<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محسن حیدری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mohsenovski</link>
        <description>من به فناوری علاقه مندم و در زمینه طراحی راه‌حل، تجربه و هوش مصنوعی فعالیت می‌کنم. رویای من این است که زندگی مردم بهتر شود و از آسیب دیدن خانه‌مان (سیاره زمین) جلوگیری کنیم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:56:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/14735/avatar/cMXhIK.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محسن حیدری</title>
            <link>https://virgool.io/@mohsenovski</link>
        </image>

                    <item>
                <title>طراحی خدمات</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA-a2rccyjgxjtp</link>
                <description>خلاصه : طراحی خدمات، تجارب هر دو کاربر و کارمند را با طراحی، همسو کردن و بهینه‌سازی عملیات‌های سازمان برای پشتیبانی بهتر از سفرهای مشتری بهبود می‌بخشد.یک خدمت چیست؟اقتصاد سنتی بین کالاها و خدمات تمایز قاطعی قائل است. کالاها ملموس و قابل مصرف هستند مانند قلم، عینک آفتابی یا کفش. خدمات، مبادلات فوری غیرمستقیم هستند و منجر به مالکیت نمی‌شوند مانند معالجه پزشکی، خدمات پستی یا حمل‌و‌نقل عمومی.امروزه دیگر تمایز مشخصی بین کالاها و خدمات وجود ندارد. مجموعه‌ای از خدمات با مجموعه‌ای از محصولات در این وسط وجود دارد. به عنوان مثال، یک آهنگ، یک فایل mp3، محصولی است که از طریق خدماتی مانند Spotify یا Apple Music قابل دسترسی است. برای کاربر، تفاوت بین یک محصول و خدمات - در اختیار داشتن فایل صوتی در برابر پخش آهنگ - می تواند تقریبا یکسان باشد در حالی که در پشت صحنه، آنها کاملاً متفاوت هستند.هرچه خدمات در سطح بالایی رشد می کنند، نیاز به حمایت از آنها نیز افزایش می یابد. تجارب کاربری پیچیده، اغلب به دلیل نقص داخلی سازمانی - یک پیوند ضعیف در اکو سیستم - می‌شکنند. برای مثال، آخرین باری که با یک خط تلفنی پشتیبانی تماس گرفتیم و اطلاعات شخصی خود را ارائه دادیم و سپس به یک نماینده دیگر شرکت ارجاع داده شدیم و از ما خواسته شد اطلاعات خود را که قبلا ارائه کرده‌ایم را دوباره تکرار کنیم کی بود؟ این نقطه دردناک، ناشی از نقص فرآیند داخلی است که با نبود طراحی خدمات به وجود آمده است.تاریخچه طراحی خدماتاصطلاح &quot;طراحی خدمات &quot; توسط لین شوستاک در سال ۱۹۸۲ ابداع شده است. شوستاک پیشنهاد داد که سازمان ها درک درستی از نحوه تعامل فرآیندهای پشت صحنه با یکدیگر داشته باشند، زیرا &quot; واگذاری خدمات به استعدادهای فردی و مدیریت بخش ها به جای کل سازمان ، یک شرکت را آسیب پذیرتر می کند و خدمتی را ایجاد می کند که به آرامی در برابر نیازها و فرصت های بازار واکنش نشان می دهد.&quot; این مسئله هنوز هم صادق است، اما مسئولیت فقط به عملکرد و مدیریت بستگی ندارد و مانند بیست سال پیش، طراحی خدمات بر عهده کل سازمان است.تعریف طراحی خدماتبیشتر سازمان ها در مرکز محصولات و کانال های تحویل قرار دارند. بسیاری از منابع سازمان (زمان، بودجه، تدارکات) برای خروجی‎های مشتری مداری صرف می‌شوند و فرآیندهای داخلی (از جمله تجربه کارمندان سازمان) نادیده گرفته می شوند. طراحی خدمات بر این فرآیندهای داخلی متمرکز است.تعریف: طراحی خدمات فعالیتی برای برنامه‌ریزی و سازماندهی منابع تجاری (افراد ، ابزارها و فرآیندها) به منظور بهبود (۱) به طور مستقیم تجربه کارکنان، و (۲) به طور غیر مستقیم تجربه مشتری است.یک رستوران را تصور کنید که در آن تعدادی از کارمندان وجود دارد: میزبان، سفارش گیرنده، حامل غذا و سرآشپز. طراحی سرویس، متمرکز بر نحوه عملکرد و ارائه مواد غذایی وعده داده شده به مشتری است - از منابع و دریافت مواد اولیه گرفته تا سرآشپزهای جدید و ارتباطات دریافت کننده سفارش با سرآشپز در مورد حساسیت های غذایی مشتریان. هر قسمت نقش خود را در غذای وارد شده به بشقاب غذاخوری دارند، حتی اگر این مستقیماً بخشی از تجربه آنها نباشد.طراحی خدمات می تواند با استفاده از یک طرح خدمات، نقشه برداری شود.مؤلفه های &quot;طراحی خدمات&quot;در طراحی تجربه کاربر باید چندین مؤلفه طراحی شود: تصاویر، ویژگی‌ها و دستورات، کپی رایت ها، معماری اطلاعات و موارد دیگر. نه تنها باید هر مؤلفه بطور صحیح طراحی شود، بلکه برای ایجاد یک تجربه کاربری کامل باید یکپارچه شوند. طراحی خدمات از همان ایده اصلی پیروی می‌کند. چندین مؤلفه وجود دارد، هر یک باید به درستی طراحی شوند و همه آنها باید یکپارچه شوند.سه مؤلفه اصلی طراحی خدمات عبارتند از:مردم. این مؤلفه شامل هرکسی است که سرویس را ایجاد کرده یا از آن استفاده می‌کند ، همچنین افرادی که ممکن است به طور غیرمستقیم تحت تأثیر این سرویس قرار گیرند.مثالها عبارتند از:کارمندانمشتریانافرادی که مشتریان در طول خدمات با آنها روبرو شده‌اندشرکاابزارها. این مؤلفه به مصنوعات فیزیکی یا دیجیتال (از جمله محصولات) که برای انجام موفقیت آمیز خدمات به آنها نیاز است، اشاره دارد.مثالها عبارتند از:فضای فیزیکینمای مغازهاتاق کنفرانسمحیط دیجیتالی که از طریق آن خدمات ارائه می شودصفحات وباپلیکیشنوبلاگهارسانه های اجتماعیاشیاء و پرونده‌هاپرونده‌های دیجیتالمحصولات فیزیکیمراحل. اینها هرگونه گردش کار، رویه ها یا آیین هایی است که توسط کارمند یا کاربر در طول یک سرویس انجام می شود.مثالها عبارتند از:برداشت پول از دستگاه خودپردازحل مسئله در مورد پشتیبانیمصاحبه با یک کارمند جدیداشتراک پروندهبا مراجعه به مثال رستوران، در واقع مردم شامل: کشاورزانی که محصول را تولید می‌کنند، مدیران رستوران‌ها، سرآشپزها، میزبان ها و سفارش گیرنده‌ها هستند. از ابزارها می‌توان به مواد تشکیل دهنده، نرم افزار پرداخت و لباس فرم اشاره کرد. مراحل شامل موارد زیر می باشند: در ساعتی مشخص کار کردن کارمندان، ثبت سفارشات، تمیز کردن ظروف و ذخیره مواد غذایی.جلوی صحنه در مقابل پشت صحنهبسته به اینکه مشتری آنها را ببیند یا نه، اجزای خدمات به قسمتهای پشت صحنه و جلوی صحنه شکسته می شوند. به یک اجرای تئاتر فکر کنید. مخاطب همه چیز را جلوی پرده می‌بیند: بازیگران، لباس، ارکستر و مجموعه. با این وجود، در پشت پرده یک اکوسیستم کامل وجود دارد: کارگردان، تهیه کننده، هماهنگ کننده‌های روشنایی و طراحان مجموعه.اگرچه پرده پشت صحنه هرگز توسط تماشاگران دیده نمی شود، اما نقش اساسی در شکل دادن به تجربه مخاطب دارد. در یک رستوران، آنچه در آشپزخانه اتفاق می‌افتد، آنچه را که روی میز قرار دارد را شکل می دهد.اجزای جلوی صحنه عبارتند از:کانالهامحصولاتنقاط تماسرابط‌های کاربریاجزای پشت صحنه شامل موارد زیر است:سیاست‌هافن آوریزیرساخت‌هاسیستم‌هاطراحی خدمات در مقابل طراحی یک سرویسطراحی خدمت صرفاً طراحی یک سرویس نیست. طراحی خدمات به چگونگی انجام کار سازمان می پردازد - به &quot;تجربه کارمند&quot; فکر کنیم. طراحی یک سرویس، به نقاط تماسی که باعث ایجاد سفر مشتری می‌شود، می‌پردازد - به &quot;تجربه کاربر&quot; فکر کنیم.به طور موازی، هر نرم افزار دارای رابط کاربری است، مهم نیست که چقدر ابتدایی است. با این حال، نوشتن کد که باعث ایجاد یک رابط به عنوان محصول جانبی می‌شود، &quot;فرایند طراحی رابط کاربر&quot; نامیده نمی‌شود. به طور مشابه، حتی اگر رابط کاربری از یک فرآیند طراحی آگاهانه ایجاد شده باشد، محصولی از &quot;طراحی تجربه کاربر&quot; نخواهد بود مگر اینکه تجربه کاربر در نظر گرفته شود.چرا ما به عنوان طراحان تجربه و محصول باید از طراحی خدمات و &quot;تجربه کارمند&quot; مراقبت کنیم؟ فرآیندهای پشت صحنه سازمان (اینکه چگونه کارهای داخلی را انجام می دهیم) به عنوان نقاط قابل مشاهده تعامل که کاربران با آن روبرو می‌شوند بر روی تجربه کلی کاربر تأثیر می گذارد. اگر دریافت کننده سفارش با موفقیت آلرژی ها را به سرآشپز ارتباط ندهد، استفاده مشتری از مواد غذایی می‌تواند با عواقب شدیدی برای او همراه باشد. اگر یک رستوران شلوغ باشد، اما یک پروسه منظم برای پاکسازی جداول و اختصاص صندلی ها داشته باشد، مشتریان در وهله اول هرگز نباید منتظر بمانند یا بدانند که ازدحام آن زیاد است.مزایای طراحی خدماتمنابع سازمانها (زمان ، بودجه ، لجستیك) صرفاً برای خروجی های مشتری مداری صرف می‌شود، در حالی كه فرایندهای داخلی (از جمله تجربه كارمندان سازمان) نیز نادیده گرفته می شوند. این قطع ارتباط باعث ایجاد احساسات رایج و گسترده‌ای می شود که یک طرف نمی‌داند آن دست دیگر چه کاری انجام می دهد.طراحی خدمات این خلاءهای سازمانی را توسط موارد زیر برطرف می‌کند:درگیری‌های سطحی. مدل‌های کسب و کار و مدل‌های طراحی خدمات اغلب در تضاد هستند زیرا مدل‌های کسب و کار همیشه با خدمتی که سازمان ارائه می‌دهد همسو نیستند. طراحی خدمات باعث ایجاد تفکر می‌شود و زمینه‌ای را در مورد سیستم‌هایی فراهم می‌کند که باید به منظور ارائه خدمات به اندازه کافی در کل چرخه عمر محصول (و در برخی موارد فراتر از آن) ارائه شوند.تقویت مکالمات سخت. بحث و گفتگو درمورد رویه‌ها و خط مشی‌ها، پیوندهای ضعیف و عدم هماهنگی‌ها را نشان می‌دهد و سازمانها را قادر می سازد راه حل‌های همکاری و کارکردی را ابداع کنند.کاهش افزونگی ها با دید چشم پرنده(منظره چشم پرنده نمای بالایی از یک موضوع از بالا است، با دیدگاهی که مشاهده‌گر، یک پرنده است که اغلب در ساخت نقشه‌ها، برنامه‌ریزی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد). نقشه برداری از کل چرخه فرآیندهای خدمات داخلی، به شرکتها این امکان را می‌دهد که چشم انداز وسیعی از اکوسیستم خدمات خود را، چه در یک پیشنهاد بزرگ، و چه در چندین پیشنهاد فرعی ارائه دهد. این فرایند به مشخص کردن محل تلاش‌های تکراری که احتمالاً باعث نا امیدی و هدر رفتن کارکنان می‌شود، کمک می‌کند. از بین بردن افزونگی باعث صرفه‌جویی در انرژی، بهبود کارایی کارکنان و کاهش هزینه‌ها می شود.ایجاد روابط. طراحی خدمات به تركیب مقررات خدمات داخلی مانند نقش‌ها، بازیگران پشت صحنه، فرایندها و گردش كار با پرسنل جلوی صحنه كمك می‌كند. با طراحی خدمات، اطلاعاتی که به یک نماینده ارائه می شود باید در اختیار همه نمایندگان دیگری باشد که با همان مشتری تعامل دارند.نتیجههنگامی که مشکلات پشت صحنه وجود دارد، آنها عواقبی در پیش روی صحنه دارند: خدمات ضعیف، ناامیدی مشتری و کانال های متناقض. ساده سازی فرایندهای پشت صحنه تجربه کارمندان را بهبود می‌بخشد، که به نوبه خود به آنها امکان می دهد تجربه کاربری بهتری را ایجاد کنند.ReferencesKalbach, Jim. “Mapping Experiences.” O’Reilly Media, Inc, 2016.Shostack, Lynn. “Designing Services that Deliver.” Harvard Business Review, 1984.</description>
                <category>محسن حیدری</category>
                <author>محسن حیدری</author>
                <pubDate>Tue, 24 Mar 2020 16:59:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا کسب و کار ما نیاز به یک سیستم طراحی دارد؟ (مزایای ایجاد یک سیستم طراحی)</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenovski/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-cbkpk27r7dgj</link>
                <description>در عصر دیجیتال کنونی، سیستم های طراحی توجه بیشتری را به خود جلب می‌کنند، که به خوبی شایسته آن هستند. یک سیستم طراحی یک کتابخانه زنده از الگوی تعاملی قابل استفاده (یا اجزاء) که توسط استانداردها و دستورالعمل‌های واضح اداره می شود را فراهم می کند. آنها در نهایت به ترویج یک زبان طراحی یکپارچه‌ی مرکزی و دارایی‌های بصری کمک می‌کنند که می‌توانند توسط همه طراحان، توسعه دهندگان، بازاریابان، صاحبان محصول و دیگران استفاده شود.یک سیستم طراحی با قدرت و ثبات، فرآیند طراحی و توسعه محصولات ما را ساده می کند و بهره‌وری را افزایش می دهد. جای تعجب نیست که بزرگترین بازیگران در بازار مانند  Microsoft، Dropbox، AirBnb، Shopify و IBM در سیستم های طراحی سرمایه گذاری می کنند.به غیر از داشتن محتوای پیچیده و نیازهای کسب و کار منحصر به فرد، هفت مزیت برای سیستم طراحی نسبت به تیم های مختلف در شرکت شناخته‌ایم.مزایای ایجاد یک سیستم طراحی۱. ایجاد یک زبان مشترک&quot; این علامت چیست؟ آیا به این معناست که شماره مرحله شماره یکه؟ &quot;این مکالمه را صدها بار شنیده‌ایم. زمانی که همه ما توافق می‌کنیم که با زبان ویژه‌ای ارتباط برقرار کنیم ، همه سود می‌برند و در مورد جزئیات استفاده و عملکرد آن یاد می‌گیریم. این کار برای هر کسی که در فرآیند مشارکت داشته باشد - از مالکان محصول، تا توسعه دهندگان و برای سهامداران، مفید و آموزنده است.۲. ایجاد توسعه و آزمایش آسان است.الگوها را می توان با اسکریپت های خودکار ردیابی، نسخه بندی و آزمایش کرد. مقایسه مقادیر اجزاء و نسخه‌ها حتی می تواند به شیوه بصری برای مقایسه در مقایسه با تغییرات واقعی، متفاوت باشد.۳. موجب صرفه جویی در زمان و تلاش می شود.یک منبع متمرکز برای کسب اطلاعات در مورد دستورالعمل‌ها، الگوها، پلت فرم‌ها و برند می‌تواند زمان قابل توجهی را در تمام جریان‌های کار محصول، طراحی و توسعه صرفه‌جویی کند.۴. به یکپارچگی تجربه برند کمک می‌کند.روش‌های طراحی ناب با رویکرد طراحی نظام‌مند و اتمی به کار گرفته می‌شوند. سازگاری الگوی رابط نه تنها به تیم های داخلی و بازاریابی ما کمک می کند تا از طریق نام تجاری متحد شوند، بلکه به ایجاد اعتماد، افزایش تعامل و تکمیل وظایف در نظر گرفته شده کمک می‌کند.۵. الگوهای طراحی‌شده عناصر از طریق سرعت توسعه به بازار کمک می‌کنند.سیستم‌های طراحی و کتابخانه رابط کاربر را می توان ساخت و به طور مستمر بهبود بخشید که این به ما کمک می‌کند تا با سرعت بیشتری محتوای جدید و فرصت‌ها را نسبت به گذشته ایجاد کنیم.۶. قابل انتشار در همه‌ی دستگاه‌ها، طراحی سیال، پاسخگو سی اس اس (CSS) اچ تی ام ال (HTML) و جاوا اسکریپت باهم ترکیب می‌شوند تا یک کد پایه بر اساس رویکرد چیدمان های سیال مدرن با محتویاتی که می‌توانند به طور پویا به همه اندازه‌ها و دستگاه‌های صفحه نمایش تغییر اندازه دهند، بسازند.۷. پلت فرمی آینده نگر، برای ایجاد محصولات بهینهما با تمرکز مستمر بر انعطاف‌پذیری و تفکر طراحی سیستم، سیستم خود را به عنوان یک بنیان برای اصلاح، گسترش و تکامل در طول زمان قرار می‌دهیم.یک سیستم طراحی چارچوبی است که کتابخانه و مستندات دارایی‌های طراحی را ترکیب می کند. آنها با هم هسته اصلی  UX و UI ، از جمله مفاهیم اساسی مانند رنگ، تایپوگرافی و شبکه‌بندی، از طریق اجزا به الگوها و حتی طرح بندی را شامل می شوند. این کتابخانه به عنوان مجموعه ای از اجزای قابل استفاده مجدد، همراه با استانداردهای شفاف ارائه می شود. تفاوت اصلی بین راهنمای سبک و سیستم طراحی ، مقیاس پذیری و پویایی سیستم طراحی است.با اینکه راهنماهای سبک ایستا و بسته هستند، سیستم‌های طراحی پویا و قابل ارتقا هستند. برخلاف تحویل یک راهنمای سبک در یک نقطه خاص، در سیستم‌های طراحی، همکاری بین طراحان و توسعه دهندگان در حال انجام است. این مساله ما را به یک نتیجه‌گیری ساده می‌رساند: سیستم‌های طراحی از روش چابک پشتیبانی می‌کنند، در حالی که به نظر می‌رسد راهنماهای سبک تطابق بهتری با رویکرد آبشاری دارند. در نتیجه به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا پول و زمان زیادی پس‌انداز کنند.وضعیت کنونی در این صنعتبزرگ‌ترین بازیگران در بازار مثل  Atlassian، Dropbox، AirBnb، Shopify، و Microsoft که فقط چند شرکت هستند، در سیستم‌های طراحی سرمایه‌گذاری می‌کنند. این زمزمه ای نیست که بیاید و برود. این بیشتر شبیه یک رویکرد انقلابی در طراحی، قرار دادن طراحی و توسعه در قلب است. شرکت‌هایی که در بالا ذکر شدند، بزرگ هستند، اما اندازه‌ای خاص برای شروع فکر در مورد ایجاد یک سیستم طراحی مورد نیاز است؟ داشتن یک سیستم طراحی بدون توجه به اندازه شرکت ارزشمند است. این مساله به طور اجتناب ناپذیری به کسانی می‌رسد که طیف وسیعی از محصولات دیجیتال را دارند یا برای آینده‌ی شرکت در نظر دارند.از گزارش  design in tech report می‌توانیم یاد بگیریم که ۵ تا از ۱۰ شرکت برتر بر اساس حجم بازار یا به طور انحصاری با تولید نرم‌افزار در حال رشد هستند، یا نرم‌افزار بخش مهمی از جریان درآمد آن‌ها است.منبع :  https://www.uxpin.com/enterprise-ux-design-2017-2018-industry-report در ۱۲ ماه گذشته این شرکت‌ها تعداد کارمندان خود را به طور متوسط ​​۶۵٪ افزایش داده‌اند. علاوه بر این، تعداد طراح به نسبت توسعه دهنده ۲.۵ برابر در ۵ سال رشد یافته است. تقاضا برای طراحان هرگز بیشتر نبوده است. با این حال، با در نظر گرفتن مقیاس جدید، مشکلات جدیدی به وجود می‌آیند. روش‌های جدید باید برای اتصال شکاف بین طراحی و توسعه، توسعه داده شوند. با توجه به خواستار صنعت،  به ابزارهای مناسب برای حفظ سرعت رقابت نیاز است.مشکل و راه‌حلطبق گزارش صنعت UX یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها فقدان یکپارچگی طراحی است که منجر به هزینه‌های گزاف و جبران ناپذیری در طراحی می‌شود.از همین گزارش، ما همچنین یاد می‌گیریم که همکاری زمانی که تعداد توسعه دهندگان بیشتر از طراحان شود بسیار سخت‌تر می‌شود. احتمالا برای ما آشنا به نظر می‌رسد اگر شرکت هنوز یک راه‌حل مناسب را ایجاد نکرده است. یک سیستم طراحی خوب به عنوان یک منبع حقیقت عمل می‌کند و انواع مختلف ارزش کسب‌وکار را ارایه می‌دهد:سازگاری محصول - همه محصولات دیجیتال ما یک زبان طراحی مشترک و یکپارچه به دست می‌آورند.دستورالعمل‌های روشن – فراسوی نقش هر فرد در شرکت، درک مستندسازی را برای همه ممکن می‌سازد. اگر تا به حال به این فکر کرده‌ایم که چگونه مدیران محصول، طراحان و مهندسین در یک مکان داشته باشیم، اکنون این را می‌دانیم.افزایش بهره‌وری - یک مخزن طراحی به طور مرتب به روز شده و مستندات جامع، همکاری تیم را افزایش می دهد. مهندسان لازم نیست از طراحان درباره مولفه‌های &quot;تازه&quot; بپرسند، زیرا آن‌ها همه در یک چرخه قرار دارند.Finished product is a contribution of entire teamحال روی سه نقش اصلی‌ای که در هنگام توسعه‌ی یک محصول دیجیتال وجود دارند تمرکز کنیم.ما مدیران، طراحان و توسعه دهندگان محصول داریم. هر یک از آن‌ها نیازها و انتظارات متفاوتی دارند. بیایید نگاهی نزدیک‌تر از این سه دیدگاه مختلف بیندازیم.برای یک مدیر محصول، مهم‌ترین چیز، ارایه یک محصول است که با تمام ویژگی‌هایی که مشتریان می‌خواهند کار کند. آن‌ها از حرکت کردن به آرامی نفرت دارند، بنابراین زمان کمتری برای طراحی و توسعه‌ی بهتر و سالم تر برای کسب و کار صرف می شود.از دیدگاه طراح، لیست آرزو از داشتن طراحی‌های سازگار با حفظ مسیر تغییرات زمانی آغاز می‌شود که بیش از یک طراح در یک پروژه کار می کند. با این حال، قادر بودن به انجام برخی تغییرات با سرعت کم‌تر مهم نیست. از سوی دیگر، آن‌ها از دیدن طرح‌های خود که توسط توسعه  غفلت آمیز( neglectful ) از هم گسیخته‌اند نفرت دارند. حتی چیزهای کوچک مهم هستند، چون تفاوت بین یک محصول خوب و بسیار خوب در جزئیات است. همانطور که تیم محصول بزرگ‌تر می‌شود، مشارکت‌ها ناهماهنگی ایجاد می‌کنند. کنترل کننده‌ی نسخه مرکزی طراحی ممکن است یک راه حل باشد.در نهایت، سازندگان انتظار دارند که طرح‌های مستند شده را به طور ایده‌آل بدون هیچ تغییر دیگری به دست آورند. آن‌ها نمی‌خواهند حدس بزنند که قصد طراح چه بود. آن‌ها از پیکسل های در حال حرکت به جلو و عقب نفرت دارند. آنها می خواهند به راحتی با اجزاء کار کنند. با این حال، اغلب اوقات بیشتر شبیه یک مبارزه است تا یک فرآیند خوشایند.در کل، هیچ اصل جادویی‌ای برای حل هر مشکلی که یک تیم محصول با آن مواجه است وجود ندارد. با این حال، بر اساس تجربیات ما، برای داشتن دانش و موفقیت مشتریان، یک سیستم طراحی ارزش سرمایه‌گذاری اولیه را دارد. در مورد یک سیستم طراحی فرض می‌شود که این مشکلات را حل کرده و اصطکاک را در فرآیند را کاهش می‌دهد.در مورد محصول و شرکت برای مدتی با پرسش‌های زیر در ذهن خود مطرح کنید:۱. آیا موافق هستید که رابط کاربری محصول شما سازگار است: همان اصول و الگوهای طراحی یکسان را به اشتراک می‌گذارد؟۲. آیا از سرعت کلی توسعه محصول خود راضی هستید؟۳. چقدر زمان و پول می‌تواند با قطع زمان مورد نیاز برای طراحی و توسعه صرفه‌جویی کنید؟۴. چه مقدار زمان و پول می‌تواند با کاهش زمان مورد نیاز برای یکدست کردن طراحی و بدهی‌های فنی صرفه‌جویی کنید؟نتیجه‌گیریسیستم‌های طراحی، طراحی مقیاس پذیر را ممکن می‌سازند.مشتریان متوجه این تفاوت خواهند شد، در نتیجه شادتر خواهند شد.تجربیات بهتر را سریع‌تر انتقال خواهیم داد.شرکت زمان و پول را پس‌انداز خواهد کرد.سیستم طراحی هزینه نگهداری بیشتر را کاهش می‌دهد.هر فرد جدید در تیم محصول ما به راحتی می تواند به یک پروژه جدید اضافه و هماهنگ شود.ما معتقدیم که لایه زیبایی‌شناسی نقش اصلی را بازی نمی‌کند. ارزش اصلی در یک فرآیند ساده و قابل پیش بینی قرار دارد که زمان طراحی و مهندسی را کاهش می دهد. از دیدگاه تجربه کاربر، به ما کمک می‌کند تا رابط‌های کاربر منسجم تری ارایه بدهیم، در نتیجه طراحان و مهندسین ما می‌توانند بر روی کارهای مهم‌تری تمرکز کنند.یکی از بزرگ‌ترین مسائل مربوط به حفظ سیستم طراحی، تیم خستگی‌ناپذیر برای ارائه بهترین مجموعه از پلت فرم‌های جامع، رهنمودها و بهترین اقدامات برای چاپ، ارتباطات دیجیتال و وب است.</description>
                <category>محسن حیدری</category>
                <author>محسن حیدری</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2019 13:31:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیستم طراحی (Design System)</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenovski/%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-design-system-hxnhth1qqhai</link>
                <description>مقدمه‌ای بر سیستم‌های طراحیسیستم های طراحی به منظور ایجاد انقلاب در تجربه‌های دیجیتال شما به وجود آمده‌اند تا این روند را هوشمندتر، دقیقتر و کارآمدتر طراحی و اجرا کنند. آنها پتانسیل ایجاد صرفه جویی قابل توجهی در زمان را، برای طراحان و توسعه دهندگان را دارند؛ برای باشکوه و هرچه کارا عمل کردن سیستم و سازمانها در مقیاسهای مختلف، و آزاد کردن زمانهای اضافی حاصل از کارهای تکراری ای که همه تیم‌ها درگیر آن هستند و صرف کردن آن در جهت تمرکز بیشتر و مفیدتر برای حل مشکلات بزرگتر.اما همانند هر سیستم، ساخت یک سیستم طراحی یک کار سریع و یا آسان نیست. این کار نیاز به تجدید نظر کردن در مورد نحوه ساخت محصولات دیجیتال امروز شما، و ایجاد یک زمینه برای رسیدن به موفقیت در آینده دارد .هدف این است که تیم شما در موقعیت مناسبی برای شروع استفاده از مقدار کامل سیستم‌های طراحی در فرآیند طراحی محصول خود قرار خواهد گرفت. این کار آسانی نیست، اما این یک گام مهم در جهت تبدیل محصولات دیجیتال به یک مزیت رقابتی بلند مدت برای کسب‌وکار شما است.گرایشها و چالشهای جدیدمهم نیست که ما چقدر از زمانمان را آنلاین صرف می‌کنیم، به تعداد دستگاههای متصل به اینترنت در بازار که نگاه کنیم، تمام نمودارها همان شیب‌های چوبی هاکی را نشان می‌دهند. از بسیاری جهات، این دامنه‌ها به سمبل عصر دیجیتال ما تبدیل شده‌اند و بیانگر این هستند که چگونه جامعه به خاطر این فناوری های مخرب تغییر کرده است.THE INTERNET OF EVERYTHINGدر عین حال، این تغییر رادیکال باعث شده تا تیم‌های محصول با یک لیست رو به افزایشی از چالش‌ها، که لایه‌های جدیدی از پیچیدگی را به شغل خود اضافه می‌کنند، انجام دهد .برخی از این چالشهای جدید عبارتند از:طراحی برای دستگاههای متعدد و اندازه‌های صفحهباز کردن مناطق بیشتری از کسب‌وکار کارتوسعه دامنه محصولات دیجیتالرشد اندازه تیم هماهنگی با ذینفعان بیشترپروسه‌های بهینه‌سازی برای تولید سریع‌تر محصولاتهنگامی که به این چالشها نگاه می‌کنیم، و روندهایی که آنها را ایجاد کرده‌اند، یک نکته کاملا روشن شده است: فرایندهای کنونی برای طراحی و پیاده‌سازی محصولات دیجیتال پایدار نیستند. آنها اکنون پایدار نیستند، و قطعا در آینده نیز پایدار نخواهند بود، زیرا این چالشها فقط شتاب می‌گیرند .برد فراست این نکته را در Friendly Manifesto-Future به اثبات رساند.به وجود آمدن مشکلات و اختلالها در حال تسریع شدن هستند. همانطور که تعداد و تنوع دستگاه های متصل شده به اینترنت که بسیاری از آنها را ما هنوز نمی‌توانیم تصور کنیم، به حالت انفجار خواهد رسید، تعداد و تنوع افراد استفاده کننده از آنها در سراسر جهان، منفجر خواهد شد و استانداردهای موجود، جریان کاری و زیرساخت های ما، مانع از این تغییر نخواهند شد. در حال حاضر یورش دستگاه‌ها به انسانها آن‌ها را به نقطه شکست سوق می دهد. زیرا انسان‌ها نمی توانند از دستگاه‌ها پیشی پیشی بگیرند.اما خبر خوب این است که نوآوری، راهی برای سازگاری با چالش‌های بسیار افراطی دارد. و این دقیقا جایی است که سیستم‌های طراحی وارد می‌شوند.در برخی موارد، سیستم های طراحی نتیجه یک همگرایی از چندین تئوری و شیوه همپوشانی است که برای دهه‌ها وجود دارند؛ از توسعه نرم افزار مبتنی بر اجزاء، تا نظریه طراحی اتمی.هر چند که هر یک از این مفاهیم به چیزی متفاوت اشاره می‌کنند، اما همه آنها در یک نقطه کاربردی در سیستم‌های طراحی به هم می‌رسند و تیمها را قادر می‌سازد تا ساخت محصولات بهتر را سریعتر کنند. این قلب و ارزش اولیه سیستم‌های طراحی است. یک سیستم طراحی مجموعهای از اجزای قابل استفاده مجدد است که با استانداردهای مشخصی هدایت می‌شوند، که می توان آنها را با هم ترکیب کرد تا هر تعداد محصول را بسازند.در حالی که این روی کاغذ کاغذ ساده به نظر می‌رسد است، اما تفاوت این امر در نحوه ایجاد تجربیات دیجیتال با کمترین تغییرات است.مقدمه ای از کتاب سیستم های طراحیدر دهه 1960 ، فناوری رایانه شروع به فراتر رفتن از سرعت برنامه نویسی نرم افزار کرد. کامپیوترها سریعتر و ارزانتر شدند، اما توسعه نرم افزار آرام، دشوار و در معرض اشتباه بود. این شکاف، و معضل آنچه که در مورد آنها باید انجام می‌شد، به عنوان &quot;بحران نرم افزاری&quot; شناخته می‌شد. در سال ۱۹۶۸ ، در کنفرانس ناتو در خصوص مهندسی نرم افزار، داگلاس مکیلروی توسعه مبتنی بر مولفه را به عنوان راه حلی ممکن برای این معضل ارائه کرد. توسعه مبتنی بر مولفه روشی برای سرعت بخشیدن به پتانسیل برنامه نویسی با استفاده مجدد از کد قابل استفاده مجدد، ارایه داد و در نتیجه آن را کارآمدتر و آسانتر ساخت. این کار تلاش را پایین آورد و سرعت توسعه نرم افزار را افزایش داد و به نرم افزار اجازه داد تا از قدرت کامپیوترهای مدرن استفاده کند.حالا، ۵۰ سال بعد، ما یک چالش مشابه را تجربه می‌کنیم، اما این بار در طراحی.مزایای سیستم های طراحیسیستم‌های طراحی به عنوان یک موضوع داغ در سالهای اخیر پدیدار شده‌اند، به این دلیل که به تیم‌های محصول کمک می‌کنند تا چالشهای جدید عصر دیجیتال را حل کنند. اما نه تنها سیستم‌های طراحی چالشها را حل می‌کنند، بلکه مزایایی چشمگیر را در تیم های محصول به ارمغان می آورند.مزایای اصلی سیستم های طراحی را می توان به سه دسته اصلی تقسیم کرد:سرعت: ساخت تجربیات دیجیتال متنوع از یک مجموعه از اجزای از پیش موجود، فرآیند طراحی و ساخت محصول را به طور چشمگیری سریع‌تر می‌سازد. این کار نه تنها میزان کار طراحان را کاهش می‌دهد، بلکه دوباره کاری توسعه دهندگان را کاهش می‌دهد، چرا که توسعه دهندگان می‌توانند از کدهایی استفاده کنند که قبلا ایجاد، تست، و اجرا شده است.مقیاس: زمانی که طراحان از یک زبان بصری مشترک استفاده می کنند، روند تولید محصولات دیجیتال در مقیاس‌های بزرگتر را، ساده‌تر می کنند. به جای علامت گذاری محصولات با عناصر طراحی مجزا، می‌توانیم اطمینان حاصل کنیم که طراحان و توسعه دهندگان از کتابخانه رابط کاربر، همان طور که در سیستم طراحی ما ثبت شده‌اند، استفاده می‌کنند و منجر به ایجاد یک تجربه کاربری بهتر می‌شوند. همچنین با ساده‌تر کردن ایجاد تغییر در یک جز، و سپس اعمال آن تغییر به بخشهای دیگر محصول، با مشکل رو به افزایش بدهی‌های طراحی (زمانهای اتلاف شده) مقابله می‌کند.نوآوری: با وجود یک سیستم طراحی، دیگر تیمها نیاز ندا رند که وقت خود را صرف فکر کردن در مورد نحوه ظاهر یک دکمه یا ظاهر طراحی یک فرم کنند. این تصمیمات قبلا توسط یک تیم اختصاصی گرفته شده‌اند. این کار نیاز به انجام کارهای تکراری را حذف می‌کند، بنابراین زمان یک تیم را آزاد می‌کند تا مشکلات تجاری بزرگتر را حل کنند، مانند ایجاد جریانهای کاربری نوآورانه و گسترش محصولات جدید .تیمهای چابک طراحی و فنی از یک سیستم طراحی بسیار بهره می‌برند زیرا به تیم اجازه می‌دهد تا با استفاده از یک زبان مشترک همکاری کنند. آزمایش و نمونه‌ سازی‌ها سریعتر انجام می‌شوند، توسعه دهندگان بینش اولیه در مورد درک محدودیتهای فنی بالقوه را دریافت می‌کنند ، و تیم می‌تواند بدون قربانی کردن کیفیت یا کارایی بر روی مشکلات بزرگتر تمرکز کند. بزرگترین فایده‌ای که می‌توان از ایجاد یک سیستم طراحی تجربه کرد، زمانی است که گفتگوی تیمها را از بحثهایی در مورد ظواهر به بحث در مورد مشکلات واقعی تغییر پیدا می‌کند. در این راستا، سیستم‌های طراحی همه را به کاربر نزدیکتر می‌کند. یکی از بزرگترین ارزشهایی که یک سیستم طراحی برای یک سازمان ایجاد می‌کند، این است که با ارائه اصول استاندارد، تکرار چالشها و تلاشها را کاهش و بهره‌وری را افزایش می‌دهد.دیوید کرونین، جنرالالکتریکیک سیستم طراحی شامل اجزایی است که می‌توانند با هم ترکیب شوند و برای ایجاد رابط کاربری استفاده شوند. همچنین تیمها را قادر می‌سازد تا بر چگونگی تعامل کاربر و تعامل با یک قطعه از نرم افزار، به جای بحث در مورد این که چه رنگی باید باشد، تمرکز کنند.آی بی امیک سیستم طراحی یکپارچه، برای ایجاد بهتر و سریعتر محصولات است؛ بهتر به این دلیل که یک تجربه منسجم به راحتی توسط کاربران درک می‌شود، و سریعتر به این دلیل که به ما یک زبان مشترک میدهد تا با آن کار کنیم.ایر بی ان بی</description>
                <category>محسن حیدری</category>
                <author>محسن حیدری</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2019 12:45:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهبود تجربه سفر مشتری در سیستم با استفاده از نقشه برداری از نقاط تعامل کاربر با محصول (Touchpoints)</title>
                <link>https://virgool.io/@mohsenovski/%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B7-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-touchpoints-f36qibhmjaii</link>
                <description>ما به عنوان یک برند بر تعامل هر مشتری با کسب‌وکار خود تاثیر خواهیم داشت و بایستی هر موقعیت ممکن را که می‌تواند مشتری ما را در تماس با برند ما قرار دهد در نظر بگیریم و سناریوی آن را برای ارائه یک تجربه مثبت طراحی کنیم.این دقیقا زمان استفاده از نقشه برداری نقاط تعامل کاربر با محصول است.نقاط تعامل کاربر با محصول (Touchpoints) چیست؟نقاط تعامل کاربر با محصول هر گونه تعامل بین کسب‌وکار ما و یک مشتری است. این شامل هر تعامل قبل، در طول، یا بعد از خرید یک مشتری از ما می‌شود.یک نقطه تعامل کاربر با محصول از طریق تعاملات شخصی و کانالهای بازاریابی اتفاق می‌افتد. تعامل ممکن است مستقیم باشد، که در آن ما تجربه را کنترل می‌کنیم (مانند ارائه یک پیام بازاریابی یا کمپین تبلیغاتی) و یا ممکن است غیر مستقیم باشد و ما بر روی تجربه کنترل نداشته باشیم (مانند یک نظر شفاهی درباره کسب‌وکار ما).Author/Copyright holder: Rosenfeld Media. Copyright terms and license: CC BY 2.0در حالی که ما کنترل کامل روی هر مشتری نداریم، به عنوان صاحب کسب‌وکار، همیشه می‌خواهیم نهایت تلاش خود را انجام دهیم تا بر هر وضعیت تاثیر بگذاریم. بهترین راه ایجاد طرحی برای مدیریت این تعاملات، استفاده از نقشه برداری نقاط تعامل کاربر با محصول است.نقشه برداری نقاط تعامل کاربر با محصول (Touchpoints mapping)  چیست؟نقشه برداری نقاط تعامل کاربر با محصول، عمل مشخص کردن هر تعامل یک مشتری با برند ما است. این فرآیند به هر مرحله از سفر خریدار نگاه می‌کند و محل‌هایی را شناسایی می‌کند که در آنها مشتریان با برند ما تماس گرفته یا با آنها ارتباط برقرار می‌کنند.نقشه برداری نقاط تعامل کاربر با محصول از این جهت مهم است که به برند ما اجازه تجسم و بهبود هر تجربه‌ای که یک مشتری با کسب‌وکار ما دارد را می‌دهد.Customer Touchpointsچون هیچ سفر خرید مشتری‌ای دقیقا یکسان نیستند، هر برند چند تغییر نقشه خواهد داشت. برای ایجاد نقشه، تمام راه‌های ممکن را برای تجربه برند خود و استفاده از فرآیند زیر را در نظر بگیریم.چگونه نگاشت نقاط تعامل کاربر با محصول را آغاز کنیم؟حالا که با ارتباط موثر مشتری و نقشه‌برداری نقاط تعامل کاربر با محصول آشنا هستیم، زمان آن رسیده که یک استراتژی برای استفاده از این روش بازاریابی اجرا کنیم. در اینجا چند نکته وجود دارد که باید به یاد داشته باشیم.۱. شناسایی تعامل کسب‌وکار با مشتریان با شناسایی هر تعامل کسب‌وکار با مشتریان شروع کنیم. این به طرز نگاه کردن به تجربیات در دسته‌های مختلف کمک می‌کند: قبل از خرید، در طول خرید، و بعد از خرید.در حالی که برخی از این نقاط تعامل کاربر با محصول ممکن است همپوشانی داشته باشند، این طبقه بندی به ما کمک می‌کند تا هر تعامل بالقوه را تجسم و شناسایی کنیم.۲. نقشه نقاط تعامل کاربر با محصولزمانی که مکان‌هایی را که مشتریان ما، با برند ما تعامل دارند را مشخص کردیم، این تجربه را به ترتیب زمانی قرار می‌دهیم.زمانی که از طریق نقشه‌برداری نقاط تعامل کاربر با محصول، در حال پیشروی هستیم، باید مراحلی را در نظر بگیریم که مشتریان را به فرآیند خرید، هدایت می‌کنند. برای مثال از  مراحل سفر خریدار خرده فروشی استفاده می‌کنیم تا طرح کلی را هدایت کنیم.مرحله اول -- تصمیم گیری مشتریان در مورد برند ما: مشتری با برند و محصولات ما آشنا می‌شود.مرحله دوم -- گرفتن مشتریان از طریق ورودی محصول: مشتری با برند ما آشنا است و در حال برنامه‌ریزی برای بازدید از بازار ما است.مرحله سوم -- شروع فروش: مشتری در بازار است و از طریق فرآیند خرید، فعالیت می‌کند.مرحله چهارم -- بازگشت مشتریان : مشتری یک خرید انجام داده و در حال بررسی بازگشت و خرید مجدد از ما است.تنها سفر یک خریدار را که از این فرآیند می‌گذرد، ایجاد نکنیم. ما بایستی حداقل ۴ تا ۵ نوع مختلف از نقشه‌های مشتری ایجاد کنیم تا تمام تجربیات مختلف مشتری را در نظر بگیریم.۳. نقاط تعامل کاربر با محصول را بهبود بخشیمهنگامی که هر نقطه‌ی تعامل کاربر با محصول احتمالی را شناسایی کردیم، گام بعدی بهبود تعامل کاربر خواهد بود. ما باید به این نگاه کنیم که چطور می‌توانیم بهترین تجربه ممکن برای مشتری را، در آن لحظه فراهم کنیم. همان طور که سعی داریم نقاط قوت مشتریان خود را بهبود بخشیم، بر روی ایجاد تجربیات تجاری خود تمرکز می کنیم:سادگی: تجربه باید برای مشتری آسان باشد تا درک کند و با آن تعامل داشته باشد.تناسب: تجربه باید متناسب با زمینه کانال و منافع مخاطب هدفمان باشد.مرتبط بودن: این تجربه باید با آنچه مشتری انتظار دارد و نیاز به یافتن در طول این مرحله از سفر خریدار داشته باشد، مطابقت داشته باشد.معنی دار بودن: این تجربه باید ارزش مفیدی برای مشتری فراهم کند.جذاب: تجربه باید به خواسته‌های مشتری نفوذ کرده و چیزهایی را که می‌خواهند به آنها بدهد.باید به هر نقطه تعامل کاربر با محصول نگاه کنیم و اطمینان حاصل کنیم که این تجربه، صلاحیت یک تجربه استثنایی و مفید برای مشتری را دارد.۴. تنظیم یک برنامه برای بازبینیزمانی که استراتژی جدید خود را ایجاد و اجرا می‌کنیم، تبلیغ برای بازاریابی و تبلیغات تمام نمی‌شوند. کانالهای بازاریابی و فرآیندهای عملیاتی ما به رشد و تحول ادامه خواهند داد. نقشه نقاط تعامل کاربر با محصول ما نیز باید همین کار را انجام دهد.نقشه نقاط تعامل کاربر با محصول مشتری یک سند زنده است. ما باید به بازبینی و به روز رسانی این نقاط به عنوان مسیرهای خرید جدید و ایجاد سکوهای بازاریابی جدید ادامه دهیم. برای استفاده موثر از نقشه‌برداری نقاط تعامل کاربر با محصول به عنوان راهی برای خلق تجارب بهتر مشتریان، آن را یک اولویت اصلی قرار دهیم.این فرآیند را به عنوان یک استراتژی زمانی تلقی نکنیم. آن را در اولویت قرار دهیم، و سپس برنامه‌ای برای اجرا و ادامه دادن نقشه نقاط تعامل کاربر با محصول خود برای رسیدن به بهترین مزایا و نتایج را تنظیم کنیم.</description>
                <category>محسن حیدری</category>
                <author>محسن حیدری</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2019 12:00:38 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>