<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مژگان شفاعتی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mojhganshefaati</link>
        <description>روزنامه نگار،طراح و صفحه آرای صفحات روزنامه و مجله</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 11:51:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/179232/avatar/ZVxv2g.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مژگان شفاعتی</title>
            <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از الان بچه ات رو “یتیم” کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%86-xaz589ragfmh</link>
                <description>مژگان شفاعتیبا خواندن این تیتر مطمئنم که در دلت کلی بد و بیراه می گویی که این چه حرفی است؟! خودت یتیم بشوی الهی!واقعیت این است که بسیاری از انسان ها یتیمی را تجربه کرده اند اما به دو صورت؛ شاید  به نظر شما مساله را پیچیده می گویم و یا می نویسم ، ولی در اصل اینطور نیست!یک نوع یتیمی، همان است که همه دیر یا زود آن را تجربه می کنند؛ واقعیت تلخی که هر کدام از ما برای کنار آمدن با این واقعیت تلخ، لحظات سخت و جانکاهی را سپری کرده و خواهیم کرد.اما نوع دیگر یتیمی این است که “خودت، بچه ات را یتیم کنی”!نگران نباشید، موضوع خدای نکرده جنایی یا کُشت و کُشتار نیست؛ در این نوع یتیمی پدر و مادر، فرزندان خود را زودتر از داشتن نعمت بزرگ والدین محروم می کنند. البته نه به معنای واقعی، بلکه برای ورود آنها به اجتماع و دنیای کسب و کار!در شرایط اقتصادی و اجتماعی و… کنونی دل شیر می خواهد، فرزند دلبندتان وارد دنیای کار کنید و تا برگشتنش به خانه دلتان هزاران هزار بار بلرزد.متاسفانه پدرها و مادرهای زیادی هستند که به اجبار و به دلیل شرایط بد اقتصادی خانواده، فرزندان را از سن کم وارد بازار کار می کنند؛ کودکان کار اگر چه با قد کوچک شان نان آور خانه هستند ولی شاید اگر شرایط خانوادگی و اقتصادی بهتری داشتند، می توانستند به جای کار آن هم در ساعات طولانی از دوره کودکی لذت بیشتری ببرند.دوره نوجوانی، بهترین دوره وارد شدن به اجتماع و شروع تجربه های تلخ و شیرین اجتماعی است.اگر فرزندتان را دوست دارید، اجازه دهید دور ماندن از شما (یتیمی) را برای کار در طی روز چند ساعتی، البته با نظارت از راه دور، تجربه  کرده تا خودشان از نزدیک با دنیای واقعی دست و پنجه نرم کنند.روی این اصل به فرزندان در زمان تحصیل اجازه کسب درآمد بدهیم تا در آینده نام آنها در لیست تحصیل کرده های بیکار ندرخشد!حتما می گویید با شرایط اقتصادی و گرانی های سرسام آوری که در جامعه وجود دارد، پدرها و مادرها و یا یکی از آنها بیکار هستند، حالا از کجا برای فرزندانشان شغلی نان و آبدار پیدا کنند؟!با خواندن زندگینامه بسیاری از افراد سرشناس ایرانی و خارجی متوجه می شوید که فقر و نداری، تعداد زیاد فرزندان، زندگی در محله پایین شهر، محرومیت از تحصیل و بسیاری از عوامل دیگر مانع نشد تا این افراد در همان سطح از زندگی که داشتند، باقی بمانند؛ آنها تلاش کردند، شکست خوردند و بارها “نه” شنیدند. به دفعات زیاد اخراج شدند. بارها پروژه آنها رد شد و بارها به دلایل سلیقه شخصی از کار و تحصیل و…  باز ماندند؛ اما نا امید نشدند و بازهم دست به کار شدند.اصلا خودتان را یادتان رفته است!مگر از روز اول همه چیز بلد به دنیا آمده بودید و به همه امور آشنایی کامل داشتید؟!در اقصی نقاط جهان کار آفرین هایی وجود دارند که در سن کم موفق به راه اندازی بازار کار شده اند. به طور مثال “مارک زاکربرگ” مؤسس فیسبوک در سن ۲۰ سالگی موفق به راه اندازی سرویس شبکه اجتماعی آنلاین شد.یکی دیگر از کار آفرینان میانسال و سرشناس در جهان “رید هافمن” است. هافمن در سن ۳۵ سالگی شرکت لیکندین را به عنوان سرویس شبکه اجتماعی تجاری و اشتغال محور آمریکایی تأسیس کرد.علاوه بر این “جیمی ویلز” در ۳۵ سالگی بنیاد ویکی پدیا را بنیان گذاری نمود.…پدر و مادر گرامی! چه واقعیت را بپذیرید و چه نپذیرید در نهایت تاسف باید گفت که شما همیشه و تا ابد کنار فرزندانتان نیستید! پس بیایید تا فرصت هست، راه درست را “شما” بله دقیقا خود شما، نشانشان بدهید؛ اینکه والدین با نخوردن ها، نپوشیدن ها و در نهایت زندگی نکردن خودشان برای فرزندان، زندگی نسبتا مرفه ای ترتیب داده اند تا در آینده از آنها به عنوان پدر و مادری دلسوز و آگاه نام ببرند و با شنیدن صدای سوت و هورای دیگران در دلشان قند آب شود که چه  بلاهایی را به جان خریدند تا فرزندشان دست به سیاه و سفید نزند، کاری از پیش نمی رود.اگر در میانسالی از درد زانو ، دیسک کمر و ناراحتی قلبی ناشی از کار و تلاش شبانه روزی  پیش فرزندانتان آه و ناله کنید و به جای “تشکر” بشنوید: وظیفه تان بوده و می خواستید نکنید، اصلا و ابدا تعجب نکنید، چون شما نخواستید که آنها دست به کار شوند!به فرزندانتان با توجه به استعدای که دارند، اجازه کار کردن بدهید و بگذارید در کنار خود شما که مسلما دلسوزترین هستید، پا به دنیای کسب و کار و در آمد بگذارند.اگر هزینه های سنگین زندگی اجازه نمی دهد که علاوه بر هزینه تحصیل فرزندان برای آموزش در زمینه ای که استعداد دارند نیز دست به جیب شوید، زمانه، زمانه “اینترنت” است و در بسیاری از شبکه های اجتماعی آموزش های رایگان در هر زمینه ای و برای هر استعدادی وجود دارد و شما می توانید اجازه دهید فرزندانتان از این آموزش ها  با توجه به علاقه و استعداد مورد نظرشان استفاده کرده و کسب وکار اینترنتی خود را راه اندازی کنند.در خاتمه امیدوارم در آینده ای نزدیک نام زیبای فرزند دلبند شما هم بعنوان یکی از کارآفرینان برزگ کشورمان بدرخشد.</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Apr 2024 13:03:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مردمانی که به جای «دانه درشت‌ها» مجازات می‌شوند</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-upcd5ced3mdu</link>
                <description> مژگان شفاعتیقبل از روی کارآمدن دولت رئیسی، بسیاری از سیاسیون، احزاب و جریانات همسو، از بازگشایی دروازه‌های بهشت و عدالت به روی مردمانی خبر می‌دادند که طی سال‌های گذشته، فقط توصیف آن را شنیده بودند و حال که عمر دولت به یک‌سال نزدیک می‌شود، مردم نه تنها راه بهشت را گم کرده‌اند بلکه؛ برای رهایی از جهنمی که مسئولین برایشان ساخته‌اند، راه چاره‌ای نمی‌یابند.دولتی که بر طبق گفته دولتمردانش، قرار بود  کبوتر عدالت پر کشیده از سفره، درآمد، معیشت، زندگی و … را دوباره جلدشان کند،  نه گفته‌هایش و نه رفتارش همانی از آب درآمد که می‌گفت و در بوق و کرنا می‌کرد.رئیس دولت و وزرایش هر روز از در باغ سبز و میوه‌های شیرینش گفتند اما؛ وقتی در باغ مورد نظر باز شد، نه تنها از میوه شیرین اثری نبود بلکه مردم را مقصر دانستند که تلاش‌های آنان ثمر نداده است!این روزها به گفته دولتمردان، سرشان خیلی شلوع است. آنقدر شلوغ که صدای خرد شدن استخوان‌های مردمی که می‌گویند – برای رفاهشان از خواب و خوراکشان زده‌اند – را نمی‌شنوند.دولتمردان ادعا دارند کاری می کنند کارستان! آنها این روزها مشغول “جراحی اقتصادی” هستند. همان اقتصادی که با دست‌های خودشان و با بی توجهی به نظرات متخصصین و اهل فن، به کما رفته ولی آنها دم از اقدام شجاعانه‌شان می‌زنند، فارغ از آگاهی کامل از تبعات آن برای اقشار مختلف مردم.آنها بر این باورند که با حدف ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی، دست دانه درشت‌ها را برای  قاچاق و فساد بیشترشان، قطع خواهند کرد ولی؛ عملا کسانی که دستشان قطع شده، تولید کنندگان و مردمانی هستند که به جای دانه درشت‌ها مجازات می‌شوند.سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا دانه درشت‌هایی که طی این سال‌ها در اثر بی توجهی و گاه چشم‌پوشی‌ها و «شتر دیدی ندیدی» همان‌هایی که قرار گذاشته‌اند و قسم خورده‌اند که امانتدار بیت المال باشند، بارشان را در کشور و خارج از کشور  بسته‌‌اند، به  تریج قبایشان هم بر می‌خورد که قیمت دلار به کهکشان برسد؟!.با حذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰ هزار تومانی، میدان تاخت و تاز سرمایه‌داران وسیع‌تر خواهد شد و بازار در مشت همان‌هایی خواهد بود که برای رسیدن به این نقطه، سال‌ها خون مردم را در شیشه کرده‌اند.افرادی که از ارز ۴۲۰۰ تومانی سوء استفاده کرده و کالاهای غیر ضروری را به کشور وارد کرده‌اند، هم تعدادشان و هم اسامی شان معلوم و مشخص است. چرا دولت دست این افراد را از چرحه اقتصاد کشور کوتاه نمی‌کند؟!.چرا به جای مبارزه با این چرخه معیوب که اتفاقا برای دولتمردان، نام‌هایی آشنا هستند، کمر به نابودی تولیدکنندکان و مردم بسته اند. ارز ۴۲۰۰ تومانی را افراد دیگری حیف و میل کرده اند، عواقبش را باید مردم متحمل شوند؟!.همان مردمی که  با افزایش چندرغاز حقوق و دستمزدشان تا می‌آیند نفس راحتی بکشند، با افزایش قیمت‌های سرسام آور و بدون نظارت قیمت کالاهای اساسی و خدمات متعدد مواجه شده و کاسه‌‌ی‌چه کنم‌چه‌کنم‌شان لحظه‌ای از دستشان نمی‌افتد.دولتمردان خیال خودشان را راحت کرده‌اند که با  حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی  از رانت‌ها، جلوگیری خواهند کرد ولی؛ از گرانی‌های سرسام‌آوری که  ایجاد کرده‌اند، غافل مانده‌اند. همان گرانی‌هایی که بالای سرش کلاهی به نام “برای گزارش گرانفروشی با ۱۳۵ تماس بگیرید” هم گذاشته‌اند. شماره تماسی که ساعت‌ها بوق آزاد می‌زند و کسی هم جوابگو نیست.از نظر مردم،اقدام دولتمردان آن زمان شجاعانه به حساب می‌آید که  بانیان وضع موجود، آقازاده‌ها و نجومی‌بگیرانی که اتفاقا ریشه‌های عمیقی در ساختارهای تصمیم‌گیری داشته و خیال رها کردن صندلی‌های قدرت بادآورده از پدران و مادرانِ مسئول، نماینده، وزیر و … را ندارند، هم‌سطح مردم زندگی کنند.</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Wed, 06 Mar 2024 09:01:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا برخی از کادر درمان بیمارستان حشمت رشت مسئول “نوبت فروشی” شده اند؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B4%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-%D9%86%D9%88%D8%A8%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF-rm3kndin3skd</link>
                <description>مژگان شفاعتیهمه ما برای لحظات زندگی برنامه ریزی می کنیم تا وقت تلف شده نداشته و به همه اهداف و اموراتی که حداقل طی روز برایشان زمان مشخصی در نظر گرفته ایم، برسیم و در این میان افرادی هستند که در راه رسیدن به  این اهداف و برنامه ها ما را یاری می کنند.البته اگر خیلی خوش شانس باشیم، افرادی در این مسیر کنار ما قرار می گیرند که صادقانه تلاش کرده و حس مسئولیت پذیری داشته و به اصطلاح افراد قابل اعتمادی هستند.مسئولیت پذیری انواع مختلفی دارد که از آن جمله می توان به مسئولیت پذیری اجتماعی،  مسئولیت پذیری شغلی، مسئولیت پذیری کارکنان در سازمان و مسئولیت پذیری در کار تیمی و… اشاره کرد.در میان همه مسئولیت های اجتماعی، مسئولیت کادر درمان، پزشکان و پرستاران در همه کشورها و حتی کشورمان بیشتر است.زحمات و تلاش های شبانه روزی پرستاران، پزشکان و کادر درمان بر کسی پوشیده نیست اما گاهی در این قشر همچون سایر قشرها افرادی با ندانم کاری هایشان باعث بروز نا امیدی و سبز شدن علامت تعجب و سوال بزرگ بر پیشانی بیماران و مراجعه کنندگان می شوند!یکی از اقدامات خوب دانشگاه علوم پزشکی گیلان راه اندازی سامانه نوبت دهی و پاسخگویی تلفنی به شماره ۰۱۳۴۴۰۱ است که از این طریق بیماران بدون مراجعه حضوری به مراکز درمانی می توانند از پزشک مد نظر خود نوبت دریافت کرده تا از اتلاف وقت و هزینه رفت و آمد جهت نوبت گیری جلوگیری کنند.ولی متاسفانه این اقدام خوب توسط تعدادی(تکرار می کنم تعدادی) از افراد کادر درمان زیر سوال می رود.آنچه در ادامه می خوانید رویداد واقعی است که برای نگارنده متن اتفاق افتاده است.…ماجرا از این قرار است که برای ویزیت مادرم در درمانگاه قلب بزرگسالان بیمارستان دکتر حشمت رشت از چند روز قبل برای تاریخ ۱۲ اسفند سالجاری نوبت گرفتم؛ صبح روز مذکور به همراه مادرم راهی  بیمارستان شدیم. اقدامات اولیه پذیرش طبق نوبت قبلی انجام شد و منتظر حضور پزشک ماندیم. روند بیمارستان مذکور طی دو بار حضور( نوبت قبلی مادرم آذر ماه بود و ۱۲ اسفند برای نشان دادن آزمایش و اکو نوبت گرفتیم) اینگونه است که لیستی از افرادی که نوبت  تلفنی گرفته اند، تهیه و در اختیار مردی قرار می گیرد که پشت در اتاق پزشک روی یک صندلی می نشیند و اسامی را صدا میزند تا  بیمار وارد اتاق پزشک شده و ویزیت شود.اما قسمت ناراحت کننده ماجرا دقیقا پشت در همین اتاق اتفاق می افتد! این لیست دست نویس بیماران هر بار توسط فرد یا افرادی  از کادر درمانگاه  قلب بیمارستان  زیر و رو می شود. این افراد برای اینکه صدای بیماران و همراهشان  را در نیاورند با این عنوان که  دو لیست از اسامی بیماران وجود دارد، تلاش می کنند روی کار نادرست خود سرپوش بگذارند.در تاریخ مذکور من هم مانند همراه دیگر بیماران پشت در اتاق پزشک بودم تا نوبت مادرم شود؛  شماره نوبت ما ۸ بود و تا آن لحظه ۲ بیمار توسط پزشک پذیرش شده بودند و بیمار سوم در اتاق پزشک بود که خانمی از کادر درمانگاه بخش قلب بزرگسالان بیمارستان با کاغذی در دست به سمت مردی که وظیفه خواندن شماره و اسم بیمار را برعهده داشت رفت و به ۳ نفری که در گوشه سمت چپ در اتاق پزشک  ایستاده بودند، اشاره کرد و گفت: این اسم  بیمار شماره ۲ است و رفت. مرد شماره دهنده که ماسک هم روی صورت داشت به آن ۳ نفر که دو مرد و یک زن بودند با تکان دادن سر علامت تایید داد!از آنجایی که شماره نوبت مادرم تک رقمی بود و من نزدیک مرد خواننده شماره ها و اسم بیماران بودم،گفتم: نفر سوم در اتاق پزشک است بعد چطور این افراد شماره ۲ هستند؟!این رفتار شما چه معنایی دارد؟!مگر نه اینکه همه این بیماران از قبل نوبت گرفته اند؟ پس چرا به نور چشمی هایتان که تازه آمده و نوبت هم نداشته اند، اجازه ویزیت می دهید؟! (در سالن پذیرش این ۳ نفر آمده و خانم مذکور چند کاغذ و کارت ملی از آنها گرفت و به مسئول پذیرش تحویل داد!)مرد متصدی گفت: طبق لیستی که به من می دهند شماره و اسم ها را می خوانم؛ من مامورم و معذور!با خودم فکر کردم بنده خدا راست می گوید، او آنچه را که گفته و درخواست شده  را اجرا می کند؛ مسئولیت اصلی بر عهده همان افرادی است که به راحتی آب خوردن، چشم خود را بر واقعیت می بندند!حال سوالی که مطرح می شود این است که اگر قرار است نوبت دهی تلفنی ملاک ویزیت قرار نگیرد، چرا این سامانه راه اندازی شده است؟!اگر نوبت دهی تلفنی مبنای ویزیت در این بیمارستان است، چرا برخی از افراد کادر درمان نوبت ها را  جابجا می کنند؟!شاید درآمد به دست آمده بعضی افراد کادر درمان از” نوبت فروشی” و دریافتی های خارج از حسابداری بیمارستان به مذاقشان خوش آمده و  به اصطلاح درآمدشان بیشتر از پزشکان است!امیدواریم مسئولان بیمارستان مذکور در این راستا به فکر چاره ای عاجل باشند تا بار دیگر بیماران از مسئول لیست بیماران نشنوند که بگوید: مامور است و معذور!</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Tue, 05 Mar 2024 12:24:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فقط برای حال خوب خودم</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-obbpjwlcsojc</link>
                <description>مدتها دنبال فرصتی بودم که برای دل خودم و لحظه های ناب طراحی، باز هم برای خودم،بدون استرس تایم کم داشتن، وقت بذارم تا اینکه بالاخره دل به دریا زدم و با این خوشمزه ها رفتم سراغ افکت فانتزی و فتومونتاژ.به خودم قول میدم، بعد از این بیشتر برای خودم وقت بذارم.قولِ قول</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jun 2022 00:22:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مردمانی که به جای «دانه درشت‌ها» مجازات می‌شوند</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-hw3dpn8zsuhf</link>
                <description>مژگان شفاعتیقبل از روی کارآمدن دولت رئیسی، بسیاری از سیاسیون، احزاب و جریانات همسو، از بازگشایی دروازه‌های بهشت و عدالت به روی مردمانی خبر می‌دادند که طی سال‌های گذشته، فقط توصیف آن را شنیده بودند و حال که عمر دولت به یک‌سال نزدیک می‌شود، مردم نه تنها راه بهشت را گم کرده‌اند بلکه؛ برای رهایی از جهنمی که مسئولین برایشان ساخته‌اند، راه چاره‌ای نمی‌یابند.دولتی که بر طبق گفته دولتمردانش، قرار بود  کبوتر عدالت پر کشیده از سفره، درآمد، معیشت، زندگی و … را دوباره جلدشان کند،  نه گفته‌هایش و نه رفتارش همانی از آب درآمد که می‌گفت و در بوق و کرنا می‌کرد.رئیس دولت و وزرایش هر روز از در باغ سبز و میوه‌های شیرینش گفتند اما؛ وقتی در باغ مورد نظر باز شد، نه تنها از میوه شیرین اثری نبود بلکه مردم را مقصر دانستند که تلاش‌های آنان ثمر نداده است!این روزها به گفته دولتمردان، سرشان خیلی شلوع است. آنقدر شلوغ که صدای خرد شدن استخوان‌های مردمی که می‌گویند – برای رفاهشان از خواب و خوراکشان زده‌اند – را نمی‌شنوند.دولتمردان ادعا دارند کاری می کنند کارستان! آنها این روزها مشغول “جراحی اقتصادی” هستند. همان اقتصادی که با دست‌های خودشان و با بی توجهی به نظرات متخصصین و اهل فن، به کما رفته ولی آنها دم از اقدام شجاعانه‌شان می‌زنند، فارغ از آگاهی کامل از تبعات آن برای اقشار مختلف مردم.آنها بر این باورند که با حدف ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی، دست دانه درشت‌ها را برای  قاچاق و فساد بیشترشان، قطع خواهند کرد ولی عملا کسانی که دستشان قطع شده، تولید کنندگان و مردمانی هستند که به جای دانه درشت‌ها مجازات می‌شوند.سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا دانه درشت‌هایی که طی این سال‌ها در اثر بی توجهی و گاه چشم‌پوشی‌ها و «شتر دیدی ندیدی» همان‌هایی که قرار گذاشته‌اند و قسم خورده‌اند که امانتدار بیت المال باشند، بارشان را در کشور و خارج از کشور  بسته‌‌اند، به  تریج قبایشان هم بر می‌خورد که قیمت دلار به کهکشان برسد؟!با حذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰ هزار تومانی، میدان تاخت و تاز سرمایه‌داران وسیع‌تر خواهد شد و بازار در مشت همان‌هایی خواهد بود که برای رسیدن به این نقطه، سال‌ها خون مردم را در شیشه کرده‌اند.افرادی که از ارز ۴۲۰۰ تومانی سوء استفاده کرده و کالاهای غیر ضروری را به کشور وارد کرده‌اند، هم تعدادشان و هم اسامی شان معلوم و مشخص است. چرا دولت دست این افراد را از چرحه اقتصاد کشور کوتاه نمی‌کند؟!چرا به جای مبارزه با این چرخه معیوب که اتفاقا برای دولتمردان، نام‌هایی آشنا هستند، کمر به نابودی تولیدکنندکان و مردم بسته اند. ارز ۴۲۰۰ تومانی را افراد دیگری حیف و میل کرده اند، عواقبش را باید مردم متحمل شوند؟!همان مردمی که  با افزایش چندرغاز حقوق و دستمزدشان تا می‌آیند نفس راحتی بکشند، با افزایش قیمت‌های سرسام آور و بدون نظارت قیمت کالاهای اساسی و خدمات متعدد مواجه شده و کاسه‌‌ی‌چه کنم‌چه‌کنم‌شان لحظه‌ای از دستشان نمی‌افتد.دولتمردان خیال خودشان را راحت کرده‌اند که با  حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی  از رانت‌ها، جلوگیری خواهند کرد ولی از گرانی‌های سرسام‌آوری که  ایجاد کرده‌اند، غافل مانده‌اند. همان گرانی‌هایی که بالای سرش کلاهی به نام “برای گزارش گرانفروشی با ۱۳۵ تماس بگیرید” هم گذاشته‌اند. شماره تماسی که ساعت‌ها بوق آزاد می‌زند و کسی هم جوابگو نیست.از نظر مردم،اقدام دولتمردان آن زمان شجاعانه به حساب می‌آید که  بانیان وضع موجود، آقازاده‌ها و نجومی‌بگیرانی که اتفاقا ریشه‌های عمیقی در ساختارهای تصمیم‌گیری داشته و خیال رها کردن صندلی‌های قدرت بادآورده از پدران و مادرانِ مسئول، نماینده، وزیر و … را ندارند، هم‌سطح مردم زندگی کنند.http://www.ensafnews.com/351546/</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jun 2022 12:02:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلمات جادویی مسئولان نان و آب می‌شود؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-f65cmjgfhedx</link>
                <description>مژگان شفاعتیطی سال‌های گذشته تاکنون، مسئولان برای رفع مشکلات این کشور، راهکارهای فراوانی ارائه داده‌اند که تعدادی از آن مشکلات همچون کودکی لجباز، پاها را محکم‌تر به زمین کوبیده و نخواسته‌اند، تکانی هر چند کوتاه، به خود بدهند و تعدادی دیگر، طبق گفته‌های خودشان، عواملی همچون تحریم، تورم و … «نگذاشت که به نتیجه برسد» و آن دسته از مشکلات که در نهایت رضایت داده‌اند از مرحله «وهم و خیال» گذشته، افتان و خیزان خود را به مرز «رفع شدن» برسانند نه با دست به دعا شدن بلکه؛ با همت مسئولانی بوده که مرد عمل بوده‌اند نه گرفتار بیماری «شعار درمانی»!سال‌های زیادی است که رسیدگی و پیگیری مشکلات فقرا، بی خانمان‌ها، محرومان، شعار مسئولان بوده و البته انکار نمی‌کنیم که نتیجه این رسیدگی‌ها برای تعدادی از آنها، رضایت بخش بود ولی؛ این خوش یُمنی شامل حال همه نیازمندان، محرومان و به ویژه نیازمندان واقعی، نشده است.اینکه دولت در تلاش است با اجرای برنامه‌های متعدد، فقر را در کشور ریشه کن کند، خوب است ولی؛ سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا علیرغم تلاش‌های مسئولین گذشته و فعلی، هر روز بیشتر از گذشته، شاهد افزایش تعداد فقرا، بی‌خانمان‌ها و محرومان هستیم؟!اجرای برنامه‌های کوتاه مدت، مقطعی و گاه فراموش شده، جواب این سؤال است.اینکه هر مسئولی بیاید و در مناسبت‌های مختلف با جملات خوش آب و رنگ فریاد «وا اسفا به داد فقرا برسید» را سر بدهد و پیگیر نباشد، آیا فقر ریشه‌کن شده و می‌شود؟!در همین راستا، استاندار گیلان در تاریخ ۱۴ فروردین، طی ضرب الاجلی به ادارات کل بهزیستی و کمیته امداد گیلان یک هفته فرصت داد تا افراد فقیر و بی خانمان را شناسایی و اعلام کنند.عباسی با تأکید بر لزوم مشارکت شهرداری‌ها و فرمانداری‌ها در شناسایی این افراد، گفت: سامانه‌ای به همین منظور طراحی و بعد از ثبت نام کد ۱۰ رقمی به این افراد داده می‌شود.آقای استاندار!درهمه کشورها و از جمله کشور ما، دولت مسئول شناسایی و حمایت فقرا، بی خانمان‌ها و نیازمندان بوده و هست و اینکه طی این سال‌ها چرا و به چه علت، تعداد این افراد در کشورمان، افزایش یافته، خود داستان هزار و یک شب دیگری است.هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد که شناسایی و معرفی نیازمندان و محرومان استان پرجمعیت گیلان در مدت یک هفته به اتمام برسد.ضرب الاجل یک هفته‌ای که تعیین کرده‌اید، به پایان رسیده است. آیا در لیست ارائه شده از سوی مسئولان ادارات و دستگاه‌هایی که از آنها یاد کرده‌اید، نام و تعداد همان افرادی را می‌بینید که از سال‌های قبل برای آنها پرونده سازی شده، یا اینکه نام افراد جدیدی در لیست ارائه شده می‌بینید؟!شاید بگویید سال گذشته استاندار گیلان نبوده‌اید و اطلاعی از تعداد اضافه یا کم شده فقرا و بی خانمان‌ها ندارید که اگر خدای نکرده این‌چنین باشد، مقایسه لیست افراد در سال‌های گذشته و لیست فعلی می‌تواند راهکار حل این مشکل باشد.آقای استاندار!خودتان بهتر می دانید، گرانی‌های سرسام آور و افسار گسیخته بدون هیچ نظارتی، کمر بسیاری از خانواده‌های مستضعف و دردمند را خم کرده است. بسیاری از خانواده‌ها به لحاظ معیشتی دوران بسیار سختی را می‌گذرانند. سرپرستان بسیاری از خانواده برای تأمین حداقل‌ها، کاسه چه کنم چه کنم در دست دارند.اگر مسئولان ادارات مذکور در این راستا، زحمت تحقیق، پژوهش و بازدید میدانی به خود و کارکنان‌شان داده باشند مطمئناً می‌توانند در کاهش تعداد فقرا و سر و سامان دادن بی خانمان‌ها و رفع محرومیت‌ها، شما را یاری کنند.اگر مدیران عافیت طلب، چهار دست و پا به صندلی قدرت و منسب‌شان نچسبیده باشند و همچون روال سال‌های گذشته با ارائه آمارهای نادرست، برای مدیران ارشد، خوش رقصی نکنند، مطمئناً می‌توانید در جهت کمک به فقرا و ریشه کن شدن فقر و محرومیت حداقل در استان گیلان، به خود ببالید.آقای استاندارکلمات جادویی مسئولان، برای فقرا و محرومان، نان و آب می‌شود؟! مردم منتظر اقدامات دولتمردان در راستای محرومیت زدایی و رفع مشکلات معیشتی هستند.فقرزُدایی، رسیدگی به فقرا و تلاش برای رفع نیازِ محرومین یکی از دستورات أکید اسلام و از نکات مورد توجه رهبر انقلاب است.ایشان در این زمینه طی بیاناتی اظهار داشتند: یکی از مهم‌ترین مسائل در جامعهٔ اسلامی «رفع فقر» و «رسیدگی به فقرا و نیازمندان» است: «هر کاری در کشور صورت می‌گیرد، باید با هدف رفع فقر و محرومیت و ایجاد رونق در زندگی عموم مردم – نه بخشی از مردم و قشرهای خاص – باشد. در چنین فضایی است که مردم می‌توانند به اهداف والای نظام اسلامی – یعنی معنویت و تکامل روحی و تعالی اخلاقی – دست پیدا کنند.»علی رغم همهٔ تلاش‌هایی که در سال‌های پس از انقلاب اسلامی در جهت تأمین عدالت اجتماعی و رفع فقر انجام شده هنوز اقشار زیادی با مشکلات اقتصادی و معیشتی روبرو هستند: «انسان وقتی به متن جامعه می‌رود، می‌بیند که در خود تهران و شهرهای بزرگ – حالا چه برسد به جاهای دوردست – انصافاً افراد ضعیف زیادند؛ کسبهٔ ضعیف، دستفروشان، مشتغلان به مشاغل کم‌اهمیت و احیاناً کاذب، خانواده‌های پرجمعیت و کم‌درآمد، و محرومیتهای بسیار بالا؛ واقعاً اینها در جامعهٔ ما وجود دارد و همهٔ اینها برخلاف مقاصد انقلاب است؛ اصلاً انقلاب برای این بود که اینها برداشته و برافکنده بشود.» و رسیدگی به مشکلات این اقشار از آنجایی اهمیت دوچندان می‌یابد که: «قشر محروم مردم، بلندگو و تریبون ندارند.»آقای استاندار!شناسایی محله‌های فقیر نشین، کارسختی نیست. آیا تاکنون مسئولی سرزده، بدون حضور رسانه‌ها و دوربین‌های متعدد به سراغ این افراد رفته و پای درد دلشان نشسته است؟!شناسایی نیازمندان، محرومان و بی خانمان‌ها که متاسفانه، تعدادشان کم هم نیست، بسیار ساده است اگر؛ به‌راستی هدف ریشه کن کردن فقر و محرومیت باشد، نه وانمود به کار کردن مسئولان دراین راستا و رفع مشکلات معیشتی مردم که اثراتش در جامعه بی رنگ است.</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Apr 2022 22:50:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئولانی که با نامِ «انقلابی بودنشان» نان به نرخ روز می خورند</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%90-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF-iz5mtxzheoi7</link>
                <description>مژگان شفاعتیمسئولان و مدیران کشورمان مانند سایر کشورها، بر اساس معیارها های از پیش تعیین شده که اتفاقا نوشته دست بشر است ، برای رسیدگی به امورات کشور، انتخاب می شوند.آنها مانند سایر افراد از لغزش و خطا مصون نبوده و نیستند اما؛ بعنوان مدیرانی که در راس امور کشور قرار دارند،حتی احتمال خطای آنان برای مردم قابل قبول نیست، چه رسد به آن لحظه ای که لغزش و اشتباه آنان بر اساس مدارک و اسناد موثق به اثبات برسد.مردم کشورمان نمی توانند بپذیرند افرادی که یکی از معیارهای انتخاب آنان بعنوان مدیر و مسئول این کشور، انقلابی بودن خودشان، پدر و مادر و خانواده شان بوده، سر از دالان های اختلاس درآورده و به اموال عمومی دست درازی کنند و سهم خواهی های آنان از انقلاب، پایانی نداشته باشد.با برملا شدن پرونده های مفسدان اقتصادی و اختلاسگران که بر حسب اتفاق، خودشان انقلابی بوده و خانواده ای انقلابی هم داشته اند،طبل رسوایی بعضی از مدعیان انقلاب کرده به صدا در آمد.آن تعداد از مدیرانی که با نام شهدا، جانبازان،در دست گرفتن تسبیح و ذکر زیر لب گفتن،دگمه لباس را زیر گلو بستن، چفیه بر سر گذاشتن در مراسمات و ... به دنبال تصرف صندلی قدرت بوده اند ، نه خدمت به مردم،مطمئنا رشادت های انقلاب کرده های راستین را از ذهنشان بیرون کرده اند .همان مدیرانی که دغدغه مردم را بر لب دارند اما؛ از همین دغدغه ها، پلکان ترقی ساخته اند برای طی کردن هر چه سریعتر در پست های مهم کشور.مسئولان عافیت طلبی که طاقت شنیدن &quot;بالای چشمت دو ابروست&quot; را ندارند و با شنیدن انتقاد منصفانه، به جای در پیش گرفتن راه درست، لباس رزم&quot; تلافی&quot; را بر تن کرده و گرز آهنین&quot; حق با من است&quot; را بر سر منتقدان وارد می کنند.آیا آنهایی که در صف اول مراسمات، حضور داشته وفریاد مرگ بر استکبار جهانی سر می دهند و نطق های استکبار ستیزی شان،گوش فلک را پر کرده است ولی؛ فرزندان و خانواده شان در همان کشور استکباری، زندگی تجملاتی دارند را می توان مسئول انقلابی نامید؟!. مگر اینکه آن کشورها،کشورهای استکباری نباشند یا این مسئولان، اهداف و آرمان های انقلاب و خون هزاران شهید را نادیده گرفته باشند، بخاطر آینده فرزندان و خانواده!.آیا مدیرانی که به برکت سفره انقلاب، بیش از چندین خانه در پایتخت و ویلاهای مجلل در استان های خوش آب و هوای کشور دارند، می توانند درد مردم بی خانمان، هزینه سرسام آور مسکن، هزینه اجاره خانه و ... را درک کنند؟!.مدیرانی که به واسطه پست های مدیریتی، به مردم فخر فروخته و خود را تافته جدا بافته از همه دانسته و دخالت در اموراتی که حتی کوچکترین تخصص و تجربه ای در آن ندارند را حق مسلم خود می دانند،آیا انقلابی هستند؟!.مسئولانی که با نامِ &quot; انقلابی بودنشان&quot; نان به نرخ روز می خورند، همان هایی هستند که چنانچه کسی یا کسانی خطایشان را به آنها متذکر شود با هزاران ترفند آنها را&quot; به انقلابی نبودن و همدستی با معاندان انقلاب&quot; متهم می کنند تا خود تبرئه شوند.البته نباید و نمی توان خدمات ارزشمند انقلابیون بی ادعا و خالص را طی سال های قبل و بعد از پیروزی انقلاب تا به هم اکنون، نادیده گرفت.همان هایی که در بحران های مختلف کشور، به دور از تریبون های تبلیغاتی خبرگزاری ها و فلش های دوربین سایت های خبری، وارد میدان شدند و خالصانه در کنار مردم و برای مردم تلاش کردند تا از دردهایشان بکاهند.همان هایی که نه بادیگارد دارند و نه ماشین لوکس سوار می شوند.خانه ، سفره ، خوراک، پوشاک و سبک زندگی شان مانند اقشار کم درآمد جامعه است. همان هایی که برای یاری رساندن به خلق خدا، سر از پا نمی شناسند.انقلابیونی که کوچکترین علاقه ای برای تصاحب پست های مدیریتی نداشته و ندارند و حتی نام و نشانی از خود به جا نگذاشته اند، تا مبادا اجر معامله شان با خدا از بین برود و صد افسوس که تعدادشان انگشت شمار است.انقلابی بودن و انقلابی ماندن به حرف، ادعا، کارت بر سینه سنجاق کردن و ... نیست. انقلابی بودن شاخص ها و معیارهای دارد که از سوی رهبر بیان شده و آنهایی که از گردونه این معیارها خارج شده اند ، خود بهتر می دانند که نان انقلاب را می خورند و برای خود نام می سازند.در همین راستا لازم است بیانات رهبر انقلاب در خصوص مشخصات انقلابیون واقعی را بخوانید:به مناسبت سالروز قیام تاریخی مردم تبریز در ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶، رهبر انقلاب در ارتباط تصویری با جمعی از مردم آذربایجان طی بیاناناتی به مسائل مختلف از جمله مدعیان دلبستگی به انقلاب اشاره کرده و اظهارنظر بعضی از افراد مدعیِ دلبستگی به انقلاب مبنی بر دور شدن انقلاب از اهداف را صادقانه ندانست و اضافه کرد: کسانی که زندگی و مشی اشرافی دارند یا دم از تسلیم در مقابل استکبار و آمریکا می‌زنند، نمی‌توانند مدعی پایبندی و دلبستگی به انقلاب باشند،چرا که شعار انقلاب حمایت از پابرهنگان و محرومان، و مقابله با استکبار است و بیان این حرفها از آن افراد قابل قبول نیست. https://gilkhabar.ir/477767</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Mar 2022 04:50:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آقای معاون وزیر جهاد کشاورزی؛افزایش قیمت نان صحت دارد،شما خبر ندارید!</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D8%AD%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-igiou2vrvfw8</link>
                <description>مژگان شفاعتیمتن خبری که امروز در یکی از خبرگزاری ها خواندم،چند دقیقه ای مرا به فکر واداشت. متن خبر را بهتر است شما مخاطبین محترم که هر روز برای خرید مایحتاج خانه از جمله&quot; نان&quot; وقت می گذارید ،هم بخوانید.معاون وزیر جهاد کشاورزی خبر داد؛افزایش قیمت نان صحت ندارد/در هیچ استانی مشکلی در تامین نان نداریممعاون وزیر جهاد کشاورزی افزایش قیمت نان را تکذیب کرد و گفت: در هیچکدام از شهرستان‌ها و استان‌های کشور مشکل کمبود نان نداریم.یزدان سیف، مدیرعامل شرکت بازرگانی دولتی ایران و معاون وزیر جهاد کشاورزی در گفتگو با خبرنگار مهر مطالب مطرح شده درباره کمبود نان در برخی استان‌های کشور و مشکل در روند توزیع آرد را رد کرد و گفت: این مباحث صحت ندارد.وی با بیان اینکه مشکلات ایجاد شده در ایرانشهر به دلیل توقف چند روزه فعالیت یکی از کارخانجات مهم آرد در این شهرستان متأثر از اختلاف شرکا بوده است، افزود: افزایش قابل توجه تعرفه و نرخ حمل ناوگان جاده‌ای از دیگر دلایل این مساله بوده که خوشبختانه با تدابیر اندیشیده شده، این مشکل رفع شده و همه چیز به روال عادی برگشته است.سیف با تاکید بر اینکه هیچ‌گونه کمبود نان در این شهرستان و شهرستان‌های دیگر کشور نداریم، تصریح کرد که روال پخت نان در خبازی‌های سراسر کشور عادی است.وی همچنین افزایش قیمت نان را نیز تکذیب کرد و گفت: مردم اصلاً نگرانی در این زمینه نداشته باشند.آقای معاون وزیر کشاورزی!شاید در منطقه ای که شما و دیگر مسئولان زندگی می کنید، نان گران نشده و اصلا برای &quot; دولتمردان&quot; افزایش قیمت نان با توجه به حقوق های بالایی که می گیرند، به چشم نیاید.اما برای مردمی که هشت شان گرو نه شان است، حتی افزایش قیمت 100 تومانی نان و دیگر اقلام معیشتی مورد نیاز، یعنی حساب کتاب شان دیگر درست از آب در نمی آید.برای دولتمردانی با حقوق های نجومی،غم هزینه اجاره خانه عقب مانده قابل درک نیست. همان مسئولانی که زمان انتخابات از درد های مردم می گویند و بعد از روی کار آمدن، فراموشی و تکذیب از راهکارهای پیش روی آنهاست.همان مسئولانی که غم &quot; نان&quot; ندارند، غم &quot; نام&quot; دارند که مبادا فلان پست مدیریتی را نتوانند به چنگ آورند.نکند نتوانند با استفاده از قدرت قوم و خویشی و فامیلی بر مسند قدرتی که در نظر گرفته اند، تکیه بزنند.آقای معاون وزیر کشاورزی!در استان گیلان از تاریخ 11 دی ماه 1400 قیمت نان افزایش یافته است و با این افزایش قیمت نه تنها نان ها از شرمندگی کوچکتر شده اند بلکه؛ وزن شان هم با کاهش مواجه شده است.عادل محمدی، رئیس اتحادیه نانوایان گیلان از افزایش قیمت نان در این استان خبر داد و گفت: قیمت‌های جدید از شنبه در همه نانوایی‌های گیلان اعمال می‌شود.او با اشاره نرخ جدید نان در گیلان اظهار داشت: بر اساس مصوبه ستاد تنظیم بازار قیمت انواع نان یارانه‌ای کامل بر اساس نرخ جدید مصوبه تنظیم بازار، نان بربری با وزن چانه ۵۲۰ گرم هزار و ۳۰۰ تومان، لواش با چانه ۱۵۰ گرمی ۳۵۰ تومان، نان سنگک با چانه ۵۷۰ گرم هزار و ۵۰۰ تومان، تافتون ۲۵۰ گرمی ۶۰۰ تومان تعیین شده است.رئیس اتحادیه نانوایان گیلان تصریح کرد: قیمت انواع نان غیریارانه‌ای آزادپز نیز برای نان بربری با وزن چانه ۶۰۰ گرم هزار و ۸۰۰ تومان، لواش با چانه ۱۵۰ گرمی ۴۲۰ تومان، نان سنگک با چانه ۶۳۰ گرم ۲ هزار تومان، تافتون ۲۵۰ گرمی ۷۰۰ تومان تعیین شده است.آقای معاون وزیر کشاورزی!از قدیم گفته اند&quot; هرچقدر پول بدی همان قدر آش میخوری&quot; ولی؛ در این کشور گویا هر چه قدر قیمت ها افزایش یابد از کیفیت و کمیت محصولات خریداری شده کاسته خواهد شد.درست است که تکذیب کردن افزایش قیمت نان از سوی شما برای مردم، ناامید کننده است ولی چیزی که برای مردم بیشتر باعث تاسف است، بیخبر بودن شماست. حدود یکماه از افزایش قیمت نان می گذرد و شما صراحتا این خبر را تکذیب می کنید؟!.تکذیب، بی خبری و بی اطلاعی مسئولین از افزایش قیمت های اجناس روندی است که اگر همینطور ادامه یابد،باعث دلسردی بیشتر مردم این کشور می شود.همان مردمی که قوت لایموت بیشترشان با توجه به گرانی های های سرسام آور و بدون نظارت، نان است. نانی که این روزها قیمتش افزایش یافته و کیفیتش کمتر شده و به ناچار قسمت بیشتری از آن دور ریز شده است.نانواها دلایلی همچون افزایش هزینه نانوایی ودستمزد کارگران را برای به صرفه نبودن قیمت نان بیان می کنند و در این میان هم مردم ناراضی اند و هم نانواها.آقای معاون وزیر کشاورزی!مردم در کنار نگرانی های ناتمامی که در این کشور دارند، بیشتر از مسئولانی همچون شما که به راحتی دغدغه هایشان را تکذیب کرده و نادیده می گیرند، دلخور هستند.مسئولانی که غم معیشت، درمان، اشتغال، ازدواج و ...مردم را فقط در جلسات مطرح کرده و سپس به باد فراموشی می سپارند.متاسفانه زندگی اشرافی بسیاری از مسئولان کشور به گونه ای است که فاصله طبقاتی بین آنها و مردم بیداد می کند.آیا از چنین مسئولانی می توان امید رسیدگی و پیگیری دردهای بی انتهای مردم را داشت؟!.تکذیب کردن واقعیت های تلخی که نشات گرفته از تصمیمات مسئولان است، راهگشا نیست. https://gilkhabar.ir/476933</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jan 2022 20:38:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«غیر مسئولانی» که سبب نامه نویسی به رئیس جمهور می شوند</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%A8-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-r6qixiv6fw0m</link>
                <description>مژگان شفاعتیاکثر خبرگزاری ها ، سایت های کشوری وهمچنین گیلان، خبر از سفر رئیس جمهور به این استان داده اند و آنطور که در خبرها آمده روز جمعه 8 بهمن، مسئولان و مردم، پذیرای رئیسی در استان سرسبز گیلان خواهند بود.سفرهای مقامات کشوری به استان ها، اتفاق تازه ای نیست و در همه دولت ها این روند،ادامه داشته و خواهد داشت.اما یکی ازاقداماتی که توسط مردم در این سفرها از سال های گذشته تاکنون مرسوم شده،&quot; نامه نویسی به رئیس جمهور&quot; است.نامه نویسی و نوشتن درد دل های مردم، به خودی خود، نه تنها بعنوان معضل و مشکل در نظر گرفته نمی شود بلکه ؛بعنوان یک راه ارتباطی قابل قبول هم هست. ولی زمانی این راه ارتباطی می تواند، بعنوان مشکل و معضل مطرح شود که نامه نگاری به رئیس جمهور تنها راه حل، برای بیان مشکلات مردم استان ها در نظر گرفته شود.سوالی که مطرح می شود این است که چرا مردم استان ها به رئیس جمهور نامه می نویسند و عاقبت این نوشته ها و درخواست های مکتوب چه می شود؟!.مگر نباید یک روز در طول هفته، درِ اتاق مسئولان استانی بر روی مردم باز باشد تا به راحتی و به دور از هر گونه تشویش و اضطراب، مشکلاتشان را مطرح و راهکارهای لازم را از همان مسئول دریافت کنند؟!.مگر نه اینکه مدیر و مسئول روابط عمومی ادارات متعدد استان ها و به ویژه استان گیلان در بوق و کرنا می کنند که رئیس و مدیر فلان اداره با تشکیل &quot;میز خدمت&quot; کنار مردم و برای رفع مشکلاتشان از هیچ تلاشی دریغ نکرده است؟!.چگونه است که مسئولان این استان در دیدارهای &quot;مثلا ناگهانی و بی خبر&quot; مشکلات را دیده و ضرب العجل تعیین کرده اند برای رفع هر چه زودتر مشکلات ولی؛ از رفع آن خبری نسیت که نیست؟!.اراده جدی برای رفع مشکلات، حلقه گم شده مدیران استانی و کشوری است.مسئولانی که&quot; شعاردرمانی&quot; پیشه کرده اند برایشان بسیار سخت است که پا در جاده عمل بگذارند و ادامه این روند مسئولان، سبب نامه نویسی مردم به رئیس جمهور می شود.نوشتن نامه از سوی مردم، تازه شروع روندی زمانبر است. خواندن نامه ها توسط افراد،طبقه بندی مشکلات مطرح شده و در نهایت ارجاع نامه ها جهت پیگیری به استان مورد نظر یعنی روز از نو و روزی از نو. یعنی مشکلی که باید در استان حل می شد ولی در اثر سهل انگاری و کم توجهی مسئولان استان لاینحل باقی مانده بود.دیدن مردمی که از ساعت ها قبل در مسیر حرکت کارناوال استقبال رییس جمهور و هیات همراه می ایستند تا مگر بتوانند دردنامه های خود را به او تحویل دهند، گویای این است که مسئولان آن استان نتوانسته اند با مردم ارتباط درستی داشته ونمی توانند برای برون رفت از مشکلات موجود، چاره ای درست بیاندیشند و به همین علت، مردم راه دیگری جز نامه نوشتن و استمداد از رئیس جمهور نمی بینند .این زنگ خطری است که از سالها ی قبل نواخته شده ونه تنها هیچ گوش شنوایی نیست بلکه؛ مسئولان استانی و کشوری با دلی خوش و لبی خندان خبر از دریافت تعداد 100 هزار و حتی بیشتر نامه های مردم می دهند.در حالیکه تعداد زیاد &quot;نامه های استانی&quot;، نشانه نارکارآمدی مسئولان همان استان است.آیا دریافت درد نوشته های مردم راهکار درستی است؟. قاب عکس مردم نامه به دست در سفر رئیس جمهور به استان ها، پیام های واضح و روشنی دارد که چنانچه مسئولی بخواهد می تواند درک کند و سر از برف غفلت بیرون بیاورد و یقین کند مسئولان آن استان کارآیی لازم را ندارند، که اگر غیر از این بود نباید شاهد مردمانی ایستاده در کنار خیابان با نامه ای در دست باشد.اگر نامه نگاری مردم در سفرهای استانی رییس جمهور به استان ها راهکاری برای حل مشکلاتشان بود، طی این سال ها باید بسیاری از مشکلات مردم برطرف می شد. آیا این اتفاق خوش را مردم به چشم دیده اند؟!.زمانیکه مردم ناامید و خسته از مسئولان استانی، راه حل مشکلاتشان را از دولت و رییس جمهور طلب می کنند، یعنی تغییر و تحولات مدیریتی درآن استان از نان شب واجب تر است.مردم استانی که با شنیدن خبر سفر رئیس جمهور به استان شان، دست به کاغذ و خودکار می شوند، با زبان بی زبانی می خواهند به رئیس جمهور بگویند تا در انتصابات استانی، دقت بیشتری داشته باشد و مسئولانی را انتخاب کند که با درایت،مشکلات را برطرف کند.نه اینکه باری بر دوش بوده ومجبور باشند مشکلات استانی را با نامه هایشان به گوش او برسانند.https://gilkhabar.ir/476850</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jan 2022 19:10:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از بین 270 اثر ارسالی به اولین رخداد رسانه ای سردار تا سردار؛مژگان شفاعتی در بخش یادداشت، رتبه سوم را کسب کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D9%86-270-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85%DA%98%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-xmldmwhbl1gn</link>
                <description>مژگان شفاعتی در بخش یادداشت، رتبه سوم را کسب کردمژگان شفاعتیاختتامیه نخستین دوره رخداد رسانه‌ای «سردار تا سردار» با معرفی نفرات برتر در سالن همایش سردار شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی بانک ملی استان گیلان برگزار شد. اختتامیه نخستین دوره رخداد رسانه‌ای «سردار تا سردار» با حضور اسدالله عباسی استاندار گیلان، مجید عزیزی، نادر حسینی، سید حسین رضویان، علیرضا تاج شهرستانی، کریمی کرنق از اعضای شورای اسلامی شهر رشت، سید امیر حسین علوی شهردار رشت، سرهنگ علی اکبر قاسمی فرمانده سپاه ناحیه مرکزی رشت، رضا ثقتی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گیلان، حجت الاسلام مهدوی مدیرکل تبلیغات اسلامی استان گیلان و جمعی از مدیران استانی و شهری با معرفی و تجلیل از نفرات برتر در بخش های مختلف برگزار شد.این دوره از رخداد رسانه‌ای «سردار تا سردار» در بخش های گزارش تحلیلی، یادداشت، تیتر، گزارش خبری و عکس خبری از تاریخ ۱۵ آذر لغایت ۱۵ دی ماه ۱۴۰۰ برگزار شد که در این مدت ۲۷۰ اثر به دبیرخانه این رخداد رسانه ای ارسال و پس از داوری آثار، با اعلام برگزیدگان بخش های مختلف به کار خود پایان داد.در این رخداد رسانه ای، زینب میرزاجانی، امیر محمد تقی زاده و آرش جوهری به عنوان نفرات اول تا سوم در بخش تیتر انتخاب شدند، همچنین منتخبین در بخش یادداشت نیز روح الله پوراسماعیلی به عنوان نفر اول، آرش جوهری به عنوان نفر دوم و مژگان شفاعتی به عنوان نفر سوم انتخاب گردیدند.سیده فهیمه هاشمی، امیر محمد تقی زاده و میثم گوهری نیز در بخش گزارش خبری به رتبه های اول تا سوم دست یافتند.بخش گزارش تحلیلی این رخداد رسانه ای بدون انتخاب برگزیده به کار خود پایان داد.در بخش عکس خبری (تک عکس) این رخداد رسانه ای ابوذر حمیدی، سید جواد میر حسینی و حمید رضا علیپور به عنوان نفرات اول تا سوم انتخاب شدند و همچنین پویا بازارگرد نیز در بخش عکس ویژه خبری (مجموعه عکس) حائز رتبه شد.در خاتمه از برگزیدگان رخداد رسانه‌ای «سردار تا سردار» با اهدا لوح سپاس، تندیس و جوایز تجلیل بعمل آمد.</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jan 2022 17:33:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئولین را از مشکلات «مطلع» کنید اما؛ توقع «پیگیری» نداشته باشید!</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D9%82%D8%B9-%D9%BE%DB%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-sk6euzi9rjy0</link>
                <description>مژگان شفاعتیمشکلات اقتصادی ومعیشتی، یکی از بزرگترین مشکلات این روزهای مردم کشورمان است. نداشتن امنیت شغلی و امنیت روانی ناشی از تورم، دیگر تاب و توانی برای مردم باقی نگذاشته است. خودسوزی،خودکشی، دزدی، فقر، فحشا و ... از نمونه های بارز تبعات این مشکلات است.نویسنده این متن، قصد نداشته و ندارد که بگوید هر کسی که مشکل معیشتی و اقتصادی دارد از در و دیوار مردم بالا برود و دار و ندارشان را یک شبه بار کند وبه تاراج ببرد و یا از بیراهه ها خود را به مقصد برساند.ولی خودتان کلاهتان را قاضی کنید و از خود بپرسید، پدر و مادر خانواده ای که فرزندان گرسنه اش را جلوی چشمانش می بیند و دستش به جایی بند نیست، از کجا و با کدام پول، قوت لایموت خانواده اش را تامین کند؟!. نگارنده متن معتقد است دزد را از هر طرف بخوانید و بنویسید ، همان دزد است ولی؛ فرق بسیار است بین دزد محتاج و دزد معتاد!.آیا پدر بی پولی که از روی اضطرار و ناچاری چند عدد نان می دزد، با معتادی که برای تهیه مواد مخدر،حتی از بریدن و دزدیدن سیم های برق هم نمی گذرد را می توان با یک قانون،حد زد؟!براستی کشوری که روزگاری نه چندان دور، به واسطه رونق اقتصادی، کشاورزی و ... به مردمانش می بالید، چرا به این حال و روز دچار شده است؟!.کم کاری از سوی مردم است یا بی توجهی مسوولان حلقه گم شده این ماجرا است؟!مردم کشورمان پس از پیروزی انقلاب ، بارها و بارها با حضور مستمر در صحنه های مختلف از جمله هشت سال جنگ تحمیلی،تاب آوری دوران سخت تحریم و تحمل فشارهای مختلف تورم و گرانی با دولتمردان، همراهی کرده اند.اما مسوولین در قبال این مردم چه کرده اند؟!آنچه که مردم شاهد بوده اند این است که مسوولین از تلاش شبانه روزی و طاقت فرسایشان، برای رسیدگی به زندگی تجملاتی خودشان و نزدیکانشان در کشور خودمان و کشورهایی که مشت شان را گره کرده و در ردیف اول و با رگ غیرت برجسته شده شان در همه مراسمات، مرگ بر آنها را فریاد می زنند،دریغ نکرده و همچنان هم این راه را ادامه می دهند.و این تنها مردم هستند که شپش های فقر و بی پولی از سر و کولشان بالا می رود.واقعیت تلخ این است که ریشه بسیاری از این مشکلات کشور ناشی از کم توجهی ، بی توجهی و کذب بودن گفته ها و اعمال مسوولین است.همان مسوولینی که منافع شخص و حزبی خود را فدای منافع عمومی و ملی کردند، همان هایی که به جای درمان دردهایی که از آن مطلع بوده و هستند و با تمام توان می توانستند و هنوز هم می توانند، برای برطرف شدن آن، وارد عمل شوند، با دادن وعده و وعیدهای طولانی ، فقط مردم را از خودشان مایوس و دلسرد کرده اند.همان هایی که فریاد می زنند &quot; ما را از مشکلات مطلع کنید&quot; ولی نه گوش شنوایی برای شنیدن دارند و نه اشتیاقی برای رفع آن،چون از پیگیری و رفع مشکل به صورت اساسی &quot;نه موقت&quot; خبری نیست که نیست.از مشکلات گفتن و نوشتن از سوی مردم و اتاق فکر تشکیل دادن های بی نتیجه از سوی مسوولین، فقط مشکل را بر روی مشکل انباشته تر کرده است.ایران را در کشورهای دیگر به عنوان کشوری ثروتمند می شناسند، ولی این چه ثروتی است که &quot;حرفش&quot; برای ملت و &quot; حظش&quot; برای دولتمردان است؟!.همان هایی که با تشکیل گروه های رانت خواری ثروت های ملی را به تاراج برده اند ومدت مدیدی است که سراغ پدیده های جدیدتری همچون، کوه خواری، ساحل خواری،زمین خواری،مرداب خواری، شن و ماسه خواری،جنگل خواری، حریم خواری و ... هم رفته اند.به تریج قبای کسی بربخورد یا نخورد،مشکلات به وجود آمده این کشور ناشی از بی تدبیری،بی توجهی، و کم کاری مسوولین عافیت طلبی است که طی این سال ها، فقط بر صندلی قدرت نشستن را یاد گرفته اند و حقو ق های نجومی برای عملکرد نداشته شان دریافت کرده اند.همان هایی که دلال های تورم و تحریم هستند. همان سودجویانی ، کاسبان و دانه درشتانی که در بدنه دولت، برای جیب گشادشان کیسه دوخته اند از اموال بیت المال و به روش های مختلف مانع کنترل تورم مسکن، کالاهای اساسی و ...شده و می شوند.رهبر انقلاب در خصوص ریشه مشکلات کشور،طی ارتباط تصویری با نمایندگان یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در تاریخ 22/04/99تذکرات جدی داد که در ادامه می خوانید:&quot;مشکلات ما، ناشی از کم‌توجّهی خودمان استمشکلات ما هم حقیقتاً ناشی از این است که خودمان کم‌توجّهی کردیم: ظَهَرَ الفَسادُ فِی البَرِّ وَ البَحرِ بِما کَسَبَت اَیدِی النّاس؛(۱) خود ما یک جاهایی بی‌توجّهی کردیم، کم‌توجّهی کردیم. مثلاً فرض کنید به تولید اهمّیّت ندادیم، به سرمایه‌گذاری اهمّیّت ندادیم، ناگهان مواجه شدیم با شکست کارخانه‌جات مِن باب مثال، یا فرض کنید که مشکلات تولید در کشور. خب وقتی انسان کار نکند، نتیجه‌ی کار نکردن مشهود است. آنجاهایی که خود ما مسئولین بی‌توجّهی کردیم، کم‌توجّهی کردیم -در طول سالهای مختلف البتّه- نتایجش این خواهد بود. اگر چنانچه این تفکّر و روحیه‌ی خوداتّکائی و اعتمادبه‌نفْس ملّی -که امروز خوشبختانه عمومیّت پیدا کرده و بخصوص در بین قشر جوان تحصیل‌کرده‌ی با عزم و اراده رشد پیدا کرده- و این اعتماد به نیروی داخلی در اقتصاد به همین شکل پیش برود و امیدهای واهی‌ای که گاهی انسان مشاهده میکند به بیرون از مرزها وجود دارد و اقتصاد کشور را شرطی میکند نسبت به تصمیم‌گیری بیگانگان، اگر چنانچه وجود نداشته باشد یا ضعیف بشود و اعتماد ملّی افزایش پیدا کند، به نظر بنده همه‌ی این مشکلاتی که امروز در اقتصاد وجود دارد قابل رفع و برطرف کردن است. بایستی از این بنیه‌ی قوی کشور استفاده کرد. &quot;متاسفانه، مردم این روزهای کشورمان، مردمانی خسته هستند. خسته از بی تفاوتی مسوولین. خسته از گفته های بی نتیجه. خسته از امروز و فردا کردن هایشان. خسته از بیکاری جوانان شان. خسته از درآمد کم و تورم بی سرو سامان کشور.خسته از کوچک شدن های هر ثانیه سفره هایشان.خسته از مرد میدان نبودن مسوولان.خسته از زندگی تجملاتی مسوولان و زندگی بخور و نمیرشان و ... https://gilkhabar.ir/476200</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 21:10:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرار است بیاید، ببارد و ببرد</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%D8%AF-oi1sjxvba4df</link>
                <description>مژگان شفاعتیبه روزهایی که گذشت، فکر میکنم.روی صندلی حصیری در ایوان خانه ویلایی مادرم، نشسته ام و به گلدان های شمعدانی او که مرتب روی پله ها چیده شده، نگاه می کنم.هنوز چند ماه  تا آمدن بهار فرصت هست.سینه ام را پر می کنم از عطر شمعدانی های رنگی مادر.ریه ام شاد می شود بعد از مدتها...مدت های زیادی است که «خودم» و «خودم» درگیر بوده ایم. از همان نوع «خود درگیری».منِ من در هفته ها، ماه ها و حتی همین روزهای زمستان، هم شادی داشته و هم غم.غم از دست دادن عزیزانی که «کرونا»سراغشان آمد. دست هایشان را گرفت و برد به سرزمینی بهتر.سرزمینی که نشانی از کره خاکی ما ندارد.به گمانم آنجا دیگر «ریه هایشان» نمی سوزد و درگیر نیست. و همینطور درگیر فقر،گرانی، بی عدالتی، تبعیص، ظلم و ...همه این کلمات خود شرمنده « کرونا» هستند، زیرا می دانند که لباس عاریه پوشانده اند بر قامت آن ، تا مردم خسته از همه دردها ، به لب فرو بستن، بیشتر راغب باشند.همان هایی که به هر بهانه ای دست در جیب مردم می کنند تا خود به «نان» و « نوایی» برسند.و عجیب نانشان در روغن«ریه های سوخته» مردمی است که به نان شبشان محتاج هستند.راستی آسمان خانه ما ابری است؛ ولی از باران خبری نیست!.در شهرستان مجاور مان، شنیده ام«سیل» آمده و دار و ندار مردم زیر آب است.ولی عجیب است که در این شهر عده ای« زیرآبی» می روند برای به دست آوردن « نان».اشتباه نکنید!آنها سیل زده نیستند.آنها سیل راه می اندازند برای رسیدن به طوفانی که بهتر بتوانند در آن کاسبی کنند از چشم های سیل بار مردم  و دل دردمندشان.الحق و الانصاف که کاسبان ماهری هم هستند.راستی آسمان شهر شما، بارانی است؟!.اینجا که «سیل»است...چند ماهی فرصت هست تا «بهار» از راه برسد.منتظرش هستم تا در بزند.منتظرم تا آب های سرگردان شده از سیل را به سمت او راهی کنم. چون او بهتر می داند حال و روز خاک های تشنه و تَرَک خورده بی آب را.بهار که از راه برسد، فصل رویش است و دگرگونی.برای آمدن بهار، شمعدانی های قرمز خانه مادرم، بی قرارتر شده اند.برای آمدن و رسیدنش، آب و جارو کرده ام، همه راه ها و کوچه های دلم را.قرار است که بیاید، ببارد و ببرد همه باقی مانده پستوی دل های غمگین را.آماده شو.برای نو شدن.برای نو دیدن و برای«از نو شنیدن»نو شدن هایتان،&quot;شیرین&quot;</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Fri, 31 Dec 2021 00:29:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قد و قواره &quot;رشت&quot; متری چند؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%DA%86%D9%86%D8%AF-vyiecrupxfe4</link>
                <description>مژگان شفاعتینام &quot;رشت زیبا&quot; به عنوان مرکز استان گیلان، برای شهروندان شهر رشت یک نوع دلخوشی است. اما این دلخوشی سرابگونه با ضرب المثل&quot; با حلوا حلوا کردن ، دهان شیرین نمی شود&quot;، عجین شده است.شاید بگویید نگارنده متن، شهر رشت را که به عنوان شهر خوراک در یونسکو به ثبت رسیده، یا شهری پرآوازه به لحاظ حضور دانشمندان، شعرا، نخبگان و ... را به باد فراموشی سپرده است. ابدا. اینگونه نیست. راستی قد و قواره رشت متری چند است؟!اما شما را دعوت به «یک صبر کن و هزار افسوس مخور» می کنیم با چند سوال؟آیا رشتِ مرکز استان را از نظر موقعیت و اثرگذاری اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و جمعیتی و ... در بین سایر شهرها، سرآمد می دانید یا می بینید؟!آیا از آثار پیشرفت در بین شهرهای توسعه یافته کشورمان، رد و نشانی، حداقل چند مورد در مرکز استان خودمان می یابیم؟آیا شخصا به دور از هرگونه تعصب و حس ناسیونالیستی می توانید با افتخار بگویید که شهر رشت، به پای پیشرفت های اقتصادی، سیاسی و ... دیگر شهرها رسیده یا خواهد رسید؟مشکل چیست و از کجا نشات می گیرد؟چرا شهر رشت با آن پیشینه بی نظیر تاریخی، فرهنگی، سیاسی، فرهنگی، ورزشی و ... از قافله پیشرفت و توسعه عقب مانده و تنها نام مرکز استان را یدک می کشد؟طی چند سال گذشته ، مسوولین این شهر برای توسعه همه جانبه این شهر، چه اقدامات موثری انجام داده اند؟مشکل از کجا و از چه کسی یا کسانی است ؟چه کسی یا کسانی مسوول و پاسخگوی مشکلات این شهر بوده و هستند؟چه افرادی مسوولیت برون رفت از مشکلات این شهر را دارند و برای کاستن و رفع آن تاکنون چه کرده اند؟رجال سیاسی اسبق و فعلی، باید جوابگوی این سوالات باشند.همان هایی که با تصمیم هایشان،در آبادانی یا ویرانی این شهر سهیم بوده و هستند. واقعیت این است ما به عملکرد گذشتگان خودمان غره ایم.آنچه که در ظاهر این شهر هزاران ترک برداشته ،می توان دید این است که آزمون و خطاهای رجال سیاسی این شهر را پایانی نبوده و نیست.عملکرد مسوولین این شهر خود گویای این است که آیا وانمود می کنند که کاری انجام می دهند، یا براستی عملکرد قابل قبولی از خود می توانند ارائه دهند.رودخانه های این شهر همچنان که خفه شده اند از زباله، شهروندان را نیز خفه کرده اند از آلودگی و زباله های رنگی رنگی شان!انباشت زباله سراوان و راهی شدن شیرابه های آن به سمت اطراف و اکناف را شاید مد نظر قرار نداده اید.راستی از سرمایه گذارانی که دست یاری به سمت مسوولین این شهر دراز کرده و تک تک شان را به بهانه های واهی، راهی دالان های هزار توی کاغذ بازی های اداری و .. کرده اند ، خبر دارید؟!آیا مدیران و مسوولان از چاله و چوله های خیابان های اصلی این شهر خبری موثق دارند، یا شاید همان مگسان دور شیرینی ، هنوز مانع می شوند که پنبه سنگین را از گوش هایتان بیرون کنید؟!آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است؟! هر گوشه این شهر را که نگاه کنید، رد پای عده ای، مسوول ناکارآمد اما؛ حریص صندلی قدرت، آشکار است و در این میان تنها مردم هستند که تاوان بی مسوولیتی آنها را می دهند.واقعیت روشن تر از روز این است که رشت،بعنوان مرکزگیلان، مدیر و مسوولی می خواهد، به قد و قواره همان مرکز استان بودنش!نه آنهایی که در پنهان جنگ قدرت راه می اندازند و در عیان با لبخنی ملیح حرف های صد من یک غاز تحویل مردم می دهند.مرکز استان، مسوولانی لازم دارد که با علم و آگاهی در جهت رفاه شهروندان و توسعه شهرشان گام بردارد.اگر امروز با غرور از رشت یاد می کنید،فردا روزی باید پاسخگوی عملکردهای نداشته تان برای این شهر و مردمانش باشید.همان مردمی که با وعده های دروغین و خوش آب و رنگتان به تصور روزگاری خوش برای رشت، به قول خودتان، انتخاباتی پر شور داشته اند. https://gilkhabar.ir/476070</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Wed, 29 Dec 2021 16:13:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دود &quot;مردمی نبودن مسئولان&quot; به چشم خودشان می رود</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D8%AF%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF-ug822p9lcv1s</link>
                <description>مژگان شفاعتیدولت سیزدهم با شعار «باید قوی شویم» تا تهدید نشویم، کار خود را آغاز کرد اما؛ کاش این نکته را هم مورد توجه قرار می داد که طبق بیانات رهبر،منظور از قدرت، قدرت نظامی نیست بلکه، اقتصاد کشور باید قوی شود.رفاه اقتصادی، معیشت و تورم، این روزها یکی از مهمترین دغدغه های خانواده های ایرانی است. همان دغدغه هایی که در اثر بی توجهی و سهل انگاری مسئولان به کابوس بزرگی تبدیل شده است.متاسفانه طی چند دهه اخیر، نه تنها شاهد رشد اقتصادی وافزایش درآمد مردم نبودیم بلکه؛معیشت خانواده ها، دچار مشکلات فراوانی شده و تحریم و تورم قوز بالای قوز همه آنهاست.اگرچه تحریم و تورم کمر مردم را خم کرده ولی ؛ برای تعدادی از مسئولان، خوش یمن و مبارک بوده و همچنان هستزیرا بسیاری از این مسئولان با خواندن چند ورد معجزه گر، یک شبه صاحب چند خانه در شهرهای بزرگ و چندین ویلای چند هزار متری در خطه سرسبز شمال، جنوب، شرق و غرب کشور و در بسیاری از موارد حتی خارج از کشور هم شده اند.براستی اگر تبعات اقتصاد مقاومتی را &quot;فشار مقاومتی&quot; تصور کنیم، قشر آسیب پذیر و کم درآمد کشور، فشار شب اول قبرشان را در همین دنیا و آن هم به کرات، از سر گذرانده و همچنان می گذرانند.متاسفانه چه بپذیریم و چه نپذیریم، وضعیت اقتصادی کشور،خوب نیست و به تبع آن معیشت بسیاری از خانواده ها حال خوشی نداشته و آنها دیگر بیشتر از این، توان و تحمل فشار حداکثری را ندارند.اما مسئولانی که با شعار مردمی بودن برای رسیدن به کرسی قدرت از هر ترفندی بهره برده اند، به جای رسیدگی و رفع مشکلات مردم ،تنشان به تن پر چرب تحریم و تورم خورده و هزار ماشاا... فربه تر، جوان تر و ثروتمند تر شده اند.براستی چرا تحریم و تورم در مسئولان اثر ندارد؟!. چرا آنها صدای گرانی های سرسام آور را نمی شنوند؟!.مگر آنها در این کشور زندگی نمی کنند؟!.جواب این است که بله. آنها در همین کشور و کنار همین مردم، زندگی می کنند، با این تفاوت که آنها مانند بقیه مردم در مکان های عمومی مانند بازار و محله و ایستگاه اتوبوس و ... حضور ندارند، تا مشکلات را از نزدیک دیده و برای رفع آن اقدامی کنند.به فرض مثال، برای اینکه همچنان در شیپور&quot;چهره مردمی بودن&quot; خود بدمند ،گاهی گذرشان به کوچه و خیابان می افتد، البته با شرایطی خاص. به این طریق که از قبل با چندین خبرنگار،عکاس ، فیلمبردار فلان شبکه وسایت خبری هماهنگ می کنند و سپس در بوق و کرنا می کنند و می گویند: دیدار سرزده آقا و خانم مسئول از فلان محله و منطقه و ...این مسئولان نجومی بگیر از مشکلات درآمد بخورونمیر و هزینه های سرسام آور زندگی مردم، خبر ندارند تا بتواند خودشان را جای آنها گذاشته و مشکلاتشان را درک کنند و به مرور زمان، دود &quot;مردمی نبودن مسئولان&quot; به چشم خودشان می رود.و اینگونه می شود که مردم و مشکلاتشان در برنامه ریزی ها، تصمیم گیری ها و محافلشان جایگاهی نداشته و نخواهند داشت.و البته از جلوه گری های عده ای دیگر از مسئولان هم نباید غافل شد. این دسته از مدیران در نهایت خوش اخلاقی و با لبخند ملیحشان، بین مردم آمده و با ترتیب دادن جلساتی بعنوان دیدار مردمی یا میز خدمت (البته رییس دفتر یا مسئول روابط عمومی از قبل، افراد حاضر در جلسه را گزینش کرده است) صحنه های خارق العاده ای را رقم می زنند. از دادن وعده و وعید های باور نکردنی تا حواله کردن مردم به دعا و مطرح کردن راهکارهایی که کوچکترین ربطی به مشکلات مطرح شده نداشته و ندارد.متاسفانه از یک طرف لاینحل باقی گذاشتن بسیاری از مشکلات به عادت دیرینه مدیران تبدیل شده و به جای چاره اندیشی در این خصوص در پی حفظ منافع شخصی،گروهی و حزبی خود هستند.و از طرف دیگر، زندگی و امکانات لوکس مسئولین در مقایسه با زندگی بخور و نمیر اکثریت مردم، خود گویای حکایت غمگین تری است.مردم با همه وجود خود ،رفتارها و گفتارهای مسئولانی که کمترین دغدغه رفع مشکلات آنها را ندارند، متوجه شده و همین عامل به یکی از علت های اساسی شکاف بین مردم ومسئولین تبدیل شده است.تجمل‌گرایی،خلق‌وخوی فاخرانه و میل به زندگی اشرافی‌ مسئولان، نه تنها باعث ایجاد فاصله میان مردم و مسئولان، عدم اعتماد و دوری ملت از نظام شده بلکه؛ زمینه بروز و ظهور بسیاری از فساد ها از جمله اختلاس و دست درازی به اموال بیت المال را فراهم آورده است.مردم آگاه و تیزبین حرکات نمایشی، وانمود به کار کردن ،رفع ظاهری و موقت مشکلات و تظاهر به مردمی بودن تعدادی از مسئولان را باور نمی کنند و از روی نجابت است که سعی می کنند تا جایی که توان دارند خودشان مشکلاتشان را برطرف کنند ولی؛ زمانیکه حجم زیاد مشکلات توان زندگی را از خودشان و خانواده هایشان می گیرد، لب به شکایت و اعتراض می گشایند.نوع رفتار و گفتار تعدادی از مسئولین آشکار کننده این درد نامه است که گرایش مردمی بودن در آنها ضعیف و در بسیاری از موارد کم رنگ هم شده است.به اعتقاد بسیاری از کارشناسان عواملی همچون، بروز منازعات سیاسی و جناحی،شکاف عقیدتی و فکری،کاهش اعتماد،رشد فاصله طبقاتی،دوری از ساده‌زیستی و افتادن در ورطه اشرافیت، ناکارآمدی مدیریتی،بحران‌های اقتصادی، غلبه حرف و شعار بر عمل و ... سبب شکاف بین جامعه و مدیران می شود.در چنین حالتی همدلی و همراهی مسئولین با مردم و تحقق وعده ها، می تواند باعث شود تا تحمل سختی ها و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و ... برای همه آسانتر شود.مردم زمانی حاضر هستند فشارها و سختی های اقتصادی ، معیشتی و ... را تحمل کنند که ببینند مسئولان هم مانند آنها و در شرایطی همسان با آنها، زندگی می کنند.مردم وقتی می بینند که فلان مسئول آنها را به ساده زیستی دعوت می کند ولی؛ پسر، دختر و خانواده اش در کشورهای اروپایی، زندگی پرزرق و برقی دارند، یا برادر و دختر خودش و یا افراد نزدیک حکومت به اموال بیت المال دست درازی کرده است، به این نکته پی می برند که متاسفانه تعدادی از مسئولان از روحیه انقلابی و مردمی بودن فاصله گرفته اند. https://gilkhabar.ir/475775</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Sun, 19 Dec 2021 20:33:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با نگاهی طنز به مسائل ایران و گیلان؛ بیست و یکمین شماره طنز گیل آقا</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D8%A8%D8%A7-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DB%8C%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B7%D9%86%D8%B2-%DA%AF%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%82%D8%A7-rwnwpqjhh4sf</link>
                <description>گیل خبر/ بیست و یکمین شماره طنز گیل آقا با نگاهی طنز به مسائل ایران و گیلانکاری از گروه چند رسانه ای گیل خبرنویسنده: شاهد وزیریطراح: مژگان شفاعتی گیل آقا با نگاهی طنز به مسائل مختلف ایران و گیلان سعی دارد دیدگاه جدیدی از اخبار و اطلاعات را برای مخاطبین،رقم بزندبا ما همراه باشید. https://gilkhabar.ir/475674</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Wed, 15 Dec 2021 15:14:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهش تولید به دست کسانی سپرده شده که خودشان،عامل رکود و مانع تولید هستند</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D8%AC%D9%87%D8%B4-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-kux6zwmmzycy</link>
                <description>مژگان شفاعتیتولید کنندگان کشور، روز دوم اردیبهشت سال 94 را دقیقا به یاد دارند. روزیکه قانون رفع موانع تولید در مجلس تصویب و متعاقب آن ساز و کارهای اجرایی آن نیز به سازمان ها و روسای مربوطه ابلاغ شد.از همان روز، تولیدکنندگان به خودشان و قلبشان نوید روزهای پایانی رکود درعرصه تولید دادند و به شکرانه محقق شدن خواسته هایشان، نماز شکر به جا آورند.دولت روحانی می خواست همه موانع را از زیر پای تولید کنندگان بردارد و برای تحقق این هدف، فرش قرمز&quot;رفع بیکاری و افزایش تولید&quot; را زیر پای تولید کنندگان پهن کرد،غافل از اینکه، تار و پود این فرش نخ نما برای مدتی کوتاه، تاب و توان حضور تعداد کثیری از تولیدکنندگان و بیکاران را  دارد.تولید کنندگان با خیال اینکه روحانی با کلید طلایی اش می تواند لااقل قفل موانع تولید را بشکند،منتظر اولین اقدامات دولت در این راستا بودند که خبر تشکیل ستاد رفع موانع تولید و سهولت در انجام کار تولید کنندگان،سر و صدای زیادی به پا کرد.تولید کنندگان دیگرسر از پا نمی شناختند. در اواخر سال 95 بود که به استانداران، دستور تشکیل کارگروهی به نام «ستاد تسهیل و رفع موانع تولید» داده شد و ازهمین زمان بود که تولید کنندگان، نیروی های تعدیل شده کارگاه ها و کار خانه ها و بیکاران منتظر کار،به خودشان قول دادند با جان و دل در عرصه تولید بمانند، تا هم چرخه اقتصاد کشور را بچرخانند و هم به سفره  خالی از مرغ و گوشت شان، رنگ و لعابی بدهند.تولید کنندگان و بیکاران هر بار پس از برگزاری جلسه کارگروه ستاد تسهیل و رفع موانع تولید، گوش هایشان را تیز می کردند تا زودتر خبر رفع موانع تولید را شنیده وبرای رساندن این خبر به دیگران، مژدگانی دریافت کنند.اما...اما افسوس که با هر بار تشکیل این جلسات، اشک غم به جای اشک شادی از چشمانشان سرازیر شد. زیرا برگزاری جلسه یا کارگاه حتی به صورت منظم و متوالی، آن هم بدون برنامه‌ و بی‌نتیجه، چه عوایدی برای منتظران رونق تولید داشت؟!. هیچ.این روال ادامه داشت و از سال ۹۶ تا ۹۷ دولت برای رفع موانع تولید وحل مشکلات تولیدکنندگان تنها به تشکیل کارگروهی به نام «ستاد تسهیل و رفع موانع تولید» اکتفا کرد و بس.کشور در شرایط تحریم و تورم بود. از یک طرف گرانی و از طرف دیگر تعطیلی یکی پس از دیگری  واحد های تولیدی و کارخانه ها، شرایط بحرانی را برای خانواده ها رقم زد.در سال 98 دولت برای اینکه با بیکاران و صاحبان کارخانه های ورشکسته و بدهکار، همدردی کرده باشد، طرح بازدید از کارخانه‌های تعطیل ، راکد و افتتاح پروژه‌های تولیدی در استان‌های مختلف را اجرایی کرد.ولی این مُسکن فقط برای مدت زمانی کوتاه می توانست از شدت غم و اندوه تولید کنندگان و بیکاران بکاهد ،زیرا زنگ خطر کمبود اعتبارات برای رشد تولید و رفع موانع  آن به صدا درآمد.  همان خطری  که پیش از اجرایی شدن این طرح، بسیاری از متخصصان با توجه به  وضعیت اقتصادی کشور نسبت به آن هشدارهای لازم را داده بودند،ولی گوش شنوایی  حاضر به شنیدنش نبود.با توجه به همه شرایط ذکر شده و نشده، روحانی شعار &quot;اجازه نمی‌دهیم چرخه تولید کشور گرفتار مشکلات شود&quot; را سر می داد در حالیکه هیچ تلاشی برای ارائه تسهیلات ، ادامه فعالیت تولید کنندگان و باز گشایی واحد های تعطیل شده نداشت و  تنها به  تشکیل کارگروه و بازدیدهای میدانی از پروژه‌ها ، دلخوش بود، بدون هیچ اقدام و عملی.در این میان،مدیرانی که برق دریافتی های حقوق نجومی شان، عقل و هوش شان را برده بود،اعلام می کردند که تشکیل این کارگروه توانسته بسیاری از واحدهای تولیدی را از خطر تعطیلی دور کند و حتی در مواردی، واحدهای تولیدی راکد را به چرخه تولید بازگردانده است.اما نمی گفتند که  &quot;گیوتین وام&quot; را بر گلوی صاحب کارخانه برگشته به عرصه تولید، می گذارند تا هر زمان که خواستند  او را مستاصل کرده و در نهایت کارخانه را دو دستی به تملک بانکی که خود را حامی تولید و تولید کننده معرفی کرده، درآورند.همه این عوامل دست به دست هم داد تا جهش تولید به دست کسانی سپرده شود که خودشان عامل رکود ومانع  تولید بودند.در مهر ماه سال 99 دستگاه قضا به معضل کارخانه‌هایی که پس از تملک از سوی بانک، تعطیل می‌شدند،ورود کرد و با این خبر که «هیچ کدام از بانک‌های کشور حق ندارند کارگاه و یا کارخانه‌ای را که تملک کرده‌اند، تعطیل و یا نیمه تعطیل کنند» نور امیدی در قلب رنجور تولید کنندگان، صاحبان کارخانه ها و واحدهای تولیدی روشن کرد.پس از آن مأموریت رییس دستگاه قضا به سازمان بازرسی کل کشور درخصوص بررسی موضوع واحد‌های تولیدی تملک شده از سوی بانک‌ها یکی از اقدامات مهمی بود که  برگشت به عرصه تولید را نوید می داد.درهمین راستا،احیای واحدهای تولیدی بعنوان یکی از کارهای اصلی دستگاه قضایی در استان های مختلف از جمله استان گیلان به شدت، قوت گرفت.در شانزدهم بهمن ماه سال 99  با حضور رییس قوه قضاییه و بازدید از دو کارخانه تعطیل شده «ایران پوشش» و «رشت الکتریک» و ارائه دستورالعمل ها و تحت تعقیب و کیفر قراردادن عاملان تعطیلی کارخانه های تولیدی این استان، خواب راحت را از چشم اخلال گران تولید ربود.با ادامه این روند در تیرماه فرهاد دلق پوش، رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت گیلان با اشاره به احیای واحدهای راکد بعنوان یکی از اولویت های این سازمان گفت: با اقدامات صورت گرفته سال گذشته ۶۶ واحد صنعتی به مدار تولید و اشتغال بازگشت.متعاقب اقدامات بعمل آمده در شهریور سال جاری، ارسلان زارع (استاندار اسبق گیلان) خبر داد که طی دو سال گذشته یعنی از ابتدای سال ۱۳۹۸ تاکنون، با حمایت های انجام شده و همت بلند بخش خصوصی، بالغ بر ۵۰۰ واحد تولیدی نیمه فعال یا غیرفعال، به مدار تولید بازگشته اند و این روند با قوت در دهها طرح دیگر استمرار دارد.با روی کار آمدن دولت جدید و تغییر و تحولات مدیریتی در همه استان ها و از جمله استان گیلان، اسدالله عباسی، استاندار گیلان،ضمن تاکید بر ادامه روند بازگشایی و فعالیت واحدهای تولیدی راکد با بیان اینکه براساس سیاست اصلی دولت سیزدهم، اشتغال و تولید را به عنوان محور برنامه‌های اجرایی خود دنبال می‌کنم، گفت: رفع موانع تولید درصورتی محقق می‌شود که تصمیمات در همان واحد تولیدی و صنعتی گرفته شود، چراکه مصوبات پشت درهای بسته با واقعیت مطابقت ندارد.متاسفانه باید بپذیریم که طی چند دهه اخیر،عدم پرداخت حقوق و مزایای کارگری و واگذاری بدون نظارت واحدهای تولیدی به بخش خصوصی و مدیریت افرادی بدون تخصص که تنها دلبسته به ژست های مدیریتی بودند، سبب شد تا نه تنها چرخ های نیاز به روغن کاری اقتصاد کشور به صدا درآید  بلکه،شاهد بیکاری تعداد زیادی از شاغلان در کارخانه ها باشیم.این افراد ازعرصه  تولید بعنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده شان، استفاده  می کردند.از دیدگاه بسیاری ازکارشناسان، برای رفع موانع تولید، کافی است تا مشکلات تولید کنندگان را شنید و راهکارهای رفع آن را بررسی کرد.سپس با هر مدیر، سازمان و یا فرد یا افرادی که در اجرای راهکارها، تعلل و مانع تراشی می کند، برخورد قاطع داشت.زیرا این افراد به واسطه نزدیکی با مقامات دولتی و تصمیم گیرندگان عرصه تولید و اشتغال،می توانند به راحتی آب خوردن،راهکارها و سیاست های ضد تولید و اشتغال و کاهش بیکاری دولت را خنثی کنند.اگرچه پس از روی کار آمدن دولت سیزدهم، اقدامات قضایی برای اخلال گران عرصه تولید و اشتغال ادامه دارد ولی؛ باید به این نکته هم توجه داشت که برنامه ریزی ها برای تولید و اشتغال، نباید مقطعی ، کوتاه مدت ، بدون نظارت و بدون نتیجه باشد.زیرا چشم امید بسیاری از کارگران  به بازگشایی کارخانه هایی است که  با مشخص شدن سرنوشت شان،سرنوشت آنها نیز از سر، نوشته خواهد شد.https://gilkhabar.ir/475438</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Sat, 11 Dec 2021 22:57:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مردم برای سر پا ایستادن و زنده ماندن، فقط باید«هوا بخورند و بس»</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1-%D9%BE%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B3-ffbccbz9mrgr</link>
                <description>مژگان شفاعتیهر روزی را که می خواهی با لعنت بر شیطان رجیم، شروع کنی و به خود مژده روزی خوب و خوش را بدهی، کافی است به فاصله چند ثانیه با ترس و دلهره،نگاهی زیرچشمی و گذرا بیندازی به قیمت کالاهای مورد نیازواساسی که در ویترین فروشگاه ها، خوش رقصی می کنند.دقیقا همان لحظه،چند گنجشک بازیگوش گرانی، شاد وخندان به دور سرت می چرخند و با سیاهی رفتن چشمهایت، باورت می شود که، این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست که نیست!با خودت می گویی، این چند گنجشک بی جان را چه به سرگیجه های من! الان دست به سرشان می کنم. با همین فکر و خیالات خودت را سرگرم می کنی که قیمت های افزایش یافته دیگر اقلام مورد نیاز، همچون عقابی تیز چنگال، تو را از زمین جدا کرده و پشت کوه می اندازد. همان کوهی که وعده های مسئولان برای مهار گرانی، همچون نقشه گنج گمشده در آنجا، دفن شده است.به گمانم همین روزها، باید پیشِ فردوسی،ریش گرو بگذاریم تا رستم را از شاهنامه اش بیرون بیاورد و اینبار با دستان قوی اش، با دیو گرانی، دست و پنجه نرم کند، کاری که دولتمردان فقط حرفش را زده و فردا به هر بهانه ای تکذیبش می کنند.واقعیت تلخی که متاسفانه از چشم های مدیران و مسئولان این کشور دور مانده یا شاید می خواهند که دور بماند این است که مردم دیگر توانی برای مقابله با گرانی های زندگی ندارند.در این کشور،درآمدت به ریال است اما؛همه هزینه ها به دلار محاسبه می شود.از یک طرف، مسئولان می گویند که می دانند چه برحال مردم می گذرد و از طرف دیگر برای رفع گرانی های آب، برق، گاز، مسکن، تحصیلات، کالاهای اساسی و ...فقط دست به زیر چانه زده اند.شاید بگویید که دولت تازه نفس و چند ماهه، هنوز توان رفع همه مشکلات را ندارد.سوال این است که مگر رزومه وزرا، مدیران و مسئولان انتخابی دولت، آنچنان که اعلام شده، وزین و سنگین نبوده که توان انجام وظایف محوله را ندارند؟!مگرافراد انتخابی کابینه،افرادی کارکشته ومتخصص که دوره مدیریت درعرصه های مختلف کشور را گذرانده اند، نیستند؟!مدیر یا مسئولی که منتظر می ماند تا در شرایط ایده آل، کاری انجام دهد و به داد مردم برسد، هنر نکرده، زیرا در چنین شرایطی ،هر شخصی، توانایی انجام دادن هر مسئولیتی را دارد.مدیر انقلابی، منتظرشرایط نمی ماند و انقلابی عمل می کند . حرف زدن انقلابی و هیجانی،چاره درد بسیاری از مشکلات کشور نبوده و نیست.آیا مسئولان می توانند مانند مردم، آن هم با حقوق بخور و نمیر زندگی کنند؟!آیا از گرانی های لحظه ای و بدون نظارت باخبر هستند؟!مردم هر چقدر تلاش می کنند، نمی توانند با توجه به گرانی های لحظه ای و بدون نظارت از عهده زندگی برآیند.اگر وضع به همین منوال ادامه یابد، برای سر پا ایستادن و زنده ماندن، فقط باید&quot; هوا بخورند و بس&quot;!مسئولانی که وانمود می کنند در حال خدمت به مردم و رفع مشکلات هستند، باید بدانند، انکار مشکلات راهکار خوبی نبوده و نیست زیرا؛هر روز مشکلات بیشتری به مشکلات دیگر اضافه شده و می شود. همانطوریکه در شرایط کنونی،بسیاری از مشکلات به حال خود رها شده اند!متاسفانه باید بپذیریم که مسئولان کشور از وضعیت زندگی قشر کم درآمد جامعه، آمار و اطلاعات درستی ندارند،زیرا تعدادی از مدیران استانی و کشوری، دلخوش به تملق و مجیز گویی &quot;ملیجک هایی&quot; در ادارات هستند که واقعیت ها را پنهان می کنند. این متملق گویان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... آسیب ها و رنج های فراوانی را به کشور تحمیل کرده و همچنان حضورآنان درادارات مختلف باعث شده تا بسیاری از مشکلات از چشم مدیران استانی و مسئولان کشوری دور بماند و در بسیاری از موارد، بدون هیچگونه شایستگی و تخصصی،همین افراد بر صندلی قدرت تکیه زده و همچنان بااعلام اعداد و ارقام خلاف واقع،در تصمیمات مهم کشوری، نقش آفرین می شوند.آیا مسئولان تا به حال فکر کرده اند که چرا مشکلات کشور، کمتر نمی شود؟!چرا گرانی، بیکاری و فقر بیشتر و بیشتر شده و هر روز نسبت به روز گذشته سفره مردم کوچک و کوچکتر شده و می شود؟!مگر نه اینکه تلاش های مسئولین برای کم کردن مشکلات مردم باید نتیجه بخش باشد، پس چرا مردم، نتیجه این تلاش ها را نمی بینند ؟!مهار گرانی های لحظه ای، باید به یکی از دغدغه های اصلی و مهم مسئولان کشور تبدیل شود. نه در سخنرانی ها، بلکه؛ در جامعه.کسری شدید بودجه و تحقق نیافتن منابع درآمدی پایدار برای دولت، علت گرانی های سرسام آوری است که همچنان ادامه دارد ،هزینه ها و مخارج دولت همچنان به قوت خود باقی است و این هزینه ها نباید از جیب مردم و با فشار آوردن به آنها و گران کردن کالاهای اساسی مورد نیاز ، خدمات عمومی و ... جبران شود. https://gilkhabar.ir/475023</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Nov 2021 22:12:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر &quot;کتاب&quot; بوی &quot;کباب&quot; ندهد، مفتش هم، ارزان است!</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%AF-%D9%85%D9%81%D8%AA%D8%B4-%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-vadaolim3tim</link>
                <description>مژگان شفاعتیگزارشگر تلویزیون به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی،در خیابان، جلوی تعدادی رهگذر را می گیرد و از آنها چند سوال در مورد کتاب می پرسد:آیا هر روز کتاب می خوانید؟!.چه کتاب هایی می خوانید؟!.آیا قیمت کتاب ها مناسب است ؟!.و ...اما برنامه های شبکه های تلویزیونی به همین مرحله ختم نمی شود.چند میز گرد چند ساعته، با همراهی مسوولان فرهنگی کشور، برای عنوان کردن مشکلات ناشران کتاب و نحوه عرضه در بازار، یارانه کاغذ و ... هم ترتیب داده و به این شکل، دِین خود را در عرصه فرهنگی کشور، ادا می کنند و تمام.اما مشکل اینجاست که اکثر مسوولان این کشور &quot; لقلقه زبانی فرهنگی&quot; دارند نه &quot; دغدغه عملی فرهنگی&quot;!.احوال این روزهای کتاب ، ناشران و خریدارن کتاب، خود گویای حول حالنای عجیبی است که نیار به یه یک &quot; هول و تکان&quot; جانانه دارد.البته مسوولان کشورمان همیشه به دنبال راهی برای دور زدن مشکلات کشور بوده وهستند و این رویه مخصوص یک دولت خاص نبوده و نیست و متاسفانه عرصه فرهنگی کشور از این عصای معجزه گر همیشگی شان، بی بهره نبوده است.این روزها تا می آیی از آقا و خانم مسوول، سوال کنی که چرا فلان مشکل همچنان جا خوش کرده و میلی به بستن چمدان و پیوستن به پروژه های تمام شده و اجرایی ندارد، جواب می شنوی: کرونا همه جهان را مختل کرده و ما هم کشوری از کشوری جهان هستیم!.و این چنین است که مشکلات این کشور به ویژه در عرصه فرهنگی، تمامی ندارد.پای درد دلِ ناشران کتاب که می نشینی، البته؛ ویروس کرونا را در کسادی بازارشان دخیل می دانند ولی؛ نداشتن دغدغه فرهنگی مسوولان،بیشتر آتش بر دل شان زده و می زند.از یک طرف دولت، درِ کرم یارانه کاغذ را بر روی عده ای کامل، باز و عده ای دیگر نیمه، باز کرده است و از طرف دیگر،غول گرانی بدش نیامده که سری به بازار سلفون، چسب، مقوا و دیگراقلام که برای چاپ کتاب لازم است، بزند، تا همچون عرصه های دیگر، گرد و خاکی به پا کرده و خودی نشان دهد.البته از خدا که پنهان نیست از شما هم نباشد، مدت های مدیدی است، تعدادی از چاپخانه داران کاسه چه کنم چه کنم به دست گرفته و پشت در اتاق مسوول فرهنگی استان شان نشسته و منتظر نوبت دهی برای طرح و بیان مشکلات شان هستند و اگر چنانچه نذرهایشان به درگاه الهی مقبول شود، می توانند وارد اتاق فرد مورد نظر شده و با حال زار ترِ پیش از رفتن، از اتاق خارج شوند. چرا که مثل همیشه وعده شنیده اند ، در آینده نزدیک به دادشان خواهند رسید.آنچنان که خود چاپخانه داران می گویند: افزایش چند برابری قیمت مواد اولیه چاپ، نوسانات بازار ارز، حذف کاغذ رایانه‌ای، گسترش فضای مجازی ، کاهش چاپ کتاب و محصولات فرهنگی ، خسارات ناشی از شیوع بیماری کرونا ، تعطیلی مراکز آموزشی، واحدهای صنفی و مراسم عروسی و جشن، کمر چاپخانه داران را شکسته و تمامی سفارشات چاپخانه‌ها را به چاپ چند اطلاعیه ترحیم،محدود کرده است.در حال حاضر کتاب درسی و کمک درسی، بازار پر رونقی دارد که آن هم بر اساس بسیاری از شرایط و ضوابط به تعداد محدودی ازچاپخانه داران اختصاص می یابد.علاوه بر مشکلات مذکور، قیمت بالای کاغذ، بالا بودن اجاره فروشگاه‌ها، مالیات، عوارض شهرداری، پول برق و آب و گاز و... همه و همه دست به دست هم داده تا قیمت تمام شده کتاب، مردمک چشم کتابخوانان و خریداران آن را از تعجب، گردتر و گشادتر کند.القصه، نامهربانی و خلف وعده ها، باعث اذیت و آزارِ یار مهربان شده و فقط در مناسبت هایی خاص و برای خالی نبودن متن سخنرانی مسوولان در هفته کتاب و کتابخوانی، نام و نشانی می توان از آن جُست.برای مسوولان نرخ به روز بخور کشورمان، اگر &quot;کتاب&quot; بوی &quot;کباب&quot; ندهد، مفتش هم ارزان است. زیرا باید طبق محاسبات چند گانه شان، دخل و خرج چاپ و نشر کتاب، روزنامه، مجله و ... به نفع شان باشد، تا به خودشان تکانی دهند برای رفع مشکلات کتاب ،کتابفروشی ها و کتابخوانی. اگر نه اینکه تعدادی آمارو اعداد و ارقام بی جان را به زور کنار هم ردیف کردن، برای بالا بردن سرانه مطالعه در کشور، کاری ندارد.البته کاهش آمارخرید کتاب،ریشه درمشکلات اقتصادی، تورم و گرانی های باور نکردنی دارد و باعث شده که به ناچار، از سبد خرید اکثر خانواده ها، حذف شود. https://gilkhabar.ir/474746</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Nov 2021 19:45:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا حساب 2+2 بعضی ها می شود میلیارد؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-22-%D8%A8%D8%B9%D8%B6%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-s76aafcc1lph</link>
                <description>مژگان شفاعتیکسی را سراغ دارید که از پول، درآمد و سود بیشتر،بدش بیاید؟!آیا خود شما برای داشتن شغلی پردرآمد و نان و آب دار، سر و دست نمی شکنید؟!می شناسید فرد یا افرادی را که فقط برای رضای خدا کار کرده و در ازای کاری که انجام می دهند، دستمزد نخواهند؟!همه انسان ها در ازای کار و تلاش به دنبال کسب درآمد برای رفاه خود و خانواده بوده و هستند و برای کسب درآمد بیشتر حتی از ساعت استراحت و تفریح خود می کاهند.اما خیلی ها هم هستند بدون اینکه از جای خود تکانی بخورند، هم شغل چرب و چیلی داشته و هم سودشان از پارو بالا می رود!این افرادی کسانی هستند که سود خالص ناشی از فعالیت نداشته شان، بیشتر از درآمد بوده وبرای حفظ این موقعیت از همه دالان ها و پستوهای باورنکردنی و دور از ذهن تان،عبور می کنند.این افراد فرصت طلب، خودخواه و سودجود که متأسفانه در هر قشر و صنفی حضور دارند، با یک 2+2 ساده چنان یک شبه به ثروت هنگفت می رسند که محاسبه اش ،حتی برای ماشین حساب هم خوشایند است، چه برسد به خودشان!آنها سرمایه‌ داران بی‌درد و دلالان سودجو و فرصت‌طلبی هستند که نبض اقتصاد کشور در دست شان چه کُند بزند و چه تند، هر ثانیه پول های بی زبان این ملت است که راهی جیب هایی می شود که نه عرض دارد و نه طول و هر چه سود بیشتر شود، باز هم جا دارد مانند طمع بی پایان شان!به نظر شما چه می شود که گرانی از یک طرف کمر مردم را خم و از آن طرف دیسک کمر خفیف سرمایه دار را کم وعلاج می کند؟!این سرمایه داران هر روز بر روی یک گزینه دست گذاشته و برای تامین منافع خود در ابتدا با ایجاد جنگ روانی- رسانه ای وارد عرصه می شوند و تا رسیدن به اهداف بلند مدت خود، خون مردم را در شیشه می کنند.آنها حمایت و همراهی افرادی را در بدنه دولت دارند که به واسطه نزدیکی به آنها از هر گونه سوال و جواب در امان بوده و همچنان چهار نعل می تازند.یک روز سراغ دارو می روند . یک روز دیگر نانشان را در روغن کالاهای اساسی می کنند. روز بعد برق شگفت انگیز طلا هوش از سرشان می پراند و لحظه ای دیگر سراغ لبنیات رفته و حکایت گاوِ نُه مَن شیر را به رخ می کشند.اما یک سوال بزرگ که سوال همه مردم است، اینکه چرا دولت و مقام های نظارتی آستین را بالا نزده و به قول معروف &quot; کاری نمی کنند&quot;؟!مگر می شود صدای مردم به گوش دولتمردان نرسیده باشد؟!مگر خود آنها خرید نمی کنند و از گرانی ها بی خبرند؟!راستی نقش دولت درتعیین قیمت کالاها و خدمات در نظام اقتصادی تا کجاست؟!آیا مقصر این گرانی های سرسام آور دولت است و با این توپ چهل تکه، هم در زمین خود بازی می کند و هم در زمین سرمایه داران، تحریم و ...؟!آیا دولت قصد دارد از شاباش های عروس هزار داماد گرانی، خزانه خالی خود را پر کند به جبران کسری بودجه وهزینه هایی که دارد؟!نگارنده متن نه قصد دارد که اعتماد عمومی سلب شود و نه اینکه با سرمایه گذاران خصومت و پدر کشتگی دارد.زیرا آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است.نگارنده این متن معتقد است ، باز گذاشتن دست سرمایه گذاران و همه آنهایی که دستی برآتش اقتصاد این کشور دارند باید حد و مرزی داشته باشد.در این کشور تعدادی از سرمایه گذاران به واسطه نزدیکی به مقامات حکومتی و دسترسی آسان به منابع و اموال عمومی این کشور به راحتی آب خوردن، می توانند نبض های اساسی این کشور به ویژه در عرصه اقتصاد و معیشت خانواده ها را در دست گرفته و از گرانی های خود خواسته سود های کلان به جیب بزنند.و در این بازار وانفسای بدون نظارت و بازرسی از افزایش قیمت هایی که خودشان به وجود آورده اند، کیف شان کوک است.باید دست های پشت پرده این گرانی ها را شناخت و با عزمی راسخ و به دور از هر گونه اغماض و سهل انگاری، محاکمه و مجازات کرد. چیزی که مردم این کشور سال هاست آن را از دولتمردان خواسته اند.وظیفه تک تک دولتمردان است که در این مورد حساس، وارد عمل شده و به سهم خود نقش مهمی برای مهار گرانی های افسار گریخته داشته و در عمل ثابت کنند که براستی دغدغه خدمت رسانی به مردم به ویژه اقشار کم درآمد جامعه را دارند.در این زمینه ، دادستان کل کشور از ورود دادستانی به موضوع گرانفروشی ها ی اخیر خبر داد و گفت: گرانی‌های اخیر پشت پرده دارد که نهادهای امنیتی و اطلاعاتی هم باید به این موضوع ورود کنند.حجت الاسلام محمد جعفر منتظری، موضوع گرانفروشی در صلاحیت سازمان تعزیرات حکومتی است، اما ما اعلام کردیم به لحاظ اینکه مسئله گرانی‌ها برای مردم مشکلات زیادی ایجاد می‌کند، دادستانی هم در کنار سازمان تعزیرات به این موضوع ورود کند.وی افزود: یکی دو ماه است که به صورت افسار گسیخته گرانی در برخی از نیازهای مردم را مشاهده می‌کنیم، به نظر می‌رسد پشت پرده‌هایی دارد.دادستان کل کشور بیان کرد: پشت پرده‌های این گرانی‌ها را دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی باید دنبال کنند اما برخورد با گران فروشانی که بی ضابطه قیمت‌ها را بالا می‌برند جز وظایف و تکالیف سازمان تعزیرات حکومتی است. https://gilkhabar.ir/474441</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Sat, 13 Nov 2021 17:29:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وعده داده اند که نور چشمی ها به خط پایان برسند؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mojhganshefaati/%D9%88%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1-%DA%86%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B7-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AF-jiea119uz3kw</link>
                <description>مژگان شفاعتیوعده داده اند که نور چشمی ها به خط پایان برسند؟!قضیه از این قرار است که چند وقت پیش، مطلب کوتاهی درباره فساد های مختلف اقتصادی یا همان اختلاس ها که اکثرا از سوی مقامات نزدیک به افراد ذی نفوذ دولت صورت گرفته، نوشته بودم که عزیز بزرگواری،معتقد بود با توجه به روی کار آمدن دولت جدید، باید منتظر تحولات مثبت باشیم و با خوش بینی به آینده ای روشن چشم بدوزیم .از شما چه پنهان، حرفش را پذیرفتم وخواستم به چشم اندازهای تصورات مثبت، دلخوش باشم و داستان کلیدی که قرار بود هر در بسته ای را باز کند به باد فراموشی بسپارم ،اما؛ نشد!.چرا نشد؟!.ماجرا از وقتی شروع شد که عباسی،استاندار جدید گیلان در مراسم معارفه اش از گیلان به عنوان استانی که متأسفانه در حوزه &quot;فساد&quot; در رتبه‌های اول تا پنجم قرار دارد، یاد کرد و گفت: خط قرمز مدیران، بحث فساد اداری است، با خودکار قرمز اسامی مدیرانی که در ادارات دچار فساد مالی، رانت‌خواری و رفیق بازی هستند، اعلام خواهد شد، چرا که این امر مورد تأکید مکرر رئیس جمهور محترم نیز است.استاندار گیلان گفت: از مردم می خواهیم مدیران فاسد را معرفی کنند، زیرا رفیق بازی و فساد اداری در دکترین رئیس جمهور به عنوان رئیس دولت مردمی جایی ندارد و قطعا عامل نارضایتی مردم است.و همچنین آیت الله فلاحتی،امام جمعه رشت در خطبه های نماز جمعه از استاندار گیلان و شهردار رشت خواست تا &quot;فسادستیزی&quot; را سرلوحه کار خود قرار دهند.براستی تاکیدات مقامات استانی برای مبارزه با فساد در این استان را باید نادیده و نشنیده گرفت؟!.همه مسوولان اسبق و فعلی بهترمی دانند که ناکارآمدی مدیران سفارش شده و نور چشمی ها،چه بلاهایی را برسر گیلان آوار کرده است!.همان استانی که تلنباری از پروژه های اجرایی نشده، فقط بر روی کاغذ دارد!.همان استانی که ارتفاع زباله اش در سراوان دارد سر به فلک می زند و در طی 30 سال گذشته هر چه اعتبار به حلقومش ریخته اند، باز هم زباله پس داده!.همان گیلانی که روزگاری در رودخانه های زرجوب و گوهر رودش، از انعکاس چهره ات در آب گل از گلت می شکفت ولی ؛ اکنون بعد از 30 سال جرات نمی کنی از کنارش رد شوی!.همان استانی که روزگاری نه چندان دور، مرد و زنش در کارخانه های تولیدی ، نان بازوی خود را می خوردند ،حال به روزگاری دچار شده اند که نه زوری دارند و نه نانی!.روزها را کنار خیابان بساط شال و کلاه و روسری پهن می کنند که به خیال خود کلاه بگذارند بر سر خودشان که نان به خانه خواهند برد ،ولی چه نانی؟!. نانی که قدرت زور بازویشان نمی شود!.باره و بارها مسوولان وعده داده اند که قرار است نورچشمی ها به خط پایان برسند!.و حال سوال این است که آیا با روی کار آمدن دولت و کابینه جدید، آنهایی که تا نانشان در روغن فساد نچرخد به مزاج شان سازگار نیست، دست از پا درازتر، بساط شان را جمع کرده و راهی ناکجا آباد می شوند؟!.آیا کارکنان و مدیرانی که ره صد ساله را یک شبه با رانت خواری، کار چاق کنی،اختلاس و ...طی کرده اند به آنچه که طی این سال ها به دست آورده قناعت کرده و به جویدن نان جو راضی می شوند؟!.آیا همه آنهایی که با پرونده سازی های متعدد صوری، شیطان رجیم را به تعظیم در برابر خود وادار کرده اند و باعث تعطیلی کارخانه های متعدد، اخراج کارگران و در نهایت عامل روغن کاری چرخ های های به صدا درآمده اقتصاد این استان شده اند،می توانند تاوان سال ها رنج و درد خانواده های دردمند گیلان بدهند؟!.اینکه استاندار گیلان در بیانات خود از مردم خواسته تا مدیران فاسد را معرفی کنند، بسیار خوشایند است ولی؛ کافی نیست.آیا نهادی،مسوول نظارت بر عملکرد کارکنان و مدیران نیست؟!.آیا می توان پذیرفت که در فسادهای اقتصادی که اخبارش را می شنویم فقط یک یا دو نفر دخیل بوده اند؟!.آیا نباید نظارت ها و مبارزه با فساد به دست افرادی سپرده شود که خود دستی پاک برای به بند کشیدن دستانی آلوده داشته باشند؟!.بنابراین انتخاب و انتصاب مدیران لایق در این راستا بسیار کارگشاست نه مدیرانی که به واسطه نسبت قومی، حزبی و نزدیکی به سران دولت، سفارش و توصیه می شوند.شدت مبارزه با فساد در کشورمان آن‌گونه است که رهبر انقلاب در فرمان هشت ماده‌ای خطاب به سران قوا درباره مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی ضمن تأکید بر اینکه نباید هیچ تبعیضی در مبارزه با فساد دیده شود،تاکید کرد: « هیچ‌کس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود، هیچ شخص یا نهادی نمی‌تواند با عذر انتساب به این‌جانب یا دیگر مسؤولان کشور، خود را از حساب‌کشی معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد.» https://gilkhabar.ir/474230</description>
                <category>مژگان شفاعتی</category>
                <author>مژگان شفاعتی</author>
                <pubDate>Sat, 13 Nov 2021 17:24:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>