<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mojtabamoradi233</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mojtabamoradi233</link>
        <description>من مجتبی مرادی مدرس و سخنران و نویسنده ی کتاب صندوقچه ای از طلا هستم  من در استان چهارمحال و بختیاری ،شهرستان شهرکرد،روستای هرچگان بدنیا آمدم.من دارای یک شرکت تجاری و یک بنگاه فروش مصالح ساختمانی هستم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 01:15:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/26136/avatar/mF1pdU.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>mojtabamoradi233</title>
            <link>https://virgool.io/@mojtabamoradi233</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گزارش تور تفریحی آموزشی فن بیان</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabamoradi233/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AD%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D9%81%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-r0jiqe4w97by</link>
                <description>مجتبی مرادیدر مسیر کار و تلاش و کوشش و در این وحله از زمان که همه بدنبال کسب معاش خود هستند نیاز به تفریح لازمه ی اسایش و آرامش بشر است حتی می توان آموز ها را نیز از این طریق پیگیری کرد حتی می توان فنون زندگی را هم آموخت .یکی از این مهارت ها مهارت فن بیان و سخنرانی است .ماهم فرصت را مغتنم شمرده یک تور سه روزه ترتیب داده تا دوستانی که علاقه مند به تفریح و آموزش هستند را به فیض اکمل برسانیم از این رو با همکاری دوست عزیزم و استاد ارجمند جناب آقای روح الله آقالر عزیز برگزار نمودیم.ما این تور را از شهرستان سمیرم از توابع استان اصفهان ترتیب دادیم .این تور در استان چهارمحال و بختیاری شهرستان سامان در حاشیه ی رودخانه ی زاینده رود برگزار گردید . ابتدا ما این دوستان را به پل زمانخان بردیم که از هیبت این رودخانه و پل تاریخی به وجدآمده بودند.این پل تاریخی در حدود فاصله ی سی کیلومتری از مرکز استان قرار دارد.پلی زیبا که توسط ترکان قشقایی بر روی رودخانه ساخته شده است .این پل توسط زمانخان ریس قوم قشقایی ایل بیگی در زمان صفویه ساخته شد، شاهکاری بینظیر که بعد از گذشت قرن ها هنوز پابرجا بوده و هرساله هزارن نفر از سراسر ایران و کشورهای دیگر به دیدن این منطقه ی بسیار زیبا می آیند . این منطقه دارای آب و هوای بسیار عالی بوده و پر از جنگل های میوه و چنار است که منظریه زیبای این منطقه را بسیار زیبا تر می کنند.بعد از بازدید شرکت کنندگان این تور از این پل تاریخی و زیبا و لذت بردن از آن و گرفتن عکس های یادگاری مسیر خود را به سوی بالا دست رودخانه ادامه دادیم و بعد از گذر از روستای بسیار زیبای چم خلیفه و امام زاده بابا پیر احمد و مسیر جنگلی بسیار زیبا که کم از جاده های شمال ندارد به روستای زیبای دشتی رسیدیم و راه خود را ادامه داده به روستای هوره قطب صادرات بادام مامایی رسیدیم .از پلی که روی رودخانه بود عبور کرده به وجد آمدن شرکت کنندگان در تور آموزشی فن بیان و سخنرانی را می توانستیم از چشمشان خواند و شادی وصف ناپذیری که آن لحظه داشتند قابل ستایش بود.در جاده یپر پیچ و خم حاشیه ی زاینده رود راه خود را به سمت روستای تاریخی یاسه چه ادامه دادیم که بعد از بیست دقیقه بعد از پل به آنجا رسیدیم.ما در روستای یاسه چاه به کمپ گردشگری دهکده ی ایل قشقایی رفته رستوران سنتی و بسیار زیبا و محیطی امن و آرام و بسیار زیبا که حقیقتا چشم هر بیننده ای را به خود خیره می کند دوستان شرکت کننده در این  تور آموزشی (فن بیان و سخنرانی) استراحت کرده ناهار خود را خوردند.از آنجا به خانه ی بسیار قدیمی و بسیار سنتی آقا گلی پیاده حرکت کرده بعد از گذر از دالان های تو در تو و زیبا به خانه ی مورد نظر رسیدیم .این خانه ی بسیار قدیمی دارای دوطبقه و در پایین دارای چندین حجره محصور شده با کاه گل که بوی قدیمی بودن را می داد و در گوشه ی سمت راست آن یک دالان بسیار خنک تو در توی دیگر وجود داشت که می توانستیم از گرما به آنجا پناه ببریم.استراحتی یک ساعته انجام دادیم .بعد از یک ساعت شرکت کنندگان در تور آموزشی فن بیان و سخنرانی سر کلاس رضایت از زندگی که توسط بنده اجرا گردید همراه باشادی و نشاط و محیطی صمیمی برگزار گردید بعد از حدود یک ساعت کلاس بنده به اتمام رسید و نوبت قایق سواری بر روی رودخانه رسید.همه با شور هیجان آماده قایق سواری و رفتینگ گردیدن. لیدر رفتینگ توضیحات لازم را به بچه ها داده و آماده یقایق سواری و شنا در رودخانه شدیم همه سوار شده و من و آقای پیر علی مسئول کمپ در جلوی قایق نشسته شروع به حرکت کردیم.کمی جلوتر من و تعدادی از بچه ها از قایق پیاده شده شروع به شنا در رودخانه ای زیبا با تلولو قطره های آب و شفافیت وصف ناپذیر شروع به شنا کردیم وزاینده رود از کوهرنگ سرچشمه گرفته وآب کوهرنگ و از آب شدن برف به وجود آمده است و شنا در اب بسیار سرد این رودخانه جانی دباره به انسان می دهد.بعد ازشنا باز سوار قایق شده از قسمت های خروشان و هیجان انگیز رودخانه عبور کرده به پایان مسیر رفتینگ رسیدیم و یک چای داغ بعد از شنا بسیار چسبید کمی استراحت در انتهای مسیر رفتینگ در باغ گردشگری تاراز بسیار جالب به نظر می رسید.بعد از رفتینگ هیجان انگیز سوار وانت هایی شده به سمت روستای یاسه چاه  و به سمت اقامتگاه به حرکت درآمدیم. و بعد از تفریح بسیار عالی عده ای از بچه ها به حمام رفته و استراحتکی کردند بعد از تفریح به سراغ کلاس فن بیان رفته و شروع به آموزش دوستان نمودیم . تمرین هایی را برای افزایش قدرت کلام و رسایی صدا به آنها دادیم.حدود ساعت ده شب بود که به سراغ شام رفته و در کمپ دهکده ی قشقایی مستقر شدیم که شام به همراه موسقی زنده حال و هوایی دیگر داشت و آهنگ زیبای آن در فضا طنین انداز شده و همگان را بوجد آورده بود آهنگ هیی محلی از جنس ایل قشقایی و ایل بختیاری که حقیقتا دلنواز بود و تجربه ی جالبی ار به وجود اورده بود.بعد از شام با بچه های شرکت کننده در تور آموزشی (فن بیان و سخنرانی ) شروع به بازی اسم فامیل کرده و برای طنز از اسامی بسیار خنده دار استفاده کردیم و بیشتر با بچه ها الفت گرفتیم. شبی بیاد ماندنی به پایان رسید و صبح روز بعد ساعت 6 صبح بعد از نماز با آقای آقالر در هوای گرگ و میش به سمت رودخانه روانه شده در خنکای بی بدیل زاینده رود غرق شده بودیم .هوایی بسیار عالی طراوتی غیر قابل وصف جان گرفتن طبیعت و صدای گنجشک ها که نمی توان حس و حال بسیار عالی آن را به قلم آورد .بچه ها را بیدار کرده و به صرف صبحانه روانه شدیم صبحانه ای با تخم مرغ محلی پنیر محلی و نان تازه پخت خانگی همه و همه انسان را به ایام قدیم و روستایی می برد به شما توصیه می کنم اگر به استان ما سفر کردید حتما از این کمپ دیدن کرده شبی را در اینجا سپری کنید.بعد از صبحانه بچه ها جمع شده ادامه ی آموزش های فن بیان به آنها داده شد و همه با جان و دل گوش فرا داده و بعد از دوساعت آموزش همگی سوار اتوبوس گشته به سمت روستای بابا حیدر از توابع شهرستان فارسان و بختیاری نشین روانه شدیم. تا روزی عالی دیگری را رقم بزنیم.بعد از یک ساعت حرکت در جاده به فارسان رسیده و به تفرجگاه پیر غار رسیدیم جایی بسیار زیبا در دل کوه های زاگرس که چشمه های بسیار پر اب از زیر تخته سنگ ها جاری می شود که در این قسمت کتیبه هایی از زمان مشروطه بر دل کوه منقوش گردیده و غاری کنار آن قرار دارد که تا بالای کوه می رود و راه دارد.بعد از دوساعت به روستای بابا حیدر در مسیر شهر کوهرنگ شهر برف و یخ و آبشار روانه گشتیم. بعد از پانزده دقیقه به آنجا رسیدیم .جایی با لباس های فاخر بختیاری جایی در دل زاگرس و چشم اندازی زیبا پر از درختان سرو و چنار و درختان میوه و محیطی آرام و بسیار بزرگ.بعد از ناهار به شرکت کنندگان تور آموزشی(فن بیان و سخنرانی) اعتماد به نفس خلاق را آموزش دادیم . زیرا یکی از لازمه های سخنرانی و فن بیان اعتماد بنفس هم هست .کلاس را به پایان رسانده دوستان مشغول استراحت شده و عده ای هم مثل بنده شروع به عکس گرفتن با لباس های محلی نمودیم.بعد از استراحت و صرف شام آموزش های فن بیان و سخنرانی را ادامه دادیم و در حین آموزش بچه ها نیز تمرین می کردند.بعد از پایان آموزش ها در روز دوم صبح روز سوم بعد از صرف صبحانه به ادامه ی آموزش ها پرداختیم .و بعد زا اتمام آموزشها به سمت شهرکرد حرکت کرده ناهار را در شهرکرد خورده و به پارک ملت رفتیم پارکی بسیار زیبا در شمال شهر و شرکت کنندگان شروع به تمرین سه دقیقه ای سخنرانی کردند.پیشرفت ها قابل توجه بود و نتیجه ی حاصله و رضایت شرکت کنندگان در این تور بسیار بالا بود و توری خاطره انگیز که در یادها خواهد ماند و تجربه ای جالب برای همه ی ما بوجود آمد . با آرزوی شادی وموفقیت برای شما دوست عزیزی که این مقاله را مطالعه فرمودید.</description>
                <category>mojtabamoradi233</category>
                <author>mojtabamoradi233</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2019 07:16:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرایط سخت</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabamoradi233/%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-ipgrfdll90cx</link>
                <description> با سلام من مجتبی مرادی هستم امیدوارم حال دلتون عالی باش . در این مقاله قصد دارم در مورد اینکه وقتی در شرایط سختی قرار می گیریم چه کاری باید انجام بدیم و چه راهکاری به ذهنمون می رسه.چطور می تونیم خودمون را از اون وضعیت خلاص کنیم. من توی این مقاله قصد دارم تجربه ای که داشتم را با شما عزیزان به اشتراک بزارم .مشکلاتتوی این یک ماه اخیر من دچار مشکلات مالی شدم و بخاطر ضمانت تمام حساب هام مسدود شد و چک هایی را که باید پاس میکردم برگشت خورد .احضاریه از دادگاه اومد که باید بیای و جوابگو باشی.اولش حس واقعا بدی داشتم چرا ؟چون منکه بدهکار نبودم چرا حساب های من باید بسته بشه ؟چرا باید من برم دادگاه و این جور سوالا که ذهنمو مشغول کرده بود.شکرگزارییک روز به همین منوال گذشت .من برای خودم یک روتین صبحگاهی ساختم که وقتی از خواب بیدار میشم اول ی دوش می گیرم بعد نمار می خونم بعد ورزش صبحگاهی رو انجام میدم و بعد از اون شکرگزاری را انجام میدم و ۴۳۰۰ نعمت را نوشتم که هرروز به این لیست من ده نعمت جدید اضافه میشه.توکلمن یک دفتر برای شکر گزاری و یک دفتر برای عبارت تاکیدی و یک جدول بسیار مهم بنام جدول توکل برای خودم ساختم که هرموقع کم میارم و یک اتفاقی که از عهده ی من خارجه و یک کار سختی که خودم نمی تونم انجامش بدم را می سپارم به خدا .اما چطور می تونیم ایمان و توکل داشته باشیم و نگرانی را کلا بزاریم کنار؟چطور می تونیم بار سنگینی که گاهی گریبانمون را میگیره خودمون به تنهایی حملش نکنیم؟چطور می تونیم از شرایطی که گاهی گریبانمون را می گیره نجات پیدا کنیم؟چطور می تونیم شرایط را تغییر بدیم که سنگینیش کمرمون را خم نکنه و یا نکنه؟گاهی ما آدما نیازه کارا را بسپاریم دست یه بزرگتر یه نفری که ما را دوست داشته باش ما را حتی بیشتر ازخودمون دوست داشته باشه انقدر بزرگ باش که مشکلات ما براش مثل یه ارزن و یا اندازه اتم باش و حتی شاید خنده دار!چالشهمیشه ادما دچار چالشن و گاهی این چالشا ممکنه اونها رو خسته کنه ، نگران کنه ، شاکی کنه و یا حتی از مسیری که می رن متوقف کنه ،چرا؟ چون ناامیدی جای امید و تلاش و اقدام را می گیره دلسردی جای اشتیاق را می گیره !خوب شاید بگید من چیکار می تونم بکنم؟ چه راه حلی وجود داره ؟اصلا امید چیه ؟ خدا مارو فراموش کرده ؟ ماکه پارتی نداریم مشکلمون را حل کنه آشنایی نداریم ؟تکلیفمون چیه آخه تو این وضعیت؟ و سوالای زیادی که ممکنه ذهن ما رو درگیر کنه.چند وقت پیش بعد از کلی چالش که داشتم رفتم خاستگاری دختری که دوست داشتم که خوب خداروشکر جواب مثبت گرفتم .چون توی عید بود و همه درگیر دید و بازدید و مسافرت هستند بعد از تعطیلات بریم برای نامزدی و آزامایش و خریدایی که باید داشته باشیم.قبل از اون نگران این بودم که نکنه قبول نکنن نکنه جواببشون منفی باش و کلی فکار مختلف.روز خاستگاری احساس عجبی از ترس و هیجان و نگرانی را تجربه کردم که نکنه نتونم از پس زندگی برمیام؟ نکنه نتونم پول عروسی را جور کنم و کلی نگرانی جور واجوری که ذهنمو مشغول کرده بود .احساس عجیبی داشتم که نمی دونستم باید چطوری از پسش بربیام.همیشه اینا از بزرگترا شنیده بودم که خرج مدرسه و عروس و کفن و دفن همیشه جور میشه و ی جورایی میشه گفت برام باور شدن.اما بزرگترا قدیمیا می خواستن چیا به ما نشون بدن ؟چیا قرار بود یاد ما بدن ؟خلاصه توکل کردم و رفتم جلو .بعد از اینکه جواب بله را گرفتم یه اتفاقایی افتاد که به ظاهر خیلی می تونست در این زمینه باعث بشه اوضاع خراب بشه مثلا حساب های بانکی من به دلیل ضمانت بسته شدن .از اداراتی و افرادی که پول طلبکار بودم هیچکدوم بدهی خود را پرداخت نکردن و حتی سر ناسازگاری پیش گرفتن!من تحت فشار زیادی قرار گرفته بودم از یک طرف حسابام مسدود شده بودند و از طرف دیگه قرار بود که جشن نامزدی بگیرم .البته راه های بود که مشکل را حل کنم مثل قرض گرفتن پول اما  خوب دلم راضی به این کار نبود. دو سه روزی بود که فکرم مشغول این ماجرا بود .اما دلم می گفت مگه کارارو نسپردی دست خدا؟می گفتم خوب چرا .قلبم میگفت پس نگران چی هستی ؟ میگفتم خوب با این وضعیت باید نگران باشم دیگه؟گفت مگه خدا نگفته بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را گفتم خوب چرا گفته ؟گفت پس آروم باش و وقتی کارا رو سپردی دست خدا آروم بشین و تماشا کن ببین چه کاری برات انجام میده .نشونهبا برادرم و یکی از دوستانم رفتیم توی یک فروشگاه که اون ها اونجا کار داشتن .وقتی از فروشگاه خارج شدیم و چون ذهنم درگیر همین موضوعات بود با ی تابلو روبرو شدم که روش نوشته شده بود وقتی توکل مردی دیگه نگران نباش و محکم باش که خدا توکل کنندگان را دوست داره!!انگار خدا با من صحبت می کرد و می کفت نگران نباش اگه کاری که به من سپردی و ایمان داشته باشی جوری واست کارا رو درست  می کنم که خودت متعجب بشی! آرامش وجودم رو گرفت ویاد این آیه از قرآن افتادم که میگه تنها با یاد خدا دلها آرام می شود .هراز چندگاهی افکار منفی میومدن سراغم اما اون آیه را بیاد خودم می اوردم و هر بار توی تصویر سازی های ذهنیم میدیدم که همه چیز به بهترین نحو ممکن درست شده و من جشن نامزدیم را برپا کردم . اما شرایط اونجوری نبود که می خواستم و نشونه ای هم از اینکه کارا حل میشه وجود نداشت تازه اوضاع بدتر هم شد!شاید بپرسید چرا ؟علاوه بر مسئله های قبلی که داشتم چون یک شرکت بازرگانی تازه تاسیس هم دارم قرار بود یک معامله ی بسیار پر سود داشته باشم و همه ی قرار ها گذاشته شده بود تا بتونیم با شرکت هندی و چند شرکت ایرانی قرار داد ببندیم .پیش خودم فکر می کردم خدایاشکر لااقل میشه روی این دادوستد برنامه ریزی کرد و کل مشکلات حل میشه تا اینکه روز قرار داد کسی که تاجر هندی را معرفی کرده بود نظر تاجر هندی را عوض کرد و مانع از انعقاد قرار دادشد و خودش قرارداد را بست .کمی ناراحت شدم بابت این موضوع اما سریع بخودم اومد و گفتم حتما حکمتی توش وجود داره دیگه نگران نبودم و یاد این مثل ایرانی افتادم که می گفت خداوند زحکمت ببند دری زرحمت گشاید در دیگری .شرایط دقیقا بر ضد من بود .علاوه بر این مشکلات خانواده هم وارد گود شدن و همگی غر می زدن که چرا انقدر بی خیالی ، اینطوری می خوای دختر مردما خوشبخت کنی؟ چرا قدر خودتا نمی دونی ؟چرا دست از این کارات بر نمی داری ؟آدم انقدر بیخیال ؟میشه گفت دیگه فشارها از هر طرف زیادتر شده بودن و چون من توکل کرده بودم و می دونستم خدا از جایی که نمی دونم راهم را باز می کنه و نمیزاره آبروی من بره و همه ی کارها رو به بهترین نحو انجام میده و این اتفاق افتاد از جایی که نمی دونستم و یا فکرش رو نمی کردم پول رسید و من تونستم خرید های جشن نامزدی را انجام بدم.اما من می تونستم که انتخاب کنم حالم خراب باش حس خوبی نداشته باشم از زمین و زمان شاکی باشم که چرا این اتفاق برای من باید بیوفته ؟ وکلی حرفا و فکرایی که می تونستن توکلی که کردم را نابود کنن! اما انتخاب کردم که آروم باشم .ماها یادگرفتیم بار سختیامون را خودمون به دوش بکشیم و گاهی میبینیم که خیلی از کارا از دست ما خارجه و برامون توانی نمونده و حتی به خیلی از کارمون نمی رسیم اما می خوام یک راه حل ساده و بسیار کاربدی که خودم خیلی ازش کمک گرفتم صحبت کنم .من در کتاب خودم که اسمش صندوقچه ای از طلاست مفصلا پرداختم که می تونید با خریداری اون راه های رسیدن به آرامش و شادی را یاد بگیرید که البته ارسالش هم رایگانه.صندوقچه ای از طلاتوی این کتاب درمورد جدولی  صحبت کردم که می تونه واقعا به شما کمک کنه که اولا ایمانتون قوی بشه و دوما کارها و سختیها و مشکلاتی که دارین سریعتر حل بشن. همین الان یک برگه بردارید و با یک خط به دوقسمت تقسیمش کنید و بالای صفحه یک طرف بنویسید کارهایی که من باید انجام دهم و طرف دیگه بنویسید کارهایی که خدا باید انجام دهد .اما یک نکته وجود داره سعی کنید از کارهای کوچیک شروع کنید،چرا؟ چون باور پذیریون یواش یواش شکل می گیره و ذهنتون قبول می کنه که این اتفاق خواهد افتاد پس این کار را انجام بدید و نتیجه اش را با ما در میون بزارید تا دیگر خوانندگان عزیز و ما از اون اذت برده تو زندگیمون ازش بیشتر استفاده کنیم.</description>
                <category>mojtabamoradi233</category>
                <author>mojtabamoradi233</author>
                <pubDate>Fri, 19 Apr 2019 22:16:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استرس راهی برای نجات و شجاعت!!</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabamoradi233/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9%D8%AA-wa798ztslqzi</link>
                <description>استرس  با سلام امیدوارم حال دلتون عالی باش در این مقاله قصد دارم درمورد یک تحقیق بسیار جالب در مورد استرس بپردازم و نتیجه ای که از این تحقیق بدست اومده نشون میده که استرس اونقدر ها که فکر می کنیم برای ما مضر نیست که البته بسیار مفید هست.اما شاید بپرسید چطوری؟ مگه میشه؟ در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت.ابتدا ببینیم استرس و یا احساسات مختلف چطوری و به شکلی به وجود میان؟انسان از طریق حواس مختلف دنیای بیرونش را درک می کنه مثلا از طریق حس بویایی،شوایی،چشایی،شنوایی و لامسه که اینها از بعد فیزکی و مادی قضیه هستند اما بعد غیر فیزکی هم نقش بسازیی در درک محیط نقش دارند مثل احساس شادی،غم ،غصه، استرس،ترس،شجاعت،هیجان و...احساسات ما با افکار ما بوجود می آیند یعنی وقتی ما به یک موضوع توجه می کنیم وبه روی آن تمرکز می کنیم و مجبور می شویم به آن فکر کنیم چه مثبت چه منفی و حتی اتفاقاتی که دور و اطراف ما می افتد هم همینطور است .انسان برای بقا نیاز به این احساسات و عواطف دارد که بزرگترین و عالیترین احساسات عشق است که همه چیز را گرد هم آورده است باعث تولد شما شده است قدرتی عظیم که اگر به معنای واقعی از آن استفاده کنید مطمئنا نتایج حیرت آوری خواهید دید.اما تحقیقی که در دانشگاه آکسفورد بر روی 3500 نفر طی پنج سال صورت گرفت . در این تحقیقات بسیاری از این افراد که مورد تحقیق قرار گرفتند بر این باور بودند که استرس برای بدن بسیار مضر است و تعدادی از آنها هم بر این باور بودند که استرس هیچ تاثیری بر بدن و زندگی ندارد.خوب طرز کار استرس چگونه است؟ وقتی برای انسان اتفاقی می افتد که باعث استرس می شود غدد هیپوفیز استیل کولین را ترشح کرده که خود استرس زا هستند و یک مکانیزم دفاعی برای بدن است مانند ترس که انسان را از خطرات دور می کند.وقتی هرمون ترشح شد قلب بیشتر و سریعتر کار می کند و رگ ها گشادتر می شوند که امکان سکته را بالا می برند که این امر بسیار شایع است که شاید شنیده باشید خیلی از افراد بخاطر استرس شدید جان خود را از دست داده اند.اما تحقیقات چه می گوید؟ تحقیقات که روی این افراد صورت گرفت به این امر اشاره می کند که افرادی که بر این باور بودند که استرس برای آنها مضر است تا 40 درصد خطر مرگ در آنها افزایش یافت .پس عامل اصلی چه بود؟برای خواندن ادامه مقاله اینجا کلیک کنید.</description>
                <category>mojtabamoradi233</category>
                <author>mojtabamoradi233</author>
                <pubDate>Mon, 01 Apr 2019 10:49:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شربت جادویی حل مشکلات</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabamoradi233/%D8%B4%D8%B1%D8%A8%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-ppgnkhurfupt</link>
                <description>شربت جادویی حل مشکلات چند وقت پیش از ستاد پیشگیری از جرم استان چهارمحال و بختیاری با من در جهت شرکت در دوره ای تماس گرفته شد که نمی دانستم که واقعا چه دوره ایست ، اصلا چرا من را برای این آموزش این دوره دعوت کرده اند و هرچه از مسِئول این دوره پرسیدم فرموند که فقط شرکت کن ضرر نمی کنی.من به این امر اعتقاد دارم که هر اتفاقی در جهان که می افتد به خیر و صلاح من است پس بدون چون و چرا قبول کردم . من در طرحی شرکت کردم که اسم آن طدح امید بود . طرح امید به استخراج انگیزه ها و ویژگی های فطری انسان می پردازد و می گوید فرد مقابل چه چیزی دارد و به مهندسی اکتسابی افراد پرداخته و آشفتگی های موجود در زندگی روزمره را مخصوصا قشر آسیب پذیر را مورد بررسی قرار داده راهکار های عملی به روشی بسیار ساده برای آنها ارائه می دهد که این قشر می تواند شامل دانش آموزان ، دانشجویان ،زندانیان و افرادی که دچار بیماری اعتیاد شده و… می شود. بسیاری از ما انسانها بسیاری از مسائل را میدانیم اما نمی دانیم چطور باید آنها را در زندگی خود اجرا کنیم .در راه رسیدن و اجرایی کردن دانسته ها مسیری وجود دارد که ما باید آن را طی کنیم . ما باید بتوانیم دانایی خود را به توانایی ویا دانش خود را به مهارت تبدیل کنیم اما این امر چگونه میسر خواهد بود؟دوره ی امید به همین منظور طراحی شده است و فرایند شدن را به مردم ایران آموزش می دهد  تا مهارت این را بدست آوردند که بتوانند آگاهی های خود را به شدن و مهارت تبدیل کند و طعم زندگی شیرین را به انسان بچشاند و سبکی از زندگی را آموزش می دهد که باعث صرفه جویی در تمام عرصه های زندگی شده و انسان را به مطلوب می رساند. برای  خواندن مقاله اینجاکلیک کنید.</description>
                <category>mojtabamoradi233</category>
                <author>mojtabamoradi233</author>
                <pubDate>Sun, 20 Jan 2019 06:15:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت کلام</title>
                <link>https://virgool.io/@mojtabamoradi233/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-klmkakbqllaw</link>
                <description>قدرت کلامشاید شنیدید که می گن زبونم بلای جونم شد؟ ماها خیلی وقتا یه حرفیی می زنیم که بعد از گفتنشون پشیمون می شیم و می گیم که برای چی این حرف زدم و یا از چیزی حرف میزنیم و اون اتفاق میوفته.کلام ما دارای انرژی و ما اگه بتونیم ذهنمون را برنامه ریزی کنیم و روی خودمون هم کار کنیم می تونیم از این ابزار برای رسیدن به خواسته ها مون ازش استفاده کنیم چون یکی از ابزار قدرتمند و دارای انرژی هست که ما میتونیم از این انرژی در جهت رشد و پیشرف خودمون ازش استفاده کنیم .قدرت کلام رو میشه هر لحظه توی زندگی خودمون ببینیم .مثلا چند وقت پیش رفته بودم ی کتابخونه که چنتا پوشه بگیرم خیلیم شلوغ بود هیچکس حرفی نمیزد منتظر بودن فروشنده بیاد خوب منم که از قدرت کلام آگاه بودم بلند و رسا گفتم امکان داره چنتا پوشه به من بدید فروشنده بدون معطلی کار من رو راه انداخت.در دین اسلام هم سفارش شده به درست و مثبت حرف زدن که پیامبر می فرماید:قبل از صحبت کردن حرفت را نوشخار کن بعد بگویا ضرب المثلی هم د رزبا خودمان وجود دارد که می گوید:زبان سرخ سرسبز را می دهد بر بادما با این زبان می تونیم به خیلی از خواسته های خودمون دست پیدا کنیم و یا از آونها دور بشیم بستگی به خودمون دارد که چطوری از این ابزار استفاده بکنیم.در کتاب چهار اثر از فلورانس به این موضع بسیار پرداخته شده است که در عباراتی می گوید کلام تو عصای معجزه گر توست و یا در قسمتی می گوید از روی کلام تو بر تو حکم میشود.اگر بگویی میشود قطعا اتفاق می افتد و اگر بگویی نمی شود کلام تو اجرا خواهد شد.از این ابزار در طول تاریخ بسیاری از افراد تونستن به نفع منافع خودشون استفاده کنند که یکی از اونها هیتلر بود که با سخنرانی های خودش باعث ایجاد جنگ جهانی دوم شد و تونست ملت آلمان را برای جنگ یکپارچه کنه.کلام هم مثل تمام چیز هایی که توی کائنات وجود داره دارای انرژی که وقتی ما داریم صحبت می کنیم داریم انرژی را با کلام به محیط خودمون انتقال می دیم .تلقینحتما در مورد تلقین چیزایی شنیدین و درمورد قدرتی که می تونه داشته باشه هم اطلاعاتی دارین. برای من خیلی پیش اومده که ی نفر ی چیزی رو به من تلقین کرده که مثلا نمی تونی فلان کارا انجام بدی بعد اتفاقی که می افتاد چی بود نمی تونستم انجامش بدم یا اینکه می گفتن فراموشکاری و واقعا این اتفاق می افتاد .یا گاهی اوقات پیش میو مد که به خودم می گفتم چقدر خنگ بازی در میاری و واقعا کارایی می کردم که واقعا احمقانه بود.این موضوع دیگه داشت برام درد آور می شد که گفتم خوب بزار با خودم خوب صحبت کنم ببینم چی میشه ؟ اتفاق جالبی که افتاد این بود که شروع کردم به تلقین مثبت و عبارت تاکیدی مثبت در مورد خودم به کار بردن که الان جوری شده که حتی با مشغله ی خیلی زیاد بندرت چیزی رو فراموش می کنم به ندرت عصبانی و یا ناراحت میشم . خودما عاشقانه دوست دارم و دیگران هم منو واقعا دوست دارن .برای خواندن ادامه ی مقاله و استفاده از فیلم ها و تصاویر می توانید به وب سایت مراجعه کرده و از این مقاله لذت ببرید . امید بر آنکه تاثیر کوچکی درجهت رشد و پیشرفت شما داشته باشد. برای مطالعه ی بیشتر می توانید اینجا کلیک کنید.</description>
                <category>mojtabamoradi233</category>
                <author>mojtabamoradi233</author>
                <pubDate>Sun, 06 Jan 2019 20:19:35 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>