<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مجتبی حاجی جعفری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mojtaba.hajijafari</link>
        <description>روابط‌عمومی‌چی | پژوهشگر رسانه‌های اجتماعی و فضای مجازی | علاقه‌مند به برنامه‌نویسی، اطلاع‌نگاری و گرافیک | در تلاش برای کارآفرینی رسانه‌ای</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-01 11:29:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/31278/avatar/6ypcz0.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مجتبی حاجی جعفری</title>
            <link>https://virgool.io/@mojtaba.hajijafari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>راهنمایی برای روابط‌عمومی علم خوب</title>
                <link>https://virgool.io/modiresane/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%A8-sbvbhxrh3zam</link>
                <description>راهنمای پیش رو برای همه کسانی طراحی شده است که درگیر ارتباطات علم نهادی هستند. روابط‌عمومی علم یکی از فرایندهای متنوع تعاملی است که ارتباطات علم نهادی را شکل می‌دهد. ما روابط‌عمومی را به‌مثابه شیوه‌ای درک می‌کنیم که نهادها در بستر آن، ارتباطات خود را با شرکای درونی و بیرونی گفتگویشان به‌دقت شکل می‌دهند. روابط‌عمومی علم، هم درباره علم به‌صورت کلی و هم برای نهادی که علم را نمایندگی می‌کند، سخن می‌گوید.علم بر دامنه وسیعی از زندگی شخصی و اجتماعی اثر دارد. علم از بنیادهای توسعه و تصمیمات سیاسی، اقتصادی و شخصی است. علم با ارائه بینش‌ها، فناوری‌ها، رویه‌ها و شیوه‌های تفکر درباره امور و اشیاء، جامعه را تغییر می‌دهد. هم‌زمان نیز به‌صورت نظام‌مند نتایج، روش‌ها و فرضیه‌های خود را آزمایش می‌کند. علم با تخصصی شدن و پیچیدگی‌های فزاینده شناخته می‌شود؛ بنابراین برای بسیاری از مردم ارزیابی فرصت‌ها و تهدید‌های آن و شناخت تعارض‌های ممکن‌های آن به‌صورت فزاینده‌ای دشوار است.درحالی‌که برخی شهروندان خود را از این فرایند جدا حس می‌کنند، دیگران نگرشی انتقادی به علم را توسعه می‌دهند. افراد زیادی نیز به‌صورت روزافزون خود را نه‌تنها به‌عنوان ذی‌نفع یا یادگیرنده بلکه به‌عنوان مشارکت‌کننده در آن می‌بینند. آنها می‌خواهند که تأثیری داشته باشند. رسانه‌های اجتماعی ابزارهای مؤثری برای آنها جهت انجام این کار فراهم می‌کند. خواه این که به‌صورت وبلاگ باشد، یا فروم‌های بحث، ابتکارهای شهروندی یا پروژه‌های علمی شهروندی باشد. اینها منابع زیاد و متنوعی از اطلاعات و همچنین تا حدودی نتایج و جمع‌بندی‌های متناقض را فراهم می‌کنند.شهروندان هم می‌توانند باعث پیشرفت علم شوند و هم مانع آن، هم می‌توانند تصمیم بگیرند تا به آن اعتماد کنند و یا نکنند؛ بنابراین اطلاعات قابل‌اعتماد از قلمرو علم و درباره آن به چیزی بااهمیت‌تر تبدیل می‌شود. آنچه به همان اندازه بزرگ و بااهمیت است، مسئولیتی است که توسط ذی‌نفعان متعدد درگیر در ارتباطات علم به عهده گرفته شده است. چارچوب شرایط نه صرفاً به‌خاطر پیشرفت‌های علم و جامعه، تغییریافته است. روزنامه‌نگاری برحسب منابع در حال تحلیل‌رفتن، کمتر توانایی برآورد انتقادی از اعتمادپذیری اطلاعات را دارد. همچنین روابط‌عمومی علم فرصت‌های بیشتری برای دسترسی مستقیم به شهروندان در اینترنت از طریق رسانه‌های اجتماعی و یا از طریق رویدادها و نمایشگاه‌ها را دارد. این امر منجر به افزایش انتظارات باتوجه‌به قابلیت درک و کیفیت اطلاعات و خدمات فراهم‌شده، گشته است.تغییرات ناگهانی، فراخوان‌هایی برای مرور یا بازآرایی رویه‌های جاری ارتباطات علم است. راهنماهایی که در ادامه می‌آیند برای به‌حساب‌آوردن آن توسعه‌یافته است.روابط‌عمومی علم خوب یعنی؛· تقویت آگاهی و احترام به مواضع همه ذی‌نفعان درگیر. این امر چشم‌اندازی به روی علم در رشته‌های مختلف آن باز می‌کند و درک نسبت به روش‌های کاری و دیدگاه‌های دانشمندان را افزایش می‌دهد.· درک سؤالات، نیازها و احساسات (و ترس‌ها و تعصبات احتمالی) شهروندان و وارد کردن آنها در نظام علمی و نهادهای تصمیم‌گیر آن. از گفتگو بین علم و جامعه حمایت می‌کند و آن را ترویج می‌دهد.· تلاش در جهت درک سؤالات و نیازهای روزنامه‌نگاران حوزه نهادهای علمی. این امر دانشمندان را تشویق می‌کند تا با نمایندگان رسانه‌ها تعامل کنند.· هدف‌گذاری برای استخراج موارد مرتبط با جامعه از انبوه اطلاعات موجود. ملاک انجام این کار نباید صرفاً نفع شخصی باشد.· چسبیدن به حقایق. هنگام ارائه موفقیت‌های تحقیقاتی اغراق نمی‌کند و خطرات را نیز نه بی‌اهمیت جلوه می‌دهد و نه پنهان می‌کند. از ارائه اطلاعات به‌گونه‌ای که ترس یا امیدهای بی‌اساس را برانگیزد اجتناب می‌کند. فرایندهای تحقیقاتی را صریح به تصویر می‌کشد و در صورت امکان، دسترسی آزاد به منابع علمی را فراهم می‌کند. روابط‌عمومی علمی خوب، گفتگو در مورد فرصت‌ها و خطرات مربوط به روش‌ها و نتایج علمی را تقویت و هماهنگ می‌کند.· روشن کردن حدود ادعاها و روش‌های تحقیق. اهمیت اطلاعات خاص را برای علم و جامعه ارزیابی می‌کند و آنها را در بافت شرایط کنونی تحقیق بر اساس استانداردهای یکپارچگی علمی می‌سنجد. روابط‌عمومی علم منابع و مخاطبین را نام می‌برد. در مورد منافع ذی‌نفعان و روابط مالی شفاف است. فعالانه این اطلاعات را از دانشمندان می‌خواهد.· تشویق دانشمندان به صحبت کردن درباره خودشان، انگیزه‌ها و کارشان. شهروندان به چیزی بیش از حقایق و اطلاعات علاقه‌مند هستند. آنها همچنین می‌خواهند در مورد فعالیت علمی به‌عنوان یک فرایند و در مورد افراد درگیر در آن بدانند.· اطمینان از پردازش و ارسال اطلاعات برای پاسخگویی به نیازهای گروه‌های هدف خاص. از ابزارها و کانال‌های مناسب برای کار خاص استفاده می‌کند و از زبان قابل‌فهم استفاده می‌کند.· درگیر خوداندیشی و خودانتقادی شدن. به طور استراتژیک و بر اساس ارزش‌های تعریف‌شده عمل می‌کند و استانداردهایی برای کیفیت کار، رویه‌ها و نتایج آن مشخص می‌کند. کارایی تلاش‌های خود را ارزیابی می‌کند و از اقدامات غیرضروری یا بی‌اثر اجتناب می‌کند. در مورد نقش و روش‌های خود شفاف است.· تابع تغییرات اجتماعی بودن و تنظیم مستمر اهداف، استراتژی‌ها و اقدامات بر اساس ارزش‌های خود؛ بنابراین به دنبال تبادل اطلاعات و همکاری با دیگران در حوزه ارتباطات علم است. از بحث‌های ملی و بین‌المللی در مورد شیوه‌ها و تحقیقات در روابط‌عمومی علم برای کار خودش استفاده می‌کند. این امر مبادله و همکاری بین نهادها و همچنین گفتگو با همه طرف‌های درگیر را ترویج می‌کند.این راهنما توسط یک گروه کاری بین‌نهادی که توسط Wissenschaft im Dialog و Bundesverband Hochschulkommunikationسازماندهی شده بود، تهیه شده است.</description>
                <category>مجتبی حاجی جعفری</category>
                <author>مجتبی حاجی جعفری</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jan 2022 10:43:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علم نیازمند روابط‌عمومی است</title>
                <link>https://virgool.io/modiresane/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-dg4jv3jtpuvg</link>
                <description>این مقاله نوشته رابرت سیمپسون[1]، رئیس و مدیرعامل شرکت PR Associate و همچنین عضو شورای نویسندگان وبگاه فوربس است.به نظر می‌رسد این روزها علم از نگاه افکارعمومی شکست‌خورده است. در پیمایش اخیر «3ام استیت آو ساینس»[2]، ۳۲ درصد افراد پیمایش‌شده بر این باورند که اگر علمی وجود نداشت، زندگی‌شان تفاوت چندانی نمی‌کرد. در سراسر جهان می‌بینیم که هشدارهای ایمنی پایه مثل ماسک زدن برای پیشگیری از گسترش بیماری کووید ۱۹ به دلیل فقدان اعتقاد به توصیه‌های علمی مقامات بهداشتی، نادیده گرفته می‌شود. اگر این مثال‌ها دلیل کافی برای نگرانی نباشد، مقاله‌ای که اخیراً توسط اداره ملی پژوهش اقتصادی منتشر شده است، نشان می‌دهد که از نظر تاریخی، اعتماد به دانشمندان و مزایای کارهای آنها پس از پاندمی‌های جهانی به طرز معناداری کاهش‌یافته است. پس چرا به‌رغم همه شواهد در دسترس، مردم عدم اعتماد به علم را انتخاب کرده‌اند؟ چالش روابط‌عمومی‌ها در اینجا نهفته است.تلاقی ضروری اذهان: علم و ارتباطاتهمان‌طور که دانشمندی به نام «کیت پرت»[3] در مقاله سال ۲۰۱۲ خود خاطرنشان ساخته است، یکی از موضوعات بزرگ و دیرینه در ارتباط با درک عمومی از علم، فقدان ارتباطات خوب است. بیشتر اکتشافات علمی به طبع پیچیده و نتیجه سال‌ها کنکاش و پیشرفت‌های فزاینده هستند که توضیح آنها را به افراد غیرمتخصص و عامی دشوار می‌سازد. دانشمندی که ارتباط‌گر خوبی هم باشد، نادر است و دانشمندان غالباً برای انتقال اهمیت و اثر کارهایشان دچار کشمکش هستند. به‌هرحال، متأسفانه زمانی که صدای علمی کم است، صدای ضد علم‌ها - نادیده‌انگاری، ترس، و شایعات - به‌صورت فزاینده فضای خالی را پر می‌کند.این رویه باید تغییر کند. همان‌طور که پرت نوشته است، بدون ارتباطات شفاف و دقیق پیرامون اکتشافات و پیشرفت‌های علمی، حوزه‌های مطالعاتی «به‌مثابه قلمرویی بسته و نخبه‌گرایانه دیده می‌شوند و عموم مردم احساس باخت، محرومیت و سوءظن خواهند کرد. علم زمان زیادی است که روابط‌عمومی، بازاریابی و برندسازی شخصی را نادیده گرفته است». من هم باور دارم که مردم در حال حاضر گرایش بیشتری به قبول نظریه‌های توطئه در فیس‌بوک دارند تا نظرات مسئول بهداشت عمومی محلی‌شان. حالا ما اثر همه اینها را می‌بینیم.همیشه این طور نبوده است. در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی، به علم در دوران روزهای پرشور سفرهای فضایی، واکسیناسیون و موفقیت‌های پزشکی، با احترام و شگفتی نگریسته می‌شد. می‌توانیم به این مقاله تلخ و تکان‌دهنده سال ۲۰۱۰ «ریک ای. بورچلت»[4]، «لین تی. فریدمن»[5] و «ارل هالند»[6] نگاه کنیم که در آن به بررسی چرایی عدم الهام‌بخشی علم به‌مثابه یک امر متهورانه برای اعتماد عمومی پرداخته‌اند تا بینش‌هایی از این سقوط به دست آورند. روشن است که باید شکاف اعتماد عمیقی که میان دانشمندان و عموم مردم غیرمتخصص به‌ویژه درباره مسائل مورد توجه جهانی همچون کووید ۱۹ و واکسیناسیون بروز کرده است را نشان دهیم.ستاره در حال سقوط روزنامه‌نگاری علمیکی دیگر از موضوعات مهمی که اعتقاد دارم منجر به بین بردن اعتماد عمومی به علم شده است، سقوط روزنامه‌نگاری قدرتمند تحقیقی است. رسانه‌های سنتی تا حدی به دلیل رکود عمومی و پوچ شدن الگوی تأمین مالی مرسوم، روزنامه‌نگاران علم تمام‌وقت خود را به همراه دیگر متخصصان و حتی گزارشگران عمومی‌شان را مرخص کردند.پیمایش نیچر از 493 روزنامه‌نگار علم نشان داد که شغل‌های زیادی در این بخش از دست رفته‌اند و میزان کار آنهایی که باقی‌مانده‌اند، افزایش‌یافته است. روزنامه‌نگاری علم در دهه 80 و اوایل دهه 90 میلادی رونق گرفت. آمریکا در سال 1989 از اینکه 95 روزنامه بخشی اختصاصی برای علم داشتند به خود می‌بالید. بااین‌حال خیلی زود مشخص شد که منفعت روزنامه از صفحات علمی نیست و به‌محض این که اینترنت شروع به بلعیدن درآمد تبلیغات – به عنوان نیروی حیاتی رسانه‌های سنتی - کرد، تعداد روزهایی که بخش‌های اختصاصی علم منتشر می‌شد نیز کاهش یافت.نیاز رسانه‌های جریان اصلی به محتوای علمی دقیق و سریع در شرایط تحت‌فشار امروزی، اصولاً توسط واحدهای روابط‌عمومی برآورده می‌شود. پیمایش نیچر نشان می‌دهد که بیانیه‌های مطبوعاتی تبدیل به منبع اصلی ایده‌های گزارش و خبر روزنامه‌نگاران علم شده‌اند و حدود 39 درصد از آنها به طور معمول مستقیماً از آنها نقل‌قول می‌کنند. این نقل‌قول مستقیم به آن دلیل است که علم پیچیده است و زمانی که اطلاعات پیچیده باشد، مردم بر اساس ارزش‌ها و باورهایشان تصمیم می‌گیرند. سپس به دنبال تأیید نگرش‌ها یا باورهایشان می‌روند و تفاوتی ندارد که چقدر این دیدگاه غیرمنطقی است و اطلاعاتی را که با آن نگرش‌ها و باورها در تضاد باشد را رد می‌کنند.حمایت کثرت‌گرایانه ... یا بی‌توجهی؟سومین چالشی که روابط‌عمومی خوب و علم با آن مواجه هستند، ماهیت پراکنده چشم‌انداز ارتباطاتی مدرن است. اتاق پژواکی که ما امروزه در عادت‌های مصرف رسانه‌ای می‌بینیم که به‌موجب آن مردم به دنبال اخبار و افکاری هستند که با باورهایشان هماهنگ است و در نتیجه آنها را تقویت می‌کند. الگوریتم‌های رسانه‌های اجتماعی ترجیحات ما را یاد می‌گیرند و محتوای مناسب ما را تهیه می‌کنند، که چرخه بازخورد را تقویت می‌کنند؛ بنابراین آنها که به شبه‌علم باور دارند، باورهای اشتباه خود را تأیید می‌کنند و به نوبه خود اطلاعات غلط را در چرخه‌های ارتباطی خودشان منتشر می‌کنند.درحالی‌که نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اعتماد عمومی به علم از زمان پاندمی کووید 19 به‌صورت متعادلی رشد کرده است، ما هنوز با چالشی عظیم مواجه هستیم، چالشی که باید با هم با آن روبرو شویم. اگر چیزی در سال گذشته آموخته‌ایم آن است که هیچ چیزی نمی‌تواند بدیهی گرفته شود و زندگی ما در هر آن می‌تواند به هم بریزد. باید کاری کنیم تا مطمئن شویم ارزش علم درک می‌شود و این ارزش برای تضمین تداوم آن در پیشرفت سلامت انسان و سیاست عمومی، جدی گرفته می‌شود. این به معنای ارتباطاتی شفاف و دقیق است که همه افراد بتوانند درک کنند و آن را باور کنند.[1] Robert Simpson[2] 3M State of Science Survey[3] Kate Pratt[4] Rick E. Borchelt[5] Lynne T. Friedmann[6] Earle Holland</description>
                <category>مجتبی حاجی جعفری</category>
                <author>مجتبی حاجی جعفری</author>
                <pubDate>Mon, 20 Dec 2021 12:51:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینترنت دو پاره: چالش ظهور اینترنت چینی</title>
                <link>https://virgool.io/modiresane/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D9%86%DB%8C-j70xpzahwfdn</link>
                <description>این نوشته بخشی از گزارشی است که برای مرکز پژوهش سیاستهای فضای مجازی دانشگاه تهران نوشتم. خواستم تا این متن را به عنوان اولین نوشته در ویرگول منتشر کنم. در حال توسعه مطلب برای انتشار علمی آن نیز هستم. چالش میان چین و آمریکا، امری جدید نیست. اما چالش آنها در حوزه فضای مجازی و اینترنت در حال بروز و ظهور در سطحی فراگیری و بنیادی است. در جدیدترین تحولات در این میان، اریک اشمیت[1]، مدیرعامل سابق گوگل و مدیر اجرایی شرکت آلفابت[2]، پیش بینی کرده است که «در دهه آینده شاهد دو اینترنت متمایز از هم خواهیم بود: یکی تحت هدایت آمریکا و دیگری تحت هدایت چین». اشمیت در پاسخ به سوالی پیرامون شانس شکل‌گیری چند اینترنت مجزا طی 10 یا 15 سال آینده، می‌گوید: «در حال حاضر محتمل‌ترین سناریو متلاشی‌شدن اینترنت نیست، بلکه دو پاره شدن اینترنت و تقسیم آن به اینترنت چینی با هدایت چین و اینترنت غیرچینی به رهبری آمریکا است». اشمیت اشاره می‌کند که «اینترنت چین درصد زیادی از تولید ناخالص داخلی چین است که عدد بزرگی نسبت به درصد مشابه در ایالات متحده آمریکا است، که آن نیز عدد بزرگی است»[i]. اشمیت معتقد است که «جهانی‌شدن به معنی آن است که آنها نیز می‌توانند بازی کنند. فکر می‌کنم در آینده نزدیک شاهد بروز و ظهور رهبری فوق‌العاده چین در توسعه و ارائه محصولات و خدمات خواهیم بود». از نظر اشمیت خطر مهم آن است که «همراه با آن محصولات و خدمات، رژیم رهبری متفاوت حاکمیت نیز با سانسور، کنترل و غیره نیز خواهد آمد». اشمیت در ادامه به پروژه «ابتکار کمربند و جاده»[3] یا همان «کمربند اقتصادی جاده ابریشم»[4] اشاره می‌کند که «حدود 60 کشور را درگیر می‌سازد و کاملا ممکن است که این کشورها شروع به ایجاد و اخذ زیرساخت‌هایی که چین دارد کنند و در این میان برخی آزادی‌ها را نیز از دست بدهند»[ii]. البته چنین نگاهی صرفاً از سوی یک مدیر خصوصی سطح بالا در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات غرب است. مسأله آینده اینترنت در میان تقابل‌ها و رقابت‌های چینی – آمریکایی را می‌توان در دو بعد مورد توجه و مطالعه قرار داد؛ از یک سو می‌توان بر قدرت‌یابی چین در حوزه اقتصاد و تأثیر آن بر تقویت قدرت اقتصادی-سیاسی چین در توسعه زیرساخت‌های لازم برای توسعه و شکل‌دهی به اینترنتی مجزا اشاره کرد، و از سوی دیگر می‌توان به جذابیت‌های بازار بزرگ اینترنت چین برای شرکت‌های خارجی به‌خصوص ابرشرکت‌هایی همچون «فیسبوک، اپل، آمازون، نتفلیکس و گوگل»[5] جهت ورود به این بازار توجه کرد.   قدرت‌یابی چین در حوزه اقتصادیک رویکرد به مسأله دو پاره شدن اینترنت، قدرت‌یابی چین در حوزه اقتصاد است. در واقع از سویی رشد و توسعه مداوم چین در حوزه اقتصاد، منجر به تأثیرگذاری بیشتر چین در مناسبات جهانی از جمله حکمرانی و توسعه اینترنت شده است. این قدرتمندی اقتصادی می‌تواند منجر به شکل‌دهی الزامات مورد نیاز خود برای حاکمیت بر اینترنت نیز گردد. در واقع کشورهای مختلف طرف اقتصادی چین، به‌خصوص آنها که اقتصاد وابسته‌تری به چین دارند، ممکن است تحت حاکمیت اینترنتی چین قرار گیرند و مجبور به استفاده از زیرساخت‌های ارتباطی و خدماتی و محتوایی چینی گردند. چین یک قدرت بزرگ اقتصادی در جهان امروز است. امروزه بسیاری از کشورهای در ارتباطات تجاری گسترده با چین قرار دارند. چین به لحاظ اقتصادی آنچنان قدرتی به دست آورده است که در جنگ تعرفه های اخیر با ایالات متحده آمریکا، توان هماوردی دارد و می‌تواند در مقابل اقدامات تعرفه‌ای آمریکا، اقدامات متقابل را انجام دهد. از سوی دیگر چین طرح های بزرگ اقتصادی فراوانی در حوزه بین الملل دارد. از جمله آنها می‌توان به پروژه ابتکاری کمربند و جاده یا همان جاده ابریشم اشاره کرد. این پروژه به‌دنبال توسعه سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های اقتصادی بیش از 60 کشور جهان است که از سال 2013 توسط چین آغاز شده است. هدف از این پروژه توسعه ظرفیت‌های تجاری میان چین و کشورهای مورد سرمایه‌گذاری است. این طرح ابتکاری در واقع دو پروژه جاده ابریشم در مسیر زمینی و و مسیر دریایی است.در حال حاضر در حدود 65 کشور در این پروژه درگیر هستند. این پروژه به صورت تقریبی بیش از 4.5 میلیارد نفر از جمعیت جهان که به‌صورت تقریبی حدود 63 درصد جمعیت جهان می‌شود را دربرمی‌گیرد. بر اساس آمار، تولید ناخالص مجموع کشورهای درگیر در این پروژه بالغ بر 23 تریلیون دلار است. از سوی دیگر حجم مبادلات اقتصادی میان چین و این کشورها نیز در بین سال‌های 2014 تا 2016 بالغ بر 3 تریلیون دلار بوده است. هزینه تخمینی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های این پروژه‌ها در بخش‌های در حال توسعه آسیا و اقیانوسیه تا سال 2030 بالغ بر 26 تریلیون دلار است که چین یک تریلیون دلار آن را تأمین می‌کند. شکل‌گیری و توسعه ابتکاری که منجر به درگیری حدود یک سوم کشورهای جهان به‌صورت مستقیم در پروژه‌ای اقتصادی می‌شود، می‌تواند در حوزه‌های دیگر از جمله اینترنت نیز تأثیرگذار باشد. این تأثیرگذاری را می‌توان در دو بعد مورد توجه قرار داد؛ 1. نیاز به توسعه زیرساخت‌های ارتباطی برای تقویت و تأمین پایداری و امنیت تعاملات تجاری و اقتصادی، و 2. توسعه اقتصاد دیجیتال بین‌الملل در حوزه کشورهای فعال در این پروژه و رشد و توسعه خدمات اینترنت در راستای تقویت این پروژه.از سوی دیگر، در اقتصاد دیجیتال چین شاهد رشد و توسعه فراوانی به‌خصوص در حوزه کسب‌و‌کارهای نوین هستیم. چین نه تنها در عرصه کلان اقتصادی- سیاسی اینترنت، بلکه در حوزه خدمات و محتوا نیز در حال تسخیر بازار است. بر اساس آمار وبگاه اینوستوپدیا[6]، پنج شرکت بزرگ فناوری اطلاعات و ارتباطات و اینترنتی چین عبارتند از: 1. چاینا موبایل[7]، 2. تن‌سنت[8]، 3. علی بابا[9]، 4. بایدو[10] و 5. شیائومی[11]. هرچند این شرکت‌ها بر اساس آمار جهانی مالی در صدر فهرست برترین شرکت‌های فناوری اطلاعات جهان نیستند، اما گستره کاربران و مشترکان، آنها را در صدر شرکت‌ها قرار داده است. به‌عنوان مثال شرکت «چاینا موبایل» بیش از 800 میلیون نفر مشترک دارد که از این لحاظ بزرگترین شرکت تلفن جهان است. «تن‌سنت» یک شرکت چینی در حوزه شبکه‌سازی اجتماعی است که برنامه کاربردی موبایل «ویچت» آن شرکت بیش از یک میلیارد کاربر دارد. وبگاه شبکه‌سازی اجتماعی آن یعنی «کیوزون» در حدود 630 میلیون کاربر و سرویس پیام‌رسان آن بیش از 820 میلیون کاربر ماهانه دارد. «علی‌بابا» بزرگترین خرده‌فروشی آنلاین جهان است که بیش از دو برابر مجموع سایت‌های «آمازون» و «ای بِی»، کالا عرضه کرده است. «بایدو» دیگر شرکت بزرگ فناور چینی، قدرت بلامنازع در بازار جستجوگرهای وب در چین است. بیش از 73 درصد کاربران چینی از بایدو استفاده می‌کنند. از سوی دیگر این شرکت تعداد زیادی محصولات نرم‌افزاری رایگان را با هدف بازار آسیا تولید و عرضه کرده است. در نهایت نیز «شیائومی» که به‌عنوان اپل چین شناخته می‌شود، قرار دارد. در پایان سال 2014 شیائومی با ارزش تقریبی 45 میلیارد دلار باارزش‌ترین شرکت بخش خصوصی در حوزه فناوری جهان بود. بررسی همین پنج شرکت بزرگ چینی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات و اینترنت نشان می‌دهد که گام‌های چین در بخش دولتی و بخش خصوصی، گام‌هایی قوی برای تسخیر بازار و شاید در آینده تسلط بر بازار باشد. شرکتی که دارای مشترکان تلفنی بیش از 800 میلیون نفر است، به‌راحتی می‌تواند مشتریان بیشتری را نیز تحت پوشش خود قرار دهد. یا با توجه به تجربه‌های پیشین مشابه، روش بایدو در انحصار و قبضه بازار با استفاده از نرم‌افزارهای کاربردی رایگان می‌تواند منجر به انحصاری شود که غول‌های فناوری جهان از جمله گوگل را در بازار جستجوگرها با مشکل مواجهه کند. و همچنین سرمایه‌گذاری بالای چینی‌ها در توسعه و رشد فناوری‌های فضای مجازی و توسعه زیرساخت سخت‌افزاری و نرم‌افزاری آن می‌تواند منجر به ظهور قدرت جدیدی در فضای مجازی با حاکمیتی مجزا از نظام فعلی شود. بازار بزرگ اینترنت چین و غول‌های اینترنت جهانچین و جمعیت بزرگ آن آنچنان چشم‌گیر است که هیچ کسب‌وکار و تجارتی نمی‌تواند از آن چشم پوشی کند. در حوزه اینترنت نیز این امر کاملا مشخص است. چین بیش از هر کشور دیگری کاربر اینترنت دارد. در حال حاضر بر اساس آمار سال 2018 تعداد کاربران اینترنت چین برابر با 802 میلیون نفر است که در حدود 788 میلیون نفر آنها از اینترنت موبایل استفاده می‌کنند. ضریب نفوذ اینترنت در چین در حدود 60 درصد است که این نشان از قابلیت توسعه دسترسی بیشتر برای بازار بزرگ اینترنت چین نیز است. در حالی که این رقم با توجه به ضریب بالای نفود اینترنت در آمریکا که 89 درصد است، برابر با 292 میلیون نفر است. مسأله قابل توجه پرداخت موبایلی در اقتصاد دیجیتال چین است که برابر با 527 میلیون نفر در چین از این فناوری استفاده می‌کنند که در حدود 37 درصد ضریب نفوذ پرداخت موبایلی است. در حالی که در آمریکا این میزان تنها 15 درصد و تقریبا یک دهم چینی‌ها و برابر با 48 میلیون نفر است.  در بازار بزرگ جستجوگرهای اینترنتی گرچه رقیب بلامنازع در سطح جهانی گوگل است، که در آمریکا حدود 86 درصد کاربران از آن استفاده می‌کنند و در اروپا در حدود 91 درصد کاربران، اما گوگل اساساً در چین حضوری ندارد. بایدو در چین با حدود 74 درصد پیشتاز است. و بعد از آن نیز رقبای محلی همچون «شنما»، «هائوسو» و دیگر موارد قرار دارند. از این رو گوگل پروژه ویژه‌ای برای بازار بزرگ اینترنت چین تدارک دیده است؛ «پروژه دراگون فلای» یا «پروژه سنجاقک»[12]. پیچای، مدیرعامل گوگل، در جلسه‌ای داخلی در گوگل اظهار علاقه کرده بوده است که گوگل خدماتش در چین را گسترش دهد[iii]. اظهارات پیچای که به نحوی به رسانه ها درز کرد، و در پی آن واکنش‌های درون‌سازمانی و برون‌سازمانی فراوانی نسبت به این گزارش در نشریه اینترسپت، مطرح شد که در اوایل ماه اوت شرکت گوگل به صورت مخفیانه نسخه‌ای سانسور‌شده از موتور جستجوی خود را برای راه‌اندازی در چین ساخته است. این نسخه با عنوان «پروژه سنجاقک» مطرح شده است، تلاش می‌کند تا نتایج جستجو درباره سوالات حساس، همچون «اعتراضات صلح‌آمیز» یا «سرکوب» را مسدود کند یا نتایج جستجوی خاصی در صفحه نخست نمایش دهد. هرچند گوگل گفته است که به‌دلیل جنگ تجاری فزاینده بین ایالات متحده و چین روند این کار کند شده است، اما بن گومز، مدیر موتور جستجوی گوگل، در ماه می گذشته در یک نشست گفت: «باید آماده ارائه اپ جستجوگر چینی در کوتاه مدت باشند»[iv].گوگل نمونه پررنگ شرکت‌ها و سازمان‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات و اینترنتی هستند که بازار بزرگ چین را یا به دلایلی همچون حقوق بشری از سوی خودشان یا به دلیل فیلترینگ چین از سوی دولت چین، از دست داده‌اند. «گوگل چین را در سال 2010 ترک کرد و صدها میلیون نفر از کاربران اینترنت این بازار را نادیده گرفت»[v]. از سوی دیگر گوگل اپ ترجمه زبان خود را در چین سال پیش منتشر کرد. این شرکت اعلام کرد تعداد کاربران این برنامه در چین در پنج ماه اول سال رشد 400 درصدی داشته است. هرچند شرکت‌های بزرگ همچون گوگل چالش‌های بزرگی در بازار بزرگ چین دارند، از جمله «مقررات سانسور سخت و افزایش توجه شرکت‌های فناوری خارجی به این بازار» اما بازار بزرگ چین، شدیداً مورد توجه گوگل قرار دارد. جمع‌بندیبنابراین توسعه و رشد اقتصادی گسترده چین و همچنین اجرای پروژه‌های بزرگ بین‌المللی همچون راه ابریشم و راه دریایی ابریشم از یک سو، و از سوی دیگر بازار چند صد میلیونی بکر چین که با ضریب نفوذ تقریبا 50 درصدی بیش از هر کشور دیگری کاربر بالفعل دارد برای شرکت‌های فناور فضای مجازی جهان، چشم‌اندازی را ترسیم می‌کند که اینترنت در آینده می‌تواند تحت تأثیر این فضا، دارای حاکمیتی دوگانه یا اساساً اینترنتی دوتکه یا دو پاره هرچند اسماً تحت یک حاکمیت بی‌نظام باشد. چین می‌تواند با توجه به قدرت اقتصادی خود زیرساخت‌های ارتباطی خود را برای فعالیت‌های تجارت بین‌المللی خود فراهم کند. در امتداد آن می‌تواند استانداردهای مورد نیاز زیرساخت‌های خود را توسعه دهد و قوانین و مقررات ملّی خود را با توجه نشانه‌های موجود، آنچنان راهبری کند که حتی شرکت‌های آمریکایی نیز حاضر باشند برای حضور در چنین بازاری این قوانین و مقررات را بپذیرند و دیگر با بهانه‌های حقوق بشری و غیره، چشم خود را بر این بازار نبندند.اما به صورت کلی چه میتوان کرد؟ پیشنهاداتی که در ادامه مطرح میشود، طرح کلی راهکارهایی است که میتوانند به وضعیت ایران در این روند دو پاره شدن اینترنت کمک کند.در حالی که ایران و کاربران ایرانی تحت تأثیر تحریم‌های آمریکا و شرکت های آمریکایی به خصوص در حوزه فضای مجازی هستند و از خدماتی که شرکت‌های بزرگ فناور جهان همچون گوگل و اپل بر پلتفرم‌های خود به کاربران جهانی ارائه می‌دهند، محرومند، همکاری با شرکت‌های فناور چینی در بستر پروژه‌ای بزرگ همچون راه ابریشم می‌تواند راهبردی بلندمدت و توسعه‌ای برای شکوفایی بهتر کسب‌و‌کارهای دیجیتال در ایران و رشد شرکت‌های فناور ایرانی در عرصه بین‌المللی شود.تجربه چین نشان میدهد که محدودسازی کاربران و شرکت های فناور ایرانی توسط شرکت ها فناور بزرگ جهان و دولت هایی که تأثیر زیادی بر جریان اطلاعات و اینترنت جهانی دارند، میتواند نقطه آغازی برای توسعه خدمات و محتوای ملّی در فضای مجازی شود. لزوم شکل گیری و توسعه این خدمات و محتوا، اعتماد به زیست بوم فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران و تسهیل فعالیت شرکت های بزرگ فناور ایرانی در بخش خصوصی به لحاظ حقوقی و قانونی در گام نخست و کمک های هدفمند مالی در مراحل بعدی است. گرچه ایران به اندازه چین کاربر فضای مجازی ندارد، اما نیاز است توجهی جدی به توسعه ضریب نفوذ کاربری هم به صورت کمّی و هم به صورت کیفی با عنایت به استانداردهای سواد فضای مجازی صورت گیرد. در جهان آینده که اقتصاد به سوی دیجیتال شدن بیشتر پیش می‌رود، حضور گسترده کاربران بومی می‌تواند مبنایی برای رونق تولید، خدمات و کسب‌وکارهای بومی دیجیتال و غیردیجیتال نیز گردد.پانویس[1] Eric Schmidt[2] Alphabet – Google’s Parent Company[3] Belt and Road Initiative - BRI[4] Silk Road Economic Belt[5] FAANG – Facebook/Apple/Amazon/Netflix/Google[6] Investopedia[7] China Mobile[8] Tencent[9] Alibaba[10] Baidu[11] Xiaomi[12] Project Dragonfly[i] Kolodny, Lora. (2018, Sept, 20). Former Google CEO predicts the internet will split in two — and one part will be led by China. CNBC, Available at: https://www.cnbc.com/2018/09/20/eric-schmidt-ex-google-ceo-predicts-internet-split-china.html[ii] Kolodny, Lora. (2018, Sept, 20). Former Google CEO predicts the internet will split in two — and one part will be led by China. CNBC, Available at: https://www.cnbc.com/2018/09/20/eric-schmidt-ex-google-ceo-predicts-internet-split-china.html[iii] D&#x27;Onfro, Jillian. (2018, Aug, 16). Google CEO: We&#x27;re &#x27;not close&#x27; to launching search in China. CNBC, Available at: https://www.cnbc.com/2018/08/17/google-ceo-sundar-pichai-on-project-dragonfly-censored-search-in-china.html    [iv] Gallagher, Ryan. (2018, Aug, 1). Google Plans to Launch Censored Search Engine in China, Leaked Documents Reveal. The Intercept_, Available at: https://theintercept.com/2018/08/01/google-china-search-engine-censorship/[v] Pham, Sherisse. (2018, May 31). Google now has two apps in China, but search remains off limits. CNN Business, Available at: https://money.cnn.com/2018/05/31/technology/google-in-china-files-app/</description>
                <category>مجتبی حاجی جعفری</category>
                <author>مجتبی حاجی جعفری</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2019 15:38:19 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>