<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محسن مقیسه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohsenmoghiseh</link>
        <description>اینجا درباره اقتصاد پولی و مالی مینویسم.  mohsenmoghiseh.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:33:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1637474/avatar/68te1L.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محسن مقیسه</title>
            <link>https://virgool.io/@mohsenmoghiseh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خلق و محو پول</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenmoghiseh/money-creation-and-destruction-gxmyj6hnscgk</link>
                <description>«یک بانک می‌تواند در قبال دریافت پول نقد یا چک و خرید دارایی یا اعطای وام، علیه خودش مطالبه (سپرده) ایجاد کند. در هر دو روش بانک سپرده‌­ها را خلق می­‌کند؛ به این دلیل که تنها خود بانک است که می‌تواند در دفاترش آن را ثبت کند و حق برداشت پول نقد یا انتقال مطالبه‌­اش به فرد دیگر را بدهد … بنابراین بانک از یک سو به‌صورت مستمر در حال خلق سپرده­‌ها و از سوی دیگر مشغول ابطال آنهاست» (کینز، ۱۹۳۰ : ۲۱-۲۰).۱- خلق و محو پول بانک مرکزیفرض کنید شخص «الف» کالایی به ارزش ۱۰۰ میلیون تومان از شخص «ب» خریداری می‌نماید. به جای تسویه حساب فوری با پول، شخص «الف» در حساب دفتری‌اش شخص «ب» را بستانکار می‌کند و بالعکس. شخص «الف» همچنین میتواند این بدهکاری را در یک تکه کاغذی نوشته و آن را به شخص «ب» تسلیم نماید. ترازنامه دو شخص «الف» و «ب» پیش از تسویه با پول به صورت زیر تغییر می‌کند:ترازنامه ۱. خلق سند بدهی با بسط همزمان دو سمت ترازنامه  اکنون اگر به جای «شخص الف» در ترازنامه فوق، نام «بانک مرکزی»، در سمت دارایی در عوض «کالای خریداری شده»، اقلام «سمت دارایی بانک مرکزی»، و به جای «بدهکاری به شخص ب»، سند بدهی بانک مرکزی یعنی «اسکناس و مسکوک و سپرده‌ها نزد بانک مرکزی» را قرار دهیم، طریقهٔ خلق پول بانک مرکزی را شرح داده‌ایم. به عبارت دیگر بانک مرکزی با بسط همزمان دو سمت ترازنامه خود اقدام به خلق پول می‌کند. تفاوت اصلی در سند بدهی بانک مرکزی با سند بدهی شخص «الف» در پذیرش و گستردگی مقبولیت آن است.ترازنامه ۲. ترازنامه بانک مرکزی  از آنجاییکه سند بدهی شخص یا نهادی هنگامی پول محسوب می‌شود که نزد کسی غیر از ناشرش باشد؛ هر نوع پرداختی بانک مرکزی به بخش غیردولتی غیربانکی، بخش دولتی و شبکه بانکی باعث خلق پایه‌پولی (انبساط همزمان دو سمت ترازنامه) و هرگونه دریافتی بانک مرکزی از سه بخش مذکور، پول بانک مرکزی (سپرده‌ها و اسکناس و مسکوک) را محو (انقباض همزمان دو سمت ترازنامه) می‌کند.از ترازنامه بانک مرکزی میتوان به خوبی مکانیسم حسابداری نحوه محو پول را نشان داد. همانطور که از ترازنامه زیر مشخص است، هنگامیکه اسکناس و مسکوک به ناشرش یعنی بانک مرکزی بازمی‌گردد، به طور همزمان به عنوان دارایی و هم بدهی در ترازنامه ثبت و از این ناحیه ترازنامه بانک مرکزی منقبض می‌شود. به همین طریق سپرده‌های بانک مرکزی نیز از بین می‌روند.ترازنامه ۳. مثالی از نحوه محو پایه پولی از ترازنامه بانک مرکزی. ماخذ: بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران. ۲- خلق و محو پول بانکیمجددا به ترازنامه ۱ بازگردیم. در دو حالت، بدهی شخص «الف» نیازی به تسویه شدن با پول نقد ندارد. اول اینکه سند بدهی شخص «الف» نزد بخش غیردولتی غیربانکی در پرداخت‌ها از مقبولیت و پذیرش برخوردار باشد و دوم اینکه شخص «ب» به شخص سوم «ج» بدهکار باشد که آن نیز به شخص «الف» بدهکار است. در این دو حالت بدهی شخص «الف» نیازی به وصول‌شدن نخواهد داشت.«نهاد بانکداری» هر دو ویژگی‌ گفته شده را دارد. اما چطور؟ اول اینکه سند بدهی بانک به دو دلیل اصلی ذیل، نزد عموم مردم مقبولیتی مشابه با پول عمومی (بانک مرکزی) را دارد:۱- بانک واسطه میان پرداخت‌های عموم مردم با بخش دولتی است. هنگامیکه عموم مردم پرداختی به دولت دارند (مانند مالیات، پرداخت قبوض و…) از طریق سپرده‌های بانکی‌ این عملیات را انجام می دهند و از پشت پردهٔ تبدیل پول بانکی به پول عمومی در ترازنامه بانک و بانک مرکزی بی‌اطلاعند؛ بطوریکه تصور می‌کنند با سپرده‌های بانکی خودشان تسویه نهایی صورت گرفته است.۲- اما عامل مهمتر این است که سپرده‌های بانکی با یکدیگر و با پول بانک مرکزی با نرخ یک به یک ثابتی معاوضه می‌شوند و بانک‌های مرکزی نیز سیاست‌هایی را (از جمله انعطاف‌پذیری پایه پولی) برای تبدیل‌پذیری یک به یک پول‌های بانک‌های تجاری با یکدیگر و همچنین با پول بانک مرکزی (و برعکس) دنبال می‌کنند. بدین طریق یکپارچگی و واحد بودن پول رایج حفظ و عموم مردم می‌توانند این اشکال مختلف پول را در هنگام پرداخت‌هایشان مورد استفاده قرار دهند. در نتیجه عملا عموم مردم تفاوتی میان سپرده بانکی با اسکناس و مسکوک احساس نمی‌کنند. بطور مثال هیچ شخصی انتظار ندارد که دستگاه خودپرداز در برابر سپرده بانکی به او اسکناس تحویل ندهد (گرچه برای آن محدودیتی وجود دارد) و همچنین بابت تبدیل مذکور مبلغی را به عنوان کارمزد یا تنزیل از وی بستاند.ویژگی دوم این بود که اگر سند بدهی فرد «الف» دست به دست شود تا به فردی برسد که به فرد «الف» بدهکار است، فرد «الف» نیازی به تسویه بدهی خود ندارد. در دنیای واقعی این مسیر نه برای افراد بلکه برای «بانک» شناخته شده است. به عبارت دیگر این بانک‌­ها هستند که با صدور سند بدهی معتبرتر خود، به‌عنوان مراکز تسویه عمل می‌کنند و اعتبارات و بدهی‌­هایشان در مقابل یکدیگر تراز و ملغی می‌شوند. علت این تراز شدن این است که در سطح کلان، بانک‌ها بر حسب سهم بازاریشان از سپرده‌ها در حال خلق پول هستند. بنابراین تقریباً به همان میزان که سپرده‌­های جدید یک بانک به بانک­‌های رقیب منتقل می­‌شود، تقریباً به همان میزان نیز از بانک‌­های رقیب طلبکار می‌گردد.تصویری از لغو بدهی‌های (سپرده‌های) بانک‌های کشور در مقابل یکدیگر در اتاق فیزیکی پایاپای چک (اتاق کلر).  در این خصوص کینز می­‌گوید: «هیچ محدودیتی برای مقدار پول بانکی که بانک‌­ها می­توانند با اطمینان خلق کنند؛ وجود ندارد مشروط بر آنکه همگام با هم حرکت کنند. رفتار هر بانک توسط متوسط رفتار شبکۀ بانکی کنترل می‌شود. هر رئیس بانکی ممکن است خودش را تحت تأثیر نیروهای بیرونی ببیند که کنترلی بر آن ندارد اما نیروهای بیرونی چیزی جز خود او و همتایانش نیستند و نه سپرده‌­گذارانش» (کینز، ۱۹۳۰).گرچه در واقعیت به دلیل ریسک نقدینگی، عملاً یک بانک منفرد بطور قابل توجهی از رفتار دیگر بانک‌­ها (رقبایش) منحرف نمی‌­شود؛ اما حتی اگر فرض کنیم بانکی بیشتر از سهم بازاری‌اش از سپرده‌ها یا با سرعت بیشتری نسبت به رفتار متوسط دیگر بانک‌­ها خلق پول کرده و سپرده خلق شده فوراً بانک را ترک کند، باز هم مانعی آهنین در برابر خلق پول بانک قرار نمی‌دهد. در این حالت صرفاً بدهی بانک به وام گیرنده (سپرده) با بدهی بانک به بانک دیگر (در بازار بین‌بانکی) و یا در نهایت با بدهی به بانک مرکزی جایگزین شده و ترازنامه شبکۀ بانکی همچنان منبسط باقی می‌­ماند. زیرا بانکداری در یک سیستم حسابداری بسته فعال است؛ سپرده‌­ها بدهی بانک‌­ها هستند و حتی بعد از انتقال آن نیز صرفاً می­‌توانند در ترازنامۀ بانک، به‌مثابه بدهی باقی بمانند (مگر آنکه به ناشرش بازپرداخت شوند). به دلیل این رفتار همگام بانک­‌ها در خلق پول، کینز تأکید می‌کند که «سیستم پولی به دلیل هر اتفاقی که در رفتار اکثریت بانک‌­ها اثر گذار است (خواه به سمت عقب [انقباض وام‌دهی] یا جلو [انبساط وام‌دهی])، در یک بی­‌ثباتی ذاتی قرار می‌گیرد» (کینز، ۱۹۳۰).البته رفتار همگام بانک‌ها بدین معنی نیست که آنها در وام­ دهی و خلق پول با هیچ محدودیتی روبرو نیستند. مقررات کفایت سرمایه، آثار وام­دهی بر سوددهی و شاخص ­های سلامت بانکی در کنار وضعیت تقاضا برای وام­ دهی، مهم‌ترین عوامل در تعیین مقدار وام‌دهی جدید بانک محسوب می‌شوند. با این حال وقتی وام‌دهی (یا بطور کلی خلق پول) بانک‌ها شکلی مشابه و جمعی به خود می‌گیرد، این محدودیت‌ها کمترین میزان اثرگذاری را خواهند داشت.همانطور که اشاره کردیم، یک سند بدهی هنگامی پول می‌شود که نزد کسی غیر از ناشرش باشد. از این رو هر پرداختی بانک به بخش غیردولتی غیربانکی (لایهٔ زیرین هرم پولی) مانند وام، خرید دارایی­‌ها (مالی و واقعی)، پرداخت هزینه­‌های بانک (مانند بهرهٔ سپرده­‌گذاران و حقوق کارمندان بانک) و هر پرداختی دولت (خزانه­‌داری) به بخش غیردولتی غیربانکی باعث خلق پول بانکی (سپرده‌­ها) و هر دریافتی بانک از بخش غیردولتی غیربانکی، مانند بازپرداخت وام، فروش دارایی‌­های بانک، درآمدهای بانک (مانند بهرهٔ وام) و دریافتی‌های دولت (مانند مالیات)، پول بانکی (سپرده‌ها) را محو می‌کند.جدول ۱. خلق و محو پول بانکی (سپرده‌ها)منطق حسابداری محو سپرده‌های بانکی (همانند بدهی‌های بانک مرکزی)، مشابه با محو هر نوع سند بدهی دیگری است. بطور مثال فرض کنید بانکی ۱۰۰ واحد با بهره ۲۰ درصدی به فردی وام‌­دهی می‌کند (با فرض ذخیره قانونی ۲۰ درصدی). بانک با بسط همزمان دو سمت ترازنامه اش، وام جدیدی به نام مشتری در سمت دارایی ثبت و بطور همزمانی سپرده‌ای برابر و جدید در سمت بدهی ترازنامه وارد می نماید. به بیان فیشر (۱۹۳۵) بانک با ثبت بدهی خودِ وام­‌گیرنده به‌عنوان دارایی، برای وی خلق پول می­‌کند؛ زیرا سپرده­‌های افراد نزد بانک‌هاست و بانک بر خلاف دیگر نهادها قادر به کنترل و تغییر ثبت حساب سپردهٔ مشتریان خویش است (کینز، ۱۹۳۰).در فرایند محو سپرده‌‌های بانکی، بسته به اینکه سپردهٔ خلق شده به بانک دیگر منتقل شود یا خیر؛ و همچنین بازپرداخت وام از سپرده‌های داخل بانک یا دیگر بانک‌ها صورت گیرد؛ فرایند محو پول بانکی متفاوت خواهد بود. در این مثال ما فرض می‌کنیم که سپردهٔ خلق شده ناشی از وام‌دهی، با خرج کردن فرد وام‌گیرنده به بانک دیگر منتقل می‌شود و در هنگام بازپرداخت وام، فرد وام‌گیرنده سپرده‌اش نزد دیگر بانک‌ها را به بانک وام‌دهنده منتقل می‌کند. برای سادگی در ترسیم ترازنامه، فرض می‌کنیم وام‌گیرنده بصورت یکجا وام خود را تسویه می‌کند. فرایند محو سپرده‌ها بانکی به صورت زیر اتفاق می‌افتد:</description>
                <category>محسن مقیسه</category>
                <author>محسن مقیسه</author>
                <pubDate>Sat, 21 May 2022 18:06:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترتیباتی بودن سیستم پولی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenmoghiseh/the-hierarchy-of-money-e1wnl4tsfew2</link>
                <description>همانطور که در این نوشته اشاره کردم، سیستم پولی امروزی ماهیتاً یک سیستم ترکیبی است که هم شامل پول عمومی یا پول بانک مرکزی (سپرده بخش دولتی، ذخایر و اسکناس و مسکوک) و هم پول­‌های بانک‌های تجاری (سپرده‌­های بانکی) می‌شود.مشخصهٔ بسیار مهم دیگر سیستم پولی این است که بر خلاف بازار کالاها و خدمات، سیستم پولی یک سیستم ترتیباتی است. انواع مختلف اسناد بدهی (پول‌ها) بر حسب درجۀ مقبولیتشان در یک هرم بدهی (پولی) قرار می‌گیرند. از این رو، استفاده از تحلیل متداول عرضه و تقاضا در اقتصاد پولی نادرست است زیرا تحلیل مذکور ترتیبات پولی را نادیده می‌گیرد. ترتیبات پولی بیانگر ۴ ویژگی مهم در سیستم پولی است:۱- در ترتیبات پولی، پول عمومی یا بانک مرکزی، پول برتر است، زیرا وسیله تسویه نهایی است. سپرده‌ها تعهدات بانک‌ها به پرداخت پول عمومی در صورت تقاضا هستند و بدهی‌های بخش غیردولتی غیربانکی نیز تعهداتی به پرداخت پول عمومی (اسکناس و مسکوک) و غالباً پول بانکی(سپرده‌ها) در آینده است.۲- هیچ‌یک از سطوح در ترتیبات پولی، به جز بانک مرکزی یا دولت، قادر به تسویهٔ بدهی خود با انتشار بدهی جدیدی نیستند بلکه برای تسویهٔ بدهی خود در همان سطح و با سطوح بالاتر، نیازمند سند بدهی معتبرتری (سند بدهی بالاتر از سطح خود در هرم پولی) هستند. بنابراین در پرداخت­‌های داخلی، بانک­ها برای تسویهٔ یا انجام پرداخت‌­هایی با یکدیگر و با سطح بالاتر خود یعنی بانک مرکزی (یا دولت)، از بدهی بانک مرکزی (ذخایر)  و بخش غیردولتی غیربانکی نیز برای پرداخت یا تسویه با یکدیگر و دو سطح بالاتر از خود باید از بدهی بانک مرکزی (اسکناس و مسکوک) و غالباً بدهی‌­های بانک‌­ها (سپرده‌ها) استفاده کند. بنابراین میتوان گفت در این سیستم، بدهی‌های هر سطح، بدهی‌های سطوح بالاتر را اهرم می‌کند. به این معنا، هرم پولی داخلی مبتنی بر اهرم کردن بدهی‌های (IOUs) بانک مرکزی است. کل سیستم بانکداری را می‌توان معاوضه بین همه این بدهی‌ها دانست.۳- مشخصهٔ سوم این است که مردم تمایز میان پول بانک مرکزی و بانکی را متوجه نمی‌شوند به دلیل آنکه پول‌های بانکی با یکدیگر و با پول بانک مرکزی با نرخ یک به یک ثابتی معاوضه می‌گردند. از این رو سیستم پولی یک سیستم ترکیبی است که پشت نرخ یک به یک ثابتی مخفی شده است. درحالی‌که نرخ مذکور، هستۀ سیستم پرداخت‌­ها را شکل می‌دهد اما از سوی دیگر ثابت نگه‌داشتن آن نیز ریسک بالایی را به سیستم پولی و بانک مرکزی تحمیل می‌کند. برای امنیت و کارایی سیستم پولی-مالی، بانک‌های مرکزی سیاست‌هایی را (از جمله انعطاف‌پذیری پایه پولی) برای تبدیل‌پذیری یک به یک پول‌های بانک‌های تجاری با یکدیگر و همچنین با پول بانک مرکزی (و برعکس) دنبال می‌کنند. بدین طریق یکپارچگی و واحد بودن پول رایج حفظ و عموم مردم می‌توانند این اشکال مختلف پول را در هنگام پرداخت‌هایشان مورد استفاده قرار دهند.۴- تمایز میان پول (ابزار پرداخت و تسویهٔ نهایی) و اعتبار (تعهد به پرداخت یا وسیله به تأخیر انداختن تسویه نهایی) بستگی به سطح هرم پولی دارد. از منظر بخش غیردولتی غیربانکی، بدهی­‌های بانک­‌ها (سپرده‌­ها) همانند بدهی بانک مرکزی (اسکناس و مسکوک)، پول و ابزار نهایی برای تسویه انگاشته می‌شود ولی از منظر شبکۀ بانکی، تنها بدهی بانک مرکزی (ذخایر و اسکناس و مسکوک) به‌عنوان پول و ابزار نهایی تسویه محسوب می‌شود. بنابراین آنچه که در متون اقتصادی به‌عنوان نقدینگی (M2) بیان می‌شود، مجموع بدهی‌­های دو سطح بالاتر (بانک مرکزی و شبکۀ بانکی) به بخش غیردولتی غیربانکی است. این در حالی است که نقدینگی شبکۀ بانکی، صرفاً شامل بدهی‌­های بانک مرکزی به آن می‌شود:نقدینگی شبکۀ بانکی =بدهی‌­های بانک مرکزی به بانک‌­ها (ذخایر + اسکناس و مسکوک نزد بانک­‌ها)نقدینگی بخش غیردولتی غیربانکی(M2) =بدهی­‌های دولت به بخش غیردولتی غیر بانکی (اسکناس و مسکوک نزد اشخاص)+  بدهی­‌های شبکۀ بانکی به بخش غیربانکی غیربانکی (سپرده‌­ها).منابعBell, S. (1998). The hierarchy of money. The Jerome Levy Economics Institute WP, (231).Wray, L. R. (2015). Modern money theory: A primer on macroeconomics for sovereign monetary systems. Springer.BIS, C. (2003). The Role of Central Bank Money in Payment Systems. BIS, CPSS num, 55.</description>
                <category>محسن مقیسه</category>
                <author>محسن مقیسه</author>
                <pubDate>Wed, 18 May 2022 12:41:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع پول</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenmoghiseh/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%BE%D9%88%D9%84-qrylzp0idhsf</link>
                <description>همانطور که در اینجا توضیح دادیم، پول یک رابطهٔ بدهکاری – بستانکاری است؛ اما هر سند بدهی (IOU) لزوما، پول نیست. سند بدهی تبدیل به پول می‌شود که نزد دیگران از مقبولیت و پذیرش گسترده برخوردار باشد. در اقتصاد سند بدهی دو ناشر این ویژگی را دارد: بانک مرکزی (حاکمیت) و بانک‌های تجاری.۱- پول بانک مرکزی (central bank money)از سمت بدهی ترازنامه بانک مرکزی مشخص است که بانک مرکزی دو سند بدهی مخلف (در ظاهر و نه در ماهیت) منتشر می‌کند:اسکناس و مسکوکاسکناس و مسکوک منتشر شده، بدهی بانک مرکزی است که بخشی از آن در دست عموم مردم (اشخاص / بخش غیردولتی غیربانکی) و بخشی توسط شبکۀ بانکی (در صورت نیاز برای پرداخت به مشتریان) نگهداری می‌شود. بطور مثال در پایان بهمن سال ۱۴۰۰، به ترتیب ۷۵۲.۱ و ۹۹.۷ هزار میلیارد ریال رقم بدهی بانک مرکزی در قالب اسکناس و مسکوک به عموم مردم و شبکه بانکی بوده است.از آنجاییکه هیچ فرد یا نهادی غیر از بخش دولتی (دولت و شرکت‌ها و مؤسسات دولتی) و شبکه بانکی (بانک‌ها و مؤسسات اعتباری) نزد بانک مرکزی حساب ندارند؛ تصور عمومی دربارهٔ پول نیز به همین اسکناس و مسکوک ختم می‌شود. اما بانک مرکزی سند بدهی دیگری بدون شکل مادی نیز دارد.سپرده‌های بخش دولتی و سپرده بانک‌ها و مؤسسات اعتبارینوع دوم پول بانک مرکزی، بدهی آن به بخش دولتی و بانک‌ها و مؤسسات اعتباری است (یا به تعبیر دیگر سپرده­‌های بخش دولتی و بانک‌ها و مؤسسات اعتباری نزد بانک مرکزی). این پول حسابداری (یا بهتر است امروزه بگوییم پول الکترونیکی بانک مرکزی) بمنظور پرداخت‌های آسان و سریع بین شبکۀ بانکی با یکدیگر، دولت و با بانک مرکزی است؛ زیرا استفاده از پول فیزیکی بانک مرکزی (اسکناس و مسکوک) برای حجم بالایی از پرداخت‌ها بین این سه نهاد غیرممکن است.قابل ذکر است که در ادبیات پولی، به بدهی بانک مرکزی به بانک‌ها و مؤسسات اعتباری، «ذخایر» نیز گفته می‌شود که به دو قسمت ذخایر قانونی و ذخایر دیداری (اضافی) تقسیم‌بندی می‌شوند. هر بانک باید در پایان یک دورهٔ مشخص (بطور مثال یک هفته) میانگین مانده حسابش نزد بانک مرکزی درصد مشخصی از سپرده‌هایش باشد (بطور مثال ۱۰ درصد) که به آن ذخایر قانونی گفته می‌شود (بانک باید به اندازه ۱۰ درصد سپرده‌هایش، پول الکترونیکی بانک مرکزی را ذخیره بگیرد و نه ۱۰ درصد از سپرده‌های خودش).  ذخایر اضافی یا دیداری نیز عمدتاْ برای پرداخت‌ها و تسویهٔ حساب بین بانک‌ها و بانک مرکزی استفاده می‌گردد.در ادبیات پولی، مجموع این دو سند بدهی بانک مرکزی به سه بخش غیردولتی غیربانکی، بخش دولتی و بانک‌ها و مؤسسات اعتباری با نام‌های پایه‌پولی یا پول پرقدرت شناخته می‌شوند.قابل ذکر است که این دو سند بدهی بانک مرکزی یعنی اسکناس و مسکوک و ذخایر به لحاظ مقبولیت و درجه اعتبار تفاوتی با یکدیگر ندارند. بطوریکه یک بانک بر حسب نیازش می‌تواند هر مقدار از ذخایر اضافی خود نزد بانک مرکزی را با نرخ یک به یکی با اسکناس و مسکوک تبدیل کند (یا برعکس). در نتیجه منظور از «پول‌های» بانک مرکزی، نوع فیزیکی و الکترونیکی آن است و نه تفاوت در درجه مقبولیت آنها (هر دوی آنها ثبت حسابداری است که یکی شکل مادی دارد و دیگری خیر).ترازنامه بانک مرکزی (هزار میلیارد ریال)۲- پول‌های بانک‌های تجاری (bank money)اگر به ترازنامه هر بانک نگاهی بیاندازیم، خواهیم دید که سپرده‌های هر بانک در سمت بدهی‌های بانک قرار می‌گیرد. سپرده‌ها در واقع ثبت حسابداری از بدهی هر بانک به عموم مردم است. البته بخش دولتی هم برای برخی امور نزد شبکه بانکی حساب دارد اما به دلیل سهم اندکش از کل سپرده‌ها، میتوان آن را نادیده گرفت.در سال‌های دور در بسیاری از کشورها (بطور مثال در قرن نوزدهم در امریکا[۳]) و از جمله ایران (در سال‌های بعد از جنگ و تا قبل از پیدایش بانک‌های خصوصی) بانک‌ها میتوانستند همانند بانک مرکزی، اسکناس‌های خودشان را منتشر کنند.نمونه‌ای از اسکناس‌های (چک‌پول‌ها) بانکی در ایرانالبته تفاوت ماهوی میان انتشار سپرده بانکی­ و اسکناس بانکی وجود ندارد. هر دو بدهی بانکی به شکل ثبت دفتری هستند با این تفاوت که دومی این رابطه بدهکاری – بستانکاری را در تکه‌­ای کاغذ نمایش می‌دهد که می‌تواند دست به دست هم شود. تفاوت مهم میان آن دو در واقع تفاوت بین عملکرد بیشتر اسکناس است. به عبارت دیگر برخلاف سپرده‌ها، اسکناس‌­های بانکی بیشتر در چرخۀ اقتصادی باقی می‌مانند و توانایی بانک به بازخرید آن بطور مداوم مورد آزمون قرار نمی‌گیرد. پس از منظور از «پول‌های» بانک‌های تجاری، بدهی‌ یا سپرده هر بانک است که برای ما عموم مردم همانند بدهی بانک مرکزی، پول تلقی می‌شوند.انواع پول‌ در اقتصاد (هزار میلیارد ریال، بهمن ۱۴۰۰)منابعJordan, T. (2018) How money is created by the central bank and the banking system, Speech by Thomas Jordan, Governor of the Swiss National Bank, 16th January 2018.McLeay, M., Radia, A., &amp; Thomas, R. (2014). Money creation in the modern economy. Bank of England Quarterly Bulletin, Q1.McLeay, M., Radia, A., &amp; Thomas, R. (2014). Money in the modern economy: an introduction. Bank of England Quarterly Bulletin, Q1.</description>
                <category>محسن مقیسه</category>
                <author>محسن مقیسه</author>
                <pubDate>Tue, 17 May 2022 16:51:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریشه‌های تاریخی پیدایش پول</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenmoghiseh/%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%BE%D9%88%D9%84-ueeshiol4mnc</link>
                <description>هیچ‌کس دقیقا نمی‌داند که پول، کجا، چگونه و چرا پدیدار شده است؛ زیرا این خاستگاه­‌ها در ماقبل تاریخ و «در غبار زمان از بین رفته‌­اند» (کینز، ۱۹۳۰: ۱۲).رایج‌ترین روایت دربارۀ خاستگاه پول با اقتصاد بارتر (یا نظریۀ مبادله-کالا) آغاز می‌شود که پول را محصول خودجوش و فرایند طبیعی بازار می‌داند که به‌دلیل کارکرد وسیلۀ مبادله ایجاد شده است (اینگهام، ۲۰۰۰). در روایت مذکور، ادعا می‌شود که قبل از پیدایش پول، مبادلۀ مستقیم یا کالا با کالا وجود داشته و پول برای حل مشکلِ تطابق همزمانِ دو طرفۀ خواسته‌­ها، ابداع شده است. همان‌طور که شومپیتر بیان می‌کند، این روایت که پول باید از طریق مبادلۀ بارتر در جامعه‌ای با نیروی کار متخصص ایجاد شده باشد، به ارسطو بازمی‌گردد (شومپیتر، ۱۹۵۴). ارسطو در رسالۀ سیاست خود، حدس زد که خانوارها در ابتدا هر چیزی را که نیاز داشتند خودشان تولید می‌کردند و به‌تدریج، برخی در کارشان متخصص شدند و کالاها را در قبالِ هم معاوضه کردند. از نظر ارسطو، پول باید از چنین روندی بیرون آمده باشد (گریبر، ۲۰۱۱). در روایت مذکور همچنین استدلال می‌شود که در طول زمان، کالاهایی با داشتن نزدیک‌ترین ویژگی‌ها به پول‌ (ارزش ذاتی، حمل‌کردنی‌بودن، تقسیم‌پذیری و یک‌نوع‌بودن) به‌طور طبیعی تبدیل به پول شده‌اند؛ بنابراین سکه‌های طلا و نقره که همۀ این ویژگی‌ها را دربردارند، وسیلۀ غالب برای پول شدند (شومپیتر، ۱۹۵۴). به‌طور مثال، اسمیت در این خصوص گفت: «گرچه از کالاهایی مانند صدف و نمک و مشابه آن‌ها برای پول استفاده می‌شد، فلزات و مخصوصا فلزات گران‌بها، مانند طلا و نقره، به‌دلیل تقسیم‌پذیری، بادوام‌بودن و کمیابی‌شان به سایرین ترجیح داده شدند» (اسمیت، ۱۷۷۶ به‌نقل از اسکیدلسکی، ۲۰۱۸: ۲۴).درنظرگرفتن ماهیت کالایی از پول با مهم‌ترین کارکرد آن به‌عنوان وسیلۀ مبادله، علت «سردرگمی ذهنی» دربارۀ ریشه‌های پیدایش پول است. زیرا تحت چنین تعریفی از ماهیت پول و اصلی‌ترین کارکرد آن، ریشه‌های پیدایش پول از اقتصاد فرضی بارتر به قرن هفتم پیش از میلاد ردیابی می‌شود؛ هنگامی که مسکوکات در لیدیا و یونان باستان ابداع شدند (اینگهام، ۲۰۰۴ و کیم، ۲۰۰۱). همانطور که در اینجا توضیح دادیم، پول ماهیتاْ یک رابطه‌ اجتماعی است که تعهدات را ایجاد می‌کند و این موضوع لزوما دلالت بر برخی از نابرابری‌های بنیادین دارد. پیوند میان بدهکار و بستانکار از نظر ماهیت عمودی است؛ نه افقی؛ زیرا بدهکار باید ارزشی را برای بستانکار فراهم کند. در نتیجه، بستانکار در جایگاهی برتر قرار می‌گیرد. بدون این ارتباط سلسله‌مراتبی بین بدهکار و بستانکار، هیچ دلیل اجتماعی مبنی بر پیروی از این تعهدات یا سازوکار دیگری برای اجرای پرداخت بدهی وجود ندارد (هنری، ۲۰۰۴). در جوامع اولیه، طبیعی است که این تعهداتِ عمودی صرفا نمونه‌های خاصی بودند؛ زیرا ویژگی این جوامع، فقدان پیوندهای سلسله‌مراتبی بود. برقراری این روابط سلسله مراتبی، ممکن نیست در یک جامعه با حقوق اجتماعی برابر اتفاق بیفتد؛ بلکه باید منتظر ظهور دسته‌­ای از طبقۀ حاکم باشیم.پیدایش پول در جامعه طبقاتی۱-مصر باستاندر مصر باستان (۲۵۷۵ تا  2150 سال پیش از میلاد) انواع مختلف پرداخت‌ها به‌صورت کالا یا نیروی انسانی (به‌عنوان انتقال بخشی از مازاد منابع واقعی) به معابد صورت می‌گرفت که در یک واحد محاسباتی به نام «دبِن» ثبت می‌شدند که یک واحد وزنی معادل ۹۲ گرم گندم بود. دِبِن، یک واحد محاسباتی انتزاعی برای سنجش تعهدات و پرداخت مالیات‌ها و ثبت معاملات اجرایی و اداری بود که در معابد ابداع شد. کاتبان معابد، مسئول ایجاد لیست‌های قیمتی و مدیریت حساب‌ها در این واحد محاسباتیِ مصوب بودند. همچنین چند قرارداد بازمانده از مصر باستان نشان می‌دهد که کالاها و خدمات نیروی کار نیز با واحد دبِن ارزش‌گذاری شده بودند (هنری، ۲۰۰۴). ذکر این نکته ضروری است که دبِن به‌عنوان وسیلۀ پرداخت به کار نمی‌رفت؛ بلکه معیار ارزشی بود که از طریق آن، پرداخت‌ها (به‌وسیله کالاها) صورت می‌گرفت (گریرسون،  1977). مطابق با این روایت از پیدایش پول در مصر باستان، می‌توان نتیجه گرفت که پول، نه از واسطۀ مبادله، بلکه از واحد محاسباتی نشئت گرفت؛ به‌طوری که سنجش ارزش به‌صورت دل‌خواهانه با حکم و فرمانی از جانب مقام مرکزی مشخص شد و کالاها و خدمات با کیفیت و کمیت‌های متفاوت، می‌توانستند با یک ارزش پولی تعیین شوند تا شکل مناسبی از دفترداری برای ثبت و پیگیری پرداخت‌ها و تعهدات مالیاتی ایجاد شود. بنابراین، این توسعۀ سیاسی و اداری بود که باعث پیدایش پول در مصر باستان شد و نه اقتصاد بازاری و مبادله‌ای.۲-بین‌النهرینشواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که در بین‌النهرین نیز همانند مصر، شکل مشابهی از واحد محاسباتی در معابد استفاده می‌شد. به‌طور مثال، مینا، واحد محاسباتی در بابل باستان بود که از واحد اندازه‌گیری شامل ۱۰۸۰۰ دانۀ گندم مشتق شده بود (کینز، ۱۹۸۹ به‌نقل از رِی، ۲۰۱۲). البته بعدها جو به‌دلیل وزن تقریبا یکنواخت دانه‌هایش نسبت به دانه‌های گندم، جایگزین آن شد. این واقعیت که واحد محاسباتی برای سنجش خراج و کلیۀ روابط اقتصادی در معبد از طریق غلات انجام می‌شد، بدین معنا نبود که از غلات به‌صورت فیزیکی در همۀ معاملات استفاده می‌شده است؛ بلکه غلات، واحد سنجش مرجعی برای پرداخت بدهی‌ها و مبادلۀ کالاها و خدمات بوده است. این حقیقت مشهود است که حقوق ماهیانۀ برخی از کارگران (به‌صورت واحدی از جو) در بین‌النهرین بسیار بیشتر از نیاز خوراک آن‌ها در ماه بوده است. به‌طور مثال، یک سرکارگر می‌توانست ماهیانه بین ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ سیلا جو (هر سیلا تقریباً برابر با ۱ لیتر امروزی است) درآمد کسب کند که بسیار بیشتر از نیاز مصرفی‌شان در آن مدت بود. آنها می‌توانستند مازاد جوی خود را برای خرید دیگر کالاها استفاده کنند (اسپینوزا، ۲۰۱۹). این نکته بسیار مهم است که فرایند پرداخت دستمزد، بدین صورت نبوده است که کارگر مقدار بسیار زیادی غلات را دریافت و سپس برای خرید کالاها مبادله کند؛ بلکه هنگامی که درآمد به‌شکل دانه‌های غلات ثبت محاسباتی می‌شد، او به‌سادگی می‌توانست با کسر از درآمدش، دیگر محصولات را خریداری کند. کارگر مجبور به دریافت دانه‌های جو برای کسب دیگر محصولات یا تسویۀ تعهدات مالیاتی‌اش نبود؛ زیرا درآمد کارگر، صرفا واحدی محاسباتی بود که در آن، قیمت سایر محصولات و ارزش بدهی‌ها بیان می‌شد (همان). اما این تعهدات پولی در کجا ثبت می‌شدند؟در میان اکتشافات اخیر در بابل قدیم، ثبت‌های بدهکاری-بستانکاری و اسناد تجاری به نام «الواح قرارداد» یا «الواح شوباتی» یافت شد. واژۀ «شوباتی» که تقریبا در همۀ الواح کشف‌شده در بین‌النهرین باستان یافت می‌شود، به‌معنای «دریافت­شده» است. این لوح­های خشتی که قدیمی­ترین آن‌ها به ۲ تا ۳ هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، به‌اندازه قالب­های صابون معمولی است. اکثر الواح مذکور در واقع، ثبت‌های مبادلات است که شامل این اطلاعات بودند: مقدار غلات (گندم یا جو، مبتنی بر نوع واحد سنجش)، نام شخص فرستنده و گیرنده، تاریخ و مهر گیرنده یا مهر کاتب پادشاه (وقتی‌که پادشاه گیرنده بود). الواح مذکور برای درامان‌ماندن از دست‌کاری‌ها، نزد معابد نگهداری یا در محفظه­هایی با پوشش­های گِلی مهروموم می‌شدند. تمام اطلاعات فوق، به‌جز نام و مهر گیرنده، روی محفظۀ لوح نیز تکرار می‌شد. بدیهی است که تکرار اطلاعات اصلی درون لوح که تنها با شکستن محفظه می‌توانست در دسترس قرار گیرد، برای حفاظت بدهکار در مقابل خطرِ دست‌کاری آن بود؛ زیرا این الواح می‌توانستند در دستان افراد نامشخصی قرار گیرند (همانند چک‌های امروزی). بنابراین، اگر محفظۀ لوح به هر دلیلی می‌شکست، آن لوح کامل نبود. شواهد باستان­شناسی نشان می‌دهند که بر خلاف الواحی که ذخیره می‌شدند، لوح‌های محفظه­دار در بین عموم در حال گردش بودند و از طریق تحویل لوحی که بدهی شخص دیگری روی آن ثبت می‌شد، بدهی می‌توانست تسویه شود. به‌عبارت دیگر، این الواح مهروموم‌شده، بیانگر بدهی‌ای بودند که در عوض پرداخت خرید، از جانب خریدار به فروشنده داده می‌شد و به‌بیانی دیگر، آن‌ها ابزار متداول بازرگانی بودند. بنابراین ویژگی خاص این شوباتی­های محفظه‌دار بر این حقیقت استوار است که آن‌ها فقط ثبت­هایی برای حفظ دِین بدهکار نبودند؛ بلکه اسناد امضاء و مهرشده­ای بودند که به طلبکار اعطاء می‌شد و شکی نیست که همانند اوراق تجاری مدرن یا چوب خط­های قرون‌وسطی، دست‌به‌دست می‌شدند. جالب است که مورخان بیان می‌کنند هنگامی که بدهی فرد پرداخت می‌شد، لوح‌های شوباتی نیز شکسته می‌شدند (اینز، ۱۹۱۳).در نتیجه، شواهد فراوان باستان‌شناسی این واقعیت را تأیید می‌کنند که ساکنین بین‌النهرین، ثبت‌هایی از روابط بدهکاری و بستانکاری روی خشت‌های سفالی ایجاد کردند و بدین ترتیب، سیستمی برای ثبت و ذخیرۀ اطلاعات حسابداری آغاز به کار کرد (گاردینر، ۲۰۰۴). از این طریق، باستان‌شناسان دریافتند که اولین متون تاریخ «اسنادی اقتصادی بودند که پرداخت‌های مالیاتی و انباشت بدهی‌ها و مالکیت دارایی را ثبت می‌کردند» (هراری، ۲۰۱۵: ۱۴۲). جرج ایفرا (۱۹۹۴) معتقد است که تنها نوآوری فنیِ پیش از عملیات حسابداری، اختراع آتش است.در ادامه دو ویدیو دربارهٔ تاریخچه پول و بدهی بارگذاری شده است.ویدیوی اول مربوط به خانم دنیز اشمانت بسرات، استاد بازنشسته باستان شناسی دانشگاه تگزاس است که بیشتر به خاطر کارهایش در زمینه تاریخ و ابداع خط شناخته شده است. https://www.aparat.com/v/K71EF ویدیوی دوم مربوط به سخنرانی مایکل‌ هاچسون، استاد اقتصاد دانشگاه میسوری کانزاس سیتی امریکا است. https://www.aparat.com/v/c96li منابعGardiner, Geoffrey W. 2004. “The Primacy of Trade Debts in the Development of Money”. In L. Randall Wray (ed.). Credit and State Theories of Money. Cheltenham: Edward Elgar, 128-172.Garzón Espinosa, E. (2019). The origin of money from the money-debt approach. Iberian Journal of the History of Economic Thought, 6(1), 37-54.Graeber, D. (2011). Debt: the first 5,000 years. Brooklyn, N.Y.: Melville House.Harari, Yuval Noah 2015. Sapiens. Barcelona: Debate.Henry, J. F. (2004). The social origins of money: The case of Egypt. Chapter 4 in Credit and state theories of money: the contributions of A. Mitchell Innes. Edward Elgar Publishing.Ifrah, Georges 1994. The Universal History of Numbers. London: The Harvill Press.Ingham, G. (2000). ‘Babylonian madness’: on the historical and sociological origins of money. What is money, 1, 16-41.Ingham, Geoffrey. (2004). The nature of money. Cambridge, UK and Malden, MA: Polity PressInnes, A. M. (1913). What is Money?. Credit and state theories of money: The contributions of A. Mitchell Innes,2004, 14.Kim, H. S. (2001). Archaic coinage as evidence for the use of money. Money and its uses in the Ancient Greek World, 721.Schumpeter, Joseph Alois (1954). History of Economic Analysis. New York: Oxford University Press.Skidelsky, R. (2018). Money and government: The past and future of economics. Yale University Press.Wray, L. R. (2012). Introduction to an alternative history ofmoney. Levy Economics Institute, working paper, (717).</description>
                <category>محسن مقیسه</category>
                <author>محسن مقیسه</author>
                <pubDate>Tue, 17 May 2022 16:38:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماهیت پول</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenmoghiseh/the-nature-of-money-m9svmcwr7aqp</link>
                <description>وقتی صحبت از پول به میان می‌آید، اولین چیزی که به ذهن عموم مردم و حتی برخی از اقتصادخوانده‌ها خطور می‌کند، اسکناس و مسکوک است. حتی در کتب درسی اقتصادی هم پول، کالایی با مهمترین نقش واسطهٔ مبادله (در کنار دو نقش ذخیرهٔ ارزش و معیار سنجش ارزش) بیان می‌شود. این درحالی است که امروزه در اکثر کشورها، سهم غالبی از نقدینگی را سپرده‌های بانکی (ثبت عددی در کامپیوتر بانک‌ها) تشکیل می‌دهند و بخش عمده‌ای از پرداخت‌های روزانه از طریق کارت‌های بانکی صورت می‌گیرد. پس به نظر می‌رسد پول ماهیتا نه کالاست و نه مهمترین نقش آن وسیلهٔ مبادله باشد.البته باید به این مسأله اذعان کرد که حدی از تصور کالایی از پول با مهمترین کارکرد نقش وسیلهٔ مبادله، متناسب با تجربهٔ روزمرهٔ مردم از پول بوده است. بطوریکه سهم بالایی از اسکناس و مسکوک از نقدینگی و پرداخت‌های روزانه عموم مردم با آن (پیش از ظهور ابزارهای پرداخت الکترونیک)، چنین بینشی از ماهیت و نقش اصلی پول را رقم زده است.روند کاهشی سهم اسکناس و مسکوک در نقدینگی کشور (درصد)  اگر به ترازنامه‌های بانک مرکزی و هر بانک تجاری نگاه بیاندازیم؛ خواهیم دید که پول همانند هر ابزار مالی دیگری، سند بدهی (IOU) ناشرش و دارایی دارنده‌اش است. این رابطهٔ بدهکاری – بستانکاری، نیازی به حضور هیچ عنصر کالایی یا فیزیکی ندارد (همانند سپرده‌های اشخاص نزد بانک‌ها یا سپردهٔ بانک‌ها و دولت نزد بانک مرکزی) اما این مفهوم انتزاعی می‌تواند برای مدیریت راحت‌تر به‌نحوی در یک شیء فیزیکی (اسکناس و مسکوک) نمایش داده شود. کارکرد اصلی پول چیزی بیشتر از یک واحد انتزاعی حسابداری و سنجش ارزش نیست. ما با واحدهای حسابداری ریال، دلار، پوند، یورو و … قیمت همه کالاها و خدمات، ارزش بدهی‌ها، دارایی‌ها و حتی جان انسان‌ها را می‌سنجیم.همین امر، دربارهٔ هر نوع دیگری از واحدهای سنجش و اندازه‌گیری نیز صادق است: فاصله، حجم یا وزن، مفاهیم انتزاعی هستند که به‌وسیلۀ انسان ساخته شده‌اند و واقعیت مادی ندارند؛ اما برای بیان و نمایش آن‌ها می‌توان از اشیای ملموس استفاده کرد. بنابراین، حضور ابزارهای فیزیکی (مانند اسکناس و مسکوک) ماهیت پول را تعریف نمی‌کند؛ همان‌طور که یک نوار متر، ماهیت فاصله را تعریف نمی‌کند:«چشم، هرگز یک دلار را ندیده و دست آن را لمس نکرده است. همان‌طور که هیچ‌کس تابه‌حال یک اونس یا فوت یا ساعت را ندیده است. تمام چیزی که ما می‌توانیم لمس کنیم یا ببینیم، تعهد به پرداخت یا جبران بدهی در ازای مبلغی به نام دلار است. اعتبار و بدهی، مفاهیمی انتزاعی هستند و نمی‌توانیم با معیار هرگونه شیء ملموسی آن‌ها را اندازه بگیریم. ما اعتبار و بدهی‌های نامحدود را به قطعات دل‌خواهی مانند دلار و پوند تقسیم می‌کنیم» (اینز، ۱۹۱۴: ۱۵۵).از آنجایی که پول صرفاْ یک واحد انتزاعی غیرملموس است، هنگامی میتواند موجودیت پیدا کند که همه مردم تصور مشترکی از آن واحد حسابداری داشته باشند: «پول یک انقلاب کاملاْ ذهنی‌ست. آن، آفرینشی از واقعیت بیناذهنی مشترک است. پول یک واقعیت مادی نیست؛ یک ساخت ذهنی و روانی است» (اسپینوزا، ۲۰۱۹: ۴۰). به‌عبارت دیگر، پول محصول حیث التفاتی جمعی افراد است.بنابراین «پول‌بودن» کاملا به معیار«سنجش ارزش» (واحد حسابداری) تحویل‌پذیر است. این موضوع، در تحلیل بسیاری از اندیشمندان از جمله کینز به‌عنوان لنگرگاه فهم متفاوت از پول محل توجه قرار گرفته است: پول «به‌معنای واقعی کلمه، تنها در ارتباط با پولِ حسابی [واحد سنجش و قیمت‌­گذاری] می­تواند وجود داشته باشد» (کینز، ۱۹۳۰: ۳). مطابق با این دیدگاه، از منظر فلسفی، موجودیت پول به‌شکلی تام متکی به حیث معرفت‌شناختی آن است؛ یعنی چیزی پول می‌شود که ما اعتقاد داریم (یا اعتبار می‌کنیم) پول است. بر این اساس، جان سرل (۱۹۹۵)، فیلسوف امریکایی، پول را همانند ازدواج یک قرارداد و نهاد اجتماعی می‌داند که به‌لحاظ هستی‌شناختی سابژکتیو (ذهنی) ولی به‌لحاظ معرفت‌شناختی، آبژکتیو (عینی) است (یزدان‌پناه، ۱۳۹۴).منابعیزدانپناه، محسن (۱۳۹۴). بحران پولی در انتظار اقتصاد ایران است؛ چگونه ساختار درونزای پول در ایران اقتصاد را به سوی یک بحران پیش میبرد؟ جستارهای مبین (نشریه الکترونیکی موسسه مطالعات و تحقیقات مبین)، سال سوم، جستار شماره ۳۵.Garzón Espinosa, E. (2019). The origin of money from the money-debt approach. Iberian Journal of the History of Economic Thought, 6(1), 37-54.Ingham, Geoffrey. (2004). The nature of money. Cambridge, UK and Malden, MA: Polity PressInnes, A. M. (1914). “The credit theory of money”. Banking Law Journal January: 151-68.Keynes, J. M. (1930). Treatise on money: Pure theory of money Vol. I. Macmillan, London.Searle, J.R. (1995) The Construction of Social Reality. Simon and SchusterWray, L. R. (2015). Modern money theory: A primer on macroeconomics for sovereign monetary systems. Springer.</description>
                <category>محسن مقیسه</category>
                <author>محسن مقیسه</author>
                <pubDate>Tue, 17 May 2022 16:30:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترازنامه، ابزاری برای درک مسایل پولی - مالی</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenmoghiseh/balance-sheet-e67mzypj9rkp</link>
                <description>هایمن مینسکی : «مشکلی در استدلالتان وجود دارد اگر نتوانید آن را در چارچوب ترازنامه بگنجانید.»پایه سیستم پولی – مالی بر اسناد مالی بنا شده که مهمترین آن ترازنامه است. ماهیت پول، نحوه خلق پول بانک‌های تجاری و بانک مرکزی، بحران‌های مالی و بانکی و… از طریق روابط ترازنامه‌ای قابل بیان است.ترازنامه یک سند حسابداری است که در آن «دارایی‌ها» و «بدهی‌های» یک عامل اقتصادی (فرد، بنگاه، خانوار، بخشی از اقتصاد، کل کشور و…) ثبت می‌شود.تغییرات دارایی‌ها و بدهی‌ها در ترازنامه همواره با هم خنثی نمی‌شوند. بطور مثال کاهش دارایی‌ها برای پرداخت هزینه، شامل یک درج در سمت دارایی در ترازنامه و ثبتی دیگر در صورت مالی سود و زیان است. برای این منظور، یک قلم موازنه‌گر به نام حقوق صاحبان سهام (ثروت خالص یا سرمایه) در سمت بدهی‌ها وارد می‌شود که بیانگر تفاوت بین دارایی‌ها و بدهی‌ها است:حقوق صاحبان سهام + بدهی‌ها = داریی‌ها                  (رابطه ۱) اگر حقوق صاحبان سهام مثبت باشد، آن را به عنوان وجوهی که از یک کسب و کار به صاحبان آن تعلق می‌گیرد، در نظر می‌گیریم.ساختار کلی ترازنامه  ترازنامه از قواعد ثبت دو طرفه حسابداری تبعیت می‌کند. قانون اصلی ترازنامه این است که ترازنامه همواره باید تراز باشد؛ یعنی در هر لحظه از زمان ارزش دو سمت ترازنامه باید با یکدیگر برابر باشند. در نتیجه هر تغییر در یکی از اقلام ترازنامه باید با تغییر حداقل یک قلم در جای دیگر خنثی شود تا ترازنامه، تراز باقی بماند.یک مثال سادهفرض کنید شما ۱ میلیارد تومان وام بدون بهره (!) از بانک گرفته‌ و در قبال آن مسکن خریده‌اید. تغییرات در ترازنامه شما بصورت زیر اتفاق می‌افتد:تغییرات ترازنامه شما  حال اگر قیمت مسکن ۲۰ درصد بالا رود، ارزش مسکن به ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان افزایش پیدا می‌کند. اکنون طبق اصل اول ترازنامه باید تغییری در یکی از اقلام ترازنامه رخ دهد تا ترازنامه، تراز باقی بماند. طبق رابطه ۱، ثروت خالص به میزان ۲۰۰ میلیون تومان افزایش پیدا می‌کند.اثر افزایش قیمت مسکن بر ترازنامه شما  تمرکز نوشته‌های من در این وبسایت عمدتاْ در حوزه موضوعات پولی – بانکی است. در اکثر تراکنش‌های پولی – بانکی، هر تغییری در سمت دارایی یا بدهی، بدون تغییری در آیتم موازنه‌گر (حقوق صاحبان سهام/ سرمایه/ ثروت خالص) خنثی می‌شود. از این رو ۴ حالت کلی برای ثبت این تغییرات در ترازنامه وجود دارد:</description>
                <category>محسن مقیسه</category>
                <author>محسن مقیسه</author>
                <pubDate>Tue, 17 May 2022 16:22:09 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>