<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mojtaba</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mojinevesht</link>
        <description>خبرنگاری که محتوا تولید میکنه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:01:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3620077/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mojtaba</title>
            <link>https://virgool.io/@mojinevesht</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نمره 20 کلاس رو بیخیال؛ درس بزرگ «کامران و هومن» به دانشجوها</title>
                <link>https://virgool.io/@mojinevesht/%D9%86%D9%85%D8%B1%D9%87-20-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%D9%87%D8%A7-zah0tuu7ga7g</link>
                <description>«نمره بیست کلاسُ... نمی‌خوام، بهترین هوش و حواسُ... نمی‌خوام». همون طور که «کامران و هومن» به زیبایی در آهنگشون توضیح دادند، نه نمره 20 مهمه نه هوش بالا، «دوست صمیمی» است که مهم‌ترین نقش رو در زندگی یه دانشجو ایفا خواهد کرد. این رو نه تنها منی که به خاطر دوست صمیمیم روزنامه‌نگار شدم بهت میگم، بلکه دکتر «علی خوشگذران»، مدیر محصول متا هم تأییدش میکنه.دکتر خوشگذران مهمان نود و هفتمین قسمت پادکست «داستان زندگی من» با راهبری «ایمان خرمی‌نژاد» بودن که با یاد کردن از یه «محمود» نامی، مسیر زندگی‌شون رو شبیه به هم میدونه. محمود قصه ایشون در حال حاضر در اپل مشغول به کاره و دوستی‌شون به ترم اول در دانشگاه شریف بر می‌گرده.قصه زندگی کاری منم دقیقا مثل ایشونه. البته من دوست‌های زیادی در دانشگاه داشتم، اما اون کسی که وقت بیشتری رو باهاش می‌گذروندم آقای «میم» بود. خروجی سمپاد، علاقمند به مطالعه و روزنامه‌نگاری و تنها چیزی که براش مهم نبود، درس و دانشگاه :) یادمه ترم اول سر کلاس فیزیک یک، لپ‌تاپش رو باز کرده بود و داشت فیفا نصب می‌کرد! آقای میم بعد چند ترم در یکی از روزنامه‌های مطرح کشور مشغول به کار میشه و باز بعد چند ترم من رو هم به این وادی می‌کشونه. شاید اگر به جای میم، وقت بیشتری با شین می‌گذروندم، الان استاد یکی از دانشگاه‌های آمریکا شده بودم. یا با عین بیشتر می‌گشتم الان یه جوون آس و پاس می‌بودم.توصیه من به شما دانشجوها اینه که علاوه بر شناسایی علایق و استعدادهاتون، اهمیت بدید به اینکه بیشتر وقتتون رو دارید با چه کسی می‌گذرونید. شبکه‌سازی که در دوران دانشگاه انجام می‌دید، آینده شغلی شما رو رقم خواهند زد. اگر درباره شناسایی استعداد یا بحث شبکه‌سازی دوست داشتید بیشتر بنویسم، حتما برام کامنت بذارید.</description>
                <category>Mojtaba</category>
                <author>Mojtaba</author>
                <pubDate>Sat, 16 Nov 2024 12:07:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اتفاقات بد در کنترل من نیستن، اما رفتار من باهاش چرا!</title>
                <link>https://virgool.io/@mojinevesht/%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D9%85%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B4-%DA%86%D8%B1%D8%A7-yblnlwdlczky</link>
                <description>خراب شدن ماشین یکی از بدترین اتفاقات ممکن برای منه، چون باید هم وقت و هم پولم رو صرف درست کردن خودرویی کنم که مال من نیست. این خودرو خانوادگی هر سال یک بار تقریبا به یه مشکل بزرگی می‌خوره و اولین مواجهه من هم باهاش اعصاب خردی و گفتن «ای بابا گندش بزنن هست».تا قبل اینکه کتاب «بترس و اقدام کن» رو بخونم، مواجهه‌ام با اتفاقات بد یه چیزی مثل سراومدن دنیا و قیامت شدن بود. تا چند وقت اعصابم خرد می‌شد و به قول معروف «خود خوری» می‌کردم. امروز اما ماشین خراب شد و من این طور بودم که خب اتفاقه دیگه، برای همه پیش میاد.«روث سوکاپ» در کتاب «بترس و اقدام کن» با اشاره به اینکه «زندگی همیشه عادلانه نیست» و همه با مشکل تو زندگی‌شون روبه رو میشن این رو به خوانند یادآوری می‌کنه که «تنها چیزی که می‌توانی کنترل کنی، خودت هستی».دخترش یه دامن خیلی خوشگل داره که هر روز اون رو برای مدرسه می‌پوشه، اما یک روز صبح در هنگام صرف صبونه، مربا میریزه روی دامنش و پاک کردنش در عرض چند دقیقه ممکن نیست. سوکاپ به دختر بچه 11 ساله‌ای که از کثیف شدن دامنش ناراحته میگه تو می‌تونی اجازه بدی مربا برنده باشه و امروزت رو خراب کنه یا تو با عوض کردن دامنت و طبیعی دونستن این ماجرا، برنده بشی.اگر اجازه بدهی یک مشکل، روز تو را خراب کند، در واقع به خودت آسیب زدی نه به اون. باید این مسأله رو نادیده گرفت و ازش رد شد. معمولا در مواجهه با مشکلات می‌افتیم رو دنده لج که اوکی این روزم رو خراب کرد، همه‌ش نشخوار فکری می‌کنیم، ناراحتیمون رو با رفتار بد به دیگران منتقل می‌کنیم و تو یه لوپ باطلی می‌افتیم.رادیات ماشین خراب شده و آب روغن قاطی کرده؟ هر ماشینی خراب میشه و باید براش هزینه کرد. چندبار پیش هم ماشین خراب شده، اما زندگی ادامه داشته. بهتره وقت و فکرم رو صرف کارایی کنم که کنترل روشون دارم و زندگیم رو بهتر کنم :)شما هم با چنین مشکلی روبه رو هستی؟ خاطره‌ای داری باهام در میون بذاری و درباره‌ش صحبت کنیم؟ تو کامنت‌ها منتظرت هستم.من مجتبی‌ام، یه خبرنگار که تولید محتوا می‌کنه و احتمالا اینجا بیشتر از کتاب‌هایی بنویسم که مطالعه‌شون می‌کنم.</description>
                <category>Mojtaba</category>
                <author>Mojtaba</author>
                <pubDate>Fri, 08 Nov 2024 11:34:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>