌بندی و عرضه می‌کنند. این الگوریتم‌ها برای افزایش تعامل کاربران طراحی شده‌اند و اغلب نمایش محتوایی را که واکنش‌های عاطفی شدیدی را برانگیخته یا باورهای موجود را تقویت کرده‌اند، در اولویت قرار می‌دهد. این سیستم می‌تواند درک عمومی را با تقویت برخی از انواع محتواها نسبت به دیگران، تحریف کند و ممکن است صداهای معتدل‌تر را به حاشیه رانده و پیام‌های قطبی‌تر را ارتقا دهد.به عنوان نمونه، الگوریتم‌ها ممکن است محتوای احساسی را که - گرچه جذاب است - احتمالا بیانگر دقیق یا متعادلی از یک موضوع نباشد را ترویج دهند. در زمینه‌های سیاسی، این می‌تواند منجر به گسترش اطلاعات نادرست یا محتوای بیش از حد حزبی شود که درک عمومی از موضوعات حیاتی را تحریف می‌کند. اثر اتاق انعکاس، جایی که کاربران عمدتا در معرض دیدگاه‌هایی قرار می‌گیرند که با دیدگاه‌های خودشان هم‌صداست، تا حدی محصول فیلترینگ الگوریتمی است. این می‌تواند واقعیتی تحریف شده را ایجاد کند که در آن دیدگاه‌های مخالف به ندرت با آن‌ها برخورد می‌کنند و منجر به عمومیت پذیری و افزایش فضای دو قطبی میان کاربران می‌شود.همچنین معیارهای تعاملی مانند لایک‌ها، اشتراک‌گذاری‌ها و ثبت نظرات نیز نقش حیاتی در شکل‌دهی به چشم‌انداز سیاسی در رسانه‌های اجتماعی دارند. محتوایی که تعامل زیادی به دست می‌آورند، بیشتر ممکن است توسط الگوریتم‌ها ترویج شوند. حلقه‌های بازخوردی بیشتری ایجاد کنند و در آن محتوای محبوب بیشتر دیده شوند. این مکانیزم می‌تواند پیام‌های سیاسی خاص را صرف نظر از دقت واقعی و یا اهمیت آن‌ها تقویت کند.دینامیک موضوعات داغ، این پدیده را به خوبی نشان می‌دهد. زمانی که یک هشتگ یا یک موضوع خاص، انتقادات و تعاملات زیادی را به خود می‌گیرد، می‌تواند به سرعت در میان ترندها ظاهر شود، آن‌را دیدنی‌تر و در نتیجه تعاملات بیشتر و بیشتری را کسب کند. این دیدنی شدن‌ها اغلب به تاثیرگذاری روی جامعه ترجمه می‌شود و اجازه می‌دهد که برخی روایت‌ها بر گفتمان صحیح و منطقی غالب شوند. با این حال، از آنجایی که این سیستم، محتوایی را که تعامل ایجاد می‌کند به جای محتوایی که لزوما مهم یا معتبر است با پاداش‌های خود به تقویت کردن ادعاهای گمراه‌کننده یا حساس می‌رساند. این می‌تواند چالش‌های اطلاعاتی نادرست و قطبی‌سازی را تشدید کرده و اغلب محتوایی را ترویج کند که بر تعصبات صحه گذاشته و واکنش‌های عاطفی را بر بحث‌های آگاهانه و دقیق، اولویت دهد.پس الگوریتم‌ها و معیارهای تعامل در بسترهای رسانه‌های اجتماعی تاثیر عمیقی بر گفتمان سیاسی دارند. آن‌ها نه تنها تعیین می‌کنند که چه اطلاعاتی دیده شوند، بلکه تفسیر آن توسط عموم را نیز شکل‌دهی می‌کنند. از این‌رو، شناخت و رسیدگی به پیامدهای این مکانیزم در ترویج گفتمان‌های سالم‌تر و آگاهانه‌تر در رسانه‌های اجتماعی نیاز حیاتی این روزهاست.الگوریتم‌های تاثیرگذاری در رسانه‌های اجتماعی پیامدها برای دموکراسیاثرات عمیقی که رسانه‌های اجتماعی بر دموکراسی می‌گذارند، هم بر ساختار بحث‌های عمومی و هم بر ماهیت مشارکت سیاسی بروز پیدا می‌کند و همانطور که این بسترها به عرصه‌های اصلی گفت‌وگو تبدیل می‌شوند، نباید از نقش آن‌ها در شکل‌دهی به افکار عمومی و مشارکت در قطبی‌سازی سیاسی غاقل شد. ارزیابی اینکه آیا رسانه‌های اجتماعی واقعا به عنوان فضایی دموکراتیک برای گفت‌وگو عمل می‌کنند یا صرفا به عنوان میدان نبردی برای اصرار ورزیدن بر ایدئولوژی‌ها عمل می‌کنند نیز باید در جایگاه خود مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد تا اثر بخشی آن بر فرایندهای دموکراتیک در جوامع مشخص شود.رسانه‌های اجتماعی به طور رادیکالی نحوه مصرف و بحث در موضوع اطلاعات را نیز تغییر داده‌اند و انتشار سریع ایده‌ها را در شبکه‌های جهانی تسهیل کرده‌اند. با این حال، این قابلیت با معایب قابل توجهی همراه شده است، به ویژه در نحوه مشارکت آن در قطبی سازی دیدگاه‌های سیاسی. شبکه‌هایی مثل توییتر، ایده‌ها و صداهایی را که بیشترین تعامل کاربران را به خود اختصاص می‌دهند - غالبا آن‌هایی که افراطی‌تر یا از نظر عاطفی زردتر یا عامه‌پسندتر هستند - را تقویت می‌کند. این گرایش می‌تواند تقسیمات درون جامعه را با تقویت تعصبات موجود و انزوای کاربران از دیدگاه‌های متنوع، تشدید کند.ماهیت محرک الگوریتمی، تحویل محتوا به ایجاد اتاق‌های انعکاس را منجر شده و همانطور که پیش‌تر اشاره شد؛ کاربران به طور مکرر با اطلاعاتی مواجه می‌شوند که با دیدگاه‌های آن‌ها هماهنگ است، باورهای آن‌ها را تقویت می‌کند و ممکن است به تثبیت تقسیمات ایدئولوژیکی دامن زند. این محیط، زمین حاصل‌خیری برای رشد حزب‌گرایی است. زیرا افراد از مواضع مورد تایید خود بیشتر دفاع کرده و کمتر به نسبت به شنیدن دیدگاه‌های مخالف تحمل نشان می‌دهند.میدان عمومی دیجیتال؛ اطلاعات نادرست و روش‌های مقابله با آناز نظر مفهومی، رسانه‌های اجتماعی وعده میدانی عمومی و دیجیتالیزه را می‌دهند، جایی که شهروندان از پس‌زمینه‌های متنوع می‌توانند برای بحث و مناظره در موضوعات عمومی دور هم جمع شوند. از نظر نظری، اما؛ این موضوع با کاهش موانع مشارکت و فراهم کردن بستری برای صداهای متنوع و مشارکت دموکراتیک را تقویت می‌کند. با این حال، در عمل؛ با واقعیت پیچیده‌تری مواجهیم.در حالی که رسانه‌های اجتماعی دسترسی بی‌سابقه‌ای به گفت‌وگوی عمومی فراهم کرده‌اند، غالبا بیشتر شبیه میدان نبردهای ایدئولوژیک شده‌اند تا یک فضای سازنده برای مناظره و شنیدن نظرات دیگران. ناشناسی و فاصله‌ای که توسط تعاملات رسانه‌های اجتماعی فراهم می‌شود، می‌تواند به ارتباطات تهاجمی‌تر - و کم‌تر همدلانه - منجر شود. گاهی به آزار و اذیت و ترولینگ تنزل یافته و این دینامیک منفی می‌تواند مشارکت معنادار را بازدارنده و بحث فراگیر و محترمانه‌ای که بر پایه گفتمان دموکراتیک باشد را خفه کند.به علاوه، منافع تجاری شرکت‌های رسانه‌های اجتماعی نیز بر ماهیت این گفت‌وگوها اثر می‌گذارد. این بسترها برای حداکثر کردن تعامل کاربران طراحی شده که می‌تواند پتانسیل دموکراتیک کردن آن را تعضیف کرده و به جای بحث ماهوی، حساسیت‌زدایی و تعارض را در اولویت قرار دهد.از سوی دیگر انتشار اطلاعات نادرست در این شبکه‌ها نیز از تهدیدات بحرانی برای گفت‌وگوهای عمومی آگاهانه به حساب می‌آید. اطلاعات نادرست می‌تواند به سرعت ویروسی شده و قسمت‌های بزرگی از جامعه را گمراه کند، بر افکار عمومی تاثیر بگذارد و حتی انتخابات را تحت تاثیر قرار دهد چرا که گسترش سریع، توسط الگوریتم‌ها و ماهیت خودِ رسانه‌های اجتماعی تسهیل می‌شود - سرعت، دامنه و تقویت الگوریتمی محتوای جذاب؛ صرف نظر از صحت و اصالت آن.قدرت بستر رسانه‌های اجتماعی به عنوان ابزاری سیاسیدر پاسخ، این رسانه‌ها شروع به اجرای طیفی از روش‌های مقابله‌ای کرده‌اند که شامل معرفی خدمات بررسی واقعیت یا صحت‌سنجی داده‌ای می‌شوند. جایی که نهادهای خارجی صحت اطلاعات را به ویژه در زمان‌های حساس مانند انتخابات یا بحران‌های بهداشت عمومی، تایید یا رد می‌کنند. این شبکه‌ها همچنین با برچسب زدن به اطلاعات احتمالا نادرست یا با منابع ناشناخته، از پخش آن جلوگیری می‌کنند و یا به کاربران هشدار می‌دهند که اعتبار محتوا را زیر سوال ببرند. اخیرا، به‌کارگیری از هوش مصنوعی برای شناسایی الگوهایی که نشان دهنده جعلی بودن اخبار است در این شبکه‌ها به‌کار گرفته شده است تا پیش از پخش گسترده آن، فرایندهای مقابله‌ای و برچسب زدن روی آن انجام شود.ولی با وجود تمام این تلاش‌ها، به دلیل حجم عظیم محتوای تولید شده روزانه و روش‌های پیچیده استفاده شده توسط عرضه‌کنندگان اطلاعات نادرست، چالش همچنان پابرجاست. بنابراین بهبود مداوم این استراتژی‌ها ضروری است که تعادلی ظریف بین سانسور و حفظ آزادی بیان را می‌طلبد.امکان اصلاحبرای پرورش گفتمان سیاسی سالم‌تر، پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی می‌توانند چندین اصلاح راهبردی را اجرا کنند. ابتدا، بهبود شفافیت در مورد نحوه عملکرد خبرخوان‌ها و الگوریتم‌های محتوا می‌تواند به کاربران کمک کند تا درک کنند که چرا محتوای خاصی را می‌بینند و احتمالا نگاه نقادانه آن‌ها را نسبت به اطلاعات جانبدارانه یا دستکاری شده ارتقا دهد. علاوه بر این، افزایش کنترل کاربران بر این الگوریتم‌ها می‌تواند به افراد اجازه دهد تا از سیستم‌های شخصی‌سازی محتوا خارج شوند و این اثر اکوچمبر را کاهش می‌دهد.دوم، نیاز حیاتی به آموزشی وجود دارد که به کاربران مهارت‌های بهتر سواد رسانه‌ای را عرضه کند. شرکت‌های رسانه‌های اجتماعی به همراه موسسات آموزشی و سازمان‌های غیرانتفاعی می‌توانند برنامه‌هایی را توسعه داده و ترویج کنند که به کاربران یاد دهد چگونه منابع را به طور نقادانه ارزیابی کرده و اطلاعات نادرست را تشخیص دهند.در نهایت پلتفرم‌ها باید تشویق و ترویج طیف متنوعی از صداها، به ویژه گروه‌های نمایندگی نشده، را انجام دهند تا اطمینان حاصل شود که طیف گسترده‌ای از دیدگاه‌ها در دسترس است. این می‌تواند از طریق تغییرات در الگوریتم‌های توصیه محتوا برای تاکید بر تنوع و گفت‌وگوی بین گروهی محقق شود.از سوی کاربران اما، باید نقش آن‌ها به عنوان عامل تغییر کلیدی، در اصلاح و بهبود این گفتمان را یادآوری و بر آن تاکید کنم. اولین قدم برای کاربران، افزایش آگاهی و درک نسبت به نحوه عملکرد الگوریتم‌های رسانه‌های اجتماعی و تاثیر آن‌ها بر محتوایی است که مشاهده می‌کنند. آن‌ها باید به افزایش آگاهی خود در موضوع سواد رسانه‌ای پرداخته که این شامل ارتقای توانایی شناسایی منابع معتبر و درک چگونگی تاثیرپذیری افکارشان توسط اخبار و اطلاعات می‌شود. با این کار، آن‌ها می‌توانند به صورت فعالانه در انتخاب محتوایی که می‌خواهند ببینند و به اشتراک بگذارند، دخیل بوده و به کاهش اثرات منفی اکوچمبرها و پایان دادن به چرخه ترویج اطلاعات نادرست کمک کنند.علاوه بر این، کاربران می‌توانند با مشارکت فعال و مسوولانه در پلتفرم ها، به ترویج تنوع و پلورالیسم در گفتمان سیاسی کمک کنند. این شامل حمایت از صداهای متنوع و نمایندگی نشده و همچنین مقابله با محتوای قطبی‌ساز و نادرست است. تشویق به گفت‌وگو و تعامل سازنده بین افراد با دیدگاه‌های مختلف می‌تواند به افزایش درک متقابل و کاهش تفرقه کمک کند. با استفاده از این رویکردها، کاربران نه تنها فضای رسانه‌های اجتماعی را بهبود می‌بخشند، بلکه به تقویت پایه‌های یک جامعه دموکراتیک سالم‌تر نیز کمک می‌کنند.جمع‌بندی و خلاصه‌سازیدر نهایت، رسانه‌های اجتماعی مانند توییتر نه تنها در دموکراتیزه کردن دسترسی به اطلاعات اثرگذارند، بلکه می‌توانند در شکل‌دهی و اثربخشی بر گفتمان‌های سیاسی و اجتماعی نیز به طور چشمگیری مؤثر باشند. این پلتفرم‌ها به واسطه الگوریتم‌هایی که محتوای حساس و جنجالی را ترویج می‌دهند، می‌توانند تأثیرات مخربی مثل قطبی‌سازی نظرات و انتشار اطلاعات نادرست را بر جامعه داشته باشند. برای کاهش این تأثیرات منفی، نیاز به یک تلاش جمعی از سوی سیاست‌گذاران، طراحان پلتفرم و کاربران است تا از طریق آموزش‌های سواد رسانه‌ای و قوانین و مقررات دقیق‌تر، به یک گفتمان سازنده‌تر و دموکراتیک‌تر دست پیدا کنیم.از سوی دیگر، کاربران نیز نقش مهمی در شکل‌دهی به این فضا دارند. با افزایش آگاهی خود نسبت به چگونگی کارکرد الگوریتم‌ها و انتخاب به طور هوشمندانه محتوایی که می‌خوانند و به اشتراک می‌گذارند، می‌توانند در کاهش اثرات قطبی‌سازی و انتشار اطلاعات نادرست اثرگذار باشند. از سوی دیگر، مشارکت در گفتگوهای سازنده و حمایت از تنوع نظرات می‌تواند به ارتقاء یک فضای گفتمانی سالم و فراگیر کمک کند.بنابراین، ما باید به‌طور فعال در رسانه‌های اجتماعی شرکت کنیم، از شفافیت و اصلاحاتی که تنوع فکری را ترویج می‌کنند حمایت کنیم و به گفتمان‌های عمومی آگاهانه و متعادل کمک کنیم. این تلاش‌ها نه تنها به بهبود درک ما از مسائل می‌افزاید، بلکه به استحکام بنیان‌های جامعه دموکراتیک ما نیز کمک خواهد کرد.بعد از مدت‌ها نبودن این چند تا نکته کوچولو رو هم اضافه کنم:کانال تلگرام برای موضوعات مدیریت پروژه و مدیریت محصول کمتر فعال هست ولی هست. برای اینکه باهم در ارتباط باشید می‌تونید اونجا رو داشته باشید تا آگهی‌هایی که گاها تو این حوزه وجود داره و اونجا می‌فرستم یا مطالب تخصصی‌تر در حوزه مدیریت پروژه و مدیریت محصول رو اونجا دنبال کنید.کانال تلگرام جدیدی راه انداختم که کمی خارج از حال و هوای کار و فضای غیر رسمی‌تر هست و چیزهایی که بیشتر بهش علاقه دارم یا نوشته‌ها و داستان‌های کوتاه رو اونجا می‌فرستم. اگه دوست داشتید اینجا عضو بشید.یه خبرنامه انگلیسی هست با موضوع آزادی‌های فردی و اجتماعی و تقریبا هر کتاب، فیلم یا مقاله‌ جذابی که ببینم و البته مرتبط به موضوع باشه رو اونجا در قالب پست‌های هفتگی ارسال می‌کنم. روی سابستک هست و می‌تونید عضو بشید. جدیدترین کتابی هم که توی آمازون منتشر کردم رو از اینجا می‌تونید بهش دسترسی داشته باشید. (البته توی استورهای دیگه آمازون هم در کشورهای دیگه در دسترس هست)همچنان اگر کاری داشتید با من هم می‌تونید از طریق کانال‌ها یا تلگرام با من در ارتباط باشید و هر سوالی که فکر می‌کنید ممکنه بتونم بهتون جواب بدم یا راهنمایی بکنم هم بهتون کمک می‌کنم قطعا. </description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 21:04:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به اهمیت نقش مربی چابک در سازمان‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/mohsenahmadi/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%85%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-sqdi0m8dctvp</link>
                <description>نگاهی به اهمیت نقش مربی چابک در سازمان‌هااجایل کوچ (Agile Coach) یا مربی چابکی یک نقش حیاتی در کمک به سازمان‌ها برای اتخاذ و اجرای موثر متدولوژی‌های چابک ایفا می‌کند. مربیان چابک به تیم‌ها و افراد کمک می‌کنند تا اصول و شیوه‌های چابک را به درستی درک کرده و آن‌ها را به‌کار بگیرند. تیم‌ها و افراد را راهنمایی و پشتیبانی می‌کنند تا از این طریق به آن‌ها کمک کنند تا به‌طور مداوم چابکی خود را بهبود بخشند.یکی از مسوولیت‌های کلیدی یک مربی چابک، کمک به تیم‌ها برای درک و پذیرش ذهنیت چابکی است. این به معنای ترویج فرهنگ همکاری، شفافیت و بهبود مستمر است. مربیان چابک به تیم‌ها کمک می‌کنند تا ارزش اصول چابکی مانند توسعه تکرار پذیر، خود سازماندهی و ارایه نرم‌افزارهای کارکننده را به طور منظم درک کنند.آن‌ها همچنین به تیم‌ها کمک می‌کنند تا بفهمند چگونه می‌توانند از شیوه‌های چابکی مانند برنامه‌ریزی سریع، جلسات استندآپ و جلسات رتروسپکتیو برای بهبود اثربخشی خود استفاده کنند. مربیان چابک علاوه بر کمک به تیم‌ها برای درک و پذیرش ذهنیت چابک، نقش کلیدی در کمک به تیم‌ها در یادگیری شیوه‌های جدید یا کار با تیم‌ها برای شناسایی و رسیدگی به چالش‌ها یا موانعی باشد که ممکن است با آن‌ها مواجه شوند. مربیان چابک همچنین ممکن است با تیم‌ها کار کنند تا فرایندهای چابک خود را ایجاد و اصلاح کنند و به آن‌ها کمک کنند تا تعادل مناسب بین انعطاف‌پذیری و ساختار را پیدا کنند. پلنیست؛ یک ابزار کاملا رایگان برای مدیریت جلساتنقش مهم دیگری که یک مربی چابک در سازمان‌ها ایفا می‌کند، کمک به تیم‌ها برای بهبود مستمر چابکی است. این ممکن است شامل کمک به تیم‌ها برای شناسایی و رفع هرگونه مشکل یا تنگناهایی باشد که آن‌ها را از رسیدن به اهدافشان باز می‌دارد یا همکاری با تیم‌ها برای توسعه و اجرای استراتژی‌هایی برای بهبود عملکردشان. مربیان چابک همچنین ممکن است با تیم‌ها برای ایجاد معیارها و سیستم‌های اندازه‌گیری کار کنند تا به آن‌ها کمک کنند پیشرفت خود را پیگیری کنند و زمینه‌های بهبود را شناسایی کنند.  مربیان چابک علاوه بر کار با تیم‌ها، نقش کلیدی در کمک به سازمان‌ها در اتخاذ و مقیاس‌بندی شیوه‌های چابک در سراسر سازمان دارند. این ممکن است شامل کار با رهبری برای ایجاد یک مدل حکمرانی چابک، یا ارایه پشتیبانی و راهنمایی برای کمک به تیم‌ها و سازمان‌ها برای عبور از چالش‌های تصمیمات چابک در مقیاس بزرگ باشد. نکاتی برای تماس‌های اثربخش در زمان دورکاریبه طور خلاصه، نقش یک مربی چابک در کمک به سازمان‌ها برای اتخاذ  اجرای موثر روش‌های چابک ضروری است. مربیان چابک به تیم‌ها و افراد کمک می‌کنند تا ذهنیت چابکی را درک کنند و از آن استقبال کنند. شیوه‌های چابک را به طور موثر اعمال و به طور مداوم چابکی خود را بهبود بخشند. آن‌ها همچنین یک نقش کلیدی در کمک به سازمان‌ها در اتخاذ و مقیاس‌بندی شیوه‌های چابک در سرتاسر سازمان دارند. اگر این مطلب رو دوست داشتید می‌تونید اینجا توی خبرنامه من هم عضو بشید تا نوشته‌های بیشتری رو به صورت هفتگی دریافت کنید. </description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Wed, 28 Dec 2022 13:49:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۶ ویژگی منحصر به فردی که باید در مورد پلنیست بدانید</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%DB%B6-%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%AD%D8%B5%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D9%84%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-sbuyv6toeu8s</link>
                <description>پلنیست ابزار قدرتمند و رایگان برنامه‌ریزی و تنظیم قرارهای ملاقاتپلنیست (Planist.live) یک ابزار کاملا رایگان برنامه‌ریزی قدرتمند است که به افراد و سازمان‌ها کمک می‌کند فرآیندهای زمان‌بندی و تنظیم قرارهای ملاقات خود را ساده‌تر کرده و در زمان خود صرفه‌جویی کنند. از دسترسی مستقیم افراد به تقویم و برنامه‌های شما جلوگیری می‌کند و با استفاده از قوانینی که شما برای برنامه‌های خود تنظیم می‌کنید می‌تواند بهره‌وری شما را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. در این مطلب به ۶ ویژگی منحصر به فردی که در پلنیست اجرا شده است صحبت می‌کنم.  صرفه‌جویی در زمان: یکی از بزرگترین مزایای استفاده از پلنیست این است که در زمان شما برای تنظیم یک قرار ملاقات صرفه‌جویی می‌کند. گاهی برای پیدا کردن یک زمان مناسب برای تنظیم یک قرار ملاقات نیازمند رفت و برگشت‌های زیادی بین شما، مشتریان و یا همکاران شماست. با پلنیست شما می‌توانید به سادگی یک صفحه اختصاصی از زمان‌های در دسترس خود را با دیگران به اشتراک بگذارید تا با صرف کمترین زمان یک قرار ملاقات را با شما تنظیم کنند. این ویژگی نیاز به ارسال چندین ایمیل یا تماس تلفنی برای تنظیم یک قرار ملاقات را از بین می‌برد و به شما امکان می‌دهد تا تمرکز خود را بر روی کارهای مهم‌تر حفظ کنید. یادآوری به‌هنگام: ثبت یادآوری برای قرارهای شما یک مشکل آزاردهنده و پر هزینه برای افراد است. پلنیست می‌تواند با ارسال ای‌میل‌های یادآوری در حال حاضر (و یکپارچه شدن برای امکان ارسال SMS و سایر پلتفرم‌ها در آینده) این مشکل را مرتفع کرده و به شما اطمینان خاطر می‌دهد که هیچ قرار ملاقاتی را از دست نخواهید داد. افزایش کارآیی و بهره‌وری: با استفاده از پلنیست می‌توانید برنامه خود را بهتر مدیریت کنید و از رزرو دو یا بیش از حد قرارهای کاری جلوگیری کنید. این امکان در پلنیست به به شما این امکان را می‌دهد که زمان خود را بهینه‌ کنید و بهره‌وری بیشتری را تجربه کنید. پلنیست به زودی اینتگریشن‌های متعددی را به سرویس خود اضافه می‌کند که پیگیری قرارهای ملاقات و برنامه‌ریزی شما منظم‌تر شود. سفارشی سازی‌های بیشتر: پلنیست بر خلاف کلندلی و سایر سرویس‌های مشابه در بازار محدودیتی در سفارشی سازی انجام نداده است. شما به راحتی می‌توانید چندین تقویم خود را به پلنیست متصل کنید. از تعداد نامحدود قرارملاقات (ایونت تایپ) استفاده کنید و از آن مهم‌تر برند و لوگوی خود را در صفحه ایونت‌های خود سفارشی سازی کنید. این سفارشی‌سازی‌ها در حال بهبوداند و بخش‌های بیشتری به آن اضافه خواهد شد. باید تاکید کنم که این بخش در سرویس‌هایی مثل کلندلی به صورت غیررایگان عرضه می‌شوند و شما برای دسترسی به آن می‌بایست حداقل ۸ دلار در ماه پرداخت کنید. رابط کاربری بهبود یافته: برخلاف کلندلی و سایر سرویس‌های مشابه، پلنیست بهبودهای قابل توجهی را در رابط کاربری خود ایجاد کرده است. استفاده از یک ویزارد برای آن‌بردینگ ابتدایی پس از ثبت‌نام لذت و تجربه بهتری از رابط کاربری موجود در کلندلی و سایر سرویس‌ها به شما هدیه می‌دهد. کاملا رایگان: تمامی اکتیویتی‌های اصلی پلنیست که مربوط به تنظیم قرارهای ملاقات است کاملا رایگان‌اند. ما در پلنیست هیچ محدودیتی برای امکاناتی که در بالا گفته‌ام درنظر نگرفته‌ایم. بخش‌های غیررایگانی که در حال توسعه آن در پلنیست هستیم امکانات بیشتری را در اختیار کاربرانمان قرار خواهند داد ولی هیچ‌گاه فانکشنالیتی اصلی پلنیست را تحت تاثیر قرار نداده و باعث نمی‌شوند که شما برای استفاده از امکانات اصلی پلنیست پولی پرداخت کنید. پلنیست یک ابزار کاملا رایگان و قدرتمند در برنامه‌ریزی جلسات کاری/مشاوره‌ای و دوستانه شماست که تجربه استفاده از آن برای شما قطعا خوشایند خواهد بود و نتیجه آن را در افزایش میزان بهره‌وری خود کاملا احساس خواهید کرد. اگر از این لینک در پلنیست ثبت‌نام کنید و تا پایان سال ۱۴۰۱ حداقل ۱۵ قرار کاری خود را با پلنیست تنظیم کنید، به عنوان کاربران ممتاز ما از این مزیت برخوردار خواهید شد که فیچرهای غیر رایگان پلنیست را که به زودی در دسترس کاربران قرار می‌گیرند به مدت شش ماه به رایگان استفاده کنید. </description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Dec 2022 17:05:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت کارآفرینی و نقش مدیر محصول در یک استارتاپ</title>
                <link>https://virgool.io/mohsenahmadi/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-g9naexyhmym8</link>
                <description>کارآفرینی یکی از جنبه‌های حیاتی هر اقتصادی محسوب می‌شود. کارآفرینی باعث ایجاد نوآوری، اشتغال‌زایی و رشد اقتصادی می‌شود. این‌ها شامل فرایند‌های شناسایی یک فرصت تجاری، توسعه برنامه‌ها برای پیگیری و برداشتن گام‌ّای لازم برای تبدیل ایده به یک محصول واقعی است. افراد کارآفرین ریسک پذیر، رویا پرداز و مشکل‌گشا هستند و مایل‌ند تا با انجام کارهای سخت و فداکاری لازم برای ایجاد یک کسب‌و کار هر کاری انجام دهند. نقش مدیر محصول در کارآفرینییکی از نقش‌های مهم در فرایند کارآفرینی در استارتاپ‌ها مدیر محصول است. مدیر محصول مسوول توسعه و ارایه محصول به بازار است. آن‌ها افرادی هستند که نیازهای واقعی مشتریان را شناسایی می‌کنند، تحقیقات بازار را انجام می‌دهند و نقشه راه محصول را برای هدایت توسعه محصول ایجاد می‌کنند. آن‌ها همچنین با مهندسان، طراحان و سایر تیم‌های متقابل کار می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که محصول به موقع تحویل داده می‌شود و نیازهای بازار هدف را برآورده می‌کند. مدیریت محصول یک کارکرد حیاتی در کارآفرینی است. زیرا کمک می‌کند تا اطمینان حاصل شود که محصول با استراتژی کلی کسب‌وکار مطابقت دارد و نیازهای بازار هدف را برآورده می‌کند. یک مدیر محصول باید درک عمیقی از بازار، رقابت و نیازهای مشتریان هدف داشته باشد. آن‌ها همچنین باید بتوانند به طور موثر با تیم‌های مختلف درگیر در فرایند توسعه محصول از جمله تیم‌های مهندسی، طراحی و بازاریابی ارتباط برقرار کنند. یکی از مسوولیت‌های کلیدی مدیر محصول، شناسایی و اولویت‌بندی ویژگی‌هایی است که در محصول گنجانده می‌شود. این مسوولیت شامل انجام تحقیقات بازار برای درک نیازهای بازار هدف و تعیین اینکه کدام ویژگی برای مشتریان ارزشمندتر است هم می‌شود. مدیر محصول همچنین باید با تیم مهندسی برای تعیین امکان‌سنجی و هزینه اجرای هریک از این ویژگی‌ها همکاری کند. یکی دیگر از جنبه‌های مهم مدیریت محصول، تهیه نقشه راه محصول است. این یک برنامه بلند مدت است که ویژگی‌های کلیدی و نقاط عطفی را که تیم محصول برای رسیدن به آن تلاش خواهد کرد مشخص می‌کند. نقشه راه محصول کمک می‌کند تا اطمینان حاصل شود که محصول به موقع تحویل می‌شود و نیازهای بازار هدف را برآورده می‌کند. همچنین او به هم‌سویی تیم محصول با استراتژی‌های کلی کسب‌وکار کمک می‌کند و اطمینان حاصل می‌کند که همه اعضای تیم در جهت اهداف یکسانی کار می‌کنند. مدیر محصول علاوه بر مدیریت فرآیند توسعه محصول، مسوولیت راه‌اندازی و تبلیغ محصول را نیز برعهده دارد. این مسوولیت همچنین شامل کار با تیم‌های بازاریابی برای ایجاد یک استراتژی ورود به بازار و توسعه یک برنامه بازاریابی برای تبلیغ محصول است. پلنیست؛ یک ابزار کاملا رایگان برای مدیریت جلساتمدیر محصول همچنین باید بتواند با تیم‌های فروش، پشتیبانی و موفقیت مشتری نیز همکاری کند تا اطمینان حاصل شود که محصول به موقع و رضایت بخش به مشتریان تحویل می‌شود. کارآفرینی یک کار چالش برانگیز و پر ارزش است که به ترکیبی از خلاقیت، پشتکار و سخت‌کوشی نیاز دارد. این مستلزم تمایل به ریسک کردن، تفکر خارج از چارچوب و حل مشکلات خواهد بود. مدیریت محصول یک کارکرد حیاتی در کارآفرینی است. زیرا کمک می‌کند تا اطمینان حاصل شود که محصول با استراتژی کلی کسب‌و کار هماهنگ است و نیازهای بازار هدف را به درستی برآورده می‌کند. یک مدیر محصول ماهر می‌تواند تاثیر قابل توجهی بر موفقیت یک استارتاپ داشته باشد و به نوآوری و رشد استارتاپ کمک کند. اگر این مطلب رو دوست داشتید می‌تونید اینجا توی خبرنامه من هم عضو بشید تا نوشته‌های بیشتری رو به صورت هفتگی دریافت کنید.</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Dec 2022 17:56:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پلنیست؛ یک ابزار کاملا رایگان برای مدیریت جلسات</title>
                <link>https://virgool.io/TechnoCode/%D9%BE%D9%84%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-tsthjnvcngox</link>
                <description>پلنیست (Planist.live) در حال حاضر یک محصول کاملا رایگان و مبتنی بر وب هست که کمک می‌کنه تنظیم قرارهای ملاقات راحت‌تر انجام بشه. تو زمان طرفین برای تنظیم یک جلسه کاری/مشاوره و دوستانه صرفه‌جویی کنه و البته که پلنیست فقط محدود به این‌ها نیست و کارهای زیادی در آینده قرار هست روی این پروژه انجام بشه.اینکه پلنیست چطوری به‌وجود اومد؟تقریبا بهمن یا اسفند ۱۳۹۹ من حجم جلساتی که باید با تیم‌ها و افراد مختلف تنظیم می‌کردم بسیار زیاد شده بود. تماس‌های زیادی از طرف استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای کوچیک داشتم که می‌خواستند برای گپ و گفت یه تایمی رو رزرو کنند و مشورت بگیرند. من به صورت معمول برای برنامه‌ریزی کارهای روزانه‌م از چهار تا تقویم مختلف استفاده می‌کردم/می‌کنم که دو تا از اون تقویم‌ها توسط بقیه افراد پر می‌شه. (تقویم‌های کاری پابلیکی که افراد مختلفی بهش دسترسی دارند و متناسب با نیاز می‌تونند توی اون برای من جلساتی رو تنظیم کنند. پیدا کردن یک زمان خالی بدون اینکه تداخلی با بقیه برنامه‌هام به‌وجود بیاد کار سختی بود. زمان زیادی از من می‌گرفت و احتمال خطا هم توش وجود داشت. بدتر از اون بعضی وقت‌ها جلسه‌ها انقدر پشت به پشت تنظیم می‌شد که واقعا فرصت نداشتم زمان کوتاهی رو استراحت کنم. سرویس‌های مختلفی مثل کلندلی یا دودل توی مارکت وجود داشت/داره که می‌تونست تا حدی این مشکلات من رو حل کنه.  https://www.aparat.com/v/tTroj شروع کردم به استفاده از اون‌ها. اما بعد از تقریبا چند هفته با محدودیت‌های بسیاری زیادی از طرف کلندلی مواجه شدم چون نسخه رایگان اون امکانات خیلی محدودی داره و قیمت نسخه پریمیوم اون واقعا نسبت به فیچرهاش صرفه اقتصادی نداره. این‌و بگم که من هیچ‌وقت مشکلی برای پرداخت به سرویس‌های کاربردی که بهم کمک بکنه بخشی از کارم راحت‌تر انجام بشه نداشتم و ندارم اما واقعا قیمت‌ها و فیچرهای این سرویس‌ها تو بازار منصفانه نیست:)بگذریم...ایده اولیه پلنیست از اینجا شروع شد که من برای رفع نیازمندی خودم یک سرویس مشابه با کلندلی رو ایجاد کنم. این موضوع رو با بچه‌های تیمم که بیش از پنج سال که باهم کار می‌کنیم مطرح کردم و خیلی سریع یه نسخه اولیه از محصول رو ایجاد کردیم تا فقط و فقط نیازمندی‌های خودم رو برطرف کنه. بعد از وصل کردن تقویم‌هایی که استفاده می‌کردم و تنظیم اینکه چه روزهایی و چه ساعت‌هایی برای این تایم‌های مشاوره در دسترس هستم، هرکسی که می‌خواست با من جلسه ست کنه لینک اختصاصی خودم در پلنیست رو براش ارسال می‌کردم که بدون اینکه مستقیما به کلندرهای من دسترسی داشته باشه براساس رول‌های تنظیم شده تایم‌های در دسترس من رو ببینه. کار کردن من با پلنیست ادامه داشت و مدیریت تنظیم قرارهای و جلسات کاری‌م بسیار راحت‌تر شده بود و خب کم‌کم نیازمندی‌های دیگه‌ای برای من پیش اومده بود که نیاز داشتیم تا یه سری فیچر بهش اضافه کنیم. یکی از روزهایی که با بچه‌های تیم در مورد پلنیست صحبت می‌کردم متوجه شدیم که ۱۵ نفر به غیر از خود من از سرویس استفاده می‌کنند و این برای من بسیار عجیب بود. چون نه جایی تبلیغی برای پلنیست کرده بودم و نه لندینگ پیچ درست و درمونی داشت:) همین اتفاق باعث شد که من کمی بیشتر روی این مارکت بررسی کنم و با افرادی که از پلنیست استفاده می‌کردند صحبت کنم تا فیدبک اون‌ها رو هم داشته باشم و بدونم اصلا چرا اومدن سراغ پلنیست و از کجا پیدا کردن و مواردی مثل این. نتیجه صحبت‌های من با کاربرها و ایده‌های دیگه‌ای که برای بهبود پلنیست داشتم رو تو جلسه بعدی با بچه‌ها مطرح کردم و قرار شد نسخه جدیدی که مبتنی بر نیازمندی‌های کشف شده جدید بوده رو پیاده‌سازی کنیم. نسخه جدید لانچ شد و من به صورت خیلی محدود توی کانال تلگرام خودم و شبکه‌ای که در لنکدین داشتم کمی در مورد پلنیست صحبت کردم و نتیجتا تعداد کاربرهای فعال پلنیست به حدود ۵۰ تا کاربر رسید. این شروعی بود که ما برای پلنیست وقت بیشتری صرف کنیم و در کنار کارهای دیگه‌ای که با تیم مشغول انجام دادن اون‌ها بودیم، پلنیست رو هم با جدیت پیش ببریم. حدودا مرداد یا شهریور ۱۴۰۰ که من پلنم برای مهاجرت جدی‌تر شده بود سعی کردم تا از پلنیست عنوان یک ایده استارتاپی که لایو بود و کاربر فعال هم داشت استفاده کنم و شروع کردم به بررسی کشورهایی که می‌تونستم از این روش برای مهاجرت روشون حساب کنم. بعد از بررسی‌هایی که انجام دادم نهایتا فرانسه رو برای این کار انتخاب کردم و شروع کردم به طی کردن مسیر قانونی و در نهایت هم بهمن ماه ۱۴۰۰ ویزای تلنت پاسپورت فرانسه رو گرفتم و به اینجا مهاجرت کردم. بعدتر در یک پست جداگانه در مورد شرایط ویزای استارتاپی فرانسه و فرنچ‌تک صحبت می‌کنم. وقتی رسیدم اینجا و رفتار کاربرهای اروپایی (به خصوص فرانسوی‌ها) در استفاده از ابزارهای تکنولوژیک رو دیدم متوجه شدم که باید تغییرات جدیدی رو به سیستم اعمال کنیم و اون رو با فرهنگ مردم اروپایی بیشتر تطبیق بدیم. این کار انجام شد و نسخه سوم پلنیست در مهر ۱۴۰۱ لانچ شد. ما هنوز پلنی برای شروع فعالیت‌های مارکتینگ برای پلنیست نداریم ولی تا الان کاربرهای زیادی از کشورهای مختلف دارن از پلنیست استفاده می‌کنند که این برای ما نشونه خوبیه که از اینکه مسیری که برای پلنیست طی شده و سرمایه‌گذاری‌ای که روش انجام شده نتایج خوبی داشته.ما هنوز برای بهبود نیاز داریم تا کاربرهای بیشتری رو داشته باشیم، نظرات اون‌ها رو بشنویم و نیازهای واقعی اون‌ها رو برای ساخت یک محصول عالی بشناسیم. پلنیست در حال حاضر چند وجه تمایز با سایر محصولات موجود تو بازار داره: ما تمام امکاناتی که در سرویسی مثل کلندلی یا دودل وجود داره و شما باید برای اون پول پرداخت کنید و سرویس پریمیوم اون‌ها رو بگیرید رو به رایگان در پلنیست در اختیار کاربرها قرار دادیم. (از جمله اون فیچرها اینه که شما بدون هیچ محدودیتی هرچند تا تقویم کاری داشته باشید رو می‌تونید به پلنیست اضافه کنید، بدون محدودیت ایونت (جلسه) فعال داشته باشید و کاستومایزهای خوبی روی صفحه پروفایل خودتون داشته باشید. مثل قرار دادن لوگو و برند خودتون بدون پرداخت هیچ هزینه اضافه. می‌تونید فاصله زمانی بین جلسات رو تنظیم کنید که مثلا در طول یک روز بیش از دو جلسه از یک جنس خاص براتون ثبت نشه یا بین هر جلسه حداقل چند دقیقه فاصله وجود داشته باشه و...) دومین وجه تمایز پلنیست نسبت به سایر سرویس‌های مشابه امکان دریافت و پرداخت از طریق کریپتو کارنسی هست. همه ما که تو ایران کار کردیم دوست داریم درآمد دلاری و یورویی داشته باشیم و عدم دسترسی ما به درگاه‌های پرداختی مثل پی‌پل، ویزا، استرایپ و... همیشه برای ما چالش ایجاد کرده. ما با یکپارچه سازی‌ای که تو پلنیست با یکی از پارتنرهامون انجام دادیم این امکان رو اضافه کردیم که شما برای جلسات مشاوره‌ای که برگزار می‌کنید بتونید به کریپتو برای خودتون درآمدزایی کنید. اینطوری هر کسی که بخواد یک جلسه‌ای رو با شما ست کنه اگر نوع اون جلسه غیررایگان تنظیم شده باشه اول باید پول اون جلسه حق مشاوره رو از طریق کریپتو کارنسی‌ها پرداخت کنه و بعد تایمینگ زمانی مورد نظرش براساس زمان‌های آزاد شما ست می‌شه. باقی بخش‌هایی که به عنوان وجه تمایز پلنیست توی رودمپ اون وجود داره براساس نیازمندی‌های واقعی کاربرهامون اولویت ‌بندی می‌شه و به تدریج به پلنیست اضافه می‌شه. نکته مهم برای من اینه که تمامی امکاناتی که به عنوان فانکشنالیتی اصلی پلنیست اجرا شده برای همیشه رایگان بمونه و با سرویس‌های دیگه‌ای که اضافه می‌کنیم بتونیم ارزش بیشتری رو برای کاربرهامون خلق کنیم. ما دوست داریم که نظرات شما رو هم در مورد پلنیست بدونیم. اگه این لینک توی پلنیست ثبت‌نام کنید که برای ما قابل ردیابی باشه اکانت شما رو مارک می‌کنیم که هر زمانی که فیچرهای غیررایگان و پریمیوم پلنیست لانچ شد بتونید از اون‌ها به مدت یک سال به صورت کاملا رایگان استفاده کنید. همینطور اگر از این لینک برای ثبت‌نام استفاده کنید نیازی به پرداخت هیچ کمیسیونی بابت جلسات و قرارهای پولی‌تون نیاز نیست به پلنیست پرداخت کنید. خبر جدیدتر هم اینکه پلاگین وردپرس پلنیست چند روزی هست که لانچ شده و تو مارکت پلاگین‌های وردپرس قرار گرفته. اگه سایت وردپرسی دارید می‌تونید از این پلاگین استفاده کنید و لینک صفحه ایونت جلسات خودتون رو با قابلیت شورتکد پلاگین توی هر صفحه‌ای که لازم دارید منتشر کنید. هرجا تو فرایند استفاده از پلنیست سوالی یا پیشنهادی داشتید می‌تونید مستقیما به من پیغام بدید تا باهم گپ بزنیم و من بتونم از نظرات شما برای بهبودهای آینده پلنیست استفاده کنم. </description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Dec 2022 15:59:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تهران تا پاریس؛ تجربیات جدید و بازگشت به ویرگول</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-uw9phxfd8su0</link>
                <description>از تهران تا پاریس، تجربیات جدید و بازگشت به ویرگولاین روزها خیلی از دوستانی که نمی‌شناختمشون یا بعضا آشنایی کمی باهاشون داشتم از کانال‌های مختلف باهام در ارتباط هستند و از مجموعه مطالبی که اینجا نوشته بودم تشکر کردند. خیلی وقت بود که اینجا نبودم. دقیقا ۵۷۸ روز از آخرین پستی که تو ویرگول گذاشتم می‌گذره. امروز تصمیم گرفتم یه چرخی اینجا بزنم ببینم چه خبر بوده این مدت :) و متعجب و در عین حال خوشحال شدم که هنوز مطالب قبلی‌ای که نوشتم و هدف‌م انتقال دانش و چیزهایی بوده که این مدت یاد گرفتم هنوز داره خونده می‌شه و تونسته به افراد زیادی کمک کنه.تو این روزهایی که احتمالا به خاطر حجم اخبار بدی که به گوشمون می‌رسه حال‌دلمون خوب نیست انرژی گرفتم و تصمیم گرفتم تا این مطلب رو بنویسم و یه مختصر توضیحی بدم از اتفاقاتی که این مدت افتاده. از تقریبا دو سال و نیم پیش پروژه پلنیست رو با تیم خیلی خوبی که دارم شروع کردیم. روزهای اولی که این پروژه اجرا شد و ایده‌ش به ذهنم رسید قرار نبود این جایی باشه که الان هست:) راستش قرار بود یه سرویسی باشه برای مدیریت تقویم‌ها و برنامه‌ریزی‌های خودم. اما خب بعضی وقت‌ها شرایط اون‌جوری که پیش‌بینی می‌کنی پیش نمی‌ره :) کمی بعد تر در مورد پلنیست و اینکه چیه و چی‌کار می‌کنه توضیح می‌دم. تقریبا شهریور یا مهر سال گذشته و علی‌رغم اینکه شرایط نسبتا خوب و استیبلی در ایران داشتم تصمیم گرفتم شانس‌م رو برای مهاجرت امتحان کنم و برای همین با اتفاقات خوبی که تو چند ماه قبلش برای پلنیست رخ داده بود تصمیم گرفتم تا از طریق ویزای استارتاپی فرایند مهاجرت رو شروع کنم. کشورهای مختلفی رو بررسی کردم. از فنلاند و هلند و استونی تا فرانسه. بعد از یکی دو ماه و علی‌رغم اینکه هیچی از زبان و فرهنگ فرانسه نمی‌دونستم و حتی تو سفرهای قبلی‌م به اروپا هم فرانسه رو ندیده بودم تصمیم گرفتم این پروسه رو با فرانسه استارت بزنم. شاید یه مطلب در مورد شرایط مهاجرت به فرانسه هم بعدتر و جداگانه نوشتم. همه کارها به شکل خیلی سریع و غیرقابل پیش‌بینی‌ای انجام شد و من از اسفند ماه گذشته به فرانسه مهاجرت کردم تا اینجا به توسعه پلنیست سرعت بدم. تو این چند ماه تمرکزم رو گذاشته بودم که کمی خودم رو اینجا پیدا کنم و با شرایط جدید و شروع یک زندگی جدید تطبیق بدم. این مدت گاهی مطالب انگلیسی رو تو وب سایت خودم می‌نوشتم. پلتفرم‌های مختلف رو تست کردم که تو تولید محتوا بهم ایده بده و بتونم مطالب بهتری رو برای مخاطبان غیر فارسی زبان بنویسم. هدفی که داشتم هم توسعه شبکه حرفه‌ای خودم از آدم‌های حرفه‌ای غیر فارسی زبان بوده و تلاش برای تمرین انگلیسی و احتمالا شاید بعدتر فرانسوی:). تا حدودی هم موفق شدم ولی خب هنوز خیلی کار داره. این مدت کانال تلگرام رو آپدیت نکرده بودم و انقدر هم به بخش فارسی سایت سر نزده بودم که بخشی از مطالب اون رو از دست دادم. (شانس آوردم بخشی از اون آرشیو اینجا هست هنوز) :)بهرحال به زودی فعالیت خودم رو اینجا بیشتر می‌کنم. سعی می‌کنم تمام چیزهایی که این مدت یاد گرفتم و تجربیاتی که کسب کرده‌م و خواهم کرد رو اینجا به فارسی هم بنویسم. فعلا یه انتشارات جدید راه انداختم که می‌تونید اون‌رو فالو کنید. شاید اگه ویرگول بهم یه کد تخفیف بده اون رو به دامین اصلی و وب‌سایت خودم هم لینک کنم:)برای فعال کردن کانال تلگرام نیاز دارم که بهم ایده بدید و نظراتتون رو بهم منتقل کنید. پس اگه عضو کانال نیستید، جوین بشید و بهم بگید برای فعال‌تر شدن‌ش چه مطالبی می‌تونه بیشتر براتون مفید باشه.این پیشنهادات رو برای مطالب فارسی هم لازم دارم. پس اگه بهم کمک کنید و بگید چه دسته‌بندی محتوایی‌ای بیشتر بهش پرداخته بشه (البته تو حوزه‌ای که کمی ازش تجربه دارم و می‌تونم مطلب مفید براتون تولید کنم) بهم بگید. روی سایت انگلیسی که فعال هست تصمیم دارم کتاب جدیدی که مشغول نوشتن اون هستم رو همزمان با نگارش (بخش به بخش) منتشر کنم. اسم این کتاب «کارآفرینی به سبک یک مدیرمحصول دیوانه‌»ست که تلاش کردم تمام چیزهایی که تو سال‌های گذشته و از شکست‌های دو استارتاپ قبلی و موفقیتی که تا اینجا برای پلنیست اتفاق افتاده رو در دنیای کارآفرینی و از زاویه نگاه خودم به عنوان یک مدیر محصول تعریف کنم. انتظار دارم این کتاب برای هر کسی که می‌خواد وارد دنیای کارآفرینی بشه مفید باشه. تا این لحظه تصمیمم اینه که انتشار کتاب همزمان با نوشتن فقط برای مشترکین سرویس پریمیموم وب سایت باشه که در حال راه‌اندازی اون هستم. اما اگر علاقمند هستید از اینجا توی خبرنامه سابستک جوین بشید که اطلاعاتتون رو داشته باشم که هم خلاصه‌ای از مطالب انگلیسی‌ای که می‌نویسم رو دسترسی داشته باشید هم در مورد دسترسی به کتاب و محتوای اون اطلاع پیدا کنید. طبعا برای بچه‌هایی که ایران هستند و امکان پرداخت نداشته باشند یه راهکار جایگزین پیدا می‌کنم اگر دوست داشته باشید به محتوای کتاب دسترسی داشته باشید. نگران نباشید:)من تو مدت زمانی که درگیر کارهای مهاجرت بودم و نیاز به تمرکز داشتم، توییتر خودم رو دی‌اکتیو کردم و بعد از فعال کردنش بخشی از افرادی که من رو دنبال می‌کردن رو از دست دادم. همچنان اینجا هستم. اگه دوست داشتید فالو کنید.اگر  اینجا توی خبرنامه من هم عضو بشید تا نوشته‌های بیشتری رو به صورت هفتگی دریافت کنید من خوشحال‌تر می‌شم:).همچنان از طریق ایمیل و تلگرام در دسترس هستم اگر سوالی داشتید یا جایی فکر کردید که می‌تونم بهتون کمک کنم. با من در ارتباط باشید:)</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Fri, 02 Dec 2022 14:54:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جلساتی که نباید به صورت ناهمزمان برگزار شوند</title>
                <link>https://virgool.io/javacup/%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-xq24an6afnvm</link>
                <description>جلسات غیرمولد و بی‌فایده، افراد و شرکت‌ها را به سمت راه‌حل‌های بهتری برای برگزاری جلسات، هدایت کرده است. اکنون که بیش از یکسال از پاندمی کرونا گذشته، و اقبال شرکت‌ها به دورکاری کارمندان و استفاده از تیم‌های دورکار بیش‌تر شده است، نیاز داریم تا در مورد جلساتی که باید به صورت همزمان (آنلاین / برخط / حضوری) برگزار شوند و جلساتی که باید به صورت ناهمزمان برگزار شوند بازبینی کنیم.این متن در تکمیل راهنمای ارتباطات ناهمزمان در تیم‌های دورکار نوشته شده و امیدوارم مفید باشد.جلساتی که باید ناهمزمان باشنداز کجا باید تشخیص دهیم که کدامیک از جلسات‌مان با اعضای تیم‌ها می‌بایست به صورت همزمان برگزار شوند و کدامیک می‌تواند از الگوهای ناهمزمان استفاده کنند؟ از کجا بدانیم که این ناهمزمانی در جلسات می‌تواند مفید باشد؟با مثال‌هایی در ادامه می‌توانم اطمینان دهم که استفاده از این الگو، بسیار تاثیرگذار بوده و خود من هم در یکسال گذشته، نتایج خوبی از آن گرفته‌ام.اینجا در مورد پلنیست بخونید. پلنیست یک ابزار کاملا رایگان هست که احتمالا خیلی بهتون توی مدیریت جلسات کمک می‌کنه.اطلاع‌رسانی‌های عمومیبه‌جای صدا کردن همکاران و هم‌تیمی‌های خود برای یک اطلاع‌رسانی ساده که ممکن است زمان طولانی‌ای هم از آن‌ها درگیر کند، آن‌ها را در یک کانال عمومی یا از طریق ایمیل در اختیارشان قرار دهید تا سر فرصت و در زمان مناسب آن‌ها را ببینند.اطلاع‌رسانی‌های عمومی که در بسیاری شرکت‌ها از طریق SMS یا پرتال‌های داخلی سازمان منتشر می‌شوند بهترین نمونه‌های اجرا شده از این مواردند.به‌روز رسانی‌های وضعیتبه‌روز نگاه داشتن تیم‌ها در مورد حجم کار انجام شده و اطلاع‌رسانی به آن‌ها به صورت کتبی بسیار آسان است و نیازی به جلسات همزمان در آن دیده نمی‌شود. می‌توانید از طریق پیام‌رسان‌های سازمانی که در اختیار دارید یا ایمیل؛ گزارش پیشرفت کار هفته گذشته خود را به تمامی ذی‌نفعان ارسال کنید و به آن‌ها فرصت دهید تا آنچه را که در بازه زمانی هفته گذشته روی آن کار کرده‌اند ببینند و بدانند که برای هفته آینده چه برنامه‌هایی پیش‌روی‌شان قرار دارد. با این کار می‌توانید از هزینه‌های برگزاری جلسات همزمان در سازمان هم بکاهید.وقتی یک تیم ۱۲ نفره در طول هفته یک ساعت به جلسات همزمان دعوت می‌شود در پایان هفته ۱۲ ساعت و در طول سال ۶۲۴ ساعت از زمان خود را در از دست داده است.پس برای برگزاری جلسات همزمان وسواس بیشتری به‌خرج دهید.جلسات طوفان مغزی (Brain Storming)مطالعات نشان می‌دهد که جلسات طوفان فکری، ایده‌های کمتری را نسبت به سایر روش‌های همفکری تولید می‌کند. اما همچنان پیش‌فرض خیلی از تیم‌ها و سازمان‌ها برگزاری این سبک از جلسات است. شاید تعجب کنید اما واقعیت همین است.دیوید فیشلاک (توسعه دهنده) معتقد است به طور کلی، فقط تعداد محدودی از شرکت‌کنندگان جلسات طوفان فکری در ایده‌پردازی‌ها سهیم‌اند. در حالی که اگر شما یک تاپیک همفکری در پیام‌رسان سازمانی خود ایجاد کنید، می‌توانید تعامل بیشتری از افراد را انتظار داشته باشید چون هیچ‌کس صحبت فرد دیگری را قطع نمی‌کند و افراد زمان مناسبی برای فکر کردن روی موضوع موردنظر دارند.فراموش نکنید که جلسات طوفان فکری که به صورت ناهمزمان برگزار می‌شوند، در شرایط پراسترس و زمان محدود پاسخگو نیست و باید زمان مناسبی را به آن اختصاص دهید. به‌طور مثال تاپیک باز شده می‌بایست به مدت حداقل ۱۰ روز در اختیار اعضای تیم باشد و پس از آن جمع‌بندی اتفاق بیافتد.جلسات شروع و برنامه‌ریزیباز کردن دامنه کار، جدول زمانی برنامه‌ریزی و تکمیل ماتریس مسوولیت‌های اعضای تیم در شروع هر پروژه‌ای از اهمیت بالایی برخوردار است و این جلسات می‌تواند با حضور اعضای تاثیرگذار تیم برگزار شود.از لحظه شروع تا خاتمه این جلسه می‌توان محتویات و مهم‌ترین مباحث مطرح شده در جلسه را مکتوب و سپس آن‌را با تمامی اعضای حاضر/غایب به اشتراک گذاشت.نکته مهم در این بخش این است که این محتویات و تصمیمات مهم ثبت شده در این جلسات نباید از یک صفحه فراتر رود.پیش‌تر مطلبی با عنوان شروع پروژه‌های جدید با تیم‌های دورکار، در وبلاگ منتشر شده که می‌توانید آن‌را مطالعه کنید.پیشرفت کار تیم‌هاهنگامی که پروژه جدیدی را شروع می‌کنید، می‌توانید کارهای زیادی را همزمان با هم انجام دهید. از جذب نیروهای جدید و آن‌بردینگ آن‌ها به تیم گرفته تا حل تعارضات و مشکلات میان اعضای تیم و ذی‌نفعان. به شرطی که ساختار ارتباطات اعضای تیم را در ابتدای شروع پروژه به درستی تعریف کرده باشید.در بسیاری از گروه‌های اطلاع‌رسانی و به‌روزآوری اعضای تیم، تمامی ذی‌نفعان به درستی منشن کنید یا در زنجیره ایمیل‌های تبادل شده قرار دهید تا در جریان اتفاقات رخ داده در طول پیشرفت کار پروژه قرار گیرند.نکته مهم: هر مکالمه‌ای نیاز به یک ترد ایمیل مجزا یا یه اطلاع‌رسانی در گروه‌های عمومی ندارد. گاهی نیاز دارید تا موضوعی را از یک فرد خاص پیگیری کنید، بهترین و سریع‌ترین روش، برقراری یک چت خصوصی، یک ایمیل تک‌نفره با فرد مورد نظر است و اگر نیاز بود، سایر ذی‌نفعان را در ادامه به این گروه / ترد ایمیل اضافه کنید.جلسات بازبینی، دمو و دریافت فیدبکمفیدترین و بارزترین بازخوردها زمانی اتفاق می‌افتد که افراد وقت کافی برای تفکر و بیان صریح نظرات خود داشته باشند.فرصت دادن به افراد برای بررسی یک محصول قابل دمو، یا بازبینی کدهای تولید شده در یک محصول جدید می‌تواند با برگزاری ناهمزمان نتایج مطلوب‌تری را به‌همراه داشته باشد.محدودیت برگزاری جلسات همزمانمعمولا پیدا کردن زمان مناسب برای حضور تمامی ذی‌نفعان کلیدی در یک جلسه به صورت همزمان کار دشواری‌ست. نیازی به یادآوری نیست که برگزاری جلسات بدون حضور یک یا چند نفر از ذی‌نفعان کار درستی نیست و نباید اجازه دهید که چنین اتفاقی در جلسات مهم رخ دهد.بنابراین وسواس لازم در برگزاری جلسات حضوری را همیشه درنظر داشته باشید و تا حد امکان برگزاری جلساتی که در بالا به آن اشاره شد را به صورت ناهمزمان برگزار کنید تا مشارکت حداکثری افراد را با خود همراه داشته باشید.جلساتی که نباید ناهمزمان برگزار شوندحتی در یک تیم کاملا دورکار هم، خود من برخی از جلسات را به صورت همزمان برگزار می‌کنم و نمی‌توانم آن‌ها را به صورت ناهزمان پیش ببرم. برخی از این جلسات که به برگزاری همزمان آن اصرار دارم در ادامه آمده است.آن‌بردینگ و معرفی هم‌تیمی جدیدآشنایی اعضای تیم با یک عضو جدید، همواره می‌بایست به صورت همزمان اتفاق بیافتد. شنیدن صدای هم‌تیمی‌ها و دیدن تصویر آن‌ها، حالت بدن و چهره این افراد از مهمترین دلایلی است که این جلسات را به صورت همزمان برگزار می‌کنم.گاهی این جلسات معرفی به صحبت از علایق و موارد غیرکاری سپری می‌شود و این موضوع احساس بهتری را میان اعضای تیم برقرار می‌کند.رفاقت در گروه‌های غیرکاری، ارسال ویدیوها و نوشته‌هایی که حال و هوای غیرکاری دارند میان اعضای تیم صمیمیت آن‌ها را بیش‌تر کرده و به آن‌ها کمک می‌کند تا تیم منسجم‌تری را در سازمان شکل دهند.تصمیم‌گیری‌های مهمارتباطات ناهمزمان براساس آنچه گفته‌ام، کند است. بنابراین در صورت بروز یک وضعیت اضطراری، لازم است تا همه افراد در لحظه به صورت تلفنی یا تصویری در دسترس باشند.نکته مهم: هنگام بروز این موارد، یک اطلاع‌رسانی فوری به اعضای تیم داشته باشید و از آن‌ها بخواهید در یک زمان مقرر در دسترس باشند تا بتوانید موضوع را در سریع‌ترین زمان ممکن اطلاع‌رسانی و در مورد آن تصمیم‌گیری کنید.مستندات پیچیده یا با جزییات زیاداگر شما می‌توانید (و یا باید) دستورالعمل‌های گام‌به گامی از گردش دقیق کار را به صورت مکتوب آماده کنید، ممکن است بسیاری از وابستگی‌ها و جزییات را در ذهن نداشته و یا ممکن است در ثبت آن‌ها دچار خطا شوید.پس بهتر است برای این سبک از گزارشات جلساتی را به صورت همزمان و با حضور تمامی ذی‌نفعان برگزار کنید تا در کنار هم و با سرعت مناسب مستند مورد نظر را آماده کنید.جلسات با موضوع احساسیانسان‌ها در ارتباطات خود، درگیری زیادی با زبان بدن، لحن و حالت چهره‌شان دارند و متاسفانه این احساسات در ارتباطات کتبی به هیچ عنوان منتقل نمی‌شوند. هر چقدر هم که از ایموجی‌ها و گیف‌ها در پیام‌های خود استفاده کنید بازهم جایگزین لحن و حالت شما در انتقال پیام نخواهد بود.برای مکالمات سخت کاری، مثل ارایه انتقادات سازنده، بازخوردهای موثر، بحث در مورد موضوعات حساس مرتبط با منابع انسانی، اخراج و یا قطع همکاری با یکی از اعضای تیم، جلسات را به صورت همزمان و حتما به صورت تصویری برگزار کنید.تاکید به معنای فقط نیستهمه ما باید در مورد نحوه اتفاق افتادن و چگونگی کارها در زمان همه‌گیری یک بحران یا بیماری خاص مثل Covid-19 تجدید نظر کنیم.همانطور که رفتن به میز هم‌تیمی‌مان برای پیگیری یک کار در این شرایط غیرممکن شد، اما افراد درک کردند که در واقع نحوه پیگیری کارهای خود را تغییر دهند. مطالعات نشان داده است که مشاهده ارتباطات موثر اعضای تیم با یکدیگر موجب افزایش شادی و ارزشمندی بیشتری برای آنان شده و بهره‌وری‌شان را نیز افزایش می‌دهد.در عین حال ترک این عادت‌ها بسیار سخت است. ضمن اینکه ترکیبی از جلسات همزمان و ناهمزمان ممکن است لزوما برای تیم شما مفید نباشد و می‌بایست خودتان در مورد چگونگی ترکیب و برگزاری آن‌ها تصمیم بگیرید.برای شروع می‌توانید از انتقال یک جلسه تکراری از همزمان به ناهمزمان شروع کنید و ببینید چطور پیش‌ می‌رود. ارتباط برقرار کنید و هنگامی که فیدبک مناسبی از اعضای تیم دریافت کردید کم‌کم سایر جلسات را نیز تغییر رویه دهید و تجربه خود را هم با من به اشتراک بگذارید.اگر این مطلب رو دوست داشتید می‌تونید اینجا توی خبرنامه من هم عضو بشید تا نوشته‌های بیشتری رو به صورت هفتگی دریافت کنید.</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Mon, 03 May 2021 17:00:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب «مدرسه زندگی؛ یک آموزش عاطفی» اثر آلن دو باتن</title>
                <link>https://virgool.io/MePlusBook/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A2%D9%84%D9%86-%D8%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%86-jcagjvgunehj</link>
                <description>به تازگی کتابی از آلن دو باتن (Alain de Botton) را خوانده و تصمیم گرفتم تا آن‌چه را حتی به ناقص از این کتاب متوجه می‌شم، ثبت کنم و نهایتا با خاتمه کتاب تصمیم گرفتم تا این خلاصه رو به‌جای انتشار روتین مطالب در وب‌سایت، اختصاصا در اینجا منتشر کنم.خیلی خلاصه از کتاب «مدرسه زندگی»مدارس نمی‌توانند در مورد احساسات‌مان به ما چیزی بیاموزند و ما در برابر بزرگترین چالش‌های زندگی‌مان درمانده‌امان می‌کنند. برای اینکه از نظر احساسی بالغ و باهوش باشیم، باید گذشته‌های خود را بررسی کنیم و ریشه‌های درد فعلی خود را در آن‌جا جستجو کنیم.وقتی صحبت از روابط‌مان به میان می‌آید، باید نگرش سخاوتمندانه و همدلانه‌ای داشته باشیم و در کارمان هم کمی مصالحه کنیم.پذیرفتن اینکه خود حرفه‌ای ما ممکن است به طور کامل از طرف دیگران مورد پذیرش واقع نشود.هر کدام از ما حداقل ۱۰ سال از زندگی‌مان را در مدارس و یا دانشگاه‌ها می‌گذاریم و مغزمان پر می‌شود از بی‌شمار اطلاعات ریاضی و فیزیک و ادبیات و چیزهای دیگر.چیزی که به وضوح در سیستم‌های آموزشی‌مان نادیده گرفته می‌شود آموزش هوش هیجانی‌ست. اینکه چقدر در مورد ارتباط با دیگران یاد می‌گیریم و از شیوه کنار آمدن با عصبانیت خود و دیگران چه می‌آموزیم از نقاط مبهمی است که در این کتاب به آن پرداخته شده است.الگوهای عاطفی کنونی ما حاصل تجربیات کودکی ماستاینجا در مورد پلنیست بخونید. پلنیست یک ابزار کاملا رایگان هست که احتمالا خیلی بهتون توی مدیریت جلسات کمک می‌کنه.ما در طول روز بارها عصبانی می‌شویم یا احساس گناه می‌کنیم بدون آنکه دلیل آن‌را بدانیم و یا حتی بتوانیم آن‌را برای دیگری توضیح دهیم. ما به اجبار روابط قابل نجات را از بین می‌بریم و دلیلی برای آن نداریم. حرفه‌ای برای خود انتخاب می‌کنیم بدون اینکه حتی بدانیم آیا واقعا از آن لذت می‌بریم یا نه.ذهن ما مدام در حال فراموش کردن است. وسواس به‌خرج می‌دهد و گاهی ما را فریب هم می‌دهد. وقتی رفتاری می‌کنیم و در خیال خود آن‌را مستقل از موقعت و زمان واکنش‌مان می‌نگریم، در حقیقت به شدت تحت تاثیر گذشته‌مان رفتار کرده‌ایم.در دوران کودکی نه تنها از نظر جسمی محدود هستیم، بلکه از نظر عاطفی نیز رشد کافی نداریم. ما به ندرت ریشه غم‌ها یا عصبانیت‌های خود را درک می‌کنیم؛ چه برسد به درک احساسات دیگران!عدم تعادل عاطفی که در بزرگسالی تجربه می‌کنیم، نشانه‌هایی از دوران کودکی‌ست. اما وقتی تشخیص ریشه احساسات کنونی ما نیز نامشخص و گاهی نامریی‌ست، پیدا کردن ریشه این عدم تعادل در کودکی بسیار سخت‌تر هم خواهد بود.ما همیشه دلسوزی و همدلی دیگران را دریافت نمی‌کنیم و نه تنها پذیرش این موضوع برای‌مان سخت است که حتی یادآوری اینکه چه عواملی باعث ایجاد زخم‌های عاطفی‌مان شده‌اند نیز بسیار سخت‌تر.ما ترجیح می‌دهیم گذشته را با نوستالژی شاد ببینیم تا اینکه آن را به چالش بکشیم. اما برای درک نقایص خود، این دقیقا همان‌کاری‌ست که نباید انجام دهیم. پس؛بلوغ احساسی ایجاب می‌کند که تجربیات گذشته خود را تجزیه و تحلیل کنیمهیچ‌کس از هیچ نظر، کودکی سالمی را تجربه نکرده است. اما مفید است اگر بفهمیم شرایط شما به ویژه از نظر سلامتی چگونه است.این سوالات را از خود بپرسید؛آیا من مراقبی داشتم که مدام نیازهای خود را فدای من کند؟آیا والدین من به‌طور کلی من را مورد قضاوت منفی قرار داده‌اند؟آیا آن‌ها همیشه از من خواسته‌اند که یک پسر/دختر خوب باشم یا اینکه اجازه داشتم گاهی بد باشم؟پس از آن تلاش کنید تا بفهمید؛چقدر خود را ارزشمند می‌دانید و به خودتان عشق می‌ورزید؟چقدر توان پذیرش نقص‌های خود را دارید؟ارتباطات‌تان چگونه است؟همیشه به دنبال محکوم کردن خود هستید یا احساس‌تان را با دیگران به اشتراک می‌گذارید؟چقدر جهان را محلی ترسناک می‌دانید و چقدر در آن احساس امنیت می‌کنید؟بدانید عمق زخم‌های‌تان چقدر است تا بانداژ مناسب خود را پیدا کنید.از درمان شروع و با مدیتیشن حرکت کنیددر طول تاریخ انسان‌ها، موفق شده‌اند تا ابزارهای بی‌شماری را برای کمک به رفع نیازهایشان اختراع کنند، از چرخ گرفته تا سطل نگهدارنده آب و حتی چنگال.برای کمک به درک خود، یادگیری چگونگی اعتماد به دیگران و برقراری ارتباط بهتر راهکاری‌ست که با کشف روان‌درمانی برای رفع این نیاز انسان پدید آمده است.روان‌درمانی به ما امکان می‌دهد تا انگیزه‌ها، خواسته‌ها و تخیلات عجیب و غریب خود را بی هیچ ترسی از قضاوت‌شدن آشکار کنیم و اگرچه این تنها روش نیست، اما می‌تواند زندگی‌مان را به سمت بهتر شدن تغییر دهد.اگر روند درمان تا حد خیلی خوبی موفقیت آمیز هم باشد، اما درمانی برای ناراحتی‌هایمان نیست. آنچه روان‌درمانی فراهم می‌کند، رسیدن به درجه‌ای از آزادی‌ست. طوری که بدانیم ممکن است گاهی بدبین باشیم و گاهی بیش از حد سرحال. می‌توان ترسید، یا حرفه دیگری را امتحان کرد و یا پذیرش آنچه زمانی فکر می‌کردیم نقص شخصیتی‌مان است، در حقیقت جعبه‌ای بوده است که مدت‌ها پیش خود را مجبور به ورود به آن کرده‌ایم، پیش از آنکه دنیا را به درستی درک کنیم.روان‌درمانی در درجه اول به ما می‌آموزد تا در مورد گذشته‌مان آگاه‌تر شده و وقتی به زمان حال رسیدیم، ابزار ارزشمند دیگری به نام مراقبه فلسفی را پیش‌روی‌مان قرار می‌دهد.مدیتیشن تلاشی‌ست برای تخلیه ذهن و تمرکز بر لحظه فعلی و مراقبه فلسفی تمرینی‌ست برای درک این افکار.سوالاتی از خود بپرسید تا به چرایی ابهامات گنگ و افکار پراکنده‌تان پاسخ دهد و فرصتی برای شناخت بیشتر افکارتان در اختیارتان قرار گیرد.جامعه از برندگان تجلیل می‌کند و هیچ‌کسی نیست که موفقیت را دوست نداشته باشد. اما وقتی نوبت به بازندگان می‌رسد، اغلب مردم نمی‌دانند چه چیزی باید بگویند.هنگامی که شکست می‌خوریم، اغلب با جملات انگیزشی‌ای که بارها شنیده‌ایم به فکر مقاومت کردن هستیم و به دنبال اینکه دوباره خود را بالا بکشیم یا به پشت سرمان نگاه کنیم و درس بگیریم.اما فقط چند بار می‌توانیم «دوباره امتحان کنیم» و نهایت به این نتیجه می‌رسیم که باید یک موقعیت یا فعالیت خاص را برای همیشه کنار بگذاریم و این احساس ما را با استرس و اضطراب همراه می‌کند و اینجاست کهباید نسبت به دیگران بخشنده باشیمدرباره افرادی که بسیار مودب هستند چه احساسی دارید؟ آیا ادب آن‌ها را نشان‌دهنده شخصیت مهربان و متمدن آن‌ها می‌دانید یا آن‌را ابزاری برای مخفی کردن رازهای درون‌شان؟در طول بیست سال گذشته، حرکت جوامع به سمتی بوده است که صراحت بر ادب ترجیح داده شده است و اکنون زمان آن است که آن‌را تغییر دهیم.واقعیت این است که ادب، نشانه احترام عمیق به احساسات دیگران است. افراد مودب آگاهند که همه افکار یا احساسات آن‌ها مهربانانه نیست. آن‌ها ادب را پاسخی منطقی به آسیب‌پذیری‌های عمیق دیگران می‌دانند و این فضیلت مهربانی‌ست که جذابیت ما را افزایش داده و کمک‌مان می‌کند در یافتن دوست.تصدیق کنید که گاهی اوقات، از درون در تلاش برای حل مشکلات بیرونی‌تان هستید و برای اینکه  فردی خون‌گرم و با ادب باشید، فرض کنید که دیگران نیز این‌چنین‌اند. سرد بودن مانعی برای ایجاد جذابیت نیست. خجالتی بودن و کمرویی نیز چنین‌اند. این‌ها بخشی از ذات شخصیت ما به نظر می‌رسند و در حقیقت از احساساتی ناشی می‌شوند ما را با بقیه متفاوت کرده است.گرچه این تفاوت‌ها درست‌اند، اما ویژگی‌هایی هم وجود دارند که همیشه و با هر انسانی می‌توانیم آن‌را به اشتراک بگذاریم. همه‌مان شخصی را دوست داشته‌ایم. همه‌مان اضطراب و ترس را تجربه کرده‌ایم و همه‌مان از مشکلاتی عبور کرده‌ایم.و خبر خوب اینجاست که که اعتراف به این مشکلات می‌تواند بسیار دوست‌داشتنی‌تر باشد. اعتراف به آسیب‌پذیری‌های‌مان و اینکه چقدر غمگین هستیم می‌تواند همدلی عمیق دیگران را به همراه داشته باشد.جذابیت را با خونگرمی، ادب و آسیب‌پذیری پرورش دهیداضطراب یک حالت ذهنی‌ست که ما به عنوان یک بیماری یا ضعف به آن می‌نگریم و با واقعیت آن متفاوت است.اضطراب، حالت اساسی وجود ماست.هرچند که ممکن است کمی عجیب باشد، اما وقتی آگاه باشیم که یک انسان چقدر از نظر روحی و جسمی آسیب‌پذیر است، بسیار هم منطقی‌ست.بدن ما از اندام، استخوان و بافت تشکیل شده است و روزی تصمیم می‌گیرند از ما دست بکشند. جوامع ما بی‌قرار و رقابتی‌اند و در هر مرحله‌ای از زندگی، موفق شده‌اند که به شکلی ما در خود غرق کنند و هنگامی نجات خواهیم یافت که به دیگرانی رجوع کنیم که به همین اندازه آسیب‌پذیرند.طبیعت و هنر رنج ما را کاهش می‌دهندهنر پناهگاهی امن است که در آن می‌توان غم و اندوه خود را شناخت. خواه در تراژدی‌های ذاتی عشق، خواه با فقر و تبعیض. هنر با معنای رنج آشناست.در موضوعاتی از هنر که آن‌ها را خوانده یا می‌بینیم، به دنبال نوع خاصی از دوستی می‌گردیم که به ما گوش دهد، قضاوت‌مان نکرده و ما درک کند. دوستان خیالی‌ای که در هنر یافته‌ایم احساسات‌مان را به درستی درک کرده‌اند، با ما سخن گفته اند و به حرف‌های‌مان گوش داده‌اند.طبیعت هم مانند هنر رنج ما را می‌کاهد، با روشی متناقضکه به یادمان می‌آورد همه‌چیز و همه‌مان تابع همان قوانین‌ایم. رشد می‌کنیم، بلوغ و کشمکش را تجربه می‌کنیم و نهایتا می‌میریم.هنگامی که به چیزی بزرگتر از خود طبیعت فکر می‌کنیم، با این واقعیت مواجه می‌شویم که چیزها کمترین اهمیت را دارند.وقتی به آسمان نیلگون کامل نگاه می‌کنیم یا اشعه خورشیدی که بین دو قله کوه می‌درخشد، نگرانی‌های جزیی‌مان ذوب می‌شوند. درک می‌کنیم که در نهایت ما و مشکلات‌مان آنقدر هم مهم نیستند و دانستن آگاهانه این موضوع، نه تنها اضطراب‌مان را از میان برمی‌دارد که آرامشی فوق‌العاده را نیز برای‌مان همراه خواهد داشت.خلاصه انتهاییمدارس نمی‌توانند در مورد احساسات ما به ما چیزی بیاموزند. در برابر بزرگترین چالش‌های زندگی را ما را درمانده می‌کنند و برای رسیدن به بلوغ هوشی و احساسی نیازمند بررسی و تحلیل گذشته‌مان‌ایم. پیدا کردن ریشه‌های درد فعلی و نگرش سخاوتمندانه و همدلی‌مان کمک می‌کند تا بار دیگر به این جمله برسیم که خود حرفه‌ای ما ممکن است به طور کامل از طرف دیگران مورد پذیرش واقع نشود اگر رفتار همدلانه‌ای نداشته باشیم.</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Mon, 26 Apr 2021 12:47:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتباطات ناهمزمان در تیم‌های دورکار در همه‌گیری کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-cwa7lajnec5g</link>
                <description>مطالعاتی که این سال‌های بر روی تیم‌های دورکار صورت گرفته، می‌گوید که افرادی که به صورت دورکاری در تیم‌های توزیع‌شده فعالیت می‌کنند در مقایسه با افرادی که در محل کار خود به صورت فیزیکی حاضرند، از خلاقیت و بهره‌وری بالاتری برخوردارند.و البته جالب اینجاست که تا کنون دلیل مشخص و قطعی‌ای برای آن پیدا نشده است.درست است که اغلب افراد به دلیل عدم تردد در ساعت‌های شلوغ، وقت خود را ذخیره می‌کنند، از حواس‌پرتی‌های موجود در دفاتر کاری دوری کرده و زمان بیشتری را با خانواده، دوستان و حتی سرگرمی‌های مورد علاقه‌شان اختصاص می‌دهند، اما هیچ‌کدام از این موارد، دلیل قطعی و پاسخی برای چرایی افزایش میزان بهره‌وری این افراد نیست.جدای از تمام این موارد، شاید یکی از دلایل افزایش بهره‌وری این افراد نوع ارتباطشان با سایر هم‌تیمی‌ها و ذی‌نفعان کلیدی باشد. ارتباطی از نوع ناهمزمان یا Asynchronous Communication.در حالی که در پست‌های اخیر وبلاگ هم به آن اشاره کرده‌ام، معتقدم که؛افزایش دورکاری و فعالیت تیم‌ها به صورت دورکاری در شرکت‌های بزرگ و همزمان با همه‌گیری کرونا – Coronavirus (Covid-19) Pandemic – مدلی تازه از همکاری تیم‌ها را شکل داده و در عین حال تنظیم و ایجاد نوعی جدید از این ارتباطات با اعضای تیم‌ها موجب افزایش بهره‌وری آن‌ها شده است.اما هستند بسیاری از شرکت‌هایی که با این ترس مواجه‌اند که آیا با دورکاری تیم‌ها می‌توانند موفقیت‌های خود را گسترش دهند یا نه؟ و متاسفانه این شرکت‌ها این پرسش را از خود دارند که چگونه می‌توانند در ارتباطات از نوع ناهمزمان از مزایای ارتباطات برخط، آنلاین و لحظه‌ای نیازهای خود را مرتفع کنند؟هربار که در محل کارتان برای پیگیری کاری به سراغ یکی از اعضای تیم می‌روید و سوالی هرچند کوتاه را از یکی از همکاران‌تان می‌پرسید، ناخواسته وقفه‌ای در کار آن‌ها ایجاد کرده و موجبات بهم‌ریختگی و حواس‌پرتی آن‌ها را فراهم می‌آورید و این موضوع در درازمدت به شکل قابل توجهی بهره‌وری آن‌ها را می‌کاهید.زمانی که از رویکرد ارتباطات همزمان را برای برقراری ارتباط با اعضای تیم کاری خود استفاده کنید، در واقع این فرصت را در اختیار آن‌ها قرار داده‌اید که تمرکز آن‌ها را حفظ کرده و موجب افزایش توجه آن‌ها به کار اصلی‌شان شوید.در این متن که نسخه جدیدی از این راه‌نماست و پیش‌تر در قالب یک فایل PDF قابل دانلود در سایت منتشر شده بود، با نوعی از ارتباطات با اعضای تیم‌های دورکار آشنا خواهید شد که در صورت اجرای درست و متناسب با نیاز سازمان‌تان می‌توانید از مزایای بی‌شمار آن بهره‌مند شوید.در نسخه جدید این راه‌نما هم مانند نسخه قدیمی‌تر، از الگوهای اجرا شده در شرکت‌های مطرح استفاده شده و امیدوارم بتواند در این مسیر به شما و کسب‌وکارتان کمک کند.اما پیش از شروع، مروری داشته باشیم بر چیستی این نوع از ارتباطات؛ارتباطات ناهمزمان چیست؟ارتباطات ناهمزمان، به بیان ساده زمانی رخ می‌دهد که شما انتظار پاسخ فوری و لحظه‌ای را در قبال پیام‌های ارسالی‌تان به اعضای تیم‌های دورکار نداشته و به عنوان مثال ایمیلی را به فردی ارسال کرده و انتظار دارید تا طی چند ساعت آینده و یا حتی چند روز پیش‌رو پاسخ آن را دریافت کنید.در مقابل این نوع از ارتباطات، شما پیامی را به فردی ارسال می‌کنید و گیرنده پیام، پس از دریافت، آن‌را پردازش و بلافاصله پاسخ را برای شما ارسال می‌کند. ارتباطات حضوری و جلسات، نمونه‌هایی از این نوع ارتباطات به حساب می‌آیند.اما شکل‌هیا مختلف دیگری از این ارتباطات مانند ارسال پیام در مسنجرهای کاری و انتظار دریافت لحظه‌ای پاسخ، می‌تواند نمونه دیگری از ارتباطات همزمان به حساب بیایند. شما پیامی را برای یکی از اعضای تیم‌تان ارسال می‌کنید، وی نوتیفیکیشن پیام شما را در اسلک، دیسکورد یا مایکروسافت تیمز، دریافت می‌کند و به آن پاسخ می‌دهد.جالب است بدانید که در برخی از شرکت‌ها، رفتاری که با ایمیل انجام می‌شود هم به صورت همزمان است و بسیار رایج است که کاربران حداکثر ظرف مدت ۵ دقیقه به ایمیل دریافت شده پاسخ دهند.[این مطالعه در سال ۲۰۱۵ و در یکی از آزمایشگاه‌های شرکت یاهو انجام و مطرح شده است. ]پیش از آنکه بدانیم کدام نوع از ارتباطات (همزمان یا ناهمزمان) مناسب تیم دورکار شماست، ابتدا این سوال را مطرح می‌کنم که چرا باید روش‌های فعلی برای ارتباطات بین اعضای تیم‌های دورکار در شرایط همه‌گیری کرونا زیرسوال رفته است؟اینجا در مورد پلنیست بخونید. پلنیست یک ابزار کاملا رایگان هست که احتمالا خیلی بهتون توی مدیریت جلسات کمک می‌کنه.مشکلات ارتباطات لحظه‌ای با تیم‌های دورکاربراساس مقاله‌ای که در هاروارد بیزینس ریویو، منتشر شده است؛ مدت زمانی که کارمندان در ارتباطات بین تیمی می‌گذرانند در مقایسه با دو دهه گذشته، بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است. محققان دریافته‌اند که این موضوع غیرمعقول بوده و افراد در حدود ۸۰ درصد از زمان خود را صرف برقراری ارتباط با همکاران و هم‌تیمی‌های خود می‌کنند. [این موضوع با درنظر گرفتن شش ساعت کار مفید در طول روز لحاظ شده است. ]جلسات کاری، به طور معمول حدود ۱۵ درصد از زمان افراد را به خود اختصاص داده و برنامه‌های پیام‌رسانی بلادرنگ و لحظه‌ای سازمانی مثل اسلک و یا مایکروسافت تیمز، موجب شده تا افراد مجبور به پاسخگویی حدود ۲۰۰ پیام در طول روز باشند و این عدد برای کاربران لایه‌های بالاتر تا ۱۰۰۰ پیام در روز نیز ثبت شده است.یکی از کارمندان مورد مطالعه در این گزارشات به نیویورک تایمز گفته است؛پیش از این صبح‌ها به محض بیدار شدن تیندر را چک می‌کردم و اکنون مجبورم اسلک را چک کنم.این گرایش به سمت برقراری ارتباطات لحظه‌ای به این معناست که افراد به طور متوسط می‌بایست زمانی در حدود ۸۰ درصد از ساعت کاری خود را به جلسات متعدد و ارتباطات بین تیمی بگذارند و در لابه‌لای این حجم از ارتباطات به صورت پراکنده و گاه و بی‌گاه به کارهای اصلی خود نیز بپردازند.پیشرفت فناوری تلفن‌های همراه و هوشمند، بدان معناست که ارتباطات به محل کار و ساعت مشخصی محدود نشده و ما مدام می‌بایست ایمیل‌ها و پیام‌های شرکتی خود را کنترل کرده و به آن پاسخ دهیم.ما هیچ‌گاه نمی‌توانیم از محل کارمان جدا شویم!اسلک از آمار اشاره شده در تصویر بالا، با افتخار یاد کرده و می‌گوید که کاربرانش در سازمان‌ها بیش از ۹ ساعت در روز این این نرم‌افزار آنلاین هستند، و به طور متوسط هر کاربر ۹۰ دقیقه از این ۹ ساعت را در حال استفاده از این پیام‌رسان است.این سبک از کار و مقایسه نتایج حاصل از آن می‌تواند قابل درک باشد، اما شواهد زیادی وجود دارند که نشان می‌دهد تمام ارتباطات همزمان، برای حفظ تمرکز، آسیب‌زا بوده و منابع ذهنی کارمندان را به طور جدی تخلیه می‌کند.به طور خلاصه باید بگوییم؛این کار موجب ایجاد وقفه‌های مداوم در ذهن شده، تمرکز بر روی کار را دشوار کرده و فعالیت‌های با ارزش بالاتر را مختل می‌کند. قدرت حل مساله را در افراد از بین برده و از همه بدتر، آن‌ها را از کارهای عمیق باز می‌دارد.دسترسی لحظه‌ای و عدم توانایی قطع ارتباطات همزمان برای سلامتی افراد مضر بوده و روز به‌روز آن‌ها را از اهداف بلندپروازانه‌شان دورتر می‌کند.این سبک از ارتباطات موجب ایجاد استرس‌های غیرضروری شده و عدم امکان برنامه‌ریزی‌های شخصی افراد را منجر می‌شود. روزهای کاری آنان صرف پاسخگویی به درخواست‌ها شده، زمان‌شان به سرعت از دست رفته و با افزایش استرس، سرخوردگی را در میان آنان تشدید می‌کند.کیفیت مباحثات در این سبک از ارتباطات به طور ملموسی کاسته شده و زمانی برای پاسخگویی متفکرانه برای‌شان باقی نمی‌گذارد.مزایای ارتباطات ناهمزمانبسیاری از کارمندان، حواس‌پرتی‌ها و وقفه‌های زمان کار را پذیرفته‌اند اما در برخی از شرکت‌ها مانند اتوماتیک، زپیر، گیت‌لب و بافر توانسته‌اند با به‌کارگیری رویکرد ارتباطات ناهمزمان از مزایای اجرای این نوع از ارتباطات در میان کارمندان خود سخن گویند. این شرکت‌ها معتقدند که؛توانسته‌اند روز کاری کارمندان خود را کنترل کنند. آن‌ها را شادتر کرده و بازدهی‌شان را افزایش دهند. در یک محیط کاری که اغلب اعضای تیم‌ها به صورت دورکاری فعالیت می‌کنند و تقریبا می‌توان گفت که ساعت کاری مشخصی وجود ندارد، کارمندان این شرکت‌ها توانسته‌اند زمان کاری خود را متناسب با سبک زندگی، بیومتریک و مسوولیت‌های خود تنظیم کنند. به‌طور مثال یکی از کارمندان گفته است که من هر روز یک ساعت را با پسرم وقت می‌گذارنم و هیچ‌کس در ارتباطات شرکت با این موضوع مشکلی ندارد.توانسته‌اند، افزایش کیفیت بالاتری را در پاسخگویی افراد رقم بزنند. ارتباطات ناهمزمان کمی کندتر است اما از کیفیت بالاتری برخوردار است. افراد در این نوع از ارتباطات می‌آموزند که ارتباط واضح‌تر و کامل‌تری را برقرار کنند. آن‌ها فرصت دارند تا در مورد یک مساله فکر کنند و پاسخ‌های متفکرانه‌تری را ارایه دهند. یکی از این شرکت‌ها گفته است که طی هشت سال گذشته، حتی یک مساله جدی که به ارتباطات افراد مرتبط باشد به واحد منابع انسانی‌شان ارجاع نشده است.برنامه‌ریزی‌های بهتر منجب به کاهش استرس کارمندان شده است و برنامه‌ریزی افراد برای پاسخگویی به هم‌تیمی‌هایشان به ضرورتی انکار ناپذیر بدل شده است. به‌جای پاسخگویی به پیام‌های با محتوای فوری، افزایش دقت در پاسخگویی رخ داده و به تبع آن استرس در میان این کارمندان کاهش چشم‌گیری داشته است.کارمندان در به‌کارگیری تکنیک‌های کار عمیق، پیشرفت کرده و زمان بیشتری را به کارهای با ارزش افزوده بالاتر برای سازمان‌شان اختصاص داده‌اند.افزایش شفافیت در مکاتبات و مستندات به واسطه ارتباطات کتبی هم از دیگر مزایایی است که توسط این شرکت‌ها رخ داده است.اما هیچ‌چیز قطعی نیست!علی‌رغم تمامی مزایا و معایبی که از ارتباطات همزمان و ناهمزمان در تیم‌های دورکار برشمردیم، به این نکته هم اشاره می‌کنم که هیچ‌ راه‌حل قطعی‌ای در هیچ شرایطی وجود ندارد. ارتباطات ناهمزمان هیچ‌گاه جای ارتباطات همزمان را نمی‌گیرد و مانند هر فرهنگ دیگری در سازمان‌ها می‌تواند در شرایط و زمان متفاوت، رفتاری متفاوت داشته باشد.در ابتدای شروع اجرای این نوع از ارتباطات می‌بایست جلسات حضوری به حداقل رسیده و گام‌های خود را برای دستیابی به این فرهنگ سازمان با اختیاط بیشتری دنبال کنید.در طول این مسیر، رعایت این نکات می‌تواند کاربردی باشند؛جلسات تک‌نفره را به صورت حضوری یا از طریق اسکایپ و به صورت همزمان برگزار کنید.گاه به‌گاه تیم‌ها خود را به صورت حضوری یا از طریق اسکایپ ملاقات کنید و از احوال آن‌ها پرس‌وجو کنید.چگونه به شکل دادن فرهنگ ارتباطات ناهمزمان کمک کنید؟تغییر رویکرد ارتباطات همزمان و حرکت به سمت ایجاد فرهنگ سازمانی در برقراری و گسترش ارتباطات ناهمزمان مانند بسیاری از فرهنگ‌سازی‌ها، یک شبه رخ نمی‌دهد و نیازمند تغییر در فرایندها، عادت‌ها و رفتارهای فرهنگی دیگر است.در این‌جا با تکنیک‌هایی گذار به این فرهنگ را تسهیل می‌کنیم؛در ارتباطات ناهمزمان، اطلاعات ارسالی را به طور کامل درج کنید. اگر ضرورت دارد موارد مورد نظر را با صدا، تصویر و یا اسکرین‌شات‌های لازم برای فرد مورد نظر ارسال کنید و در عین حال در نظر داشته باشید که از ارایه اطلاعات غیرضروری خودداری کنید.از قبل برنامه‌ریزی کنید و به دریافت کننده بگویید که انتظار دارید تا پاسخ را طی چند ساعت یا چند روز آینده دریافت کنید. به این صورت می‌توانید زمانی را به منظور بررسی دقیق‌تر در اختیار گیرنده پیام قرار دهید.اگر مستندی را با فردی به اشتراک گذاشته‌اید، حتما در طول روز چندین مرتبه آن‌را چک کنید تا اگر تغییری در درخواست‌ها یا نظرات ایجاد شده است، در سریع‌ترین زمان از آن آگاه شوید. گاهی ممکن است افرادی را ساعت‌ها معطل کنید!پیش از برگزاری هر جلسه‌ای، اطلاعات لازم را را باعضای جلسه به اشتراک بگذارید و در مورد موضوعات اصلی صحبت کنید تا تمامی اعضای جلسه، نسبت به محتوای جلسه آگاه باشند.پس از برگزاری جلسه، محتوای آن و تصمیمات گرفته شده را مستند کرده و در اختیار اعضا قرار دهید. همچنین ترتیبی اتخاذ کنید تا اگر فردی در جلسه غیبت داشت، بتواند به محتوای جلسه (ترجیحا به صورت ویدیویی) دسترسی داشته باشد.نوتیفیکیشن‌های پیام‌های خود را خاموش کنید تا با تمرکز بیشتری به فعالیت خود ادامه دهید. اما درنظر داشته باشید که در این شرایط می‌بایست حداقل روزی دو یا سه بار آن‌ها را چک کنید و خود را موظف به پاسگویی به پیام‌های دریافتی بدانید.به عنوان مدیر تیم چگونه ارتباطات ناهمزمان را توسعه دهید؟در میان فرهنگ‌سازی‌ها، بیش از به‌کارگیری ارتباطات ناهمزمان در میان اعضای تیم، به عنوان یک مدیر می‌بایست این نکات را رعایت کنید؛نوشتن و ارتباطات را به عنوان مهارت‌های اصلی اعضای تیم درنظر گرفته و به آن‌ها کمک کنید تا در این مهارت تسلط پیدا کنند.افراد را براساس کارایی و نتایج کاری‌شان ارزیابی کنید، نه سرعت پاسخگو بودن و مدت زمان در دسترس بودن‌شان.بر روی اعتماد سازمان به اعضای تیم‌ها و میزان استقلال آن‌ها تاکید کنید. ارتباطات ناهمزمان هیچ‌گاه به درستی اجرا نمی‌شوند مگر اینکه بر اعتماد خود به افرادتان تاکید کنید.برای مدیریت و تصمیم‌گیری از مدل‌های DRI استفاده کنید. یک نفر را از هر تیم به عنوان تصمیم‌گیرنده نهایی انتخاب کنید تا در مواقع لزوم راه‌گشای اعضای تیم باشد. به یاد داشته باشید که هرچه تعداد افراد تصمیم‌گیر در تیم‌ها بیشتر باشد تیم با کاهش مسئولیت پذیری مواجه شده، از عدم تمرکز و اقتدار رنجیده شده و تیمی ناکارآمدتر به شما تحویل داده خواهد شد.انتظارات معقولی را برای مدت زمان پاسخگویی به اعضای تیم درنظر بگیرید.شفافیت را در اولویت قرار دهید و اطمینان داشته باشید که تمامی افراد به مکاتبات تبادل شده اعضای تیم دسترسی داشته باشند.از ابزارهایی استفاده کنید که شفافیت، کار عمیق و ارتباطات ناهمزمان را ترویج کند. به عنوان مثال درخواست‌های گیت‌هاب پول، مکالمات بیس‌کمپ و… از ایمیل داخل سازمان استفاده نکنید. هرچند که می‌توان ایمیل را به عنوان ابزاری برای ترویج ارتباطات ناهمزمان استفاده کرد، اما به دلیل عدم دسترسی تمام افراد به تمام مکالمات ممکن است شما را در فرایند شفاف‌سازی با مشکل مواجه کند.برای موارد اضطراری کانال‌های ارتباطی‌ای داشته باشید که برای موارد بسیار حیاتی و ضروری از آن استفاده کنید.در پایان فراموش نکنید که؛ارتباطات ناهمزمان، نبردی پر فراز و نشیب است که وضعیت جاری تیم‌ها را به چالش می‌کشد، اما اطمینان دارم که در آینده شرکت‌ها و افرادی که به این مهارت رسیده باشند می‌توانند کارهای موثرتر و با کیفیت‌تری را تجربه کنند.</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Apr 2021 09:29:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع پروژه‌های جدید با تیم‌های دورکار</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1-vd49ansa6mnd</link>
                <description>هنگام شروع یک پروژه جدید با تیم‌های دورکار و توزیع‌شده، باید بدانید که هر پروژه می‌بایست با مشخصات اولیه پروژه و یک جلسه با هدف آشنایی اعضای تیم آغاز شود. در حالی که نباید خیلی درگیر مراسمات و جلسات بی‌فایده بود، اما نمی‌توان از اهمیت جلسات آغازین شروع پروژه‌های جدید و معرفی اعضای تیم به یکدیگر غافل شد.اگر «نکاتی برای تماس‌های اثربخش در زمان دورکاری» یا «راهنمای ارتباطات ناهمزمان در تیم‌های توزیع‌شده» را نخوانده‌اید، می‌توانید نگاهی هم به این دو مطلب بیاندازید.اگر در شروع پروژه‌های جدید، جلسات اولیه آشنایی و آغازین پروژه‌ها به درستی اجرا شوند، تاثیر آن را متوجه خواهید شد، پس خواندن ادامه این متن را از دست ندهید.شروع پروژه‌های جدید با محدود کردن و اولویت‌بندی ایده‌هااینکه تیم شما برای وبلاگ یک شرکت تولید محتوا می‌کند یا یک محصول نرم‌افزاری جدید را توسعه می‌دهد در وهله اول با انتخاب درست ایده می‌تواند اهمیت داشته باشد.تیم‌های کوچک که در یک محل و کنار هم کار می‌کنند، راحت‌تر می‌توانند ایده‌های خود را در مورد ویژگی‌های محصول/پروژه در دست اجرای‌شان را با یکدیگر به اشتراک گذاشته و از همفکری هم استفاده کنند.همه اعضای تیم می‌دانند که مشغول چه کاری هستند و بر اولویت‌های آن آگاهی کامل دارند. با رشد شرکت‌ها و توزیع تیم‌ها در مناطق مختلف، هماهنگی و اولویت‌بندی مشکل‌تر می‌شود. جمع‌آوری و به اشتراک گذاشتن ایده‌ها، بازخوردهای مشتریان، اولویت‌بندی آن و تعیین تکلیف برای تیم‌ها قابل دستیابی‌ست اما تلاش و تمرکز بیشتری را نسبت به تیم‌های مستقر در یک محل نیاز دارد.جمع‌آوری بازخوردها در دورکاری تیم‌هااینجا در مورد پلنیست بخونید. پلنیست یک ابزار کاملا رایگان هست که احتمالا خیلی بهتون توی مدیریت جلسات کمک می‌کنه.شفافیت باید همیشه در اولویت باشد. چرا که شما ایده‌هایی را در پروژه‌ها یا محصولات جدید ارائه می‌کنید و دعوت از کاربران برای ارسال بازخورد به شما کمک می‌کند تا روند‌ها را تغییر داده و تغییراتی را که مشتریان به آن نیاز دارند در سریع‌ترین زمان ممکن ایجاد کرده و از این راه اعتماد بیشتر کاربران را نیز دریافت کنید.با این کار همچنین می‌توانید به آن‌ها نشان دهید که نیازهای آن‌ها می‌تواند تصمیمات و اولویت‌بندی پروژه‌های شما را تحت تاثیر قرار دهد.دنیل پاراکسندولو، طراح محصول هات‌جر، هنگام تصمیم‌گیری در مورد یک ویژگی، بازخورد مشتریان را در اولویت قرار داده و می‌گوید:«ما فقط مشکلات را به سمت کاربران نمی‌اندازیم؛ ما می‌خواهیم در گفت‌وگوی سازنده‌ای با آن‌ها  قرار بگیریم. بنابراین ما یک طرح یا ویژگی را در محصول خود قرار می‌دهیم و این راه مناسبی برای مکالمه ما با یکدیگر است. اما برای بستن حلقه بازخورد باید بشنویم و بعد براساس آنچه به ما گفته می‌شود تصمیم بگیریم و پس از آن قابلیت بعدی و همینطور ادامه می‌دهیم و اگر لازم باشد عقب‌نشینی می‌کنیم. این همان چیزی‌ست که به رشد محصول و تجارت ما کمک کرده است. »ما می‌توانیم یک راهنمای کامل برای جمع‌آوری بازخورد کاربران بنویسیم، اما در اینجا چند نکته سریع برای کمک به تولید ایده‌های جدید و ارزشمند در پروژه‌ها وجود دارد که به آن اشاره می‌کنم؛اجازه دهید هر کسی هر ایده‌ای را مطرح کند؛ اعضای تیم و مشتریان به طور یکسان باید برای ارایه ایده‌ها و بازخورد در پروژه تشویق شوند. به عنوان مثال هات‌جر، یک ابزار ویژه در دسترس عموم قرار داده تا مشتریان خود بتوانند ایده‌های خود را ارائه دهند. این ایده‌ها می‌توانند چیزی باشد از بهبود صفحه فرود تا ویژگی‌های جدید یک محصول.برای جلوگیری از ایجاد وقفه، حول طرح‌واره‌ها برنامه‌ریزی کنید؛ برای پوشش بیشتر انتخاب‌ها، یک موضوع سطح بالاتر (تم) را انتخاب کنید و پیشنهادات پروژه را حول آن موضوع ارایه کنید. لوسیل فروونی توضیح می‌دهد که در دوئیست، ما در پشت یک موضوع بزرگتر حرکت می‌کنیم. در حال حاضر برای محصول تودوئیست، با هدف بهبود تجربه کاربری از داخل تم‌ها مواردی را انتخاب کرده و آن‌ها را با مشتریان و اعضای تیم‌های خود به اشتراک گذاشته‌ایم تا بازخورد مناسبی را از آن‌ها دریافت و براساس آن بر روی بهبود رابط کاربری‌مان متمرکز شویم.سوالات خود را «باز» بپرسید؛ پرسیدن سوالات باز معمولا منجر به دریافت بازخوردهای باارزش‌تر و بینش عملی‌تر نسبت به آن می‌شود که می‌توانید از آن برای هدایت تصمیمات پروژه خود استفاده کنید. هات‌جر، در مورد سوالات آزاد در وبلاگ خود توصیه‌های خوبی را مطرح کرده است.نقشه راه محصول خود را به اشتراک بگذارید؛ باز نگه داشتن نقشه راه به شما کمک می‌کند تا اعضای تیم از راه دور و همیشه با هیجان مضاعف در آنچه که قرار است در آینده دریافت کنند مشارکت می‌کنند. این هیجان قطعا در میان اعضای تیم و کارمندان شما هم صادق است. شما می‌توانید نقشه راه توسعه محصول خود را مثل ترلو یا هات‌جر به صورت عمومی منتشر کنید.اولویت‌بندی فیچرهای پروژه‌های جدید در تیم‌های دورکاراکنون که ایده خوبی از مضامین سطح بالاتر و همراه با بازخورد مشتریان خود دارید، وقت آن است که تصمیم‌گیری‌های سختی را در رابطه با اینکه تیم‌ها در هر چرخه تولید چه کاری را باید انجام دهند اتخاذ کنید.هات‌جر، هنگام تصمیم‌گیری درخصوص اولویت‌بندی و اختصاص کار به تیم‌های توسعه، سه سوال ساده را مطرح می‌کند؛چشم‌انداز ما چیست؟ چگونه این ویژگی هم‌راستا با اهداف کلی شرکت و محصول جای می‌گیرد؟کاربران ما چه می‌خواهند؟ آیا این مشکل با ایده‌های خودمان درباره آنچه در حال ساختن آن هستیم مطابقت دارد؟چه اشکالات بسیار مهمی در محصول وجود دارد؟ آیا قبل از ایجاد این ویژگی جدید، مشکلاتی که وجود دارد را می‌توانیم برطرف کنیم؟البته اولویت‌بندی به خودی خود می‌تواند یک راهنمای کامل باشد، اما می‌توانید از این چند نکته که بر اساس تجربه در واقعیت استخراج شده است، استفاده کنید:سیستمی را برای اولویت‌بندی ایجاد کنید؛ می‌توانید از معیارها و فاکتورهای متناسب با نیاز خود ترکیبی برای ایجاد یک سیستم مشخص به منظور اولویت‌بندی استفاده کنید.برای برنده شدن سریع در بازار وقت بگذارید؛ اطمینان پیدا کنید که هیچ باگ، اشکال یا خطای مهلکی محصول شما را تهدید نمی‌کند. اگر چنین است در سریع‌ترین زمان و در چرخه‌های کوچک نسبت به حذف آن‌ها اقدام کنید.هر باگی را در اولویت قرار ندهید؛ اگر مشکلی باعث توقف کارکرد اصلی برنامه شما نمی‌شود در اولویت رفع نیست مگر اینکه داده‌های مشتریان را به خطر انداخته یا آن‌ها را از محصول‌تان فراری دهد.مشخص کنید که چه کسی تصمیم‌گیرنده نهایی است؛ یک فرد را به عنوان تصمیم‌گیرنده نهایی انتخاب کنید. کسی که می‌تواند با تصمیماتش بر محصول / پروژه شما تاثیرگذار باشد. وقتی اعضای تیم‌ها از راه دور با یکدیگر کار می‌کنند بعضا ممکن است دچار سردرگمی شوند و این کار کمک می‌کند که آن‌ها آگاهی بیشتری داشته باشند.خب، شما تصمیم گرفتید که کدام ایده پروژه را در مرحله بعدی انجام دهید. اکنون وقت آن است که تیم رویایی خود را جمع کرده و ایده‌های خود را به واقعیت بدل کنید.</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Apr 2021 17:19:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکاتی برای تماس‌های اثربخش در زمان دورکاری</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-xpkteci2ma07</link>
                <description>چگونگی برقراری ارتباط و تماس‌های اثربخش در زمان دورکاری، از مواردی‌ست که می‌بایست توسط رهبران، مدیران پروژه و مدیران محصول درنظر گرفته شود. در این متن نکاتی را برای برقراری یک تماس اثربخش با اعضای تیم‌ها در زمان دورکاری نوشته‌ام.برقراری ارتباطات اثربخشبا استفاده از ابزاری مانند زوم، در ابتدای هر پروژه یک تماس ویدیویی با تیم برگزار کنید تا کیک‌آف آغازین پروژه اتفاق بیافتد. جمع‌کردن همه اعضا ـ حتی از راه دور ـ تضمین می‌کند که ابهامات قبل از تبدیل شدن به مشکلی بزرگ یا بن‌بست‌های در طول مسیر، بررسی شده و نیاز شما و تیم به جلسات اضافی در طول زمان انجام پروژه کاهش یافته است.قرار گرفتن پشت میز و دوربین لپ‌تاپ در جلسات آنلاین درک نشانه‌های زبان بدن برای بینندگان دشوارتر می‌کند. چند ترفند ساده را انجام دهید تا تماس‌های از راه دور را به همان اندازه جلسات حضوری موثر کنید؛زمان ملاقات مناسبی را انتخاب کنید ـ فیو دوستو از هاتجر می‌گوید:«هماهنگی تقویم‌های ۱۵ نفر که در مناطق مختلف زندگی می‌کنند برابر با درخواست ۱۵ نفر در همان منطقه زمانی نیست که آن‌ها بتوانند جلسه بعدی را برگزار کنند. »ابزاری مانند تقویم گوگل می‌تواند براساس مناطق زمانی و زمان‌بندی اعضا، بهترین پیشنهادات را زمان برقراری ارتباط موثر با شما به همراه داشته باشد.اطمینان حاصل کنید که همه به راحتی دیده و شنیده می‌شوند ـ هیچ‌چیز به اندازه شفافیت در برقراری ارتباط [صدا و تصویر] اهمیت ندارد. ما فهمیدیم که زوم دارای کیفیت قابل اعتمادتری برای برقراری تماس و ارتباطات گروهی است.دستور کار مشخص داشته باشید و به آن بچسبید ـ ارسال دستور کار جلسه از قبل کمک می‌کند تا مسائل مورد نظر حفظ شده و به اعضای تیم اجازه می‌دهد پیش از موعد سوالات مورد نظر خود را تهیه کنند.تماس را کوتاه و شیرین نگه دارید ـ فشار زمان به شما کمک می‌کند تا اعضای تیم متمرکز شوند و به شما کمک می‌کند تا تماس را به دستور کار خود هدایت کنید. در انتها حتما زمان کافی برای سوالات اعضای حاضر در جلسه قرار دهید.همه‌چیز را مستند کنید ـ یادداشت‌ها، سوالات، تصمیمات و موارد عملی باید به زودی پس از پایان جلسه در یک سند مشترک ثبت و در دسترس قرار گیرد. اعضای تیم باید بتوانند بعدا به آن مراجعه کنند و هیچ کس اطلاعات مهمی را از دست ندهد. حتی اگر بیمار یا در مرخصی بوده باشد.فراموش نکنید که اشتیاق ایجاد کنید ـ نبودن در کنار دیگران باعث می‌شود که اعضای تیم دور کار هیجان‌زده نباشند. جلسات شروع پروژه به شما فرصت می‌دهد که هیجان و انگیزه کافی را بین اعضای تیم ایجاد کنید.اینجا در مورد پلنیست بخونید. پلنیست یک ابزار کاملا رایگان هست که احتمالا خیلی بهتون توی مدیریت جلسات کمک می‌کنه.می‌دانم که شاید سخت به نظر برسد اما جلسات طراحی، دیزاین اسپرینت‌‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و حتی جلسات همفکری تیم‌ها را نیز می‌توان از راه دور و به صورت ریموت برگزار کرد. کمی پیچیدگی وجود خواهد داشت اگر از ابزارهای لازم شناختی نداشته باشیم ولی شدنی‌ست.با پیروی از موارد گفته شده در بالا و استفاده مناسب از ابزارهایی مانند گوگل‌داکس، دراپ‌باکس و… می‌توان به اهداف واقعی این جلسات دست یافت.</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Mon, 12 Apr 2021 15:34:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-ezzdtrzgnalr</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/niqqphusvj3g-ltnuL.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۶,۹۷۱ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۸۸ مرتبه پسندیدند و  ۱۲ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۱۱۱ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۶,۷۰۴ بار خوانده شدند و ۱,۳۳۳,۹۵۴ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۱۸۲۸۸۳۷۴ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۴۳,۰۲۲ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۱۸۲۸۸۳۷۴ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Mon, 29 Mar 2021 13:44:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه تیم‌های دورکار را رهبری کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/how-to-manage-remote-teams-cv2ixffn3eap</link>
                <description>رهبری یک تیم، همیشه چالش‌ها و فرصت‌هایی دارد اما رهبری همان تیم در شرایط دورکاری با مجموعه‌ای کاملا متفاوت از چالش‌ها و نیازمندی‌ها همراه است؛ چرا که درک کمتری از اعضای تیم در قبال فرسودگی و خستگی شغلی‌شان داریم و از طرفی عدم وضوح در لحن صحبت و زبان بدنشان نیز ممکن است با سوء برداشت‌هایی از تیم روبرو شود که نه تنها به احساسات تیم آسیب می‌زند بلکه در درازمدت باعث کاهش عملکرد و نارضایتی آنها می‌شود.در این بین درست بازی کردن نقش رهبری یک تیم دورکار، نیازمند افزایش مهارت‌هایی‌ست که امیدوارم بتوانم در این مطلب که خلاصه‌ای از چهار مقاله منتشر شده در وبلاگ شخصی‌ام است، آن‌ها را برای‌تان شفاف‌تر کنم. در این مطلب مدیریت و رهبری یک تیم از راه دور موشکافی و از بهترین روش‌ها برای ایجاد و حفظ فرهنگ تیمی قوی گفته می‌شود. در مورد چگونگی شناسایی نقاط تاریک رهبری و تفکر در سطح بالاتر بحث و از موضوعات دشوارتری مثل ارائه بازخورد انتقادی عبور می‌کنیم.این خلاصه مقاله، از مجموعه متنوعی از یادداشت‌ها و تجربیات مدیران شرکت‌های برتر در حوزه فناوری اطلاعات تهیه شده و در آن تلاش کرده‌ام تا با توجه به شرایط همه‌گیری کرونا (COVID-19) و متناسب با وضعیت شرکت‌های فعال در ایران، بهينه شود.تعریف موفقیتیکی از نقش‌های اصلی شما به عنوان یک رهبر یا مدیر تیم، تعیین دقیق این عبارت است که «بُرد» برای تیم از نظر شما به چه معنی‌ست. بدون اینکه بدانید موفقیت چگونه است، نمی‌توانید به درستی رهبری کنید و تیم شما در مورد اینکه چرا نقش آن‌ها برای شرکت شما مهم است در تاریکی به‌سر خواهند برد.در کتاب «راهنمای رشد بزرگ»؛ الاد گیل و کلر هیوز جانسون قیاس ورزشی زیر برای توضیح اهمیت موفقیت بیان شده است:این موضوع در پروژه‌های از راه دور و در تیم‌های دورکار هم بسیار مهم است. داشتن اعضای تیم پراکنده در سر تا سر مناطق جغرافیایی، می‌تواند به ناچار منجر به سوء مدیریت شود. تعیین نتیجه مثبت، تعیین اهداف صریح و برقراری ارتباط شفاف، تیم دورکارتان را برای انجام کارهای عالی هماهنگ‌تر می‌کند.درک اهداف سازمانیبه عنوان یک رهبر، شناخت و درک اهداف سازمانی شرکت و اینکه تیم‌تان در چه سطحی از آگاهی نسبت به آن‌ها قرار دارد، ضروری‌ست. در تیم‌های از راه دور شما باید نسبت به دریافت اطلاعات پیگیرتر باشید تا بتوانید آن‌ها را به طور موثر با تیم‌های خود به اشتراک بگذارید.راه‌های ارتباطی میان مدیران و اعضای تیم‌ها را حفظ کنید.به طور مرتب با مدیران و اعضای تیم چک کنید که آیا همگی در تیم احساس راحتی می‌کنند یا نه؟اهداف را برای همه حفظ کنید.اهداف کوتاه‌مدت بلند‌پروازانه و در عین حال واقع‌بینانه ایجاد کنید.اهداف بلند‌مدت را بسازید.ردیابی عملکرد و خروجیاگر شما یک تیم دورکار و از راه دور را مدیریت می‌کنید، به احتمال زیاد اطلاعاتی در مورد اینکه چه کسی روز خود را به پایان می‌رساند یا چه زمانی شروع به کار کرده است، چند ساعت در طول روز کار کرده و چه زمان‌هایی را در مرخصی و استراحت بوده است، ندارید.این یعنی این‌که شما برای ارزیابی تیم‌تان به تاکتیک‌های لرزان مثل خرده مدیریت‌ها متکی نیستید. در عوض، مجبور به استفاده از روش‌های دیگری برای نظارت و کنترل موفقیت تیم‌تان هستید.ساعت‌ها را ردیابی نکنید.روی نتایج تمرکز کنید.برقراری ارتباط با تیم‌های دورکار راه دیگری برای همدلی و هم‌ترازی روحیه آن‌هاست.ایجاد فرایندهای انعطاف‌پذیرتردر یک تیم دورکار، ایجاد فرایند تعریف شده برای شکل دادن یک ساختار مشخص ضروری‌ست. در یک دفتر فیزیکی که تمام اعضای تیم کنار یکدیگر هستند و دسترسی راحت‌تری به آن‌ها دارید برقراری یک مکالمه سریع در مورد چگونگی انجام کار راحت است و در بین تیم‌های دورکار توانایی شما برای این کار کاهش می‌یابد که داشتن قوانین صریح و مستند شده پیرامون نحوه کار (که در دسترس تمام اعضای تیم باشد.) ضروری‌ست.کار از راه دور همچنین به سیستم‌های کاری مشخص نیاز دارد تا مسئولیت اعضای تیم به درستی درک شوند. یعنی مهلت تحویل کار، زمان اتمام پروژه و نیز جریان کار است که در به‌روزرسانی‌ها و گزارش‌های منظم ممکن می‌شود. بدون وجود این سیستم‌ها، پروژه‌ها ممکن است با تاخیر جدی مواجه شوند و چرخه تولید پروژه به خطر بیفتد.ایجاد و نگهداری از مستنداتمستندات برای تشریح فرایندها و در دسترس قرار دادن آن‌ها برای همه بسیار مهم است. این مستندات به عنوان یادآوری‌های مهم برای اعضای فعلی تیم مورد استفاده قرار می‌گیرند و به اعضای جدیدتری که به تیم پیوسته‌اند، کمک زیادی می‌کند.به عنوان یک رهبر، ایجاد مستنداتی که روند کار را روشن می‌کنند از وظایف شماست. مستندات باید واضح، مختصر و در دسترس باشند. در نظر داشته باشید که مستندات تولیدی باید متناسب با نیاز هر تیم تهیه و صرفا در اختیار همان تیم قرار گیرد.سید سیبراندیج؛ مدیرعامل و بنیانگذار گیت‌لب می‌گوید:ساختن تیمی از رهبراندر یک تیم دورکار، استقلال تیم‌ها به چند دلیل از اهمیت بالایی برخوردار است. باید بدون اینکه کسی روی شانه‌شان سوار باشد به کارهای خود برسند و زمانی که کسی در دسترس نیست به‌راحتی بتوانند تصمیم بگیرند. نقش شما به عنوان یک رهبر این است که بتوانید تیم خود را قادر کنید تا آن‌ها به رهبرانی قوی تبدیل شوند.این موضوع را در نظر داشته باشید کهخرده مدیریت‌ها می‌تواند بزرگترین ضربه به تیم‌های دورکار باشد.از خرده مدیریت‌ها پرهیز کنید و تلاش کنید اطلاعاتی را که به آن نیاز دارید از راه‌های دیگری کسب کنید چون این روش، تضمینی برای از بین بردن اعتماد تیم و ضربه زدن به استقلال اعضای تیم‌تان خواهد بود.هاروارد بیزینس ریویو، در مقاله‌ای مرتبط با موضوع خرده مدیریت‌ها می‌گوید:برخورد با تیم‌تان مثل بزرگ‌سالانِ بالغ، می‌تواند اعتماد به‌نفس آنان را افزایش داده و از احساس دلسردی آنان جلوگیری کند.جاب وندرورت؛ بنیانگذار و مدیرعامل شرکت ریموت، می‌گوید:درک کنید که با بزرگتر شدن شرکت، خودتان نمی‌توانید تمام کارها و مسوولیت‌ها را به عهده بگیرید و تلاش کنید مسوولیت‌هایتان را به افراد شایسته‌تر واگذار کنید.برنارد لوری؛ رئیس بازاریابی شرکت دوئیست می‌گوید:در خصوص فراهم‌سازی شرایط افزایش مسوولیت‌پذیری تیم، حفظ استقلال و تقویت اعتماد به نفس آنها هدفمند باشید. ممکن است یک نفر زمانی که در یک ماشین بزرگ قرار می‌گیرد احساس کند مهارت مهار کردن آن را ندارد اما اگر در یک منطقه امن مشغول به حرکت شود می‌تواند آن مهارت را به‌دست آورد.در حالی که نقش شما به عنوان یک رهبر شامل ارایه راهنمایی است، چیزی به اسم راهنمایی بیش از حد وجود ندارد. اگر اعضای تیم‌تان مرتبا از شما برای انجام کارهایشان سوال می‌کنند، وقت آن است که توانایی تصمیم‌گیری را در آن‌ها بهبود ببخشید.در یک تیم دورکار بسیار مهم است که اعضای تیم بتوانند تصمیم بگیرند.انتخاب و برقراری ارتباط صریح و روشن، مهارت مهمی در یک تیم دورکار است.که می‌تواند تردیدهای پیش‌روی پروژه‌های شما را به شکل چشم‌گیری کاهش دهد.کمک به پیشرفت تیم‌هاتیمی که افراد در آن بیش از حد کار می‌کنند و کم‌ارزش باشند، نمی‌توانند با ظرفیت کامل، کار خود را به انجام برسانند. وقتی افراد احساس استرس می‌کنند، محصولی با کیفیت بالاتر تولید نمی‌شود. علاوه بر این باید از اعضای تیم‌ها در مقاطع زمانی مختلف قدردانی شود. این امر به‌ویژه در میان تیم‌های دورکار بسیار مهم است. در یک تیم دورکار، عدم ارتباط به موقع می‌تواند باعث شکل‌گیری فرضیات منفی شود و آن‌ها را نسبت به شما و سایر اعضای تیم‌تان دلسرد کند.به عنوان یک رهبر این وظیفه شماست که اعضای تیم خود را به خوبی با چالش‌های جدید، احترام عمیق و حمایت کافی سیراب کنید.رهبری بر پایه اعتمادایجاد پایه‌های اعتماد اولین گام برای افزایش پویایی سالم در تیم شماست. اعتماد کنید که بیشتر اعضا با نیت خیر به تیم شما پیوسته‌اند و تمام تلاش خود را برای پیشرفت تیم به کار می‌گیرند. فرض کنید آن‌ها می‌خواهند هم‌زمان با انجام کارهای خوب به تیم گسترده‌تری کمک کرده و در حرفه خود پیشرفت کنند.گوناکالو سیلوا؛ مدیر فنی شرکت دوئیست می‌گوید:تصمیم به شروع ارتباط با اعتماد شروع می‌شود. وقتی شخصی در تیم شما شروع به کار می‌کند قبلا توسط افراد با صلاحیتی ارزیابی و آزمایش شده‌ است. منتظر نباشید خود را به شما ثابت کند. سطح اعتماد را افزایش دهید و بگذارید سریع‌تر به‌کارشان برسند.توبی لوکته؛ بنیانگذار و مدیرعامل شرکت شاپیفای از مفهومی استفاده می‌کند که از آن به عنوان «باتری اعتماد» نام می‌برد. او می‌گوید:اعتماد فقط زمانی باید کاسته شود که یک فرد دائما در حال نقض وعده‌ها باشد و ثابت کند که غیرقابل اطمینان است. در این مرحله، مهم است که به آن‌ها بگوییم که چگونه این رفتار می‌تواند تیم را تحت تاثیر قرار دهد.اعتماد، اعتماد می‌آورد. اگر کسی را به دلیل قابل اعتماد بودن ستایش کنید، همیشه سعی می‌کند که این استاندارد را حفظ کند. اگر آن‌را نادیده بگیرید ممکن است احساس کند که زحماتش بیهوده است و مهمتر از همه این نگرش می‌تواند در بقیه اعضای تیم شما هم گسترش و محیطی را ایجاد کند که از عدم اطمینان برخوردار باشد.تمرین شفافیتکار کردن به تنهایی روی یک تیم از راه دور می‌تواند افراد را در صورت عدم بازخورد سریع و اطمینان‌خاطر به گمانه‌زنی وا دارد؛من چیزی در مورد فلان موضوع نشنیده‌ام، شاید این اولویت نداشته باشد.مدیر من مدت‌هاست با من در تعامل نبوده. شاید در حال آماده‌سازی شرایط اخراج من است.من به مستندات این بخش دسترسی پیدا نکرده‌ام. شاید من بخش مهمی از پروژه نباشم.برای جلوگیری از شیوع فرضیات، تا حد ممکن شفاف باشید. به سوالات، صادقانه پاسخ دهید و مباحثه را به صورت آزاد انجام دهید تا در دسترس همگان باشد. ابزارهای ارتباطی که باز و قابل جست‌وجو هستند محل مناسبی برای انجام گفت‌وگوهاست؛ مگر مسائلی مانند عملکرد، حقوق، استخدام، تبلیغات و…براساس مقاله گالوپ، شفافیت برای تامین ثبات در اعضای تیم‌های از راه دور بسیار مهم‌اند.اغلب شرکت‌هایی که با تیم‌های دورکار محصولات خود را توسعه می‌دهند صریح هستند. چرا که می‌دانند در شرایط دورکاری این راه بهترین روش برای کاهش سربارهای کدورت است.آگاهی از حجم کارآگاه بودن از حجم کار اعضای تیم شما نباید خیلی سخت باشد و اگر شما کارهای کوچک را به آنها در حین انجام یک پروژه بزرگ اختصاص می‌دهید؛ باید بدانید که متاسفانه این وظایف کوچک به مرور زمان بر حجم کارها افزوده می‌شود، دامنه پروژه را تغییر می‌دهد و نه تنها پروژه را به چیز دیگری تبدیل می‌کند، بلکه ممکن است اتمام آن را نیز ماه‌ها به تعویق بیاندازد.تشویق به حفظ تعادلکار از راه دور اغلب می‌تواند خط بین زندگی شخصی و کار را مختل کند. جو دویچمن؛ مدیر مهندسی شرکت بافر می‌گوید: توسعه‌دهندگان تمایل دارند که بیش از حد کار کنند تا به مدیران خود ثابت کنند که در زمان دور کاری از استراحت بهره‌ای نمی‌برند. مدیران غالبا نگران بهره‌وری کارمندان هستند و اینکه آیا کار این افراد تا چه میزان سخت و فرسایشی شده است. داده‌ها نشان می‌دهد که اعضای تیم‌های دورکار بسیار مولدند و تمایل دارند ساعات بیشتری از روز را کار کنند و طبعا مستعد فرسودگی بیشترند. بنابراین به‌جای پرسش درباره اینکه چقدر آنها کار می‌کنند باید نگران این باشید که اعضای تیم‌تان چقدر به استراحت کافی اهمیت می‌دهند.به عنوان یک رهبر از راه دور، ایجاد تعادل در تیم برای اطمینان از وجود یک تیم خوشحال و سالم برای انجام کارهای باکیفیت از اهمیت بالایی برخوردار است.ایجاد مسیرهای شغلیبیشتر افراد در نقش‌های حرفه‌ای خود به دنبال پیشرفت شغلی هستند. ایجاد مسیرهایی برای پیشرفت افراد در حفظ رضایت‌مندی آنان از اهمیت بالایی برخوردار است. علی‌رغم اینکه کار کردن از راه دور به خودی خود می‌تواند رضایت‌بخش باشد اما به عنوان یک مدیر وظیفه دارید که با مشخص کردن مسیرهای شغلی، از رکود، اضطراب و فشارهای شغلی اعضای تیم کم کنید.ایجاد مسیرهای شغلی می‌تواند بسیار پیچیده و حتی نیازمند استفاده از مشاوران خارجی باشد. اما رعایت این چند نکته ساده می‌تواند تا حدود زیادی در این مسیر به شما کمک کند؛مسیرهای شغلی را متناسب با هر فرد ایجاد کنید،یک فرایند تعریف شده برای ارتقا ایجاد کنید،بررسی عملکرد داشته باشید.فراهم کردن فرصت‌های پیشرفت برای اعضای تیم‌های دورکار مهم است. چرا که به اعضای تیم کمک می‌کند تا بتوانند آینده روشنی از موقعیت خود در شرکت‌شان ببینند.یک فرهنگ سازمانی قوی ایجاد کنیدخوشبختانه فرهنگ سازمانی پیچیده‌تر از آن است که به راحتی دیده شود و محدود به نمایش فیلم در دفتر یا اتاق بازی نیست. گالوپ در مقاله‌ای می‌گوید:فرهنگ شامل همه نقاط تماس و اتصال اعضای تیم با سایر افراد و فرایندهای موجود شرکت است. مکالمات مربوط به کار و نحوه ارائه بازخورد نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.مدیران تیم‌های دورکار نقش مهمی در تنظیم و حفظ فرهنگ سازمان دارند. هدفمند بودن در مورد این فرایندها، تیم شادتری را برایتان به همراه خواهد داشت.موفقیت حرفه‌ای اعضا را جشن بگیرید،کارهای عالی آن‌ها را یادداشت کنید،ملاقات‌های حضوری را برنامه‌ریزی کنید،سلسله مراتب سازمانی را مدیریت کنید،با هرگونه بدرفتاری به شدت برخورد کنید.برقراری ارتباط موثریکی از سخت‌ترین چالش‌های کار از راه دور برقراری ارتباط و البته یک ارتباط موثر است. بخش زیاد مکالمات شما با گزارش‌هایی از طریق نوشتن و به صورت غیر همزمان اتفاق می‌افتد.برای دریافت کتابچه راهنمای ارتباطات غیرهمزمان در تیم‌های دورکار اینجا کلیک کنید.درحالی که ابزارهای بسیاری برای برقراری کنفرانس‌های ویدیویی وجود دارند. علی‌رغم اینکه مدیریت پروژه و اعتماد به تیم از اولویت‌های اصلی‌ست اما ارتباط قوی با تیم‌های از راه دور می‌تواند پیشرفت و نوآوری یک تیم را تقویت کند.«راهنماهای کاربری» روشی متداول در مدیریت است که شامل اسنادی می‌شود که دقیقا نحوه کار شما با تیم‌تان را معین کرده و هرگونه ابهامی را از بین می‌برد.در مقاله‌ای که فرست‌راند ریویو، منتشر کرده است هدف راهنماهای کاربری را تعیین روشن انتظارات از نحوه همکاری اعضای تیم با شما بدون حدس و گمان مطرح کرده است. راهنماهای کاربریِ یک مدیر می‌تواند شامل موارد زیر باشد؛فلسفه‌های کلی شما در مورد کار و همکاری،شکل مورد نظر شما برای دریافت و ارسال بازخوردها،ساعات مشخصی که هر روز پاسخ‌گو خواهید بود،ترجیح شما برای حضور در روند پروژه‌ها،نحوه رزرو جلسات شما،قالب‌بندی مورد انتظار شما برای دریافت گزارشات.در خصوص تیم‌های دورکار راهنماهای کاربری یک پادشاه است، چرا که انتظارات را مشخص می‌کند و به اعضای تیم یک خط‌ مشی کلی در مورد ارتباط با شما می‌دهد. به عنوان مثال راهنمای کاربری شما برای تیم‌های دورکار می‌تواند شامل این موارد باشد؛ساعت‌هایی که هر روز در دسترس خواهید بود،سبک ارتباطی شما،انتظارات شما از ارتباط از راه دور،مدت زمان جلسات ویدیویی مورد انتظار شما،ابزارهایی که ترجیح می‌دهید با آن کار کنید،به اشتراک گذاشتن نگرانی‌ها.پس از آنکه دقیقا درباره نحوه کارتان تامل کردید، یک راهنمای کاربری بنویسید و آن‌را با تمام اعضای تیم به اشتراک بگذارید. در مورد انتظارات خود صادق باشید و تلاش کنید هیچ ابهامی در مستندات شما وجود نداشته باشد.روی خودتان کار کنیدرهبری و مدیریت دیگران کار آسانی نیست. مدیران و رهبران از استرس و فرسودگی بیشتری به نسبت دیگران رنج می‌برند. آن‌ها تعادل زندگی و کار خود را فراموش می‌کنند، وضعیت بدنی بدتری به نسبت باقی همکاران دارند و این موضوع در تیم‌های دورکار به مراتب بیشتر به چشم می‌خورد.رهبران از راه دور باید سلامت جسمی و روحی خود را در اولویت قرار دهند، دانش‌های روز را با حضور فعال در انجمن‌های تخصصی ارتقا دهند، با سایر شرکت‌ها و مدیران آن‌ها در ارتباط باشند، در کنفرانس‌ها و رویدادهای حاضر باشند و به گسترش دانش خود کمک کنند.به عنوان یک مدیر باید در تقویت تفکرات استراتژیک خود بکوشید و همواره با دریافت بازخورد از مدیران بالاتر و سوال پرسیدن از آن‌ها خود را در این راه به‌روز نگه دارید تا بتوانید اهداف روشنی را برای تیم‌های خود تنظیم کنید. زمانی را برای استراحت مغز خود در نظر بگیرید، از پای کامپیوتر بلند شوید و ذهن خود را از تمامی افکار پاک کنید. کارهای خود را دسته‌بندی و جلسات خود را مدیریت کنید.بازخورد بگیریددر مدیریت به همان اندازه که باید روش بازخورد دادن را یاد بگیرید لازم است چگونگی دریافت بازخورد از دیگران را هم بیاموزید. درخواست بازخورد صادقانه می‌تواند فرصتی باشد تا به بهبود مهارت‌های مدیریتی شما بیانجامد. چگونگی نحوه دریافت بازخورد از تیم دورکار نیز اهمیت بالایی در مدیریت دارد.سوالاتی نپرسید که پاسخ آن بله، خیر یا بسیار کوتاه باشند. چون متاسفانه به‌دست آوردن اطلاعات مرتبط با عملکرد شما کاری دشوار است. سوالاتی بپرسید که پاسخ‌های کم‌عمقی نداشته باشد. به جای پرسیدن اینکه «به عنوان یک مدیر در مورد من چه فکر می‌کنید؟» بپرسید «من به عنوان مدیر چه کارهایی می‌توانم انجام دهم تا به شما در تحقق اهداف شغلیتان کمک کنم؟»برای حفظ ناشناس بودن نظرات ارسالی می‌توانید از ارزیابی‌های ۳۶۰ درجه استفاده کنید و اگر بازخوردهای دریافتی مثبت بود آن‌را یادداشت کنید تا در جلسات گروهی در مورد آن صحبت کنید. به طور مثال مدیرعامل دوئیست، نتایج ارزیابی ۳۶۰ درجه خود را هر شش ماه برای تمامی اعضای تیم به اشتراک می‌گذارد.سلامتی را در اولویت قرار دهیداجازه غلبه کار بر زندگی یک مزاحمت برای شما و تیم‌تان است. نادیده گرفتن زمان تعطیلات، کار در تعطیلات و آخر هفته و از دست دادن زمان خواب باعث می‌شود شما یک مدیر ناکارآمد باشید نه یک مدیر وظیفه‌شناس.جیسون فرید و دیوید هاینمیایر؛ در مقاله‌ای می‌گویند:اگر می‌خواهید برای مدت طولانی و بدون فرسودگی به کار کردن ادامه دهید پس لازم است به سلامت خود اهمیت دهید و بین کار و زندگی به تعادل برسید. به عنوان یک شخص، ممکن است احساس خستگی کنید، تنهایی، افسردگی و استرس را تجربه کنید و به عنوان یک مدیر ممکن است گاهی عصبانی شوید و تمام این‌ها نشانه‌ای از کمبود خواب، عدم استراحت کافی و اهمیت ندادن به سلامتیتان است.در پایان به یاد داشته باشید که مواجهه با این چالش‌ها هم جذاب است و هم پاداش‌دهنده. با ادامه مسیر مدیریت یاد بگیرید که چطور قطعات یک پازل را کنار هم بچینید و خود را به یک رهبر واقعی تبدیل کنید.در پایان در صورت تمايل می‌توانید بخش‌های مفصل‌تر از این خلاصه مقاله را که در چهار بخش منتشر شده است بخوانید. بخش اول، بخش دوم، بخش سوم و بخش چهارم</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Tue, 02 Feb 2021 17:25:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانلود رایگان راه‌نمای ارتباطات ناهمزمان در تیم‌های توزیع شده</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%B4%D8%AF%D9%87-jiubdogche8f</link>
                <description>در طول سال‌های گذشته، مطالعات زیادی بر روی تیم‌های دورکار و نحوه تعاملات و ارتباطات آن‌ها صورت گرفته است و اغلب آن‌ها به این باور رسیده‌اند که افراد شاغل در تیم‌های توزیع‌شده و دورکار از بهره‌وری بالاتری برخوردارند. این گزارشات اغلب بر حفظ تمرکز ییشتر در میان کارمندان دورکار تاکید کرده‌اند و در این میان ارتباطات ناهمزمان نقش پررنگ‌تری را داشته است.در حالی که عمیقا و شخصا معتقدم که افزایش دور کاری و فعالیت در تیم‌های توزیع‌شده، آینده محتوم و مدلی اجتناب ناپذیر از آینده کاری شرکت‌هاست، فکر می‌کنم ارتباطات ناهمزمان از مهمترین مواردی خواهد بود که می‌بایست به شکل ویژه‌تری به آن نگاه کرد.در این راه‌نمای جدید؛ که به عنوان سومین کتابچه راه‌نمای دورکاری گردآوری و منتشر شده است، کمی از ترس‌ها و نگرانی‌های کسب‌وکارها برای ارتباطات ناهمزمان گفته‌ام و با بازتعریف مجدد از این نوع از ارتباطات سعی کرده‌ام تا به مزایای بی‌شمار این سبک از ارتباطات بپردازم. ?اینفوگرافیراه‌نمایارتباطاتناهمزمان براساس مقاله‌ای که در هاروارد بیزینس ریویو منتشر شده و بخشی از آن در این مستند به همراه لینک اصل مقاله آورده شده است، عنوان شده که زمان کارمندان برای ارتباطات بین تیمی به نسبت دو دهه گذشته ۵۰ درصد افزایش یافته است و این یعنی حدود ۸۰ درصد از زمان افراد در محیط کاری (به صورت فیزیکی) به برقراری ارتباط با همکاران و پاسخگویی به پرسش‌های پی‌در پی مدیران خود می‌گذرد که نتیجه آن کاهش قابل ملاحظه‌ای از بهره‌وری کارمندان است.آمار جالب توجه دیگری که در این راه‌نما درخصوص آن صحبت شده است، گزارشی از شرکت اسلک است که با افتخار مطرح کرده است که کاربران آن بیش از ۹ ساعت از زمان روزانه خود را در اسلک آنلاین بوده و به طور متوسط هر کاربر بیش از ۹۰ دقیقه از این نرم‌افزار استفاده می‌کند.هرچند که این موضوع از دیدگاه مدیریت محصول می‌تواند نقاط مثبت بی‌شماری را برای اسلک به همراه داشته باشد اما به طور کلی نتیجه آن اتلاف زمان کارمندان سازمان‌هایی‌ست که از این ابزار برای ارتباطات درون سازمانی خود استفاده می‌کنند.در بخش‌های دیگری از این راه‌نما به نحوه ایجاد یک فرهنگ مناسب برای ارتباطات ناهمزمان درون تیمی پرداخته‌ام و با استفاده از مقالات منتشر شده، تلاش کرده‌ام تا نکاتی را به منظور گذار راحت‌تر و شکل‌گیری بهتر این فرهنگ در میان اعضای تیم‌های دورکار مطرح کنم.این راه‌نمای ۱۰ صفحه‌ای را می‌توانید در کمتر از سی دقیقه مطالعه کرده و در ادامه این متن به کتابچه‌های دیگری که تهیه و منتشر شده است نیز دسترسی داشته باشید.</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Nov 2020 10:22:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی‌هایی برای مدیریت بهتر یک تیم</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%DB%8C%D9%85-dnwcndw8yunj</link>
                <description>مدیریت تیم‌ها گاها می‌تواند ترسناک باشد. فراموش نکنید که هیچ‌کدام از ما رهبر به دنیا نیامده‌ایم و طبیعی‌ست که مدیریت گروهی از افراد کمی دلهره‌آور باشد.یک بررسی جدید نشان می‌دهد که ۶۹ درصد از مدیران حتی از برقراری ارتباط مستقیم با کارمندان خود احساس نارضایتی می‌کنند که نتیجه آن سخت‌‌تر کردن کار آن‌ها در مدیریت تیم‌ها خواهد بود.یکی از مهمترین روش‌های مدیریت پروژه، مدیریت کارآمد افراد تیم است. بدون آن، دست‌یابی به اهداف پروژه شما تقریبا کاری غیرممکن خواهد بود. از سویی، اگر به این هنر تسلط داشته باشید می‌توانید پروژه‌های خود را در قالب بودجه‌های از پیش تعیین شده هدایت کرده، به اهداف خود رسیده و پس از آن کارمندانی شادتر و با انگیزه‌تر داشته باشید. اما پیش از شروع می‌بایست درک درستی داشته باشید که هنر مدیریت افراد دقیقا به چه معناست.شاید این مطالب وب سایت نیز برای‌تان جذاب باشد:گزارش مک‌نزی از اجایل در سازمان‌ها؛ موثر یا دست‌و پا گیر؟هدف‌گذاری موثر تا چه اندازه می‌تواند به ایجاد انگیزه در کارمندان کمک کند؟ترفند‌های موفقیت در مدیریت محصول؛ درک انگیزش‌های بیرونی و درونیدانلود رایگان راه‌نمای ارتباطات ناهمزمان در تیم‌های توزیع شدهدانلود رایگان خلاصه کتاب کار عمیق، مهارتی که برای دستیابی به اهداف لازم استدانلود رایگان راهنمای سریع حفظ امنیت برای دورکاری و معرفی ابزارهای کاربردیمدیریت تیم چیست؟مدیریت تیم، در واقع فرایند هدایت گروهی از افراد درون سازمان برای انجام یک پروژه، یک کار و یا به حداکثر رساندن کارایی افراد است. رهبران تیم‌ها محدوده پروژه را به درستی تعریف می‌کنند. یک بیانیه چشم‌آنداز را نوشته، نقش‌ها و مسوولیت‌ها را به تیم واگذار کرده، اهداف پروژه را تعیین می‌کنند و افلام تحویل دادنی و زمان‌های تحویل آن اقلام را نیز با همکاری اعضای مشخص می‌کنند.مدیران موفق، در طول زمان‌بندی پروژه، پیشرفت تیم در رسیدن به اهداف را ارزیابی کرده و در صورت لزوم با اعلام این ارزیابی‌ها به تیم، آن‌ها را در یک صفحه نگاه می‌دارند.اعضای تیم شما می‌توانند برای سازمان‌تان حیاتی باشند. بدون آن‌ها، هیچ سازمانی نمی‌تواند به اهداف خود برسد و به همین دلیل است که سازمان‌های متعالی از اعضای تیم‌های خود پشتیبانی می‌کنند و آن‌ها را به سمت رسیدن به اهداف مشترک‌شان هدایت می‌کنند.می‌توانید با این روش‌ها، مدیریت تیم‌های خود را به شکل مناسب‌تری به انجام رسانده و از میزان پیچیدگی این کار کاسته و بر ترس خود نیز غلبه کنید.ارتباط موثر با اعضای تیمارتباطات قلب مدیریت خوب تیم‌هاست و ارتباط بد بدون استثنا می‌تواند یک تیم خوب را از بین ببرد. برای اینکه تیم شما بتواند به طور موثر کار خود را به انجام برساند همه باید نقش خود را بدانند. چه کسی به آن‌ها گزارش می‌دهد، به چه کسانی باید گزارش بدهد و چگونه باید یکدیگر را به‌روز کنند. آن‌ها باید بدانند که چه موقع می‌توانند به فعالیت‌های دیگری گرایش پیدا کنند و یا چگونه باید از اهداف کلان سازمان اطلاع پیدا کنند.اگر نتوانید ارتباطات مناسبی را با اعضای تیم خود ایجاد کنید، تیم شما به سمت کارهای غیرضروری گرایش پیدا کرده و به سرعت از اهداف خود فاصله می‌گیرند.یکی از دوستان خوب من، همواره معتقد است که برای ایجاد یک ارتباط خوب با افراد می‌بایست ابتدا قلب آن‌ها را به دست آورده و با جلب اعتماد آن‌ها گام‌های بعدی برای برقراری یک ارتباط مناسب را با آن‌ها فراهم کرد.برای برقراری یک ارتباط تاثیرگذار این نکات را درنظر بگیرید؛مدیران تیم‌ها باید به تمام اعضای تیم بگویند که چه کاری را با چه کیفیتی باید به انجام رسانند و اطمینان داشته باشند که تمامی اعضای تیم با یکدیگر ارتباط مناسبی برقرار کرده‌اند.فرصت یک گفت‌وگوی آزاد و صادقانهبرای ایجاد یک ارتباط مناسب در تیم، باید از بازخورد صادقانه و سازنده استقبال کرده و کانال‌هایی را برای آن ایجاد کنید. جلسات منظم یک به یک و شفافیت و صداقت می‌تواند با گردش کافی اطلاعات اطمینان شما از عملکرد صحیح تیم را تقویت و تضمین کند.ابزارهای ارتباطی مناسباز ابزارهای ارتباطی مناسب استفاده کنید. ابزارهایی که اکنون در دسترس قرار دارد نسبت به چندین سال قبل به مراتب بیشتر و بهترند. یک فضای آنلاین در یکی از پیام‌رسان‌ها و ابزارهای ارتباطی انتخاب کنید تا بتوانید در مواقع نیاز به تمام گروه ارتباط برقرار کرده و با یک برنامه منظم از جلسات رو در رو و چهره به چهره هم بهره‌مند شوید.اهمیت به شفافیت و اعتمادتسلط به این هنر کمی دشوارتر از باقی استراتژی‌هاست چرا که فاکتورهای زیادی در ایجاد اعتمادسازی و شفاف‌سازی وجود دارند. وقتی می‌گوییم اعتماد، حرف ما اعتماد افراد و اعضای تیم‌ها با یکدیگر است نه اعتقاد شما به اعتماد .بدون اعتماد در میان اعضای تیم، نوآوری وجود نخواهد داشت و هیچ‌کس تلاش نمی‌کند تا خارج از جعبه‌ها و چارچوب‌های فکری فعلی خود بیاندیشند.نکاتی که می‌بایست برای افزایش اعتماد و شفافیت در میان اعضای تیم به کار بگیرید عبارتند از؛تشویق به احتراماعتماد پایه و اساس احترام است. اگر اعضای تیم احساس کنند که به مشارکت‌شان احترام گذاشته نمی‌شود به بی‌اعتمادی گرایش پیدا می‌کنند. یک راه خوب برای احترام به این افراد این است که به هر شخص فرصت دهید تا هم‌تیمی‌های خود را به‌روز کرده و نظرات خود را بدون خودسانسوری بیان کند.کار در کنار یکدیگرهنگامی کهه بر روی یک پروژه مشترک کار می‌کنید شرایطی را فراهم کنید که تمامی اعضای تیم در یک فضای مشترک کار کنند. این کار به شما و اعضای تیم کمک می‌کند تا همکاری و ارتباط افراد با یکدیگر تقویت شود.استفاده از مهارت‌های فردیاز مهارت‌های فردی افراد استفاده کنید. این یکی از مهمترین مراحل مدیریت پروژه‌ها به ویژه در هنگام شروع پروژه است. به جای اینکه فقط تعداد زیادی از کارمندان را به یک پروژه مشغول کنید، برای هر یک از آن‌ها صریحا و براساس مهارت‌های‌شان نقش‌هایی را معین کنید تا یک تیم چند وجهی و کاربردی را ایجاد کنید.چنانچه برای هر شخص نقش خاصی را درنظر بگیرید، شانس خود را برای بهتر کردن فعالیت‌های تیم‌تان افزایش داده‌اید و می‌توان امیدوار بود که در بازه زمانی کمتری بازدهی و نتایج بهتری را دریافت کنید.برای رسیدن به این مهم می‌توانید از این نکات هم بهره بگیرید؛مهارت‌های افراد را مشخص کنیدمهم است که مهارت‌های افراد را مشخص کنید چون شما هر فرد را به خاطر یک یا چند ویژگی مهم و برجسته‌اش انتخاب کرده‌اید و شما می‌بایست تلاش کنید تا نقشی را به آنها اختصاص دهید که هم از توانایی آن‌ها به منظور پیش‌برد اهداف تیم کمک گرفته و هم زمینه پیشرفت بیشتر آن‌ها را فراهم کنید. آن‌ها در عین حال باید بدانند که انتظارات شما از آن‌ها برای تیم‌شان چگونه محقق می‌شود.آن‌ها را مجبور نکنیداگر نقش ناخوشایندی دارید یا نقشی که ممکن است کارمندان معمولی‌تر هم از عهده انجام آن بربیایند، هرگز افراد تیم را مجبور به انجام آن نکنید. اگر فرد مناسبی برای آن نقش خاص ندارد، بهتر است آن کار را بین اعضای تیم خود تقسیم کنید.مثال‌زدنی رهبری کنیدرهبری همراه با الهام بخش بودن به تیم کاری‌تان این اطمینان را می‌دهد که اهمیت پروژه از دیدگاه شما به چه میزان است و شما چقدر برای انجام این کار به اعضای تیم خود نیاز دارید. بسیاری از افراد می‌خواهند یا می‌توانند که رهبری کنند اما تعداد کمی از آن‌ها به رهبران الهام‌بخش یا مثال‌زدنی تبدیل می‌شوند. برای افزایش مهارت خود برای تبدیل شدن به یک رهبر مثال‌زدنی می‌توانید از این نکات استفاده کنید؛کارهای مهم (و فقط کارهای مهم) را انجام دهیدتمام کارهای غیر مهم یا به قول کال نیوپورت در کتاب کار عمیق، کارهای کم‌عمق را به دیگران واگذارید.چندی پیش خلاصه‌ای از کتاب کار عمیق، کال نیوپورت را ترجمه و در وب سایت منتشر کرده بودم که می‌توانید آن‌را از اینجا به رایگان دانلود کنید.مسوولیت نتایج را برعهده بگیریدمهم نیست که چه کسی خراب کرده است، اگر مشکلی پیش آمده است باید مسوولیت آن در اختیار شما باشد و به جای سرزنش یک نفر روش‌های رفع مشکل را پیدا کنید. شاید شما نتوانسته‌اید به طور مناسب ارتباط برقرار کنید و یا شاید حتی شما نیازمند آموزش‌هایی در کار خود باشید. در هر حال شما به عنوان یک رهبر باید مسوولیت تمام اتفاقات را برعهده بگیرید.شنونده باشیدبرقراری ارتباط عالی، فقط نیمی از موفقیت است. گوش دادن درست، می‌تواند نیمه دیگر را تکمیل کند چرا که اجازه می‌دهید تا خود را در معرض دیدگاه‌های مختلف قرار داده و از چشم دیگران به موضوعات نگاه کنید. تمام نقاط ضعف خود را جبران کنید و قدرت خود برای حل مسایل را چندین برابر افزایش دهید.گوش دادن موثر سخت است. اکثر ما فکر می‌کنیم که این کار را به خوبی انجام می‌دهیم اما واقعیت این است که بیشتر از آنچه گوش کنیم، بر روی پاسخ خود متمرکز می‌شویم. شما به عنوان یک رهبر می‌بایست مهارت شنیداری خود را تقویت کرده با رعایت این چند نکته به این مهم دست پیدا کنید؛به محض اتمام صحبت طرف مقابل شروع نکنید. بسیاری از مواقع که ما گوش می‌دهیم، صحبت خود را شروع کرده‌ایم چون مشغول فکر کردن به پاسخ خود هستیم. این گوش کردن نیست. وقتی طرف مقابل ما از صحبت باز می‌ایستد، مکث کنید، به آنچه گفته است فکر کنید و به آنها فرصت دهید تا اگر لازم است چیزی به گفته‌های خود بیافزایند. آنچه را که از ایشان شنیده‌اید بازگو کنید تا متوجه شوید منظور گوینده را به درستی درک کرده‌اید و به طرف مقابل نشان دهید که به صحبت‌های او به خوبی گوش کرده‌اید.ابزارهای درست را به‌کار بگیریدبا استفاده از نرم‌افزارهای مدیریت پروژه، مدیریت وظایف و سایر روش‌های پیشرفته‌تر می‌توانید تیمی متمرکزتر و سازمان‌یافته‌تر را هدایت کنید. ضروری‌ست که از یکی از این ابزارها در کارهای خود استفاده کنید. نرم‌افزار خوب ارتباطی، نیمی از راه است و نیم دیگر استفاده درست از آن‌هاست. درنظر داشته باشید که اطلاعات کلیدی باید به درستی و به اندازه و در زمان درست در اختیار همه اعضا قرار گیرد.نرم‌افزارهای مناسب می‌تواند تاثیر زیادی را در موفقیت تیم شما داشته باشد. برای انتخاب یک نرم‌افزار درست به این نکات توجه کنید؛به دنبال ردیابی عملکرد باشیدباید به نحو مقتضی بتوانید عملکرد تیم خود را مشاهده کنید و داده‌ها را به صورت شفاف با سایر اعضا ‌به اشتراک بگذارید. به دنبال ابزاری باشید که بتوانید تمامی کارهای پروژه را در آن ثبت کرده، اهداف را مشخص کنید و همواره بتوانید مسیر حرکت به سمت اهداف را دنبال کنید. مشخص بودن پیشرفت اعضا در طول پروژه می‌تواند انگیزه‌بخش باشد.به دنبال ابزار ابری باشیدامروزه ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند دسترسی لحظه‌ای به اطلاعات هستیم. با استفاده از ابزارهای مبتنی بر تکنولوژی‌های ابری می‌توانید در هر لحظه به اطلاعات مورد نیازتان دسترسی داشته باشید.فراموش نکنید که مدیریت کارآمد تیم‌ها نیازمند برنامه‌ریزی دقیق است و برای برنامه‌ریزی دقیق نیازمند ابزار مناسب هستید. پیش از شروع پروژه به دنبال پیدا کردن یک راه‌حل نرم‌افزاری مناسب باشید و درنظر داشته باشید که این ابزار قرار است به حال تیم و پروژه شما کمک کند نه اینکه با سختی و مشقت آن‌ها را مواجه سازد. شاید گاهی لازم باشد که پیش از نهایی کردن یک محصول، چندین نرم‌افزار را تست کرده و به صورت دوره‌ای و آزمایشی با نفرات محدود از اعضای تیم اطمینان پیدا کنید که این ابزارها پاسخگوی تمامی نیازهای شما هستند یا نه؟</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Oct 2020 17:14:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افزایش بهره‌وری با یکپارچه‌سازی اپلیکیشن‌های مختلف یا چطوری تونستم بهره‌وری‌م رو اضافه کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%87%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%DB%8C%D8%A7-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D9%81%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%85-qva0x60etk3j</link>
                <description>هیچ‌کسی نیست که فقط و فقط برای کارهای خود مجبور باشد یک نرم‌افزار را چک کند. هر کدام از ما ممکن است لیستی از وظایف و کارهای روزانه را داشته باشیم و آن را در یک ابزار (to do list) ثبت کنیم. ایمیل‌های خود را چک کنیم، از ابزارهای تقویم مثل تقویم گوگل یا اوت‌لوک برای جلسات و قرارهای کاری‌مان استفاده کنیم و موارد مشابهی از این دست.این ابزار مرتبا در حال به‌روز رسانی‌اند. هر لحظه ممکن است یک قرار ملاقات یا یک جلسه به تقویم کاری‌مان اضافه شود، ایمیلی از مدیرمان دریافت کنیم که نیازمند پاسخگویی باشد و یا لیستی از وظایف جدید در ابزارهای تودو لیست برای‌مان اضافه شود و این جریان مرتبا تکرار می‌شود که نتیجه آن ممکن است سردرگمی یا آشفتگی‌مان را به همراه داشته باشد.در حالی که تمام این ابزار برای ساده‌تر کردن کارهای روزمره ما ایجاد شده و هدف آن افزایش بهره‌وری ما بوده است؛ اما گاهی در عمل می‌بینیم که این ابزار استرس ما را افزایش می‌دهند. در یک نظرسنجی که در سال ۲۰۱۷ انجام شده است، نشان داده که بسیاری از کارکنان از استفاده از ابزارهای متعدد ناامید شده و آن‌ها را مانع از تمرکز خود دانسته و دوست دارند تا تمام اطلاعات و کارهای خود را در یک ابزار مشاهده کنند.خوب یا بد؛ نیاز به وجود چنین ابزاری به یک ضرورت در دنیای امروزی تبدیل شده است. در این متن تجربه خودم را از استفاده از یک ابزار مشخص (todoist) برای برطرف کردن این نیاز نوشته‌ام و اینکه چطور توانسته‌ام با ترکیب ابزارهای مختلف در ToDoist این نیاز را برای خودم مرتفع کنم.تجمیع بهره‌وریبهره‌وری در سادگی است. وقتی کار ساده‌ای را در انجام وظایف خود به نتیجه می‌رسانیم، کار بیشتری می‌کنیم. اما هنوز به این سوال پاسخ نداده‌ام که واقعا برای انجام یک کار به چند برنامه نیاز داریم؟کارل پولین، مربی مدیریت و بهره‌وری و مدیریت زمان می‌گوید یک برنامه، برای یک نوع کار. اگر مرتبا فراموش می‌کنید یک یادداشت را در چه برنامه‌ای ذخیره کرده‌اید، یا می‌بایست چندین تقویم را برای قرار ملاقات بعدی خود کنترل کنید احتمالا زمان آن رسیده است که در مجموعه ابزارهای فعلی خود بازنگری کنید.به طور مثال ممکن است به عنوان یک مدیر پروژه / مدیر محصول درگیر کنترل کردن لحظه‌ای مواردی از این دست باشید؛لیست کارهاتقویمثبت یادداشت‌هاابزاری برای نوشتن متن‌های طولانی‌ترایمیلپیام‌رسان تیمیو یا یک برنامه برای مدیریت کارهای پروژهحتی اگر به توصیه پولین هم گوش دهید و بسیار مینیمالیستی به موضوع نگاه کنید حداقل می‌بایست هفت برنامه مختلف را کنترل کنید و اطمینان پیدا کنید که همه‌چیز به درستی و طبق برنامه‌ریزی قبلی انجام می‌شود.با صرف زمان بسیار زیاد و تست کردن ابزارهای مختلف؛ خوشبختانه توانستم تا از ToDoistبه عنوان یک دشبورد برای کنترل بخش زیادی از این ابزارها استفاده کنم.مزایای متمرکز کردن لیست کارها و یک دشبورد واحدباعث صرفه‌جویی در زمان می‌شود؛ به طور متوسط هر کارمند ۳۲ روز از عمر کاری خود را صرف سوییچ کردن بین اپلیکیشن‌های مختلف می‌کند. داشتن یک لیست اصلی برای انجام کارها و خودکار کردن فرایندهای دستی می‌تواند زمان قابل توجهی را برای ما ذخیره کرده و از آن استفاده بهتری کنیم.افزایش تمرکز با از بین بردن حواس‌پرتی‌ها؛ جابه‌جایی بین برنامه‌های مختلف و یا دریافت نوتیفیکیشن‌های بی‌شمار در طول روز می‌تواند باعث حواس‌پرتی‌های مکرر ما شود. در یک مطالعه که ۵ میلیون نفر ساعت فعالیت دسکتاپ کارکنان را مورد بررسی قرار داده است مشخص شده که میانگین کارمندان بین ۳۵ برنامه بیش از ۱۱۰۰ بار در طول روز سوییچ می‌کنند و بدتر از آن اینکه تلاش برای شروع به کار دوباره و به‌دست آوردن تمرکز حدود ۲۵ دقیقه به طول می‌انجامد.اولویت‌بندی ساده‌تر کارها؛ اولویت‌بندی یکی از عناصر مهم اصلی در افزایش بهره‌وری است. به‌خصوص زمانی که شما می‌بایست تصمیم بگیرید که چه کاری را در لحظه انجام دهید. هنگامی که تمامی موارد کاری خود را در یک لیست و به صورت متمرکز مشاهده کنید می‌توانید اولویت‌بندی راحت‌تری نسبت به انجام آن‌ها داشته باشید.ارزیابی سریع‌تر در میزان پیشرفت کارها؛ اندازه‌گیری پیشرفت‌های کاری شانس ما را برای رسیدن به اهداف‌مان افزایش می‌دهد. این مساله باعث افزایش دوپامین در مغز شده و به افزایش انگیزه برای ادامه مسیر می‌انجامد.چطور تمام کارهای خود را در Todoist متمرکز کرده‌ام؟ابزارهای مثل IFTTT، Zapier، Pleexy با هدف ادغام و یا خودکار سازی برخی فعالیت‌های تکرار شونده فعالیت می‌کنند که اکثر آن‌ها به شکل بسیار خوبی با todoist یکپارچه و هماهنگ‌اند.نحوه کار این چند ابزاری که ازشون اسم بردم، به این صورت هست که می‌گید اگه یک اتفاق خاص تو یک ابزار خاص رخ داد معادل اون کار رو تو یه ابزار دیگه براتون ثبت کنه. مثلا می‌تونید بگید اگه زمانی که یک ایونت تو کلندر شما ثبت شد، به صورت اتوماتیک یک تسک براتون توی تودولیست‌تون اضافه کنه.در ادامه می‌تونید یه سری از یکپارچه‌سازی‌هایی که من انجام دادم رو ببینید.ادغام کردن ایمیل‌ها با todoistمن به طور کلی از G Suite گوگل برای ایمیل سرورهام استفاده می‌کنم و کلاینت ایمیل‌م هم Spark هست. ToDoist برای کروم یک اکستنشنی داره که اگه جی‌میل رو باز کنید می‌تونید توی اون یک ایمیل خاص رو به تسک توی todoist تبدیل کنید. اما چون به صورت نرمال کمتر از سه بار در طول روز وارد جی‌میل می‌شم برای اینکه ایمیل‌های مهم رو از دست ندم و سریع بتونم نسبت به اون واکنش نشون بدم، از فیلترهای جی‌میل استفاده کردم و ایمیل‌هایی که با تایتل‌های خاص و مهم برای من ارسال می‌شه به صورت اتوماتیک به یکی از لیست‌های پروژه‌های من در Todoist فروارد می‌شه. (البته این قابلیت از امکانات پریمیوم todoist هست).می‌تونید با این آدرس به عنوان ریفرال لینک من در todoist اکانت باز کنید:)یکی از قابلیت‌های Spark هم اینه که می‌تونید مثل همون اکستنشن کروم یه ایمیل رو بعد از باز کردن به عنوان یک تسک توی todoist تعریف کنید.اسپارک هم یک میل کلاینت کاملا رایگان هست که علاوه بر نسخه‌های موبایل، نسخه‌های دسکتاپ رو هم ساپورت می‌کنه و می‌تونید ایمیل‌های متعدد رو به اون اضافه کنید.اگر نخواهید که از امکانات پولی و پریمیوم todoist استفاده کنید، می‌تونید از ابزار IFTTT استفاده کنید و فقط فرقش اینه که به صورت خودکار تمام ایمیل‌هایی که به اینباکس شما ارسال می‌شه رو به عنوان تسک تو تودولیست‌تون اضافه می‌کنه. البته قبول دارم که ممکنه باعث شلوغی و سردرگمی بشه ولی خب متاسفانه باید بین این گزینه‌های فریمیوم و پریمیوم یکی رو انتخاب کنید:)![ابزارهایی برای یکپارچه‌سازی اپلیکیشن‌های مختلف](https://fa.ahmadi.pm/assets/imgpsts/task-gmail-todoist.pngروش سوم استفاده از Zapier هست. این سرویس به نسبت دو روش قبلی یه کمی پیچیده‌تر هست و محدودیت‌هایی مثل ۱۵ تریگر در طول روز رو داره اما خب یه امکانی که در اختیارتون قرار می‌ده اینه که می‌تونید ایمیل‌هایی با لیبل‌های مشخص رو به تودولیست‌تون ارسال کنه و جالب‌تر اینه‌که می‌تونید بعد از اینکه اون تسک رو تکمیل کردید یه ایمیل به فرستنده ارسال کنه و کارهایی که روی اون تسک انجام دادید رو در قالب ایمیل به فرستنده اصلی گزارش بده.یکپارچه‌سازی ابزارهای مدیریت پروژه و todoistاگه از ابزارهایی مثل Asana، Trello یا Basecamp برای مدیریت پروژه‌هاتون استفاده می‌کنید، باید بگم که Zapier امکانات خوبی برای یکپارچه شدن این ابزار با Todoist در اختیارتون قرار می‌ده. از جمله اینکه اگه تسکی به شما اساین شد بلافاصله می‌تونید نظیر اون تسک رو توی تودولیست‌تون بگیرید و با تکمیل اون تسک، کار اصلی رو روی این ابزار تکمیل کنید. اینجوری دیگه نیازی ندارید هر لحظه این ابزارها رو هم چک کنید و خب به مراتب زمان خوبی رو می‌تونید صرفه‌جویی کنید.یکپارچه‌سازی تقویم کاری و todoistحتی اگه روز قبل یا صبح هر روز هم به مرتب کردن و چک کردن تقویم کاری و جلسات و برنامه‌های خودتون زمان صرف کرده باشید باز هم این امکان وجود داره که یک برنامه، جلسه یا ایونت غیرقابل پیش‌بینی‌ای به تقویم شما اضافه بشه. با IFTTT یا Zapier می‌تونید یکپارچه‌سازی تقویم کاری‌تون (Google یا Outlook) رو با todoist به راحتی انجام بدید. تو حالت فریمیوم این سینک بودن یکطرفه هست و اگه بخواهید به صورت دو طرفه (یعنی با ثبت تسک روی todoist ایونت معادل اون تو تقویم کاری‌تون هم ثبت بشه) باید از نسخه پریمیوم todoist استفاده کنید.ادغام کردن مسنجرهای کاری با todoistزمانی که در اسنپ‌تریپ بودم، از Slack برای مکالمات کاری و چت‌های سازمانی استفاده می‌کردیم. با استفاده از Zapier می‌تونید این یکپارچه‌سازی رو انجام بدید و با دریافت پیغام با رول‌ها و قوانین مشخصی که خودتون برای اون تعریف می‌کنید می‌تونید معادل اون کار رو توی تودولیست‌تون داشته باشید.یه خبر خوب‌تر اینکه todoist در آپدیت‌های اخیرش با Zapier و Pleexy با نرم‌افزار جیرا هم خودش رو سینک کرده و امکان یکپارچه‌سازی و ادغام تسک‌ها با این نرم‌افزار رو هم در اختیار کاربرهاش قرار داده اما خب اجرای اون تو سازمان‌های بزرگی که افراد امکان تغییر در فرایندهای جیرا یا دسترسی‌های ادمین ندارند کمی سخت و پیچیده‌ست.فارغ از این مطلب، اگه حوصله داشتید و کمی با این ابزارهای یکپارچه‌سازی سر و کله زدید می‌تونید خیلی از کارهای روتین خودتون رو اتوماتیک کنید و ازش لذت ببرید.خوشحال می‌شم اگه این مطلب براتون مفید بوده و بهتون کمک کرده اون رو به باقی دوستانتون هم معرفی کنید.اگه تا این‌جای مطلب رو خوندید و به این بخش از صفحه رسیدید، احتمالا مطالب مشابه با این براتون جذاب باشه. تو چند هفته اخیر سه تا داکیومنت در قالب فایل پی‌دی‌اف آماده کردم که لینک اون‌ها رو پایین این متن می‌تونید ببینید. یکی از مهمترین این داکیومنت‌ها خلاصه‌ای هست از کتاب کار عمیق اثر کال نیوپورت که می‌تونید بخونید و ازش نکاتی رو برای افزایش بهره‌وری خودتون استخراج کنید. امیدوارم براتون مفید باشه و بتونه بهتون کمک کنه.متاسفانه من به دلایل مختلف تصمیم گرفتم تا از ابتدای امسال دیگه کمتر از ویرگول استفاده کنم و تمرکزم در انتشار مطالب روی وب سایت خودم باشه. اگه سوالی داشتید می‌تونید از طریق سوشیال‌های من که لینکش پایین وب‌سایت خودم هست، استفاده کنید، از جدیدترین مطالب منتشر شده روی سایت در کانال تلگرامم با خبر بشید، یا اگه دنبال کار تو حوزه‌های مرتبط با آی‌تی هستید، می‌تونید رزومه‌تون رو برای من از طریق این لینک ارسال کنید، تا اگه موردی بود، کمک‌تون کنم رزومه‌ی بهتری داشته باشید و یا اون‌رو به دوستانم تو شرکت‌های مختلف ارجاع بدم تا شاید کمکی بشه تا کار بهتر و مورد علاقه‌تون رو پیدا کنید. از این لینک هم می‌تونید یه وقت مشاوره بگیرید تا اگه تونستم بهتون کمک کنم با شما در ارتباط باشم.دانلود رایگان راه‌نمای ارتباطات ناهمزمان در تیم‌های دور کار»دانلود رایگان کتاب راه‌نمای کامل «کار عمیق»دانلود رایگان راه‌نمای سریع حفظ امنیت در ایام دورکاری</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2020 07:59:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا، دورکاری اجباری و استرس</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-ukuehzkbdly0</link>
                <description>بسیاری از ما در شرایط پرفشار و پر از استرس انگیزه‌های کاری خود را از دست می‌دهیم. کنترل کردن این شرایط و با انگیزه ماندن در هر شرایطی کار راحتی نیست و تا حدودی نیز طبیعی است که هر از چندی با این احساس درگیر شویم. گاهی اوقات یک‌بار در ماه و گاهی اوقات بیشتر یا کمتر.در شرایط کنونی و سرعت انتشار ویروس کرونا و تجربه یکباره الزام افراد به دورکاری که حجم بالای کار را در کنار استرس این‌روزها به‌وجود آورده است ممکن است احساس خستگی و بی‌حالی کنیم و فقط سعی می‌کنیم تا کارهای‌مان را انجام دهیم بی‌آنکه انگیزه‌ مثبتی در انجام آن‌ها داشته باشیم.محققان دانشگاهی می‌گویند که فعالیت در شرایط پر از استرس مثل ماشینی است سوخت خود را از دست داده است. هر چقدر هم راننده تلاش کند تا ماشین را به حرکت درآورد، ماشین حرکت نمی‌کند و به سوخت‌گیری نیاز دارد.به گفته محققان، سیناپس‌های عصبی مغزی در زمان استرس دچار اختلال می‌شود اما قدرت مغز ما به‌گونه‌ای‌ست که در همین شرایط می‌تواند خود را بازیابی کند و از این شرایط به نفع خود استفاده کند و خبر خوب این است که شما نه تنها می‌توانید انگیزه‌های خود را از هر کجا و بدون رسیدن به یک پمپ بنزین بازیابی کنید بلکه با رعایت چند نکته ساده، بهره‌وری خود را نیز در این شرایط افزایش دهید.در مطلب قبل، کمی در مورد استرس نوشته بودم که می‌توانید آن‌را بخوانید و در این متن از مواردی می‌نویسم که می‌تواند در این شرایط به ما در عبور از این بحران کمک کند.روز کاری خود را مانند روزهای غیر از شرایط دورکاری شروع کنیدمنطقی‌ست که در زمان دورکاری شما زمانی را برای رفت‌وآمد ندارید و هر لحظه می‌توانید کار خود را شروع کنید، اما بهتر است که مانند روزهای عادی از خواب بیدار شوید، دوش گرفته و بعد از خوردن یک صبحانه مناسب، آماده شروع روز کاری خود شوید. اگر به صورت غیر روتین روز کاری خود را شروع کنید، مغز شما احساس می‌کند که در تعطیلات آخر هفته هستید و بنابراین عملکردی متناسب با یک روز کاری نخواهد داشت.همانند یک روز کاری لباس مناسب بپوشیددرست است که در خانه و فضای امن خودتان مشغول به کار هستید اما تحقیقات منتشر شده می‌گوید زمانی که برای انجام فعالیت‌های کاری از راه دور لباس مناسب فضای کار به تن داشته باشید، ذهن شما به مراتب فعال‌تر و متمرکزتر فعالیت خواهد کرد.ارتباطات خود با همکاران‌تان را حفظ کنیدفعالیت از راه دور در مقایسه با حضور فیزیکی در فضای کار چالش‌های متفاوت‌تری را ایجاد می‌کند. یکی از این چالش‌ها عدم معاشرت با همکاران و هم‌تیمی‌هاست. سعی کنید با استفاده از زیرساخت‌های مناسب ارتباطی، ارتباط خود را با سایر هم‌تیمی‌ها و همکاران خود حفظ کنید. برقراری تماس تلفنی و حتی به صورت تصویری در طول روز با همکارانتان صحبت کنید. زمان مشخصی را برای پاسخ‌ دادن به ایمیل‌ها، نامه‌های اداری و ثبت گزارشات خود داشته باشید و همانند روزهای عادی ساعت مشخصی را نیز برای پایان روز کاری خود درنظر بگیرید.تعیین فضای مشخص برای کارافرادی که به صورت ریموت کار می‌کنند هم به اندازه افراد مستقر در دفاتر کاری دچار حواس‌پرتی می‌شوند. سعی کنید فضای مشخص و آرامی را برای کارکردن در خانه برای خود فراهم کنید تا بتوانید با کمترین میزان حواس‌پرتی به کارهای خود رسیدگی کنید و از این فرصت مناسب برای افزایش بهره‌وری خود استفاده کنید.زمان استراحت خود را تنظیم کنیدحتما و حتما در ساعت مشخصی از روز زمانی را برای استراحت و ناهار خود درنظر بگیرید تا انرژی کافی برای ادامه روز کاری خود داشته باشید. درست است که در شرایط بحرانی فعلی امکان بیرون رفتن وجود ندارد اما سعی کنید حداقل زمانی کوتاهی در طول روز را برای قدم زدن و جدا شدن از فضای کاری خود درنظر بگیرید و تنقلات و خوراکی‌هایی برای طول روز کاری خود فراهم کنید.از فرصت به‌دست آمده برای ذخیره زمان رفت وآمد خود به خوبی استفاده کنیددر شرایط فعلی و کار کردن از راه دور (در خانه) فرصت مناسبی‌ست که در همان ساعت همیشگی به کار روزانه خود خاتمه دهید و از این زمان ذخیره شده استفاده‌های بهتری داشته باشید. حضور بیشتر در کنار خانواده، یادگیری مطالب بیشتر، دیدن فیلم یا برنامه‌های تلویزیونی مورد علاقه شما می‌تواند برنامه‌های جذابی باشند.دستورات و نکات ایمنی را رعایت کنیدشرکت‌هایی که در شرایط جاری تیم‌های خود را به سمت کار کردن از خانه هدایت کرده‌اند، عموما دستورالعمل‌ها و سیاست‌گذاری‌های خود را نیز در اختیار این تیم‌ها قرار داده‌اند. احتمالا شما با لپ‌تاپ یا کامپیوتر شخصی خود و با استفاده از وی‌پی‌ان و یا سایر راه‌کارهای امن، به شبکه‌های محلی فضای کاری خود دسترسی دارید. پس لازم است تمامی جوانب و نکات امنیتی را رعایت کنید. پسوردهای ارتبطی خود را در محل امن ذخیره کنید. اتصال وای‌فای و شبکه‌های خانگی خود را مجددا بررسی کنید، سیستم عامل خود را به‌روز کنید و از تنظیمات فایروال سیستم خود اطمینان داشته باشید تا سهوا باعث ایجاد خرابی یا نفوذهای غیرمجاز نشوید.مراقب سلامتی خود باشیددر شرایط دورکاری ممکن است بخواهید راحت‌تر از زمان‌هایی که در محل کار هستید کار کنید. مثلا روی کاناپه یا تخت دراز کشیده و کار کنید. هرچند در نگاه اول این نوع از کار کمی جذاب به‌نظر می‌رسد اما مراقب سلامت خود باشید. سعی کنید میز و صندلی مناسبی برای خود انتخاب کنید تا در دراز مدت دچار آسیب‌های فیزیکی مثل کمردرد، گردن‌درد یا دست‌درد نشوید.فوبی در این ویدیوی یوتیوب ۱۰ نکته کاربردی را درخصوص افزایش بهره‌وری و کاهش اضطراب ناشی از شرایط پراسترس دورکاری توضیح داده است.https://youtu.be/0JbeJgcRPMMو خب مثل همیشه اگه این مطلب براتون مفید بود، خوشحال می‌شم با بقیه دوستانتون هم به اشتراک بگذارید، کانال تلگرام من رو هم دنبال کنید و اگه ایده تکمیل‌کننده‌ای داشتید در مورد این موضوع یا سوالاتی که در حوزه مدیریت پروژه و مدیریت محصول براتون پیش میاد با من در ارتباط باشید قطعا تا جایی که بتونم بی‌دریغ کمک خواهم کرد.ویدیوهای ارزشمندی که پیدا می‌کنم رو در اینجا آپلود می‌کنم و البته در کانال تلگرام هم قرار می‌دم.و نهایتا اگه در حوزه مدیریت محصول و مدیریت پروژه، کار کردید یا علاقمند هستید که وارد این حوزه بشید، من رو از طریق سوشیال‌ها (توییتر، صفحه فیس‌بوک، اینستاگرام و تلگرام) دنبال کنید، و اگه دوست داشتید رزومه‌تون رو برای من ارسال کنید تا به شرکت‌هایی که از من می‌خوان که تو جذب هم‌تیمی جدید بهشون کمک کنم، شما رو معرفی کنم. معمولا فرصت‌های جدید همکاری رو اول تو کانال تلگرام و بعد در باقی سوشیال‌ها به اشتراک می‌گذارم.</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Tue, 10 Mar 2020 16:38:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا خودتون رو معرفی کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenahmadi/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-qpnmzftzsrdu</link>
                <description>معمولا در مصاحبه‌های استخدامی به عنوان اولین سوال رسمی برای شروع مصاحبه استخدامی، مصاحبه کننده این سوال رو مطرح می‌کنه که «خب، خودتون رو معرفی کنید. »؛ در حقیقت جوابی که شما به این سوال می‌دید می‌تونه روند مصاحبه رو به نفع یا به ضرر شما تموم کنه و در عین حال می‌تونه یه فرصت طلایی باشه برای اینکه رییس آینده‌تون شما رو با اشتیاق بیشتری جذب کنه.تو یک نظر سنجی که یکی از سایت‌های مطرح در حوزه کاریابی منتشر کرده بود؛ و با تعدادی از مصاحبه‌شونده‌ها و مصاحبه‌کننده‌ها صحبت کرده بود اعلام شد که این سوال کلیشه‌ای در صدر ترسناک‌ترین و در عین حال مهم‌ترین سوالات مصاحبه‌های استخدامی قرار داره.تو سال‌های اخیر بنا به شرایطی که پیش‌تر اینجا هم گفته بودم، بارها درگیر مصاحبه‌های جذب و استخدام شدم و خب مثل هر آدم دیگه‌ای بارها هم به عنوان مصاحبه شونده تو این جلسات شرکت کردم. تو این مطلب می‌خوام تجربیاتی که به‌دست آوردم و چیزهایی که یاد گرفتم رو در مورد این سوال مهم بنویسم تا اگه هر زمانی خواستید به عنوان مصاحبه شونده در یک جلسه مصاحبه حاضر بشید اشتباهاتی که بعضا افراد کم‌تجربه‌تر در مواجهه با این سوال مرتکب می‌شن رو انجام ندید.شاید در وهله اول کمی خنده‌دار به نظر بیاد اما اینکه شما بچه‌ی چندم خونواده هستید، شغل پدر و مادرتون چیه، حیون خونگی دارید یا ندارید یا مواردی مثل این هیچ ربطی به مصاحبه شغلی شما نداره و هیچ مصاحبه‌کننده حرفه‌ای این جواب‌های شما براش اهمیتی نداره.مصاحبه‌کننده با این سوال چند هدف رو دنبال می‌کنه؛یک اینکه شما در مورد موقعیت شغلی‌ای که برای اون درخواست دادید چه کارهای مرتبطی انجام دادید،دوم اینکه بتونه مهارت‌های نرم شما رو ارزیابی کنه،اینجا در مورد پلنیست بخونید. پلنیست یک ابزار کاملا رایگان هست که احتمالا خیلی بهتون توی مدیریت جلسات کمک می‌کنه.سوم اینکه متوجه بشه که شما چقدر می‌تونید خودتون و توانایی‌تون رو پرزنت کنید،چهارم اینکه بهتون کمک کنه تا کمی از شرایط استرس‌زای زمان مصاحبه کم کنه و در عین حال متوجه بشه که چطور می‌تونید استرس خودتون رو مدیریت کنید،پنجم اینکه یک فرصت طلایی در اختیارتون قرار بده که یک روند مناسب رو برای بقیه مصاحبه بچینید و باقی مصاحبه رو دست بگیرید.تو این مطلب قصد ندارم به عنوان مصاحبه کننده، نتایجی رو که از جواب‌هایی که به این سوال گرفتم رو تحلیل کنم بلکه هدف اصلی‌م اینه که بگم چطور باید به این سوال جواب بدید.کار تیمی؛ رؤیایی که در تیم‌های دورکار به حقیقت می‌پیوندد! راهنمای دور کاری و کار با تیم‌های توزیع‌شده؛ قسمت اولکنترل زمان؛ اولین و مهمترین نکته‌ای هست که باید بهش توجه کنیم. اینکه وقتی این سوال از شما پرسیده می‌شه حداکثر (تاکید می‌کنم حداکثر) در مدت سه دقیقه پاسخ شما به این سوال باید تموم شده باشه. پس نباید وقتتون رو با ارایه اطلاعات اضافی بی‌مورد و غیرضروری هدر بدید و مصاحبه کننده رو خسته کنید. پس لازم هست که مفیدترین اطلاعات رو برای پرزنت خودتون استفاده کنید. می‌تونید با عنوان کردن آخرین پوزیشن شغلی‌تون شروع کنید، بگید که چه کارهای مهمی تو اون موقعیت شغلی انجام دادید و چه نتایجی به‌دست آوردید. چه کارهایی تو این شغل براتون جذاب بوده و چه چیزهایی یاد گرفتید. این می‌تونه بهترین شروع باشه. باقی ابهامات یا سوالات رو اجازه بدید مصاحبه کننده ازتون بپرسه و به هیچ عنوان سعی نکنید همه اطلاعات رو خودتون و در یک منولوگ طولانی منتقل کنید. فراموش نکنید هرچی زیاد از حد اطلاعات بدید ممکنه یه جاهایی به ضرر خودتون تموم بشه:)زیادی از حد فروتنی به خرج ندید؛ قرار نیست دروغ بگید یا الکی خودتون رو حرفه‌ای نشون بدید اما فروتنی بیش از حد هم خوب نیست. باید به وضوح به مصاحبه کننده بگید اگه کار خوب و تاثیرگذاری رو تو موقعیت‌های شغلی قبلی‌تون انجام دادید. مبهم و گنگ صحبت نکنید یا نگید «ما» این کار رو کردیم «ما» اون کار رو کردیم. مصاحبه کننده قرار هست شما رو در این رقابت مصاحبه‌شونده‌ها استخدام کنه نه «ما» رو. و البته چیزی رو بگید که هم بتونید ازش دفاع کنید و هم اگه به کارفرمای قبلی شما زنگ زد، حرف شما رو تایید کنه.روی تفریحات و سرگرمی‌هاتون تو این بخش از مصاحبه تاکید نکنید؛ چون اگه برای مصاحبه کننده مهم باشه (که معمولا به خاطر اینکه می‌تونه از جواب شما و نوع تفریحات و سرگرمی‌های شما به شناخت بهتری از شما برسه) در بخش‌های بعدی مصاحبه ازتون سوال می‌کنه. متوجه باشید که زمان محدودی برای معرفی و پرزنت خودتون دارید.سوال اول رو با سوال شروع نکنید؛ و وقتی از شما خواسته می‌شه خودتون رو معرفی کنید نپرسید که منظورتون سوابق تحصیلی‌م هست یا سوابق کاری؟ چند باری موارد مشابه این رو در فرایندهای جذب و استخدام دیدم و هر بار برام عجیب بوده این مساله.به ویژگی‌های مهمی که برای این موقعیت شغلی اهمیت دارند فکر کنید؛ و صحبت‌ها و مهارت‌های خودتون رو متناسب با اون مطرح کنید. اینکه به عنوان متقاضی شغل مدیر پروژه یا مدیر محصول تحویل به موقع یا تسلط شما به متریک‌های ارزیابی یک محصول مهم‌تر هست یا آشنایی و تجربه شما در سرویس‌هایی با بیزینس مشابه می‌تونه به شما کمک کنه که در بخش معرفی خودتون اگه دستاورد یا ویژگی بارز و مشخصی دارید رو بیشتر روش تاکید کنید تا شانس خودتون رو در بین باقی مصاحبه شونده‌ها افزایش بدید.از نقاط ضعف یا اشتباهات خودتون غافل نشید؛ چون بهرحال هر کدوم از ما تو کار کردن زمان‌هایی رو اشتباه کردیم. نترسید. اگه جایی اشتباه کردید و در عین حال از اون یاد گرفتید شهامت مطرح کردن اون رو داشته باشید. اینطوری هم صداقت خودتون رو به مصاحبه کننده نشون می‌دید، هم شهامت‌تون در بیان اشتباهات و خطاهای کاری که مرتکب شدید رو.اشتیاق خودتون رو به موقعیت شغلی جدید ابراز کنید؛ طوری که مصاحبه کننده بفهمه برای چالش‌های جدید چقدر آماده هستید و چقدر می‌تونید خودتون رو با شرایط جدید تطبیق بدید.تمرکز داشته باشید؛ و هی از این شاخه به اون شاخه نپرید.خط داستانی داشته باشید؛ مثل یک فیلمنامه. داستانی که باید از یک‌جای مشخص شروع بشه، یه جریان داستانی رو طی کنه و در نهایت به یک جمع‌بندی نهایی برسه. این خط داستانی شما نباید بیشتر از دو - سه دقیقه طول بکشه و حتما باید سعی کنید در انتهای این داستان تاثیری که می‌خواهید رو روی مصاحبه کننده بگذارید.مرور این نمونه پاسخ خوب و بدی که در پاسخ به سوال «لطفا خودتون رو معرفی کنید» شنیدم رو ببینید:یک نمونه خوب:‌من مدیر فنی شرکت …. بودم که در حوزه …. مشغول به فعالیت بود. تو دو سال گذشته تونستیم زیرساخت نرم‌افزاری قدیمی رو با تکنولوژی‌های جدیدتر جایگزین کنیم و از داکر هم استفاده کرده بودیم. کار کردن با داکر و اسکیل‌آپ سرورها رو اونجا یاد گرفتم و الان هم آماده کسب تجربیات جدیدتر برای موفقیت در مسیر حرفه‌ای‌م هستم.یک نمونه بد:من اولین تجربه شغلی‌م به عنوان پشتیبان تلفنی در یک شرکت نرم‌افزاری بود بعد رفتم شرکت …. و الان اومدم تا با شرکت شما کار کنم.فراموش نکنید که اولین جملاتی که شما در جلسه مصاحبه مطرح می‌کنید بیشترین تاثیر رو در ادامه روند مصاحبه داره.این ویدیوی یوتیوب رو هم از دست ندید چون نکات خیلی خوبی رو برای پاسخ دادن به این سوال بهتون یاد می‌ده. https://youtu.be/kayOhGRcNt4 و خب مثل همیشه اگه این مطلب براتون مفید بود، خوشحال می‌شم با بقیه دوستانتون هم به اشتراک بگذارید، کانال تلگرام من رو هم دنبال کنید و اگه ایده تکمیل‌کننده‌ای داشتید در مورد این موضوع یا سوالاتی که در حوزه مدیریت پروژه و مدیریت محصول براتون پیش میاد با من در ارتباط باشید قطعا تا جایی که بتونم بی‌دریغ کمک خواهم کرد.ویدیوهای ارزشمندی که پیدا می‌کنم رو در کانال تلگرام هم قرار می‌دم.اگر این مطلب رو دوست داشتید می‌تونید اینجا توی خبرنامه من هم عضو بشید تا نوشته‌های بیشتری رو به صورت هفتگی دریافت کنید.و نهایتا اگه در حوزه مدیریت محصول و مدیریت پروژه، کار کردید یا علاقمند هستید که وارد این حوزه بشید، من رو از طریق سوشیال‌ها (توییتر، صفحه فیس‌بوک، اینستاگرام و تلگرام) دنبال کنید، و اگه دوست داشتید رزومه‌تون رو برای من ارسال کنید تا به شرکت‌هایی که از من می‌خوان که تو جذب هم‌تیمی جدید بهشون کمک کنم، شما رو معرفی کنم. معمولا فرصت‌های جدید همکاری رو اول تو کانال تلگرام و بعد در باقی سوشیال‌ها به اشتراک می‌گذارم.</description>
                <category>محسن احمدی</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Thu, 05 Mar 2020 14:25:59 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>