<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های moinapril</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@moinapril</link>
        <description>آفریدن را دوست دارم. آفرینش را دوست دارم. خرده ذوقی در شعر و ادب؛ خرده هوشی در جمع و ضَرَب. قلمی می‌رانم تا بیاموزم و بیاموزانم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 16:07:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>moinapril</title>
            <link>https://virgool.io/@moinapril</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اعماق خیال کجاست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@moinapril/%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%82-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-imhv2wsnbcn9</link>
                <description>گله و شکایت‌های دوستان ویرگولی از نبود اینترنت رو که خوندم، یاد #تاریکی_مطلق افتادم.نمی‌دونم تا حالا تاریکی مطلق رو تجربه کردید یا نه. خیلی جالبه: صوت میاد اما تصویر نیست. یکی از ویژگی‌های تاریکی مطلق اینه که نمی‌تونی هیچ‌چیزی رو ببینی. اولین باری که تاریکی مطلق رو تجربه کردم توی «غار شاپور» (ته‌نوشت1) کازرون بود. در این حد تاریک که حتی دستم رو تا یک‌سانتی‌متری چشمم آوردم، اما نتونستم دست خودم رو ببینم. مفهوم «چشم، چشم رو نمیبینه» توی این غار کاملاً مصداق پیدا می‌کنه.محیطی رو تصور کنید که هیچ‌کس هیچ‌کس رو نمی‌بینه. گاه‌گداری صداهایی از دور و نزدیک شنیده می‌شه. هرکسی از احساس و حال خود می‌گه. لحظات اول اکثرا از روی احساس ترس یا طنز سخن می‌گویند. ذره ذره نگرانی‌ها، دغدغه‌ها و سوال‌ها شروع می‌شوند. عده‌ای قصد پیشروی و عده‌ای دیگر قصد پسروی دارند. تاب و توان اندک اندک تغییر می‌کند و معمولاً رو به کاهش می‌رود. اما تاریکی مطلق برای من ...انگار فضای عاشقانه‌ی شلوغِ بی‌کلامی است. آدم دلش می‌خواد آغازگر فریاد «دوستت دارم» باشد. در سکوتِ تاریکیِ مطلق، در میانه‌ی انبوه جمعیت، عاشقانه و به بانگ بلند عشق را عنوان کنی.به_امید آن‌که جذابیت سخنِ عشق، شوقِ خفته‌ی قلبی را بیدار کند و کلام «دوستت دارم» را در محیط پخش کند. به امید حضورِ معشوق در آن تاریکیِ نادیدنی، و ظهور کلمات در ذهنِ ناپخته، و نسوخ معجزه‌آسای احساس در اعماقِ قلب یار.به_امید گم‌گشتگی شرمِ ناپخته از حضورِ معشوق در سیاهیِ تاریکی و پیدایش رویی پر از امید و زبانی پر از کلامِ «دوستت دارم».دوست دارم در تاریکی مطلق، شرری باشم بر شعله‌هایِ خاموش عشق؛ تا جمعیتِ حاضر در تاریکی، بی هیچ مهابایی شروع کنند: «دوستت دارم». و اندکی بعد، نجواهایِ لرزانِ دوستی با صداهای شفاف و بی‌شمار عشق جای‌گزین شوند.دوست دارم تاریکی مطلق را، تا چشم‌درچشم بدون آنکه ببینی، فریاد بزنم «دوستت دارم: «من تو را همچو اهورا، همچو خاک پاک گل‌ها دوست دارم می‌پرستم. من تو را تا آسمان‌ها تا بی‌نهایت‌ها دوست دارم می‌پرستم»» تاریکیِ مطلق مأمنی است برای راه‌یابی صدایِ رسایِ عشق، به گوشِ نابینایِ معشوق؛ته‌نوشت1: «غار شاپور» کازرون مربوط به دوره‌ی ساسانیان است. توضیح مختصر بدم که غار شاپور کازرون، از یک‌سری غارهای تودرتو تشکیل شده؛ یعنی هرغار، چند دهنه غار دیگه درون خودش داره. ظاهراً کسی نتونسته تا انتهاش بره. چون خیلی تاریک و پیچ‌درپیچه؛ و بعضی از دهانه‌ها گازهای سمی و خطرناک دارند. توی دهانه‌ی اصلی غار شاپور، مجسمه‌ی تاریخی و چندمتری شاپورِ پادشاه وجود داره. برای رسیدن به دهانه‌ی اصلی غار، باید حدودا یک ساعت کوه‌نوردی کنید. بعد از دهانه‌ی اصلی غار، یه گودال بزرگ وجود داره، که 7 دهانه‌ی اولیه بعد از اون گودال قرار دارند. گردشگران بیشتر از این‌جا نمیتونن برن جلو.</description>
                <category>moinapril</category>
                <author>moinapril</author>
                <pubDate>Fri, 22 Nov 2019 20:40:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه حیرتم</title>
                <link>https://virgool.io/@moinapril/%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AD%DB%8C%D8%B1%D8%AA%D9%85-egyb5nclevxj</link>
                <description>همه حیرتم ز خدنگ ناونگ توهمه حیرتم ز ناوک مژگانت. همه حیرتم ز سراپای توهمه حیرتم و نیست چاره‌ای جز حیرانی.ناونگ: اَبرو، کمان ابروهمه حیرتم ز خدنگ ناونگ توهمه حیرتم ز ناوک مژگانت. همه حیرتم ز سراپای توهمه حیرتم و نیست چاره‌ای جز حیرانی.  ناونگ: اَبرو، کمان ابرو</description>
                <category>moinapril</category>
                <author>moinapril</author>
                <pubDate>Tue, 24 Sep 2019 17:35:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاهم و وزیری</title>
                <link>https://virgool.io/@moinapril/%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%85-%D9%88-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%DB%8C-snigxg28pipo</link>
                <description>شاهی هستم در صفحه‌ی شطرنج زندگی. وزیری هستی در آن‌سوی میدان.قانون شکنم؛ قصد حذفت ندارم. در کمینی، در جستجوی فرصت.با تمام فکر و چشمم تو را می‌پایم. غرورآمیز و بااکراه گام برمی‌داری. سراپا نگاه می‌شوم. گوشه چشمی نظر نمی‌کنی.ساکن جای خود می‌شوم. چرخی خرامان می‌زنی. کیش تو می‌شوم. خنده بر لب می‌زنی.از خود پریشان می‌شوم. خنجر به قلبم می‌زنی. مات تو می‌شوم. تسخیر جانم می‌کنی. بهتر از این نیست پایانی: مات توام و از این به بعد نیست جریانی.Credit: Rainer Zapka / EyeEm (gettyimages) </description>
                <category>moinapril</category>
                <author>moinapril</author>
                <pubDate>Thu, 19 Sep 2019 17:30:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آبی بتابید...</title>
                <link>https://virgool.io/@moinapril/%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AF-hg7gsxijqv0k</link>
                <description>آبی بتاب ای آف‌تاب، نورِ گرمابخشِ روشن‌گر هست در جوارم. آبی بتاب ای مه‌تاب، مه‌روی تابانِ مجنون‌ساز هست در کنارم. آبی بتابید... تا در قدم‌پیمایی‌های زیر قطراتِ آسمانیتان... رویِ گلِ یار شکوفا و عطرآگین شود.بوی نمِ موهایِ خیسِ یار، پریشانم کنندو غنچه‌لبخند او وا شود و جهان پر از قهقه‌ شود. غنچه در باران - فرانسه gettyimages</description>
                <category>moinapril</category>
                <author>moinapril</author>
                <pubDate>Wed, 18 Sep 2019 16:36:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایران دیگه جای من نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@moinapril/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-d8c5nuw6oqgi</link>
                <description>ایران دیگه جای من نیست. دیشب من رو به جرم بت پرستی گرفتند. شک ندارم ذره ذره همه رو می گیرند.یکشنبه شب هم وقتی داشتم با یارِ دلربا قدم میزدم، ما رو به جرم مستی گرفتند. دلیلشم حالت خاص چشاش و نگاهشه.بعید میدونم کسی با دیدن تو، تو رو مجرم ندونه. و چشات رو ببینه و بت پرستِ مست نشه.برداشت آزاد از غزل 148 حافظ:یارم چو قدح به دست گیرد ¶¶¶ بازار بتان شکست گیردهر کس که بدید چشم او گفت ¶¶¶ کو محتسبی که مست گیرددر بحر فتاده‌ام چو ماهی ¶¶¶ تا یار مرا به شست گیرددر پاش فتاده‌ام به زاری ¶¶¶ آیا بود آن که دست گیردخرم دل آن که همچو حافظ ¶¶¶ جامی ز می الست گیردحافظ</description>
                <category>moinapril</category>
                <author>moinapril</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2019 01:52:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودمون و تجربه‌هامون رو بنویسیم تا پیشرفت کنیم.</title>
                <link>https://virgool.io/@moinapril/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%87%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-j5qge0boafko</link>
                <description>فکر کنم هممون از خوندن متون ترجمه، خشک و ماشینی بیزاریم. پس بهتره از خودمون و با زبان خودمون بنویسیم. اما باید چکار کنیم؟در مرحله‌ی اول به‌نظرم مهم نیست درمورد چه موضوعی می‌نویسیم. چون متاسفانه اونقدر محتوای مفید و کاربردی توی محیط وب فارسی کم است که قدرت انتخاب زیادی در محیط فارسی وجود نداره.منظور از محتوای مفید و کاربردی فارسی چیه؟در مرحله‌ی اول، هر تجربه‌ی شخصی مفید و کاربردیه.یکی از مهم‌ترین علت‌هایی که میگن تاریخ بخونید اینه که ما اقدامات قدیمی‌ها رو بدونیم، اشتباهاتشون رو انجام ندیم، از تصمیمات درستشون آگاه بشیم و بتونیم توی زندگی خودمون بهره ببریم. درواقع به جای تکرار گذشته‌ها، پا روی شونه‌های اون‌ها بذاریم و زاویه‌ی دیدمون رو گسترش بدیم. در نتیجه بتونیم جهان رو فراتر و بهتر از اون‌ها ببینیم و درک کنیم.مهم نیست موضوع نوشته چی باشه. چون می‌تونیم با استفاده تجربه‌های شخصی و تجربه‌های زندگی افراد، بر اساس نیاز خودمون برداشت‌های مختلف و دلخواهمون رو انجام بدیم. و در واقع بدون انجام کاری، تجربه کسب کنیم.مثلا ممکنه یک نفر درمورد روابط کسب و کارش حرف بزنه، اما ما بتونیم اون رو به روابط شخصی تعمیم بدیم. یک نفر ممکنه درمورد «هنر جنگ» (سان تزو) حرف بزنه، اما ما بتونیم توی کسب و کارمون ازش استفاده کنیم.می‌نویسم، بنویس؛ بنویسید، می‌نویسیمنوشتن سخته. سختترین قسمتش شروع نوشتنه.پس همین الان شروع به نوشتن کن. لازم نیست یک متن و سخنرانی غرا انجام بدی.دو سه تا پاراگراف کافیه. حتی یک پاراگراف هم کافیه. حتی یک جمله هم خیلی خوبه. فقط کافیه به توییتر فکر کنید. بعضیا فقط یک جمله و عبارت می‌نویسند. توییتر محدودیت 280 کاراکتر داره.درمورد چی بنویسیم؟#هرچه دل تنگت می‌خواهد بنویس.آیا شما توی زندگیتون هیچ خاطره‌ای ندارید؟آیا شما توی زندگیتون از هیچ فعل و انفعالی خوشتون نیومده؟آیا شما فکر نمی‌کنید درمورد یک خرید، سفر، مدرسه، کتاب و هرچیز #تجربه دارید؟مطمئن باشید خیلی‌ها از خوندن نوشته‌ها و تجربه‌های شخصی دیگران لذت می‌برند؛ درس یاد می‌گیرند.نویسندگی برای نویسنده فایده‌ای هم داره؟از هر نویسنده‌ای در هر موضوعی که سوال کنید، میگن نوشتن و نویسندگی باعث پیشرفت چند بعدی و چند وجهی میشه.ساده‌ترین و اولین مزیت نوشتن خودشناسی است. شاید واژه‌ی خودشناسی کمی قلبمه و ثقیل باشه. ساده‌ترین تعریفی که الان به ذهنم میرسه: خودشناسی یعنی بفهمی کی هستی؟ چی میخواهی؟ از چی خوشت میاد؟ از چی بدت میاد؟ از چی لذت میبری؟ از کیا متنفری؟آیا کسی خودمون یا نوشته‌هامون رو مسخره نمی‌کنه؟ نوشته‌هامون ساده نیستن؟خودم این مشکل رو ندارم. چون به نظرات این‌چنینی کمتر اهمیت می‌دم.اما قبلش به این جمله فکر کن:«اگر بدانید مردم هزاران بار بیشتر به یک سردرد معمولی خود اهمیت می‌دهند تا به خبر مرگ من و شما، دیگر نگران نخواهید شد که درباره‌ی شما چه فکری می کنند! (دیل کارنگی)»پس اصلا نگران نباش درمورد نوشته‌ات چی فکر می‌کنند. باور کنید وسط این همه نوشته و اطلاعات زیاد، کسی فردا یادش نمیاد شما کی بودید و چی نوشتید. فقط اگر نوشتتون مفید و کاربردی باشه، حظ می‌کنند، تعریفتون رو می‌کنند و احتمالا فالوتون می‌کنند. و هم به اون‌ها کمک می‌کنید و هم باعث پیشرفت خودتون میشید.نوشته‌های ما رو کی می‌خونه؟من :). بالاتر هم گفتم. علاوه بر من، خیلی افراد دیگه‌ای هم هستن نوشته‌های شما رو بخونن.در واقع خیلی‌ها هستن دوست دارن به جای خوندن ترجمه‌های ناقص و بدردنخور تجارب شخصی ایرانی‌ها رو بخونه. ترجمه‌هایی که حتی ممکنه با ما شهروندان ایرانی کاملا مطابقت نداشته باشه.الان که ویرگول یه محیط مناسب و رایگانی فراهم کرده، لطفا بنویس.خودم اولین فالورت میشم؛ به‌شرطی که از خودت، تجربه‌ات، دانشت باشه.این اولین نوشته‌ی من توی ویرگوله. دوست دارم بیشتر بنویسم. باید اعتراف کنم، خونده شدن مهمترین عاملیه که میتونه اشتیاقم رو زیادتر کنه و بیشتر ترغیب بشم. فناوری اطلاعات، ادبیات (داستان، شعر، دلنوشته) بالاترین اولویت و علاقه‌ام هست.</description>
                <category>moinapril</category>
                <author>moinapril</author>
                <pubDate>Wed, 04 Sep 2019 14:41:01 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>